persian
stringlengths 4
144
| english
stringlengths 1
156
|
---|---|
با دادن نشان لیاقت به همتون ثابت میکنم .
|
to present each and every one of you with this symbol of merit .
|
اتاق امنه ، آقای رئیس جمهور .
|
the room is secure , mr . president .
|
شایدم نیست قربان .
|
or is it sir .
|
اینجوری فکر میکنم تامسون .
|
ive been thinking , thompson .
|
چی میشه اگر بیگانهها پشت یه بدن انسانی مخفی شده باشن .
|
what if the aliens could take over human bodies .
|
اونها درست مثل ما به نظر میان .
|
theyd look just like us .
|
یا تقریبا .
|
or almost .
|
اصلا بهش فکر نکرده بودم ، قربان .
|
i never thought of that , sir .
|
ما باید برای هر چیز مشکوکی آماده باشیم .
|
we should be on alert for anything suspicious .
|
اونها میتونن ه جایی باشن .
|
they could be anywhere .
|
حتی .
|
even .
|
درست همینجا .
|
right here .
|
خدای من .
|
my god .
|
ما به وضوح میبینیم که حمله داره انجام میشه .
|
wed never see the attack coming .
|
وحشتناکه ، قربان نترس .
|
its frightening , sir dont panic .
|
ما باید خیلی آروم به طرف خروجی بریم .
|
well just move slowly toward the exit .
|
بالاخره دیدیمتون ، جناب رئیس جمهور .
|
at last we meet , mr . president .
|
داره اتفاق می افته میدونستم .
|
its happening . i knew it .
|
زنده نمیتونی منو ببری .
|
youll never take me alive .
|
اون سرم را برد .
|
ah shes scrambling my brain .
|
اون با من .
|
ill get her .
|
اوه ، نه ، شما این کار را نمیکنید نه روی ساعت مچیم .
|
oh , no , you dont not on my watch .
|
کارتون خوب بود ، قربان .
|
good work , sir .
|
خدای خوب اینم کوچیکشونه که دندونای فلزی داره .
|
good god the small ones have metal teeth .
|
بچه های جری .
|
jerrys kids , my ass .
|
آقای رئیس جمهور ، شما دیگه کاملا دیوانه شده اید .
|
mr . president , have you gone completely insane .
|
مثل یه روباهه .
|
like a fox .
|
ما باید با کسی که دید اینها دارند میان صحبت بکنیم .
|
we got to talk to the person who saw this coming , .
|
با سیندی کمبل .
|
cindy campbell .
|
اون میدونه که چطوری باید در برابر بیگانهها از خودمون دفاع کنیم .
|
she knows how to defeat the aliens .
|
بیگانه های کثیف و پوسیده ی تفاله .
|
filthy , rotten scum aah .
|
تو خیلی زشتی .
|
aah youre hideous .
|
سیارمو ترک کن .
|
get off my planet .
|
نه همه چیز را به راهه .
|
no is everything all right .
|
خروجیها بسته اند .
|
the exits are all blocked .
|
یکی پیدا میکنم ، قربان .
|
ill find one , sir .
|
همه برن کنار .
|
everybody , clear .
|
از اینطرف ، قربان خدایا ، خیلی هیجان انگیزه .
|
this way , sir god , this is exciting .
|
تو هیجانزده ای پس باید یه دستی به نوک سینه های من بزنی .
|
youre excited you should feel my nipples .
|
کودی کودی ، کجایی .
|
cody cody , where are you .
|
امروز اتفاقی در اتاق شرقی .
|
after todays incident in the east room , .
|
کاخ سفید افتاد کاخ سفید به همه ی شهروندان توصیه میکنه .
|
the white house is now advising all citizens .
|
همه جای خانه شون را تخته کوبی کنند و برای هجوم بیگانهها آماده بشن .
|
to board up their homes and prepare for an alien invasion .
|
اوه ، نه .
|
oh , no .
|
و این هم خبر اختصاصی ساعت 8 .
|
and now a news 8 exclusive .
|
نوار ویدیویی قاتل که حتما شما درموردش شنیدید .
|
the killer videotape youve been hearing about .
|
ما تنها ایستگاه تلویزیونی هستیم که میخوایم .
|
were the only station that has it , .
|
اونو برای تمام شب نمایش میدیم .
|
and were showing it all night .
|
خیلی هیجان انگیزه بهتره بهش اهمیت بدین .
|
very exciting . lets roll it again .
|
هیچ کس دیگه نمیتونه از اینجا بیاد تو .
|
there . nobodys getting through that sucker .
|
ولی ما باید به زیرزمین بریم .
|
but we have to get down to the cellar .
|
جورج سیندی .
|
george . cindy .
|
هیچ وقتی نداریم .
|
theres no time .
|
خدارو شکر دیگه داشتم از نگرانی مریض میشدم .
|
thank god . ive been worried sick .
|
اون یه ساعتی میشه که اومده اینجا چندبار بهت زنگ زدم .
|
he showed up about an hour ago . i tried to call .
|
نه ، زنگ نزد .
|
no , he didnt .
|
درسته ، ولی میخواستم بزنم .
|
okay , but i was gonna .
|
نه ، اون نمیخواست .
|
no , he wasnt .
|
کودی مسئله اینجاست که تو نمیتونی همیشه اینجوری فرار کنی .
|
cody , the point is you cant just run away like that .
|
من میخوام پیش جورج باشم .
|
i wanted to be with george .
|
اوه ، عزیزم ، میدونم که دلت یه بابا میخواد ، ولی .
|
oh , honey , i know you want a dad , but .
|
اوه ، بهم اعتماد کن ، کودی من تو همه چیز ماهر نیستم .
|
oh , trust me , cody , im not good at anything .
|
چرا باید تو همه چیز ماهر باشم .
|
why would i be good at that .
|
همه چیز درست میشه ، کودی .
|
its gonna be okay , cody .
|
من قراره بمیرم ، درسته .
|
im going to die , arent i .
|
کودی تا حالا بهت گفته ام که مادرت .
|
cody , did i ever tell you what your mom said .
|
تو روز تولدت درمورد تو چی گفت .
|
about you the day you were born .
|
من تو اتاق زایمان پیشش بودم .
|
i was in the delivery room with her .
|
اون اوقات سختی را داشت تحمل میکرد .
|
she was having a hard time .
|
بعد تو شروع کردی به بیرون اومدن از اون .
|
then you began to come out of her .
|
بعد مادرت شروع به جیغ زدن کرد .
|
and your mom screamed and screamed in pain .
|
اون داد میزد ، منو بکش .
|
she yelled , just kill me .
|
با یه لگن گه بزنید تو سرم .
|
bludgeon me with a bedpan .
|
هرکاری که از دستتون میاد بکنید تا درد من آروم بشه .
|
whatever you do , put me out of this pain .
|
از اون به اندازه ی یک لوله ی 6 اینچ داشت خون میزد بیرون .
|
she was gushing torrents of blood .
|
من همه ی اینها را تو یک نوار ضبط کردم تا هر وقت خواستی بدم ببینیش .
|
i have this all on tape if you want to see it someday .
|
تا اینکه تو اومدی بیرون .
|
well , finally you came out .
|
مادرت بند نافت را قطع کرد .
|
your mom cut your umbilical cord herself .
|
توی تلاش بعدیش .
|
well , on the second try .
|
تو اولین دفعه نصف آلتت را برید .
|
the first time she snipped your penis in half .
|
بعد از همه ی اینها ، اون مست کرده بود .
|
after all , she was drunk .
|
در حقیقت تحت تأثیر موادی بود که زده بود .
|
actually , drugged .
|
ما شب قبلش تو مهمونی روز سنت پاتریک بودیم .
|
wed been out the night before celebrating st . patricks day .
|
اون گفت من تا حالا کریستال مصرف نکردم .
|
she thought , hey , i never tasted crystal meth .
|
یه مقدار مصرف کرد .
|
so she did just a little .
|
آلتم .
|
my penis .
|
اونها آلتت را از بالا تا پایین دوختند .
|
they sewed it on upside down .
|
پس به همین دلیله که من را به بالا شاش میکنم .
|
so thats why i pee up .
|
بله ، اون را هم درست میکنیم ، عزیزم .
|
yes . well get it fixed , honey .
|
این را هم تو لیست کارهام گذاشتم درست بعد از اینکه تیوو را گرفتی میریم سراغ اون .
|
its on my list of things . right after we get tivo .
|
درهرحال ، اونجایی که تو بودی .
|
anyway , there you were .
|
مادرت به طرف من برگشت و گفت .
|
your mom turned to me and said , .
|
هی ، اگر میخوایتش برش دار .
|
hey , you want him take him .
|
بعدش هم مرد .
|
then she died .
|
و من برت داشتم .
|
and i took you .
|
میدونی چرا .
|
do you know why .
|
فقط به خاطر اینه گربه ام را تو آتش سوزی از دست داده بودم .
|
i had just lost my cat in a fire , .
|
و من به یه چیزی به عنوان حیوان خانگی احتیاج داشتم تا بهش غذا بدم .
|
and i needed something to pet and feed .
|
دلم برای اون گربه خیلی تنگ شده کودی .
|
and i miss that cat , cody .
|
ولی دوستت دارم .
|
but i love you .
|
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.