persian
stringlengths 4
144
| english
stringlengths 1
156
|
---|---|
گوش کنین مأمور سیمسون .
|
listen to me . agent thompson .
|
از پنجره فاصله بگیرید .
|
back away from that window .
|
چیه ، بازم فراموش کردم زیرشلواریم را دوباره بپوشم .
|
what did i forget to put my pants on again .
|
نه ، قربان ، فقط یه احساسیه که در من بوجود اومده .
|
no , sir . its just a feeling ive been having .
|
از وقتیکه اون اخبار را درمورد بیگانهها شنیدم .
|
since the news about the aliens .
|
یه چیزایی درست نیستن میدونم منظورت چیه .
|
somethings not right . i know what you mean .
|
مثل اینه که احساس بکنی یه چیزی جور در نمیاد و دریت نیست .
|
its like that feeling that somethings not right .
|
مقداری توپک کهنه ، قربان .
|
some old tupac , sir .
|
همه به من توجه کنند این لامصب خیلی محکمه .
|
all eyez on me . hey , this shit is banging .
|
ممنون ، قربان درکش میکنم .
|
thank you , sir . i appreciate it .
|
سلام سیندی .
|
hello , cindy .
|
من معمارم .
|
i am the architect .
|
تو چندین سؤال بی جواب داری .
|
you have many questions .
|
از خیلی وقت پیشها زیرنظرت دارم .
|
ive been watching you for a very long time .
|
فهمیدم .
|
so i see .
|
چه رابطه ای بین دایره های ذرت زار و اون نوار ویدیویی هست .
|
what is the connection between the crop circles and the tape .
|
جوابش ساده است .
|
the answer is simple .
|
تو احتمالا غیر عادی هستی .
|
you are the eventuality of an anomaly .
|
تو داری با سرسختی دنبال یک احتمال مزخرف میگردی .
|
you are inexorably seeking a sedulant probability .
|
مزخرف .
|
sedulant .
|
عجیبه ، نه .
|
grotesquerie no .
|
درباره ی تصدیق احتمال وقوع چی .
|
what about contingent affirmation .
|
اون معانیه مختلفی مسده هی .
|
thats got to mean something . hey .
|
هی ، تو تو حمام هم دوربین گذاشتی .
|
hey you put cameras in my bathroom .
|
اوه ، خدای من خوب ، این به خاطر اون زمستان طولانیه .
|
oh , my god . well , it was a long winter .
|
این تجاوز به آخ .
|
this is an invasion of ow .
|
اوه ، ببخشید .
|
oh , sorry .
|
نمیتونم بهش کمک کنم اون خیلی اینجا تنهاست .
|
i cant help it . its very ionely in here .
|
پس ، من خیلی وقته که با کسی نبوده ام .
|
ergo , i havent been with anyone in a very long time , .
|
فقط با این صندلی بودم .
|
or this chair .
|
بهش میگم .
|
i call her .
|
لیندا .
|
linda .
|
میتونی این صحنه ی شکار را قطع کنی من مورد حمله قرار گرفته ام .
|
could you just cut to the chase im kind of in a rush .
|
چرا اگر بخوای میتونی همیشه روش بخوابی .
|
why you can always sleep over if you want .
|
لیندا برای دو نفر ساخته شده .
|
lindas built for two , and she vibrates .
|
بسه ، فقط چیزهایی را که باید بدونم بهم بگو .
|
stop it just tell me what i need to know .
|
اون دختر کوچولو کیه .
|
who is that little girl .
|
باشه ، باشه .
|
okay , okay .
|
من و همسرم بچه میخواستیم ولی اون نمیتونست باردار بشه .
|
my wife and i wanted a child , but she couldnt get pregnant .
|
من هم نمیتونستم .
|
neither could i .
|
پس تو اون را به فرزندی قبول کردی .
|
so you adopted .
|
ما دخترمون را دوست داشتیم ولی اون یه شیطان بود .
|
we loved our daughter , but she was evil .
|
اسبها را دیوانه میکرد توله سگهامون را کشت .
|
made the horses crazy , killed our puppies , .
|
کنترلم را هم مخفی کرد .
|
hid the remote .
|
یه مریض واقعی بود .
|
really sick shit .
|
زنم اونو به مزرعه ی قدیمیش برد .
|
my wife took her to the old family farm .
|
و تو چاه غرقش کرد .
|
and drowned her in the well .
|
احساس میکردم که هه چیز تموم شده باشه .
|
i felt a simple timeout would have been sufficient .
|
ولی تابیتا اون شیطان را تو نوار ویدیویی گذاشت .
|
but tabitha imprinted her evil on a videotape .
|
هیچ وقت نمیخواستم که اون بره بیرون ولی .
|
i never meant for it to get out , but .
|
ولی چی .
|
but what .
|
من اونو تو یه جعبه ی اشتباه گذاشتم و به یه نفر دادم .
|
i put it in the wrong box and returned it to blockbuster , .
|
بجز کپی من ار پوتی تنگ .
|
instead of my copy of pootie tang .
|
از وقتی که پخش شد داره کشتار میکنه .
|
its been circulating and killing ever since .
|
درست مثل پوتی تنگ .
|
just like pootie tang .
|
با بیگانهها باید چیکار کنیم .
|
but what does this have to do with aliens .
|
شاید تابیتا احضارشون کرده تا هممون را بکشن .
|
perhaps tabithas summoning them to kill us all .
|
تهاجم بیگانهها .
|
an alien invasion .
|
باید به همه هشدار بدم .
|
i have to warn the world .
|
دیگه دیر شده ، چون خیلی وقته که شروع شده .
|
its already begun . youre too late .
|
ولی هنوز برای شاد کردن یه پیرمرد دیر نشده .
|
but not too late to make an old man happy .
|
چیه .
|
what .
|
اخباری از اشیای نورانی در آسمان رسیده .
|
and now reports of lights in the sky .
|
با مشاهدات فضاپیما .
|
glimpses of spacecraft .
|
دیده شدن بیگانهها از تمام جهان گزارش شده .
|
possible alien sightings being reported all over the world .
|
آیا اونها بیگانه هستند .
|
are they aliens .
|
تصاویر اولیه دارند میان .
|
the first video images are coming in .
|
از آشفتگی اوضاع امشب .
|
disturbing home video tonight .
|
از یک دامداری ، که در خارج از سیدنی ، استرالیا واقع شده .
|
from a ranch outside sydney , australia .
|
حالا با دقت نگاش کنین .
|
watch very carefully now .
|
دوباره نگاش کنین .
|
lets see that again .
|
خیلی ، خیلی عجیبه .
|
very , very disturbing .
|
و این هم از سائو پائولو ، برزیل رسیده .
|
and this just in from sao paulo , brazil .
|
بزارید دوباره نگاه کنیم .
|
lets see that again .
|
و این یکی هم از جنوب تگزاس هست .
|
and this just in from south texas .
|
آیا آنها برای یک تهدید آماده میشوند .
|
do they pose a threat .
|
تنها چیزیکه معلومه اینه که .
|
only one things for certain .
|
همه ی ما به دست اونها کشته خواهیم شد .
|
we are all going to be killed .
|
باید همهجای خانه را تخته کوبی کنیم .
|
we have to board up the house .
|
مطمئنی که این لازمه ویلسون .
|
are you sure this is necessary , wilson .
|
گرفتن یه مهمانی تشریفاتی برای دادن جایزه ، اونهم تو این زمان .
|
having an awards ceremony at a time like this .
|
بله ، قربان ، همه چیز باید بصورت کاملا عادی به نظر برسه .
|
yes , sir . everything must appear business as usual .
|
تا وقتیکه ملت میترسن ، همه چیز عمیقا آشفته است .
|
the nation , while not yet panicked , is deeply disturbed .
|
مدرسته ، ما میتونیم این بحران را مدیریت بکنیم .
|
right . we can steer that course , .
|
و همه را کاملا آشفته نگهداریم .
|
keeping everybody deeply disturbed .
|
ما به وحشت نیاز نداریم .
|
we dont want a panic .
|
خیلی از رؤسای جمهور با یه همچین تهاجماتی روبرو شده اند .
|
very few presidents have faced a crisis like this .
|
میخوام بدونم که پرزیدنت فورد چیکار کرده .
|
i wonder what president ford wouldve done .
|
خوب ، اگر دلار اینجا متوقف بشه .
|
well , if the buck stops here .
|
اینجا متوقف شده .
|
the buck stops here .
|
از همتون ممنونم و به کاخ سفید خوش آمدید .
|
thank you all , and welcome to the white house .
|
جایزه ی مادر ترزا .
|
the mother teresa awards .
|
مشخص میکنه که چه کسی غلبه کرده بر .
|
recognize those who have overcome .
|
نقصها و زیانها .
|
the severest handicaps and disadvantages .
|
برای کمک کردن به جامعه اش .
|
to help others in their communities .
|
اعم از : پیر و جوان سیاه و سفید .
|
the young , the old . black and white .
|
دوستان بومی آمریکاییمون هی ، حالت چطوره .
|
our native american friends . hey , how are you .
|
هی ، حالت چطوره هی ، حالت چطوره .
|
hey , how are you hey , how are you .
|
هی ، حالت چطوره .
|
hey , how are you .
|
خوب ، از اینرو احتراماتم را .
|
ah . well , it is therefore my honor .
|
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.