Id
int64
1
3.02M
Title
stringlengths
1
132
Type
int64
0
6
Rank
int64
0
80.7k
Namespace
int64
0
14
RedirectList
sequencelengths
0
3.08k
IsDisambiguationPage
bool
2 classes
TargetLinksCount
int64
0
80.2k
InfoBox
dict
Text
stringlengths
0
196k
Links
sequencelengths
0
5.96k
Parents
sequencelengths
0
227
1,282
تجریش
2
167
0
[ "میدان تجریش", "تجريش", "پل تجريش", "پل تجریش", "سر پل تجریش", "سرپل تجریش", "سر پل تجريش", "سرپل تجريش", "ميدان تجريش" ]
false
112
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "تجریش" }, { "Item1": "روی‌نقشه", "Item2": "آری" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "۳۵٫۸۰۷۰" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "۵۱٫۴۲۸۸" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "TajrishMap.JPG" }, { "Item1": "اندازه‌تصویر", "Item2": "250" }, { "Item1": "استان", "Item2": "تهران" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "شمیرانات" }, { "Item1": "بخش", "Item2": "[[مرکزی]]" }, { "Item1": "نام‌محلی", "Item2": "شمیران" }, { "Item1": "نام‌های‌قدیمی", "Item2": "طجرشت" }, { "Item1": "سال‌شهرشدن", "Item2": "[[۱۳۵۷]]" }, { "Item1": "زبان", "Item2": "[[پارسی]]" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "[[شیعه]]" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۱۶۰۰ متر" }, { "Item1": "میانگین‌دما", "Item2": "۱۲/۹ درجه سانتیگراد" }, { "Item1": "میانگین‌بارش‌سالانه", "Item2": "۴۳۵/۸ میلیمتر" } ], "Title": "شهر ایران" }
تجریش نام شهری در کلان‌شهر تهران است که به عنوان یکی از محله‌های شهر تهران هم به شمار می‌آید. تجریش مرکز شهرستان شمیرانات استان تهران است و در منطقه ۱ شهر تهران واقع شده‌است. میدان تجریش که نقطه پایانی خیابان ولیعصر تهران است یکی از مکان‌های تجاری و شلوغ تهران به شمار می‌رود. بازار قدیمی، تکیه بزرگ تجریش و امامزاده صالح از نقاط دیدنی محله تجریش‌اند. در گذشته‌ای نه چندان دور مردم منطقه تجریش به زبان تاتی سخن می‌گفتند که هنوز برخی از بومیان با آن آشنایی دارند. خیابان‌ها و اماکن پیرامون تجریش شمالی‌ترین منطقه تهران است به تجریش قله تهران نیز می‌گویند این شهر جز تاریخچه شهر تهران محسوب می‌شود خیابان‌ها و کوچه‌هایی که به میدان تجریش می‌پیوندند به ترتیب ساعتگرد عبارت‌اند از خیابان شهرداری، فناخسرو ( خیابان ثبت )، غلام جعفری( جعفرآباد)، جلالوند (ارم)، ملکی (سعدآباد)، ولی‌عصر، دربندی (مقصود بیک)، ثقفی وگوگل. خیابان شهرداری بین میدان تجریش(سرپل تجریش) و میدان قدس (میدان تجریش) قرار دارد و گوگل کوچه‌ای است که به امامزاده صالح ختم می‌شود. خیابان‌های:بوعلی، صاحبی، آشتیانی منفرد و حکمت از جمله خیابان‌هایی هستند که دارای استاندارد خیابان سازی نیستند و نیز این خیابان‌ها جزء مناطق قدیمی و فرسوده تجریش قرار دارند. در گذشته به میدان قدس کنونی میدان تجریش گفته میشد و به میدان تجریش کنونی سرپل تجریش گفته میشد که با نامگذاری‌های جدید خیابان‌ها در بعد انقلاب دچار تغییر شد. اماکن مهم پیرامون میدان تجریش: مسجد همت امامزاده صالح تکیه بالا (حسینیه بزرگ تجریش بازار تجریش و حسینیه آن کاخ موزه سعدآباد اداره پست تجریش اداره برق تجریش بیمارستان شهدا بنیاد شهید شمیرانات سازمان تامین اجتماعی شمیران مرکز خرید قائم مرکز خرید تندیس مرکز خرید البرز مرکز خرید میری مرکز خرید بعثت مرکز خرید ارگ تجاری در شمال تجریش محله‌های جعفرآباد و سعدآباد و در شمال غربی آن محله زعفرانیه در جنوب محلهالهیه قرار گرفته است. پیشینه هزار سال پیش تجریش، طجرشت خوانده می‌شد. چنان‌که راوندی مورخ تاریخ در شرح سلطنت طغرل سلجوقی آورده است: «آنگاه سلطان از تبریز به سوی ری رفت تا زفاف به دار الملک باشد. اندک مایه رنج بر وی مستولی شد، به قصران بیرونی، به در ری به دیه طجرشت (تجریش) از جهت خنکی هوا نزول فرمود، چه حرارت هوا بغایت بود (به سال ۴۵۵ ق). جالب اینجاست که طغرل در همان تجریش وفات یافت و جنازه‌اش برای دفن به ری منتقل شد. البته مقبره متبرکه صالح ابن موسی کاظم برادر امام هشتم شیعیان نیز دلیل دیگری بر قدمت این منطقه می‌باشد. زمانی که خبر ولیعهدی برادرش را می‌شنود از عراق راهی ایران می‌شود. گویا شخصی به نام حسن بهبهانی در پل کرخ که همان کرج امروزیست در تعقیب امامزاده بود که او را در باغ گلشن قریه تجریش در کنار همان درخت چنار کهنسال به شهادت می‌رساند. اهالی این منطقه به احترام انتصاب وی به ائمه برای وی گنبد و بارگاه می‌سازند. درباره مناطق دیگر شمیران اطلاعاتی از گذشته دور‌تر وجود دارد. اما هنوز درباره تجریش اطلاعات بیشتری نیست. جغرافیا تجریش در دامنه رشته کوه البرز است و میدان تجریش در ارتفاع ۱۶۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد. آب و هوای تجریش معتدل و متمایل به سرد است. حداکثر دمای آن در تابستانها ۳۶ درجه و حداقل آن در زمستانها °۲۰- درجه است. در شهر تجریش قناتهای متعددی وجود داشته است و برخی از آنها هنوز هم آبدهی دارد. از جمله قنات امامزاده صالح (مظهر آن در صحن امامزاده)، قنات محمدیه، قنات مقصودبک در کنار رود دربند، قنات سرپل تجریش و قنات کهریز که مظهر آن در تکیه پایین تجریش بوده است. جمعیت جمعیت شهر تجریش در ۱۳۳۵ شمسی، ۲۶،۵۲۵ تن و در سرشماری ۱۳۶۵ شمسی حدود ۴۰،۰۰۰ تن بود. در سرشماری ۱۳۷۵ شمسی، به علت متصل بودن تجریش به شهر تهران و قرارگرفتن در محدوده تهران بزرگ، جمعیت آن همراه با جمعیت تهران ذکر شد.
[ "بخش مرکزی شهرستان شمیرانات", "۱۳۵۷", "پارسی", "شیعه", "کلان‌شهر تهران", "تهران", "شمیران", "منطقه ۱ شهر تهران", "خیابان ولیعصر", "بازار", "تکیه بزرگ تجریش", "امامزاده صالح (تجریش)", "زبان تاتی ایران", "ساعتگرد", "فناخسرو", "غلام جعفري", "حسینیه", "سعدآباد (شمیران)", "جعفرآباد (شمیران)", "سعدآباد", "زعفرانیه", "الهيه", "طغرل سلجوقی", "تبریز", "قصران", "ری", "عراق", "ایران", "کرج", "رشته کوه البرز", "میدان", "دریا", "شهر", "مقصودبک", "تکیه تجریش" ]
[ "تجریش", "شمیران", "شهرهای استان تهران", "محله‌های تهران", "منطقه ۱ تهران", "شهرستان شمیرانات" ]
1,283
شازند
2
137
0
[]
false
72
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "شازند" }, { "Item1": "روی‌نقشه", "Item2": "آری" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "۳۳٫۹۳۵۶" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "۴۹٫۴۰۸۳" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Abbās Abād Park, Shazand.jpg" }, { "Item1": "اندازه‌تصویر", "Item2": "250" }, { "Item1": "استان", "Item2": "مرکزی" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "شازند" }, { "Item1": "بخش", "Item2": "بخش [[مرکزی]]" }, { "Item1": "نام‌های‌دیگر", "Item2": "ادریس آباد-سربندآزادشهر" }, { "Item1": "نام‌های‌قدیمی", "Item2": "ادریس‌آباد، آزادشهر، شاه زند" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱۹،۳۵۳ نفر سال ۱۳۸۵" }, { "Item1": "زبان", "Item2": "فارسی، لری، ترکی" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "اسلام شیعه" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۱۲۰۰ متر" }, { "Item1": "شهردار", "Item2": "حشمت اله شعبانی" }, { "Item1": "پیش‌شماره", "Item2": "۰۸۶" }, { "Item1": "پلاک اتومبیل", "Item2": "57 ق" }, { "Item1": "وب‌گاه", "Item2": "http://shazand.ir/" } ], "Title": "شهر ایران" }
شازند (یا شاه‌زنده و که اوایل انقلاب مدت کمی به نام آزادشهر هم نامیده شد) یکی از شهرهای استان مرکزی در کشور ایران است. در لغت‌نامه دهخدا در شرح این شهر آمده‌است: «همان ادریس آباد سابق است. نام ایستگاه راه‌آهن میان سمنگان و نورآباد است که در ۳۵۴ هزارگزی ایستگاه راه‌آهن اراک واقع است. کارخانه قند شاهی به سال ۱۳۱۵ ه‌.ش به علت مساعد بودن آن ناحیه برای کشت چغندر به این محل منتقل شد.» علت نامگذاری این شهر به شازند به دلیل وجود کوهی بوده‌است که زرتشتیان باور داشته‌اند کیخسرو به‌همراه پهلوانان نامی آن در آن کوه مخفی شده‌اند. از این رو این کوه را شاه زنده یا شاه زند نامیده‌اند؛ و شهر شازند هم که در آغاز ادریس‌آباد بوده‌است از روی این کوه نامگذاری کرده‌اند. سراب عباس‌آباد، سراب بلاغ، پارک تپه سنگی محله ازنا و پیست اسکی هندودر از گردشگاه‌های شازند هستند. دیگر مناطق دیدنی این شهر را می‌توان مقبره ارمنیان و کلیسای آنان و همچنین بقعه سهل بن علی است که زیارتگاه این منطقه است نام برد. شهر شازند دارای چهار منطقه اصلی است که شازند، نوبنیاد، ازنا و کلاوه نام دارند. با گسترش بیشتر شهر مناطق تازه‌ای نیز به آن افزوده شده‌اند. مردم شازند بیشتر به زبان فارسی و لری گفتگو می‌کنند و ترکی نیز در بعضی روستاهای منطقه رایج است. از مشاهیر این شهر درگذشته می‌توان به شیخ عباس مدرس (مشیدی یا ادریس آبادی) اشاره کرد که از بنیان‌گذاران حوزه علمیه اراک بوده و امام خمینی هم از شاگردان ایشان در حوزه علمیه اراک بوده‌است. نمایی از عبور قطار ریشه‌شناسی نام نام قدیم شازند ادریس‌آباد بوده‌است و احتمالا به این دلیل نام‌گذاری شده‌است که خانواده ادریس بن معقل این شهر را تاسیس کرده‌اند. اما پس از عبور راه‌آهن از کنار شهر، نام آن را به نام کوه مجاور آن، یعنی شاه‌زند، شازند نامیدند. علت نامگذاری این شهر به شازند به دلیل وجود کوهی بوده‌است که زرتشتیان عقیده داشته‌اند کیخسرو به همراه پهلوانان نامی آن در آن کوه مخفی شده‌اند. ازاین رو این کوه را شاه‌زنده یا شاه‌زند نامیده‌اند. پیشینه تاریخی اولین سند تاریخی که درباره شکل‌گیری شهر شازند در منابع مکتوب وجود دارد مربوط به گزارشی است که موسی خورزنی جغرافیدان ارمنی در قرن پنجم میلادی در کتاب خود ارائه کرده‌است. او در شرح ایل‌های امپراطوری ساسانی به رستاق کرج و بابک اشاره کرده و آن‌ها را جزء ایالت اصفهان آورده است. شهر کرج در منطقه‌ای قرار داشته‌است که امروزه شهرهای شازند و آستانه قرار دارند بنا به گزارش‌های تاریخی شهر کرج شکل متمرکز نداشته و پراکنده بوده‌است. در دوره اخیر در برخی از منابع از شازند با نام ادریس‌آباد اسم برده شده‌است. با توجه به اینکه نام پدر ابودلف، ادریس بوده‌است، می‌توان نتیجه گرفت که شهر ناپیوسته کرج به صورت روستاهای نزدیک به هم درآمده و نام یکی از این روستاها ادریس‌آباد و محل زندگی ادریس، پدر ابودلف بوده‌است. اقلیم شازند به لحاظ موقعیت طبیعی خود خوش آب و هواترین شهرهای استان مرکزی است. به‌طوری‌که میانگین دمای آن در تابستان ۲۱ درجه و در بهار ۱۳ درجه است که معتدل‌ترین و خنک‌ترین ناحیه استان در این دو فصل می‌باشد. مقبره شهدای گمنام شهر شازند شازند زیبا طبیعت شهر شازند رشته کوه راسوند دریاچه کوکبیه تقسیمات سیاسی در اوایل انقلاب به دلیل حساسیت روی کلمه شاه که نام شازند از آن برگرفته شده بود نام شهر به سربند که در حقیقت دهستانی از شهرستان شازند است تغییر یافت، اما بعد از ۲۵ سال دوباره در صحن علنی مجلس و در اعتراض نماینده وقت شهر به شازند برگردانده شد. زمین‌شناسی زمین لرزه فرهنگ و مردم شناسی دین و مذهب دین مردم این سرزمین اسلام و شیعه می‌باشند. زبان اهالی شهر فارسی و لری صحبت می‌کنند و البته در برخی روستاها نیز ترکی رواج دارد. آداب و رسوم مشاهیر رسانه‌ها ساختار شهری شهرداری مراکز درمانی پارک و فضای سبز شازند از لحاظ پارک و فضای سبز بسیار غنی می‌باشد و از مهمترین آن‌ها می‌توان به سراب عباس آباد که روزانه مردم زیادی از شهرهای همجوار برای سپری کردن اوقاتی خوش به آنجا می‌ایند. پارکهای دیگری نظیر پارک کارخانه قند و پارک تپه سنگی و پارک کلاوه نیز می‌توان اشاره کرد. مناطق تفریحی منطقه نمونه گردشگری عباس‌آباد که در دامنه کوه شهباز قرار دارد و دارای سرچشمه بسیار زیبا و پارک جنگلی و شهر بازی می‌باشد - سفره خانه سنتی و رستوران و کافی شاپ نیز دارد -دارای پارکینگ بزرگ و اختصاصی با نگهبان می‌باشد - از ابتدای بهار تا آبان ماه پذیرای شمار زیادی از گردشگران استان مرکزی و استانهای همجوار می‌باشد - آب و هوای خنک و درختان بلند و چشم‌انداز کوهستان زیبای شهباز از نقاط برجسته عباس‌آباد شازند می‌باشد پیست اسکی شازند در ۳۵ کیلومتری جنوب غربی شازندو ۱۲۰۰ متر بالاتر از سطح دریا، دامنه‌های شرقی زاگرس این پیست را در دامن خود جای داده‌است. این پیست دارای مسیر اسکی به طول ۶۰۰ متر و طول کلی ۵ کیلومتر و دارای سه دستگاه تله سیژ، رستوران، تجهیزات برف‌روبی و ساختمان اداری است. مراکز ورزشی صنعت و اقتصاد از کارخانه‌های مهم شهر شازند می‌توان به کارخانه قند شازند ،پالایشگاه نفت امام خمینی شازند ،پتروشیمی شازند و نیروگاه حرارتی شازند اشاره کرد. کارخانه قند شازند که در سال ۱۳۱۷ تاسیس شد، اولین کارخانه ایجاد شده در استان مرکزی است.
[ "مرکزی شهرستان شازند", "استان مرکزی", "کشور ایران", "لغت‌نامهٔ دهخدا", "ادریس آباد", "ایستگاه راه‌آهن", "کیخسرو", "هندودر", "لری", "ترکی", "حوزه علمیه", "امام خمینی", "ادریس بن معقل", "راه‌آهن", "زرتشتیان", "موسی خورزنی", "مردم ارمنی", "کرج ابودلف", "اصفهان", "آستانه (مرکزی)", "دما", "تابستان", "بهار", "شاه", "سربند", "شهرستان شازند", "مردم شناسی", "کارخانه قند شازند", "پالایشگاه نفت امام خمینی شازند", "پتروشیمی شازند", "نیروگاه حرارتی شازند", "خنداب", "کمیجان", "اراک", "خمین", "الیگودرز", "ازنا", "دورود", "بروجرد", "ملایر" ]
[ "شهرهای شهرستان شازند", "شهرستان شازند", "شهرهای استان مرکزی", "شهرهای ایران" ]
1,285
زمین‌لرزه و سونامی ۲۰۰۴ اقیانوس هند
4
70
0
[ "زلزله‌ي ۲۰۰۴ ميلادي در اقيانوس هند", "زلزله ۲۰۰۴ میلادی در اقیانوس هند", "زلزله‌ی ۲۰۰۴ میلادی در اقیانوس هند", "زلزلهٔ ۲۰۰۴ ميلادي در اقيانوس هند", "زمین لرزه ۲۰۰۴ اقیانوس هند", "زلزلهٔ ۲۰۰۴ میلادی در اقیانوس هند", "زمین‌لرزه 2004 اقیانوس هند", "زمین‌لرزه ۲۰۰۴ اقیانوس هند", "زمين لرزه و سونامي اقيانوس هند (۲۰۰۴)", "زلزله اقیانوس هند", "زمین لرزه و سونامی اقیانوس هند (۲۰۰۴)", "زمین‌لرزه و سونامی اقیانوس هند (2004)", "زلزله اقيانوس هند", "زلزلهٔ اقیانوس هند", "زلزله ۲۰۰۴ ميلادي در اقيانوس هند", "زلزله 2004 میلادی در اقیانوس هند", "زلزلهٔ 2004 ميلادي در اقيانوس هند", "زلزلهٔ 2004 میلادی در اقیانوس هند", "زلزله ي ۲۰۰۴ ميلادي در اقيانوس هند", "زلزله‌ي 2004 ميلادي در اقيانوس هند", "زلزله ی ۲۰۰۴ میلادی در اقیانوس هند", "زلزله‌ی 2004 میلادی در اقیانوس هند", "زمين لرزه و سونامي اقيانوس هند (2004)", "زمین لرزه و سونامی اقیانوس هند (2004)", "زمين لرزه ۲۰۰۴ اقيانوس هند", "زمین لرزهٔ ۲۰۰۴ اقیانوس هند", "زمین لرزه 2004 اقیانوس هند", "زمين لرزهٔ ۲۰۰۴ اقيانوس هند", "زمین لرزهٔ 2004 اقیانوس هند", "زمين لرزه 2004 اقيانوس هند", "زمین‌لرزهٔ 2004 اقیانوس هند", "زمین‌لرزهٔ ۲۰۰۴ اقیانوس هند", "زمين لرزهٔ 2004 اقيانوس هند", "زلزله 2004 ميلادي در اقيانوس هند", "زلزله ي 2004 ميلادي در اقيانوس هند", "زلزله ی 2004 میلادی در اقیانوس هند", "زلزلهٔ اقيانوس هند", "زمین‌لرزه و سونامی اقیانوس هند (۲۰۰۴)", "زمین‌لرزه ۲۰۰۴ و سونامی اقیانوس هند" ]
false
24
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
زمین‌لرزه اقیانوس هند و حرکت امواج حاصل از آن. برخورد آبلرزه (سونامی) به آئو نانگ در تایلند. زلزله ۲۰۰۴ میلادی در اقیانوس هند با بزرگای گشتاوری ۹٫۰ در ۲۶ دسامبر ۲۰۰۴ در غرب سواحل سوماترای اندونزی اتفاق افتاد. آبلرزه حاصل از این زلزله باعث مرگ بیش از ۲۸۶۰۰۰ نفر در ۱۴ کشور گوناگون شد. برای مثال یکی از مناطقی که با وجود فاصله زیاد از مرکز لرزه آسیب‌های جدی دیده بندر بیلا می‌باشد. کشورهای آسیب دیده در این حادثه کشورهای زیادی آسیب‌های جانی و مالی فراوانی را متحمل شدند که بیشتر شامل کشورهایی با وضعیت بد اقتصادی می‌شود.آماری از آسیب‌های وارده به این کشورها در جدول زیر آمده است. کشورهای آسیب دیده کشته زخمی ناپدیدشده بی‌خانمان تایید شده تخمین اندونزی سریلانکا هند تایلند ۷۰۰۰ سومالی برمه ۴۵ مالدیو ۲۶ مالزی ۷۵ ۶ تانزانیا ۱۳ سیشل ۳ بنگلادش ۲ آفریقای جنوبی ۲ یمن ۲ کنیا ۱ ۱ ۲ ماداگاسکار جمع ~،۱،۶۹ میلیون
[ "بزرگای گشتاوری", "۲۶ دسامبر", "۲۰۰۴ میلادی", "سوماترا", "اندونزی", "آبلرزه", "بندر بیلا", "سریلانکا", "هند", "تایلند", "سومالی", "برمه", "مالدیو", "مالزی", "تانزانیا", "سیشل", "بنگلادش", "آفریقای جنوبی", "یمن", "کنیا", "ماداگاسکار" ]
[ "ابرزلزله‌ها در سوماترا", "اقیانوس هند", "اندونزی در ۲۰۰۴ (میلادی)", "بلایای طبیعی ۲۰۰۴ (میلادی)", "بلایای طبیعی در تایلند", "بلایای طبیعی در سومالی", "بلایای طبیعی در هند", "بلایای‌های طبیعی در سری‌لانکا", "تاریخ آسیای جنوب شرقی", "تایلند در ۲۰۰۴ (میلادی)", "رویدادهای دسامبر ۲۰۰۴", "زمین‌لرزه و سونامی اقیانوس هند (۲۰۰۴)", "زمین‌لرزه‌های ۲۰۰۴ (میلادی)", "زمین‌لرزه‌های اندونزی", "زمین‌لرزه‌های کلان‌راندگی در هند", "سری لانکا در ۲۰۰۴ (میلادی)", "سومالی در ۲۰۰۴ (میلادی)", "سونامی‌ها", "فاجعه‌ها در سری‌لانکا", "فاجعه‌های ۲۰۰۴ (میلادی) در هند", "مالدیو در ۲۰۰۴ (میلادی)", "مرگ و میر فیلم‌برداری شده" ]
1,287
فرسب
0
18
0
[ "فَرَسب" ]
false
10
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فرسب تزئین‌شده، درب ورودی سمت چپ کلیسای قدیم میلان، ایتالیا. فرسب و افریز و ستون‌های زیر آنها در نیایشگاه سلینونته در جزیره سیسیل ایتالیا. فرسب عضو افقی نمایان در معماری باستانی است که روی سرستون‌ها و زیر افریز (حاشیه افقی کتیبه) قرار دارد. در معماری ایران باستان سر ستون‌های چندگانه‌ای (دالی (عقابی)، گاودیس، و کله‌شیری) می‌ساختند و روی این سر ستون‌ها را با پالارها و سپس فرسب می‌پوشاندند. به فرسب‌هایی که بار سقف را بر پایه‌ها توزیع می‌کند معمولا نعل درگاه گفته می‌شود.
[ "سیسیل", "معماری", "سر ستون (معماری)", "افریز", "کتیبه", "معماری ایران باستان", "پالار", "نعل درگاه" ]
[ "ستون‌ها و سرستون‌ها", "عناصر معماری", "عناصر معماری روم باستان", "معماری" ]
1,288
شیردال
0
49
0
[ "شيردال", "بشکوچ", "شیر دال", "گریفین", "بشكوچ", "شير دال", "گريفين" ]
false
30
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
thumb شیردال هخامنشی در تخت جمشید شیردال یا گریفین (در پارسی میانه: بشکوچ ) موجودی افسانه‌ای با تن شیر و سر عقاب (دال) و گوش اسب است. تندیس‌های به شکل شیردال در معماری کاربرد زیادی دارند. شیردال‌ها در معماری عیلامی کاربرد داشتند و نمونه برجسته‌ای از آن در شوش پیدا شده است. روی کفل این شیردال نوشته‌ای است به خط میخی عیلامی از اونتاش گال که آن جانور را به اینشوشیناک خدای خدایان عیلام هدیه کرده است. این شیردال که بدست بانو گیرشمن بازسازی شده‌است در قلعه شوش نگهداری می‌شود. مردم ایران باستان شیردال‌ها را نگهبان گنجینه‌های خدایان می‌پنداشتند. موجودات افسانه‌ای جام هیولای دوسر و غزال جام شیردال و گاو بال‌دار تکوک طلایی بز کوهی هگمتانه جام نقره‌ای زن عیلامی تاریخ ایران پیش از آریایی‌ها
[ "تخت جمشید", "شیر (گربه‌سان)", "عقاب", "اسب", "معماری", "شوش", "اونتاش گال", "اینشوشیناک", "عیلام", "گیرشمن", "موجودات افسانه‌ای", "جام هیولای دوسر و غزال", "جام شیردال و گاو بال‌دار", "تکوک طلایی بز کوهی هگمتانه", "جام نقره‌ای زن عیلامی", "تاریخ ایران پیش از آریایی‌ها" ]
[ "آفریده‌های افسانه‌ای اروپایی", "آفریده‌های افسانه‌ای یونانی", "اشیای ایران باستان", "اشیای ایران باستان در موزه‌های خارج از کشور", "باستان‌شناسی ایران", "تاریخ ایران", "جانوران در هنر", "دورگه‌های اساطیری", "شیردال‌ها", "موجودات افسانه‌ای در مصر", "موجودات پندارین", "نمادهای ملی ایران", "هنرهای تجسمی" ]
1,289
توری‌کاری
0
4
0
[ "توری کاری", "توري كاري" ]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
انجام تزئینات گوناگون توری شکل با سنگ و چوب و گچ در معماری گوتیک را توری‌کاری می‌نامند.
[ "معماری", "گوتیک", "مسجد قرطبه", "Giralda", "Aljaferia", "ساراگوسا" ]
[ "پنجره", "تزیین", "معماری", "معماری کلیسا", "معماری گوتیک" ]
1,290
مقیاس بزرگای گشتاوری
0
696
0
[ "بزرگاي گشتاوري", "بزرگای گشتاوری", "مقياس بزرگاي گشتاوري" ]
false
678
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
مقیاس بزرگای گشتاوری (با نماد M یا M ) یکایی برای بیان بزرگای زمین‌لرزه با در نظر گرفتن مقدار انرژی آزاد شده توسط زمین‌لرزه است. پیدایش برای حل مشکل سنجش بزرگی زمین‌لرزه با مقیاس بزرگی ریشتر، در سال ۱۹۷۰ سازمان زمین‌شناسی آمریکا یکای مقیاس بزرگای گشتاوری را ارائه کرد. هم‌اکنون از این مقیاس برای بیان بزرگی زمین‌لرزه استفاده می‌شود. ویژگی‌ها مقیاس بزرگای گشتاوری به غیر از دامنه از امواج زمین‌لرزه، داده‌های بیشتری مانند نقطه گسیختگی گسل، میزان جنبایی گسل و نیروی فشار وارده به گسل را در نظر می‌گیرد. اگر فشار وارده به گسل از حد تحمل سنگ‌های پوسته در سطح گسل بیشتر شود، گسل به لغزش در آمده و باعث ایجاد زمین‌لرزه می‌شود. مقیاس بزرگای گشتاوری انواع موج‌های زمین‌لرزه و به بیان دیگر، کل انرژی آزاد شده توسط زمین‌لرزه را اندازه‌گیری می‌کند. مقایسه با مقیاس ریشتر این یکا برای زمین‌لرزه‌های متوسط (بزرگای گشتاوری تقریبا ۵) مشابه با مقیاس ریشتر است. اما برای زمین‌لرزه‌های بزرگ‌تر از MW ۵، یکای بزرگای گشتاوری، بسیار دقیق‌تر است. برای زمین‌لرزه‌های بزرگ، این مقیاس برخلاف مقیاس ریشتر اشباع نمی‌شود، بنابراین در حال حاضر این مقیاس رایج‌ترین مقیاس مورد استفاده در مطالعات زمین‌لرزه‌شناسی است. معادله نماد مقیاس بزرگای گشتاوری است و با معادله زیر محاسبه می‌شود: در معادله بالا ممان لرزه‌ای بر حسب dyne⋅cm (10 −7 N⋅m) با فرمول زیر است: مقیاس شدت مرکالی مقیاس بزرگی ریشتر مقیاس شیندو
[ "یکا", "زمین‌لرزه", "مقیاس بزرگی ریشتر", "سازمان زمین‌شناسی آمریکا", "گسل", "مقیاس ریشتر", "زلزله‌شناسی", "ام‌اس‌ان‌بی‌سی", "معادله", "مقیاس شدت مرکالی", "مقیاس شیندو" ]
[ "ژئوفیزیک", "لرزه‌شناسی", "مقیاس‌های اندازه‌گیری لگاریتیمی", "مقیاس‌های بزرگای لرزه‌ای", "مقیاس‌های لرزه‌ای", "یکاهای اندازه‌گیری" ]
1,291
زمین‌لرزه
0
741
0
[ "زلزله", "زلزله‌ها", "زمین لرزه", "زمين لرزه", "لرزه‌خیزی", "لرزه خیزی", "زلزله ها", "لرزه خيزي", "علل وقوع زلزله" ]
false
418
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
چپ میزان زلزله خیزی اخیر ایران (دی ۱۳۸۸) میزان خطر زلزله در ایران زمین‌لرزه یا زلزله لرزش و جنبش زمین است که به علت آزاد شدن انرژی ناشی از گسیختگی سریع در گسلهای پوسته زمین در مدتی کوتاه روی می‌دهد. محلی که منشا زمین‌لرزه است و انرژی از آنجا خارج می‌شود را کانون ژرفی، و نقطه بالای کانون در سطح زمین را مرکز سطحی زمین‌لرزه می‌گویند. پیش از وقوع زمین‌لرزه اصلی معمولا زلزله‌های نسبتا خفیف‌تری در منطقه روی می‌دهد که به پیش‌لرزه معروف‌اند. به لرزش‌های بعدی زمین‌لرزه نیز پس‌لرزه می‌گویند که با شدت کمتر و با فاصله زمانی گوناگون میان چند دقیقه تا چند ماه رخ می‌دهند. زمین لرزه نتیجه رهایی ناگهانی انرژی از داخل پوسته زمین است که امواج ارتعاشی را ایجاد می‌کند. زمین‌لرزه‌ها توسط دستگاه زلزله‌سنج یا لرزه‌نگار ثبت می‌شوند. مقدار بزرگی یک زلزله متناسب با انرژی آزاد شده زلزله است. زلزله‌های کوچک‌تر از بزرگی ۳ ریشتر اغلب غیر محسوس و بزرگ‌تر از ۶ ریشتر خسارت‌های جدی را به بار می‌آورند، البته ریشتر که هر واحد اضافه آن حدودا ده برابر قبلی است (مثلا ۵ نسبت به ۶) فقط واحد اندازه و شدت انرژی تخلیه شده‌است اما عوامل متعدد دیگری از فاصله گرفته (عمق بیشتر تاثیر کمتر از زیر ده کیلومتر تا ۷۰۰ کیلومتر همین‌طور فاصله بیشتر افقی از رومرکز) تا جهت لرزش (عمودی یا ضربه‌ای) و نوع طول موج لرزش (فاصله جابجایی مکانی رفتی و برگشتی در هر لرزش) در میزان تخریب تاثیر دارند. امواج زلزله سه نوع P و S (امواج بدنی) و سطحی دارند که نوع P که اول می‌آید به امواج فشاری یا طولی مشهور است زیرا امواجش ضربه‌ای بوده و در جهت انتشار می‌لرزانند (مانند بازی کشیدن طناب) و در پوسته زمین با سرعت ۱٫۵ تا ۸ کیلومتر در ثانیه پیش‌می‌روند برعکس امواج S یا امواج قیچی تا ۱٫۷ بار سرعتشان کمتر است و در جهت عمود بر خط انتشار می‌لرزانند (مانند تکاندن سفره) اما نمی‌توانند از مایعات مثلا آب یا سنگ مذاب مثل هسته بیرونی زمین رد شوند. زمین‌لرزه شدید در عمق با زاویه‌ای ۱۰۵ درجه نواحی سطحی را می‌لرزاند و نواحی ورای این زاویه منطقه سایه نامیده می‌شوند و از این رو تجربه نشان داده که امواج P فشاری نسبت به S دامنه بسیار وسیع‌تری از منطقه سایه را پوشش می‌دهند و موج P می‌تواند با تغییر جهت و گذر از گوشته یا هسته بیرونی زمین منطقه‌ای بسیار دور از رومرکز را بلرزاند. در نزدیکی سطح زمین، زلزله به صورت ارتعاش یا گاهی جابجایی زمین نمایان می‌شود. زمانی که مرکز زمین‌لرزه در داخل دریا باشد، در صورت تغییر شکل زیاد و سریع بستر دریا باعث ایجاد سونامی می‌شود که معمولا در زلزله‌های بزرگ‌تر از بزرگی هشت ریشتر اتفاق می‌افتد. ارتعاشات زمین باعث ریزش کوه و همین‌طور فعالیت‌های آتشفشانی می‌شوند. در حالت کلی کلمه زمین‌لرزه هر نوع ارتعاشی را در بر می‌گیرد - چه ارتعاش طبیعی چه مصنوعی توسط انسان - که موجب ایجاد امواج ارتعاشی می‌شود. زمین‌لرزه‌ها اغلب نتیجه حرکت گسل‌ها هستند، و همین‌طور می‌تواند حاصل فعالیت‌های آتشفشانی، ریزش کوه‌ها، انفجار معدن‌ها و آزمایش‌های هسته‌ای باشد. نقطه آغازین شکاف لرزه را کانون می‌نامند. مرکز زمین‌لرزه نقطه‌ای در راستای عمودی کانون و در سطح زمین است. ریشه واژه زلزله زلزله واژه‌ای از ریشه عربی زلزل به معنی لرزش است. در گذشته زلزله را بومهن می‌نامیدند که برگرفته از بوم‌مثنه مرکب از بوم (زمین) و مثنه (حرکت) به معنی حرکت زمین است. اقدامات پیش از زلزله آمادگی برای زلزله و اینکه بدانیم چه کار باید کنیم می‌تواند جان بسیاری از افراد را نجات دهد. وضعیت زلزله‌خیزی منطقه خود را بررسی کنید چسب زدن به شیشه‌ها (مانند دوران جنگ) برای جلوگیری از پخش شدن خرده‌شیشه‌ها در صورت رخ دادن زلزله شدید شناسایی مناطق امن در محل کار و خانه و … بررسی خطر آتشسوزی از سیم‌های برق فرسوده یا نشت لوله‌های گاز که می‌توانند بحران را بدتر کنند دانستن محل فلکه‌های گاز و فیوزهای برق محل کار یا مدرسه وسائل سنگین در طبقات پایین باشند و محکم کردن کمدها یا کابینت‌ها به دیوار و همینطور مهار وسائل سنگین یا آن‌ها که استعداد افتادن دارند. ظروف شکستنی در طبقات بالا نباشند همچنین می‌توانید محل وسائل گران‌قیمت یا مهم را ایمن کنید که می‌تواند شامل گاراژ و محل خودروی شما و مواد اشتعال‌زا یا سقوط وسیله سنگین محکم نشده روی خودرو نیز بشود. اطلاع از محل کار و خواب آشنایان و نزدیکان و خودتان از یکدیگر (می‌توانید محل قرار داشته باشید تا در صورت عدم حضور بفهمند که زیر آوار مانده‌اید) جعبه کمک‌های اولیه را تهیه و در جایی ایمن و در دسترس قرار دهید. مجموعه‌ای از وسائل ضروری دم دست، چادر و پتو همینطور بیل و کلنگ، کارد و چاقو، مقداری طناب و کیسه پلاستیکی. منطقه شما لرزه‌خیز است؟ آیا کلاه ایمنی تهیه کرده‌اید؟ یا محلی ایمن در ساختمان دارید؟ انتخاب محل خواب طوری‌که سر به طرف دیوارهای بیرونی و پرت نباشد بادبندی یا همان مهاربند داشتن دیوارهای با مساحت بیش از ۲۰متر و محکم کردن لوسترهای بزرگ و فانتزی. توصیه‌های هنگام لرزش آرامش و اعتماد به نفس خود را در انجام دادن سریع نکات ایمنی حفظ کنید. ترس فقط سرعت عمل و صحت رفتار شما را کاهش می‌دهد. قوانین مورفی ممکن است به آن بدی که فکر می‌کنید نباشد ولی اگر فکر کنید که به آن بدی نیست قطعا به همان بدی خواهد بود، پس با آمادگی و اطمینان از خطر جلوتر باشید. هر لرزشی به معنی نزدیک بودن به مرکز زلزله نیست زیرا امواج فشاری برد طولانی‌تر و ناحیه سایه وسیع‌تری دارند اما احتیاط کنید و با سنجیدن شرایط به عقل و هوش خود اعتماد کنید توصیه‌های متناقضی درباره خروج یا عدم خروج از ساختمان هست که بستگی به قدرت تشخیص شما دارد.در توصیه‌های زیر مواردی از باورهای اشتباه که نباید انجام داد مانند ایستادن در چهارچوب درب وجود دارد که توسط دانشگاه واشنگتن معرفی می‌شوند. دوره زمانی متوسط زمین‌لرزه زیر ۳۰ ثانیه است، اما در زلزله‌های شدیدتر می‌تواند به چند دقیقه برسد. امواج قیچی (سفره‌تکانی) بلافاصله پس از امواج فشاری می‌آیند که به معنی احتمال بیشتر سقوط اجسام یا تخریب نمای ساختمان است. در ساختمان دانشگاه واشنگتن : در زمان لرزش به بیرون از ساختمان یا به اتاق‌های دیگر ندوید زیرا علاوه بر اینکه بیشتر باعث زمین‌خوردن‌تان می‌شوید، نمی‌توانید اجسامی که به طرفتان پرت می‌شوند یا از بالا سقوط می‌کنند را به موقع تشخیص دهید. همچنین دیوارهای اطراف ساختمان زودتر از دیوارهای مرکزی تخریب می‌شوند یعنی حتی اگر در طبقه همکف آپارتمان باشید تا وقتی که خود را به بیرون برسانید به احتمال زیاد نمای ساختمان مانند سنگ مرمر یا خرده‌شیشه پنجره‌ها یا حتی خود دیوارها در حال سقوط هستند. دانشگاه واشنگتن : در چهارچوب درب پناه نگیرید این باور اشتباه پس از زلزله بلندمدت کالیفرنیا و عکسی از یک خانه کامل ویران شده که چهارچوب درب آن ایستاده بود ایجاد شد که چهارچوب در ایمن‌ترین جاست بله درست است ولی به شرطی که در یک خانه خشتی یا چوبی قدیمی غیرمستحکم زندگی کنید. در خانه‌های مدرن ایستادن در چهارچوب درب از شما دربرابر آجر یا اجسام در حال پرتاب حفاظت نمی‌کند و محکم‌ترین مکان نیست زیر یک میز ایمن‌تر است. از موارد متناقض : تا پایان لرزه‌ها در محل امنی در داخل ساختمان پناه بگیرید سپس با کمال خونسردی خارج شوید یا قبل از اتمام لرزه‌ها سعی کنید از محل خارج شوید. نمای ساختمان شما چیست؟ آیا شدت لرزش زیاد است؟ اگر ۱ درصد احتمال سقوط خرده‌شیشه یا نما یا دیوار آپارتمان در اطراف ساختمان را می‌دهید باقی ماندن زیر سقف ساختمان برای شما ایمن‌تر است تا بودن در فضای باز زیر بارش آوار. آشپزخانه خطرناک است به دلیل وسائل شکستنی و تیز و همچنین لوله‌های گاز، آب و برق در نزدیک یکدیگر که ممکن است با تخریب دیوار ایجاد آب برق‌دار یا شعله و انفجار داشته باشد. به محض احساس زلزله، اگر ساختمان یک طبقه است (خانه یک طبقه منظور همکف آپارتمان نیست) و نزدیک خروجی هستید، سریعا خارج شوید و در فضای باز جایی بروید که از دیوار و ساختمان دور باشد. در آپارتمان یا اداره چندطبقه یا مدرسه زیر میز پناه بگیرید و با دست‌ها از سر خود محافظت کنید. به طرف راه‌پله خروجی هجوم نبرید، زیرا ازدحام راه را بسته و وزن توده مردم متمرکز روی یک نقطه از راه‌پله می‌تواند موجب تخریب آن طی لرزش شود. در ایران راه‌پله‌هایی که در وسط ساختمان هستند به دلیل دیوارهای کوچک نزدیک به هم و اسکلت هر پاگرد فضای محکمی را برای حضور چند نفر فراهم می‌کنند (و نه ازدحام). از شیشه‌های راه‌پله‌های نورگیر دوری کنید. از میز دور هستید یا دسترسی ندارید، به کنار نزدیکترین و کوچکترین دیوار سمت داخل ساختمان رفته به کنج آن چسبیده(نزدیک ستون) با زانو زدن روی زمین خم شده و با دست‌ها از سر خود محافظت کنید. داخل ساختمان، مواظب افتادن آجر، لوستر و سایر وسایل لغزنده یا واژگون‌شونده باشید. از پنجره و آینه و شکستنی‌ها فاصله بگیرید و در صورت شدت زلزله و احساس خطر به زیر میز یا تخت‌خواب محکم بروید (اگر تخت یا میز محکم نیست گوشه دیوار بهتر است) دویدن و فرار بدترین گزینه است. خارج از ساختمان از ساختمان‌های بلند، دیوارها و دیگر اشیایی که ممکن است فرو بریزد دور شوید. پمپ‌بنزین‌ها از ساختمان شما خطرناک‌ترند. دروغ مثلث حیات دانشگاه واشنگتن : شایعه مثلث زندگی بواسطه ایمیل‌های متعددی به سرعت منتشر شد که گونه دیگری از «بخواب، پناه بگیر و منتظر باش» می‌باشد و بسیار خطرناک است. این باور که همیشه کنار میز بودن بهتر از زیر آن است بر اساس استدلال‌های اشتباه زیر است : ساختمان‌ها همیشه در زلزله فرو می‌ریزند! (اشتباه، فرو ریختن پن‌کیکی و ویرانی کامل در همه جا نادر و کم است به ویژه در کشورهای توسعه‌یافته) وقتی ساختمان‌ها خراب می‌شوند همیشه کل وسائل خانه را خرد می‌کنند! (اشتباه، زیر وسائل یا پناهگاه‌های دیگر پناه بگیرید) مردم همیشه می‌توانند تشخیص دهند که ساختمان‌شان ممکن است از کدام طرف خراب شود تا مکان خالی مناسب و ایمن را کنار وسائل انتخاب کنند! (اشتباه، جهت لرزش قابل تشخیص نیست و زوایایی ساختاری منحصر به فرد ساختمان این امر را غیرممکن می‌کند) در زمان لرزش قوی(برای تخریب سقف) مردم می‌توانند به مکان دلخواهشان برای پناه‌گرفتن بروند! (اشتباه، لرزش شدید هر حرکتی با مسیر طولانی را سخت و خطرناک می‌کند) برخی موارد ایمیل شده مثلث زندگی بسیار خطرناک هستند، برای مثال از خودرو پیاده شده و روی زمین کنار خودرو دراز کشیده و پناه بگیرید گویی که همیشه یک اتوبان بالاسر شماست که سقوط می‌کند و خودرو را له می‌کند (احتمال ضعیف) اما حتی اگر باشد هم خوابیدن کنار خودرو خطرناک‌تر است زیرا خودرو حرکت کرده و شخص را له می‌کند همینطور رانندگانی که احتمال منحرف شدن‌شان نیز هست ممکن است شخص را روی زمین نبینند. زلزله‌های طبیعی زلزله‌های تکتونیکی در هر جای زمین که در آن انرژی کرنشی کشسانی به میزان کافی برای گسترش شکستگی در امتداد صفحه گسل ذخیره شده باشد، رخ خواهند داد. در مرزهای صفحه‌های پوسته زمین که بزرگترین صفحه‌های گسل روی زمین را ایجاد می‌کنند، صفحات کنار یکدیگر حرکت یکنواخت و (aseismically) خواهند داشت اگر هیچ بی‌نظمی یا ناهمواری در امتداد مرزهای آن‌ها که باعث افزایش مقاومت اصطکاکی می‌شود، وجود نداشته باشد. بیشتر مرزها دارای این ناهمواری‌ها هستند و این منجر به رفتار چوب – لغزشی (stick-slip behavior) می‌شود. هنگامی که مرزهای صفحه قفل شده باشد، ادامه حرکت نسبی بین صفحات منجر به افزایش تنش و در نتیجه افزایش انرژی انباشته شده در توده‌های نزدیک سطح گسل می‌شود. این افزایش ادامه می‌یابد تا زمانی که تنش افزایش یافته به اندازه‌ای کافی برسد و از طریق شکستن ناهمواری‌ها، ناگهان از بخش قفل شده گسل اجازه لغزش بیابد و انرژی ذخیره شده را آزاد کند. این انرژی به صورت امواج لرزه‌ای آزاد شده و تابیده شدن گرمای اصطکاکی سطح گسل، و شکستن سنگ آزاد می‌شود که در نتیجه باعث ایجاد زلزله می‌شود. این روند تدریجی ساخت تنش و کرنش که موجب شکست ناگهانی و تولید زلزله است به عنوان نگره بازگشت کشسان (elastic rebound theory) خوانده می‌شود. تخمین زده می‌شود که تنها ۱۰ درصد یا کمتر، از کل انرژی زلزله به صورت انرژی لرزه‌ای آزاد می‌شود. بیشترین بخش انرژی زلزله صرف شکستگی سنگ‌ها یا تبدیل به حرارت تولید شده توسط اصطکاک می‌شود؛ بنابراین، زمین لرزه انرژی کرنشی نهفته کشسانی زمین نزدیک گسل را کاهش می‌دهد و درجه حرارت آن را افزایش می‌دهد، اگرچه این تغییرات نسبت به جریان همرفت و رسانایی گرمای خارج شده از اعماق زمین ناچیزاست. انواع گسل زلزله سه نوع عمده از گسل وجود دارد که ممکن است موجب زلزله بشوند: نرمال، معکوس (محوری) و ضربه‌ای-لغزشی. گسل‌های نرمال و معکوس نمونه‌هایی از شیب - لغزش هستند، که در آن جابه جایی در امتداد گسل در جهت شیب و حرکت بر روی آن‌ها شامل مولفه عمودی می‌شود. گسل نرمال عمدتا در حوزه‌هایی رخ می‌دهد که پوسته مانند مرز واگرا در حال تمدید شدن است. گسل معکوس در مناطقی که پوسته مانند مرز همگرا در حال کوتاه شدن است رخ می‌دهد. گسل‌های ضربه‌ای - لغزشی ساختمان‌های شیب داری دارند که دو طرف گسل به صورت افقی در کنار یکدیگر می‌لغزند؛ مرزهای تبدیلی نوع خاصی از گسل ضربه‌ای – لغزشی هستند. زلزله‌های بسیاری ناشی از جنبش در گسل‌هایی هستند که شامل هر دو نوع شیب - لغزش و ضربه‌ای- لغزشی است، این لغزش به عنوان مورب شناخته شده‌است. زمین لرزه‌های دور از مرزهای صفحه‌ها از آنجایی که مرزهای صفحه‌ها در درون سنگ کره قاره‌ها رخ می‌دهد، تغییر شکل در منطقه‌ای بسیار بزرگ‌تر از مرز صفحه پخش شده‌است. مانند تبدیل قاره‌ای گسل سان آندریاس، بسیاری از زمین لرزه‌ها به دور از مرز صفحه رخ می‌دهند و به گونه‌های توسعه یافته در منطقه وسیع‌تری از تغییر شکل ناشی از نا منظمی در رابطه با گسل ردیابی هستند (به عنوان مثال منطقه «بزرگ خم».) زلزله نورتریج با جنبش در رانش کوه درون چنین منطقه‌ای در ارتباط بود. مثال دیگر مرز صفحه همگرا و به‌شدت مایل بین پلیت عربی و اوراسیا است که بخشی از شمال غربی کوه‌های زاگرس می‌باشد. تغییر شکل در ارتباط با مرز این صفحه به پوسته تقریبا خالص که جنبش‌های عمود بر مرز در منطقه وسیعی درجنوب غربی و حرکات تقریبا خالص ضربه‌ای- لغزشی در امتداد گسل‌های اصلی نزدیک به مرز واقعی صفحه‌ها تقسیم می‌شود. این توسط مکانیسم کانونی زمین لرزه نشان داده‌است. همه صفحات تکتونیکی میدان تنش داخلی ناشی از تعاملات خود با صفحات مجاور و بارگیری یا تخلیه رسوبی دارند. (به عنوان مثال deglaciation.) این تنش‌ها ممکن است برای ایجاد شکست در امتداد گسل صفحه‌های موجود کافی باشند، و زلزله‌های میان صفحه‌ای را ظاهر کنند. کانون-کم عمق و کانون-عمیق زلزله اکثر زلزله تکتونیکی در حلقه آتش درعمقی کمتراز ده‌ها کیلومتر ناشی می‌شوند. زلزله‌های درعمق کمتر از ۷۰ کیلومتر به عنوان زمین لرزه‌ها ی کانون-کم عمق طبقه‌بندی می‌شوند، در حالی که با فاصله کانونی بین ۷۰ و ۳۰۰ کیلومتر معمولا کانون-میانی یا زلزله متوسط عمق نامیده می‌شوند. در مناطق فرورانش، جایی که پوسته اقیانوسی مسن‌تر و سردتر در بشقاب تکتونیکی دیگر می‌رود، زلزله‌ها ممکن است در عمق بسیار بیشتری (در محدوده ۳۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتر) رخ دهند. این نواحی مرتعش فعال همراه با فرورانش به عنوان مناطق (Wadati - Benioff) شناخته شده‌است. کانون-عمیق زلزله‌ها در عمق زیاد می‌باشند که در آن ناحیه، سنگ کره با توجه به درجه حرارت بالا و فشار دیگر شکننده نیست. مکانیسم احتمالی برای نسل کانون-عمیق زلزله‌ها ناشی از اولین تحت تغییر فاز به ساختار صلبی است. زلزله‌ها و فعالیت‌های آتشفشانی بعضی از زلزله‌ها در مناطق آتشفشانی رخ می‌دهند، آن‌ها توسط حرکت ماگما در آتشفشان‌ها ایجاد می‌شوند. چنین زلزله‌هایی می‌توانند به عنوان هشدار دهنده‌ای زود هنگام فوران آتشفشانی را خبر دهند، مانند زلزله‌ها در طول فوران کوه سنت هلن در ۱۹۸۰. زیاد شدن زلزله‌ها در اطراف یک آتشفشان فعال می‌تواند به عنوان نشانه‌ای برای قریب‌الوقوع بودن فعالیت آتشفشانی باشد. زیاد شدن فعالیت لرزه‌ای قبل از فوران یک آتشفشان می‌تواند توسط زلزله نگارها و دستگاه‌های شیب‌سنج (tiltimeters)ثبت شوند. خوشه‌های زلزله بیشتر زمین لرزه‌ها از لحاظ مکان و زمان به یکدیگر مربوط هستند. بیشتر خوشه‌های زلزله شامل لرزش‌های کوچکی هستند که یا به میزان کم خسارت وارد می‌کند یا خسارتی ندارد، اما تئوری وجود دارد که زلزله می‌تواند در یک الگوی منظم تکرار شود. پس لرزه پس لرزه زلزله‌ای است که پس از زلزله اصلی، (mainshock) رخ می‌دهد. پس لرزه در منطقه همان شوک اصلی است، اما همیشه از لحاظ قدرت کوچکتر است. اگر پس لرزه بزرگ‌تر از شوک اصلی باشد، پس لرزه به عنوان شوک اصلی و شوک اولیه اصلی به عنوان Aftershock نام‌گذاری می‌شود. پس لرزه‌ها زمانی به وجود می‌آیند که پوسته در اطراف صفحه گسل جابه‌جا شده با اثرات شوک اصلی تطبیق داده می‌شود. ازدحام زلزله‌ها ازدحام زلزله، سلسله‌ای از زمین لرزه‌هاست که در منطقه‌ای خاص در مدت زمان کوتاهی اتفاق می‌افتند. آن‌ها با زلزله‌هایی که به دنبال آن‌ها مجموعه‌ای از پس لرزه‌هاست متفاوتند با توجه به این واقعیت که هیچ‌کدام از تک زمین لرزه‌ها در دنباله شوک اصلی نیست، بنابراین هیچ‌یک از قدرت قابل توجهی بالاتر از دیگران ندارد. نمونه‌ای از ازدحام زلزله، فعالیت پارک ملی یلو استون(Yellowstone) در سال ۲۰۰۴ می‌باشد. طوفان زلزله گاهی اوقات یک سری از زمین لرزه‌ها به صورت طوفان زلزله رخ می‌دهد، که در آن زلزله به گسل پرخوشه ضربه می‌زند، که باعث لرزش یا توزیع مجدد تنش از زلزله قبلی ارسال شده، می‌شود. مشابه پس لرزه‌ها اما در بخشهای مجاور گسل، این طوفان‌ها طی سالیان اتفاق می‌افتد، همراه با برخی زلزله‌هایی که به اندازه زلزله‌های اولیه مخرب‌اند. چنین الگویی در دنباله زلزله‌ها در گسل شمال آناتولی در ترکیه در قرن ۲۰ مشاهده شد و برای خوشه‌های غیرعادی قدیمی از زلزله بزرگ در خاور میانه استنباط شد. حجم و تعداد دفعات وقوع حدود ۵۰۰،۰۰۰ زمین لرزه در هر سال وجود دارد که از این تعداد ۱۰۰،۰۰۰ تا می‌تواند احساس می‌شود. زمین لرزه کوچک به‌طور مداوم در سراسر جهان در مناطقی مانند کالیفرنیا و آلاسکا، ایالات متحده همچنین در گواتمالا، شیلی، پرو، اندونزی، ایران، پاکستان، آزورس در پرتغال، ترکیه، نیوزیلند، یونان، ایتالیا و ژاپن رخ می‌دهد، اما زلزله می‌تواند، تقریبا در هر نقطه‌ای رخ دهد، از جمله نیویورک، لندن و استرالیا. زمین لرزه بزرگتر کمتر اتفاق می‌افتد، رابطه به صورت نمایی است؛ برای مثال، تقریبا ده برابراز زلزله‌ها ی بزرگتر از شدت ۴ در یک دوره زمانی خاص نسبت به زلزله‌های بزرگتر از شدت ۵ رخ می‌دهد. در (لرزه خیزی کم) انگلستان، به عنوان مثال، محاسبه شده‌است که عود به‌طور متوسط عبارتند از: زلزله ۳٫۷ -- ۴٫۶ در هر سال، زلزله ۴٫۷ -- ۵٫۵ هر ۱۰ سال، و زلزله ۵٫۶ یا بالاتر در هر ۱۰۰ سال است. این نمونه‌ای از قانون گوتنبرگ- ریشتر است. تعداد ایستگاه‌های لرزه‌ای از حدود ۳۵۰ در سال ۱۹۳۱ امروزه به هزارها از افزایش یافته‌است. نتیجتا، تعداد بیشتری زمین لرزه نسبت به گذشته منتشر می‌شود، اما این به دلیل بهبود ابزار اندازه‌گیری است نه به دلیل افزایش تعداد زمین لرزه‌ها. (USGS) تخمین می‌زند که از سال ۱۹۰۰ تا به حال به‌طور متوسط ۱۸ زلزله بزرگ (قدر ۷٫۰–۷٫۹) و یک زلزله خیلی بزرگ (قدر ۸٫۰ یا بیشتر) در هر سال وجود داشته‌است، و این نسبت تقریبا ثابت بوده‌است. در سال‌های اخیر، تعداد زمین لرزه‌های بزرگ در هر سال کاهش یافته‌است، اگرچه این نتیجه نوسانات آماری است، نه از روند سیستماتیک. آمار دقیق بیشتر در اندازه و تعداد زلزله‌ها، از (USGS) در دسترس است. بسیاری از زمین لرزه‌های جهان (۹۰ ٪ و ۸۱ ٪ از بزرگترین) در طول ۰۰۰،۴۰ کیلومتر، منطقه نعل اسبی شکل به نام کمربند زمین لرزه سیرکم پاسیفیک(circum-Pacific seismic belt)، که همچنین به عنوان زنگ آتش اقیانوس آرام شناخته شده، اتفاق می‌افتند؛ که در اکثر نقاط با صفحه اقیانوس آرام هم‌مرز است. زلزله‌های بزرگ تمایل دارند در طول مرز صفحه‌های دیگر نیز رخ دهند: مثلا در امتداد کوه‌های هیمالیا. با رشد سریع شهرهای بزرگ مانند مکزیکوسیتی، توکیو و تهران، در مناطق پر خطر زمین لرزه، برخی از زلزله شناسان هشدار می‌دهند که ممکن است زلزله زندگی تا حداکثر ۳ میلیون نفر را بگیرد. لرزه‌خیزی القا شده در حالی که اکثر زمین‌لرزه‌ها توسط حرکت صفحات تکتونیکی زمین ایجاد می‌شود، فعالیت‌های انسانی نیز می‌تواند زمین‌لرزه تولید کند. چهار گونه فعالیت‌های اصلی در این پدیده مشارکت می‌کنند: احداث سدها و ساختمان‌های بزرگ، حفاری و تزریق مایع به داخل چاه، استخراج از معادن زغال سنگ، و استخراج نفت. شاید بهترین نمونه شناخته شده زمین‌لرزه سال ۲۰۰۸ در استان سیچوان چین است، این لرزش منجر به ۲۲۷۶۹، نفر تلفات شد و نوزدهمین زمین‌لرزه مرگبار در تمام دوران‌ها بوده‌است. باور بر این است که سد زیپینگو (Zipingpu)، زیر فشار گسل ۱۶۵۰ فوت (۵۰۳ متر) نوسان یافته؛ این فشار احتمالا قدرت زمین‌لرزه را افزایش داده و سرعت حرکت گسل را شتاب بخشیده‌است. همچنین بزرگترین زمین لرزه‌ای که در تاریخ استرالیا روی داد، توسط بشر القا شده بود؛ از طریق استخراج از معادن زغال سنگ. شهر نیوکاسل بر بخش بزرگی از مناطق استخراج معادن زغال سنگ ساخته شده بود. زلزله از گسلی که به خاطر استخراج میلیون‌ها تن سنگ معدن ایجاد شده بود، تولید شد. در سال ۲۰۱۱ میلادی، وقوع تعداد ۱۱ زمین‌لرزه نامعمول در شهر یانگ استون در ایالت اوهایوی آمریکا باعث شد که پژوهشگران به این نتیجه برسند که فعالیت‌های اکتشاف گاز و تزریق مایع به درون لایه‌های زمین در آن منطقه باعث فشار بر لایه‌ها و عامل بروز زمین‌لرزه شده‌اند. اندازه‌گیری شدت و محل زلزله زلزله را می‌توان توسط لرزه‌نگار(seismometers) تا فواصل بسیار بزرگ ثبت کرد، چرا که امواج لرزه‌ای حتی از داخل زمین هم عبور می‌کنند. قدر مطلق اندازه زلزله مطابق قرارداد توسط اعداد در مقیاس قدر گشتاور (که قبلا در مقیاس ریشتر، از قدر ۷ باعث آسیب جدی و بزرگ بیشتر مناطق گزارش شده)، در حالی که احساس قدر با استفاده از مقیاس مرکالی گزارش می‌شود. هر لرزش انواع امواج لرزه‌ای را تولید می‌کند که با سرعت‌های مختلف از داخل سنگ عبور می‌کنند: امواج طولی P (امواج ضربه‌ای یا فشاری) امواج عرضی S (هر دو امواج بدن) و امواج سطحی مختلف (امواج ریلی). سرعت انتشار امواج لرزه‌ای حاصل از محدوده تقریبی ۳ کیلومتر بر ثانیه تا ۱۳ کیلومتر بر ثانیه، بسته به تراکم و کشش از مقدار میانه تغییر می‌کند. در داخل کره زمین امواج ضربه‌ای یا P بسیار سریع‌تر از امواج S حرکت می‌کنند. (تقریبا ۱٫۷: ۱). تفاوت در زمان سفر امواج از کانون به رصدخانه برای اندازه‌گیری فاصله‌است و می‌تواند منابع لرزه و ساختار درون زمین را نشان دهد. همچنین عمق کانون (hypocenter) را می‌توان به‌طور تقریبی محاسبه کرد. قانون کلی: به‌طور متوسط، فاصله (کیلومتر) به زلزله برابر است با زمان (ثانیه) بین امواج P و S. انحراف خفیف به دلیل ناهمگن بودن لایه‌های زیرسطحی زمین است. آثار زمین لرزه برخی از آثار زلزله به شرح زیر است: لرزاندن و گسیختگی زمین لرزاندن و گسیختگی زمین اثرات اصلی ایجاد شده توسط زمین لرزه هستند، اساسا منجر به آسیب زیاد یا کم ساختمان‌ها و دیگر سازه‌های سفت و سخت می‌شود. شدت عوارض بستگی به ترکیب پیچیده بزرگی زلزله، فاصله از مرکز زلزله، شرایط زمین‌شناسی و geomorpholical محل دارد که باعث تقویت یا کاهش انتشار امواج می‌شود. تکان زمین را با شتاب زمین اندازه‌گیری می‌کنند. ویژگی‌های خاص زمین‌شناسی، geomorphological و geostructural محل می‌توانند میزان لرزش زمین را حتی در زلزله‌های کم شدت افزایش دهند. این اثر، سایت یا تقویت محلی نامیده شده‌است. اصولا به دلیل انتقال حرکت لرزه‌ای از خاک سخت به خاک سطحی نرم، تمرکز و ذخیره انرژی لرزه‌ای در کانون به علت نوعی تنظیم هندسی می‌باشد. گسیختگی زمین در واقع شکستن آشکار و جابه جایی سطح کره زمین در طول گسل است که ممکن است در مورد زلزله بزرگ مترها باشد. گسیختگی زمین خطر بزرگی برای سازه‌های مهندسی بزرگ مانند سدها، پل‌ها و ایستگاه‌های قدرت هسته‌ای است در نتیجه نیاز به نقشه‌برداری دقیق از گسل‌های موجود برای شناسایی هر گونه احتمال شکستن سطح زمین در طول مدت عمر سازه وجود دارد. رانش زمین و بهمن زلزله، همراه با طوفان شدید، فعالیت آتشفشانی، برخورد موج ساحلی، و آتش‌سوزی بزرگ، می‌تواند منجر به عدم ثبات شیب زمین و خطر بزرگی در زمین‌شناسی شود. خطر زمین لغزش حتی ممکن است در حالی که پرسنل اورژانس اقدام به نجات می‌کنند باقی بماند. آتش نمایی از زمین‌لرزه ۱۹۰۶ سانفرانسیسکو که باعث آتش‌سوزی و مرگ بین ۷۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر شده بود. زلزله می‌تواند با صدمه زدن به قدرت برق یا خطوط گاز منجر به آتش‌سوزی شود. در صورت صدمه به شبکه آبرسانی و از دست دادن فشار، جلوگیری از گسترش آتش نیز ممکن است مشکل شود. برای مثال، مرگ و میر در زلزله ۱۹۰۶ سان فرانسیسکو بیشتر توسط آتش‌سوزی بود تا از زلزله. روانگرایی خاک روانگرایی خاک یا شبیه به مایع عمل کردن خاک وقتی رخ می‌دهد که، به خاطر تکانها، دانه‌های مواد اشباع شده با آب (مانند شن و ماسه) به‌طور موقت استحکام خود را از دست داده و از شکل جامد به حالت روان تبدیل شوند. روانگرایی خاک می‌تواند ساختارهای سفت و سخت، مانند ساختمان‌ها و پل‌ها را، کج کند یا به ساختارهای فرورونده تبدیل کند. برای مثال، در زلزله ۱۹۶۴ آلاسکا، روانگرایی خاک باعث شد ساختمان‌های بسیاری در زمین فروروند و در نهایت به روی خود فروبریزند. سونامی سونامی، موجهایی با طول بلند، امواج طولانی مدت دریا هستند که توسط حرکت ناگهانی حجم زیادی از آب تولید می‌شوند. در اقیانوس فاصله بین فاکتورهای اوج موج می‌تواند ۱۰۰ کیلومتر فراتر، و دوره‌های موج می‌تواند از پنج دقیقه تا یک ساعت متفاوت باشد. چنین سونامی، ۶۰۰–۸۰۰ کیلومتر در ساعت، بسته به عمق آب حرکت می‌کند. امواج بزرگ تولید شده توسط زلزله یا زمین لغزش زیر دریایی می‌تواند در نزدیکی مناطق ساحلی در عرض چند دقیقه تاخت و تاز کند. سونامی همچنین می‌تواند هزاران کیلومتر در سراسر اقیانوس حرکت کند و ساعت‌ها بعد از زلزله‌ای که آن را تولید کرده، سواحل دور را تخریب کند. در حالت عادی، زلزله فرورانش کمتر از قدر ۷٫۵ در مقیاس ریشتر سونامی ایجاد نمی‌کند، هر چند برخی از این موارد ثبت شده‌است. بیشتر سونامی‌های مخرب توسط زمین لرزه با بیشتر از بزرگی ۷٫۵ ریشتر ایجاد می‌شود. سیل سیل سرریزشدن هر مقدار آب است که به زمین می‌رسد. سیل معمولا هنگامی رخ می‌دهد که حجم آب داخل بستر، مثلا رودخانه یا دریاچه، بیش از ظرفیت کل آن شود، و در نتیجه مقداری آب جاری شود و در خارج از محیط طبیعی بستر قرار بگیرد. با این حال، اگر سد آسیب ببیند سیل اثرات ثانویه زلزله‌است. زلزله ممکن است موجب ریزش خاک کوه شود و جریان رودخانه را مسدود کند که علت سیل شود. زمین در زیر دریاچه Sarez در تاجیکستان در معرض خطر سیل عظیمی است اگر سد ناشی از ریزش تشکیل شده توسط زلزله، معروف به سد Usoi به هنگام زمین لرزه‌های آینده شکسته شود. پیش‌بینی می‌شود سیل می‌تواند بر زندگی حدود ۵ میلیون نفر تاثیر بگذارد. نیروهای جزر تحقیقات نشان داده‌است ارتباط قوی بین نیروهای کشندی (جزرومدی) کوچک و لرزشهای غیرآتشفشانی وجود دارد. اثرات بشر زلزله ممکن است منجر به بیماری، فقدان نیازهای اساسی، از دست دادن زندگی، حق بیمه بالاتر، صدمه به اموال عمومی، آسیب جاده و پل و فروپاشی (یا منجر به سقوط در آینده) ساختمانها شود. زلزله همچنین می‌توانید فوران‌های آتشفشانی، که سبب بروز مشکلات آتی هستند را ایجاد کند؛ به عنوان مثال، صدمه قابل توجه به محصولات، همان‌طور که در سال معروف به «بدون تابستان» (۱۸۱۶) اتفاق افتاد. عوامل موثر در شدت تخریب ۱. شدت و بزرگای زمین لرزه ۲. فاصله کانون عمقی زلزله از سطح زمین( ژرفای زمین لرزه) ۳. فاصله کانون زلزله تا مناطق مسکونی ۴. تراکم جمعیت در مناطق زلزله زده ۵. مدت زمان وقوع زمین لرزه به عبارتی زلزله چند ثانیه طول میکشد (دوام زلزله) ۶. ساعت وقوع زلزله (زمین لرزه چه موقعی از شبانه روز اتفاق افتاده است) ۷. نوع امواج تولیدی توسط زلزله ۸. میزان شتاب ایجاد شده توسط زمین لرزه زمین لرزه‌های ثبت شده بر پایه بزرگی زمین لرزه‌های ثبت شده بر پایه بزرگی به این شرح می‌باشند رتبه تاریخ محل بزرگی ۱ ۲۲ مه ۱۹۶۰ والدیویا - شیلی ۹٫۵ ۲ ۲۷ مارس ۱۹۶۴ آلاسکا - ایالات متحده آمریکا ۹٫۲ ۳ ۲۶ دسامبر ۲۰۰۴ سوماترا - اندونزی ۹٫۱ ۴ ۴ نوامبر ۱۹۵۲ کامچاتکا - روسیه ۹٫۰ ۵ ۱۱ مارس ۲۰۱۱ توهوکو - ژاپن ۹٫۰ آمادگی به منظور تعیین احتمال فعالیت‌های لرزه‌نگاری آینده، زمین شناسان و دانشمندان سنگ‌های منطقه را بررسی می‌کنند تا تعیین کنند اگر سنگ‌ها به نظر «فشرده» می‌رسد. مطالعه گسلهای یک منطقه به مطالعه زمان سپری شده برای تشکیل فشار کافی برای وقوع زلزله توسط گسل نیز به عنوان یک تکنیک پیش بینی، کمک می‌کند. اندازه‌گیری‌ها بر اساس میزان انرژی کرنش انباشته در گسل در هر سال، زمان سپری شده از آخرین زلزله بزرگ، و انرژی و قدرت آخرین زلزله بنا می‌شوند. تمام این حقایق به دانشمندان اجازه می‌دهد میزان فشار لازم برای ایجاد گسل زلزله را تعیین کنند. اگرچه این روش بسیار مفید است، آن را تا به حال تنها در گسل سان آندریاس کالیفرنیا اجرا کرده‌اند. امروزه راه‌هایی برای محافظت و آماده‌سازی محل‌های احتمالی زمین لرزه از آسیب شدید وجود دارد که از طریق فرایندهای زیر است: مهندسی زلزله، آمادگی دربرابر زلزله، ایمنی لرزه‌ای خانواده، دایر کردن تجهیزات لرزه‌ای (از جمله اتصالات، مواد و روش‌های خاص)، خطر زلزله، کاهش حرکت زمین لرزه، و پیش‌بینی زلزله. مقاوم‌سازی لرزه‌ای این است که ساختارهای موجود را نسبت به فعالیت‌های زمین لرزه، حرکت زمین یا شکست خاک ناشی از زلزله مقاوم‌تر و بهتر کند. با درک بهتر از تقاضا لرزه‌ای در سازه‌ها و با تجربه‌های اخیر زمین لرزه‌های بزرگ در نزدیکی مراکز شهری، نیاز به مقاوم‌سازی لرزه‌ای هرچه بیشتر است. قبل از معرفی کدهای مدرن لرزه در اواخر ۱۹۶۰ برای کشورهای توسعه یافته (آمریکا، ژاپن و …) و در اواخر ۱۹۷۰ برای بسیاری از دیگر نقاط جهان (ترکیه، چین و …)، سازه‌های بسیاری بدون جزئیات کافی برای محافظت و تقویت لرزه‌ای طراحی شده بودند. با در نظر گرفتن مشکل قریب‌الوقوع، کارهای تحقیقاتی مختلفی انجام گرفت. علاوه بر این، دستورالعمل‌های فنی برای ارزیابی لرزه‌ای، در سراسر جهان ایجاد و بازسازی شده‌اند و به چاپ رسیده‌اند—مانند ASCE - SEI ۴۱ و دستورالعمل انجمن مهندسی زلزله نیوزیلند (NZSEE). تاریخ پیش از قرون میانه از زمان آناکساگوراس فیلسوف یونانی در قرن ۵ پیش از میلاد تا قرن ۱۴ میلادی، زمین لرزه معمولا نسبت داده می‌شد به «هوا (بخار) در حفرات از زمین». تالس (۶۲۵–۵۴۷ پیش از میلاد) تنها کسی است که به‌طور مستند معتقد بود که زمین لرزه توسط تنش میان زمین و آب تولید می‌شود. نظریه‌های دیگری هم وجود داشت، از جمله فیلسوف یونانی آناکساماین(۵۸۵–۵۲۶ پیش از میلاد) باورداشت که شیب قسمت کوتاه از خشکی و رطوبت فعالیت‌های لرزه‌ای را ناشی می‌شود. دموکریتوس (۴۶۰ – ۳۷۱ پیش از میلاد) به‌طور کلی آب را برای زلزله سرزنش می‌کرد. پلینی ارشد کلیسا زلزله را «رعد و برق زیر زمینی» نامید. بزرگی زمین‌لرزه بزرگی زمین‌لرزه را به صورت زیر تعریف می‌کنند: بزرگی زلزله، M برابر لگاریتم در پایه ده دامنه حداکثر (برحسب میکرون) حرکت، A، است که توسط لرزه‌سنج استاندارد ووداندرسون در فاصله صد کیلومتری از مرکز زلزله ثبت شده باشد. M = Log(10) A همچنین، جهت تعیین انرژی آزاد شده توسط هر زلزله رابطه‌ای توسط ریشتر – گوتنبرگ در سال ۱۹۵۶ ارائه گردید که میزان انرژی آزاد شده در کانون زلزله بر حسب ارگ (erg) و بزرگی آن "M" مشخص می‌نماید. Log E =۱۱٫۴ + ۱٫۵ M با یک محاسبه ساده می‌توان نشان داد که با افزایش یک درجه‌ای اندازه بزرگی زلزله، مقدار انرژی آزاد شده تقریبا ۳۲ برابر می‌گردد. انواع زلزله زلزله‌ها از دید جهت آزاد شدن انرژی به دو گونه افقی و عمودی تقسیم‌بندی می‌شوند. خرابی‌های عمده و وسیع معمولا بر اثر زلزله‌هایی از نوع افقی صورت می‌پذیرند. چرا که اغلب بناها در برابر بارهای عمودی مقاومت کافی دارند. براساس میزان خرابی به وجود آمده زلزله‌ها به ده درجه بر مبنای مرکالی تقسیم می‌گردند. ثبت زلزله‌ها به منظور ثبت زلزله‌ها از دستگاهی به نام لرزه سنج یا شتاب نگار استفاده می‌شود. داده‌های به دست آمده از این دستگاه یا به صورت یک سری از اعداد بیانگر شتاب است که به صورت (شتاب - زمان) دسته‌بندی شده‌اند یا صرفا یک سری اعداد بیانگر شتاب زمین است. در این مورد اخیر در ابتدای داده‌ها اشاره می‌گردد که فاصله زمانی این داده‌ها چند ثانیه‌است. داده‌های زلزله‌های ایران از سایت قابل دریافت است. زمین‌لرزه سراوان سال ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ زمین‌لرزه‌ای به بزرگی ۷٫۵ ریشتر منطقه سراوان در استان سیستان و بلوچستان را لرزاند. نکته جالب و شگفت‌انگیز اینکه این زمین لرزه پس از زلزله طبس گلشن (۷٫۷ ریشتر) در سال ۱۳۵۷، در صد سال گذشته بی‌نظیر بود. زمین لرزه سراوان ارتفاع منطقه زلزله زده را به طول ۱۵ کیلومتر از حالت طولی و عرضی ۴۵ سانتیمتر بالاتر از سطح دریا برد زمین‌لرزه‌های آذربایجان شرقی (۱۳۹۱) دو زمین‌لرزه کمابیش شدید بودند که در روز شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ مناطقی از استان آذربایجان شرقی را لرزاندند؛ زمین‌لرزه‌ای با بزرگای گشتاوری ۶٫۴ در ساعت ۱۶:۵۳ به وقت محلی در ۱۷ کیلومتری اهر و زمین‌لرزه‌ای با بزرگای گشتاوری ۶٫۳ در ساعت ۱۷:۰۴ به وقت محلی در ۱۰ کیلومتری ورزقان. موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران و سازمان زمین‌شناسی آمریکا، کانون هر دو زمین‌لرزه را در عمق حدود ده کیلومتری زمین ذکر کرده‌اند. زمین‌لرزه، در استان‌های آذربایجان غربی، گیلان، زنجان و اردبیل نیز احساس شد. همچنین این زمین‌لرزه در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، نیز احساس شد. مسئولان ایران آمار دقیقی از شمار کشته‌شدگان این حادثه ارائه نکرده‌اند. رئیس سازمان مدیریت بحران شمار قربانیان را ۲۵۳ نفر، وزارت بهداشت ۳۰۶ نفر و پزشکی قانونی ۱۶۹ نفر اعلام کرده‌اند. این در حالی است که بر اساس اعلام سازمان جمعیت هلال احمر، ۱۶ هزار مراسم ترحیم برای درگذشتگان این زمین‌لرزه برگزار شده‌است. فیزیک زمین زلزله‌شناسی زمین‌شناسی تکتونیک صفحه‌ای مهندسی زلزله کمربندهای زمین‌لرزه گسل‌های زمین‌شناسی هری فیلدینگ رید
[ "زمین", "انرژی", "گسل", "پوسته", "کانون ژرفی", "مرکز سطحی زمین‌لرزه", "پیش‌لرزه", "پس‌لرزه", "پوسته زمین", "لرزه‌سنج", "انرژی آزاد", "ریشتر", "رومرکز", "مرکز زمین‌لرزه", "تغییر شکل", "سونامی", "زبان عربی", "بادبند", "اعتماد به نفس", "قوانین مورفی", "دانشگاه واشنگتن", "مثلث زندگی", "امواج لرزه‌ای", "درجه حرارت", "جابه جایی", "مرز واگرا", "گسل معکوس", "مرز همگرا", "سنگ کره", "کوه‌های زاگرس", "مکانیسم کانونی", "حلقه آتش", "طبقه‌بندی", "فاصله کانونی", "پوسته اقیانوسی", "کوه سنت هلن", "پارک ملی", "گسل شمال آناتولی", "خاور میانه", "ایالات متحده", "ابزار اندازه‌گیری", "اقیانوس آرام", "صفحهٔ اقیانوس آرام", "سد", "زغال سنگ", "نفت", "زمین‌لرزه سیچوان (۲۰۰۸)", "سیچوان", "چین", "استرالیا", "سنگ معدن", "یانگ استون (اوهایو)", "ایالت اوهایو", "آمریکا", "لایه‌های زمین", "مقیاس مرکالی", "کیلومتر بر ثانیه", "شتاب زمین", "قدرت هسته‌ای", "نقشه‌برداری", "آتش‌سوزی", "زمین لغزش", "سان فرانسیسکو", "روانگرایی خاک", "مقیاس ریشتر", "آب جاری", "لرزه‌نگاری", "گسل سان آندریاس", "کالیفرنیا", "کشورهای توسعه یافته", "ژاپن", "ترکیه", "آناکساگوراس", "لگاریتم", "پایه", "دامنه", "ووداندرسون", "مرکز زلزله", "گوتنبرگ", "کانون زلزله", "بزرگی زلزله", "افقی", "عمودی", "مرکالی", "لرزه سنج", "شتاب نگار", "۲۷ فروردین", "۱۳۹۲", "سیستان و بلوچستان", "سطح دریا", "استان آذربایجان شرقی", "مقیاس بزرگای گشتاوری", "اهر", "ورزقان", "مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران", "سازمان زمین‌شناسی آمریکا", "استان آذربایجان غربی", "استان گیلان", "استان زنجان", "استان اردبیل", "باکو", "جمهوری آذربایجان", "سازمان مدیریت بحران", "وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران", "پزشکی قانونی", "سازمان جمعیت هلال احمر", "خبرگزاری مهر", "فیزیک زمین", "زلزله‌شناسی", "زمین‌شناسی", "تکتونیک صفحه‌ای", "مهندسی زلزله", "کمربندهای زمین‌لرزه", "گسل‌های زمین‌شناسی", "هری فیلدینگ رید" ]
[ "زمین‌لرزه‌ها", "لرزه‌شناسی", "مخاطرات زمین‌شناختی", "مهندسی زمین‌لرزه" ]
1,292
فهرست موجودات افسانه‌ای
0
91
0
[ "موجود افسانه‌ای", "موجودات تخیلی", "موجودات خیالی", "موجودات افسانه‌اي", "موجودات افسانه ای", "موجودات افسانه اي", "موجودات افسانه‌ای", "فهرست موجودات افسانه اي", "فهرست موجودات افسانه ای", "موجود افسانه اي", "موجود افسانه ای", "موجودات تخيلي", "موجودات خيالي" ]
false
51
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
موجودات افسانه‌ای موجودات افسانهای در گلیم قفقازی موجودات افسانه‌ای موجوداتی تخیلی هستند که در ادبیات، افسانه‌ها و داستان‌های مردمان کشورهای گوناگون به آن‌ها برمی‌خوریم. موجودات افسانه‌ای نامدار در فرهنگ ایرانیان ازمابهتران اژدها اشوزوشت آل آنزو بشکوچ بختک پری دوال‌پا دیو دیو سپید دیوهای کماله رخ زار سیمرغ اسب‌تنه سیمرغ سمیر چمروش شاه‌پریان شیردال گاو بالدار عفریت عنقا عوج بن عنق غول فولادزره لولوخورخوره مردآزما مردخوار نسناس ننه‌سرما هما (اسطوره) همزاد هیولا هدیوش گلیم‌گوش ققنوس مرغ آمین مانتیکور جانوران افسانه‌ای دریای پارس اکوان دیو ام منداس انشرتو بابای دریا بوسلامه پری دریایی جزیره متحرک جن زیرآبی خرچنگ عجیب عروس دریایی گاوماهی مادر دریا ماهی آدمخوار منتیل پو هیولای قنات برگرفته از نوشتار افسانه‌های دریای پارس موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های دیگر آلکونوست (پرنده بهشتی افسانه‌های اسلاوی) اثر ایوان بیلیبین ابوالهول آخرون، ، رودی در جهان زیر زمین. آلکونوست ایسناده الف پری دریایی پگاسوس، اسب بالدار جاودانی؛ یار باوفای بلروفون. تکشاخ خون‌آشام شیمر قنطورس یا سانتور (آدم اسب‌تنه) سیرن لویاتان گرگینه مانتیکور یتی (مرد برفی) ام‌الصبیان دجره صیاد سقوبه بوعو عیشه قندیشه ام‌المساحی عبید الماء سعلوه ذیه طنطل لجاثوم بابالولو موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های جهان فهرست شخصیت‌ها، مکان‌ها و رویدادهای افسانه‌ای یونان باستان
[ "افسانه", "ازمابهتران", "اژدها", "اشوزوشت", "آل (موجود افسانه‌ای)", "آنزو", "بشکوچ", "بختک", "پری", "دوال‌پا", "دیو", "دیو سپید", "دیوهای کماله", "رخ", "زار", "سیمرغ اسب‌تنه", "سیمرغ", "سمیر", "چمروش", "شاه‌پریان", "شیردال", "گاو بالدار", "عفریت", "عنقا", "عوج بن عنق", "غول", "فولادزره", "لولوخورخوره", "مردآزما", "مردخوار", "نسناس", "ننه‌سرما", "هما (اسطوره)", "همزاد", "هیولا", "هدیوش", "گلیم‌گوش", "ققنوس", "مرغ آمین", "مانتیکور", "اکوان دیو", "ام منداس", "انشرتو", "بابای دریا", "بوسلامه", "پری دریایی", "جزیره متحرک", "جن زیرآبی", "خرچنگ عجیب", "عروس دریایی", "گاوماهی", "مادر دریا", "ماهی آدمخوار", "منتیل پو", "هیولای قنات", "افسانه‌های دریای پارس", "اسلاو", "ابوالهول", "آخرون", "آلکونوست", "ایسناده", "الف (موجود خیالی)", "پگاسوس", "تکشاخ", "خون‌آشام", "شیمر", "سانتور", "سیرن", "لویاتان", "گرگینه", "یتی", "ام‌الصبیان", "دجره", "سقوبه", "بوعو", "عیشه قندیشه", "ام‌المساحی", "عبید الماء", "سعلوه", "ذیه", "طنطل", "لجاثوم", "موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های جهان", "فهرست شخصیت‌ها، مکان‌ها و رویدادهای افسانه‌ای یونان باستان" ]
[ "فهرست موجودات افسانه‌ای", "فهرست‌های فهرست‌ها", "موجودات افسانه‌ای" ]
1,293
جن
0
226
0
[ "اجنه", "ازمابهتران", "از ما بهتران", "ارواح شرور", "فهرست اجنه" ]
false
103
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
به معنی پوشیده، (در عربی به این صورت به کار می‌رود، در فارسی به اشتباه به صورت اجنه جمع بسته می‌شود) بنا بر باور اسلام، نام دسته‌ای از موجودات فراطبیعی است. اعتقاد اسلام بر این است که وجودش آن‌ها آتش بدون دود است (قرآن ۵۵:۱۴; الرحمن، ۱، «و جنیان را از رخشنده شعله آتش خلق کرد.») که هم به صورت آشکار و هم به صورت ناپیدا زندگی می‌کنند. در قسمت‌های مختلفی از قرآن از آن یاد شده، هفتاد و دومین سوره قرآن به نام آن (الجن) نامگذاری شده‌است؛ از آتش خلق شده و کلمه جن و انس. محققان فرهنگ عرب ریشه این واژه را از کلمه جنا می‌دانند، اما ممکن است ریشه خارجی داشته باشد. منابع قدیمی فارسی واژه فارسی پری و کلمه عربی جن و پری را به‌طور هم‌زمان به‌کار می‌بردند؛ ولی در اصل جن و انس می‌باشد که در قرآن به آن اشاره شده‌است. جن از دیدگاه علم تاکنون هیچ تحقیق مستدل علمی در مورد جن در نشریات علمی چاپ نشده‌است. ریچارد داوکینز ، استاد زیست‌شناسی دانشگاه آکسفورد، احتمال وجود جن و سایر موجودات ماورا طبیعی را به دلیل نداشتن پشتوانه علمی مساوی با احتمال وجود پلنگ صورتی در دنیای واقعی می‌داند. جن در ادبیات غیردینی تعریف جن در ادبیات غیردینی بسیار متنوع‌تر از تعریف مذهبی است. تنوع قابل توجهی در اشکال منتسب به جن در افسانه‌های ایرانی وجود دارد. آن‌ها ممکن است زیبا یا زشت، سیاه یا سفید، بزرگ یا کوچک باشند. به‌طور کلی، جن مسلمان زیبا توصیف شده، در حالی که آنهایی که کافر هستند به صورت هیولاهای بدترکیب با سر یک چشم در وسط پیشانی، بزرگ و با دندان‌های نیش بیرون زده به تصویر کشیده شده‌اند. برخی جن‌ها با بدن‌های مرکب توصیف شده‌اند، که ممکن است بدن انسان و سر شیر یا اندام حیوانات مختلف داشته باشند؛ یا انواعی دیگر با سر فیل، یا نفس آتشین یا بوی نا مطبوعی که متصاعد می‌کنند توصیف شده‌اند. تصور می‌شود که آن‌ها می‌توانند به هر شکلی که تمایل دارند ظاهر شوند. معمولا جن‌هایی که نوع حیوانی دارند را به صورت مار، بز، کبوتر، گوسفند وحشی، سگ یا گربه توصیف می‌کنند. زمانی که جن به شکل حیوان شکار در می‌آید به او شکار ابوجهل گویند که در مقابل آن، حیوانات واقعی را شکار ابراهیم می‌گویند. ممکن است آن‌ها بر روی زمین یا در آبها زندگی کنند یا در حمام‌ها، خانه‌ها، قبرستانها یا آب انبارها یا حتی در درختان روزگار بگذرانند. جن‌هایی که در آب انبارهای هند هستند از کمر به بالا شبیه انسان ولی پایین‌تنه‌شان مانند حیوانات است. جن‌ها گرچه جمعیت بیشتری در سوریه، هندوستان و وبار دارند ولی در تمام سرزمین‌ها پراکنده‌اند. نسناسها یک چشم و یک پا دارند و آن‌ها هستند که با ایجاد آتش در خانه‌های انسان‌ها برای ایشان مزاحمت ایجاد می‌کنند، نسناس به همراه شق در برخی منابع جزء جن‌ها به‌شمار رفته‌اند. نوع دیگری از جن‌ها که Ḡaddār نامیده شده با هر کسی که به او دست یابد خفت‌وخیز جنسی و مقاربت می‌کند، این موجود دارای دو جنس نر و ماده است. ادبیات فارسی جن در ادبیات حماسی غیردینی به ندرت دیده می‌شود. قلمروی جمشید و سلیمان اولین قلمروهایی بودند که بر جن و شیاطین حکومت می‌کردند. در شاهنامه جن تنها یک بار در نامه سعد بن ابی‌وقاص به سردار ساسانی رستم فرخزاد به کار رفته، که در آن سردار عرب «از جن و انسان و پیامبر هاشمی» سخن گفته‌است. اگرچه شاهنامه به نام عفریته‌ای که بهرام چوبینه را فریفت. تا علیه شاه شورش کند اشاره‌ای نکرده، ولی این زن در منبع دیگری به نام زنی از جنس جن به نام مذهبه توصیف شده این اطلاعات ممکن است پایه برخی داستانهای حماسی باشند که ما به آن داستان‌ها دسترسی نداریم. در فرامرزنامه شاه پریان به شیرزنی به نام بانو گشسب خبر می‌دهد که گورخر کوچکی وجود دارد که در اصل سرخاب، شاه جن‌ها است که خود را به شکل حیوان درآورده است. هنر امروزی در دنیای هنر گاهی جن‌ها به عنوان الهه شعر و موسیقی می‌باشند و القاءکننده شعر به شاعران. جن‌هایی که پیرامون شخصی پرسه می‌زنند چه شعر الهام کنند چه نکنند، بر اساس این که نر یا ماده باشند tābeʿ یا tābeʿa خوانده می‌شوند؛ بقیه‌شان با نام‌های hātef، شق، نسناس، یا غادار شناخته می‌شوند. علاوه بر ارتباطی که جن‌ها با شاعران برقرار می‌کنند، آن‌ها با فالگیرها و پیامبران نیز رابطه برقرار می‌کنند. در ادبیات غیر دینی هم مانند ادبیات دینی جن‌ها را سازندگان و صنعتگران ماهر توصیف کرده‌اند. برای همین تصور می‌شد سازه‌های بزرگی مانند تخت جمشید و اهرام توسط آن‌ها ساخته شده‌است. ساختار اجتماعی بر طبق عقاید عامه، ساختار اجتماعی جن‌ها شبیه اجتماع انسان‌ها است. آن‌ها پادشاه و دادگاه دارند و عروسی می‌کنند و سوگواری می‌گیرند. اگر جن مسلمان خود را به شکلی به غیر از شکل اصلی خود درآورد و به قتل برسد، قاتل را مسئول این قتل نمی‌دانند. پادشاهی از جن‌های مسلمان زعفر بود که گفته می‌شود در رویداد کربلا به امام حسین پیشنهاد کمک نمود. بر اساس نسخه‌ای از زندگی‌نامه زعفر، زعفر در دهه ۱۳۰۸ هجری شمسی درگذشت و فرزندش کاظم شاه جن‌های مسلمان شد. علاوه بر شکل حیوانی، جن‌ها گاهی برای گمراه یا نابود کردن انسانهای قربانیانی خود به شکل انسانی در می‌آیند. گفته شده که جنی به صورت زنی زیبا درآمده بود قربانی‌اش وی را از روی پاهای حیوان مانند اش شناسایی کرد و طنابی را به دور گردن آن جن انداخت و با کشیدن روی زمین در پشت شتر وی را به قتل رساند. در میان سیستان گفته می‌شود جنی به نام مردآزما (ارزیابی‌کننده مردان) وجود دارد. اگر مرد از وی نترسد مردآزما با او دوست می‌شود و در زندگی به او کمک می‌کند، در غیر اینصورت او را با ترساندن دیوانه می‌کند. برخی بر این باور اند که مردآزما نر است و با قربانیانش آمیزش جنسی می‌کند. جن در فرهنگ عامه تصور بیشتر مردم از جن به عنوان موجودی فرمان‌بر است. اقدامات خاصی برای جلوگیری از آزارشان یا احضار آن‌ها انجام می‌شود. آن‌ها را با نامهای خاصی مثل از ما بهتران و عزیزان یاد می‌کنند تا از احضار ناخواسته آن‌ها که ناشی از ذکر نام آن‌ها است جلوگیری نمایند همچنین سوت زدن، تحریک آن‌ها با پرتاب سنگ، ریختن خاکستر یا آب گرم بدون ورد لازم، سوزاندن تخم مرغ و پوست پیاز باهم یا کارهایی مانند جارو زدن بی‌مورد در شب باعث احضار آن‌ها می‌شود. شکارچی پیری که جنی در شمایل یک تازی را زخمی کرده بود، زمانی که به قرار گاه جن‌ها وارد شد توسط آن‌ها توبیخ شد و سه روز بعد جان باخت؛ همچنین جن‌ها شکارچیانی که بیش از حد حیوانات را می‌کشند تعقیب می‌کنند. آن‌ها چنین شکارچی زیاده‌خواهی را از طریق تبدیل او به گوزن نری که وی زخمی کرده‌بود تنبیه می‌کردند. جن‌ها این شکارچی را مجبور می‌کردند تا مشقات یک حیوان شکار شده را تحمل کند، از تعقیب و گریز گرفته تا کشتن، سر بریدن، پوست کندن و کباب شدن. به‌طور کلی برای در امان ماندن از گزند و آسیبهای جن و همچنین دور نگه داشتنش، آیه قرآنی «بسم الله الرحمن الرحیم» را می‌خوانند (به نام خداوند بخشنده مهربان). بعضی از زمان‌ها در هفته گزند جن‌ها افزایش می‌یابد مخصوصا شب‌های شنبه و سه شنبه، آن‌ها با خطر یا آسیبی که برای مردم ایجاد می‌کنند باعث حوادث یا بیماری می‌شوند یا مصیبت به بار می‌آورند، غیر از اینها ممکن است یکی از کودکان انسان را بدزدند و جایش را با فرزند جن‌ها عوض کنند. همچنین ممکن است به خانه‌ای وارد شده و اموالش را بدزدند. در میان سیستانی‌ها گفته می‌شود دیوی وجود دارد به نام دیو یاهلو که شبیه گاو نری است که در شب دیده می‌شود و به قربانیانش حمله و تجاوز می‌کند. جن دیگری در میان سیستانی‌ها است به نام جن کلوخ پران که به سمت قربانیان خود سنگ و کلوخ داغ پرتاب می‌کند ولی آن‌ها هرچه اطراف خود را نگاه می‌کنند کسی که سنگ پرتاب می‌کند را نمی‌بینند؛ و جن دیگری در میان سیستانی‌ها به نام «مردآزما» یا «مدروزما» وجود دارد که شب‌ها و در مسیر راه‌ها برای عابرین مزاحمت ایجاد می‌کند. جن زده‌ها و کمک جن به انسان‌ها در باورهای عامیانه برخی از مردم بر این باورند که اغلب آسیبها وارده از طرف جن به انسان، اختلالات عصبی، مخصوصا صرع است که گفته می‌شود جن به داخل بدن فرد وارد شده. آنان معتقدند زمانی که جن در بدن فردی وارد می‌شود شخص حالت جسمی خاصی را در بدن خود تجربه می‌کند. به‌زعم آن‌ها، درمان کسانی که جن زده شده‌اند فقط با دعا امکان‌پذیر نیست بلکه بعضی اوقات وی را می‌بندند و وحشیان وی را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند تا جن از بدن وی خارج شود. برای نوع خاصی از جنون که گفته می‌شد توسط جن ایجاد شده به دعانویس رجوع می‌کردند که ادعا می‌کرد داروهای خاصی که در کتابی که سلیمان نوشته برای درمان آن افراد وجود دارد، «جن به آن‌ها دقیقا گفته که چگونه بیماری‌های ایجاد شده توسط آن‌ها را درمان کنند و چه چیزهایی را به عنوان دارو مصرف کنند. گاهی اوقات پیش می‌آید جنی به فردی برای به دست آوردن ثروت یا قدرت کمک کند یا نیرویی برای رهایی از یک بیماری به او بدهد. یک مرد که این قدرت شفا را پیدا کرده بود توانست با ریختن بزاق خود بر روی بثورات پوستی آن‌ها را درمان کند. او این توانایی را از زنی از اجدادش که بچه جنی را با بستن حلقه آهنی به پایش تسخیر کرده بود به ارث برده بود. زمانی که مادر جن برای درخواست آزادی فرزندش التماس می‌کرد زن به او گفت که باید در قبال آزادی فرزندش چیزی به او بدهد. آن جن در دهان زن تف کرد و به او گفت که فرزندان تو تا هفت نسل توانایی درمان بثورات بوستی با مالیدن بزاق بر روی پوست بیمار را دارند. عده‌ای بر این باورند که آسیب پذیرترین قربانیان جن‌ها زنان در بستر زایمان و نوزادانشان هستند. به همین دلیل مادر و نوزاد وی نباید در دو هفته اول زایمان تنها بمانند. زمانی که زنی بعد زایمان اولین بار به حمام می‌رود تهدید آسیب رساندن جن به‌طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. این گفته‌ها در حالی است که تاکنون زنان بسیاری در نقاط مختلف جهان به علت شرایط خاص به تنهایی زایمان کرده‌اند، بی‌آنکه چنین مشکلاتی متوجه آن‌ها باشد! بسیاری از باورها در این‌باره با خرافه‌ها و تصورهای عامیانه و محلی در هم‌آمیخته‌است و این باعث شده‌است که تصویر مرسوم از این موجود بیشتر براساس وهم و خرافه باشد و نه مبتنی بر روایات معتبر دینی یا تجربه‌های مستند. برخی عقیده دارند که جن‌ها از آهن می‌ترسند، و هرکسی موفق شود سوزنی در بدن یا لباس آن‌ها وارد کند می‌تواند کنترل آن‌ها را در دست بگیرد، ترس زیاد آن‌ها از آهن باعث می‌شود تا آن‌ها نتوانند آهن را از بدن یا لباس خود درآورند. ایرانی یا عربی؟ در داستانهای عامیانه فارسی جن‌ها معمولا برای انسان‌ها مضر هستند. هر چند برخی می‌گویند جن به همراه غول از داستانهای سامی منشا می‌گیرند، ولی ممکن است از شیاطین مافوق بشر در فرهنگ ایرانیان منشا گرفته باشد و دوباره از طریق یک تبادل فرهنگی میان ایرانیان و اعراب دوباره به فرهنگ ایران بازگشته باشد. آن‌ها در برخی از انواع داستانها ظاهر شده‌اند که این گواهی است بر حضورشان در فرهنگ عامه ایران. از این بین، در یکی از داستانهای اخیر گفته می‌شود که دو نفری که قوز بر پشت داشتند با جن دیدار می‌کنند. نفر اول به حمام می‌رود و می‌رقصد، در آن هنگام عروسی جن‌ها بوده، پس پاداش می‌گیرد و جن‌ها قوزش را برمی‌دارند. نفر اول این داستان را برای نفر دوم هم تعریف می‌کند و نفر دوم هم به همان مکان می‌رود و می‌رقصد، چون مراسم عزای جن‌ها بوده، جن‌ها قوزی بر بالای قوز او ایجاد می‌کنند. از آن در فرهنگ عامیانه فارسی زبانان به عنوان قوز بالای قوز یاد می‌شود. در مواردی در قصه‌های عامیانه از جن به عنوان یاری‌کننده یاد شده، مثلا زمانی که گفته‌اند جن از مهارت خود در بافتن فرش استفاده می‌کند. یکی از این جن‌های یاری رساننده سیمرغ در داستانهای عامیانه است (با افسانه سیمرغ در داستانهای حماسی اشتباه نشود)، گفته می‌شود دسته‌ای از جن‌ها است. غول روح دیو پری روح خبیث عفریت بختک آل (افسانه) ابلیس شیطان فهرست جن‌ها در آرس گویتیا
[ "فراطبیعی", "آتش", "دود", "قرآن", "جن (سوره)", "انس", "پری", "دانشنامه ایرانیکا", "ریچارد داوکینز", "پلنگ صورتی (کارتون)", "افسانه‌های ایرانی", "بدن انسان", "گوسفند وحشی", "نسناس", "جمشید", "سلیمان", "شاهنامه", "سعد بن ابی‌وقاص", "رستم فرخزاد", "بهرام چوبینه", "بانو گشسب", "الهه شعر و موسیقی", "غادار", "پادشاه", "دادگاه", "عروسی", "سوگواری", "زعفر", "رویداد کربلا", "امام حسین", "زندگی‌نامه", "کاظم (جن)", "سیستان", "مردآزما", "آمیزش جنسی", "ورد", "بسم الله الرحمن الرحیم", "دیو یاهلو", "کلوخ پران", "سامی", "فرهنگ ایران", "فرهنگ عامه", "قوز کمر", "فرهنگ عامیانه فارسی", "قوز بالای قوز", "غول", "روح", "دیو", "روح خبیث", "عفریت", "بختک", "آل (افسانه)", "ابلیس", "شیطان", "فهرست جن‌ها در آرس گویتیا" ]
[ "جن", "اسطوره‌شناسی آلبانی", "اسطوره‌شناسی ابراهیمی", "اسطوره‌شناسی عرب", "اسطوره‌شناسی مالزی", "اسطوره‌های اسلامی", "اصطلاحات اسلامی", "افسانه‌های فراطبیعی", "دگرپیکری", "شیطان‌ها در آئین هندو", "شیطان‌ها در اسلام", "شیطان‌ها در مسیحیت", "شیطان‌ها در یهودیت", "فری‌ها", "فولکلور ایران", "فولکلور پاکستان", "فولکلور ترکی", "فولکلور مصر", "فولکلور هند" ]
1,294
پری
0
78
0
[ "پري", "پري (موجود خيالي)", "پری (موجود خیالی)", "پری (عنوان)" ]
false
34
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
مجلس بزم و نوازنده عود پری از موجودات خیالی و افسانه‌ای فرهنگ عامه و خرافات مردم است. نام سرزمین پریان در آثار اسطوره‌ای، پریستان در کوه قاف (آسیای مقدم) است. در آغاز هزاره یکم پ. م. بخشی از اینجا موطن اسکیت‌های اشکودا بود. پری در اوستا موجودی اهریمنی است (همانند فری) که مردم را می‌فریبد، اما در فرهنگ ایرانیان پس از اسلام، پریان موجوات خوب و دوست داشتنی هستند که مردم نیکوکار و خوش نیت را دوست دارند و آن‌ها را به خوشبختی و کامروایی می‌رسانند. پریان در منابع گوناگون پری در اوستا موجودی اهریمنی است و از آن به صورت زنی بسیار زیبا و فریبنده یاد شده که با پنهان و آشکار شدن پی درپی و تغییر شکل‌های گوناگون، مردم را می‌فریبد و به بیراهه می‌کشاند یا موجب دیوانگی آنان می‌شود. پری از آتش می‌گریزد، بنابراین، برای شناختن یا فرار دادن پریان بدکار باید پیوسته آتش در خانه روشن بماند. همچنین فلزات و چیزهای نوک تیز موجب فرار پریان است. در هفت خوان‌های رستم و اسفندیار، زنی زیبا و آراسته در حالی که عود می‌نوازد به پهلوان نزدیک می‌شود و او را به شادخواری و شادکامی دعوت می‌کند. اما هر دو پهلوان او را می‌شناسند و در نبرد او را می‌کشند. پریان در فرهنگ ایرانیان پس از اسلام، موجوات خوب و دوست داشتنی هستند که مردم نیکوکار و خوش نیت را دوست دارند و آن‌ها را به خوشبختی و کامروایی می‌رسانند. پادشاه پریان مردی نیک و آزاده است و دختر و پسر شاه پریان رمزی از کمال، زیبائی، ثروت و خوشبختی هستند که هر دختر و پسر جوان آرزوی همسری ایشان را دارد. داستان پری زیبائی که بخت را تقسیم می‌کرد در داستان‌های مربوط به جمشید شاه آمده است. در اساطیر ایرانی، پری‌ها از نسل فرشتگان تبعیدی از بهشت هستند که در صورت توبه کردن به بهشت باز می‌گردند. در منابع قدیمی‌تر آنها عاملان شیاطین بودند ولی در منابع جدیدتر تبدیل به موجودات غیر شر شدند. پری‌ها موجوداتی بالدار، بسیار دلنشین و با ظاهر فرشته آفریده شده‌اند. در طبقه‌بندی موجودات اسطوره‌ای، آنها آفریده‌هایی مابین فرشته و ارواح شیطانی هستند. پری‌ها گاهی اوقات برای ملاقاتهایی به دنیای میرا (جهان ما) مسافرت می‌کنند. پری‌ها هدف سطح پایین موجودات شروری به نام دیوسان بودند. دیوسانان با حبس پری‌ها در قفس‌های آهنین، اقدام به آزار آنها می‌کردند. این آزارها بعلاوه عدم اعتماد به نفس خود پریان، باعث می‌شد که آنها هم به صف مبارزان با خوبی به پیوندند. در شعر پری و بهشت توماس مور شاعر ایرلندی، در قسمت لاله رخ، یک پری اجازه بازگشت به بهشت را بعد از سه بار تلاش در دادن هدیه‌ای به فرشته محبوب خدا بدست می‌آورد. اولین تلاش این است که آخرین شرابی که لیبرا با خون قلبی که برای او شکسته و از آن شرابی برای خدا درست کرده را پیدا کرده و هدیه دهد. این خون باید از متعلق به سرباز جوانی که برای حفظ جان محمود اورنگ‌زیب (ششمین پادشاه مغول هند در سده ۱۷–۱۸ میلادی) کشته شده است، باشد. هدیه بعدی، یک نگاه پاک و ناب از یک عشق از خود گذشته. آهی که باید ربوده شود باید از لب‌های دختری باکره و در حال مرگ با عشقش در ریونذوری بوسیله طاعون باشد نه اینکه ترجیح دهد در تبعید از عشقش با بیماری زنده بماند. سومین و آخرین هدیه، اشک یک پیر مرد شیطانی در حال دیدن عبادت یک کودک در خرابه‌های معبد خورشید در بعلبک لبنان است. مداخله پریان در دنیای فناپذیر به صورت اپرایی فکاهی توسط گیلبرت و سالیوان در سال ۱۸۸۲ زیر عنوان «همزادها و پری‌ها» ساخته شد. نیمف فری پریستان
[ "موجودات افسانه‌ای", "خرافات", "پریستان", "کوه قاف", "آسیای مقدم", "اسکیت‌های اشکودا", "اوستا", "اهریمن", "فری", "پریان (قوم)", "هفت خوان رستم", "اسفندیار", "بربط", "شادخواری", "پهلوان", "پادشاه پریان", "شاه پریان", "جمشید", "اساطیر ایرانی", "دیوسان", "توماس مور", "لاله رخ", "بهشت", "فرشته", "لیبرا", "اورنگ‌زیب", "مغول", "باکره", "ریونذوری", "کنیا", "کلیمانجارو", "طاعون", "بعلبک", "لبنان", "نیمف", "parsi-gooyan.ir" ]
[ "اساطیر ایرانی", "اسطوره‌شناسی ارمنی", "افسانه‌های ایرانی", "جن", "فری‌ها", "فولکلور ترکی", "موجودات افسانه‌ای", "نام‌های زنان ایران" ]
1,295
فهرست روستاهای ایران
0
6,957
0
[ "فهرست روستاهاي ايران", "روستاهاي ايران" ]
false
6,942
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فهرستی از نام روستاهای کشور ایران برای دیدن فهرست‌ها روی نام هر استان کلیک کنید: آذربایجان شرقی آذربایجان غربی اردبیل اصفهان البرز ایلام بوشهر تهران چهارمحال و بختیاری خراسان جنوبی خراسان رضویی خراسان شمالی خوزستان زنجان سمنان سیستان و بلوچستان فارس قزوین قم کردستان کرمان کرمانشاه کهگیلویه و بویراحمد گلستان گیلان لرستان مازندران هرمزگان همدان یزد مرکزی روستاهای گردشگری ایران فهرست بخش‌های ایران فهرست دهستان‌های ایران روستاهای ایران
[ "روستا", "ایران", "استان", "فهرست روستاهای استان آذربایجان غربی", "فهرست روستاهای استان اردبیل", "فهرست روستاهای استان اصفهان", "فهرست روستاهای استان البرز", "فهرست روستاهای استان ایلام", "فهرست روستاهای استان بوشهر", "فهرست روستاهای استان تهران", "فهرست روستاهای استان چهارمحال و بختیاری", "فهرست روستاهای استان خراسان جنوبی", "فهرست روستاهای استان خراسان رضوی", "فهرست روستاهای استان خراسان شمالی", "فهرست روستاهای استان خوزستان", "فهرست روستاهای استان زنجان", "فهرست روستاهای استان سمنان", "فهرست روستاهای استان سیستان و بلوچستان", "فهرست روستاهای استان فارس", "فهرست روستاهای استان قزوین", "فهرست روستاهای استان قم", "فهرست روستاهای استان کردستان", "فهرست روستاهای استان کرمان", "فهرست روستاهای استان کرمانشاه", "فهرست روستاهای استان کهگیلویه و بویراحمد", "فهرست روستاهای استان گلستان", "فهرست روستاهای استان گیلان", "فهرست روستاهای استان لرستان", "فهرست روستاهای استان مازندران", "فهرست روستاهای استان هرمزگان", "فهرست روستاهای استان همدان", "فهرست روستاهای استان یزد", "فهرست روستاهای استان مرکزی", "روستاهای گردشگری ایران", "فهرست بخش‌های ایران", "فهرست دهستان‌های ایران" ]
[ "روستاهای ایران", "جغرافیای ایران", "فهرست‌های مربوط به ایران" ]
1,296
فهرست شهرهای ایران
2
1,691
0
[ "شهرهاي ايران", "شهرهای ایران", "فهرست شهرهاي ايران" ]
false
1,166
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فهرستی از نام شهرهای کشور ایران: آ نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) آب‌بر زنجان ۶۷۲۵ آب‌پخش بوشهر ۱۷۲۳۸ آبادان خوزستان ۲۱۲۷۴۴ آباده فارس ۵۵۷۵۸ آباده طشک فارس ۷۵۶۲ آبدان بوشهر ۶۲۱۱ آبدانان ایلام ۲۲۹۰۱ آبسرد تهران ۹۲۰۲ آبش‌احمد آذربایجان شرقی ۲۳۱۸ آبعلی تهران ۲۵۲۲ آبگرم قزوین ۵۹۹۸ آبی‌بیگلو اردبیل ۵۹۹۹ آبیک قزوین ۵۵۷۷۹ آذرشهر آذربایجان شرقی ۳۹۹۱۸ آرادان سمنان ۵۶۲۶ آران و بیدگل اصفهان ۶۰۲۹۰ آرمرده کردستان ۲۳۴۹ آرین‌شهر خراسان جنوبی ۳۵۸۵ آزادشهر گلستان ۳۹۴۸۴ آستارا گیلان ۴۸۴۷۰ آستانه مرکزی ۶۸۸۰ آستانه اشرفیه گیلان ۴۰۷۲۶ آسمان‌آباد ایلام ۵۸۸۹ آشتیان مرکزی ۹۰۱۵ آشخانه خراسان شمالی ۲۲۸۷۷ آغاجاری خوزستان ۱۲۶۵۳ آق‌قلا گلستان ۳۱۶۲۶ آقکند آذربایجان شرقی ۱۷۳۳ آلاشت مازندران ۸۷۴ آلونی چهارمحال و بختیاری ۴۰۹۴ آمل مازندران ۲۱۹۹۱۵ آواجیق آذربایجان غربی ۱۵۱۶ آوج قزوین ۵۶۰۹ آیسک خراسان جنوبی ۴۷۵۶ ا نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) ابرکوه یزد ۲۳۹۸۶ ابریشم اصفهان ۲۱۷۹۴ ابوزیدآباد اصفهان ۵۵۵۹ ابوموسی هرمزگان ۳۴۶۱ ابهر زنجان ۸۷۳۹۶ احمدآباد صولت خراسان رضوی ۶۷۵۸ احمدآباد یزد ۵۰۱۹ احمدسرگوراب گیلان ۲۳۴۶ اختیارآباد کرمان ۸۷۴۶ ادیمی سیستان و بلوچستان ۳۳۲۸ اراک مرکزی ۴۸۴۲۱۲ ارجمند تهران ۱۱۱۴ ارداق قزوین ۵۱۲۳ اردبیل اردبیل ۴۸۲۶۳۲ اردستان اصفهان ۱۵۷۰۱ اردکان یزد ۵۶۷۷۶ اردکان فارس ۱۶۶۶۱ اردل چهارمحال و بختیاری ۸۹۹۲ ارزوئیه کرمان ۷۵۵۵ ارسک خراسان جنوبی ۲۹۵۴ ارسنجان فارس ۱۷۳۸۲ ارکواز ایلام ۱۲۳۵۸ ارمغان‌خانه زنجان ۱۹۴۵ ارومیه آذربایجان غربی ۶۶۷۴۹۹ اروندکنار خوزستان ۸۹۰۹ ازگله کرمانشاه ۱۲۵۶ ازنا لرستان ۴۰۱۴۵ ازندریان همدان ۹۳۲۴ اژیه اصفهان ۳۴۸۱ اسارا البرز ۷۰۱ اسالم گیلان ۱۰۰۴۰ اسپکه سیستان و بلوچستان ۳۶۳۶ استهبان فارس ۳۴۶۳۹ اسدآباد همدان ۵۵۰۲۴ اسدیه خراسان جنوبی ۵۸۰۴ اسفدن خراسان جنوبی ۳۵۳۰ اسفراین خراسان شمالی ۶۰۳۷۲ اسفرورین قزوین ۱۲۶۱۵ اسکو آذربایجان شرقی ۱۶۹۸۳ اسلام‌آباد غرب کرمانشاه ۹۴۶۹۹ اسلام‌شهر تهران ۳۸۹۱۰۲ اسلامیه خراسان جنوبی ۶۰۸۴ اسلام‌شهر آق‌گل همدان ۳۷۱۷ اسیر فارس ۲۱۸۰ اشترینان لرستان ۵۰۸۳ اشتهارد البرز ۲۳۰۱۰ اشکذر یزد ۱۵۶۶۳ اشکنان فارس ۸۲۱۱ اشنویه آذربایجان غربی ۳۲۷۲۳ اصفهان اصفهان ۱۷۵۶۱۲۶ اصلاندوز اردبیل ۴۵۵۷ اتاقور گیلان ۱۸۰۴ افزر فارس ۲۳۳۸ افوس اصفهان ۴۳۱۳ اقبالیه قزوین ۵۵۴۹۸ اقلید فارس ۴۴۵۵۲ الشتر لرستان ۳۰۲۵۷ الوان خوزستان ۷۰۹۲ الوند قزوین ۸۸۷۱۱ الیگودرز لرستان ۸۷۹۶۷ امام حسن بوشهر ۲۴۹۸ امام‌شهر فارس ۵۱۹۰ املش گیلان ۱۴۹۱۵ امیدیه خوزستان ۶۰۴۶۱ امیرکلا مازندران ۲۸۰۸۶ امیریه سمنان ۲۴۰۲ امین‌شهر کرمان ۴۵۵۵ انابد خراسان رضوی ۵۷۳۹ انار کرمان ۱۳۰۸۹ انارستان بوشهر ۲۷۳۵ انارک اصفهان ۱۴۷۷ انبارآلوم گلستان ۶۵۴۰ اندوهجرد کرمان ۳۵۸۹ اندیشه تهران ۹۶۸۰۷ اندیمشک خوزستان ۱۲۶۸۱۱ اوز فارس ۲۲۴۰۱ اهر آذربایجان شرقی ۹۲۶۰۸ اهرم بوشهر ۱۳۷۷۸ اهل فارس ۲۹۴۰ اهواز خوزستان ۱۱۱۲۰۲۱ ایج فارس ۵۸۴۹ ایذه خوزستان ۱۱۷۰۹۳ ایرانشهر سیستان و بلوچستان ۹۷۰۱۲ ایزدخواست فارس ۶۵۳۲ ایزدشهر مازندران ۶۷۹۷ ایلام ایلام ۱۷۲۲۱۳ ایلخچی آذربایجان شرقی ۱۵۲۳۱ ایمان‌شهر اصفهان ۱۴۲۶۷ اینچه‌برون گلستان ۲۲۸۱ ایوان ایلام ۲۹۴۰۰ ایوانکی سمنان ۱۱۹۹۵ ایواوغلی آذربایجان غربی ۳۱۶۷ ایور خراسان شمالی ۳۷۸۳ ب نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) باب انار فارس ۶۹۶۸ باباحیدر چهارمحال و بختیاری ۱۱۰۹۹ بابارشانی کردستان ۵۷۳ بابل مازندران ۲۱۹۴۶۷ بابلسر مازندران ۵۰۴۷۷ باجگیران خراسان رضوی ۴۰۶ باخرز خراسان رضوی ۸۳۹۲ بادرود اصفهان ۱۳۱۲۰ بار خراسان رضوی ۴۱۲۱ باروق آذربایجان غربی ۴۱۱۸ بازار جمعه گیلان ۴۴۹۳ بازرگان آذربایجان غربی ۹۵۵۱ باسمنج آذربایجان شرقی ۱۱۱۹۰ باشت کهگیلویه و بویراحمد ۹۲۶۶ باغ بهادران اصفهان ۹۵۹۸ باغ‌ملک خوزستان ۲۳۳۵۲ باغستان تهران ۷۱۸۶۱ باغین کرمان ۸۱۷۶ بافت کرمان ۳۳۱۰۷ بافران اصفهان ۲۰۲۷ بافق یزد ۳۳۸۸۲ باقرشهر تهران ۵۹۰۹۱ بالاده فارس ۴۲۴۳ بانه کردستان ۸۵۱۹۰ بانه‌وره کرمانشاه ۳۰۴۳ بایگ خراسان رضوی ۳۵۷۷ باینگان کرمانشاه ۱۷۳۱ بجستان خراسان رضوی ۱۱۱۳۳ بجنورد خراسان شمالی ۱۹۹۷۹۱ بخشایش آذربایجان شرقی ۶۰۹۸ بدره ایلام ۴۲۴۹ برازجان بوشهر ۹۵۴۴۹ بردخون بوشهر ۴۳۷۶ بردستان بوشهر ۶۰۷۸ بردسکن خراسان رضوی ۲۶۱۰۷ بردسیر کرمان ۳۱۸۷۰ برزک اصفهان ۳۲۶۵ برزول همدان ۲۶۹۵ برف‌انبار اصفهان ۵۳۳۶ بروات کرمان ۱۸۶۳۳ بروجرد لرستان ۲۴۰۶۵۴ بروجن چهارمحال و بختیاری ۵۲۶۹۴ بره‌سر گیلان ۱۴۱۶ بزمان سیستان و بلوچستان ۴۷۰۲ بزنجان کرمان ۴۰۳۴ بستان خوزستان ۷۲۵۸ بستان‌آباد آذربایجان شرقی ۱۷۹۵۴ بستک هرمزگان ۹۲۲۵ بسطام سمنان ۷۷۱۲ بشرویه خراسان جنوبی ۱۵۳۱۸ بفروئیه یزد ۶۴۸۶ بلبان‌آباد کردستان ۳۲۰۷ بلداجی چهارمحال و بختیاری ۱۱۷۲۸ بلده مازندران ۱۰۳۷ بم کرمان ۱۰۷۱۳۱ بمپور سیستان و بلوچستان ۱۰۰۷۱ بن چهارمحال و بختیاری ۱۱۷۷۵ بناب آذربایجان شرقی ۷۹۸۹۴ بناب جدید آذربایجان شرقی ۴۳۷۱ بنارویه فارس ۱۰۹۷۷ بنت سیستان و بلوچستان ۵۲۹۴ بنجار سیستان و بلوچستان ۴۰۸۸ بندر امام خمینی خوزستان ۷۲۳۵۷ بندر انزلی گیلان ۱۱۶۶۶۴ بندر ترکمن گلستان ۴۸۷۳۶ بندر جاسک هرمزگان ۱۳۸۱۰ بندر دیر بوشهر ۲۰۱۵۷ بندر دیلم بوشهر ۲۲۳۹۳ بندر ریگ بوشهر ۵۶۱۹ بندرعباس هرمزگان ۴۳۵۷۵۱ بندر کنگان بوشهر ۷۶۳۲۹ بندر گز گلستان ۱۸۷۳۴ بندر گناوه بوشهر ۶۴۱۱۰ بندر لنگه هرمزگان ۳۰۴۷۸ بندر ماهشهر خوزستان ۱۵۳۷۷۸ بنک بوشهر ۱۱۵۱۵ بوانات فارس ۱۰۶۷۰ بوشهر بوشهر ۱۹۵۲۲۲ بوکان آذربایجان غربی ۱۷۰۶۰۰ بومهن تهران ۵۳۴۵۱ بوئین‌زهرا قزوین ۱۸۲۱۰ بویین سفلی کردستان ۱۴۵۸ بوئین و میاندشت اصفهان ۱۰۲۵۶ بهاباد یزد ۷۶۵۲ بهار همدان ۲۷۶۴۵ بهاران‌شهر اصفهان ۱۱۱۳۲ بهارستان اصفهان ۶۱۶۴۷ بهبهان خوزستان ۱۰۷۴۱۲ بهرمان کرمان ۴۵۲۸ بهشهر مازندران ۸۹۲۵۱ بهمن فارس ۷۳۰۵ بهنمیر مازندران ۷۴۱۰ بیارجمند سمنان ۲۴۴۱ بیجار کردستان ۴۷۹۲۶ بیدخت خراسان رضوی ۵۳۴۸ بیدستان قزوین ۱۹۹۹۶ بیرجند خراسان جنوبی ۱۷۸۰۲۰ بیرم فارس ۷۳۷۹ بیستون کرمانشاه ۵۱۰۷ بیضا فارس ۴۲۳۴ بیکا هرمزگان ۷۰۰۲ بیله‌سوار اردبیل ۱۵۱۸۳ پ نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) پاتاوه کهگیلویه و بویراحمد ۲۳۱۴ پارس‌آباد اردبیل ۸۸۹۲۴ پارسیان هرمزگان ۱۲۵۴۴ پاریز کرمان ۴۹۰۲ پاکدشت تهران ۲۰۶۴۹۰ پاوه کرمانشاه ۲۳۷۰۴ پردنجان چهارمحال و بختیاری ۸۰۸۸ پردیس تهران ۳۷۲۵۷ پرندک (زرندیه) مرکزی ۶۶۳۳ پره‌سر گیلان ۷۶۲۶ پل‌دختر لرستان ۲۵۰۹۲ پل سفید مازندران ۷۷۰۸ پلدشت آذربایجان غربی ۹۹۶۳ پول مازندران ۲۸۰۶ پهله ایلام ۴۰۶۵ پیرانشهر آذربایجان غربی ۶۹۰۴۹ پیربکران اصفهان ۱۲۱۹۲ پیش‌قلعه خراسان شمالی ۲۲۱۱ پیشوا تهران ۴۷۲۵۳ پیشین سیستان و بلوچستان ۱۳۶۹۰ ت نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) تازه‌آباد کرمانشاه ۱۲۰۸۰ تازه‌شهر آذربایجان غربی ۸۸۶۴ تازه‌کند اردبیل ۲۷۹۸ تازه‌کند انگوت اردبیل ۲۵۴۴ تاکستان قزوین ۷۷۹۰۷ طوالش گیلان ۵۲۳۴۴ تایباد خراسان رضوی ۵۲۲۸۰ تبریز آذربایجان شرقی ۱۴۹۴۹۹۸ تخت هرمزگان ۲۶۴۸ تربت جام خراسان رضوی ۹۴۷۵۸ تربت حیدریه خراسان رضوی ۱۳۱۱۵۰ ترک آذربایجان شرقی ۲۴۰۶ ترکالکی خوزستان ۵۶۵۴ ترکمانچای آذربایجان شرقی ۷۰۹۴ تسوج آذربایجان شرقی ۷۳۷۰ تفت یزد ۱۵۷۱۷ تفرش مرکزی ۱۶۴۴۷ تکاب آذربایجان غربی ۴۴۰۴۰ تنکابن مازندران ۴۵۳۳۸ تنکمان البرز ۴۱۹۰ تنگ ارم بوشهر ۳۱۸۳ توتکابن گیلان ۱۶۷۸ توحید ایلام ۱۴۷۵ تودشک اصفهان ۴۲۲۹ توره مرکزی ۲۳۳۱ تویسرکان همدان ۴۴۵۱۶ تهران تهران ۸۱۵۴۰۵۱ تیتکانلو خراسان شمالی ۳۸۲۷ تیران اصفهان ۱۹۴۲۱ تیکمه‌داش آذربایجان شرقی ۲۶۴۵ ج نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) جاجرم خراسان شمالی ۱۸۵۴۷ جالق سیستان و بلوچستان ۱۷۵۴۶ جاورسیان مرکزی ۴۷۲۶ جایزان خوزستان ۲۴۰۱ جبالبارز کرمان ۴۴۱۶ جعفرآباد اردبیل ۷۷۰۶ جعفریه قم ۷۲۰۳ جغتای خراسان رضوی ۸۲۱۲ جلفا آذربایجان شرقی ۵۶۲۸ جلین گلستان ۷۷۵۳ جم بوشهر ۱۶۳۱۳ جناح هرمزگان ۷۱۶۹ جنت‌شهر فارس ۱۱۸۵۲ جنت‌مکان خوزستان ۶۰۲۰ جندق اصفهان ۴۴۷۲ جنگل خراسان رضوی ۶۴۹۰ جوادآباد تهران ۴۹۰۳ جوانرود کرمانشاه ۵۱۴۸۳ جوپار کرمان ۳۹۳۷ جورقان همدان ۹۲۶۲ جوزدان اصفهان ۶۷۴۹ جوزم کرمان ۴۹۲۹ جوشقان و کامو اصفهان ۴۷۶۶ جوکار همدان ۲۴۲۵ جونقان چهارمحال و بختیاری ۱۴۸۰۰ جویبار مازندران ۲۹۱۲۲ جویم فارس ۸۸۱۰ جهرم فارس ۱۱۴۱۰۸ جیرفت کرمان ۱۱۱۰۳۴ جیرنده گیلان ۲۵۸۴ چ نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) چابکسر گیلان ۶۹۹۴ چاپشلو خراسان رضوی ۲۴۷۴ چادگان اصفهان ۹۷۳۸ چارک هرمزگان ۳۷۵۸ چاف و چمخاله گیلان ۴۴۹۴ چالانچولان لرستان ۱۴۷۸ چالوس مازندران ۴۷۸۸۱ چاه بهار سیستان و بلوچستان ۸۵۶۳۳ چترود کرمان ۵۳۴۴ چرام کهگیلویه وبویراحمد ۱۲۶۳۴ چرمهین اصفهان ۱۳۵۶۸ چغادک بوشهر ۱۸۰۷۲ چغامیش خوزستان ۲۱۱۳ چغلوندی لرستان ۱۴۰۹ چقابل لرستان ۵۱۷۶ چکنه خراسان رضوی ۱۸۳۴ چلگرد چهارمحال و بختیاری ۳۰۶۱ چمران خوزستان ۳۱۱۳۸ چمستان مازندران ۱۰۶۱۷ چمگردان اصفهان ۱۶۲۱۹ چناران خراسان رضوی ۴۸۵۶۷ چناره کردستان ۱۸۴ چوار ایلام ۵۷۷۵ چوبر گیلان ۵۵۲۲ چورزق زنجان ۱۷۵۳ چویبده خوزستان ۷۲۵۲ چهارباغ البرز ۶۷۷۲ چهاربرج آذربایجان غربی ۸۶۸۱ چهاردانگه تهران ۴۶۲۹۹ چیتاب کهگیلویه وبویراحمد ۱۴۱۸ ح نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) حاجی‌آباد هرمزگان ۲۳۳۰۹ حاجی‌آباد فارس ۲۰۵۰۱ حاجی‌آباد خراسان جنوبی ۵۹۱۸ حبیب‌آباد اصفهان ۹۴۴۴ حر خوزستان ۸۶۲۴ حسامی فارس ۲۸۲۶ حسن‌آباد اصفهان ۴۲۶۷ حسن‌آباد فارس ۱۸۹۴ حسن‌آباد تهران ۲۷۸۵۹ حسینیه خوزستان ۱۹۶۳ حصارگرمخان خراسان شمالی ۱۶۵۸ حلب زنجان ۱۰۸۹ حمزه خوزستان ۵۸۵۰ حمیدیا یزد ۳۷۴۲۸ حمیدیه خوزستان ۲۰۹۸۲ حمیل کرمانشاه ۱۳۶۳ حنا اصفهان ۵۳۵۴ حویق گیلان ۴۱۹۴ خ نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) خاتون آباد کرمان ۳۸۸۳ جزیره خارگ بوشهر ۸۱۹۶ خاروانا آذربایجان شرقی ۳۳۵۳ خاش سیستان و بلوچستان ۵۶۶۸۳ خاکعلی قزوین ۳۱۴۶ خالدآباد اصفهان ۳۰۲۳ خامنه آذربایجان شرقی ۲۷۵۰ خان‌ببین گلستان ۱۰۸۷۸ خانوک کرمان ۴۰۰۰ خانه زنیان فارس ۱۵۷۸ خاوران فارس ۶۰۵۰ خداجو آذربایجان شرقی ۱۸۲۴ خرامه فارس خرم‌آباد (لرستان) لرستان ۳۷۳۴۱۶ خرم‌آباد (مازندران) مازندران ۹۹۳۶ خرمدره زنجان ۵۲۵۴۸ خرمدشت (تاکستان) قزوین ۱۰۰۰۰ خرمشهر خوزستان ۱۷۲۰۰۰ خرو (نیشابور) خراسان رضوی خسروشهر آذربایجان شرقی خشت فارس خشکبیجار گیلان خشکرود مرکزی خضرآباد یزد خضری دشت‌بیاض خراسان جنوبی قائنات ۱۳۶۲ ۵،۶۸۰ خلخال اردبیل ۳۹،۳۰۴ خلیفان آذربایجان غربی ۱،۸۰۶ خلیل‌آباد خراسان رضوی ۱۲،۷۵۱ خلیل کرد همدان ۸۵۰ خلیل‌شهر مازندران بهشهر ۱۳۸۵ ۱۰،۱۲۶ خمارلو آذربایجان شرقی ۱،۹۰۲ خمام گیلان رشت ۱۳۲۹ ۲۰،۸۹۷ خمیر هرمزگان ۱۵،۸۹۶ خمین مرکزی خمین ۱۳۲۸ ۷۴،۲۵۶ خمینی‌شهر اصفهان خمینی‌شهر ۱۳۱۰ ۳۱۰،۸۰۰ خنج فارس خنج ۱۳۱۷ ۱۹،۲۱۷ خنداب مرکزی خنداب ۱۳۸۶ ۷،۷۵۳ خواجه آذربایجان شرقی هریس ۱۳۷۳ بیش از ۵،۰۰۰ خواف خراسان رضوی خواف ۱۳۶۸ ۳۳،۱۸۹ خوانسار اصفهان ۳۳،۰۴۹ خور اصفهان خور و بیابانک ۱۳۸۸ ۱۷،۷۹۳ خور فارس ۹،۱۳۸ خوراسگان اصفهان اصفهان ۱۳۴۳ ۱۲۷،۶۸۱ خورزوق اصفهان برخوار ۱۳۴۵ ۳۳،۰۰۰ خورسند کرمان شهربابک ۱۳۸۸ ۵،۰۰۰ خورموج بوشهر ۳۴،۹۴۴ خوسف خراسان جنوبی خوسف ۱۳۷۵ ۵،۷۱۶ خوش‌رودپی مازندران بابل ۱۳۷۹ ۵،۰۰۰ خومه‌زار فارس ممسنی ۱۳۸۹ ۶،۰۹۵ خوی آذربایجان غربی ۱۹۸،۸۴۵ د نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) دابودشت داراب داران دارخوین داریان دالکی دامغان دامنه دانسفهان داوودآباد داورزن دبیران درب بهشت درب گنبد درجزین درچه درق درگز درگهان درود دره‌شهر دزآب دزج دزفول دژکرد دستجرد دستگرد دستنا دلبران دلگشا دلند دلوار دلیجان (مرکزی) دماوند دمق دندی دوبرجی دورود دوزدوزان دوزه دوساری دوست‌محمد دوگنبدان دولت‌آباد (اصفهان) دولت‌آباد (خراسان رضوی) دهاقان دهبارز دهج دهدز دهدشت دهرم دهق دهگلان دهلران دیباج دیزج دیز دیزیچه دیشموک دیلمان دیواندره دیهوک دشتک ر نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) رابر راز رازقان رازمیان راسک رامجرد رامسر رامشیر رامهرمز رامیان رانکوه راور راین رباط رباط سنگ رباط‌کریم ربط رحیم‌آباد رزن رزوه رستم‌آباد رستمکلا رشت رشتخوار رضوان‌شهر (اصفهان) رضوان‌شهر (گیلان) رضویه رضی رفسنجان رفیع روانسر روداب رودبار (کرمان) رودبار (گیلان) رودبنه رودسر رودهن رونیز رویان رویدر ریحان‌شهر ریز رینه ریوش ز نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) زابل زابلی زارچ زاغه زاویه زاهدان زاهدشهر زاینده‌رود زرآباد زرآباد زرقان زرگرمحله زرند زرنق زرنه زرین‌آباد زرین‌رود زرین‌شهر زرینه زنجان زنگنه زنگی‌آباد زنوز زواره زهان زهره زهک زیارت‌علی زیباشهر زیدآباد زیرآب س نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) ساروق ساری سالند سامان سامن ساوه سبزوار سپیددشت (خرم‌آباد) سجاس سده سده لنجان سراب سراب‌باغ سراب‌دوره سرابله سراوان سرایان سرباز سربیشه سرپل ذهاب سرخرود سرخس سرخنکلاته سرخه سردرود سردشت (آذربایجان غربی) سردشت (خوزستان) سردشت (هرمزگان) سرعین سرکان سرگز سرمست سرو سروآباد سروستان سریش‌آباد سطر سعادت‌شهر سعدآباد سفیددشت سفیدسنگ سفیدشهر سقز سگزآباد سگزی سلامی سلطان‌آباد سلطانیه سلطان‌شهر سلفچگان سلماس سلمان‌شهر سماله سمنان سمیرم سنجان سنخواست سندرک سنقر سنگان سنگر سنندج سودجان سوران سورشجان سورک سورمق سوزا سوسنگرد سوق سومار سه‌قلعه سهرورد سهند سی‌سخت سیاهکل سیدان سیراف سیرجان سیردان سیرکان سیریک سیس سیلوانه سیمین‌شهر سیمینه سیه‌چشمه سیه‌رود ش نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) شاپورآباد شادگان شادمهر شازند شال شاندیز شاوور شاهدشهر شاهدیه شاهرود شاهو شاهین‌دژ شاهین‌شهر شبانکاره شبستر شرافت شربیان شرفخانه شریف‌آباد شریفیه ششتمد ششده شفت شلمان شلمزار شنبه شندآباد شوسف شوش شوشتر شوط شوقان شول‌آباد شویشه شهداد شهرآباد شهربابک شهرپیر شهر جدید هشتگرد شهرزو شهرصدرا شهرضا شهرکرد شهریار شهمیرزاد شیبان شیراز شیرگاه شیروان شیرود شیرین‌سو ص نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) صاحب صالح‌آباد (ایلام) صالح‌آباد (تهران) صالح‌آباد (خراسان رضوی) صالح‌آباد (همدان) صالح شهر صالح مشطت صایین‌قلعه صباشهر صحنه صغاد صفادشت صفاشهر صفائیه صفی‌آباد (خراسان شمالی) صفی‌آباد (خوزستان) صوفیان صومعه‌سرا صیدون ض نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) ضیاءآباد ط نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) طاقانک طالخونچه طالقان طبس طبس مسینا طرقبه ع نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) عباس‌آباد عجب‌شیر عسگران عسلویه عشق‌آباد (خراسان جنوبی) عشق‌آباد (خراسان رضوی) عقدا علامرودشت علویجه علی‌آباد علی اکبر عمادده عنبران عنبرآباد غ نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) غرق‌آباد مرکزی ۵۳۸۵ ف نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) فارسان فارغان فاروج فاریاب فاضل‌آباد فامنین فخرآباد فدامی فرادنبه فراشبند فرخ‌شهر فرخی فردوس فردوسیه فرسفج فرمهین فرون‌آباد فرهادگرد فریدون‌شهر فریدون‌کنار فریم فریمان فسا فشم فلاورجان فنوج فولادشهر فومن فهرج فیرورق فیروزان فیروزآباد (فارس) فیروزآباد (لرستان) فیروزکوه فیروزه فیض‌آباد فین ق نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) قادرآباد قاسم‌آباد قاضی قائم‌شهر قائمیه قائن قدس قدمگاه قرچک قروه قروه درجزین قره‌آغاج قره‌ضیاءالدین قزوین قشم قصر شیرین قصرقند قطب‌آباد قطرویه قطور قلعه‌تل قلعه خواجه قلعه رئیسی قلعه قاضی قلعه‌گنج قلندرآباد قم قمصر قنوات قوچان قورچی‌باشی قوشچی قهاوند قهجاورستان قهدریجان قهستان قیدار (زنجان) قیر. قرقری ک نام استان شهرستان تاریخ شهر شدن جمعیت (۱۳۹۰) کاخک کارچان کارزین کاریز کازرون کاشان کاشمر کاظم‌آباد کاکی کامفیروز کامیاران کانی‌دینار کانی‌سور کبودرآهنگ کتالم و سادات‌شهر کدکن کرج کردکوی کرکوند کرمان کرمانشاه کرند کره‌ای کرهرود کشاورز کشکسرای کشکوئیه کلات کلاته خیج کلاچای کلارآباد کلاردشت کلاله کلمه کلوانق کلور کله‌بست کلیبر کلیشاد و سودرجان کمال‌شهر کمشجه کمه کمیجان کنارتخته کنارک کندر کنگ کنگاور کوار کوچصفهان کوراییم کوزران کوزه‌کنان کوشک کوشکنار کومله کونانی کوهبنان کوهپایه کوهدشت کوهسار کوهنجان کوهی‌خیل کوهین کهریزسنگ کهریزک کهک کهنوج کیاسر کیاشهر کیاکلا کیان کیان‌شهر کیش کیلان گ گالیکش گتاب گتوند گراب گراب سفلی گراش گردکشانه گرگاب گرگان گرماب گرمدره گرمسار گرمه گرمی گزبرخوار گزنک گزیک گشت گل‌تپه گلباف گلپایگان گلدشت گلزار گلسار (رشت) گلسار (البرز) گلستان گلشن گلشهر گلمکان گلمورتی گلوگاه (گلوگاه) گلوگاه (بابل) گله‌دار کوموش دپه گناباد گنبد کاووس گندمان گوراب زرمیخ گوریه گوگان گوگد گوهران گهرو گهواره گیان گیلانغرب گیوی گچساران ل لار لالجین لاله زار لالی لامرد لاهرود لاهیجان لای بید لپوئی لردگان لشت نشا لطف‌آباد لطیفی لنده لنگرود لواسان لوجلی لوشان لولمان (رشت) لولمان (فومن) لوندویل لیسار لیکک لیلان لومار م مادوان مارگون ماسال ماسوله ماکو مال‌خلیفه مامونیه ماه‌نشان ماهان ماهدشت مبارک‌آباد دیز مبارکه مجلسی مجن محلات محمدان محمدآباد (اصفهان) محمدآباد (سیستان و بلوچستان) محمدآباد (کرمان) محمدشهر محمدشهر محمدی محمدیار محمدیه محمودآباد (آذربایجان غربی) محمودآباد (مازندران) محمودآباد نمونه محی‌آباد مرادلو مراغه مراوه مرجغل مردهک مرزن‌آباد مرزیکلا مرگنلر مرند مرودشت مروست مریانج مریوان مزداوند مس سرچشمه مسجدسلیمان مشراگه مشکات مشکان مشکین‌دشت مشگین‌شهر مشهد مشهد ریزه مصیری معلم‌کلایه معمولان ملاثانی ملارد ملایر ملک‌آباد ملکان ممقان منج منجیل منظریه منوجان موچش مود مورموری موسیان مومن‌آباد مهاباد (آذربایجان غربی) مهاباد (اصفهان) مهاجران مهدی‌شهر(سنگسر)-استان سمنان مهر مهران مهربان مهردشت مهریز میامی میان‌راهان میاندوآب میانرود میانه میبد میداود میرآباد میرجاوه میلاجرد میمند میمه (اصفهان) میمه میناب مینودشت مینوشهر منصوریه (بهبهان) ن نازک علیا ناغان نافچ نالوس نایین نجف‌آباد نجف‌شهر نخل تقی ندوشن نراق نرجه نرماشیر نسیم‌شهر نشتارود نشتیفان نصرآباد (اصفهان) نصرآباد (خراسان رضوی) نصرت‌آباد نصیرآباد نطنز نظام‌شهر نظرآباد نظرکهریزی نقاب نقده نقنه نکا نگار نگور نگین‌شهر نمین نوبران دهستان نوبندگان نوجین نوخندان نودان نودژ نودشه نوده خاندوز نور نورآباد (فارس) نورآباد (لرستان) نوسود نوش‌آباد نوشهر نوشین نوک‌آباد نوکنده نهاوند نهبندان نی‌ریز نیاسر نیر (اردبیل) نیر (یزد) نیشابور نیک‌آباد نیک‌شهر نیل‌شهر نیمبلوک نیم‌ور و واجارگاه وایقان وحدتیه وحیدیه ورامین وراوی وردنجان ورزقان ورزنه ورنامخواست وزوان ونک ویس ویسیان ه هادیشهر هجدک هرات هرسین هرمز هرند هریس هشت‌بندی هشتجین هشترود هشتگرد هفت‌چشمه هفتگل هفشجان هلشی هماشهر (فارس) هماشهر (کرمان) همت‌آباد همدان هندودر هندیجان هوراند هویزه هیدج هیدوچ هیر ی یاسوج یاسوکند یامچی یزد یزدان‌شهر یونسی جمعیت شهرهای ایران شهرهای ایران باستان حاشیه‌نشینی در ایران ریشه‌یابی نام شهرهای ایران ا ا ا
[ "شهر", "ایران", "آب‌بر (زنجان)", "استان زنجان", "شهرستان طارم", "آب‌پخش", "استان بوشهر", "شهرستان دشتستان", "آبادان", "استان خوزستان", "شهرستان آبادان", "آباده", "استان فارس", "شهرستان آباده", "آباده طشک", "شهرستان نی‌ریز", "آبدان", "شهرستان دیر", "آبدانان", "استان ایلام", "شهرستان آبدانان", "آبسرد (تهران)", "استان تهران", "شهرستان دماوند", "آبش‌احمد", "استان آذربایجان شرقی", "شهرستان کلیبر", "آبعلی", "آبگرم (شهر)", "استان قزوین", "شهرستان بوئین‌زهرا", "آبی‌بیگلو", "استان اردبیل", "شهرستان نمین", "آبیک", "شهرستان آبیک", "آذرشهر", "شهرستان آذرشهر", "آرادان", "استان سمنان", "شهرستان گرمسار", "آران و بیدگل", "استان اصفهان", "شهرستان آران و بیدگل", "آرمرده", "استان کردستان", "شهرستان بانه", "آرین‌شهر", "استان خراسان جنوبی", "شهرستان قائنات", "آزادشهر", "استان گلستان", "شهرستان آزادشهر", "آستارا", "استان گیلان", "شهرستان آستارا", "آستانه (مرکزی)", "استان مرکزی", "شهرستان شازند", "آستانه اشرفیه", "شهرستان آستانه اشرفیه", "آسمان‌آباد", "شهرستان چرداول", "آشتیان", "شهرستان آشتیان", "آشخانه", "استان خراسان شمالی", "شهرستان مانه و سملقان", "آغاجاری", "شهرستان بهبهان", "آق‌قلا", "شهرستان آق‌قلا", "آقکند", "شهرستان میانه", "آلاشت", "استان مازندران", "شهرستان سوادکوه", "آلونی", "استان چهارمحال و بختیاری", "شهرستان لردگان", "آمل", "شهرستان آمل", "آواجیق", "استان آذربایجان غربی", "شهرستان چالدران", "آوج", "آیسک", "شهرستان سرایان", "ابرکوه", "استان یزد", "شهرستان ابرکوه", "ابریشم (شهر)", "شهرستان فلاورجان", "ابوزیدآباد", "ابوموسی (شهر)", "استان هرمزگان", "شهرستان ابوموسی", "ابهر", "شهرستان ابهر", "احمدآباد (تربت جام)", "استان خراسان رضوی", "شهرستان تربت جام", "احمدآباد (یزد)", "شهرستان اردکان", "احمدسرگوراب", "شهرستان شفت", "اختیارآباد", "استان کرمان", "شهرستان کرمان", "ادیمی (شهر)", "استان سیستان و بلوچستان", "شهرستان زابل", "اراک", "شهرستان اراک", "ارجمند (شهر)", "شهرستان فیروزکوه", "ارداق", "اردبیل", "شهرستان اردبیل", "اردستان", "شهرستان اردستان", "اردکان (یزد)", "اردکان (فارس)", "شهرستان سپیدان", "اردل", "شهرستان اردل", "ارزوئیه", "شهرستان ارزوئیه", "ارسک", "شهرستان بشرویه", "ارسنجان", "شهرستان ارسنجان", "ارکواز", "شهرستان ملکشاهی", "ارمغان‌خانه", "شهرستان زنجان", "ارومیه", "شهرستان ارومیه", "اروندکنار", "ازگله", "استان کرمانشاه", "شهرستان ثلاث باباجانی", "ازنا", "استان لرستان", "شهرستان ازنا", "ازندریان", "استان همدان", "شهرستان ملایر", "اژیه", "شهرستان اصفهان", "آسارا", "استان البرز", "شهرستان کرج", "اسالم", "شهرستان طوالش", "اسپکه", "شهرستان نیک‌شهر", "استهبان", "شهرستان استهبان", "اسدآباد (همدان)", "شهرستان اسدآباد", "اسدیه", "شهرستان درمیان", "اسفدن", "اسفراین", "شهرستان اسفراین", "اسفرورین", "شهرستان تاکستان", "اسکو", "شهرستان اسکو", "اسلام‌آباد غرب", "شهرستان اسلام‌آباد غرب", "اسلام‌شهر", "شهرستان اسلامشهر", "اسلامیه (فردوس)", "شهرستان فردوس", "اسلام‌شهر آق‌گل", "اسیر (شهر)", "شهرستان مهر", "اشترینان", "شهرستان بروجرد", "اشتهارد", "اشکذر", "شهرستان اشکذر", "اشکنان", "شهرستان لامرد", "اشنویه", "شهرستان اشنویه", "اصفهان", "اصلاندوز", "شهرستان پارس‌آباد", "اتاقور", "شهرستان لنگرود", "افزر", "شهرستان قیر و کارزین", "افوس", "شهرستان فریدن", "اقبالیه", "شهرستان قزوین", "اقلید", "شهرستان اقلید", "الشتر", "شهرستان سلسله", "الوان (شهر)", "شهرستان شوش", "الوند (خرمدره)", "شهرستان البرز", "الیگودرز", "شهرستان الیگودرز", "امام حسن (شهر)", "شهرستان دیلم", "امام‌شهر", "املش", "شهرستان املش", "امیدیه", "شهرستان امیدیه", "امیرکلا", "شهرستان بابل", "امیریه (دامغان)", "شهرستان دامغان", "امین‌شهر", "شهرستان انار", "انابد", "شهرستان بردسکن", "انار (شهر)", "انارستان (جم)", "شهرستان جم", "انارک", "شهرستان نایین", "انبارآلوم", "اندوهجرد", "اندیشه (شهر)", "شهرستان شهریار", "اندیمشک", "شهرستان اندیمشک", "اوز", "شهرستان لارستان", "اهر", "شهرستان اهر", "اهرم (شهر)", "شهرستان تنگستان", "اهل (شهر)", "اهواز", "شهرستان اهواز", "ایج", "ایذه", "شهرستان ایذه", "ایرانشهر (سیستان و بلوچستان)", "شهرستان ایرانشهر", "ایزدخواست", "ایزدشهر", "شهرستان نور", "ایلام", "شهرستان ایلام", "ایلخچی", "ایمان‌شهر", "اینچه‌برون", "شهرستان گنبد کاووس", "ایوان (شهر)", "شهرستان ایوان", "ایوانکی", "ایواوغلی", "شهرستان خوی", "ایور", "شهرستان گرمه", "باب انار", "شهرستان جهرم", "باباحیدر (شهر)", "شهرستان فارسان", "بابارشانی", "شهرستان بیجار", "بابل (شهر)", "بابلسر", "شهرستان بابلسر", "باجگیران", "شهرستان قوچان", "باخرز", "شهرستان باخرز", "بادرود", "شهرستان نطنز", "بار (نیشابور)", "شهرستان نیشابور", "باروق", "شهرستان میاندوآب", "بازارجمعه", "شهرستان ماسال", "بازرگان (شهر)", "شهرستان ماکو", "باسمنج", "شهرستان تبریز", "باشت", "استان کهگیلویه و بویراحمد", "شهرستان باشت", "باغ بهادران", "شهرستان لنجان", "باغ‌ملک", "شهرستان باغ‌ملک", "باغستان (تهران)", "باغین", "بافت (شهر)", "شهرستان بافت", "بافران", "بافق", "شهرستان بافق", "باقرشهر", "شهرستان ری", "آریاشهر", "شهرستان کازرون", "بانه", "بانه‌وره", "شهرستان پاوه", "بایگ", "شهرستان تربت حیدریه", "باینگان", "بجستان", "شهرستان بجستان", "بجنورد", "شهرستان بجنورد", "بخشایش", "شهرستان هریس", "بدره", "شهرستان دره‌شهر", "برازجان", "بردخون", "بردستان", "بردسکن", "بردسیر", "شهرستان بردسیر", "برزک", "شهرستان کاشان", "برزول", "شهرستان نهاوند", "برف‌انبار", "شهرستان فریدون‌شهر", "بروات", "شهرستان بم", "بروجرد", "بروجن", "شهرستان بروجن", "بره‌سر", "شهرستان رودبار", "بزمان", "بزنجان", "بستان، خوزستان", "دشت آزادگان", "بستان‌آباد", "شهرستان بستان‌آباد", "بستک", "شهرستان بستک", "بسطام", "شهرستان شاهرود", "بشرویه", "بفروئیه", "شهرستان میبد", "بلبان‌آباد", "شهرستان دهگلان", "بلداجی", "بلده", "بم", "بمپور", "بن (چهارمحال و بختیاری)", "شهرستان شهرکرد", "بناب", "شهرستان بناب", "بناب مرند", "شهرستان مرند", "بنارویه", "بنت", "بنجار", "بندر امام خمینی", "شهرستان ماهشهر", "بندر انزلی", "شهرستان انزلی", "بندر ترکمن", "شهرستان ترکمن", "بندر جاسک", "شهرستان جاسک", "بندر دیر", "بندر دیلم", "بندر ریگ", "شهرستان گناوه", "بندرعباس", "شهرستان بندرعباس", "بندر کنگان", "شهرستان کنگان", "بندر گز", "شهرستان بندر گز", "بندر گناوه", "بندر لنگه", "شهرستان بندر لنگه", "بندر ماهشهر", "بنک (کنگان)", "سوریان", "شهرستان بوانات", "بوشهر", "شهرستان بوشهر", "بوکان", "شهرستان بوکان", "بومهن", "شهرستان تهران", "بوئین‌زهرا", "بویین سفلی", "بوئین و میاندشت", "بهاباد", "شهرستان بهاباد", "بهار (شهر)", "شهرستان بهار", "بهاران‌شهر", "بهارستان (اصفهان)", "بهبهان", "بهرمان", "شهرستان رفسنجان", "بهشهر", "شهرستان بهشهر", "بهمن (شهر)", "بهنمیر", "بیارجمند", "بیجار", "بیدخت", "شهرستان گناباد", "بیدستان (قزوین)", "بیرجند", "شهرستان بیرجند", "بیرم", "بیستون (شهر)", "شهرستان هرسین", "بیضا", "بیکا", "شهرستان رودان", "بیله‌سوار", "شهرستان بیله‌سوار", "پاتاوه", "شهرستان دنا", "پارس‌آباد", "پارسیان (هرمزگان)", "شهرستان پارسیان", "پاریز", "شهرستان سیرجان", "پاکدشت", "شهرستان پاکدشت", "پاوه", "پردنجان", "پردیس (پردیس)", "پرندک (زرندیه)", "شهرستان زرندیه", "پره‌سر", "شهرستان رضوانشهر", "پل‌دختر", "شهرستان پل‌دختر", "پل سفید", "پلدشت", "شهرستان پلدشت", "پول (نوشهر)", "شهرستان نوشهر", "پهله", "شهرستان دهلران", "پیرانشهر", "شهرستان پیرانشهر", "پیربکران", "پیش‌قلعه", "پیشوا (شهر)", "شهرستان پیشوا", "پیشین", "شهرستان سرباز", "تازه‌آباد (کرمانشاه)", "تازه‌شهر", "شهرستان سلماس", "تازه‌کند (شهر)", "تازه‌کند انگوت", "شهرستان گرمی", "تاکستان (قزوین)", "تایباد", "شهرستان تایباد", "تبریز", "تخت (بندرعباس)", "تربت جام", "تربت حیدریه", "ترک (شهر)", "ترکالکی", "شهرستان گتوند", "ترکمانچای", "تسوج", "شهرستان شبستر", "تفت", "شهرستان تفت", "تفرش", "شهرستان تفرش", "تکاب", "شهرستان تکاب", "تنکابن", "شهرستان تنکابن", "تنکمان", "شهرستان نظرآباد", "تنگ ارم", "توتکابن", "توحید (شهر)", "تودشک", "توره", "تویسرکان", "شهرستان تویسرکان", "تهران", "تیتکانلو", "شهرستان فاروج", "تیران", "شهرستان تیران و کرون", "تیکمه‌داش", "جاجرم", "شهرستان جاجرم", "جالق", "شهرستان سراوان", "جاورسیان", "شهرستان خنداب", "جایزان", "جبالبارز", "شهرستان جیرفت", "جعفرآباد (بیله‌سوار)", "جعفریه (شهر)", "استان قم", "شهرستان قم", "جغتای (شهر)", "شهرستان جغتای", "جلفا (ایران)", "شهرستان جلفا", "جلین علیا", "شهرستان گرگان", "جم (شهر)", "جناح (شهر)", "جنت‌شهر", "شهرستان داراب", "جنت‌مکان", "جندق", "شهرستان خور و بیابانک", "جنگل (شهر)", "شهرستان رشتخوار", "جوادآباد (ورامین)", "شهرستان ورامین", "جوانرود", "شهرستان جوانرود", "جوپار", "جورقان", "شهرستان همدان", "جوزدان", "شهرستان نجف‌آباد", "جوزم", "شهرستان شهربابک", "جوشقان و کامو", "جوکار", "جونقان", "جویبار", "شهرستان جویبار", "جویم", "جهرم", "جیرفت", "جیرنده", "چابکسر", "شهرستان رودسر", "چاپشلو", "شهرستان درگز", "چادگان", "شهرستان چادگان", "بندر چارک", "چاف و چمخاله", "چالانچولان", "شهرستان دورود", "چالوس", "شهرستان چالوس", "چابهار", "شهرستان چابهار", "چترود", "چرام", "شهرستان چرام", "چرمهین", "چغادک", "چغامیش (دزفول)", "شهرستان دزفول", "بیران‌شهر", "شهرستان خرم‌آباد", "چقابل", "شهرستان کوهدشت", "چکنه", "چلگرد", "شهرستان کوهرنگ", "چمران (بندر ماهشهر)", "شهرستان بندر ماهشهر", "چمستان", "چمگردان", "چناران", "شهرستان چناران", "چناره", "شهرستان مریوان", "چوار", "چوبر", "چورزق", "چویبده", "چهارباغ (البرز)", "شهرستان ساوجبلاغ", "چهاربرج (میاندوآب)", "چهاردانگه (اسلام‌شهر)", "چیتاب", "حاجی‌آباد (حاجی‌آباد)", "شهرستان حاجی‌آباد", "حاجی‌آباد (زرین‌دشت)", "شهرستان زرین‌دشت", "حاجی‌آباد (زیرکوه)", "حبیب‌آباد (برخوار)", "شهرستان برخوار", "حر ریاحی (شهر)", "حسامی", "حسن‌آباد (اصفهان)", "حسن‌آباد (ری)", "حسینیه", "حصار گرم‌خان", "حلب (زنجان)", "شهرستان ایجرود", "حمزه (شوش)", "حمیدیا", "شهرستان یزد", "حمیدیه (حمیدیه)", "حمیل", "حنا (شهر)", "شهرستان سمیرم", "حویق", "خاتون آباد", "شهرستان شهر بابک", "جزیره خارگ", "خاروانا", "شهرستان ورزقان", "خاش", "شهرستان خاش", "خاکعلی", "خالدآباد", "خامنه", "خان‌ببین", "شهرستان رامیان", "خانوک", "شهرستان زرند", "خانه زنیان", "شهرستان شیراز", "خاوران (فارس)", "خداجو", "شهرستان مراغه", "خرامه", "شهرستان خرامه", "خرم‌آباد", "خرم‌آباد (مازندران)", "خرمدره", "شهرستان خرمدره", "خرمدشت (تاکستان)", "خرمشهر", "شهرستان خرمشهر", "خرو (نیشابور)", "خسروشاه", "خشت (شهر)", "خشکبیجار", "شهرستان رشت", "خشکرود (زرندیه)", "خضرآباد (اشکذر)", "خضری دشت‌بیاض", "خلخال (اردبیل)", "شهرستان خلخال", "خلیفان", "شهرستان مهاباد", "خلیل‌آباد (کاشمر)", "شهرستان خلیل‌آباد", "خلیل کرد", "خلیل‌شهر", "خمارلو", "شهرستان خداآفرین", "خمام", "بندر خمیر", "شهرستان خمیر", "خمین", "شهرستان خمین", "خمینی‌شهر", "شهرستان خمینی‌شهر", "خنج", "شهرستان خنج", "خنداب", "خواجه (شهر)", "خواف", "شهرستان خواف", "خوانسار", "شهرستان خوانسار", "خور (اصفهان)", "خور (فارس)", "خوراسگان", "خورزوق", "خرسند", "خورموج", "شهرستان دشتی", "خوسف", "شهرستان خوسف", "خوش‌رودپی", "خومه‌زار", "شهرستان ممسنی", "خوی", "دابودشت", "داراب", "داران", "دارخوین", "داریان", "دالکی", "دامغان", "دامنه (شهر)", "دانسفهان", "داوودآباد", "داورزن", "دبیران", "درب بهشت", "درب گنبد", "درجزین", "درچه", "درق", "درگز", "درگهان", "دررود", "دره‌شهر", "دزآب", "دزج", "دزفول", "دژکرد", "دستجرد (قم)", "دستگرد (برخوار)", "دستنا (کیار)", "دلبران", "دلگشا (ملکشاهی)", "دلند", "دلوار", "دلیجان (مرکزی)", "دماوند", "دمق (شهر)", "دندی (زنجان)", "دوبرجی (داراب)", "دورود", "دوزدوزان", "دوزه", "دوساری", "دوست‌محمد(شهر)", "دوگنبدان", "دولت‌آباد (برخوار)", "دولت‌آباد (خراسان رضوی)", "دهاقان", "دهبارز", "دهج", "دهدز", "دهدشت", "دهرم", "دهق", "دهگلان", "دهلران", "دیباج", "دیزج دیز", "دیزیچه", "دیشموک", "دیلمان", "دیواندره", "دیهوک", "دشتک", "رابر", "راز (شهر)", "رازقان", "رازمیان", "راسک", "رامجرد", "رامسر", "رامشیر", "رامهرمز", "رامیان", "رانکوه", "راور", "راین (شهر)", "رباط (شهر)", "رباط سنگ", "رباط‌کریم", "ربط (شهر)", "رحیم‌آباد (گیلان)", "رزن", "رزوه (شهر)", "رستم‌آباد (گیلان)", "رستمکلا", "رشت", "رشتخوار", "رضوان‌شهر (اصفهان)", "رضوان‌شهر (گیلان)", "رضویه (مشهد)", "رضی (مشگین‌شهر)", "رفسنجان", "رفیع (شهر)", "روانسر", "روداب (سبزوار)", "رودبار (کرمان)", "رودبار (شهر)", "رودبنه", "رودسر", "رودهن", "رونیز", "رویان (شهر)", "رویدر", "ریحان‌شهر", "ریز (شهر)", "رینه", "ریوش", "زابل", "مهرستان", "زارچ", "زاغه (شهر)", "زاویه (استان مرکزی)", "زاهدان", "زاهدشهر", "زاینده‌رود (شهر)", "زرآباد (خوی)", "زرآباد (کنارک)", "زرقان", "زرگرمحله", "زرند", "زرنق", "زرنه", "زرین‌آباد", "زرین‌رود", "زرین‌شهر", "زرینه", "زنجان", "زنگنه (ملایر)", "زنگی‌آباد", "زنوز", "زواره", "زهان (زیرکوه)", "زهره (شهر)", "زهک", "زیارت‌علی", "زیباشهر", "زیدآباد", "زیرآب", "ساروق (اراک)", "ساری", "سالند", "سامان (شهر)", "سامن", "ساوه", "سبزوار", "سپیددشت (خرم‌آباد)", "سجاس", "سده (اقلید)", "سده لنجان", "سراب (شهر)", "سراب‌باغ", "سراب‌دوره", "سرابله", "سراوان", "سرایان", "سرباز (شهر)", "سربیشه", "سرپل ذهاب", "سرخ‌رود", "سرخس", "سرخنکلاته", "سرخه", "سردرود", "سردشت", "سردشت (خوزستان)", "سردشت (هرمزگان)", "سرعین", "سرکان", "سرگز", "سرمست", "سرو (شهر)", "سروآباد", "سروستان", "سریش‌آباد", "سطر (شهر)", "سعادت‌شهر", "سعدآباد (بوشهر)", "سفیددشت", "سفیدسنگ", "سفیدشهر", "سقز", "سگزآباد", "سگزی", "سلامی", "سلطان‌آباد (خراسان رضوی)", "سلطانیه", "سلطان‌شهر", "سلفچگان", "سلماس", "سلمان‌شهر", "سماله", "سمنان", "سمیرم", "سنجان (مرکزی)", "سنخواست", "سندرک", "سنقر", "سنگان (شهر)", "سنگر (شهر)", "سنندج", "سودجان", "سوران (سراوان)", "سورشجان", "سورک", "سورمق", "سوزا", "سوسنگرد", "سوق (شهر)", "سومار", "سه‌قلعه (شهر)", "سهرورد", "سهند (شهر)", "سی‌سخت", "سیاهکل (شهر)", "سیدان (شهر)", "سیراف", "سیرجان", "سیردان", "سیرکان", "سیریک", "سیس", "سیلوانه", "سیمین‌شهر", "سیمینه", "سیه‌چشمه", "سیه‌رود", "شاپورآباد (برخوار)", "شادگان", "شادمهر (شهر)", "شازند", "شال (شهر)", "شاندیز", "شاوور", "شاهدشهر", "شاهدیه", "شاهرود", "شاهو (شهر)", "شاهین‌دژ", "شاهین‌شهر", "شبانکاره (بوشهر)", "شبستر", "شرافت (شهر)", "شربیان", "شرفخانه", "شریف‌آباد", "شریفیه", "ششتمد", "ششده", "شفت (گیلان)", "شلمان", "شلمزار", "شنبه (شهر)", "شندآباد", "شوسف", "شوش", "شوشتر", "شوط", "شوقان", "شول‌آباد", "شویشه", "شهداد", "شهرآباد (بردسکن)", "شهربابک", "شهرپیر", "شهر جدید هشتگرد", "شهرزو", "شهر جدید صدرا", "شهرضا", "شهرکرد", "شهریار (شهر)", "شهمیرزاد", "شیبان", "شیراز", "شیرگاه", "شیروان", "شیرود", "شیرین‌سو", "صاحب (شهر)", "صالح‌آباد (ایلام)", "صالحیه", "صالح‌آباد (خراسان رضوی)", "صالح‌آباد (همدان)", "صالح شهر", "صالح مشطت", "صایین‌قلعه", "صباشهر", "صحنه (کرمانشاه)", "صغاد", "صفادشت", "صفاشهر", "صفائیه", "صفی‌آباد (خراسان شمالی)", "صفی‌آباد (خوزستان)", "صوفیان (شهر)", "صومعه‌سرا", "صیدون (ایران)", "ضیاءآباد", "طاقانک", "طالخونچه", "طالقان", "طبس", "طبس مسینا", "طرقبه", "عباس‌آباد (شهر)", "عجب‌شیر", "عسگران (تیران و کرون)", "بندر عسلویه", "عشق‌آباد (طبس)", "عشق‌آباد (خراسان رضوی)", "عقدا", "علامرودشت", "علویجه", "علی‌آباد کتول", "علی‌اکبر (شهر)", "عمادده", "عنبران", "عنبرآباد", "غرق‌آباد", "شهرستان ساوه", "فارسان", "فارغان", "فاروج", "فاریاب (کرمان)", "فاضل‌آباد (گلستان)", "فامنین (همدان)", "فخرآباد (اردبیل)", "فدامی", "فرادنبه", "فراشبند", "فرخ‌شهر", "فرخی (شهر)", "فردوس", "فردوسیه", "فرسفج", "فرمهین", "فرون‌آباد", "فرهادگرد", "فریدون‌شهر", "فریدون‌کنار", "فریم (شهر)", "فریمان", "فسا", "فشم", "فلاورجان", "فنوج", "فولادشهر", "فومن", "فهرج", "فیرورق", "فیروزان (شهر)", "فیروزآباد (فارس)", "فیروزآباد (لرستان)", "فیروزکوه", "فیروزه (شهر)", "فیض‌آباد (خراسان رضوی)", "فین (هرمزگان)", "قادرآباد (فارس)", "قاسم‌آباد (شهر)", "قاضی (شهر)", "قائم‌شهر", "قائمیه (کازرون)", "قائن", "قدس (شهر)", "قدمگاه", "قرچک", "قروه", "قروه درجزین", "قره‌آغاج (چاراویماق)", "قره‌ضیاءالدین", "قزوین", "قشم (شهر)", "قصر شیرین", "قصرقند", "قطب‌آباد", "قطرویه", "قطور (شهر)", "قلعه‌تل", "قلعه خواجه (اندیکا)", "قلعه رئیسی", "قلعه قاضی (بندرعباس)", "قلعه‌گنج", "قلندرآباد", "قم", "قمصر", "قنوات", "قوچان", "قورچی‌باشی (شهر)", "قوشچی (شهر)", "قهاوند", "قهجاورستان", "قهدریجان", "قهستان", "قیدار (زنجان)", "قیر (شهر)", "قرقری", "کاخک", "کارچان (اراک)", "کارزین", "کاریز (شهر)", "کازرون", "کاشان", "کاشمر", "کاظم‌آباد (کرمان)", "کاکی", "کامفیروز", "کامیاران", "کانی‌دینار", "کانی‌سور", "کبودرآهنگ", "کتالم و سادات‌شهر", "کدکن", "کرج", "کردکوی", "کرکوند", "کرمان", "کرمانشاه", "کرند غرب", "کره‌ای (شهر)", "کرهرود", "کشاورز (شهر)", "کشکسرای", "کشکوئیه", "کلات (خراسان رضوی)", "کلاته خیج", "کلاچای", "کلارآباد", "کلاردشت", "کلاله", "کلمه (شهر)", "کلوانق", "کلور", "کله‌بست", "کلیبر", "کلیشاد و سودرجان", "کمال‌شهر", "کمشچه", "کمه", "کمیجان", "کنارتخته", "کنارک", "کندر (خلیل‌آباد)", "کنگ (بندر)", "کنگاور", "کوار", "کوچصفهان", "کوراییم", "کوزران", "کوزه‌کنان", "کوشک (اصفهان)", "کوشکنار", "کومله (شهر)", "کونانی", "کوهبنان", "کوه‌پایه (شهر)", "کوهدشت", "کوهسار (البرز)", "کوهنجان (سروستان)", "کوهی‌خیل", "کوهین (قزوین)", "کهریزسنگ", "کهریزک", "کهک (قم)", "کهنوج", "کیاسر", "کیاشهر", "کیاکلا (سیمرغ)", "شهر کیان", "کیان‌شهر", "کیش (شهر)", "کیلان", "گالیکش", "گتاب", "گتوند", "گراب (شهر)", "گراب سفلی", "گراش", "گردکشانه", "گرگاب (شاهین‌شهر و میمه)", "گرگان", "گرماب (شهر)", "گرمدره", "گرمسار", "گرمه (شهر)", "گرمی (شهر)", "گز (شاهین‌شهر و میمه)", "گزنک", "گزیک (درمیان)", "گشت (سراوان)", "گل‌تپه (همدان)", "گلباف", "گلپایگان", "گل‌دشت (اصفهان)", "گلزار (شهر)", "گلسار (رشت)", "گلسار (البرز)", "گلستان (تهران)", "گلشن (اصفهان)", "گل‌شهر (اصفهان)", "گلمکان (چناران)", "گلمورتی", "گلوگاه (گلوگاه)", "گلوگاه (بابل)", "گله‌دار (مهر)", "گمیشان", "گناباد", "گنبد کاووس", "گندمان (بروجن)", "گوراب زرمیخ", "گوریه", "گوگان", "گوگد", "گوهران", "گهرو", "گهواره (شهر)", "گیان", "گیلانغرب", "گیوی", "گچساران", "لار", "لالجین", "لاله زار (بردسیر)", "لالی", "لامرد", "لاهرود", "لاهیجان", "لای بید", "لپوئی", "لردگان", "لشت نشا", "لطف‌آباد (خراسان رضوی)", "لطیفی", "لنده", "لنگرود", "لواسان", "لوجلی", "لوشان", "لولمان (رشت)", "لولمان (فومن)", "لوندویل", "لیسار", "لیکک", "لیلان", "لومار", "مادوان علیا", "مارگون", "ماسال", "ماسوله", "ماکو", "مال‌خلیفه (لردگان)", "مأمونیه", "ماه‌نشان", "ماهان", "ماهدشت", "مبارک‌آباد (قیر و کارزین)", "مبارکه", "شهر جدید مجلسی", "مجن", "محلات", "محمدان", "محمدآباد (اصفهان)", "محمدآباد (سیستان و بلوچستان)", "محمدآباد (ریگان)", "محمدشهر", "محمدشهر (خوسف)", "محمدی (سراوان)", "محمدیار", "محمدیه (قزوین)", "محمودآباد (آذربایجان غربی)", "محمودآباد (مازندران)", "محمودآباد نمونه", "محی‌آباد", "مرادلو (مشگین‌شهر)", "مراغه", "مراوه‌تپه", "مرجغل", "مردهک", "مرزن‌آباد", "مرزیکلا", "مرگنلر", "مرند", "مرودشت", "مروست", "مریانج", "مریوان", "مزداوند", "مس سرچشمه (رفسنجان)", "مسجدسلیمان", "مشراگه (رامشیر)", "مشکات (شهر)", "مشکان (نی‌ریز)", "مشکین‌دشت", "مشگین‌شهر", "مشهد", "مشهد ریزه", "مصیری", "معلم‌کلایه", "معمولان", "ملاثانی", "ملارد", "ملایر", "ملک‌آباد (شهر)", "ملکان", "ممقان", "منج", "منجیل", "منظریه (اصفهان)", "منوجان", "موچش", "مود (شهر)", "مورموری", "موسیان", "مؤمن‌آباد", "مهاباد", "مهاباد (اصفهان)", "مهاجران (مرکزی)", "مهدی‌شهر(سنگسر)-استان سمنان", "مهر (شهر)", "مهران", "مهربان (شهر)", "مهردشت", "مهریز", "میامی (سمنان)", "میان‌راهان", "میاندوآب", "میانرود", "میانه (شهر)", "میبد", "میداود", "میرآباد", "میرجاوه", "میلاجرد", "میمند (فارس)", "میمه (اصفهان)", "میمه (ایلام)", "میناب", "مینودشت", "مینوشهر", "منصوریه (بهبهان)", "نازک علیا", "ناغان", "نافچ", "نالوس", "نایین", "نجف‌آباد", "نجف‌شهر", "نخل تقی", "ندوشن", "نراق", "نرجه", "نرماشیر", "نسیم‌شهر", "نشتارود", "نشتیفان", "نصرآباد (اصفهان)", "نصرآباد (نصرآباد)", "نصرت‌آباد (زاهدان)", "نصیرشهر", "نطنز", "نظام‌شهر", "نظرآباد", "نظرکهریزی", "نقاب (جوین)", "نقده", "نقنه", "نکا", "نگار (شهر)", "نگور", "نگین‌شهر", "نمین", "نوبران", "دهستان نوبندگان", "نوجین", "نوخندان", "نودان", "نودژ", "نودشه", "نوده خاندوز", "نور (شهر)", "نورآباد (فارس)", "نورآباد (لرستان)", "نوسود", "نوش‌آباد", "نوشهر", "نوشین‌شهر", "نوک‌آباد", "نوکنده", "نهاوند", "نهبندان", "نی‌ریز", "نیاسر", "نیر (اردبیل)", "نیر (تفت)", "نیشابور", "نیک‌آباد", "نیک‌شهر", "نیل‌شهر", "نیمبلوک", "نیم‌ور", "واجارگاه", "وایقان", "وحدتیه", "وحیدیه", "ورامین", "وراوی (فارس)", "وردنجان", "ورزقان", "ورزنه (اصفهان)", "ورنامخواست", "وزوان", "ونک (اصفهان)", "ویس (شهر)", "ویسیان", "هادیشهر", "هجدک", "هرات (یزد)", "هرسین", "هرمز (شهر)", "هرند", "هریس", "هشت‌بندی", "هشجین", "هشترود", "هشتگرد", "هفت‌چشمه (دلفان)", "هفتکل", "هفشجان", "هلشی", "هماشهر", "هماشهر (کرمان)", "همت‌آباد (فیروزه)", "همدان", "هندودر", "هندیجان", "هوراند", "هویزه", "هیدج", "هیدوچ", "هیر (اردبیل)", "یاسوج", "حسن‌آباد یاسوکند", "یامچی", "یزد", "یزدان‌شهر", "یونسی", "جمعیت شهرهای ایران", "شهرهای ایران باستان", "حاشیه‌نشینی در ایران", "ریشه‌یابی نام شهرهای ایران" ]
[ "شهرهای ایران", "شهرهای ایران بر پایه استان", "فهرست‌های شهرها بر پایه کشور", "فهرست‌های شهرهای آسیا", "فهرست‌های شهرهای خاورمیانه", "فهرست‌های مربوط به ایران", "فهرست‌های مرتبط با جغرافیای ایران" ]
1,297
تفرش
2
398
0
[ "فم", "دينجرد" ]
false
144
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "تفرش" }, { "Item1": "روی‌نقشه", "Item2": "آری" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "۳۴٫۶۹۱۹" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "۵۰٫۰۲۵۰" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Tafresh in winter.jpg" }, { "Item1": "اندازه‌تصویر", "Item2": "۲۵۰" }, { "Item1": "برچسب‌تصویر", "Item2": "نمای زمستانی شهر تفرش از گردنه خرازان" }, { "Item1": "استان", "Item2": "مرکزی" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "تفرش" }, { "Item1": "بخش", "Item2": "[[مرکزی]]" }, { "Item1": "نام‌های‌قدیمی", "Item2": "گبرش - طبرس" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱۶،۴۹۳در سال ۱۳۹۵" }, { "Item1": "زبان", "Item2": "[[فارسی]]" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "[[شیعه]]" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۱۹۷۳ متر" }, { "Item1": "پیش‌شماره", "Item2": "۰۸۶" }, { "Item1": "شماره اتومبیل", "Item2": "ایران ۵۷ (س)" } ], "Title": "شهر ایران" }
تفرش یکی از شهرهای استان مرکزی در ایران و مرکز شهرستان تفرش است. در دوران کهن گبرش نام داشته و مردم آن آیین گبری داشتند. در دوران ساسانی استان مرکزی عراق نام داشت که بعد از حمله اعراب و تسلط آنان بر ایران این استان پهناور را عراق عجم می‌خواندند نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران در وصف استان عراق ابیات زیادی سروده‌است. در دوران بعد از قاجار عراق به اراک تغییر نام پیدا کرده‌است. تفرش در شمال شرقی اراک واقع و در بین رشته کوه‌هایی محصور است و اب و هوایی بسیار مطبوع دارد. شهر تفرش، مرکز شهرستان. در ارتفاع حدود ۸۷۸، ۱ متری، در ۸۵ کیلومتری شمال شرقی شهر اراک و در مسیر جاده اراک آشتیان قرار دارد. کوه‌های قشلاق و گندم کوه از شمال و منار و نقره کمر از جنوب شرقی شهر را محصور می‌کنند؛ به این دلیل گاهی از تفرش با نام «چال تفرش» نیز یاد می‌شود. این شهر حدودا در ۲۲۰ کیلومتری تهران و ۸۵ کیلومتری شمال شرقی اراک و در مسیر جاده اراک-آشتیان قرار دارد. دیرینگی این شهر به پیش از اسلام می‌رسد و اغلب نام نخستین آن را «گبرش» می‌دانند که از «گبر» به معنی زرتشتی می‌آید. در دوران بعد از ورود اسلام و حاکمیت اعراب و زبان عربی بر ایران تفرش، طبرس نیز گفته شده‌است. روستاهای پیشین فم و ترخوران، امروزه محله‌های اصلی شهر تفرش را تشکیل می‌دهند. دیگر روستاها که اکنون محله‌های این شهر هستند عبارت‌اند از: دادمرز، کهک، کوکان، دینجرد، طاد، الویجان، کبوران (بهاران)، قلعه محی الدین یا قلعه قدس، طراران (بالا و پایین)، معین‌آباد، زاغر و کوهین. میدان‌های اصلی شهر عبارتند از میدان فم (باغ ملی)، میدان آزادی، میدان مطهری و میدان شهرک. آرامگاه پروفسور محمود حسابی، بقعه شاهزاده احمد (روستای کوهین)، و دانشگاه آزاد تفرش (در راه معین‌آباد) و دانشگاه صنعتی امیر کبیر، مسجد شش ناو از نقاط مهم شهر هستند. نقشه استان مرکزی نام‌گذاری آب انبار بلور تفرش ریشه نام تفرش مشخص نیست. نظریه‌ای هست که آن را برگرفته از واژه «گبرش» می‌داند و به زرتشتیان (گبرها) نسب می‌هد. نام تفرش در منابع گوناگون به صورت طیرس، طبرش، طبرس، تبرس، طبرتو، تپرش، تبرش و طفرش نیز ذکر شده‌است. تاریخچه محدوده فعلی تفرش جز متصرفات مادها، هخامنشیان و اشکانیان بوده از دوره ساسانیان گورهای حوض گونه زرتشتیان و بعضی دژها به یاد مانده‌است و بعد از آن در زمان طاهریان و صفاریان و سامانیان و آل بویه و غزنویان نیز با وجود عدم وجود آثار، جزو متصرفات آن به‌شمار می‌رفته در دوره ساسانیان جزئی از حصه قباد بوده‌است. در دوره خلافت عمر و هم‌زمان با فتح اصفهان، کاشان و قم شهر تفرش نیز توسط «مالک بن عام اشعری» فتح و مردم آن به دین اسلام گرویدند. در کتب جغرافیایی پس از اسلام، این شهر جزء ولایت کوهستان یا جبال یا عراق عجم آمده‌است. اما تا سالیان بعد، عده زرتشتیان در تفرش بسیار بوده‌اند. در دوره سلجوقیان نام تفرش به صورت طبرس رواج پیدا کرده وبرخی از بزرگان و علما خود را به آن منسوب و مقلب نموده‌اند به‌طور مثال کنیه طبرسی ویژه رجال شیعه بوده و مورد اصلی آن نیز کتب امامیه است و این انتساب با این که از عدد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند، مشخص‌کننده نفوذ امامیه در تفرش و رواج آن از دیرباز است. پس از درگذشت فاطمه معصومه در قم و تبدیل شدن قم به یکی از مراکز مهم شیعه، تشیع به تفرش راه می‌یابد. چنان‌که حمدالله مستوفی در سده هشتم، آن را شهری شیعه‌نشین معرفی می‌کند. در دوره خوارزمشاه تفرش دهستان در محدوده اقلیم عراق عجم (اراک) بوده‌است و در فاصله سال‌های ۷۴۰–۸۳۸ در حدود متصرفات آل جلایر محسوب می‌شده‌است. از مغولان و تیموریان هیچ اثری در تفرش دیده نمی‌شود در اوایل دوره صفویه تفرش از شکارگاه‌های سلطنتی شاهان صفوی شمرده می‌شده‌است. در زمان حکومت شاه عباس اول عده‌ای از سادات تفرش به دربار صفوی راه‌یافتند. این شاخه از سادات که به سبب در دست داشتن مهر سجاد معروف به میر مهردار بودند، تا اواخر دوره صفوی و تا زمان شاه سلطان حسین منصب مهرداری شاهان صفوی را حفظ کردند. تفرش در روزگار صفویه به ویژه پادشاهی شاه عباس بزرگ رو به آبادانی نهاده‌است ومردم تفرش با انجام خدمات برجسته در دستگاه‌های حکومت صفوی نفوذ نمود تفرش در ایام سلطنت افشاریان تا سال ۱۲۱۸ جزو متصرفات ایشان بوده‌است تختگاه زندیان شیراز و خاک تفرش در آن روزگار جزء متصرفات آنان بوده‌است؛ و در این زمان مکتب خانه‌های متعددی در تفرش تاسیس شده که نوجوانان در آن ه به فراگرفتن مقدمات فارسی و تعلم قرا، می‌پرداخته‌اند در دوران قاجاریه است که مردانی از تفرش در کار سیاست مملکت وارد می‌شوند و در راه خدمت به ایران حتی از بذل جان خود نیز دریغ نمی‌ورزند باز در همین دوره‌است کهبه سبب توجه پادشاهان قاجار به منطقه روحانیان و علمای مذهب عده‌ای از سادات بنی فاطمه تفرش در دستگاه حکومت رشد کرده تا جایی که به مناصب بزرگ گمارده می‌شوند و یکی از ویژگی‌های دوره قاجاریه گسترش مکتب خانه‌ها و تکثیر و فراوانی میرزاها در تفرش آشتیان و فراهان است ولی روی هم رفته جامعه تفرش در دوره قاجاریه دهقانی ولی غیر متحجر بوده‌است. در دوره قاجاریه تعداد زیادی از اهالی تفرش به سبب سواد و خوش‌خطی به مشاغل دیوانی و منشی‌گری گمارده شدند. ابن مقفع بنای آن را به «طبرش بن همدان» نسبت داده‌است. ظاهرا در دوره ساسانیان جزو حصه قباد، که آن را «خوره قباد» می‌گفتند، بوده‌است؛ چنان‌که حسن بن محمد قمی به تپه‌ای در قم مشرف بر تفرش به نام «تلمآستر»، که یکی از سیزده تفریحگاه «مملکت قباد» بوده، اشاره کرده‌است. ظاهرا در دوره خلافت عمربن خطاب (۱۳–۲۳) هم‌زمان با فتح قم و اصفهان و کاشان، تفرش نیز توسط مالک بن عام اشعری فتح و مردم آن به دین اسلام گرویدند. در زمان حجاج ابن یوسف ثقفی با توجه به تشییع اشعریون و شکنجه و قتل آنان به ایران مهاجرت و درقم سکنی گزیدند. در قرن دوم تفرش یکی از رستاقهای قم بود. در زمان هارون الرشید (۱۷۰–۱۹۳) سلمه بن سلمه همدانی رستاق تفرش و مزارع آن را به مهاجران عرب اشعری واگذار کرد. در قرن سوم، یعقوبی (همان‌جا) نیز تفرش را یکی از رستاقهای قم ضبط کرده‌است. پس از رحلت حضرت معصومه در ۲۰۱، قم به یکی از مراکز مهم شیعه تبدیل شد و مذهب شیعه از آنجا به ناحیه تفرش راه یافت. به نوشته راوندی (ص ۳۹۵)، تفرش و آوه (آبه) و قم و کاشان در دوران وی، قرن ششم، از مکانهای رافضیان بوده‌است. در قرن هشتم، حمدالله مستوفی (ص ۶۸) آن را ولایتی با سیزده دیه، هوای معتدل، غله، میوه و شش هزار دینار حقوق دیوانی خوانده و اهالی تفرش را شیعه و فم و طرخوران را از روستاهای بزرگ آن ذکر کرده‌است. از این دوره دستکم تا قرن دهم مطلب چندانی درباره تفرش دیده نشده‌است. ظاهرا تفرش در دوره صفوی (ح ۹۰۶–۱۱۳۵) و حتی پس از آن برای شکار موقعیت مطلوبی داشته و از شکارگاه‌های شاه اسماعیل اول (حک:۹۰۵–۹۳۰) محسوب می‌شده‌است، به ویژه در زمان حکومت شاه عباس اول (۹۹۶–۱۰۳۸)، تفرش آباد شد و بزرگان آن توانستند به دربار راه یابند. در اوایل قرن یازدهم، امین احمد رازی (ج ۲، ص ۴۹۰) تفرش را ولایتی در اقلیم چهارم، با آب و هوای معتدل و میوه‌های خوب وصف کرده و نوشته که آب آنجا از چشمه و کاریز تامین می‌شود. وی درباره غار گاوخور نیز سخن گفته‌است. در دوره ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴–۱۳۱۳) تفرش را ییلاق ممتاز عراق (اراک) خوانده شده و گفته شده‌است که خشکبار آن به خارج از کشور صادر می‌شود. وی اهالی آنجا را خوش سیما و صاحب ذوق و هنر و دانش وصف کرده‌است. اعتمادالسلطنه نیز در همین دوره، به شکارگاه خوبی در حوالی تفرش که در آن ارغالی (قوچ کوهی) و کبک بسیار بوده و نیز به قلعه‌ای در آبادی خرازان و قناتی قدیمی در طرخوران به نام خرزنویه و امامزاده‌ای به نام احمدبن موسی اشاره کرده‌است. جغرافیای طبیعی اقلیم کوه‌ها کوه علی خورنده از کوه‌های مهم آن، کوه گوجه (بلندترین قله ح ۱۴۱، ۳ متر)، کوه دوقلو دو برادران (بلندترین قله ح ۹۲۱، ۲ متر) و قره گوزیل قرلان (بلندترین قله ح ۴۲۰، ۲ متر) است. در این شهرستان غارهایی وجود دارد، از جمله: گاوخور/ گاوخل (خل در اصطلاح محلی: سوراخ)، علی خورنده، و امجک. کوه‌های قشلاق (ارتفاع ح ۳۶۲، ۲ متر) و گندم کوه (ارتفاع ح ۱۵۶، ۲ متر) از شمال و منار (ارتفاع ح ۲۳۷، ۲ متر) و نقره کمر (ارتفاع ح ۳۷۹، ۳ متر) از جنوب شرقی شهر را احاطه کرده‌اند؛ از این‌رو تفرش را «چال تفرش» هم خوانده‌اند. درقسمت شمال شهر تفرش قله گندم کوه واقع شده‌است این کوه مخروطی شکل۲۱۵۶متر ارتفاع دارد و تقریبا از تمام نقاط شهر قابل رویت می‌باشد و بنا به گفته قدیمی هابه این علت گندم کوه نامیده می‌شود که اگر از فراز گردنه خرازان به این کوه و تپه مجاور آن نگاه کنید مشاهده می‌کنید که کوه گندم کوه مانند یک خرمن بزرگ گندم است و تپه‌های مجاور آن مانند انبوهی از خرمن و گندم‌های کوبیده نشده‌است دیگر کوه‌های معروف: دیمنار، کوه دایره‌ای علی خورنده که دو غار علی خورنده و گاوخور در آن است و این کوه دایره‌ای زیبا نماد شهر است که از همه جای شهر قابل رویت است، رودخانه‌ها رود آب کمر در شهر جریان دارد. آب و هوای شهر نسبتا سرد و خشک است. حداکثر دمای آن °۳۲ در تابستانها و حداقل آن °۱۵- در زمستانها و میانگین بارش سالانه آنجا حدود ۲۶۰ میلی‌متر است. چشمه‌ها یکی از جاذبه‌های طبیعی تفرش آب معدنی «چشمه آب گراو» است. این چشمه به فاصله ۵ کیلومتری تفرش میان دو روستای قدس و طراران واقع گردیده و دسترسی به آن آسان است. آب آن معدنی و دارای خواص درمانی است. تامین آب سیستم آبیاری و هدایت آب، از دیرباز در این شهر به صورت قنات و آب انبار بوده و ویرآبهای متعددی با توانایی مهندسی بالا، جهت مصارف شرب یا کشاورزی ساخته شده‌است. در سال ۱۳۸۵ خورشیدی شهر تفرش ۵۰۵۰ فقره انشعاب آب و ۳۸۰۰ فقره انشعاب فاضلاب، یک باب تصفیه‌خانه فاضلاب با ظرفیت تصفیه ۲۰ لیتر در ثانیه داشت. حفر و استفاده از قنات برای تامین آب شرب و کشاورزی از هنرهای منحصربه‌فرد ایرانیان از صدها سال گذشته می‌باشد که در جای جای این سرزمین پهناور وجود یک قنات موجب آبادانی و رونق کشاورزی آن منطقه می‌باشد تفرش هم ازاین قاعده مستثنا نبوده و وجود ده‌ها قنات کوچک و بزرگ از صدها سال پیش خود یکی از دلایل سرسبزی وزیبایی این دیار می‌باشد در اینجا به معرفی قناتهای معروف تفرش می‌پردازیم: قنات بزرگ ششناو با آبدهی دایمی مربوط به دوره سلجوقیان که مظهر آن در داخل مسجد تاریخی ششناو می‌باشد قنات کنار برکه از ابتدای بهار تا اوایل تابستان سرسبزی و طراوت خاصی به منطقه زیبای کناربر می‌بخشد. قنات استریه به موازات قنات کناربر در آنسوی رودخانه کناربر در کوهپایه کوه ورمنار به صورت فصلی جاری می‌باشد قنات جمال آباد به صورت دایمی در منطقه جمال آباد سهم عمده‌ای در آبیاری زمین‌های کشاورزی آنجا دارد. قنات خرزنو در بالای پارک حکیم نظامی ضمن مصارف کشاورزی با داشتن چشم‌اندازهای زیبا در تمام فصول سال گردشگران زیادی از مناظر و آب قنات استفاده می‌کنند. قنات کهریز کریان در۲۵کیلومتری غرب تفرش درتمامی ایام سال مسافران زیادی از چشمه و مناظر بسیار زیبای اطراف آن بهره‌مند می‌شوند. قنات آسیابه در کنار رودخانه آسیابه قرار دارد و بخش بزرگی از زمین‌های کشاورزی منطقه را تحت پوشش جهت آبیاری قرار می‌دهد. زمین‌شناسی لرزه خیزی تقسیمات کشوری به لحاظ تقسیمات کشوری، تفرش تا قبل از ۱۳۳۶ نام یکی از دهستانهای اراک در استان یکم (مرکزی) بود. در ۱۳۳۶ ش، قسمتی از بخش فراهان به نام «فراهان بالا» از توابع شهرستان اراک، قسمتی از بخش خلجستان از توابع شهرستان قم (شامل دهستانهای دستجرد، راهجرد و وزوا)، شهرستان تفرش را تشکیل دادند. در ۱۳۳۷ ش، دهستان آشتیان یکی از بخش‌های شهرستان تفرش شد. در ۱۳۵۶ ش، آشتیان شهرستانی مستقل، و تفرش شامل بخش‌های حومه و فراهان و دهستان رودبار در استان مرکزی شد. در ۱۳۵۸ ش، ده آبادی از بخش فراهان تفرش جدا و جزو بخش مرکزی شهرستان آشتیان گردید. در ۱۳۶۶ ش، در شهرستان تفرش چهار دهستان (بازرجان، فشک، رودبار، فرمهین) ایجاد شد. در ۱۳۶۹ ش، این شهرستان مشتمل بود بر بخش مرکزی به مرکزیت شهر تفرش شامل دهستانهای بازرجان و رودبار، و بخش فراهان به مرکزیت آبادی فرمهین شامل دهستانهای فرمهین و فشک. در تقسیمات کشوری ۱۳۷۴ ش، دهستانهای خرازان و کوه پناه نیز جزو این شهرستان ذکر شدند و تاکنون به همین صورت در تقسیمات کشوری باقی‌مانده‌اند. مردم‌شناسی جمعیت شهر تفرش، مرکز شهرستان. در ارتفاع حدود ۱،۸۷۸ متری، در ۸۵ کیلومتری شمال شرقی شهر اراک و در مسیر جاده اراک آشتیان قرار دارد. اهالی روستانشین تفرش عمدتا به زراعت، باغداری، دامداری و صنایع دستی اشتغال دارند. محصول مهم این شهرستان، گندم و جو و حبوبات است. بادام و گردو و سیب و انگور و گلابی آنجا صادر می‌شود. قالی و قالیچه و گلیم از محصولات صنایع دستی آنجاست. فرشهای تفرش ارزش صادراتی دارند و مهمترین بازار فروش آن‌ها در ایران، شهرهای همدان و تهران و در خارج از ایران کشور آلمان است (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۸، ص ۴۲). اهالی تفرش اکثریت فارسی و جمعیت کمی در بعضی روستاها ترکی سخن می‌گویند. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت شهر تفرش ۱۶،۴۹۳ نفر، متشکل از ۸،۲۲۶ مرد و ۸،۲۶۷ زن در قالب ۵،۲۳۲ خانوار و جمعیت کل این شهرستان ۲۴،۹۱۳ تن بوده‌است. زبان مردم تفرش فارسی‌زبان اند، اما در برخی از روستاهای اطراف زبان تاتی که در گذشته زبان اصلی منطقه بوده صحبت می‌کنند. دین و مذهب پذیرش اسلام در منطقه تفرش از اواخر قرن سوم آغاز شد. این پذیرش بیشتر در جریان تبادل فرهنگی صورت گرفت و از ان زمان تفرش به یکی از پایگاه‌های پیروان آیین شیعه و اهل باطن اسماعیلیان درآمد. آداب و رسوم آئین سنتی باران خواهی روستای کبوران آئین باران خواهی روستای تاریخی کبوران تفرش با شماره ۱۰۶۰ در فهرست میراث معنوی آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. آیین باران خواهی یا کوسه درآمدن جشنی است که از دیرباز در جوامع روستایی و چوپانان استان مرکزی رواج داشته و دهم بهمن هر سال یعنی پایان چله بزرگ زمستان در روستای کبوران تفرش برگزار می‌شود. مردم این روستا با هدف درخواست رزق حلال که منشا بسیاری از برکات آب است با برگزاری این آئین از خداوند طلب باران می‌کردند. لباس‌های ویژه و موسیقی محلی شاد از مهمترین ویژگی‌های این آئین است و کوسه و همراهانش پیام‌آور شادی و نوید بهار هستند. گروه برگزارکننده جشن طلب باران متشکل از سه تا هفت نفر است که هرکدام بر اساس مهارت و توانایی نقش «کوسه»، «عروس کوسه» و «تکه» (بز نر) را اجرا می‌نمایند. دراجرای این آیین معمولا چندین دختر بچه و پسر بچه نیز به عنوان توبره کش ناقالدی‌ها به جمع‌آوری هدایای مردم می‌پردازند و این گروه با موسیقی، سر و صدای زیاد زنگوله‌ها و آوازخوانی در کوچه و معابر شهر و روستا ظاهر شده و با حرکات بدنی و خواندن اشعار خاص ضمن ایجاد سرگرمی برای مردم، نوعی رسم دور کردن نحوست سرما را برگزار کرده و هدایای جمع‌آوری شده از این مراسم نیز بین خانواده فقیر و نیازمند تقسیم می‌شود در سه مرحله از این جشن آیینی، اشعار طلب باران گردآوری و به ثبت آثار ملی رسید. این اولین آئینی است که در فهرست آثار ملی کشور به نام تفرش به ثبت رسیده‌است و تاکنون آئین‌های به تخت نشستن داماد، کوسه گلدی نیز به نام تفرش معرفی شده‌اند، روستای کبوران با آب و هوای مطلوب و طبیعت بکر در ۵ کیلومتری شهرستان تفرش قرار دارد. مشاهیر تفرش تفرش مردان و زنان نامور زیادی درعرصه علم و دین و سیاست و هنر درخود پرورش داده‌است که به تعدادی از مشاهیر آن‌ها اشاره می‌شود. شعرا و نویسندگان نظامی گنجوی شاعر و داستان‌سرای پارسی‌گوی سده شش خورشیدی نام او «الیاس ابن یوسف ابن زکی ابن موید» است و کنیهاش ابومحمد می‌باشد دلایل تفرشی بودن نظامی دو بیت از اقبالنامه و شهادت به تفرشی بودن توسط شیخ بهایی و لطفعلی آذر بیگدلی است. آقای شیروانی متخلص به «تمکین» او را از معاریف تفرش می‌دانند. میرزا اسماعیل خان لشکر نویس تفرشی معروف به دبیر صاحب کتاب نخبه التواریخ علما و روحانیون شیخ طبرسی، فقیه و مفسر قرآن سده پنج و شش خورشیدی صاحب تاریخ بیهق میرعلام تفرشی، عالم برجسته قرن یازدهم هجری و اواخر دوران صفویه و از شاگردان مقدس اردبیلی میر فیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی، عالم برجسته قرن یازدهم هجری و اواخر دوران صفویه از شاگردان مقدس اردبیلی ملامراد تفرشی از شاگردان شیخ بهایی و صاحب کتاب شبنم شاداب ظهیرالدین علی فمی تفرشی فرزند ملامراد تفرشی از شاگردان مقدس اردبیلی صاحب کتاب نصره الحق میرزا یحیی خان تفرشی متخلص به سرخوش از شاعران و غزلسرایان چابک‌دست نیمه نخستین قرن چهاردهم هجری سید مصطفی حسینی تفرشی یکی از اکابر علمای شیعه در قرن یازدهم صاحب کتاب نقد الرجال محمد رضا درودیان تفرشی نقوسانی، فقیه، محدث و شاعر معاصر، صاحب دیوان دررالاشعار، شرح بر سفینه النجاه فیض کاشانی و حاشیه بر نجاهالعباد صاحب جواهر سادات تفرش استادان و دانشمندان سید محمود حسابی پدر فیزیک ایران ابوالقاسم سحاب، پژوهشگر برجسته علوم انسانی عباس سحاب، جغرافی‌دان و پدر علم کارتوگرافی ایران احمد پارسا، بنیان‌گذار دانش گیاه‌شناسی در ایران پروانه وثوق سرطان‌شناسی کودکان در بیمارستان‌های مفید و کودکان تهران و بنیانگذار بیمارستان محک و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران معروف به «فرشته نجات کودکان سرطانی ایران» و «مادر ترزای ایران». علیرضا افضلی‌پور، بنیان‌گذار دانشگاه شهید باهنر کرمان سیاستمداران رجبعلی منصور نخست‌وزیر ایران و پدر حسنعلی منصور نخست‌وزیر دوره پهلوی دوم. سید باقر کاظمی معروف به مهذب‌الدوله، فرزند سید محمود معتصم الدوله عضو هیئت موسس حزب جبهه ملی دوم هنرمندان مرشد ولی‌الله ترابی سفیدآبی نقال، داستان‌نویس و طومارنویس پیشکسوت ایرانی و مقام اول نقالی کشور عبدالله دوامی، موسیقی‌دان و استاد تصنیف. حسینعلی خان نکیسا، ردیفدان و خواننده عصر قاجار و پهلوی تقی بهرامی بنیان‌گذار تحقیقات اصلاحی و ژنتیکی جانوری در ایران غلامعلی خدابخشی، شاعر و قصیده سرا اهل روستای کریان تفرش می‌باشد. بسیاری از اشعار و قصیدهای آن شاعر بزرگ در کتاب‌های محلی شهرستان تفرش موجود می‌باشد. لازم به ذکر می‌باشد ابیات و سروده‌های مذهبی این شاعر در مراسم مذهبی ایام محرم خوانده می‌شود. درگذشته غلامعلی خدابخشی در سال ۱۳۳۸ چشم از جهان فروبست. اقتصاد بازار خرید در بازار قدیم ترخوران و تفرش و آشتیان پیشه‌هایی مانند عطاری، دوافروشی، قماش فروشی، مسگری، صحافی، دوزندگی و غیره رواج داشت که این پیشه‌وران علاوه بر کالاهای خود، کتاب هم به فروش می‌رساندند. از پیشگامان کتاب‌فروشی در شهر می‌توان میرزا محمدعلی پسر احمد آشتیانی (زنده به سال ۱۳۱۱ خورشیدی) (از صحافان شهر)، کربلایی محمود بازرجانی در محله فم، و مشهدی محمدحسین جعفری در بازار ترخوران تفرش را نام برد با گذر زمان دکان‌های دوگانه‌فروش بیشتر به شکل کتاب‌فروشی درآمدند و در آن‌ها علاوه بر کتاب نشریاتی مانند حبل‌المتین، صور اسرافیل، فرنگستان، ملت، وقایع اتفاقیه به مشتریان عرضه می‌شد. شهر تفرش در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی دارای چهار فروشگاه کتاب بود. از کتاب‌فروشی‌های قدیمی تفرش می‌توان به این‌ها اشاره کرد: کتاب‌فروشی حاج شیخ ابوالقاسم حیدری در محله فم کتاب‌فروشی سید جواد میرحسینی در محله ترخوران کتاب‌فروشی مشهدی محمدحسین جعفری در محله ترخوران کتاب‌فروشی آقا سید موسی. صنعت کشاورزی و باغداری ساختار شهری شهرداری مراکز درمانی پارک و فضای سبز در ابتدای ورودی شهر تفرش پارکی وجود دارد که از جانب اهالی تفرش به دلیل ساختمان کافی شاپی به شکل قوری و استکان نعلبکی به پارک قوری موسوم است که درسال ۱۳۸۸ به دستور امام جمعه وقت تفرش و علی‌رغم مخالفت شدید «عبداله زینلی» رئیس شورای اسلامی شهر تفرش تخریب و به جای آن مقبره شهدای گمنام جنگ ایران عراق ساخته شد. امکانات ورزشی کتابخانه کتابخانه عمومی شهرستان تفرش واقع در خیابان آیت‌الله سعیدی می‌باشد. مصلا آموزش مدارس در این شهر مدارس متعددی وجود دارد ولی قدیمی‌ترین مدرسه که قدمت ۷۰ ساله دارد مدرسه کافی نام دارد که در ترخوران واقع می‌باشد. دانشگاه‌ها شهر تفرش دارای سه دانشگاه دولتی و پیام نور و آزاد می‌باشد. دانشگاه دولتی تفرش زیر نظر پروفسور سید محمود حسابی بنیان نهاده شده‌است و در سالهای اولیه تاسیس زیر نظر دانشگاه امیر کبیر تهران بوده‌است. حوزه علمیه گردشگری از دوران پیش از اسلام نیز یادگارهایی در منطقه تفرش به جا مانده‌است، از جمله: از قلعه‌های گبری، سنگ‌نگاره‌هایی در مناطقی از نقاط بیابانی تفرش و گورهای نشسته بر فراز روستای کبوران (گبران). از دیگر بناهای باستانی تفرش، آتشکده‌ای است که بر فراز روستای کبوران جای گرفته و به چهار طاقی معروف است. آرامگاه دکتر حسابی سنگ نگاره‌های یازیلی چای مقبره میرعلام تفرشی. و اسماعیل خان لشکر نویس تفرشی. در قبرستان قدیمی بنام سماق بنه درمحله استادیوم مربوط به قرن یازدهم هجری و اواخر دوران صفویه بقعه ابوالعلی مهدی بن محمد از نوادگان جعفر صادق (دوره ایلخانی) بقعه امام‌زاده محمد از نوادگان جعفر صادق (دوره خوارزمشاهیان) مسجد جامع شش ناو (دوره سلجوقی)که یکی از قدیمترین مساجد تفرش است و مقصوره و شبستان و ایوان و صحن دارد و به سبب داشتن کاریزی قدیمی در صحن مسجد، که آب آن از طریق شش ناودان توزیع می‌شده، ششناو خوانده شده‌است. مقصوره ششناو، گنبدی به شکل کلاهخود متعلق به دوره سلجوقی دارد. به روایتی این مقصوره بر روی قبر محمد محدث، از صحابه حسن عسکری، ساخته شده‌است. در سمت شمالی مقصوره، ایوانی متعلق به دوره صفوی دیده می‌شود بقعه شاهزاده محمد و بقعه امام‌زاده قاسم (دوره صفویه) قلعه توس بقعه آقامومن تفرشی (داعی انجدانی)، حکیم و عارف و شاعر سده یازدهم و دوازدهم تکیه زاغرم شهر تفرش (دوره قاجار) ویرانه‌های برج آقابیک در بازرجان قلعه مراد سلطان متعلق به دوره زندیه در بازرجان بقایای قبرهای قدیمی با سنگ قبرهای سفالی در آبادی کبوران آب انبار بلور (دوره قاجار) کاروانسرای خانک خانه نظامی گنجوی خانه میر فخرایی (دوره قاجار) خانه ضیایی (دوره قاجار) خانه عباسقلی خان میرپنج نمازخانه کهنه لو غسالخانه نقوسان خانه و محل تولد محمود حسابی قلعه باغکه (دوره قاجار) امامزاده احمد (تفرش)، از نوادگان موسی کاظم، متعلق به سده نهم در آبادی کوهین ایوان امامزاده محمد، فرزند جعفر صادق، متعلق به دوره خوارزمشاهیان امامزاده بی‌بی / بی‌بی ستین در طرخوران / ترخوران غار امجک چشمه گراو، چشمه آب گوگردی آبشار قطره باران چهارطاقی بهاران (کبوران) از دیگر جاذبه‌های گردشگری می‌توان از دره دیزه، دره بدر، دره فرک، دره ستان، حاشیه رودخانه تفرش یا آب کمر، حاشیه رودخانه قره چای، غار علی خورنده، غار گاو خور، غار نویوهی، غار پلنگ، غار دام دام تلخاب، طبیعت روستای قلعه محی الدین، بیعت روستای خانک، طبیعت روستای جلایر نام برد صنایع دستی صنایع دستی تفرش شامل دست بافت‌های سنتی (قالیبافی، گلیم بافی)، رودوزی‌های سنتی (تفرشی دوزی یا درویشی دوزی)، آثار چوبی (منبت کاری، معرق)، آثار فلزی (مسگری، سفیدگری)و آینه کاری است.
[ "بخش مرکزی شهرستان تفرش", "فارسی", "شیعه", "استان مرکزی", "ایران", "شهرستان تفرش", "گبر", "عراق عجم", "نظامی گنجوی", "قاجار", "اراک", "آشتیان", "تهران", "اسلام", "زرتشت", "دادمرز", "کهک", "کوکان (تفرش)", "دینجرد", "دهستان تا", "الویجان", "بهاران (تفرش)", "قلعه قدس", "طراران", "معین‌آباد", "زاغر (تفرش)", "کوهین", "محمود حسابی", "آرامگاه شاهزاده احمد کوهین", "دانشگاه آزاد تفرش", "هخامنشیان", "اشکانیان", "ساسانیان", "زرتشتیان", "طاهریان", "صفاریان", "سامانیان", "آل بویه", "غزنویان", "قباد", "عمر", "اصفهان", "کاشان", "قم", "مالک بن عام اشعری", "زرتشتی", "سلجوقیان", "امامیه", "فاطمه معصومه", "تشیع", "حمدالله مستوفی", "خوارزمشاه", "آل جلایر", "مغولان", "تیموریان", "صفویه", "صفویان", "شاه عباس اول", "سادات سجادی تفرش", "سجاد", "شاه سلطان حسین", "شاه عباس بزرگ", "افشاریان", "زندیان", "شیراز", "قاجاریه", "فراهان", "ابن مقفع", "خلافت", "عمربن خطاب", "رستاق", "هارون الرشید", "یعقوبی", "حضرت معصومه", "راوندی", "آوه", "رافضی", "حمداللّه مستوفی", "شاه اسماعیل اول", "امین احمد رازی", "ناصرالدین شاه قاجار", "اعتمادالسلطنه", "خرازان (تفرش)", "طرخوران", "کوه گوجه", "کوه دوقلو دو برادران", "قرِه گُوزیل قَرِلان", "کوه قشلاق", "گندم کوه", "نقره کمر", "فاضلاب", "خَلَجستان", "دستجرد", "راهجرد", "وَزوا", "دهستان بازرجان", "دهستان فشک", "دهستان رودبار (تفرش)", "دهستان فرمهین", "خرازان", "کوه پناه", "آلمان", "سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران", "سرشماری عمومی نفوس و مسکن (۱۳۹۵)", "زبان تاتی", "اسماعیلیه", "کوسه درآمدن", "کوسه گلدی", "شیخ بهایی", "لطفعلی آذر بیگدلی", "شیروانی", "اسماعیل خان دبیر", "نخبه التواریخ", "شیخ طبرسی", "قرآن", "تاریخ بیهق", "میرعلام تفرشی", "مقدس اردبیلی", "گلشن ابرار", "میر فیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی", "ملامراد تفرشی", "ظهیرالدین علی فمی تفرشی", "سرخوش تفرشی", "سید مصطفی حسینی تفرشی", "محمد رضا درودیان تفرشی نقوسانی", "فیض کاشانی", "صاحب جواهر", "سید محمود حسابی", "ابوالقاسم سحاب", "عباس سحاب", "کارتوگرافی", "احمد پارسا", "گیاه‌شناسی", "پروانه وثوق", "سرطان‌شناسی", "محک", "فرهنگستان علوم پزشکی ایران", "ایلنا", "مادر ترزا", "رادیو فردا", "علیرضا افضلی‌پور", "باهنر", "کرمان", "رجبعلی منصور", "حسنعلی منصور", "سید باقر کاظمی", "مرشد ترابی", "نقالی ایرانی", "عبدالله دوامی", "روح‌الله خالقی", "حسینعلی خان نکیسا", "تقی بهرامی", "غلامعلی خدابخشی", "روستای کریان", "گاه‌شماری هجری خورشیدی", "حبل‌المتین", "صور اسرافیل", "ملت (روزنامه)", "وقایع اتفاقیه", "دانشگاه آزاد اسلامی واحد تفرش", "امیر کبیر", "دکتر حسابی", "سنگ نگاره‌های یازیلی چای", "بقعهٔ ابوالعلی مهدی بن محمد", "جعفر صادق", "ایلخانی", "خوارزمشاهیان", "مسجد جامع شش ناو", "سلجوقی", "بقعه شاهزاده محمد", "قلعه توس", "آقامؤمن تفرشی", "تکیه زاغرم شهر تفرش", "بازرجان", "قلعه مراد سلطان", "آب انبار بلور", "کاروانسرای خانک", "خانه نظامی گنجوی", "خانه میر فخرایی", "خانه عباسقلی خان میرپنج", "نمازخانه کهنه لو", "غسالخانه نقوسان", "امامزاده احمد (تفرش)", "بی بی ستین", "غار امجک", "چشمه گراو", "آبشار قطره باران", "چهارطاقی بهاران", "قالیبافی", "گلیم بافی", "تفرشی دوزی", "منبت کاری", "معرق", "مسگری", "سفیدگری", "لغت‌نامه دهخدا", "علی‌اکبر دهخدا", "دائرةالمعارف فارسی", "غلامحسین مصاحب", "انتشارات فرانکلین", "مهندس ابوالفضل بختیاری", "دانشگاه تفرش", "دانشگاه آزاد اسلامی تفرش", "دانشگاه پیام نور تفرش", "ابوالفضل بختیاری" ]
[ "تفرش", "شهرستان تفرش", "شهرهای استان مرکزی", "شهرهای شهرستان تفرش" ]
1,298
علی حاتمی
1
322
0
[ "علي حاتمي" ]
false
177
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام_شخص", "Item2": "علی حاتمی" }, { "Item1": "نام اصلی", "Item2": "علی حاتمی" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Ali Hatami with Zari Khoshkam (wife).jpg" }, { "Item1": "نام دیگر", "Item2": "عباسعلی حاتمی" }, { "Item1": "سال‌های فعالیت", "Item2": "۱۳۴۴–۱۳۷۵" }, { "Item1": "همسر", "Item2": "[[زری خوشکام]]" }, { "Item1": "فرزندان", "Item2": "[[لیلا حاتمی]]" }, { "Item1": "علت مرگ", "Item2": "[[سرطان]]" }, { "Item1": "مدفن", "Item2": "قطعه هنرمندان بهشت زهرا" }, { "Item1": "زمینه فعالیت", "Item2": "[[کارگردان]] و [[فیلم‌نامه‌نویس]]" }, { "Item1": "تاریخ_تولد", "Item2": "۲۳ مرداد ۱۳۲۳" }, { "Item1": "محل_تولد", "Item2": "[[تهران]]" }, { "Item1": "تاریخ_مرگ", "Item2": "۱۵ آذر ۱۳۷۵ (۵۲ سالگی)" }, { "Item1": "محل_مرگ", "Item2": "[[تهران]]" }, { "Item1": "imdb_id", "Item2": "۰۳۶۸۶۸۸" } ], "Title": "زندگینامه" }
علی حاتمی (۲۳ مرداد ۱۳۲۳ تهران - ۱۵ آذر ۱۳۷۵ تهران) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده سینما بود. زندگینامه حاتمی (با اصالت تفرشی) در جایی متولد شد شبیه همان جایی که رضا خوشنویس در هزاردستان به مفتش آدرس می‌دهد؛ خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچه اردیبهشت. او دانش‌آموخته از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. علی حاتمی حداقل ۱۵ فیلم بلند سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخته‌است. او از فیلم‌سازان پیشروی نسلی به‌شمار می‌رود که پیشگامان فصل جدید سینمای ایران از اواخر دهه ۱۳۴۰ به بعد از میانش برخواسته، از جمله ناصر تقوایی و بهرام بیضایی و مسعود کیمیایی و فریدون گله و داریوش مهرجویی.اولین اثر سینمایی حاتمی در سال ۱۳۴۸ با عنوان حسن کچل ساخته شد و آخرین فیلم نیمه‌تمامش با نام جهان پهلوان تختی که یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های سینمایی او بعد از مجموعه هزاردستان بود، به علت مرگ ناشی از بیماری سرطان نافرجام ماند. پس از مرگش نیز دو فیلم مبتنی بر هزاردستان با تدوین واروژ کریم‌مسیحی (به نام‌های کمیته مجازات و تهران روزگار نو) ساخته شد. کارنامه حاتمی کار هنری خود را با نویسندگی در تئاتر آغاز کرد و نمایشنامه‌های «ساتن»، «قصه حریر»، «ماهیگیر»، «حسن کچل»، «چهل گیس» و شهر «آفتاب و مهتاب» را برای تئاتر نوشت. علی حاتمی در کلاس‌های نمایشنامه نویسی اداره هنرهای دراماتیک واقع (درآب سردار) شرکت نمود و بعدها که این اداره به نام دانشکده هنرهای دراماتیک تغییر نام داد او در رشته ادبیات نمایشی تحصیلات خود را ادامه داد. او در سال ۱۳۴۴ نمایش دیب (دیو) را که از اولین نوشته‌های خود بود در تالار دانشکده و با کودکان موسسه آموزشی فرهنگ آرزو به اجرا درآورد. اولین تجربه سینمایی حاتمی، فیلم حسن کچل (۱۳۴۹) بود. حاتمی این فیلم را در پی موفقیت نمایش نامه حسن کچل و استقبال بسیار خوب مردم از آن، ساخت. در واقع این موفقیت موجب شد که چند تن از دست‌اندرکاران سینما او را ترغیب کنند که این نمایش نامه را به فیلم بدل کند و شانس خود در عرصه سینما را نیز، بیازماید. علی عباسی، تهیه‌کننده سینما، که نمایش حسن کچل را دیده بود، برای ساخت فیلم آن، اعلام آمادگی کرد، اما به دلیل بی‌تجربگی حاتمی در عرصه سینما، می‌خواست کارگردانی فیلم را به شخص دیگری بسپرد، ولی حاتمی مخالفت کرد و سرانجام هم عباسی را متقاعد کرد که خود از پس ساخت آن بر می‌آید. حسن کچل نخستین فیلم ریتمیک و موزیکال ایرانی و برگرفته از داستان‌های کهن ایرانی بود. این فیلم با استقبال بسیار خوبی از سوی تماشاگران رو به رو شد و زمینه ورود وی به سینمای ایران را فراهم کرد. پس از موفقیت حسن کچل، حاتمی از تئاتر فاصله گرفت و توانایی‌های خود را معطوف به سینما کرد. او بلافاصله بعد از حسن کچل فیلم طوقی (۱۳۴۹) را ساخت. طوقی نوعی کبوتر است که کبوتربازها علاقه زیادی به آن دارند. حاتمی در فیلم طوقی ف به یکی از ویژگی‌ها و سرگرمی‌های برخی از مردان آن زمان که گاه از یک سرگرمی فراتر رفته و به نوعی علاقه افراطی بدل می‌شد، می‌پردازد. در این فیلم نیز علاقه به یک طوقی و تلاش برای به دست آوردن آن، سرانجام به یک فاجعه بدل می‌شود. فیلم بعدی حاتمی با نام بابا شمل (۱۳۵۰)، بازگشتی بود به سینمای ریتمیک و موزیکال مورد علاقه حاتمی و درباره لوطی و لوطی گری. حاتمی در سال ۱۳۵۱ فیلم‌ساز پرکاری بود و سه فیلم در کارنامه خود ثبت کرد، فیلم‌های قلندر، ستارخان و خواستگار. این سه فیلم نیز همچنان برخوردار از ویژگی‌های سایر آثار حاتمی هستند. در این میان فیلم ستارخان، رویکردی تازه به یک حادثه تاریخی بود و ماجرای مشروطیت و قیام ستارخان و باقرخان را از زاویه‌ای دیگر بیان می‌کرد. منتقدان این فیلم را تحریفی از ماجرای اصلی دانستند. حاتمی سپس به تلویزیون رفت و دو سریال داستان‌های مولوی (۱۳۵۲) و سلطان صاحبقران (۱۳۵۴) را ساخت. در سال ۱۳۵۶ با پنج سال فاصله، حاتمی فیلم سوته دلان را ساخت. بسیاری از منتقدان سوته دلان را مهم‌ترین و کامل‌ترین فیلم حاتمی در قبل از انقلاب می‌دانند. در این فیلم هماهنگی کاملی بین فرم و محتوا وجود دارد. حاتمی در این فیلم ماجرای فیلم را که قصه عشق یک عقب مانده‌است را، با زبان تصویری تازه‌ای به فیلم بدل کرد. پس از اتمام سوته دلان حاتمی مشغول نوشتن فیلمنامه سریال هزاردستان شد که ابتدا «جاده ابریشم» نام داشت. حاتمی برای نوشتن متن این سریال عازم فرانسه شد و موهای خود را از ته تراشید تا رویش نشود به خیابان برود و فقط مشغول نوشتن فیلمنامه باشد. وی بارها این متن را بازنویسی کرد و حتی گفته می‌شود تعداد بازنویسی‌های این متن به بیش از ۱۰ بار رسیده‌است. ساخت این سریال در سال ۱۳۵۸ کلید خورد و هشت سال طول کشید تا سرانجام «هزاردستان» به آنتن تلویزیون برسد. علی حاتمی برای تولید این سریال دست به ساخت تهران قدیم زد و حاصل کار او به عنوان یک شهرک سینمایی برای تلویزیون و سینمای ایران باقی ماند. این سریال روایت گر زندگی رضا تفنگچی بود که در اواخر دوره احمدشاه قاجار دست به اسلحه می‌برد و یک سلسله ترور را آغاز می‌کند، او درسال‌های پایانی عمر کار خوشنویسی را پی می‌گیرد و از رضا تفنگچی به رضا خوشنویس تبدیل می‌شود. حاجی واشینگتن (۱۳۶۱)، نخستین فیلم حاتمی بعد از انقلاب اسلامی بود. حاجی واشینگتن، ماجرای اولین سفیر ایران در آمریکا را روایت می‌کند. در سال ۱۳۰۶ هجری قمری، حاج حسین قلی خان نوری از سوی ناصرالدین شاه به عنوان سفیر ایران به آمریکا اعزام می‌شود. سفیر ایران در آمریکا هیچ مراجعه‌کننده‌ای ندارد، از طرفی بودجه سفارت ایران در آمریکا به شدت کاهش می‌یابد و سفیر مجبور می‌شود خدمه را نیز مرخص کند و موقعیت کمیک او در ابتدای فیلم با گذشت زمان به تراژدی تبدیل می‌شود. فیلم در سال ۱۳۶۱ فقط اجازه نمایش در جشنواره فجر را پیدا کرد و بعد از آن توقیف بود و در زمان حیات علی حاتمی اجازه نمایش پیدا نکرد. سرانجام در سال ۲۰ خرداد ۱۳۷۷ به نمایش عمومی درآمد و چندین بار از تلویزیون پخش شد. در سال ۱۳۶۲ حاتمی، کمال الملک، فیلمی بر مبنای زندگی نقاش بزرگ ایرانی و رابطه‌اش با شاه و دربار قاجار را ساخت. حاتمی سعی کرده در این فیلم، هم بعد تاریخی و هم بعد بیوگرافی فیلم را حفظ کند و با تکیه بر رابطه حکومت با یک هنرمند به ضعف‌ها و چاش‌های فرهنگی و هنری در آن زمان بپردازد. این فیلم بهره‌مند از بازی خوب بازیگرانش است که هر یک بازی‌های خوب و ماندگاری از خود به جای گذاشته‌اند. پس از ساخت جعفر خان از فرنگ برگشته بر اساس نمایشنامه‌ای به همین نام از حسن مقدم، حاتمی در سال ۱۳۶۸ فیلم مادر را ساخت. مادر ماجرای روزهای پایانی مادری پیر است که در خانه سالمندان به سر می‌برد. او که بعد از سال‌ها تلاش و تحمل مشکلات بسیار و بزرگ کردن فرزندانش، اکنون در آستانه مرگ قرار گرفته، از فرزندانش می‌خواهد که او را به خانه قدیمیشان ببرند و خود نیز در این روزهای پایانی در آنجا جمع شوند. فرزندان او هر یک مسیری را در زندگیشان در پیش گرفته‌اند و به راه خود رفته‌اند. بیماری مادر و سپس مرگش بعد از کش و قوس‌هایی آن‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌کند. یکی از دیالوگ‌های ماندگار این فیلم دیالوگ «مادر مرد از بس که جان ندارد» است که شخصیت غلامرضا در فیلم که اکبر عبدی نقش آن را ایفا می‌کند، بر زبان می‌راند. فیلم بعدی حاتمی، دلشدگان بود که در سال ۱۳۷۰ ساخت. در این فیلم که ماجرایش در زمان سلطنت احمد شاه می‌گذرد، تاجری فرنگی به بهانه رونق فرهنگ و هنر، قصد دارد با پرکردن چند صفحه از چند موسیقی دان ایرانی، ردیف‌های اصیل موسیقی ایرانی را که در حال فراموشی است، از گزند گذر زمان محفوظ نگه دارد. به همین منظور جمعی از بهترین نوازندگان را برمی‌گزینند. برنامه این گروه برای سفر به فرنگ با مشکلاتی مواجه می‌شود، اما سرانجام عملی می‌شود و …. حاتمی که از سال‌های اولیه دهه هفتاد، مطالعه و تحقیق درباره زندگی جهان پهلوان تختی را آغاز کرده بود، بعد از پشت سر گذاشتن دشواری‌هایی سرانجام در سال ۱۳۷۵، ساخت فیلم جهان پهلوان تختی را آغاز کرد. متاسفانه پس از آنکه تنها بخش‌هایی از فیلم را فیلم‌برداری کرده بود بیماری سرطان به سراغش آمد و در بیمارستان بستری شد و مجبور شد پروژه‌اش را نیمه کاره رها کند. سبک درون مایه تمامی آثار حاتمی بر اساس ویژگی‌های قومی و انسان‌های رشد یافته در این باورها و اعتقادات، شکل گرفته‌است. شخصیت آثار او اغلب شبیه‌ترین افراد به خصلت و باورهای قومیت‌های ایرانی هستند. حاتمی که تقریبا تمامی آثارش را بر اساس فیلم نامه‌هایی از خودش ساخته در انتقال فضا، زمان و شرایط اجتماعی دوره تاریخی که در فیلمش به تصویر کشیده، بسیار موفق بوده‌است. دیالوگ‌های فیلم‌های او بسیار درخشان و قابل توجه هستند و در سینمای ایران اگر بی‌نظیر نباشند حتما کم‌نظیر هستند. مجموعه‌های تلویزیونی علی حاتمی سلطان صاحبقران و هزاردستان نیز به اندازه آثار سینمایی‌اش مورد توجه بسیار قرار گرفتند. دیالوگ‌های ماندگار حاتمی علی حاتمی به عنوان کارگردانی صاحب سبک و مولف، سعی کرد با استفاده از قصه‌ها، مثل‌ها، فولکلورها یا باورهای عامیانه ایرانی، فرهنگ کهن کوچه و بازار و معماری دیرپای ایرانی اسلامی طرحی نو در سینمای ایران دراندازد. وی به حق توانست فرهنگ، آداب و ارزش‌های فکری و عملی مردم این سرزمین را بر پرده خیال نقاشی کند از اینرو وی را به علت بهره بردن از زبان تصویر و خلق شخصیت‌های شاعرانه، سعدی سینمای ایران می‌دانند. حاتمی همواره در آثار سینمایی خود پیوندی ناگسستنی با اصطلاحات و گویش‌های کوچه بازار داشت، بطوری‌که کاربرد این دیالوگ‌ها به عنوان امضای وی در تقریبا تمامی آثار سینماییش حضور داشته و سینمای حاتمی را یک سینمای منحصر به فرد ساخته‌است. برخی ازاین دیالوگ‌های ماندگار عبارتند از: فیلم مادر ← «تلخی با قند شیرین نمیشه، شب رو باید بی‌چراغ روشن کرد» فیلم کمال الملک ← دیالوگی از زبان مظفرالدین شاه «همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید» فیلم سوته دلان ← «همه عمر دیر رسیدم» فیلم سوته دلان ← «ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمی‌زنه، چون زنگاشو زده» فیلم مادر ← «خورشید دم غروب، آفتاب صلوه ظهر نمیشه» فیلم مادر ← «مادر مرد، از بس که جان ندارد» و ده‌ها دیالوگ ماندگار دیگر فیلم‌شناسی سینما نام فیلم سال نویسنده کارگردان تدوین تهیه‌کننده موسیقی مدت توضیحات حسن کچل ۱۳۴۸ روبیک منصوری علی عباسی پرویز اتابکیاسفندیار منفردزاده ۱۰۱ دقیقه طوقی ۱۳۴۹ مهدی مصیبی اسفندیار منفردزاده ۱۱۰ دقیقه باباشمل ۱۳۵۰ مهدی مصیبی قلندر ۱۳۵۱ مهدی مصیبی مرتضی حنانه ۱۱۰ دقیقه خواستگار ۱۳۵۱ پرویز صیاد ستارخان ۱۳۵۱ هادی صابر پرویز صیاد سوته‌دلان ۱۳۵۶ موسی افشار علی عباسی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی حاجی واشینگتن ۱۳۶۱ موسی افشار محمدرضا لطفی ۹۸ دقیقه کمال‌الملک ۱۳۶۲ موسی افشار فرهاد فخرالدینی ۱۲۲ دقیقه جعفرخان از فرنگ برگشته ۱۳۶۶ مرتضی حنانه ۸۸ دقیقه بر اساس نمایشنامه جعفرخان از فرنگ برگشته (حسن مقدم) مادر ۱۳۶۸ حسن حسن‌دوست مرتضی شایسته ارسلان کامکار ۱۰۸ دقیقه دلشدگان ۱۳۷۰ روح‌الله امامی حسین علیزادهمحمدرضا شجریان ۹۱ دقیقه جهان‌پهلوان تختی ۱۳۷۳ حسن حسن‌دوست بابک بیات ۹۵ دقیقه پس از مرگ حاتمی به کارگردانی بهروز افخمی ادامه یافت. کمیته مجازات ۱۳۷۷ واروژ کریم‌مسیحی محمدمهدی دادگو مرتضی حنانه ۹۰ دقیقه نمایش: اسفند ۱۳۷۷، تدوین نسخه سینمایی: واروژ کریم‌مسیحی تهران روزگار نو ۱۳۷۸ واروژ کریم‌مسیحی محمدمهدی دادگو مرتضی حنانه ۹۰ دقیقه تلویزیون پوستر فیلم نام فیلم سال نویسنده کارگردان تدوین تهیه‌کننده موسیقی مدت/تعداد قسمت‌ها توضیحات جنگل و آشپزی ۱۳۴۶ ناصر سوالونی تلویزیون ملی ایران ۱۷ دقیقه و ۳۵ ثانیه ۱۶ میلیمتری، سیاه‌وسفید، ویژه کودکان و نوجوانانچکیده: آشپزی در جنگل توسط «خرگوش» و «روباه» داستان‌های مولوی ۱۳۵۲ هادی صابر فریدون ناصری ۳۶۰ دقیقه(۶ قسمت) با نگاهی به داستانهای مثنوی معنوی ساخته شده بود ودر نوروز ۱۳۵۳ پخش شد. 100px سلطان صاحبقران ۱۳۵۴ موسی افشار تلویزیون ملی ایران واروژ هاخباندیان ۱۳ قسمت برای نخستین بار از «۱۵ آبان ۱۳۵۴» و برای بار دوم، از«۷ تیرماه ۱۳۵۶» پخش شد. هزاردستان ۱۳۵۸–۱۳۶۶ علی حاتمیعباس گنجویحسن حسن‌دوست محمدمهدی دادگو مرتضی نی‌داوودمرتضی حنانه ۲۳ قسمت طرح اولیه این مجموعه در سال ۱۳۵۴، در ذهن علی حاتمیشکل گرفت و «جاده ابریشم» نام داشت. فیلم‌های مستند درباره علی حاتمی درباره علی حاتمی چند مستند ساخته‌اند. یکی از اینها سه‌گانه‌ای است به کارگردانی «الهام قره‌خانی» و «امیر مهرتاش مهدوی» که تولید آن در سال ۱۳۷۸ آغاز شد و در سال ۱۳۸۳ پایان یافت. مستند آن معلم بی‌استاد فیلم دیگری است که به تهیه کنندگی و کارگردانی سید وحید حسینی و محدثه گلچین عارفی در سال ۱۳۹۵ ساخته شده‌است. در این فیلم شماری از همکاران قدیم حاتمی درباره او سخن گفته‌اند. نام این فیلم برگرفته از یادداشتی است از بهرام بیضایی که پس از مرگ حاتمی در مجله فیلم چاپ شد. مرگ علی حاتمی در روز پنجشنبه ۱۵ آذرماه ۱۳۷۵ بر اثر سرطان پانکراس در سن ۵۲ سالگی درگذشت. پیکر وی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. بر روی سنگ قبر وی که در طرفینش رقیه چهره آزاد (ملقب به مادر سینمای ایران و ایفاگر نقش مادر در فیلم "مادر") و رسام عرب‌زاده (طراح ممتاز فرش‌های ایرانی) دفن شده‌اند یکی از ماندگارترین دیالوگ‌های فیلم "حاجی واشینگتن" نقش بسته: "آیین چراغ خاموشی نیست". فهرست کارگردانان ایرانی
[ "زری خوشکام", "لیلا حاتمی", "سرطان", "کارگردان فیلم", "فیلم‌نامه‌نویس", "تهران", "تهیه‌کننده", "دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر", "ناصر تقوایی", "بهرام بیضایی", "مسعود کیمیایی", "فریدون گله", "داریوش مهرجویی", "حسن کچل", "جهان پهلوان تختی", "هزاردستان (مجموعه تلویزیونی)", "واروژ کریم‌مسیحی", "کمیته مجازات", "تهران روزگار نو", "علی عباسی", "طوقی", "باباشمل (فیلم)", "قلندر (فیلم)", "ستارخان (فیلم)", "خواستگار (فیلم)", "داستان‌های مولوی", "سلطان صاحبقران (مجموعه تلویزیونی)", "سوته دلان", "شهرک سینمایی غزالی", "حاجی واشینگتن (فیلم)", "حسینقلی صدرالسلطنه", "کمال‌الملک (فیلم)", "جعفرخان از فرنگ برگشته (فیلم)", "مادر (فیلم ۱۳۶۸)", "دلشدگان (فیلم)", "سعدی", "کمال الملک (فیلم)", "روبیک منصوری", "اسفندیار منفردزاده", "طوقی (فیلم)", "مهدی مصیبی", "مرتضی حنانه", "پرویز صیاد", "سوته‌دلان", "موسی افشار", "محمدرضا لطفی", "فرهاد فخرالدینی", "حسن مقدم", "حسن حسن‌دوست", "مرتضی شایسته", "ارسلان کامکار", "روح‌الله امامی", "حسین علیزاده", "محمدرضا شجریان", "جهان‌پهلوان تختی (فیلم)", "بابک بیات", "بهروز افخمی", "کمیته مجازات (فیلم)", "محمدمهدی دادگو", "سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران", "فریدون ناصری", "مثنوی معنوی", "واروژ هاخباندیان", "عباس گنجوی", "مرتضی نی‌داوود", "مجله فیلم", "رسام عرب‌زاده", "فهرست کارگردانان ایرانی" ]
[ "اهالی تهران", "خاک‌سپاری‌ها در قطعه هنرمندان بهشت زهرا", "درگذشتگان ۱۳۷۵", "درگذشتگان ۱۹۹۶ (میلادی)", "درگذشتگان به علت سرطان", "زادگان ۱۳۲۳", "زادگان ۱۹۴۴ (میلادی)", "فارسی‌زبانان", "فیلمنامه‌نویسان فارسی‌زبان", "فیلم‌نامه‌نویسان اهل ایران", "فیلم‌نامه‌نویسان اهل تهران", "کارگردان هنری", "کارگردان هنری اهل ایران", "کارگردانان اهل تهران", "کارگردانان فیلم اهل ایران", "درگذشتگان به علت سرطان در ایران", "نمایشنامه‌نویسان سده ۱۴ اهل ایران" ]
1,299
شهرام ناظری
1
502
0
[ "شهرام ناظري", "ناظری", "ناظري" ]
false
200
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "پس‌زمینه", "Item2": "خواننده" }, { "Item1": "نام", "Item2": "شهرام ناظری" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Shahram Nazeri 2017 02 (cropped).jpg" }, { "Item1": "توضیح_تصویر", "Item2": "شهرام ناظری" }, { "Item1": "تولد", "Item2": "۲۹ بهمن ۱۳۲۸[[کرمانشاه]]، [[ایران]]" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "ایرانی" }, { "Item1": "سبک", "Item2": "[[موسیقی اصیل ایرانی]][[موسیقی کردی]][[موسیقی مقامی ایرانی]]" }, { "Item1": "استاد", "Item2": "[[عبدالله دوامی]][[نورعلی برومند]][[عبدالعلی وزیری]][[محمود کریمی]][[حسین قوامی]][[محمدرضا شجریان]]" }, { "Item1": "ساز", "Item2": "[[سه‌تار]]" }, { "Item1": "مدت", "Item2": "از ۱۳۵۴ تا کنون" }, { "Item1": "فعالیت", "Item2": "[[خواننده]] در سبک [[اصیل ایرانی]] و [[کردی]]، استاد [[آواز]]، نوازنده [[سه‌تار]]، [[آهنگ‌ساز]]" }, { "Item1": "عضو گروه", "Item2": "گروه موسیقی فردوسی" }, { "Item1": "شاگرد", "Item2": "گروه بزرگ هم‌آوازان" }, { "Item1": "علت معروف‌شدن", "Item2": "خواندن تصنیف‌هایی از جمله [[اندک اندک]]، [[آتشی در نیستان]]، شیدا شدم، به جهان خرم از آنم" }, { "Item1": "آلبوم معروف", "Item2": "''[[گل صدبرگ]]''''[[آتشی در نیستان]]''\nحیرانی\nصدای سخن عشق" }, { "Item1": "جایزه", "Item2": "نشان شوالیه" }, { "Item1": "نام_اصلی", "Item2": "'''شهرام ناظری'''" }, { "Item1": "فرزندان", "Item2": "[[حافظ ناظری]]" }, { "Item1": "سازهای_برجسته", "Item2": "[[سه‌تار]]" } ], "Title": "هنرمند موسیقی" }
شهرام ناظری (زاده ۲۹ بهمن ۱۳۲۸ در کرمانشاه ) خواننده، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و موسیقی اصیل ایرانی است. ناظری به «شوالیه» معروف است. شهرام ناظری در بیشتر آثار خود از شعرهای مولانا بهره برده‌است و طی ۳۰ سال فعالیت هنری، توانسته سبک جدیدی از موسیقی را که آمیخته به ادبیات حماسی و عرفانی ایران است به‌وجود آورد. ناظری، علاوه بر بهره‌گیری از شعرهای مولوی در زمینه استفاده و استوارسازی شعر معاصر پارسی بر روی موسیقی سنتی ایرانی نیز پیشرو بوده‌است. علاوه بر این‌ها شهرام ناظری از اولین کسانی‌ست که با استفاده از موسیقی مقامی، اشعار شاهنامه فردوسی را اجرا کرده‌است. وی تاکنون بیش از ۴۰ آلبوم موسیقی منتشر کرده‌است. از معروف‌ترین تصنیف‌های شهرام ناظری می‌توان به تصنیف‌های «اندک اندک» با شعر مولانا، «آتشی در نیستان» با شعر مجذوب تبریزی، «کاروان شهید» با آهنگ محمدرضا لطفی و «شیدا شدم» با شعر خودش اشاره کرد. تصنیف «شیدا شدم» یک بار با سازهای غربی در کنسرت شهرام ناظری و لوریس چکناوریان و یک بار با سازهای ملی در آلبوم مولویه اجرا شده‌است. هم‌چنین، آثاری که ناظری به زبان مادری‌اش، زبان کردی نیز اجرا کرده، شهرت بسیار دارند. از معروف‌ترین آثار کردی ناظری می‌توان به تصنیف‌های قدیمی «شیرین شیرین» و «واران وارانه» اشاره کرد که او بازخوانی کرده‌است. ناظری دارای شهرت جهانی است. در سال ۲۰۰۷، از سوی دولت فرانسه نشان لژیون دونور و در سال ۲۰۱۴ «نشان شوالیه ملی لیاقت» فرانسه به او اهدا شد. نیویورک تایمز به او لقب «بلبل فارسی» داده‌است و کریستین ساینس مانیتور او را «لوچانو پاواروتی ایران» نامید. زندگی کودکی و نوجوانی شهرام ناظری شهرام ناظری در کوچه یخچالی در محله برزه‌دماغ در کرمانشاه، در خانواده‌ای کرد زبان و آشنا با موسیقی و شعر به دنیا آمد. وی صدای دل‌نشینش را از پدر و مادر خویش به یادگار دارد و از دوران خردسالی توسط مادرش با شعر و آواز آشنا شد؛ پدرش نیز صدای لطیفی داشت و ضمن آشنایی با گوشه‌ها و ردیف‌های آواز ایرانی، سه‌تار هم می‌نواخت. وی از سبک قدما و خوانندگان آن دیار به خصوص «شیخ داوودی» خواننده بزرگ آن زمان بهره گرفته و نیز داشته‌هایش را در اختیار فرزندش گذاشت. بزرگ این خانواده، استاد پرویز خان پورناظری معروف به حاجی خان خود از شاگردان درویش خان و کلنل وزیری بوده‌است. اکثر موسیقی‌دانان کرمانشاه توسط وی با نت و موسیقی اصیل ایرانی آشنا شده‌اند. این محیط مناسب هنری موجب شد تا شهرام ناظری بتواند در سن ۷سالگی اولین برنامه هنری خود را در رادیوی کرمانشاه همراه با تار درویشی، از نوازندگان معروف آن زمان کرمانشاه، اجرا نماید. پس از آن در سن ۱۱ سالگی نیز توانست در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه دیگر آواز ایرانی اجرا کند. آغاز فعالیت حرفه‌ای ناظری همواره در پی بهره بردن از مکاتب و استادان مختلف بوده‌است. وی در سال ۱۳۴۵ برای بهره‌گیری از محضر استادانی چون عبدالله دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی وزیری، محمود کریمی و محمدرضا شجریان عازم تهران شد و ضمن بهره‌گیری از محضر این اساتید، سه‌تار را نیز نزد استادان احمد عبادی، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت. شهرام ناظری به مدت یک سال نیز در تبریز با نوازندگان و موسیقی‌دانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجه‌خانی و محمود فرنام قیطانچیان که خود از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد. درسال ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی‌خان برومند به استخدام رادیو تلویزیون ایران درآمد و اولین برنامه خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی با مثنوی مولوی و ترانه‌ای از شیخ بهایی اجرا کرد، پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کار خود را ادامه داد. ناظری درسال ۱۳۵۵ در نخستین آزمون موسیقی سنتی ایران با نام باربد شرکت کرد و توانست مقام نخست را در رشته آواز در این آزمون به دست آورد. در سال ۱۳۵۶ همراه با گروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهید برای اجرای کنسرت در جشنواره توس انتخاب شد. همکاری با کانون چاووش ناظری از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ در آلبوم‌های چاووش به شماره‌های ۲، ۳، ۴، ۷ و ۸ با همکاری گروه‌های شیدا و عارف کانون فرهنگی و هنری چاووش به سرپرستی محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان آواز خوانی کرد. کانون چاووش با تلاش محمدرضا لطفی و زیر نظر ه. الف. سایه پایه‌گذاری شده بود و از آن جایی که این کانون در زمان انقلاب فعالیت می‌کرد، بیشتر محتوای آلبوم‌های چاووش حماسی و انقلابی بودند. برخی از آلبوم‌های چاووش، از جمله چاووش ۲، اولین آلبوم با حضور شهرام ناظری آلبوم‌های مشترکی بین ناظری و محمدرضا شجریان می‌باشند و در آن‌ها این دو هنرمند سرودهای انقلابی بسیاری را اجرا کرده‌اند. چاووش ۲ دربرگیرنده دو سرود معروف شب نورد و برادر نوجوونه، باصدای شجریان و آزادی آن زمان که بنهادم، باصدای ناظری می‌شد. تصنیف معروف ای پدر اثر محمدرضا لطفی در چاووش ۴ اجرا شد تا حس از دست دادن فردی بزرگ را منتقل کند. همکاری گسترده با کیخسرو پورناظری و جلال ذوالفنون شهرام ناظری آلبوم مثنوی موسی و شبان را با همکاری جلال ذوالفنون و بهزاد فروهری، بنمای رخ را با همکاری نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران و گروه مولانا به سرپرستی محمدجلیل عندلیبی، آلبوم صدای سخن عشق را باهمکاری گروه تنبور شمس و لاله بهار را با همکاری گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان تهیه کرد. او در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ به روش‌های مختلف مشغول تدریس موسیقی و ردیف‌های آوازی به علاقه‌مندان گردید. در این دوران آثار زمستان، بشنو از نی و نجوا را منتشر نمود. از سال ۱۳۶۴ به بعد با همکاری گروه‌های موسیقی ایرانی کارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی و اصیل ایرانی عرضه ساخت که از درخشان‌ترین این آثار می‌توان شورانگیز با همکاری حسین علیزاده، گل صدبرگ و آتش در نیستان با همکاری جلال ذوالفنون، یادگار دوست و ساقی‌نامه ۱ و ساقی‌نامه ۲ را با همکاری کامبیز روشن‌روان نام برد. در این سال هاست که ناظری آلبوم بی‌قرار را با همکاری گروه جلیل عندلیبی و همچنین کنسرت اساتید موسیقی ایران را با همکاری گروه اساتید موسیقی ایران (گروهی به سرپرستی فرامرز پایور) اجرا و منتشر کرده‌است. لازم است ذکر شود گل صدبرگ معروف‌ترین اثر شهرام ناظری و بسیاری از مردم ناظری را با تصنیف اندک اندک با شعر مولانا اجرا شده در این آلبوم می‌شناسند. در سال‌های دهه هفتاد خورشیدی شهرام ناظری آثار بسیاری را اجرا نمود که از آن جمله می‌توان به آلبوم‌های نوروز به همراهی با حسین علیزاده، مهتاب رو را با گروه تنبور شمس (آهنگ‌سازی کیخسرو پورناظری) و دل شیدا را با آهنگ‌سازی فرامرز پایور اشاره نمود. همکاری ناظری با کامکارها نیز منجر به آفرینش دو اثر ماندگار به نام‌های کنسرت کامکارها ۷۶ و کنسرت ۷۷ گشته‌است. وی با انتشار دو آلبوم ساز نو آواز نو و سفر به دیگر سو مسیر نوینی از موسیقی خویش را نمایان ساخت به‌طوری‌که سفر به دیگر سو را دکترین موسیقایی خود می‌داند. اجرای شاهنامه فردوسی و موسیقی نوین شهرام ناظری در دهه هشتاد خورشیدی به پژوهش و مسیریابی برای آرایه موسیقی نوین پرداخت. پژوهش بر نحوه اجرای شاهنامه فردوسی و پروژه مولوی که در سال جهانی مولانا از فعالیت‌های وی در این سال‌ها می‌باشد. وی در این سال‌ها چندین آلبوم دیگر منتشر کرد که آثار آواز اساطیر، لیلی و مجنون، لولیان، مولویه (شور رومی) و سفر عسرت از آن جمله می‌باشند. در سال ۱۳۹۰ ناظری یک آلبوم موسیقی به نام امیرکبیر با آهنگ‌سازی پژمان طاهری منتشر کرد که بیشتر اشعار آن را شعرهای نو تشکیل می‌دادند. مدتی بعد پس از ۶ سال تاخیر کنسرت شهرام ناظری و لوریس چکناوریان منتشر شد. این اثر مربوط به اجرای ارکستر بزرگ کومیتاس ارمنستان به رهبری مایسترو لوریس چکناوریان در سال ۱۳۸۴ می‌باشد که بیشتر قطعات آن به زبان کردی (زبان مادری شهرام ناظری) می‌باشند. البته در این اثر ۴ قطعه فارسی نیز به نام‌های زین دوهزاران من و ما، شیدا شدم، آواز به همراه چنگ و آب حیات عشق اجرا شده‌است. بیشتر قطعات این آلبوم در سایر آثار ناظری به همراه سازهای ملی نیز اجرا شده‌اند و در این اثر در قالب موسیقی ارکستری با سازهای غربی آرایه شده‌اند. آلبوم درفش کاویانی، کاوه آهنگر به آهنگ‌سازی فرید الهامی و اجرای گروه فردوسی که به زودی منتشر خواهد شد مربوط به اجرای شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی می‌باشد و مانند بسیاری از آثار شهرام ناظری تنبور محور می‌باشد. از کنسرت‌های او در سال ۱۳۹۳ می‌توان به کنسرتش به همراه گروه فردوسی در کرمانشاه اشاره کرد که در آن قطعات کردی بسیاری را اجرا کرد اما پس از پایان کنسرت برخی از رسانه‌ها اجرای قطعات کردی به ویژه قطعه‌ای که به فارسی می‌شد من کرمانشاهی‌ام فارسی نمی‌دانم او را مخالف وحدت ملی نامیدند. ناظری در واکنش به این‌ها گفت: این انگ‌ها به من نمی‌چسبد، من فرزند کرد هستم که فارسی نمی‌دانم. اما به زبان کردی جان من به فدای تو که فارس هستی، اتفاقا این شعر مخالف قومیت هاست و می‌گوید جان من فدای تو که فارس هستی. سبک آوازخوانی حسین علیزاده و شهرام ناظری در کنسرتی در مادرید در سال ۲۰۱۱ ناظری خواننده‌ای است که در آثارش روحیه تکرار ناپذیری دارد و همواره تلاش نموده‌است که نگرش و تجربه‌ای جدید را در آواز و موسیقی بوجود آورد. وی تحریرهای ریتمیک و خاصی را از سال‌های پایانی دهه هفتاد خورشیدی در آثارش استفاده نمود، از جمله این آثار می‌توان به آلبوم‌های ساز نو آواز نو، سفر به دیگر سو، لولیان و مولویه (شور رومی) شاره کرد. حدود سی سال پیش دکتر داریوش صفوت بنیان‌گذار مرکز اشاعه و حفظ موسیقی سنتی، ارزش صدای ناظری را در ویژگی‌های حماسی آن تشخیص داد و چنین تشریح نمود که: خود شهرام ناظری در این باره می‌گوید: توجه خاص به مولانا نوشتار اصلی: شکل ویژه اشعار مولانا ناظری در اجرای شعرهای مولوی پیشرو تمامی خوانندگان بوده‌است. آلبوم مثنوی موسی و شبان و صدای سخن عشق رویکرد جدیدی به موسیقی و شعر عرفانی محسوب می‌شود که ناظری در سال‌های پایانی دهه پنجاه و سال‌های آغازین دهه شصت خورشیدی از خود بر جای گذاشت. همچنین در سال ۱۳۶۴ به مناسبت گرامی‌داشت هشتصدمین زادروز مولوی دو اثر گل صد برگ و یادگار دوست را منتشر کرد. اثر یادگار دوست به عنوان اولین سمفونی ایرانی و گل صدبرگ به عنوان یکی از پرفروش‌ترین آثار موسیقی ایران، هر دو انقلابی در موسیقی سنتی ایران به‌وجود آوردند. این یادواره بار دیگر دو دهه بعد برای بزرگداشت مولانا، تکرار شد. از دیگر آثار برجسته ایشان که بر روی شعرهای مولوی اجرا شده می‌توان به آلبوم مولویه که در خارج از ایران با نام شور رومی شناخته می‌شود نیز اشاره کرد این اثر نامزد دریافت جایزه گرمی ایالات متحده در سال ۲۰۰۷ میلادی برابر با ۱۳۸۶ خورشیدی نیز شده‌است. دیپاک چوپرا فیلسوف هندی-آمریکایی الاصل نیز در این آلبوم حضور دارد. این کار در سال بزرگداشت مولانا عرضه شد و به عنوان یکی از بهترین لوح‌های فشرده سال جهان معرفی شد. روزنامه بوستون گلوب و لس آنجلس تایمز چاپ آمریکا، در گزارشی با عنوان «شعر مولانا در حرکت»، به بررسی تلاش‌های شهرام و حافظ ناظری برای زنده نگه داشتن اشعار مولانا پرداخته‌است. شاهنامه‌خوانی یکی از ویژگی‌های بارز شهرام ناظری نسبت به خوانندگان هم‌عصرش توجه ویژه وی به اسطوره‌ها و تحقیق و جستجو در خصوص لحن‌های حماسی گمشده آواز ایرانی است. وی نخستین خواننده‌ای است که برای شاهنامه پژوهشی چندین‌ساله انجام داد و در آمریکا، فرانسه و تونس اجراهای صحنه‌ای شاهنامه‌خوانی داشت. ناظری شاهنامه را در سه بستر ارائه می‌دهد: اجرای شاهنامه و ارائه آن با موسیقی مقامی، برگرفته از فضای فکری و قومیتهای ایرانی. این نوع، در آکادمی کارتاژ تونس که یک شهر تاریخی با پیشینه ۴هزارساله است و همچنین در جشنواره سن فلوران فرانسه اجرا شده‌است. اجرای شاهنامه با ارکستر بزرگ کلامی بر مبنای موسیقی دستگاهی. در این بخش ناظری به همراه کیوان ساکت بر روی شاهنامه کار کرده‌است. برداشت سوم نیز اجرای شاهنامه با گروه اینترنشنال در نیویورک با همراهی حافظ ناظری است که نمونه آن در سال ۲۰۱۰ در سالن کارنگی هال نیویورک اجرا شده‌است. شهرام ناظری با تلاش‌ها و اجراهایی که تاکنون داشته‌است راه را برای شاهنامه‌خوانی خوانندگان جوان هموار نموده‌است. از آلبوم‌هایی که بر اساس اشعار شاهنامه اجرا شده‌اند می‌توان به آلبوم درفش کاویانی، کاوه آهنگر اشاره کرد. فعالیت اجتماعی شهرام ناظری همه درآمدش در سال ۱۳۹۲ را به آسیب‌دیدگان پیرانشهر، شین آباد، جذامی‌ها و بیماران بی‌بضاعت سرطانی اهدا کرد وی با این کار مبلغی بالغ بر چندصد میلیون تومان را برای امور خیریه قرار داد. اجراهای بین‌المللی ناظری در سراسر جهان در سالن‌ها و فستیوال‌های بزرگ برنامه و کنسرت‌هایی اجرا نموده‌است. جشنواره موسیقی اکس-آن-پروانس، جشنواره موسیقی آوینیون، تئاتر دلاویل پاریس، جشنواره سامر توکیو، سالن تئاتر دالبی لس آنجلس، رویال آلبرت هال، جشنواره دل پوپولو در ایتالیا، جشنواره بیت الدین لبنان، ارکستر فیلارمونیک کلن آلمان، مجمع انجمن آسیا، موسسه جهانی موسیقی بروکلین، آکادمی موسیقی بام نیویورک، جشنواره اروپا رم، جشنواره موسیقی سائو پائولو و جشنواره موسیقی فاس مراکش و اجرا در شهرهای ونیز، بارسلون، مادرید، ژنو، بروکسل، آمستردام، استکهلم، اسلو و کپنهاگ از جمله بزرگترین اجراهای جهانی ناظری به‌شمار می‌رود. افتخارات و جوایز جایزه «کونکورز» موسیقی فولکلور در سال ۱۹۷۵ دریافت جایزه «بهترین موسیقی عرفانی جهان» در جشنواره فاس مراکش در سال ۱۹۹۷ (وی پس از دریافت این جایزه، از سوی مطبوعات آمریکا لقب پاواروتی ایران را نیز دریافت کرد. ) دریافت جایزه ویژه شهر ارواین ایالت کالیفرنیا برای گسترش پیام معنوی مولانا و صلح از طریق زبان موسیقی در سال ۲۰۰۶ دریافت نشان «لژیون دونور» از سوی دولت فرانسه در سال ۲۰۰۷ دریافت نشان «شوالیه ادب و هنر» از سوی دولت فرانسه در سال ۲۰۰۷ این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه‌است و پاس‌داشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژه‌ای در جهت اعتلای فرهنگ و هنر دارند. دریافت عنوان هنرمند برتر آسیا از طرف مجمع آسیاسوسایتی ۲۰۰۷ در این مراسم بان کی‌مون دبیرکل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه‌ای از شهرام ناظری به عمل آورد. دریافت جایزه «اسطوره زنده» از دانشگاه یوسی‌ال‌ای دریافت نشان طلایی سماع بارگاه مولانا از دست اسین چلبی نواده مولانا در سال ۱۳۸۶ در شهر قونیه ترکیه و انتخاب به عنوان رئیس افتخاری مرکز مولانا پژوهی دانشگاه سلجوق در ایران. دریافت کلید طلایی شهر خوی و مقبره شمس در جشنواره بین‌المللی شمس تبریزی در آبان ۱۳۸۶ دریافت لوح سپاس از شهرداری شهر ایرواین کالیفرنیا به پاس قدردانی از تلاشهای شهرام ناظری در ترویج پیام معنوی صلح در قالب موسیقی و شعرهای مولوی نام‌گذاری روز ۲۵ ماه فوریه سال ۲۰۰۶ به نام «شهرام ناظری»، توسط رئیس شواری شهر و شهردار سن دیه گو در حوزه جغرافیایی سن‌دیه‌گوی ایالت کالیفرنیا. در مدت کوتاهی پس از این نامگذاری، کنگره آمریکا نیز با اهدای لوح سپاس از وی تقدیر نمود. دریافت تقدیرنامه از سوی دانشگاه هاروارد به دلیل نقش موثر ناظری در معرفی مولوی به دنیای غرب و نوآوری در موسیقی ایرانی و جذب مخاطبان غربی آثار آلبوم‌ها آلبوم‌ها نام آلبوم سال اجرا / انتشار آهنگ ساز نوازندگان / گروه خواننده ناشر توضیحات چاووش ۲ ۱۳۵۷ محمدرضا لطفی گروه شیدا محمدرضا شجریان، شهرام ناظری کانون چاووش اولین اثر با حضور شهرام ناظری، با محتوای مرتبط با انقلاب ۱۳۵۷ ایران، شامل دو سرود: شب نورد (برادر نوجوونه، با صدای شجریان) و آزادی (آن زمان که بنهادم، با صدای ناظری) چاووش ۳ ۱۳۵۷ محمدرضا لطفی، حسین علیزاده گروه شیدا محمدرضا شجریان، بیژن کامکار، شهرام ناظری کانون چاووش با محتوای مرتبط با انقلاب ۱۳۵۷ ایران، در این آلبوم از اشعار «ه. الف. سایه»، «جواد آذر»، «سیاوش کسرایی»، «ابوالقاسم لاهوتی»، «محمد فرخی یزدی»، «حمید حمزه» و «امیر برغشی» استفاده شده‌است. این مجموعه حماسی و انقلابی می‌باشد چاووش ۴ ۱۳۵۷ محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان گروه‌های شیدا و عارف هنگامه اخوان، شهرام ناظری کانون چاووش تاثیر گرفته از شرایط ایران در ایام انقلاب ۱۳۵۷ ایران، شامل تصنیف بسیار معروف ای پدر اثر محمدرضا لطفی به یاد آیت الله طالقانی چاووش ۷ ۱۳۵۸ محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، هوشنگ کامکار، حسین علیزاده گروه‌های شیدا و عارف محمدرضا شجریان، شهرام ناظری کانون چاووش به مناسبت سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ ایران، دربرگیرنده تصنیف‌های معروفی چون ایران ای سرای امید و رزم مشترک (همراه شو عزیز) با صدای محمدرضا شجریان و بخوان هموطن با صدای شهرام ناظری چاووش ۸ ۱۳۵۷–۵۹ محمدرضا لطفی گروه شیدا شهرام ناظری، سیما بینا موسسه فرهنگی و هنری چاووش دربرگیرنده تصنیف خاطره انگیز کاروان شهید مثنوی موسی و شبان ۱۳۵۸ جلال ذوالفنون شرکت سهامی الکترونیک دکلمه اشعار: محمد هومن، آواز ناظری به همراه سه تار نوازی ذوالفنون و نی نوازی فروهری صدای سخن عشق ۱۳۵۸ کیخسرو پورناظری اجرای اشعار فارسی و کردی برپایه همنوازی تنبور باد صبا می‌آید ۱۳۶۰ اشعار از مولانا، سعدی شیرازی، حافظ شیرازی و فخرالدین عراقی بشنو از نی اجرا در ۱۳۶۰ نواگر اجرا اوایل دهه۶۰، انتشار سال ۱۳۷۹، اشعار مولانا گل صدبرگ ۱۳۶۰ برپایه همنوازی سه تار، نوازندگان: جلال ذوالفنون، رضا قاسمی، محمدحسن مهدیان، کاوه دلیرآذر، امیرهوشنگ اردلان (سه‌تار)، بیژن کامکار (دف)، شامل معروف‌ترین اثر شهرام ناظری (تصنیف اندک اندک - شعر مولانا) لاله بهار ۱۳۶۰ پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۶۲ اجرا و در سال ۱۳۶۵ منتشر شد، اشعار از مولانا، ملک الشعرا بهار، شهریار و ه. الف. سایه نوروز ۱۳۶۲ وورلد نتورک منتشر شده در اروپا، اجرا در شهر کلن آلمان، در بهار ۱۹۹۰، اشعار فارسی و کردی کرمانشاهی، اشعار فارسی از حافظ شیرازی، سعدی شیرازی، ملک الشعرا بهار، رابعه قزادری، فردوسی و باباطاهر بنمای رخ ۱۳۶۳ محمدجلیل عندلیبی اشعار از مولانا و سعدی شیرازی یادگار دوست ۱۳۶۳ خوش نوا اجرای ارکستر سمفونیک، تک نوازان: مجتبی میرزاده، محمد کیانی‌نژاد و حمید متبسم، کلمه اشعار در این آلبوم بر عهده عبدالله آقازاده بوده‌است بهاران آبیدر ۱۳۶۴ هوشنگ کامکار ارکستر سمفونیک تهران اشعار محلی کردی، حافظ شیرازی و علی اکبر شیدا، اجرا توسط گروه کامکارها، اشعار محلی کردی با تنظیم عباس کمندی، اجرا توسط ارکستر سمفونیک تهران کیش مهر ۱۳۶۵ اشعار از علامه طباطبایی، شیخ بهایی، مولانا، سعدی شیرازی و حافظ شیرازی بی‌قرار ۱۳۶۶ محمدجلیل عندلیبی زمستان ۱۳۶۶ اجرای شعر زمستان، از معروف‌ترین اشعار مهدی اخوان ثالث در گلستانه ۱۳۶۶ اجرا در زمستان سال ۱۳۶۶ به مناسبت شصتمین سال تولد سهراب سپهری، با دکلمه احمدرضا احمدی و همکاری گروه کرمرکز سرود، اشعار از سهراب سپهری شورانگیز ۱۳۶۷ حسین علیزاده موسسه فرهنگی هنری ماهور اشعار حافظ شیرازی، مولانا و نظامی گنجوی، در آواز بیات ترک و دستگاه شور ساقی‌نامه ۱ ۱۳۶۷ نام‌های دیگر: سوته دلان و صوفی نامه ساقی‌نامه ۲ ۱۳۶۷ نام دیگر: نسیم صبحگاهی آتشی در نیستان ۱۳۶۷ بر پایه همنوازی سه تار و دربرگیرنده تصنیف بسیار معروف آتشی در نیستان حاصل آهنگ‌سازی شهرام ناظری بر روی شعری از مجذوب علیشاه دل شیدا ۱۳۶۷ فرامرز پایور اجرا در سال ۱۳۶۷، انتشار در زمستان ۱۳۷۱، در دستگاه اصفهان سخن تازه ۱۳۶۷ اشعاری از مولانا و حافظ شیرازی کنسرت اساتید موسیقی ایران ۱۳۶۸ فرامرز پایور اشعاری از «حکیم عمر خیام»، «سعدی شیرازی»، «مولانا»، «حافظ شیرازی»، «عارف قزوینی»، «شیخ بهایی» و ترانه‌های محلی، مقدمه تصنیف تمنای وصال از ابوالحسن صبا کنسرتی دیگر ۱۳۶۸ داریوش طلایی تاریخ اجرا سال ۱۳۶۸، تاریخ نشر ۱۳۷۱، اجرا در افشاری و ماهور، آواز به همراه سه تار نوازی داریوش طلایی و تنبک و دف نوازی بیژن کامکار لیلی و مجنون ۱۳۶۸ فرامرز پایور ضبط در سال ۱۳۶۸ و انتشار در سال ۱۳۸۱، شعر از: مولوی، حافظ، عارف قزوینی چشم به راه اردیبهشت ۱۳۷۰ عطا جنگوک اشعار از حافظ شیرازی، ابوسعید ابوالخیر، نیما یوشیج، محمدرضا شفیعی کدکنی، ه. الف. سایه مهتاب‌رو ۱۳۷۱ کیخسرو پورناظری آواز بیستون برپایه همنوازی تنبور و دربرگیرنده تصنیف معروف مطرب مهتاب رو حیرانی ۱۳۷۵ کیخسرو پورناظری هم آواز آهنگ بخشی از این آلبوم به زبان پارسی و بخش دیگر آن به زبان مادری شهرام ناظری یعنی کردی کرمانشاهی است، برپایه همنوازی تنبور، اشعار کردی، ابوسعید ابوالخیر و مولانا کنسرت کامکارها ۷۶ تمامنی اشعار اجرا شده کردی می‌باشند ساز نو آواز نو ۱۳۷۷ حمید متبسم اعضای گروه دستان در آن زمان: حسین بهروزی نیا، پژمان حدادی، حمید متبسم و اردشیر کامکار کنسرت ۷۷ شعر و آهنگ‌ها کردی و فارسی می‌باشند، اجرا در گرامی‌داشت یادروز حافظ در ۲۰ مهر ۱۳۷۷ با همکاری گروه کامکارها در شیراز، اشعار از مولانا و حافظ شیرازی، نسخه لوح فشرده این اثر شامل قطعات کردی نیز می‌شود سفر به دیگر سو سروش یادواره «شمس تبریزی»، ضبط اجرای زنده واشینگتن ۱۹۹۸، اشعار از مولانا، نوازندگان: حمید متبسم و کیهان کلهر (سه‌تار)، پژمان حدادی (دف و تنبک) و حسین بهروزی‌نیا (عود (بربط)) آواز اساطیر ۱۳۷۹ نام‌های دیگر: «شاهنامه کردی» و «نغمه‌های ساسانی»، نوازنده دف و دهل: حافظ ناظری و نوازنده تنبور: علیرضا فیض بشی پور شهرام ناظری و گروه دستان لونگ دیستانس اجرای اشعار مولانا و محلی کردی، این اثر در ایران منتشر نشده‌است، این اثر با نام مستی سلامت می‌کند نیز شناخته می‌شود، در این اجرا شهرام ناظری علاوه بر آواز خوانی، دف نوازی را نیز بر عهده داشته‌است غم زیبا ۱۳۸۲ اشعار از مولانا، سعدی شیرازی، حافظ شیرازی و حسن غزنوی، این اثر قرار بود با نام عاشق مشوید انتشار یابد، اجرا در بهار سال ۱۳۸۲ بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان تابستان ۱۳۸۲ پرویز مشکاتیان گروه عارف شهرام ناظری، علی رستمیان، حمیدرضا نوربخش و علیرضا افتخاری چهار باغ بانگ مجموعه ۳ آلبوم بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان شامل آهنگ‌های ساخته شده توسط مشکاتیان است که با خوانندگان مختلف اجرا کرده و در هر یک از این ۳ آلبوم از اجراهای چند خواننده استفاده کرده‌است. در این مجموعه آثاری از خوانندگانی چون استاد محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و ایرج بسطامی به چشم می‌خورد، در این آلبوم شهرام ناظری تنها تصنیف محبوب من وطن (شعر برزین آذرمهر) را خوانده‌است لولیان ۱۳۸۴ حمید متبسم در آواز دشتی، نوازندگان: سعید فرج‌پوری، حسین بهروزی‌نیا، پژمان حدادی، بهنام سامانی و حمید متبسم بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان ۲ زمستان ۱۳۸۵ پرویز مشکاتیان گروه عارف شهرام ناظری، محمدرضا شجریان، ایرج بسطامی، علی رستمیان و حمیدرضا نوربخش چهار باغ بانگ مجموعه ۳ آلبوم بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان شامل آهنگ‌های ساخته شده توسط مشکاتیان است که با خوانندگان مختلف اجرا کرده و در هر یک از این ۳ آلبوم از اجراهای چند خواننده استفاده کرده‌است. در این مجموعه آثاری از خوانندگانی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و ایرج بسطامی به چشم می‌خورد، در این آلبوم از اجراهای ناظری تصنیف‌های لاله بهار و مرا عاشق آمده‌اند که قبلا در آلبوم لاله بهار منتشر شده بودند مولویه (شور رومی) تنظیم‌کننده: حافظ ناظری، این اثر نامزد دریافت جایزه گرمی ایالات متحده در سال ۲۰۰۷ میلادی شده‌است، اشعار از مولانا به جز تصنیف شیدا شدم که شعر آن از شهرام ناظری (شعر تصنیف شیدا شدم به‌اشتباه به مولانا منسوب می‌شود اما این شعر (با شروع پیدا شدم) از ناظری است سفر عسرت ۱۳۸۸ این اثر در کشور فرانسه و با نام «The Book of Austerity» منتشر شده‌است، اشعار از مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، شفیعی کدکنی و ه. الف. سایه امیرکبیر ۱۳۹۰ آوای باربد اجرای زنده در شهر گرگان در سال ۱۳۸۹ و انتشار در سال ۱۳۹۰ و دربرگیرنده تصنیف گریه کن اثر عارف قزوینی، اشعار از مهدی اخوان ثالث، فریدون مشیری، عارف قزوینی و ه. الف. سایه کنسرت شهرام ناظری و لوریس چکناوریان آوای باربد اجرای ارکستر بزرگ کومیتاس ارمنستان به رهبری مایسترو لوریس چکناوریان در سال ۱۳۸۴ و انتشار در سال ۱۳۹۰، بیشتر آهنگ‌ها به زبان مادری شهرام ناظری، زبان کردی کرمانشاهی می‌باشند، اجراهای متفاوتی از قطعات فارسی آب حیات عشق (شعر مولانا)، زین دوهزاران من و ما (شعر مولانا) و شیدا شدم (شعر شهرام ناظری) بعد یازدهم ۱۳۹۲ بخش اول سمفونی رومی ساخته حافظ ناظری (پسر شهرام ناظری)، رتبه دوم پرفروش‌ترین آلبوم کلاسیک جهان در همان سال انتشار، رونمایی از سه تار تکامل یافته و ابداعی حافظ ناظری درفش کاویانی، کاوه آهنگر ۱۳۹۳ فرید الهامی اجرای شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، «درفش کاویانی، کاوه آهنگر» مانند بسیاری از کارهای ناظری با وجود سازهای مختلفی که در آن نواخته شده‌است، تنبور محور می‌باشد. رقصانه ۱۳۹۴ توسط موسسه سروش نشر یافته دیگرآثار منتشر ناگفته از سال ۱۳۹۲ شروع به ساخت سال ۱۳۹۳انتشار آلبوم در سال ۱۳۹۴ اضافه کردن قطعه حیرانی تکمیل یافت (توسط حافظ ناظری) گروه ناگفته حافظ ناظری و شهرام ناظری dobly - sony رومی سمفونیک بوده و قطعه‌های بعد بیشتر از ابیات مولانا شده تنها در اروپا بیعت با مولوی: شهرام ناظری و گروه دستان، قطعه‌های این آلبوم همان قطعه‌های آلبوم‌های ساز نو آواز نو و سفر به دیگر سو می‌باشد. منتشر نشده مرکب خوانی - به علت عدم دریافت مجوز ضبط نشده‌است کنسرت افشاری زاگرس - آهنگساز: ارسلان کامکار کنسرت شهرام ناظری و گروه عارف - آهنگ ساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان - آلبوم تصویری، اجرا در تالار وزارت کشور در سال ۱۳۸۳ - به علت عدم دریافت مجوز منتشر نشد دود دل کنسرت بزرگداشت نیما یوشیج - اجرا در استان مازندران دیداری سلیمانیه عراق - کردی گل صدبرگ - کنسرت آمریکا صدای سخن عشق کنسرت لندن آتش در نیستان شورانگیز گروه کامکارها - تابستان ۷۶ کنسرت ۷۷ دیگر آثار کنسرت افشاری ۶۲ قطعه‌هایی آوازی که به‌اشتباه به مناجات‌های ناظری معروف شده‌اند و برخی اوقات از رادیو پخش می‌شوند. این آثار بدون اجازه ناظری از رادیو پخش شده‌است و همگی بدون موسیقی‌اند. پیام‌ها، حضور در مراسم‌ها پیام تسلیت برای درگذشت محمدرضا لطفی پس از انتشار پیام درگذشت محمدرضا لطفی، از آهنگ سازان و استادان تارنوازی ایران، شهرام ناظری پیام تسلیت خود را منتشر کرد: «باز هم یکی دیگر از پرچمداران موسیقی سنتی ایران، جهان بی‌بنیاد را وداع گفت. فقدان موسیقیدان برجسته استاد محمدرضا لطفی ضایعه‌ای است جبران‌ناپذیر برای جامعه فرهنگی ایران. پرواز نابهنگام این استاد و همکار باارزش قدیمی را به خانواده محترم ایشان و جامعه هنردوست ایران تسلیت عرض می‌کنم». در مراسم خاکسپاری سیمین بهبهانی شهرام ناظری پس از درگذشت بانوی غزل ایران، سیمین بهبهانی در مراسم به خاک سپاری و یادبود او حضور پیدا کرد و در حین تسلیت گویی شعر دوباره می‌سازمت وطن را خواند. از دیگر هنرمندان حاضر در این مراسم می‌توان به محمدرضا شجریان و همایون شجریان اشاره کرد. بندانگشتی چند نگاره از کنسرت شهرام ناظری و حسین علیزاده که در ماه مه سال ۲۰۱۱ برگزار شد: موسیقی کردی موسیقی مقامی
[ "کرمانشاه", "ایران", "موسیقی اصیل ایرانی", "موسیقی کردی", "مقام (موسیقی ایرانی)", "عبدالله دوامی", "نورعلی برومند", "عبدالعلی وزیری", "محمود کریمی (موسیقی‌دان)", "حسین قوامی", "محمدرضا شجریان", "سه‌تار", "خواننده", "آواز", "آهنگ‌ساز", "گل صدبرگ", "آتشی در نیستان", "حافظ ناظری", "موسیقی‌دان", "موسیقی سنتی ایرانی", "مولوی", "حماسه", "ادبیات عرفانی", "شعر نو", "شاهنامه", "فردوسی", "مجذوب تبریزی", "محمدرضا لطفی", "کنسرت شهرام ناظری و لوریس چکناوریان", "شور رومی", "زبان کردی", "فرانسه", "لژیون دونور", "نیویورک تایمز", "کریستین ساینس مانیتور", "لوچانو پاواروتی", "برزه‌دماغ (کرمانشاه)", "گوشه (موسیقی)", "ردیف (موسیقی)", "درویش خان", "کلنل وزیری", "نت", "نورعلی خان برومند", "تهران", "احمد عبادی", "جلال ذوالفنون", "تبریز", "نوازنده", "غلامحسین بیگجه‌خانی", "محمود فرنام قیطانچیان", "اقبال آذر", "گروه شیدا", "مثنوی مولوی", "شیخ بهایی", "گروه عارف", "حسین علیزاده", "پرویز مشکاتیان", "باربد", "اصغر بهاری", "حسن ناهید", "چاووش (آلبوم)", "چاووش ۲", "چاووش ۳", "چاووش ۴", "چاووش ۷", "چاووش ۸", "کانون فرهنگی و هنری چاووش", "هوشنگ ابتهاج", "شب‌نورد", "مثنوی موسی و شبان", "بنمای رخ", "محمدجلیل عندلیبی", "صدای سخن عشق", "لاله بهار", "زمستان (آلبوم)", "بشنو از نی", "نجوا", "شورانگیز", "آتش در نیستان", "یادگار دوست", "ساقی‌نامه ۱", "ساقی‌نامه ۲", "کامبیز روشن‌روان", "بی‌قرار", "کنسرت اساتید موسیقی ایران", "گروه اساتید موسیقی ایران", "فرامرز پایور", "نوروز (آلبوم)", "مهتاب رو", "کیخسرو پورناظری", "دل شیدا", "کامکارها", "کنسرت کامکارها ۷۶", "کنسرت ۷۷", "ساز نو آواز نو", "سفر به دیگر سو", "شاهنامه فردوسی", "آواز اساطیر", "لیلی و مجنون (آلبوم)", "لولیان", "مولویه (آلبوم)", "سفر عسرت", "امیرکبیر (آلبوم)", "فرید الهامی", "داریوش صفوت", "مردمان کرد", "مثنوی موسی و شبان (آلبوم)#شکل ویژهٔ اشعار مولانا", "دیپاک چوپرا", "آمریکا", "تونس", "موسیقی مقامی", "جذام", "خبرگزاری تابناک", "سالن تئاتر دالبی", "مراکش", "بان کی‌مون", "سازمان ملل متحد", "دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس", "اسین چلبی", "قونیه", "ترکیه", "دانشگاه سلجوق", "خوی", "شمس تبریزی", "ایرواین", "کالیفرنیا", "سن دیه گو", "هاروارد", "کانون چاووش", "بیژن کامکار", "جواد آذر", "سیاوش کسرایی", "ابوالقاسم لاهوتی", "محمد فرخی یزدی", "حمید حمزه", "امیر برغشی", "هنگامه اخوان", "آیت الله طالقانی", "هوشنگ کامکار", "سپیده (تصنیف)", "همراه شو عزیز", "سیما بینا", "سه تار", "نی (ساز)", "گروه تنبور شمس", "تنبور", "باد صبا می‌آید", "مولانا", "سعدی شیرازی", "حافظ شیرازی", "فخرالدین عراقی", "فریدون شهبازیان", "رضا قاسمی", "دف", "ملک الشعرا بهار", "شهریار", "حسن کسایی", "رابعه قزادری", "باباطاهر", "کامبیز روشن روان", "مجتبی میرزاده", "حمید متبسم", "بهاران آبیدر", "علی اکبر شیدا", "عباس کمندی", "کیش مهر", "بی‌قرار (آلبوم)", "محمدرضا درویشی", "زمستان (شعر)", "مهدی اخوان ثالث", "در گلستانه", "سهراب سپهری", "شورانگیز (آلبوم)", "نظامی گنجوی", "مجذوب علیشاه", "سخن تازه", "کنسرتی دیگر", "داریوش طلایی", "چشم به راه (آلبوم)", "عطا جنگوک", "ابوسعید ابوالخیر", "نیما یوشیج", "محمدرضا شفیعی کدکنی", "مهتاب‌رو", "حیرانی", "گروه کامکارها", "گروه دستان", "حسین بهروزی نیا", "پژمان حدادی", "اردشیر کامکار", "کیهان کلهر", "تنبک", "حسین بهروزی‌نیا", "بربط", "علیرضا فیض بشی پور", "دهل", "شهرام ناظری و گروه دستان", "غم زیبا", "مسعود شناسا", "حسن غزنوی", "بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان", "علی رستمیان", "حمیدرضا نوربخش", "علیرضا افتخاری", "ایرج بسطامی", "سعید فرج‌پوری", "بهنام سامانی", "بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان ۲", "احمد شاملو", "شفیعی کدکنی", "فریدون مشیری", "عارف قزوینی", "لوریس جکناواریان", "بعد یازدهم (آلبوم)", "رقصانه (آلبوم)", "حسین پرنیا", "دیگرآثار", "زاگرس", "سلیمانیه", "عراق", "کردی", "لندن", "سیمین بهبهانی", "همایون شجریان" ]
[ "آموزگاران موسیقی", "اعضای گروه عارف", "افراد زنده", "اهالی کرمانشاه", "برندگان جایزه گرمی", "بشردوستان اهل ایران", "خوانندگان اهل کرمانشاه", "خوانندگان مرد اهل ایران", "خوانندگان مرد کرد", "خوانندگان موسیقی سنتی ایرانی اهل ایران", "دارندگان لژیون دونور", "زادگان ۱۳۲۸", "زادگان ۱۹۵۰ (میلادی)", "کردهای اهل ایران", "موسیقی کردی", "موسیقی‌دانان اهل ایران", "موسیقی‌دانان اهل کرمانشاه", "موسیقی‌دانان کرد", "موسیقی‌دانان کلاسیک فارسی", "هنرمندان کرد", "خوانندگان کرد" ]
1,300
چیکو
6
30
0
[ "چيكو" ]
false
8
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "چیکو" }, { "Item1": "color", "Item2": "lightgreen" }, { "Item1": "image", "Item2": "Sapodilla tree.jpg" }, { "Item1": "image_width", "Item2": "240px" }, { "Item1": "image_caption", "Item2": "درخت چیکو" }, { "Item1": "regnum", "Item2": "[[گیاهان]]" }, { "Item1": "divisio", "Item2": "[[گیاهان گلدار]]" }, { "Item1": "classis", "Item2": "[[دولپه‌ای‌ها]]" }, { "Item1": "ordo", "Item2": "[[خلنگ‌سانان]]" }, { "Item1": "familia", "Item2": "[[چیکوئیان]]" }, { "Item1": "genus", "Item2": "''[[چیکوها]]''" }, { "Item1": "species", "Item2": "'''''M. zapota'''''" }, { "Item1": "binomial", "Item2": "''Manilkara zapota''" }, { "Item1": "binomial_authority", "Item2": "([[L.]]) P. Royen" } ], "Title": "Taxobox" }
چیکو نام یکی از میوه‌های گرمسیری با پوستی قهوه‌ای و مزه‌ای شیرین است. مزه آن نوعی شیرینی خاص است اما اگر میوه آن نرسیده باشد همچون خرمالو بسیار گس می‌باشد.. درخت چیکو، ساپودیلا نام دارد و صمغ آن درخت که بیشتر برای درست کردن سقز (آدامس) بکار می‌رفت چیکل نام دارد. چیکو بومی منطقه یوکاتان است. همچنین درخت چیکو در استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان کشت شده و شرایط آب و هوایی ومحیطی لازم برای رشد را دارد. پرونده:Sapodilla Hasya01 F-SPark Asit.jpg پرونده:Chikoo.JPG پرونده:Sapodilla Hasya02 F-SPark Asit.jpg پرونده:Sapodilla Hasya03 F-SPark Asit.jpg پرونده:Sapodilla Hasya04 F-SPark Asit.jpg ارزش غذایی
[ "گیاهان", "گیاهان گلدار", "دولپه‌ای‌ها", "خلنگ‌سانان", "چیکوئیان", "چیکوها", "کارل لینه", "میوه", "ساپودیلا", "چیکل", "یوکاتان", "هرمزگان" ]
[ "خیز نی", "درختان در بلیز", "درختان در جامائیکا", "درختان در گواتمالا", "درختان در مکزیک", "درختان در نیکاراگوئه", "درختان هائیتی", "گیاگان پورتوریکو", "گیاهان توصیف‌شده در ۱۷۵۳ (میلادی)", "گیاهان زراعی نشأت گرفته از قاره آمریکا", "محصولات کشاورزی نشأت گرفته از مکزیک", "میوه‌ها", "میوه‌های گرمسیری" ]
1,301
یوکاتان
2
68
0
[ "يوكاتان" ]
false
32
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "یوکاتان" }, { "Item1": "official_name", "Item2": "یوکاتان" }, { "Item1": "native_name_lang", "Item2": "Flag_of_the_Republic_of_Yucatan.svg" }, { "Item1": "settlement_type", "Item2": "[[State]]" }, { "Item1": "image_flag", "Item2": "Flag of Yucatan.svg" }, { "Item1": "image_seal", "Item2": "Coat of arms of Yucatan.svg" }, { "Item1": "nickname", "Item2": "'''La Hermana República de Yucatán'''<small>(''The sister republic of Yucatán'')</small>" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Yucatan in Mexico (location map scheme).svg" }, { "Item1": "map_caption", "Item2": "موقعیت یوکاتان در نقشه" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_name", "Item2": "[[مکزیک]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "[[پایتخت]]" }, { "Item1": "subdivision_name1", "Item2": "[[مریدا، یوکاتان]]" }, { "Item1": "subdivision_type2", "Item2": "Largest city" }, { "Item1": "subdivision_name2", "Item2": "[[مریدا، یوکاتان]]" }, { "Item1": "subdivision_type3", "Item2": "[[Municipalities]]" }, { "Item1": "subdivision_name3", "Item2": "[[106]]" }, { "Item1": "established_title", "Item2": "[[کشور مستقل]]" }, { "Item1": "established_date", "Item2": "۲۳ دسامبر ۱۸۲۳" }, { "Item1": "established_title2", "Item2": "[[Order]]" }, { "Item1": "established_date2", "Item2": "[[ایالت‌های مکزیک]]" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "[[Governor]]" }, { "Item1": "leader_name", "Item2": "[[Rolando Zapata]] PRI" }, { "Item1": "leader_title1", "Item2": "[[Senators]]" }, { "Item1": "leader_name1", "Item2": "[[Daniel Avila Ruiz]] 23px[[Adriana Diaz]] 23px[[Angelica Araujo]] 23px" }, { "Item1": "leader_title2", "Item2": "[[Deputies]]" }, { "Item1": "unit_pref", "Item2": "Metric" }, { "Item1": "area_total_km2", "Item2": "39524" }, { "Item1": "area_note", "Item2": "[[Ranked 20th]]" }, { "Item1": "elevation_max_m", "Item2": "210" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "2,097,175" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "2015" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "population_density_rank", "Item2": "[[17th]]" }, { "Item1": "population_demonym", "Item2": "Yucateco (a)" }, { "Item1": "population_rank", "Item2": "[[21st]]" }, { "Item1": "timezone1", "Item2": "[[منطقه زمانی مرکزی]]" }, { "Item1": "utc_offset1", "Item2": "−6" }, { "Item1": "timezone1_DST", "Item2": "[[منطقه زمانی مرکزی]]" }, { "Item1": "utc_offset1_DST", "Item2": "−5" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "[[Postal code]]" }, { "Item1": "postal_code", "Item2": "97" }, { "Item1": "area_code_type", "Item2": "[[پیش‌شماره تلفن]]" }, { "Item1": "iso_code", "Item2": "MX-YUC" }, { "Item1": "blank_name_sec1", "Item2": "[[شاخص توسعه انسانی]]" }, { "Item1": "blank_name_sec2", "Item2": "GDP" }, { "Item1": "blank_info_sec2", "Item2": "US$ 9,191,180.625 [[۱۰۰۰ (عدد)]]" }, { "Item1": "footnotes", "Item2": "a. Joined the federation under the name of ''Federated Republic of Yucatán'', included the modern states of Yucatán, [[کامپچه]] و [[کینتانا رو]].\nb. The state's GDP was 117,647,112 thousand of [[پزو مکزیک]] in 2008, amount corresponding to 9,191,180.625 thousand of [[dollars]], being a dollar worth 12.80 pesos (value of June 3, 2010)." } ], "Title": "settlement" }
یوکاتان نام سی‌ویکمین ایالت کشور مکزیک است و در شبه‌جزیره یوکاتان قرار دارد. فرهنگ حاکم بر منطقه پیش از کشف قاره آمریکا از سوی سفیدپوستان فرهنگ قوم سرخ‌پوست مایا بود. امروزه هم مردم مایاتبار بخش بزرگی از جمعیت منطقه را تشکیل می‌دهند. دانشمندان بر این باورند که شهابسنگ سترگی که باعث برافتادن نسل دایناسورها از روی زمین شد در همین ناحیه یوکاتان به سطح زمین برخورد کرده است.
[ "States of Mexico", "فهرست کشورهای مستقل", "مکزیک", "پایتخت", "مریدا، یوکاتان", "Municipalities of Mexico", "Municipalities of Yucatán", "کشور مستقل", "Territorial evolution of Mexico", "ایالت‌های مکزیک", "List of Mexican state governors", "Rolando Zapata Bello", "Senate of Mexico", "Daniel Avila Ruiz", "Rosa Adriana Diaz Lizama", "Angelica Araujo Lara", "Chamber of Deputies of Mexico", "Maria del Carmen Ordaz Martinez", "Guadalupe del Socorro Ortega Pacheco", "Mauricio Sahui Rivero", "William Sosa Altamira", "Marco Alonso Vela Reyes", "Sergio Augusto Chan Lugo", "Raul Paz Alonso", "Cinthya Noemí Valladares", "Beatriz Zavala Peniche", "Teresita de Jesús Borges", "Mario Alejandro Cuevas", "List of Mexican states by area", "List of Mexican states by population density", "List of Mexican states by population", "منطقه زمانی مرکزی", "Postal codes in Mexico", "پیش‌شماره تلفن", "شاخص توسعه انسانی", "List of Mexican states by HDI", "۱۰۰۰ (عدد)", "کامپچه", "کینتانا رو", "پزو مکزیک", "Dollar coin (United States)", "شبه‌جزیره یوکاتان", "مایا", "دایناسور" ]
[ "یوکاتان", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۸۲۳ (میلادی)", "ایالت‌های مکزیک", "بنیان‌گذاری‌های ۱۸۲۳ (میلادی) در مکزیک", "شبه‌جزیره یوکاتان", "مکزیک در ۱۵۴۰ (میلادی)" ]
1,302
امیر ارسلان نامدار
0
72
0
[ "امیر ارسلان", "اميرارسلان نامدار", "امیرارسلان نامدار", "امير ارسلان نامدار", "امير ارسلان" ]
false
38
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
امیرارسلان نامدار یکی از مشهورترین داستان‌های عامیانه به زبان فارسی است. در مورد نقال این داستان ابهام وجود دارد، احمد نقیب‌الممالک یا محمدعلی نقیب‌الممالک نقالی این داستان به هر دوی این افراد منسوب است. این داستان را نقیب‌الممالک، قصه گوی ناصرالدین‌شاه قاجار برای وی می‌گفت و در این هنگام فخرالدوله، دختر ناصرالدین شاه پشت در نیمه باز اتاق خواجه سرایان می‌نشست و ماجراها را بادقت مکتوب می‌کرد و برای آن‌ها نقاشی می‌کشید. داستان امیر ارسلان اینگونه برجا مانده‌است. دو داستان دیگر نقیب الممالک عبارت‌اند از «داستان‌های ملک جمشید» و «زرین ملک». در جای جای متن کتاب شعرهای متنوعی آمده که حس خوبی را به خواننده منتقل می‌کند. از روی کتاب فیلمی هم در دهه ۱۳۳۰ ساخته شد که بسیار پرفروش بود و یک سال بر پرده سینماها بود. امیرارسلان نامدار در دیگر زبان‌ها در سال ۱۹۸۶ یوشیکی تاناکا داستان‌نویس مشهور ژاپنی امیرارسلان نامدار را به ژاپنی بازنویسی کرد. این کتاب Arslan Senki アルスラーン戦記 به معنی افسانه قهرمانی ارسلان یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های داستانی ژاپن شدو بعدها سریال آنیمه‌ای ازروی آن ساختند. چهره‌های داستان امیرارسلان نام اشخاص داستان امیرارسلان بدین شرح است: ارسلان آصف وزیر الماس خان ایلچی فرنگ الماس خان داروغه الهاک دیو الیاس فرنگی امیر هوشنگ امیرارسلان نامدار پاپ اعظم پاپاس شاه فرنگی پطرس شاه پیر زاهد خدیو مصر خواجه طاووس و کاووس خواجه فیروز تاجر خواجه نعمان خواجه یاقوت دیو قلعه سنگباران ریحانه جادو سام خان فرنگی سلیمان پیغمبر سهیل وزیر شمس وزیر شیر گویا فرخ‌لقا فرهاد غلام فولادزره قمر وزیر کاردان وزیر گوهرتاج مادر فولادزره ماه منیر مرآت جنی مرجانه بانو ملک اقبال شاه ملک التجار ملک ثعبان ملک جان شاه ملک خازن ملک شاپور ملک شاهرخ شاه ملک فیروز ملک لعل شاه ملک شاه رومی منظر بانو همسر ملکشاه خلاصه داستان ملک شاه رومی در جنگ با سلاطین متجاوز کشته می‌شود. همسر باردارش می‌گریزد و با خواجه نعمان تاجر مصری آشنا می‌شود و ازدواج می‌کند. چندی بعد فرزندی را که از ملک شاه در شکم دارد به دنیا می‌آورد و نامش را امیرارسلان می‌گذارند. امیرارسلان پسر بسیار زیبا و شجاعی است که همه دوستش دارند. سال‌ها بعد وقتی امیرارسلان پی می‌برد که پدرش ملک شاه بوده، به روم لشکر می‌کشد تا تاج و تخت پدر را بازپس گیرد و در همین لشکرکشی عکس فرخ‌لقا دختر پطرس خان فرنگی را می‌بیند و یک دل نه صد دل عاشق او می‌گردد و به جستجویش رهسپار فرنگ می‌شود. شاه فرنگ دو وزیر ماهر در رمل و اسطرلاب به نام شمس وزیر و قمر وزیر دارد که شمس با امیر ارسلان موافق و قمر مخالف است. بر اثر شرارت‌های قمر وزیر، فرخ‌لقا به دست دیوان و عفریت‌ها گرفتار می‌شود و امیرارسلان راهی نجات او از سرزمین جادو می‌گردد و… شرح جنگ‌های امیرارسلان با فولادزره و ریحانه جادو و… را داریم. ریحانه و مرجانه و سهیل از شخصیت‌های منفی کتاب هستند.
[ "داستان عامیانه", "فارسی", "نقالی ایرانی", "احمد نقیب‌الممالک", "محمدعلی نقیب‌الممالک", "نقیب‌الممالک", "ناصرالدین‌شاه قاجار", "فخرالدوله", "پوران فرخزاد", "تهران", "ملک جمشید", "زرین ملک", "یوشیکی تاناکا", "ژاپن", "افسانه قهرمانی ارسلان", "فولادزره", "گوهرتاج", "مادر فولادزره" ]
[ "ادبیات فارسی", "اساطیر ایرانی", "افراد دارای شمشیر معروف", "فولکلور ایران", "نقالی", "ناصرالدین‌شاه", "داستان‌های ایرانی", "دربار", "قاجاریان" ]
1,303
موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های جهان
0
27
0
[ "موجودات افسانه ای در فرهنگ های جهان", "موجودات افسانه اي در فرهنگ هاي جهان" ]
false
3
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
در فرهنگ‌های گوناگون و در میان ملل گوناگون جهان به نام موجودات افسانه‌ای و تخیلی زیادی برمی‌خوریم. نام این موجودات در زیر می‌آید: اسب بالدار ابوالهول پری دریایی تکشاخ خون‌آشام گرگینه آرگوس پاگنده انکانتادو پیچال‌پری گارودا زیلانت اوگر والکیری الف ترول ناگا کاپره کلپی کراکن کوبولد کوریگان مانتیکور هیدرا هیولای لاخ نس یتی زومبی موجودات تخیلی در یونان باستان آخرون، ، رودی در جهان زیر زمین. پگاسوس، اسب بالدار جاودانی؛ یار با وفای بلروفون. آرگوس کایمرا سایکلوپ اکیدنا هکاتونکایر غول گورگون مدوزا تایفوئیوس سربروس سیرن پگاسوس کریسائور قنطورس جانوران افسانه‌ای دریای پارس ماهی آدمخوار پریان دریایی عروسان دریایی انشرتو مادر دریا بابای دریا گاوماهی خرچنگ عجیب جزیره متحرک جن زیر آبی ام منداس بوسلامه منتیل پو اکوان دیو هیولای قنات برگرفته از نوشتار افسانه‌های دریای پارس مرجع http://www.chn.ir/news/?section=1-id=32357 فهرست شخصیت‌ها، مکان‌ها و رویدادهای افسانه‌ای ایران فهرست شخصیت‌ها، مکان‌ها و رویدادهای افسانه‌ای یونان باستان موجودات افسانه‌ای
[ "موجودات افسانه‌ای", "اسب بالدار", "ابوالهول", "پری دریایی", "تکشاخ", "خون‌آشام", "گرگینه", "آرگوس", "پاگنده", "انکانتادو", "پیچال‌پری", "گارودا", "زیلانت", "اوگر", "والکیری", "اِلف", "ترول", "ناگا", "کاپره", "کلپی", "کراکن", "کوبولد", "کوریگان", "مانتیکور", "هیدرا", "هیولای لاخ نس", "یتی", "زومبی", "آخرون", "پگاسوس", "کایمرا", "سایکلوپ", "اکیدنا", "هکاتونکایر", "غول", "گورگون", "مدوزا", "تایفوئیوس", "سربروس", "سیرن", "کریسائور", "قنطورس", "ماهی آدمخوار", "پریان دریایی", "عروسان دریایی", "انشرتو", "مادر دریا", "بابای دریا", "گاوماهی", "خرچنگ عجیب", "جزیره متحرک", "جن زیر آبی", "ام منداس", "بوسلامه", "منتیل پو", "اکوان دیو", "هیولای قنات", "فهرست شخصیت‌ها، مکان‌ها و رویدادهای افسانه‌ای ایران", "فهرست شخصیت‌ها، مکان‌ها و رویدادهای افسانه‌ای یونان باستان" ]
[ "فهرست‌ها" ]
1,304
خون‌آشام
0
161
0
[ "خون آشام", "خون‌آشامان", "خوناشام", "خون‌اشام", "خون اشام", "خون آشامان", "خون‌اشامان", "خون اشامان" ]
false
92
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
یک نقاشی هنری از یک خون‌آشام. خون‌آشام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا، موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون مردم می‌مکد. در این داستان‌ها، خون‌آشام‌ها دندان‌های نیش بلندی دارند که با آن‌ها از گردن زندگان خون می‌مکند و معمولا دارای قدرت‌های فوق بشری از جمله زندگی جاوید و تبدیل کسی که گاز می‌گیرد به خون‌آشام هستند. آن‌ها در آینه دیده نمی‌شوند؛ و دارای پوستی رنگ پریده هستند. بعضی می‌گویند که خون‌آشام‌ها می‌توانند با جنیان هم صحبت باشند. در داستان‌های زیادی خون‌آشام‌ها مردم را به بردگی می‌کشند و خود آن‌ها را نیز به خون‌آشام تبدیل می‌کنند. رسم بر این است که برای دور کردن خون‌آشام‌ها طلسمهای ویژه‌ای استفاده شود. برای کشتن او باید سرش را از تن جدا کرد و میخی بلند از جنس چوب را به قلب او فروکرد. همچنین در گذشته مردم برای دور کردن خون‌آشام‌ها از سیر استفاده می‌کردند و اعتقاد داشتند که خون‌آشام‌ها از سیر بدشان می‌آید. قصه خون‌آشام‌ها به شکل امروزی در قرن شانزدهم و از بالکان پا گرفت. در قرن هفدهم مسافرانی که از بخش مرکزی اروپا می‌آمدند افسانه‌های هولناکی از موجودات خون‌آشام و خبیث نقل می‌کردند. وحشت خون‌آشام‌ها در مجارستان قرن هجدهم آنچنان گسترش یافت که هیئتی از طرف دولت مجارستان مسئول بررسی موضوع شد. بسیاری از نویسندگان قرن نوزدهم مانند گوته، بایرون و بودلر قطعاتی درباره خون‌آشام‌ها به رشته تحریر درآوردند. نمایش‌هایی در این زمینه نوشته و اجرا شد. در آلمان اپرایی نیز بر صحنه آمد. خون‌آشام‌ها از باورهای فولکوریک اروپا به ادبیات کلاسیک و نوین جهان وارد شده‌اند و امروزه کتاب‌ها و فیلم‌های فراوانی با داستان‌های متفاوت در مورد آن‌ها ساخته می‌شود. مشهورترین شخصیت خون‌آشام در عرصه ادبیات، دراکولا نام دارد که زاده ذهن برام استوکر، نویسنده بریتانیایی، است. در ۱۸۹۷ برام استوکر دراکولا را نوشت. استوکر کنت قصه گوتیکی دراکولا را بر مبنای شخصیت پرنس منفور رومانی که در قرن پانزدهم می‌زیست و اعمال خلاف اخلاق و دیگر آزارهای ترسناک او معروف بود، نوشت. او خون دشمنان خود را می‌نوشید و آن‌ها را به قتل می‌رساند. لقب او دراکولا به زبان رومانیایی معنای فرزند شیطان را می‌دهد. در افسانه‌ها آمده‌است که خون‌آشام‌ها دارای ۲ دندان نیش بلند هستند که در گردن قربانی فرومی‌کنند و آن‌ها را می‌کشند. افسانه‌ها قدرت‌هایی فوق طبیعی به این موجودات نسبت می‌دهند. آن‌ها می‌توانند از گوری به عمق ۲ متر از میان خاک و سنگ بیرون بیایند. می‌توانند خود را به شکل گرگ و خفاش درآورند یا به آسانی تبدیل به مه شوند و از سوراخ کلیدها رخنه درها به درون اتاق‌ها بخزند. آن‌ها تسلطی اسرار آمیز بر حیوانات دارند. افسانه‌ها از گرگ‌ها، خفاش‌ها، جغدها و موش‌هایی سخن می‌گویند که زیر نفوذ شیطان به اعمال شیطانی می‌پردازند. آن‌ها قدرت هیپنوتیزم دارند که به آن‌ها امکان می‌دهد قربانیان خود را از مقاومت بازدارند و خاطره‌های ترسناک را از ذهن بزدایند. صبح روز بعد از حمله خون‌آشام‌ها قربانی تنها خستگی غیرعادی احساس می‌کند که به گمان او نتیجه کابوسی است که شب قبل دیده‌است. خون‌آشام زیر نور خورشید یا نابود شده یا ضعیف می‌شوند. خون‌آشام البته همیشه موجودی خارج از اجتماع و در لب مرز نیست، بلکه می‌تواند نقش پادشاهی را داشته باشد. ولتر از کلمه خون‌آشام، به عنوان صفتی برای خون‌آشامهای واقعی جامعه استفاده کرد- بدون دلیل نیست که خون‌آشام‌های ادبیات، معمولا از خانواده‌های سلطنتی هستند. یک عنصر جدانشدنی از خون‌آشام، خون است. خون‌آشام خون قربانیان خود را می‌مکد و با این روش تولید مثل می‌کند، نوعی پارادوکس تولد برای مرگ، که برای نمایش دادنش از نقش سنتی و سمبلیک خون به عنوان نیروی زندگی استفاده می‌شود. اما این مکیدن خون جنبه دیگری نیز دارد: خون‌آشام با این عمل نه تنها دستور انجیل را زیر پا می‌گذارد (طبق کتاب مقدس قدیم، نوشیدن خون حرام است)، بلکه از سنن انجیلی برای خود استفاده می‌کند و به عنوان مثال با نوشیدن خون، تبدیل به یک «نامیرا» می‌شود و عمر جاودان پیدا می‌کند، چیزی که در انجیل برای مسیح در نظر گرفته شده‌است؛ بیدار شدن دوباره گوشت و زندگی جاودان. به این ترتیب، خون‌آشام به عنوان موجودی زاده شده در جهنم نمایش داده می‌شود و به این خاطر مخالفان او با حربه‌های خدایی به جنگ او می‌روند، مانند صلیب یا آب مقدس. به خصوص در رمان استوکر، دراکولا یک یاغی در برابر خدا است. نمونه‌های فرهنگی خون‌آشام. اثر ادوارد مونک. خون‌آشام‌ها در ادبیات ۱۷۴۸ - شعر خون‌آشام نوشته هنریش اوگوست اوزنفلدر ۱۷۷۳ - لنور نوشته گوتفرد اوگوست برگر ۱۷۹۷ - عروس کورینث نوشته گوته ۱۸۱۳ - جیائور اثر لرد بایرون ۱۸۱۹ - خون‌آشام نوشته جان پولیدوری ۱۸۹۷ - دراکولا نوشته برام استوکر ۱۹۷۶–۲۰۰۳ - تاریخچه خون‌آشام نوشته آن رایس قصه‌های سرزمین اشباح (ترجمه درست قصه‌های سرزمین خون آشامان) اثر دارن شان ۲۰۰۵–۲۰۰۸ - سری گرگ و میش یا شفق نوشته استفانی میر از سال ۱۹۹۲ - رمان خاطرات خون‌آشام نوشته ال. جی. اسمیت خون‌آشام‌ها در سینما هتل ترانسیلوانیا تنها عشاق زنده ماندند، ۲۰۱۳ به کارگردانی جیم جارموش دراکولای برام استوکر به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا دنیای مردگان سه‌گانه تیغه: تیغه، تیغه ۲، تیغه ۳ پسران گمشده نوسفراتو گرگ و میش سیرک عجایب ون هلسینگ مصاحبه با خون‌آشام بگذار وارد شوم سایه‌های تاریک سریال سپیده دم دراکولا ساخته رضا عطاران خون‌آشام‌ها در تلویزیون فردی با قیافه خون‌آشام خون حقیقی (True Blood) خاطرات خون‌آشام سوپرنچرال خون حقیقی اصیل‌ها دراکولا سریال دادستان خون‌آشام سریال دادستان خون‌آشام ۲ دمفیر خفاش خون‌آشام
[ "فولکلور", "اروپا", "خون", "طلسم", "بالکان", "مجارستان", "گوته", "بایرون", "بودلر", "دراکولا", "برام استوکر", "گوتیک", "رومانی", "زبان رومانیایی", "هیپنوتیزم", "انجیل", "ادوارد مونک", "هنریش اوگوست اوزنفلدر", "لنور", "گوتفرد اوگوست برگر", "عروس کورینث", "جیائور", "لرد بایرون", "جان پولیدوری", "دراکولا (کتاب)", "تاریخچه خون‌آشام", "آن رایس", "قصه‌های سرزمین اشباح", "دارن شان", "گرگ و میش (سری)", "استفانی میر", "خاطرات خون‌آشام", "ال. جی. اسمیت", "هتل ترانسیلوانیا", "تنها عاشقان زنده ماندند", "جیم جارموش", "دراکولای برام استوکر", "فرانسیس فورد کوپولا", "دنیای مردگان (فیلم ۲۰۰۳)", "تیغه", "تیغه ۲", "تیغه ۳", "پسران گمشده", "نوسفراتو", "گرگ و میش (سری فیلم)", "سیرک عجایب", "ون هلسینگ", "مصاحبه با خون‌آشام", "سوپرنچرال", "خون حقیقی", "اصیل‌ها", "سریال دراکولا", "سریال دادستان خون‌آشام", "سریال دادستان خون‌آشام ۲", "دمفیر", "خفاش خون‌آشام" ]
[ "خون‌آشام‌ها", "اسطوره انسان‌نما", "افسانه‌های فراطبیعی", "خون‌آشامی", "دگرپیکری", "فناناپذیری جسمانی", "موجودات افسانه‌ای اسلاو", "موجودات پندارین" ]
1,305
گرگینه
0
62
0
[ "گرگ‌ديسي", "گرگمرد", "گرگ‌وارگی", "گرگنما", "گرگ نما", "گرگينه", "گرگ‌دیسی", "گرگ ديسي", "گرگ دیسی", "گرگ وارگي", "گرگ وارگی", "گرگ آدم", "گرگ انسان", "گرگ ادم" ]
false
43
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
گرگینه یا گرگ دیس یا گرگ آدم موجودی افسانه‌ای و از خرافات مردم اروپا است. گرگینه انسانی است که شب‌هایی که ماه کامل 289x289پیکسل است (ماه شب چهارده) به صورت گرگ درمی‌آید. از گرگینه‌ها در داستان‌های هزار و یک شب یاد شده و در این داستان‌ها آن را قطرب نامیده‌اند. زکریای رازی، پزشک ایرانی سده چهارم هجری، گرگینگی را گونه‌ای بیماری روانی دانسته‌است. گرگینگی گرگینگی یا گرگ‌دیسی به توانایی انسان در تبدیل شدن به گرگ که در باورهای خرافی عوام یا افسانه‌های اروپایی میسر پنداشته می‌شود می‌گویند. یک گرگینه، گاهی اوقات یک انسان اسطوره‌ای یا فولکلوریک است که توانایی تغییر شکل به یک گرگ یا، به ویژه در فیلم مدرن، موجودی گرگ و میش یا به طور هدفمند یا پس از قرار گرفتن تحت نفرین یا آسیب (اغلب گاز یا خراش عمیق از گرگ دیگری یا خوردن آب از جای پنچه گرگ یا گرگینه) را دارد. گربینه (Werecat) خون‌آشام
[ "اروپا", "هزار و یک شب", "زکریای رازی", "گرگینگی", "انسان", "گرگ", "خرافات", "افسانه", "گربینه", "خون‌آشام" ]
[ "اسطوره انسان‌نما", "اسطوره ماه", "دگرپیکری", "گرگ در مذهب، ادبیات مردمی و طریقت‌ها", "گرگینه‌ها", "موجودات افسانه‌ای", "موجودات افسانه‌ای اسلاو" ]
1,306
روان‌شناسی صنعتی و سازمانی
0
51
0
[ "روان‌شناسي صنعتي", "روان شناسی صنعتی", "روان شناسي صنعتي", "روان‌شناسی سازمانی", "روان شناسي سازماني", "روان شناسی سازمانی", "روان شناسي صنعتي و سازماني", "روان شناسی صنعتی و سازمانی", "روان‌شناسی صنعتی" ]
false
21
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
روان‌شناسی صنعتی و سازمانی نوعا برای شرکت‌ها کار می‌کنند و مسائل مورد توجه آن‌ها، گزینش مناسب‌ترین افراد برای هر شغل یا طراحی ساختارهایی است که همکاری و کار گروهی را آسان می‌کند. یکی از شاخه‌های جدید علم و معرفت که مسئله نیروی انسانی ودیگر جنبه‌های مربوط دنیای کار را در کانون توجه خود دارد، روان‌شناسی صنعتی و سازمانی است. به این شاخه از روان‌شناسی گاه روان‌شناسی کار و روان‌شناسی شغلی هم گفته می‌شود. این رشته در ایالات متحده آمریکا تحت عنوان و در اروپا تحت عنوان شناخته می‌شود. موضوع این شاخه از دانش مطالعه علمی رابطه میان انسان و دنیای کار است. در واقع، کاربرد و بسط و گسترش اصول روانشناسی است به مسایلی که انسان در تجارت و صناعت با آنها دست به گریبان است. از آنجا که شاخه روانشناسی صنعتی و سازمانی یکی از شاخه‌های کاربردی و فعال رشته مهم روانشناسی است و همچنین کشور نیز در آستانه توسعه اقتصادی و صنعتی است لذا استفاده از خدمات مشاوره روانشناسی صنعتی و سازمانی یکی از ضروریات دنیای تولید و کار است و بدون این گونه خدمات تولید با کیفیت در دنیای پر رقابت فعلی با مشکل روبروست. خدمات مشاوره‌ای با حل و فصل مشکلات کارکنان در ابعاد مختلف می‌تواند تخصص، انرژی و توان کارکنان را در اختیار اهداف و ماموریت سازمان قرار دهد. آثار عملی خدمات مذکور در سازمان‌ها بسیار زیاد است که از آن جمله می‌توان: بهبود رضایت کارکنان، پیشگیری از فرسودگی منابع انسانی، کمک به توسعه منابع انسانی، معنادار کردن سازمان غیررسمی، فراهم کردن بستر لازم برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک برای روان سازمان، بالابردن انگیزه کارکنان، تقویت فرهنگ استفاده از خدمات مشاوره‌ای، جلوگیری از پیری زودرس سازمان و هماهنگی بین خانه و کارخانه را نام برد که همگی این آثار صرف نظر از صرفه جویی در سرمایه‌گذاری جدید برای نیروی انسانی موجب تحقق رسالت توجه به کرامت انسانی در سازمان‌ها می‌شود و بهره‌وری و سلامت و شادابی را در کارکنان و سازمان تا حدود زیادی تضمین می‌کند. روانشناسان صنعتی و سازمانی می‌توانند در زمینه‌هایی از قبیل: کارمندیابی، گزینش، کارگماری و طبقه‌بندی کارکنان، برنامه‌ریزی و آموزش نیروی انسانی، ارزشیابی شغل و عملکرد شغلی، کاهش سوانح و افزایش ایمنی، بهبود شرایط محیط کار، افزایش انگیزه و روحیه کار، افزایش دلبستگی، خشنودی شغلی و تعهد سازمانی، کاهش فشار روانی شغلی، بهبود ارتباطات، ایجاد تغییرات مناسب، مشاوره شغلی و حرفه‌ای، افزایش بهداشت روانی، روابط فرهنگی و هماهنگی میان انسان و ماشین نقش موثر و کارساز داشته باشند.
[ "روان‌شناسی", "ایالات متحده آمریکا", "اروپا", "توسعه اقتصادی", "سرمایه‌گذاری", "بهره‌وری", "طبقه‌بندی", "برنامه‌ریزی" ]
[ "روان‌شناسی_صنعتی_و_سازمانی", "روان‌شناسی کاربردی", "شاخه‌های روان‌شناسی", "علوم رفتاری", "علوم کاربردی", "مدیریت منابع انسانی" ]
1,307
جی. دی. سالینجر
1
149
0
[ "جرومی دیوید سلینگر", "سلینجر", "جی دی سالینجر", "جروم ديويد سلينجر", "جروم دیوید سلینجر", "جروم ديويد سالينجر", "سالینجر", "دیوید سلینجر", "دیوید سالینجر", "جی دی سلینجر", "جرومي ديويد سلينگر", "جي. دي. سالينجر", "جي دي سالينجر", "جي دي سلينجر", "ديويد سالينجر", "ديويد سلينجر", "سالينجر", "سلينجر", "جروم دیوید سالینجر", "داستان‌های کوتاه جی. دی. سالینجر" ]
false
60
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "جی. دی. سالینجر" }, { "Item1": "نام اصلی", "Item2": "جروم دیوید سالینجر" }, { "Item1": "زمینه فعالیت", "Item2": "نویسنده" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "[[آمریکایی]]" }, { "Item1": "محل تولد", "Item2": "[[منهتن]]، [[نیویورک سیتی]]" }, { "Item1": "والدین", "Item2": "مری جیلیچسول سالینجر" }, { "Item1": "محل مرگ", "Item2": "[[کورنیش، نیوهمپشر]]" }, { "Item1": "علت مرگ", "Item2": "کهولت سن" }, { "Item1": "پیشه", "Item2": "[[نویسنده]]" }, { "Item1": "سال‌های نویسندگی", "Item2": "(۱۹۶۵-۱۹۴۰)" }, { "Item1": "همسر", "Item2": "سیلویا ولترکلر داگلاسکالین اونیل" }, { "Item1": "فرزندان", "Item2": "مارگارت، مت (از همسر دوم)" }, { "Item1": "علت شهرت", "Item2": "''[[ناتور دشت]]''" }, { "Item1": "imdb_id", "Item2": "0758409" }, { "Item1": "گفتاورد", "Item2": "تفاوت میان یک انسان بی‌تجربه و انسانی مجرب در این است که اولی به هر بهانه خواهان مرگی شرافت‌مندانه است، درحالی‌که دومی به‌خاطر هر چیزی به فروتنی زندگی را دوست دارد." }, { "Item1": "امضا", "Item2": "Jd salinger signature.png" } ], "Title": "شاعر و نویسنده" }
جروم دیوید سالینجر یا جروم دیوید سلینجر (تلفظ آلمانی: یرومه داوید زالینگر) (زاده ۱ ژانویه ۱۹۱۹ - درگذشته ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰) نویسنده معاصر آمریکایی بود. رمانهای پرطرفدار وی، مانند ناتور دشت در نقد جامعه مدرن غرب و خصوصا آمریکا نوشته شده‌اند. سالینجر بیشتر با حروف ابتدایی نام خود «جی. دی. سالینجر» معروف است.در سال ۲۰۱۷ فیلمی به نام یاغی دشت درباره زندگی وی ساخته شد زندگی‌نامه اطلاعات اندکی درباره زندگی سالینجر منتشر شده‌است، و او، با توجه به شخصیت گوشه‌گیر خود، همواره تلاش می‌کرد دیگران را به حریم زندگی‌اش راه ندهد. او در سال ۱۹۱۹ در منهتن نیویورک از پدری یهودی و مادری مسیحی (که پس از ازدواج با پدرش به یهودیت گروید) به دنیا آمد. در هجده نوزده سالگی، چند ماهی را در اروپا گذرانده و در سال ۱۹۳۸، هم‌زمان با بازگشتش به آمریکا، در یکی از دانشگاه‌های نیویورک به تحصیل پرداخته، اما آن را نیمه‌تمام رها کرد. نخستین داستان سالینجر به نام جوانان در سال ۱۹۴۰ در مجله استوری به چاپ رسید. چند سال بعد (طی سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶)، داستان ناتور دشت (ناطور دشت) به شکل دنباله‌دار در آمریکا منتشر شد و سپس در سال ۱۹۵۱ روانه بازار کتاب این کشور و بریتانیا گردید. ناتور دشت، نخستین کتاب سالینجر، در مدت کمی شهرت و محبوبیت فراوانی برای او به همراه آورد و بنگاه انتشاراتی راندوم هاوس (Random House) در سال ۱۹۹۹ آن را به‌عنوان شصت‌وچهارمین رمان برتر سده بیستم معرفی کرد. این کتاب در مناطقی از آمریکا به‌عنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتاب‌های ممنوعه دهه ۱۹۹۰ منتشرشده از سوی «انجمن کتابخانه‌های آمریکا» قرار گرفت. فرانی و زویی، نه داستان (در ایران با عنوان دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم (یکی از داستان‌های آن) ترجمه و منتشر شده) ، جنگل واژگون، نغمه غمگین، هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه و یادداشت‌های شخصی یک سربازاز جمله آثار کم‌شمار سالینجر هستند. سالینجر دارای شخصیت‌پردازی نیرومند در داستان‌های خود است. او به‌طور ویژه‌ای خانواده گلس را، که معروف‌ترین شخصیت‌های داستان‌های او هستند، به عرصه کشاند و در داستان‌های متفاوت از افراد این خانواده پرده‌برداری کرد. خانواده‌ای که دارای هفت بچه هستند، نابغه‌هایی که در یک برنامه رادیویی به‌طور پیاپی حضور دارند و در دوره‌های مختلف جزو شرکت‌کنندگان برنامه «بچه باهوش» هستند. ولی در این خانواده بزرگترین برادر، مرشد دیگران است و او شخصیتی است با نام سیمور. سیمور ابتدا با اشاره کوچکی در یکی از داستان‌های کوتاه با نام یک روز خوش برای موز ماهی حضور می‌یابد و همان‌جا پس از گفتگو با دختری کوچک به اتاق خود می‌رود و خودکشی می‌کند. در فرانی و زویی نیز اشاره‌هایی به او می‌شود، ولی در کتاب ، سالینجر از زبان بادی، پسر دوم خانواده، شروع به گسترش و بیان سیمور می‌کند. این که شباهت‌های زیادی بین سیمور و خود سالینجر و بادی وجود دارد کمابیش در قهرمان‌های دیگر سالینجر با خود او مشخص است. به‌عنوان نمونه، شخصیت هولدن در ناطور دشت نیز از این قاعده مستثنی نیست. جنبه مهم زندگی سالینجر، مبهم‌بودن او برای منتقدان و هواداران اوست. به بیان بهتر، نوعی دور از دسترس بودن است. به همین دلیل، اطلاعات زیادی درمورد زندگی روزمره و عادی او موجود نیست. سالینجر در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰ و به مرگ طبیعی در محل زندگی خود در شهر کوچک کورنیش در نیوهمپشایر درگذشت. آثار رمان‌ها و داستان‌های بلند ناتور دشت، ترجمه محمد نجفی، انتشارات نیلا؛ ترجمه احمد کریمی حکاک، انتشارات ققنوس فرانی و زویی، ترجمه میلاد زکریا، نشر مرکز؛ ترجمه امید نیک‌فرجام، انتشارات نیلا ، ترجمه امید نیک‌فرجام، انتشارات ققنوس؛ همچنین با عنوان بالابلندتر از هر بلندبالایی، ترجمه شیرین تعاونی، انتشارات نیلوفر جنگل واژگون، ترجمه بابک تبرایی و سحر ساعی، انتشارات نیلا شانزدهم هپ‌ورث ۱۹۲۶، ترجمه رحیم قاسمیان، انتشارات نیلا مجموعه داستان‌ها دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم، ترجمه احمد گلشیری، انتشارات ققنوس هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه، ترجمه امید نیک‌فرجام و لیلا نصیری‌ها، انتشارات نیلا نغمه غمگین، ترجمه امیر امجد و بابک تبرایی، انتشارات نیلا یادداشت‌های شخصی یک سرباز، ترجمه علی شیعه‌علی، انتشارات سبزان دختری که می‌شناختم، ترجمه علی شیعه‌علی، انتشارات سبزان شانزدهم هپ ورث، ترجمه علی شیعه‌علی، انتشارات سبزان داستان‌های چاپ‌نشده در روزهای پایانی ماه نوامبر ۲۰۱۳، سه داستان از جی. دی. سالینجر به فضای اینترنت نشت کرد: اقیانوس پر از توپ‌های بولینگ، پائولا و تولد پیش از این در دو کتابخانه دانشگاهی آمریکایی، صرفا برای مطالعه، در دسترس بود. . برداشت‌ها داریوش مهرجویی، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی، فیلم پری را با برداشتی آزاد از رمان فرانی و زویی ساخته‌است. همچنین، در فیلم‌هامون، از زبان از شخصیت اصلی فیلم، اشاره‌ای به آن دارد. کتاب ناتور دشت به‌وفور در سریال Ghost in the Shell: Stand Alone Complex از شبح درون پوسته مورد بحث قرار گرفته‌است.
[ "ایالات متحده آمریکا", "منهتن", "نیویورک سیتی", "کورنیش، نیوهمپشر", "نویسنده", "ناتور دشت", "۱ ژانویه", "۱۹۱۹ (میلادی)", "۲۷ ژانویه", "۲۰۱۰ (میلادی)", "معاصر", "آمریکایی‌ها", "رمان", "مدرن", "آمریکا", "نیویورک", "یهودی", "مسیحی", "یهودیت", "اروپا", "استوری", "بریتانیا", "راندوم هاوس", "سده بیستم", "کتاب‌های ممنوعه", "فرانی و زویی", "نه داستان", "ایران", "دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم", "جنگل واژگون", "نغمه غمگین", "هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه", "یادداشت‌های شخصی یک سرباز", "مرشد", "کورنیش", "نیوهمپشایر", "محمد نجفی", "انتشارات نیلا", "احمد کریمی حکاک", "انتشارات ققنوس", "میلاد زکریا", "امید نیک‌فرجام", "شانزدهم هپ‌ورث ۱۹۲۶", "رحیم قاسمیان", "احمد گلشیری", "علی شیعه‌علی", "انتشارات سبزان", "دختری که می‌شناختم", "شانزدهم هپ ورث", "داریوش مهرجویی", "کارگردان فیلم", "فیلم‌نامه‌نویس", "پری (فیلم)", "هامون", "شبح درون پوسته" ]
[ "جی. دی. سالینجر", "آثار جروم دیوید سالینجر", "افراد آمریکایی آلمانی‌تبار", "افراد آمریکایی اسکاتلندی‌تبار", "افراد آمریکایی لیتوانیایی یهودی‌تبار", "افراد در عملیات اورلرد", "اهالی منهتن", "افراد آمریکایی ایرلندی‌تبار", "نویسندگان داستان کوتاه مرد اهل ایالات متحده آمریکا", "دانش‌آموختگان دانشگاه کلمبیا", "درگذشتگان ۲۰۱۰ (میلادی)", "رمان‌نویسان آمریکایی یهودی‌تبار", "رمان‌نویسان اهل ایالت نیویورک", "رمان‌نویسان سده ۲۰ (میلادی) بر پایه ملیت", "رمان‌نویسان سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا", "رمان‌نویسان مرد اهل ایالات متحده آمریکا", "زادگان ۱۹۱۹ (میلادی)", "ساینتولوژیست‌های اهل ایالات متحده آمریکا", "سربازان ارتش ایالات متحده", "سربازان ارتش ایالات متحده آمریکا", "گروندگان به مسیحیت از یهودیت", "مسیحیان اهل ایالات متحده آمریکا", "نویسندگان اهل ایالات متحده آمریکا", "نویسندگان اهل شهر نیویورک", "نویسندگان اهل نیوهمپشایر", "نویسندگان داستان کوتاه سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا", "نویسندگان سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا", "نویسندگان مرد سده ۲۰ (میلادی)", "نویسندگان آمریکایی یهودی‌تبار", "نظامیان ایالات متحده آمریکا در جنگ جهانی دوم", "هندوهای اهل ایالات متحده آمریکا", "افراد آمریکایی یهودی‌تبار" ]
1,308
گریگور نارکاتسی
1
83
0
[ "گرگوار ناركاتسي", "گرگوار نارکاتسی" ]
false
16
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "قدیس گریگور نارکاتسی" }, { "Item1": "image", "Item2": "Grigor Narekatsi 1.jpg" }, { "Item1": "imagesize", "Item2": "180px" }, { "Item1": "caption", "Item2": "گریگور نارکاتسی بر روی یک نسخه خطی به تاریخ ۱۱۷۳ به تصویر کشیده شده است." }, { "Item1": "titles", "Item2": "راهب، [[آموزگار کلیسا]]" }, { "Item1": "birth_date", "Item2": "۹۵۱" }, { "Item1": "birth_place", "Item2": "[[رشتونیک]]، [[واسپوراکان]]، [[ارمنستان]]" }, { "Item1": "death_date", "Item2": "۱۰۰۳ یا ۱۰۱۰" }, { "Item1": "death_place", "Item2": "[[کلیسای نارک]]، [[واسپوراکان]]، [[ارمنستان]]" }, { "Item1": "venerated_in", "Item2": "[[کلیسای حواری ارمنی]][[کلیسای کاتولیک]]" }, { "Item1": "beatified_by", "Item2": "[[Catholicos of All Armenians]]" }, { "Item1": "feast_day", "Item2": "۱۳ اکتبر (روز [[عید مترجمان مقدس]])۲۷ فوریه ([[کلیسای کاتولیک]])" } ], "Title": "saint" }
گریگور نارکاتسی ، از زادروز گریگور اطلاع دقیقی در دست نیست. سال تولد گریگور به روایتی بین سال‌های ۹۴۱ تا ۹۴۹ و به روایتی دیگر میان سال‌های ۹۵۰ تا ۹۵۱ بوده است. گریگور نارکاتسی بزرگ‌ترین و سرشناس‌ترین نماینده ادبیات عرفانی-مذهبی این دوران است که در کنار آثار مذهبی متعدد، اثر معروف «فغان نامه» یا به زبان عامیانه، «نارک» را آفرید. اثری که طی سده‌های متمادی کتاب مجبوب و مقدس ارمنیان بوده است. براساس یادداشت پایان کتاب فغان نامه، تاریخ نگارش آن بین سالهای ۱۰۰۰ تا ۱۰۰۳ میلادی می‌باشد. زندگی‌نامه گریگور تحصیلات خود را در صومعه، نارکاوانک واقع در آبادی رشتونی، به پایان رساند و در همان صومعه نیز در کسوت روحانیت روزگار گذراند. گریگور نارکاتسی، فرزند جاثلیق خسرو آندزواتسی است که پس از فوت زود هنگام همسرش به جرگه روحانیون تارک دنیا در آمد و به مقام اسقفی استان آندزواتس رسید. خسرو آندزواتسی استاد متون و کتاب‌های کلیسایی بود و اساسا به عنوان دانشمند و روحانی سرشناس و مترقی عصر شهرت داشت. از وی تالیفاتی نظیر تفسیر تشریفات مخصوص کلیسایی و تفسیر مفهوم نیایش مقدس به جا مانده است، که این آثار نشان دهنده وسعت افق فکری اوست. در مورد مرگ گریگور قدیس می‌گویند: «روزی وی برای دعا به غاری می‌رود و دیگر بر نمی‌گردد. پس از انتظار و جستجوی بسیار وارد همان غار می‌شوند، ولی او را نمی‌یابند. سپس جستجوگران روزه می‌گیرند و با دعا به درگاه خداوند از او می‌خواهند، جا و مکان قدیس را به آنان بنمایاند. در پاسخ به دعاهای آنان، فرشته خداوند نازل می‌شود و می‌گوید: قدیس به سوی خداوند عروج کرده است.» تاریخ تقریبی فوت گریگور نارکاتسی قدیس بین سالهای ۱۰۰۳ تا ۱۰۱۰ میلادی ذکر شده است. آثار گریگور نارکاتسی از گریگور نارکاتسی به عنوان حکیم دانشمند، استاد مسائل کلیسایی و زاهد، آثار ادبی بسیار غنی‌ای بر جای مانده است. سرودهای نارکاتسی که بیش از بیست شعر با مضامین دنیوی و روحانی است. همگی بیان گر نگاه وی به طبیعت و زندگی معنوی است. در اشعار نارگاتسی از لحاظ بیان و شکل و مضمون سنت‌های شعر غنایی مذهبی بسیار نیرومند است. لیکن برخی عناصر دنیوی نیز در آثار وی به چشم می‌خورد. آثار قابل توجهی از این شاعر به جامانده که در میان آن‌ها منظومه «ماتیان وقبرگوتیان» دارای ارزش‌های بسیار والای هنری و زیبایی شناسانه است. واژه (ماتیان) یا (ماتیکان) در زبان پارتی به معنی دفتر و کتاب است و در زبان ارمنی نیز به همین معنی استعمال می‌شود. در فارسی ماتیان وقبرگوتیان را به زبان ساده می‌توان (مصیبت نامه یا سوگنامه یا کتاب مصیبت صفیر) ترجمه کرد. این منظومه که از نود و پنج سرود تشکیل یلفته در ادبیات قرون وسطا ارمنی یک شاهکار شعری است. هوانس تومانیان درباره نارکاتسی گفته است: «زبان نیست که سخن می‌گوید، دهان نیست که حکایت می‌کند، قلب آتش گرفته است که می‌سوزد و جان شکنجه دیده است که فریادش تا به آسمان می‌رسد.» در منظومه ماتیان وقبرگوتیان شاعر به شکایت از وضع موجود می‌پردازد و خود و زمانه‌اش را بی‌امان به باد انتقاد و ملامت می‌گیرد و می‌خواهد تا به خدا برسد و همه چیز را دریابد. حتی بداند که چرا خون در رگ‌ها به گردش درمی آید. او در همه چیز شک می‌کند و برضد زاهدان ریائی زمانه به پیکار برمی خیزد. گریگور نارکاتسی نخستین شاعر غنایی سرای ارمنی است که در آثارش از مظاهر طبیعی، (گل سرخ، سوسن، شبنم، دریای گل)، و غیره سخن به میان می‌آید و این برای دورانی که شعر غالبا چشم بر طبیعت می‌بندد و شاعر (فرزند آسمان) خوانده می‌شود، خود نوعی جسارت هنری و نوآوری محسوب می‌گردد و همین ویژگی، نارکاتسی را به هیئت نخستین پایه‌گذار شعر لیریک یا غنایی متمایل به واقع گرایی ابتدایی و شعرهایش را از نخستین آثار در برگیرنده مضامین طبیعی و انسانی در ادبیات ارمنی در می‌آورد. نارکاتسی به این نیز اکتفا نمی‌کند و (عشق انسانی) و (زیبایی زنانه) را هم که پیش از آن جایی در شعر غنایی ارمنی نداشت، به مضامین شعر خود می‌افزاید و (لباس‌های زیبا و رنگارنگ) و (ناز و کرشمه زیبا رویان) را با بیانی شگرف می‌سراید. طبیعت، گل‌ها، ستاره‌ها، نور و شبنم، همه و همه جان شیفته شاعر را به وجد می‌آرند و شاعر در تمام این پدیده‌ها مظاهر وجود خدا را می‌بیند و آن‌ها را تقدیس می‌کند. فغان نامه نارکاتسی خود را غرق در مرداب گناه احساس می‌کند. این احساس گناه، روح او را متلاطم و مضطرب می‌کند و با وجود این حس است که خداوند را با تمامی شکوه و جلال اش دست نیافتنی می‌بیند و می‌سراید: «خداوند تو از برای خویش عدل را و از برای من شر و سرافکندگی را مقدر داشتنی. از برای خویش جلال و شکوه را و از برای من ننگ و رسوایی را. از برای خاطره‌ای شیرین و از برای من بلغم ترشیده واپسین روز را. برای خویشتن تحسینی بی‌پایان و از برای من فریاد و فغان. برای خویشتن سرودهای سرور و شادی و از برای من هجران و تبعید. برای خویشتن حقوقی شایان و از برای من پاسخ گویی و پریشانی. برای خویشتن مدح و شتایش وصف ناپذیر و برای من کیفر حقیر لیسیدن خاکستر». کتاب فغان نامه جستجو و تفحص روح انسانی در مورد مرگ و پایان زندگی است. افزون بر این جلوه‌ای از هیجانات و نگاه درون است. نگاهی که او از این منظر می‌آفریند. در اندیشه نارکاتسی جهان هستی متشکل از سه بخش است: آسمان، زمین و دوزخ یا جهنم. آسمان مکان فرشتگان خداوند و معصومین است. زمین منزلگاه موقت انسانها و دوزخ شکنجه گاه شیاطین است. این سه بخش مضامین الهام بخش و تمام نشدنی او بوده است. ادبیات ارمنی
[ "آموزگار کلیسا", "Rshtunik", "واسپوراکان", "دودمان باگراتونی", "کلیسای نارک", "کلیسای حواری ارمنی", "کلیسای کاتولیک", "Catholicos of All Armenians", "عید مترجمان مقدس", "۹۴۱ (میلادی)", "۹۴۹ (میلادی)", "۹۵۰ (میلادی)", "۹۵۱ (میلادی)", "ارمنیان", "صومعه", "نارکاوانک", "رشتونی", "شعر غنایی", "زبان پارتی", "زبان ارمنی", "هوانس تومانیان", "ادبیات ارمنی", "سبوه سرکیسیان", "فصلنامه فرهنگی پیمان", "احمد نوری‌زاده" ]
[ "پزشکان کلیسا", "درگذشتگان ۱۰۰۳ (میلادی)", "زادگان ۹۵۱ (میلادی)", "شاعران اهل ارمنستان", "شاعران سده ۱۰ (میلادی)", "شاعران سده ۱۰ (میلادی) اهل ارمنستان", "شاعران مرد اهل ارمنستان", "عارفان مسیحی", "قدیسان اهل ارمنستان", "قدیسان کاتولیک رومی اهل ارمنستان", "قدیسان کلیسای حواری ارمنی", "قدیسان مسیحی در سده ۱۱ (میلادی)", "مسیحیان ارتدکس مشرقی اهل ارمنستان", "نویسندگان اهل ارمنستان", "نویسندگان مرد اهل ارمنستان" ]
1,309
آشتاراک
2
99
0
[ "آشتاراك", "اشتاراک", "اشتاراك" ]
false
47
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "official_name", "Item2": "آشتاراک" }, { "Item1": "image_skyline", "Item2": "Ashtarak coll. 2012.jpg" }, { "Item1": "imagesize", "Item2": "300px" }, { "Item1": "image_seal", "Item2": "Coat of Arms of Ashtarak.png" }, { "Item1": "pushpin_map", "Item2": "Armenia" }, { "Item1": "mapsize", "Item2": "300px" }, { "Item1": "coordinates_region", "Item2": "AM" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "[[استان]]" }, { "Item1": "subdivision_name1", "Item2": "[[آراگاتسوتن]]" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "[[شهردار]]" }, { "Item1": "leader_name", "Item2": "آرمن آنتونیان" }, { "Item1": "established_title", "Item2": "اولین معرفی" }, { "Item1": "established_date", "Item2": "سده ۹ام میلادی" }, { "Item1": "established_title2", "Item2": "City status" }, { "Item1": "established_date2", "Item2": "۱۹۶۳" }, { "Item1": "area_total_km2", "Item2": "۷٫۵" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "سرشماری ۲۰۱۱" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "۱۹،۶۱۵" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "timezone", "Item2": "[[ساعت گرینویچ]]" }, { "Item1": "utc_offset", "Item2": "+۴" }, { "Item1": "latd", "Item2": "40" }, { "Item1": "latm", "Item2": "17" }, { "Item1": "lats", "Item2": "51" }, { "Item1": "longd", "Item2": "44" }, { "Item1": "longm", "Item2": "21" }, { "Item1": "longs", "Item2": "42" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "کد پستی" }, { "Item1": "postal_code", "Item2": "۰۲۰۱–۰۲۰۵" }, { "Item1": "area_code", "Item2": "۲۳۲ (۳۷۴)+" }, { "Item1": "elevation_m", "Item2": "۱۱۱۰" }, { "Item1": "footnotes", "Item2": "منابع: جمیعت" } ], "Title": "settlement" }
آشتاراک (به ارمنی: ) یک شهرک در ارمنستان است که در استان آراگاتسوتن واقع شده‌است. ۱۹،۶۱۵ نفر جمعیت دارد. تاریخچه کلیسای اسپیتاکاور، متعلق به سده ۷ام میلادی کلیسای تسیراناور، متعلق به سده‌های ۱۳ام-۱۴ام میلادی centuries آشتاراک مرکز استان آراگاتسوتن ارمنستان و یکی از کهنترین سکونتگاه‌ها در ارمنستان است و آن منطقه آکنده از یادمانهای تاریخی و معماری است طوریکه می‌توان آن را موزه روباز معماری کهن ارمنستان نامید. نخستین باری که در منابع از شهر آشتاراک نام برده شده در سده ۹ میلادی بوده است اما گمان می‌رود که روستایی به این نام از دوران باستان وجود داشته و نام آن را از خدای اورارتویی ایشتار می‌دانند. مردم آشتاراک مردمی شاعرپیشه، می‌دوست و خوشرو هستند و نویسندگان و سرایندگان و بزرگان زیادی را تحویل جامعه ارمنی داده‌اند. جغرافیا آشتاراک ۷٫۵ کیلومتر مربع مساحت دارد. شهر آشتاراک در غرب ساحل رود کاساغ، ۱۳ کیلومتری جنوب غربی پایتخت، ایروان و در ارتفاع ۱،۱۱۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است. این شهر تقریبا در نقطه مرکزی توسط کوه آراگاتس از سمت جنوب و دشت آرارات از سمت شمال احاطه شده است. جمعیت پل آشتاراک و کلیسای سارکیس مقدس تاریخ جمعیت توضیحات ۱۸۳۱ ۸۲۶ ۱۸۹۱ ۲،۵۵۰ overwhelmingly populated by Armenians ۱۹۱۴ ۴،۸۶۷ ۱۹۲۶ ۴،۸۵۳ ۹۹٫۷٪ Armenians ۱۹۵۹ ۷،۵۶۳ ۱۹۷۲ ۱۳،۹۰۰ ۲۰۰۱ ۱۸،۹۱۵ de facto population ۲۰۱۱ ۱۷،۸۷۲ de facto population فرهنگ خانه-موزه پرژ پروشیان، رمان‌نویس در سال ۱۹۴۸ میلادی در خانه مسکونی پروشیان در آشتاراک افتتاح شد. این مکان آخرین بار در سال ۲۰۰۸ مرمت شده است. اقتصاد رادیوتلسکوپ در موسسه رادیوفیزیک و الکترونیک آشتاراک آشتاراک یکی از مهمترین قطب‌های اقتصادی جمهوری ارمنستان محسوب می‌شود. صنایع بر مبنی تولیدات غذایی، لبنی و نوشیدنی و به طور عمده پردازش مواد خام داخلی و انگور استوارند شرکت "Ashtarak-Kat" یکی از تولیدکنندگان عمده لبنیات، پنیر و بستنی در ارمنستان می‌باشد. مرغداری "Ashtarak Dzu" و تعاونی تولید مواد ساختمانی "Kharam" در این شهر واقع شده است. آموزش و پرورش در شهر آشتاراک ۷ مدرسه دولتی، ۶ کودکستان و ۴ مدرسه هنری وجود دارد. موزه‌ها و کتابخانه‌های عمومی بسیاری نیز در سطح شهر فعالیت می‌کنند. دو موسسه پژوهشی مهم در شهر آشتاراک وجود دارد: موسسه پژوهشی فیزیک و موسسه رادیوفیزیک و الکترونیک ورزش ورزشگاه کاساغی مارزیک میکا در سال 1999 در نتیجه ادغام دو باشگاه فوتبال میکا آشتاراک و کاساخ آشتاراک تشکیل شد. خواهرخوانده شهر آلفورویل، فرانسه از سال ۱۹۹۳ میلادی خواهرخوانده آشتاراک هست. سرشناسان بومی شهرداری آشتاراک نرسس پنجم آشتاراکتسی (۱۷۷۰–۱۸۵۷), جاثلیق تمام ارمنیان پرژ پروشیان (۱۸۳۷–۱۹۰۷), رمان‌نویس سمبات شاه‌عزیز (۱۸۴۰–۱۹۰۸), شاعر نورایر سیساکیان (۱۹۰۷–۱۹۶۶) زیست‌شیمیدان ارمنستان شوروی و از بنیانگذاران اخترزیست‌شناسی گئورگ امین (۱۹۱۸–۱۹۹۸), شاعر وارتزگس پطروسیان (۱۹۳۲–۱۹۹۴), نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس بنیای یادبود جنگ قره‌باغ به همراه شهر آشتاراک در پس‌زمینه فهرست شهرداری‌های ارمنستان
[ "Karmravor Church", "Saint Mariane Church of Ashtarak", "Saint Sarkis Church of Ashtarak", "پرژ پروشیان", "نرسس پنجم", "فهرست کشورهای جهان", "استان‌های ارمنستان", "استان آراگاتسوتن", "شهردار", "ساعت گرینویچ", "زبان ارمنی", "شهرک", "ارمنستان", "آراگاتسوتن", "یادمان", "معماری", "۹ (میلادی)", "اورارتو", "ایشتار", "کیلومتر مربع", "رود کاساغ", "آراگاتس", "دشت آرارات", "دانشنامه افرون و بروک‌هاوس", "First All-Union Census of the Soviet Union", "باشگاه فوتبال میکا", "باشگاه فوتبال کاساخ", "آلفورویل", "فرانسه", "جاثلیق", "سمبات شاه‌عزیز", "Norair Sisakian", "اخترزیست‌شناسی", "گئورگ امین", "وارتزگس پطروسیان", "فهرست شهرداری‌های ارمنستان" ]
[ "آشتاراک", "جاذبه‌های گردشگری در استان آراگاتسوتن", "شهرها و شهرک‌های ارمنستان", "فرمانداری ایروان", "مناطق مسکونی در استان آراگاتسوتن" ]
1,310
استان‌های ارمنستان
2
1,192
0
[ "استان‌هاي ارمنستان", "استان های ارمنستان", "تقسیمات کشوری ارمنستان", "فهرست استان هاي ارمنستان", "فهرست استان های ارمنستان", "استان هاي ارمنستان", "تقسيمات كشوري ارمنستان", "فهرست استان‌های ارمنستان", "استان ارمنستان" ]
false
1,168
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "استان‌ها و شهر با وضعیت ویژه ارمنستان ([[ارمنی]])" }, { "Item1": "category", "Item2": "[[حکومت متمرکز]]" }, { "Item1": "territory", "Item2": "[[جمهوری ارمنستان]]" }, { "Item1": "current_number", "Item2": "۱۰ استان۱ شهر با وضعیت ویژه" }, { "Item1": "population_range", "Item2": "'''(تنها استان‌ها)''':۵۲،۳۲۴ ([[وایوتس‌جور]]) – ۲۶۵،۷۷۰ ([[آرماویر]])" }, { "Item1": "area_range", "Item2": "'''(تنها استان‌ها)''' ([[آرماویر]]) - ([[گغارکونیک]])" }, { "Item1": "government", "Item2": "دولت استانی، [[دولت ملی]]" }, { "Item1": "subdivision", "Item2": "[[Hamaynkner]]" } ], "Title": "subdivision type" }
جمهوری ارمنستان از ۱۰ استان و ۱ شهر با وضعیت ویژه تشکیل شده‌است. در زبان ارمنی به استان «مرز» (به خط ارمنی: ) می‌گویند که وام‌واژه‌ای است از زبان پهلوی. مشخصات استان‌ها نام استان‌های ارمنستان به ترتیب شماره‌گذاری‌شده بر روی نقشه بدین ترتیب است: شماره استان به ارمنی مرکز مساحتkm2 جمعیت(۲۰۱۱) تراکمجمعیت ۱ استان آراگاتسوتن آشتاراک ۲،۷۵۶ ۱۳۲،۹۲۵ ۴۸ ۲ استان آرارات آرتاشات ۲،۰۹۰ ۲۵۲،۶۶۵ ۱۲۵ ۳ استان آرماویر آرماویر ۱،۲۴۲ ۲۶۵،۷۷۰ ۲۱۴ ۴ استان گغارکونیک گاوار ۵،۳۴۹ ۲۳۵،۰۷۵ ۴۴ ۵ استان کوتایک هرازدان ۲،۰۸۶ ۲۵۴،۳۹۷ ۱۲۲ ۶ استان لوری وانادزور ۳،۷۹۹ ۲۳۵،۵۳۷ ۶۲ ۷ استان شیراک گیومری ۲،۶۸۰ ۲۵۱،۹۴۱ ۹۴ ۸ استان سیونیک کاپان ۴،۵۰۶ ۱۴۱،۷۷۱ ۳۲ ۹ استان تاووش ایجوان ۲،۷۰۴ ۱۲۸،۶۰۹ ۴۸ ۱۰ استان وایوتس‌جور یغگنادزور ۲،۳۰۸ ۵۲،۳۲۴ ۲۳ ۱۱ ایروان ۲۲۳ ۱،۰۶۰،۱۳۸ ۴،۷۵۴ مجموعا ۲۹،۸۰۰
[ "زبان ارمنی", "حکومت متمرکز", "جمهوری ارمنستان", "استان وایوتس‌جور", "استان آرماویر", "استان گغارکونیک", "دولت ارمنستان", "فهرست شهرداری‌های ارمنستان", "زبان پهلوی", "استان آراگاتسوتن", "آشتاراک", "استان آرارات", "آرتاشات", "آرماویر (ارمنستان)", "گاوار", "استان کوتایک", "هرازدان", "استان لوری", "وانادزور", "استان شیراک", "گیومری", "استان سیونیک", "کاپان", "استان تاووش", "ایجوان", "یغگنادزور", "ایروان" ]
[ "زیربخش‌های ارمنستان", "زیربخش‌های کشور آسیا", "زیربخش‌های کشور اروپا", "فهرست‌های تقسیم‌بندی کشوری", "فهرست‌های مربوط به ارمنستان" ]
1,312
استان آرماویر
2
223
0
[ "استان ارماویر" ]
false
139
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "استان آرماویر" }, { "Item1": "native_name_lang", "Item2": "hy" }, { "Item1": "settlement_type", "Item2": "[[استان]]" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Armavir.svg" }, { "Item1": "map_caption", "Item2": "استان آرماویر ارمنستان" }, { "Item1": "latd", "Item2": "40" }, { "Item1": "longd", "Item2": "44" }, { "Item1": "coordinates_type", "Item2": "region:AM_type:adm1st" }, { "Item1": "coordinates_display", "Item2": "inline,title" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "seat_type", "Item2": "[[مرکز]]" }, { "Item1": "seat", "Item2": "[[آرماویر]]" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "فرماندار" }, { "Item1": "leader_name", "Item2": "[[آشوت قاهرمانیان]]" }, { "Item1": "unit_pref", "Item2": "Metric" }, { "Item1": "area_total_km2", "Item2": "۱۲۴۲" }, { "Item1": "area_rank", "Item2": "۱۰ام" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "۲۶۵،۷۷۰" }, { "Item1": "population_rank", "Item2": "۳ام" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "۲۰۱۱" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "timezone1", "Item2": "UTC" }, { "Item1": "utc_offset1", "Item2": "۴+" }, { "Item1": "timezone1_DST", "Item2": "DST" }, { "Item1": "utc_offset1_DST", "Item2": "۵+" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "[[کد پستی]]" }, { "Item1": "postal_code", "Item2": "۰۹۰۱–۱۱۴۹" }, { "Item1": "iso_code", "Item2": "AM.AV" }, { "Item1": "blank_name_sec1", "Item2": "زبان رسمی" }, { "Item1": "blank_info_sec1", "Item2": "[[ارمنی]]" }, { "Item1": "blank_name_sec2", "Item2": "مذهب" }, { "Item1": "blank_info_sec2", "Item2": "[[کلیسای حواری ارمنی]]" } ], "Title": "settlement" }
آرماویر ، استان کوچکی در غرب ایروان، میان ایروان و کوه آرارات جای دارد. جغرافیا و تاریخچه نام آرماویر از نام یکی از نخستین پایتخت‌های ارمنستان گرفته شده است. زمینهای این استان میان دو رشته کوه آرارات و آراگاتس قرار دارد و از دید گیتاشناختی بخشی از دره آرارات بشمار می‌آید. تمام بخش جنوبی این استان کرانه رود ارس است که مرز ارمنستان و ترکیه را تشکیل می‌دهد. آب و هوای آرماویر خشک و آفتابی است. پشته‌ای که ارمنستان بر روی آن جای گرفته چهل دره دارد و بزرگ‌ترین و بارورترین دره آن همین دره آرماویر است. مرکز این استان شهر آرماویر است که تا چند سال پیش هوکتمبریان نام داشت. در این شهر یک باغ گیاهشناسی شخصی وجود دارد. از شهرهای دیگر این استان شهر یغگنوت است که نام قدیم آن در زمان ایرانیان، صفی آباد بود و بعدها قمیشلو و بعد هم یغگنوت نام گرفت. شهر تازه دیگری هم در این استان ساخته شده بنام متسامور بمعنی مهمانسرا. متسامور برای جایگزین کردن کارکنان نیروگاه هسته‌ای ارمنستان در سال ۱۹۷۹ ساخته شد. البته این نیروگاه اکنون از کار افتاده است. شهر دیگر این استان کاراکرت است که بازمانده یک دژ عصر آهن در پیرامون آن قرار دارد. روستایی به نام آیگک در این استان وجود دارد که در سال ۱۹۴۶ به منظور اسکان مهاجران ایرانی ساخته شده است. از روستای هوکتمبر که تا سال ۱۹۳۵ سردارآباد نام داشت به سمت روستای دزرژینسکی که برانیم به مکانی می‌رسیم که دژ مهم حکومت ایران به نام دژ سردار در آنجا بوده. (ارمنی‌ها آن را سرداری برد می‌نامند). این دژ را سردار حسینقلی خان قاجار ملقب به سردار ایروانی واپسین والی ایران در خانات ایروان در سال ۱۸۱۰ ساخت. برغم پدافند جانانه حسن خان قاجار، برادر حسینقلی خان، روس‌ها در ۱۸۲۸ به فرماندهی ارتشبد پاسکویچ بر این دژ چیره شدند. شوروی‌ها بعدها این دژ و یادگار ایرانی را به کل ویران کردند تا اثری از آن نماند. عوارض جغرافیایی تقسیمات استانی شهر مقدس اچمیادزین در این استان واقع شده است. استان آرماویر was formed پس از قانون جدید ۴ سپتامبر 1995, regarding the Administrative-territorial division جمهوری ارمنستان. As of the beginning of 2009, the population of the urban communities was ۱۰۱،۷۰۰; forming ۳۵٫۸٪ of the provinces total population, while the rural communities had a population of ۱۸۲،۸۰۰; forming ۶۴٫۲٪ of the provinces population. استان آرماویر شامل موارد زیر است 97 communities (hamaynkner), of which 3 are considered urban و 94 are considered rural. شهرک‌ها یا communities شهری تصویر شهر (شهرک) استان بنیانگذاری مساحت (کیلومتر مربع ) جمعیت (سرشماری ۲۰۱۱) 150px Armavir آرماویر ۱۹۳۱ ۶ ۲۹،۳۱۹ 150px متسامور آرماویر ۱۹۶۹ ۴ ۹،۱۹۱ 150px واغارشاپات آرماویر ۶۸۵ پیش از میلاد ۱۳ ۴۶،۵۴۰ روستاها یا communities روستایی آغاوناتون آکنالیج آکناشن آلاشکرت آماسیا آمبرد Apaga Aragats Araks Araks آراتاشن آرازاپ آرواداشت آرواشات آرویک، آرماویر Argavand Argina Armavir آرشالویس آرتامت آرتاشار آرتیمت آیگک Aygeshat Aygeshat آیگوان باگاران Baghramyan Baghramyan بامباکاشات برکاشات دالاریک Dasht دوغس Ferik Gai گغاکرت Getashen Griboyedov Hatsik هایکاشن، ارمنستان Haykavan هایتاغ هووتامج هوشاکرت جانفیدا Jrarat جراربی Jrashen کاراکرت Khanjyan خورونک کوغباوان لنوغی لرناگوگ لرنامردز لوکاشین Lusagyugh مارگارا Mayisyan مردزاوان Metsamor مرگاستان مرگاشات موسی‌لر میاسنیکیان Nalbandyan نوراکارت نور آرماویر نور آرتاگرس نور کساریا نوراپات Noravan پاراکار پشاتاوان پتغونک سردارآباد Shahumyan شاهومیان ترچنافاربیکا Shenavan Shenik تالووریک Tandzut تارونیک تساغکالانج تساغکونک تسیاتسان واناند وارداناشن Voskehat Yeghegnut یراسخاهون یروانداشات زارتونک روستاهای Non-community تایروف, belongs to the پاراکار community. اماکن گردشگری سازه‌های تاریخی، گردشگری و مذهبی این استان عبارتنداز: یادبود نبرد سارداراباد موزه مردم‌نگاری ارمنستان کلیسای هریپسیمه مقدس، واغارشاپات کلیسای گایانه قدیس صومعه تارگمانچاتس، آیگشات زوارتنوتس (تاریخی) فرودگاه بین‌المللی زوارتنوتس کلیسای جامع اچمیادزین کلیسای شوغاکات کلیسای جامع زوارتنوتس کلیسای سنت هریپسیمه
[ "استان‌های ارمنستان", "فهرست کشورهای جهان", "فهرست شهرهای ارمنستان", "آرماویر (ارمنستان)", "آشوت قاهرمانیان", "کد پستی", "زبان ارمنی", "کلیسای حواری ارمنی", "ایروان", "آرارات", "ارمنستان", "کوه آرارات", "ارس", "ترکیه", "باغ گیاهشناسی", "مهمانسرا", "نیروگاه هسته‌ای", "دژ سردار", "سرداری برد", "سردار حسینقلی خان قاجار", "سردار ایروانی", "حسن خان قاجار", "ارتشبد", "پاسکویچ", "اچمیادزین", "آرماویر، ارمنستان", "متسامور", "واغارشاپات", "آغاوناتون", "آکنالیج", "آکناشن", "آلاشکرت، ارمنستان", "آماسیا، آرماویر", "آمبرد، آرماویر", "آپاگا", "آراگاتس، آرماویر", "آراکس، آرماویر", "آراکس، واغارشاپات", "آراتاشن", "آرازاپ", "آرواداشت", "آرواشات", "آرویک، آرماویر", "آرگاواند، آرماویر", "آرگینا، ارمنستان", "آرماویر (روستا)", "آرشالویس", "آرتامت", "آرتاشار", "آرتیمت", "آیگک", "آیگشات، آرماویر", "آیگشات، واغارشاپات", "آیگوان", "باگاران", "باغرامیان، آرماویر", "باغرامیان، واغارشاپات", "بامباکاشات", "برکاشات", "دالاریک", "داشت، ارمنستان", "دوغس", "فریک، ارمنستان", "گای، ارمنستان", "گغاکرت", "گتاشن، آرماویر", "گریبادوف، ارمنستان", "هاتسیک، آرماویر", "هایکاشن، ارمنستان", "هایکاوان، آرماویر", "هایتاغ", "هووتامج", "هوشاکرت", "جانفیدا", "جرارات، آرماویر", "جراربی", "جراشن، آرماویر", "کاراکرت", "خانجیان، ارمنستان", "خورونک", "کوغباوان", "لنوغی", "لرناگوگ", "لرنامردز", "لوکاشین", "لوساگیوغ، آرماویر", "مارگارا", "مائیسیان، آرماویر", "مردزاوان", "متسامور (روستا)", "مرگاستان", "مرگاشات", "موسی‌لر", "میاسنیکیان", "نالباندیان، ارمنستان", "نوراکارت", "نور آرماویر", "نور آرتاگرس", "نور کساریا", "نوراپات", "نوراوان، آرماویر", "پاراکار", "پشاتاوان", "پتغونک", "سردارآباد، ارمنستان", "شاهومیان، آرماویر", "شاهومیان ترچنافاربیکا", "شناوان، آرماویر", "شنیک، آرماویر", "تالووریک", "تاندزوت، آرماویر", "تارونیک", "تساغکالانج", "تساغکونک، آرماویر", "تسیاتسان", "واناند، آرماویر", "وارداناشن", "ووسکهات، آرماویر", "یغنود، آرماویر", "یراسخاهون", "یروانداشات", "زارتونک", "تایروف", "سازه", "یادبود نبرد سارداراباد", "موزه مردم‌نگاری ارمنستان", "کلیسای هریپسیمه مقدس، واغارشاپات", "کلیسای گایانه قدیس", "صومعه تارگمانچاتس، آیگشات", "زوارتنوتس (تاریخی)", "فرودگاه بین‌المللی زوارتنوتس", "کلیسای جامع اچمیادزین", "کلیسای شوغاکات", "کلیسای جامع زوارتنوتس", "کلیسای سنت هریپسیمه", "Metsamor site", "UNESCO", "میراث جهانی یونسکو" ]
[ "استان آرماویر", "استان‌های ارمنستان", "زیربخش‌های ارمنستان" ]
1,314
فهرست کتاب‌های ارمنی ترجمه‌شده به فارسی
0
41
0
[ "فهرست کتاب های ترجمه شده از ارمنی به فارسی", "فهرست كتاب هاي ترجمه شده از ارمني به فارسي", "فهرست کتاب‌های ترجمه‌شده از ارمنی به فارسی" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
تاکنون چندین اثر از نویسندگان ارمنی به زبان فارسی ترجمه گشته است. نام این آثار بدین شرح است: «فغان‌نامه نارک» ترجمه «آزاد ماتیان» رمان «تک‌درخت فندق» اثر «وارتزگس پطروسیان» گزیده شعرهای «بارویر سواگ» حماسه جاوید دلاوران ساسون «باغ سیب، باران و چند داستان دیگر» (۲۰ قصه از ۱۵ نویسنده ارمنی) «درخت خردمند، مجموعه شعر به زبان ارمنی» اثر «آندرانیک طهمازیان» «گلچینی از ادبیات نظم و نثر ارمنی» گردآورده «میناس هوسپیان» مجموعه داستان کوتاه ارمنی شامل هفت داستان از، آلکساندر مووسسیان (شیروان‌زاده)، نار-دوس، هوهانس تومانیان و روبن سواگ «هفده داستان کوتاه» از گریگور ظهراب رمان «چشمه هغنار» از مگردیچ آرمن از ی.د. پاپازیان (بر اساس این اثر آربی آوانسیان فیلم چشمه را کارگردانی نمود) رمان زندگی برشاهراه‌های قدیم روم اثر «واهان توتوونتس» «داستان چالو» اثر «هاماستغ» دو مجموعه شعر ارمنی به نام‌های آنوش و گرونگ ترجمه هراند قوکاسیان از آلک در-خاچاطوریان: حماسه اندوه، مجموعه‌ای از شعر ارمنی آنوش، آختامار، پروانه «سیامانتو و خجه زاره» اثر «هوهانس شیراز». بی‌جا، ۱۳۵۰. «آوای خاموش نشدنی ناقوس» اثر «بارویر سواگ». انتشارات نائیری کتاب‌های درباره ارمنیان به فارسی نخستین فرهنگ کامل فارسی-ارمنی درسال ۱۸۲۶ میلادی بدست گورگ دبیر پدید آمده است. «ارمنیان گیلان»، اثر «علی فروحی و فرامرز طالبی» «ارمنیان ایران»، اثر «آندرانیک هویان»، چاپ اول. تهران: مرکز بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها با همکاری انتشارات هرمس، ۱۳۸۰. «تاریخ ارمنیان»، اثر «گارون سارکیسیان» «ارمنستان و سلوکیان»، اثر «ژاسمن الچیبگیان»، ترجمه گارون سارکسیان. انتشارات نائیری، ۱۳۸۲. «زندگی مسروب ماشتوس»، اثر «گارون سارکسیان» «تاریخ ارمنیان»، اثر «پاوستوس بوزند» (ترجمه گارون سارکسیان) «جنگ تحمیلی ۸ ساله و ارامنه ایران»، اثر «گارون سارکسیان» «فرهنگ املائی ارمنی»، اثر «آرداشس آبقیان» «ریشه یابی نام‌های خاص ارمنی برگرفته از زبان‌های ایرانی»، اثر «ماریا (ترزیان) آیوازیان» «پیوندهای ادبی ارمنیان و ایرانیان از قرن پنجم تا هجدهم»، اثر «بابگن چوگاسزیان» (به فارسی نوشته شده است). «نگرشی کوتاه به ۲۲ قرن ادبیات ارمنی»، اثر «آلک در-خاچاطوریان» «مادرانه در ادب آرمن» اثر «آلک در-خاچاطوریان» «چهل روز موسی داغ»، اثر فرانتس ورفل ترجمه محمد قاضی (در مورد اخراج ارامنه از ترکیه). «صد سال شعر ارمنی (از اواخر قرن نوزدهم تا اواخر قرن بیستم)»، اثر «احمد نوری‌زاده»، نشر چشمه، پائیز ۱۳۶۹. «تاریخ و فرهنگ ارمنستان»، اثر «احمد نوری‌زاده»، نشر چشمه، پائیز ۱۳۷۶. «ارامنه و سینمای ایران»، گروه تحقیق و پژوهش سینما. تهران: انتشارات روزنه کار، ۱۳۸۳. «دانشنامه ایرانیان ارمنی»، اثر «ژانت دیگرانوهی لازاریان»، چاپ اول. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۸۲. «ایرانیان ارمنی»، اثر «اسماعیل رائین»، موسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۴۹. «قتل عام ارمنیان»، اثر «اسماعیل رائین»، موسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۰. «یپرم خان سردار»، اثر «اسماعیل رائین»، انتشارات زرین «تاریخ ارمنستان»، اثر «هراند پاسدرماجیان»، تهران: انتشارات زرین، ۱۳۷۷.
[ "فغان‌نامه نارک", "آزاد ماتیان", "تک‌درخت فندق", "وارتزگس پطروسیان", "بارویر سواگ", "حماسه جاوید دلاوران ساسون", "آلکساندر شیروانزاده", "نار-دوس", "هوهانس تومانیان", "روبن سواگ", "گریگور ظهراب", "مگردیچ آرمن", "آربی آوانسیان", "چشمه (فیلم ۱۳۵۱)", "واهان توتوونتس", "هاماستغ", "هراند قوکاسیان", "آلک در-خاچاطوریان", "سیامانتو و خجه زاره", "هوهانس شیراز", "آندرانیک هویان", "پاوستوس بوزند", "چهل روز موسی داغ", "فرانتس ورفل", "محمد قاضی", "احمد نوری‌زاده", "ژانت د. لازاریان", "اسماعیل رائین", "هراند پاسدرماجیان" ]
[ "فرهنگ ارمنستان", "فهرست‌های کتاب‌ها" ]
1,315
کیلان
2
57
0
[ "كيلان" ]
false
13
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "کیلان" }, { "Item1": "روی‌نقشه", "Item2": "آری" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "۳۵٫۵۵۳۶" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "۵۲٫۱۶۳۳" }, { "Item1": "اندازه‌تصویر", "Item2": "250" }, { "Item1": "استان", "Item2": "تهران" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "دماوند" }, { "Item1": "بخش", "Item2": "[[بخش مرکزی]]" }, { "Item1": "نام‌محلی", "Item2": "کلون" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۲۸۸۲ نفر" }, { "Item1": "زبان", "Item2": "[[تاتی]]، [[فارسی]]" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۱۶۷۱ متر" }, { "Item1": "شهردار", "Item2": "[[ایرج گودرزی راد]]" }, { "Item1": "جمله‌خوشامد", "Item2": "به شهر کیلان خوش آمدید" } ], "Title": "شهر ایران" }
کیلان (به تاتی: کلون) نام شهر کوچکی واقع در بخش مرکزی شهرستان دماوند در استان تهران ایران است. جمعیت جمعیت این شهر براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ ایران، ۲۸۸۲ نفر (۹۲۷ خانوار) شامل ۱۴۷۸ مرد و ۱۴۰۴ زن می‌باشد جمعیت کیلان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۳۰۳۸ نفر بوده‌است. زبان تاتی زبان مادری مردم کیلان است. همچنین ساکنین دیگر شهرهای اطراف (مانند شهر دماوند، ایوانکی و آبسرد) را هم تات‌ها تشکیل می‌دهند که اصلی‌ترین و قدیمی‌ترین ساکنان شهرستان دماوند و ایوانکی می‌باشند. بناهای تاریخی منطقه کیلان مهمترین آثار و ابنیه تاریخی کیلان عبارتند از: تپه‌های باستانی با محوطه‌های تاریخی که در واقع قلعه و دژهایی می‌باشند که در درون سلسله اساطیر کیلان و در عصر مادها بر روی تپه‌ها و خاکریزهای مصنوعی بنا گردیده و در طی دوره اول جنگ‌های آشور و ماد به کلی ویران شده‌اند. مسجد جامع کیلان :این مسجد بین ۸۵۰ تا ۱۲۰۰ سال قدمت تاریخی دارد و به قولی بنا به فرمان امام حسن عسگری و به سبک مساجد دوره اولیه اسلامی بنا گردیده‌است. نمای دخلی این مسجد از نظر معماری و گچ بری‌های سر در و محراب آن قابل توجه است. در داخل این مسجد ،۱۵ ستون قطور به نام فیل پایه وجود دارد که بر ارزش و اعتبار این بنا می‌افزاید. در سال ۱۳۶۸، اداره کل میراث فرهنگی استان تهران به منظور حفظ این اثر ارزشمند و جلوگیری از تخریب احتمالی به ویژه ریزش و سقوط پوشش سقف و بام نسبت به مرمت آن اقدام نمود. این اقدامات شامل افزایش ارتفاع بنا از داخل و برداشت و تعویض پوشش بنا و ایجاد پوشش شیروانی به جای پوشش چوبی و گلی آن می‌باشد. حسینیه کیلان :بنای اولیه این حسینیه جزء نخستین حسینیه‌هایی است که بعد از وقایع کربلا، در ایران ساخته شد. این ساختمان تاکنون سه بار تجدید بنا شده‌است. حمام‌های تاریخی مثل حمام عمادین، حموم مشخدیجه شمس، علی جمال و چندین خانه تاریخی. امامزاده‌های موجود در محله‌های کوهان، زیارت وساران. آثار تاریخی موجود در روستاهای پراکنده مجاور کیلان. صنایع دستی و محلی منطقه کیلان در گذشته ریسندگی و بافندگی به شیوه سنتی آن بخش از فعالیت اقتصادی این ناحیه بود. صدها کارگاه کوچک ریسندگی و بافندگی و صنایع وابسته به آن در کیلان فعالیت داشت و پارچه‌هایی در طرح‌ها و رنگ‌هایی مختلف با کیفیت بسیار عالی در همین کارگاه‌های کوچک تولید و مازاد آن در نقاط دیگر به فروش می‌رسید. با گذشت زمان، به علل بالا رفتن قیمت مواد اولیه و ورود پارچه‌های رنگارنگ و عدم حمایت دولت از صنایع داخلی، این کارگاه‌های کوچک اما بسیار با ارزش رفته رفته رونق گذشته خود را از دست داده به‌طوری‌که تعداد انگشت شماری از این کارگاه‌ها به صورت فعال باقی مانده‌است. مهمترین صنایع دستی این منطقه عبارتند از:حوله حمام، حوله دست و صورت، چادر شب، سفره، پارچه‌ها ی مخصوص بقچه لباس و معدودی کارگاه بافت قالی و قالیچه. سوغات منطقه کیلان سوغات منطقه کیلان شامل آبنبات، نان محلی، نان شیرمال و توتک، هسته قیسی، لب لبو، قیسی، سفره کیلانی، حوله حمام و حوله دست و صورت است که مسافران به عنوان سوغاتی به همراه می‌برند. مدارس دومین مدرسه در سطح شهرستان دماوند یا دوازدهمین مدرسه در استان تهران حدود ۸۰ سال قبل در کیلان تاسیس گردید و نیز بخش فرهنگی کیلان از سال ۱۳۷۷ کار خود را آغاز کرد. ۵ دبستان پسرانه و دخترانه، چهار مجتمع شبانه‌روزی راهنمایی و دبیرستان (هم پسرانه و هم دخترانه) ویک مدرسه راهنمایی عادی در سطح شهر کیلان مشغول فعالیت و در سطح روستاهای مجاور فقط مدرسه ابتدایی دایر است.
[ "بخش مرکزی شهرستان دماوند", "زبان تاتی ایران", "فارسی", "ایرج گودرزی راد", "شهر", "بخش مرکزی (شهرستان دماوند)", "شهرستان دماوند", "استان تهران", "ایران", "جمعیت", "سرشماری عمومی نفوس و مسکن (۱۳۹۵)", "نفر", "خانوار", "مرد", "زن", "دماوند (شهر)", "آبسرد", "تات‌های ایران", "خانه تاریخی", "مدرسه ابتدایی", "استان‌های ایران" ]
[ "شهرستان دماوند", "شهرها و روستاهای تات‌زبان", "شهرهای استان تهران", "شهرهای شهرستان دماوند", "ویکی‌سازی رباتیک", "شهرهای ایران" ]
1,316
گرینلند
2
505
0
[ "گرينلند", "گرین لند", "گرین‌لند", "گروئنلند", "گرين لند", "گرونلند", "گرونلاند" ]
false
379
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "conventional_long_name", "Item2": "گروئنلند" }, { "Item1": "common_name", "Item2": "Greenland" }, { "Item1": "image_flag", "Item2": "Flag of Greenland.svg" }, { "Item1": "image_coat", "Item2": "Coat of arms Greenland.svg" }, { "Item1": "national_anthem", "Item2": "''[[سرود ملی گروئنلند]]''''''\n\r\n\n''[[Nuna asiilasooq]]''''''</small>" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Greenland (orthographic projection).svg" }, { "Item1": "map_width", "Item2": "255px" }, { "Item1": "map_caption", "Item2": "Location of '''Greenland'''" }, { "Item1": "image_map2", "Item2": "Kingdom of Denmark (orthographic projection).svg" }, { "Item1": "map2_width", "Item2": "255px" }, { "Item1": "map_caption2", "Item2": "موقعیت [[دانمارک]] consisting of '''گرینلند''', [[جزایر فارو]] (circled) و [[دانمارک]]" }, { "Item1": "capital", "Item2": "[[نوک]]" }, { "Item1": "largest_city", "Item2": "پایتخت" }, { "Item1": "official_languages", "Item2": "[[زبان گرینلندی]]" }, { "Item1": "languages_type", "Item2": "زبان‌های دیگر" }, { "Item1": "languages", "Item2": "[[زبان دانمارکی]]" }, { "Item1": "membership_type", "Item2": "دولت حاکم" }, { "Item1": "government_type", "Item2": "within" }, { "Item1": "leader_title1", "Item2": "پادشاه" }, { "Item1": "leader_name1", "Item2": "[[مارگریت دوم دانمارک]]" }, { "Item1": "leader_title2", "Item2": "[[High Commissioner]]" }, { "Item1": "leader_name2", "Item2": "[[Mikaela Engell]]" }, { "Item1": "leader_title3", "Item2": "نخست‌وزیر" }, { "Item1": "leader_name3", "Item2": "[[کیم کیلسن]]" }, { "Item1": "leader_title4", "Item2": "[[Speaker of the ''Inatsisartut'']]" }, { "Item1": "leader_name4", "Item2": "[[لارس امیل یوهانسن]]" }, { "Item1": "sovereignty_type", "Item2": "Autonomy" }, { "Item1": "established_date1", "Item2": "قرن ۱۱ میلادی" }, { "Item1": "established_date2", "Item2": "۱۲۶۲" }, { "Item1": "established_event3", "Item2": "Contact re-established <small>([[امپراطوری استعماری دانمارک]])</small>" }, { "Item1": "established_date3", "Item2": "۱۷۲۱" }, { "Item1": "established_event4", "Item2": "[[Ceded to Denmark]]" }, { "Item1": "established_date4", "Item2": "۱۴ ژانویه ۱۸۱۴" }, { "Item1": "established_event5", "Item2": "[[Amt]] status" }, { "Item1": "established_date5", "Item2": "۵ ژوئن ۱۹۵۳" }, { "Item1": "established_event6", "Item2": "Home rule" }, { "Item1": "established_date6", "Item2": "۱ مه ۱۹۷۹" }, { "Item1": "established_event7", "Item2": "Further autonomy and self rule" }, { "Item1": "established_date7", "Item2": "۲۱ ژوئن ۲۰۰۹" }, { "Item1": "area_km2", "Item2": "۲،۱۶۶،۰۸۶" }, { "Item1": "area_sq_mi", "Item2": "۸۳۶،۱۰۹" }, { "Item1": "percent_water", "Item2": "83.1" }, { "Item1": "population_estimate", "Item2": "۵۶،۴۸۳ (۱۴ سپتامبر ۲۰۱۶)" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "۰٫۰۲۸" }, { "Item1": "population_density_sq_mi", "Item2": "۰٫۰۶۹" }, { "Item1": "population_density_rank", "Item2": "last" }, { "Item1": "GDP_PPP", "Item2": "۱۱٫۶ میلیارد kr.($۱٫۸ میلیارد)" }, { "Item1": "GDP_PPP_year", "Item2": "۲۰۱۱" }, { "Item1": "GDP_PPP_per_capita", "Item2": "$۳۷،۰۰۰" }, { "Item1": "HDI", "Item2": "۰٫۷۸۶" }, { "Item1": "HDI_year", "Item2": "۲۰۱۰" }, { "Item1": "HDI_change", "Item2": "increase" }, { "Item1": "HDI_rank", "Item2": "۶۱ام" }, { "Item1": "currency", "Item2": "[[کرون دانمارک]]" }, { "Item1": "currency_code", "Item2": "DKK" }, { "Item1": "utc_offset", "Item2": "+0 to −۴" }, { "Item1": "date_format", "Item2": "dd-mm-yyyy" }, { "Item1": "drives_on", "Item2": "right" }, { "Item1": "calling_code", "Item2": "[[+299]]" }, { "Item1": "cctld", "Item2": "[[.gl]]" }, { "Item1": "footnote_a", "Item2": "Greenlandic has been the sole official language of Greenland since 2009." }, { "Item1": "footnote_b", "Item2": "Danish influence reached Greenland in 1380 with the reign of [[اولاف دوم دانمارک]] in Norway, پسر [[هاکون ششم نروژ]] و [[مارگارت اول دانمارک]]." }, { "Item1": "footnote_c", "Item2": "Although previously under Danish monarchy for four hundred years, Greenland, the [[جزایر فارو]]، و [[ایسلند]] were formally Norwegian possessions until 1814." }, { "Item1": "footnote_d", "Item2": "As of 2000: ice-free; ice-covered.Density: 0.14/km<sup>2</sup> (0.36 /sq. mi) for ice-free areas." }, { "Item1": "religion", "Item2": "[[کلیسای دانمارک]]" }, { "Item1": "area_magnitude", "Item2": "1 E12" } ], "Title": "country" }
گروئنلند یا گرینلند (به زبان گرینلندی: کالالیت نونات؛ به زبان دانمارکی: گرونلند Grønland ) نام ناحیه خودگردانی از دانمارک است. این سرزمین که در آب‌های اقیانوس منجمد شمالی واقع شده محل سکونت حدود ۵۶ هزار نفر است. جمعیت آن از سکنه بومی (از تبار اسکیموها) و مهاجران دانمارکی تشکیل شده‌است. پایتخت آن به زبان کالاآلیت، نووک و به زبان دانمارکی، گودت‌هاب نام دارد. نام گروئنلند به معنی «سرزمین سبز» یا «سبزستان» است. گرینلند در ایران گروئنلند هم نامیده می‌شود که از تلفط آن به زبان فرانسوی گرفته شده‌است. به‌جز چند نقطه محدود که محل سکونت اهالی گروئنلند است سایر مناطق این جزیره یخ‌زده و بطور کلی خالی از سکنه است. این سرزمین از نظر جغرافیایی در محیط قاره آمریکای شمالی واقع شده‌است اما از نظر سیاسی و فرهنگی با اروپا به ویژه کشورهای نروژ و دانمارک مراوده بیشتری دارد. ریشه نام نام گرونلند ریشه در زبان‌های اسکاندیناوی دارد. حماسه‌های ایسلندی گزارش می‌دهند که شخصی نروژی‌تبار به نام اریک سرخ به خاطر جنایت و از خاک ایسلند تبعید شد. او به همراه خانواده و بردگانش با قایق خاک ایسلند را ترک نمود و به جزیره‌ای دورتر در شمال غرب رسید؛ و آنجا را گرونلند به معنی سرزمین سبز نامید به این امید که این نام فریبندگی خاصی برای مهاجران تازه داشته و جمعیت بیشتری را برای مهاجرت به آن نقطه اغوا نماید. تاریخ مردم اسکیمو که نیاکانشان از کانادا آمده‌بودند دست‌کم طی ۴۵۰۰ سال گذشته به‌طور متناوب در بخش‌هایی از گرینلند نشیمن می‌گزیدند. گرینلند با وجود اینکه از اواسط هزاره سوم پیش از میلاد سابقه سکونت (البته نه به‌طور مداوم) داشته تا سده دهم میلادی برای اروپائیان ناشناخته مانده بود تا اینکه گروهی وایکینگ نروژی که در راه ایسلند بودند راه خود را گم کرده و به کرانه‌های غیر مسکونی گرینلند رسیدند. نورس‌ها (وایکینگ‌های نروژی) در سده دهم در مناطق غیرمسکونی جنوب گرینلند سکونت یافتند و پس از آن، در قرن سیزدهم اینوئیت‌ها و در قرن پانزدهم سایر بومیان در این جزیره به‌طور دائمی مستقر شدند. سکونتگاه‌های نورس‌ها اما رفته‌رفته برچیده شد تا این‌که در اواخر سده پانزدهم دیگر از روستاهای نورس اثری در گرینلند باقی نماند. کمی پس از ترک گرینلند از سوی نورس‌ها، پرتغالی‌ها در سال ۱۴۹۹ به اکتشاف بخش‌های کوچکی از گرینلند روی آوردند و مدعی مالکیت کل جزیره گرینلند شدند. پرتغالی‌ها برای گرینلند نام «ترا دو لاورادور» را استفاده می‌کردند. در اوایل سده هیجدهم مردم اسکاندیناوی و گرینلند بار دیگر تماس پیدا کردند و دانمارک در سده هیجدهم میلادی پس از اختلافات با نروژ گرینلند را مستعمره خود ساخت. جغرافیا گرینلند با پهناوری ۲،۱۶۶،۰۸۶ کیلومتر مربع، کمابیش هم‌اندازه عربستان سعودی است و بزرگ‌ترین جزیره غیر قاره‌ای جهان است که در شمال اقیانوس اطلس جای دارد و دریای گرینلند از مهم‌ترین دریاهای آن است. بلندترین نقطه آن کوه گون‌بیورن است. بیشتر مساحت گرینلند در بالای مدار شمالگان قرار دارد، به همین دلیل در بخش شمالی جزیره، ۵ ماه از سال خورشید پیوسته و بدون غروب در آسمان می‌تابد. در بخش میانی گرینلند نیز، از پایان ماه مه تا پایان ماه ژوئیه، پدیده غروب خورشید روی نمی‌دهد. پدیده شفق قطبی (نور شمالگان) در گرینلند. گرینلند، سرزمینی سرد و خشک و دارای آب‌وهوای قطبی است. ۸۱٪ رویه آن پوشیده از یخچال‌های طبیعی است. این یخچال‌ها، یخسار بزرگی را می‌سازند که پهناوری آن، در حدود ۸/۱ میلیون کیلومتر مربع است. در آب‌های پیرامون گرینلند، یخکوه‌های بسیاری روی آب شناورند. در درون جزیره، دمای هوا در گرم‌ترین ماه‌های سال (ژوئن، ژوئیه و اوت)، به ۱۰ درجه سلسیوس می‌رسد، حال آن‌که در کرانه‌های جنوبی گاه از ۲۰ درجه سلسیوس افزایش می‌یابد، که دلیل آن، کمتر بودن عرض جغرافیایی و جریان‌های آب گرم اقیانوس اطلس شمالی است. گرینلند سرزمینی کم‌باران است، اما میزان بارندگی در جنوب گرینلند از شمال آن بیشتر است. بارش رگبار به‌ندرت رخ می‌دهد. میزان بارش برف نیز در بخش‌های مختلف، متفاوت است. در کرانه‌ها (که بیشتر شهرهای گرینلند در آن سامان ساخته شده‌اند)، بارش عمده برف از ماه دسامبر آغاز شده و تا ماه مارس ادامه می‌یابد. در پی گرم‌شدن زمین در میان سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸، در حدود ۱۵۰۰ میلیارد تن از تاقچه‌های یخی گرینلند از میان رفته که این برابر افزایش میانگین سالانه ۰٫۴۶ میلیمتر به ارتفاع آب دریاهاست. تاقچه‌های یخی، لایه‌های افقی بزرگی از یخند که از یک سو با یخچال‌های روی خشکی پیوند داشته و از سویی دیگر به دریا راه دارند. پوشش گیاهی گرینلند، شامل گیاهان، گل‌ها، خزه‌ها و درختچه‌های بید است که در تابستان‌های کوتاه این سرزمین می‌رویند. خرس‌های قطبی، گوزن‌های شمالی و نهنگ‌ها، مهم‌ترین جانوران اقلیم قطبی گرینلند هستند. سیاست با این که گرینلند هنوز بخشی از پادشاهی دانمارک به‌شمار می‌آید اما از سال ۱۹۷۹ به خودگردانی رسیده‌است. مردم شکارچی گرینلندی در حال حمل گوشت گوزن. جمعیت گرینلند ۵۶،۳۰۹ نفر (برآورد سال ۲۰۰۰) است که ۸۷ درصد آن بومی (اسکیموهای اینویت) و ۱۳ درصد بقیه بیشتر دانمارکی‌اند. بیشینه مردم گرینلند شهرنشین هستند. کمتر از ۲۰٪ در روستاها و اردوگاه‌ها می‌زیند. گرینلند تنها ۱۸ شهر و ۶۰ روستا و اردوگاه دارد. زبان گرینلند دانمارکی و گرینلندی است و دین مردم آن مسیحیت و جان‌باوری (اسکیموها) است. فرهنگ ساحل جنوب شرقی گروئنلند. آبدره فرانز یوسف در گرینلند، که شماری یخکوه نیز در آن دیده می‌شود. واژه «اکومیتسولیورنک» در زبان گرینلندی، «آفریدن چیزهای شگفت‌انگیز» معنی می‌دهد و می‌توان آن را هم‌ارز واژه پارسی هنر دانست. هنر مردم بومی گرینلند، ملهم از حیات وحش و طبیعت سخت و منجمد این سرزمین است و به باورهای سنتی مردم بستگی دارد. صنایع دستی گرینلند، بیشتر شامل توپیلاک‌ها هستند. هر توپیلاک (به معنی «روح نیاکان»)، پیکره کوچک و کنده‌کاری شده‌ای از استخوان‌های جانوران است که به رغم سادگی، بازتابی است از عناصر طبیعی، تاریخ و اسطوره‌های این سرزمین. بومیان بر این باور بوده‌اند که هر توپیلاک، تقدیس‌کننده ارواح نیاکان و طلسمی است که به شکست دشمن می‌انجامد. امروزه در بیشتر شهرهای گرینلند، موزههایی ساخته شده‌اند که در آنها، آثار هنری تاریخی و معاصر، به صورت دایم یا موقت به نمایش درمی‌آیند. خانه فرهنگ گرینلند در نووک، یکی از مهم‌ترین این موزه‌هاست. اقتصاد نمایی از یکی از شهرهای گرینلند در سال ۱۹۸۰ میلادی. مرکز زمین‌شناسی آمریکا در سال ۲۰۰۸ میلادی از ذخایر نفت و گاز فراوان گرینلند پرده برداشت. به‌تدریج اکتشاف‌های دیگری برای یافتن ذخایر معدنی مختلف انجام و مشخص شد که گرینلند، کانسارهای زیادی از سنگ‌آهن، مس، روی، سرب، اورانیوم، فلورید، طلا، یاقوت و عناصر نادر خاکی (مورد استفاده در برخی صنایع مانند تولید تلفن همراه، پنل‌های خورشیدی و توربین‌های بادی) دارد. کشف این منابع باعث شد که تمام احزاب سیاسی اصلی گرینلند، به اتفاق آرا از توسعه صنعت معدن این کشور حمایت کنند اما مطرح شدن موضوعاتی مانند این‌که فعالیت‌های معدنی منجر به افزایش دمای قطب و ذوب شدن ذخایر یخ و یخچال‌های طبیعی این کشور می‌شود، باعث شد که وحدت عقیده شهروندان گرینلند از بین برود. توسعه معادن گرینلند بر افزایش دمای زمین خواهد افزود و نهادهای بین‌المللی و سیاستگذاران زیست‌محیطی برای اطمینان یافتن از اینکه میانگین دمای کره زمین در سطح مطلوب ۲ درجه باقی می‌ماند، بر فعالیت‌های معدنکاری گرینلند نظارت خواهند داشت. تقسیمات کشوری تقسیمات جدید کشوری گرینلند که از ۱ ژانویه ۲۰۰۹ رسمی شده‌است. مراکز استان‌ها با شماره نشان داده شده‌اند. گرینلند به چهار استان بخش می‌شود: کویالق قاسیوتسوپ ققاتا سرمرسوق منطقه بزرگ «پارک ملی شمال خاوری گرینلند» جزء استان‌های این کشور به‌شمار نمی‌آید. توضیحات
[ "سرود ملی گرینلند", "Nuna asiilasooq", "سرود ملی", "Self-governance", "Inatsisartut", "دانمارک", "جزایر فارو", "نوک (گرینلند)", "زبان گرینلندی", "زبان دانمارکی", "کالاآلیت", "Danish people in Greenland", "Ethnic groups in Europe", "Kalaallisut orthography", "The World Factbook", "قلمروی دانمارک", "نظام پارلمانی", "پادشاهی مشروطه", "مارگریت دوم دانمارک", "List of Danish High Commissioners in Greenland", "Mikaela Engell", "کیم کیلسن", "Parliament of Greenland#List of Speakers of the Parliament of Greenland", "لارس امیل یوهانسن", "Parliament of Greenland", "تاریخ گرینلند", "Norwegian Empire", "امپراطوری استعماری دانمارک", "Treaty of Kiel", "Amt (administrative division)", "فهرست کشورها و مناطق بر پایه پهناوری", "Statistics Greenland", "کرون دانمارک", "Telephone numbers in Greenland", ".gl", "TV 2 (Denmark)", "اولاف دوم دانمارک", "هاکون ششم نروژ", "مارگارت اول دانمارک", "ایسلند", "کلیسای دانمارک", "خودمختاری", "اقیانوس منجمد شمالی", "پایتخت", "نووک", "گودت‌هاب", "نروژ", "اساطیر ایسلند", "اریک سرخ", "اسکیمو", "هزاره سوم پیش از میلاد", "اروپا", "وایکینگ", "اینوئیت", "مستعمره", "کیلومتر مربع", "عربستان سعودی", "جزیره", "شمال", "اقیانوس اطلس", "دریای گرینلند", "گون‌بیورن", "مساحت", "مدار شمالگان", "خورشید", "مه (ماه)", "ژوئیه", "یخچال طبیعی", "یخسار", "یخکوه", "دما", "ژوئن", "اوت", "سلسیوس", "عرض جغرافیایی", "برف", "دسامبر", "مارس", "گرم‌شدن زمین", "تاقچه یخی", "گیاه", "خزه", "درختچه", "تابستان", "خرس قطبی", "گوزن", "نهنگ", "جانوران شمالگان", "سال", "۱۹۷۹ (میلادی)", "۲۰۰۰ (میلادی)", "اینویت", "دانمارکی", "مسیحیت", "جان‌باوری", "فرانز یوسف", "هنر", "صنایع دستی", "توپیلاک", "موزه", "اورانیوم", "فلورید", "یخچال‌های طبیعی", "کویالق", "قاسیوتسوپ", "ققاتا", "سرمرسوق" ]
[ "گرینلند", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۷۹ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌ها در هزاره سوم (پیش از میلاد)", "توضیحات داده‌های الگو", "دانمارک", "سرزمین‌های شمالی", "فهرست کشورهای در گستره بیش از یک قاره", "قلمروهای وابسته در آمریکای شمالی", "کشورها و سرزمین‌های دانمارکی‌زبان", "کشورهای جزیره‌ای", "کشورهای هم‌مرز با اقیانوس اطلس", "مستعمره‌های پیشین دانمارک", "مستعمره‌های پیشین نروژ", "مناطق ویژه اتحادیه اروپا", "منطقه‌های جغرافیایی شمالگان" ]
1,317
سرود ملی گرینلند
0
22
0
[ "سرود ملي گرينلند", "سرود ملی گروئنلند", "سرود ملي گروئنلند" ]
false
2
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "title", "Item2": "ای سرزمین باستانی ما" }, { "Item1": "english_title", "Item2": "You Our Ancient Land" }, { "Item1": "image", "Item2": "Greenland 42.74746W 71.57394N.jpg" }, { "Item1": "prefix", "Item2": "ملی" }, { "Item1": "author", "Item2": "[[هنینگ یاکوب هنریک لوند]]" }, { "Item1": "composer", "Item2": "[[یوناتان پترسن]]" }, { "Item1": "adopted", "Item2": "۱۹۱۶" } ], "Title": "anthem" }
سرود ملی گرینلند که «نونارپوت اوتقارسوئان‌گوراویت» (به معنی "ای سرزمین باستانی ما") نام دارد توسط هنریک لوند نوشته شده و موسیقی آن ساخته یوناتان پیترسون است. این سرود ملی از سال ۱۹۱۶ رسمیت یافته‌است. سرود به زبان گروئنلندی Nunarput, utoqqarsuanngoravit niaqqut ulissimavoqq qiinik. Qitornatit kissumiaannarpatit tunillugit sineriavit piinik. Akullequtaastut merletutut ilinni perotugut tamaani kalaallinik imminik taajumavugut niaqquit ataqqinartup saani. Atortillugillu tamaasa pisit ingerlaniarusuleqaagut, nutarterlugillu noqitsigisatit siumut, siumut piumaqaagut. Inersimalersut ingerlanerat tungaalitsiterusuleqaarput, oqaatsit "aviisit" qanoq kingunerat atussasoq erinigileqaarput. Taqilluni naami atunngiveqaaq, kalaallit siumut makigitsi. Inuttut inuuneq pigiuminaqaaq, saperasi isumaqaleritsi. برگردان فارسی ای سرزمین باستانی ما، با سری پوشیده از گیسوان سپید، تو همیشه ما فرزندانت را در آغوش خود نگاه داشته و از موهبت‌های سواحلت به ما ارزانی داشته‌ای ما همچون فرزندان میانی خانواده، در اینجا شکوفا شدیم، ای کلالیت* ما خواهان آنیم تا در پیشگاه سر پرغرور و شریف تو، نام خود را برخوانیم با اشتیاقی آتشین، برای پروراندن و بهره‌یابی از آنچه تو به ما می‌بخشی، از نو می‌سازیم. همه موانع‌ات را بر سر راه نیل به اشتیاق خود، برکنده و به پیش می‌پوییم، به پیش. رسیدن به مسیر جوامع بالغ، هدف غیرتمندانه ماست، شوق حفظ تاثیر سخن و نوشتار را در دل داریم، فروتنی، مسیر و راه نیست، ای کلالیت، از خواب خیز و سرفراز باش! زندگی‌ای باکرامت و وقار هدف ماست؛ پردلانه موضعی قوی برگزین. کلالیت نام گرینلند به زبان بومی گرینلند است.
[ "هنینگ یاکوب هنریک لوند", "یوناتان پترسن", "هنریک لوند", "یوناتان پیترسون", "فهرست سرودهای ملی کشورها" ]
[ "سرودهای دانمارک", "سرودهای ملی", "نمادهای ملی گرینلند" ]
1,318
خواجه نصیرالدین طوسی
1
457
0
[ "نصیرالدین محمد طوسی", "خواجه نصیر طوسی", "خواجه نصیرطوسی", "خواجه نصير طوسي", "خواجه نصيرالدين طوسي", "خواجهٔ نصیرالدین طوسی", "خواجه نصيرطوسي", "خواجهٔ نصيرالدين طوسي", "نصیرالدین طوسی", "خواجه نصیر الدین", "خواجه نصير الدين", "محمد بن محمد نصیرالدین طوسی", "خواجه نصیر الدین طوسی", "خواجه نصير الدين طوسي", "محمد بن محمد نصيرالدين طوسي", "نصيرالدين طوسي", "نصيرالدين محمد طوسي", "خواجه نصیرالدین توسی", "خواجه نصيرالدين توسي" ]
false
214
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام_شخص", "Item2": "خواجه نصیرالدین توسی" }, { "Item1": "عرض_تصویر", "Item2": "200px" }, { "Item1": "نام کامل", "Item2": "ابوجعفر محمد پسر محمد پسر حسن توسی" }, { "Item1": "لقب‌ها", "Item2": "استاد بشر و عقل حادی عشر" }, { "Item1": "زمینه فعالیت", "Item2": "فلسفه، پزشکی، روان‌شناسی، خداشناسی، ریاضیات، منطق، ادبیات، نجوم و …" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "ایرانی" }, { "Item1": "اهل", "Item2": "[[طوس]]" }, { "Item1": "دوره", "Item2": "اوایل مغولان و [[ایلخانان]]" }, { "Item1": "سال‌های فعالیت", "Item2": "سده هفتم قمری" }, { "Item1": "محل زندگی", "Item2": "خراسان، قزوین، آذربایجان و بغداد" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "اسلام، در اواخر عمر شیعه اثنی عشری - شاید در بخشی از عمر شیعه اسماعیلیه - رجوع کنید به متن" }, { "Item1": "فرزندان", "Item2": "صدرالدین علی، اصیل‌الدین حسن و فخرالدین احمد" }, { "Item1": "آرامگاه", "Item2": "مقبره کاظمیه بغداد" }, { "Item1": "پیشه", "Item2": "[[فیلسوف]] و [[دانشمند]]" }, { "Item1": "مکتب", "Item2": "[[فلسفه مشایی]]" }, { "Item1": "آثار", "Item2": "[[اخلاق ناصری]]، [[زیج ایلخانی]]، [[اساس‌الاقتباس]] و کتب و رساله‌های بسیاری به عربی و فارسی" }, { "Item1": "تاریخ_تولد", "Item2": "شنبه ۱۱ جمادی‌الاولی [[۵۹۷]] ۵ اسفند ۵۷۹" }, { "Item1": "محل_تولد", "Item2": "[[طوس]]" }, { "Item1": "تاریخ_مرگ", "Item2": "دوشنبه ۱۸ ذیحجه [[۶۷۲]]۱۱ تیر [[۶۵۳]]" }, { "Item1": "محل_مرگ", "Item2": "[[بغداد]]" }, { "Item1": "گفتاورد", "Item2": "گر پیشتر از مرگ طبیعی مردی، برخور که بهشت جاودانی بردی" } ], "Title": "زندگینامه" }
ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن توسی مشهور به خواجه نصیرالدین (زاده ۵ اسفند ۵۷۹ در توس - درگذشته ۱۱ تیر ۶۵۳ در بغداد) شاعر، همه‌چیزدان، فیلسوف، متکلم، فقیه، ستاره‌شناس، اندیشمند، ریاضیدان، منجم، پزشک و معمار ایرانی سده هفتم است. کنیه‌اش «ابوجعفر» و به القابی چون «نصیرالدین»، «محقق طوسی»، «استاد البشر» و «خواجه» شهرت دارد. فعالیت‌های علمی رساله‌ای در باب اسطرلاب از خواجه نصیر، اصفهان ۸۸۴ خورشیدی وی سنت فلسفه مشایی را که پس از ابن سینا در ایران رو به افول گذاشته بود، بار دیگر احیا کرد. وی مجموعه آرا و دیدگاه‌های کلامی شیعه را در کتاب تجرید الاعتقاد گرد آورد. او رصدخانه مراغه را ساخت و در کنار آن کتابخانه‌ای بوجود آورد که نزدیک به چهل هزار جلد کتاب در آن بوده‌است. او با پرورش شاگردانی (همچون قطب الدین شیرازی) و گردآوری دانشمندان ایرانی عامل انتقال تمدن و دانش‌های ایران پیش از مغول به آیندگان شد. وی یکی از گسترش دهندگان علم مثلثات است که در قرن ۱۶ میلادی کتاب‌های مثلثات او به زبان فرانسه ترجمه گردید. زندگی‌نامه خواجه نصرالدین طوسی یکی از سرشناس‌ترین و متنفذترین شخصیت‌های تاریخ جریان‌های فکری اسلامی‌ست. علوم دینی و عقلی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد دایی‌اش آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رساند و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته آوازه یافت. وی در زمان حمله مغول به ایران در پیش ناصرالدین، محتشم قهستان، به کارهای علمی خویش مشغول شد. در همین زمان اخلاق ناصری را نوشت. پس از مدتی به نزد اسماعیلیان در دژ الموت نقل مکان کرد، اما پس از یورش هلاکوی مغول و پایان یافتن فرمانروایی اسماعیلیان(۶۳۵ ه‌. خ) هلاکو نصیرالدین را مشاور و وزیر خود ساخت، تا جایی که هلاکو را به تازش به بغداد و سرنگونی عباسیان یاری نمود. خواجه نصیر الدین توسی در ۱۸ ذی الحجه ۶۷۲ هجری قمری وفات یافت، و در کاظمین دفن گردید. زادگاه و تولد درباره زادگاه خواجه نصیرالدین توسی اختلاف است بعضی کتاب‌ها و منابع پدر وی را «شیخ وجیه الدین محمد بن حسن» از بزرگان و دانشوران قم می‌دانند اما در بعضی منابع وی را زاده روستای جهرود ساوه می‌دانند که به همراه خانواده برای زیارت امام هشتم شیعیان به مشهد عازم می‌شود و پس از زیارت، در هنگام بازگشت به علت بیماری همسرش، در یکی از محله‌های شهر توس مسکن می‌گزیند؛ و پس از چندی به درخواست اهالی محل علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد، به تدریس در مدرسه علمیه مشغول می‌گردد. خواجه طوسی در ایام اقامت پدر در آنجا در پانزدهم جمادی‌الاول سال ۵۹۸ ق، متولد گردید؛ و پدرش با تفال به قرآن کریم او را «محمد» نامید. تحصیل تمبری به فراخور هفتصدمین سالگرد درگذشت خواجه نصیر طوسی. روز پنج اسفند در ایران روز بزرگداشت خواجه نصیر طوسی و روز مهندس نام‌گذاری شده‌است. روزهای کودکی و نوجوانی خواجه توسی در شهر توس سپری شد. وی در این روزها پس از خواندن و نوشتن، قرائت قرآن، قواعد زبان عربی و فارسی، معانی و بیان و حدیث را نزد پدر خویش آموخت. پس از آن به توصیه پدر، نزد دایی‌اش «نورالدین علی بن محمد شیعی» که از دانشمندان نامور در ریاضیات، حکمت و منطق بود، به فراگیری آن علوم پرداخت. سپس با راهنمایی پدر در محضر «کمال الدین محمد حاسب» که از دانشوران نامی در ریاضیات بود، به تحصیل پرداخت اما هنوز چند ماهی نگذشته بود که استاد آهنگ سفر کرد و آورده‌اند که وی به پدر او چنین گفت: من آنچه می‌دانستم به او (خواجه نصیر) آموختم و اکنون سوالهایی می‌کند که گاه پاسخش را نمی‌دانم! پس از چندی دایی پدرش «نصیرالدین عبدالله بن حمزه» که تبحر ویژه‌ای در علوم رجال، درایه و حدیث داشت، به توس آمد و خواجه در نزد او به کسب علوم پرداخت. گرچه او موفق به فراگیری مطالب جدیدی از استاد نشد، اما هوش و استعداد وافرش شگفتی و تعجب استاد را برانگیخت به گونه‌ای که به او توصیه کرد تا به منظور استفاده‌های علمی بیشتر به نیشابور مهاجرت کند. او در شهر توس و به دست استادش «نصیر الدین عبدالله بن حمزه» لباس عالمان دین را بر تن کرد و از آن پس به لقب «نصیرالدین» از سوی استاد مفتخر شد. خواجه سپس به نیشابور پای نهاد و به توصیه دایی پدر به مدرسه سراجیه رفت و مدت یک سال نزد سراج الدین قمری که از استادان بزرگ درس خارج فقه و اصول در آن مدرسه بود، به تحصیل پرداخت. سپس در محضر استاد فریدالدین داماد نیشابوری - از شاگردان امام فخر رازی - کتاب «اشارات ابن سینا» را فرا گرفت. پس از مباحثات علمی متعدد فرید الدین با خواجه، علاقه و استعداد فوق العاده خواجه نسبت به دانش اندوزی نمایان شد و فریدالدین او را به یکی دیگر از شاگردان فخر رازی معرفی کرد و بدین ترتیب نصیرالدین طوسی توانست کتاب «قانون ابن سینا» را نزد «قطب الدین مصری شافعی» به خوبی بیاموزد. وی علاوه بر کتابهای فوق از محضر عارف معروف آن دیار «عطار نیشابوری» (متوفی ۶۲۷) نیز بهره‌مند شد. خواجه که در آن حال صاحب علوم ارزشمندی گشته و همواره به دنبال کسب علوم و فنون بیشتر بود، او پس از تحصیل در نزد دانشمندان نیشابور به ری شتافت و با دانشور بزرگی به نام برهان الدین محمد بن محمد بن علی الحمدانی قزوینی آشنا گشت. او سپس قصد سفر به اصفهان کرد اما در بین راه، پس از آشنایی با «میثم بن علی میثم بحرانی» به دعوت او و به منظور استفاده از درس خواجه ابوالسعادات اسعد بن عبدالقادر بن اسعد اصفهانی به شهر قم رو کرد. توسی پس از قم به اصفهان و از آنجا به عراق رفت. او علم «فقه» را از محضر «معین الدین سالم بن بدران مصری مازنی» (از شاگردان ابن ادریس حلی و ابن زهره حلبی) فرا گرفت؛ و در سال ۶۱۹ ق. از استاد خود اجازه نقل روایت دریافت کرد. آن گونه که نوشته‌اند خواجه مدت زمانی از «علامه حلی» فقه و علامه نیز در مقابل، درس حکمت نزد خواجه آموخته‌است. «کمال الدین موصلی» ساکن شهر موصل (عراق) از دیگر دانشمندانی بود که علم نجوم و ریاضی به خواجه آموخت و بدین ترتیب پژوهش‌گر توسی دوران تحصیل را پشت سر نهاده، پس از سال‌ها دوری از وطن و خانواده، قصد عزیمت به خراسان کرد. خواجه توسی در قلعه‌های اسماعیلیان رساله‌ای در ریاضی در توضیح جفت طوسی از خواجه نصیر اسماعیلیه فرقه‌ای از شیعیان است که به باور پیروانش اسماعیل فرزند جعفر صادق جانشین اوست. این گروه پس از مدتها در سال ۴۸۳ ق. به دست حسن صباح در ایران رونقی دوباره یافتند و پس از چندی، گرایشهای شدید سیاسی پیدا کرده، فعالیتهای خود را گسترش دادند. قلعه الموت در حوالی قزوین پایتخت آنان بود و علاوه بر آن قلعه‌های متعدد و استواری داشتند که جایگاه امنی برای مبارزان سیاسی به‌شمار می‌رفت و دستیابی بر آن‌ها بسیار سخت بود. خواجه نصیرالدین پس از چند ماه سکونت در قائن، به دعوت «ناصر الدین عبدالرحیم بن ابی منصور» که حاکم قلعه قهستان بود و نیز مردی فاضل و دوستدار فلاسفه بود، به همراه همسرش به قلعه اسماعیلیان دعوت شد و آزادانه و با احترام ویژه در آنجا زندگی کرد. او در مدت اقامت خود کتاب «طهاره الاعراق» نگاشت.. . نصیرالدین طوسی حدود ۲۶ سال در قلعه‌های اسماعیلیه به سر برد اما در این دوران لحظه‌ای از تلاش علمی باز ننشست و کتابهای متعددی از جمله «شرح اشارات ابن سینا»، «تحریر اقلیدس»، «تولی و تبری» و «اخلاق ناصری» و چند کتاب و رساله دیگر را تالیف کرد. کتاب روضه التسلیم و مطلوب المومنین؛ تولی و تبری از جمله آثاری است که به فرمان امام اسماعیلی در الموت نوشته است. (۱–۱) خواجه در پایان کتاب شرح اشارات می‌نویسد: «بیشتر مطالب آن را در چنان وضع سختی نوشته‌ام که سخت‌تر از آن ممکن نیست و بیشتر آن را در روزگار پریشانی فکر نگاشتم که هر جزئی از آن، ظرفی برای غصه و عذاب دردناک بود و پشیمانی و حسرت بزرگی همراه داشت؛ و زمانی بر من نگذشت که از چشمانم اشک نریزد و دلم پریشان نباشد و زمانی پیش نمی‌آمد که دردهایم افزون نگردد و غمهایم دو چندان نشود…» از همکاران خواجه در الموت می‌توان به حسن محمود کاتب یا حسن صلاح منشی بیرجندی اشاره کرد که همراه خواجه از قهستان به الموت آمده بود وی در طول روز آنچه را که خواجه تدریس می‌کرد مکتوب می‌کرد و برداشت خویش را در اوقات فراغت به صورت شعر بیان کرده‌است. دیوان اشعار وی دیوان قائمیات نام دارد. خواجه توسی و هلاکوخان مغول از آنجا که وجود اسماعیلیان حاکمیت و قدرت سیاسی مغولان را به خطر می‌انداخت هلاکوخان در سال ۶۵۱ ق. با اعزام لشکری به قهستان آنجا را فتح کرد. حاکم قلعه پس از مشورت با خواجه نصیر، علاوه بر تسلیم کامل قلعه، از مغولان اطاعت کرد و چندی پس از آن در سال ۶۵۶ ق. تاج و تخت اسماعیلیان در ایران برچیده شد و بدین سان خواجه نصیر بزرگترین گام را در جلوگیری از جنگ و خون‌ریزی و قتل‌عام مردم برداشته، از این رو نزد خان مغول احترام و موقعیت ویژه‌ای یافت. برخی گفته‌اند هلاکو به جز خواجه نصیرالدین طوسی و دو پزشک دیگر، رکن الدین و همه همراهان وی را به قتل رساند و زنده‌نگه‌داشتن خواجه نصیر به دلیل آن بود که هلاکو از جایگاه علمی و فکری او مطلع بود. هلاکو بدون اجازه خواجه هیچ تصمیمی نمی‌گرفت، هیچ سفری نمی‌رفت و هیچ حکمی نمی‌داد. هلاکوخان همچنین در گشایش بغداد و کشتن واپسین خلیفه عباسی، از نظرهای خواجه توسی بهره گرفت. مستعصم (آخرین خلیفه عباسی) در دوران حکومت خود علاوه بر لهو و لعب، به خون‌ریزی مسلمانان پرداخت. عده‌ای از شیعیان بغداد به دست پسرش (ابوبکر) به خاک و خون کشیده شدند و اموالشان به غارت رفت. مقام علمی و ارزش فکری نصیرالدین توسی موجب شد تا هلاکو، او را در شمار بزرگان خود دانسته، نسبت به حفظ و حراست از جان وی کوشا باشد و او را در همه سفرها به همراه خویش دارد تاثیرات و یادگارها پایگاه جستجوگر گوگل، به مناسبت هشتصد و دوازدهمین سالگرد تولد خواجه نصیرالدین طوسی، تصویری از وی در تارنمای خود گذاشت. تمبر یادگار خواجه نصیرالدین طوسی در جمهوری آذربایجان منتشره در سال ۲۰۰۹ میلادی یک دهانه آتشفشانی ۶۰ کیلومتری در نیم‌کره جنوبی ماه به نام خواجه نصیرالدین طوسی نام‌گذاری شده‌است. یک خرده سیاره که توسط ستاره‌شناس روسی نیکلای استفانویچ چرنیخ در ۱۹۷۹ کشف شد نیز به نام وی نامیده شده‌است. دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در تهران و رصدخانه شامخای در جمهوری آذربایجان نیز به نام او نام‌گذاری شده‌اند. در سال ۲۰۱۳ میلادی، پایگاه جستجوگر گوگل، به مناسبت هشتصد و دوازدهمین سالگرد تولد خواجه نصیرالدین طوسی، تصویری از وی در تارنمای خود گذاشت که در کشورهای عربی قابل دسترسی بود. به گفته بی‌بی‌سی، در این عکس بر ایرانی‌تبار بودن این دانشمند تاکید شده بود که واکنش‌هایی را در کشورهایی عربی در پی داشت. در ایران روز ۵ اسفند سالروز تولد خواجه نصرالدین طوسی را روز مهندسی نام‌گذاری شده‌است. شاگردان جمال‌الدین حسن بن یوسف مطهر حلی (علامه حلی، درگذشته ۷۲۶ ق) او از دانشوران برزگ شیعه بود که آثار گران‌سنگی از خود به جای نهاد. وی شرحهایی نیز بر کتابهای خواجه نگاشت. کمال‌الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی (ابن میثم بحرانی، درگذشته ۶۷۹ ق. یا ۶۹۹ ق) او حکیم، ریاضیدان، متکلم و فقیه بود و عالمان بزرگی از محضرش استفاده کردند. وی گرچه در رشته حکمت زانوی ادب و شاگردی در مقابل خواجه بر زمین زد، از آن سو خواجه از درس فقه وی بهره‌مند شد. این محقق بحرینی شرح مفصلی بر نهج‌البلاغه نوشته که به شرح نهج‌البلاغه ابن میثم معروف است. محمود بن مسعود بن مصلح کازرونی (قطب‌الدین شیرازی، درگذشته ۷۱۰ ق) او از شاگردان ممتاز خواجه است وی در چهارده سالگی به جای پدر نشست و در بیمارستان به طبابت پرداخت. سپس به شهرهای مختلفی سفر کرد و علم هیئت و اشارات ابوعلی را از محضر خواجه نصیر فرا گرفت. قطب‌الدین کتابهایی در شرح قانون ابن سینا و در تفسیر قرآن نوشته‌است. کمال‌الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی (ابن فوطی، درگذشته ۷۲۳ ق) او مذهب حنبلی داشت و معروف به ابن الفوطی بود. این دانشمند مدت زیادی در محضر خواجه علم آموخته‌است. وی از تاریخ‌نویسان معروف سده هفتم است و کتابهای معجم‌الآداب، الحوادث‌الجامعه و تلخیص معجم‌الالقاب از آثار اوست. سید رکن‌الدین استرآبادی (متوفی ۷۱۵ ق) از شاگردان و همراهان خاص خواجه بوده و شرح‌هایی بر کتابهای استاد خویش نوشته و علاوه بر تواضع و بردباری، از احترامی افزون برخوردار بوده‌است. وی در تبریز به خاک سپرده شده‌است. برخی دیگر از شاگردان خواجه نصیر عبارتند از: ابراهیم حموی جوینی اثیرالدین اومانی مجدالدین طوسی مجدالدین مراغی آثار زندگی او بر پایه دو هدف اخلاقی و علمی بنا نهاده شده بود. او در بیشتر زمینه‌های دانش و فلسفه، تالیفات و رساله‌هایی از خود به یادگار گذاشته که بیشتر عربی هستند، اما ۲۵ درصد نوشته‌های وی به زبان پارسی بوده‌اند. خواجه نصیرالدین طوسی برخلاف ابن سینا اقدامی برای ترجمه لغت‌های عربی و به وجودآوردن اصطلاحات فارسی به جای اصطلاحات عربی نکرد و همان واژه‌های رایج روزگار خود را در آثار فارسی به کار برد. از معروفترین آثار او به پارسی، «اساس الاقتباس» و «اخلاق ناصری» را می‌توان یاد کرد. وی در اخلاق ناصری رستگاری راستین انسان‌ها را در «سعادت نفسانی»، «سعادت بدنی» و «سعادت مدنی» می‌داند و این نکته نشان می‌دهد که خواجه در مسایل مربوط به بهداشت جسمانی و روانی هم کارشناس بوده‌است. خواجه نصیر حدود یکصد و نود کتاب و رساله علمی در موضوعات متفاوت به رشته تحریر درآورد. که ذیلا به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود: تجرید الاعتقاد: که در موضوع کلام نگاشته شده و به دلیل اهمیت فوق‌العاده آن مورد توجه دانشمندان قرار گرفته و شرحهای بسیاری پیرامون آن نوشته شده‌است. شرح اشارات بوعلی سینا: این کتاب شرحی بر اشارات بوعلی سینا است. قواعد العقاید اخلاق ناصری یا اخلاق طوسی آغاز و انجام تحریر مجسطی تحریر اقلیدس تجریدالمنطق تلخیص المحصل اساس الاقتباس زیج ایلخانی آداب البحث آداب المتعلمین روضهالقلوب اثبات بقاء نفس تجرید الهندسه اثبات جوهر جامع الحساب اثبات عقل جام گیتی نما اثبات واجب الوجود الجبر و الاختیار استخراج تقویم خلافت نامه اختیارات نجوم رساله در کلیات طب ایام و لیالی علم المثلث الاعتقادات شرح اصول کافی کتاب الکل صورالکواکب تعدیل المعیار فی نقد تنزیل الافکار تصورات یا روضهالتسلیم رساله تولا و تبری فعالیت‌های شاخص علمی فلسفه مشائی خواجه نصیر کوشید تا با پاسخ به انتقادات متکلمین اشعری بخصوص محمد غزالی و فخر رازی، از فلسفه مشائی دفاع کند و با شرح و بسط آرای فلسفی ابن سینا به آن قوتی مجدد ببخشد. کلام شیعه خواجه نصیر با استفاده از آرای فلسفی ابن سینا کلام شیعه را بر برهان‌های عقلی مبتنی کرد. اثر وی به نام تجرید الاعتقاد یکی از مهمترین متون کلامی شیعه است که شرح‌های متعددی بر آن نگاشته شده‌است. کتاب تجرید العقائد یکی از نوشته‌های پرتاثیر خواجه در دانش کلام است. این کتاب سهم عمده‌ای در تحول علم کلام داشته‌است و به مدت چند قرن متوالی به عنوان متن معیار محسوب می‌شده است. گفته شده‌است که بسیاری از مکاتب فلسفی همچون مکتب شیراز، نوآوری‌های خویش را با توجه به متن این کتاب آشکار کرده‌اند. در مکتب فلسفی اصفهان تا اندازه‌ای این کتاب در حاشیه قرار گرفت و بیشتر به عنوان متنی کلامی ملاحظه شد. کلام فلسفی هم در میان شیعیان و هم در میان اهل سنت مورد توجه بوده‌است چنان‌که کتاب طوالع قاضی بیضاوی و مواقف عضدالدیم ایجی نظایر کتاب تجرید در میان اهل سنت‌اند. مثلثات در کتاب شکل القطاع مثلثات را برای اولین بار به عنوان دانشی مستقل معرفی کرد و آن را در پیش‌گفتار علم نجوم معرفی می‌کند و قوانین اساسی برای حل مثلثات مسطح و کروی مطرح می‌کند. فیزیک در کتاب تجریک‌الکلام درباره نور و با تکیه بر نظریه ذره مطالبی را عنوان می‌کند که فوق‌العاده اهمیت دارد. در کتاب البصائر نوشته اقلیدوس وی انتشار صوت را به امواج آب تشبیه می‌کند و به آن پرداخته است. وی در نحوه استفاده از ساعت آفتابی ابتکار جدیدی برای رصد کردن به خرج داده‌است که این ابتکار در علم ستاره‌شناسی ارزشمند است. نجوم خواجه نصیرالدین طوسی «زیج ایلخانی» را از روی رصدهای انجام‌شده در رصدخانه مراغه تدوین کرده‌است. زیج ایلخانی سده‌ها از اعتبار خاصی در بسیاری از سرزمین‌های آن زمان -از جمله در چین- برخوردار بوده‌است و در سال ۱۳۵۶ میلادی (۳۰۰ سال پس از مرگ طوسی) ترجمه و در اروپا منتشر شد. قدیمی‌ترین نسخه این زیج در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می‌شود. تاثیر خواجه در علم کلام دو قرن پیش از خواجه، تحولات کلامی بنوعی با ابوالحسین بصری آغاز شد و فخر رازی در کتاب محصل این رویکرد را ادامه داد. ابوالحسین بصری که از شاگردان قاضی عبدالجبار معتزلی بود از پیروان بهشمی بود. بصری تحت تاثیر اموزه‌های فلسفی در برخی آموزه‌های معتزلی تجدید نظرهایی را آغاز کرد که همزمان با تدوین آثار این سینا در خراسان همراه شد. تاثیر نظرات فلسفی و شهرت آن‌ها بیشتر به خاطر کتب غزالی یعنی مقاصد الفلاسفه و تهافت بود که باعث شهرت آرای فلسفی ابن سینا در میان متکلمان شد. مکتب ابوالحسین بصری توسط یکی از شاگردانش به نام ملاحمی گسترش یافت. اندیشه‌های فخر رازی و ملاحمی و بصری تاثیر بسزایی در فلسفی شدن کلام شیعه داشتند متکلمان امامی همچون سدیدالدین حمصی نیز در اواخز سده ششم هجری با آموزه‌های بصری آشنا شدند و از وی تاثیر پذیرفتند. در واقع می‌توان گفت که خواجه با سه سنت آشنا بود. نخست سنت ابوالحسین بصری که در برخی آثار خواجه تاثیر واضحی دارد. دیگر سنت فلسفی ابن سینا و شارحان وی در خراسان قرار داشت؛ و سنت رواج نظرات فخر رازی و تاثیری پذیری خواجه از وی بود. بیشتر کتب کلامی و فلسفی فخر در زمان خواجه در خراسان رایج بوده‌است. نمونه‌ای از اشعار علمی خواجه نصرالدین برای آسان‌تر کردن علوم برای دانشجویان بعضی از مباحث علمی را به صورت شعر (نظم) بیان می‌کرد. فرق بین دال و ذال معجم تشریح ۷ پرده چشم و سه گونه آب که در آنهاست وفات تاریخ وفات او هیجدهم ذیقعده سال ۶۷۳ ق. است؛ و در حرم کاظمین و پایین پای دو امام مدفون شد. بنا به وصیتش بر روی سنگ مزارش این آیه قرآن را نگاشتند. «و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید» = «و سگشان (به حالت پاسبانی) دو دست خویش بر درگاه (غار) گشاده بود». مذهب بر اساس آثار خواجه نصیر در مسلمان و شیعه بودن او تردیدی نیست. اما در اینکه آیا او در ادوار مختلف زندگیش شیعه امامی یا شیعه اسماعیلی بوده نزد مورخین اختلافاتی وجود دارد. از این لحاظ زندگانی خواجه را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد. او به باور اکثر تاریخ نویسان در ابتدای زندگی و قبل از پیوستن به اسماعیلیان شیعه امامی بوده‌است. در عین حال، عده‌ای این احتمال را که او در یک خانواده شیعی اسماعیلی به دنیا آمده باشد منتفی ندانسته‌اند. خواجه بین سالهای ۶۱۹ تا ۶۲۴ به قلاع اسماعیلیه وارد شد. نظر نویسندگان درباره علت ورود خواجه به قلاع مختلف است. گروهی قائلند که خواجه به اجبار نزد اسماعیلیان رفته‌است، و در مقابل، عده‌ای برآنند که او با میل خود نزد آنان رفته و با این حال پس از اینکه تصمیم گرفت از پیش آنان برود به وی اجازه ندادند و او را محبوس کردند. گروهی نیز معتقدند که او در تمامی دوران حضورش در میان اسماعیلیان آزادی کامل داشت و می‌توانست بدون درد سر عقاید مخالف خود را ابراز کند. در طی حدود ۳۰ سال اقامت در قلاع اسماعیلیه در مورد مذهب خواجه طوسی نظرات گوناگونی وجود دارد. به بیان حمید ملک مکان «فعالیت‌های علمی متعدد، کتاب‌ها و رساله‌هایی که وی در زمینه‌های مختلف نوشته، و نیز مدت طولانی‌ای که با اسماعیلیان زندگی کرده و با آنان حشر و نشر داشته‌است، عامل مهمی در اختلاف آرا و اقوال دانشمندان و نویسندگان درباره وی شده‌است.» از طرفی «علمای اثناعشری که خواجه را امامی می‌دانند مصرانه منکرند خواجه به کیش اسماعیلی درآمده بوده و صحت انتساب رسالات اسماعیلی بدو را که در میان اسماعیلیان محفوظ مانده‌است، انکار می‌کنند.» برخی از آن‌ها با قبول انتساب این رسالات به او آن‌ها را محصول تقیه خواجه برای حفظ جان خود در دوره اسارت می‌دانند. این نظر با تغییر مقدمه اخلاق ناصری منتسب به خواجه تقویت می‌شود، چرا که در آنجا تصریح می‌کند که «به حکم اضطرار بر اسماعلیان وارد شده و مقدمه کتاب را بر طبق عقیده آنان، نه اهل شریعت و سنت نگاشته است.» عده‌ای هم بر این باورند که خواجه در این دوران واقعا تحت تاثیر عقاید اسماعیلیان قرار گرفته و به کیش ایشان روی خوش نشان داده بود. نزد مورخین تردیدی نیست که پس از سال ۶۵۴ و سقوط دولت اسماعیلی نزاری تا پایان عمر، خواجه نصیرالدین به مذهب شیعی دوازده امامی زندگی کرد. او در این مدت مهمترین کتاب‌های کلامی خود را بر طبق این آیین نوشت که از جمله آن‌ها می‌توان تجرید العقاید، قواعد العقاید، فصول و امامت را نام برد. وصیت او مبنی بر دفن پیکرش در پایین پای موسی کاظم و محمدجواد (امامان هفتم و نهم شیعیان امامی) موید این مطلب است که او در هنگام مرگ به عقیده اسماعیلیه نبوده است. خانواده خواجه نصیر سه پسر از خود به یادگار نهاد: صدرالدین علی، فرزند بزرگ او که همواره در کنار پدر و همگام با او بود و در فلسفه، نجوم و ریاضی بهره کافی داشت. دومین فرزندش اصیل الدین حسن نیز اهل دانش و فضیلت بود و در زمان حیاتش اغلب به امور سیاسی مشغول بود. فرزند کوچک خواجه فخر الدین محمد بود که ریاست امور اوقاف در کشورهای اسلامی را به عهده داشت. رصدخانه مراغه ادعاهای دیگران درباره میراث فرهنگی و معنوی ایران منابع و پانویس خلاصه زندگینامه علمی دانشمندان؛ بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی؛ زیر نظر احمد بیرشک کتاب ریاضیدانان مسلمان و سیر علوم ریاضی در شرق اسلامی بقلم: غلامرضا تاتاری. صفحات۲۶۲–۲۷۰
[ "طوس", "ایلخانان", "فیلسوف", "دانشمند", "فلسفه مشایی", "اخلاق ناصری", "زیج ایلخانی", "اساس‌الاقتباس", "۵۹۷ (قمری)", "۶۷۲ (قمری)", "۶۵۳", "بغداد", "۵۷۹ (خورشیدی)", "توس", "همه‌چیزدان", "علم کلام", "فقیه", "ستاره‌شناس", "اندیشمند", "ریاضیدان", "منجم", "پزشک", "معمار", "ایرانی‌ها", "ابن سینا", "ایران", "کلام", "شیعه", "تجرید الاعتقاد", "رصدخانه مراغه", "سید حسین نصر", "الیور لیمان", "قطب الدین شیرازی", "مثلثات", "زبان فرانسه", "نیشابور", "حمله مغول", "قهستان", "اسماعیلیان", "دژ الموت", "هلاکو", "عباسیان", "ذی الحجه", "۶۷۲", "هجری قمری", "کاظمین", "جهرود", "ساوه", "امام هشتم شیعیان", "نماز جماعت", "قرآن کریم", "زبان عربی", "علی بن محمد", "سراج الدین قمری", "امام فخر رازی", "فخر رازی", "قانون در طب", "قطب مصری", "عطار نیشابوری", "برهان الدین", "شهر قم", "ابن ادریس حلی", "ابن زهره", "کمال الدین موصلی", "علم نجوم", "اسماعیلیه", "جعفر صادق", "حسن صباح", "قلعه الموت", "قزوین", "قائن", "حسن صلاح", "اوقات فراغت", "دیوان اشعار", "دیوان قائمیات", "هلاکوخان", "مستعصم", "نیم‌کره جنوبی", "ماه", "دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی", "جمهوری آذربایجان", "گوگل", "۵ اسفند", "روز مهندسی", "علامه حلی", "ابن میثم بحرانی", "نهج‌البلاغه", "قطب‌الدین شیرازی", "علم هیئت", "الاشارات و التنبیهات", "ابوعلی", "تفسیر قرآن", "ابن فوطی", "حنبلی", "تبریز", "ابراهیم حموی جوینی", "اثیرالدین اومانی", "مجدالدین طوسی", "مجدالدین مراغی", "محمد معین", "اساس الاقتباس", "بوعلی سینا", "روضةالقلوب", "صورالکواکب", "اشعری", "محمد غزالی", "فلسفه مشائی", "فلسفه", "ساعت آفتابی", "اروپا", "ذال معجم", "حرم کاظمین", "مسلمان", "شیعه دوازده‌امامی", "تقیه", "کشورهای اسلامی", "ادعاهای دیگران درباره میراث فرهنگی و معنوی ایران", "ریاضیدانان مسلمان", "علوم ریاضی" ]
[ "اخترشناسان اسلام قرون وسطی", "اخترشناسان فارسی‌زبان قرون وسطی", "اسلام‌شناسان مسلمان سده ۱۳ (میلادی)", "اسلام‌شناسان مسلمان شیعه", "اهالی ایران در سده ۱۳ (میلادی)", "اهالی توس", "اهالی خراسان", "اهالی مشهد", "دانشمندان علوم غریبه", "دانشمندانی که بر روی تعیین قبله کار کرده‌اند", "درگذشتگان ۱۲۷۴ (میلادی)", "درگذشتگان ۶۵۳", "درگذشتگان ۶۷۲ (قمری)", "روحانیان شیعه", "ریاضی‌دانان اسلام قرون وسطی", "ریاضی‌دانان اهل ایران", "ریاضی‌دانان اهل ایران در قرون وسطی", "ریاضی‌دانان سده ۱۳ (میلادی)", "زادگان ۱۲۰۱ (میلادی)", "زادگان ۵۷۹", "زادگان ۵۹۸ (قمری)", "ستاره‌شناسان سده ۱۳ (میلادی)", "شیعیان ایران", "عالمان شیعه", "عالمان مسلمان", "فیلسوفان اهل ایران", "فیلسوفان فارسی‌زبان", "فیلسوفان مسلمان", "مخترعان مسلمان", "وزیران ایلخانیان" ]
1,319
رابرت اف. کندی
1
93
0
[ "رابرت كندي", "رابرت کندی", "رابرت اف. كندي", "رابرت اف کندی", "رابرت اف كندي" ]
false
37
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "رابرت اف. کندی" }, { "Item1": "image", "Item2": "Robert F Kennedy crop.jpgborder" }, { "Item1": "caption", "Item2": "کندی در سال ۱۹۶۴" }, { "Item1": "order", "Item2": "[[سناتور ایالات متحده آمریکا]]ار [[ایالت نیویورک]]" }, { "Item1": "term_start", "Item2": "۳ ژانویه ۱۹۶۵" }, { "Item1": "term_end", "Item2": "۶ ژوئن ۱۹۶۸" }, { "Item1": "predecessor", "Item2": "[[کنت کیتینگ]]" }, { "Item1": "successor", "Item2": "[[چارلز گودل]]" }, { "Item1": "order2", "Item2": "۶۴امین" }, { "Item1": "title2", "Item2": "[[دادستان کل ایالات متحده آمریکا]]" }, { "Item1": "president2", "Item2": "[[جان اف. کندی]] [[لیندون بی. جانسون]]" }, { "Item1": "term_start2", "Item2": "۲۰ ژانویه ۱۹۶۱" }, { "Item1": "term_end2", "Item2": "۳ سپتامبر ۱۹۶۴" }, { "Item1": "predecessor2", "Item2": "[[William P. Rogers]]" }, { "Item1": "successor2", "Item2": "[[Nicholas Katzenbach]]" }, { "Item1": "birth_name", "Item2": "Robert Francis Kennedy" }, { "Item1": "birth_place", "Item2": "[[بروکلاین، ماساچوست]]" }, { "Item1": "death_place", "Item2": "[[لس آنجلس]]، [[کالیفرنیا]]" }, { "Item1": "resting_place", "Item2": "[[آرامستان ملی آرلینگتون]][[شهرستان آرلینگتون، ویرجینیا]]" }, { "Item1": "spouse", "Item2": "(مرگش)" }, { "Item1": "children", "Item2": "۷ پسر و ۴ دختر:[[کاتلین]]، [[جوزف]]، [[رابرت جونیر]], [[دیوید]]، [[کورتنی]]، [[مایکل]]، [[کری]]، [[کریستوفر]]، [[مکس]]، [[داگلاس]]، [[روری کندی]]" }, { "Item1": "relations", "Item2": "See: [[خانواده کندی]]" }, { "Item1": "religion", "Item2": "[[کلیسای کاتولیک]]" }, { "Item1": "signature", "Item2": "Robert Kennedy Signature.svg" }, { "Item1": "party", "Item2": "[[دموکرات]]" }, { "Item1": "alma_mater", "Item2": "[[دانشگاه هاروارد]] <small>([[AB]])</small>[[دانشگاه ویرجینیا]] <small>([[LL.B]])</small>" }, { "Item1": "profession", "Item2": "[[وکیل]][[سیاست‌مدار]]" }, { "Item1": "branch", "Item2": "[[U.S. Naval Reserve]]" }, { "Item1": "battles", "Item2": "[[جنگ جهانی دوم]]" }, { "Item1": "serviceyears", "Item2": "۱۹۴۴–۴۶" }, { "Item1": "rank", "Item2": "23px [[Seaman Apprentice]]" } ], "Title": "officeholder" }
رابرت فرانسیس «بابی» کندی (زاده ۲۰ نوامبر ۱۹۲۵ - درگذشته ۶ ژوئن ۱۹۶۸)، معروف به آراف‌کی سیاست‌مدار اهل ایالات متحده آمریکا بود. او از سال ۱۹۶۵ تا هنگام ترورش در سال ۱۹۶۸، سناتور نیویورک در سنای ایالات متحده آمریکا و پیش از آن از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴ در دولت‌های برادر بزرگترش رئیس جمهور جان اف کندی و لیندون جانسون، دادستان کل ایالات متحده بود. او که از نمادهای لیبرالیسم مدرن آمریکاست برای کسب نامزدی حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۶۸ ایالات متحده آمریکا رقابت کرد. در جریان مبارزات انتخاباتی، لحظاتی بعد از پیروزی در ایالت کالیفرنیا در آشپزخانه هتل آمباسادور شهر لس‌آنجلس، هدف گلوله سرحان سرحان دانشجوی ۲۴ ساله فلسطینی‌تبار شهروند اردن قرار گرفت و به مانند برادر بزرگ‌ترش کشته شد. راست رابرت کندی (وسط) در کنار برادرانش تد (راست) و نامزد انتخابات ریاست جمهوری جان اف. کندی در ژوئیه ۱۹۶۰
[ "فهرست نمایندگان مجلس سنای ایالات متحده از نیویورک", "ایالت نیویورک", "کنت کیتینگ", "چارلز گودل", "دادستان کل ایالات متحده آمریکا", "جان اف. کندی", "لیندون بی. جانسون", "William P. Rogers", "Nicholas Katzenbach", "بروکلاین، ماساچوست", "لس آنجلس", "کالیفرنیا", "آرامستان ملی آرلینگتون", "شهرستان آرلینگتون، ویرجینیا", "Ethel Kennedy", "Kathleen Kennedy Townsend", "Joseph P. Kennedy II", "رابرت اف. کندی جونیر", "David A. Kennedy", "Courtney Kennedy Hill", "Michael LeMoyne Kennedy", "Kerry Kennedy", "Christopher G. Kennedy", "Max Kennedy", "Douglas Harriman Kennedy", "روری کندی", "خانواده کندی", "کلیسای کاتولیک", "حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا", "دانشگاه هاروارد", "کارشناسی هنر", "دانشگاه ویرجینیا", "Bachelor of Laws", "وکیل", "سیاست‌مدار", "United States Navy Reserve", "جنگ جهانی دوم", "Seaman Apprentice", "ایالات متحده آمریکا", "سناتور", "نیویورک", "سنای ایالات متحده آمریکا", "جان اف کندی", "لیندون جانسون", "دادستان کل ایالات متحده", "حزب دموکرات", "انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا (۱۹۶۸ میلادی)", "لس‌آنجلس", "سرحان سرحان", "اردن" ]
[ "آدم‌کشی‌های ۱۹۶۸ (میلادی) در ایالات متحده آمریکا", "اعضای کابینه جان اف. کندی", "اعضای کابینه لیندون بی. جانسون", "افراد آمریکایی ایرلندی‌تبار", "افراد پادکمونیست اهل ایالات متحده آمریکا", "افراد کشته‌شده در کالیفرنیا", "افسران نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا", "اهالی برانکس‌ویل، نیویورک", "اهالی بروکلین، ماساچوست", "پیروان کلیسای کاتولیک رم اهل ایالات متحده آمریکا", "ترقی‌خواهی در ایالات متحده آمریکا", "حقوق‌دانان اهل ایالات متحده آمریکا", "خاک‌سپاری‌ها در گورستان ملی آرلینگتون", "خانواده کندی", "خواهر/برادران رؤسای جمهور آمریکا", "دانش‌آموختگان دانشگاه هاروارد", "درگذشتگان ۱۹۶۸ (میلادی)", "دریافت‌کنندگان مدال طلای کنگره", "دموکرات‌های اهل ماساچوست", "دموکرات‌های اهل نیویورک", "رابرت اف کندی", "زادگان ۱۹۲۵ (میلادی)", "سیاستمداران اهل ایالات متحده آمریکا", "سیاستمداران ترورشده اهل ایالات متحده آمریکا", "سیاستمداران سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا", "سیاست‌مداران کشته‌شده", "قربانیان قتل در آمریکا", "کشته‌شدگان در لس آنجلس", "لیبرالیسم در ایالات متحده آمریکا", "مخالفان آپارتاید در آفریقای جنوبی", "مرگ‌ها به وسیله اسلحه گرم در کالیفرنیا", "نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا (۱۹۶۴)", "نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا (۱۹۶۸)", "نمایندگان سنای آمریکا از ایالت نیویورک", "نمایندگان سنای حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا", "نویسندگان اهل ایالت نیویورک", "نویسندگان اهل بوستون", "نویسندگان سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا", "نظامیان اهل ماساچوست", "نظامیان ایالات متحده آمریکا در جنگ جهانی دوم", "وزیران دادگستری ایالات متحده آمریکا", "وکیلان اهل ایالت نیویورک", "وکیلان اهل ماساچوست", "طرفداران مبارزه با فقر" ]
1,320
جمله
0
90
0
[ "جملات" ]
false
47
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جمله یک یا چند فراکرد مرتبط به هم را شامل می‌شود که پیام کاملی را از فرستنده پیام (گوینده، نویسنده) به گیرنده پیام (شنونده، خواننده) برساند. ما مقصود خود را به صورت جمله بیان می‌کنیم. جمله یک یا مجموع چند جمله است. از نگاه ساختار جمله ساده: جمله‌ای که تنها از یک فراکرد تشکیل یافته باشد. نمونه: فردا سالگرد پیروزی مردم نیکاراگوئه است. جمله مرکب: جمله‌ای که از دو یا چند فراکرد همپایه ساخته شده‌است. نمونه: اگر به مریض دارو داده نشود، خواهد مرد. جمله پیچیده: جمله‌ای که از یک فراکرد پایه و یک یا چند فراکرد پیرو ساخته شده‌است. نمونه:علی به درس ریاضیات که از درس‌های مشکل است، علاقه دارد. از نگاه هدف جمله از لحاظ هدف و پیامی که منتقل می‌کند دارای انواع زیر است: جمله خبری: جمله‌ای است که واقع شدن (یا نشدن) یا بودن (یا نبودن) حالتی را بیان می‌کند. نمونه: فردا سالگرد پیروزی مردم نیکاراگوئه‌است. جمله پرسشی: جمله‌ای است که در آن با استفاده از کلمات پرسشی یا تغییر لحن پیرامون موضوعی سوال می‌کند. نمونه: فردا چه روزی است؟ جمله عاطفی یا جمله تعجبی:جمله‌ای است منعکس‌کننده یکی از عواطف انسانی که اگر شامل تعجب یا تحسین باشد بدان جمله تعجبی نیز گفته و در انتهای جمله از این نشانه «!» استفاده می‌کنیم. نمونه: چه باغ باصفایی! جمله امری: جمله‌ای است که با آن انجام دادن کاری یا دست داشتن و پذیرفتن صفت یا حالتی به صورت مثبت یا منفی خواسته می‌شود؛ که به شکل مثبت آن فعل امر و شکل منفی آن فعل نهی می‌گوییم. نمونه: همه در جای خود بایستند. جمله دعایی: جمله‌است که حاوی دعا یا نفرین باشد. از نظر معنی جمله از نظر معنی نیز به دو قسمت تقسیم می‌شود: ۱- جمله خبری: اگر جمله‌ای بیان‌کننده خبری باشد، چه در زمان گذشته و چه در زمان حال و چه در زمان آینده، آن را جمله خبری می‌گویند؛ مانند: تقی رفت، حسین می‌آید، منوچهر خواهد رفت. ۲- جمله انشایی: جمله‌ای است که مفهوم جمله خبری را نرساند؛ مانند: جمله امری – دعایی – استفهامی – تمنایی- شرطی – ندایی؛ بنابراین جملات زیر انشایی هستند: بیا / مرو / الهی او به زودی نجات یابد / کاش او را بیابد / اگر او به خانه ما بیاید… / ای پسر به کار نیک بکوش. به‌طور کلی اگر بتوانیم در جمله‌ای احتمال صدق و کذب بدهیم خبری و در غیر این صورت انشایی است. از نظر مکان اجزای جمله از نظر مکان اجزای آن نیز به دو قسمت تقسیم می‌شود: ۱- جمله مستقیم: اگر جمله‌ای فعلی باشد، ترتیب قرار گرفتن اجزای آن بدین طریق است: فاعل/ مفعول بیواسطه / مفعول با واسطه یا متمم / قید/ فعل و اگر جمله‌ای اسمی باشد، ترتیب قرارگرفتن اجزای آن بدین شکل است: مسند الیه/ مسند / رابطه ۲- جمله مقلوب یا غیرمستقیم: اگر مکان قرار گرفتن اجزای جمله‌ای غیر از آنچه ذکر شد، باشد یعنی اجزای آن تغییر مکان داده باشند آن را جمله مقلوب یا غیرمستقیم می‌نامند. دیگر دسته‌بندی‌ها ۱- جمله کامل: جمله‌ای را کامل می‌گوییم که معنای تام از آن حاصل شده و سکوت گوینده و عدم انتظار شنونده در آن به جا باشد؛ مانند: دیروز به خانه تقی رفتم، خدا بزرگ است، روزگار هرکس را ادب می‌کند. ۲- جمله ناقص: جمله‌ای ناقص است که شنونده انتظار بقیه مطلب را داشته باشد و سکوت گوینده باعث عدم کمال آن باشد؛ مانند: وقتی او را دیدم …، اگر او آمد…. هریک از این جملات کامل یا ناقص می‌تواند مکمل جمله ناقص دیگری باشد؛ بنابراین: جمله مکمل: آن است که کامل‌کننده جمله ناقص باشد؛ مانند: از بازار برمی‌گشت (مکمل جمله ناقص: وقتی او را دیدم)، من می‌روم (مکمل جمله ناقص: اگر او آمد)، از این جا فرار کرد (مکمل جمله ناقص: تا او را صدا زدم). جمله معترضه: ممکن است جمله‌ای را بتوانیم از میان گفتار گوینده حذف کنیم ولی به معنی گفتار او لطمه‌ای وارد نیاید که آن را جمله معترضه می‌گویند؛ مانند: اگر حسن آمد (که نمی‌آید) می‌روم. دی پیر می‌فروش (که یادش به خیر باد) گفتا شراب خور که غم دل برد زیاد جمله از نظر دیگری نیز به دو قسم تقسیم می‌شود: اسمی و فعلی. ۱- جمله اسمی: هرگاه جمله‌ای دارای فعل ربطی باشد، آن را جمله اسمی می‌نامند و در حقیقت آن جمله از مسندالیه و مسند و رابطه تشکیل شده است؛ مانند: خدا داناست. اتاق بزرگ بود. ۲- جمله فعلی: هرگاه جمله‌ای دارای فعل خاص یا تام باشد، آن را جمله فعلی می‌نامند و در حقیقت آن جمله از فعل و فاعل و… تشکیل شده است؛ مانند: تقی آمد، من حسین را دیدم. جمله از نظر دیگری نیز به دو قسمت تقسیم می‌شود: مطلق و مقید. ۱- جمله مطلق: اگر جمله‌ای مقید به زمان یا مکان یا … نباشد و مقید به جمله قیدی دیگر هم نباشد، آن را مطلق می‌نامند؛ مانند: او را دیدم، پرویز مریض است. ۲-جمله مقید: اگر جمله‌ای دارای قید زمان یا مکان یا … باشد آن را جمله مقید می‌گویند؛ مانند: دیروز او را دیدم. پرویز خیلی مریض بود. حسن اینجا آمد …
[ "پارسی سره", "فراکرد", "جمله ساده", "جمله مرکب", "جمله پیچیده", "جمله خبری", "جمله پرسشی", "جمله عاطفی", "جمله تعجبی", "جمله امری", "جمله دعایی" ]
[ "گزاره‌ها", "عناصر نحوی", "واحدهای معنایی" ]
1,321
ضمیر
0
98
0
[ "ضمير" ]
false
23
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ضمیر واژه‌ایست که می‌تواند جایگزین گروه اسمی شود، مثلا به جای آنکه بگوییم « سهراب را دیدم و به سهراب گفتم»، می‌گوییم «سهراب را دیدم و به او گفتم» ضمایر فارسی ضمایر فارسی دارای هشت گونه‌اند: شخصی، مشترک، اشاره، پرسشی، مبهم، تعجبی، شمارشی، ملکی (اختصاصی) جدول زیر نشان‌دهنده همه ضمایر شخصی فارسی (گسسته و پیوسته) است. ضمایر شخصی گسسته پیوسته مفرد جمع مفرد جمع اول شخص من ما م مان دوم شخص تو شما ت تان سوم شخص او آنها/ایشان ش شان ضمیر «شما» (به‌همراه ضمیر گسسته «تان» و شناسه دوم شخص جمع) همچنین برای دوم شخص مفرد و در هنگام رعایت احترام بکار می‌رود؛ و همچنین از ضمیر سوم شخص جمع «ایشان» (به همراه ضمیر گسسته «شان» و شناسه سوم شخص جمع) برای سوم شخص مفرد و در هنگام حفظ احترام او استفاده می‌شود (مانند «مادرم گفتند»، «ایشان گفتند»). گاهی نیز به جای «او» ضمیر سوم شخص مفرد «وی» می‌آید. در زبان پهلوی (پارسی میانه) «وی» برای حالت مفعولی و «او» برای حالت فاعلی به کار می‌رفت. (البته در متون متاخر پهلوی این امر رعایت نمی‌شود). نقش ضمیر در زبان‌های مختلف زبان‌ها به دو دسته «ضمیرآزاد» (free pronoun) و «ضمیروابسته»(bound pronoun) تقسیم می‌شوند. در زبان‌های ضمیر آزاد، ضمایر بیشتر به شکل منفصل (independent pronoun) به کار می‌روند، یعنی ضمایر، کلماتی هستند که از نظر نحوی، یک واحد مستقل به حساب می‌آیند. حتی اگر در این زبان‌ها، ضمایر به صورت شناسه (agreement) و واژه‌بست یا ضمیر متصل (clitic) به کار رود، باز هم نقش‌های دستوری اصلی در ضمیر منفصل خود را نشان می‌دهند. برعکس، در زبان‌های ضمیروابسته، ضمایر بیشتر به شکل ضمیر متصل و شناسه خود را نشان می‌دهند و ضمایر منفصل، یا اصولا در زبان وجود ندارند، یا اینکه نقشی فرعی ایفا می‌کنند و بیشتر برای تاکید به کار می‌روند. اوایل زبانشناسان گمان می‌کردند که اگر در زبانی، ضمیر به اشکال مختلف (ضمیر منفصل، ضمیر متصل یا شناسه) به کار رود، طبعا ضمیر منفصل، نقش اصلی را دارد و کاربرد آن اجباری است. به عبارت دیگر، ضمایر متصل یا شناسه‌ها همواره دارای نقش فرعی هستند و فقط یک سری اطلاعات را که در ضمیر منفصل آمده است، تکرار می‌کنند. همچنین اعتقاد بر آن بود که نشانه‌های حالت (case markers) به ضمایر منفصل می‌چسبند و بنابراین ضمایر منفصل، موضوع‌ها (arguments) را نشان می‌دهند. بر اساس این مقدمات، نتیجه‌گیری نهایی نیز آن بود که هم از لحاظ درزمانی و هم از لحاظ همزمانی، ضمایر منفصل اهمیت بیشتری دارند و در سیر تحولات تاریخی، طبیعتا ابتدا ضمایر منفصل در زبان‌ها به کار رفته و سپس به صورت‌های دیگری تبدیل شده است. اما در یک سری از زبان‌ها، مشاهده شد که شناسه‌ها و واژه‌بست‌ها، نقش اصلی را بر عهده دارند و ضمایر منفصل بیشتر از لحاظ تاکیدی یا تقابلی مورد استفاده قرار می‌گیرند (از جمله در زبان فارسی). همچنین در برخی زبان‌ها، نشانه‌های حالت نیز به ضمایر متصل یا شناسه‌ها می‌چسبند. در این زبان‌ها، ضمایر متصل و شناسه‌ها، اجباری هستند و ضمایر منفصل جنبه اختیاری دارند؛ بنابراین فرضیات قبلی زبانشناسان رد شد. دو نوع مطابقه در زبان‌ها وجود دارد. مطابقه دستوری (grammatical agreement) یکی از این دو نوع مطابقه است که بیشتر در زبان‌های ضمیرآزاد دیده می‌شود. در این نوع مطابقه، ضمایر منفصل نقش اصلی را بر عهده دارند و شناسه‌ها و ضمایر متصل یا واژه‌بست‌ها با ضمایر منفصل مطابقه می‌کنند (تکرار اطلاعات). در مطابقه مرجع‌دار (anaphoric agreement)، خود شناسه‌ها و ضمایر متصل، مستقیما به اسم‌ها اشاره دارند و نیازی به ضمایر منفصل نیست. این نوع مطابقه بیشتر در زبان‌های ضمیروابسته دیده می‌شود. در زبان‌هایی که از این نوع مطابقه استفاده می‌کنند، از آنجا که کلمات دارای شناسه هستند و نقش خود را مشخص می‌کنند، ترتیب کلمات (word order) چندان ثابت نیست. با توجه به تقسیم زبان‌ها به دو دسته ضمیرآزاد و ضمیروابسته و همچنین معرفی دو نوع مطابقه (مرجع‌دار و دستوری)، باید این دسته‌بندی‌ها را به صورت یک طیف (تقسیم‌بندی نسبی و نه مطلق) در نظر گرفت. به عبارت دیگر، برخی زبان‌ها هستند که کاملا ضمیرآزاد یا کاملا ضمیروابسته به شمار می‌روند و برخی دیگر، ترکیبی از دو نوع ضمیرآزاد و ضمیروابسته هستند. مثلا به نظر می‌رسد زبان آبخازی کاملا ضمیروابسته باشد، زیرا همه ضمیرها به صورت شناسه در فعل به کار می‌روند و از سوی دیگر همان فعل، نشان‌دهنده همه موضوع‌ها و حالت‌ها است. زبان انگلیسی تا حد زیادی ضمیرآزاد است. باید گفت گوناگونی فراوانی در این زمینه بین زبان‌ها مشاهده می‌شود. زبانشناسان در ابتدا گمان می‌کردند که ضمایر منفصل و به خصوص ضمایر منفصل «اول شخص» و «دوم شخص»، جنبه جهانی (universal) دارند و در همه زبان‌ها قطعا این دو مفهوم، به شکل واحدهای نحوی مستقل به کار می‌روند. همچنین این ضمایر منفصل، از لحاظ معنایی و ساختی، قابل تحلیل نیستند. یعنی نمی‌توان آنها را به تکواژهای مختلف تقسیم کرد و از لحاظ معنایی هم، در هیچ زبانی، تکواژی که برای اشاره این ضمایر به کار می‌رود، در ابتدا معنای دیگری نداشته است. با این وجود، مشاهده شد که در برخی زبان‌ها، اصولا ضمایر منفصل وجود ندارند و در برخی دیگر که دارای ضمایر منفصل (به منظور تاکید بیشتر) هستند، گاهی این ضمایر از دو یا چند تکواژ تشکیل شده است. علاوه بر این، گاهی این ضمایر منفصل، دارای ریشه معنایی هستند و به مفهوم دیگری نیز به کار می‌روند. در بررسی تاریخی مسئله زبان‌های ضمیرآزاد و ضمیروابسته، باید توجه داشت که در تحولات تاریخی زبان‌های ضمیر آزاد، عمدتا شناسه‌ها و ضمایر متصل تغییر می‌کنند و ضمایر منفصل، ثابت هستند. برعکس، در زبان‌های ضمیروابسته، ضمایر منفصل تغییر می‌کنند و ضمایر متصل ثابت هستند. برخی زبان‌ها فاقد ضمیر یا ضمیرانداز. در این زبان‌ها، ضمایر شخصی به شکل عادی وجود ندارد و کلماتی که معانی دیگری دارند، گاهی برای اشاره به مفهوم شخص به کار می‌روند. در این زبان‌ها، عواملی مانند مقام اجتماعی و احترام، نوع کاربرد این واژه‌ها را تعیین می‌کند. مثلا در زبان برمه‌ای، کلمه «بنده» (slave) برای اشاره به اول‌شخص به کار می‌رود و برخی عناوین دینی (برای احترام) برای اشاره به دوم‌شخص مورد استفاده قرار می‌گیرند. برای تعیین دقیق آنکه آیا می‌توان این کلمات را همان ضمیر در نظر گرفت یا خیر، چند معیار وجود دارد. اولا این کلمات باید در بافت کارگفت‌ها (speech acts) به کار روند تا مشخص شود آیا می‌توانند دقیقا جایگزین ضمیر شوند یا خیر. روش دوم آن است که مشخص شود این کلمات «تغییردهنده» (shifter) هستند یا خیر. معیار سوم آن است که مشخص کنیم با وجود ذکر این کلمات در زبان، آیا باز هم لازم است تعیین کنیم که این کلمات به چه اسم‌هایی اشاره می‌کنند یا خیر. تفاوت این واژه‌ها با ضمایر عبارت‌اند از: این کلمات ریشه اسمی و معنایی دارند تعداد آنها بسیار زیادتر از ضمایر معمولی است نشان‌دهنده جایگاه اجتماعی و شغلی و همچنین مفهوم احترام هستند این واژه‌ها بیشتر دارای ویژگی اسم‌ها و گروه‌های اسمی هستند انواع ضمیر ضمیر شخصی و انواع آن ضمیر جانشین شخص می‌شود، خواه گوینده، خواه شنونده، و خواه دیگری. دو گونه دارد: گسسته (منفصل) و پیوسته (متصل). ضمیر شخصی منفصل ضمیری است که تنها به کار می‌رود و معنی مستقل دارد: من، تو، او، ما، شما، ایشان یا آنها یا آنان. ضمیر شخصی متصل ضمیری است که به کلمه دیگر می‌پیوندد و معنی مستقل ندارد: . این ضمیر معمولا به اسم و گاه به فعل و حرف می‌پیوندد. ضمیر مشترک ضمیری که همواره یک صورت دارد و میان شش ساخت مشترک است: خود، خویش، خویشتن. جز در زبان محاوره، این ضمیر جمع بسته نمی‌شود. همان صفت‌هایی که در این چهار دسته جای دادیم، اگر دارای موصوف نباشند، ضمیر محسوب می‌شوند. ضمیر اشاره ضمیریست که مرجع آن به اشاره معلوم شود:آن/ این و ترکیباتش مثل اینان/ آنها - (کتاب را بگیر و آنرا بخوان)اگر صفات اشاره(ان-این-همین و …)بدون اسم بیایند ضمیر اشاره هستند و نقش میپذیرند. ضمیر پرسشی واژه‌های پرسشی اگر به تنهایی در جمله بیایند. (بدون همراهی اسم): که/ چه/کدام/کی/ کجا/چگونه/چند/چقدر - (تا یار که خواهد و میلش به که باشد) ضمیر مبهم واژه‌هایی که بر شخص یا مقدار مبهمی دلالت می‌کنند. چند/همه/هیچ/یکی/هرکه/کمی/دیگری - (چند می‌گردی به دور خویشتن؟) ضمیر تعجبی واژه‌هایی که مفهوم تعجب و شگفتی را برساند :به/ چقدر/ وه… - (وه که چگونه می‌رزمند شیرمردان مبارز!) ضمیرشمارشی صفت شمارشی که بدون همراهی اسم بیاید. - (حمید به کلاس چهارم می‌رود) ضمیر ملکی واژه مرکب «ازآن» است که معنی «مال» / «متعلق به» را می‌دهد. - (من زان خودم هرآنچه هستم، هستم)
[ "گروه اسمی", "پارسی میانه", "حالت فاعلی", "زبان آبخازی", "زبان انگلیسی", "ضمیرانداز", "زبان برمه‌ای", "واژه مرکب" ]
[ "اقسام کلمه", "ضمیرها" ]
1,322
شهره آغداشلو
1
155
0
[ "پری وزیری‌تبار", "پری وزیری تبار", "شهره اغداشلو", "شهرهٔ آغداشلو", "شهرهٔ اغداشلو", "پري وزيري تبار", "شهره وزیری‌تبار" ]
false
52
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "شهره آغداشلو" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Shohreh Aghdashloo (3) (38111500402) (cropped).jpg" }, { "Item1": "نام اصلی", "Item2": "'''شهره وزیری‌تبار'''" }, { "Item1": "زمینه فعالیت", "Item2": "[[سینما]]" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "[[ایرانی]]" }, { "Item1": "تاریخ تولد", "Item2": "۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۱" }, { "Item1": "محل تولد", "Item2": "[[تهران]]" }, { "Item1": "دین", "Item2": "[[اسلام]] [[شیعه]]" }, { "Item1": "پیشه", "Item2": "[[هنرپیشه]]" }, { "Item1": "نقش برجسته", "Item2": "در [[گزارش]]" }, { "Item1": "سال‌های فعالیت", "Item2": "۱۳۵۵ تاکنون" }, { "Item1": "تحصیلات", "Item2": "دانش‌آموخته روابط بین‌الملل - لندن" }, { "Item1": "همسر", "Item2": "هوشنگ توزیع آیدین آغداشلو" }, { "Item1": "فرزندان", "Item2": "تارا توزیع" }, { "Item1": "imdb_id", "Item2": "۰۰۱۳۰۳۷" }, { "Item1": "soure_id", "Item2": "۱۳۸۲۰۵۲۸۰۱۲۹" } ], "Title": "بازیگر" }
شهره آغداشلو با نام پدری شهره وزیری‌تبار (زاده ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۱) بازیگر ایرانی سینما و تلویزیون است. او نام خانوادگی «آغداشلو» را به خاطر مخالفت خانواده پدری‌اش با داشتن نام خانوادگی آنان و پس از ازدواج با آیدین آغداشلو انتخاب کرد. وی در سال ۲۰۰۳ میلادی، نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای بازی در فیلم خانه‌ای از شن و مه شد. شهره آغداشلو هم‌چنین در سال ۲۰۰۹ میلادی، برای بازی در نقش مکمل زن در مجموعه تلویزیونی خانه صدام، موفق به دریافت جایزه معتبر امی شد. شهره آغداشلو پیش از انقلاب ایران، در سه فیلم مطرح آن زمان بازی کرد و با سه کارگردان بزرگ سینمای ایران، عباس کیارستمی، علی حاتمی و محمدرضا اصلانی همکاری داشت. او پس از انقلاب به آمریکا رفت، ولی او در اصل در ژانویه ۱۹۷۹ میلادی و زمانی که هنوز دولت شاپور بختیار بر سر کار بود از ایران خارج شد و از طریق ترکیه به لندن و سپس به آمریکا رفت و به اتفاق همسرش، هوشنگ توزیع، در نمایش‌های متعددی بازی کرد. وی، با آنکه چندین بار برای اجرای نمایش به دربار دعوت شد و با شاه و فرح دیبا در کاخ نیاوران دیدار کرد، شخصیت شاه را در بین جوانان آن زمان «مردمی» نمی‌داند و سبب این بیگانگی را تحصیلات شاه در سوئیس و نه در دارالفنون ایران می‌پندارد. وی پس از نامزدی جایزه اسکار اقدام به نوشتن زندگینامه و خاطرات خود کرد که در سال ۲۰۱۳ به زبان انگلیسی با عنوان کوچه عشق و یاسمن‌های زرد در آمریکا منتشر شد. فیلم راز بهشت در سال ۲۰۰۰ میلادی آغداشلو برای نخستین بار پس از مدت‌ها دوری از سینما در فیلم سینمایی راز بهشت بر پرده سینماهای آمریکا رفت. این فیلم به نویسندگی و کارگردانی کامشاد کوشان نخستین فیلم سینمایی ایرانی به زبان انگلیسی بود که در سینماهای کشور آمریکا نمایش همگانی می‌شد. فیلم راز بهشت به جشنواره‌های بین‌المللی پرشماری دعوت شد؛ از جمله جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره که در آن به عنوان یکی از ۱۰ فیلم برگزیده و دعوت شده از کشور آمریکا، در کنار فیلم‌هایی چون پسران گریه نمی‌کنند و بسیج‌شده اثر برناردو برتولوچی رقابت کرد. فیلم خانه‌ای از شن و مه در سال ۲۰۰۳، آغداشلو کاندیدای جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم «خانه‌ای از شن و مه» شد افزون بر آن، چهار جایزه منتخب انجمن منتقدین لوس آنجلس، نیویورک، سین سیناتی و آن‌لایم را از آن خود کرد. او در فیلم خانه‌ای از شن و مه اولین ساخته وادیم پرلمان در کنار بازیگران معروفی چون بن کینگزلی برنده اسکار برای بازی در فیلم «گاندی» در سال ۱۹۸۲ و جنیفر کانلی برنده اسکار برای بازی در فیلم یک ذهن زیبا در سال ۲۰۰۱ نقش آفرینی کرد. آغداشلو در این فیلم در نقش «نادی» زنی ایرانی و افسرده را بازی می‌کند که به اتفاق همسرش، سرهنگ مهاجر ایرانی (با بازی بن کینگزلی)، در شمال کالیفرنیا زندگی می‌کنند و بر سر تصاحب خانه‌ای با صاحب قبلی خانه (جنیفر کانلی) درگیر می‌شوند. در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو ۲۰۱۵ مجموعه تلویزیونی خانه صدام شهره آغداشلو در سال ۲۰۰۹ میلادی، برای بازی در نقش مکمل زن در سریال خانه صدام، موفق به دریافت جایزه امی شد. او در این مجموعه در کنار ایگال نائور بازیگر اسرائیلی در نقش همسر صدام حسین به ایفای نقش پرداخت. فیلم‌شناسی فیلم سال نام نقش نکته ۱۹۷۶ شطرنج باد ۱۹۷۷ گزارش ۱۹۷۸ سوته‌دلان اقدس ۱۹۸۹ میهمانان هتل آستوریا خانم پوری کرم نیا نقش اول فیلم آمریکایی ۱۹۹۱ رها رها ۱۹۹۳ بیست و دیگران غاده ۲۰۰۰ راز بهشت پری اولین فیلم سینمایی ایرانی آمریکایی به زبان انگلیسی که به مدت سه ماه در سینماهای آمریکا اکران عمومی داشت - کارگردان کامشاد کوشان ۲۰۰۱ آمریکای زیبا بازیگر نقش مکمل زن در تبعید ۲۰۰۲ مریم هما آرمین ۲۰۰۳ تسخیرشده زن فیلم کوتاه شیرین نشاط نبض زن فیلم کوتاه شیرین نشاط ایران اسرار آمیز راوی فیلم مستند آریانا فرشاد خانه‌ای از شن و مه نادره جایزه ایندیپندنت اسپیریتجایزه انجمن منتقدان فیلم لس‌آنجلس برای بهترین بازیگر نقش مکمل زنجایزه جامعه ملی منتقدان فیلم بهترین بازیگر نقش مکمل زن (سوم) جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک برای بهترین بازیگر نقش مکمل زنجایزه انجمن منتقدان فیلم آنلاین بهترین بازیگر نقش مکمل زننامزد – جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زننامزد – جایزه حلقه منتقدان فیلم ونکوور بهترین بازیگر نقش مکمل زن ۲۰۰۵ جن‌گیری امیلی رز دکتر ادیانی بابک و دوستان فرح فیلم انیمیشن ۲۰۰۶ رویای آمریکایی نازنین رضا خانه‌ای روی برکه دکتر آنا کلیچینسکی کاویتا رائو تولد مسیح الیصابات ۲۰۰۸ خواهری از سفر آرزوها ۲ نسرین مهینی سنگسار ثریا م. زهرا جایزه ستلایت بهترین بازیگر زن ۲۰۱۰ اداره تعدیل بازی نه خاله لیلا ۲۰۱۱ ایرانیوم راوی فیلم مستند الکس ترمن درون دکتر لوفتون ۲۰۱۲ زندگی عجیب تیموتی گرین اوت اونات ۲۰۱۳ اوراکل (صداپیشگی) ۲۰۱۴ گلاب ۲۰۱۵ آخرین شوالیه‌ها ماریا سپتامبرهای شیراز حبیبه مجموعه تلویزیونی سریال قانون و نظم فصل چهارم سریال ۲۴ سریال خانه صدام سریال ان‌سی‌آی‌اس سریال فلش فوروارد سریال آناتومی گری سریال دکتر هاوس فصل ۷ قسمت ۲۳ سریال ماتلاک سریال پورتلاندیا سریال گریم فصل ۳ قسمت ۵ سریال باور سریال استخوان‌ها سریال ابتدایی فصل ۴ قسمت ۳ سریال پانیشر سریال پهنه(expanse( نمایش‌ها آغاز فعالیت تئاتر: از سال ۱۳۵۶ قوی‌تر چرخ فلک گلدونه خانم بانویی می‌میرد موضوع جدی نیست شبیخون آیینه هفت رنگ کافه اکبر آقا نوستالژی بوی خوش عشق سهم ما از خانه پدری امیر ارسلان ۲۰۰۰ تهیه‌کننده تهیه برنامه «زیر آسمان کبود» در تلویزیون ایران تهیه برنامه رادیویی «صدا و نوای ایران» پخش از کانال بین‌المللی سراسری آمریکا گویندگی او بخاطر صدای خاص (صدای نیرومند و قوی) که بنا به بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها مشخصه اوست (علامت تجاری)، نیز مورد توجه قرار گرفته‌است. گویندگی نقش غیب گو (اوراکل) در فیلم دکلمه آلبوم «رومی» داریوش اقبالی دکلمه آلبومی لیلا فروهر جوایز و افتخارات برنده جایزه امی، بهترین بازیگر مکمل زن برای سریال خانه صدام ۲۰۰۹ کاندیدای جایزه ستلایت، بهترین بازیگر نقش مکمل زن - مینی سریال یا تلویزیون فیلم برای سریال ۲۴ ۲۰۰۵ برنده جایزه انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس، بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم خانه‌ای از شن و مه ۲۰۰۳ برنده جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک، بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم خانه‌ای از شن و مه ۲۰۰۳ برنده جایزه انجمن منتقدان فیلم آنلاین، بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم خانه‌ای از شن و مه ۲۰۰۳ کاندیدای جایزه جایزه انجمن منتقدان پخش‌کننده فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم خانه‌ای از شن و مه ۲۰۰۳ کاندیدای جایزه حلقه منتقدان فیلم ونکوور، بهترین بازیگر زن مکمل برای فیلم خانه‌ای از شن و مه ۲۰۰۳ برنده جایزه ایندیپندنت اسپیریت حمایت از زنان، برای فیلم خانه‌ای از شن و مه ۲۰۰۳ کاندیدای اسکار، بهترین بازیگر مکمل زن برای فیلم خانه‌ای از شن و مه ۲۰۰۳
[ "سینما", "ایرانی", "تهران", "اسلام", "شیعه", "هنرپیشه", "گزارش (فیلم)", "ایرانیان آمریکا", "آیدین آغداشلو", "۲۰۰۳ (میلادی)", "جایزه اسکار", "جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن", "خانه‌ای از شن و مه", "۲۰۰۹ (میلادی)", "خانه صدام", "جایزه امی", "بی‌بی‌سی فارسی", "انقلاب ۱۳۵۷ ایران", "سینمای ایران", "عباس کیارستمی", "علی حاتمی", "محمدرضا اصلانی", "فرح پهلوی", "کاخ نیاوران", "راز بهشت", "کامشاد کوشان", "جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره", "برناردو برتولوچی", "لوس آنجلس", "نیویورک", "وادیم پرلمان", "بن کینگزلی", "اسکار", "گاندی", "۱۹۸۲ (میلادی)", "جنیفر کانلی", "یک ذهن زیبا", "۲۰۰۱ (میلادی)", "کالیفرنیا", "ایگال نائور", "اسرائیل", "شطرنج باد", "سوته‌دلان", "میهمانان هتل آستوریا", "مریم (فیلم ۲۰۰۲)", "شیرین نشاط", "جایزه ایندیپندنت اسپیریت", "جایزه انجمن منتقدان فیلم لس‌آنجلس برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن", "جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن", "بابک و دوستان (فیلم)", "خانه‌ای روی برکه", "الیصابات", "خواهری از سفر آرزوها ۲", "سنگسار ثریا م.", "جایزه ستلایت", "اداره تعدیل", "ایرانیوم", "درون (فیلم)", "زندگی عجیب تیموتی گرین", "گلاب (فیلم)", "آخرین شوالیه‌ها", "سپتامبرهای شیراز (فیلم)", "قانون و نظم (مجموعه تلویزیونی)", "سریال ۲۴", "ان‌سی‌آی‌اس", "فلش فوروارد", "آناتومی گری (مجموعه تلویزیونی)", "دکتر هاوس", "گریم (مجموعه تلویزیونی)", "باور (مجموعه تلویزیونی)", "استخوان‌ها (مجموعه تلویزیونی)", "ابتدایی (مجموعه تلویزیونی)", "پانیشر", "امیر ارسلان", "بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها", "داریوش اقبالی", "لیلا فروهر", "۲۴ (مجموعه تلویزیونی)", "انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس", "حلقه منتقدان فیلم نیویورک", "جایزه انجمن منتقدان پخش‌کننده فیلم" ]
[ "افراد آمریکایی ایرانی‌تبار", "افراد دارای تابعیت ایالات متحده آمریکا", "افراد زنده", "اهالی تهران", "بازیگران آمریکایی آسیایی‌تبار", "بازیگران تلویزیون زن اهل ایالات متحده آمریکا", "بازیگران تئاتر زن اهل ایران", "بازیگران زن اهل تهران", "بازیگران زن بازی ویدئویی اهل ایالات متحده آمریکا", "بازیگران زن تلویزیونی اهل ایران", "بازیگران زن سده ۲۰ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا", "بازیگران زن سده ۲۰ (میلادی) اهل ایران", "بازیگران زن سده ۲۱ (میلادی) اهل ایالات متحده آمریکا", "بازیگران زن سده ۲۱ (میلادی) اهل ایران", "بازیگران زن فیلم اهل ایالات متحده آمریکا", "بازیگران زن فیلم اهل ایران", "برندگان جایزه امی", "برندگان جایزه امی ساعات پربیننده", "برندگان جایزه امی ساعات پربیننده برای بهترین بازیگر مکمل زن در مجموعه تلویزیونی کوتاه یا فیلم تلویزیونی", "برندگان جایزه ایندیپندنت اسپیریت", "برندگان جایزه‌های ماهواره‌ای", "دور از وطن‌های اهل ایران در ایالات متحده آمریکا", "زادگان ۱۳۳۱", "زادگان ۱۹۵۲ (میلادی)", "صداپیشگان زن اهل ایالات متحده آمریکا", "صداپیشگان زن اهل ایران", "مسلمانان اهل ایالات متحده آمریکا", "مسلمانان اهل ایران", "مهاجران ایرانی به ایالات متحده آمریکا" ]
1,323
کتایون ریاحی
1
135
0
[ "كتايون رياحي" ]
false
50
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "کتایون ریاحی" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Katayoun Riahi.jpg" }, { "Item1": "زمینه فعالیت", "Item2": "سینما و تلویزیون" }, { "Item1": "تاریخ تولد", "Item2": "۱۰ دی ۱۳۴۰ ()" }, { "Item1": "محل تولد", "Item2": "[[تهران]]" }, { "Item1": "والدین", "Item2": "اردشیر ریاحیگیتی ریاحی" }, { "Item1": "مختصات محل زندگی", "Item2": "جردن، تهران" }, { "Item1": "پیشه", "Item2": "[[بازیگر]]، نویسنده، تهیه‌کننده" }, { "Item1": "همسر", "Item2": "فرشید رحیمیان (همسر سابق)\nمسعود بهبهانی (همسر فعلی)" }, { "Item1": "فرزندان", "Item2": "پوریا رحیمیان و نوید ریاحی" }, { "Item1": "imdb_id", "Item2": "۱۴۴۲۵۵۵" }, { "Item1": "soure_id", "Item2": "۱۳۸۱۱۲۲۱۰۳۱۳" } ], "Title": "بازیگر" }
کتایون ریاحی (زاده ۱۰ دی ۱۳۴۰، تهران ) بازیگر سینما و تلویزیون و مدیرعامل و بنیانگذار بنیاد نیکوکاری کمک، کیش مهر کتایون، است. زندگی شخصی وی دارای یک فرزند به نام پوریا می‌باشد که موسیقیدان و دارای تحصیلات آکادمیک در زمینه موسیقی است و اولین آلبوم بی‌کلام خود را با نام پژواک سکوت به نفع بنیاد نیکوکاری کیش مهر کتایون ساخته‌است، کتایون ریاحی خواهر علیرضا ریاحی از دیگر بازیگران سینما در ایران است. حرفه ریاحی با نویسندگی برای کودکان آغاز و با فیلم «خبرچین» به سینما آمد. اما فیلم در نیمه راه متوقف شد و او برای بازی در فیلم «پاییزان» انتخاب شد. در آن زمان در سینما چندان موفق نبود اما با بازی در مجموعه «پدرسالار» توانست خود را مطرح کند و حضور او در مجموعه‌های «روزهای زندگی» و به‌ویژه مجموعه تلویزیونی «پس از باران» از او چهره‌ای شناخته‌شده ساخت. بازی ریاحی در مجموعه‌های «پس از باران» و «شب دهم» نیز چشمگیر بود. او پس از پنج سال دوری از سینما با بازی در «شام آخر» مهم‌ترین بازی دوران بازیگری خود را به معرض نمایش گذاشت و برای بازی در همین فیلم نامزد جایزه بهترین بازی نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر شد. «این زن حرف نمی‌زند» دیگر فیلمی بود که توانایی‌های کتایون ریاحی را نشان داد. ریاحی برای بازی در این فیلم هم نامزد جایزه از هفتمین جشن خانه سینما شد. کناره‌گیری از بازیگری آخرین بازی او در سریال یوسف پیامبر در نقش زلیخا بود. کتایون ریاحی در خرداد ۱۳۸۸ طی یادداشتی به سایت سیمافیلم، کناره‌گیری خود از دنیای بازیگری را اعلام کرد. فرج‌الله سلحشور کارگردان سریال یوسف پیامبر در گفتگویی در این مورد گفت: خانم ریاحی پس از سریال یوسف پیامبر گفت دیگر نمی‌توانم فضاهای موجود سینما را تحمل کنم و از حرفه بازیگری کناره‌گیری کرد. چون در فیلم حضرت یوسف مسائل معنوی، آرامش، احترام، حیا و حجاب مطرح بود و وی نمی‌توانست صحنه‌های دیگر را تحمل کند، گفت: دیگر نمی‌خواهم کار کنم و می‌خواهم شیرینی سریال یوسف پیامبر در ذائقه من بماند. بازگشت به تلویزیون او پس از مدت‌ها در سه شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۵، با برنامه خندوانه به تلویزیون برمی گردد و اعلام می‌کند که می‌تواند کار خود را مجددا، ادامه دهد. شایعه حضور بدون حجاب اسلامی در کنسرت ابی در فروردین ۹۲ تصاویری از کنسرت ابی در شهر لس‌آنجلس منتشر شد که نشان دهنده حضور بدون حجاب خانمی در کنار ابی بود که شباهت زیادی با کتایون ریاحی داشت. انتشار این تصاویر با حاشیه‌هایی از سوی سایت‌های خبری، معاون اجتماعی پلیس و فرج‌الله سلحشور همراه بود. سلحشور پیش از تکذیب یا تایید کتایون ریاحی، در مصاحبه با رسانه‌ها گفت: همزمان سردار منتظرالمهدی، معاون اجتماعی نیروی انتظامی از برخورد با مسئله پوشش بازیگران سینما در خارج از کشور از طریق اینترپل گفت: در واکنش به این بحث‌ها کتایون ریاحی انتساب این عکس‌ها به خود را تکذیب کرد. او در این باره گفت: همچنین برخی رسانه‌ها مدعی شدند که این تصاویر متعلق به مهشید برومند، همسر دوم ابی است. کارنامه هنری سینما ۱۳۸۷ - دعوت (ابراهیم حاتمی‌کیا) ۱۳۸۲ - تارا و تب توت فرنگی (سعید سهیلی) ۱۳۸۱ - این زن حرف نمی‌زند (احمد امینی) ۱۳۸۱ - بانوی من (یدالله صمدی) ۱۳۸۱ - جایی (مهدی کرم‌پور) ۱۳۸۰ - شام آخر (فریدون جیرانی) ۱۳۷۵ - لاک‌پشت (علی شاه‌حاتمی) ۱۳۷۴ - ماه مهربان (قاسم جعفری) ۱۳۷۱ - قافله (مجید جوانمرد) ۱۳۷۱ - تماس شیطانی (حسن قلی‌زاده) ۱۳۶۹ - حکایت آن مرد خوشبخت (رضا حیدرنژاد) ۱۳۶۹ - آپارتمان شماره ۱۳ (یدالله صمدی) ۱۳۶۷ - کشتی آنجلیکا (محمدرضا بزرگ نیا) ۱۳۶۷ - آخرین لحظه (فرخ انصاری بصیر) ۱۳۶۶ - غریبه (رحمان رضایی (کارگردان)) ۱۳۶۶ - خبرچین (نصرت‌الله زمردیان، مازیار پرتو) ۱۳۶۶ - پاییزان (رسول صدرعاملی) تلویزیون سال مجموعه کارگردان پخش ۱۳۸۶–۱۳۸۷ یوسف پیامبر فرج‌الله سلحشور ۱۳۸۴ مرده متحرک رضا کریمی ۱۳۸۰ شب دهم حسن فتحی ۱۳۷۸–۱۳۸۱ روشن‌تر از خاموشی حسن فتحی ۱۳۷۸–۱۳۷۹ پس از باران سعید سلطانی ۱۳۷۷–۱۳۷۸ روزهای زندگی سیروس مقدم ۱۳۷۷ خبرنگار خارجی محمدحسین لطیفی ۱۳۷۶–۱۳۷۷ فردا دیر است حسن فتحی شبکه ۳ ۱۳۷۶–۱۳۷۷ شرکت عبدالله باکیده ۱۳۷۵–۱۳۷۶ بازگشت پرستوها ابوالقاسم طالبی ۱۳۷۵ پهلوانان نمی‌میرند حسن فتحی ۱۳۷۵ صدای صنوبر شاپور قریب ۱۳۷۳ عاطفه حسن فتحی ۱۳۷۳ پدرسالار اکبر خواجویی ۱۳۷۲ همسایه‌ها حسن فتحی ۱۳۷۱ دردسر مجید ماهیچی ۱۳۶۵–۱۳۶۴ سایه همسایه اسماعیل خلج کتاب‌ها کتایون ریاحی طی سال ۹۳، دو کتاب منتشر کرد. اولی با عنوان «یک پنجره برای من» با طرح جلدی از عباس کیارستمی و شامل هشت نمایشنامه است که از سوی انتشارات شمع و مه منتشر شده‌است. به علاوه، رضا درستکار در مقدمه این کتاب، بخش‌های مختلف زندگی ریاحی را شرح داده. کتاب دوم او نیز یک داستان کودکانه است باعنوان «ماهی قرمز کوچولو» با تصویرگری نگین احتسابیان که از سوی انتشارات شمع و مه به بازار آمده‌است. جایزه‌ها ۲۰۰۲: جایزه بهترین بازیگر از جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره برای فیلم شام آخر (فریدون جیرانی) افتخارات کسب شده برای فیلم‌های سینمایی: جایزه بهترین بازیگر از جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره برای فیلم شام آخر کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (شام آخر) - دوره ۲۰ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۰ کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (این زن حرف نمی‌زند) - دوره ۷ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۲ کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (شام آخر) - دوره ۶ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۱ کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (شام آخر) - دوره ۳ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین‌های سال) - سال ۱۳۸۲ کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (این زن حرف نمی‌زند) - دوره ۴ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین‌های سال) - سال ۱۳۸۳ بازیگر نقش اول زن سال (این زن حرف نمی‌زند) - دوره ۱۸ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال) - سال ۱۳۸۲ بازیگر برگزیده منتقدان و جشن سینمایی دنیای تصویر (جشن حافظ) ۱۳۹۰ (نقش اول زن سریال درام، یوسف پیامبر) بازیگر برگزیده منتقدان و جشن سینمایی دنیای تصویر (جشن حافظ) ۱۳۸۲ (بازیگر نقش اول زن، این زن حرف نمی‌زند) بازیگر برگزیده منتقدان و جشن سینمایی دنیای تصویر (جشن حافظ) ۱۳۸۱ (نقش اول زن سریال درام، شب دهم) افتخارات کسب شده برای مجموعه‌های تلویزیونی: بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه پس از باران بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه فردا دیر است بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه روزهای زندگی بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه شب دهم بازیگر برگزیده جشنواره سیما برای مجموعه یوسف پیامبر بهترین بازیگر مردمی برگزیده جشنواره سیما
[ "تهران", "هنرپیشه", "سینما", "تلویزیون", "موسیقی", "علیرضا ریاحی", "خبرچین (فیلم)", "روزهای زندگی", "پس از باران (مجموعه تلویزیونی)", "شب دهم (مجموعه تلویزیونی)", "جشنواره فیلم فجر", "این زن حرف نمی‌زند", "جشن بزرگ سینمای ایران", "سیمافیلم", "فرج‌الله سلحشور", "یوسف پیامبر (مجموعه تلویزیونی)", "ابی", "تابناک (وبگاه)", "دعوت (فیلم)", "ابراهیم حاتمی‌کیا", "تارا و تب توت فرنگی", "سعید سهیلی", "احمد امینی", "بانوی من", "یدالله صمدی", "جایی", "مهدی کرم‌پور", "شام آخر (فیلم)", "فریدون جیرانی", "لاک‌پشت (فیلم)", "علی شاه‌حاتمی", "ماه مهربان", "قاسم جعفری", "قافله", "مجید جوانمرد", "تماس شیطانی", "حسن قلی‌زاده", "حکایت آن مرد خوشبخت", "رضا حیدرنژاد", "آپارتمان شماره ۱۳", "کشتی آنجلیکا", "محمدرضا بزرگ نیا", "آخرین لحظه (فیلم)", "فرخ انصاری بصیر", "غریبه (فیلم ۱۳۶۶)", "رحمان رضایی (کارگردان)", "خبرچین (فیلم ۱۳۶۶)", "نصرت‌الله زمردیان", "مازیار پرتو", "پاییزان", "رسول صدرعاملی", "یوسف پیامبر", "مرده متحرک", "رضا کریمی (زاده ۱۳۴۲)", "حسن فتحی (کارگردان)", "روشن‌تر از خاموشی", "پس از باران", "سعید سلطانی", "روزهای زندگی (مجموعه تلویزیونی)", "سیروس مقدم", "خبرنگار خارجی", "محمدحسین لطیفی", "فردا دیر است", "شرکت (مجموعه تلویزیونی)", "عبدالله باکیده", "بازگشت پرستوها", "ابوالقاسم طالبی", "پهلوانان نمی‌میرند", "صدای صنوبر", "شاپور قریب", "عاطفه (مجموعه تلویزیونی)", "پدرسالار", "اکبر خواجویی", "همسایه‌ها (مجموعه تلویزیونی ۱۳۷۲)", "دردسر (مجموعه تلویزیونی)", "سایه همسایه", "اسماعیل خلج", "جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره" ]
[ "افراد زنده", "اهالی تهران", "بازیگران زن تلویزیونی اهل ایران", "بازیگران زن فیلم اهل ایران", "زادگان ۱۳۴۰", "زادگان ۱۹۶۱ (میلادی)" ]
1,324
کومور
2
182
0
[ "كومور", "مجمع الجزاير قمر", "اتحادیه کومور", "مجمع الجزایر قمر", "اتحاديه كومور", "اتحادیهٔ کومور", "اتحاديهٔ كومور", "قُمُر", "مجمع‌الجزایر قمر", "کمور" ]
false
121
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام اصلی", "Item2": "الاتحاد القمری" }, { "Item1": "نام فارسی رسمی", "Item2": "اتحاد قمر" }, { "Item1": "نام عادی", "Item2": "مجمع‌الجزایر قمر" }, { "Item1": "تصویر پرچم", "Item2": "Flag of the Comoros.svg" }, { "Item1": "تصویر نشان ملی", "Item2": "Coat_of_arms_of_Comoros.svg" }, { "Item1": "شعار ملی", "Item2": "\"یک‌پارچگی، همبستگی، پیشرفت" }, { "Item1": "سرود ملی", "Item2": "\"یگانگی جزایر والا" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "LocationComoros.svg" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "[[مورونی]]" }, { "Item1": "latd", "Item2": "۱۱" }, { "Item1": "latm", "Item2": "۴۱" }, { "Item1": "longd", "Item2": "۴۳" }, { "Item1": "longm", "Item2": "۱۶" }, { "Item1": "بزرگ‌ترین شهر", "Item2": "[[مورونی]]" }, { "Item1": "زبان رسمی", "Item2": "[[عربی]]، [[ساحلی]]" }, { "Item1": "نوع حکومت", "Item2": "امپراتوری اتحادیه جزایری" }, { "Item1": "نوع حاکمان", "Item2": "• [[ملکه]]" }, { "Item1": "نام حاکمان", "Item2": "[[اکیلیلو دونین]]" }, { "Item1": "نحوه تشکیل", "Item2": "استقلال" }, { "Item1": "موارد منجر به تشکیل", "Item2": "از [[آفریقا]]" }, { "Item1": "تاریخ تشکیل", "Item2": "[[۶ ژوئیه]] [[۱۹۷۵]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۲،۲۳۵" }, { "Item1": "رتبه مساحت", "Item2": "۱۷۸ام" }, { "Item1": "درصد آبها", "Item2": "جزئی" }, { "Item1": "سال برآورد جمعیت", "Item2": "[[۲۰۰۵]]" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۷۹۸،۰۰۰" }, { "Item1": "رتبه جمعیت", "Item2": "۱۵۹ام" }, { "Item1": "تراکم جمعیت", "Item2": "۲۷۵" }, { "Item1": "رتبه تراکم جمعیت", "Item2": "۲۵ام" }, { "Item1": "واحد پول", "Item2": "[[فرانک کومور]]" }, { "Item1": "کد واحد پول", "Item2": "KMF" }, { "Item1": "منطقه زمانی", "Item2": "EAT" }, { "Item1": "منطقه زمانی تابستانی", "Item2": "DST" }, { "Item1": "دامنه اینترنتی", "Item2": "km." }, { "Item1": "پیش‌شماره تلفنی", "Item2": "۲۶۹+" } ], "Title": "کشور" }
کومور یا مجمع‌الجزایر قمر با نام رسمی اتحاد قمر (به عربی: الاتحاد القمری، به فرانسوی: Union des Comores) مجمع‌الجزایری است در جنوب شرقی آفریقا در آبهای اقیانوس هند و در شرق سواحل موزامبیک و شمال غربی ماداگاسکار قرار دارد. مساحت آن به ۲۲۳۶ کیلو مربع بالغ می‌گردد. نام کومور از واژه عربی «القمر» به معنی «ماه» گرفته شده‌است. این کشور عضو اتحادیه عرب است. تاریخ ساکنان اولیه کومور از جزایر پولینزی بودند. این سرزمین در قرون قبل به تصرف مسلمانان درآمد و اهالی آن به اسلام گرویدند. اسلام برای اولین بار توسط مردمانی از سواحل خلیج فارس و از جمله تجار شیرازی به مردمان این جزیره معرفی شد. از سال ۱۸۴۳م فرانسه این کشور را مستعمره خود نمود و در سال ۱۹۱۲ رسما مستعمره آن شد و با ماداگاسکار که تحت‌الحمایه فرانسه بود، یکی گردید اما پس از چندی جدا شد و در سال ۱۹۷۱ به لحاظ اقتصادی خودمختار شد. thumb در سال ۱۹۷۵ مجلس نمایندگان کومور به‌طور یکجانبه استقلال کومور را اعلام نمود. کشورهای اروپای غربی، عربستان، عراق و کویت از سال ۱۹۷۹م با رژیم آن روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمودند و کومور که پس از کودتایی، از سازمان وحدت آفریقا خارج شده بود در این تاریخ به عضویت آن درآمد. این کشور در سال ۱۳۹۴ روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد تقسیمات کشوری کومور از ۷ ناحیه تشکیل شده که به شکل فدرال اداره می‌شود. مرکز حکومت آن مورونی است که در جزیره گراند کومور قرار دارد. جغرافیا کومور از جزایر فعال آتشفشانی بوجود آمده و هم اکنون کوه کارتالا با ۲۳۶۰ متر ارتفاع (بلند نقطه کشور) آتشفشانی فعال محسوب می‌شود. سه جزیره اصلی آن عبارت‌اند از گراند کومور - که با ۱۱۵۰ کیلومتر مربع وسیع‌ترین آنهاست - آنژوان و موئلی. چندین جزیره کوچک هم دارد. به سبب محصور بودن در آبهای اقیانوس هند و نزدیکی به خط استوا، آب و هوای گرم و مرطوب دارد. اقتصاد کومور پس از استقلال به خاطر قطع کمک فرانسویان به قحطی تهدید گردید که بر اثر کمکهای بین‌المللی و دولتهای عربی، مردم از گرسنگی نجات یافتند. اقتصاد آن بر کشاورزی متکی است و برنج و سیب زمینی از محصولات مهم آن است. با این حال کومور واردکننده مواد غذایی است. صنایع آن عبارت‌اند از: وانیل سازی، عطر سازی، قایق سازی، زینت آلات و عتیقه‌جات. واحد پول آن فرانک سی اف آ (CfA.f) و برابر صد سانتیم است. مردم thumb کومور ۷۹۰ هزار نفر سکنه دارد که ۳۰٪ آن در شهرها (۱۰٪ در مرکز حکومت) زندگی می‌کنند. رشد جمعیت ۳٪ و تراکم نسبی آن ۲۱۵ نفر در کیلومتر مربع می‌باشد. ترکیب کلی جمعیت از تیره‌های آفریقائی است اما دو دسته مهاجر در آن سکونت دارند دسته اول مهاجران سواحل شرقی آفریقا، ماداگاسکار، ایران، اعراب و هندی‌ها دسته دوم اروپائی‌ها شامل پرتقالی‌ها، هلندیها و فرانسوی‌ها، زبان رسمی عربی است اما زبان سواحیلی و فرانسوی هم در آن رایج است. ۹۹٪ مردم مسلمان هستند و اقلیتی مسیحی هم دارد. فرهنگ
[ "مورونی", "زبان عربی", "زبان ساحلی", "ملکه", "اکیلیلو دونین", "آفریقای جنوبی", "۶ ژوئیه", "۱۹۷۵ (میلادی)", "۲۰۰۵ (میلادی)", "فرانک کومور", "مجمع‌الجزایر", "آفریقا", "اقیانوس هند", "موزامبیک", "ماداگاسکار", "ماه", "اتحادیه عرب", "پولینزی", "اسلام", "خلیج فارس", "شیراز", "۱۹۱۲ (میلادی)", "تحت‌الحمایه", "۱۹۷۱ (میلادی)", "کویت", "کودتا", "سازمان وحدت آفریقا", "فدرال", "کارتالا", "آتشفشان", "گراند کومور", "آنژوان", "استوا", "وانیل", "زبان سواحیلی" ]
[ "کومور", "اتحادیه عرب", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۵۰۳ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۷۵ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۷۵ (میلادی) در آفریقا", "جزایر کومور", "جزیره‌های آفریقا", "جمهوری‌های فدرال", "کانال موزامبیک", "کشورها و سرزمین‌های سواحیلی‌زبان", "کشورها و سرزمین‌های عربی‌زبان", "کشورها و سرزمین‌های فرانسوی‌زبان", "کشورهای آفریقا", "کشورهای اقیانوس هند", "کشورهای توسعه‌نیافته", "کشورهای جزیره‌ای", "کشورهای عضو اتحادیه آفریقا", "کشورهای عضو اتحادیه عرب", "کشورهای عضو سازمان ملل متحد", "کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی", "کشورهای عضو فرانسه‌زبانی" ]
1,325
مصر
2
3,872
0
[ "قبط", "مصری", "جمهوری مصر", "جمهوري مصر", "مصري", "جمهوری عربی مصر", "جمهوري عربي مصر" ]
false
3,653
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام اصلی", "Item2": "جمهوریه مصر العربیه" }, { "Item1": "نام فارسی رسمی", "Item2": "جمهوری عربی مصر" }, { "Item1": "نام عادی", "Item2": "مصر" }, { "Item1": "تصویر پرچم", "Item2": "Flag of Egypt.svg" }, { "Item1": "تصویر نشان ملی", "Item2": "Coat of arms of Egypt (Official).svg" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Egypt in its region (undisputed).svg" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "شهر [[قاهره]]" }, { "Item1": "latd", "Item2": "30" }, { "Item1": "longd", "Item2": "31" }, { "Item1": "longm", "Item2": "13" }, { "Item1": "بزرگ‌ترین شهر", "Item2": "[[قاهره]]" }, { "Item1": "زبان رسمی", "Item2": "[[عربی]]" }, { "Item1": "نوع حکومت", "Item2": "[[جمهوری]]" }, { "Item1": "نوع حاکمان", "Item2": "[[رئیس‌جمهور]][[نخست‌وزیر]]" }, { "Item1": "نام حاکمان", "Item2": "[[عبدالفتاح سیسی]][[شریف اسماعیل]]" }, { "Item1": "نحوه تشکیل", "Item2": "استقلال از بریتانیا" }, { "Item1": "تاریخ تشکیل", "Item2": "۲۸ فوریه ۱۹۲۲" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۱،۰۰۲،۴۵۰" }, { "Item1": "رتبه مساحت", "Item2": "۳۰ام" }, { "Item1": "درصد آبها", "Item2": "۰٫۶۳۲" }, { "Item1": "سال برآورد جمعیت", "Item2": "۲۰۱۸ میلادی" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۹۹،۵۶۲،۰۰۰" }, { "Item1": "رتبه جمعیت", "Item2": "۱۶" }, { "Item1": "تراکم جمعیت", "Item2": "۲،۷۵۵" }, { "Item1": "رتبه تراکم جمعیت", "Item2": "۳۸" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۱۱" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۵۰۸ میلیارد" }, { "Item1": "سرانه تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۶،۳۶۱" }, { "Item1": "سال شاخص توسعه انسانی", "Item2": "۲۰۱۰" }, { "Item1": "شاخص توسعه انسانی", "Item2": "۰٫۶۲۰" }, { "Item1": "رتبه شاخص توسعه انسانی", "Item2": "۱۰۱" }, { "Item1": "وضع شاخص توسعه انسانی", "Item2": "متوسط" }, { "Item1": "واحد پول", "Item2": "[[پوند مصر]] (EGP)<sup>۱</sup>" }, { "Item1": "کد واحد پول", "Item2": "NOK" }, { "Item1": "منطقه زمانی", "Item2": "CET" }, { "Item1": "منطقه زمانی تابستانی", "Item2": "CEST" }, { "Item1": "utc", "Item2": "+۲" }, { "Item1": "dst", "Item2": "+۳" }, { "Item1": "دامنه اینترنتی", "Item2": "[[.eg]]" }, { "Item1": "پیش‌شماره تلفنی", "Item2": "۲۰" } ], "Title": "کشور" }
مصر (به فارسی باستان: مودرایه 𐎸𐎢𐎭𐎼𐎠𐎹 (Mudrāya) ) کشوری در شمال شرقی قاره آفریقا است و شبه جزیره سینا هم که در قاره آسیا قرار گرفته بخشی از قلمرو این کشور است. مصر در جنوب دریای مدیترانه و غرب دریای سرخ قرار داشته و از غرب با لیبی، از جنوب با سودان و از سوی شبه جزیره سینا با اسرائیل و نوار غزه در فلسطین مرز زمینی دارد. مصر پرجمعیت‌ترین کشور در خاورمیانه و بعد از نیجریه و اتیوپی، سومین کشور پرجمعیت در قاره آفریقا است. اکثر جمعیت ۱۰۰ میلیون نفری آن در کنار رود نیل زندگی می‌کنند. کرانه‌های رود نیل منطقه‌ای است که ۴۰ هزار کیلومتر مربع یعنی حدود یک بیست و پنجم این کشور و تنها زمین‌های بارور آن را تشکیل می‌دهد. بخش عمده این کشور که در مجموع ۱ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد، از بیابان تشکیل شده و جمعیت پراکنده‌ای را در خود جای داده‌است. حدود نیمی از جمعیت مصر شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه، دیگر شهرهای دلتای رود نیل و حومه آن‌ها زندگی می‌کنند. مصر یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های بشری بوده و آثار باستانی متعدد موجود در این کشور که مهمترین آن‌ها اهرام سه‌گانه است گردشگران زیادی را جذب این کشور می‌کند. حدود ۱۲ درصد نیروی کار مصر در بخش گردشگری و شهرهای تفریحی ساحل دریای سرخ فعالیت دارند. اقتصاد مصر یکی از متنوع‌ترین منابع درآمدی را در کشورهای خاورمیانه داراست و بخش‌های گردشگری، کشاورزی، صنعت و خدمات هر یک به نسبتی تقریبا مساوی در تولید داخلی این کشور سهم دارند. مصر در سال ۱۹۵۲ با کودتای بدون خون‌ریزی افسران جوان ارتش علیه ملک فاروق پادشاه کشور صاحب حکومت جمهوری شد. انقلاب سال ۲۰۱۱ مصر به حکومت سی ساله حسنی مبارک در این کشور پایان داد و قانون اساسی جدیدی در این کشور تدوین شد. پس از استعفای حسنی مبارک قدرت در اختیار شورای عالی نظامی مصر به رهبری فرمانده ارتش محمدحسین طنطاوی بود و دولت منتخب این شورا اداره کشور را برعهده داشت، اما در جریان انتخابات ریاست جمهوری مصر در هفده ژوئن ۲۰۱۲ محمد مرسی به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. او چهارمین رئیس‌جمهور مصر و اولین رئیس‌جمهور انقلاب مصر بود که در شبانگاه سوم ژوئیه ۲۰۱۳ در جریان کودتای ۲۰۱۳ مصر به وسیله ارتش از کار برکنار شده و عدلی منصور، رئیس دادگاه قانون اساسی مصر به عنوان رئیس‌جمهور دولت انتقالی برای برگزاری انتخابات زودهنگام تعیین شد. چندی بعد منصور، حازم الببلاوی را به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت برای تشکیل کابینه معرفی نمود. در انتخابات جدید مصر که یازده ماه پس از سرنگونی محمد مرسی برگزار شد عبدالفتاح السیسی وزیر دفاع سابق مصر به عنوان رئیس‌جمهور جدید مصر برگزیده شد. مصر از دیدگاه سیاسی و فرهنگی یکی از مهمترین کشورها در جهان عرب و خاورمیانه‌است، از چهره‌های شاخص علم و فرهنگ مصر می‌توان به احمد حسن زویل برنده جایزه نوبل شیمی و نجیب محفوظ برنده جایزه نوبل ادبیات اشاره کرد همچنین تعداد زیادی شهروند مصری به ریاست سازمان‌های بین‌المللی ملی و منطقه‌ای رسیده‌اند همچون پطرس غالی دبیرکل سازمان ملل متحد از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷، محمد البرادعی دبیرکل آژانس بین‌المللی اتمی، عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب و غیره؛ دانشگاه الازهر مهمترین مرکز مذهبی جهان اسلام در این کشور قرار دارد. تاریخ تمدن در منطقه کنونی مصر که در کناره رود نیل شکل گرفته در زمره کهن‌ترین تمدن‌ها به‌شمار می‌آید که از حدود ۴ هزار سال پیش از میلاد موجود است. مصر باستان سرزمین فراعنه بود و آثار تاریخی برجسته‌ای چون اهرام سه‌گانه و نیایشگاه بزرگ را از آن دوران به یادگار دارد. در اسطوره‌های سامی محل برآمدن پیامبرانی مانند یوسف و موسی را در همان دوران و در سرزمین مصر آورده‌اند. دولت قدیم مصر در سال ۵۲۴ ق. م به دست ایرانیان سقوط کرد. این کشور در روزگار هخامنشی و همچنین در دوران ساسانی (در عهد خسرو پرویز و به مدت ده سال) بخشی از شاهنشاهی ایران بود. حضور هخامنشیان در مصر به دوران کمبوجیه پسر کوروش بازمی‌گردد. او درسال ۵۲۵ پیش از میلاد، در لشکرکشی به مصر توانست مقابل فرعون پسامتیخ سوم از دودمان بیست و ششم فراعنه مصر پیروز شود و آن کشور را به یکی از ساتراپی‌های هخامنشی تبدیل کند، این ساتراپی قسمتی از کشور لیبی را نیز شامل می‌شد. در سال ۳۳۲ ق. م اسکندر این سرزمین را تصرف نمود و تا سال بعد دودمان بطلمیوسیان که از جانشینان اسکندر بودند، بر آن حکمفرما بودند. مملکت عربی در سال ۶۴۱ میلادی (۱۹ هجری قمری) در زمان خلیفه دوم، عمر، عرب‌های مسلمان این کشور را تسخیر کردند. مصریان که از تسلط سیاسی و فرهنگی بیزانسی‌ها ناخورسند بودند، هنگام ورود اعراب در برابر آن‌ها ایستادگی نکردند و والیان مصر که از طرف خلفا برای اداره مصر اعزام می‌شدند، با «اهل ذمه» و به ویژه ساکنان اصلی مصر یعنی «قبطیان» بر اساس عهدنامه‌ها و پیمان‌ها رفتار می‌کردند. شرایط پیمان‌ها به گونه‌ای بود که موجب استحکام روابط اعراب فاتح با بومیان مصر می‌شد. پس از فتح مصر، تعداد زیادی عرب و مسلمان به این سرزمین وارد شدند. با آمدن قبایل عربی به مصر و افزایش تماس دو گروه مسلمان و قبطی، زمینه‌های پذیرش زبان و فرهنگ عربی در مصر فراهم شد. شماری از مصری‌ها تا پایان حکومت سفیانیان، مسلمان و عرب شده بودند، اما این روند، در دوره‌های بعدی و طی دو قرن پس از اسلام رفته رفته و تدریجی صورت گرفت تا سرانجام مصر یک مملکت عربی شد. روند عربی شدن زبان مصریان چندی به طول انجامید و کاربرد زبان عربی در این منطقه از سده نهم میلادی به این‌سو شدت گرفت. سیاست فرمانروایان عرب حاکم بر مصر این بود که با وجود ناآشنا بودن مردم مصر با زبان عربی این فرمانروایان از همان آغاز تمامی نوشته‌های رسمی را به عربی صادر کردند. این حاکمان ولی، علاقه زیادی به مسلمان کردن مردم مصر نشان نمی‌دادند. با این حال، مسلمان شدن مردم مصر با عرب‌زبان شدن آن‌ها همراه نبود و اسلامی‌سازی مصر سده‌ها پس از عرب‌زبان شدن آن‌ها به انجام رسید. با این‌که زبان عربی از سده نهم میلادی در مصر گسترش یافت دین اسلام تنها در سده چهاردهم تبدیل به دین اکثریت مصریان شد. دوره عثمانی و پس از آن مصر همواره از سرزمین‌های مهم برای حکومت اسلامی بوده و تا سال ۱۵۱۷ میلادی که دولت عثمانی بر مصر تسلط یافت در دست خلفای اموی و عباسی و فاطمی بود. در سال ۱۷۹۸ ناپلئون به مصر لشکر کشید و در سال ۱۸۰۵ میلادی محمدعلی پاشا از طرف دولت عثمانی حاکم آنجا شده و دودمان جدید مصر را تشکیل داد. کاخ عابدین دفتر کار اصلی رئیس‌جمهوری مصر است. این کاخ در خیابان قصر نیل شهر قاهره قرار دارد. برای مدت‌ها مصر تحت‌الحمایه بریتانیای کبیر بود ولی پس از جنگ جهانی اول بر اثر فشار مردم، استقلال مصر را اعلام کرد. در جنگ جهانی دوم طی سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۳ با اینکه مصر بیطرفی خود را اعلام کرده بود اما سرزمین‌های غربی آن در حاشیه دریای مدیترانه از صحنه نبردهای سنگین بین ارتش آلمان و ارتش بریتانیا بود و با آنکه آلمانی‌ها فاصله چندانی با کانال سوئز نداشتند، اما در منطقه‌ای به نام العلمین شکست خوردند و همین شکست نقطه آغاز شکست‌های دیگر آن‌ها شد. مصر در سال ۱۹۴۵ به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. در سال ۱۹۵۶ جمال عبدالناصر به ریاست جمهوری فرانسه به مصر حمله کردند، اما با پشتیبانی شوروی پیشین و بی‌طرفی آمریکا، بدون نتیجه خاتمه یافت. در طی سال‌های بعد دو جنگ دیگر نیز بین مصر و دیگر کشورهای عربی با اسرائیل رخ داد. (۱۹۶۷ و ۱۹۷۳) در سال ۲۰۱۱ طی انقلابی حسنی مبارک رئیس‌جمهور این کشور برکنار شد و محمد مرسی با انتخابات جایگزین او شد. درسال ۲۰۱۳ ارتش در راستای اعتراضات مردمی علیه محمد مرسی کودتا کرد و دولت وی را سرنگون نمود. در انتخاباتی که چند ماه بعد برگزار شد، عبدالفتاح سیسی به عنوان رئیس‌جمهور مصر انتخاب شد. پایتخت‌های پیشین مصر منف: (۳۱۰۰ پ. م - ۲۱۸۰ پ. م) نخستین پایتخت مصر اهناسیا: (۲۱۸۰ پ. م - ۲۰۶۰ پ. م) ممفیس، تیب یا طیبه :(۲۰۶۰ پ. م - ۱۷۸۵ پ. م) بار اول پایتختی اواریس :(۱۷۸۵ پ. م - ۱۵۸۰ پ. م) تبس: (۱۵۸۰ پ. م - ۱۰۸۵ پ. م) بار اول پایتختی تنیس :(۱۰۸۵ پ. م - ۹۴۵ پ. م) تبس: (۹۴۵ پ. م - ۶۳۳ پ. م) بار دوم پایتختی صالحجر :(۶۳۳ پ. م - ۳۳۲ پ. م) اسکندریه :(۳۳۲ پ. م - ۶۴۱ بعد از میلاد) فسطاط: (۶۴۱ ب. م - ۷۵۰ ب. م) بار اول پایتختی عسکر: (۷۵۰–۸۶۸ ب. م) قطائع: (۸۶۸–۹۰۵ ب. م) فسطاط (۹۰۵–۹۶۹ ب. م) بار دوم پایتختی قاهره: (۹۶۹ ب. م - تا امروز) پایتخت کنونی نام پرچم مصر میان سالهای ۱۳۳۷–۱۳۰۱ خورشیدی نام مصر از ریشه سامی است و با نام‌های دیگر زبان‌های سامی برای مصر از جمله (میتزراییم) عبری هم‌ریشه است. نام مصر به معنی «دو تنگه» است و به جدایی میان دو دودمان بخش‌های شمالی و جنوبی مصر اشاره دارد. واژه مصر در اصل خود معانی شهر، تمدن، کلان‌شهر، زمین، و مرز هم می‌داده‌است. تقسیمات کشوری کشور مصر به ۲۷ استان بخش می‌شود: ۱- استان دقهلیه ۲- استان بحر الاحمر ۳- استان بحیره ۴- استان فیوم ۵- استان غربیه ۶- استان اسکندریه ۷- استان اسماعیلیه ۸- استان اقصر ۹- استان جیزه ۱۰- استان منوفیه ۱۱- استان منیا ۱۲- استان قاهره ۱۳- استان قلیوبیه ۱۴- استان وادی‌الجدید ۱۵- استان شرقیه ۱۶- استان سوئز ۱۷- استان اسوان ۱۸- استان اسیوط ۱۹- استان بنی‌سویف ۲۰- استان پورت‌سعید ۲۱- استان دمیاط ۲۲- استان سینای جنوبی ۲۳- استان کفر الشیخ ۲۴- استان مطروح ۲۵- استان قنا ۲۶- استان سینای شمالی ۲۷- استان سوهاج چگالی جمعیت در بیشتر این استان‌ها هزار نفر در کیلومتر مربع است درحالیکه در سه استان بزرگ مصر تراکم جمعیت تنها ۲ نفر در کیلومتر مربع است. مردم قبیله‌های مصر تیره‌ها و قبیله‌های ساکن مصر از این قرارند: تیره‌های طواره ترابین مزینه اولاد سعید جبالیه علیقات صوالحه تیره‌های تیاهه همچنین می‌توان به زاغه نشینان اشواعیت اشاره کرد. جغرافیا موقعیت مصر مصر، سرزمین و کشوری است در شمال و شمال شرقی قاره آفریقا که مساحت آن ۱،۰۰۱،۴۴۹ کیلومتر مربع بوده و از دیدگاه وسعت بیست و هشتمین کشور جهان محسوب می‌گردد. در شمال مصر دریای مدیترانه و در شرق آن دریای سرخ قرار دارد. از سمت جنوب با سودان و از سوی غرب با کشور لیبی همسایه‌است. البته از ناحیه صحرای سینا به فلسطین نیز مرتبط می‌باشد. پایتخت مصر شهر قاهره است و از دیگر شهرهای مهم آن می‌توان به اسکندریه، اسوان، جیزه، فیوم و پورت سعید اشاره کرد. شهرهایی مانند سلوم، بردیا، سیدی برانی، مطروح و العلمین نیز به سبب وقایعی که طی جنگ جهانی دوم در آن‌ها به وقوع پیوست مشهور گشته‌اند. در شرق و شمال شرقی این کشور شبه جزیره‌ای است که شبه جزیره سینا خوانده می‌شود و تا پیش از سده نوزدهم در قسمتی به خاک مصر پیوسته بود. اما در سده بیستم کانالی حفر کردند که آن را از خاک مصر جدا کرد و دریای سرخ را به دریای مدیترانه پیوند داد. نام آن، کانال سوئز است که ۱۶۸ کیلومتر طول دارد و چون مسیر ارتباطی میان سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا می‌باشد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. سرزمین مصر به سه قسمت تقسیم می‌شود: ۱. صحرای شرقی یا عربی. ۲. شبه جزیره سینا و زمین‌های نیل. ۳. صحرای غربی. مصر آخرین کشوری است که رود نیل از آن می‌گذرد و سپس به دریای مدیترانه می‌ریزد. به این خاطر در محل پیوستن آن به دریا، دلتای نیل بوجود آمده که سرزمین اصلی کشاورزی این کشور است. در اطراف این رود نیز کشاورزی رونق بسیار دارد به‌طوری‌که تنها نقاط آباد مصر سواحل نیل می‌باشد. شهرها + تعداد شهرهای هر استان استان‌ها استان شهرها استان شهرها اسکندریه ۲۳ جنوب سیناء ۶ اسماعیلیه شمال سیناء ۶ اسوان شرقیه ۱۹ اسیوط غربیه ۱۲ استان بحر الاحمر فیوم ۵ بحیره قاهره ۳۰ بنی سویف قلیوبیه ۸ پورت‌سعید قنا ۱۲ جیزه کفر الشیخ ۱۰ دقهلیه مطروح ۳۰ دمیاط منوفیه ۲۲ سوهاج ۱۱ منیا ۱۰ سویس وادی الجدید ۷۰ سیاست جنگنده بمب‌افکن‌های نیروی هوایی مصر و نیروی هوایی آمریکا در حال انجام یک تمرین نظامی مشترک بر فراز مجموعه اهرام جیزه. رئیس‌جمهورهای مصر جمال عبدالناصر جمال عبد الناصر (۱۵ ژانویه ۱۹۱۸ (میلادی) - ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰) از ۱۹۵۴ تا تاریخ مرگش سال ۱۹۷۰ رهبر مصر بود. جمال عبدالناصر به لحاظ روحیه ناسیونالیستی خود در بین عرب‌ها مشهور می‌باشد. نهضت پان‌عربیسم ناصر که بعد از او پایه گذارشد، در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ طرفداران زیادی داشت و هنوز هم بعد از سال‌ها از مرگ او بین عرب‌های طرفدار دارد. از اقدامات مهم سیاسی او می‌توان به جنگ شش روزه عرب‌ها و اسرائیل و توافقنامه کانال سوئز نام برد. جمال عبد الناصر بر اثر سکته قلبی مرد. وی یکی از کسانی بود که نام خلیج فارس را به نام عربی خواند و دستور داد تا در تمام مدارس و ادارات مصر، از عنوان «خلیج عربی» استفاده کنند و در نقشه‌های چاپ آن کشور از این نام استفاده شود. محمد انور السادات محمد انور السادات سیاست‌مدار و نظامی مصری و برنده جایزه صلح نوبل، سومین رئیس‌جمهوری مصر بود. وی سمت رئیس‌جمهوری کشور مصر را از تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ تا روز به قتل رسیدنش به دست جهاد اسلامی در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به عهده داشت. حسنی مبارک محمد حسنی سید مبارک (زاده ۴ مه ۱۹۲۸) از ۱۴ اکتبر ۱۹۸۱ تا فوریه ۲۰۱۱ (۲۲ بهمن ۱۳۸۹) چهارمین رئیس‌جمهوری جمهوری عربی مصر بود. مبارک پس از ترقی در نیروی هوایی مصر تا مقام «نایب رئیس‌جمهور» بالا رفت و پس از ترور انور سادات در ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به ریاست جمهوری رسید. طبق قانون سال ۱۹۷۱ مصر مبارک کنترل کامل کشور را بر عهده داشت و قبل از قیام مردم مصر به عنوان رئیس‌جمهور مصر از قدرتمندترین حاکمان منطقه به‌شمار می‌رفت. اما در پی اعتراضات گسترده مردم مصر؛ حسنی مبارک در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ (۲۲ بهمن ۱۳۸۹) از ریاست جمهوری مصر استعفا داد. حکومت را به ارتش واگذار کرد و به شرم الشیخ رفت. محمد مرسی محمد مرسی رئیس حزب آزادی و عدالت از احزاب اخوان المسلمین است که در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۷ ژوئن ۲۰۱۲ پیروز گردید. او به عنوان نخستین رئیس‌جمهور پس از انقلاب مصر و پنجمین رئیس‌جمهور دائمی مصر بوده‌است. در ژوئن ۲۰۱۳ موج جدیدی از اعتراضات در مصر شکل گرفته و مخالفان در سالگرد تحلیف مرسی خواستار کناره‌گیری مرسی از قدرت شدند. با شکل‌گیری اعتراضات محمد البرادعی رهبری مخالفان را در دست گرفته و چند تن از اعضای کابینه مرسی از جمله نخست‌وزیر استعفا کردند. او در سوم ژوئیه ۲۰۱۳ و در نتیجه کودتای ۲۰۱۳ مصر، توسط بیانیه مشترک ارتش مصر، محمد البرادعی، شیخ الازهر و پاپ مسیحیان قبطی مصر از قدرت برکنار شد، بیانیه مذکور را عبدالفتاح سیسی قرائت نمود. ارتش مصر، عدلی منصور، رئیس دادگاه قانون اساسی مصر را به عنوان سرپرست ریاست جمهوری برای دوره انتقالی معرفی کرد. منصور طی چندین روز پس از عزل مرسی، حازم الببلاوی را به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت تعیین کرد. عبدالفتاح سیسی پس از چندین ماه فعالیت دولت موقت عدلی منصور، در انتخابات ریاست‌جمهوری مصر (۲۰۱۴)، عبدالفتاح سیسی که نقشی کلیدی در کودتای ۲۰۱۳ مصر داشت، در رقابت با حمدین صباحی پیروز شده و رئیس‌جمهور مصر گردید. فرهنگ مصر دارای جامعه‌ای مردسالار است. بر اساس گزارش رسمی زنان سازمان ملل در سال ۲۰۱۳ میلادی، ۹۹ درصد زنان مصری به نحوی مورد آزار جنسی واقع شده‌اند. هم‌چنین مصر بیشترین موارد ختنه زنان را در جهان دارد. بر اساس آمار، ۹۰ درصد زنان مصری، قربانی سنت «مثله‌کردن جنسی» شده‌اند. جشن‌ها و عیدها در مصر سالگردها و جشن‌های دینی آغاز سال هجری، یکم ماه محرم، هجرت محمد، پیامبر اسلام از مکه به مدینه زادروز محمد بن عبدالله، ۱۲ ماه ربیع‌الاول. آیین‌های عید فطر، پایان ماه رمضان. عید فطر. ۳–۱ ماه شوال. عید قربان. نهم ذی‌الحجه. تعطیلات رسمی در جمهوری مصر روز آزادی صحرای سینا: ۲۵ آوریل روز کارگر: یکم ماه مه. شم‌النسیم: دوم ماه مه. جشن بهاری. انقلاب ۲۳ ژوئیه: بیست‌وسوم ژوئیه. روز نیروهای مسلح: ششم اکتبر. زادروز عیسی مسیح: ۷ ژانویه. جشن‌های مصری روز آغاز طغیان آب روز نیل (به عربی: وفاء النیل)، از جشن‌های فرعونی. جشن حنابندان برای عروس‌ها جشن هفت سالگی کودکان. آغاز سال میلادی: یکم ژانویه. جشن نیروز یا همان نوروز نزد قبطیان اعتقادات مذهبی هردوت می‌گوید: «در میان انواع بشر، مردم مصر از همه بیشتر پایبند دین و مذهب بوده‌اند.» این مردم در طی دوره تاریخ خود از آغاز تاکنون انواع اعتقادات و اعمال مذهبی خود را که فهم آن امروز مشکل است، در مدتی بیش از سه هزار سال عمل می‌کردند. هر شهری خدایانی جداگانه می‌پرستیدند. آن شهری که معتبرتر می‌شد، بر شان خداوندانش افزوده می‌شد. هم اکنون مذهب کشور مصر اسلام (تسنن) می‌باشد. فهرست شهرهای مصر مصر باستان جنگ شش روزه کانال سوئز شبه جزیره سینا
[ "سرود ملی مصر", "قاهره", "زبان عربی", "جمهوری", "فهرست رئیس‌جمهورهای مصر", "نخست‌وزیر", "عبدالفتاح سیسی", "شریف اسماعیل", "پوند مصر", ".eg", "آفریقا", "شبه جزیره سینا", "آسیا", "دریای مدیترانه", "دریای سرخ", "لیبی", "سودان", "اسرائیل", "نوار غزه", "فلسطین", "خاورمیانه", "رود نیل", "اسکندریه", "اهرام مصر", "گردشگری", "اقتصاد مصر", "کشاورزی", "صنعت", "انقلاب ۱۹۵۲ مصر", "ملک فاروق", "انقلاب مصر (۲۰۱۱)", "حسنی مبارک", "محمدحسین طنطاوی", "محمد مرسی", "کودتای ۲۰۱۳ مصر", "عدلی منصور", "حازم الببلاوی", "عبدالفتاح السیسی", "احمد حسن زویل", "جایزه نوبل شیمی", "نجیب محفوظ", "پطرس غالی", "دبیرکل سازمان ملل متحد", "محمد البرادعی", "آژانس بین‌المللی اتمی", "عمرو موسی", "دانشگاه الازهر", "نیل", "فرعون", "یوسف", "موسی", "هخامنشی", "ساسانی", "خسرو پرویز", "شاهنشاهی", "کمبوجیه", "پسامتیخ سوم", "اسکندر", "بطلمیوسیان", "عمر", "بیزانسی‌ها", "اهل ذمه", "قبطیان", "سفیانیان", "عثمانی", "امویان", "عباسی", "ناپلئون", "محمدعلی پاشا", "خیابان قصر نیل", "تحت‌الحمایه", "بریتانیای کبیر", "جنگ جهانی اول", "جنگ جهانی دوم", "آلمان", "بریتانیا", "سوئز", "العلمین", "سازمان ملل متحد", "جمال عبدالناصر", "فرانسه", "شوروی", "آمریکا", "منف", "اهناسیا", "تبس", "اواریس", "تنیس (شهر)", "نبته", "صالحجر", "فسطاط", "عسکر", "قطائع", "استان دقهلیه", "استان بحر الاحمر", "استان بحیره", "استان فیوم", "استان غربیه", "استان اسکندریه", "استان اسماعیلیه", "استان اقصر", "استان جیزه", "استان منوفیه", "استان منیا", "استان قاهره", "استان قلیوبیه", "استان وادی‌الجدید", "استان شرقیه", "استان سوئز", "استان اسوان", "استان اسیوط", "استان بنی‌سویف", "استان پورت‌سعید", "استان دمیاط", "استان سینای جنوبی", "استان کفر الشیخ", "استان مطروح", "استان قنا", "استان سینای شمالی", "استان سوهاج", "چگالی", "طواره", "ترابین", "مزینه", "اولاد سعید", "جبالیه", "علیقات", "صوالحه", "تیاهه", "اشواعیت", "مدیترانه", "غرب", "اسوان", "جیزه", "فیوم", "پورت سعید", "کانال سوئز", "رود", "دریا", "کشور", "استان جنوب سیناء", "استان شمال سیناء", "استان بنی سویف", "استان سویس", "استان وادی الجدید", "نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا", "مجموعه اهرام جیزه", "انور سادات", "۱۵ ژانویه", "۱۹۱۸ (میلادی)", "۲۸ سپتامبر", "۱۹۷۰ (میلادی)", "۱۹۵۴ (میلادی)", "پان‌عربیسم", "دهه ۱۹۵۰ (میلادی)", "دهه ۱۹۶۰ (میلادی)", "جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل", "سکته قلبی", "محمد انور السادات", "جایزه صلح نوبل", "جهاد اسلامی", "۴ مه", "۱۹۲۸ (میلادی)", "۱۴ اکتبر", "۱۹۸۱ (میلادی)", "۶ اکتبر", "۱۹۷۱ (میلادی)", "قیام مردم مصر", "اخوان المسلمین", "انتخابات ریاست‌جمهوری مصر (۲۰۱۴)", "حمدین صباحی", "مردسالاری", "زنان سازمان ملل", "۲۰۱۳ (میلادی)", "آزار جنسی", "بریدن آلت جنسی زنان", "هجرت محمد", "محمد بن عبدالله", "ماه رمضان", "عید فطر", "عید قربان", "صحرای سینا", "روز کارگر", "شم‌النسیم", "انقلاب ۲۳ ژوئیه", "عیسی مسیح", "حنابندان", "کشورهای نوروز", "قبطی", "فهرست شهرهای مصر", "مصر باستان", "جنگ شش روزه" ]
[ "مصر", "آسیای غربی", "آفریقای شمالی", "اتحادیه عرب", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۲۲ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۲۲ (میلادی) در آفریقا", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۲۲ (میلادی) در مصر", "جمهوری‌های عربی", "فهرست کشورهای در گستره بیش از یک قاره", "کشورها و سرزمین‌های عربی‌زبان", "کشورهای آسیای غربی", "کشورهای آسیایی", "کشورهای آفریقا", "کشورهای اسلامی", "کشورهای خاور نزدیک", "کشورهای خاورمیانه", "کشورهای ساحلی مدیترانه", "کشورهای شمال آفریقا", "کشورهای عضو اتحادیه آفریقا", "کشورهای عضو اتحادیه عرب", "کشورهای عضو سازمان ملل متحد", "کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی", "کشورهای عضو فرانسه‌زبانی", "کشورهای عضو گروه پانزده", "گروه هشت کشور اسلامی در حال توسعه", "مدیترانه شرقی" ]
1,326
طواره
0
6
0
[]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
طواره نامی همگانی برای هفت طایفه بیابانگرد در بخش جنوبی بیابان سینا در مصر است. نام این طایفه‌ها بدینگونه است: ترابین مزینه اولاد سعید جبالیه علیقات صوالحه حویطات ایل طواره در بخش جنوبی سینا و ایل تیاهه در بخش شمالی سینا جای دارند و این دو ایل با یکدیگر ناسازگاری و ستیز دارند.
[ "سینا", "مصر", "ترابین", "مزینه", "اولاد سعید", "جبالیه", "علیقات", "صوالحه", "حویطات", "تیاهه" ]
[ "مصر" ]
1,327
بنغازی
2
121
0
[ "بنغازي", "استان بنغازی", "بن غازی", "استان بنغازي", "بن غازي", "بن‌غازی" ]
false
89
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "بنغازی" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "32.1167" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "20.0667" }, { "Item1": "اندازه‌تصویر", "Item2": "250" }, { "Item1": "استان", "Item2": "بنغازی" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۶۳۱,۵۵۵ (۲۰۱۱)" }, { "Item1": "تراکم‌جمعیت", "Item2": "۲۰۰۰" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۴۳،۵۳۵ کیلومتر مربع" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۲ متر" }, { "Item1": "پیش‌شماره", "Item2": "۰۶۱ (۲۱۸)+" } ], "Title": "شهر لیبی" }
بنغازی یا بن‌غازی نام دومین شهر پرجمعیت لیبی و بندری در شرق آن کشور است. شهر بنغازی بر کرانه خلیج سیدرا واقع شده‌است. تاریخچه بندر امروزی بنغازی در فاصله کمی از جنوب غربی یک شهر کهن یونانی به نام برنیس قرار گرفته‌است که بدست برادر شاه سیرن بنیاد شده بود. منطقه سیرن و بخش‌هایی از شمال آفریقا در روزگاران باستان صحنه کشاکش نظامی میان شاهنشاهی ایران و یونانیان بود. نام امروزی این بندر از نام یکی از بزرگان محل به نام غازی (سیدی غازی) گرفته شده‌است که پیرامون سال ۱۴۵۰ میلادی درگذشت. پس از او نام این شهر به بنی‌غازی و سپس به بنغازی دیگرگون شد. بنغازی و نقش آن در پیروزی انقلاب ۱۷ فوریه لیبی در تظاهراتی که با الهام گرفتن از قیام‌های مصر و تونس در لیبی نیز آغاز شد و رو به گسترش نهاد، شهر بنغاری دومین شهر بزرگ لیبی خاستگاه اولین ناآرامی‌ها و اعتراضات برای براندازی رژیم ۴۲ ساله سرهنگ قذافی بود. وسعت تظاهرات معترضان به قدری گسترش پیدا کرد که پلیس ضد شورش در این شهر حکومت نظامی اعلام کرد. و دولت لیبی با قطع کامل و سراسری اینترنت و برق و همچنین فرودگاه بنغازی سعی در خاموش کردن معترضان داشت. در ۵ روز نخست بنا به گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر دست کم ۱۰۴ نفر کشته شدند. در بنغازی معترضان کنترل بخش‌های مهمی را به دست گرفتند و توده‌ای از نیروهای امنیتی نیز به مردم پیوستند. مخالفین حکومت لیبی در این شهر دولت انتقالی تشکیل دادند. http://lexicorient.com/e.o/benghazi.htm
[ "شهر", "لیبی", "بندر", "کشور", "خلیج سیدرا", "یونانی", "برنیس", "سیرن", "آفریقا", "شاهنشاهی ایران", "یونان", "مصر", "تونس", "رژیم", "سرهنگ", "قذافی", "پلیس ضد شورش", "حکومت نظامی", "سازمان دیده بان حقوق بشر" ]
[ "بنغازی", "۵۲۵ (پیش از میلاد)", "آثار باستانی یونانی در لیبی", "استان‌های لیبی", "استعمارهای دوره باستان در لیبی", "برقه", "بنیان‌گذاری‌ها در سده ۶ (پیش از میلاد) در آفریقا", "بنیان‌گذاری‌های ۵۲۵ (پیش از میلاد)", "شهرهای بندری در لیبی", "محل‌های رومی در لیبی", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در سده ۶ (پیش از میلاد)", "مناطق مسکونی در بنغازی", "ناحیه‌ها در لیبی", "شهرهای لیبی" ]
1,328
خلیج سیدرا
2
24
0
[ "خليج سيدرا" ]
false
10
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
200px خلیج سیدرا یا سیرت (در عربی خلیج سرت) نام خلیجی از دریای مدیترانه است که در شمال کشور لیبی قرار گرفته‌است. آن را «سرت بزرگ» یا «سرت بزرگتر» هم می‌نامند (در مقایسه با «سرت کوچک» در کشور تونس). مشخصات درازای این خلیج از شهر بنغازی در شرق تا شهر مصراته در غرب ۸۰۰ کیلومتر است. در سالهای ۱۹۸۱ و همچنین ۱۹۸۶ میلادی جنگی هوایی میان هواپیماهای آمریکایی و لیبیایی بر فراز این خلیج درگرفت. در آن نبردها هواپیماهای آمریکایی به دستور رونالد ریگان خانه شخصی معمر قذافی، رئیس‌جمهور لیبی را در بنغاری منهدم کردند و فرزندش را کشتند. خلیج سیدرا در مسیر شاهراه‌های صادرات نفت لیبی به ویژه از بندر سیدرا قرار دارد. لیبی هر از گاه ادعای مالکیت کامل بر این خلیج را ابراز می‌کند، ولی برخی کشورهای دیگر بر همان استاندارد مالکیت نوار ۱۲ کیلومتری به موازات کرانه را تاکید می‌ورزند.
[ "مدیترانه", "لیبی", "بنغازی", "مصراته", "رونالد ریگان", "معمر قذافی", "نفت", "بندر سیدرا" ]
[ "خلیج سیدرا", "بنغازی", "خلیج‌ها", "لیبی" ]
1,329
مصراته
2
32
0
[]
false
19
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "مصراته" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "32.3783" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "15.0906" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Misurata (Libia) - fontana.jpg" }, { "Item1": "اندازه‌تصویر", "Item2": "250" }, { "Item1": "برچسب‌تصویر", "Item2": "پارک مرکزی در شهر مصراته" }, { "Item1": "استان", "Item2": "مصراته" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۲۸۱۰۰۰ (۲۰۱۲)" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۱۰ متر" }, { "Item1": "شهردار", "Item2": "Yousef Ben Yousef" }, { "Item1": "پیش‌شماره", "Item2": "۰۳۱ (۲۱۸)+" } ], "Title": "شهر لیبی" }
شهر مصراته مرکز استان مصراته بر کرانه غربی خلیج سیدرا در کشور لیبی قرار گرفته‌است. فاصله شهر مصراته تا طرابلس، پایتخت لیبی ۲۰۰ کیلومتر است و مصراته با جمعیت ۵۵۰ هزار نفری سومین شهر لیبی بشمار می‌آید. تاریخچه بنیادگذاری یکجانشینی در محل این شهر را از ۳۰۰۰ سال پیش و توسط فنیقی‌ها دانسته‌اند. رومیان به آن نام توبارتیس داده بودند و بندر آن در سده بیستم بدست ایتالیائیان ساخته شد.
[ "خلیج سیدرا", "لیبی", "طرابلس", "فنیقی‌ها" ]
[ "مصراته", "استان طرابلس", "شهرهای بندری در لیبی", "مناطق مسکونی در لیبی", "محل‌های رومی در لیبی", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در سده ۷ (میلادی)", "مناطق مسکونی در استان مصراته" ]
1,330
استان سبها
2
24
0
[]
false
5
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "استان سبها" }, { "Item1": "native_name", "Item2": "شعبیه سبهاSabha District" }, { "Item1": "settlement_type", "Item2": "[[استان]]" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Shabiat Sabha since 2007.png" }, { "Item1": "map_caption", "Item2": "محدوده فعلی استان سبها لیبی" }, { "Item1": "image_map1", "Item2": "Libyen Sabha.png" }, { "Item1": "map_caption1", "Item2": "استان سبها در نقشه سابق لیبی" }, { "Item1": "latd", "Item2": "27" }, { "Item1": "latm", "Item2": "02" }, { "Item1": "longd", "Item2": "14" }, { "Item1": "longm", "Item2": "26" }, { "Item1": "coordinates_display", "Item2": "inline,title" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "شهرستان" }, { "Item1": "subdivision_type2", "Item2": "شماره استان" }, { "Item1": "seat_type", "Item2": "[[مرکز]]" }, { "Item1": "seat", "Item2": "[[سبها]]" }, { "Item1": "unit_pref", "Item2": "Metric" }, { "Item1": "area_total_km2", "Item2": "15,330" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "134,162" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "۲۰۰۶" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "timezone1", "Item2": "EET" }, { "Item1": "utc_offset1", "Item2": "۲+" }, { "Item1": "area_code", "Item2": "۷۱ ۲۱۸" } ], "Title": "settlement" }
سبها نام یکی از استان‌های کشور لیبی است جغرافیا استان سبها در مرکز لیبی و در میان صحرای بزرگ آفریقا قرار گرفته است. مرکز این استان هم شهر سبها با ۴۰,۰۰۰ نفر جمعیت است. شهر سبها واحهای است که در میانه بیابانی به نام بیابان فزان قرار گرفته و دارای یک دانشگاه به نام «دانشگاه سبها»ست. تاریخچه معمر قذافی، رئیس‌جمهور لیبی بخشی از جوانی خود را در این شهر گذراند. آمریکایی‌ها مدعی وجود یک کارخانه زیرزمینی تولید جنگ‌افزار شیمیایی به نام فارما ۲۰۰ (Pharma 200) در منطقه سبها هستند. احتمال دارد که امام موسی صدر این‌جا زندانی باشد.
[ "استان‌های لیبی", "فهرست کشورهای جهان", "فهرست شهرهای لیبی", "سبها", "لیبی", "صحرای بزرگ آفریقا", "واحه", "فزان", "معمر قذافی", "جنگ‌افزار شیمیایی", "امام موسی صدر" ]
[ "استان‌های لیبی", "فزان" ]
1,331
فزان
0
23
0
[]
false
17
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فزان نام ناحیه‌ای بیابانی است در جنوب غربی لیبی. در شمال فزان، دره الشاطی و در غرب آن وادی اروان قرار گرفته است. ناحیه فزان از سوی جنوب غربی به کوه‌های اکاکوس و تدرارت محدود می‌شود. در این مناطق صحرایی مخازن انبوه آب زیرزمینی کشف شده که لیبی با اجرای طرح رود بزرگ دست‌ساز قصد بهره‌برداری از آن‌ها و انتقال آن آب به پایتخت را دارد. نام لاتین این منطقه فازانیا بود.
[ "Italian Libya", "پادشاهی لیبی", "پایتخت", "سبها", "لیبی", "دره الشاطی", "وادی اروان", "کوه‌های اکاکوس", "تدرارت", "آب زیرزمینی", "طرح رود بزرگ دست‌ساز", "فازانیا" ]
[ "فزان" ]
1,332
طرح رود بزرگ دست‌ساز
2
16
0
[ "طرح رود بزرگ دست ساز", "رودخانه دست‌ساز بزرگ", "رودخانه دست ساز بزرگ", "رودخانهٔ دست‌ساز بزرگ", "رودخانهٔ دست ساز بزرگ" ]
false
3
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نمای شماتیک پروژه. طرح رود بزرگ دست‌ساز. طرح رود بزرگ دست‌ساز (نام‌های دیگر: پروژه رودخانه مصنوعی بزرگ، پروژه رودخانه عظیم ساخت بشر، و غیره) شبکه‌ای از لوله‌های عظیم آب است که سفره‌های بزرگ آب زیرزمینی لیبی را به مناطق مختلف این کشور وصل می‌کند. این پروژه شبکه‌ای از لوله‌ها و کانال‌های آب به طول ۲۸۲۰ کیلومتر است که از بیش از ۱۳۰۰ چاه آب، که بیشترشان عمقی بیش از ۵۰۰ متر دارند تشکیل شده و روزانه ۶،۵۰۰،۰۰۰ متر مکعب آب را به شهرهای طرابلس، بنغازی، سرت و دیگر شهرها منتقل می‌کند. معمر قذافی رهبر فقید لیبی، آن را هشتمین عجایب جهانی توصیف کرده بود.
[ "آب زیرزمینی", "لیبی", "طرابلس", "بنغازی", "سرت", "معمر قذافی", "عجایب جهان" ]
[ "اقتصاد لیبی", "جغرافیای لیبی", "لیبی", "معمر قذافی", "مهندسی عمران" ]
1,333
عجایب هفت‌گانه
0
84
0
[ "عجایب هفتگانه جهان", "عجایب هفت‌گانه جهان", "عجايب هفت گانه", "عجايب هفت گانه باستان", "عجایب هفت گانه باستان", "عجایب هفت‌گانهٔ باستان", "عجايب هفت گانهٔ باستان", "عجایب هفت گانهٔ باستان", "عجایب هفت‌گانه باستان" ]
false
25
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
عجایب هفت‌گانه ، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه‌سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهرا اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام انتیپاتر صیدایی در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است، اگر چه این کار به افراد دیگری همچون فیلو اهل بیزانتیوم، استرابون، هرودوت و دیودور سیسیلی نیز نسبت داده شده‌است. انتیپقنیویتخیهزپاتر در شعری در سال ۱۴۰ پیش از میلاد چنین سروده است: «پیش از این به چشم خود دیده‌ام دیوار بابل پر عظمت را که گذرگاه ارابه هاست، و نیز مجسمه زئوس را بر کرانه آلفوس، باغهای معلق و کولسوس آفتاب را، ابهت اهرام سر به آسمان سائیده و آرامگاه بی‌کران ماسول را؛ اما آنزمان که نظاره می‌کردم خانه آرتمیس را بنا شده بر ابرها، نبوغ آن همه اعجاز در نظرم رنگ باخت و با خود اندیشیدم: پس از المپ، خورشید چیزی به این عظمت ندیده است، هرگز.» به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند. عجایب هفتگانه از چپ به راست بالا به پایین:هرم بزرگ جیزه، باغهای معلق بابل، نیایشگاه آرتمیس، مجسمه زئوس، آرامگاه هالیکارناسوس، تندیس غول‌پیکر رودس و فانوس دریایی اسکندریه نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده به‌طوری‌که تقریبا در هر گونه تقسیم‌بندی به این عدد توجه شده‌است. تاریخچه فهرست تهیه فهرست کامل عجایب هفت‌گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد. چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت. فهرست نهایی عجایب هفت‌گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلا باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت‌گانه اشاره شده‌است. فهرست اروپایی از زمان‌های بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است: عجایب سال ساخت سازنده تاریخ ویران‌شدن علت ویرانی موقعیت کنونی هرم بزرگ جیزه ۲۵۸۴–۲۵۶۱ قبل از میلاد مصر باستان همچنان موجود مجموعه اهرام جیزه، مصر باغ‌های معلق بابل حدود ۶۰۰ قبل از میلاد (احتمال افسانه بودن) تمدن بابل بعد از اولین قرن قبل از میلاد مسیح توفان شن حله، استان بابل، عراق، یا نینوا، نینوا استان، عراق نیایشگاه آرتمیس ۵۵۰ قبل از میلاد لیدیه، یونان باستان ۳۵۶ قبل از میلاد (به وسیله هرستراتوس)۲۶۲ پس از میلاد (به وسیله گوت‌ها) آرسون به وسیله هرستراتوس، غارت نزدیک سلکوک، استان ازمیر، ترکیه تندیس زئوس در المپیا ۴۶۶–۴۵۶ قبل از میلاد (معبد) ۴۳۵ قبل از میلاد (مجسمه) یونان باستان قرن ۵ و ۶ بعد از میلاد آتش المپیا، یونان آرامگاه هالیکارناسوس ۳۵۱ قبل از میلاد کاریایی‌ها، ایرانی‌ها، یونان باستان به وسیله بعد ازمیلاد ۱۴۹۴ ساختمان اصلی به علت سیل از بین رفت. بودروم، ترکیه غول رودس ۲۹۲–۲۸۰ قبل از میلاد یونان باستان ۲۲۶ قبل از میلاد زلزله رودس، یونان فانوس اسکندریه ۲۸۰ قبل از میلاد مصر هلنی، (یونان باستان) بعد از میلاد ۱۳۰۳–۱۴۸۰ زلزله اسکندریه، یونان نظرها درباره عجایب هفتگانه شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت‌گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت‌گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آن‌ها شواهدی از توانایی انسان هستند . عجایب هفتگانه جدید
[ "معماری", "مجسمه‌سازی", "فنیقیه", "یونان", "انتیپاتر صیدایی", "فیلو اهل بیزانتیوم", "استرابون", "هرودوت", "دیودور سیسیلی", "انتیپاتر اهل سیدون", "بابل (دولت‌شهر)", "مجسمه زئوس", "آلفوس", "باغ‌های معلق بابل", "غول رودس", "اهرام جیزه", "آرامگاه هالیکارناسوس", "معبد آرتمیس", "المپ", "باغهای معلق بابل", "نیایشگاه آرتمیس", "تندیس غول‌پیکر رودس", "فانوس دریایی اسکندریه", "هفت (عدد)", "کالیماکوس", "کتابخانه اسکندریه", "هرم بزرگ جیزه", "مصر باستان", "مجموعه اهرام جیزه", "مصر", "تمدن بابل", "توفان شن", "حله", "استان بابل", "عراق", "نینوا", "لیدیه", "یونان باستان", "آرسون", "هرستراتوس", "غارت", "سلکوک", "استان ازمیر", "ترکیه", "تندیس زئوس در المپیا", "آتش", "المپیا", "کاریایی‌ها", "ایرانی‌ها", "بودروم", "رودس", "فانوس اسکندریه", "مصر هلنی", "اسکندریه", "مذهب", "اسطوره شناسی", "هنر", "قدرت", "علم", "عجایب هفتگانه جدید" ]
[ "تاریخ باستان", "ساختمان‌ها و سازه‌های قدیمی", "عجایب هفتگانه", "فناوری باستان", "فهرست‌های فرهنگی", "میراث جهانی یونسکو" ]
1,335
دهدیوان
0
21
0
[ "دهديوان" ]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
دهدیوان ، روستایی در بخش فامنین استان همدان در ۸۰ کیلومتری جاده همدان به ساوه. جمعیت جمعیت این روستا بنا به گفته اهالی سالمند روستا در سالهای گذشته تا ۱۰۰ خانوار می‌رسیده است ولی اکنون حدود ۲۰ خانوار در آن زندگی می‌کنند. بنا به گفته اهالی باقی‌مانده در روستا و افراد مهاجرت کننده به شهر، علت اصلی کاهش جمعیت این روستا نبود آب کشاورزی دائمی و نبود کشتزار کافی برای کشاورزان می‌باشد. اشتغال کار اصلی مردم این روستا کشاورزی و دامداری به شیوه سنتی می‌باشد . کشت عمده آن گندم و جو دیمی و آبی می‌باشد .چون این روستا در حاشیه رودخانه قره چای واقع است آب کشاورزی آن از رودخانه مذکور تامین می‌گردد. دارای یک رشته قنات است که برای مصرف آب شرب مردم و مازاد آن برای کشاورزی استفاده می‌شود. البته از دیر باز برای شخم زدن زمین و درو و آبیاری از ماشین آلات کشاورزی (تراکتور و کمباین موتور پمپهای دیزل ) در حد مطلوب بهره برداری می‌نمایند. ولی برای برداشت علوفه (یونجه) در فضای کوچک از ابزارآلات دستی و مکانیکی استفاده می‌نمایند. جغرافیا از شمال به روستاهای آجرلو و میدان تیر نیروی هوایی پایگاه شکاری شهید نوژه از جنوب به روستاهای عمرآباد و چاهبار از شرق به روستای صادق لو از غرب به روستای زرق مشرف می‌باشد دیرینگی این روستا تاکنون در طول تاریخ چندین بار از سکنه خالی و پر شده است. در این روستا یکی از تپه‌های باستانی سازمان برید در میان یونجه زارها در جنوب روستا خود نمایی می‌کند. نخستین پل سنگی روی رودخانه قره چای در سال ۱۳۴۵هجری شمسی برای ارتباط دهدیوان به روستای عمر آباد و روستاهای ستق و چهره قان و … که از روستاهای توابع استان مرکزی می‌باشد بنا گردید. بنای یک قلعه قدیمی در جنوب شرقی روستا خود نمایی میکند که به تازگی به ثبت آثار ملی رسیده است و توسط خانهای زمان گذشته که مالک روستا بوده‌اند بنا گردیده است و هم اکنون یکی از اهالی روستا در آن ساکن می‌باشد. زبان گویش اصلی مردم روستا ترکی است که کمی با ترکی آذری تفاوت دارد و به زبان ترکی مردم استان‌های مرکزی کشور نزدیک‌تر است. ولی اکثر مردم روستا به راحتی می‌توانند به زبان فارسی صحبت کنند. ترکیب جمعیتی روستا از اقوام بلوک و خلج تشکیل شده است که خلج‌های این روستا مهاجران روستاهای منطقه فراهان استان مرکزی مخصوصا روستای تلخاب می‌باشد. رده؛ روستاهای استان همدان
[ "استان همدان", "همدان", "ساوه", "نیروی هوایی", "تپه‌های باستانی", "استان مرکزی", "رده؛ روستاهای استان همدان" ]
[]
1,336
رشته مروارید
0
7
0
[ "رشته مرواريد", "رشتهٔ مروارید", "رشتهٔ مرواريد" ]
false
5
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
روجلد رشته مروارید چاپ ۱۳۸۸ رشته مروارید (به کردی سورانی: رشته مرواری ) نام کتابی کردی است نوشته علاءالدین سجادی. که شامل ضرب‌المثلها، جوک و قصه‌های کوتاه است.
[ "علاءالدین سجادی" ]
[ "کتاب‌های کردی" ]
1,338
بمباران گوگلی
0
26
0
[ "بمباران گوگلي", "بمب گوگلی", "بمباران پیوندها", "بمب گوگلي", "بمباران پيوندها" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
بمباران گوگلی (یا بمباران پیوندها)، در اصل بمباران کردن موتور جستجو توسط پیوندهایی (لینک‌هایی) است که به یک صفحه خاص و با عبارتی خاص فرستاده می‌شوند به ترتیبی که جستجو بر اساس آن عبارت کاربر جستجوگر را در اولین مورد به صفحه پیوند داده شده هدایت کند. اصولا موتورهای جستجو بر اساس پیوندهایی که به صفحات داده می‌شوند کار می‌کنند. پایه موتورهای جستجو طوری بنا شده‌است که پیوندهای موجود در وبلاگ‌ها و سایت‌ها را یافته و بر اساس تعداد آن پیوندها به آن صفحه رتبه می‌دهند. بدیهی‌ست هر چه تعداد پیوندهای داده شده به آن صفحه (البته بر اساس ترکیب روی پیوند) بیش‌تر باشد، این رتبه بهتر خواهد بود. بر اساس چنین الگوریتمی در موتورهای جستجو، و با انگیزه‌های متعدد، بمب‌های اینترنتی توسط گروهی از تولیدکنندگان محتوا اعم از وبلاگ‌ها و وبگاه‌ها که در زمینه‌ای مشترک هستند، ساخته می‌شوند. دسته‌بندی بمب‌های تفننی: همان‌طور که از نامش پیداست این بمب‌ها برای شوخی و طنز ایجاد می‌شوند و هدف آن شوخی با فرد، شرکت یا هر چیز دیگر است. بمب‌های شخصی: بمباران گوگل با نام افراد. در این مورد با جستجوی افراد بر اساس نام یک فرد، صفحه شخصی وی رتبه اول را کسب می‌کند. بمب‌های پولی: در این مورد فرد با ارائه پول به موتورهای جستجو صفحه مورد نظر خود را در رتبه اول قرار می‌دهد. این کار با مسئله تبلیغات در موتورهای جستجو متفاوت است. بمب‌های دادگستر: در این حالت انگیزه‌های متعددی از قبیل کمک به یک فرد، اعتراض یا هر انگیزه مشابهی برای ساخت بمب گوگلی وجود دارد.
[ "موتور جستجو", "پیوند ورودی", "موتورهای جستجو", "الگوریتم" ]
[ "پارازیت‌اندازی فرهنگی", "تکنیک‌های بازاریابی", "روش‌های کارزار سیاسی", "زبان عامیانه اینترنت", "سانسور", "گوگل", "واژه‌های ابداع‌شده در دهه ۲۰۰۰ (میلادی)", "هرزه‌نگاره" ]
1,339
موتور جستجو (پردازش)
0
7
0
[ "موتور جستجوگر" ]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
موتور جستجو یا جویشگر ، در فرهنگ رایانه، به طور عمومی به برنامه‌ای گفته می‌شود که کلمات کلیدی را در یک سند یا بانک اطلاعاتی جستجو می‌کند. در اینترنت به برنامه‌ای گفته می‌شود که کلمات کلیدی موجود در فایل‌ها و سندهای وب جهانی، گروه‌های خبری، منوهای گوفر و آرشیوهای FTP را جستجو می‌کند. جویشگرهای زیادی وجود دارند که امروزه از معروفترین و پراستفاده‌ترین آنها می‌توان به google و یاهو! جستجو اشاره کرد.
[ "علوم رایانه", "دادگان", "یاهو! جستجو" ]
[ "تاریخ اینترنت", "بازیابی اطلاعات", "موتورهای جستجوگر اینترنت", "واژگان اینترنت" ]
1,340
قضیه آخر فرما
0
38
0
[ "آخرين قضيه فرما", "آخرین قضیه فرما", "قضيه آخر فرما", "قضیه اخر فرما", "قضیهٔ آخر فرما", "اخرين قضيه فرما", "آخرين قضيهٔ فرما", "اخرین قضیه فرما", "آخرین قضیهٔ فرما", "اخرين قضيهٔ فرما", "اخرین قضیهٔ فرما", "قضيه اخر فرما", "قضيهٔ آخر فرما", "قضیهٔ اخر فرما", "قضيهٔ اخر فرما" ]
false
19
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نسخه ۱۶۷۰ آرتمتیکای دیوفانت که شامل تفسیر فرما در خصوص قضیه آخرش است. قضیه آخر فرما یکی از مشهورترین قضیه‌های تاریخ ریاضیات است. این قضیه می‌گوید: «معادله برای جواب صحیح و غیر صفر ندارد.» یعنی اعداد صحیح و غیر صفر و و را نمی‌توان یافت که جواب‌های معادله فوق باشند. پیر فرما ریاضیدان فرانسوی سده ۱۷ (میلادی) در حاشیه کتابی نوشته بود که اثبات این قضیه را در ذهن دارد ولی جای کافی برای نوشتن در اختیار ندارد. این قضیه تا ۱۹۹۴ حل‌نشده باقی مانده بود. اندرو وایلز استاد دانشگاه پرینستون در سال ۱۹۹۳ با استفاده از نظریه اعداد پیشرفته، اثباتی برای این قضیه ارائه کرد که دارای مشکلی بود ولی در سپتامبر ۱۹۹۴ اشکال این راه‌حل توسط خود وایلز و با همکاری یکی از همکارانش به نام «تیلر» برطرف شد.
[ "قضیه", "ریاضیات", "اعداد صحیح", "معادله", "پیر فرما", "فرانسه", "سده ۱۷ (میلادی)", "۱۹۹۴ (میلادی)", "اندرو وایلز", "دانشگاه پرینستون", "۱۹۹۳ (میلادی)", "نظریه اعداد", "سپتامبر", "۱۹۹۴" ]
[ "قضیه آخر فرما", "ریاضیات", "علوم در ۱۶۳۷ (میلادی)", "قضیه فیثاغورس", "قضیه‌های ریاضی", "معرفی‌شده‌های ۱۶۳۷ (میلادی)", "نظریه اعداد" ]
1,342
آمل
2
1,420
0
[ "امل", "شهر آمل", "شهر امل" ]
false
391
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "آمل" }, { "Item1": "روی‌نقشه", "Item2": "آری" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "۳۶٫۴۳" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "۵۲٫۲۱" }, { "Item1": "فتوکلاژ", "Item2": "بله" }, { "Item1": "استان", "Item2": "مازندران" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "آمل" }, { "Item1": "بخش", "Item2": "[[مرکزی]]" }, { "Item1": "نام‌محلی", "Item2": "آمل" }, { "Item1": "نام‌های‌قدیمی", "Item2": "<small> آمارد، آمرداد، آمنیوس، آملد، آموی، همو، هفت شهر، طبرستان، آمله، آمل" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "271/269 نفر" }, { "Item1": "زبان", "Item2": "[[مازنی]]" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "[[اسلام]] ([[شیعه]] [[دوازده امامی]] و [[شافعی]])" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۳ هزار و ۸۰ کیلومتر مربع" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۷۶ متر <small>از سطح دریاهای آزاد</small>" }, { "Item1": "میانگین‌دما", "Item2": "۱۵" }, { "Item1": "نماینده مجلس", "Item2": "[[عزت‌الله یوسفیان ملا]]" }, { "Item1": "شهردار", "Item2": "احمد امیرسلیمانی" }, { "Item1": "ره‌آورد", "Item2": "<small> [[محصولات کشاورزی]]، [[محصولات لبنی و دامی]]، [[صنایع دستی]]، [[محصولات باغداری]]، [[محصولات معدنی]]، [[محصولات آبزی‌پروری]]، [[لوازم صنعتی و خانگی]]<small>" }, { "Item1": "پیش‌شماره", "Item2": "۰۱۱ منطقه یک مخابراتی کشور" }, { "Item1": "پلاک اتومبیل", "Item2": "۷۲ ب، ۸۲ و، ۸۲ ق، ۸۲ د، ۹۲ ب" }, { "Item1": "جمله‌خوشامد", "Item2": "به شهر هزارسنگر آمل خوش آمدید" } ], "Title": "شهر ایران" }
آمل () یک شهر در استان مازندران و مرکز شهرستان آمل است. آمل یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ایران، قطب صنعت و فرهنگ استان مازندران، پایتخت برنج ایران، یکی از قدیمی‌ترین مراکز یک‌جانشینی، از شهرهای مهم ترابری، کشاورزی، گردشگری، معدنی و صنعتی ایران و از مهم‌ترین شهرهای مرتبط به علم در تاریخ معروف به شهر تاریخ و فلسفه است. پیشینه شهر آمل به زمان آماردها بر می‌گردد و در تاریخ نوشتاری نیز، مانند شاهنامه آمل از مراکز مهم اتفاقات بوده‌است. آمل در زمان زیاریان، علویان پایتخت ایران و در زمان اشکانیان یکی از مراکز ایران بود و در زمان افریدون تا زمان بهرام گور نیز آمل تختگاه و پایتخت ربع مسکون است. این شهر به دو منطقه شهری تقسیم می‌شود. آمل سومین شهر پرجمعیت استان مازندران است. نام لقب‌ها و عناوین آمل این شهر معروف به شهر علم و فلسفه و تاریخ، شهر بام ایران، شهر هزار سنگر شهر مادها و اولین شهر علویان است. واژه آمل، حرف «آ» در زبان ایرانیان قدیم کاربرد «ضد» داشته و «مل» به معنی مرگ و «آمل» ترکیبی از ضد مرگ مانند امرداد و مرداد است. آمل به معنی بی‌مرگ است یعنی تو را مرگ مباد. هفت شهر، آمرداد، آموی و آمله نیز دیگر نام‌های آمل در طول تاریخ بوده‌است. بام ایران اشاره به دماوند است که در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد. همچنین آملی به عنوان دروازه ورود شمال ایران نیز شناخته می‌شود. بر روی سکه‌های ساسانی، نام شهرهایی که سکه در آن‌جا زده شده با علامت اختصاری مشخص گردیده‌است، ام علامت شهر آمل بوده‌است. وجه تسمیه و تاریخچه نام یکی از اقوام ساکن کرانه جنوبی دریای مازندران آمارد بوده‌است. نام شهر آمل در مازندران را دگرگون‌شده نام آمارد دانسته‌اند. واژه آمل که گونه دیگر آن آموی است، احتمالا از قبیله باستانی (آ) مردها یا (آ) ماردها گرفته شده‌است. مورخان باستانی غربی نام این قبیله را مردی یا آمردی آورده‌اند. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را برنهادند و بعدها واژه «آماردها» به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و «آمل» بدل شد. نیز وجه تسمیه این شهر به سبب بنیان‌گذار خود «آمله» نیز می‌تواند باشد، چنان‌که در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار آمده‌است و در جای دیگر پیرنیا می‌گوید این قوم مهاجر بادیه نشین بوده‌اند که به تاخت تاز در اراضی اقوام دیگر می‌پرداختند و به روزگار کوروش تا حوالی ماد پراکنده گردیده بودند، آمردها در حدود سه هزار سال پیش از میلاد نیز در حال پیدا نمودن سرزمین بوده‌اند. در اطلس‌شناسی آمده‌است، آمل از سرزمین‌های قدیمی بوده و دیرینگی آن به درازای بلندی می‌رسد و مردمانش از آمردها هستند که اولین قوم در کنار دریا پارس‌اند. اردشیر می‌گوید: ابراهیم پورداوود نوشته‌است: با توجه به متن کتیبه‌های آشوری در نزدیکی شهر کنونی آمل مازندران فرض گردیده‌است، نکته جالب اینجاست که سرزمین اسپاردا یا ساپاردا نیز در همین منطقه در نظر گرفته شده‌است، این نام دقیقا مشابه با نامی است که در کتیبه‌های پارسی باستان برای سرزمین لیدیه در غرب کشور کنونی ترکیه به کاربرده می‌شده‌است، مسلما این نام با نام اسپارتا که هم نام استانی است در کشور ترکیه و هم نام شهری باستانی در یونان که نبرد ۳۰۰ تن از جنگجویان این شهر با خشایارشا شهرت جهانی دارد، شباهت بسیار دارد. واژه آمل، حرف «آ» در زبان ایرانیان قدیم کاربرد «ضد» داشته و «مل» به معنی مرگ و «آمل» ترکیبی از ضد مرگ مانند امرداد و مرداد است. آمل به معنی بی‌مرگ است یعنی تو را مرگ مباد. یحیی ذکا در کتاب کاروند کسروی آورده‌است: دیگر نظریه وجه تسمیه آمل به سبب نام آمله است، چنان‌که در تاریخ طبرستان و تاریخ ایران باستان آمده‌است: در ادبیات و نوشتار اشعار آرش کمانگیر از اسطوره‌های ایرانی که از آمل به مرو تیر انداخت در ادبیات فارسی قدیمی اشعار بسیار زیادی وجود دارد که آمل در آن‌ها ایفای نقش نماید، از اشعار اساطیری گرفته تا اشعار در وصف ایران و مازندران، این شهر نقش بسزایی در تاریخ کهن فارسی داشته‌است. همچنین نام آمل شانزده بار به صورت مستقیم در شاهنامه فردوسی آمده‌است. از جمله این اشعار: فردوسی بیاراست گیتی بسان بهشت به جای گیا سرو گلبن بکشت از آمل گذر سوی تمیشه کرد نشست اندر آن نامور بیشه کرد بپردازم آمل نیایم به جنگ سرم را ز نام اندرآرم به ننگ بزرگان ایران ز گفتار اوی بروی زمین برنهادند روی چو اغریرث آمد ز آمل به ری وزان کارها آگهی یافت کی بدو گفت کاین چیست کانگیختی که با شهد حنظل برآمیختی منوچهر با سلم و تور سترگ بیاورد ز آمل سپاهی بزرگ به چین رفت و کین نیا بازخواست مرا همچنان داستانست راست مسعود غزنوی هند بگشاده و آمل همه بگشاده بود لشکر صعب سوی ترک فرستاده بود فخرالدین اسعد گرگانی از آن خوانند آرش را کمانگیر که از آمل به مرو انداخت یک تیر طالب آملی چو من فرزانه‌ای برخاست از آن بوم طواف خاک آمل بایست کرد راوی رسیدم به آمل شهر هفت رنگ همه عارف و شاعر و مرد جنگ بزرگان ایران زمین و بزرگان شهیر ز میر حیدر و فخر رازی و ابن جریر چو باشد نگینی بروی رود هراز در آنجا شدم با خدا راز و نیاز فخرالدین اسعد گرگانی ز بس می‌خوردن و خوشی در آمل تو گفتی بودش آب رودها مل قاآنی شیرازی یا فکند آرش کمانی تیری از آمل به مرو کز طرف فرخنده جشنی تیرگان آراستند یا نه امطار مطر شد بعد چندین سال قحط جشن شایانی به روز مهرگان آراستند صائب تبریزی همتی در کار ما ای عارفان و عاشقان بر در دل حلقه شوق سیر کابل می‌زند هر که چون صائب به طرز تازه، دیرین آشناست دم به ذوق عندلیب باغ آمل می‌زند خاقانی روی به دریا نه و چون بگذری در طبرستان طربستان طلب مقصد آمال ز آمل‌شناس یوسف گم کرده به گرگان طلب سفرنامه ناصر خسرو، ناصرالدین‌شاه قاجار، یاسنت لویی رابینو، رضاشاه، آلفرد کامین لیال، انوشیروان، توماس هربرت، کارلتون استیونز کون، جیمز بیلی فریزر، ژان شاردن، آدام اولئاریوس، کارلا سرنا و یاکوب ادوارد پولاک از جمله افرادی بودند که آمل سفر کردند و سفرنامه خود را نوشتند. جمعیت و موقعیت عکس هوایی از قله دماوند، گرفته شده در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۰۵. عکس از ناسا بخشی از شهر آمل از نمای بالای جنگل زیارود شهر آمل با ۲۷۱،۲۶۹ نفر جمعیت در جلگه مازندران و در دوسوی رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری مرکز استان، ۱۸ کیلومتری جنوب دریای مازندران و ۶ کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد. رشد جمعیت شهر آمل قابل توجه است، زیرا تعداد آن که در ۱۳۳۵ حدود ۲۵۱۲۲ نفر بوده در ۱۳۶۵ حدود پنج برابر شده‌است. میانگین رشد جمعیت این شهر را سالانه حدود ۸/۴٪ نوشته‌اند. تحولات جمعیت شهر آمل از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ به شرح زیر است: سال جمعیت رشد سالیانه ۱۳۳۵ ۲۲۲۵۱ ۱۳۴۵ ۴۰۰۷۶ ۵/۹ ۱۳۵۵ ۶۸۹۶۳ ۵/۴ ۱۳۶۵ ۱۱۸۲۴۲ ۵/۴ ۱۳۷۰ ۱۳۹۹۲۳ ۳/۴ ۱۳۷۵ ۱۵۹۰۹۲ ۲/۶ ۱۳۸۵ ۲۰۱۰۴۴ ۴/۸ تاریخ دوران اولیه شاهنشاهی ماد (۵۵۰ پ. م) نخستین شاهنشاهی آریایی تباران در ایران در مورد پیدایش آمل سه نظریه وجود دارد که اولین نظریه مربوط به دوران مرد آمارد، دومین نظریه مربوط به دختری به نام آمله و سومین نظریه مربوط به دوران طهمورث، جمشید، کیومرث از پادشاهان پیشدادی بوده‌است. طبق تحقیقات باستان‌شناسی، استانهای ساحلی دریای خزر احتمالا از ۰۰۰‘۷۵ سال پیش محل زیست انسان بوده‌است. در سال ۱۳۳۰ کارلتون استیونز کون باستان‌شناس آمریکایی اسکلتهایی از انسان نئاندرتال را که ظاهرا نیای کهن اقوام ساکن کرانه دریای خزر بوده‌است، در غارهای هوتو و کمربند کشف کرد. از جمله این اقوام ورکانیان یا همان هیرکانیان در گرگان، تپوران در منطقه کوهستانی البرز، آماردها یا همان مردها در مازندران و حدود آمل، و کادوسان در گیلان و مادها در فارس بودند. آماردها در کنار ضلع غربی رود هراز سکنی گزیدند و شهر آمل پایتخت خود کردند که اسم شهر آمل به احتمال بسیار زیاد از نام آنان گرفته شده‌است. در اساطیر ایرانی از پیکار میان آریاییان و دیوان که اشاره به این اقوام است در این ناحیه یاد شده‌است. ایگور دیاکونوف ایران‌شناس روس نیز اشاره دارد که ماردها در کنار دریای خزر می‌زیستند وی در ادامه می‌نویسد: ابن اسفندیار در مورد نظریه دوم در کتاب تاریخ تبرستان نوشته‌است، آمل ماخوذ از نام آمله دختر اشتاد است که به اتفاق برادرش یزدن به دلیل کشتن شخصی از تبار دلیم به نواحی آمل فعلی آمد و روستایی را بنا نهادند. وی در تاریخ تبرستان می‌نویسد: آمله دارای پسری به نام خسرو بود که پس از مرگ پادشاه بلخ، پادشاهی مقتدر گردید و آمل را پایتخت خود برگزید و بیشترین سعی و کوشش خود را صرف ساختن قلعه‌های محکم و ساختمان‌های زیبا و آبادانی این شهر نمود. حتی دستور داد در بیرون شهر ساختمان و قصرها بسازند و عمران و آبادی بنمایند. شهر آمل در این دوره دارای چهار دروازه به نام‌های دروازه گیلان، دروازه گرگان، دروازه کوهستان و دروازه دریا بود و مقدار زمینی که برای ساختن اولیه شهر فراهم کردند چهار صد هکتار بود. برخی دیگر از مورخان، سابقه آمل را به دوره پیشدادیان و کیانیان نسبت داده‌اند. در این باره دولتشاه سمرقندی در تذکرهالشعرا می‌نویسد: دوران اساطیری مادام ژان دیولافوا همسر مارسل اوگوست دیولافوا مهندس راه و ساختمان و باستان‌شناس فرانسوی بود و به همراه همسرش از سوی دولت فرانسه برای انجام کاوش‌های باستان‌شناسی سه بار به ایران سفر کردند که سومین سفر آن به آمل بود که جلد کتاب او تصویر قله دماوند بود می‌توان گفت آمل یک شهر اساطیری است چون نبردهای فریدون، آرش کمانگیر، ضحاک، کیخسرودر زیر پای دیو سفید یعنی دماوند انجام شده‌است. شهر آمل از روزگاران کهن همواره شهری آباد و پر رونق بوده‌است. سیمای این شهر باستانی، از لا به لای هزاره‌های مه گرفته تمدن‌های پیش مادها در فلات ایران رخ نموده و پیشینه تاریخی آن با افسانه‌ها و اساطیر پرشکوه ایرانی در هم آمیخته‌است. نام آمل شانزده بار در شاهنامه فردوسی یاد شده‌است. فریدون، پادشاه اسطوره‌ای که ضحاک ماردوش را درون چاهی در دماوند کوه آویخت، خود پرورش یافته دامان البرز بود و پژوهشگران، پایتخت او را حوالی آمل می‌دانند و امروز نیز باشندگان لاریجان، دشت خرمی در پای دماوند را تخت فریدون می‌خوانند. سال‌ها بعد، در عصر پادشاهی نواده وی منوچهر، سپاه توران از جیحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقی ایران را تصرف کرد، ولی به واسطه مقاومت ایرانیان، پشت دروازه‌های آمل زمین گیر شد و به موجب پیمان صلحی، آرش کمانگیر تیری از دماوند کوه در اطراف آمل تا فرارود در آسیای میانه رها کرد و جان داد و مرزهای ایران را باز تا آن سوی جیحون کران داد. همچنین در زمان بهرام گور نیز آمل پایتخت ایران بوده‌است. پیش از اسلام نقشه‌ای مربوط به ۱۵۸۰ به زبان لاتین که در آن دریای آمارد ذکر شده‌است طبق تحقیقات باستان‌شناسی، استان‌های ساحلی دریای خزر احتمالا از ۰۰۰‘۷۵ سال پیش محل زیست انسان بوده‌است. در سال ۱۳۳۰ کارلتون استیونز کون باستان‌شناس آمریکایی اسکلت‌هایی از انسان نئاندرتال را که ظاهرا نیای کهن اقوام ساکن کرانه دریای خزر بوده‌است در مازندران پیدا کرد. بیشترین نظریه تاریخ شناسان تاریخ اولیه و پیش از اسلام آمل به قوم مردم آمارد بر می‌گردد. مردم این قبیله آریایی پیش از ورود گروه‌های بعدی آریایی‌ها یعنی ماد، پارس و پارت در قسمتی از مازندران و گیلان کنونی زندگی می‌کردند. نام اصلی این قبیله آمو بود که در فارسی باستان به آمرد یا امرد به معنی زیان‌بخش و ویرانگر تبدیل شد. همچنین در برخی کتاب‌ها به آن‌ها «مارد» نیز گفته‌اند. آن‌ها مردمی جنگجو و هنرمند بودند و با همسایگان خود در کشمکش دایمی بودند. هم اسکندر مقدونی با آن‌ها جنگیده‌است هم فرهاد پنجم اشکانی که آن‌ها را به سوی قفقاز در غرب دریای خزر رانده‌است. برخی معتقدند شعبه‌ای از قبیله آماردها در کنار رود جیحون می‌زیسته‌اند. اردشیر برزگر می‌نویسد: قوم ماد به روزگار کوروش بزرگ تا حوالی ماد پراکنده گردیده بودند. پیش از اسلام، آمل از بزرگترین و مهم‌ترین شهرهای این منطقه به‌شمار می‌رفت و مرکز مازندران به حساب می‌آمد. برخی منابع، زمان ساخت شهر آمل را در دوره ساسانیان و توسط پیروان مزدک می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد نام آمل از امردها گرفته شده که در این صورت باید گفت، شهر آمل پیش از ساسانیان و در دوره اسکندر وجود تاریخی داشت. در دوره ساسانیان به دلیل فرار پیروان مزدک به این شهر، بر اهمیت این آمل افزوده شد. در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار چنین آورده‌است: با توجه به اسناد تاریخی این شهر حداقل از دوره ساسانی تا دوره مغول پایتخت مازندران بوده‌و در سلسله اشکانیان پایتخت رسمی ایران بوده‌است. آمل در دوره اشکانیان آباد بود و در این زمان تحت سلطه سیاسی اداری ساتراپی هیرکانیه قرار داشت. یوستین، مورخ رومی هم در اشاره خود به جنگ فرهاد، امردها را مردمی دلاور و نیرومند می‌داند. با توجه به موقعیت جغرافیایی قلمرو امردها می‌توان اهمیت این قلمرو را برای فرهاد در راه ارتباطی پارت و هیرکانیه و پیرامون آن دانست. آمل در زمان اشکانیان نیز معمور و آبادان بود که آن را همو می‌نامیدند. فرهاد یکم پادشاه اشکانی، با مردم آمل به جنگ پرداخت و از آنجا که جنگ با این مردم سخت بود جنگ فرهاد با ماردها چندین سال به دراز کشید و بعد از مدت‌ها آماردها را در منطقه آمل مغلوب کرد و وی گروهی از این قوم را به سرزمین پارت در شمال خراسان کوچ داد و آنان در غرب آمودریا که آن را آمل زم نیز می‌خوانند ساکن شدند. در عهد ساسانیان فرمانروایان طبرستان عنوان اسپهبد داشتند و شهر آمل از عمران و آبادانی برخوردار بود و مرکز ایالت مهم طبرستان بوده‌است. شهرطی مراحل تکوین خود از زیرساختها و عناصری چون ارگ حکومتی، محلات، آتشکده و بازار برخوردار گردید. در این الگوی استقرار قصر و عمارت حکومتی در موضع مکانی برتر با حصاری به دور آن قرار داشته‌است. بخش‌های ورای آن نیز شبستان یا سواد یا حومه را در بر می‌گرفته که مامن سکونت قشر اشراف مردم عادی بوده‌است. هرودوت در کتاب تواریخ در توضیح عایدات داریوش از ممالک و اقوام زیر نفوذ، از اقوام تیبارینها، ماکروینها، موزیکانها و مارد یا آمردها نام برده‌است. در زمان ساسانیان شهر آمل از عمران و آبادانی برخوردار بود و مرکز ایالت مهم طبرستان بوده‌است. به‌طور کلی بر اساس اسناد و مدارک تاریخی، تکوین شهر به زمان ساسانی بر می‌گردد. شهر طی مراحل تکوین خود از زیر ساختها و عناصری چون ارگ حکومتی، محلات، آتشکده و بازار برخوردار بود. مردمان آمل در جنگ‌های مختلفی شرکت کردند. در کتابخانه دانش عمومی آمده‌است که کنستانتین چهارم در ۶۸۶ میلادی (سده هفتم) دوازده هزار از مردی‌ها را، که قبیله‌ای جنگجو و ایرانی نژاد بودند که در بخش‌های شمالی دریای خزر می‌زیستند، برای سد و جلوگیری تاختن‌های مسلمانان به سرزمین لبنان کوچانید. در نبرد گوگمل، داریوش با تمام خانواده و نجبای ایرانی، جنگ آوران هندی، کاری، آناپاست و تیراندازان ماردی «آمارد» نیز گرداگردش صف بسته بودند. پس از اسلام قلمرو علویان تبرستان شهر آمل در سال ۱۴۰ هجری قمری توسط اعراب مسلمان تسخیر شد. این دوره مصادف با به قدرت رسیدن علویان می‌باشد و شهر آمل به عنوان مرکز طبرستان مورد توجه قرار گرفت. مرکزیت سیاسی، موقعیت سوق الجیشی و مجاورت شهر با گذرگاه‌های بین منطقه‌ای، رشد و توسعه شهر را در ابعادی اجتماعی رقم زد. علویان طبرستان گروهی از بزرگان اولاد علی ابن ابی‌طالب به نام ائمه علوی بایزیدی در قرن دوم هجری در طبرستان قیام کردند. حسن بن زید ملقب به داعی کبیر در سال ۲۵۰ هجری در ناحیه طبرستان ظهور کرد و عده بسیاری از افراد ناراضی و دست‌نشاندگان خلیفه طاهریان او را تقویت کردند. وی به دعوت و نشر آئین تشیع زیدی پرداخت. داعی کبیر پس از رسیدن به حکومت طبرستان، پایتخت خود را از ساری که جایگاه طاهریان بود به آمل منتقل کرد تا به حامیان و هوادارانش نزدیک‌تر باشد. مرکز حکومت آنان معمولا آمل بود و انقراض آنان به دست آل زیار و سامانیان صورت گرفت. ناصرالحق اطروش در سال ۳۰۱ هجری قمری اقدام به دعوت مردم برای قیام کرد. وی امیر طبرستان که ابو العباس صعلوک بود را شکست داد و بر طبرستان تسلط یافت. این زمان بود که علم‌های سفید که نشانه علویان و شیعیان بود در همه طبرستان و دیلم و جرجان بر پا گردید. وی ۱۲ سال در آمل حکومت کرد و دین اسلام اثنی‌عشری را رونق بخشید. پس از برافتادن مغول مرعشیان در مازندران ظهور کردند. در سال ۷۶۰ هجری قمری میر قوام الدین مرعشی، حکومت مرعشیان را تاسیس کرد. قیام مرعشیان از آمل آغاز شد. مرعشیان پس از کسب قدرت در اندک مدتی تمام سرزمین‌ها و نواحی اطراف مازنداران را تصرف کردند و قلمرو خود را از استرآباد تا قزوین گسترش دادند. آمل در قرن پنجم هجری، در عصر صدارت خواجه نظام الملک طوسی در دولت سلجوقیان، همپای فرهنگ شهرهای بزرگ آن روزگار جهان اسلام دارای مدرسه معتبر نظامیه شد. دو قرن پیش از آن محمد بن جریر طبری، مفسر و مورخ نامدار در این شهر متولد شد. شهر آمل اولین شهری بود که بعد از اسلام به زنان حق رای و امور سیاسی داد. در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز، آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند. جاده شوسه‌ای که ساری و گرگان را به آمل وصل می‌کرد، در زمان او احداث شد. ابن فریغون در سفرنامه خود این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین و پرآب‌ترین و پر علم‌ترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده‌است: ابن حوقل در کتاب صوره الارض در مورد آمل این زمان می‌نویسد: ژوبر سفیر اعزامی ناپلئون بدربار فتحعلی شاه قاجار از آمل دیدن کرده و مطالبی درباره رودخانه هراز و تمرکز کارگاه‌های ذوب آهن در کرانه‌های آن در کتاب خود ذکر کرده‌است: آمل در زمان افشاریه و زندیه دچار تحول دیگری شد و بر اساس موقعیت خود به عنوان شهری برای تجارت و ساخت و ساز ادوات جنگی بود. به واسطه موقعیت شهر در آمل توپ خانه‌ها بنا نهاده شد و مراکز داد و ستد از پیش بیشتر شد. این شهر در طول تاریخ بارها مورد تهاجم اقوام گوناگون قرار گرفته که آخرین حمله از سوی قوم مشایی که از بازماندگان و نوادگان چنگیزخان بودند صورت پذیرفته و در جنگ سیاه بیشه این قوم شکست سختی از اقوام بومی ساکن آمل خورده و فرمانده آن‌ها به نام نوشین به دست مازیار کشته شده و این قوم به محلی در دامنه دماوند با نام فعلی مشا تبعید گشتند. معاصر میدان ۱۷ شهریور بخشی از خیابان هراز در شب پس از یک دوره رکود و فترت تا اواخر دوره قاجار، شهر شاهد گام‌هایی چند در جهت احیای خود بوده‌است در این دوره خندق‌های اطراف شهر را خشک کردند. ایجاد عمارت شهرداری کاخ چایخوران، تاسیس دبیرستان امام فعلی، اداره اقتصاد و دارای، ایجاد انبار برنج برای صادرات آن به نقاط دیگر کشور، احداث مغازه‌های جدید در بیرون بازار، از جمله اقدامات این دوره می‌باشد. جیمز فریزر که در سال ۱۲۳۸ به عنوان بازرگان و دانشمند وارد ایران شد در سفرنامه خود می‌نویسد: تزریق عملکردهای جدید شهر، آن را از تحرکی چند برخوردار می‌سازد و این تحرک در بعد کالبدی با توسعه‌های جدید به دور شهر قدیم تشدید گردید. الگوی تقلیدی مداخله کالبدی در تهران، از این پس با حضور حیات انتشاری، دامنگیر شهرهای دیگر از جمله آمل نیز می‌گردد. شکل این مداخله با ایجاد فعالیت‌های مستقیم در محور مهدیه و انقلاب در ضلع جنوبی بازار شهر و احداث خیابان‌های چاکسر تحقق یافت و این در حالی است که هسته اولیه شهر، علیرغم چنین مداخلاتی در محیط خود و استقرار عناصر جدید تزریق شده به تدریج انسجام کالبدی خود را با بافتهای مجاورش کاهش داد. در زمان رضا شاه پهلوی اول بروز جنگ جهانی اول تحولات زیادی در مازندران رخ داد. رضا شاه با فروش نفت ایران با پیاده کردن طرح‌های مختلف از جمله طرح‌های عمرانی در مازندران رونقی تازه به این منطقه بخشید. وی در آمل ادارات جدید، مدارس، پل و مراکز درمانی جدیدی ایجاد نمود. در این دوره انجمن طبرستان برای مقابله با روس‌ها و انگلیسی‌ها تاسیس شد. در زمان محمدرضا شاه پهلوی دوم در جهت سهولت جریان روابط کالایی وابسته، مداخلات کالبدی بیشتری در بافت صورت گرفت. در این دوره نیز مداخلات تحقق یافته در دوره قبل با احداث خیابان طالب آملی در ضلع غربی محدوده شهر قدیم و تعریض آن در سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴ تکمیل و انقطاع کالبدی بافت با مجموعه‌های جدید پیرامونی را موجب شد. در دوره جمهوری اسلامی نیز شهر با شکل فعلی خود رو به گسترش رفت و بزرگراه‌ها و خیابان‌های متعددی ساخته شد و همچنین ساختمان ادارات زیادی نوسازی شد و در بخش شهرسازی نیز زیباسازی و ایجاد فضای سبز و نظم شهری رونق گرفت. جوناس هنوی که در زمان نادر شاه به ایران آمده بود و از آمل دیدن کرد در مورد این شهر نوشت: در بین شهرهای کشور ایران، شهر آمل در در دوران انقلاب ۱۳۵۷ ایران به عنوان شهری که حکومت مردمی دارد شهرت پیدا کرده بود. علمای مازندران و آمل نیز در دوران جنبش مشروطه نقش فراوانی داشتند و همچنین آمل در سال ۱۳۶۰ دچار واقعه‌ای شد. این واقعه که به اختصار قیام آمل نامیده می‌شود، به مبارزه مسلحانه حدود صد نفر از گروهی مائوئیست به نام اتحادیه کمونیست‌های ایران علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در شهر و جنگل‌های اطراف شهر آمل در شمال ایران اشاره دارد. پس از این واقعه روح‌الله خمینی تنها نام شهر آمل را در وصیت‌نامه سیاسی الهی خود آورد و نوشت: کاوش‌ها و تاریخچه ساسانی ساخته‌شده‌است و اکنون در موزه بریتانیا نگه‌داری می‌شود در طول تاریخ به خصوص در دهه اخیر کاوش‌های زیادی بر روی تپه‌ها و منطقه‌های مختلف از جمله تپه قلعه کش و روستای بلیران صورت گرفته‌است. همچنین کاوش‌های جدیدی در شهر قدیم آمل در سال ۱۳۹۴ در حال انجام گرفتن است. در این کاوش‌ها به دست آمده‌است که آمل اولین کانون ذوب آهن ایران بوده‌است. در اولین کاوش‌ها آثاری همچون پیکره حیوانی، ابزار سنگی، ظروف خاکستری و همین‌طور یک تدفین انسانی، ظرف خاکستری و یک دستبند نقره‌ای از دوران و عصر برنز، مس‌سنگی و آهن به دست آمد. در کاوش‌های بلیران نیز موجودیت انسان پارینه سنگی فوقانی حدود ۳۵ هزار سال پیش که به ساخت ابزار سنگ‌ها و شکار حیوانات می‌پرداخته نمایان شد. در کاوش‌هایی که در سال ۱۳۸۶ توسط باستان شناسان فرانسوی صورت گرفت، قدمتی بیش از ۳۶ هزار سال برای بلیران تخمین زده شد. وضعیت طبیعی جغرافیا شهر آمل واقع در جلگه مازندران و طرفین رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری، مرکز استان هجده کیلومتری جنوب دریای خزر، و شش کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد. موقعیت پوشش‌های گیاهی ارتفاعات آمل را پوشش گیاهی جنگلی تشکیل داده و انواع رستنی‌ها در این منطقه می‌رویند. درختان اوجا، توسکا، بلوط، افرا، ازگیل، زرشک، گیاه صنعتی گون، گیاهان خاکشیر، گل ختمی، کاسنی، گل گاوزبان، بمبارمنگ که کاربرد دارویی دارند و پوشش گیاهی در این شهر به فراوانی برای چرای دام موجود است. بارندگی وجود سلسله جبال البرزدر جنوب سواحل دریای مازندران در شمال این شهر صعود توده‌های مرطوب بر دامنه‌های پرشیب کوه‌های ساحلی را سبب شده و سرد شدن این هوا تا نقطه شبنم یا پایین‌تر آن، تشکیل سیستم‌های ابری و متعاقبا وقوع بارندگی‌های شدید در منطقه را موجب می‌گردد. متوسط بارندگی در بخش جنگلی آمل ایستگاه تحقیقات برنج ۸۱۷ میلی‌متر می‌باشد. رودخانه‌ها آمل دارای رودهای مختلفی است. رودخانه هراز از مرکز شهر آمل عبور می‌کند. آب و هوا شهر آمل از نظر تقسیمات اقلیمی جزو اقلیم معتدل و مرطوب می‌باشد. آب و هوای آمل معتدل و مرطوب بوده و بیش‌ترین درجه حرارت در تابستان‌ها ۳۶ درجه بالای صفر و کم‌ترین درجه حرارت در زمستان‌ها ۱- درجه سانتی گراد زیر صفر است و میزان متوسط بارش سالیانه شهرستان آمل ۷۵۰ میلی‌متر برآورد شده‌است. دما با توجه به اینکه شهر آمل در دشت جلگه‌ای واقع شده‌است اختلاف دمای شبانه‌روزی و به موازات آن اختلاف دمای فصلی و همچنین سالیانه بسیار کم است. زمین‌لرزه‌ها ۷۵ درصد مازندران روی گسل زلزله قرار دارند. از این رو آمل نیز به دلیل وجود خط مستقیم روی گسل چند زلزله بیش از ۴ ریشتری را تجربه کرده‌است. در مجموع شهرستان آمل بر روی سه گسل کوه، جلگه و بایجان واقع شده‌است. مردم و نژاد تمام ساکنان مازندران از نسل و نژاد این دو طایفه بزرگ می‌باشند. به‌طوری‌که از نوشته‌های تاریخی استنباط می‌شود که ما قبل آریایی مارد یا مازد چندین سال قبل از میلاد مسیح بر بخش‌هایی از این ناحیه با قدرت حکومت می‌کردند و باج به پادشاهان ایران نمی‌دادند. آماردها در اولین ورود خود به آمل آمده‌اند. مردم آمل به‌طور عمده مازندرانی می‌باشند. البته بعضی از بزرگان بهائی و علویان از کشورهای خارجه در این شهر زندگی می‌کنند. بر اساس آزمایش‌ها و تحقیقات موسسه ماکس پلانک برای ژنتیک مولکولی آلمان مشخص شد، مردمان مازندران از دیرباز اصیل‌ترین مردمان ساکن سرزمین ایران بوده‌اند. همچنین تجزیه و تحلیل ام دی اس به صورت شفاف نشان داد که گیلانی‌ها و مازندرانی‌ها بسیار نزدیک به مردمان جنوب قفقاز هستند. در هسته داخل شهر نیز مردمان شهر آمل در طایفه‌های مختلف قرار می‌گیرند. زبان بعد از اسلام زبان و خط پهلوی در مازندران بیشتر از سایر مناطق ایران متداول بوده‌است. زبان طبرستانی کمتر از زبان‌های دیگر تحت تاثیر زبان‌های بیگانه قرار گرفته‌است. زبان مردم آمل طبری (مازنی) می‌باشد. قومیت قوم آمارد از مردمان آسیانی‌نژاد بودند که پیش از کوچ آریایی‌ها به سرزمین ایران در آمل زندگی می‌کردند. نام شهر آمل دگرگون‌شده همان نام آمارد است. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را برنهادند و بعدها واژه آماردها به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و آمل بدل شد. آمل از شهرهای طایفه‌ای ایران است که دارای طوایف مختلف می‌باشد. استرابون درباره قوم‌های ساکن مازندران می‌نویسد: قبیله‌هایی که در کناره دریای کاسپین هیرکانیان، آماردها، آناری‌ها، کادوس‌ها، آلبانی‌ها و کاسیان بودند. دین و مذهب و آئین مردمان این منطقه در روزگار هوشنگ پیشدادی به تناوب دارای آیین‌های ژروانی، مغانی، مهری و زرتشتی بودند. ولایات شمالی ایران، محتملا در دوره اشکانی یا ساسانی، زرتشتی شدند. وجود آتشکده‌ها در استان مازندران مبین این حقیقت است. حدود قرن دوم هجری قمری مردم مازندران به دین اسلام گرویدند. در حال حاضر اسلام دین نخست شهر محسوب می‌شود و آمل به عنوان اولین مرکز حکومت دین شیعه دوازده امامی بوده‌است. گاهشمار آمل و مازندران دارای تقویم مستقل هستند که آن تقویم تبری است. علاوه بر ماه‌های رسمی از ماه تبری استفاده می‌کنند که در زمان یزدگرد آغاز شده‌است. فرهنگ آمل از دیرباز به دلیل وجود فرهیختگان و پیشینیان با سابقه دارای مراسم‌های محلی و ملی است. آمل از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی درآمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است. تیرگان: تیرماسیزه شو یا تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. این جشن در آمل همه ساله در جوار قله دماوند برگزار می‌شود. این جشن در کنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش رو همراه بوده‌است و تیرگان یادآور رشادت آرش کمانگیر نیز می‌باشد. ورف چال: از آیین‌های قابل توجه مازندران که مراسمی ملی هم به‌شمار می‌رود در ارتباط با آب، مراسم ورف چال در روستای اسک واقع در جاده هراز انجام می‌شود. این رسم قدیمی و باستانی در زمانی که آخرین برف‌های زمستانی منطقه در حال ذوب شدن است در یکی از جمعه‌های نیمه دوم اردیبهشت ماه برگزار می‌شود. مراسم آیینی سنتی ورف چال حدود ۶۰۰ سال قدمت دارد. مارمه: مارمه یا مادرمه مراسمی است که هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره یا مشابه آن هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی معمولا بچه‌ها که به عنوان مادرمه انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، آب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود و به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد شاخه سبز را جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌گذارد. در این روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو درست می‌کند. علم گردانی و نخل گردانی: علم گردانی و نخل گردانی از قدیمی‌ترین سنت ایرانی و مازندران است که همه ساله در تمامی مناطق آمل در دسته‌های مختلف و محله‌ها انجام می‌شود. از ویژگی‌های عزاداری ماه محرم در مازندران، وجود سقانفار و تکیه‌ها در این استان است. نوروز خوانی: یکی دیگر از مراسم‌های معمول و جالب شهرهای مازندران به خصوص شهر آمل است. نوروزخوانان معمولا چند روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند وبا خواندن اشعار در مدح امامان و ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آن‌ها مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خوند، یک نفر ساز می‌زند و نفر دیگر که به آن کوله کش یا همان بارکش می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌روند و صاحب خانه با دادن پول، شیرینی یا تخم مرغ از آنان پذیرایی می‌کند و به آنان عیدی می‌دهد. موسیقی: موسیقی منطقه آمل در قالب مناطق مرکزی شمال ایران بررسی نمود از همین رو تقریبا همه نغماتی در مناطق مرکزی شمال ایران رایج است در این منطقه مورد استفاده قرار می‌گیرد که از مشهورترین آن‌ها نجوا و امیری خوانی و گهره سری و مازندرانی خونش و طالبا است. شهرهای طالبا و امیری و لاره از شعرهایی هستند که با سوز خوانده می‌شود و بر روی شنونده تاثیر خاصی می‌گذارد. نوروز خوانی سنت اصیلی است که اولین منطقه قبل از اسلام در آمل اجرا شد و بعدها به جاهای دیگر مازندران و ایران گسترش یافت و بعد از اسلام این اشعار این نو خواندن با مدح و منقبت ائمه در هم آویخت و از این شکل قدیمی حیث اشکالی نو یافت. بازی‌ها کشتی لوچو: کشتی لوچو از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد ملی مذهبی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک راس گاو یا یک عدد فرش است که توسط اهالی خریداری می‌شود. برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می‌شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می‌شود. کشتی‌گیری که در این دو هفته تمامی حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می‌شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد. دیگر مراسم از دیگر مراسم می‌توان به خرج دادان امام حسین، سفره ابوالفضل، شب‌نشینی‌ها، مراسم دندان سری، ولیمه و مراسم بین شهری اشاره کرد. فستیوال معاصر آمل هرساله میزبان جشنواره‌های ملی و استانی است. جشنواره فرهنگی هنری تی‌تی، جشنواره مطبوعات مازندران، جشنواره برنج هرساله در این شهر برگزار می‌شود. چهل و چهارمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم رشد به همراه شش شهر استان مازندران در آمل با نمایش ۱۱۰ فیلم در سال ۱۳۹۳ برگزار شد. برای اولین بار نیز جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به میزبانی و محوریت یک شهر به غیر از تهران در سال ۱۳۹۵ به میزبانی آمل برگزار شد. جشنواره بین‌المللی فیلم یاس سال ۱۳۹۳ نیز به محوریت و میزبانی آمل در استان مازندران برگزار گردید. یک دوره جشنواره اقوام ایرانی نیز به میزبانی شهر آمل برپا شد. همچنین ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم سبز ایران به محوریت آمل در ۱۴ شهرستان استان مازندران برگزار گردید. روز ملی جشن تیرگان، روز ملی دماوند و ۱۴ آبان روز ملی مازندران نیز مرتبط با شهر آمل است که مراسمات این جشن با عنوان روز ملی قله دماوند همه ساله در اطراف شهر آمل و مراسم روز ملی مازندران در شهر آمل برگزار می‌شود. همچنین روز ۶ بهمن نیز در تقویم ایران به عنوان روز ملی ثبت شده‌است. افراد برجسته و نامدار از جمله از مهم‌ترین مشاهیر و افراد مطرح آمل می‌توان به اشخاص زیر اشاره کرد: محمد بن جریر طبری ابن ربن طبری فخر رازی میر حیدر آملی حسن حسن‌زاده آملی علی لاریجانی آرش محمدباقر لاریجانی طالب آملی عبدالله جوادی آملی ابوسهل بیژن کوهی ابن اسفندیار قاسم رضایی میربزرگ محمد بن محمود آملی ابوالعباس قصاب آملی عباس میرزا ابوالحسن طبری ابن فرخان طبری فرهنگ شریف منوچهر خسروداد میرزا هاشم آملی محمدتقی دانش‌پژوه سهل بن بشر غلامعلی سلیمانی محمدتقی آملی احمد مشیرالسلطنه عماد الدین ابو جعفر طبری حاسب طبری ابن فورک محمدجواد لاریجانی سید محمدعلی داعی‌الاسلام ظهیرالدین مرعشی شیخ خلیفه مازندرانی سهل بن بشر ابراهیم خواص خلیل آملی ایرج ملک‌پور یحیی بن ابی‌منصور عبدالله احمدیه محمدعلی سجادی عبدالحسین نوایی مسعود منفرد نیاکی صادق آملی لاریجانی ملا علی کنی آملی احمد سیف محمدعلی سجادی کاظم آملی ابوالفضل لسانی محمد بن جریر بن رستم طبری موید بالله آملی منوچهر عبدالقادر گیلانی سراج قمری قاضی هجیم آملی سلطان‌العلماء آملی ابو عبدالله ناتلی صوفی مازندرانی محمداسماعیل خواجویی سید رضی لاریجانی عادل غلامی بهروز عطایی مسعود فروتن رضا قرا نادر مقدس عباس امیری بیدل کرمانشاهی رضاقلی نوائی سلطان‌العلماء آملی فاطمه جوادی قاسم هاشمی‌نژاد امیر مکرم سید ابوالحسن شمس‌آبادی جواد فاضل کیا افراسیاب یعقوب توکلی النقوری علی کاوه حسین سالار آملی حسینعلی قبادی عبدالعلی لطفی ایرج جمشیدی ابن قاص جاذبه‌های دیدنی و گردشگری آمل بارها در طول تاریخ بر اثر زمین‌لرزه آسیب جدی دیده و بارها در اثر حمله‌های سلجوقیان، مغولان، عثمانی، اشغال آمل توسط سه سلسله کهن و مغولان و سه سلسله‌ای که به کلی آمل را مخروب کرده‌اند. دچار خرابی‌های شدیدی شده‌است. آمل از شهرهای باستانی ایران با طبیعت بکر شمال است که بیشترین جاذبه‌های مازندران را به خود اختصاص داده‌است که هر ساله میلیون‌ها گردشگر خارجی و ایرانی از این جاذبه‌ها دیدن می‌کنند. مهم‌ترین جاذبه‌ها و بناهای تاریخی، طبیعی، علمی تحقیقاتی و ورزشی شهر آمل عبارت اند از: جاذبه‌های تاریخی آتشکده آمل پل دوازده چشمه: یک پل زیبا بر روی رود هراز با معاری ایرانی که در عصر سلطنت شاه عباس صفوی بر روی رود هراز در مرکز شهر آمل در ابتدای خیابان سبزه میدان احداث گردیده و در دوران قاجار به‌طور کامل مرمت و بازسازی شده و دو بخش شرقی و غربی شهر را بهم متصل می‌کند. گرچه این پل قبل از دوره صفوی وجود داشته ولی در زمان شاه عباس صفوی به‌طور کامل احداث گردیده‌است. از خصوصیات این پل این است که دارای ۱۲ طاق و دهنه می‌باشد که هر یک بر پایه‌های مستطیل شکل استوار شده‌اند به صورتی که ارتفاع آخرین نقطه طاق‌های قوسی شکل در محل تیزی تا سطح رودخانه حدود ۷ متر می‌باشد. فاصله بین هر پایه با پایه دیگر ۶ متر بوده که در ضلع جنوبی و در قسمت مخالف جریان آب دارای سیل برگردان می‌باشد. طول این پل تاریخی و دیدنی ۱۲۰ متر و عرض آن ۴۰/۶ متر است. این پل یکی از پل‌های تاریخی است نمادها و یاد این پل برای مردم قابل توجه دارد. پل معلق: پل فلزی یا پل معلق آمل مربوط به دوره پهلوی است و در داخل شهر، جنب پل دوازده چشمه واقع شده‌است. پل معلق دو پل معلق یک سان کنار هم است که یکی از بناهای با شکوه و ارزشمند توریستی شهر آمل محسوب می‌شود. یکی از اولین نمونه‌های پل‌های بزرگ و جدید ایران است و این اثر در تاریخ این پل به نام پل معلق هم شناخته می‌شود. به این علت آن را پل معلق می‌خوانند که اگر پایه‌های زیرین آن بر اثر سیل تخریب شود کمانهایی بالای آن را نگه می‌دارند. این پل را مهندسان آلمانی ساخته‌اند که سازه این پل به صورت یک معماری ایرانی است. این پل در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌است. وضعیت امکانات و تسهیلات تفریحی، گردشگری، حمل و نقل، اسکان در کنار و زیر این پل در فضایی باز پارک بزرگ شهر و رودخانه هراز واقع شده که محل اسکان مسافران و تفریح گردشگران شده‌است و از نظر حمل و نقل هم مکانی برای مسافران و گردشگران تعبیه شده که می‌توانند وسایل نقلیه خود را در پارکینگ زیر پل پارک نموده و در آرامش کامل باشند و همچنین هتل شهرداری آمل هم در کنار این پل‌ها قرار دارد، از دیگر امکانات هم می‌توان از فضای سبز کناری و فضای پارک دیگر کناری آن اشاره کرد که همجوار پل دوازده چشمه است. آرامگاه میر حیدر آملی: برج آرامگاهی میر حیدرآملی یا آرامگاه سه سید، مقبره میر حیدر آملی مربوط به سده ۹ ه‌جری قمری است و در آمل، محله پائین بازار، چاکسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شماره ثبت ۶۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. این بنا در محیطی تاریخی و قدیمی با وجود حیاط زیبا و موزه تاریخی بنا شده و یکی از نمادهای معماری آرامگاه‌سازی در ایران است. حکیم عارف صوفی، بهاء الدین سید حیدر بن علی بن حیدر معروف به شیخ حیدر آملی یا میر حیدر آملی عارف و صوفی و مفسر شیعه دوازده امامی قرن هشتم است. وی از نوادگان علویان مازندران است. این بنا آجری با برج ۸ ضلعی و گنبد هرمی با ارتفاع ۱۲ متر می‌باشد. قسمت پایین بنا چهارگوش است و در ورودی با طاق جناقی در ضلع شرقی است؛ و ضلع مقابل آن از خارج دارای دو طاقنمای باریک است به خلاف ضلع دیگر که هر کدام یک طاقنما به پهنای ۲۰۷ سانتیمتر در میان آن بنا شده‌است بالای طاقنما محلی برای نصب کتیبه دارد؛ و بالای آن‌ها در هر ضلع ده قرنیس سینه کفتری و کشکولی است و بالای هر دو قرنیس کشکولی نیم دایره‌ای از کاشی است. چهار کنج بالای نما را از داخل جمع کرده و چهار ضلع دیگر بوجود آورده‌اند که با چهار ضلع اصلی مجموعا ۸ ضلع می‌شود که کمربند گنبد را تشکیل می‌دهد و سقف را بر آن بنا کرده‌اند و با آن از خارج گنبد مثمن القاعده است. مصالحی که در این بنا به کار رفته آجر و گچ می‌باشد که در نوع خود در بین برج‌ها و مقبره‌های چهار ضلعی و قرنیس جالب توجه و خاص است. در داخل حیاط مقبره پارک کوچک و مقبره ۶ شهید گمنام هم دیده می‌شود. متن کتیبه صراحت دارد که در این گور جد ابوالقاسم پسر ابوالمحاسن رویانی آملی به خاک سپرده شده‌است نه خود ابوالمحاسن رویانی که به دست اسماعیلیان کشته شد. بسم الله الرحمن الرحیم. لا اله الا الله. محمد رسول‌الله الملک لیله العزه لله الحمدلله هذه قبر الامام السعید القاضی القضاه تاج الدین فخرالاسلام ابوالقاسم بن الامام الشهید فخر الاسلام ابوالمحاسن الرویانی آملی قدس الله الروحه این کتیبه سنگی قبر سید سه تن یا میر حیدر آملی است. مسجد میرزا محمد علی: این بنا در نیاکی محله ذآمل و متصل به تکیه نیاکی واقع گردیده که در سال ۱۲۵۵ هجری قمری توسط میرزا محمد علی نیاکی بنا گردیده و در دوره‌های بعد، تغییرات و تعمیراتی در آن انجام شده‌است. بر بالای محراب، لوحه‌ای چوبین متضمن کتیبه‌ای مورخ ۱۲۵۵ هجری قمری نصب شده‌است. شهر قدیم آمل: گه شامل بازار قدیم آمل است مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام و بعد اسلام است در محله پائین بازار واقع شده‌است. این منطقه در دوران‌های ساسانیان، قاجار و صفوی آباد بود. بقعه شمس آل رسول: برج آرامگاهی شمس آل رسول در شهر قدیم آمل قرار دارد، بنا مربوط به قرن نهم هجری قمری بوده و از وسعت قابل ملاحظه نسبت به بناهای دوره خود برخورداراست بقعه به صورت چهار گوشه و گنبد مخروطی است و گنبد آن دو پوش می‌باشد که هر دو پوش آن در اثر زلزله و عوامل جوی منطقه خراب شده‌است عمده تزیینات بنا طاق و قوس و قرنیسهای آجری و کاشیکاری در قسمت فوقانی است. در طوماری که در زمان صفویان نوشته‌است شمس آل رسول به نام امام زاده شمس آل رسول خوانده شده‌است. نکته جالب در بنای این برج، کاربرد آجرهای با ابعاد و اندازه‌های مختلف است که تاریخ‌گذاری بنا را از راه مصالح‌شناسی دچار مشکل می‌کند، اما با توجه به شکل کلی و شباهت بسیار آن با برجهای شناخته شده در منطقه، از آثار قرن هشتم هجری دانسته شده‌است. ابن اسفندیار در تاریخ خود دو بار از این گنبدها یاد کرده‌است و چنین می‌نویسد، السید شمس آل رسول صلی الله علیه و آله فقیه و صاحب حدیث و از جمله سفاک و عباد، هنوز تربت او برقرار است و مشهد و مزار مشهور، به محله عوامع کوی بر در دروازه آمل اراضی گنبدین امروزین که قسمتی از محله پایین بازار است در زمان ابن اسفندیار محله‌ای جداگانه به نام عوامه کوی بوده و بر در دورازه آمل قرار داشته‌است. در این اراضی پاره آجر و سفال فراوان دیده می‌شود. سابقا با کندن این اراضی آجرهای فراوان به دست می‌آوردند و همچنین ابن اسفندیار در جای دیگر در کتاب خود می‌آورد، قاضی حجیم زاهد و عالم و تربت بر در مشهد شمس آل رسول، به محله عوامه کوی مکلنوف ذیل عنوان سه گنبد می‌نویسد که در خارج شهر آمل بقاعی قدیمی است در حالی‌که به جای سه گنبد پنج گنبد است. رابینو درباره گنبد شمس طبرسی یاد کرده و می‌نویسد، این گنبد مدور و به شکل برجی است. جسد شمس آل رسول که عارف و محدثی بود و بازهد و تقوی می‌زیست در اینجا به خاک سپرده شده‌است مزار او در عوامه کوی که از کوی‌های شهر قدیم آمل بوده بنا شده‌است طاق این برج دو پوش بوده و گنبد خارجی و داخلی داشت که بر اثر زلزله خراب شد؛ که از این نطرات می‌توان گفت اینجا مقبره محمد بن محمود آملی با نام کامل شمس الدین محمد بن محمود آملی از دانشمندان پزشکان شهیر ایرانی بوده‌است. نمایی از پل معلق آتشکده: مربوط به دوره ساسانیان است و در محله پائین بازار، در شهر قدیم یا عوام کوی واقع شده و این اثر در تاریخ با شماره ثبت ۱۰۶۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. این بنا با توجه به ویژگی‌های خاص معماری در شمار بناهای قرن نهم هجری قمری است و در مقایسه با سایر برج‌های این دوره از وسعت قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. ساختمان این بقعه شامل بدنه چهار گوشه و برج مخروطی شکل است و در قسمت فوقانی بدنه دارای مقرنس‌های تزیینی است. آتشکده به صورت چهار گوشه و گنبد مخروطی است و گنبد آن دو پوش می‌باشد که هر دو پوش آن در اثر زلزله و عوامل جوی منطقه خراب شده‌است عمده تزیینات بنا طاق و قوس و قرنیسهای آجری و کاشیکاری در قسمت فوقانی است. نکته جالب در بنای این برج، کاربرد آجرهای با ابعاد و اندازه‌های مختلف است، با توجه به شکل کلی و شباهت بسیار آن با برج‌ها و آتشکده‌ها شناخته شده در ایران، از آثار قرن هشتم هجری یا نهم یعنی دوره ساسانیان دانسته شده‌است. این گنبد مدور و به شکل برجی است. جسد شمس آل رسول محمد بن محمود آملی با نام کامل شمس الدین محمد بن محمود آملی از دانشمندان و پزشکان شهیر ایرانی در داخل این آتشکده به خاک سپرده شده‌است. طاق این برج دو پوش بوده و گنبد خارجی و داخلی داشت که بر اثر زلزله خراب شد. ورودی مسجد جامع آمل مسجد جامع آمل: از مساجد جامع قدیمی ایرانی است که طبق منابع ذکر شده از سال ۱۱۰۰ به دستور شاه سلطان حسین صفوی ساخته شده و بعد از گذر از زلزله و آتش‌سوزی کماکان پابرجاست. یگانه کتیبه تاریخ دار بنا سنگ نبشته‌ای است در دهلیز مسجد، حاوی فرمانی از شاه سلطان حسین صفوی، مورخ به ۱۱۰۶. در منابع بررسی شده، از چند نفر به عنوان بانی نام برده شده‌است، از جمله، عثمان بن نهیک و ابراهیم بن عثمان بن نهیک، عبداله بن قحطبه، عمربن علاو ابوالخصیب و هانی بن هانی. خطاط سنگ نبشته مسجد محمد ابراهیم همدانی بوده‌است. مقدسی در کتاب خود به دو مسجد در شهر آمل اشاره کرده‌است، جامع عتیق، در کنار بازار، و جامع دیگر در نزدیک آن. وجود دو مسجد جامع در این شهر از دیگر منابع نیز استنباط می‌شود. ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان آورده‌است که ابراهیم بن عثمان بن نهیک در سال ۱۷۷، در زمان خلافت هارون الرشید، این مسجد را بنا کرده‌است، و در جای دیگر، عثمان بن نهیک، پدر ابراهیم را بانی مسجد خوانده‌است. او در توصیف ساختمان این مسجد آورده‌است، چون عمارت تمام شد و خواستند تا قبله پدید کنند، چهل شبانه روز باران بود. وضع و تعیین به حقیقت میسر نشد، به حدس و تخمین فرو نهادند. در کتاب از آستارا تا استارباد آمده که امروزه در مسجد جامع آمل محراب مستقیم منطبق بر محور بنا است، ولی نمازگزاران به سمت راست منحرف می‌شوند، و این انحراف ظاهرا به همان سبب است که ابن اسفندیار درباره مسجد ابراهیم بن عثمان بن نهیک یادآور شده‌است. چنان‌که گذشت، قدمت این مسجد به قرن اولیه هجری قمری می‌رسد، ولی بنا در طی زمان دچار تغییرات فراوانی شده‌است. این بنا یک بار در اثر زلزله تخریب و در سال ۱۲۲ به دست آقا علی اشرف مشایی و حاجی گرشاسب بازسازی شد. در سال ۱۳۳۵، مسجد طعمه حریق شد و بار دیگر متولیان آن را مرمت کردند. در سالهای اخیر، شبستان جنوبی بنا را تخریب و شبستان دیگری با سازه فلزی به جای آن احداث کرده‌اند. مشهد میربزرگ: از بناهای تاریخی مهم و بزرگ مازندران و ایران به‌شمار می‌رود، که معماری خاص کاشی‌سازی ایرانی در آن به کار برده شده‌است. ساختمان اصلی بقعه میربزرگ متعلق به قرن هشتم هجری قمری است که با طرحی چهار ضلعی ساخته شده ولی ساختمان کنونی آن به قرن یازدهم هجری و دوره صفوی مربوط می‌باشد. این بقعه از نظر ویژگی‌های معماری، تزئینات، کاشی‌کاری نماها و خصوصا سر در ورودی، اهمیت تاریخی دارد. کتیبه قدیمی در زیر طاق آن وجود دارد و کاشی کاری آن منحصر به فرد در داخل بنا و بیرون آن موجود است. داشتن حوز در بالای بقعه یکی از شاهکارهای آن زمان بوده‌است که بعضی وقت‌ها طلبه‌ها در قدیم برای خواند درس به بالای عمارت می‌رفتند و درس می‌خواندند. در زیر گنید و شبستانهای و اتاقهای جانبی دوطرف و سر در مقبره روی جرزهای آن قطعات خشت کاشی مربوط به دوران صفوی باقی‌مانده همچنین مقداری کمربند داخلی گنبد نمایان است. این بقعه را اسکندر شیخی پسر افراسیاب چلابی که حکومت آمل را از طرف تیمور عهده‌دار بود به دشمنی اجدادی در سنه ۷۹۶ قمری خراب و ویران کرده ولی پس از فوت امیرتیمور و مراجعت بازماندگان سادات به مازندران در سال ۸۱۴ قمری به همت سید قوام الدین پسر سید رضی الدین وکمک اهالی بقعه بزرگ به شکل اول ساخته شد. سپس در عهد سلاطین صفویه خصوصا شاه عباس اول از لحاظ قرابت و علاقه دینی بقعه مزبور با بهترین کاشیکاری و تزیینات نفیس تکمیل گردیده؛ ولی به مرور ایام این بنای عظیم و شاهکار تاریخی بر اثر عدم مراقبت دولت‌های وقت خراب شده و تمام آجرهای کاشی و اشیای نفیس موزه آن که در دو دروه سلطنت طولانی سلسه مرعشی و صفویه در این بقعه عالی جمع‌آوری شده بود و همچنین آثار گرانبهای تجاری صندوق ضریح وغیره به وسیله عده‌ای از بی‌خردان سود جود و یهودیان به یغما رفت و جز خرابه‌ای بیش باقی نمانده و حتی موقوفات بقعه نیز به مرور ایام چپاول گردیده‌است؛ ولی در اواخر یک مرمت کوتاهی شده‌است. درباره نسب میر بزرگ گفته‌اند که او از فرزندان علی المرعش پسر عبدالله بن محمد بن حسن بن حسین الاصغر از فرزندان امام چهارم است. قاضی نورالله شوشتری درباره علی المرعش می‌نویسد که، کبوتر بلند پرواز مرعش می‌گوینند و چون به علوشان و رفعت منزلت ومکان انصاف معروف بود، بنابراین وصف او به مرعش به جهت علو منزلت او بوده‌است و همو فرموده سادات مرعشیه به او منتسبند. این بقعه که آرامگاه میر قوام‌الدین مرعشی سرسلسله شاخه‌ای از سادات مرعشی به نام مرعشیان تبرستان است، صندوق چوبی نفیسی داشت که دراثر آتش‌سوزی نابود شد و تنها چهار چوب آن باقی مانده‌است. بر روی این چهارچوب تاریخ ۱۰۳۳ هجری قمری حک شده‌است. بنای فعلی بقعه در دو طبقه احداث گردیده که با توجه به کثرت اتاق‌ها و شیوه معماری، به احتمال قریب به یقین به عنوان مدرسه، خانقاه، مسجد وعمارت و غیره مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. مسجد آقا عباس: یک مسجد با سنگ‌فرش‌های زیبا و معماری ایرانی است که در بازارچه آمل در شرق کاردگر محله واقع است؛ و بنابه گفته خادمین مسجد، موسس آن آقا عباس دلارستاقی است که در حدود سه قرن پیش آن را ساخته‌است و مربوط به سال ۱۴۴۰قمری است. این مسجد که در شرق کلاگر محله قرار دارد، از مساجد قدیمی آمل به حساب می‌آید. بنای فعلی این مسجد متعلق به دوره صفویه است که در دوره قاجار مرمت‌های اولیه بر روی آن صورت پذیرفت. ورودی مسجد در ضلع شمالی است و بر فراز سردر آن مناره هشت ضلعی زیبایی با تزیینات خاص آجرکاری قرار دارد. قدمت این مناره احتمالا بیشتر از بنای فعلی مسجد است و به نوعی می‌توان گفت که منارهای مسجد جامع و امام حسن عسگری برگرفته از آن است. مسجد آقا عباس آرامگاه ناصرالحق: برج آرامگاهی مربوط به سده ۹ ه‌.ق است و در آمل، محله پایین بازار، چاکسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شماره ثبت ۶۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. ملگنوف می‌گوید: گنبد ناصرالحق که یکی از سادات حسنی است در آمل قرار دارد، بهرحال این گنبد دارای چند درب ورودی و گنبدی مدور که در سابق دارای سرامیک الوان بود و هنوز تکه‌هایی از ان آثار باقی است. در داخل بنا، سقف مدور وجود دارد که در بالای آن سوراخی وجود دارد و به گنبد بنا می‌رسد. مولانا اولیاءالله آملی می‌نوسید مقبره ناصر الحق در قرن نهم هجری قمری توسط سیدعلی ساخته شده‌است. موزه تاریخ آمل (ساختمان دارائی): که به موزه تاریخ آمل تبدیل شده‌است، یکی از موزه‌های زیبا و فعال است که روبرو بیمارستان امام رضا فرار دارد و بنیاد این ساختمان به دوره پهلوی بر می‌گردد. عمارت شهرداری: کاخ شهرداری از جمله بناهای زیبا دوره پهلوی در کنار رودخانه هراز است این کاخ از پلان و معماری قابل توجهی برخوردار است که همچنان هم استوار است. گلدسته مسجد امام حسن عسگری: یک مناره یا گلدسته بلند که مربوط به دوره قاجار است و در آمل، محله پایین بازار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شماره ثبت ۳۳۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. مسجد حاج علی کوچک: از بناهای عهد قاجار بوده که در پایین بازار واقع است که دارای دو مناره بلند عظیم است. بنای اولیه این مسجد بیش از دو قرن می‌رسد اما اخیرا ساختمان آن خراب و مسجد باشکوهی بر سرجای آن در حال احداث است. در سابق این مسجد دارای گلدسته‌ای آجرنما بود که پوششی سفالین داشت. مسجد امام حسن عسگری: کهن‌ترین خانقاه ایران مسجد امام حسن عسگری است که کهن‌ترین مسجد آمل هم می‌باشد. سازمان میراث فرهنگی مازندران تاریخ بنای این مسجد را سال ۱۴۰ه ق می‌دانند. بنای اصلی آن متعلق به قرن دوم-سوم قمری است و گلدسته هشت ضلعی با بامی سفالین ساخته شده که بر فراز مسجد واقع است متعلق به قرن ششم هجری قمری است. در برخی منابع نام این مسجد، مسجد امام حسن آمده وبرخی معتقدند که کلمه عسگری بعدها به آن اضافه شده‌است. و در برخی منابع آمده که امام حسن عسگری در این مسجد نماز گزارده و نام مسجد به نام او گردیده‌است این مسجد در پایین بازار آمل واقع است. موضوع ورود حسن بن علی به مازندران هنوز مورد تردید است. احتمالا این مسجد توسط حسن الطروش حسن کبیر ساخته شده‌است. ناصر کبیر اسمش حسن بود و از آنجایی که ناصر فرمانروایی مذهبی بود مردم او را امام می‌نامیدند و این مسجد به نام اوست که بعدها کلمه عسگری به آن اضافه شده‌است. ناصر کبیر مسجد رادر قرن سوم هجری قمری ساخته‌است. حمام اشرف السلطان: امروز این حمام به نام حمام اشرف معروف است که رابینو آن را به نام حمام اشرف سلطان خوانده‌است. این حمام شامل سربینه یا رختکن است. سر بینه شامل سه وسط حوض و راهرو و دو طرف آن دو قسمت رختکن است. از رختکن به گرمخانه و از آنجا به صحن حمام وارد می‌شود. نوره خانه قدیمی دراز و طولانی بود و نور کافی نداشت. امروز قسمتی از گرمخانه را اختصاص به این دو داده‌اند. کاشیهای قدیمی سربینه بر جای بود که قدمت پاره‌ای از آن‌ها به زمان صفوی می‌رسد. دخمه و فجه عالی: در محله راست گوی آمل دخمه وقبه عالی برای داعی کبیر ساختند. هنوز آن عمارت باقی است و مولانا اولیاءالله نوشته‌است، در ایام طفولیت اگر چه عمارت رو به خرابی نهاده بود، اما صندوق کهنه‌ای آنجا دیدم و در میان دیوار گنبد، راه گرد می‌گردد و بر بالا می‌رود و هفتاد پاره دید در نواحی آن بغیر از باغ و ضیعه و حمام و دکان بر آنجا وقف فرمود روز دوشنبه نیمه رجب سنه ۲۷۰ وفات یافتاین مکان مرقد داعی کبیر است. عمارت و مقبره میر بزرگ مشهد میر بزرگ عمارت و مقبره‌ای است که مربوط به دوره صفوی -قرن ۸ ه‌.ق است و در آمل، سبزه میدان، محوطه مصلی آمل واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شماره ثبت ۵۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. برج هشتل: مجموعه پنج برج آرامگاهی است که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است. این برج‌ها یکی از خاص‌ترین مکان‌های تاریخی طبرستان هستند که به شکل مثلث کنار هم چیده شده‌اند. بزرگترین برج آن مربوط به یکی از سرداران سلسله مرعشیان است. امامزاده ابراهیم: یکی از مقبره‌های بلند در ایران و از دو امامزاده معروف شهر آمل است و یکی از خاص‌ترین امامزاده‌های ایران است و هم‌اکنون از بناهای تاریخی شهر آمل محسوب می‌شود. این امامزاده به دلیل آثار نفیس چوبی از قبیل در، صندوق و همچنین تزئینات و کتیبه‌های زیبای قاجار اهمیت هنری و تاریخی دارد. این بنا با پلان مربع شکل و بدنه آجری و گنبد هرمی‌شکل در قرن نهم هجری در شهر آمل ساخته شده‌است. از ویژگی‌های خاص این بنا می‌توان به ارتفاع بلند آن، دیوارهای محصورکننده‌اش، برج مکعب شکل و گنبد هشت ضلعی آن اشاره کرد. این بنا در سال ۹۲۵ هجری قمری به وسیله خواجه عبدالله نامدار، فرزند درویش حاج کفشگر، ساخته شده و بانی آن عبدالله ابن شاه حسین قاضی بوده‌است. سازنده مقبره آن نیز محمد حسین نجار است. چهار چوبه این مقبره از شاهکارهای نجاری باستانی است که آیات قرآنی درآن حک شده‌است. در خارج دیوار محوطه گنبد امامزاده ابراهیم آب انباری موجود است که در سال ۱۳۱۵ قمری توسط امیر مکرم لاریجانی اسکی ساخته شد. این بقعه از سمت غرب به خیابان طالب آملی و از سمت شرق به قادی محله و گرجی محله محدود است. در داخل حرم کتابخانه عظیم برای مطالعه ساخته شده‌است. امامزاده قاسم: بنای امامزاده قاسم متعلق به قرن هشتم هجری قمری است و در محله پایین‌بازار آمل و در مجاورت بلوار شهید بهشتی قرار دارد. از لحاظ شکل و پلان دارای ویژگی‌هایی است که آن را منحصر بفرد نموده، به‌طوری‌که نظیر آن در مازندران دیده نمی‌شود. بنای ۸ ضلعی با گنبدی کوتاه بر روی یک صفحه قرار دارد که با ملاط بر روی آجر، تزئیناتی روی آن صورت گرفته‌است. بالای طاق‌نماها، سه قرنیس سینه کفتری دیده می‌شود. بام بنا سفال‌پوش است و ورودی آن در جهت شرقی بنا قرار دارد. سه پنجره نورگیر چوبی، در اضلاع شمالی و جنوبی و غربی تعبیه شده‌است. در کنار این برج کوتاه یک مسجد و یک حیاط که قبرستان است وجود دارد. آرامگاه میر حیدر آملی امامزاده عبدالله: از امامزاده‌های عظیم و قدیمی، هنگامی که در جاده هراز به سوی آمل در راهید، پنج کیلومتر مانده به آمل، جاده‌ای از راه اصلی جدا می‌شود که از میان جنگل‌های انبوه، به امامزاده عبدالله می‌رسد. امامزاده عبدالله در واقع روستایی کوچک است که آرامگاه امامزاده عبدالله را دربرگرفته. این آرامگاه، گذشته از صحن و بقعه‌اش، حجره‌هایی برای اقامت مسافران و زایران و نیز بازاری در ضلع غربی‌اش دارد. در حال حاضر این مقبره خراب شده و به جای آن یک حرم عظیم در حال احداث است. عمارت منوچهری: این عمارت در بافت قدیم آمل قرار دارد و بنا مزبور به دوره قاجار است که در زمان قدیم یک عمارت و خانه ایانی بوده‌است، که یک مجموعه کامل می‌باشد. این بنا یکی از شاهکارهای دوره قاجاریه است که به صورت ورودی هشت ضلعی و عمارت پهن ساخته شده‌است. آرامگاه فخر و فضل: مرقد آنان به صورت دو گنبد کوچک هشت ترکی است که بلندی آن گنبدها چندان زیاد نیست، اینجا زیارتگاه بود و مردم بر مرقد آنان شمع روشن می‌کنند. محوطه بقعه‌ها تقریبا کمتراز ۱۰۰ مترمربع هست. این مرقدها در قادی محله در کنار رود واقع است و مربوط به سال ۱۲۹۳ قمری است. خانه شفاهی: یکی از زیباترین خانه‌ها ایرانی که با وجود به المانهای موجود در این بنا نقاشی‌ها و گچبریها و پنجره‌های اروسی و طاق و قوس‌های موجود در بنا می‌توان گفت متعلق به دوره قاجار است، در طبقه دوم آن تزئینات زیبایی دیده می‌شود و گمان می‌رود که خانه شاه نشینی بوده‌است، گچبریهای زیبا با نقش‌های گل و بوته و اروسیها و طاق‌ها با قوس زیاد داخلی و شیشه‌های نور گیر مشبک اشاره کرد. مسجد حاج علی کوچک حمام میر صفی: مربوط به دوره صفوی است و در آمل روستای امین آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شماره ثبت ۹۳۵۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. این حمام دارای پلان‌های بسته و گنبدهای کوچک گرد است که هر کدام را با زاویه به هم متصل کرده‌است. برج هشتل: برج هشتل مجموعه عظیم پنج برج آرامگاهی است. این برج‌ها یکی از خاص‌ترین مکان‌های تاریخی هستند که به شکل مثلث کنار هم چیده شده‌اند. بزرگترین برج آن مربوط به یکی از سرداران میرقوام الدین مرعشی، سر سلسله مرعشیان است. شهرت این سردار به دلیل مقاومتی ست که در زمان حمله تیمور از خود نشان داد می‌باشد. سردار سپاه میر قوام الدین جان خود را برای حفاظت مردمش در مقابل حمله چنگیز از دست داده‌است. بنای اصلی بقعه چهار ضلعی است که مسجدی متصل به آن است و ایوانی در جلوی مسجد ساخته شده‌است. بنای اصلی از داخل چهار گوشه است. در هر یک از اضلاع یک طاقنمای بلند است. با چهار گوشواره گود، چهار ضلعی تبدیل به دایره کامل شده و بر روی این دایره گنبدی بلند نوک تیز زده‌اند. نمای خارجی بنا چهار ضلعی است که میان هر یک از اضلاع طاقنمای بزرگی است. بالای هر یک از بدنه‌ها سیزده قرنیس سینه کفتری است. گنبد بنا از خارج از نوع گنبدهای زاویه دار مخروطی است سه گنبد دیگر در گورستان به بقعه متصل است. این بنا به شماره ۹۳۵۱ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است. امامزاده ابراهیم حسینیه آمل: از جمله حسینیه‌های قابل توجه است و بنای آن مربوط به دوره قاجار است و در محله پشت بازار، کوچه حسینیه قرار دارد. تکیه و پل فیروزکلا: قدیمی‌ترین تکیه مذهبی مازندران و پل تاریخی که در روستا فیروزکلا قرار دارد، از پل فقط خرابه‌های آن باقی‌مانده ولی تکیه به‌طور کامل باقی‌مانده و برای مراسمات مذهبی از آن استفاده می‌شود، از معماری چوبی نفیس آن می‌توان به دست نوشته و نقشه‌ها و شکل‌های منده کاری و کشیده روی چوب آن اشاره کرد و همچنین سنگ‌فرش تکیه فیروزکلا به صورت تکه سنگ‌ها است. آرامگاه خضر نبی: بقعه خضر یا قدمگاه خضر مربوط به سده ۹ ه‌.ق است و در آمل، خیابان رضوانیه، جنب کتابخانه عمومی شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۳۵ با شماره ثبت ۱۲۴۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. در هویت این بقعه معروف به قدمگاه خضر در آمل، منوچهر ستوده، در جلد چهارم کتاب از آستار نا استار آباد، چنین می‌نگارد؛ در تاریخ طبرستان و رویان و تاریخ رویان، مولف می‌گوید؛ " حسن بن علی بن عبدالرحمن شجری معروف به داعی صغیر، دستور داد خانه‌ای برای سادات علوی و حسنی این شهر در مصلای آمل بنا کنند و فرمود؛ مجموع سادات آنجا خانه‌ها ساختند. گمان می‌رود این محله، که سادات در آن خانه بنا نهادند، احتمالا می‌تواند همان رضوانیه امروزی باشد. در این محله، امروزه هم مصلی است که نماز جمعه منعقد می‌شود و هم دارای یک بیمارستان مجهز به نام هفده شهریور و کتابخانه عمومی قرار دارد، که این کتابخانه از موقوفات بقعه خضر است. ستوده در صفحه ۲۹ کتاب از آستارا تا استارآباد، در بخش معرفی آثار تاریخی آمل می‌نویسد، در محل هلال احمر ایران، سرپل مصلی، پشت کتابخانه عمومی شهر، گنبدی است به نام خضر، که ممکن است مدفن یکی از سادات باشد. داخل این گنبد محلی معروف به هفت تن است، که امکان دارد هفت تن از سادات حسینی در این‌جا به خاک سپرده باشند. در روایت دیگر آمده که خضر نبی در گذر از ایران بوده که به آمل آمده و اولین جایی که نقل مکان کرد همین قدمگاه خضر نبی است. گرمابه خواجه یعقوب: پس از اینکه علاءالدوله علی در مازندران به سلطنت نشست -هیبت او زیادت شد و اصحاب اطراف از فتنه جویی و تحکیم بنشستند واو سلقام خاتون را به ساری بنشاند و خواجه یعقوب جوسی را وزیر او گردانید و آرم چمنو و تلار و اهلم ودیگر مواضع به نان او پدید کرد. بعد از مدتی خواجه یعقوب مسلمان شد و اسپهد علاءالدوله علی وزارت خویش بدو داد و هنوز به آمل و گرمابه او را عمارت پدید است. آرامگاه یوسف اسماعیل: مربوط به سده ۹ هجری قمری است. مقبره این شیخ زاهد دارای نمای خارجی بقعه چهار گوش است این چهارگوش را بالاتر از تزئینات کشکولی و سینه کفتری گچی، بریده و هشت ضلعی به وجود آورده‌اند. تکیه اوجی آباد: تکیه سردار روستای اوجی آباد را عباسقلی خان لاریجانی حاکم موروثی آمل و لاریجان در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار احداث نموده‌است. تکیه سقانفار هندوکلا: از قدیمی‌ترین مکان‌های محلی است، سقانفاری در روستای هندوکلا در شرق آمل و در مسیر جاده بابل به آمل قرار دارد. در گوشه‌ای از میدان کوچک روستا، دو سقانفار به چشم می‌خورد که یکی از آن‌ها ساده و فاقد نقش و دیگری دارای نقوش بی‌شمار است. گستردگی خط و نوشته، موجب تمایز این سقانفار با نمونه‌های همسان خود شده‌است. به گونه‌ای که از تمام اشعار مرثیه دوازده بند محتشم کاشانی به صورت گزیده استفاده شده‌است. سقانفار اورطشت: مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان آمل، دهستان هزار پی شمالی، روستای اورطشت واقع شده‌است. جاذبه‌های ورزشی رود هراز: رودخانه هراز که در قدیم، رودخانه هرهز نیز نامیده می‌شد از دره لار در جنوب دماوند سرچشمه می‌گیرد و رواناب‌های دره قاضی‌کلا و جنگل‌دره نیز از کوه‌های شمیم‌کوه، آب زیارو و لاسم که از کوه‌های غربی قزقان‌چای فیروزکوه و آب رودهای جاری از دهکده‌های دلارستاق، نیز به این رود وارد می‌شوند. رودخانه هراز در یک دره نسبتا پهن به طرف شمال جریان یافته‌است و در مسیر آن چندین روستا و محله و حداقل ۸ کارخانه شن و ماسه وجود دارد؛ و بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر مربع است. آب زارعی کشاورزان آمل، فریدونکنار، بخشی از بابل و نور نیز از این رودخانه تامین می‌گردد. مهم‌ترین شهرهایی که بر روی مخروط افکنه رودخانه هراز توسعه یافته‌اند عبارتند از شهرستان‌های آمل و فریدونکنار. شیب رودخانه هراز در محدوده کوهستانی بسیار متغیر است. شیب رودخانه هراز از مرز کوهستان تا شمال شهر آمل ۱۳ در هزار و در محدوده شهر آمل ۷ در هزار می‌باشد. پیست و آکادمی گلف استار: پیست و آکادمی استار در سال ۱۳۸۸ توسط گروه سرمایه‌گذاری خارجی طراحی و آغاز شده و یکی از مدرنترین آکادمی گلف در ایران است، این آکادمی در جاده هراز قرار داشت ولی بعدها تخریب شد. جاذبه‌های علمی تحقیقی طرح آبریز هراز: طرح آبریز هراز یکی از بزرگترین طرح‌ها آبریزی جهان است که در آن به پرورش گوناگون ماهی‌ها پرداخته می‌شود و به عنوان یک جاذبه طبیعی هم استفاده می‌شود. موسسه تحقیقات برنج کشور: آمل از بزرگترین شهرهای کاشت و برداشت برنج وتجارت صنعتی برنج است که معاونت موسسه تحقیقات برنج کشور در مازندران با سابقه بیش از ۴ دهه فعالیت تحقیقاتی، در حال حاضر یکی از موثرترین واحدهای پژوهشی دارای فعالیت‌های تحقیقاتی کاربردی و اثرگذاری شاخص در تولید برنج کشور می‌باشد. فعالیت‌های تحقیقاتی معاونت در بخش‌های مختلفی از جمله اصلاح و تهیه بذر، آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز، خاک و آب و فنی و مهندسی بوده و در زمینه بهنژادی، به زراعی، خاک و تغذیه، شناسایی و مدیریت آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز، آبیاری، صنایع غذایی و همچنین تولید بذور سوپرالیت و مادری ارقام پرمحصول برنج فعالیت می‌نماید. کارگاه زغال: یکی از فعالترین کارگاه‌های زغال است که در منطقه بلیران قرار دارد و تمامی کارهای آن به صورت دستی انجام می‌شود. منطقه حفاظت شده چلاو چلاو یک منطقه زیبا با آب هوای بسیار معتدل است که دارای تپه‌ها و مراتع بی‌شمار که در آن به صورت جاذبه طبیعی و تحقیقاتی استفاده می‌شود. منطقه حفاظت شده سیاه بیشه: منطقه سیاه بیشه از مراکز حفاظت شده مخابراتی ایران است که در آن چندین دکل مخابراتی و آنتن‌های ارتعاشی نصب شده‌است. قلعه کش: محوطه باستانی قلعه کش در حاشیه غربی و جنوب غربی روستای قلعه کش بخش دابودشت شهرستان آمل قرار دارد. در مجموع تعداد ۱۶ گمانه آزمایشی در پیرامون بلافصل محوطه قلعه کش به منظور تعیین حریم در این محوطه زده شد، که علاوه بر مشخص کردن عرصه واقعی محوطه(۱۷ هکتار)، یافته‌های بسیار ویژه‌ای مربوط به ادوار پیش از تاریخی عصر آهن، مفرغ، کلکولتیک بدست آمد که از جمله آن‌ها می‌توان به پیکره حیوانی، تدفین انسانی، مجموعه سفالین قابل گاهنگاری نسبی و.. اشاره کرد. کلزا در جنگل بلیران جاذبه‌های تفریحی و طبیعی پارک جنگلی میرزا کوچک‌خان و هلومسر: به عنوان دو پارک جنگلی نزدیک به شهر آمل هستند. پارک جنگلی نمونه گردشگری میرزا کوچک‌خان هراز در ۱۶ کیلومتری شهر آمل در جاده هراز در منطقه رزکه قرار دارد. این پارک توسط سهام عدالت مازندران اداره می‌شود. این پارک دارای امکانات تفرجگاهی آلاچیق، آب آشامیدنی، سرویس دستشویی، اجاق، میز و نیمکت، رستوران و قهوه‌خانه، سکوی چادر و وسایل بازی کودکان، جایگاه سوارکاری و سه مدخل ورودی است و همچنینی دارای جاذبه دو آبشار و درختان کهنسال و فضای سبز است. پارک جنگلی امامزاده عبدالله که به هلومسر معروف است نیز در ۵ کیلومتری شهر آمل قرار دارد و توسط شهرداری آمل اداره می‌شود و دارای امکانات رفاهی و جاذبه درختان مرتفع است. پارک جنگلی میرزا کوچک خان دومین پارک جنگلی شمال ایران از نظر مساحت است و در مسیر جاده هراز و فست فود مجموعه توریستی رفاهی نارنجستان قرار دارد. پارک دهکده طلایی: بزرگترین پارک بازی مازندران است و به عنوان یکی از زیباترین پارک‌های ایران هم نام برده می‌شود، امکانات این پارک یک دریاچه برای قایق و یک شهربازی برای بزرگسالان و یک شهربازی برای خردسالان دارد، این پارک از پل میر بزرگ آغاز می‌شود و به پارک نارنجستان ختم می‌شود. دهکده الیمستان: یکی از زیباترین مناظر را در فصل بهار و تابستان به گردش گران و طبیعت دوستان نوید می‌دهد. این جنگلها محل رویش گیاه الیما ست که در اردیبهشت ماه رشد می‌کند. می‌گویند نام جنگل الیمستان نیز برگرفته ازآن می‌باشد. الیمستان یکی از مناطق توریستی ایران در آمل است که تورهای زیادی از جوانان برای تفریج و سفر به دل طبیعت الیمستان می‌زنند این منطقه نگاه عکاسان داخلی و خارجی راه هم به خود جذب کرده و طبیعت بکر و زیبایی جنگلها و مراتع و سر سبزی آن وصف نشدنیست. آب مردم آن از چشمه تامین می‌شود و محصول آن غلات، لبنیات و عسل است. اما از همه این‌ها گذشته، قله الیمستان هم یکی دیگر از جاذبه‌های این روستا است که در زمستان و بهار کوهنوردان زیادی را به خود جذب می‌کند. قله‌ای که حدود ۲۵۱۰ متر ارتفاع دارد و یکی از بهترین گزینه‌های کوهنوردی در زمستان به‌شمار می‌رود. اگر اهل کوهنوردی باشید، این قله با تمام جاذبه‌های طبیعی اطرافش بهترین گزینه سفر کوهنوردی شما به‌شمار خواهد رفت. بلیران: بلیران از مناطق ویژه گردشگری است که با دارا بودن پتانسیلهای گردشگری و آب درمانی رودخانه (گرمارود) مورد توجه مسئولین استانی و منطقه قرار گرفته بدین لحاظ وبا توجه به استقبال گروه‌های مختلف گردشگری این منطقه به عنوان یک منطقه بکر با چشمه و رودخانه و فضای سبز زیبا قرار گرفته و غیر از طبیعت آن به تاریخی بودن این منطقه می‌شود اشاره کرد که سر نیزه‌ها دوره عصر آهن در این منطقه زیاد پیدا می‌شود. اجرای تور در بلیران و حومه هر هفته در گروه‌های مختلف وبا برنامه‌های متنوع اجرا می‌گردد و همچنین خانواده‌ها برای تفریح در کنار طبیعت و رود به این روستا زیبا می‌روند. چشمه آب معدنی آلامل: این چشمه در مسیر جاده هراز و چهر کیلومتری آمل قرار دارد آب فراوان آن چون پودری نمناک در هوا پخش می‌شود. سروچمان هزار پله: در امتداد پارک جنگلی هراز واقع شده‌است و دارای چند پله جوبی است که یکی از جاذبه‌های زیبا این منطقه است شامل قوس چوب قدیمی و چندین پله که برای عبور و مرور ساخته شده‌است. جنگل زیارو: زیارو یا زیارود، آمل از غنی‌ترین مناطق فضای سبز و طبیعت گردی است که با جنگل‌هایی انبوه به بام آمل مشهور است و در بلندای آن دریای محمودآباد به خوبی مشاهده می‌شود. گسترش و سرمایه‌گذاری در سال‌های مختلف برای گسترش بخش گردگشری و تفریحی آمل مباحث مختلفی بیان شد و بیشتر به بخش سرمایه‌گذاری به مناطق محلی و روستایی توجه بیشتری شد. در بخش سرمایه‌گذاری خارجی در سال‌های گذشته شرکت‌های مختلفی از کشورهای کویت، ترکیه و ایتالیا برای سرمایه‌گذاری در واحدهای مختلفی همچون ساخت هتل، تله کابین و مجموعه توریستی به شهر آمل ورود پیدا کردند. سیاست فرمانداری ویژه فرمانداری آمل شامل فرمانداری مرکزی است که در سال ۱۳۲۴ شروع به کار کرده‌است. در سال ۱۳۹۰ مصوبه فرمانداری آمل به فرمانداری ویژه صادر و ایجاد شد. شهرداری شهرداری آمل سازمانی نیمه دولتی مربوط به شهر آمل است که زیر نظر شهردار اداره می‌شود. شهرداری آمل در سال ۱۳۰۱ از سوی وزارت کشور ابلاغی برای محمود حکیمی که ریاست مرکز بهداشت را نیز به عهده داشتند صادر گردید و او را به عنوان ریاست بلدیه منصوب داشت. بلدیه آمل کار خود را با سه نفر پرسنل آغاز کرد که مسئولیت نظافت و رفت و روب خیابان‌ها و بهداشت محیط شهر و ساختار را به عهده داشتند. اماکن تفریحی و خدماتی پارک‌ها پارک دهکده طلایی به عنوان تنها پارک داخل شهری آمل است که به عنوان بزرگترین پارک مازندران نیز نام برده می‌شود. این پارک در سال ۱۳۷۲ احداث شد. وسعت این پارک از پل میر بزرگ آغاز می‌شود و به پارک نارنجستان منتهی می‌شود. همچنین رود از کنار این پارک می‌گذرد. این پارک دارای امکاناتی مانند دریاچه و قایق پدالی، شهربازی برای بزرگسالان، شهربازی برای خردسالان، پیست اسکیت، پلاژ، پارکینگ، باغ وحش، فست فود و مغازها متعدد و امکانات رفاهی بهداشتی است. پارک جنگلی میرزا کوچک خان و هلومسر به عنوان دو پارک جنگلی نزدیک به شهر آمل هستند. پارک جنگلی نمونه گردشگری میرزا کوچک‌خان هراز در ۱۶ کیلومتری شهر آمل در جاده هراز در منطقه رزکه قرار دارد. این پارک توسط سهام عدالت مازندران اداره می‌شود. این پارک دارای امکانات تفرجگاهی آلاچیق، آب آشامیدنی، سرویس دستشویی، اجاق، میز و نیمکت، رستوران و قهوه‌خانه، سکوی چادر و وسایل بازی کودکان، جایگاه سوارکاری و سه مدخل ورودی است و همچنینی دارای جاذبه دو آبشار و درختان کهنسال و فضای سبز است. پارک جنگلی امامزاده عبدالله که به هلومسر معروف است نیز در ۵ کیلومتری شهر آمل قرار دارد و توسط شهرداری آمل اداره می‌شود و دارای امکانات رفاهی و جاذبه درختان مرتفع است. پارک جنگلی بلیران از دیگر پارک‌های و منطقه‌های طبیعی نزدیک به شهر است که در روستای بلیران در بخش دشت سر قرار گرفته‌است و دارای طبیعتی بکر می‌باشد و همه ساله گردشگران زیادی را در سطح منطقه ملی به سمت خود می‌کشاند. بلیران دارای چشمه آب، رود و درختان انبوه است. هتل‌ها هتل شهر هتل شهر به عنوان هتل اصلی شهر آمل است. این هتل به دست معماران اتریشی در زمان پهلوی اول ساخته شد. نام قدیمی این هتل، هتل شهرداری آمل بود که در سال ۱۳۹۰ به هتل شهر تغییر نام داده شد و در سوم خرداد ۱۳۹۲ برای اولین بار پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و به عنوان هتل، مورد بهره‌برداری مجدد قرار گرفت. مساحت کل زمین ۳۴۰۰ متر مربع، بنای مفید هتل ۱۷۶۰ متر مربع و دارای ۲۱ اتاق مجهز به سرویس بهداشتی و حمام، قهوه‌خانه سنتی، رستوران، لابی، اتاق مدیریت و پارکینگ خودرو برای حدود ۹۰ دستگاه است. هتل در ۲ طبقه و در جوار پل معلق آمل و پل دوازده چشمه واقع شده‌است. از این هتل در زمان واقعه ۱۳۶۰ آمل به عنوان ساختمان مرکزی بسیج استفاده می‌شد که مورد حمله اتحادیه کمونیست‌ها قرار گرفت. هتل المپیک در جوار دانشگاه شمال قرار دارد. هتل نیلوفر نیز دیگر هتل شهر است که در مسیر جاده آمل به محمودآباد قرار دارد. بیمارستان‌ها آمل از جمله شهرهای مهم پزشکی است که در مازندران در دو دهه اخیر پیشرفت چشمگیر داشته‌است. آمل در زمان قدیم قرای طبرستان بوده‌است و ابن فاتح و جیمز کارتن از تاریخ نویسان می‌گویند: در حال حاضر آمل دارای چهار بیمارستان مجهز و کلینیکهای متعدد است. بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی شمال نیز یکی از مجهزترین بیمارستان هیا خاورمیانه به‌شمار می‌آید و همچنین در آینده دو بیمارستان دیگر در شهر افتتاح می‌شود. سینماها و تئاترها سالن اریکه آریایی تاریخچه سینما در آمل به زمان قاجار می‌رسد که اولین سینما به نام خورشید ساخته شد. سینما بعدی فرهنگ نام داشت که در سال ۱۳۳۱ احداث شد. سینما بعدی سینما مترو پل بود که در سال ۱۳۳۶ در خیابان ۱۷ شهریور بنا شد. سینما مولن روژ در سال ۱۳۴۰ جنب سینما فرهنگ با مالکیت صاحبان سینما فرهنگ تاسیس گردید. شهر آمل در حال حاضر دارای دو سینما است، سینما بهمن که در سال ۱۳۴۵ با نام آرش تاسیس شد و فعلا درجه یک به‌شمار می‌آید و ظرفیتی بالغ بر ۳۷۵ را نیز داراست. سینما بهمن دو که در سال ۱۳۷۹ تاسیس شد و با کیفیت به روز آن زمان احداث گردید و جزو سینماهای نوین به‌شمار می‌رود ظرفیت سالن آن نیز ۲۵۰ نفره است. شهر آمل دارای سه سال تئاتر است. در سال ۱۳۹۴ مجوز احداث هشتمین تئاتر شهر کشور ایران برای آمل اخذ شد. مراکز خرید بازار قدیم بازار قدیم آمل معروف به پایین بازار یا چهارسوق آمل یکی از بازارهای قدیمی ایرانی است که در مرکز شهر قرار دارد. بازار قدیم رکن و هسته اصلی و اولیه سازمان دهنده شهر به‌شمار می‌آید که وجود اولیه این بازار به قبل از اسلام و هسته اصلی آن به ۹۰۰ سال پیش می‌رسد. با این که در بعضی از قسمت‌های این بازار تغییرات شتاب زده و نوسازی غیراصولی انجام شده و به دلیل مقتضیات اقتصادی، اجتماعی روزگار، زیبایی قبلی را از دست داده‌است، اما هنوز دارای اهمیت و اعتبار است. این بازار همچنان ارتباط خود را با محلات مسکونی مجاور، به میزان قابل توجهی حفظ کرده‌است و به صورت مرکز تجمع و داد و ستد مردم، دارای عملکردی بسیار قابل توجه است. مغازه‌های این بازار با سقف سفالی شیب دار و جلو آمده به خاطر محافظت از باران و آفتاب دارای فضاهای باز داخلی برای تشکیل بازارهای هفتگی در روزگار گذشته‌است. این بازار نیز مانند بازارهای قدیمی دیگر، علاوه بر وظیفه اصلی خود یعنی مبادله کالا، نقش فرهنگی و مبادله افکار و عقاید، نشر اخبار و مرکز ارتباطات اجتماعی مردم نیز بوده‌است. در حال حاضر این بازار نقش بسیار مهمی را در زندگی اقتصادی، اجتماعی مردم ایفا می‌کند. ساختار فضایی، عناصر معماری و کالاهای صنایع دستی و محصولات بومی آن از جاذبه‌های بازار به حساب می‌آیند. بازار قدیم آمل دارای راسته‌های مختلف است. راسته اصلی بازار قدیم آمل به همراه راسته‌های فرعی منشعب از آن که شامل راسته عطاران، راسته پالان دوزان، راسته نمدمالان و نو راسته است نقش مهمی در تشکیل و تعریف محدوده بافت ایفا کرده‌اند. راسته اصلی دقیقا و بلافاصله بعد از پل دوازده چشمه در جنوب شرقی بافت آغاز و به صورت قطری و طولی در بافت حرکت کرده و تا نزدیکی‌های مرکز اصلی کاشی محله یعنی مسجد جامع علی کوچک ادامه می‌یابد. تجارت در بازار قدیم آمل هموراه یک اصل برای مردمان شهر بود که در دوره‌های مختلف شکل‌های مختلفی از نظر کالایی به خود گرفته‌است. از سال ۱۲۸۰ اجناس انگلیسی، آلمانی، روسی، آمریکایی و بلژیکی و در چهار دهه اخیر اجناس ایرانی، کره‌ای و چینی در این بازار یافت می‌شود. مراکز خرید سنتی همچنین آمل دارای چندین بازار محلی و سنتی است که به صورت هفتگی دایر می‌شود. در این بازارها دستفروشان و دکه داران در آن محصولات خود را می‌فروشد. مراکز خرید مدرن آمل دارای فروشگاه و مغازه‌های مدرن متعددی است که بیشتر آن در خیابان هراز و در خیابان سبزه میدان قرار دارند. برخلاف دیگر شهرهای شمال ایران، آمل چند برند معروف را نیز در دل خود جای داده‌است. موزه‌ها و نمایشگاه‌ها موزه تاریخ آمل آمل دارای دو موزه به نام‌های موزه تاریخ و موزه شهدا است. موزه تاریخ آمل در سه طبقه، شامل گالری‌های آثار باستان‌شناسی، مردم‌شناسی و اسناد تاریخی استان مازندران است. گالری بخش اشیاء مردم‌شناسی موزه آمل نمونه‌ای از بافته‌های محلی شامل جاجیم، گلیم و نیز ظروف چوبی، ظروف مسی مانند آفتابه لگن، کاسه، سینی وده‌ها اثر دیگر را در خود جمع آورده‌است و دربخش اسناد تاریخی این موزه، اسنادی از گزارش‌های ادارای دوران‌های مختلف از جمله در مورد زلزله و آتش‌سوزی آمل مربوط به سال‌های ۱۳۳۵ و۱۳۳۶ و نیز دست نوشته‌های شاهان دوره قاجار و مکاتبات اداری دربار قاجاریه با روسای حاکمان این شهر و استان به چشم می‌خورد. قدیمی‌ترین دست نوشته‌های اسناد تاریخی موزه صورت اسامی علما درآمل در سال ۱۲۸۶ هجری قمری است. اما دربخش باستان‌شناسی که این بخش را از دیگر قسمت‌های موزه متمایز کرده وجود اشیاء با ارزش تاریخی است که قدمت تعدادی از این آثار به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد. بخش باستان‌شناسی موزه تاریخ آمل آثاری همچون سفال، فلز، سنگ و شیشه که به جای مانده از دوران پیش از تاریخ تا زمان قاجار درمحدوده شمال ایران و نیز معرفی اشیای سفالینه از سایر استانهای ایران و فرهنگهای تاثیرگذار و تاثیرپذیر منطقه شمال ایران است. در موزه آمل یکی از بخش‌های جالب توجه که بازدیدکنندگان و محققان تاریخی را برای دقایقی بیشتر کنار خود نگه می‌دارد، ویترین‌های سکه‌ها است. موزه تارخ آمل از وجود سکه‌ها که تاریخ مصوری از خط، آداب و رسوم کهن، آرایش صورت و نوع پوشش شاهان را نشان می‌دهد، بی‌بهره نمانده و سکه‌های مربوط به دوره‌های هخامنشی، اسکندر، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان و دوره‌های اسلامی تا قاجار را در خود جای داده‌است. سر در شهر کتاب آثار به دست آمده از کاوش‌های علمی باستان شناسان در سال ۱۳۸۸ درمحوطه باستانی قلعه کش که مربوط به دوره مفرغ و آهن است نیز در موزه تاریخ آمل به نمایش گذاشته شده‌است. موزه تاریخ آمل در خیابان امام رضا و در وسط دو پل معلق و پل دوازده چشمه قراردارد. این ساختمان در سال ۱۳۱۵ به عنوان اداره مالیه شهرستان آمل بنا شده و سال ۱۳۸۷ با کاربری فرهنگی در اختیار اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران قرارگرفته و پس از مرمت و احیا بهمن ماه سال ۱۳۸۹ افتتاح شد. موزه شهدا نیز در مقبره میر بزرگ در دو طبقه مجهز قرار دارد و دایر است. آثار به جا مانده از شهدا وصیت‌نامه و کروکی‌ها و نقشه‌های مهم هشت سال دفاع مقدس و واقعه شش بهمن در این مکان برای بازدید قرار دارد. در بخش نمایشگاه نیز آمل مانند هر شهر دیگری دارای نمایشگاه‌های فصل به فصل است که می‌توان به نمایشگاه لباس، دکور و مبلمان و نمایشگاه تخصصی گل و گیاه اشاره نمود. کتابخانه‌ها آمل دارای چندین کتابخانه است. کتابخانه‌های عمومی آمل شامل کتابخانه شهیدان عباس‌زاده، کتابخانه عمومی دانش‌پژوه، کتابخانه عمومی امام خمینی و کتابخانه عمومی شهدا می‌باشد. فروشگاه کتاب شهر نیز در خیابان هراز، نبش آفتاب چهلم واقع شده‌است. آموزش نقاشی از مدرسه نظامیه در آمل که در بغداد نگهداری می‌شود در قدیم شهر آمل از نظر فرهنگی و پیشینه علم در گذشته در طبرستان رتبه اول را دارا بود. ترویج علم در دروه‌های مختلف دستخوش تغییرات شد اما با وجود مصائب و جنگ‌ها و خسارات مردم شهر آمل دست از دانش اندوزی نکشیدند. در دوره طاهریان و علویان مدارس مختلفی در آمل وجود داشت. مدارسی چون داعی کبیر، مدرسه ناصر کبیر، مدرسه زین الشرف، مدرسه امام خطیب و مدرسه پیشوایان از جمله از مراکز مهم در این دو دوره بود. خواجه نظام‌الملک طوسی در سیاست‌نامهنوشته‌است: آمل در زمان قدیم دارای هفتاد مرکز علمی بوده و به همراه بلخ، بغداد، دمشق، بخارا و نیشابور جزو شش شهر دارای دانشگاه قدیم یا همان نظامیه بوده‌است. آمل به دلیل اینکه دارای خانقاه‌ها و مدارس مختلف بود از همین جهت افراد زیادی از دیگر شهرها به آمل می‌آمدند و خود مردمان آمل نیز دارای فرهیختگان بسیاری بودند. اولین مدرسه منطقه شمال ایران بعد از احداث مدرسه نیشابور بعد از عبور علی بن موسی الرضا به مقصد طوس در آمل واقع گردید. دانشکده و دانشگاه‌ها دانشگاه شمال دانشگاه تخصصی فناوری‌های نوین آمل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات آیت‌الله آملی دانشگاه شمال دانشگاه پیام نور آمل دانشکده توحید آمل دانشکده علوم قرآنی آمل مرکزآموزش عالی علمی کاربردی ساخا آمل دانشکده فنی و حرفه‌ای پسران آمل دانشکده فنی و حرفه‌ای دختران آمل دانشکده پرستاری، مامایی و پیراپزشکی آمل مرکز تربیت معلم خواهران بنت الهدی موسسه آموزش عالی آمل دانشکده دام پزشکی آمل دانشگاه هراز دانشگاه جامع علمی و کاربردی فرهنگ و هنر واحد ۵ دانشگاه فذا پزشکی و فناوری معاصر انستیتوپاستور آمل به عنوان مرکز فوق تخصصی پژوهشکده شمال ایران نام گرفته‌است نخستین مرکز زیرساختی ملی ارتباطات رایانش زیستی کشور است. هم‌اکنون این مرکز در بخش‌های آزمایشگاهی بیماری هاری بخش هاری، انگل‌شناسی، کشت سلولی، علوم حیوانات آزمایشگاهی، آب وغذا، سیاه سرفه و بخش ژنتیک فعالیت می‌کند. در سال ۱۳۹۴ نیز آمل با اجرای طرح بیوتکنولوژی دانش‌آموزی به عنوان قطب زیست فناوری ایران انتخاب شد. همچنین در همین سال اولین مرکز تولید و انجماد اسپرم و اصلاح نژاد گاوهای سیمینتال ایران نیز به عنوان اولین مرکز فناوری زایش دام در آمل افتتاح شد. دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه تخصصی فناوری‌های نوین آمل دو مرکز اولیه شبکه جهانی آموزش و تحقیقات علمی موسوم به یوسرن در ایران بوده‌اند. مرکز آمل به صورت هم‌زمان به همراه مراکز آلمان، فرانسه و اوکراین افتتاح شد و دانشمندانی از کشورهای فرانسه، سوئیس، ایتالیا، هلند، سنگاپور و مالزی با همکاری دانشگاه عالی دفاع ملی در اولین اولین کنفرانس بین‌المللی مدرسه تابستانه یوسرن شرکت نمودند. آمل به عنوان یکی از چهار مرکز رشد پارک علم و فناوری مازندران نیز می‌باشد. در سال ۱۳۹۵ نیز با همکاری سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، توسعه فناوری‌های مرتبط با گیاهان دارویی ایران برای اولین بار در آمل رقم خورد. صنعت و تجارت و تولیدات در طول تاریخ این شهر، آمل به واسطه مرکزیت در منطقه البرز و واقع بودن در یک منطقه حاصل خیز به محل طبیعی برای مبادلات خارجی و ایرانی تبدیل شده بود، صاحب کتاب حدود العالم نقل می‌کند: ایلیا پائولوویچ پطروشفسکی نقل می‌کند: آمل یکی از شهرهای صنعتی ایران می‌باشد که ۵۱٪ صنعت مازندران را در خود جای داده‌است، از صنایع بزرگ آن می‌توان به صنعت کارخانه‌ای، تولید برنج، تنباکو، چای، لبنیات، گندم، دام پروری، صنایع دستی، محصولات میوه جلت و سبزیجات، گلخانه، چوب و کاغذ، آهن آلات و ذوب آهن، سنگ و زغال و آب معدنی نام برد که بعضی از ارقام‌های صادراتی ایران هستند. آمل سالانه حدود ۶۸٪ صادرات استان مازندران را به خود اختصاص داده‌است. همچنین محصولات شهر به کشورهای آمریکا، روسیه، عراق، آلمان، پاکستان، عربستان سعودی، ترکیه، آنگولا، عمان، امارات و آذربایجان صادر می‌شود. در سال ۱۳۹۵ از مجموع ۴۲۴ میلیون دلار صادرات مازندران در سال جاری میزان ۶۶ درصد یعنی بیش از ۲۸۲ میلیون دلار سهم شهرستان آمل بوده‌است. شهرک صنعتی آمل دارای پنج شهرک صنعتی بزرگ و مستقل است. شهرک‌های صنعتی آمل پس از سال ۱۳۴۵ با احداث کارخانه‌ها رونق پیدا کردند و این شهر به‌عنوان یک قطب صنعتی در سطح منطقه شناخته شد. در حال حاضر بیش از ۵۷۰ واحد صنعتی در این پنج واحد صنعتی مستقر است. شهرک صنعتی امامزاده عبدالله آمل دارای ۹۵ هکتار وسعت و ۲۳۷ واحد بهره‌بردار است. امروزه ۴۹٪ درصد از صنعت استان مازندران در آمل مستقر شده‌اند که این امر سبب مهاجرت نیروی کار مورد نیاز برای فعالیت در این کارگاه‌ها از نقاط مختلف استان به این شهر گردیده‌است. دیگر شهرک صنعتی مهم آمل بابکان نام دارد که در سال ۱۳۸۳ در زمینی به مساحت ۲۱ هکتار در کیلومتر ۷ جاده قدیم آمل به بابل و با هدف توسعه، تولید و اشتغال احداث گردیده‌است. تنها و بزرگترین شهرک صنعتی تخصصی دیزل سنگین ایران با نام دسا و بزرگترین کوره تونلی ایران با نام دیرگداز، بزرگترین کارخانه صنعت آلومینیوم با نام آبسکون و بزرگترین کارخانه تولیدی طیور با نام زربال در آمل قرار دارد. واحد تولیدی تکاب مازندران به عنوان تنها کارخانه تولید کاغذ اسناد بهادار، کاغذ اسکناس، چک، صفحات پاسپورت، کاغذ شناسنامه، چاپ پول در سطح کشور ایران محسوب می‌شود در سال ۱۳۶۱ در آمل افتتاح شد. صنایع غذایی و معدنی آمل به عنوان یکی از شهرهای سازنده و تامین‌کننده مواد غذایی کشور ایران به‌شمار می‌رود. کارخانه لبنی و گوشتی کاله که یکی از بزرگترین شرکت‌های تولیدی ایران و بزرگترین کارخانه غرب آسیا است در آمل قرار دارد. شرکت فرآورده‌های لبنی کاله آمل مدال افتخار ملی صادرات ایران را کسب کرد و در سال‌های متوالی به عنوان صادرکننده برتر کشور انتخاب شد. یک مزرعه برنج در آمل اولین همایش ملی تکنولوژی‌های نوین در علوم و صنایع غذایی و گردشگری ایران نیز به محوریت آمل شکل گرفت. همچنین اولین کارخانه بسته‌بندی آب معدنی در ایران به نام تجاری آمولو در سال ۱۳۵۰ با استفاده از آب خروجی از چشمه آب معدنی پرسم واقع در دامنه رشته کوه‌های البرز تاسیس در جاده هراز آمل شد. اقتصاد جغرافیای اقتصادی استان مازندران به لحاظ داشتن جنگل، دریا، زمین و خاک حاصلخیز، دارای منابع و سرشار از ذخایر و ثروت است و همچنین وجود معادن و آب زمینه مساعدی را برای ایجاد کار و اشتغال و نحوه معیشت مردم فراهم می‌سازد. اقتصاد استان مازندران و شهر آمل بیشتر بر پایه کشاورزی، دامداری، باغداری، زنبورداری، پرورش ماهی و صنایع دستی است. کشاورزی و صنعت‌گری در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است. در این میان آمل ۷۲ درصد صادرات مازندران را به خود اختصاص داده‌است و ۴۷ درصد صنعت مازندران را در اختیار دارد. توسعه صنعت در آمل گاهی دچار رکود و گاهی دچار توسه در بخش‌های تولید و فناوری بوده‌است. در سال‌های گذشته به خصوص بعد از برجام مسئولان متععد کشورهای دیگر مانند رئیس مجلس کشور قرقیزستان، استاندار مارکه ایتالیا، استاندار مانغیستاو قزاقستان، استاندار ایسیک‌کول قرقیزستان، استاندار آستراخان روسیه، رئیس اتاق بازرگانی کشور بلژیک، هیئت اقتصادی و تجاری کشور عمان، شهردار کپنهاگ دانمارک، فرماندار سانتورینی یونان و رئیس پارلمان هلند به همراه وزیر و معاون صنعت و معدن ایران از واحذهای صنعتی آمل بازدید و به تمجید آن پرداختند. در سال‌های اخیر شرکت‌های اندریتز اتریش، هیون وو کره جنوبی، نستله سوئیس، جی جی سی ژاپن به صورت مستقیم با صنعت آمل تفاهمنامه امضا نمودند. برنج آمل یکی از مراکز تولید بزرگ برنج در آسیا و به عنوان مرکز بین‌المللی تجارت و پایانه صادرات برنج ایران و به عنوان پایتخت برنج ایران شناخته شده‌است. یکی از دو ایستگاه تحقیقات برنج ایران در آمل قرار دارد که در سال ۱۳۴۲ واقع در کیلومتر ۱۰ جاده جدید آمل به بابل تاسیس شد. موسسه تحقیقات برنج کشور در راستای توسعه همکاری‌های بین‌المللی قرارداد مشترکی با موسسه بین‌المللی تحقیقات برنج واقع در فیلیپین دارد. وینستون چرچیل نخست‌وزیر بریتانیا درباره برنج آمل بیان داشت: به دلیل امکانات حمل و نقل و کیفیت، برنج تهران از طریق آمل عرضه می‌شد. دیگر رشته‌ها آمل به عنوان اولین شهر ساخت ام‌دی‌اف (صنعت چوب) و اولین شهر تولید محصولات مدرن کوره آجرپزی سنتی در ایران و به عنوان یکی از قطب‌های صادرات گل‌های زینتی شناخته می‌شود. گسترش شهر عبور و مرور (پل دوازده چشمه) - (پل معلق) پل شهدای شش بهمن پنجمین پل آمل مناطق نوع قشر و آهنگ توسعه شهری، گسترش شهر آمل را در دوره‌های بعد از تاسیس و خاصه در ابتدای دوره صفویان علاوه بر رشد طبیعی شهر و مهاجرت شهر را به جنوب، جنوب شرقی و شرق آمل گسترش داد. آمل در گذشته دارای هشت دروازه بوده که ورود و خروج از شهر از طریق آن‌ها انجام می‌پذیرفته‌است. بعدها در امتداد این دروازه‌های تاریخی، بازارچه‌هایی احداث گردیدند تا نیاز مردم هر منطقه را تامین نمایند و از مراجعه مستمر مردم به بازارهای مرکزی جلوگیری شود. رفته‌رفته در پیرامون این بازارچه‌ها واحدهای مسکونی شروع به ساخت گردیدند و از همین روی بازارچه‌ها به هم متصل شدند و محله‌های جدیدی در گوشه و کنار شهر پدید آمدند. همچنین چهار دروازه اصلی به این شهر باز می‌شد و بعدها بعد خرابی خندق‌ها زیاد شکل شمایل دیگر در مکان‌های مرکزی و کناری شهر صورت گرفت. محله‌های تاریخی محله‌های تاریخی شامل نیاکی محله (حسینیه ارشاد)، اسپه کلا (تکیه اسک)، قادی محله (تکیه شهدا)، کاردگر محله (مسجد امیری‌ها)، مشائی محله (چهار سوق)، شاهاندشت محله (تکیه هاشمی)، چاکسر محله (امامزاده قاسم)، کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک)، پائین بازار محله (تکیه آملی‌ها)، گلباغ محله (مسجد جامع) و گرجی محله (امامزاده تقی) می‌باشد. هسته اولیه شهر مقر اولیه شهر سکونتی آمل به صورت اتفاقی برگزیده نشد، بلکه اندیشه بشری در انتخاب آن محل نقش داشته اشت. در کتاب تاریخ باستانی آمده که قصد داشته‌اند ابتدا شهر سکونتی آمل را در پای دشت بسازند ولی چون آوردن رود هراز به این مکان امکان‌پذیر نبود شهر را در نزدیکی رود هراز ساختند، چون در قدیم هر جا که آب بود تمدن حیات بشری پایدار بود. پس عامل جایگزینی رودخانه هراز بود. به‌طور کلی مقر ابتدایی شهر آمل از حوالی سبزه میدان و مصلای قدیم تا منطقه پائین بازار و کمی پائین‌تر از محله پائین بازار یعنی اراضی گنبدین که در گذشته دور به آنجا عوامه کوی می‌گفتند بوده‌است. باغ‌ها و دژهای اطراف و آتشکده مقر ساسانیان بوده و بعد از ورود اسلام به منطقه و احداث مسجد و اردوگاه اعراب در بخش ربض شهر ساسانی کهندژ عملا شهر به نقطه و موقعیت جدید گلباغ محله و محدوده مسجد جامع منتقل شد و کهندژ سابق را ویران کرده و تنها آتشکده و دیواره سنگی آن زمان از حوادث روزگار سالم ماند. گسترش شهری آمل در گذشته دارای هشت دروازه بوده که ورود و خروج از شهر از طریق آن‌ها انجام می‌گرفت. بعدها در امتداد این دروازه‌های تاریخی، بازارچه‌هایی احداث گردیدند تا نیاز مردم هر منطقه را تامین نمایند و از مراجعه مستمر مردم به بازارهای مرکزی جلوگیری شود. رفته‌رفته در پیرامون این بازارچه‌ها واحدهای مسکونی شروع به ساخت گردیدند و از همین روی بازارچه‌ها به هم متصل شدند و محله‌های جدیدی در گوشه و کنار شهر پدید آمدند. همچنین چهار دروازه اصلی به این شهر باز می‌شد و بعدها بعد خرابی خندق‌ها زیاد شکل شمایل دیگر در مکان‌های مرکزی و کناری شهر صورت گرفت. در دو دوره پهلوی با ایجاد تاسیسات مختلف با هنر مهندسی ایرانی، آلمانی و اتریشی در آمل تحولات زیادی به عنوان زیر ساخت و برای ادامه راه در سال‌های بعدی شکل گرفت. حمل و نقل خیابان‌ها و بزرگراه‌ها آمل به عنوان یک شهر مرکزی است که دارای راه‌ها و میان برهای متعددی است. با توجه به گسترش شهری که مناطق مختلف هم کشانده شده‌است و معماری شهری آمل از پیش بازتر شده، معماری برون‌شهری توسط بزرگراه‌ها و کمربندی‌ها به داخل شهر و پنج خیابان اصلی مرکز شهر ختم می‌شود. آمل دارای هشت میدان مهم و مرکزی است. فرودگاه فرودگاه امداد آمل به عنوان اولین پایگاه امداد نجات ایران یا اورژانس هوایی با یک فروند هلیکوپتر آغاز به کار کرد و در حادثه‌ای سقوط و سرنگون شد و یک فروند هلیکوپتر دیگر جایگزین شد. ترمینال بخشی از ترمینال مسافربری پایانه مسافربری فیروزی که همانند یک شهرک داخلی بوده و طرح فرودگاهی است در زمینی به مساحت ۲۰ هزار و ۵۰۰ متر مربع و با زیربنای ۸ هزار متر مربع بنا شده‌است. این ترمینا به عنوان بزرگترین پایانه مسافربری شمال ایران است و دارای کافی شاپ و سالن انتظار می‌باشد. راه‌آهن پیشینه پیشینه احداث موفق اولین راه‌آهن در ایران که از آمل آغاز می‌شد به سال ۱۸۸۶ میلادی با احداث خط راه‌آهن محمودآباد یعنی سواحل جنوبی دریای مازندران به آمل برمی‌گردد. این طرح اگرچه در نظر بود تا تهران ادامه یابد، ولی با کارشکنی‌های پیمانکارهای بلژیکی به شکست انجامید و خطوط آن برچیده و از آن به عنوان تیرک‌های تلگراف استفاده شد، طرح احداث راه‌آهن توسط محمدحسین امین‌الضرب صورت گرفته بود. کمپانی شوال ۱۳۰۴ قمری، همراه با برادرش محمدرحیم و میرزا جعفر برادر حاجی سیاح به پاریس رفت تا مقدمات راه‌آهن را تدارک ببیند و اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار شروع به ساخت راه‌آهن آمل محمودآباد کرد. امین دارالضرب برنامه‌های بسیاری برای گسترش این کار داشت، اما منفعت‌طلبی شاه و دخالت بیگانگان از جمله روسیه هرگز اجازه تحقق آن‌ها را به او نداد و نخستین تجربه تجاری بخش خصوصی در این زمینه با شکست مواجه شد. حال حاضر در حال حاضر پروژه راه‌آهن آمل که به شکل قطار برقی است در سال ۱۳۹۰ به تصویب ملی در مجلس رسید که عملیات ساخت آن در سال ۱۳۹۳ آغاز شد و در حال حاضر در دست ساخت است. این پروژه در سال ۱۳۹۴ به مرحله اجرایی رسید. را آهن برقی رودهن، آبعلی، لاریجان، آمل در کناره جاده هراز در حال ساخت است. با این خط مترو می‌توان مسیر تهران به آمل و بلعکس را در ۵۵ دقیقه طی نمود. اتوبوس و تاکسی سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی آمل یکی از سازمان‌ها فعال است که در تمامی خیابان‌های آمل دو ایستگاه ویژه در نظر گرفته‌است و همچنین نه ایستگاه اتوبوس بین شهری آمل در نظر گرفته شده‌است که نقاط مختلف شهر را به یکدیگر متصل می‌نماید. در شهر آمل سه هزار تاکسی فعال وجود دارد. راه‌ها اصطخری درباره پیشینه راه در آمل نوشته‌است: «راه از ری به طبرستان، از ری به برزیان یک منزل سبک است، از برزیان به نامهند یک مرحله بزرگ است از نامهند به آسک یک مرحله از آسک به بلور یک مرحله از بلور به کنازل یک مرحله از کنازل به قلعه لارز یک مرحله پنج فرسنگ و از آنجا به فرست یک مرحله شش فرسنگ و از آنجا به آمل یک مرحله». نکته قابل توجه این بود که جاده یاد شده مورد توجه سیاحان اروپایی نیز قرار گرفت. درباره مسیر راه قدیمی تهران-هراز، دو تن از محققان فرانسوی نیز مطالبی دارند. ژاک دو مورگان در کتاب خود از این راه چنین یاد می‌کند: «تهران- حصارک- بومهن- چشمه علی- علی‌آباد- امامزاده هاشم - پلور- رینه (کوه دماوند در سمت چپ جاده قرار دارد) - وهنه- محمودآباد- کیالوبند - عمارت و آمل. جاده هراز به عنوان ورودی شهر آمل و یکی از دو ورودی‌های اصلی به شمال ایران است. این جاده از دره رود هراز می‌گذرد و نزدیک‌ترین راه اصلی به قله دماوند است. این جاده یکی از زیباترین و تاریخی‌ترین جاده‌های موجود است که به انتخاب مردم ایران در سال ۱۳۸۹ به عنوان زیباترین جاده ایران انتخاب شده‌است، همچنین این جاده تاریخ منطقه عظیم البرز و لاریجان، آمل و بخشی از ایران را بیان می‌کند. برآورد صورت گرفته این است که فقط در ایام نوروز، این جاده میزبان ۵ میلیون مسافر است. حجم زیاد تردد در کنار ظرفیت کم جاده گاهی موجب به وجود آمدن ترافیکهای بسیار طولانی می‌شود. این جاده دارای جاذبه‌های گردشگری زیادی نیز می‌باشد. جاده بین‌المللی هراز یکی از چهار محور ارتباطی شهر تهران به شمال ایران است. در سال ۱۳۸۹ فقط در ایام نوروز نزدیک به ۴ میلیون نفر، یعنی حدود ۳۰٪ از مسافران نوروزی استان مازندران، از طریق این جاده وارد استان شده‌اند. استقبال تردد کنندگان از این جاده باعث شده‌است تا در برخی از روزهای سال، ترافیک ۱۷۰ کیلومتری در این جاده شکل بگیرد. بر اساس طرح مصوبه مجلس و دولت تا پایان سال ۱۳۸۹ حدود نیمی از مسیر این جاده چهاربانده شد و قرار است است این جاده تا پایان سال ۱۳۹۶ به‌طور کامل چهاربانده شود. دیگر جاده‌ها به غیر از جاده هراز جاده آمل به بابل به طول چهل کیلومتر، جاده آمل به محمودآباد به طول هجده کیلومتر، جاده آمل به فریدونکنار به طول سی و پنج کیلومتر و جاده آمل به چمستان به طول بیست و پنج کیلومتر راه‌های مواصلاتی اطراف آمل هستند. بلوارها خیابان امام رضا خیابان هراز خیابان طالب آملی خیابان نور خیابان مهدیه خیابان جریر طبری خیابان مصطفی خمینی خیابان انقلاب خیابان آیت الله طالقانی خیابان جانبازان خیابان لاله خیابان فرهنگ خیابان هروی خیابان آیت الله مدرس خیابان امین طبرسی خیابان شهید بهشتی خیابان بسیج خیابان ولایت خیابان پاسداران خیابان آزادگان خیابان شهید مطهری خیابان منفرد نیاکی فاصله آمل با شهرهای دیگر نام شهر فاصله (کیلومتر) ساری ۷۰ تهران ۱۸۳ رامسر ۱۸۱ مشهد ۸۷۰ آستارا ۴۷۷ کرمان ۱۱۵۸ اهواز ۱۰۰۱ ورزش والیبال و کشتی به عنوان ورزش اول شهر آمل به حساب می‌آیند. فوتبال، بوکس، فوتسال و ورزش‌های رزمی دیگر نیز به عنوان ورزش‌های رایج در شهر آمل به‌شمار می‌آیند. آمل دارای چند تیم لیگ برتر در لیگ‌های مختلف از جمله والیبال است. باشگاه والیبال کاله مازندران تا به حال دو دوره به عنوان قهرمان لیگ برتر والیبال ایران و یک دوره به عنوان قهرمان جام باشگاه‌های آسیا در سال ۲۰۱۳ رسیده‌است. تیم والیبال کاله جزو تیم‌های پرطرفدار قاره آسیا محسوب می‌شود. مجموعه باشگاه ورزشی کاله دارای چندین تیم دیگر از جمله تیم والیبال کاله جوان و تیم بسکتبال کاله است. در کشتی نیز از دیر باز آمل دارای کشتی گیران متعددی در سطح ملی بوده‌است. قاسم رضایی یکی از اعضای ایران در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۲ توانست مدال طلا المپیک را به دست آورد. به غیر از این چهار رشته تقریبا تمامی رشته‌های ورزشی در آمل فعال است. ورزشگاه‌ها مجموعه مرعش، سالن پیامبر اعظم و نشاط، مجموعه ورزشی آدمرس، ورزشگاه چمران، ورزشگاه و سالن شهید حسن نژاده، ورزشگاه چهل شهید، پارک و سالن بانوان غدیر، سالن حجاب، سالن‌های بیلیارد و بولینگ و پیست اسکیت از جمله سالن‌ها و ورزشگاه‌های آمل محسوب می‌شوند. ورزشگاه ده هزار نفری کاله نیز به عنوان بزرگترین سالن ورزشی ایران با امکانات مختلف در حال تاسیس است. میزبانی مسابقات بسکتبال قهرمانی جوانان غرب آسیا مسابقات هندبال قهرمانی باشگاه‌های آسیا مسابقات فوتسال قهرمانی غرب آسیا مسابقات اسنوکر قهرمانی آسیا رسانه‌ها نشریه‌ها از دوران اولیه مطبوعاتی تاکنون نشریات و روزنامه‌های بسیاری در آمل به چاپ رسیده‌است که از زمان مشروطه قوت بسزایی گرفت. از نشریات آمل در طول تاریخ می‌توان به رساله کبیر، هفته‌نامه مازندران، لسان ملت، لاریجان، امواج خزر، شمشیر ملت، فر آزاد، الآمل، از خزر تا، امید مازندران، خورشید طبرستان، سرای امید، آمل شهر اولین‌ها، پیام آمل، هفته‌نامه صبح آمل و پیک شمال اشاره کرد. امکانات در شهر آمل امکانات مختلفی همچون رستوران، بانک، پست بانک، بیمارستان، فروشگاه‌های زنجیره‌ای، سالن‌های نمایش مرکز خرید و سیتی سنتر وجود دارد. بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی شمال بیمارستان‌ها بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی شمال بیمارستان امام خمینی بیمارستان امام رضا بیمارستان نیکان بیمارستان پیمان بیمارستان امام علی بیمارستان البرز بیمارستان ۱۷ شهریور بیمارستان پلی کلینیک تامین اجتماعی مرکز خرید سیتی سنتر اکسین شمال سیتی سنتر قائم ره‌آوردها غذاهای سنتی خورشت آلو، شامی، اسفناج پته، آغوز مسما، مرغ شکم پر، اردک شکم پر، ماهی شکم پر، ترشه کباب، آلو اناردون، بادمجان کباب، خورشت ناردون، آش دوغ، آش ترش، کئی انار، ترشی تره و قلیه از جمله غذاهای محلی و سنتی آمل می‌باشند. شیرینی و ترشی‌ها انواع شیرینی، مرباجات و ترشی‌ها مانند آب دندان، اغوزکنا، کماج، ساق عروس، نان کوهی، پیس گندله، پشت زیک، رشته به رشته، قطاب محلی، حلوا محلی، بادمجان ترشی، رب انار، نازخاتون، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارمسی، دلال، مربای به، مربای آلبالو، مربای سیب، مربای پرتقال، مربای انجیر، مربای بهار نارنج، مربای تمشک و مربای بالنگ از ره‌آوردهای آمل در این بخش هستند. صنایع دستی معرق، منبت کاری، سفال، گلیم، گل، لاک تراشی، نمد مالی، حصیر بافی، جاجیم بافی، ابریشم بافی، جوراب بافی و محصولات آهنی از جمله ره‌آوردهای آمل در بخش صنایع دستی هستند. محصولات در بخش محصولات نیز برنج طارم آمل یکی از مرغوبترین و بنام‌ترین محصولات کشاورزی کشور است. گردو، سیب، گیلاس، آلبالو، هلو، عسل، پرتغال، نارنگی، تمشک، کیوی، روغن کلزا، فرش و سبزی نیز از دیگر محصولات و ره‌آوردهای این شهر می‌باشد. گمرک و بندرگاه آمل در زمان قدیم بندرگاه بزرگی بوده‌است که این بندرگاه تجارتگاه عظیم شمال ایران بود، در گذشت زمان این بندر تبدیل به شهر محمودآباد شد. گمرک فعلی و مرکزی آمل در شهر قرار دارد و صادرات محصولات آمل در مرزهای آبی و زمینی و هوایی در شهرهای دیگر زیر نظر آمل انجام می‌شود. حوادث و وقایع واقعه آمل تندیس میدان هزار سنگر واقعه سال ۱۳۶۰ شهر آمل که در منابع رسمی نظام جمهوری اسلامی و رسانه‌های داخلی، همچنین با عنوان حماسه مردم آمل یا حماسه اسلامی مردم آمل، از آن یاد شده و در منابع برخی گروه‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی به اختصار قیام آمل نامیده می‌شود، به مبارزه مسلحانه حدود صد نفر از گروهی مارکسیست-لنینیست-مائوئیست به نام اتحادیه کمونیست‌های ایران سربداران علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در شهر و جنگل‌های اطراف شهر آمل اشاره دارد. این مبارزه پس از ساعت‌ها درگیری سرانجام در تاریخ ۶ بهمن با تمرکز قوای نیروهای سپاه پاسداران، پلیس و بسیجیان و مردم با سرکوبی آن پایان یافت. منابع نیروهای مردمی در این درگیری‌ها و خنثی نمودن آن نقشی فزاینده داشته‌اند. و حکومت برای سرکوبی از انبوه نیروهای مسلح بهره جسته‌است. حماسه مردم آمل یا حماسه اسلامی مردم آمل اصطلاحی است که رسانه‌های داخلی ایران و مقامات جمهوری اسلامی ایران، به دلیل آنچه مقاومت مردم این شهر در مقابل سربداران در واقعه آمل در ۶ بهمن سال ۱۳۶۰ نامیده‌اند به کار می‌برند. این روز در تقویم رسمی ایران نیز با نام «حماسه مردم آمل» به ثبت رسیده‌است. وقایع تلخ تاریخی شهر آمل از حوادث تلخ روزگار بی‌بهره نبوده و نشیب و فراز جهان را اعم از عوامل سیاسی و طبیعی بسیار دیده‌است درباره شهرت آن هم مورخان اسلامی و غیر اسلامی بسیار می‌نوشته‌اند که آمل از جمله آسیب پذیرترین شهرها بوده که دو بار به کلی به زیر آب رفت و چندین بار بر اثر تهاجمات و زلزله به ویران تبدیل شد و دوباره شهری جدید بر روی آن نهاده شد. چندین بار در سال‌های ۱۳۲۹ و ۱۲۰۸ بر اثر آتش‌سوزی آمل به کلی سوخت شد و بعد ار پیگیری‌های حکام و خان‌های محلی و هم دردی حاکمان جهان آمل دوباره مرمت شد. ازجمله حوادثی که منجر به کشتار و ویرانی در شهر آمل گردید کی توان به حادثه‌های زیر اشاره کرد: در نمارستاق آب دریا وک با دریوک در تنگه کوه طغیان کرد و کوه را پاره کرد که بر اثر شکستن سد طبیعی دریاوک نمارستاق سیلی مهیب ایجاد شد که شهر آمل و روستاهای اطراف آن ویران و در زیر رسوبات منهدم گردید. در قسمت شرقی شهر، زمین نسبتا مسطحی دیده می‌شود که سابقا ساختمان‌های زیادی داشته و اگر زیر خاک را کاوش کنند آثار خانه‌هایی که رسوبات رودخانه انباشته شده به خوبی مشاهده می‌شود. بعضی این سیلاب را در سال ۱۰۸ هجری می‌دانند. آتش‌سوزی بزرگی که در دوره جدید در شهر آمل اتفاق افتاد که باعث خرابی زیاد و ویرانی شدید شهر گردید. این آتش‌سوزی و حریق در سال ۱۳۳۵ هجری قمری شد که ابتدا از نزدیک تکیه نیاکی‌های شروع شد و بر اثر وزش تند باد همه شهر را فرا گرفته و به رودخانه هراز رسید و بر اثر سرایت آتش به مغازه باروت و معمات و اسلحه فروشی، آن مغازه منفجر گردید و آتش مهیب به آن طرف رودخانه افتاد و بعد بواسطه شدت باد تمامی شهر آمل در گرداب آشت فرورفت. تجارتخانه تومانیانس کمک هزینه‌ای برای بازسازی شهر فرستاد. معروف است که این حریق در فروردین ماه، هنگامی که ساکنین شهر مشغول خوشگذرانی و برگزار کردن مراسم نوروز بودند واقع شد و بخش اعظم شهر به تل خاکستری تبدیل گردید. بروز بیماری خطرناک طاعون که در سال ۱۱۹۸ هجری رخ داد شهروندان بیشمار را نابود گرداند و شهر به ویرانه تبدیل گشت. در سال ۱۲۶۹ هجری بیماری و با در آمل به جان مردم افتاد و عده‌ای از مردم را از بین برد و دستخوش فنا نمود. در سال ۱۳۳۶ هجری شمسی بیماری خطرناکی به نام بیماری مشمشمه به آمل حمله کرد که افراد زیادی از شهروندان نابود شدند. حمله چنگیز خان مغول و فرزندانش به تبرستان که طی آن شهرهای زیادی از جمله آمل ویران گرید ولی دوباره و به سرعت بازسازی شد. حمله امیر مسعود به شهر آمل و جنگ با علویان که این سلسله را منقرض کردند و مازندران و آمل را ضمیمه قلمرو حکومت خود نمودند. حمله سامانیان با اسپهبدان آمل و رویان که ویرانی و کشتار بیشمار در پی داشت. در این جنگ‌ها شهر و روستا به کلی ویران نشدند، زیرا ساکنین شهر که معدودی باقی‌ماندند دوباره شهر را آباد و به سرعت بازسازی کردند و کشاورزی و بازار را رونق دادند. حمله آقا محمد خان قاجار به لاریجان و شهر آمل که چندین ماه به طول انجامید و سرانجام با حمله آقا محمد خان قاجار و حمله محمد قلی خان مردم لاریجان و آمل را کشتند و شهر را ویران کردند. در سال ۹۷۹ سیلاب هراز رود شهر آمل و روستاهای اطراف آن را ویران کرد و هزاران نفر را کشت. حمله تیمور لنگ و رومیان به آمل که باعث نابودی کل آم از جمله چهار دژ کناری شهر شد. این شهر در طول تاریخ بارها مورد تهاجم اقوام گوناگون قرار گرفته که آخرین حمله از سوی قوم مشایی (از بازماندگان و نوادگان چنگیز مغول) در سال ۱۰۰۵ ه‌.ق صورت پذیرفته و در جنگ سیاه بیشه این قوم شکست سختی از اقوام بومی ساکن آمل خورده و فرمانده آن‌ها به نام نوشین به دست مازیار به هلاکت رسیده و قوم مشایی به محلی در دامنه دماوند با نام فعلی مشا تبعید گشتند. در ۴۲۶ شهر آمل مورد حمله سلطان مسعود غزنوی قرار گرفت و خرابی زیادی بر آن وارد آمد و بهشت آمل به ویرانه‌ای بدل شد و در ۶۰۲ در آمل علاءالدین محمد خوارزمشاه خطبه خواند و از آن پس خراج آنجا را به خوارزم فرستاد. این وضع تا حمله مغول در ۶۱۶ ادامه داشت. سلطان محمد خوارزمشاه در روزگار دربه‌دری، زمانی به آمل پناه برد. به هنگام یورش مغولان، آمل مورد حمله قرار گرفت و بیش از دیگر شهرهای این ناحیه صدمه دید ولی در عهد ایلخانیان آمل دوباره آباد شد، به گونه‌ای که شهر ۷۰ مدرسه داشت. تیمور لنگ پس از گشودن قلعه ماهانه سر، به قتل‌عام اهالی آمل و ساری و دیگر نقاط مازندران پرداخت. شهرهای خواهر مسجد پادشاهی در لاهور؛ شهر لاهور از خواهرخوانده‌های آمل می‌باشد. پل کان تو؛ شهر کان تو از خواهرخوانده‌های آمل می‌باشد. آمل با دو شهر و یک منطقه از کشورهای ویتنام، پاکستان و ایتالیا دارای پیوند خواهرخواندگی است. نام کشور شهر خواهرخوانده پاکستان لاهور ویتنام کان تو پانویس و منابع شهرستان آمل آمل
[ "بخش مرکزی شهرستان آمل", "زبان مازندرانی", "اسلام", "شیعه", "دوازده امامی", "شافعی", "عزت‌الله یوسفیان ملا", "محصولات کشاورزی", "لبنی", "صنایع دستی", "مرکبات", "فهرست مواد معدنی", "آبزی‌پروری", "وسیله", "استان مازندران", "شهرستان آمل", "ایران", "صنعت", "فرهنگ", "یک‌جانشینی", "ترابری", "کشاورزی", "گردشگری", "معدنی", "صنعتی", "علم", "تاریخ", "فلسفه", "آماردها", "شاهنامه", "زیاریان", "علویان (طبرستان)", "اشکانیان", "افریدون", "بهرام گور", "منطقه شهری", "علویان", "دماوند", "ساسانی", "آمارد", "ابن اسفندیار", "پیرنیا", "کوروش", "ماد", "اردشیر", "سمنان", "کاسپین", "ری", "ابراهیم پورداوود", "امیانوس مارسلینوس", "آمودریا", "خشایارشا", "یحیی ذکا", "آذربایجان", "ارمنستان", "پارس", "اسکندر مقدونی", "تاریخ طبرستان", "تاریخ ایران باستان", "بلخ", "هراز", "فردوسی", "مسعود غزنوی", "فخرالدین اسعد گرگانی", "طالب آملی", "قاآنی شیرازی", "صائب تبریزی", "خاقانی", "ناصر خسرو", "ناصرالدین‌شاه قاجار", "یاسنت لویی رابینو", "رضاشاه", "آلفرد کامین لیال", "انوشیروان", "انگلیسی", "کارلتون استیونز کون", "جیمز بیلی فریزر", "ژان شاردن", "آدام اولئاریوس", "کارلا سرنا", "یاکوب ادوارد پولاک", "۲۰۰۵ (میلادی)", "ناسا", "ساری", "دریای مازندران", "البرز مرکزی", "تهران", "آریایی", "هوتو", "کمربند", "گرگان", "ایگور دیاکونوف", "دولتشاه سمرقندی", "تذکرةالشعرا", "جمشید", "مارسل اوگوست دیولافوا", "قله دماوند", "فریدون", "آرش کمانگیر", "ضحاک", "کیخسرو", "مادها", "منوچهر", "جیحون", "نئاندرتال", "مردم آمارد", "پارت", "مازندران", "گیلان", "قفقاز", "کوروش بزرگ", "ساسانیان", "مزدک", "اسکندر", "طبرستان", "شاهنشاهی ساسانی", "مغول", "فرهاد", "فرهاد یکم", "هرودوت", "تواریخ", "کنستانتین چهارم", "دریای خزر", "لبنان", "نبرد گوگمل", "داریوش", "علی ابن ابی‌طالب", "داعی کبیر", "طاهریان", "زیدیه", "آل زیار", "سامانیان", "ناصرالحق اطروش", "دیلم", "جرجان", "مرعشیان", "میربزرگ", "استرآباد", "قزوین", "خواجه نظام الملک طوسی", "سلجوقیان", "نظامیه", "محمد بن جریر طبری", "صفوی", "شاه عباس", "ابن حوقل", "ناپلئون", "فتحعلی شاه قاجار", "بغداد", "موصل", "دمشق", "افشاریه", "زندیه", "چنگیزخان", "قاجار", "جیمز فریزر", "رضا شاه", "دودمان پهلوی", "جنگ جهانی اول", "محمدرضا شاه", "پهلوی", "جمهوری اسلامی", "جوناس هنوی", "نادر شاه", "انقلاب ۱۳۵۷ ایران", "واقعه ۱۳۶۰ آمل", "روح‌الله خمینی", "موزه بریتانیا", "عصر برنز", "مس‌سنگی", "عصر آهن", "پارینه‌سنگی", "کوه البرز", "بابل (شهر)", "نور", "فریدون‌کنار", "رودخانه هراز", "میلاد مسیح", "آریایی‌ها", "استرابون", "کادوسیان", "آلبانیای قفقاز", "کاسیان", "هوشنگ", "اشکانی", "زرتشت", "مسیحیت", "زرتشتی", "یزدگرد", "تیرگان", "نوروز خوانی", "امیری", "مازندرانی", "کشتی لوچو", "جشنواره بین‌المللی فیلم رشد", "جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر", "جشن تیرگان", "ابن ربن طبری", "فخر رازی", "میر حیدر آملی", "حسن حسن‌زاده آملی", "علی لاریجانی", "آرش", "محمدباقر لاریجانی", "عبدالله جوادی آملی", "ابوسهل بیژن کوهی", "قاسم رضایی", "محمد بن محمود آملی", "ابوالعباس قصاب آملی", "عباس میرزا", "ابوالحسن طبری", "ابن فرخان طبری", "فرهنگ شریف", "منوچهر خسروداد", "میرزا هاشم آملی", "محمدتقی دانش‌پژوه", "سهل بن بشر", "غلامعلی سلیمانی", "محمدتقی آملی", "احمد مشیرالسلطنه", "عماد الدین ابو جعفر طبری", "حاسب طبری", "ابن فورک", "محمدجواد لاریجانی", "سید محمدعلی داعی‌الاسلام", "ظهیرالدین مرعشی", "شیخ خلیفه مازندرانی", "ابراهیم خواص", "خلیل آملی", "ایرج ملک‌پور", "یحیی بن ابی‌منصور", "عبدالله احمدیه", "محمدعلی سجادی", "عبدالحسین نوایی", "مسعود منفرد نیاکی", "صادق لاریجانی", "ملا علی کنی", "احمد سیف", "کاظم آملی", "ابوالفضل لسانی", "محمد بن جریر بن رستم طبری", "مؤید بالله آملی", "عبدالقادر گیلانی", "سراج قمری", "قاضی هجیم آملی", "سلطان‌العلماء آملی", "ابو عبدالله ناتلی", "صوفی مازندرانی", "محمداسماعیل خواجویی", "سید رضی لاریجانی", "عادل غلامی", "بهروز عطایی", "مسعود فروتن", "رضا قرا", "نادر مقدس", "عباس امیری", "بیدل کرمانشاهی", "رضاقلی نوائی", "فاطمه جوادی", "قاسم هاشمی‌نژاد", "امیر مکرم", "سید ابوالحسن شمس‌آبادی", "جواد فاضل لاریجانی", "کیا افراسیاب چلاوی", "یعقوب توکلی", "النقوری", "علی کاوه (عکاس)", "حسین سالار آملی", "حسینعلی قبادی", "عبدالعلی لطفی", "ایرج جمشیدی", "ابن قاص", "پل دوازده چشمه", "شاه عباس صفوی", "پل معلق آمل", "آرامگاه میر حیدر آملی", "شهر قدیم آمل", "بقعه شمس آل رسول", "مشهد", "آتشکده آمل", "فهرست آثار ملی ایران", "مسجد جامع آمل", "شاه سلطان حسین صفوی", "مسجد جامع", "مشهد میربزرگ", "قاضی نورالله شوشتری", "مسجد آقا عباس", "آرامگاه ناصرالحق", "موزه تاریخ آمل", "ساختمان دارائی", "گلدسته مسجد امام حسن عسگری", "مسجد حاج علی کوچک", "مسجد امام حسن عسگری", "خانقاه", "مشهد میر بزرگ", "برج هشتل", "امامزاده ابراهیم (آمل)", "امامزاده قاسم (آمل)", "امامزاده عبدالله آمل", "خانه", "خانه شفاهی", "حمام میر صفی", "گنبد", "مسجد امام حسن عسگری آمل", "حسینیه آمل", "پل فیروز کلای آمل", "آرامگاه خضر (قدمگاه خضر)", "خضر", "آرامگاه یوسف اسماعیل آمل", "تکیه سقا نفار هندوکلا", "سقانفار اورطشت", "فریدونکنار", "جهان", "چلاو", "پارک جنگلی میرزا کوچک‌خان", "الیمستان", "رود هراز", "بلیران", "زیارو", "کویت", "ترکیه", "ایتالیا", "فرمانداری ویژه", "شهرداری آمل", "پارک دهکده طلایی", "جنگل بلیران", "بخش دشت سر", "هتل شهر (آمل)", "اتریش", "انقلاب ۱۳۵۷", "اتحادیه کمونیست‌های ایران", "دانشگاه شمال", "بازار آمل", "پیش از میلاد", "هخامنشی", "سلوکیان", "خواجه نظام‌الملک طوسی", "سیاست‌نامه", "بخارا", "نیشابور", "علی بن موسی الرضا", "طوس", "دانشگاه تخصصی فناوری‌های نوین آمل", "دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات آیت‌الله آملی", "دانشگاه علوم پزشکی تهران", "آلمان", "فرانسه", "اوکراین", "سوئیس", "هلند", "سنگاپور", "مالزی", "دانشگاه عالی دفاع ملی", "حدود العالم", "عراقی", "بلغاری", "هندوستانی", "یونانی", "ایلیا پائولوویچ پطروشفسکی", "آمریکا", "روسیه", "عراق", "پاکستان", "عربستان سعودی", "آنگولا", "عمان", "امارات", "کاله", "آب معدنی", "جنگل", "دریا", "صنعت‌گری", "برجام", "قرقیزستان", "قزاقستان", "بلژیک", "دانمارک", "سانتورینی", "یونان", "وزارت صنعت، معدن و تجارت ایران", "اندریتز", "کره جنوبی", "نستله", "ژاپن", "فیلیپین", "وینستون چرچیل", "نخست‌وزیر بریتانیا", "ام‌دی‌اف (صنعت چوب)", "کوره آجرپزی سنتی", "گیاه زینتی", "پل معلق", "بازار قدیم آمل", "۱۸۸۶ (میلادی)", "بلژیکی", "محمدحسین امین‌الضرب", "محمدحسین صدر اصفهانی", "حاجی سیاح", "ناصرالدین شاه قاجار", "راه‌آهن آمل", "مجلس", "رودهن", "آبعلی", "لاریجان", "جاده هراز", "اصطخری", "ژاک دو مورگان", "رامسر", "آستارا", "کرمان", "اهواز", "والیبال", "کشتی (ورزش)", "فوتبال", "بوکس", "فوتسال", "هنرهای رزمی", "باشگاه والیبال کاله مازندران", "لیگ برتر والیبال ایران", "والیبال قهرمانی باشگاه‌های آسیا", "ایران در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۲", "کشتی در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۲ – ۹۶ کیلوگرم فرنگی مردان", "سالن پیامبر اعظم", "رستوران", "بانک", "بیمارستان", "مرکز خرید", "اغوزکنا", "پیس گندله", "سفال", "گلیم", "گل", "برنج", "گردو", "سیب", "گیلاس", "آلبالو", "هلو", "عسل", "پرتغال", "نارنگی", "تمشک", "کیوی", "روغن کلزا", "فرش", "سبزی", "محمودآباد", "نظام جمهوری اسلامی", "مارکسیست", "لنینیست", "مائوئیست", "اتحادیه کمونیست‌های ایران (سربداران)", "نظام جمهوری اسلامی ایران", "۶ بهمن", "سپاه پاسداران", "تجارتخانه تومانیانس", "نوروز", "طاعون", "چنگیز خان مغول", "تبرستان", "امیر مسعود", "اسپهبدان", "رویان", "آقا محمد خان قاجار", "تیمور لنگ", "رومیان", "سلطان مسعود غزنوی", "علاءالدین محمد خوارزمشاه", "خوارزم", "سلطان محمد خوارزمشاه", "مغولان", "ایلخانیان", "لاهور", "خواهرخواندگی (شهرها)", "ویتنام", "کان تو" ]
[ "آمل", "پایتخت‌های ایران", "پایتخت‌های پیشین ایران", "پایتخت‌های پیشین", "شهرستان آمل", "شهرهای استان مازندران", "شهرهای شهرستان آمل" ]
1,343
افلاطون
1
506
0
[ "افلاتون", "پلاتو" ]
false
400
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "عنوان", "Item2": "''افلاطون''" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "200px" }, { "Item1": "نام کامل", "Item2": "پلاتون" }, { "Item1": "لقب", "Item2": "افلاطون ()\nپلاتون در یونانی به معنای چهارشانه" }, { "Item1": "تاریخ تولد", "Item2": "۳۱اردیبهشت ۲۱ می‌۴۲۷ پ. م\nطبق بعضی روزشمارها ۴۲۴ همچنین ۴۲۸ پ. م" }, { "Item1": "شهر تولد", "Item2": "[[آتن]]" }, { "Item1": "کشور تولد", "Item2": "[[یونان]]" }, { "Item1": "تاریخ مرگ", "Item2": "۳۴۷ پ. م در ۷۴ سالگی" }, { "Item1": "شهر مرگ", "Item2": "آتن" }, { "Item1": "کشور مرگ", "Item2": "یونان" }, { "Item1": "نام همسر", "Item2": "ندارد (مجرد)" }, { "Item1": "فرزندان", "Item2": "ندارد" }, { "Item1": "مکتب", "Item2": "افلاطونی" }, { "Item1": "تأثیرگرفته از", "Item2": "[[پارمنیدس]]، [[فیثاغورث]]،[[سقراط]]" }, { "Item1": "تأثیرگذار بر", "Item2": "[[ارسطو]]، [[فلوطین]]، [[آگوستین]]، [[سهروردی]] و بیشتر فیلسوفان غربی" }, { "Item1": "استادان", "Item2": "[[سقراط]]" }, { "Item1": "شاگردان", "Item2": "[[ارسطو]]، [[گزنفون]]" }, { "Item1": "تالیفات", "Item2": "[[جمهوری]]، [[قوانین]]، [[فایدون]]،[[ضیافت]]، [[تئایتتوس]]" } ], "Title": "فیلسوف" }
پلاتون یا پلاتو ملقب به افلاطون (به یونانی باستان: ، با تلفظ: /ˈplaton/ˈ) (۴۲۸/۴۲۷ پ.م. تا ۳۴۸/۳۴۷ پ. م) دومین فیلسوف از فیلسوفان بزرگ سه‌گانه یونانی (سقراط، افلاطون و ارسطو) است. افلاطون نخستین فیلسوفی است که آثار مکتوب از او به جا مانده‌است. همچنین بسیاری او را بزرگ‌ترین فیلسوف تاریخ می‌دانند و کتاب جمهور او را مهم‌ترین کتاب تاریخ برمی‌شمارند که در آن به رابطه فرد و ساختار سیاسی، روانشناسی اخلاق، مفهوم عدالت، رابطه خرد و حکومت و برابری زن و مرد می‌پردازد از این رو برخی او را پدر فمینیسم و همچنین پدر ایدئالیسم میدانند. زندگی افلاطون در آتن در سال ۴۲۷ قبل از میلاد در یک خانواده قدرتمند سیاسی و اشرافی متولد شد. او از بچگی بسیار تیزهوش بود. او دو برادر و یک خواهر تنی داشت و دو برادر ناتنی که یکی از ازدواج اول مادرش بود و دیگری حاصل این ازدواج بود. پدرش برای او بهترین معلم موسیقی، فلسفه، ژیمناستیک، و ادبیات را گرفت. فیثاغورث تاثیر زیادی در او گذاشت. وی در بیست سالگی برای تکمیل معارف خود شاگرد سقراط شد. این مصاحبت و شاگردی به مدت هشت سال ادامه یافت. افلاطون در ۳۹۹، پیش از میلاد شاهد اعدام خودخواسته آموزگارش سقراط به حکم دادگاه آتن بود و در اینباره نوشته‌است که سقراط پیشنهاد فرار از آتن را رد کرد. مهمترین دلایل این انتخاب سقراط، انکار خدایان المپ و نفی نظام دموکرات یونان بودند. پس از اعدام سقراط، افلاطون آتن را ترک کرد. او برای چندین سال در شهرهای یونان و کشورهای بیگانه به گردش پرداخت. پس از سفری به سیسیل در سال ۳۸۷ و در چهل سالگی به آتن بازگشت و مکتبی فلسفی ایجاد کرد که به نام آکادمی مشهور است. تعلیمات وی در آن‌جا بر اثر دو بار سفری که در سال ۳۶۶ و ۳۶۱ به سیسیل داشت به تعویق افتاد. افلاطون در سال ۳۴۷ درگذشت و رهبری آکادمی را به خواهرزاده خود اسپئوسیپوس که همچنین شاگردش بود، واگذاشت. آکادمی افلاطون در سال ۳۸۷ پیش از میلاد «مدرسه علوم، فلسفه و ادبیات» خود را بنام «آکادمی» را در مکانی به همین نام بنا کرد تا به‌طور فراگیر به آموزش خردورزی و پژوهش در این زمینه بپردازد. ارسطو به مدت ۲۰ سال شاگرد آکادمی و پس از آن استاد بود. در آکادمی، رشته‌های گوناگونی شامل ستاره‌شناسی، زیست‌شناسی، هندسه، اخلاق و کلام آموزانده می‌شد. آثار آثار افلاطون به صورت گفت و شنود (مناظره) است که معروف‌ترین آن‌ها «جمهوری» و همچنین «پوزش» و «ذات عدالت» می‌باشد. مهم‌ترین کتابی که از افلاطون به جای مانده رساله جمهور است. برخی از افلاطون‌شناسان معتقدند، افلاطون جملاتی را به این رساله افزوده و در حقیقت وی صحبت‌ها و اندیشه‌های خودش را از زبان سقراط بیان کرده‌است. در تمام آثار افلاطون می‌توان گفتگوهای سقراط را با اشخاص گوناگون، به‌طور دقیق و با ذکر نام دید. رساله جمهور، هنر و زیبایی را از دیدگاه افلاطون و سقراط به بهترین وجه نشان می‌دهد. این رساله حاصل مکالمات سقراط با گلاوکن (برادر افلاطون)، سیمیاس، هیپوکراتس و چند فرد دیگر است. اثر دیگر افلاطون ضیافت یا سمپوزیوم است که رساله‌ای درباره عشق است. این رساله یک حالت روایی و داستانی دارد که در یکی از مهمانی‌های آتن که سقراط نیز حضور دارد اتفاق می‌افتد. افلاطون در دو اثر مهم خود جمهور و ضیافت به دو اصل مهم منطق و احساس می‌پردازد. سوم اکتبر ۱۴۶۹ «مارچیلیو فی چینو» در شهر فلورانس ایتالیا ترجمه نوشته‌های افلاطون را به پایان رسانید که با انتشار آنها، اروپا وارد عصر روشنگری شد. این آثار و آثار سایر متفکران عهد باستان یونان که ابتدا به زبان لاتین و سپس فرانسه، انگلیسی و آلمانی ترجمه شد افق تازه‌ای را به روی اروپاییان باز کرد. این آثار که در قسطنطنیه (استانبول) نگهداری می‌شد پس از تصرف این شهر به دست عثمانی‌ها در سال ۱۴۵۳، با دانشمندان فراری به ایتالیا برده شد. این دومین بار در طول تاریخ بود که یونانی شناسان با کتاب‌های مربوط، به ایتالیا منتقل شدند. قسمتهایی از این آثار مدت‌ها قبل از آن به فارسی و عربی ترجمه شده بود. نظر افلاطون در باب هنر در کتاب دهم رساله جمهور و از همان ابتدا، افلاطون به بحث درباره عدم سازگاری فلسفه و شعر می‌پردازد. از دیدگاه افلاطون، فلسفه با داده‌های حسی و ذهنی و نیز با حس تجربی و استدلال، تعقل و خردورزی سر و کار دارد. اساسا فلسفه کاری با مسائل احساسات درونی انسان‌ها و جنبه‌های رمانتیک یا خیال‌پردازانه یا عاطفه انسان‌ها ندارد. در حالی که در نظر افلاطون شعر و هنر با عالم تخیل، احساسات و عواطف رابطه دارد. در همین کتاب به بررسی تاثیر هنرهای توصیفی با حقیقت و تاثیر شعر بر اخلاق جوانان به‌ویژه تاثیرات ناشایست و انحرافی اشاره می‌کند. در تمام این حوزه‌ها افلاطون از دو نوع هنر یاد می‌کند. نخست هنرهایی که موضوعشان تنها زیبایی ظاهری و شکلی و صورت‌ها یا نمودهای زیباست؛ مانند خطوط طرحی و رسم و نقش‌هایی که بر پارچه‌ها یا طرح‌هایی که به‌طور تزئینی در معماری‌ها دیده می‌شود. وی نسبت به این نوع هنر هیچ مخالفتی ندارد، زیرا آن‌ها را وسیله آشنایی با روح نیک و زیبایی مطلق می‌داند. به باور افلاطون، روح انسان از طریق این هنرها با زیبایی مطلق (خود زیبایی) که به زعم وی نمادی از حقیقت مطلق است آشنا می‌گردد. نفس انسان به کمک این نوع زیبایی پایه‌های بلند را طی می‌کند و به مرحله کمال انسانی، یعنی به جایگاه مکاشفه یا اندریافت می‌رسد. در حالی‌که نوع دوم هنرها، یعنی هنرهای توصیفی مانند ادبیات، نقاشی، نمایش‌نامه، شعر و آنچه که مسامحتا امروزه از آن به هنرهای تجسمی یاد می‌شود و همین‌طور نوعی از موسیقی را مورد انتقاد شدید قرار می‌دهد. زیرا کار یا وظیفه این دسته از هنرهای توصیفی را بیان و تجسم مشهودات و احساسات و عواطف درونی انسان‌ها می‌داند. به زعم او هر دو نوع هنر در صورتی که واجد موضوعات اخلاقی باشند برای آموزش و پرورش جوانان سودمندند. اما در کل برای هنرهای زیبا ارزشی قایل نیست، بلکه آن‌ها را زیانمند دانسته و از آرمانشهر خود می‌راند. زیرا باور دارد که کار هنر نقاشی یا شعر و نمایش‌نامه بیان حقیقت نیست، بلکه کپی‌برداری و تصویرسازی یا تقلید از آن است. آن هم نه تقلید از اصل بلکه تقلید از سایه و فرع و تقلید از محسوسات پست و فرومایه. به باور وی محسوسات به هیچ وجه اصل نیستند، بلکه خود شبه و تقلیدی هستند از حقیقتی که در عالم مثل یا در عالم معقولات قرار دارند. به همین خاطر چون محسوسات خود یک درجه از حقیقت یا اصل دور هستند، بنابراین به لحاظ دوری از حقایق ثابت و اصل، هنرهایی چون نقاشی یا شعر در مرحله سوم قرار دارند. ایراد دیگر افلاطون به شعر و نگارگری و موسیقی این است که این هنرها احساسات و عواطف را برمی‌انگیزند و هر چیزی که احساسات انسان را برانگیزاند از متانت و وقار دور است و موجب سستی و زبونی نفس می‌گردد. او حتی کارویژه لذت‌بخشی هنر را نیز قبول دارد، اما در نهایت این لذت‌بخشی را مایه سستی نفس و برای منش نیک، زیان‌مند می‌داند. افلاطون ار موافقان سانسور بود و شاید تاثیر نظرات او را در خودمان نیز بتوانیم مشاهده کنیم. حذف مطالب ناشایست و مطالبی که به نظر بعضی برای دیگران غیر مفید و غیراخلاقی‌اند در واقع از آرای افلاطون است. نیچه از کسانی است که با آرای افلاطونی افلاطون به شدت مخالف بود و نپرداختن به احساسات و غریزه‌های بشری را مایه نابودی بشر می‌دانست. وی اولین کسی بود که آرای افلاطون را به شدت زیر سوال برد و چیزهایی را که احساسات انسان را برمی‌انگیزند «بخشی از زندگی» خواند. نظر افلاطون در باب دموکراسی دموکراسی از دو کلمه یونانی Demos(مردم) و Kratos(حکومت) تشکیل شده‌است. اندیشه‌های افلاطون در زمینه دموکراسی، بیش از هر فیلسوف دیگری در شکل گرفتن افکار اندیشمندان معاصر نفوذ داشته. افلاطون در کتاب جمهور؛ جامعه، حکومت، دولتمرد، قانون را پایه‌های مشترک دموکراسی تعریف می‌کند. به نظر وی، هر کس نمی‌تواند مدیر یا مسئول شود مگر اینکه شرایط آن را داشته باشد ازجمله هوش سرشار و آگاهی معلومات داشتن، منطقی بودن، کنترل نفس داشتن،کننده کار بودن و شایستگی انجام آن را داشتن و علت و معلول را تشخیص دادن و … و بالاخره مسئولیت انتخاب‌کننده که باید از میان بهترها، بهترین را برگزیند. این نظر افلاطون که سران دولت‌ها باید فیلسوف باشند یا فلسفه بدانند و نیز نخبگان دارای یکی از این سه خصلت؛ هوشمندی (آگاه)، دلیری (شجاع) و زور بازو باشند تاکنون در هیچ تفسیری رد نشده‌اند. (منظور از زور بازو = نیرو و سلامت جسم و آگاهی به مبارزه نوین). افلاطون برجستگان یک ملت را دو گروه کرده‌است: مردان عمل و مردان فکر، که جامعه باید از هر فرد در جای خود استفاده کند. افلاطون روی مدیریت شایسته و استفاده بهینه یک جامعه از دانش، استعداد، لیاقت و مهارت اعضای خود تاکید و سفارش بسیار کرده‌است. ده‌ها سال پیش از افلاطون در یونان کلیستنس Cleisthenes فرمول خود برای دموکراسی آتن را به دست داده بود که در سال ۵۰۸ پیش از میلاد به اجرا درآمد ولی در دموکراسی او که نوعی دموکراسی مستقیم بود؛ زنان، افراد بدون زمین، بردگان و مردان زیر ۲۰ سالگی از مشارکت محروم بودند.
[ "آتن", "یونان", "پارمنیدس", "فیثاغورث", "سقراط", "ارسطو", "فلوطین", "آگوستین", "سهروردی", "گزنفون", "جمهوری", "قوانین", "فایدون", "ضیافت (افلاطون)", "تئایتتوس", "یونانی باستان", "۴۲۸ (پیش از میلاد)", "۴۲۷ (پیش از میلاد)", "۳۴۸ (پیش از میلاد)", "۳۴۷ (پیش از میلاد)", "جمهور", "فمینیسم", "ایدئالیسم", "۳۹۹ (پیش از میلاد)", "محاکمه سقراط", "سیسیل", "۳۸۷ (پیش از میلاد)", "آکادمی", "۳۶۶ (پیش از میلاد)", "۳۶۱ (پیش از میلاد)", "اسپئوسیپوس", "هنر", "زیبایی", "گلاوکن", "سیمیاس", "هیپوکراتس", "فلسفه", "شعر", "داده‌های حسی", "مکاشفه", "ادبیات", "نقاشی", "نمایش‌نامه", "موسیقی", "آرمانشهر", "عالم مثل", "نیچه", "دموکراسی" ]
[ "افلاطون", "اهالی یونان سده ۴ (پیش از میلاد)", "اهالی یونان سده ۵ (پیش از میلاد)", "بردگان و آزادمردان یونان باستان", "درگذشتگان دهه ۳۴۰ (پیش از میلاد)", "زادگان دهه ۴۲۰ (پیش از میلاد)", "شاعران سده ۴ (پیش از میلاد)", "فلسفه افلاطون", "فیزیک‌دانان یونان باستان", "فیلسوفان آموزش و پرورش", "فیلسوفان زبان", "فیلسوفان سده ۴ (پیش از میلاد)", "فیلسوفان سیاسی", "فیلسوفان قانون", "فیلسوفان یونان باستان", "نویسندگان ادبیات گمانه‌زن اهل یونان", "هستی‌شناسان" ]
1,344
فارسی تاجیکی
0
242
0
[ "زبان تاجیکی", "فارسي تاجيكي", "زبان تاجيكي", "تاجیکی", "پارسی تاجیکی", "زبان تاجیک", "زبان فارسی تاجیکی", "فارسی تاجیکستان", "فارسی فرارودی", "تاجيكي", "زبان تاجيك", "زبان فارسي تاجيكي", "فارسي تاجيكستان", "فارسي فرارودي", "پارسي تاجيكي", "تاجکی", "تاجكي" ]
false
179
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "تاجیکی" }, { "Item1": "image", "Item2": "Tojikipic.png" }, { "Item1": "imagesize", "Item2": "150px" }, { "Item1": "imagecaption", "Item2": "'''Toçikī''' در [[الفبای تاجیکی]]" }, { "Item1": "nativename", "Item2": "، ،" }, { "Item1": "states", "Item2": "[[تاجیکستان]]، [[ازبکستان]]، [[افغانستان]] [[قرقیزستان]]، [[قزاقستان]]" }, { "Item1": "speakers", "Item2": "۲۰ میلیون (آمار رسمی کشورهای تاجیکستان ، افغانستان ، ازبکستان و روسیه)\n۲۸ میلیون (آمارهای غیررسمی ۸ تا ۱۱ میلیون در ازبکستان )" }, { "Item1": "familycolor", "Item2": "هندواروپایی" }, { "Item1": "fam2", "Item2": "[[هندوایرانی]]" }, { "Item1": "fam3", "Item2": "[[ایرانی]]" }, { "Item1": "fam4", "Item2": "[[ایرانی غربی]]" }, { "Item1": "fam5", "Item2": "[[ایرانی جنوب غربی]]" }, { "Item1": "fam6", "Item2": "[[فارسی]]" }, { "Item1": "script", "Item2": "[[سیریلیک]]، [[لاتین]]، [[فارسی]]، [[تاجیکی بریل]]" }, { "Item1": "iso1", "Item2": "tg" }, { "Item1": "iso2", "Item2": "tgk" }, { "Item1": "iso3", "Item2": "tgk" }, { "Item1": "glotto", "Item2": "taji1245" }, { "Item1": "glottorefname", "Item2": "Tajik" }, { "Item1": "notice", "Item2": "IPA" } ], "Title": "language" }
مناطق فارسی‌زبان ازبکستان فارسی تاجیکی که از آن با نام زبان تاجیکی ( ) یا زبان فارسی تاجیکی یا فارسی فرارودی نیز یاد می‌شود، به گویشی از زبان فارسی گفته می‌شود که در آسیای میانه به ویژه در کشورهای تاجیکستان و ازبکستان رایج است. مجلس تاجیکستان در سال ۱۳۷۸ (خورشیدی) (۱۹۹۹ میلادی) با حذف واژه فارسی، نام قانونی زبان این کشور را تاجیکی اعلام کرد. وام‌واژه‌هایی از زبان روسی و ازبکی وارد زبان تاجیکی شده‌است و افزون بر این در مواردی تاجیکان برای برخی معنی‌ها و مفهوم‌ها، واژگانی را به کار می‌برند که در ایران بسامد کمتری برای آن مفهوم دارند. برای نمونه در فارسی تاجیکی به خفاش، کورشب پرک، به فوتبالیست، فوتبالباز، به چای سبز، چای کبود، به بالگرد، چرخبال، به فرودگاه، خیزگه (محل برخاستن هواپیما) و به کتری، چایجوش، می‌گویند. با این‌همه، فارسی تاجیکی بسادگی برای ایرانیان قابل فهم است. در پی تغییر خط در تاجیکستان، زبان تاجیکی را با الفبای سیریلیک که در آن تغییراتی داده شده‌است، می‌نویسند، که به آن الفبای تاجیکی می‌گویند. لهجه تاجیکی یا گویش تاجیکی؟ برخی زبانشناسان تاجیکی را لهجه‌ای از فارسی می‌دانند. برخی دیگر آن را گویشی از فارسی و متفاوت از گویش امروزی ایران می‌دانند (موسسه بین‌المللی استاندارد (ISO) و فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران). با این حال در حقیقت فارسی تاجیکی یک گونه یا زبان‌گونه از زبان فارسی مدرن است. عمده‌ترین تفاوت آن با فارسی ایران و افغانستان تبدیل متفاوت هشت واکه اصلی پارسی نو زودهنگام به واکه‌های کنونی است. واکه‌های سه گونه فارسی برهم منطبق هستند. اتنولوگ آن را زبانی هم‌خانواده با فارسی ایران می‌داند (اتنولوگ فارسی ایران، دری و تاجیکی را به عنوان سه زبان و زیرگروه زبانهای فارسی طبقه‌بندی می‌کند). البته معیار اتنولوگ برای تشخیص بین گویش و زبان با مراجع دیگر زبانشناسی یکسان نیست و بسیاری از گویش‌هایی که توسط اتنولوگ به‌صورت زبان‌های متفاوت رده‌بندی شده‌اند، حتی در محک عدم قابلیت فهم صدق نمی‌کنند. به عنوان مثال، گویش‌های فرانسوی جنوب فرانسه را اتنولوگ به عنوان زبان‌های جدا رده‌بندی می‌کند. لهجه‌شناسی لهجه‌های فارسی تاجیکی در چهار دسته دسته‌بندی شده‌اند. ۱. گروه شمال غربی که بیشتر لهجه‌های تاجیک تاجیکستان شمالی و ازبکستان را دربر می‌گیرد. ۲. گروه مرکزی که لهجه‌های ساکنان قسمت بالای «زرافشان» و «رشتان» و «سوخ» را دربر دارد. ۳. گروه جنوبی یعنی لهجه‌های «بدخشان» و «کولاب». ۴. گروه جنوب شرقی یعنی لهجه‌های «درواز». دستور زبان فارسی تاجیکی دستور زبان فارسی تاجیکی بسیار همانند دستور زبان فارسی است، مگر در شمار اندکی از ساختارهای دستوری. برای نمونه در فارسی، «را» یک حرف اضافه و نشانه مفعول است، اما در فارسی تاجیکی، «را» را پسوند مفعول در نظر می‌گیرند که به اسم می‌پیوندد: / کتابرا خواندم از دیگر ویژگی‌های فارسی تاجیکی که بیشتر به الفبای آن و آوایش تاجیکی زبان پارسی برمی‌گردد، نشان اضافه‌است که در تاجیکی بدان ساختار اضافه () گفته می‌شود. در فارسی، نشان اضافه (-) است اما در آوایش تاجیکی (-) بصورت حرف (-) نوشته می‌شود که آنرا در نوشتار نیز می‌آورند و ساختار اضافه نام می‌نهند: / دختر خوشروی تغییر خط در تاجیکستان یکی از دلایل دور شدن فارسی تاجیکی از زبان فارسی در دیگر کشورهای فارسی‌زبان استفاده از خط سیریلیک برای نگارش این زبان است. در زمان حکومت شوروی ابتدا خط فارسی به لاتین و سپس سیریلیک (روسی) تغییر داده شد و مردم تاجیکستان از ارتباط با سایر همزبانان خود ناتوان شدند. البته تلاشهایی در تاجیکستان برای بازگشت به خط فارسی وجود دارد اما اراده سیاسی مقامات این کشور بر عدم بازگشت به خط فارسی استوار است. تغییر خط در تاجیکستان خط تاجیکی زبان فارسی رهبر دانش
[ "الفبای تاجیکی", "تاجیکستان", "ازبکستان", "افغانستان", "قرقیزستان", "قزاقستان", "زبان‌های هندوایرانی", "زبان‌های ایرانی", "زبان‌های ایرانی غربی", "زبان فارسی", "الفبای سیریلیک", "الفبای لاتین", "الفبای فارسی", "تاجیکی بریل", "آسیای میانه", "۱۳۷۸ (خورشیدی)", "وام‌واژه", "زبان روسی", "ازبکی", "خفاش", "فوتبالیست", "کتری", "تغییر خط در تاجیکستان", "سیریلیک", "مؤسسه بین‌المللی استاندارد", "فرهنگستان زبان و ادب فارسی", "زبان‌گونه‌ها", "اتنولوگ", "زبان", "زرافشان، ازبکستان", "رشتان", "سوخ", "بدخشان", "کولاب", "ناحیه درواز", "حرف اضافه", "پسوند", "خط تاجیکی", "شوروی", "خط فارسی", "رهبر دانش" ]
[ "فارسی تاجیکی", "تاجیکستان", "جغرافیای زبان فارسی", "زبان فارسی", "زبان‌های ازبکستان", "زبان‌های ایزو ۶۳۹–۱", "زبان‌های تاجیکستان", "زبان‌های ترکمنستان", "زبان‌های چین", "زبان‌های دارای کد ایزو ۶۳۹–۲", "زبان‌های روسیه", "زبان‌های فاعل-مفعول-فعل", "زبان‌های قرقیزستان", "زبان‌های قزاقستان", "گویش‌های زبان فارسی", "لهجه‌های زبان فارسی" ]
1,346
اچ‌تی‌ام‌ال
0
612
0
[ "زنگام", "زبان نشانه‌گذاری ابرمتنی", "HTML", "اچ تی ام ال", "اچ ت ام ال", "زبان نشانه‌گذاري ابرمتني", "اچ تي ام ال", "اِچ‌تی‌اِم‌اِل", "ایچ‌تی‌ام‌ال", "اِچ تي اِم اِل", "اِچ تی اِم اِل", "ايچ تي ام ال", "ایچ تی ام ال", "زبان نشانه گذاري ابرمتني", "زبان نشانه گذاری ابرمتنی" ]
false
472
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
زبان نشانه‌گذاری ابرمتنی یا یا اچ‌تی‌ام‌ال ، HTML یا HyperText Markup Language در کنار سی‌اس‌اس هسته فناوری ساخت صفحه‌های وب هستند. اچ‌تی‌ام‌ال زبان توصیف ساختار صفحه‌های وب است. زبانی‌است برای نشانه‌گذاری ابرمتن (فرامتن) که برای تدوین قالب و طراحی صفحه‌های وب به کار می‌برند. دستورالعمل‌های این زبان، برچسب (Tag) نام دارند که محتوای یک صفحه وب، با آن‌ها، نشانه‌گذاری شده و بدین‌ترتیب، نحوه نمایش آن صفحه برای مرورگرهای وب، توصیف می‌شود. تاکنون ۵ نسخه از اچ تی ام‌ال عرضه شده‌است. هر یک از برچسب‌های اچ‌تی‌ام‌ال، معنا و مفهوم خاصی دارند و تاثیر مشخصی بر محتوا می‌گذارند؛ مثلا برچسب‌هایی برای تغییر شکل ظاهری متن، نظیر درشت و ضخیم کردن یک کلمه یا برقراری پیوند به صفحات دیگر در اچ‌تی‌ام‌ال تعریف شده‌اند. یک سند اچ‌تی‌ام‌ال، یک پرونده مبتنی بر متن (Text–based) است که معمولا با پسوند .htm یا .html نام‌گذاری شده و محتویات آن از برچسب‌های اچ‌تی‌ام‌ال تشکیل می‌شود. مرورگرهای وب، که قادر به درک و تفسیر برچسب‌های اچ‌تی‌ام‌ال هستند، تک‌تک آن‌ها را از داخل سند اچ‌تی‌ام‌ال خوانده و سپس محتوای آن صفحه را نمایان‌سازی (Render) می‌کنند. اچ‌تی‌ام‌ال زبان برنامه‌نویسی نیست، بلکه زبانی برای نشانه‌گذاری ابرمتن است و اساسا برای ساخت‌مند کردن اطلاعات و جدایش اجزای منطقی یک نوشتار — نظیر عناوین، تصاویر، فهرست‌ها، بندها و جداول — به کار می‌رود. از سوی دیگر، اچ‌تی‌ام‌ال را نباید به عنوان زبانی برای صفحه‌آرایی یا نقاشی صفحات وب به کار برد؛ این وظیفه اکنون بر دوش فناوری‌های دیگری همچون سی‌اس‌اس است. گفتنی است اچ‌تی‌ام‌ال شکلی از زبان دیگری به نام اس‌جی‌ام‌ال است و World Wide Web Consortium آن را به عنوان استانداردی برای نشانه‌گذاری مستندات ابرمتنی برای عرضه در وب، تدوین کرده‌است. در اچ‌تی‌ام‌ال سه نوع برچسب وجود دارد: تگ‌های یکه. مانند که خط رسم می‌کند. تگ‌هایی که شروع و پایان دارند. مثل: تگ‌هایی که دارای ویژگی می‌باشند. مثل: تاریخچه توسعه در سال ۱۹۸۰ فیزیکدانی به نام تیم برنز لی که با پروژه CERN همکاری داشت ENQUIRE را طراحی و ارائه کرد که یک سیستم مهم برای محققان CERN بود تا اینکه از این داده‌ها به شکل مشترک استفاده کنند. در سال ۱۹۸۹، Berners- Lee یک یادداشت پیشنهاد یک سیستم ابر متن مبتنی بر اینترنت نوشت. Berners- Lee یک نوع خاص HTML را مشخص نمود و یک نسخه جستجوگر و نرم‌افزار سرور را در انتهای۱۹۹۰ نوشت. در این سالیان این فیزیکدان و مهندس سیستم‌های داده‌های CERN به نام Robert Cailliau یک سرمایه‌گذاری مشترک را انجام دادند ولی این پروژه به شکل رسمی توسط CERN دنبال نشد. در یادداشت‌های شخصی او از سال ۱۹۹۰ اشاره شده‌است که برخی از مناطق مختلف ابر متن (hypertext) به کار گرفته شده‌است و در ابتدای آن از یک دائرهالمعارف استفاده گردید. اولین بار شرح کامل HTML به این شکل بود که به آن در نسخه‌های قبلی "HTML Tags" گفته شد که برای اولین بار توسط Berners –Lee در سال ۱۹۹۱ روی اینترنت قرار گرفت؛ که آن توصیف ۱۸ عناصر شامل عناصر اولیه، طراحی نسبتا ساده از HTML بود. به غیر از Hyperlink این موارد تحت تاثیر SGMLguid در فرمت مبتنی بر SGML قرار گرفت و در پروژه CERN به کار. رفت یازده مولفه از آن در HTML 4 نوشته شده‌است. زبان نشانه گذاری ابرمتنی به شکلی است که مرورگرهای وب برای تحلیل و نوشتن متون تصاویر و دیگر مواد روی صفحات قابل شنیدن و قابل دیدن وب به کار می‌رود. ویژگی‌های پیش‌فرض برای هر مورد در ساختار HTML در جستجوگر تعریف شده‌است و این ویژگی‌ها را می‌توان تغییر داد یا اینکه توسط CSS بر اساس طراحی صفحه افزایش داد. بسیاری از اجزای متن در گزارش فنی 1988 ISO به شکل TR9537 ارائه شده‌است که نام این جزء روش‌های استفاده از SGML بود که در آن ویژگی‌های اولیه ساختار زبانی مانند آنچه که در مورد فرمان RUNOFF دیده می‌شود استفاده شد که در ابتدای دهه ۱۹۶۰ برای CTSS ارائه شده‌است. این فرمان‌های ساختاری از فرمان‌های مورد استفاده توسط typesetters استفاده می‌کند که به شکل دستی برای فرمت‌های مختلف در نظر گفته شده‌اند. اما اصل SGML برای ساختار کلی بر اساس اجزای مختلف است (محدوده‌های حاشیه‌نویسی تو در تو به همراه ویژگی‌هایی که دارد) تا اینکه از اثرات چاپ استفاده شود. همچنین جداسازی ساختارها و شکل ترکیبی نیز باید در نظر گرفته شود. HTML به شکل مداوم به این صورت با CSS به کار گرفته می‌شود. Berners- Lee از HTML به عنوان یک ابزار برای SGML استفاده کرده‌است. به‌طور کلی آن را به عنوان دستور نیروی ضربت مهندسی اینترنت(IETF) تعریف کرده‌است که در سال ۱۹۹۳ نسخه‌های اولیه از آن را بر اسا HTML ارائه نمود."زبان نشانه‌گذاری ابرمتنی HTML" پیش‌نویسی اینترنتی توسط Dan Cannolly ,Berners- Lee ارائه گردید و درون تعریف نوع سند SGML برای تعریف گرامر ارائه شد. این نسخه اولیه پس از شش ماه منقضی گردید ولی قابل توجه اینکه از جستجو گرNCSA Mosaic به شکل جستجو گر پیش‌فرض برای تصاویر بر خط استفاده شد که نشان دهنده فلسفه IETF در استانداردهای ساختارهای موفق است. به همین شکل Dave Raggetts رقابت خود را با ارائه(Internet-Draft , HTML+(Hypertext Markup format از انتهای ۱۹۹۳ شروع کرد و پیشنهاد کرد که یک ساختار اجرایی مانند جداول و شکلهای پر شونده را می‌توان برای این منظور به کار گرفت. پس از آنکه HTML و +HTML به شکل پیش نویس در ابتدای ۱۹۹۴ منقضی گردید،IEFT یک گروه کاری HTML را ایجاد کرد که در سال ۱۹۹۵ نسخه HTML 2.0 تکمیل گردید، HTML اولیه با این قصد ساخته شده که به شکل یک ساختار استاندارد در آینده از آن استفاده شود. پس از آن پیشرفت‌هایی در IETF در نظر گرفته شد که مورد توجه رقیبان قرار گرفت. تا سال ۱۹۹۶ ویژگی‌های HTML حفظ شد و ورودی‌هایی از نرم‌افزارهای تجاری گرفته شد که این کار توسط (W3C) انجام شد. اما در سال 2000 HTML یک استاندارد بین‌المللی (ISO/IEC 15445:2000) گردید. HTML4.01 در انتهای ۱۹۹۹ انتشار یافت و پس از آن ساختار بعدی آن در سال ۲۰۰۱ به شکل کامل منتشر شد- در سال ۲۰۰۴ پیشرفت‌هایی در HTML5 در (WHATWG) در نظر گرفته شد و شکل قابل ان تشار آن به شکل W3C در سال ۲۰۰۸ ارائه گردید. نسخه‌های HTML جدول زمانی ۲۱ نوامبر ۱۹۹۵ HTML 2.0 به شکل IETF RFC 1866 انتشار یافت.RFCs تکمیلی ظرفیت‌های زیر را داشت: ۲۵ نوامبر RFC 1867:1995 (آپلود فایل مبتنی بر فایل) می‌RFC 1942:1996 (جداول) اگوست RFC 1980:1996(نقشه‌های تصویری سمت مشتریان) ژانویه RFC 207O:1997 (بین‌المللی شده) ژانویه ۱۹۹۷ HTML3.2 به شکل توصیه نامه W3C انتشار یافت. نسخه اول پیشرفت داده شد و استاندارد کردن آن به شکل انحصاری توسط W3C انجام شد به همین شکل IETF گروه کاری خود HTML را در سپتامبر ۱۹۹۶ کاملا ارائه کرد. در ابتدا این فرمان را Wilbur نامید. HTML3.2 فرمول‌های ریاضی را به‌طور کامل به کار گرفت، که در آن همپوشانی‌هایی در اجزای مختلف پیشرفت کرده آن داشت و از مهم‌ترین ابزارهای تصویری Netscape استفاده شده بود. عناصر مبهم Netscape و عناصر متحرک Microsoft مورد استفاده قرار نگرفت که دلیل آن توافق دو طرفه میان دو شرکت بود. ساختار ریاضی مورد استفاده مشابه با HTML بود ولی استاندارد کردن آن تا ۱۴ ماه پس از MathML انجام نگرفت. دسامبر۱۹۹۷ html 4.0 توصیه W3C را ارائه کرد که در آن سه تفاوت عمده اعمال شده بود: مشکل کلی که در آن اجزای بد پنهان شده بودند. انتقالی که در آن اجزای بد اجازه داده شده بودند. قاب که در آن قاب با اجزای مختلف مرتبط اجازه داده شده بودند. درابتدا با کد نام "Cougar" نامگذاری شده بود و 0.HTML4 از انواع اجزای خاص جستجوگر و ساختارهای مختلف استفاده کرده بود ولی در همان زمان مرحله‌ای در نظر گرفته شد که از ویژگی‌های نشانه‌گذاری بصری Netscap را با مارک آن‌ها به عنوان نفع شیوه نامه‌ها توصیه نمی‌شود. HTML 4 یک برنامه SGML مطابق با ISO 8879 است. آوریل ۱۹۹۸ HTML4.0 برخی تغییرات اندک را دوباره انجام داد بدون آنکه تعداد نسخه‌ها را افزایش دهد. دسامبر ۱۹۹۹ HTML4.01 به توصیه W3C انتشار یافت. در آن سه تغییر کلی به شکل HTML4.0 در نظر گرفته شد و آخرین غلط نامه در ۱۲ می‌۲۰۰۱ انتشار یافت. می‌۲۰۰۰ 2000:ISO/IEC ۱۵۴۴۵ به عنوان استاندارد بین‌المللی ISO/IEC انتشار یافت. در ISO این استاندارد در حوزه ISO/IEC JTC1/SC34 قرارگرفت. دراواسطISO/IEC15445:2000,HTML4.01 :2008 جدیدترین نسخه‌های HTML ارائه شد. پیشرفت‌های موازی صورت گرفته، باعث شد که XHTML مبتنی بر XML حاصل شود که توسط گروه کاری W3CHTML در طی اوایل و اواسط ۲۰۰۰ اشغال شده بود. جدول زمانی نسخه‌های پیش نویس HTML اکتبر ۱۹۹۱ برچسب‌های HTML فهرستی از نسخه‌های غیررسمی CERN که در آن ۱۸ برچسب‌های HTML وجود دارد که برای اولین بار برای عموم مورد استفاده قرار گرفت. ژوئن ۱۹۹۲ پیش نویس غیررسمی اول HTML DTD هفت بار مورد اصلاح قرار گرفت(۱۵ ژوئیه، ۶آگوست، ۱۸ آگوست، ۱۷ نوامبر، ۱۹نوامبر، ۲۰نوامبر و ۲۲ نوامبر) نوامبر ۱۹۹۲ HTML DTD1.1 اولین نسخه دارای اعداد بر مبنای اصلاحات RCS که با ۱٫۱ شروع شد تا اینکه با ۱٫۰ شروع شود و این به عنوان نسخه غیررسمی درآمد ژوئن ۱۹۹۳ زبان ساختاری Hypertext توسط گروه کاری IETF IIIR به عنوان نسخه اینترنتی درآمد (که یک پیش نویس برای استاندارد در نظر گرفته شد) این جایگزین نسخه دوم شد که یکماه بعد از این اتفاق افتاد و پس از آن شش پیش نویس توسط IETF انتشار یافت و در نهایت منجر به ارائه HTML 2.0 در RFC1866 گردید. نوامبر ۱۹۹۳ HTML+ توسط IETF انتشار یافت که یک پیش نویس اینترنتی بود و رقیب پیش نویس زبان ساختاری Hyper textگردید. در می‌۱۹۹۴ این نسخه منقضی گردید. آوریل ۱۹۹۵ (تا مارس ۱۹۹۵ نسخه‌های نهایی آن ارائه شد): HTML3.0 را می‌توان یک استاندارد برای IETF در نظر گرفت ولی پیش نویس آن ۵ ماه بعد بدون هیچگونه اقدامی منقضی گردید. این شامل ظرفیت‌هایی بود که در پیش نویس +Raggetts HTML دیده شده و برای پشتیبانی جداول و متون در اطراف تصاویر به کار گرفته شد و می‌توانست که فرمول‌های ریاضی پیچیده را نمایش دهد. W3C برای جستجوگر Arena پیشرفت کرد و به عنوان یک بستر آزمایشی برای HTML3 و صفحات آبشاری شکل استفاده شد ولی HTML3.0 به دلایل مختلف موفق نبود. این پیش نویس بسیار بزرگ بود و ۱۵۰ صفحه در آن دیده شد و تعدادی از اجزای جالب به آن اضافه شد و منابع IETF در خارج آن قرار گرفت. ارائه کنندگان جستجوگر شامل Netscape ,Microsoft در همین زمان زیر مجموعه‌های مختلفی از HTML3 را انتخاب کردند تا اینکه پیشرفت‌هایی در آن ایجاد شود. این پیشرفت‌ها برای کنترل جنبه‌های مختلف در نظر گرفته شد که رنگ متن، بافت پیش تصویر، اندازه فونت و شکل فونت در خارج از محدود ی زمانی قرار می‌گرفت و این می‌توانست نشان دهد که چگونه این بخش سازماندهی شده‌است. Dave Raggett برای چندین سال از W3C استفاده کرده بود که یک مثال مطلوب برای این منظور بود. مطمئنا مایکروسافت براساس صفحات وب ساخته شده بود و از ویژگی‌های HTML انتخاب شده بود. ژانویه ۲۰۰۸ HTML5 به عنوان پیش نویس کاری توسط W3C انتشار یافت ولی syntax یک HTML5 , SGML را ارائه کرد که تلاش کرده بود که از SGML استفاده کند و HTML5 تلاش‌های مختلفی را برای SGML انجام داد و آن را سری "html" تعریف نمود که به سری‌سازی XML- مبتنی بر XHTML5 جایگزین منجر شد. می‌۲۰۱۱ در ۱۴ فوریه ۲۰۱۱، W3C ویژگی گروه کاری HTML را پیشرفت داد و یک ساختار مشخص برای HTML5 ارائه کرد. در می‌۲۰۱۱ گروه کاری HTML5 پیشرفته را ارائه کرد که آخرین مورد بود و به دنبال آن بود که W3C خارجی را ارائه کند تا اینکه این ویژگی را به خوبی تعریف نماید. W3C آزمون جامعی را توسعه داد که در آن ویژگی‌های کامل به آن تا ۲۰۱۴ اضافه شد و اکنون این تاریخ هدفی برای توصیه‌ها شده بود. نسخه‌های XHTML XHTML یک زبان جداگانه است که به شکل فرمول بندی دوباره HTML 4.01 خود را نشان می‌دهد و از XML1.0 استفاده نموده‌است. اما به عنوان یک استاندارد جداگانه نمی‌توان از آن نام برد. XHTML 1.0 در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۰ انتشار یافت که به عنوان توصیه W3C از آن نام بده شد و پس از آن دوباره اصلاح شد و انتشار دوباره آن در اول اوت ۲۰۰۲ بود که در آن از سه نسخه یکسان به عنوان HTML 4.0 و ۴٫۰۱ استفاده شد و فرمول بندی دوباره آن در XML با محدودیت‌های خاص در نظر گرفته شد. XHTML 1.1 در ۳۱ می‌۲۰۰۱ انتشار یافت که توصیه W3C محسوب شد. مبنای آن XHTML 1.0 بود ولی تغییرات اندکی در آن اعمال شده بود و فرمول بندی آن از ساختارهای تعدیل شده XHTML استفاده کرده بود که در ۱۰ آوریل ۲۰۰۱ انتشار یافته بود و توصیه W3C محسوب می‌گردید. XHTML 2.0 یک نسخه پیش نویس کاری بود ولی در ۲۰۰۹ انتشار یافت که برای کارکرد مطلوب HTML5, XHTML5 بود. XHTML2.0 ناسازگاری‌هایی با XHTML1.X داشت و در نتیجه به شکل زبان جدید XHTML درآمد تا اینکه به روزرسانی آن تا XHTML 1.X صورت گیرد XHTML Syntaxرا می‌توان به عنوان XHTML5.1 دانست که بر اساس آن HTML5 در پیش نویس HTML5 تعریف شده بود. نشانه‌گذاری نمونه زیر کد معروف Hello World است که معمولا برای مقایسه زبان‌های برنامه‌نویسی، زبان‌های اسکریپت‌نویسی و زبان‌های نشانه‌گذاری به کار می‌رود: This is a title Hello world! عنصر اچ‌تی‌ام‌ال نمونه عنصرهای اچ‌تی‌ام‌ال سرتیترها: تگ‌های تا Heading level 1 Heading level 2 Heading level 3 Heading level 4 Heading level 5 Heading level 6 پاراگراف‌ها: Paragraph 1 Paragraph 2 خط شکن (پرش به خط بعد) تفاوت میان یک تگ و This is a paragraph with line breaks برای ایجاد لینک از تگ استفاده می‌شود. برای مثال: A link to Wikipedia! ویژگی href آدرسی که لینک به آن اشاره می‌کند را در خود نگه می‌دارد. کامنت‌ها: کامنت‌ها در درک بیشتر کدها کمک می‌کنند و در صفحه وب به علت نادیده گرفتن آن‌ها توسط مرورگر دیده نمی‌شوند. بردکرامب شیوه‌نامه آبشاری صفحه وب پویا کدبندی نویسه‌ها در اچ‌تی‌ام‌ال اچ‌تی‌ام‌ال۵ پروتکل انتقال ابرمتن جاوااسکریپت اس‌جی‌ام‌ال اکس‌ام‌ال
[ "فرهنگستان زبان و ادب فارسی", "زبان انگلیسی", "سی‌اس‌اس", "کنسرسیوم وب جهان‌شمول", "صفحه وب", "زبان نشانه‌گذاری", "مرورگر وب", "پیوند", "پرونده مبتنی بر متن", "نمایان‌سازی", "زبان برنامه‌نویسی", "الگوهای آبشاری", "اس‌جی‌ام‌ال", "تیم برنرز لی", "CERN", "ابر متن", "اینترنت", "زبان نشانه گذاری", "مرورگرهای وب", "نوشتن", "CSS", "فرمان (رایانش)", "CTSS", "تعریف نوع سند", "W3C", "ISO", "IEC", "بین‌المللی", "Microsoft", "قاب", "HTML5", "اسکریپت‌نویسی", "بردکرامب", "شیوه‌نامه آبشاری", "صفحه وب پویا", "کدبندی نویسه‌ها در اچ‌تی‌ام‌ال", "اچ‌تی‌ام‌ال۵", "پروتکل انتقال ابرمتن", "جاوااسکریپت", "اکس‌ام‌ال" ]
[ "اچ‌تی‌ام‌ال", "ارتباطات فنی", "استانداردهای وب", "پسوند نام پرونده", "زبان‌های برنامه‌نویسی وب", "زبان‌های نشانه‌گذاری", "قالب‌های آزاد", "معرفی‌شده‌های ۱۹۹۰ (میلادی)", "معرفی‌شده‌های مرتبط با رایانه در ۱۹۹۰ (میلادی)", "واژگان اینترنت" ]
1,348
دشت
0
158
0
[ "جلگه" ]
false
142
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
Atardecer en los Llanos de Guárico جلگه یا دشت سرزمین پست و همواری است که از آبرفت رودها به وجود آمده‌است و به دریا یا دریاچه‌ای دائمی ختم می‌شود. به زمین مسطح و نسبتا همواری می‌گویند که معمولا بلندای کمی داشته باشد. اینگونه زمین‌ها به روش‌های گوناگون پدید می‌آیند که هر کدام بر حسب مورد نام‌گذاری می‌شوند، مانند جلگه آبرفتی و جلگه ساحلی و همچنین مسیله. گیاه طبیعی بیشتر جلگه‌های معتدله علف است که به آن علفزار می‌گویند. معمولا به جلگه‌های خشک و کم‌گیاه‌تر دشت هم می‌گویند. از جلگه‌های اصلی ایران می‌توان از جلگه خوزستان، جلگه مازندران، جلگه کرمانشاه، جلگه اصفهان، جلگه شیراز، جلگه گرگان، جلگه پاسارگاد (شهرستان پاسارگاد به مرکزیت سعادت شهر) و جلگه هلیل‌آباد نام برد. نمونه‌ای از دیگر جلگه‌های ایران عبارت‌اند از: جلگه ماژان جلگه موسی‌آباد جلگه چاه هاشم جلگه ماروسک جلگه شبانکاره جلگه سیرجان جلگه زوزن جلگه خوزستان دشت ایران جغرافیا
[ "جلگه آبرفتی", "جلگه ساحلی", "مسیله", "علفزار", "گرگان", "پاسارگاد", "هلیل‌آباد", "ماژان", "موسی‌آباد", "چاه هاشم", "ماروسک", "شبانکاره", "سیرجان", "زوزن", "خوزستان", "ایران", "جغرافیا" ]
[ "اصطلاحات زیست‌محیطی", "جغرافیا", "چمن‌زارها", "دشت‌ها", "زمین کشاورزی", "زمین‌چهرهای دامنه‌ای", "علفزارها", "مرغزارها" ]
1,350
آدولف هیتلر
1
1,212
0
[ "هیتلر", "آدولف هيتلر", "هيتلر", "آدلف هیتلر", "ادولف هیتلر", "آدلف هيتلر", "ادلف هیتلر", "ادولف هيتلر", "ادلف هيتلر", "هتلر" ]
false
720
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "آدولف هیتلر" }, { "Item1": "image", "Item2": "Bundesarchiv Bild 183-H1216-0500-002, Adolf Hitler.jpg" }, { "Item1": "caption", "Item2": "پرتره هیتلر در سال ۱۹۳۸ میلادی" }, { "Item1": "office1", "Item2": "[[پیشوای]] [[آلمان]]" }, { "Item1": "term_start1", "Item2": "۲ اوت ۱۹۳۴" }, { "Item1": "term_end1", "Item2": "۳۰ آوریل ۱۹۴۵" }, { "Item1": "predecessor1", "Item2": "[[پاول فون هیندنبورگ]] ([[رئیس‌جمهور]])" }, { "Item1": "successor1", "Item2": "[[کارل دونیتس]] ([[رئیس‌جمهور]])" }, { "Item1": "office2", "Item2": "[[صدراعظم آلمان]]" }, { "Item1": "president2", "Item2": "[[پاول فون هیندنبورگ]]" }, { "Item1": "term_start2", "Item2": "۳۰ ژانویه ۱۹۳۳" }, { "Item1": "term_end2", "Item2": "۳۰ آوریل ۱۹۴۵" }, { "Item1": "predecessor2", "Item2": "[[کورت فن شلایشر]]" }, { "Item1": "successor2", "Item2": "[[یوزف گوبلس]]" }, { "Item1": "primeminister3", "Item2": "[[فرانتس فون پاپن]][[هرمان گورینگ]]" }, { "Item1": "term_start3", "Item2": "۳۰ ژانویه ۱۹۳۳" }, { "Item1": "term_end3", "Item2": "۳۰ آوریل ۱۹۴۵" }, { "Item1": "birth_place", "Item2": "[[بران‌آئو ام این]]، [[امپراتوری اتریش - مجارستان]]" }, { "Item1": "death_place", "Item2": "[[برلین]]، [[رایش آلمان بزرگ]]" }, { "Item1": "residence", "Item2": "شهروند [[اتریش]]ی تا سال [[۱۹۲۵]]، شهروند [[آلمان]]ی پس از [[۱۹۳۲]]" }, { "Item1": "party", "Item2": "[[حزب ناسیونال‌سوسیالیست کارگران آلمان]] (حزب نازی)" }, { "Item1": "spouse", "Item2": "[[اوا براون]]" }, { "Item1": "occupation", "Item2": "سیاستمدار" }, { "Item1": "profession", "Item2": "هنرمند، سرباز، نویسنده، سیاست‌مدار، رهبر" }, { "Item1": "religion", "Item2": "[[کاتولیک]]" }, { "Item1": "signature", "Item2": "Hitler Signature2.svg" }, { "Item1": "footnotes", "Item2": "[[آلویس هیتلر]] (پدر)[[کلارا هیتلر]] (مادر)" } ], "Title": "Officeholder" }
آدولف هیتلر () (زاده ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ – درگذشته ۳۰ آوریل ۱۹۴۵) رهبر کاریزماتیک حزب ناسیونال‌سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) بود. او بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ صدر اعظم آلمان و از ۱۹۳۴ به بعد، هم‌زمان در مقام پیشوای رایش آلمان بزرگ نیز حکومت کرد. وی در یک خانواده آلمانی زبان در اتریش متولد شد. هیتلر به عنوان یک کهنه‌سرباز نشان‌دار جنگ جهانی اول در سال ۱۹۲۰ به حزب نازی پیوست. او در سال ۱۹۲۱ به ریاست آن رسید. او در نوامبر ۱۹۲۳ به خاطر شرکت در کودتایی نافرجام معروف به «کودتای آب‌جوفروشی مونیخ» به تحمل ۵ سال زندان محکوم شد. او در همین دوران کتاب نبرد من را نوشت. او پس از آزادی از زندان، با ترویج ایده‌های ملی‌گرایی، ضدکمونیستی، یهودستیزی و ایراد سخنرانی‌های پرشور بر ضد پیمان ورسای، حامیان بسیاری در کشور آلمان به‌دست . هیتلر در سال ۱۹۳۳ از سوی پاول فن هیندنبورگ به مقام صدراعظمی آلمان منصوب شد. مجموعه ارتشی-صنعتی آلمان در زمان صدارت وی توانست قوای تحلیل‌رفته این کشور را بازسازی کرده و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا در زمان خود کند. هیتلر سیاست خارجی خود را با هدف سیاست لبنسراوم دنبال نمود و یکی از دلایل نخست و عمده وقوع جنگ جهانی دوم تهاجم به لهستان در ۱۹۳۹ بود که در نتیجه، بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند؛ جنگی که بین دو قدرت نیروهای محور و نیروهای متفقین درگرفت و در طی این مدت اروپا و همچنین سایر نقاط دنیا شاهد ویرانی‌ها و تلفات بسیار بود. اگرچه در عرض سه سال، آلمان و نیروهای متحدش بیشتر مناطق اروپا، بخش‌های قابل‌توجهی از آفریقا، شرق آسیا، و اقیانوسیه را اشغال کردند، اما نیروهای متفقین از سال ۱۹۴۲ به بعد، از نیروهای آلمان نازی، پیشی گرفتند و در سال ۱۹۴۵، رایش آلمان بزرگ را از هر سو محاصره کردند. هیتلر در ۲۹ آوریل ۱۹۴۵ در روزهای پایانی نبرد برلین، با اوا براون که برای سال‌های طولانی معشوقه او بود ازدواج کرد. در ۳۰ آوریل، یعنی یک روز پس از ازدواجش، به همراه همسرش خودکشی کرد. دوران کودکی کودکی آدولف هیتلر محل تولد هیتلر، براونا آم این خانه‌ای که هیتلر نوجوانی‌اش را در آن جا گذرانده‌است، عکس در سال ۱۹۸۴ گرفته شده‌است. آدولف هیتلر حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در مسافرخانه‌ای در شهری مرزی و کوچک به نام بران‌آئو ام این در اتریش، بین مرز اتریش و امپراتوری آلمان زاده شد. پدر او آلویس هیتلر (۱۸۳۷ – ۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود. مادر هیتلر، کلارا هیتلر (زاده پولتزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش پاولا در کودکی زنده ماندند. هنگامی که هیتلر ۳ ساله بود خانواده او به ایالت باواریا در جنوب آلمان مهاجرت کردند. درسال ۱۸۹۴ خانواده هیتلر به نزدیکی شهر لینز مهاجرت کردند و تا زمان بازنشستگی پدر هیتلر در آنجا ماندند، در این دوره هیتلر به عنوان کودکی خستگی ناپذیر به بازی و درس در مدرسه‌ای نزدیک به خانه مشغول بود. برادر او ادموند بر اثر بیماری سرخک در ۲ فوریه ۱۹۰۰ درگذشت و این اتفاق تاثیری دائمی در هیتلر ایجاد کرد و اعتماد به نفس هیتلر را تا حدود بسیاری تضعیف کرد و باعث شد آدولف هیتلر کج‌خلق شود و همواره با پدر خود بحث‌های طولانی داشته باشد. روابط هیتلر با مادرش بسیار خوب و صمیمانه بود و این کاملا برعکس روابط او با پدرش بود که معمولا او را کتک می‌زد با اینکه هیتلر علاقه‌مند بود به رشته هنر بپردازد ولی پدر وی او را به مدرسه فنی فرستاد، هیتلر بعدها در کتاب نبرد من اعتراف کرد که «امیدوارم بتوانم چند سال عقب افتادگی که پدرم به من تحمیل کرد را جبران کنم». هیتلر حتی در زمینه سیاسی هم با پدر خود اختلاف داشت، پدر هیتلر فردی معتقد به امپراتوری اتریش بود اما هیتلر خود و اتریش را جزء آلمان و امپراطوری روم باستان می‌دانست. پس از مرگ پدر هیتلر در ۳ ژانویه ۱۹۰۳ وی مدرسه فنی را ترک کرد. آدولف هیتلر در کتابش نبرد من، لحنی مودبانه درباره پدرش دارد، به هر حال او اظهار می‌کرد تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشت باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین آن‌ها شده بود. جوانی محوطه قدیمی اقامت در مونیخ، نقاشی هیتلر، ۱۹۱۴ هیتلر در ۱۰ سالگی و مربوط به مدرسه او. هیتلر در تصویر دیده می‌شود:اولین ردیف از بالا، چهارمی از چپ یا راست. مطلب جالب آن است که او و ویتگنشتاین، فیلسوف مشهور اتریشی در یک مدرسه درس می‌خواندند. از سال ۱۹۰۵ به بعد هیتلر در یک پرورشگاه بوهیمی زندگی می‌کرد و مادرش را تحت حمایت خود داشت. او دوبار از موسسه هنرهای زیبای وین (۱۹۰۷-۱۹۰۸) به خاطر عدم صلاحیت در نقاشی مطرود شد. به او گفته شد که توانایی‌هایش بیشتر در زمینه معماری کاربرد دارد. وی در خاطراتش که نمایانگر مجذوبیتش به همین موضوع است می‌گوید: هدف من از این سفر بررسی گالری موزه کرت بود. اما کمی بعد از اینکه به تابلویی دقت می‌کردم متوجه می‌شدم چیز دیگریست که توجه مرا به سوی خود جلب می‌کند، و آن خود موزه بود. از صبح تا نیمه شب، توجهم از موضوعی به موضوع دیگر عوض می‌شد اما این ساختمان موزه بود که بیشترین توجه من روی آن متمرکز شده بود. بنا به سفارش رئیس آموزشگاه، وی متقاعد شد که مسیر تحصیلیش را تغییر دهد؛ ولی وی تحصیلات لازم برای معماری را نگذرانده بود: بالاخره بعد از مدتی تلاش یک مهندس شدم، بقیه راه مشکلی که در مدرسه ریشویل از دست داده بودم در اثر کوشش‌ها و تمرین‌های ده ساله تا اندازه‌ای جبران شد و هنگامی که بعد از مرگ مادرم دو مرتبه به وین آمدم این بار اقامت من چندین سال طول کشید حالت آرامش و تصمیم جدی در خود احساس کردم و کم‌کم غرور اولیه‌ام بیدار شد و مصمم شدم که خود را به جایی برسانم. در ۲۱ دسامبر ۱۹۰۷ مادرش کلارا هیتلر با یک مرگ دردناک بر اثر سرطان سینه در سن ۴۷ سالگی فوت کرد. هیتلر از طریق دادگاهی در لینز تمامی سهمش از ارث پدری خود را به خواهرش پاولا هیتلر واگذار کرد، آدولف در ۲۱ سالگی وارث ثروت یکی از عمه (خاله)هایش شد. او به عنوان یک نقاش در وین مشغول کار شد. او از روی کارت پستالها طرح می‌کشید و به کاسب‌ها و گردشگرها می‌فروخت. تا قبل از جنگ جهانی اول وی حدود ۲۰۰۰ تابلوی اینچنینی نقاشی کرد. بعد از دومین بار اخراج از موسسه هنرهای زیبا هیتلر دچار فقر مالی شدیدی شد. در ۱۹۰۹ وی به دنبال سرپناهی می‌گشت و در ۱۹۱۰ در خانه‌ای که برای کارگران فقیر در نظر گرفته شده بود سکنی گزید. مخالفت با یهود ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کاتولیک‌های اتریش داشت، وین دارای یک جامعه بزرگ یهودی، شامل بسیاری از یهودی‌های ارتدکس اروپای شرقی بود. هیتلر معتقد بود یهودیان دشمنان نژاد ژرمن و باعث بدبختی و عقب ماندگی کشورش اتریش بودند. زمانی که هیتلر در وین زندگی می‌کرد به دقت اوضاع سیاسی و رفتار احزاب مختلف را زیر نظر می‌گرفت و رفتارهای احزاب را بررسی می‌کرد. وی پس از بررسی احزاب اتریش به این نتیجه رسید که تنها حزبی می‌تواند به قدرت کامل دست یابد که بتواند تظاهرات عظیم خیابانی به نفع خود سازمان‌دهی کند و احساسات و هیجانات مردم را در اختیار بگیرد و همچنین پشتیبانی دست کم یکی از سه نیروی اصلی کشور یعنی ارتش، کلیسا یا شخص اول مملکت (رئیس‌جمهور اتریش) را با خود داشته باشد. هیتلر این تجربیات را در راه به قدرت رساندن حزب نازی به خوبی به کار گرفت. وی در کتاب خود نبرد من می‌نویسد که استدلال‌های منطقی و جملات ادیبانه نیستند که تاریخ را می‌سازند بلکه خطابه‌های تحریک‌کننده هیجانات مردم هستند که مسیر تاریخ را تعیین می‌کنند. در سال ۱۹۱۳، هیتلر از اتریش - مجارستان به مونیخ آلمان نقل مکان کرد. اما چون برای کشورش خدمت سربازی انجام نداده بود توسط پلیس مونیخ دستگیر و سپس به کشورش برگردانده شد اما هیتلر از خدمت سربازی معاف شد و توانست بار دیگر به مونیخ برگردد. جنگ جهانی اول هیتلر در ارتش آلمان، ۱۹۱۴، نشسته در سمت راست هیتلر به عنوان سرباز در جنگ جهانی اول خدمت می‌کرد. در اوت ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول آغاز و هیتلر برای لشکر باواریا داوطلب شد. او یک سرباز وظیفه فعال بود که به عنوان پیغام‌آور در فرانسه و بلژیک در معرض دید آتش دشمن خدمت کرد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر این که تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از سرجوخه ترفیع نیافت. او دوبار برای شجاعت در جنگ، نشان مدال صلیب آهنی درجه دو، در دسامبر ۱۹۱۴، و مدال صلیب آهنی درجه یک که به ندرت به سرجوخه‌ها اعطا می‌شود، در اوت ۱۹۱۸ را دریافت کرد. در مدت جنگ هیتلر یک آلمانی ملی‌گرا شد، هرچند او تا سال ۱۹۳۲ تابعیت آلمانی نداشت. او در مدت خدمت سربازی‌اش نقاشی‌های روزنامه ارتش را نیز می‌کشید اما در سال ۱۹۱۶ از ناحیه پای چپ دچار زخمی شد و مدال جانبازان را نیز دریافت کرد و پس از بهبودی دوباره به جبهه بازگشت. وقتی که مردم اعتقاد به شکست ناپذیری ارتش قدرتمند امپراطوری آلمان داشتند، اما آلمان در نوامبر سال ۱۹۱۸ در جبهه غرب تسلیم شد. هیتلر با شنیدن خبر تسلیم شدن آلمان، دچار شوک شدیدی شد. او در آن زمان به خاطر مصدومیت حمله شیمیایی به وسیله گاز خردل در بیمارستان صحرایی بود و به‌طور موقت دچار نابینایی شده بود. مانند بسیاری از میهن پرستان، ملی گرایان، او سیاستمداران غیرنظامی و یهودیان و کمونیست‌ها را در تسلیم شدن آلمان مقصر می‌دانست. پس از جنگ جهانی اول نتیجه جنگ جهانی اول برای آلمان شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پیروزمند بریتانیا و فرانسه در عهدنامه ورسای شرایطی بسیار سخت و خفت بار را به این کشور تحمیل کردند. با شکست رایش دوم در جنگ جهانی اول، در آلمان چپگرایی رشد کرده بود و کارگران و ملوانان برای ایجاد شوراها و سوسیالیسم متاثر از انقلاب روسیه پس انقلاب نوامبر۱۹۱۸ را انجام دادند، نتیجه انقلاب احزاب چپ سوسیال دموکراتها این شد که قیصر امپراتور رایش آلمان از سلطنت کناره‌گیری نمود و رایش بزرگ آلمان پایان یافت و دولت موقت سوسیال دموکرات بر سر کار آمد. در ژانویه ۱۹۱۹ تندروهای کمونیست انقلاب دیگری را علیه دولت سوسیال دموکرات انجام دادند که دولت موقت با همکاری شبه نظامیان راست افراطی آن‌ها را سرکوب و کشتار نمود. بعد از این واقعه انقلاب دوم، طی انتخابات مجلس موسسان، پس به سبک فدرالی آمریکا، جمهوری وایمار توسط سوسیال دموکراتها در آلمان تشکیل شد. پس از جنگ جهانی اول، آلمان در بحران غرق بود. در جامعه‌ای که لایه‌های گسترده مردم با بیکاری و فقر روبرو بودند هیتلر مانند بسیاری از هم نسلان خود، تسلیم آلمان را رد می‌کرد و شکست آلمان را نتیجه اتحاد یهودیان و کمونیست‌ها می‌دانست و خواهان جبران آن بود. هیتلر مرام سیاسی خود را به روشنی در کتاب نبرد من تشریح کرده‌است. فعالیت‌های سیاسی یک کپی از کارت عضویت هیتلر در حزب کارگران آلمان هیتلر و بقیه افراد عضو حزب نازی، در دسامبر سال ۱۹۳۰ این حزب از یک گروه کوچک با تمایلات ملی‌گرایی در آخرین سال‌های جنگ جهانی اول شکل گرفت. ابتدا در برمن گروهی در اوایل سال ۱۹۱۸ تحت تاثیر افکار چپ انقلاب کمونیستی کارگری روسیه که در اروپا رواج یافته بود، با نام: کمیته رایگان برای صلح کارگران آلمان اعلام موجودیت کرد. آنتون درکسلر در تاریخ ۷ مارس ۱۹۱۸ در مونیخ شعبه‌ای از این گروه را تشکیل داد. درکسلر قفل سازی ساده و از اعضای ارتش در جنگ اول جهانی بود. در تاریخ ۵ ژانویه ۱۹۱۹ درکسلر به همراه چند تن از دوستان نزدیکش و بیست کارگر دیگر از راه‌آهن مونیخ به بحث درباره ایجاد حزبی مستقل از کمیته رایگان برای صلح، بر اساس اصول سیاسی که درکسلر بیان کرد بحث کنند. این گفتگو سرانجام به تاسیس حزب انجامید. حزب کارگران آلمان، یک گروه کوچک با ۵۵ عضو بود. اما دولت سوسیال دموکرات جمهوری وایمار که فعالیت‌های حزب را مشکوک به براندازی تلقی کرده بود جاسوسانی را به درون حزب فرستاد. آدولف هیتلر که اکنون مامور اطلاعاتی ارتش بود به حزب پیوست تا از نزدیک تحولات حزب را گزارش دهد. او کم‌کم با دیدگاه‌های ملی گرایانه حزب آشنا شد. همچنین هیتلر قدرت سخنوری خوبی داشت و به یکی از سخنگوهای ماهر حزب تبدیل شده بود. در میان اعضای اولیه حزب می‌توان به رودلف هس، هانس فرانک و آلفرد روزنبرگ اشاره کرد که بعدها همگی در سمت‌های بالایی مشغول به فعالیت شدند. هیتلر اکنون جذب حزب شده بود و نه تنها مخالفتی با حزب نداشت بلکه به یکی از ستون‌های اصلی حزب تبدیل شده بود. هیتلر از سازمان اطلاعات ارتش خارج شد و به اعضای حزب پیوست او در اولین قدم تعداد افراد حزب را برای شماره‌گذاری از عدد ۵۰۰ شروع کرد بدین ترتیب اعضای حزب به جای آن که ۵۵ اعلام شود ۵۵۵ نفر اعلام شد. این اولین و بزرگترین تبلیغ برای حزب بود. حزب کارگران آلمان به وسیله یک کمیته هفت نفره اداره می‌شد. هیتلر توانست به کمیته هفت نفره راه پیدا کند. دومین اقدام هیتلر تغییر نام حزب در ۲۴ فوریه ۱۹۲۰ بود. اکنون واژه سوسیالیست "ملی" هم به نام حزب افزوده شد و بدین صورت حزب با نام حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (به اختصار: NSDP) معرفی شد. هیتلر در مراسم‌های مختلف سخنرانی می‌کرد و سخنان آتشین و ملی گرایانه او به جذب هر چه بیشتر افراد کمک بزرگی می‌کرد. هیتلر توانست درکسلر را متقاعد کند که شورای هفت نفره مدیریت حزب لغو شود؛ بنابراین هیتلر به عنوان تک رئیس جدید حزب توانست برنامه‌های خود را به خوبی اجرا کند. نخستین اقدام هیتلر پس از ریاست تشکیل گروه شبه نظامی حزب به نام اس آ بود. هیتلر در قدم بعد اعلام کرد که دو هدف کلی در حزب دارد: اولین هدف پیشرفت آلمان و دومین هدف مقابله با دشمنان درجه اول آلمان یعنی فرانسه - انگلیس و شوروی که در چنگال سرمایه یهودیان اسیر هستند. هیتلر صلیب شکسته به عنوان نمادی آریایی را به عنوان نماد حزب انتخاب کرد. در طی سال‌های ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ حزب رشد قابل توجهی داشت. حزب نازی دارای یک شاخه نظامی به نام گروه حمله اس آ بود. در راس این گروه ارنست روهم نزدیک‌ترین دوست هیتلر در حزب قرار داشت. بعدها در سال ۱۹۳۴ هیتلر به دلایلی از جمله کودتا و خشونت طلبی و همجنسگرایی، این گروه را منحل کرد و روسای آن از جمله ارنست روهم به دلیل توطئه خیانت کشته شدند. یکی از دلایل، نارضایتی ارتش از نیروی اس آ بود که روهم قصد داشت اس آ را جانشین ارتش نماید. پس از اعدام روسای اس آ، نیروی اس اس که زیر رهبری هیتلر قرار داشت و زیر مجموعه اس آ به‌شمار می‌آمد، به عنوان نیروی مستقل به فعالیت ادامه داد. کودتای مونیخ مونیخ در هنگام کودتای آب‌جوفروشی در ژانویه ۱۹۲۳، فرانسه منطقه روهر صنعتی آلمان را در پی پرداخت نشدن غرامت جنگ جهانی اول اشغال کرد. این اشغال موجب هرج و مرج شد. در همان موقع در ایالت بایرن حرکت نیرومندی برای جداسازی آن ایالت و استقرار یک حکومت کاتولیک پیرو فرانسه در جریان بود. ژنرال فن لوسوو، رئیس بایرنی ارتش دیگر از برلین دستور نمی‌گرفت و پرچم آلمان به ندرت دیده می‌شد. در نهایت نخست‌وزیر بایرن تصمیم گرفت استقلال بایرن و انشعاب آن را از آلمان اعلام کند. در چنین شرایطی که غرور ملی آلمان بار دیگر زیر پا گذاشته شده بود تعداد اعضای حزب به شدت افزایش پیدا کرد و در همین مدت ۲۰،۰۰۰ نفر تا پایان ماه نوامبر به اعضای حزب افزوده شد. در چنین شرایطی نازی‌ها تصمیم گرفتند به کمک ژنرال لودندورف در سالن آبجو مونیخ گردهمایی برپا کنند و سپس در اعتراض به وضع کنونی دست به اعتراض تظاهرات ضد حکومت سوسیال دموکراتها بزنند. هیتلر یک ضد حمله سازماندهی کرد. قرار بود که در شب ۸ نوامبر یک گردهمایی در برگربروگ (Burgerbrug) برگزار شود و نخست‌وزیر دکتر فن کار شروع به خواندن اعلامیه رسمی خود که عملا برابر بود با اعلام استقلال بایرن کند که توسط هیتلر و لودندورف بی‌نتیجه ماند. روز بعد، گردان‌های نازی خیابان را با هدف انجام یک تظاهرات گسترده به نفع اتحاد ملی اشغال کردند. انبوه جمعیت که توسط هیتلر و لودندورف هدایت می‌شدند در حال رژه رفتن بودند که ارتش به روی آن‌ها آتش گشود. این اعتراضات در نهایت ناکام ماند و ۱۶ نفر از راهپیمایان در دم کشته و دو نفر مصدوم شدند که بعدا به خاطر زخم‌هایشان در پادگان‌های محلی ارتش جان سپردند. هیتلر، لودن‌دورف و تعدادی دیگر دستگیر شدند. هیتلر با استفاده از فرصت پیش آمده در دادگاه (حضور خبرنگاران داخلی و خارجی) توانست به شهرت خود بیفزاید. وی در دادگاه به خاطر آنچه خیانت به دولت و ملت خوانده شد در مارس ۱۹۲۴ محاکمه و به ۵ سال حبس محکوم شد. در این مدت بود که هیتلر کتاب نبرد من را نوشت و حزب نازی در جریان این فعالیت‌ها ممنوع اعلام شد. آدولف هیتلر پس از شش ماه عفو مشروط گرفت و آزاد شد. پس از آزادی دوباره اقدام به تجدید سازمان کرد. اما متعهد شد که گروه شبه نظامی حزب را منحل کند و اقدامی علیه دولت وقت انجام ندهد. البته هیتلر با کمک هاینریش هیملر، اس‌اس را در آوریل ۱۹۲۵ تاسیس کردند و همچنین تمرکز بیشتری در جذب زنان در حزب گرفتند همچنین شعار معروف حزب به نام سلام هیتلر (Heil Hitler) نیز در همین سال تصویب شد. انتصاب به عنوان صدراعظم آلمان هیتلر و پاول فون هیندنبورگ استقبال مردم از به مقام صدر اعظم رسیدن هیتلر. هیتلر در قسمت پنجره صدارت عظمای رایش استاده است. عکس درست مربوط به شب به قدرت رسیدن هیتلر یعنی ۳۰ ژانویه سال ۱۹۳۳ است. در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۲ انتخابات مجلس رایشتاگ صورت گرفت و حزب نازی ۳۷،۴٪ کل آرا را به خویش اختصاص داد و به بزرگترین حزب رایشتاگ تبدیل شد و به اکثریت سوسیال دموکراتهای لیبرال پایان داد. در سوی دیگر مجموع آرای حزب نازی و حزب کمونیست آلمان ۵۲٪ کل آرا را تشکیل می‌داد و این اکثریت هرگز موفق به همکاری مناسب با هم نشدند. پس از آن هیتلر در سال ۱۹۳۲ تصمیم گرفت در انتخابات ریاست جمهوری آلمان شرکت کند. رقیب اصلی و قدرتمند وی ژنرال هیندنبورگ بود که یک ملی‌گرا و فرمانده نظامی جنگ اول جهانی و مورد احترام اکثر احزاب و مردم آلمان بود. در دور نخست هیتلر نزدیک به یک سوم آرا را از آن خود کرد و هیندنبورگ نیمی از آرا را بدست آورد. در دور دوم، هیتلر با بدست آوردن ۳۷ در صد آرا باز هم شکست خورد و هیندنبورگ به عنوان رئیس‌جمهور ملی گرا انتخاب شد. کشمکش بر سر انتخاب صدراعظم در رایشتاگ سال ۱۹۳۲ ادامه داشت. رئیس‌جمهور هیندنبورگ به خوبی می‌دانست که دیگر احزاب لیبرال وابسته به آمریکا هیچ قدرتی در رایشتاگ ندارند و تنها احزاب قدرتمند نازی‌های ملی‌گرا و حزب کمونیست آلمان هستند که در مجموع بیش از ۵۰٪ از کل مجلس را به خود اختصاص داده‌اند. در ابتدا تمام محافل سیاسی گمان می‌کردند فرانتس فون پیپن عضو حزب کمونیسم آلمان از طرف رئیس‌جمهور به عنوان صدراعظم معرفی شود اما رئیس‌جمهور هیندنبرگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر ملی گرا را به عنوان رهبر حزب اکثریت رایشتاگ به عنوان صدر اعظم نخست‌وزیر و مسئول تشکیل کابینه وزرا معرفی کرد. هیتلر به دلیل مخالفت شدید با اتحادیه‌های کارگری و مارکسیستها، مورد توجه و حمایت سرمایه داران صاحبان صنایع بزرگ آلمان (مانند تیسن صاحب شرکت فولاد تیسن) قرار گرفت و سیل کمک‌های نقدی به صندوق حزب او سرازیر شد. رایش آلمان بزرگ (آلمان نازی) هیتلر در مراسم کلنگ زنی اتوبان رایش از فرانکفورت به مانهایم، در ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۳، به منظور ریشه کنی بیکاری هیتلر و پاول فون هیندنبورگ در ۲۱ مارچ ۱۹۳۳ هیتلر در ۱۹۳۳ رایش آلمان بزرگ یا آلمان نازی به حکومت آلمان در دوران بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ اطلاق می‌شود که دولت آدولف هیتلر تا سال ۱۹۴۵ میلادی در آن کشور در راس حکومت بود. در این دوران، کشور آلمان تحت حکومت حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان به رهبری آدولف هیتلر به عنوان صدراعظم بود. وی از سال ۱۹۳۴ رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان شد. تا سال ۱۹۲۸ حزب نازی تنها ۱۲ کرسی در مجلس ملی آلمان داشت که با عمیق شدن بحران‌های اقتصادی و سیاسی توانست تا سال ۱۹۳۲ بیش از ۲۳۰ کرسی در مجلس ملی آلمان به دست آورد، حدود ۴۰ درصد مجلس و این تعداد کرسی حزب نازی را به بزرگترین حزب مجلس ملی تبدیل کرد. رئیس‌جمهور هیندنبورگ در تاریخ ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر را به عنوان صدراعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کرد. هیتلر توانست با همراه کردن برخی احزاب کابینه ائتلافی خود را تشکیل دهد. در جریان آتش گرفتن رایشستاگ (مجلس ملی) هیتلر توانست بزرگترین رقیب خود حزب کمونیست آلمان را از صحنه خارج کند و این اولین قدم برای تک حزبی کردن آلمان بود. در ماه مارس ۱۹۳۳ حزب نازی توانست قانونی را در مجلس تصویب کند که به موجب آن اختیارات بالایی به نخست‌وزیر داده می‌شد تا در طول ۴ سال قانون اساسی آلمان اصلاح شود، این فرصت چهار ساله اجازه می‌داد برنامه‌های حزب نازی به خوبی و به صورت کامل اجرا شود احزاب دیگر در مجلس ملی آلمان مخالف این قانون بودند و پس از مخالفت یک به یک از صحنه سیاسی آلمان حذف می‌شدند تا اینکه در ۱۴ ژوئیه ۱۹۳۳ آلمان رسما یک کشور تک حزبی اعلام شد. پس از آن، گام‌های بعدی در تشکیل رایش برداشته شد و در قدم بعدی پرچم با نشان صلیب شکسته در کنار پرچم جمهوری وایمار برافراشته شد و در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۴ به دستور رئیس‌جمهور پاول فون هیندنبورگ، صدراعظم هیتلر موظف شد اختیارات ایالت‌های آلمان را تا حد ممکن کم و اختیارات برخی از ایالات‌ها نیز به‌طور کامل زیر نظر برلین قرار دهد، این کار مغایر سیستم تحمیلی فدرالی در جمهوری وایمار بود. هنگامی که در ژوئن ۱۹۳۴ خبرنگار انگلیسی در برلین از آدولف هیتلر در خصوص تغییرات بسیار در آلمان سوال کرد وی این‌گونه پاسخ داد: در سال ۱۹۳۴ رئیس جمهور پیر کهنسال هیندنبورگ درگذشت. مجلس رایسشتاگ با اکثریت آرا هیتلر را علاوه بر صدراعظمی به مقام ریاست جمهوری و پیشوای آلمان برگزید. آنشلوس (الحاق اتریش) برگه رفراندم برای الحاق به آلمان که گزینه آری با دایره بزرگ در مرکز مشخص شده‌است علاقه به وحدت با آلمان پس از جنگ جهانی اول در مردم اتریش بسیار قوی بود. هیتلر عقیده داشت اتریش (میهن وی) جز جدایی نا پذیر آلمان است و با استفاده از رفراندم توانست اتریش رادر سال ۱۹۳۸ پیوست آلمان کند. موفقیت هیتلر در الحاق اتریش به رایش آلمان، بدون خون‌ریزی و واکنش منفعلانه دولتهای پیروز جنگ اول در مقابل وی موجب افزایش محبوبیت و قدرت هیتلر در آلمان شد. به دلیل این که واژه آلمانی آنشلوس (به معنی پیوست) در هنگام وقوع این رخداد، بسیار در مطبوعات اروپا مورد استفاده قرار می‌گرفت این رخداد به نام آنشلوس معروف است. اقتصاد رژه نازی‌ها در نوامبر ۱۹۳۵ اقتصاد رایش آلمان بزرگ را نه می‌توان مانند شوروی یک اقتصاد کاملا سوسیالیستی دانست و نه می‌توان آن را مانند آمریکا یک اقتصاد سرمایه داری دانست. اقتصاد آلمان در تئوری به دنبال یک سیستم سوسیالیستی بود اما از سرمایه‌گذاری خصوصی در چهارچوب خواسته‌های دولت نیز پشتیبانی می‌کرد. زمانی که نازی‌ها به قدرت رسیدند نرخ بیکاری حدود ۳۰٪ بود که از همان ابتدای تشکیل کابینه توسط هیتلر وی یالمار شاخت را ابتدا به عنوان رئیس رایش بانک و سپس به عنوان وزیر اقتصاد انتخاب کرد. در سال ۱۹۳۷ هرمان گورینگ به جای یالمار شاخت به عنوان وزیر اقتصاد معرفی شد. پس از آغاز جنگ هنوز یک سال تا پایان دوره چهار ساله نخست (۱۹۴۰) باقی‌مانده بود اما سیاست‌های اقتصادی آلمان به سیاست‌های اقتصاد جنگی تغییر پیدا کرد و آلبرت اشپیر جایگزین هرمان گورینگ شد در این مدت آلمان به شدت کمبود نیروی کار را احساس می‌کرد و در بسیاری از کارخانه‌ها مجبور شد از اسیران جنگی برای کار اجباری استفاده کند. تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره هیتلر در سال ۱۹۳۷ در ماه مارس ۱۹۳۳ بیانیه‌ای مهم توسط دولت هیتلر منتشر شد که موضوع آن الحاق اتریش و بازگرداندن مستعمرات از دست رفته در آفریقا بود. پس از انتشار این بیانیه جنگ‌های لفظی میان کشورهای اروپایی شدت گرفت و پس از آن برای حل بن‌بست سیاسی حاکم در اروپا کنفرانس خلع سلاح جهانی در ژنو تشکیل شد، نخست‌وزیر انگلستان رمزی مک دونالد طرحی را مطرح کرد که تمامی طرف‌ها از جمله آلمان و فرانسه نیز آن را مثبت ارزیابی کردند، این طرح مشکل اشغال راینلند توسط ارتش فرانسه را به خوبی برطرف کرد. در ماه مه ۱۹۳۳ هیتلر دیداری با سفیر آلمان در شوروی داشت، وی به سفیر آلمان تاکید کرد که تمام تلاش خود را در جهت بهبود روابط آلمان و شوروی انجام دهد، هیتلر معتقد بود برای اجرای طرح نفوذ آلمان در شرق اروپا به شوروی نیاز دارد و حذف کشور جعلی لهستان در واقع به معنی حذف همیشگی معاهده ورسای است. هیتلر در سخنرانی‌هایی در ۱۷ مه ۱۹۳۳ و ۲۱ مه ۱۹۳۵ و همچنین ۷ مارس ۱۹۳۶ بر صلح طلبی و تمایل بر کار در سیستم بین‌المللی تاکید کرد. پس از آن هیتلر در پی برقراری روابط با انگلستان بود و در همین چارچوب دیداری با سفیر بریتانیا در برلین صورت گرفت و سفیر انگلستان تمایل کشورش به گسترش ارتش آلمان تا ۳۰۰،۰۰۰ را اعلام کرد از طرف دیگر آلمان مذاکرات محرمانه‌ای با لهستان ترتیب داد و هیتلر به آرامی معاهده ورسای را کنار زد و ارتش آلمان را به ۶۰۰،۰۰۰ نفر افزایش داد و نیروی هوایی و نیروی دریایی آلمان را دوباره تشکیل داد، در واکنش به این تصمیم هیتلر انگلستان، فرانسه، ایتالیا و جامعه ملل این اقدامات را محکوم کردند. پس از موج محکومیت‌ها هیتلر اعلام کرد که آلمان در پی صلح و دفاع از خود است و توانست بار دیگر مذاکراتی با انگلستان ترتیب دهد. در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۳۵ قراردادی نظامی در حوزه نیروی دریایی بین آلمان و انگلستان منعقد شد این قرار داد بدون توجه به خواست «جامعه ملل» و حضور فرانسه و ایتالیا و در جهت تضعیف پیمان ورسای گام بزرگی تلقی می‌شد. راهبرد هیتلر برای غلبه بر مخالفتهای قدرتهای بزرگ اروپایی با تسلیح مجدد آلمان (که بر اساس معاهده ورسای به شدت محدود شده بود) نخست اجرای نمایشهای سیاسی نشان دهنده صلح طلبی (مانند پیشنهاد خلع سلاح کلی به اروپا) و سپس سعی در انجام مذاکرات دو جانبه با تک تک دولتهای اروپایی (به صورت جداگانه) بود. وی از طریق این مذاکرات قصد داشت از اتحاد بین مخالفینش جلوگیری کند. این راهبرد به ویژه درباره لهستان بسیار موفق بود و مانع از عکس العمل موثر انگلیس و فرانسه در حمایت از لهستان شد. پیمان ضد کمونیسم آدولف هیتلر با بنیتو موسولینی هیتلر و موسولینی در ۱۹۳۹ در مونیخ. سخنرانی در مجلس آلمان ترس از ایجاد جنگی نوین در اروپا در روابط بین کشورها اثر کرده بود، پس از الحاق اتریش و قدرت‌گیری مجدد آلمان تحت حکومت آدولف هیتلر، ایتالیا به رهبری بنیتو موسولینی که تمایلات ملی گرایانه داشت از هم پیمان قدیمی خود انگلستان جدا شده و به آلمان متمایل شد. در تاریخ ۲۵ نوامبر ۱۹۳۶ آلمان و ژاپن پیمان مبنی بر پیمان ضد کمونیسم منعقد کردند و ایتالیا نیز به این پیمان پیوست در همین زمان دعوت نامه‌های نیز برای انگلستان، چین و لهستان فرستاده شد که همگی آن‌ها پاسخ منفی به این دعوت نامه دادند. هیتلر در جهت جلب نظر چین به پیوستن به پیمان ضد کمونیسم درخواست ژاپن مبنی بر متوقف کردن ارسال محموله‌ها و کمک‌های نظامی به چین را رد کرد، هدف اصلی هیتلر احیای صنعت نظامی آلمان بود و صادرات فروش اسلحه و فناوری‌های نظامی به چین کمک شایانی بود، اما پس از پیوستن ژاپن به این پیمان رویکرد آلمان نسبت به روابط چین و ژاپن تغییر کرد و این بار سیل کمک‌های صادراتی آلمان به ژاپن فرستاده شد. پس از آنکه انگلستان از پیوستن به پیمان ضد کمونیسم سر باز زد روابط آلمان و انگلستان تضعیف شد. هیتلر از طریق سوئیس بارها دخالت‌های انگلستان در روابط آلمان با همسایگانش به خصوص لهستان را دخالت در امور آلمان نامید و آن را محکوم کرد و به مسئولان انگلستان گوش زد کرد. هیتلر و موسولینی بدست آوردن موفقیت‌های جالب توجه در سیاست خارجی، یکی از مهم‌ترین علایق هیتلر بود. وی در ابتدای به قدرت رسیدن، مهم‌ترین هدف خود را پس از تثبیت قدرت حزب نازی در دولت آلمان، خنثی کردن محدودیتهای پیمان ورسای می‌دانست. این پیمان آلمان را ملزم به محدود کردن نیروی نظامی و تسلیحات می‌کرد. هیتلر برای شروع مسلح کردن آلمان بدون درگیر شدن در جنگی جدید چند روش را به صورت هم‌زمان به کار گرفت. وی برای تسکین نگرانی شدید اعلام کرد آلمان به دنبال تسلیح مجدد نیست و دولت وی خواستار خلع سلاح جهانی است و در صورت خلع سلاح همسایگان آلمان، وی نیز حاضر است سلاح‌های تهاجمی کشورش را از میان ببرد. در مرحله بعدی برای تضعیف وضعیت جامعه ملل و کنفرانس خلع سلاح و نیز برای جدا کردن متحدین از یکدیگر کشورهای همسایه را دعوت به مذاکرات دو جانبه برای حل اختلافات می‌کرد. نخستین موفقیت وی در این زمینه توافق دو جانبه با لهستان بدون دخالت فرانسه بود که در نهایت موجب سستی فرانسه در حمایت نظامی از لهستان شد. جنگ جهانی دوم ماه اکتبر سال ۱۹۳۹ و پس از تهاجم آلمان به لهستان جلسه توجیهی ارتش آلمان در پولتاوا، ۱ ژوئن سال ۱۹۴۲ دیدار هیتلر و نخست‌وزیر ژاپن ماتسواوکا یوسوکه در مارس ۱۹۴۱ در برلین. پشت سرشان وزیر خارجه آلمان یواخیم فون ریبنتروپ. شهر آزاد دانتسیگ قبل از جنگ جهانی اول شهری در ایالت پروس غربی و متعلق به کشور آلمان بود. پس از جنگ جهانی اول و تشکیل کشور لهستان روی اراضی آلمان و روسیه، این شهر بندری به عنوان «شهر آزاد» اعلام شده و مالکیت اداره آن توسط متفقین به لهستان واگذار شد. پس از این تحولات ایالت پروس شرقی از اراضی آلمان جدا شد و تنها راه ارتباطی با آن ایالت از طریق هوایی یا دریایی امکان داشت. از طرف دیگر انگلستان متحد و تضمین‌کننده امنیت لهستان بود. دولت هیتلر لغو پیمان ورسای و برگرداندن سرزمین‌های جدا شده از نژاد ژرمن امپراتوری آلمان و امپراتوری اتریش-مجارستان را به عنوان بزرگترین هدف خود به مردم اعلام کرده‌بود. هیتلر که ابتدا اتریش را ملحق کرده بود، سپس به بهانه اراضی سودتنلند، کشور چکسلواکی را ضمیمه خاک آلمان کرد. برای اراضی لهستان جعلی هم در گام نخست دولت هیتلر از طریق مذاکرات، تصمیم به باز پس‌گیری مناطق جدا شده به خصوص شهر و منطقه دانتسزیگ گرفت که با مخالفت شدید لهستان مواجه شد و این تنش سیاسی باعث سردی روابط دو کشور شد. پس از آنکه رایش آلمان بزرگ موفق شد قرارداد عدم جنگ را با روسیهشوروی منعقد کند در تاریخ ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ و پس از چند ماه تنش سیاسی به نیمه غربی لهستان حمله کرد و شوروی نیز پس از آلمان در ۱۷ سپتامبر از شرق به لهستان حمله کرد و این آغاز جنگ در اروپا بود. پس از آنکه لهستان توسط رایش آلمان بزرگ و شوروی اشغال شد هیتلر در سخنرانی در شهر دانتزیگ در سپتامبر ۱۹۳۹ اعلام کرد: کشورهای انگلستان و فرانسه در حمایت از لهستان به آلمان اعلان جنگ داده و حمله نظامی نمودند. ارتش آلمان نازی با استفاده از نیروی هوایی و قدرت زرهی و روش حمله برق آسا، کشورهای اسکاندیناوی را اشغال کرد. سپس از مسیر اشغال بلژیک و جنگل آردن، به فرانسه حمله کرد و در ظرف یک ماه، فرانسه را در ۱۹۴۰ اشغال کرد. حتی نیروی زمینی اعزامی از انگلستان را در جریان نبرد دانکرک، مجبور به فرار کرد. در ۱۹۴۰ میلادی، محاصره دریایی جزیره انگلستان و نبرد هوایی بین آلمان و انگلستان در اوج بود. حکومت انگلستان به منظور کاهش فشار بر روی خود، اقدام به درگیر کردن نیروهای محور در بالکان، مدیترانه و شمال آفریقا کرد. آلمان نازی برای کمک به ایتالیا، در سرزمین‌های واقع در شمال آفریقا نیز درگیر جنگ با نیروهای محور شد. در جنوب اروپا در آوریل ۱۹۴۱ آلمان توانست با تهاجم به یونان و تهاجم به یوگسلاوی، یونان و یوگسلاوی را به اشغال درآورد. آلمان نازی که شمال، غرب و جنوب اروپا را فتح کرده‌بود، در تابستان ۱۹۴۱ به شوروی حمله پیشدستانه کرد. آلمان نازی، تا یکسال بعد نیز فتوحات وسیعی داشت، اما اتحاد انگلستان با شوروی و ارسال کمک از طریق ایران در تابستان ۱۹۴۱ سبب مقاومت روس‌ها و ضدحملات قدرت‌مندانه آن‌ها در اواخر ۱۹۴۲ میلادی در جبهه شرق اروپا شد. آوردن آمریکا به جنگ توسط انگلیس، که ابتدا به صورت کمک‌های ناوگان دریایی آمریکا به انگلستان و سپس حضور نظامی آمریکا در جبهه شمال آفریقا، جنوب ایتالیا و جبهه غرب اروپا فرانسه بود، همراه با نیروی هوایی سهمگین آمریکا، دوران پر فروغ آلمان نازی به پایان رسید. آلمان‌ها در سه جبهه در سال‌های ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴ میلادی، متحمل ضربات سنگینی شدند. این سه جبهه عبارت بودند از: جبهه شوروی، جبهه فرانسه و جبهه ایتالیا. از اوایل سال ۱۹۴۵ میلادی، ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین اصلی آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت آلمان نازی پیشروی کردند. در آوریل ۱۹۴۵ میلادی ارتش سرخ، شهر برلین را محاصره کرد و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. بسیاری از تحلیل‌گران، اتحاد انگلیس با شوروی کمونیستی و آوردن آمریکا را بزرگترین پیروزی سیاسی و نظامی وینستون چرچیل توصیف می‌کنند. شاید اگر این اتحادها صورت نمی‌گرفت اکنون انگلستان یکی از ایالت‌های آلمان نازی بود. اما هیتلر متحدان قدرتمندی نداشت. ایتالیای موسولینی ضعیف بود، رومانی هم اصلا قدرتی نداشت و ژاپن هم در شرق آسیا درگیر بود. نداشتن منابع انرژی برای آلمان نازی، هم یکی دیگر از بزرگترین مشکلات هیتلر بود، هیتلر نتوانسته بود به نفت خاورمیانه و قفقاز دست پیدا کند بنابراین ماشین جنگی آلمان نازی از کار افتاد. رابطه با اعراب محمد امین الحسینی در حال مذاکره با آدولف هیتلر - برلین ۱۹۴۱ محمد امین الحسینی مفتی اعظم بیت‌المقدس در سفر به برلین در سال ۱۹۴۱ در آغاز جنگ جهانی دوم با هیتلر درباره حل مسئله مهاجرت یهودیان به خاورمیانه و مقابله با صهیونیسم گفتگو کرد. آلمان نازی، یهودیان را به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاد و در عوض شیخ امین الحسینی در بهار ۱۹۴۱ در بالکان یوگسلاوی با تجهیز مسلمانان بوسنی در قالب لشکر لشکر خنجر، به آلمان نازی در شکست اسلاوهای صربستان کمک شایانی نمود. هولوکاست فتح پاریس در ۱۹۴۰. هیتلر کنار آرنو برکر و آلبرت اشپیر در دیدار از برج ایفل. فرانسه قدرتمندترین کشور آن زمان تسلیم آلمان شد که پیروزی عظیمی بود که فقط قابل قیاس با تسلیم دوباره به انگلیسی هاست. پیروزی آلمان بر فرانسه باعث وحشت همه کشورها شد. مقابله احیانا کشتار سیستماتیک و با روش معین شاید حدود شش میلیون نفر از مردان، زنان و کودکان یهودی و همین‌طور میلیون‌ها انسان دیگر از جمله کمونیستها، همجنس‌گرایان، عقب‌ماندگان ذهنی، اسیران جنگی شوروی، بیماران روانی، به دست نازیها، هولوکاست نامیده می‌شود. پس از جنگ جهانی کتاب‌ها و آثار هنری بسیاری در حوزه‌های مختلف هنر به این موضوع مشکوک پرداخته و امروزه هولوکاست به عنوان نمادی از شر مطلق تبلیغ می‌شود و با وجود گذشت زمان، علاقه به تحقیق درباره این واقعه افزون گشته‌است. مراسم روزهای یادآوری و محکومیت آن هر ساله در بعضی کشورها برگزار می‌شود. با آنکه یهودیان اروپا و علی‌الخصوص آلمان بدست هیتلر و ارتش تابع او که ارتش کشور آلمان بود به بیگاری در اردوگاه‌های کار اجباری مجبور شدند. در مسیر شکست حمله پیشدستانه آلمان به شوروی در ابتدای تیرماه ۱۹۴۱ در آغاز برق‌آسا بود و پیروزی‌های بسیار چشمگیری در بالتیک و اوکراین را برای نازی‌ها به دست آورد ولی در پاییز با آغاز سرمای روسیه، ورق برگشت. سازمان هواشناسی آلمان زمستان بسیار سردی را پیش‌بینی نکرده بود ولی در عمل چنین شد، زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود. آلمان پشت دروازه مسکو زمینگیر شد. همچنین استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای شرقی سیبریایی شوروی را به جبهه غربی مقابل آلمان کشاند. همچنین حمله متفقین به ایران و اشغالش در شهریور ۱۹۴۱ نیز آذوقه و سوخت و مهمات و جنگ‌افزار غربی‌ها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را با راه‌آهن سراسری ایران به روسها رساند. یکسال بعد شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت نهایتا فرماندهان آلمانی در ابتدای ۱۹۴۳ تسلیم شدند و روسها در موضع هجومی به سوی آلمان پیشروی کردند. در غرب نیز نیروی‌های آمریکایی و بریتانیایی و تنی چند از نیروهای فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی (D-Day) در ۱۹۴۴ در سواحل نورماندی در شمال فرانسه پیاده شدند و بسوی آلمان پیشروی کردند، هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد. شکست نظامی و خودکشی اعلام مرگ هیتلر پیش از پایان جنگ جهانی دوم گفته می‌شود آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت. هیتلر ۳۶ ساعت قبل از مرگش با معشوقه خود، اوا براون که از زمان شروع فعالیت در حزب نازی با او در یک عکاسی که مشتری آنجا بود آشنا شده بود پیمان زناشویی بست و با اینکه خبر نفوذ نیروهای متفقین تایید شده بود، هیتلر در آخرین ساعات عمرش با اوا براون ازدواج کرد و هنگام خودکشی نیز اوا همراه وی هم‌زمان دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند. پیکر بی‌جان آن دو را دکتر گوبلز و سایرین که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر سوزاندند.. هیتلر هیچگاه نمی‌خواست همانند موسولینی به اسارت متفقین درآید. وی در آخرین ساعات پیش از مرگ وصیتنامه‌ای از خود برجای گذاشت. هنوز گروهی از طرفدارانش معتقد به خروج وی از آلمان هستند. سوءقصدها به هیتلر بمب‌گذاری در سالن آب‌جوفروشی ۹ روز پس از شروع جنگ دوم جهانی آدولف هیتلر در عصر روز ۸ نوامبر به مونیخ رفت تا در سالگرد انقلاب نازی‌ها برای هواداران حزب نازی در مونیخ سخنرانی کند. با این حال او با توجه به جنگ با لهستان ترجیح داد هرچه زودتر به برلین بازگردد. هیتلر با وجود آن که به مونیخ رفت به فاصله کوتاهی پس از ورود به این شهر درصدد بازگشت به برلین برآمد اما اوضاع بد جوی مانع از بازگشت او به پایتخت شد. با توجه به این شرایط بود که هیتلر تصمیم گرفت با کوتاه کردن نطقش با یکی از قطارهای شبانگاهی به برلین بازگردد. این تغییر برنامه باعث شد وی نطق خود را زودتر از زمان تعیین شده یعنی ساعت ۹ شب به پایان برده و راهی ایستگاه مرکزی راه‌آهن شود. او بلافاصله پس از سخنرانی‌اش در سالن آب‌جوفروشی که تظاهرات از آنجا شروع شده بود محل را ترک کرد و به همراه محافظانش راهی ایستگاه قطار برلین شد. تنها ۱۳ دقیقه پس از خروج آدولف هیتلر از سالن انفجار مهیبی در سالن آب‌جوفروشی مونیخ به وقوع پیوست که در آن ۸۰ تن کشته و ۶۳ نفر زخمی شد و هیتلر از توطئه ترور جان سالم به در برد. بمب توسط نجاری به نام گئورگ السر کار گذاشته شده بود، گئورگ السر نجاری از اهالی جنوب باختری آلمان با گرایش‌های کمونیستی بود. وی هیچگاه در آلمان پس از جنگ به چهره‌ای محبوب تبدیل نشد. نازی‌ها برای سال‌ها تاکید داشتند السر طرح چنین تروری را به تنهایی انجام نداده بود و او در واقع دست نشانده سرویس اطلاعاتی بریتانیا است. السر تنها چند ساعت پس از این اقدام ناکام در حالی که سعی داشت به سوئیس فرار کند در مرز دستگیر شد. فرمان مرگ السر در ۴ آوریل سال ۱۹۴۵ توسط آدولف هیتلر صادر و حکم در همان روز اجرا شد. عملیات والکری آشیانه گرگ پس از انفجار. در ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۴ به عنوان بخشی از عملیات افسانه شمال در آشیانه گرگ محل اقامت زیرزمینی هیتلر بمبگذاری انجام شد. اما هیتلر کشته نشد و تنها دچار صدمه‌ای سطحی شد. این مهم‌ترین سوء قصدی بود که نسبت به جان هیتلر انجام گرفت. طراحان این عملیات تعدادی از افسران و ژنرال‌های عالیرتبه ارتش آلمان بودند. سران آن‌ها اعدام و بعضی وادار به خودکشی شدند. این ترور هولناک باعث بدبینی سوظن شدید هیتلر به ارتش شد. زندگی شخصی اوا براون در حالی که قلاده سگ محبوبش به نام بلاندی را در دست دارد. اوا براون، معشوقه آدولف هیتلر و برای مدتی کوتاه همسر او بود. آدولف هیتلر، از مشروبات الکلی استفاده نمی‌کرد و سیگار نمی‌کشید. او هم‌چنین گیاه‌خوار بود و از خوردن غذاهای حاوی گوشت حیوانات پرهیز می‌کرد. آدولف هیتلر به موسیقی ریشارد واگنر، آهنگساز آلمانی «عشق می‌ورزید». هیتلر مخالف زنده‌شکافی بود. (رایش آلمان اولین کشوری بود که این کار را ممنوع کرد) هیتلر با مشاهده آزار حیوانات اندوهگین می‌شد. از آن‌جایی که محل سکونت رسمی آدولف هیتلر شهر مونیخ بود، پس از خودکشی تمام درآمدها و اموال او از جمله حقوق معنوی کتاب نبرد من در آلمان، به دولت ایالتی بایرن تعلق گرفت. میراث خودروی شخصی هیتلر در نمایشگاه جنگ کانادا خارج از ساختمان زادگاه هیتلر در -براونا-آم-این در اتریش- نوشته‌های حکاکی‌شده این نشان سنگی، یادآور وحشت جنگ جهانی دوم و بانی آن آدولف هیتلر است. از هنگام مرگ آدولف هیتلر کتاب‌های بسیاری درباره او به‌ویژه با شروع هزاره جدید نگاشته شده. برخلاف جنگ جهانی اول که دولتمردان و حکام مختلفی مسئول شروع آن شناخته شده‌اند، هیتلر به‌طور عمده و به تنهایی مسبب آغاز جنگ جهانی دوم معرفی می‌شود. نمایش صلیب شکسته نازی یا دیگر نمادهای نازی در آلمان ممنوع است. با وجود محکومیتی که توسط بسیاری از شخصیت‌های ملی علیه هیتلر صورت گرفت، نمونه‌هایی از افرادی که به میراث هیتلر الفاظی بی‌طرفانه نسبت داده‌اند یا به طرفداری از آن برخاسته‌اند نیز به ویژه در جنوب آمریکا و بخش‌هایی از آسیا وجود داشته‌است. در سال ۱۹۵۳، رئیس‌جمهور پیشین مصر انور سادات نوشتاری مبنی بر طرفداری از هیتلر به رشته تحریر درآورده‌است. لوییس فراخان به او نسبت «مرد بسیار بزرگ» داده‌بود. بال تاکرای (Bal Thackeray) رهبر جناح راست حزب شیو سنا (Shiv Sena)، در ایالت مهاراشترای هند در سال ۱۹۹۵ نشان داد که یکی از تحسین‌کننده‌های هیتلر است. لئون دگرله فرمانده لژیون اس اس در بلژیک در کتابی که در سال ۱۹۸۵ از وی به چاپ رسید، مدعی شد که نفرت موجود علیه هیتلر توسط سرمایه‌داران و مطبوعات خلق شده و علت آن را مسیر حرکت هیتلر در برخورد با «مصالح سرمایه‌داری کلان» دانست. خارج از زادگاه هیتلر -براونا-آم-این در اتریش- نشان سنگی حکاکی شده‌ای وجود دارد با این مضمون: که ترجمه آزاد آن اینچنین است: شرکت خودروسازی فولکس‌واگن به دستور هیتلر در سال ۱۹۳۰ بنا شده‌است. او خواست تا، «خودرویی برای مردم» ساخته بشود؛ که فولکس‌واگن در زبان آلمانی به معنای خودروی مردم است. او از دکتر فردیناند پورشه تقاضا کرد که خودرویی بسازد که عموم مردم قدرت خرید آن را داشته باشند. خانواده هیتلر تبارنامه آدولف هیتلر اوا براون، همسر آلویس هیتلر، پدر کلارا هیتلر، مادر پاولا هیتلر، خواهر آلویس هیتلر (پسر)، برادر ناتنی بریجت داولینگ، زن برادر ویلیام پاتریک هیتلر، برادر زاده آنگلا هیتلر راوبل، خواهر ناتنی گلی راوبال، خواهر زاده ماریا شیکل گروبر، مادر بزرگ یوهان گئورگ هیدلر، پدربزرگ احتمالی یوهان نپوموک هیدلر، جد پدری، عموی بزرگ احتمالی و شاید جد درست پدری خاستگاه نام هیتلر دو نظریه درباره خاستگاه نام «هیتلر» وجود دارد: (۱) در آلمانی هاتلر و مشابه آن، «کسی که در کلبه زندگی می‌کند». (۲) در اسلاوی هایدلر و هایدلرک و مشابه آن
[ "پیشوا (لقب)", "آلمان", "پاول فون هیندنبورگ", "رئیس‌جمهور آلمان", "کارل دونیتس", "صدراعظم آلمان", "کورت فن شلایشر", "یوزف گوبلس", "فرانتس فون پاپن", "هرمان گورینگ", "بران‌آئو ام این", "امپراتوری اتریش - مجارستان", "برلین", "آلمان نازی", "اتریش", "۱۹۲۵ (میلادی)", "۱۹۳۲ (میلادی)", "حزب ناسیونال‌سوسیالیست کارگران آلمان", "اوا براون", "کاتولیک", "آلویس هیتلر", "کلارا هیتلر", "۲۰ آوریل", "۱۸۸۹ (میلادی)", "۳۰ آوریل", "۱۹۴۵ (میلادی)", "کاریزماتیک", "صدر اعظم آلمان", "جنگ جهانی اول", "حزب نازی", "کودتای مونیخ", "نبرد من", "ملی‌گرایی", "کمونیستی", "یهودستیزی", "پیمان ورسای", "پاول فن هیندنبورگ", "اروپا", "سیاست لبنسراوم", "جنگ جهانی دوم", "لهستان", "بریتانیا", "فرانسه", "نیروهای محور", "نیروهای متفقین", "آفریقا", "آسیا", "اقیانوسیه", "نبرد برلین", "مرگ هیتلر", "شهر", "امپراتوری آلمان", "۱۸۳۷ (میلادی)", "۱۹۰۳ (میلادی)", "مادر", "پاولا هیتلر", "باواریا", "جنوب", "۱۸۹۴ (میلادی)", "سرخک", "۲ فوریه", "۱۹۰۰ (میلادی)", "امپراتوری اتریش", "امپراطوری روم", "۳ ژانویه", "۱۹۱۴ (میلادی)", "۱۹۰۵ (میلادی)", "بوهمین", "وین", "۱۹۰۷ (میلادی)", "۱۹۰۸ (میلادی)", "نقاشی", "معماری", "۲۱ دسامبر", "سرطان سینه", "گردشگر", "۱۹۰۹ (میلادی)", "۱۹۱۰ (میلادی)", "کارگر", "یهود", "اروپای شرقی", "ژرمن", "ارتش", "کلیسا", "۱۹۱۳ (میلادی)", "مونیخ آلمان", "پلیس", "مونیخ", "بلژیک", "سرجوخه", "صلیب آهنی", "۱۹۱۸ (میلادی)", "ناسیونالیسم", "۱۹۱۶ (میلادی)", "بیمارستان صحرایی", "نابینایی", "عهدنامه ورسای", "رایش دوم", "جمهوری وایمار", "یهودی", "کمونیسم", "برمن", "آنتون درکسلر", "۷ مارس", "قفل", "جنگ اول جهانی", "۵ ژانویه", "۱۹۱۹ (میلادی)", "راه‌آهن", "رودلف هس", "هانس فرانک", "آلفرد روزنبرگ", "۲۴ فوریه", "۱۹۲۰ (میلادی)", "حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان", "شبه نظامی", "اس آ", "انگلیس", "شوروی", "صلیب شکسته", "آریایی", "۱۹۲۱ (میلادی)", "۱۹۲۲ (میلادی)", "ارنست روهم", "۱۹۳۴ (میلادی)", "اس اس", "ژانویه", "۱۹۲۳ (میلادی)", "نوامبر", "اریش لودندورف", "آبجو", "اریش لودن‌دورف", "مارس", "۱۹۲۴ (میلادی)", "هاینریش هیملر", "آوریل", "زن", "سلام نازی", "۲۰ ژوئیه", "رئیس‌جمهور", "آمریکا", "۳۰ ژانویه", "۱۹۳۳ (میلادی)", "مارکسیسم", "حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان", "صدراعظم", "۱۹۲۸ (میلادی)", "اقتصاد", "سیاست", "هیندنبورگ", "۱۹۳۳(میلادی)", "هیتلر", "۱۴ ژوئیه", "پرچم", "ژوئن", "خبرنگار", "انگلستان", "۱۹۳۸ (میلادی)", "آنشلوس", "سوسیالیسم", "سرمایه داری", "اقتصاد آلمان", "یالمار شاخت", "۱۹۳۷ (میلادی)", "۱۹۴۰ (میلادی)", "آلبرت اشپیر", "اسیر", "ژنو", "رمزی مک دونالد", "شرق", "معاهده ورسای", "۱۷ مه", "۲۱ مه", "۱۹۳۵ (میلادی)", "۱۹۳۶ (میلادی)", "ارتش آلمان", "نیروی هوایی", "نیروی دریایی", "ایتالیا", "جامعه ملل", "۱۸ ژوئن", "بنیتو موسولینی", "۲۵ نوامبر", "ژاپن", "چین", "سوئیس", "متحدین", "۱۹۳۹ (میلادی)", "شهر آزاد دانتسیگ", "متفقین", "اتریش-مجارستان", "سودتنلند", "چکسلواکی", "۱ سپتامبر", "۱۷ سپتامبر", "جنگ", "دانتزیگ", "سپتامبر", "ارتش آلمان نازی", "اسکاندیناوی", "جنگل آردن", "نبرد دانکرک", "بالکان", "مدیترانه", "شمال آفریقا", "نبرد یونان", "تهاجم آلمان نازی به یوگسلاوی", "یونان", "یوگسلاوی", "ارتش ایالات متحده", "غرب", "ارتش سرخ", "وینستون چرچیل", "۱۹۴۱ (میلادی)", "محمد امین الحسینی", "خاورمیانه", "صهیونیسم", "لشکر مسلح کوهستانی سیزدهم اس‌اس خنجر (یکم کروات)", "اسلاوها", "کمونیست", "همجنس‌گرایی", "اتحاد جماهیر شوروی", "روانی", "هولوکاست", "زمستان", "استالین", "ایران", "روس", "استالینگراد", "روز دی", "نورماندی", "خودکشی", "سیانور", "یوزف گوبلز", "وصیتنامه شخصی و سیاسی آدولف هیتلر", "جنگ دوم جهانی", "۸ نوامبر", "قطار", "سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا", "۴ آوریل", "۱۹۴۴ (میلادی)", "آشیانه گرگ", "بلاندی (سگ هیتلر)", "معشوقه", "همسر", "مشروبات الکلی", "سیگار", "Smoking ban", "حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان", "گیاه‌خواری", "ریشارد واگنر", "بی‌بی‌سی فارسی", "زنده‌شکافی", "حقوق معنوی", "بایرن", "انور سادات", "لوییس فراخان", "بال تاکرای", "حزب شیو سنا", "مهاراشترا", "۱۹۹۵ (میلادی)", "لئون دگرله", "۱۹۸۵ (میلادی)", "فولکس‌واگن", "فردیناند پورشه", "آلویس هیتلر (پسر)", "بریجت داولینگ", "ویلیام پاتریک هیتلر", "آنگلا هیتلر", "گلی راوبال", "ماریا شیکل گروبر", "یوهان گئورگ هیدلر", "یوهان نپوموک هیدلر", "اسلاو", "توهم توطئه درباره مرگ آدولف هیتلر", "دیدگاه‌های مذهبی آدولف هیتلر", "نازیسم", "نبرد استالینگراد", "کابینه هیتلر", "سوسیال دموکراسی", "اقتصاد دستوری", "کره شمالی" ]
[ "آدولف هیتلر", "آزار بی‌خدایان", "آزار دگرباشان جنسی", "آزار صرب‌ها", "آزار مسیحیان", "آزار مسیحیان ارتدکس شرقی", "آزار یهودیان", "آمریکاستیزی", "اتریشی‌های مهاجرت‌کرده به آلمان", "اذیت و آزار همجنس‌گرایان در آلمان نازی و هولوکاست", "ارمنی‌ستیزی", "اسلاوستیزی", "اعضای حزب نازی", "اعضای رایشس‌تاگ آلمان نازی", "اعضای رایشس‌تاگ جمهوری وایمار", "افراد پادکمونیست اهل آلمان", "افراد پادکمونیست اهل اتریش", "افراد جنگ جهانی دوم اهل آلمان", "افراد جنگ جهانی دوم اهل اتریش", "افراد سلب تابعیت‌شده", "افراد عضو ارتش آلمان در جنگ جهانی اول", "انقلابیون اهل آلمان", "اوکراینی‌ستیزی", "اهالی بران‌آئو ام این", "پان‌عربیسم", "تاریخ‌نگاران فاشیسم", "جنگ جهانی دوم", "خانواده هیتلر", "خودکشی بوسیله سلاح گرم در آلمان", "خودکشی‌ها در آلمان", "خودکشی‌های توام به‌دست نازی‌ها", "درگذشتگان ۱۹۴۵ (میلادی)", "دریافت‌کنندگان صلیب آهنین (۱۹۱۴)", "دریافت‌کنندگان صلیب آهنین (۱۹۱۴) درجه یک", "دریافت‌کنندگان صلیب آهنین", "دریافت‌کنندگان صلیب آهنین درجه ۱", "راست‌گرایان", "روس‌هراسی", "رهبران حزب‌ها در آلمان", "رهبران حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان", "رهبران نازی", "رهبران نظامی اهل آلمان", "رهبران نظامی جنگ جهانی دوم اهل آلمان", "رئیس‌جمهورهای آلمان", "زادگان ۱۸۸۹ (میلادی)", "سربازان اهل اتریش", "سیاستمداران آلمان نازی", "سیاستمداران جنگ جهانی دوم", "سیاستمداران خودکشی‌کرده اهل آلمان", "سیاستمداران سده ۲۰ (میلادی)", "سیاست‌مداران آلمان نازی", "سیاسی‌نویسان خودکشی‌کرده", "شخص سال برگزیده مجله تایم", "شهروندان آلمان از طریق تغییر تابعیت", "صدر اعظم‌های آلمان", "ضد فراماسونری", "ضدپروتستانتیسم", "ضدکاتولیسیزم", "ضدمسیحیت", "ضدیهودیت", "عاملان هولوکاست", "عملیات تی۴", "کاتولیک‌های رومی اهل آلمان", "کاتولیک‌های رومی سابق", "مجرمان اهل اتریش", "محکومان به جرم خیانت به آلمان", "مردهای خودکشی‌کرده", "ملی‌گرایان اهل آلمان", "منتقدان مسیحیت", "منتقدان یهودیت", "نازی‌های اهل اتریش", "نازی‌های خدمت‌کرده در جنگ جهانی اول", "نازی‌های خودکشی‌کرده با سلاح گرم در آلمان", "نازی‌های خودکشی‌کرده در برلین", "نازی‌های شرکت‌کرده در کودتای آبجوفروشی", "ناسیونال سوسیالیسم", "نجات‌یافتگان از ترور", "نخست‌وزیران پروس", "نقاشان اهل آلمان", "نقاشان اهل اتریش", "نقاشان سده ۲۰ (میلادی) اهل اتریش", "نویسندگان اهل اتریش", "نویسندگان سده ۲۰ (میلادی) اهل آلمان", "نویسندگان سده ۲۰ (میلادی) اهل اتریش", "نویسندگان سیاسی اهل آلمان", "نویسندگان مرد اهل آلمان", "نویسندگان مرد سده ۲۰ (میلادی) اهل آلمان", "نظامیان بایرن", "نظریه‌پردازان توطئه", "نظریه‌پردازان توطئه اهل آلمان", "هولوکاست در آلمان", "هولوکاست در اتریش", "یهودستیزی در آلمان", "یهودستیزی در اتریش", "یهودستیزی در اروپا", "یهودیان و یهودیت در آلمان" ]
1,351
دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
3
199
0
[ "دانشگاه آزاد كرج", "دانشگاه آزاد اسلامی کرج", "دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج", "دانشگاه آزاد کرج", "دانشگاه ازاد اسلامی واحد کرج", "دانشگاه ازاد اسلامي واحد كرج", "دانشگاه آزاد اسلامي كرج", "دانشگاه ازاد اسلامی کرج", "دانشگاه ازاد كرج", "دانشگاه ازاد کرج", "دانشگاه ازاد اسلامي كرج" ]
false
26
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام واحد", "Item2": "کرج" }, { "Item1": "نام‌تصویر", "Item2": "Karaj Azad University 2.jpg" }, { "Item1": "زیرنویس تصویر", "Item2": "نمایی از یکی از خیابان‌ها و مسجد دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج" }, { "Item1": "بنیانگذاری", "Item2": "۱۳۶۳" }, { "Item1": "همنام شهر", "Item2": "بلی" }, { "Item1": "رییس", "Item2": "محمدحسن برهانی فر" }, { "Item1": "معاون آموزشی", "Item2": "علیرضا شقایق" }, { "Item1": "معاون پژوهشی", "Item2": "سید احسان شیرنگی" }, { "Item1": "معاون دانشجویی", "Item2": "حسن شوندی" }, { "Item1": "کارمندان", "Item2": "۶۰۰" }, { "Item1": "هیات علمی", "Item2": "۵۵۰" }, { "Item1": "دانشجویان", "Item2": "۳۵۰۰۰" }, { "Item1": "دانش‌آموختگان", "Item2": "۷۵۰۰۰" }, { "Item1": "تحصیلات تکمیلی", "Item2": "۱۰۰۰۰" }, { "Item1": "فضای آموزشی", "Item2": "۴۷ هکتار" }, { "Item1": "وب‌گاه", "Item2": "http://www.kiau.ac.ir" }, { "Item1": "نوع واحد", "Item2": "جامع الف" }, { "Item1": "منطقه", "Item2": "شهری" }, { "Item1": "رتبه جهانی", "Item2": "۶۲۹" } ], "Title": "واحد دانشگاه آزاد" }
دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج با مساحت ۴۷ هکتار در شمال شرقی گوهر دشت (رجایی شهر) کرج واقع شده‌است و در دامنه کوه پایه‌های البرز قرار دارد. هم اکنون حدود ۳۵ هزار دانشجو در این واحد مشغول به تحصیل می‌باشند که به‌طور میانگین روزانه ۶۵۰۰ دانشجو در مجتمع اصلی دانشگاه حضور دارند. ۵۵۰ استاد عضو هیات علمی و ۶۰۰ کارمند در بخش‌های مختلف دانشگاه به کار اشتغال دارند و نزدیک به ۷۵۰۰۰ دانشجو از این واحد دانشگاهی دانش آموخته شده‌اند. حضور استادان برتر کشور، ایجاد مراکز پژوهشی و آزمایشگاه‌های تخصصی؛ این دانشگاه را جزو واحدهای برتر دانشگاه‌های آزاد اسلامی کشور قرار داده‌است. واحد کرج دارای رتبه جامع الف می‌باشد. پیشینه دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال ۱۳۶۳ با تلاش استادان و کارکنان خود و بدون کمک مالی از جانب نهادهای دولتی، تنها با تکیه بر شهریه‌های دانشجویان تاسیس شد و کار خود را با ۷ رشته تحصیلی و استفاده از ۲۵ مدرس حق‌التدریسی و ۵۰۰ دانشجو در باغی در سه راه عظیمیه (که اینک آموزشکده سما خواهران می‌باشد) آغاز کرد. دانشکده‌ها، مراکز و گروه‌های آموزشی مستقل واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج دارای ۱۲ دانشکده و ۱ آموزشکده فنی و حرفه‌ای سما می‌باشد که عبارتند از: ۱. ادبیات و علوم انسانی ۲. الهیات و معارف اسلامی ۳. پرستاری و مامایی ۴. تربیت بدنی و علوم ورزشی ۵. مدیریت و حسابداری ۶. دامپزشکی ۷. علوم پایه ۸. حقوق و علوم سیاسی ۹. کشاورزی و منابع طبیعی ۱۰. روانشناسی ۱۱. فنی و مهندسی ۱۲. مکاترونیک رشته‌ها و مقاطع تحصیلی واحد کرج و موسسه‌های وابسته(سما، طالقان و نظرآباد) دارای ۱۳۸ رشته تحصیلی در مقاطع دکتری تخصصی، دکترای حرفه‌ای، کارشناسی ارشد، کارشناسی پیوسته و ناپیوسته و کاردانی پیوسته و ناپیوسته می‌باشد. رشته‌ها و مقاطع تحصیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج و موسسه‌های وابسته: دکتری تخصصیدامپزشکی ریاضی - جبر ریاضی - تحقیق در عملیات ریاضی - هندسه - توپولوژی آنالیز عددی ریاضی آنالیز زراعت - فیزیولوژی گیاهان زراعی زراعت - اکولوژی کشاورزی ادبیات فارسی روانشناسی روابط بین الملل علوم سیاسی مسائل ایران دکتری حرفه‌ای دامپزشکی کارشناسی ارشد مهندسی عمران گرایش مهندسی و مدیریت ساخت زبان و ادبیات فارسی زبان و ادبیات عرب زبان وادبیات انگلیسی الهیات و معارف ادیان و عرفان الهیات و معارف اسلامی علوم قران وحدیث الهیات و معارف اسلامی فقه و مبانی حقوق اسلامی عرفان اسلامی الهیات و معارف اسلامی فلسفه و حکمت اسلامی روانشناسی شخصیت روابط بین‌الملل علوم سیاسی حقوق جزا و جرم شناسی مدیرت صنعتی تولید تربیت بدنی و علوم ورزشی فیزیولوژی ورزشی تربیت بدنی و علوم ورزشی مدیریت ورزشی تربیت بدنی و علوم ورزشی بیومکانیک ورزشی تربیت بدنی و علوم ورزشی رفتار حرکتی تربیت بدنی و علوم ورزشی حرکات اصلاحی و آسیب شناسی ورزشی تربیت بدنی و علوم ورزشی روانشناسی ورزشی ریاضی کاربردی تحقیق در عملیات ریاضی کاربردی آنالیز عددی فیزیک اتمی ومولکولی فیزیک حالت جامد شیمی شیمی کاربردی شیمی شیمی تجزیه شیمی شیمی معدنی شیمی شیمی آلی زیست شناسی میکروبیولوژی زیست‌شناسی علوم جانوری گرایش زیست سلولی و تکوینی م صنایع مدیریت سیستم و بهره وری م مکانیک طراحی کاربردی م مواد شناسایی و انتخاب مواد مهندسی م کشاورزی علوم باغبانی گرایش بیوتکنولوژی و ژنتیک مولکولی محصولات باغبانی م کشاورزی علوم و تکنولوژی بذر م کشاورزی علوم باغبانی گرایش فیزیولوژی و اصلاح گیاهان دارویی ادویه‌ای و عطری م کشاورزی علوم باغبانی گرایش فیزیولوژی و اصلاح درختان میوه م کشاورزی علوم باغبانی گرایش فیزیولوژی و اصلاح سبزی‌ها م کشاورزی علوم باغبانی گرایش فیزیولوژی و اصلاح گل و گیاهان زینتی م کشاورزی علوم باغبانی گرایش فیزیولوژی و فناوری پس از برداشت محصولات باغبانی م کشاورزی اقتصاد کشاورزی م کشاورزی اصلاح نباتات م کشاورزی زراعت کشاورزی م کشاورزی علوم خاک گرایش شیمی و حاصلخیزی خاک م کشاورزی علوم خاک گرایش پیدایش، رده بندی و ارزیابی خاک م کشاورزی علوم خاک گرایش فیزیک و حفاظت خاک م کشاورزی علوم خاک گرایش بیولوژی و بیوتکنولوژی خاک م کشاورزی علوم دامی گرایش تغذیه دام م کشاورزی علوم دامی گرایش اصلاح نژاد دام م کشاورزی علوم دامی گرایش فیزیولوژی م کشاورزی کشاورزی اکولوژیک م منابع طبیعی صنایع چوب م منابع طبیعی حفاظت و اصلاح چوب م مکانیک خودرو کارشناسی پیوسته زبان و ادبیات فارسی مترجمی انگلیسی (تربیت مترجم زبان انگلیسی) زبان و ادبیات انگلیسی زبان و ادبیات عرب علوم قرآن و حدیث فقه و مبانی حقوق اسلامی فلسفه و کلام اسلامی تربیت بدنی و علوم ورزشی مدیریت صنعتی حسابداری روانشناسی بالینی روانشناسی عمومی مشاوره و راهنمایی علوم سیاسی ریاضیات کاربردی فیزیک کاربردی زمین شناسی شیمی کاربردی میکروبیولوژی پرستاری مامایی علوم دامی زراعت و اصلاح نباتات صنایع چوب باغبانی خاکشناسی مهندسی‌برق(الکترونیک) مهندسی صنایع (تولید صنعتی) مهندسی عمران مهندسی مکانیک مهندسی مواد(متالورژی) مهندسی کامپیوتر (نرم‌افزار) حقوق مهندسی فناوری اطلاعات مهندسی صنایع چوب وکاغذ thumb کارشناسی ناپیوسته زبان‌وادبیات فارسی آموزش‌ابتدایی ریاضی علوم تجربی تولیدات‌گیاهی تولیدات دامی مهندسی تکنولوژی برق و الکترونیک تربیت بدنی مهندسی تکنولوژی نرم‌افزار حسابداری علوم آزمایشگاهی دامپزشکی مهندسی تکنولوژی ساختمان (نظرآباد) کاردانی پیوسته علمی کاربردی حسابداری کامپیوتر علوم و صنایع چوب و کاغذ الکترونیک (نظرآباد) ساختمان (نظرآباد) تاسیسات (نظرآباد) ریخته‌گری (نظرآباد) حسابداری () مهندسی تکنولوژی ساختمان (نظرآباد) نقشه کشی معماری(سما) مکانیک خودرو(سما) علمی کاربردی حسابداری(سما) الکترونیک(سما) ساختمان(سما) کامپیوتر(سما) الکتروتکنیک - برق صنعتی(سما) نقشه کشی عمومی - نقشه کشی و طراحی صنعتی(سما) کامپیوتر(هشتگرد) علمی کاربردی حسابداری(هشتگرد) معماری نقشه کشی(هشتگرد) کاردانی ناپیوسته زبان و ادبیات فارسی (تربیت معلم زبان فارسی) آموزش ابتدایی (آموزش و پرورش ابتدایی) دینی و عربی مدیریت بازرگانی علوم تجربی دامپزشکی و علمی کاربردی کامپیوتر علمی کاربردی عمران - سد و شبکه حسابداری کاردان فنی پل سازی و بناهای فنی تربیت معلم زبان و ادبیات فارسی تربیت معلم زبان انگلیسی آموزش زبان انگلیسی امکانات آموزشی کارگاه‌ها و آزمایشگاه‌ها واحد آزاد کرج دارای ۱۴۰ باب کارگاه و آزمایشگاه پیشرفته مجهز به آخرین وسایل موجود می‌باشد که به دانشجویان سرویس می‌دهد. کتابخانه‌ها دانشگاه آزاد اسلامی دارای یک کتابخانه مرکزی بزرگ در مجتمع دانشگاه و ۱۱ کتابخانه در دانشکده‌ها و آموزشکده‌ها می‌باشد و مجموع کتاب‌های آن افزون بر ۲۰۳۰۰۰ جلد کتاب فارسی و لاتین می‌باشد. همچنین ۱۱۰۹ عنوان مجله فارسی و لاتین و ۵۴۶۷ کتاب الکترونیکی و ۲۰ کیوسک اطلاع رسانی در این کتابخانه‌ها موجود می‌باشد که دانشجویان با ارائه یک قطعه عکس ۴*۳، کارت دانشجویی، برگه انتخاب واحد و مبلغ ۵۰۰ تومان می‌توانند عضو کتابخانه شوند. سایت رایانه‌ای با بهره‌گیری از ۱۴۵۰ دستگاه رایانه بیشتر امور اداری، پژوهشی، آموزشی و دانشجویی دانشگاه به صورت رایانه‌ای انجام می‌شود و همچنین با تجهیز و راه اندازی ۲۸ سایت اینترنت و رایانه در دانشگاه، ارائه خدمات اینترنتی در سایت‌های دانشکده‌های کشاورزی و منابع طبیعی، علوم سیاسی، الهیات، دامپزشکی، ادبیات، فنی و علوم دایر بوده و دسترسی به شبکه جهانی اینترنت امکان پذیر می‌باشد. لابراتوارهای زبان انگلیسی و عربی لابراتوار زبان انگلیسی و عربی واحد کرج در دانشکده‌های ادبیات و الهیات و ادبیات عرب با امکانات و تجهیزات آموزشی شامل چندین دستگاه ویدئو، تلویزیون، رایانه، صدها حلقه فیلم، به همراه چندین کابین و دستگاه کنترل مرکزی به دانشجویان رشته‌های زبان انگلیسی و ادبیات عرب در حال سرویس‌دهی می‌باشند. فعالیت‌های فوق‌برنامه از امور فوق‌برنامه واحد کرج می‌توان اعزام دانشجویان به اردوهای سیاحتی، زیارتی، اعزام دانشجویان به حج عمره، برگزاری مراسم جشن ازدواج دانشجویی، برگزاری مسابقات قرآن و عترت، احکام، نهج‌البلاغه، کتابخوانی، برگزاری مراسم ملی و مذهبی و برپایی نمایشگاه‌های هنری و… اشاره نمود که نهاد نمایندگی رهبری، دفتر فرهنگ اسلامی، روابط عمومی و بسیج دانشجویی در برگزاری آن‌ها همکاری دارند. فعالیت‌های پژوهشی انجمن‌های علمی، فرهنگی، هنری دانشجویان برتر علمی و علاقه‌مند به پژوهش یا هنرمند می‌توانند اساسنامه انجمن‌های علمی، فرهنگی، هنری که از سوی کمیسیون مرکزی انجمن‌های علمی سازمان مرکزی تدوین و ابلاغ شده‌است را از مسئول امور دانشجویی دانشکده دریافت نمایند. در حال حاضر ۲۵ انجمن علمی، فرهنگی و ۲ تشکل سیاسی دانشجویی و استادان در واحد کرج در حال فعالیت می‌باشند.انجمن‌های علمی بعضا توسط خود دانشگاه از بدو امر و بعضا توسط دانشجویان و پیگیریهای انها تاسیس می‌شود.به عنوان نمونه انجمن علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی در سال 1389 توسط دانشجوی کارشناسی حقوق به نام " سعید اسماعیلی " تاسیس و تشکیل شد.که البته فعالیت جدی و خاصی در آن صورت نپذیرفت. شایان ذکر است در بین سالهای هشتاد و شش تا هشتادو هفت ، اتاق فکری جهت دریافت اختراعات و ایده‌های دانشجویان توسط سیاوش عقدایی ، فرهنگ یزدان پناه ، کاوه علیدوست و جمعی دیگر از دانشجویان دانشکده فنی این دانشگاه تاسیس شد که طبق اساسنامه اتاق فکر ، مباحث آموزشی نیز به دانشجویان ارائه می‌شد که بعده‌ها از ادامه کار این اتاق فکر جلوگیری به عمل آمد.اتاق فکر دانشگاه آزاد واحد کرج اولین اتاق فکر در واحدهای دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی بود و در حقیقت قرار بود بستر ارتباط دانشگاه با صنعت را فراهم نماید. نشریات دانشجویی واحد کرج دانشجویان علاقه‌مند به انتشار نشریات علمی، فرهنگی و اجتماعی می‌توانند با دریافت دستورالعمل اجرایی نشریات دانشگاهی از امور دانشجویی دانشکده و مطالعه آن (فرم شماره ۲) تقاضای انتشار نشریه را تکمیل و طی آن مدیر مسئول و صاحب امتیاز را معرفی نمایند. پس ازبررسی‌های لازم درخواست نشریه در شورای فرهنگی دانشگاه طرح و در صورت تصویب، مجاز به انتشار آن به صورت هفته‌نامه، ماهنامه یا فصلنامه خواهند بود. در حال حاضر ۱۸ نشریه مصوب دانشجویی در واحد کرج منتشر می‌شود. که بیشتر این نشریه‌ها به صورت منظم چاپ می‌شوند و تعدادی هم بعد از چاپ یا توقیف شدند یا دیگر چاپ نشدند. به عنوان نمونه نشریه حقوقی " رهیار " که سر و صدای زیادی در دانشکده حقوق داشت و حواشی زیادی به دنبال داشت که فقط یک شماره از آن چاپ شد. باشگاه پژوهشگران جوان دانشجویانی می‌توانند در باشگاه پژوهشگران جوان عضو شوند که دارای رتبه بالای کنکور یا میانگین نمره بالا یا مقاله معتبر باشند. این انجمن در حوزه معاونت پژوهشی فعالیت می‌کند و اعضای آن می‌توانند از تسهیلات کاهش شهریه، شرکت در سمینارهای علمی، کمک هزینه پایان‌نامه و انجام طرح‌های پژوهشی با کمک مالی دانشگاه استفاده نمایند. سمینارهای علمی دانشجویان می‌توانند با هماهنگی انجمن‌های دانشجویی موجود در دانشکده‌ها یا گروه‌های آموزشی یا ارتباط با باشگاه پژوهشگران جوان نسبت به برگزاری سخنرانی‌های علمی، سمینارهای منطقه‌ای و کشوری اقدام نمایند. همچنین دانشجویان می‌توانند در تعدادی از سخنرانی‌هایی که گروه‌های آموزشی برگزار می‌نمایند شرکت کنند. این سمینارها با هماهنگی حوزه معاونت پژوهشی دانشگاه انجام می‌پذیرد. تسهیلات رفاهی حوزه معاونت دانشجویی واحد کرج یکی از فعال‌ترین واحدهای دانشگاهی در زمینه ایجاد تسهیلات رفاهی برای دانشجویان است. از جمله این تسهیلات می‌توان به ارائه غذاهای گرم و متنوع با قیمت مناسب به دانشجویان، ارائه خدمات بیمه حوادث دانشجویی با واریز مبلغ ۴۰۰۰ ریال، بررسی درخواست‌های انتقال دانشجویان شامل: تقاضای میهمان شدن یا انتقال دایم به سایر واحدهای دانشگاهی، گسترش ورزش در سطح دانشجویان از راه شناسایی و جذب دانشجویان علاقه‌مند به فعالیت‌های ورزشی و ایجاد برنامه‌های گوناگون ورزشی اعم از اردوهای ورزشی تفریحی و برگزاری مسابقات داخلی، منطقه‌ای و کشوری، آموزش امور اداری به دانشجویان داوطلب و استفاده از کارایی آنان تحت عنوان کار دانشجویی، نظارت بر اجرای مقررات عمومی و آموزشی دانشگاه به منظور حفظ امنیت و آرامش لازم با برقراری کمیته انضباطی و برخورد با دانشجویان خاطی، صدور کارت المثنی برای دانشجویانی که به دلایلی کارت آنان مخدوش یا مفقود شده باشد، اشاره کرد. مرکز مشاوره دانشجویی به منظور رسیدگی به مشکلات شخصی، روحی و تحصیلی دانشجویان مرکز مشاوره دانشجویی واحد کرج با استفاده از استادان و کارشناسان روانشناسی و مددکاران اجتماعی همه‌روزه در درمانگاه سیدالشهدا دانشگاه آماده سرویس‌دهی به دانشجویان است. وام دانشجویی به منظور ایجاد تسهیلات برای دانشجویانی که توانایی مالی کمتری دارند حوزه معاونت دانشجویی به سه طریق وام دانشجویی به دانشجویان واجد شرایط پرداخت می‌نماید. وام کوتاه مدت که بازپرداخت آن در طول ترم است. وام میان مدت که بازپرداخت آن یک ساله‌است و وام بلندمدت که بازپرداخت آن تا پایان دوره تحصیلات است. دانشجویان واجد شرایط می‌توانند با مراجعه به اداره خدمات دانشجویی دانشکده در موعد مقرر نسبت به تکمیل فرم‌های مربوطه اقدام نمایند. همچنین وام ازدواج دانشجویی نیز به دانشجویانی که در حین تحصیل ازدواج می‌کنند با بازپرداخت یک ساله از طریق امور دانشجویی پرداخت می‌شود. درمانگاه سیدالشهدا درمانگاه سیدالشهدا وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج با دارا بودن ۱۷ پزشک متخصص و عمومی به‌طور شبانه روزی آماده سرویس دهی به دانشجویان، استادن و کارکنان دانشگاه همچنین اقشار مختلف مردم کرج می‌باشد. این درمانگاه شامل بخش‌های عمومی، آزمایشگاه، فیزیوتراپی، بخش‌های تخصصی زنان و زایمان، کودکان، ارتوپدی، جراحی عمومی، قلب و عروق، دندانپزشکی، پوست، داخلی و غدد، مامایی و بهداشت مادران، همچنین مرکز مشاوره و داروخانه می‌باشد که در آینده نزدیک با ساخت پروژه بیمارستانی این درمانگاه مجهز به بیمارستان بزرگی تبدیل خواهد شد. اتوبوس‌های رایگان داخل مجتمع با توجه به وسعت مجتمع دانشگاهی (۴۷ هکتار) جهت جابجایی دانشجویان اتوبوس‌های دانشگاه به صورت رایگان از ساعت ۷ صبح تا ۱۹ در داخل مجتمع در حال جابجایی دانشجویان هستند. ایجاد باجه‌های تلفن در داخل مجتمع، هماهنگی با سازمان اتوبوس رانی و تاکسیرانی کرج جهت ایجاد خط مترو به دانشگاه از دیگر اقدامات دانشگاه جهت آمد و شد و ارتباط سریع‌تر و بهتر دانشجویان می‌باشد. تور مجازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج تور مجازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج با ۸۵ موقعیت مکانی جهت آشنایی دانشجویان و کاربران با امکانات دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج راه اندازی گردیده و هم اکنون در سایت دانشگاه قابل مشاهده می‌باشد. مجری دانشگاه آزاد شرکت تور ساز می‌باشد که شما میتوانید از طریق لینک زیر وارد تور مجازی دانشگاه آزاد کرج شوید. http://kiau.ac.ir/vt/virtualtour.html مدارس سما وابسته به دانشگاه با صدور مجوز تاسیس مدارس غیرانتفاعی وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی از طرف وزارت آموزش و پرورش و ابلاغ این مجوز به واحدهای دانشگاه، واحد کرج شروع به تکمیل و دایر نمودن این مدارس نمود. در حال حاضر مدارس سما وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی واحدکرج در سه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان و پیش‌دانشگاهی دخترانه و پسرانه با بیش از ۵۰۰ دانش‌آموز در حال فعالیت است. اماکن فرهنگی، ورزشی و رفاهی سالن‌های اجتماعات در حال حاضر ۸ باب سالن اجتماعات و ۱ آمفی تاتر در واحد قابل بهره‌برداری می‌باشد که سالن اجتماعات بزرگ مجلل و مجهز دکتر جاسبی با گنجایش ۸۰۰ نفر با امکانات صوتی و تصویری بسیار پیشرفته آماده برگزاری همایش‌های و مراسم مختلف فرهنگی و پژوهشی می‌باشد، همچنین سالن اجتماعات شهید باهنر با گنجایش ۱۵۰ نفر، سالن اجتماعات شهید فهمیده دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی با گنجایش ۲۰۰ نفر، سالن اجتماعات آموزشکده عالی سما با گنجایش ۲۰۰ نفر، سالن شهید مطهری دانشکده دامپزشکی با گنجایش ۲۰۰ نفر از دیگر سالن‌های مجهز دانشگاه می‌باشد. سالن‌های غذاخوری و بوفه‌ها در حال حاضر ۱۱ سالن غذاخوری و ۷ بوفه در درون و بیرون این مجتمع دانشگاهی و کلینیک‌های این واحد مخصوص استادان و دانشجویان همه روزه غذای گرم را با کیفیت خوب و بسیار ارزان ارائه می‌دهند که دانشجویان می‌توانند با تهیه فیش هفتگی از این امکانات استفاده نمایند. آلاچیق و پارک جنگلی این دانشگاه دارای تعداد بسیاری آلاچیق و یک پارک جنگلی کوچک به نام پارک چیتوز است که محل تجمع دانشجویان برای گپ و گفت و وقت گذرانی به ویژه در ماه‌های گرم سال است. امکانات ورزشی زمین فوتبال چمن بسیار مناسب دانشگاه، ۹ مجموعه ورزشی سرپوشیده و مجموعه‌های ورزشی روباز، آماده سرویس دهی به دانشجویان می‌باشد.
[ "هکتار", "کرج", "هیأت علمی", "آموزشکده عالی سما واحد کرج", "دانشکده", "تربیت بدنی", "دامپزشکی", "علوم پایه", "علوم سیاسی", "منابع طبیعی", "دکترای حرفه‌ای", "کارشناسی پیوسته", "تحقیق در عملیات", "توپولوژی", "آنالیز عددی", "آنالیز ریاضی", "رشته زبان و ادبیات فارسی", "مهندسی عمران", "فقه و مبانی حقوق اسلامی", "روابط بین‌الملل", "حقوق جزا", "فیزیولوژی ورزشی", "آسیب شناسی", "ریاضی کاربردی", "فیزیک اتمی", "فیزیک حالت جامد", "زیست شناسی", "ژنتیک مولکولی", "گیاهان دارویی", "اقتصاد کشاورزی", "علوم خاک", "رده بندی", "علوم دامی", "اصلاح نژاد دام", "ادبیات انگلیسی", "علوم قرآن", "مدیریت صنعتی", "روانشناسی بالینی", "ریاضیات کاربردی", "زراعت و اصلاح نباتات", "مهندسی صنایع", "مهندسی کامپیوتر", "مهندسی فناوری اطلاعات", "صنایع چوب", "علوم آزمایشگاهی", "علمی کاربردی", "زبان و ادبیات فارسی", "آموزش ابتدایی", "مدیریت بازرگانی", "کاردان فنی", "پل سازی", "تربیت معلم", "کتاب الکترونیکی", "اطلاع رسانی", "رایانه", "راه اندازی", "شبکه جهانی اینترنت", "زبان انگلیسی", "ازدواج دانشجویی", "نهج‌البلاغه", "روابط عمومی", "بسیج دانشجویی", "برخورد با دانشجویان", "وام دانشجویی", "وزارت آموزش و پرورش", "شهید باهنر", "پارک جنگلی" ]
[ "آموزش در استان البرز", "آموزش و پرورش در تهران", "دانشگاه‌های ایران", "دانشگاه‌های کرج", "ساختمان‌ها و سازه‌ها در استان البرز", "واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی" ]
1,352
نازیسم
0
322
0
[ "ناسیونال سوسیالیزم", "ناسيونال سوسياليزم", "نازيسم", "ناسیونال سوسیالیسم", "ناسيونال سوسياليسم" ]
false
184
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
حزب نازی از صلیب شکسته و رنگ‌های قرمز و سیاه که گفته می‌شود نشان دهنده «خون و خاک» هستند به عنوان نماد و سمبل خود استفاده می‌نماید. در حقیقت سیاه، سفید و قرمز رنگ‌های قدیمی پرچم آلمان بودند. نازیسم خلاصه عبارت ناسیونال سوسیالیسم است. نازیسم به مجموعه ایدئولوژی‌های حزب نازی اطلاق می‌شود. در طرف مقابل نازی‌ها یهودیان را دشمنان شماره یک آلمان می‌خواندند. نازی‌ها مخالف نظام کمونیسم بودند. آنها اهداف سوسیالیسم ملی را رفاه عمومی کارگران، افزایش دستمزدها و عدالت در تقسیم سرمایه‌ها اعلام کردند. نازیسم در آلمان امروزی غیرقانونی است، گرچه بقایا و احیا کنندگان نازیسم مشهور به «نئو نازی‌ها» در آلمان و خارج از آن مشغول فعالیت هستند. تاریخچه پیش از آنکه واژه ناسیونال سوسیالیسم در آلمان و توسط حزب نازی به کار گرفته شود، ایدئولوژی مکتب آریایی‌گرایی توسط کنت گوبینوی فرانسوی و هوستن چمبرلین انگلیسی در قرن نوزدهم بنیان‌گذاری شد. پس از چندی این ایدئولوژی در میان مخلفان دموکراسی حامیان بسیاری پیدا کرد. پس از آنکه آنتوان درکسلر حزب کارگران آلمان را بنیانگذاری کرد و آدولف هیتلر پس از مدتی به آن پیوست. هیتلر به سران حزب پیشنهاد داد تا یک تحول اجتماعی نیز در دستور حزب قرار گیرد که این پیشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت زیرا افزودن واژه سوسیالیسم به نام حزب امکان داشت حزب را به داشتن عقاید کمونیستی مشهور کند. پس از آنکه درکسلر از سمت خود کناره‌گیری کرد آدولف هیتلر توانست جایگزین وی شود، هیتلر در اولین قدم واژه سوسیالیسم را به نام حزب افزود و اعلام کرد که حزب سوسیالیسم کارگران آلمان در پی یک تحول اجتماعی از سرمایه داری به سوسیالیسم است، سوسیالیسمی خارج از چهارچوب کمونیسم. ورنر سومبارت اندیشمند آلمانی درباره مکتب آریایی‌گرایی می‌گوید: ۱۹۱۹ یکی دیگر از عوامل موثر در ترویج ایدئولوژی آریایی‌گرایی، تاسیس «انجمن جهانی تئوسوفی» در سال ۱۸۷۵ در نیویورک توسط کلنل الکات بود. قابل ذکر است آرم این انجمن در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰، صلیب شکسته به همراه نماد ستاره داوود بود که بعدها این آرم با حذف ستاره داوود به آرم حزب نازی تبدیل شد. عامل موثر دیگری که باعث تاسیس حزب نازی و قدرت گرفتن آدولف هیتلر شد، پدیده آنتی سمیتیسم (ضدسامی گرایی) بود. کادتها (دانش‌جویان مدارس نظامی آلمان) به عنوان ستون فقرات این پدیده که در میان بخش‌های عقب‌مانده جامعه آلمان گسترش یافت به حساب می‌آمدند. یکی از نخستین کانون‌های اشاعه ضدسامی گرایی در آلمان حزب سوسیال مسیحی کارگری آلمان بود. این حزب از تبلیغات ضدیهودی به عنوان تاکتیک برای نفوذ در میان توده‌های کارگری آلمان استفاده می‌کرد. در نتیجه در دهه‌های ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ میلادی، انجمن‌های ضدیهودی در آلمان به سرعت گسترش پیدا کردند و با پشتوانه‌های مالی کلان در انتخابات سال ۱۸۹۳ رایشتاک (مجلس آلمان) موفق به اخذ ۲۵۰هزار رای و ۱۶ نماینده شدند. یکی دیگر از تبلیغ کنندگان موج ضدسامی گرایی، ویلهلم دوم امپراتور آلمان بود که از دوستان صمیمی سر ارنست کاسل (از یهودیان ثروتمند انگلیسی و از دوستان نزدیک ادوارد هفتم پادشاه انگلیس ) بود. از دیگر مروجان پدیده‌های آریایی گرایانه و ضدسامی گرایانه هوستن چمبرلین بود. وی در سال ۱۸۹۸ کتابی با عنوان بنیاد سده نوزدهم منتشر کرد که در آن تاریخ معاصر اروپا را به عنوان عرصه تعارض دو نژاد «آریایی» و «سامی» ترسیم می‌کرد. قیصر ویلهلم شخصا این کتاب را برای فرزندانش می‌خواند و او بود که دستور داد که این کتاب در دانشگاه افسری آلمان تدریس شود. قابل ذکر است که هوستن چمبرلین انگلیسی طی سال‌های ۱۸۸۹ - ۱۹۰۹ به‌طور منظم به کاخ ویلهلم، قیصر آلمان، رفت و آمد داشت و با ادعای پیوند با استادان غیبی به رویاهای او در زمینه سروری بر جهان و ایجاد نژاد نوین دامن می‌زد. چمبرلین پس از جنگ جهانی اول و شکست آلمان نیز همچنان مروج عقاید آریایی گرایانه بود و زمانی که هیتلر در صحنه سیاست آلمان ظهور کرد، وی را به عنوان ناجی نژاد آریایی اعلام نمود. وی که در سال ۱۹۲۳ شخصا با هیتلر ملاقات کرده بود بعدها در نامه‌ای به او نوشت: از دیگر موارد تاثیر گذار بر ظهور نازیسم فرقه‌ای به نام انجمن تول بود که در سال ۱۹۱۲ در مونیخ تاسیس شد. بنیان‌گذار این سازمان فردی به نام رودلف گلوئر بود که به نام کنت هنریش فن سباتندروف معروف بود. وی که در اوایل قرن ۱۹ در استانبول(عثمانی) اقامت داشت و تاجری ثروتمند به‌شمار می‌رفت پس از بازگشت به آلمان، اندیشه تول، سرزمین مرموز و افسانه‌ای آریایی‌های باستان، را با وام گرفتن از کتاب «آموزه سری» پی‌ریزی کرد و هدف خویش را سروری نژاد برتر اعلام داشت و به جذب اعضای خاندان‌های اشرافی و ثروتمندان و کارخانه‌داران آلمانی به این انجمن پرداخت. با اوجگیری جنبش انقلابی در آلمان و به ویژه قیام کارگران باواریا، یک شبکه تروریستی به ریاست دیتریش اکارت ایجاد کرد که یکی از اقدامات آن قتل کورت ایزنر رئیس‌جمهور باواریا بود. طی سال‌های ۱۹۱۹ - ۱۹۲۳ این سازمان به ۳۰۰ علمیات تروریستی دست زد. از اعضای انجمن تول می‌توان افرادی چون فرانتس گورتنر وزیر دادگستری باواریا، یوهنر رئیس پلیس مونیخ، ویلهلم فریک معاون یوهنر، رودلف هس و پروفسور هوسهوفر نظریه‌پرداز انجمن را نام برد. بعدها در دولت هیتلر، فرانتس گورتنر وزیر دادگستری و ویلهلم فریک وزیر کشور شد و تعالیم هوسهوفر دستمایه اصلی هیتلر در نگارش کتاب نبرد من قرار گرفت. مورخین انجمن تول را قدرتمندترین سازمان مخفی آلمان در دوران صعود نازیسم می‌دانند. در زمان صعود هیتلر در آلمان(۱۹۳۸)، دولت نویل چمبرلین در انگلیس بر سر کار بود و سرسخت‌ترین هوادار هیتلر در این دولت لرد هالیفاکس بود. در این دوره زمانی دولت بریتانیا اقدامات بسیاری را جهت تحکیم پایه‌های اقتدار هیتلر انجام داد. نقش اینتلیجنس سرویس (سازمان اطلاعاتی بریتانیا) را از طریق فعالیت‌های ایگناس تربیش لینکن می‌توان پیگیری کرد. در آستانه جنگ جهانی اول، تربیش لینکلن به عنوان نماینده اینتلیجنس سرویس با سازمان اطلاعاتی آلمان وارد ارتباط شد. وی از اوایل سال ۱۹۱۹ به‌طور کامل در آلمان مستقر شد و نقش فعالی در عملیات‌های خرابکارانه گروه‌های افراطی فاشیستی داشت. در این دوران وی یکی از عوامل اصلی در سازمان‌دهی و تحرکات گروه‌های اوباش موسوم به «لشکر آزاد» بود که حزب نازی از درون آن‌ها زائیده شد. از اقدامات این گروه می‌توان قتل «والتر راتنو» (وزیر خارجه آلمان) در ۲۴ ژوئن ۱۹۲۲ و همچنین قتل «رزا لوکزامبورگ» و «کارل لیبکنخت» را نام برد. در همین زمان بود که فعالیت سیاسی هیتلر آغاز شد و وی به عنوان مامور مخفی سازمان ضداطلاعات ارتش آلمان، و در رابطه به برخی رهبران نظامی چون ژنرال اریش لودندورف، گروه کوچک خود را تاسیس کرد. گروهی که سپس به حزب ناسیونال سوسیالیست کارگری آلمان تبدیل شد. در نوامبر ۱۹۲۳ ژنرال اریش لودندورف و هیتلر کودتای نافرجامی را ترتیب دادند که به کودتای مونیخ معروف است. قابل ذکر است یکی از گردانندگان طرح‌های متعدد کودتایی هیتلر و ژنرال اریش لودندورف، تربیش لینکلن بوده‌است. پشتیبانی از جریان‌های فاشیستی بسیاری از احزاب سیاسی و سیاست‌مداران راست‌گرا در اروپا از پدید آمدن فاشیسم و نازیسم استقبال نمودند. این احزاب مخالف شوروی، معتقد بودند که هیتلر منجی تمدن غرب و سرمایه داری در مقابل بلشویسم می‌باشد. در سال‌های ۱۹۲۰ و اوایل ۱۹۳۰ نازیسم از طرف احزابی چون حزب محافظه کار انگلستان، در اواخر سالهای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ نهضت فاشیستی اسپانیا (فالانژیسم)، اشخاص سیاسی و نظامی که خواستار ایجاد دولتی «مقتدر» بودند، و لژیون فرانسویان مخالف بلشویسم (ال وی اف) و دیگر مخالفان شوروی حمایت می‌گردید. حزب محافظه کار انگلستان و راست‌گرایان فرانسه در میانه و اواخر سالهای ۱۹۳۰ از رژیم نازی دلسرد شدند و حتی شروع به انتقاد از توتالیتاریسم (رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی) کردند. برخی از مفسران معاصر عقیده داشتند که اعمال این احزاب در حقیقت حمایت از نازیسم می‌باشد. عوامل موفقیت نازیسم پرورا ۲۰۱۱ Prora یا «عظمت پرورا» نمای ساحلی پرورا این سوال مهمی است، که در رابطه با عوامل موفقیت نازیسم نه تنها در آلمان، بلکه در کشورهای دیگر اروپایی از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ نازیسم در سوئد، انگلیس، ایتالیا، اسپانیا، و حتی در آمریکا طرفدار پیدا کرده بود و در دهه بیست و سی قرن اخیر مطرح می‌باشد؟ عوامل زیر را می‌توان در خصوص عوامل موفقیت نازیسم نام برد: تحقیر آلمان و جریمه آن در معاهده ورسای پس از جنگ جهانی اول. بحران اقتصادی شدید در آلمان، اروپا و جهان پس از جنگ جهانی اول. خطر درخواست سوسیالیسم از طرف طبقه کارگر آلمان پس از جنگ جهانی اول. نداشتن آشنایی سیاسی مردم، پس از سرنگونی سلطنت در بسیاری از کشورهای اروپایی. مشاهده نقش سرمایه داران و بانک‌ها در وقوع جنگ جهانی اول و سودجویی آنها. مشاهده ثروت یهودیان سرمایه دار در آلمان. تنفر از یهودیان. مهم‌ترین عامل رشد نازیسم و حفظ پاشنه‌های قدرتش تبلیغات گسترده عوام‌فریبانه سوسیالیستی کارگرمحور و بود، تبلیغات خودروی مردمی سوسکی شکل و سیاه‌رنگ ولکس واگن اولیه (کی‌دی‌اف واگن یا کرافت دوخ فروید واگن یا همان ماشین که قدرت ازطریق لذت KdF نام همان وزارت تفریحات خانوادگی نازیسم بود) که با نام بیتل نیز شناخته می‌شود یکی از پروژه‌های اصلی این طرح بود که نهایتا به بخشی از طرح کلاهبرداری بزرگ هیتلر از مردم خودش منتهی شد که پول‌های اندک اندک پس‌انداز شده کارگران برای طرح‌های تفریحی کارگری عمومی مانند ولکس‌واگن یا برعکس صرف آغاز و پیشبرد جنگ جهانی دوم در راستای اهداف عقیدتی هیتلر شد و هیچ‌یک از کارگران نه به ولکس‌واگن رسیدند نه به پرورا. پس از شکست نازیسم کارگران آلمان شرقی با دیکتاتوری جدیدی از کمونیسم روبرو شدند که در پی بازستاندن حقوق آن‌ها از ولکس‌واگن نبود و دوباره مجبور به کار کردن برای داشتن ماشین مردمی سوسیالیستی دیگری این بار به نام ترابانت بودند اما کارگران آلمان غربی بعدا بواسطه پیگیری از طریق مراجع قضایی به حقوق خود رسیدند. یکی از مدال‌های سوسیالیستی هیتلر مدال کارگری داس و چکش روز کارگر بود که در سال ۱۹۳۷ زیر دو بال عقاب و چلیپای حزب ناسیونال‌سوسیالیست کارگران آلمان داس و چکش قرار گرفته‌است و این مدال این روزها به عنوان عتیقه بین کلکسیونرها خرید و فروش می‌شود. بنیادهای اندیشه نازی تاثیرات جانبی اصول کلی مورد استفاده در تصدیق سیاست دیکتاتوری دستوراتی بودند که در جهت تبعیض نژادی و توقیف تمام دارایی‌هایشان در تمام ایالات، و هم چنین سرکوب مخالفان صادر می‌گردید. نقش ملت دولت نازی بر اساس نژاد برتر «ملت آلمان» بنا شده بود. این چکیده اصلی کتاب نبرد من بود، که شعار آن هم «یک ملت، یک حکومت، یک پیشوا» بود. ملت و تاریخ برجسته‌ترین عضو حزب نازی آدولف هیتلر بود، که از ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ تا زمان مرگ در ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ بر آلمان نازی حکومت می‌کرد و همچنین رهبری آلمان را در جنگ جهانی دوم بر عهده داشت. پس از جنگ، بسیاری از سران نازی در دادگاه نورنبرگ محکوم به جنایت جنگی و جنایت برضد بشریت شدند. فاشیسم آدولف هیتلر حزب نازی نبرد استالینگراد جنگ جهانی دوم ناسیونال سوسیالیزم واژه نامه رایش سوم تاریخ آلمان سرودهای نازی ژنرال فردریخ فهرست کتاب‌ها کتاب‌شناسی هیتلر ۱۹۳۶–۱۸۸۹: غرور، ایان کرشاو، دبلیو دبلیو نورث، ۱۹۹۹ هیتلر۱۹۴۵–۱۹۳۷: انتقام، ایان کرشاو، دبلیو دبلیو نورث، ۲۰۰۰ مقصود هیتلر (یک ارجاع پژوهشی نیست ولی تحلیلی از زندگی هیتلر است) سباستین هافنر (انتشارات دانشگاه هاروارد، توزیع اصلی به زبان آلمانی، ۱۹۷۸. )
[ "حزب نازی", "دانشنامه کلمبیا", "یهودیان", "کمونیسم", "Roger Griffin", "نئو نازیسم", "گوبینو", "فرانسه", "هیوستون استیوارت چمبرلین", "انگلیس", "نیو ساوت ولز", "استرالیا", "آلمان", "ایدئولوژی", "آریایی‌گرایی", "۱۸۷۵ (میلادی)", "نیویورک", "کلنل الکات", "راترفور هایس", "آمریکا", "هند", "تجارت جهانی تریاک", "صلیب شکسته", "باستان‌شناسی", "شوش", "ایران", "ستاره داوود", "آدولف هیتلر", "آدولف استوکر", "۱۸۸۰ (میلادی)", "۱۸۹۰ (میلادی)", "۱۸۹۳ (میلادی)", "ویلهلم دوم", "یهودی", "ارنست کاسل", "ادوینا اشلی", "مونت‌باتن برمه", "الیزابت دوم", "ناتانیل روچیلد", "جنگ جهانی اول", "جوزف چمبرلین", "نویل چمبرلین", "خاندان چمبرلین", "ریچارد چمبرلین", "مسکوی", "عبدالله خان استاجلو", "شروان", "طهماسب صفوی", "۱۸۹۸ (میلادی)", "آریایی", "سامی", "۱۸۸۹ (میلادی)", "۱۹۰۹ (میلادی)", "هیتلر", "۱۹۲۳ (میلادی)", "۱۹۱۲ (میلادی)", "مونیخ", "استانبول", "عثمانی", "مادام بلاواتسکی", "تئوسوفیسم", "باواریا", "۱۹۱۹ (میلادی)", "پلیس", "رودلف هس", "نبرد من", "۱۹۳۸ (میلادی)", "مونتاگ", "بریتانیا", "اینتلیجنس سرویس", "تربیش لینکلن", "رویال داچ شل", "امیل راتنو", "آ ا گ", "۲۴ ژوئن", "۱۹۲۲ (میلادی)", "رزا لوکزامبورگ", "کارل لیبکنخت", "اریش لودندورف", "نوامبر", "کودتای مونیخ", "راست‌گرا", "اروپا", "فاشیسم", "شوروی", "تمدن غرب", "کاپیتالیسم", "بلشویسم", "۱۹۲۰ (میلادی)", "۱۹۳۰ (میلادی)", "انگلستان", "۱۹۴۰ (میلادی)", "اسپانیا", "اتحاد جماهیر شوروی", "سوئد", "ایتالیا", "پیمان ورسای", "بحران اقتصادی", "سوسیالیسم", "طبقه کارگر", "سلطنت", "عوام‌فریب", "فولکس‌واگن", "کلاهبردار", "بی‌بی‌سی", "جیمز می", "آلمان شرقی", "ترابانت", "آلمان غربی", "داس و چکش", "چلیپا", "حزب ناسیونال‌سوسیالیست کارگران آلمان", "دیکتاتوری", "ملت", "۱۹۳۳ (میلادی)", "۱۹۴۵ (میلادی)", "آلمان نازی", "جنگ جهانی دوم", "دادگاه نورنبرگ", "جنایت جنگی", "نبرد استالینگراد", "ناسیونال سوسیالیزم", "واژه نامه رایش سوم", "تاریخ آلمان", "سرودهای نازی", "ژنرال فردریخ", "دانشگاه هاروارد", "زبان آلمانی", "آلفرد روزنبرگ" ]
[ "آدولف هیتلر", "تاریخ آلمان", "جمهوری وایمار", "جنگ جهانی دوم", "راست‌گرایی", "آلمان نازی", "فاشیسم", "ملی‌گرایی", "ناسیونال سوسیالیسم", "نژادپرستی", "هولوکاست", "یهودستیزی", "ضد کمونیسم", "مکاتب و ایدئولوژی‌های سیاسی", "سیاست آلمان نازی", "تمامیت‌خواهی" ]
1,354
سردر
0
81
0
[ "سر در" ]
false
69
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
سردر دانشگاه تهران به دروازه‌های بزرگ و مداخل اصلی ورود به ساختمان‌ها یا محوطه‌های ویژه، سردر می‌گویند. در محل سردر نهادهای مهم معمولا سازه‌های ویژه‌ای ساخته می‌شود تا تا بتوان ورودی اصلی آن را به راحتی پیدا کرد و برای همه آشکار و نمایان ساخت، که به خود این سازه‌ها نیز سردر گفته می‌شود. این سازه‌ها معمولا نقش نمادین نیز دارند و شکل آن‌ها با موضوع فعالیت نهاد مربوطه ارتباط دارد. معمولا برای نهادهایی مانند مسجدهای مهم، کلیساها، ساختمان‌های دولتی، وزارتخانه‌ها، دادگستری‌ها و همچنین مدارس دینی و کاروانسراها سردرهای بزرگ ساخته می‌شوند. از سردرهای مشهور در ایران سردر دانشگاه تهران، سردر باغ ملی و سردر قیصریه است. کارل گوستاو یونگ روان‌شناس شناخته‌شده در نگره «انسان و نمادهایش» می‌گوید نمادهایی که انسان‌ها از دیدگاه نوع معماری، ساختمان نما، سردر، و تندیس‌ها می‌سازند و برپا می‌کنند، نماد از باورها و اعتقادات آن‌هاست. درگاه (معماری) دروازه
[ "مسجد", "سردر دانشگاه تهران", "سردر باغ ملی", "سردر قیصریه", "کارل گوستاو یونگ", "سردر قورخانه تهران", "دانشگاه استانبول", "کلیسای جامع شارتر", "معماری باروک", "برشا", "تاق قوسی", "درگاه (معماری)", "دروازه" ]
[ "اجزای ساختمان", "درها", "سردرها" ]
1,355
مسجد
2
980
0
[ "مساجد", "نورگیر مسجد", "نور و سیالیت در معماری مساجد", "نور و سياليت در معماري مساجد", "نورگير مسجد", "تحلیل هنر ومعماری مساجد ایران", "مسجد تداعی کننده گنبد و مناره", "تحليل هنر ومعماري مساجد ايران", "مسجد قبلتین" ]
false
780
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
مسجد شیخ لطف‌الله، ایران، اصفهان، میدان نقش جهان. مسجد نیایشگاه و محل گردهمایی مسلمانان است. کعبه طبق آیات قرآن اولین مسجد روی زمین است. مسجد النبی با ورود محمد، پیامبر اسلام به مدینه در عربستان سعودی پایه‌گذاری شد. پذیرش این مسئله که وجود مساجد گنبدها مناره‌ها در بافت یک شهر نمی‌تواند به معنای اسلامی بودن آن شهر باشد این امر را بدیهی می‌سازد که باید در عناصر و مولفه‌های دیگری که نه تنها کالبد بلکه روح و هویت شهرها را می‌سازند به دنبال نشانه‌هایی از زیست مسلمانان و الگوهای یک شهر اسلامی بود. نام واژه مسجد در لغت به معنای سجده‌گاه و پیشانی است. بر طبق یک نظر، واژه مسجد معرب واژه مزگت است که از زبان آرامی وارد عربی و فارسی شده‌است. ایوان مسجد جامع در قم مزگت واژه‌ای ایرانی به معنی مسجد است. منظور از مز در مزکد یا مزگت همان خدا و کد به معنی خانه است. در زبان کردی به مسجد، مزگت یا مزگوت گفته می‌شود و در تمامی کردستان ایران، عراق، ترکیه و سوریه این واژه کاربرد دارد. هنوز برخی از مسجدهای کهن ایران با نام مزگت نامیده می‌شود مانند «ایسپیه مزگت» (مسجد سپید) در گیلان «دزگامزگت» مازندران و در تمامی مناطق کردنشین مانند مزگت طوبی خانم. مسجد در قرآن در قرآن، مسجد به معنای اعم نیایشگاه خداوند به کار رفته‌است. مسجد الاقصی، که معبد یهودیان یا کنیسه بوده‌است و در زمان نزول قرآن کاربردی غیر از آن نداشته‌است، دو بار در قرآن از آن به عنوان مسجد نام برده شده‌است. همچنین در داستان اصحاب کهف نیز قرآن می‌گوید بر مزار آنان مسجدی بنا کردند. این مسجد بر اساس قول غالب مورخین با توجه به دین مرسوم آن روز کلیسا بوده ست. البته ممکن است کنیسه نیز بوده باشد؛ ولی با توجه به قبل‌تر بودن از اسلام نمی‌تواند به معنی مسجد مخصوص مسلمانان بوده باشد. علاوه برمسجدالحرام(بیت العتیق)ومسجدالاقصی درقرآن کریم به مساجد دیگری نیز اشاره شده‌است. مسجد قبلتین۱اسرا-مسجد قبا۱۰۷توبه-مقام ابراهیم (مصلی)-مسجدضرارکه دستور تخریب آن داده شد۱۰۷توبه مسجد تداعی‌کننده گنبد و مناره مناره و گلدسته مسجد شاه پذیرش این مسئله که وجود مساجد گنبدها مناره هادر بافت یک شهر نمی‌تواند به معنای اسلامی بودن ان شهر باشد این امر را بدیهی می‌سازد که باید در عناصر و مولفه‌های دیگری که نه تنها کالبد بلکه روح و هویت شهرها را می‌سازند به دنبال نشانه‌هایی از زیست مسلمانان و الگوهای یک شهر اسلامی بود. به عقیده مسلمانان مسجد محلی برای آرامش روحی انسان است. مناره‌های مساجد معمولا دو یا یک عدد می‌باشند به صورتی که مساجد فرقه سنی داری یک مناره و مساجد فرقه شیعه دارای دو مناره می‌باشد. مسجد جامع تفاوت‌های موجود بین مسجد و مسجد جامع با ویژگی‌های هرکدام به خوبی مشخص است شاخصه‌هایی پایدار که در سراسر جهان اسلامی و در طول زمانی حدودا هزار سال همچنان باقی مانده‌است. مسجد مکانی بوده صرفا به جهت عبادت اما از آنجایی که در گذشته‌استفاده‌های دیگری هم از آن می‌شد نظیر قضاوت، نگهداری بیت المال، برپایی اجتماعات بزرگ، بزودی نماد قدرتمند اسلام شد و هم عرصه‌های دینی و هم قلمروهای دنیوی را دربرگرفت، اما نتوانست پاسخگوی نیازهای مذکور باشد، ساخت مسجد جامع بعلت حفظ این دو جنبه بود. فقدان نهادها و بناهای رسمی عمومی نظیر تالار شهر یا محاکم اسلامی، به نقش دووجهی مسجد جامع اهمیت بیشتری بخشید. این تمایز کارکردی، تفاوتی را در منزلت و مقصود مساجد منعکس ساخت و در دو واژه کاملا مجزا رسمیت یافت، یعنی مسجد و جامع. علی‌رغم تمایز آشکار کارکردی بین مسجد و جامع، از لحاظ طرح تفاوتی بین این دو وجود ندارد. در واقع «جامع» عملا ابعاد بزرگتر و تزئینات بیشتری را دارا می‌باشد. مساجد شبستانی شبستان اصلی مسجد سلطان قابوس در مسقط این مساجد که برگرفته از ته رنگ مسجد پیامبر در مدینه می‌باشند. دارای نقشه‌ای مستطیل شکل با حیاط مرکزی و شبستانی در جهت قبله می‌باشند. مساجد ابتدای اسلام اغلب دارای طرح شبستانی بوده‌اند. مسجد جامع فهرج، مسجد تاریخانه دامغان، مسجد جامع نیشاپور، مسجد اولیه جامع اصفهان، مسجد اولیه جامع یزد، مسجد اولیه جامع ساوه، مسجد جامع نائین و مسجد اولیه جامع اردستان دارای طرح شبستانی می‌باشند. هنر تزیینی هنرهای تزیینی در بناهای مذهبی نشانه‌ای از کشف و شهود را در پی دارد و رنگ‌ها وشکل‌های موزون و قوس‌های صعودی و نزولی که از راز آفرینش پرده برمی‌دارد هر کدام به بیننده آرامش روحی و معنوی می‌دهد. به عنوان مثال قاعده هشت وجهی گنبد کنایه از کرسی الهی و نیز عالم فرشتگان و قاعده مربع و چهارگوش نماد جهان جسمانی روی زمین است. ویا این که ساختار مقرنس در این‌جا بازتابی از نمونه‌های مثالی آسمان نزول ماوای آسمانی به سوی زمین و تبلور آسمانی در قالب‌های زمینی است. قوس ایرانی به سوی بالا حرکت دارد و به سمت آسمان و به امر متعالی صعود می‌کند و قوس مغربی حرکتی درونی و به سوی قلب دارد. معماری مسجد مساجد در ابتدا بسیار ساده ساخته می‌شدند و معمولا سقف حصیری داشتند. هنگامیکه اسلام در ایران استحکام یافت مساجد با گنبد ساخته شد گنبد بیشتر در معماری ایرانی نمود پیدا کرده‌است. قدیمی‌ترین نمونه مساجد با گنبد چارطاقی مربوط به مسجد الاقصی است که قبل از اسلام ساخته شده‌است. در ایران ساسانی بیشتر آتشکده‌ها به صورت چارطاقی و گنبد دار مدور بودند و همین سبک در ساخت مساجد ایران بکار گرفته شد و سپس مناره بر آن افزوده شد. بر اساس کتاب نقش پارسی بر احجار هند معماری چارطاقی و گنبد دار در حوزه تمدنی ایران شکل گرفته‌است. کاخ اردشیر فیروز آباد یکی از نمونه‌های این‌گونه معماری است در کشورهای شمال آفریقا مساجد فاقد گنبد است و به صورت یک مناره‌ای ساخته می‌شود. مساجد قدیم‌تر در جهان عرب فاقد مناره هستند. مساجد در معماری ایران از سیر طراحی تکاملی برخوردارند. کاشی کاری سنتی از مهمترین عناصر تزئینی مساجد ایرانی است. اما بخش‌هایی هستند که در بیشتر مساجد وجود دارند. هر چند ممکن است در مساجد مهمی مانند مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان وجود نداشته باشند. بخش‌های زیر در مساجد دیده می‌شوند: سردر آستانه گنبد بارو گلدسته صحن یا میانسرا حرم محراب رواق بارگاه چله‌خانه حجره شبستان کتیبه ستون سرستون طاق خواجه‌نشین آرامگاه سنگ قبر نورگیر مسجد 250x250پیکسل اطراف گنبدخانه‌های بناهای اسلامی یا در ساقه آن‌ها نورگیرهای زیبایی وجود دارد که به علت شدت و ضعف نور، طرح‌های بدیعی را به وجود آورده. این پنجره‌ها که معمولا در بغل ایوان‌ها نیز به وجود آمده‌اند و اصطلاحا به آن‌ها پاچنگ می‌گویند، در اکثر مساجد قدیمی جزو عناصر همراه مساجد هستند. نورگیرها از مصالح کاشی معرق، سنگ، آجر، کاشی و چوب ساخته می‌شوند و دارای نقوش اسلیمی (خطوط برگرفته از پیچک‌های گیاهی) یا هندسی هستند. جنس پنجره‌های نورگیر در کشورهای هند و پاکستان از سنگ مرمر است. در بعضی از مساجد قدیمی ایران نورگیرها از خشت خام هم دیده شده‌اند که دارای نقوش اسلیمی هستند و به علت وجود چند نور در آن‌ها، توجه همگان به آن معطوف می‌گردد. یکی از زیباترین پنجره‌های نورگیر، پنجره‌های مشبک چوبی مسجد جامع اصفهان است که با طرح‌های متنوع گره سازی، عملکردی در پنجره‌ها و درهای ارسی دارند. امروزه بسیاری از ضریح‌های امامزاده‌های ایران به صورت شبکه‌های چوبی یا منبت کاری درآمده‌اند از آثار جالب مراکز مذهبی‌اند. در مسجد شیخ لطف‌الله نور کیفیتی ورای ماده پیدا نموده تا آن جا که نور از جداره شمال شرقی به جداره جنوب غربی تابیده و به محراب نقشی ورای ماده می‌دهد. همچنین نور از جداره‌های طوقه گنبد عبور کرده و پیچ و تاب شبکه‌ها را بر روی گنبد خانه انداخته و مانند این است که این نقوش با سبک بالی در حال رقصند. سیالیت سیالیت همان احساس تعلیق است که در معماری دوره اصفهانی به خوبی می‌توان دید. از آنجا که سیال بودن باعث می‌شود بنا سبک‌تر به نظر رسد و به بیننده کمک می‌کند تا از عالم مادی به عالم معنوی رود. همانند گنبد خانه‌های مساجد که در گذر زمان کالبد سبک‌تری پیدا نموده‌اند تا آنجا که علاوه بر کاهش جرز، بازشوهایی در بدنه و طوقه گنبد ایجاد شده و نور را به داخل فضا می‌کشاند و حس سیال بودن گنبد را به مخاطب ارمغان می‌دهد چرا که گنبد در زیر امواج‌های نور قرار گرفته و حس تعلیق را به وجود می‌آورد، همانا که مصالح با پیوند نور آسمانی می‌شوند. مسجد در معماری ایران میدان نقش جهان که در آن دو مسجد شیخ لطف‌الله و مسجد شاه قرار دارد. مسجد نصیرالملک در شیراز نمایی از فضای گنبدخانه تاج‌الملک مسجد جامع اصفهان مساجد مهم‌ترین بناهای معماری ایران پس از اسلام هستند. شاخص‌ترین و پیشرفته‌ترین بناهای هر دوره معماری ایران پس از ورود اسلام را می‌توان در مساجد پیدا نمود. اهمیت مسجد در ایران نشانه‌ای از پذیرش و اقبال مردم ایران نسبته به دین اسلام است. چرا که در دورافتاده‌ترین نقاط ایران نیز مساجد مهم‌ترین بناهای بافت اطراف خود بوده‌اند که با هزینه مردم بنا می‌شدند. ویژگی‌های ساختاری هر مسجد شامل انعطاف ذاتی، بی‌تفاوتی نسبت به نماهای خارجی، تاکید متقابل بر فضای داخلی، و گرایش طبیعی به تزئینات کاربردی است. زمانی که از مسجد «جامع» سخن می‌رانیم در واقع همان مسجد است با ویژگی‌هایی مضاف و فراتر از مسجد و وام گرفته شده از معماری دوره بیزانس با ریشه‌های کلاسیک. به اعتقاد پیرنیا (۱۳۸۳)، ایرانیان کهن و هنرمندان آن‌ها باور به تقلید درست داشته‌اند و آن را بهتر از نوآوری بد می‌دانستند. تقلید یا برداشتی که منطق داشته باشد و با شرایط زندگی سازگار باشد. از این وجوه خاص که جامع را از مسجد متمایز می‌کند، می‌توان به محراب، منبر یا سکوی وعظ، مقصوره یا محصوره، ناو یا راهروی بالا آمده میانه شبستان و گنبد اشاره کرد. ذکر این نکته حائز اهمیت است همه این عناصر در یک بنا با درجه اهمیت برابر باقی نماندند و با همه آن‌ها به یک نحو برخورد نمی‌شد (براند، ۱۳۸۳). تاریخچه مسجد در ایران پس از فروافتادن ساسانیان، ساخت مساجد در ایران آغاز شد. در سه قرن نخستین حکومت اسلامی در ایران، مساجد به شیوه‌ای بسیار ساده و به پیروی از معماری ساسانی ساخته می‌شد. زادگاه اولین نمونه‌های معماری اسلامی ایران را در خراسان دانسته‌اند، لذا طریق ساخت بناهای این دوران (شامل امویان، عباسیان، طاهریان) به شیوه خراسانی معروف است. در این شیوه که نقشه عمومی بناهای آن از مساجد صدر اسلام اقتباس شده، مساجد به صورت «شبستانی» یا «چهل ستونی» ساخته شده‌اند (ذکرگو، ۴۶:۱۳۸۰) با پدیدار شدن اسلام و پذیرش آن از سوی ایرانیانی که زیر بیدادگری و ستم بودند دگرگونی‌هایی در ساختمان‌سازی رخ داد: پس از اسلام، با الگو گرفتن از باورهای اسلامی ساختمان‌ها «مردم وار»‌تر شدند. گرچه در شیوه پارتی نیز مردم واری و پرهیز از بیهودگی نمایان بود ولی پس از اسلام این ارزش‌ها بیشتر نمودار شدند. در شیوه‌های پیشین بنابر شرایط، ساختمان‌سازی کیفیت ویژه‌ای یافت. برای نمونه در شیوه پارتی در روزگار اشکانیان، ساختمان‌ها با سبک پاک‌تراش و با ریزه کاری بیشتری ساخته می‌شدند، اما در دوره دوم زمان ساسانیان چون به ساختمان‌های بیشتری نیاز داشتند ساختمان را با سنگ لاشه می‌ساختند، بدین گونه کیفیت: ساختمان‌سازی نیز افت می‌کرد (پیرنیا، ۱۳۴:۱۳۸۳) این امر به روی نحوه ساخت مساجد در دوره‌های مختلف تاثیر گذاشت. بطور مثال ”در دوره سلجوقی آجر کاری و در دوره ایلخانی گچ بری و در دوره تیموری و صفویه کاشیکاری رایج بوده‌است. نقشه ساختمانی مساجد نیز تفاوت‌های آشکاری در هر دوره دارد. در ایران اسلامی با مساجد شبستانی، یک ایوانی، دو ایوانی، چهار ایوانی و ترکیب گنبد خانه با ایوان اصلی روبرو هستیم“(ابوذری ۱۳۸۰: ۱۱۷) ساختار مسجد در معماری ایران مسجد شاه اصفهان در معماری ایرانی هرگاه چند طاق پوش در کنار هم جای می‌گیرند، دهانه کوچه میانی یا میان وار بیش از کوچه‌های دیگر است و از دهانه بر وارها با کوچه‌های دیگر کم‌کم کاسته می‌شود و کوچه کناری که طاق آن روی دیوار پرت (دیواری که پشت آن آزاد است) می‌نشیند کمترین دهانه را دارد تا از رانش طاق کم‌کم کاسته شود و دیوار پرت را نیندازد؛ ناگزیر نمای میانوار که به روی سرای سرگشاده باز می‌شود پردهانه‌تر و بلندتر می‌شود و از مردم واری آن می‌کاهد. معمار هنرمند مسجد فهرج برای پیشگیری از این کاستی در کنار دو جرز میانوار، پیلکهای نغزی افزوده تا دهانه یکسان نماید (این نغزکاری یکصد سال پیش از آن در تاریخانه دامغان به کار رفته‌است). کار بهره‌گیری از ساختمایه‌های بوم‌آور در این مسجد بدانجا کشیده‌است که به جای کاه در کاهگل (که شاید در فهرج کمیاب بوده)، ژاژ (خارشتر-آدور) آسیا شده به کار برده‌اند و همین کار اندودها را از آسیب موریانه بر کنار داشته‌است. هنر و معماری مساجد ایران مساجد ایران تمثیلی بی‌نهایت است از رساندن انسان به کمال و ترکیب‌کننده رمز قدسی به گونه‌ای که این مکان دارای تقدس است و انسان با اشراق درونی با آن ارتباط برقرار می‌کند. این حرکت و سیر کمال گرایانه لازمه هر بنای مذهبی است که اساسا محل بندگی و پرستش است. هنر به کمال رسیده ایرانیان با بهره‌گیری از مفاهیم هندسی کیهانی همواره نمود بی‌نهایت در یک نهایت یا صورت بوده‌است. مسجد عتیق شیراز مربوط به دوره سلجوقی مساجد در نهایت نفس را به حقیقت ازلی و کمال حقیقی می‌رساند. این نائل شدن باحضور و شهودی همراه است که همواره حرکت در مکان و دیدنی از جنس شناخت از لحظه ورود تا به انتها با موحد همس است. تمامی مراتب این حرکت مکانی چون طریقت عرفانی آرام آرام نور حقیقت را در دل آشکار کرده انسان را از حشو و زواید خارج از این مکان مقدس منزه می‌دارد. ورودی در مساجد ایران جایگاه انتخاب و اطمینان است و تمایز را در مکان نشان می‌دهد و بیان می‌دارد که هویتی قدسی و کاملا متفاوت با پهنه هیولایی اطراف درحال وقوع است. عمدتا ورودی‌های مساجد ایران حرکتی روحانی به سوی آسمان دارد. به‌طور کلی هرچه به گذشته بازمی‌گردیم درمی‌یابیم که زندگی انسان با کیهان و آسمان بیشتر مرتبط بوده‌است. جلوه‌های این ارتباط را درقالب نقوش هندسی چون خورشید ماه و ستاره‌ها در معماری می‌یابیم که ان‌ها را در تزیینات به صورت اجر کاری یا کاشی کاری یا در کل حجم معماری در قالب استفاده از حجم‌ها هندسی مطلقی چون مکعب یا مربع مستطیل یا دایره یا احجامی از این قبیل ملاحظه می‌کنیم. هندسه این نقوش دارای کششی درونی و به صورت متحدالمرکز یا مرکزگرا نمایان می‌شود. حرکت اجزای کوچک‌تر و چرخش ان‌ها به دور اجزای دیگر بخشی از چرخش و حرکت کلی است. اجزا در یک نقش در عین حال که دارای اتحاد کلی هستند در بین خود نیز دارای وحدتی یکسان اند و به سوی یک مرکز دارای یک حرکت درونی هستند. این در واقع قانون نظم طبیعی در جهان هستی است. منبت کاری‌ها گره چینی‌ها یا کاشی کاری‌ها به ایجاز این نظم کیهانی را به تصویر می‌کشند. تمامی نقوشی که به صورت طرح‌های اسلیمی هستند در یک حرکت دایره وار قابل مهار شدن در دایره‌اند. این دوایر نامرئی چون روح ویا پهنه بی‌انتها ی معنا همواره در نقوش حضور دارند و بیانگر ماهیت مینویی ان‌اند. این نقوش اصول حقیقی را به نمایش می‌گذارد که بر اساس معرفت وجود و هستی شناسی علاوه بر این که الگویی طبیعی در جهان هستی است در بردارنده معنای ازلی نیز هست که ره یافتن به این معنا از طریق مشاهده و درک تحقق می‌یابد. تابش پی در پی نور در سطوح متفاوت و با زوایای مختلف در پیش تاق ایوان ورودی باعث احساس حضور نور می‌شود حضوری که شاید در حالت عادی در سطوح احساس نمی‌شود اما باتغییر تابش و ایجاد سایه‌های متفاوت احساسی بلورین را در زیر تاق برمی انگیزاند. نور در این میان نقش حکیمانه خویش را با ظهوری حیات بخش ایفا می‌کند و تاثیر وجودی خویش را در تراش الماس گونه فضا در هماهنگی شگفت‌انگیز با هندسه به جای می‌گذارد. نور بخشایش و رحمت الهی را بر آینه دل مومنین می‌تابد. اگر ان واجد بازتابش باشد انوار عالی الهی را به طرق مختلف نمایان می‌سازد. اما با وجود تکثر این بازتابش‌ها حرکت صعودی در ان‌ها دیده می‌شود و در انتها به یک خورشید یا شمسه در نور ازلی می‌رسند. هندسه پیش تاق یا ایوان ورودی به صورت یک مستطیل کشیده شده‌است که عمدتا با دو مناره در دو طرف ترکیب می‌شوند و با زبان سکوت شهادت می‌دهند که در این‌جا اتفاقی مقدس رخ می‌دهد. علاوه بر این تفاوت مقیاس و شکستنی که در خط آسمان عناصر اطراف خود ایجاد می‌کند بر حرکت رو به بالای ورودی بیشتر تاکید می‌کند. این عروج روحانی در پیش تاق یا موتیف‌هایی چون مناره‌ها و کاشی کاری‌ها بر روی مناره‌ها به صورت اجر کاری و با طرح‌های اسلیمی مقرنس‌ها پیچ‌های تزیینی نیلی رنگ محیط و قوس‌های تیزه دار بیان می‌شود. فضای ورودی آغاز سفر عرفانی است که درون را به آنچه شایسته رسیدن اوست سوق می‌دهد. کارکردهای مسجد مساجد به عنوان مهم‌ترین بناها در هر شهر و روستا همواره نقش‌های متعددی در زندگی قشرها مردم داشته‌اند. این بناها چون بزرگ‌ترین ساختمان‌ها بوده‌اند در آغاز نیازی به داشتن نشانی ویژه‌ای نداشته نگاه هر گذرنده‌ای را به سوی خود جلب می‌کردند اما پس از گسترش شهرها نخست با افزایش در گاه‌ها و نهادن توق بر بلندترین جای ان و سپس با ساختن میل برج مناره در کنار و نزدیک ان ساکنان شهر را به عبادتگاه راهنمایی می‌کرده‌اند. رفته رفته مسجد به عنوان چشم‌اندازی جغرافیایی و جلوه گاه هنر و ذوق ایرانی شهر را کاملا تحت تاثیر خود قرار داد اما سیمای خاصی که مسجد در شهر به وجود می‌آورد و اثری که بر گسترش شهر می‌گذاشت. تنها به فضاهای فیزیکی و آرایش‌های هنری و ذوقی ان ختم نمی‌شد بلکه مسجد از گذشته کارکردهای گوناگونی داشته و اکنون هم این نقش‌ها را تا حدودی حفظ کرده‌است. این نقش‌ها عبارتند از: مرکز ارشاد و تبلیغ اسلامی و کانون رعایت قواعد و قوانین خاص. اعتقاد به عبادت نمازگزاران و نیایش به خدا از عوامل و انگیزه‌های بنیاد و ایجاد مساجد است. جمع‌آوری نذورات و کمک‌های خیرین پخش آن بین نیازمندان تنها مسجد مسلمانان در شهر تفلیسآموزش رشته‌های مختلف (قرآن، نهج البلاغه، آمادگی دفاعی و…) محدودیت‌ها در ایران، ساخت‌وساز مسجد توسط اهل سنت در شهرهای بزرگ با محدودیت زیاد و طبق مقررات می‌باشد. به نقل شبکه خبری بی‌بی‌سی، حکومت جمهوری اسلامی به اعضای اقلیت اهل سنت ایران، اجازه داشتن مساجد در «شهرهای بزرگ»، برای انجام مراسم مذهبی و نمازهای جمعه و اعیاد مذهبی را نمی‌دهد. هم‌چنین در عربستان سعودی ساخت هرگونه عبادت‌گاهی به غیر از مسجد ممنوع است. شهر آتن تنها پایتخت یک کشور اروپایی است که با بیش از۵۰۰ هزار مسلمان، مسجدی رسمی ندارد. همچنین مسلمانان یونانی و مسلمانان مقیم این کشور از داشتن گورستانی برای دفن مرده‌های خود نیز محروم هستند. در تاریخ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹ میلادی، اکثریت مردم سوئیس با شرکت در یک همه‌پرسی عمومی، به «ممنوعیت احداث مناره در سوئیس»، رای مثبت دادند. ساختمان‌های مذهبی مسجدالاقصی کلیسا کنیسه فهرست مسجدها مناره
[ "ایران", "اصفهان", "میدان نقش جهان", "مسلمانان", "کعبه", "مسجد النبی", "محمد", "مدینه", "عربستان سعودی", "مساجد", "گنبد", "مناره", "کالبد", "زبان آرامی", "کردستان", "عراق", "ترکیه", "سوریه", "ایسپیه مزگت", "استان گیلان", "دزگامزگت", "استان مازندران", "قرآن", "مسجد الاقصی", "کنیسه", "کلیسا", "مسجدالحرام", "بیت العتیق", "مسجدالاقصی", "مسجد قبلتین", "مسجد قبا", "مقام ابراهیم", "مسجدضرار", "سنی", "شیعه", "مسجد جامع فهرج", "مسجد تاریخانه دامغان", "مسجد اولیه جامع اصفهان", "مسجد اولیه جامع یزد", "مسجد اولیه جامع ساوه", "مسجد جامع نائین", "مسجد اولیه جامع اردستان", "نقش پارسی بر احجار هند", "کاشی کاری", "مسجد شیخ لطف‌الله", "سردر", "آستانه", "بارو", "گلدسته", "صحن", "حرم", "محراب", "رواق", "چله‌خانه", "حجره", "شبستان", "کتیبه", "ستون", "سرستون", "طاق", "خواجه‌نشین", "آرامگاه", "سنگ قبر", "ژاژ", "منبت کاری", "گره چینی", "هستی شناسی", "ایوان", "بی‌بی‌سی", "حکومت جمهوری اسلامی ایران", "اهل سنت", "پرستش‌گاه", "آتن", "۲۹ نوامبر", "۲۰۰۹ (میلادی)", "همه‌پرسی", "مسجد الحرام", "مکه", "اورشلیم", "مسجد جامع قیروان", "مسجد اموی دمشق", "دمشق", "مسجد الازهر", "قاهره", "حرم علی بن ابی‌طالب", "نجف", "حرم حسین بن علی", "کربلا", "Al-Zaytuna Mosque", "تونس (شهر)", "مسجد ابن طولون", "مسجد جامع حلب", "مسجد قرطبه", "مسجد سلطان حسن", "Alaeddin Mosque", "قونیه", "مسجد جامع اصفهان", "مسجد بی‌بی خانم", "سمرقند", "مسجد جامع هرات", "مسجد سلیمیه", "ادرنه", "مسجد سلطان احمد", "استانبول", "Pertevniyal Valide Sultan Mosque", "مسجد جامع دهلی", "مسجد بادشاهی", "لاهور", "Lipka Tatars", "Kruszyniany", "لهستان", "مسجد نیوجی", "پکن", "Great Mosque of Djenné", "مالی", "سوماترای غربی", "مسجد پاریس", "مسجد شاه فیصل", "اسلام‌آباد", "Al Fateh Grand Mosque", "منامه", "Putra Mosque", "پوتراجایا", "مسجد استقلال", "جاکارتا", "Taipei Grand Mosque", "تایپه", "ساختمان‌های مذهبی", "فهرست مسجدها" ]
[ "اسلام", "اصطلاحات اسلامی", "فرهنگ اسلامی", "مسجدها", "معماری اسلامی", "معماری مسجد", "طراحی ایرانی" ]
1,356
ساختمان‌های مذهبی
2
19
0
[ "ساختمان‌هاي مذهبي", "ساختمان های مذهبی", "ساختمان هاي مذهبي" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
گونه‌های ساختمان‌های مذهبی در دین‌های گوناگون عبارت‌اند از: زرتشتی آتشکده موبدستان هیربدستان آدریان ورهرام ایزد(بهرام ایزد) آتش دادگاه بودایی پاگودا (چتربرج) مسیحی کلیسا کلیسای جامع دوئومو (نیایشگاه ایتالیایی) صومعه دیر یهودی کنیسه (کنشت) مهرپرستی مهرابه پرستشگاه آناهیتا اسلامی مسجد مسجد جامع حسینیه امامزاده بقعه مرقد مدرسه دینی بهائی مشرق‌الاذکار حظیره‌القدس دیگر کیش‌ها اهرام پرستشگاه‌های هندو خانقاه ویهارا
[ "آتشکده", "موبدستان", "هیربدستان", "آدریان", "ورهرام ایزد(بهرام ایزد)", "آتش دادگاه", "پاگودا", "کلیسا", "کلیسای جامع", "دوئومو", "صومعه", "دیر", "کنیسه", "مهرابه", "مسجد", "مسجد جامع", "حسینیه", "امامزاده", "بقعه", "مرقد", "مدرسه دینی", "مشرق‌الاذکار", "حظیره‌القدس", "اهرام", "پرستشگاه", "خانقاه", "ویهارا" ]
[ "دین", "ساختمان‌ها و سازه‌ها" ]
1,357
مهرابه
0
42
0
[ "مهرآبه", "ميترائيوم", "میترائیوم" ]
false
12
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
مهرابه به پرستشگاه‌های مهرپرستان گفته می‌شود. این واژه از دو کلمه مهر و آبه ساخته شده‌است. خورآبه نیز به همین معناست. آبه به معنی جای گود است. مهرآبه در معماری فضایی چهارسویی بود، که جهت اصلی نیمروزی داشت. منتظران ظهور مهر فرشته آزادیبخش و عدالت گستر بایستی منتظر زایش او از آناهیتا در غاری می‌بودند که با تابش نور مهر خورشید بر سطح آب سنگاب تحقق پیدا می‌کرد. پس در هر طلوع صبح، و اوج نیمروزی و غروب مهر در این نیایشگاه برای ظهور او به نیایش می‌پرداختند. مهرآبه یا مهرآوه یعنی گنبدخانه مهر، خورآبه همان خورآوه یا خرابه گنبدخانه خور یا خورشید است. سقف گنبد مهرابه‌ها نیلگونی بود که با لاجورد رنگین می‌شد، روزنه هورنوی آن در میان نقش خورشید یا شمسه قرار می‌گرفت و بر آن نقوش ستارگان با رنگهای طلایی ترسیم می‌گشت، همچون مقرنس در دل گنبدها در دوره‌های بعدی. انواع مهرابه تصور بر آن بوده که مهر در یک غار گاو را که به اعتقاد مهرپرستان منشا بوجود آمدن آفرینش است کشته و از گوشت و خون آن گاو گیاهان وموجودات بوجود آمده‌اند پس به همین دلیل اعمال و مناسک خود را که از مهم‌ترین آن‌ها قربانی کردن گاو بود در غار انجام می‌دادند. مهرابه‌های غاری در جاهایی که غار طبیعی وجود داشت از همین غارها برای نیایش استفاده می‌شد. مهرابه هادر بیشتر دوران‌ها به صورت معابد پنهانی بودند؛ و دور از شهرها و گذرها ساخته می‌شد. مهرابه‌های زیرزمینی در جاهایی که غار طبیعی وجود نداشته زمین را به مانند غاری می‌کنده‌اند. مهرابه‌های زیر زمینی در عمق و انتها توسعه زیادی پیدا نکرده بود. مهرابه‌های روزمینی در جاهایی که امکان کندن زمین نبوده‌است یا این که آب روان در آن جاری بوده سعی می‌کردند که مهرابه را نزدیک آب روان بسازند. معماری مهرابه‌ها در ورودی مهرابه را بیشتر به سمت شرق می‌ساختند. ساختمان مهرابه‌ها از یک ورودی سپس دهلیز درونی که به سه راهرو منتهی می‌شد تشکیل شده‌است. تالار روبرویی بزرگ بوده و تالار اصلی معبد بوده‌است. دو راهرویی که در سمت چپ و راست قرار داشتند تنگتر بوده و سقف آن هم کوتاهتر است. مهراب بالای تالار اصلی قرار می‌گرفت و عبارت است از گودی اندکی در دیوارکه نقش مهر (و گاهی مجسمه او) در حال کشتن گاو در آن دیده می‌شد دو مهربان نیز در دو سوی او دیده می‌شدند. در دو طرف تالار اصلی نیمکتهایی سنگی قرار می‌دادند. روشنی مهرابه از روزنه‌های کوچک سقف یا پنجره‌های باریک تامین می‌شد، به طوری که فضای مهرابه تقریبا تاریک بود؛ و این برای آن بود که حالت اصلی غار حفظ شود. مهرابه‌ها را کوچک می‌ساختند به طوری که مهریان تنگ در کنار هم قرار گیرند. دیواره‌های مهرابه‌های اروپا از نقاشیهای دیواری آیین مهر پر است. مهرابه‌های بازمانده در اروپا بیشتر مهرابه‌هایی که مخفی نبودند به کلیسا تبدیل شدند یا در واقع روی بقایای آن‌ها کلیسا ساخته شد. در ایران نیز بسیاری از مهرابه‌ها به کلیسا، مسجد، آتشکده، امامزاده، خانقاه، قدمگاه و… تبدیل شده‌اند.
[ "مهرپرستی", "مهر", "مهراب", "اروپا", "کلیسا", "ایران", "مسجد", "آتشکده", "امامزاده", "خانقاه", "قدمگاه", "ایتالیا", "مجارستان", "نیمیخن", "هلند", "والبروک", "لندن", "انگلستان" ]
[ "مهرپرستی" ]
1,358
تاریخ سوریه
0
177
0
[ "تاريخ سوريه" ]
false
14
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نام قدیم سوریه (به یونانی ) به احتمال زیاد از نام امپراتوری «نوآشوری» مشتق شده باشد که در قرن ۱۰ پیش از میلاد در این خطه تاسیس شد. مدرن سوریه امروزی پس از اشغال به دست فرانسوی‌ها (۱۹۱۷–۱۹۲۰) و قیمومیت (۱۹۲۰–۱۹۴۶) فرانسوی‌ها در سال ۱۹۴۶ مستقل شد. در سال ۱۹۵۸ جمهوری سوریه بخشی از جمهوری متحده عربی شد، اما در سال ۱۹۶۱ از این فدراسیون کناره‌گیری کرد. از سال ۱۹۶۳ تا به امروز جمهوری عربی سوریه به دست حزب بعث و از سال ۱۹۷۰ به دست خانواده اسد اداره می‌شود. تاریخ سوریه به شرح زیر به دوره‌هایی قابل تقسیم است پیش از تاریخ دوران باستان شرق نزدیک: ابلا، میتانی، امپراتوری نوآشوری، ایالات سریانی هیتی دوران باستان کلاسیک: امپراتوری نوبابل، سوریه هخامنشی، سوریه هلنی، سوریه رومی، سوریه اشکانی، سوریه ساسانی پس از اسلام: تسخیر به دست مسلمانان، خلافت اموی، دوران سلجوقی، شهر ادسا، شهر انطاکیه، حملات مغولان، ایلخانیان، سلطنت مملوک (قاهره) اوایل دوره مدرن: سوریه عثمانی تاریخ مدرن سوریه: قیمومت فرانسه، جمهوری سوریه (۱۹۳۰–۱۹۵۸)، کودتای ۱۹۶۳ سوریه، کودتای حزب بعث، جنگ سوریه پیش از تاریخ قدیمی‌ترین یافته‌های تاریخ سوریه مربوطه دوران پارینه سنگی (۸۰۰،۰۰۰ قبل از میلاد) است. در ۲۳ آگوست سال ۱۹۹۳ یک تیم باستان‌شناسی متشکل از متخصصان اهل ژاپن و سوریه فسیل انسانی را مربوط به دوران پارینه سنگی در غار ددریه در ۴۰۰ کیلومتری شمال دمشق پیدا کردند. استخوان‌های پیدا شده در این غار متعلق به یک بچه نئاندرتال بوده‌است که تخمین زده می‌شود حدود دو ساله بوده و در دوران پارینه سنگی میانی (۲۰۰،۰۰۰ تا ۴۰،۰۰۰ سال پیش) زندگی می‌کرده است. تاکنون استخوان‌های بسیاری ازنئاندرتال‌ها کشف شده‌است ولی این عملا برای اولین بار بود که اسکلت تقریبا کامل یک کودک در حالت دفن شده پیدا شد. باستان شناسان نشان داده‌اند که تمدن سوریه یکی از کهن‌ترین تمدن‌های روی زمین بوده‌است. سوریه بخشی از هلال خصیب است و از ۱۰،۰۰۰ سال قبل از میلاد یکی از مراکز تمدن نوسنگی بود ه است که کشاورزی و دامداری را برای اولین بار راه انداختند. ویژگیاصلی دوره نوسنگی خانه‌های مستطیل شکل مربوط به تمدن موریبت است. در اوایل دوره نوسنگی مردم از سنگ، گچ و آهک سوخته ظرف می‌ساخته‌اند. یافته‌هایی از جنس ابزار ابسیدین از آناتولی نشان می‌دهد روابط تجاری با هم داشته‌اند. شهرهای تل حموکار و امار در اواخر دوران نوسنگی و عصر برنز رونق گرفت. دوران باستان شرق نزدیک خرابه‌های ابلا یا تل مردیخ، در نزدیکی ادلب در شمال سوریه در سال ۱۹۷۵ مورد کاوش‌های باستان‌شناسی قرار گرفت و به نظر می‌رسد مردم این شهر که در حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد تاسیس شده بود، به زبان سامی شرقی صحبت می‌کردند. امپراتوری ابلایی در دوران اوج خود، از حدود ۲۴۰۰ تا ۲۵۰۰ قبل از میلاد، از شمال به آناتولی، از شرق به بین‌النهرین و از جنوب به دمشق می‌رسیده‌است و با دولت‌های سومر در بین‌النهرین، اکد و آشور و نیز مردم شمال غرب داد و ستد می‌کرده است. هدایایی که از فراعنه در حفاری‌ها پیدا شده‌است نشان می‌دهد این تمدن با مصر در ارتباط بوده‌است. محققان بر این باورند که زبان مردم ابلا، زبان سامی شرق اکدی بین‌النهرینی بوده‌است که از قدیمی‌ترین زبان‌های نوشته شده در جهان است. از هزاره سوم قبل از میلاد سوریه محل اشغال و مبارزه متوالی سومری‌ها، ابلاییان، آکادی‌ها، آشوری‌ها، مصری‌ها، هیتی‌ها، هوری‌ها، میتانی‌ها، اموری‌ها و بابلی‌ها بوده‌است. ابلا احتمالا (در ۲۳۳۵–۲۱۵۴ قبل از میلاد) توسط سارگون اکد صاحب امپراتوری بین‌النهرینی اکد، در اطراف ۲۳۳۰ سال قبل از میلاد فتح شد. چند قرن بعد این منطقه دوباره به عنوان بخشی از سرزمین اموریان که به سامی شمال غربی صحبت می‌کردند تجدید حیات کرد تا این که در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد هیتی‌های هند و اروپایی آن را فتح کردند. سومریان، آکادیان و آشوری‌های بین‌النهرین از عنوان اوایل قرن ۲۴ قبل از میلاد این منطقه را مار تو یا سرزمین آمورو (اموریان) می‌نامیدند. بین سده‌های ۲۲ تا ۱۸ قبل از میلاد بخش‌هایی از سوریه تحت امر امپراتوری نوسومری، آشوری قدیمی و بابلی بوده‌است. بین سده‌های ۱۵ و ۱۳ قبل از میلاد امپراطوری‌های رقیب هیتی، مصری، آشوری و میتانی بر سر این منطقه مبارزه می‌کردند تا این که امپراتوری آشوری میانه (۱۳۶۵–۱۰۵۰ قبل از میلاد) در نهایت کنترل سوریه را به دست گرفت. هنگامی که امپراتوری آشوری در اواخر سده ۱۱ قبل از میلاد رو به زوال گذاشت، کنعانیان و فنیقی‌ها سوحل سوریه را اشغال کردند و در چارچوب ناآرامی‌های اواخر عصر برنز وهجوم اشوبگران دریانورد، آرامیان و سوتانیان در داخل کشور جای اموریان را گرفتند. در این مدت بخش عمده سوریه به نام آثورا (ابرنهرا، فرارود، ابرناری) و ارامیه (ارم؟) شناخته شد. از سده دهم قبل از میلاد امپراتوری نوآشوری (۹۳۵–۶۰۵ قبل از میلاد) به وجود آمد و سوریه تا اواخر ۷ قرن قبل از میلاد به مدت سه سده به دست آشوریان اداره شد که نام آن هنوز آثورا و آرامیه بود. از این دوره به بعد برای اولین بار نام سوریه پدیدار شد که البته این نام بر سوریه امورزی اطلاق نمی‌شد بلکه بر بخش هند و اروپایی امپراتوری آشور، یعنی شمال عراق امروزی، شمال شرق سوریه، جنوب شرق ترکیه و حاشیه شمال غربی ایران اطلاق می‌شد. بعد از سقوط این امپراتوری، بین‌النهرین برای مدت کوتاهی تحت امر امپراتوری نوبابلی (۶۱۲–۵۳۹ قبل از میلاد) قرار گرفت که شاید ۷۰ سال به حکومت خود ادامه داد. دوران باستان کلاسیک در سال ۵۳۹ قبل از میلاد، ایرانیان سوریه را به امپراتوری خود ضمیمه کردند تا این که اسکندر در ۳۳۳–۳۳۲ سال قبل از میلاد به این اشغال پایان داد. سوریه پس از آن بخشی از امپراتوری سلوکی شد و پایتخت این امپراطوری (که در ۳۱۲ قبل از میلادتاسیس ش) در شهر انطاکیه بود که آن زمان بخشی از سوریه بود ولی امروز ترکیه این شهر را در مرزهای خود قرار داده است. پومپه سردار رومی، انطاکیه را در سال ۶۴ قبل از میلاد تسخیر کرد و آرا به امپراتوری روم اضافه نمود. انطاکیه بعد از رم و اسکندریه سومین شهر بزرگ امپراتوری روم بود. انطاکیه با جمعیتی که در اوج خود به حدود ۵۰۰۰۰۰ نفر می‌رسی یکی از مراکز عمده تجارت و صنعت در جهان باستان بود و کثرت جمعیت این شهر که به زبان آرامی صحبت می‌کردند، پس از این دوران تا قرن ۱۹ دوباره به این تعداد نرسید تا این که در قرن نوزدهم پس از دو هزاره دوباره جمعیت آن به بیش از نیم میلیون رسید. سوریه به خاطر جمعیت بزرگ و مرفهی که داشت به ویژه در ۲ و قرن ۳ میلادی یکی از مهم‌ترین شهرهای روم بود. سوریه در تاریخ مسیحیت اهمیت بسیاری دارد چون پولس رسول در راه دمشق دین خود را به مسیحیت تغییر داد. وی پساز آن به چهره اصلی کلیسای مسیحی در انطاکیه تبدیل شد و از آنجا بود که سفرهای تبلیغی خود را تنظیم کرد و انجام داد. امپراتور روم هلیوگابال (۲۱۸–۲۲۲) نیمه آرامی بود، و خانواده‌اش در صنف روحانیت ارشد خدای خورشید الجبل (ال گابال) در امسا (حمص مدرن) در سوریه به صورت موروثی مشارکت می‌کرد. امپراتور بعدی الکساندر سوروس (۲۲۲ ۲۳۵) نیز اهل سوریه بود. امپراتور رومی دیگری که اهل سوریه بود فیلیپ عرب (مارکوس ژولیوس فیلیپوس) بود که از سال ۲۴۴ تا ۲۴۹ امپراتور روم بود. پالمیر خود یک دولت آرامی بومی ثروتمند و قدرتمند به وجود آورد که در سده‌های ۲ و ۳ میلادی مرکز امپراتوری پالمیر شد که و رقابت کوتاه مدتی با روم داشت. با سقوط امپراتوری روم غربی، سوریه در ۳۹۵ بخشی از امپراتوری روم شرقی شد. پس از اسلام محمد پیامبر اسلام، در مدت حیات خود دو بار مرزهای امپراتوری روم در سرزمین شام را مورد تهاجم نیروهای نظامی خود قرار داد. او در واپسین روزهای زندگی خود (سال یازدهم هجری)، سپاهی به فرماندهی اسامه بن زید و تمامی بزرگان صحابه برای هجوم به سرزمین شام تدارک دیده و اعزام ساخت؛ اما درست در همان روزها فوت نمود. بعدها خلیفه اول، اعزام آن سپاه را دنبال کرد. طی سال‌های ۶۳۴–۶۴۰، سوریه به اشغال ارتش راشدون متشکل از اعراب مسلمان درآمد که خالد بن ولید منجر آن را رهبری می‌کرد و این منطقه را به بخشی از امپراتوری اسلامی تبدیل کرد. در اواسط قرن ۷، سلسله اموی که آن زمان حاکم بر امپراتوری اسلام بودند پایتخت امپراتوری خود را در دمشق قرار دادند. در این زمان سوریه بزرگ به چهار ناحیه دمشق، حمص، فلسطین و اردن تقسیم شد. امپراتوری اسلامی به سرعت رشد کرد و از اسپانیا تا هند و بخش‌هایی از آسیای مرکزی گسترش یافت و سوریه به عنوان مرکز امپراتوری رونق اقتصادی بسیاری پیدا کرد. حاکمان اموی نخست مانند عبدالملک و ولید بن عبدالملک (الولید یکم) چندین کاخ و مسجد پر زرق و برق در سراسر سوریه به ویژه در دمشق، حلب و حمص ساختند. مسیحیان این سرزمین (مشخصا ارامیان و آشوریان شمال شرق) در این دوره به خوبی در کنار مسلمانان زندگی می‌کردند و حتی پست‌های دولتی می‌گرفتند. در اواسط قرن ۸، مبارزات دودمان‌ها، شورش‌های منطقه‌ای و اختلافات مذهبی باعث شد خلافت از بین برود و سلسله اموی جای خود را به سلسله عباسی داد که در ۷۵۰، پایتخت امپراتوری خود را به بغداد بردند. زبان عربی که زبان رسمی حکومت اموی بود در عصر عباسی به جای زبان‌های یونانی و آرامی نشست. سوریه مدت‌ها به دست طولونیان (۸۸۷–۹۰۵) و آل اخشید (۹۴۱–۹۶۹) از مصر اداره می‌شد و پس از یک دوره هرج و مرج، شمال سوریه به کنترل حمدانیان حلب درآمد. دربار علی سیف الدوله (۹۴۴–۹۶۷) یک مرکز بزرگ فرهنگی بود که ادبیات عربی در آن رشد بسیاری کرد. او تلاش‌های بیزانس برای پس گرفتن سوریه را با تاکتیک‌های ماهرانه دفاعی و ضد حمله به آناتولی پاسخ داد و توانست سوریه را حفظ کند. پس از مرگ او، بیزانس توانست انطاکیه و حلب (۹۶۹) را بگیرد و سوریه آوردگاه نبرد بین حمدانیان، بیزانسی‌ها و فاطمیان دمشق شد. بیزانس در سال ۹۹۶ تمام سوریه را فتح کرده بود، اما دعوای بین بیزانس، فاطمیان و آل بویه بغداد همچنان تا میانه سده یازدهم ادامه یافتن تا این که ترکان سلجوقی (۱۰۸۴–۱۰۸۶) سوریه را فتح کردند. پس از یک قرن حکومت سلجوقی، صلاح الدین، بنیانگذار سلسله ایوبیان مصر سوریه را فتح نمود (۱۱۷۵–۱۱۸۵). بخش‌هایی از سوریه در سده‌های دوازده و سیزده تحت کنترل ظفرمندان جنگ‌های صلیبی قرار می‌گرفت: شهرهای الرها (ادسا) (۱۰۹۸–۱۱۴۹)، انطاکیه (۱۰۹۸–۱۲۶۸) و طرابلس (۱۱۰۹–۱۲۸۹). خطر حشاشین اسماعیلیه نیز در کار بود و در سال ۱۲۶۰ مغولان تمام سوریه را درنوردیدند. خروج ارتش مغول باعث شد مملوکان مصر برای حمله به سوریه و تسخیر آن آماده شوند. بیبرس رهبر مملوکان علاوه بر ساخت قلعه سلطانی در قاهره، دمشق را به یک شهر مهم تبدیل کرد و با استفاده از اسب و کبوتر نظام مراسلاتی تنظیم کرد که این شهر را به شهرهای دیگر مرتبط می‌نمود. مملوکان آخرین نشانه‌های جنگ‌های صلیبی را از سوریه از بین بردند و چندین حمله از موج اول وحشیان مغول را دفع کردند. اما در سال ۱۴۰۰موج دوم وحشیان مغول به رهبری تیمور لنگ به سوریه حمله کردند، ارتش مملوک در حلب شکست خورد و دمشق سقوط کرد. تمام ساکنان شهر به جز صنعتگران قتل‌عام شدند و صنعتگران به سمرقند تبعید شدند. در این زمان جمعیت مسیحی سوریه آزار و اذیت بسیاری دید. دو سده بعد، کشف مسیر دریایی اروپا به شرق دور باعث شد بازرگانان نیازی به مسیر تجاری زمینی که از سوریه می‌گذشت نداشته باشند. در سال ۱۵۱۶، امپراتوری عثمانی سوریه را فتح کرد. سوریه عثمانی سلطان سلیم عثمانی بخش اعظم سوریه را در سال ۱۵۱۶ با شکست دادن مملوکان در نبرد مرج دابق در نزدیکی حلب فتح کرد. سوریه بین سال‌های ۱۵۱۶–۱۹۱۸ بخشی از امپراتوری عثمانی بود، اگر چه دوبار صفویان ایران در زمان شاه اسماعیل اول و شاه عباس موفق شدند سوریه را تسخیر کنند. تحمل حکومت عثمانی برای مردم سوریه چندان فاجعه بار نبود چون ترک‌های مسلمان، زبان عربی را زبان قرآن دانسته و به آن احترام می‌گذاشتند، و صنف روحانی بریا آن‌ها فارغ جریان استعمار پذیرفته شده بود. دمشق اصلی‌ترین ترمینال عزیمت مسلمین به مکه شد و به جهت اعتقاد مسلمین به برکت زائران بی‌شمارحج این شهر شخصیت مقدسی برای خود به دست آورد. ترکان عثمانی، سوریه را یک ایالت بزرگ شناخته بودند که چند بخش اصلی یا «سنجاق» داشت. در ۱۵۴۹، سوریه به دو ایالت دمشق و حلب تقسیم شد. در ۱۵۷۹، ایالت ترابلس شامل لاذقیه، حماه و حمص تاسیس شد. در سال ۱۵۸۶، ایالت رقه در شرق سوریه تاسیس شد. در حکومت عثمانی بخش‌های مختلف جامعه سوریه چهار صد سال همزیستی مسالمت آمیزی داشتند و اقلیت‌های مذهبی - شیعه، ارتدوکس یونانی، مارونی، ارمنی و یهودی شخصیت اجتماعی خود را حفظ می‌کردند و رهبران شان نقش‌هایی را در رتق و فتق زندگی مدنی مردم خود انجام می‌دادند. اصلاحات دولتی ترکان عمانی موسوم به تنظیمات در سال ۱۸۶۴ چنین مقرر می‌کرد که هر ایالت در سراسر امپراتوری به ولایت‌هایی که کوچکتر بودند تقسیم شود و هر ولایت یک والی داشته باشد که سلطان وی را تعیین می‌کرد اما شورایی از سکنه بومی منطقه نیز در اداره آن نقش داشتند. قلمرو سوریه بزرگ در اواخر حکومت عثمانی شامل سوریه امروزی، لبنان، اسرائیل، اردن، فلسطین، غزه و بخش‌هایی از ترکیه و عراق می‌شد. در جنگ جهانی اول، دیپلمات فرانسوی فرانسوا ژرژ پیکو و دیپلمات انگلیسی مارک سایکس مخفیانه تصمیم گرفتند پس از جنگ امپراطوری عثمانی را به مناطقی که در توافقنامه سایکس پیکو در سال ۱۹۱۶ مشخص شده‌است تقسیم کنند. بر همین اساس در اکتبر ۱۹۱۸، نیروهای عرب و انگلیسی به سوریه حمله کرده و دمشق و حلب را تسخیر کردند. بر اساس قرارداد سایکس پیکو، سوریه در سال ۱۹۲۰ به اشغال کامل فرانسه درآمد. در اوایل قرن ۲۰ پاکسازی قومی ترکان باعث شد ترکیب جمعیتی منطقه دچار تغییرات عمد ای شود. برخی قبایل چرکسی، کرد و چچنی با عثمانیان دست به دست هم دادند و بین سالهای ۱۹۱۴ و ۱۹۲۰ از یک سو این گروه دست به قتل‌عام مسیحیان ارمنی و آشوری در بین‌النهرین علیا می‌زدند و ازسوی دیگر شبه نظامیان محلی عرب به غیر نظامیان مسیحی فراری و غیر مسلح شبیخون می‌زدند. بسیاری از آشوریان در جریان نسل‌کشی به سوریه فرار کردند و به‌طور عمده در منطقه جزیره مستقر شدند. در سال ۱۹۳۶، فرانسوی‌ها منطقه عامودا را بمباران کردند و پانصد نیروی کرد از قبایل داکوری، میلان، و کیکی در ۱۳ آگوست سال بعد طی یک حمله انتقام جویانه دوباره به این شهر که عمدتا مسیحی نشین شده بود حمله کردند و شهر را به آتش کشیدند. شهر ویران شد و حدود ۳۰۰ خانواده مسیحی به شهرهای قامشلی و حسکه فرار کردند. کردها در ادامه واکنش به بمباران فرانسوی‌ها، به روستاهای منطقه الباغ در شمال کوه حکاری نیز حمله کردند و به گزارش ستوان رونالد سمپیل استافورد، در اثر حمله‌هایی که در واکنش به بمباران فرانسوی‌ها رخ داد آشوریان و ارامنه بسیاری کشته شدند. در سال ۱۹۴۱، حمله‌ای به منطقه آشوری نشین مالکیه صورت گرفت که البته شکست خورد اما چنان باعث وحشت آشوریان شد که منطقه را ترک کردند و مهاجرت عظیم کردها از ترکیه به این منطقه باعث شد اکثریت کرد در منطقه عامودا، مالکیه و درباسیه حاکم شود. توافقنامه آنکارا موزخ اکتبر ۱۹۲۱ بین فرانسه و ترکیه نیز فاجعه‌ای به همین ابعاد را بر شهر نصیبین تحمیل کرد که اهمیت تاریخی بسیاری برای مسیحیان دارد اما بر اساس قرارداد آنکارا، این شهر به ترکیه ضمیمه شد. به همین دلیل جمعیت مسیحی مجبور شدند شهر خودرا ترک کنند و وارد شهر قامشلی در خاک سوریه شوند که با خط راه آهن از شهر نصیبین جدا می‌شود. نصیبین به شهری کردنشین تبدیل شد و قامشلی به یک شهرستان مسیحی سریانی زبان؛ ولی با شکست شورش سعید علی نقشبندی در برابر دولت ترکیه همه چیز به زودی تغییر کرد و کردهای بسیاری از آغاز سال ۱۹۲۶ به این منطقه مهاجرت کردند. در طول دهه ۱۹۲۰، کردهای بسیاری از خانه‌های خود در ترکیه گریختند، در شمال شرقی سوریه ساکن شدند. فرانسه به آن‌ها امتیاز شهروندی سوریه را اعطا نمود. دوران معاصر سوریه در سال ۱۷۹۹ میلادی با فتح مصر توسط ناپلئون بناپارت به اشغال فرانسه درآمد. با استقلال نسبی مصر، سوریه نیز دوباره به عثمانی واگذار گردید. آزار مسیحیان و سرکوبی شورشهای آنان در این شهر، راه مداخله بیش از پیش دولتهای اروپایی را به این کشور باز کرد. سرانجام در سال ۱۸۶۰ میلادی، فرانسه به‌عنوان کمک به سلطان عثمانی در اداره سوریه، نیروهای نظامی خود را در بیروت (که آن زمان جزو سوریه بود) پیاده کرد. با ورود دولت عثمانی به جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ م، ملی‌گرایان عرب، زمینه را برای اجرای اهداف استقلال‌طلبانه خود مساعد دیده و شروع به فعالیت کردند. در همین زمان‌ها نیز زمینه برای ایجاد یک دولت یهودی در اسرائیل کنونی آغاز شده بود. در پایان جنگ جهانی اول و شکست عثمانی، امیر فیصل بن حسین (که بعدها پادشاه عراق شد) از سوی کنگره مردم سوریه به پادشاهی این کشور انتخاب گردید. در سال ۱۹۱۸ میلادی با حکومت وی، موقعیت و مرکزیت سیاسی دمشق تثبیت گردید. در سال ۱۹۲۰، نیروهای فرانسه و متفقین، این کشور را به تصرف خود درآوردند و سوریه و لبنان با رای جامعه ملل، تحت قیمومیت فرانسه قرار گرفتند. در سال ۱۹۲۶ لبنان از سوریه تجزیه و کشوری جداگانه شد. پس از مذاکرات طولانی در سالهای ۱۹۳۰ و ۱۹۳۲ توافق‌هایی برای تاسیس سوریه خودمختار به‌عمل آمد. با سقوط فرانسه به دست آلمان در جنگ جهانی دوم سوریه تحت قیمومیت دولت فرانسه آزاد یا ویشی درآمد. در سال ۱۹۴۱م نیروهای انگلیس و فرانسه آزاد، سوریه را اشغال کردند. در همین سال سوریه استقلال خود را اعلام کرد و ژنرال کاترو، فرمانده نیروهای فرانسه آزاد استقلال و سپس تاسیس جمهوری سوریه را در شانزدهم سپتامبر ۱۹۴۱م اعلام کرد و تاج‌الدین الحسنی رئیس جمهور شد. با این وجود استقلال سوریه تا سال ۱۹۴۴ عملا محقق نشد. در سال ۱۹۶۷ پس از جنگ با اسرائیل، بخشی از خاک سوریه که استان قنیطره نام دارد به تصرف اسرائیل درآمد. در سال ۱۹۷۰ ارتشبد حافظ اسد با کودتایی قدرت را به دست گرفت و به ریاست جمهوری سوریه انتخاب شد. در سال ۱۹۷۳م سوریه دوباره در جنگ اعراب و اسرائیل شرکت کرد و خسارات زیادی بر اسرائیل وارد آورد. در سال ۱۹۸۲ سوریه به‌دنبال هجوم صهیونیستها به جنوب آن تا حدی درگیر نبرد لبنان بود. در حال حاضر (۲۰۱۴) ریاست جمهوری بر عهده بشار اسد فرزند حافظ اسد است. فرزند دیگر وی ملقب به (اباباسل) که همه مقدمات برای جانشینی او به قدرت آماده بود در یک سانحه کشته شد.
[ "Journal of Assyrian Academic Studies", "Marshall Cavendish", "محمد", "اسلام", "سوریه", "۱۷۹۹", "مصر", "ناپلئون بناپارت", "فرانسه", "عثمانی", "مسیحیان", "۱۸۶۰", "بیروت", "ملی‌گرا", "عرب", "یهودی", "اسرائیل", "جنگ جهانی اول", "عراق", "۱۹۱۸", "دمشق", "۱۹۲۰", "متفقین", "۱۹۲۶", "لبنان", "انگلیس", "تاج‌الدین الحسنی", "رئیس جمهور", "استان قنیطره", "حافظ اسد", "بشار اسد" ]
[ "تاریخ سوریه", "تاریخ اروپا", "تاریخ جزیره (میانرودان)", "تاریخ سرزمین شام", "سوریه", "میان‌رودان", "هلال حاصل‌خیز" ]
1,360
دستور زبان
0
329
0
[ "گرامر", "ساختار دستوری", "دستورزبان" ]
false
178
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
دستور زبان یا گرامر مجموعه قوانین و ضوابط حاکم بر ساختار واژه‌ها، جمله‌ها، واج‌ها و آواها و معناها در زبان است. به عبارت دیگر، دستور زبان مجموعه قواعد و آیین‌هایی است که اهل زبان آن‌ها را به‌طور ناخودآگاه فراگرفته و زبان‌آموزان، برای درک بهتر گفتار و نوشتار اهل زبان، آن را می‌آموزند. در تقسیم‌بندی‌های سنتی، دستور زبان به‌طورکلی از دو شاخه واژه‌شناسی (صرف) و جمله‌شناسی (نحو) تشکیل شده‌است. صرف و نحو با هم دستور یک زبان را تشکیل می‌دهند؛ ولی امروزه دستور زبان را، که زیرشاخه‌ای از دانش زبان‌شناسی به شمار می‌آید، دارای بخش‌های آواشناسی، واج‌شناسی، صرف، نحو و معناشناسی می‌دانند. تعریف در زبان‌شناسی، دستور زبان مجموعه‌ای از قوانین ساختمانی در زبان است که ساخت جمله‌ها، عبارت‌ها، و کلمه‌ها را در هر زبانی معین می‌کند. این اصطلاح همچنین به مطالعه این قوانین نیز اطلاق می‌شود که در این‌زمینه شامل علم نحو، ریخت‌شناسی، و واج‌شناسی است که اغلب با آواشناسی، معناشناسی، و عملگرایی کامل می‌شود. زبان‌شناسان عموما این اصطلاح را به قوانین املایی اطلاق می‌کنند، هرچند کتاب‌های کاربردی و راهنماهای متداول که خودشان را دستور زبان می‌نامند ممکن است به قواعد املا و نشانه‌گذاری اطلاق شوند. دستور زبان؛ ساختار و سامانه زبان است. دستور زبان شامل زبان‌شناسی نحوی و ساخت‌شناسی واژگانی زبان است. بسیاری بر این باور هستند دستور زبان یا گرامر شامل قوانین زبان است در صورتی که حقیقتا هیچ زبانی شامل قانون نیست (به استثناء زبان اسپرانتو). زیرا قانون توسط عده‌ای وضع می‌شود ولی گرامر توسط هیچ‌کس وضع نشده است. زبان به مرور زمان تغییر می‌کند. به تعریفی دیگر دستور زبان بازتابی از زبان در یک دوره مشخص است. گرامر زبان باعث می‌شود تا آموزندگان زبان، سریع‌تر و تاثیرگذارتر آن را بیاموزند. وقتی آموزندگان زبان؛ دستور زبان را بیاموزند، قادرند خیلی چیزها را خود درک کنند و از مراجعه به معلم و کتاب بی‌نیاز شوند. کاربرد اصطلاحات گوینده هر زبانی، برای استفاده از زبانش، مجموعه‌ای از قوانین را دارد. این دستور زبان است و دست‌کم درمورد زبان بومی فرد اکثریت زیادی از اطلاعات درونش به‌وسیله مطالعه آگاهانه یا آموزش به دست نمی‌آید، بلکه به‌وسیله مشاهده دیگر گویندگان میسر است. بخش عظیمی از این عمل در دوره کودکی انجام گرفته‌است. زبان‌آموزان بعدها در زندگی، درگیر حجم بزرگ‌تری از راهنمایی‌های دقیق می‌شوند. اصطلاح دستور زبان می‌تواند برای توصیف قوانینی که رفتار زبانی گروهی از گویندگان را تعیین می‌کند، مورد استفاده قرار بگیرد. اصطلاح دستور زبان انگلیسی می‌تواند چندین معنا داشته‌باشد: می‌تواند به تمام قواعد دستور زبان انگلیسی اطلاق شود؛ این همان دستور زبانی است که مورد استفاده همه گویندگان زبان انگلیسی است، به‌این معنی که شامل تنوع عظیمی است. این اصطلاح متناوبا ممکن است فقط به آنچه در دستور زبان همه یا اکثریت زیادی از گویندگان انگلیسی‌زبان عمومیت دارد، اطلاق شود (مانند قرار گرفتن فاعل فعل مفعول در یک جمله ساده خبری). یا اشاره به قوانین خاصی دارد که مربوط به تعریف تنوع زبان انگلیسی می‌شود (مثل زبان استاندارد انگلیسی). دستور زبان انگلیسی، توصیفی ویژه از مطالعه یا تجزیه چنین قوانینی است. یک کتاب مرجع، دستور زبان را دستور زبان مرجع می‌نامد. یک دستور زبان غنی، که تماما دستور یک زبان را توصیف می‌کند، دستور زبان توصیفی نامیده می‌شود. زبانشناسی توصیفی در تقابل با زبانشناسی تجویزی قرار دارد که تلاش می‌کند قوانین مورد استفاده یک زبان را اجرا کند. چارچوب‌های دستوری، وسیله‌ای برای رسیدن به دستور زبان مطلوب است. چارچوب استاندارد یک دستور زبان زایشی، مدل دستور متغیر است که توسط نوام چامسکی و همکارانش از سال ۱۹۵۰ به بعد توسعه یافت. تاریخ نخستین دستور اصولی از هند در عصر آهن سرچشمه می‌گیرد که توسط یاسکا (قرن ۶ قبل از میلاد)، و دیگر مفسران قبل از میلاد پدید آمد. در غرب نیز، دستور زبان به‌عنوان یک نظم در آداب یونانی از قرن سوم قبل از میلاد، همزمان با نویسندگانی چون ریانوس و آریستارکوس، پدید آمد که به‌عنوان قدیمی‌ترین سند دستوری شناخته می‌شود. دستور زبان لاتین، با دنبال کردن مدل یونانی، از قرن یکم قبل از میلاد، با آثار نویسندگانی چون اوربیلیوس پاپیلوس، رمیوس پالمون و چند تن دیگر توسعه یافت. دستور زبان متداول تامیل در حدود قرن نخست قبل از میلاد پدید آمد. دستور زبان ایرلندی در قرن هفتم توسط اوریسپت پایه‌ریزی شد. دستور عربی در قرن هشتم توسط ابن ابی‌اسحاق و شاگردانش شکل گرفت. نخستین رساله بر دستور زبان عبری در متون میشناه در قرون وسطی پدید آمد. فرهنگ و دستور یهودی نیز از بغداد نشات می‌گیرد. دیکداک یکی از نخستین تفسیرهای دستوری بر انجیل در زبان عبری است. ابن بارون، در قرن دوازدهم، زبان عبری را با عربی، با توجه‌به قواعد دستوری اسلامی مقایسه کرده‌است. در سراسر قرون وسطی، دستور زبان به‌عنوان هسته مرکزی در بین هفت هنر شناخته می‌شد. این اندیشه تحت تاثیر نویسندگان عهد عتیق، همچون پریسکان، بود. رفتارهای بومی‌مآبانه در قرون وسطی رفته‌رفته توسط کارهای انفرادی نظیر رساله دستوری آغاز شد. اما آثار این کارها در رنسانس و قرن هجدهم پدیدار شد. دستور زبان کشورهای اروپایی به‌منظور ترویج دین مسیح و ترجمه کتاب مقدس از قرن شانزدهم به جلو گام برداشت. از نیمه دوم قرن هجدهم به بعد، دستور زبان به‌عنوان یک زیرشاخه منظم از زبانشناسی مدرن شناخته می‌شد. دستور زبان صربی توسط استفانوویچ در سال ۱۸۱۴ منتشر شد، و همزمان با آن، برادران گریم در سال ۱۸۱۸ برای اولین بار دستور آلمانی را منتشر کردند. کتاب دستور زبان تطبیقی که در سال ۱۸۳۳ به‌وسیله فرانتز تالیف شد، نقطه آغاز زبانشناسی تطبیقی بود. گسترش دستور زبان دستور درمیان کاربردش و نیز به‌دلیل تفکیک جمعیت از یکدیگر، نمود و گسترش پیدا کرد. درمیان نوشته‌های ارائه‌شده، تمایل به قوانین رسمی در کاربرد زبان بیشتر به چشم می‌خورد. قوانین رسمی براساس اسنادی که تکرار شده‌اند و گسترش یافته‌اند، در طول زمان رمزگذاری شده‌است. از زمانی که قوانین ایجاد شده‌اند و گسترش یافتند، مفهوم دقیق و تجویزی دستوری به وجود آمد. این گرامر تجویزی باعث بروز اختلاف بین کاربرد جدید و آنچه قبلا مورد پذیرش بود، می‌شود. زبانشناسان تمایل دارند گرامر تجویزی را نسبت به آنچه سایر نویسندگان نشان می‌دهند، کمتر جلوه دهند. البته شیوه نگارش، ابزار خوبی برای راهنمایی در نوشتن انگلیسی استاندارد براساس توصیف قوانین در نگارش معاصر است. تجویزهای زبانشناسان بخشی از توضیحات را در تنوع گفتار شکل می‌دهد، به‌ویژه در تنوع گفتار در گویش انفرادی. مطالعه رسمی گرامر، بخش مهمی از تحصیل کودکان است (از سنین جوانی گرفته تا یادگیری پیشرفته). اگرچه قوانینی که در مدرسه تدریس می‌شود، ازنظر زبانشناسان بیشتر تجویزی است تا توصیفی. ساخت زبان، که همچنین طرح و برنامه زبان هم نامیده می‌شود، در عصر جدید بیشتر رواج دارد. بسیاری از ساخت‌ها برای کمک به ارتباطات بشر طراحی شده‌است. برای مثال، زبان اسپرانتو و لجبان، هر کدام گرامر خاص خود را دارند. علم نحو اشاره به سطحی بالاتر از کلمه دارد (برای مثال، اینکه چگونه یک جمله تشکیل می‌شود)، بدون دخالت آواشناسی در زبان. برخلاف آن، واژه شناسی اشاره به سطح پایین‌تر از کلمه دارد (برای مثال چگونه کلمات مشتق شکل می‌گیرند) و با دخالت آواشناسی. اگرچه نمی‌توان بین علم نحو و واژه‌شناسی مرزی قائل شد. زبان‌های تحلیلی از علم نحو استفاده می‌کنند تا اطلاعاتی انتقال دهند که به‌وسیله زبان‌های ترکیبی رمز گذاری شده‌است. به عبارت دیگر، در زبان ترکیبی محض، ارزش واژه‌شناسی بسیار بیشتر از کلمه است؛ همان‌طور که واژه‌شناسی به‌اندازه علم نحو در زبان تحلیلی ارزشی ندارد. برای مثال، زبان‌های چینی و زبان‌های آفریقایی بسیار تحلیلی هستند، و بنابراین معنای آنها بسیار وابسته به متن است. زبان لاتین به‌طور مشخص ترکیبی است، و از پیشوند و پسوند و تکواژهای تصریفی برای رساندن همان مطالبی استفاده می‌کنند که زبان چینی از علم نحو استفاده می‌کند. از آنجایی‌که کلمات لاتین (دارای خودمحتوایی) هستند، یک جمله لاتین می‌تواند از اجزایی ساخته شود که قابلیت قرار گرفتن در حوزه اختیاری وسیعی را دارد. چارچوب دستور زبان از اواسط قرن بیستم نظریه‌های زبان‌شناسی مختلفی درمورد «چارچوب دستور زبان» مطرح شد، به‌ویژه تحت تاثیر ایده‌های دستور جهانی در ایالات متحده آمریکا. براین اساس، این تقسیم‌بندی مشتمل است بر: دستور زایاگشتاری دستور کاربردی نظریه اصول و مشخصه‌ها دستور واژگانی دستور ساختار عبارت‌های تعمیم‌یافته دستور ساختار عبارت‌های مشتق‌شده دستورهای غیرمستقل نقش و دستور مرجع آموزش دستور تجویزی در دبستان تدریس می‌شود. اصطلاح دستور آموزشگاهی به آموزش دستور لاتین در مدارس اطلاق می‌شود. این دستور، در شکل اولیه خود، دستور آموزشگاهی است و به مدارسی برمی‌گردد که به دانش‌آموزان برای خواندن، بررسی دقیق، ترجمه، و خواندن شعرهای یونانی و لاتین، ازقبیل هومر و انیوس تدریس می‌شود. این دستور نباید با دستور مدارس جدید انگلیسی آمیخته شود. زبان استاندارد، گویش خاصی از زبان است که توسط سایر گویش‌ها در نوشتن، آموزش، و صحبت‌های گروهی در محیط عمومی گسترش می‌یابد. این گویش با گویش بومی، که هدف مطالعه گرامر توصیفی است و گاه به‌صورت تجویزی تدریس می‌شود، کاملا متضاد است. از زمانی که ملیت‌ها و نژادهای استاندارد شکل گرفته‌اند، زبان اول استاندارد در آموزش ابتدایی و نیز در بحث‌های سیاسی استفاده می‌شود. اخیرا تلاش‌هایی برای به‌روز کردن ساختار گرامر در تحصیلات دبستان و راهنمایی آغاز شده‌است. در ابتدایی، تمرکز روی ممانعت از استفاده از قوانین تجویزی، منسوخ و درعوض استفاده از قوانین توصیفی و تغییر شکل صحیح و استاندارد مقایسه آن با گویش غیراستاندارد است. برتری «فرانسوی پاریسی» به‌طور گسترده درمیان تاریخ ادبیات مدرن فرانسه وجود دارد. زبان استاندارد ایتالیایی براساس آنچه در پایتخت صحبت می‌شود نیست، ولی در رم براساس آنچه در فلورانس گفتگو می‌گردد صحبت می‌شود؛ همچنان‌که اسپانیا تحت تاثیر نوع تکلم در مادرید نیست، ولی تحت تاثیر گوینده‌های تحصیل‌کرده مناطق شمالی، ازقبیل کاستیل و لئون است. در آرژانتین و اروگوئه، زبان اسپانیایی استاندارد براساس گویش‌های محلی بوینوس آیرس و مونته ویدئو است. پرتغالی‌ها سه شکل اداری استاندارد دارند: زبان پرتغالی محترمانه، پرتغالی اروپایی، و پرتغالی گالیسی. نروژ دو شکل استاندارد دارد: بوکمول (بوکمال) و نونورسک (نینورسک). اساس انتخاب بین این‌که کدام‌یک برای گفتگو مهم‌تر است این است که هر نروژی فقط می‌تواند یکی از دو صورت زبان اداری آنجا را انتخاب کند، یا می‌تواند زبان خنثی داشته‌باشد. زبان اصلی که در دبستان‌های ابتدایی استفاده می‌شود و به‌طور معمول، زبان مورد استفاده توسط شهرداریهاست، و به‌وسیله رای‌گیری‌ای که ازطریق مدارس محلی آن ناحیه انجام می‌شود، تعیین می‌شود. زبان استاندارد آلمانی در قرن ۱۶ و ۱۷ توسط افراد ثروتمند و مرفه آلمانی به وجود آمد. تا حدود سال ۱۸۰۰ تقریبا یک زبان نوشتاری بود، ولی اکنون به‌طور گسترده توسط آلمانی‌ها صحبت می‌شود. زبان استاندارد زبان ماندارین به‌عنوان زبان رسمی دربین مردم جمهوری‌های چین و سنگاپور پذیرفته شده‌است. تلفظ زبان ماندارین براساس نوع تلفظ و گویش محلی در پکن استوار است، حال آنکه دستور و نحو براساس زبان بومی چینی است. عربی مدرن استاندارد دقیقا براساس عربی کلاسیک که همان زبان قرآن است استوار است. زبان هندی استاندارد دو گونه‌است: ۱. هندی، ۲. زبان اردو. فهرست عنوان‌های دستور زبان مجله دستور ۱. ^ Traditionally, the mental information used to produce and process linguistic utterances is referred to as "rules." However, other frameworks employ different terminology, with theoretical implications. Optimality theory, for example, talks in terms of "constraints", while Construction grammar, Cognitive grammar, and other "usage-based" theories make reference to patterns, constructions, and "schemata" ۲. ^ OGrady, William; Dobrovolsky, Michael; Katamba, Francis (1996). Contemporary Linguistics: An Introduction. Harlow, Essex: Longman. pp. 4–7; 464–539. http://books.google.co.uk/books?id=djhsAAAAIAAJ-q=Contemporary+Linguistics-dq=Contemporary+Linguistics. ۳. ^ Holmes, Janet (2001). An Introduction to Sociolinguistics (second ed.). Harlow, Essex: Longman. pp. 73–94. http://books.google.co.uk/books?id=qjdqxecifHcC-printsec=frontcover-dq=Introduction+to+Sociolinguistics+Holmes.; for more discussion of sets of grammars as populations, see: Croft, William (2000). Explaining Language Change: An Evolutionary Approach. Harlow, Essex: Longman. pp. 13–20. http://books.google.co.uk/books?id=5_Ka7zLl9HQC-printsec=frontcover-dq=Explaining+Language+Change+Croft. ۴. ^ Harper, Douglas, "Grammar", Online Etymological Dictionary, http://www.etymonline.com/index.php?term=grammar, retrieved ۸ آوریل ۲۰۱۰ ۵. ^ G. Khan, J. B. Noah, The Early Karaite Tradition of Hebrew Grammatical Thought (2000) ۶. ^ Pinchas Wechter, Ibn Barūns Arabic Works on Hebrew Grammar and Lexicography (1964) ۷. ^ Gussenhoven, Carlos; Jacobs, Haike (2005). Understanding Phonology (second ed.). London: Hodder Arnoldd. http://books.google.co.uk/books?id=gHp_QgAACAAJ-dq=Understanding+Phonology-ei=waq9S6GoPIKUMo7H4N4C-cd=1. ۸. ^ National Grammar Day American Academic Press, The (ed.). William Strunk, Jr. , et al. The Classics of Style: The Fundamentals of Language Style From Our American Craftsmen. Cleveland: The American Academic Press, 2006. . Rundle, Bede. Grammar in Philosophy. Oxford: Clarendon Press; New York: Oxford University Press, 1979. . http://en.wikipedia.org/wiki/Grammar
[ "واژه‌ها", "جمله", "واج", "زبان", "صرف و نحو", "زبان‌شناسی", "آواشناسی", "واج‌شناسی", "صرف", "نحو", "معناشناسی", "ریخت‌شناسی (زبان‌شناسی)", "زبان اسپرانتو", "زبان اول", "دستور زبان انگلیسی", "زبان انگلیسی", "فاعل (دستور زبان)", "فعل", "مفعول", "جمله ساده", "زبانشناسی توصیفی", "زبانشناسی تجویزی", "دستور زبان زایشی", "نوام چامسکی", "هند", "عصر آهن", "یاسکا", "قبل از میلاد", "یونان باستان", "ریانوس", "آریستارکوس", "زبان لاتین", "اوربیلیوس پاپیلوس", "رمیوس پالمون", "تامیل", "زبان ایرلندی", "اوریسپت", "زبان عربی", "ابن ابی‌اسحاق", "زبان عبری", "میشناه", "قرون وسطی", "بغداد", "دیکداک", "ابن بارون", "هسته مرکزی", "هفت هنر", "عهد عتیق", "پریسکان", "رنسانس", "قرن هجدهم", "کشورهای اروپایی", "دین", "مسیح", "ترجمه", "کتاب مقدس", "قرن شانزدهم", "صربی", "استفانوویچ", "۱۸۱۴", "برادران گریم", "۱۸۱۸", "۱۸۳۳", "فرانتز", "نقطه آغاز", "زبانشناسی تطبیقی", "رمزگذاری", "زبانشناسان", "انگلیسی استاندارد", "جوانی", "مدرسه", "اسپرانتو", "لجبان", "واژه‌شناسی", "زبان‌های ترکیبی", "زبان‌های چینی", "زبان‌های آفریقایی", "زبان چینی", "قرن بیستم", "دستور جهانی", "ایالات متحده آمریکا", "زبان یونانی", "هومر", "انیوس", "گویش", "آموزش ابتدایی", "تغییر شکل", "زبان فرانسوی", "تاریخ ادبیات مدرن", "فرانسه", "زبان ایتالیایی", "پایتخت", "رم", "فلورانس", "اسپانیا", "مادرید", "کاستیل و لئون", "آرژانتین", "اروگوئه", "زبان اسپانیایی", "بوینوس آیرس", "مونته‌ویدئو", "زبان پرتغالی", "گالیسی", "نروژ", "شهرداری", "زبان آلمانی", "۱۸۰۰", "زبان نوشتاری", "زبان ماندارین", "زبان رسمی", "چین", "سنگاپور", "پکن", "عربی", "قرآن", "زبان هندی", "اردو", "فهرست عنوان‌های دستور زبان", "مجله دستور" ]
[ "دستور زبان", "ادبیات داستانی", "زبان", "سبک (داستانی)" ]
1,361
دستور
0
7
0
[ "دستور (ابهام‌زدایی)" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
دستور می‌تواند به موارد زیر اطلاق شود: دستور به معنی فرمان دستور شیخ در صوفیه دستور زبان نشریه دستور، ضمیمه نشریه نامه فرهنگستان
[ "دستور شیخ", "دستور زبان", "نامه فرهنگستان" ]
[]
1,362
اوت
0
338
0
[ "آگوست", "آگست", "اگوست", "اگست", "ماه آگوست", "ماه اگوست" ]
false
324
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
اوت یا « آگست » هشتمین ماه سال میلادی در گاهشماری گریگوری و همچنین یکی از هفت ماه گاهشماری گریگوری با ۳۱ روز است. اوت تلفظ فرانسوی واژه لاتین اوتوس (به معنی فرخنده) است و فارسی این واژه را از راه فرانسوی به وام گرفته‌است. این ماه در ابتدا به دلیل آنکه ششمین ماه از ماه‌های تقویم ابتدایی رومی در زمان فرمانروایی رومولوس در سال ۷۵۳ قبل از میلاد بود، در زبان لاتین با نام سکستیلیس نامگذاری شد، زمانی که سال‌ها با ماه مارس شروع می‌شد. در حدود سال ۷۰۰ قبل از میلاد بعد از اضافه شدن ماه‌های ژانویه و فوریه به ابتدای ماه‌های سال توسط شاه نوما پمپیلیوس و هم‌چنین ۲۹ روزه شدن آن، تبدیل به هشتمین ماه سال گردید. ژولیوس سزار با اضافه کردن ۲ روز به این ماه در زمانی که تقویم ژولین را در سال ۴۵ قبل از میلاد تدوین می‌کرد، تعداد روزهای این ماه را به ۳۱ یعنی همان تعداد روزهایی که امروزه هم برای این ماه در نظر گرفته شده رساند. رویدادهای اوت جشن امردادگان (۹ آگوست)
[ "ماه‌های میلادی", "گاهشماری گریگوری", "روز", "رموس و رمولوس", "گاه‌شماری رومی", "نوما پمپیلیوس", "ژولیوس سزار", "گاه شماری ژولینی" ]
[ "اوت", "ماه‌ها", "ماه‌های میلادی" ]
1,363
ماه‌های کردی
0
33
0
[ "ماه‌هاي كردي", "ماه های کردی", "ماه هاي كردي" ]
false
3
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ماه‌های کردی مطابق با گاهشماری میلادی و گاهشماری خورشیدی یا در گاه‌شماری کردی و کردی سلطانی در میان کردزبانان. ماه‌های میلادی ماه‌های میلادی در میان کردزبانان (به‌ویژه سورانی) با عناوین سریانی عربی آنها شناخته می‌شوند و مطابق با روزشمار تقویم میلادی از قرار زیرند: ترتیب نام انگلیسی نام کردیهم‌عنوان با سریانی روز ۱ January کانوونی دووه‌م ۳۱ ۲ February شوبات ۲۸ یا ۲۹ ۳ March ئازار ۳۱ ۴ April نیسان ۳۰ ۵ May ئایار ۳۱ ۶ June حوزه‌یران ۳۰ ۷ July ته‌مموز ۳۱ ۸ August ئاب ۳۱ ۹ September ئه‌یلوول ۳۰ ۱۰ October تشرینی یه‌که‌م ۳۱ ۱۱ November تشرینی دووه‌م ۳۰ ۱۲ December کانوونی یه‌که‌م ۳۱ ماه‌های سال در کوردی سورانی نام‌های گوناگونی دارند؛ اما شناخته‌ترین آن میان آنان به ترتیب زیر است: ریبه‌ندان (rêbendan) ره‌شه‌می (reşemî) ئادار (adar) ئاوریل (avrêl) گولان (gulan) (ماه شکفتن گلها) پوشپه‌ر (pûşper) تیرمه (tîrmeh) گه‌لاویژ (gelawêj) ره‌زبه‌ر (rezber) یا گه‌لاریزان (gelarêzan) (برگریزان) کوچر (kewçêr) سرماوه‌ز (sermawez) (ماهی که سرما می‌وزد) به‌فرانبار (berfanbar) (ماه پربرف) در میان کردهای شمال، که به زبان کرمانجی تکلم می‌کنند و اغلب از تقویم میلادی بهره می‌برند، ماه‌های میلادی در کردی کرمانجی به‌ترتیب سال میلادی: چله (çile) سبات (sibat) ئادار (adar) نیسان (nîsan) گولان (gulan) حه‌زیران (hezîran) تیرمه (tîrmeh) ته‌باخ (tebax) ایلون (îlon) جوتمه (cotmeh) (ماه جفت (خیش کشاورزی)) مژدار (mijdar) کانون (kanûn) ماه‌های خورشیدی ماه‌های خورشیدی در سورانی: خاکه‌لیوه Xakelêwe گولان Gulan جوزه‌ردان Cozerdan پوشپه‌ر Pûşper گه‌لاویژ Gelawêj خه‌رمانان Xermanan ره‌زبه‌ر Rezber گه‌لاریزان Gellarêzan سه‌رماوه‌ز Sermawez به‌فرانبار Befranbar ریبه‌ندان Rêbendan ره‌شه‌می Reşemê در منطقه کرمانشاهان و جنوب کردستان کلهری نام ماه‌ها بدین‌گونه‌است: جیژنان (فروردین) گولان (اردیبهشت) زه‌ردان (خرداد) په‌رپه‌ر (تیر) گه‌لاویژ (مرداد) نوخشان (شهریور) به‌ران (مهر) خه‌زان (آبان) ساران (آذر) بفران (دی) به‌ندان (بهمن) رمشان (اسفند) ماه‌های خورشیدی در گویش‌های مختلف کردی اسامی ماه‌های سال خورشیدی به چند گویش اصلی کردی: فارسی کرمانج که‌لهوری سورانی هه‌ورامی له‌کی فروردین نیسان جه‌ژنان (جه‌شنان) خاکه‌لیوه نه‌وروز په‌نجه اردیبهشت گولان گولان گولان پاژه‌ره‌ژ میریان خرداد حه زیران زه‌ردان جوزه‌ردان چیلکر گاکور تیر تیرمه په‌ر په‌ر پووشپه‌ر کوپر ئاگرانی مرداد ته باخ گ‌لاویژ گه‌لاویژ گه‌لاویژ مردار شهریور ئیلون نوخشان خه‌رمانان ئاوه‌وه‌ره ماله‌ژیر مهر جوتمه به‌ران ره‌زبه‌ر ترازیی ماله ژیر دوماینه آبان مژدار خه‌زان خه‌زه‌لوه‌ر گه‌لاخه‌زان تولته‌کن آذر کانوون ساران سه‌رماوه‌ز که‌له‌هه‌رز مانگ سیه دی چله به‌فران به‌فرانبار ئارگا نورووژ بهمن سبات به‌ندان ریبه‌ندان رابران خاکه لیه اسفند ئادار ره‌مشان ره‌شه‌مه سیاوکام مانگ لیه گاه‌شماری کردی گاه‌شماری کردی گرمسیری سلطانی گاه‌شماری ایران گاه‌شماری هجری خورشیدی گاه‌شماری میلادی
[ "گاهشماری میلادی", "گاهشماری خورشیدی", "گاه‌شماری کردی", "گاه‌شماری کردی گرمسیری سلطانی", "کردی", "سریانی", "عربی", "کرمانجی", "گاه‌شماری ایران", "گاه‌شماری هجری خورشیدی", "گاه‌شماری میلادی" ]
[ "گاه‌شماری خورشیدی", "گاه‌شماری کردی" ]
1,364
ترکیه
2
5,320
0
[ "تركيه", "جمهوری ترکیه", "جمهوري تركيه", "کشور ترکیه" ]
false
5,109
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ترکیه با نام رسمی جمهوری ترکیه ، کشوری اوراسیایی است که بخش بزرگ کشور یعنی آناتولی یا آسیای کوچک در شمال غرب آسیا و خاورمیانه واقع است و بخش کوچکی نیز به نام تراکیه در منطقه بالکان (منطقه‌ای در جنوب شرق اروپا) قرار دارد. ترکیه درشرق با کشورهای ایران، جمهوری آذربایجان (نخجوان)، ارمنستان، و گرجستان؛ در جنوب شرقی با عراق و سوریه؛ و در شمال غربی (بخش اروپایی) با بلغارستان و یونان همسایه است. همچنین ترکیه از شمال با دریای سیاه، از غرب با دو دریای کوچک مرمره و اژه و از جنوب غرب با دریای مدیترانه مرز آبی دارد. دو تنگه راهبردی بسفر و داردانل نیز در اختیار ترکیه است. پهناوری ترکیه ۷۸۳،۵۶۲ کیلومتر مربع (سی و هفتم) است. ترکیه کشوری کوهستانی و نسبتا پرباران است. شکل این کشور مانند یک مستطیل است که از سوی شرق و غرب امتداد یافته‌است. ترکیه با قرار گرفتن در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان، دارای موقعیت جغرافیایی راهبردی و بسیار خوبی است و گذرگاه شمال غرب آسیا و اروپا به‌شمار می‌آید و کشورهای بسیاری، به ویژه ایران از خاک ترکیه برای ترانزیت کالا و انرژی استفاده می‌کنند. ترکیه از آب و هوای خوب و جلگه‌ای برخوردار است و مکان‌های جالب و دیدنی دارد به دلیل همین سالانه تعداد زیادی توریست به آنجا مسافرت می‌کنند. جمعیت ترکیه حدود ۷۷ میلیون نفر (برآورد ۲۰۱۵) می‌باشد، که حدودا ۷۵ تا ۸۵ درصد مردم سنی و ۱۵ تا ۲۵ درصد هم علوی هستند. حکومت ترکیه لائیک است ولی بسیاری از مردم به دین اسلام پایبند هستند و عید فطر و عید قربان در این کشور تعطیل رسمی است. همچنین در ترکیه حدود ۷۰٪-۷۵٪ درصد مردم ترک، ۱۸٪ درصد کرد و ۷٪-۱۲٪ را سایر باشندگان قومی ترکیه تشکیل می‌دهند. زبان رسمی ترکیه، ترکی (استانبولی) است که در گذشته با خط عربی (عثمانی) نوشته می‌شد و از زمان تشکیل جمهوری ترکیه توسط آتاترک در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی (۱۹۲۳) با خط لاتین نوشته می‌شود. ترکیه با نام امپراتوری عثمانی در چند سده گذشته، بخش‌های بزرگی از خاورمیانه و جنوب شرقی اروپا را در دست داشت. تا اینکه پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، جمهوری ترکیه به رهبری مصطفی کمال پاشا آتاترک در سال ۱۳۰۲ (۱۹۲۳) تاسیس شد. جغرافیا ترکیه در بین شش کشور آسیایی و دو کشور اروپایی قرار گرفته‌است. کشورهای هم‌مرز ترکیه عبارت‌اند از: در خاور با ایران ۴۹۹ کیلومتر، جمهوری آذربایجان ۹ کیلومتر، ارمنستان ۲۶۸ کیلومتر، و گرجستان ۲۵۲ کیلومتر؛ در جنوب خاور با عراق ۳۵۲ کیلومتر و سوریه ۸۲۲ کیلومتر؛ در شمال باختر با یونان ۲۰۶ کیلومتر و بلغارستان ۲۴۰ کیلومتر. ترکیه از سه طرف به دریا راه دارد. دریاهای سیاه و مرمره، اژه و مدیترانه از طریق دو تنگه بسفر و داردانل به دریاهای آزاد مرتبط می‌شوند و از لحاظ جغرافیایی موقعیت مناسبی به این کشور می‌دهند. بزرگترین و مهمترین شهر آن استانبول می‌باشد. ترکیه با کشورهای ایران، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، عراق، سوریه، بلغارستان و یونان همسایه است. تقسیمات کشوری و شهرها ناحیه‌های ترکیه که بر پایه محدوده‌های سرشماری تعیین شده‌اند. کنگره جغرافیای اول که در سال ۱۹۴۱ در آنکارا برگزار شد، در پایان بررسی‌های طولانی خود ترکیه را به هفت ناحیه جغرافیایی (به ترکی: bölge) تقسیم نمود. در بررسی‌های کنگره نام‌برده ویژگی‌های مختلف جغرافیایی ترکیه در نظر گرفته شد. هر یک از این نواحی شامل چندین استان (به ترکی: il) می‌شوند. کشور ترکیه ۸۱ استان دارد. مراکز همه استان‌ها به جز سه استان با خود استان هم‌نام هستند. سه استان نام‌برده عبارت‌اند از: ختای (مرکز: انتاکیه)، قوجاایلی (مرکز: ایزمیت)، سقاریه (مرکز: آداپازاری). هرکدام از استان‌های ترکیه به چندین بخش تقسیم شده‌است. تاریخ دوران باستان دیوار تروی؛ ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد کتابخانه کلاسوس در افسوس؛ سال ۱۳۵میلادی شبه جزیره آناتولی دربرگیرنده بیشتر مناطق ترکیه امروزی همواره یکی از قدیمی‌ترین مناطق مسکونی دنیا بوده که قدمت آن برمی‌گردد به اوایل دوران نوسنگی. ترکیه کنونی در دوران باستان، تحت حکومت دولت شهرهای متعددی مانند لودیه و ایونیا قرار داشت. تا اینکه در حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد، این دولت‌ها توسط کورش بزرگ هخامنشی منقرض شد و ترکیه زیر سلطه هخامنشیان درآمد. پس از یورش اسکندر در سال ۳۳۳ پ.م. آسیای کوچک به دست سلوکیان افتاد؛ و پس از اندکی رومیان جای آن‌ها را گرفتند. امپراتوری بیزانس بعدها امپراتوری روم به دلیل وسعت زیاد دچار مشکل شد، تا اینکه در سال ۳۹۵ میلادی امپراتور کنستانتین شهر بیزانتیوم (کنستانتین/قسطنطنیه/استانبول/اسلامبول) را پایتخت خود قرار داد؛ این اقدام مقدمه تقسیم روم به دو بخش شرقی و غربی شد. از آن پس روم شرقی یا امپراتوری بیزانس، ترکیه کنونی را در دست گرفت. در سال ۴۶۳ هجری قمری، ترکمانان مسلمان سلجوقی به فرماندهی آلب ارسلان به جنگ با امپراتوری بیزانس شتافتند و در ملازگرد، سپاه امپراتور بیزانس، رومانوس چهارم را شکست دادند. بدین ترتیب نیمه شرقی ترکیه به دست سلجوقیان افتاد و زمینه برای مسلمان شدن مردم آن جا و نفوذ زبان ترکی به آن جا فراهم شد؛ ولی نیمه غربی ترکیه در دست امپراتوری بیزانس باقی‌ماند. امپراتوری عثمانی مسجد سلطان احمد در استانبول پهناوری امپراتوری عثمانی آتاترک، بنیانگذار جمهوری ترکیه پس از آن کوچ قبایل ترکمن مسلمان از شرق ایران به آسیای کوچک آغاز شد و این قبایل به تدریج دولتهای کوچک محلی در آنجا تشکیل دادند. یکی از مشهورترین این قبایل، قبیله «قایی» بود که در نزدیکی آنقره (آنکارا) سکونت داشتند. رهبر این قبیله به نام عثمان در سال ۶۷۸ هجری خورشیدی (۶۹۹قمری/۱۳۰۰میلادی) حکومتی تاسیس کرد که به نام خودش عثمانی خوانده شد. از آن پس تا حدود ۱۵۰ سال بعد حکومت عثمانی بیشتر آناتولی را به تصرف درآورد. در سال‌های نخست سده نهم هجری قمری، بایزید ایلدرم (صاعقه) سلطان عثمانی، از تیمور شکست خورد و اسیر شد. تیمور افراد بسیاری را از ترکیه اسیر کرد تا به مناطق دیگر ببرد، ولی به درخواست خواجه علی صفوی آنان را رها کرد و بدین ترتیب این افراد ناحیه شیعه نشین بزرگی را در کشور عثمانی به وجود آوردند و بسیاری از آنان در زمان شاه اسماعیل یکم صفوی به ایران آمدند و جزئی از قزلباش‌ها شدند. در سال ۸۳۲ ه‌. خ (۱۴۵۳میلادی)، سلطان محمد فاتح توانست به زندگی هزار ساله امپراتوری بیزانس (روم شرقی) پایان دهد. فتح درخشان او، تسخیر قسطنطنیه (کنستانتین) پایتخت بیزانس بود، که از آن پس استانبول (اسلامبول) نامیده شد. این فتح مبدا قرون جدید در تاریخ اروپا شناخته شده‌است. کسی که حکومت عثمانی را به امپراتوری تبدیل کرد، سلطان سلیم یکم ملقب به یاووز (مهیب) بود. وی در اوایل سده نهم هجری قمری به پادشاهی رسید. او در طول پادشاهی ۹ ساله خود شام، مصر، عراق، حجاز (غرب عربستان)، و بخشهایی از بالکان (در جنوب شرق اروپا) را به تصرف درآورد و خود را خلیفه مسلمانان نامید. همچنین او کتاب‌های بسیاری را از مناطق متصرف شده بدست آورد، که اکنون زینت بخش کتابخانه‌های ترکیه‌است. سلطان سلیم یکم در سال ۸۹۳ ه‌.خ (۹۲۰ق. /۱۵۱۴م) شاه اسماعیل یکم را در جنگ چالدران شکست داد. اوج قدرت عثمانی در زمان سلطان سلیمان یکم (قانونی/باشکوه) پسر سلطان سلیم رخ داد. او مناطق بیشتری را به تصرف درآورد و حتی به محاصره وین پرداخت. او در یکی از جنگ‌هایش با شاه تهماسب صفوی، تا سلطانیه نیز پیش‌آمد. پس از او امپراتوری عثمانی رو به انحطاط گذاشت. جمهوری ترکیه امپراتوری عثمانی در جنگ اول جهانی از هم پاشید و مورد تهاجم بریتانیا و متحدانش واقع شد. مصطفی کمال پاشا به دلیل سازماندهی مقاومت ملی علیه دول خارجی قهرمان ملی ترکیه گردید و توانست جمهوری ترکیه را در سال ۱۳۰۲ (۱۹۲۳) بر پایه اصل جدایی دین از سیاست بنا کند و ملقب به آتاترک شد. وی خط لاتین را برای نوشتن زبان ترکی مرسوم کرد و اقدامات بسیاری را برای صنعتی و غربی شدن ترکیه انجام داد و دوره نوینی را در ترکیه به وجود آورد. او نظام جمهوری ترکیه را به صورت یک جمهوری مجلس محور (پارلمانی) تاسیس کرد و با ایجاد مجلس بزرگ میهنی ترکیه، دولت را در برابر مجلس میهنی مسئول ساخت. آتاترک موسس و رهبر حزب خلق جمهوری خواه ترکیه بود و به مدت پانزده سال و به صورت مادام العمر ریاست جمهوری ترکیه را برعهده داشت. در دوران اقتدار آتاترک و امین و پشتیبان او عصمت اینونو که از آن به عنوان دوران تک حزبی یاد می‌شود، سیمایی از اقتدار سیاسی ملی گرایانه به نمایش گذاشته شد که ابایی از نژادپرستی و ترویج پان‌ترکیسم و به انزوا راندن اسلام و قومیت‌ها نداشت. بعد از یک دوران تک‌حزبی در سال ۱۳۲۹ (۱۹۵۰) حزب دمکرات از گروه سیاسی مخالف قدرت را بدست گرفت و به تعداد احزاب اضافه شد، ولی آزادی سیاسی با دوره‌هایی از کودتاهای نظامیان در سالهای ۱۳۳۹، ۱۳۵۰ و ۱۳۵۹ شکسته شد. در سال ۱۳۵۳ ترکیه با دخالت نظامی خود علیه کودتای یونانیان در قبرس مانع از الحاق قبرس به یونان شد. در سال ۱۳۷۵ باز نیروهای نظامی دولتی را که با برنامه‌های اسلامی روی کار آمده بود، ساقط کرد. از سال ۱۳۶۳ (۱۹۸۴) تاکنون حزب کارگران کردستان و حکومت ترکیه درگیری‌های نظامی بسیاری داشته‌اند که باعث مرگ بیش از ۴۵ هزار تن گردیده‌است. ترکیه در سال ۱۳۲۵ به عضویت سازمان ملل درآمد و در سال ۱۳۳۱ به ناتو پیوست. ترکیه عضو جنبی جامعه اروپا است و اکنون با اجرای اصلاحاتی سعی در تحکیم و تقویت مردمسالاری و اقتصاد خود دارد تا بتواند مذاکرات برای عضویت در اتحادیه اروپا را آغاز نماید. مردم و زبان زبان بیشتر مردم در ترکیه ترکی است ولی در کنار آن زبانهای کردی، زازاها، ترکی آذربایجانی در میان گروه‌های قومی استفاده می‌شود. گروه‌های قومی کوچک‌تری چون لازها، ارمنی‌ها، عرب‌ها، گرجی‌ها و چرکس‌ها به تنوع زبانی و فرهنگی این کشور افزوده‌اند. کردهای ترکیه بیشتر در جنوب شرقی و شرق کشور زندگی می‌کنند. زبان رسمی این کشور ترکی است. گروه‌های قومی کوچک‌تر در ترکیه عبارت‌اند از آذربایجانی‌ها (شمال شرق)، لازها (شمال)، عرب‌ها (جنوب) و ارمنی‌ها (استانبول). یک مطالعه ژنتیکی در سال ۲۰۰۱ از طریق بررسی هاپلوگروپ‌های دی‌ان‌ای در ترکیه نشان داده که ترک‌ها و کردها در کنار ارمنی‌ها، ایرانیان، یهودیان و لبنانی‌ها و دیگر گروه‌های ساکن سواحل مدیترانه (چه در شرق و چه در غرب) احتمالا از یک نیای مشترک برخوردارند. در نتیجه اقوام امروزین ترک، کرد و ارمنی ممکن است از دل همین گروه‌ها درآمده باشند. مطالعه ژنتیکی دیگری هم در سال ۲۰۰۳ نشان داده که ترک‌های آناتولی با وجود خویشاوندی زبانی (در خانواده زبان‌های ترکی) و همسایگی تاریخی با مغول‌ها ارتباط ژنتیکی خاصی با آنان ندارند. به‌طوری‌که میزان اختلاف ژنتیکی ترک‌ها و آلمانی‌ها با سه گروه اصلی مغول به یک اندازه بوده‌است. در مطالعه دیگری در سال ۲۰۰۳ بر روی ۵۲۳ کروموزوم ایگرگ (که تنها نسب پدری را نشان می‌دهد) از اهالی ۹۰ شهر مختلف ترکیه ۵۴ هاپلوتایپ متفاوت شناسایی شده که اکثریت آن‌ها (۹۴٫۱٪) از هاپلوتایپ‌های رایج در اروپایی‌ها و مردمان همسایه خاورمیانه‌ای است. هاپلوتایپ‌های مرتبط با اهالی آسیای میانه با تنها ۳٫۴٪، هندی‌ها ۱٫۵٪ و آفریقایی‌ها ۱٪ در اقلیت هستند. تنوع قابل ملاحظه هاپلوتایپ‌ها در میان ترکان گواهی بر نقش مهم آناتولی هم به عنوان یک دریافت‌کننده و هم به عنوان یک منبع در جریان شارش ژنی بین مناطق مختلف است. برآوردهای متفاوتی در مورد سهم ژنتیکی مهاجرت ترک‌زبانان آسیای میانه به منطقه آناتولی صورت گرفته‌است. بر اساس یکی از مطالعات بر روی کروموزم ایگرگ این سهم حدود ۱۰درصد و بر اساس یکی دیگر بر روی میتوکندری دی‌ان‌ای و کروموزوم ایگرگ حدود ۳۰ درصد است. هرچند احتمالا شارش ژنی بین آناتولی و آسیای میانه چندین بار در دوره‌های پیش از تاریخ صورت گرفته‌است اما نامعلوم بودن شمار این جمعیت‌ها و تعداد این دوره‌ها مشکل بزرگی برای تعیین سهم ژنتیکی مهاجرت ترکان اوغوز در سده ۱۱ میلادی به آناتولی است. بر اساس برخی از مطالعات تعیین میزان هاپلوگروپ‌های مخصوص آسیا مانند C-RPS4Y و O3-M۱۲۲ بهترین روش برای تعیین ابعاد این مهاجرت و سهم ژنی آن آن در جمعیت کنونی آناتولی است. این توالی‌های ژنتیکی در یکی از مطالعات تنها در ۱٫۵ درصد اهالی ترکیه دیده شده در حالی‌که در یکی از مطالعات بر روی ۱۳ قوم آسیای میانه ۱۸٪ و در مطالعه دیگری بر روی ۴۹ قوم آسیای میانه ۳۳٪ شیوع داشته‌اند. به نظر می‌رسد افزایش قابل ملاحظه جمعیت آناتولی در عصر برنز که جمعیت آن را در دوران امپراتوری روم به ۱۲ میلیون نفر رسانده بود موجب کاهش تاثیر مهاجرت سلجوقیان و دیگر ترک‌زبانان آسیای میانه شده باشد. بخشی از ترک‌تباران ترکیه از اقوام ترکان سلجوقی غز هستند؛ ترکان سلجوقی به رهبری طغرل بیگ پس از شکست غزنویان در سال ۴۲۹ هجری قمری شهر نیشابور را پایتخت خود قرار دادند، در سال ۴۳۳ شهر ری را مرکز حکومت خود کردند، سپس اصفهان را مقر اصلی حاکمیت خود قرار داده همدان را نیز پایتخت تابستانی خود کردند. سلجوقیان سپس به رهبری آلپ‌ارسلان در جنگ ملازگرد با رومانوس چهارم امپراتور بیزانس، آناتولی را به تصرف خود درآوردند و سرزمین آسیای صغیر تا قونیه جز امپراتوری سلجوقی گردید. ترکان سلجوقی که از آسیای میانه به فلات ایران وارد شده و شهرهای ایران را فتح کرده در شهر ری حاکمیت خود را تثبیت کرده بودند در این مکان‌ها و در آذربایجان ساکن شدند و با فراهم آوردن لشکریان زیاد از آذربایجان، آناتولی را فتح و در این منطقه مستقر شده پس از غلبه بر امپراتوری بیزانس (روم شرقی)، این منطقه را بر امپراتوری خود افزودند و از زمان حاکمیت فرزندان عثمان (نام یکی از حاکمان ترک آناتولی) امپراتوری عثمانی را در آنجا بنا نهادند. فرهنگ دین نخستین قانون اساسی جمهوری ترکیه که در سال ۱۹۲۴ میلادی تهیه شده‌است دین رسمی ترکیه را اسلام تعیین نموده‌است. لیکن در اصلاحات قانون اساسی سال ۱۹۲۸ این ماده قانونی حذف و با تاکید بر جدایی دین از سیاست، ترکیه کشوری با دولت و حکومت سکولار (جدایی دین از سیاست) معرفی گردیده‌است. بنابر آخرین آمار موجود در ترکیه حدود ۹۸ درصد جمعیت این کشور را مسلمانان و ۲ درصد را مسیحیان و کلیمیان و پیروان دیگر ادیان تشکیل می‌دهند. (البته مطابق کتاب اطلس جامع گیتاشناسی، %۹۲/۵مسلمان (عمدتا سنی)، ۰/۲٪بی‌دین و بقیه ۰/۵٪ هستند) مسلمانان ترکیه بیشتر پیرو مذهب تسنن می‌باشند که از میان آن‌ها حنفی‌ها بزرگترین گروه به‌شمار می‌آیند که عمدتا در مرکز و غرب ترکیه ساکن هستند. شافعی‌ها با جمعیتی کمتر در مناطق شرقی ترکیه مستقرند و اکثرا کرد هستند. شمار پیروان مذاهب دیگر بسیار کم می‌باشد. روی هم رفته پیروان ادیان در ترکیه به دو قسمت اصلی تقسیم می‌شوند: الف) پیروان دین اسلام، که خود به چند مذهب تقسیم می‌شود و اهم آن‌ها عبارتند از: ۱- حنفی‌ها: جمعیت قابل ملاحظه‌ای از اهل سنت ترکیه را تشکیل می‌دهند. ۲- شافعی‌ها: شاخه‌ای از اهل سنت است که پیروان آن را بیشتر کردها تشکیل می‌دهند. ۳- پیروان سایر فرق اهل سنت. ۴- علویان که خود به چهار دسته تقسیم می‌شود و بنابر آمار رسمی دولت ترکیه حدود ۱۲ میلیون نفر پیرو دارد. ب) پیروان ادیان دیگر به‌جز اسلام، که در کل ۲ درصد از جمعیت ترکیه را تشکیل می‌دهند. حجاب حجاب اسلامی در ترکیه دچار دگرگونی‌هایی شده‌است. بر اساس قوانین ترکیه، کارمندان زن در ادارات دولتی اجازه استفاده از روسری و سایر پوشش‌های مشابه را ندارند؛ همچنین بر اساس بخشنامه‌ای تحت عنوان «نحوه پوشش در مراکز آموزش عالی ترکیه» که در سال ۱۹۹۷ میلادی صادر شده، دانشجویان دختر دانشگاه‌های دولتی اجازه استفاده از حجاب در دانشگاه‌ها را ندارند و در سال ۲۰۰۶ این قانون برای دانشگاه‌های غیردولتی نیز لازم‌الاجرا شد. اکنون در این کشور حجاب «اختیاری» شده‌است و با این وجود همچنان حجاب توسط بسیاری از بانوان این کشور رعایت می‌شود. اقتصاد 008000; اقتصاد ترکیه ترکیبی از صنایع بومی و نوین است که روز به روز بر دامنه‌اش افزوده می‌شود. تولیدات فراوان کشاورزی ترکیه درسال ۲۰۰۵ رتبه هفتم جهان را بدست آورد و در سال ۲۰۰۶ برای ۱۱٫۲٪ از مردم ترکیه اشتغال ایجاد کرد. بخش خصوصی اقتصاد ترکیه نیز قوی و به سرعت در حال رشد است و نقش مهمی در بانکداری، حمل و نقل و ارتباطات دارد. در سال‌های اخیر اقتصاد ترکیه رشد خوبی داشته و رشد ۸٫۹٪ و ۷٫۴٪ را در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ به دست آورده‌است. تاریخچه پرچم طرح اصلی پرچم ترکیه مدرن عبارت است از ماه و ستاره سفید با زمینه سرخ رنگ. این طرح مربوط می‌شود به علائمی که امپراتوری‌های ترکمن سلجوقی و عثمانی به عنوان پرچم استفاده می‌کردند. جمهوری ترکیه این پرچم را به عنوان نشانه دولت نگاه داشت. از آن جا که سلاطین عثمانی در عین حال عنوان خلیفه مسلمین را داشتند، نزد اروپاییان طرح این پرچم به عنوان نماد اسلام شناخته شد. اکنون شمار بسیاری از کشورهای اسلامی ماه و ستاره را به صور مختلف به پرچم خود افزوده‌اند. نشانه هلال احمر نیز از این تاثیر به کنار نبوده‌است. صلیب سرخ جهانی در ۱۲۴۱ توسط هنری دونانت بازرگان سوئیسی تاسیس شد و چون نشانه دولت سویس و علامت دین مسیح را بر آن نهادند، هلال احمر به عنوان برابر اسلامی-سنی (و شیر و خورشید سرخ به عنوان برابر شیعی) آن بعد از جنگ جهانی اول بر پا شد. از جمله کشورهایی که نماد ماه و ستاره را روی پرچم کشورشان دارند، عبارت‌اند از: ازبکستان، الجزایر، پاکستان، ترکمنستان، تونس، جمهوری آذربایجان، سنگاپور، مالزی، موریتانی، لیبی و ترکیه. امپراتوری عثمانی اقلیت‌ها در ترکیه تغییر نام‌های جغرافیایی در ترکیه تاریخ ارمنستان نسل‌کشی ارمنی‌ها نسل‌کشی کردها نسل‌کشی یونانیان نسل‌کشی آشوری‌ها کردستان ترکیه سانسور در ترکیه کودتای نافرجام ۲۰۱۶ ترکیه الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا بی‌بی‌سی فارسی
[ "مارش استقلال", "آنکارا", "استانبول", "قسطنتنیه", "ترکی استانبولی", "رئیس‌جمهور", "رجب طیب اردوغان", "امپراتوری عثمانی", "دلار آمریکا", "لیر ترکیه", ".tr", "اوراسیا", "آناتولی", "آسیای کوچک", "آسیا", "خاورمیانه", "تراکیه", "بالکان", "اروپا", "ایران", "جمهوری آذربایجان", "نخجوان", "ارمنستان", "گرجستان", "عراق", "سوریه", "بلغارستان", "یونان", "دریای سیاه", "دریای مرمره", "دریای اژه", "دریای مدیترانه", "بسفر", "داردانل", "فهرست کشورها بر اساس مساحت", "سنی", "علویان (ترکیه)", "لائیک", "اسلام", "عید فطر", "عید قربان", "ترک‌های استانبولی", "مردم کرد", "خط عربی", "آتاترک", "خط لاتین", "جنگ جهانی اول", "زبان ترکی استانبولی", "استان", "انتاکیه", "ایزمیت", "آداپازاری", "نوسنگی", "دوران باستان", "لودیه", "ایونیا", "پیش از میلاد", "کورش بزرگ", "هخامنشی", "اسکندر", "سلوکیان", "رومیان", "امپراتوری روم", "کنستانتین", "قسطنطنیه", "اسلامبول", "روم شرقی", "امپراتوری بیزانس", "سلجوقی", "آلب ارسلان", "ملازگرد", "رومانوس چهارم", "زبان ترکی", "هجری خورشیدی", "عثمانی", "بایزید ایلدرم", "تیمور", "خواجه علی", "شیعه", "شاه اسماعیل یکم", "قزلباش", "سلطان محمد فاتح", "قرون جدید", "تاریخ اروپا", "سلطان سلیم یکم", "شام", "مصر", "حجاز", "عربستان", "خلیفه", "مسلمانان", "جنگ چالدران", "سلطان سلیمان یکم", "وین", "شاه تهماسب", "صفویان", "سلطانیه", "جنگ اول جهانی", "بریتانیا", "سکولاریزم", "مجلس بزرگ میهنی ترکیه", "حزب خلق جمهوری خواه ترکیه", "عصمت اینونو", "پان‌ترکیسم", "قبرس", "حزب کارگران کردستان", "سازمان ملل", "ناتو", "جامعه اروپا", "مردمسالاری", "اتحادیه اروپا", "اطلاعات‌نامه جهان", "زبان کردی", "زازاها", "آذربایجانی‌های ترکیه", "لازها", "ارمنی‌ها", "عربها", "مردم گرجی", "چرکس‌ها", "کردها", "آذربایجانی‌ها", "عرب", "مردم ارمنی", "دی‌ان‌ای", "زبان‌های ترکی", "کروموزوم ایگرگ", "آسیای میانه", "ترک‌های آفریقایی‌تبار", "شارش ژنی", "میتوکندری دی‌ان‌ای", "عصر برنز", "ترکان سلجوقی", "جنگ ملازگرد", "سکولاریسم", "جدایی دین از سیاست", "حجاب اسلامی", "آموزش عالی", "کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان", "کشاورزی", "ترکمن سلجوقی", "صلیب سرخ جهانی", "هنری دونانت", "مسیح", "هلال احمر", "شیر و خورشید سرخ", "نماد", "ازبکستان", "الجزایر", "پاکستان", "ترکمنستان", "تونس", "سنگاپور", "مالزی", "موریتانی", "لیبی", "افسوس (شهر)", "دانشگاه بغازیچی", "دانشگاه استانبول", "آرارات", "لهستانی", "مسجد سلطان احمد", "ازمیر", "ادیرنه", "سماع", "آلانیا", "پاموک کاله", "ایاصوفیه", "اقلیت‌ها در ترکیه", "تغییر نام‌های جغرافیایی در ترکیه", "تاریخ ارمنستان", "نسل‌کشی ارمنی‌ها", "نسل‌کشی کردها", "نسل‌کشی یونانیان", "نسل‌کشی آشوری‌ها", "کردستان ترکیه", "سانسور در ترکیه", "کودتای نافرجام ۲۰۱۶ ترکیه", "الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا" ]
[ "ترکیه", "آسیای غربی", "اروپای شرقی", "اوراسیا", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۲۳ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۲۳ (میلادی) در آسیا", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۲۳ (میلادی) در اروپا", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۲۳ (میلادی) در ترکیه", "جمهوری‌ها", "جنوب شرقی اروپا", "دریای اژه", "دولت‌های مدرن ترک", "سانسور اینترنت بر پایه سازمان", "سانسور اینترنت بر پایه کشور", "فهرست کشورهای در گستره بیش از یک قاره", "کشورهای آسیای غربی", "کشورهای آسیایی", "کشورهای اروپایی", "کشورهای اسلامی", "کشورهای خاور نزدیک", "کشورهای خاورمیانه", "کشورهای ساحلی مدیترانه", "کشورهای عضو سازمان ملل متحد", "کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی", "کشورهای عضو ناتو", "کشورهای گروه ۲۰", "گروه هشت کشور اسلامی در حال توسعه", "مدیترانه شرقی" ]
1,365
فهرست دانشگاه‌ها در ترکیه
2
45
0
[ "دانشگاه‌های ترکیه", "فهرست دانشگاه‌هاي تركيه", "فهرست دانشگاه های ترکیه", "فهرست دانشگاه هاي تركيه", "دانشگاه هاي تركيه", "دانشگاه های ترکیه", "فهرست دانشگاه‌های ترکیه", "فهرست دانشگاه ها در تركيه", "فهرست دانشگاه ها در ترکیه" ]
false
10
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
مهم‌ترین دانشگاه‌های کشور ترکیه عبارت‌اند از: دانشگاه آبانت عزت بایسال دانشگاه آک دنیز دانشگاه کیرکلارلی دانشگاه آنکارا دانشگاه غازی انتپ دانشگاه آتاترک دانشگاه آتیلیم دانشگاه باغچه شهر دانشگاه بالیکسیر دانشگاه باشکنت دانشکده بیکنت دانشگاه بیلگی استانبول دانشگاه بیلکنت دانشگاه بغازیچی دانشگاه چاغ دانشگاه جلال بایار دانشگاه ۱۸ مارس چاناک قلعه (جناق‌قلعه) دانشگاه چوکوراوا دانشگاه جمهوریت سیواس دانشگاه سلیمان دمیرل دانشگاه دجله دانشگاه دوغوش دانشگاه دوکوز ایلول دانشگاه دوملوپینار کوتاهیا دانشگاه اژه دانشگاه ارجیس دانشگاه فاتح دانشگاه فرات دانشگاه گالاتاسرای دانشگاه غازی دانشگاه حاجت تپه دانشگاه خلیج دانشگاه حران شانلی اورفا دانشگاه کادیرخاص دانشگاه اینونو مالاتیا دانشگاه ایشیک دانشگاه استانبول دانشگاه قفقاز قارص دانشگاه قارا آلماس زونگولداک دانشگاه فنی کارادنیز دانشگاه قوچ دانشگاه قوجاایلی دانشگاه فرهنگ استانبول دانشگاه مال تپه دانشگاه مرمره استانبول دانشگاه معمار سینان دانشگاه موغلا دانشگاه مصطفی کمال ختای دانشگاه نیغده دانشگاه خاورمیانه دانشگاه غازی عثمان پاشا دانشگاه پاموک قلعه دانشگاه سابانجی دانشگاه ساکاریا (سقاریه) دانشگاه سلجوق (قونیه) دانشگاه فنی استانبول دانشگاه اولوداغ دانشگاه یوزونجوییل دانشگاه یدی تپه (به فارسی) دانشگاه‌های ترکیه دانشگاه‌های ترکیه
[ "ترکیه", "دانشگاه آبانت عزت بایسال", "دانشگاه آک دنیز", "دانشگاه کیرکلارلی", "دانشگاه آنکارا", "دانشگاه غازی انتپ", "دانشگاه آتاترک", "دانشگاه آتیلیم", "دانشگاه باغچه شهر", "دانشگاه بالیکسیر", "دانشگاه باشکنت", "دانشکده بیکنت", "دانشگاه بیلگی استانبول", "دانشگاه بیلکنت", "دانشگاه بغازیچی", "دانشگاه چاغ", "دانشگاه جلال بایار", "دانشگاه ۱۸ مارس", "دانشگاه چوکوراُوا", "دانشگاه جمهوریت سیواس", "دانشگاه سلیمان دمیرل", "دانشگاه دجله", "دانشگاه دوغوش", "دانشگاه دوکوز ایلول", "دانشگاه دوملوپینار کوتاهیا", "دانشگاه اژه", "دانشگاه ارجیس", "دانشگاه فاتح", "دانشگاه فرات", "دانشگاه گالاتاسرای", "دانشگاه غازی", "دانشگاه حاجت تپه", "دانشگاه خلیج", "دانشگاه حران شانلی اورفا", "دانشگاه کادیرخاص", "دانشگاه اینونو مالاتیا", "دانشگاه ایشیک", "دانشگاه استانبول", "دانشگاه قفقاز قارص", "دانشگاه قارا آلماس زونگولداک", "دانشگاه فنی کارادنیز", "دانشگاه قوچ", "دانشگاه قوجاایلی", "دانشگاه فرهنگ استانبول", "دانشگاه مال تپه", "دانشگاه مرمره استانبول", "دانشگاه معمار سینان", "دانشگاه موغلا", "دانشگاه مصطفی کمال ختای", "دانشگاه نیغده", "دانشگاه خاورمیانه", "دانشگاه غازی عثمان پاشا", "دانشگاه پاموک قلعه", "دانشگاه سابانجی", "دانشگاه ساکاریا", "دانشگاه سلجوق", "دانشگاه فنی استانبول", "دانشگاه اولوداغ", "دانشگاه یوزونجوییل", "دانشگاه یدی تپه" ]
[ "دانشگاه‌های ترکیه", "فهرست‌های آموزشی ترکیه", "فهرست‌های دانشگاه‌ها و کالج‌ها بر پایه کشور", "فهرست‌های دانشگاه‌ها و کالج‌ها در آسیا", "فهرست‌های دانشگاه‌ها و کالج‌ها در اروپا" ]
1,367
فهرست نام دانشگاه‌های کشورها
0
129
0
[ "فهرست دانشگاه‌ها", "فهرست نام دانشگاه‌هاي كشورها", "فهرست نام دانشگاه های کشورها", "فهرست نام دانشگاه هاي كشورها", "فهرست دانشگاه ها" ]
false
33
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
این فهرستی است از نام دانشگاه‌های کشورهای گوناگون جهان: آسیا فهرست دانشگاه‌های جمهوری آذربایجان فهرست دانشگاه‌های اردن فهرست دانشگاه‌های ارمنستان فهرست دانشگاه‌های ازبکستان فهرست دانشگاه‌های اسرائیل فهرست دانشگاه‌های افغانستان فهرست دانشگاه‌های امارات متحده عربی فهرست دانشگاه‌های اندونزی فهرست دانشگاه‌های ایران فهرست دانشگاه‌های بحرین فهرست دانشگاه‌های برونئی فهرست دانشگاه‌های بنگلادش فهرست دانشگاه‌های بوتان فهرست دانشگاه‌های پاکستان فهرست دانشگاه‌های تاجیکستان فهرست دانشگاه‌های تایلند فهرست دانشگاه‌های ترکمنستان فهرست دانشگاه‌های تیمور شرقی فهرست دانشگاه‌های جمهوری خلق چین فهرست دانشگاه‌های جمهوری‌های چین(تایوان، کوئموی، ماتسو) فهرست دانشگاه‌های روسیه فهرست دانشگاه‌های ژاپن فهرست دانشگاه‌های سنگاپور فهرست دانشگاه‌های سرزمین‌های فلسطینی فهرست دانشگاه‌های سری‌لانکا فهرست دانشگاه‌های سوریه فهرست دانشگاه‌های سنگاپور فهرست دانشگاه‌های عراق فهرست دانشگاه‌های عمان فهرست دانشگاه‌های عربستان سعودی فهرست دانشگاه‌های فیلیپین فهرست دانشگاه‌های قرقیزستان فهرست دانشگاه‌های قزاقستان فهرست دانشگاه‌های قطر فهرست دانشگاه‌های کامبوج فهرست دانشگاه‌های کره جنوبی فهرست دانشگاه‌های کره شمالی فهرست دانشگاه‌های کویت فهرست دانشگاه‌های لبنان فهرست دانشگاه‌های لائوس فهرست دانشگاه‌های مالدیو فهرست دانشگاه‌های مالزی فهرست دانشگاه‌های ماکائو فهرست دانشگاه‌های مغولستان فهرست دانشگاه‌های میانمار فهرست دانشگاه‌های نپال فهرست دانشگاه‌های ویتنام فهرست دانشگاه‌های هند فهرست دانشگاه‌های هنگ کنگ فهرست دانشگاه‌های یمن آفریقا فهرست دانشگاه‌های آفریقای جنوبی فهرست دانشگاه‌های اتیوپی فهرست دانشگاه‌های اریتره فهرست دانشگاه‌های الجزایر فهرست دانشگاه‌های انگولا فهرست دانشگاه‌های اوگاندا فهرست دانشگاه‌های بتسوانا فهرست دانشگاه‌های بنین فهرست دانشگاه‌های بورکینا فاسو فهرست دانشگاه‌های تانزانیا فهرست دانشگاه‌های توگو فهرست دانشگاه‌های تونس فهرست دانشگاه‌های جزایر قناری فهرست دانشگاه‌های جزیره موریس فهرست دانشگاه‌های رواندا فهرست دانشگاه‌های زامبیا فهرست دانشگاه‌های زیمبابوه فهرست دانشگاه‌های ساحل عاج فهرست دانشگاه‌های سنگال فهرست دانشگاه‌های سوازی لند فهرست دانشگاه‌های سودان فهرست دانشگاه‌های سومالی فهرست دانشگاه‌های سیرالئون فهرست دانشگاه‌های غنا فهرست دانشگاه‌های کنیا فهرست دانشگاه‌های گامبیا فهرست دانشگاه‌های لسوتو فهرست دانشگاه‌های لیبریا فهرست دانشگاه‌های لیبی فهرست دانشگاه‌های ماداگاسکار فهرست دانشگاه‌های مالاوی فهرست دانشگاه‌های مراکش فهرست دانشگاه‌های مصر فهرست دانشگاه‌های موریتانی فهرست دانشگاه‌های موزامبیک فهرست دانشگاه‌های نامیبیا فهرست دانشگاه‌های نیجریه آمریکای جنوبی فهرست دانشگاه‌های آرژانتین فهرست دانشگاه‌های اروگوئه فهرست دانشگاه‌های اکوادور فهرست دانشگاه‌های برزیل فهرست دانشگاه‌های بولیوی فهرست دانشگاه‌های پاراگوئه فهرست دانشگاه‌های پرو فهرست دانشگاه‌های شیلی فهرست دانشگاه‌های کلمبیا فهرست دانشگاه‌های ونزوئلا آمریکای شمالی فهرست دانشگاه‌های آمریکا فهرست دانشگاه‌های کانادا فهرست دانشگاه‌های مکزیک آمریکای مرکزی فهرست دانشگاه‌های السالوادور فهرست دانشگاه‌های بلیز فهرست دانشگاه‌های پاناما فهرست دانشگاه‌های کستاریکا فهرست دانشگاه‌های گوآتمالا فهرست دانشگاه‌های نیکاراگوآ فهرست دانشگاه‌های هندوراس اروپا فهرست دانشگاه‌های آلبانی فهرست دانشگاه‌های آلمان فهرست دانشگاه‌های اتریش فهرست دانشگاه‌های اسپانیا فهرست دانشگاه‌های استونی فهرست دانشگاه‌های اسلواکی فهرست دانشگاه‌های اسلونی فهرست دانشگاه‌های ایتالیا فهرست دانشگاه‌های ایرلند فهرست دانشگاه‌های ایسلند فهرست دانشگاه‌های بریتانیا فهرست دانشگاه‌های بلژیک فهرست دانشگاه‌های بوسنی و هرزگوین فهرست دانشگاه‌های بلا روس فهرست دانشگاه‌های بلغارستان فهرست دانشگاه‌های پرتقال فهرست دانشگاه‌های ترکیه فهرست دانشگاه‌های چک فهرست دانشگاه‌های دانمارک فهرست دانشگاه‌های گرجستان فهرست دانشگاه‌های رومانی فهرست دانشگاه‌های سوئد فهرست دانشگاه‌های سوییس فهرست دانشگاه‌های صربستان فهرست دانشگاه‌های فرانسه فهرست دانشگاه‌های فلاند فهرست دانشگاه‌های کرواسی فهرست دانشگاه‌های لتونی فهرست دانشگاه‌های لیتوانی فهرست دانشگاه‌های لوکزامبورگ فهرست دانشگاه‌های لهستان فهرست دانشگاه‌های لیشتنشتاین فهرست دانشگاه‌های مالتا فهرست دانشگاه‌های مجارستان فهرست دانشگاه‌های مقدونیه فهرست دانشگاه‌های مولداوی فهرست دانشگاه‌های موناکو فهرست دانشگاه‌های مونته نگرو فهرست دانشگاه‌های نروژ فهرست دانشگاه‌های هلند فهرست دانشگاه‌های یونان اقیانوسیه استرالزی فهرست دانشگاه‌های زلاند نو فهرست دانشگاه‌های جزیره کریسمس فهرست دانشگاه‌های جزایر نارگیل فهرست دانشگاه‌های جزیره نورفولک پلی‌نزی فهرست دانشگاه‌های توکلائو فهرست دانشگاه‌های تونگا فهرست دانشگاه‌های تووالو فهرست دانشگاه‌های پلینزی فرانسه فهرست دانشگاه‌های جزایر کوک فهرست دانشگاه‌های جزایر پیت کرن فهرست دانشگاه‌های ساموآ فهرست دانشگاه‌های ساموآی آمریکا فهرست دانشگاه‌های نیوئه فهرست دانشگاه‌های والیس و فوتونا ملانزی فهرست دانشگاه‌های اندونزی فهرست دانشگاه‌های تیمور شرقی فهرست دانشگاه‌های پاپوآ گینه نو فهرست دانشگاه‌های جزایر سلیمان فهرست دانشگاه‌های فیجی فهرست دانشگاه‌های کالدونیای جدید فهرست دانشگاه‌های وانواتو میکرونزی فهرست دانشگاه‌های پالائو فهرست دانشگاه‌های جزایر مارشال فهرست دانشگاه‌های کیریباتی فهرست دانشگاه‌های گوام فهرست دانشگاه‌های مجمع الجزایر ماریانای شمالی فهرست دانشگاه‌های میکرونزی فهرست دانشگاه‌های نائورو دانشگاه‌های کشورها
[ "آسیا", "فهرست دانشگاه‌های جمهوری آذربایجان", "فهرست دانشگاه‌های اردن", "فهرست دانشگاه‌های ارمنستان", "فهرست دانشگاه‌های ازبکستان", "فهرست دانشگاه‌های اسرائیل", "فهرست دانشگاه‌های افغانستان", "فهرست دانشگاه‌های امارات متحده عربی", "فهرست دانشگاه‌های اندونزی", "فهرست دانشگاه‌های ایران", "فهرست دانشگاه‌های بحرین", "فهرست دانشگاه‌های برونئی", "فهرست دانشگاه‌های بنگلادش", "فهرست دانشگاه‌های بوتان", "فهرست دانشگاه‌های پاکستان", "فهرست دانشگاه‌های تاجیکستان", "فهرست دانشگاه‌های تایلند", "فهرست دانشگاه‌های ترکمنستان", "فهرست دانشگاه‌های تیمور شرقی", "فهرست دانشگاه‌های جمهوری خلق چین", "فهرست دانشگاه‌های جمهوری‌های چین", "فهرست دانشگاه‌های روسیه", "فهرست دانشگاه‌های ژاپن", "فهرست دانشگاه‌های سنگاپور", "فهرست دانشگاه‌های سرزمین‌های فلسطینی", "فهرست دانشگاه‌های سری‌لانکا", "فهرست دانشگاه‌های سوریه", "فهرست دانشگاه‌های عراق", "فهرست دانشگاه‌های عمان", "فهرست دانشگاه‌های عربستان سعودی", "فهرست دانشگاه‌های فیلیپین", "فهرست دانشگاه‌های قرقیزستان", "فهرست دانشگاه‌های قزاقستان", "فهرست دانشگاه‌های قطر", "فهرست دانشگاه‌های کامبوج", "فهرست دانشگاه‌های کره جنوبی", "فهرست دانشگاه‌های کره شمالی", "فهرست دانشگاه‌های کویت", "فهرست دانشگاه‌های لبنان", "فهرست دانشگاه‌های لائوس", "فهرست دانشگاه‌های مالدیو", "فهرست دانشگاه‌های مالزی", "فهرست دانشگاه‌های ماکائو", "فهرست دانشگاه‌های مغولستان", "فهرست دانشگاه‌های میانمار", "فهرست دانشگاه‌های نپال", "فهرست دانشگاه‌های ویتنام", "فهرست دانشگاه‌های هند", "فهرست دانشگاه‌های هنگ کنگ", "فهرست دانشگاه‌های یمن", "آفریقا", "فهرست دانشگاه‌های آفریقای جنوبی", "فهرست دانشگاه‌های اتیوپی", "فهرست دانشگاه‌های اریتره", "فهرست دانشگاه‌های الجزایر", "فهرست دانشگاه‌های انگولا", "فهرست دانشگاه‌های اوگاندا", "فهرست دانشگاه‌های بتسوانا", "فهرست دانشگاه‌های بنین", "فهرست دانشگاه‌های بورکینا فاسو", "فهرست دانشگاه‌های تانزانیا", "فهرست دانشگاه‌های توگو", "فهرست دانشگاه‌های تونس", "فهرست دانشگاه‌های جزایر قناری", "فهرست دانشگاه‌های جزیره موریس", "فهرست دانشگاه‌های رواندا", "فهرست دانشگاه‌های زامبیا", "فهرست دانشگاه‌های زیمبابوه", "فهرست دانشگاه‌های ساحل عاج", "فهرست دانشگاه‌های سنگال", "فهرست دانشگاه‌های سوازی لند", "فهرست دانشگاه‌های سودان", "فهرست دانشگاه‌های سومالی", "فهرست دانشگاه‌های سیرالئون", "فهرست دانشگاه‌های غنا", "فهرست دانشگاه‌های کنیا", "فهرست دانشگاه‌های گامبیا", "فهرست دانشگاه‌های لسوتو", "فهرست دانشگاه‌های لیبریا", "فهرست دانشگاه‌های لیبی", "فهرست دانشگاه‌های ماداگاسکار", "فهرست دانشگاه‌های مالاوی", "فهرست دانشگاه‌های مراکش", "فهرست دانشگاه‌های مصر", "فهرست دانشگاه‌های موریتانی", "فهرست دانشگاه‌های موزامبیک", "فهرست دانشگاه‌های نامیبیا", "فهرست دانشگاه‌های نیجریه", "آمریکای جنوبی", "فهرست دانشگاه‌های آرژانتین", "فهرست دانشگاه‌های اروگوئه", "فهرست دانشگاه‌های اکوادور", "فهرست دانشگاه‌های برزیل", "فهرست دانشگاه‌های بولیوی", "فهرست دانشگاه‌های پاراگوئه", "فهرست دانشگاه‌های پرو", "فهرست دانشگاه‌های شیلی", "فهرست دانشگاه‌های کلمبیا", "فهرست دانشگاه‌های ونزوئلا", "آمریکای شمالی", "فهرست دانشگاه‌های آمریکا", "فهرست دانشگاه‌های کانادا", "فهرست دانشگاه‌های مکزیک", "آمریکای مرکزی", "فهرست دانشگاه‌های السالوادور", "فهرست دانشگاه‌های بلیز", "فهرست دانشگاه‌های پاناما", "فهرست دانشگاه‌های کستاریکا", "فهرست دانشگاه‌های گوآتمالا", "فهرست دانشگاه‌های نیکاراگوآ", "فهرست دانشگاه‌های هندوراس", "اروپا", "فهرست دانشگاه‌های آلبانی", "فهرست دانشگاه‌های آلمان", "فهرست دانشگاه‌های اتریش", "فهرست دانشگاه‌های اسپانیا", "فهرست دانشگاه‌های استونی", "فهرست دانشگاه‌های اسلواکی", "فهرست دانشگاه‌های اسلونی", "فهرست دانشگاه‌های ایتالیا", "فهرست دانشگاه‌های ایرلند", "فهرست دانشگاه‌های ایسلند", "فهرست دانشگاه‌های بریتانیا", "فهرست دانشگاه‌های بلژیک", "فهرست دانشگاه‌های بوسنی و هرزگوین", "فهرست دانشگاه‌های بلا روس", "فهرست دانشگاه‌های بلغارستان", "فهرست دانشگاه‌های پرتقال", "فهرست دانشگاه‌های ترکیه", "فهرست دانشگاه‌های چک", "فهرست دانشگاه‌های دانمارک", "فهرست دانشگاه‌های گرجستان", "فهرست دانشگاه‌های رومانی", "فهرست دانشگاه‌های سوئد", "فهرست دانشگاه‌های سوییس", "فهرست دانشگاه‌های صربستان", "فهرست دانشگاه‌های فرانسه", "فهرست دانشگاه‌های فلاند", "فهرست دانشگاه‌های کرواسی", "فهرست دانشگاه‌های لتونی", "فهرست دانشگاه‌های لیتوانی", "فهرست دانشگاه‌های لوکزامبورگ", "فهرست دانشگاه‌های لهستان", "فهرست دانشگاه‌های لیشتنشتاین", "فهرست دانشگاه‌های مالتا", "فهرست دانشگاه‌های مجارستان", "فهرست دانشگاه‌های مقدونیه", "فهرست دانشگاه‌های مولداوی", "فهرست دانشگاه‌های موناکو", "فهرست دانشگاه‌های مونته نگرو", "فهرست دانشگاه‌های نروژ", "فهرست دانشگاه‌های هلند", "فهرست دانشگاه‌های یونان", "اقیانوسیه", "فهرست دانشگاه‌های زلاند نو", "فهرست دانشگاه‌های جزیره کریسمس", "فهرست دانشگاه‌های جزایر نارگیل", "فهرست دانشگاه‌های جزیره نورفولک", "فهرست دانشگاه‌های توکلائو", "فهرست دانشگاه‌های تونگا", "فهرست دانشگاه‌های تووالو", "فهرست دانشگاه‌های پلینزی فرانسه", "فهرست دانشگاه‌های جزایر کوک", "فهرست دانشگاه‌های جزایر پیت کرن", "فهرست دانشگاه‌های ساموآ", "فهرست دانشگاه‌های ساموآی آمریکا", "فهرست دانشگاه‌های نیوئه", "فهرست دانشگاه‌های والیس و فوتونا", "فهرست دانشگاه‌های پاپوآ گینه نو", "فهرست دانشگاه‌های جزایر سلیمان", "فهرست دانشگاه‌های فیجی", "فهرست دانشگاه‌های کالدونیای جدید", "فهرست دانشگاه‌های وانواتو", "فهرست دانشگاه‌های پالائو", "فهرست دانشگاه‌های جزایر مارشال", "فهرست دانشگاه‌های کیریباتی", "فهرست دانشگاه‌های گوام", "فهرست دانشگاه‌های مجمع الجزایر ماریانای شمالی", "فهرست دانشگاه‌های میکرونزی", "فهرست دانشگاه‌های نائورو" ]
[ "دانشگاه‌ها بر پایه کشور", "فهرست‌های دانشگاه‌ها و کالج‌ها", "فهرست‌ها" ]
1,368
میرزا عبدالله فراهانی
1
118
0
[ "میرزا عبدالله", "میرزاعبدالله", "ميرزا عبدالله فراهاني", "ميرزا عبدالله", "ميرزاعبدالله" ]
false
68
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "'''میرزا عبدالله فراهانی'''" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "MirzaAbdollah.jpg" }, { "Item1": "توضیح_تصویر", "Item2": "'''میرزا عبدالله فراهانی'''" }, { "Item1": "پس‌زمینه", "Item2": "non_performing_personnel" }, { "Item1": "نام_مستعار", "Item2": "'''میرزا عبدالله'''" }, { "Item1": "تولد", "Item2": "۱۲۲۲ خورشیدی[[۱۲۶۱]] قمریحدود [[۱۸۴۳]]" }, { "Item1": "مرگ", "Item2": "۱۲۹۷ خورشیدی[[۱۳۳۶]] قمری[[۱۹۱۸]] [[تهران]]" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "[[ایرانی]]" }, { "Item1": "ساز", "Item2": "[[سه‌تار]][[تار]]" }, { "Item1": "فعالیت", "Item2": "نوازنده و از استادان [[موسیقی ایران]]" } ], "Title": "هنرمند موسیقی" }
میرزا عبدالله فراهانی (۱۲۲۲ خورشیدی، شیراز - ۱۲۹۷ خورشیدی )، استاد برجسته موسیقی ایرانی و نوازنده سرشناس سه‌تار و تار بود. او از چهره‌های تاثیرگذار در موسیقی ایرانی بود و ردیف موسیقی ایرانی را به نظم درآورد. میرزا عبدالله، فرزند آقاعلی‌اکبر خان فراهانی، نوازنده تار دوران ناصرالدین‌شاه و پدر احمد عبادی نوازنده بزرگ سه‌تار بود. زندگی میرزا عبدالله، دومین فرزند آقا علی‌اکبر فراهانی (بعد از میرزا حسن) بود و در سال ۱۲۲۲خورشیدی (۱۲۶۱ قمری) در شیراز زاده شد. وی نخستین آموزش‌های خود را نزد برادر بزرگترش میرزا حسن گذراند و پس از آن نزد پسر عمو و ناپدریش آقا غلامحسین آموزش‌های خود را تکمیل کرد و به برادر کوچکتر خود آقا حسینقلی هم آموخت. از شاگردان او می‌توان مهدی‌قلی هدایت، فرصت شیرازی، ابوالحسن صبا، حسین هنگ‌آفرین، سید حسین خلیفه، مهدی‌خان صلحی، اسماعیل قهرمانی، سید مهدی دبیری، حاج آقا مجرد ایرانی و فرزندش احمد عبادی را نام برد. وی با تجدید نظر در دستگاه‌های دوازده‌گانه موسیقی ملی ایران و ادغام بعضی از آن‌ها با هم، هفت دستگاه کامل و مجزا پدیدآورد که این هفت دستگاه توسط سه تن از شاگردانش به نام‌های میرزا نصیر، فرصت شیرازی و مهدی‌قلی هدایت طی هفت سال نت‌نویسی شد. میرزا عبدالله در تهران در محله امامزاده یحیی کلاس درسی ترتیب داد که جوانان و متجددین دورش جمع شدند؛ ولی بر اثر تحریکات، مخالفان به خانه‌اش ریختند و با شکستن وسایل تعلیم بساط درسش را تعطیل کردند. با این حال تا دم مرگ دست از تعلیم نکشید و دربستر بیماری با سه‌تار قطعاتی به‌عنوان یادگار به شاگردان برجسته خود تعلیم می‌داد. ابتکار ساختن برخی قطعات ضربی از اوست که در قطعات مجلسی توام با آواز پس از اجرای چند گوشه، برای تنوع قطعه ضربی می‌نواخت. مضراب ریز و تک مضراب‌ها در ساز او در تعادل و جملات موسیقی او منظم است و در همراهی با آواز پس از خاتمه یک بیت توسط خواننده او خود گوشه جدیدی را شروع کرده‌است و خواننده را هدایت می‌کند. در حفظ وزن قطعه دقیق بوده و غالبا نوازندگی خود را با قطعه تند رنگ مانندی پایان می‌داد. رنگ‌های او متنوع است و با آنکه آثار ضبط شده از او مربوط به حدود ۶۵ سالگی بوده ولی پنجه او روان و قطعات را راحت اجرا کرده‌است. میرزا عبدالله، در نواختن تار هم استاد بود، ولی شهرت وی بیشتر در نواختن سه‌تار است. او چهار فرزند به نامهای مولود، ملوک، جواد و احمد داشت که همه آن‌ها با موسیقی مانوس بودند. وی در سال ۱۲۹۷ خورشیدی در سن ۷۵ سالگی در تهران درگذشت. داستان نوشتن ردیف میرزا عبدالله روح‌الله خالقی در جلد دوم از کتاب خود به نام «سرگذشت موسیقی ایران» داستان نوشتن ردیف میرزا عبدالله را چنین نقل می‌کند که کلنل علینقی وزیری که با ابراهیم آژنگ رئیس یکی از گروه‌های موسیقی آشنایی داشته موضوع به نت درآوردن ردیف میرزا عبدالله را با وی در میان می‌گذارد. ابراهیم خان هم که علاقه داشته ردیف یکی از استادان معاصر خود را بنویسد استقبال کرده و قرار می‌شود که به اتفاق، نزد میرزا عبدالله بروند. وزیری می‌گوید: آثار میرزا عبدالله تنها در سال ۱۲۸۴ خورشیدی صفحاتی را با همکاری کمپانی گرامافون ضبط می‌کند که تنها آثار شنیداری از وی می‌باشد که باقی مانده‌است که در ابتدا در مجموعه‌ای به نام گنج سوخته به کوشش فرهنگ رجایی و بعدها به صورت تکمیل شده در مجموعه‌ای به نام گلبانگ سربلندی به کوشش بهمن کاظمی، وهرز پوراحمد و مهدی فراهانی منتشر شد.
[ "۱۲۶۱ (قمری)", "۱۸۴۳ (میلادی)", "۱۳۳۶ (قمری)", "۱۹۱۸ (میلادی)", "تهران", "ایرانی‌ها", "سه‌تار", "تار", "موسیقی ایران", "شیراز", "موسیقی ایرانی", "ردیف (موسیقی)", "آقاعلی‌اکبر خان فراهانی", "ناصرالدین‌شاه", "احمد عبادی", "آقا علی‌اکبر فراهانی", "آقا غلامحسین", "آقا حسینقلی", "مهدی‌قلی هدایت", "فرصت شیرازی", "ابوالحسن صبا", "حسین هنگ‌آفرین", "سید حسین خلیفه", "مهدی صلحی", "اسماعیل قهرمانی", "سید مهدی دبیری", "محمد مجرد ایرانی", "میرزا نصیر", "روح‌الله خالقی", "علینقی وزیری", "ابراهیم آژنگ", "نت (موسیقی)" ]
[ "آموزگاران موسیقی", "اهالی تهران", "درگذشتگان ۱۲۹۷", "درگذشتگان ۱۹۱۸ (میلادی)", "زادگان ۱۲۲۲", "زادگان ۱۸۴۳ (میلادی)", "موسیقی‌دانان اهل تهران", "موسیقی‌دانان کلاسیک فارسی", "نوازندگان تار اهل ایران", "نوازندگان سه‌تار اهل ایران" ]
1,369
استان غازی‌عینتاب
2
36
0
[ "استان غازیانتپ", "استان قازیانتپ", "استان غازي عينتاب", "استان غازی عینتاب", "استان غازيانتپ", "استان قازيانتپ" ]
false
21
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "استان غازی عینتاب" }, { "Item1": "settlement_type", "Item2": "[[استان]]" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Gaziantep Turkey Provinces locator.gif" }, { "Item1": "image_map1", "Item2": "Gaziantep districts.png" }, { "Item1": "coordinates_display", "Item2": "inline,title" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "ناحیه" }, { "Item1": "subdivision_name1", "Item2": "[[آناتولی جنوب شرق]]" }, { "Item1": "subdivision_type2", "Item2": "مرکز" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "فرماندار" }, { "Item1": "unit_pref", "Item2": "Metric" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "۲۰۱۰" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "timezone1", "Item2": "EET" }, { "Item1": "utc_offset1", "Item2": "۲+" }, { "Item1": "timezone1_DST", "Item2": "EEST" }, { "Item1": "utc_offset1_DST", "Item2": "۳+" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "[[کد پستی]]" } ], "Title": "settlement" }
استان غازی عینتاب ، نام یکی از استان‌های ترکیه است که مرکز آن هم شهری است به همین نام. دانشگاه غازی عینتاب
[ "فهرست استان‌های ترکیه", "فهرست کشورهای جهان", "ناحیه آناتولی جنوب شرق", "کد پستی", "ترکیه", "دانشگاه غازی عینتاب" ]
[ "استان غازی‌عینتاب", "استان‌های ترکیه", "کردستان" ]
1,370
دیاربکر
2
280
0
[ "دیار بکر", "دياربكر", "استان دياربكر", "ديار بكر" ]
false
185
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "دیاربکر" }, { "Item1": "native_name", "Item2": "Diyarbakır" }, { "Item1": "other_name", "Item2": "Amed / Amid" }, { "Item1": "settlement_type", "Item2": "[[شهر]]" }, { "Item1": "image_skyline", "Item2": "Diyarbakir skyline.JPG" }, { "Item1": "image_caption", "Item2": "چشم‌اندازی از شهر دیاربکر" }, { "Item1": "nickname", "Item2": "Amed / Amid" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Diyarbakır_Turkey_Provinces_locator.png" }, { "Item1": "pushpin_map", "Item2": "Turkey" }, { "Item1": "latd", "Item2": "۳۷٫۹۱" }, { "Item1": "longd", "Item2": "۴۰٫۲۴" }, { "Item1": "coordinates_display", "Item2": "inline,title" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "ناحیه" }, { "Item1": "subdivision_name1", "Item2": "[[آناتولی جنوب شرق]]" }, { "Item1": "subdivision_type2", "Item2": "[[استان]]" }, { "Item1": "subdivision_name2", "Item2": "[[دیاربکر]]" }, { "Item1": "established_title", "Item2": "بنیانگذاری" }, { "Item1": "leader_party", "Item2": "[[BDP]]" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "شهردار" }, { "Item1": "leader_name", "Item2": "[[عثمان بایدمیر]]" }, { "Item1": "unit_pref", "Item2": "Metric" }, { "Item1": "area_total_km2", "Item2": "۲،۰۶۰" }, { "Item1": "elevation_m", "Item2": "۶۶۰" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "۱،۶۷۳،۱۱۹" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "۲۰۱۰" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "timezone1", "Item2": "EET" }, { "Item1": "utc_offset1", "Item2": "۲+" }, { "Item1": "timezone1_DST", "Item2": "EEST" }, { "Item1": "utc_offset1_DST", "Item2": "۳+" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "[[کد پستی]]" }, { "Item1": "postal_code", "Item2": "۲۱X XX" }, { "Item1": "area_code", "Item2": "۴۱۲ ۰۰۹۰" }, { "Item1": "registration_plate", "Item2": "۲۱" } ], "Title": "settlement" }
دیاربکر یا آمد (به کردی: ئامه‌د یا Amed، به آشوری: و به ترکی: Diyarbakır) شهری در جنوب شرقی کشور ترکیه است. دیاربکر از قدیم شهر مهم و عمده‌ای در جنوب شرقی ترکیه بود که در بستر و جلگه‌های رودخانه دجله واقع بود و مرکز ایالت دیاربکر بود. در سرشماری رسمی سال ۲۰۱۶، ایالت دیاربکر ۲،۱۲۸٫۹۵۸ نفر جمعیت داشت. در سرشماری رسمی سال ۲۰۱۶، شهر دیاربکر ۱،۶۷۳،۱۱۹ نفر جمعیت داشت. این شهر بزرگترین شهر کردستان ترکیه و دومین شهر بزرگ ترکیه در منطقه آناتولی جنوبی بعد از غازی عینتاب است. شهر دیاربکر (آمد) دارای برج و باروی تاریخی استواری است که در زمان‌های قدیم به عنوان پادگان لشکریان عثمانی برای نبرد با لشکر ایران بکار می‌رفته‌است. ایرانیان، عرب‌ها، ترک‌ها و مغول‌ها در دوره‌های گوناگون بر این شهر و باروهای آن فرمان رانده‌اند. شهر دیاربکر (آمد) دارای برج و باروی تاریخی استواری است که مربوط به دوره امپراتوری روم شرقی است. نام دیار بکر یا سرزمین بکر از زبان عربی مشتق شده و به عرب‌های قبیله بکر بن وائل اشاره می‌کند که در اوایل آمدن اسلام در قرن هفتم میلادی در این منطقه سکنا گزیدند. دیاربکر مهمترین شهر کردنشین ترکیه، بزرگترین شهر کردنشین در کردستان ترکیه؛ شناخته می‌شود. این واژه از طرف دولت مورد قبول نیست و در مورد آن بحث‌های طولانی جریان دارد. از گذشته در داخل ترکیه، دیار بکر بخاطر هندوانه‌های بزرگش شناخته شده بوده است. پیشینه پیش از اسلام امپراتوری ماد (۵۵۰ پ. م) آمد قبلا پایتخت منطقه دیار بکر در پادشاهی آشور از قرن سیزدهم قبل ازمیلاد تا قرن ۷ قبل ازمیلاد (۶۱۲) بوده‌است. در جنگی که بین نیروهای آشور و ماد در سال ۶۱۲ قبل ازمیلاد انجام گرفت بر اثر شکست آشور، از ماد منطقه دیار بکر نصیب ماد گردید. از سال ۶۱۲ قبل از میلاد مسیح این منطقه به طرف شرق و جنوب دیار بکر امروزی ماد اداره شده‌است، این منطقه بعدا در سال ۶۶ قبل از میلاد مسیح یک ایالت امپراتوری روم شد. وقتی که این منطقه تحت استیلای امپراتوری روم شرقی بود به این شهر آمیدا گفته می‌شد. کلمه «آمید» از منابع آشوری گرفته شده که نشان از مرکز استقرار رئیس کلیسای خاورزمین و بنابراین اساس آشوری/سوری دارد و شماری از سران و دین‌شناسان معروف را پرورش داده‌است، برخی از آنها در کلیسای مریم مقدس دفن شده‌اند. تعداد زیادی از بقایای انسانی در کلیسا مانند استخوان‌های توماس از حواریون مسیح و تابوت یعقوب مقدس وجود دارد(۵۲۱) در سال ۳۵۹م. شاپور دوم پادشاه ایران بعد از هفتاد و سه روز محاصره دیاربکر را تصرف کرد. سربازان رومی و مردم شهر قتل و عام شدند. این جنگ قهرمانانه بطور دقیقی توسط تاریخ نویس رومی آمیانوس مارسلینوس، که شاهد عینی این واقعه بود و با فرار از شهر از قتل‌عام نجات یافته بود، توصیف شده‌است. پس از اسلام منطقه دیار بکر تحت فرمانروایی کردها توسط مروانیان در طی سده دهم و یازدهم بعد از میلاد مسیح اداره می‌شد. بعد از نبرد ملازگرد، شهر تحت اداره شاخه ماردین، شاخه‌ای از ترکمن‌های آغوز (تحت فرمانروایی آل ارتق) درآمد. منطقه دیار بکر ۱۱۰۰–۱۲۵۰ م. بیش از یک سده فقط به عنوان اسمی تحت کنترل بود. مسجدی در دیاربکر این منطقه همواره مورد اختلاف خاندان ایلخانیان و ایوبیان بود که این اختلاف برای مدت یک قرن بعد از بالا گرفتن شورش دولت ترکمنی قره قویونلو و بعدا دولت ترکمنی آق قویونلو پایان گرفت. هم‌زمان با تاسیس امپراتوری عثمانی توسط سلطان سلیم اول در این منطقه، پس از قتل‌عام ناجوانمردانه شیعیان، این شهر بخشی از امپراتوری عثمانی شد. چون این منطقه در زمان حکومت سلطان سلیمان اول عراقین در سال ۱۳۵۴م. (دو عراق: عراق عربی و عراق ایرانی) و در همان زمان شامل موصل، بغداد و بصره می‌شد. ایالت عثمانی دیار بکر دارای شرایط جغرافیایی است که امروزه به عنوان ایالت جنوب شرقی ترکیه شناخته می‌شود. اگرچه حدود آن در طول زمان کمی تغییر پیدا کرده‌است شبیه یک سرزمین مستطیل شکل که بین دریاچه ارومیه و پالو و سواحل جنوبی دریاچه وان و جزیره و اول صحرای سوری قرار دارد. در سال ۱۸۶۴م. همراه با رواج نظام ولایتی آن به عنوان مرکز ولایت دیار بکر شده‌است. در قرن نوزدهم میلادی زندان دیار بکر شهرت بدی یافت چون پادشاهان عثمانی در زمان خود زندانیان سیاسی را از مناطق تحت بردگی بالکان برای گذراندن محکومیت‌های سخت به آنجا می‌فرستادند تا آنها اعتراف کنند یا با آزادیخواهان ملی بجنگند. معاصر قرن بیستم دوران خشونت و ناآرامی برای دیار بکر بود. در طی جنگ جهانی اول، بیشتر جمعیت آشوری و ارمنی دیاربکر از شهر اخراج شدند. بعد از محاصره امپراتوری عثمانی، سربازان فرانسوی سعی کردند که شهر را اشغال کنند. در دهه نود بیش از سه هزار روستا در اطراف این شهر از سوی دولت ترکیه تخلیه شده‌است. علت اصلی کوچاندن مردم از روستاها در برگه‌های شورای امنیت ملی ترکیه، ممانعت از حمایت و پشتیبانی روستاییان از اعضای پ ک ک عنوان شده‌است. مشخصات این شهر توسط دیوارهای بازالت سیاه همگن و شگفت‌انگیزی احاطه شده که با طول ۵٫۵ کیلومتر محوطه شهر قدیمی را دربر گرفته‌اند. کوچه‌های بسیار دراماتیک و بلوکهای ساختمانهای بزرگ چهره شهر قدیمی را بطور دراماتیکی با کوچه‌های بلوکهای آپارتمانی مدرن و خیابانها و کوچه‌های gecekondu در غرب دربر گرفته‌اند. دیار بکر دارای مساجد و مدرسه‌های قدیمی بسیار است که با فرم Ulu Cami (مساجد بزرگ) قرن یازدهم با نوارهای ترکیبی از بازالت و سنگ آهک ساخته شده‌اند. همان سبک در مدرسه دلیلر هان سده شانزدهم میلادی استفاده شده‌است و حالا یک هتل و مسجد قلعه قرن دوازدهم میلادی (Kale Camii) است. کلیسای ارتدوکس سیاریکس بانوی ما اولین معبد بی‌دینان را در قرن اول قبل از میلاد بنا نهاد و هنوز هم محل عبادت است. دیار بکر همچنین یکی از جاهایی است که بازارهای خیابانی زنده و خیلی جالبی دارد. راهپیمایی هواداران پ.ک. ک در لندن سال ۲۰۰۳ دیاربکر همیشه مرکز ملی‌گرایی کردهای ترکیه بوده‌است. دیار بکر مهم‌ترین مرکز استقرار حزب کارگران کردستان (پ ک ک) به ویژه پس از آغاز جنگ شبه نظامیان در جنوب شرقی ترکیه از سال ۱۹۸۴ به بعد است. در طی این برخوردها، جمعیت شهر بطور شگفت‌آوری زیاد شده‌است چون روستائیان و دهقانان از سرزمینهایی که جنگهای شدیدی جریان دارد یا به دلایل امنیتی مربوط به شهر از روستاهای خود رانده شده و به شهر هجوم آورده‌اند. دیار بکر همچنین یکی از مناطقی است که حزب‌الله (ترکیه) در آن از نیمه دهه ۱۹۹۰ خیلی فعال بوده، و گروه‌های از آن اغلب فعالان پ ک ک و اقلیت ارمنی جمعیت شهر" سیاریکس‌ها را هدف حمله و ترور قرار داده‌اند. بعد از متوقف کردن دشمنی‌ها توسط پ ک ک که دولت ترکیه ۱۵ سال قانون وضعیت اضطراری اعلام کرده بود، شهر در ۳۰ نوامبر سال ۲۰۰۲ تا حد زیادی به وضعیت عادی درآمد. اقتصاد محلی به آهستگی رشد و توسعه می‌یابد و شهر دیار بکر برای بازدید و گردش امن است. کوه‌های منطقه دیاربکر قرجه‌داغ (۱۹۳۸ متر), پیرعجمان (۲۰۱۰ متر), مهراب (۲۱۰۰ متر), آدم (۲۱۰۰ متر), لیس (۲۲۲۰ متر), سوپلیس (۲۲۸۰ متر), کوز (۲۲۸۳ متر), قردیلک (۲۳۵۰ متر), بربهیو(۲۵۹۳ متر), اندوک (۲۸۳۰ متر) اماکن تاریخی مسجد جامع دیاربکر مسجد شیخ مختار همچنین موارد فوق را ببینید دانشگاه دجله کردیون کا- مر
[ "فهرست شهرهای ترکیه", "فهرست کشورهای جهان", "ناحیه آناتولی جنوب شرق", "فهرست استان‌های ترکیه", "استان دیاربکر", "حزب آشتی و دموکراسی", "عثمان بایدمیر", "کد پستی", "کردی", "زبان آشوری", "ترکی", "ترکیه", "دجله", "ایالت دیاربکر", "کردستان ترکیه", "غازی عینتاب", "امپراتوری روم شرقی", "بکر بن وائل", "بی‌بی‌سی", "GlobalSecurity.org", "آشور", "ماد", "امپراتوری روم", "شاپور دوم", "آمیانوس مارسلینوس", "کردها", "مروانیان", "نبرد ملازگرد", "استان ماردین", "آغوز", "آل ارتق", "ایلخانیان", "ایوبیان", "قره قویونلو", "آق قویونلو", "عثمانی", "سلطان سلیم اول", "سلیمان اول", "پ ک ک", "بازالت", "gecekondu", "حزب کارگران کردستان", "قرجه‌داغ (دیاربکر)", "پیرعجمان", "مهراب (کوه)", "آدم (کوه)", "لیس (کوه)", "سوپلیس", "کوز", "قردیلک", "بربهیو", "اندوک", "مسجد جامع دیاربکر", "مسجد شیخ مختار", "دانشگاه دجله", "کردیون", "کا- مر" ]
[ "دیاربکر", "شهرستان‌های استان دیاربکر", "شهرهای آشوری باستان", "شهرهای ترکیه", "کردستان", "مناطق مسکونی آشوریان", "مناطق مسکونی در استان دیاربکر", "مناطق مسکونی کردنشین", "میراث جهانی یونسکو در ترکیه", "طور عبدین", "جوامع آشوری در ترکیه" ]
1,371
قرجه‌داغ
2
14
0
[ "قرجه‌داغ (دياربكر)", "قرجه داغ (دیاربکر)", "قرجه داغ (دياربكر)", "قرجه‌داغ (دیاربکر)", "قرجه داغ" ]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
قرجه‌داغ (به کردی: قه‌ره‌ژداخ: Qerejdax، به ترکی: Karacadağ) نام کوه آتشفشانی خاموش است به بلندای ۱۹۸۳ متر در استان دیاربکر ترکیه و در غرب شهر دیاربکر قرار گرفته است. گدازه‌هایی که در روزگاران پیشین از دهانه این کوه به همه سو افکنده شده تا مسافت زیادی در پیرامون آن وجود دارد و مردم منطقه آن را "کهقره ره‌ش" (سنگ سیاه) می‌نامند. مردم روستاها و شهرهای منطقه از ین سنگهای سیاه در ساختن خانه‌های خود استفاده می‌کنند.
[ "آتشفشان", "استان دیاربکر", "ترکیه", "گدازه" ]
[ "آتشفشان‌های ترکیه", "آتشفشان‌های سپری", "زمین‌چهرهای استان دیاربکر", "زمین‌چهرهای استان شانلی‌اورفه", "کوه‌های ترکیه" ]
1,372
استان دیاربکر
2
52
0
[]
false
29
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "استان دیاربکر" }, { "Item1": "native_name", "Item2": "Diyarbakır ili" }, { "Item1": "settlement_type", "Item2": "[[استان]]" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Diyarbakır Turkey Provinces locator.gif" }, { "Item1": "image_map1", "Item2": "Diyarbakır districts.png" }, { "Item1": "latd", "Item2": "38" }, { "Item1": "latm", "Item2": "08" }, { "Item1": "lats", "Item2": "32" }, { "Item1": "longd", "Item2": "40" }, { "Item1": "longm", "Item2": "16" }, { "Item1": "longs", "Item2": "16" }, { "Item1": "coordinates_display", "Item2": "inline,title" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "ناحیه" }, { "Item1": "subdivision_name1", "Item2": "[[آناتولی جنوب شرق]]" }, { "Item1": "subdivision_type2", "Item2": "مرکز" }, { "Item1": "subdivision_name2", "Item2": "[[دیاربکر]]" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "فرماندار" }, { "Item1": "leader_name", "Item2": "مصطفی توپراق" }, { "Item1": "unit_pref", "Item2": "Metric" }, { "Item1": "area_total_km2", "Item2": "15,355" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "۱،۵۲۸،۹۵۸" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "۲۰۱۰" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "timezone1", "Item2": "EET" }, { "Item1": "utc_offset1", "Item2": "۲+" }, { "Item1": "timezone1_DST", "Item2": "EEST" }, { "Item1": "utc_offset1_DST", "Item2": "۳+" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "[[کد پستی]]" }, { "Item1": "area_code", "Item2": "۰۰۹۰۴۱۲" }, { "Item1": "iso_code", "Item2": "TR-21" }, { "Item1": "registration_plate", "Item2": "۲۱" } ], "Title": "settlement" }
استان دیاربکر یکی از استان‌های ترکیه است که مرکز آن هم شهری است به همین نام می‌باشد. مساحت استان دیاربکر ۱۵،۳۵۵ کیلومتر مربع و جمعیت آن پیرامون یک و نیم میلیون نفر است. شمار شهرستان‌های این استان ۱۴ و شمار روستاهای آن ۷۳۴ است. شهرستان‌های استان دیاربکر نام ۱۴ شهرستان این استان به ترتیب چنین است: دیاربکر یا آمد چرمیک چنار چونگوش دجله یا پیران اجل ارگانی هانی یا خانی هازرو کوجاکوی کولپ لیجه بیسمیل سیلوان یا میافارقین محل استان دیاربکر دیاربکر
[ "فهرست استان‌های ترکیه", "فهرست کشورهای جهان", "ناحیه آناتولی جنوب شرق", "دیاربکر", "کد پستی", "استان‌های ترکیه", "کیلومتر مربع", "چرمیک", "چنار", "چونگوش", "دجله (شهرستان)", "کوجاکوی", "لیجه", "سیلوان" ]
[ "استان دیاربکر", "استان‌های ترکیه", "جزیره (میانرودان)", "کردستان", "کردستان ترکیه", "مناطق مسکونی کردنشین", "ناحیه آناتولی جنوب شرقی" ]
1,373
زبان‌های زازا-گورانی
0
27
0
[ "زازا-گوراني", "زازا-گورانی", "زبان زازا-گورانی", "زبانهای زازا-گورانی", "زبان هاي زازا-گوراني", "زبان های زازا-گورانی", "زبان زازا-گوراني", "زبانهاي زازا-گوراني" ]
false
15
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
زازا-گورانی شاخه‌ای از زبان‌های ایرانی شمال غربی است. این گروه معمولا به عنوان یک زبان غیرکردی تقسیم بندی می‌شود ولی اکثر گویشوران این زبانها به لحاظ قومیت خود را کرد می‌شمارند. اتنولوگ از چند زبان در این شاخه نام می‌برد: گورانی، زبان باجلانی، شبکی، سارلی، زازایی. زازاها امروزه در میانه‌های آناتولی و گورانی‌ها در استان کرمانشاه ایران ساکنند. کردها و گورانی‌ها مایلند زبان گورانی را گویشی از زبان‌های کردی بشمارند ولی تفاوت‌های زبان‌های زازا-گورانی و زبان‌های کردی بسیار زیاد است و بنابراین با هیچ استاندارد زبان شناختی نمی‌توان گورانی را به عنوان گویشی کردی طبقه‌بندی کرد.
[ "زبان‌های ایرانی شمال غربی", "گورانی", "باجلانی", "زبان شبکی", "سارلی", "زازاکی", "زازا", "استان کرمانشاه", "کرد", "زبان‌های کردی", "زازا-گورانی" ]
[ "زبان فارسی", "زبان‌های ایرانی نو شمال غربی", "زبان‌ها" ]
1,375
روشان لزگین
0
15
0
[ "روشان لزگين" ]
false
1
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
روشان لزگین (زاده: ۱۹۶۴ در لیجه، دیاربکر) یکی از شاعران و داستان‌نویسان معاصر زبان زازاکی و از اهالی کشور ترکیه است. زندگی روشان لزگین درس خواندن را از دبیرستان رها کرده اما کتاب‌خوان حرفه‌ای‌ست. او به‌طور معمول به زبان مادری خود؛ زازاکی حرف می‌زند و می‌نویسد. برای نوشتن از زبان کردی گویش کرمانجی نیز استفاده می‌کند. وی همچنین بر کردی سورانی و ترکی مسلط است و فارسی را نیز تا اندازه‌ای می‌داند. آثار کتاب «زیر درخت بید» مجموعه داستان کوتاه روشان لزگین در سال ۲۰۰۲ در سوئد از طرف کانون‌های ادبی کردی جایزه گرفته‌است. لزگین دو شعر از کتاب «عکس‌های منتشر نشده» را به زبان کردی کرمانجی و ترکی ترجمه کرد. وی همچنین رمان سه قطره خون صادق هدایت را از فارسی به کرمانجی ترجمه کرده‌است. روشان لزگین شعر هم می‌نویسد و کتابی به نام «در دیوارها صورت ما پنهان است» مجموعه‌ای از شعرهای اخیر اوست.
[ "۱۹۶۴ (میلادی)", "لیجه", "دیاربکر", "زازاکی", "ترکیه", "کردی", "کرمانجی", "کردی سورانی", "ترکی", "فارسی", "سوئد", "کردی کرمانجی", "سه قطره خون" ]
[ "افراد زنده", "زادگان ۱۹۶۴ (میلادی)", "زبان زازا-گورانی", "کردهای اهل ترکیه", "شاعران کرد اهل ترکیه", "شاعران کرد", "شاعران کردی کرمانجی", "شاعران کردی زازاکی", "مترجمان از فارسی به کردی" ]
1,376
کاریکاتور
0
232
0
[ "كاريكاتور", "کاریکاتوریست", "كارتونيست", "كاريكاتوريست", "کاریکاتوری" ]
false
185
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
۱۸۰۵ میلادی، اثر جیمز گیلری که تقسیم‌شدن جهان را بر سر سفره ضیافت ناپلئون بناپارت، امپراتور فرانسه و ویلیام پیت، نخست‌وزیر امپراتوری بریتانیا را ترسیم و از آن انتقاد می‌کند. از این کاریکاتور به عنوان یکی از معروف‌ترین کاریکاتورهای سیاسی تاریخ یاد می‌شود. کاریکاتور یا کارتون نوعی نقاشی است که سوژه دلخواه را به صورت مضحک و خنده آوری ترسیم می‌کند. واژه کاریکاتور از فعل کاریکاره ایتالیایی، به معنی بار کردن گرفته شده‌است. کاریکاره جریمه‌کردن و توبیخ‌کردن نیز معنی می‌دهد و به نظر می‌رسد که نخستین بار توسط شخصی به نام موسینی در سال ۱۶۴۶ میلادی به کار رفته باشد و او نیز به نوبه خود این واژه را کاراچی، یعنی نقاشی‌های خیابانی بلونیایی هم عصر خویش گرفته باشد. چرا که این نقاشی‌ها همواره دارای عناصری اغراق‌آمیز بودند که سوژه‌ها را مضحکه می‌کردند. همچنین ممکن است که کاریکاتو از واژه کاراتره (caracter) یا کارا اسپانیایی به معنای صورت اخذ شده باشد. عمده‌ترین بخش هر کاریکاتور صورت آن است. فی المثل در صورت‌های کاریکاتوری که آلبرشت دورر و لئوناردو دا وینچی هر دو مستقلا حدود سال ۱۵۰۰ ترسیم کرده‌اند، صورتهایی با دماغ دراز و چانه دراز مشاهده می‌کردند. تاریخچه پیدایش هنر کاریکاتور خیلی پیش از پیدایش روزنامه‌نگاری و حتی اختراع صنعت چاپ در دنیا رواج داشته و در واقع عمری به درازای تاریخ مکتوب انسان دارد. این هنر در عصر باستان شناخته شده و رواج داشته‌است. اولین کاریکاتورهایی که در آن‌ها مسائل سیاسی و اجتماعی مطرح شد، در حفاری‌های شهر پمپی به دست آمده که تقریبا ۱۹۰۰ سال پیش در زیر گدازه‌های آتش فشانی پنهان بود. این کاریکاتورها بر روی ستون‌های سنگی کنده شده بود و در معرض دید همگان قرار داده می‌شد. در قرن اخیر اگر چه در نقاشی‌های نقاشان بزرگ قرن ۱۶ میلادی، از قبیل هولباین، بروگل نقشهای کاریکاتور فراوان به چشم می‌خورد، اما سنت کاریکاتور سازی که اساس آن تاکید بر جنبه‌های خنده‌آور اشخاص، موضوع کاریکاتور است. در قرن ۱۷ میلادی به دست آگوستینوکاراچی در ایتالیا پایه‌گذاری شد. اولین و معروفترین کاریکاتوریست‌ها آگوستینو کاراچی نقاش ایتالیایی اولین هنر مندی بود که برای سرگرمی خود و دوستانش از چهره واقعی، تصاویر کمیک می‌کشید. کسانی که از کارگاه او دیدن می‌کردند، سوژه‌های تصاویری وی می‌شدند. این بازدید کنندگان چهره خود را به صورت سگ، خوک، قاطر یا حتی پارچ آب و قرص نان می‌دیدند. معروفترین کاریکاتوریست در قرن ۱۸ میلادی نقاش انگلیسی ویلیام هوگراث بود(۱۷۶۴–۱۶۹۷). هوگراث نمی‌خواست به عنوان یک کاریکاتوریست شناخته شود. در حقیقت کارهای وی بسیار جدی‌تر از کاریکاتورهایی بود که پیش از آن کشیده شده بود. در طرح هاو نقاشی‌های وی تمام چیزهای شیطانی و احمقانه در انگلستان آن زمان نشان داده شده‌است. او به ندرت چهره واقعی مردم را می‌کشید، اما شخصیت‌ها در تصاویر وی شامل آدمهای خوب و بد، مستها، مردان و زنان مد پرست هستند. هوگراث هنرمندی بزرگ بود و نشان داد که یک کاریکاتوریست تا چه اندازه می‌تواند پر معنا باشد. دیگر هنر مندان انگلیسی برای نمایش زشتی و حماقت به ویژه در سیاست از شیوه هوگراث پیروی کردند. از جمله کاریکاتوریست‌های ایرانی به توکا نیستانی و مسعود مهرابی می‌توان اشاره کرد. مسعود مهرابی اولین ایرانی بود که چندین نمایشگاه کاریکاتور در خارج از کشور برگزار کرد و اولین ایرانی بود که جوایز بین‌المللی از جمله مدال نقره جشنواره کاریکاتور ژاپن و مدال برنز برلین را دریافت کرده‌است. کاریکاتوریست‌های مشهور دیگر عبارتند از: توماس رولندسون (۱۸۲۷–۱۷۵۶) جیمز گیلری (۱۸۱۵–۱۷۵۷) جورج کرویک شانک (۱۸۷۸–۱۷۹۲) دیوید لوین گیرمو موردیلو انواع کاریکاتور کاریکاتور از نظر شکل و طراحی پنج نوع است که عبارتند از: کاریکاتور ساده: در این کاریکاتور طراح، تناسب اعضای بدن انسان و اشیا را تغییر می‌دهد. کاریکاتور هجایی: این طرح‌ها کاریکاتورهایی هستند که ضمن تغییر عیب جو و ریشخندکننده نیز هستند. در کاریکاتورهای سیاسی، بیشتر از این طرح‌ها استفاده می‌شود. طرح‌های کمیک: معمولا ژورنالیستها، صفحه فکاهی خود را از این طرح‌ها پر می‌کنند. هدف اصلی این طرحها بیشتر خنداندن خوانندگان روزنامه یا مجله است و طراح، اهداف تزیینی یا اجتماعی را دنبال نمی‌کنند. طرح‌های ساده: نقش اصلی و اساسی آن انتقاد و تفسیر کارها و فعالیت‌های روزانه در روزنامه و مجلات است. طرح‌های فانتزی: این طرح‌ها هم کم و بیش کمیک هستند اما تخیل در آن‌ها نقش اساسی دارد. فهرست کاریکاتوریست‌ها در زیر مجموعه‌ای از چند کاریکاتور آورده شده است
[ "ناپلئون بناپارت", "امپراتوری اول فرانسه", "ویلیام پیت جوان‌تر", "نخست‌وزیر بریتانیا", "امپراتوری بریتانیا", "ایتالیا", "نقاشی", "اسپانیا", "آلبرشت دورر", "لئوناردو دا وینچی", "روزنامه‌نگاری", "چاپ", "کمیک", "سگ", "خوک", "قاطر", "پارچ", "نان", "توماس رولندسون", "جیمز گیلری", "جورج کرویک شانک", "دیوید لوین", "گیرمو موردیلو", "فهرست کاریکاتوریست‌ها" ]
[ "کاریکاتور", "کاریکاتوریست‌ها" ]
1,377
گوشت‌کوب
0
22
0
[ "گوشت کوب", "گوشتكوب", "گوشتکوب", "گوشت كوب" ]
false
5
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
گوشت کوب ساخت شهر ری با مقطع کوبه شیب دار تا ملات خمیر نشود و گوشت کوب ضمن کوبیدن -بخاطر خلا- به کف دیگ نچسبد گوشت کوب یا له کن ، از وسایل آشپزی، مناسب برای له کردن مواد غذایی بویژه گوشت است. در ایران برای کوبیدن مواد موجود در آب‌گوشت، دیزی، گوشت و نخودآب کاربرد دارد. گوشت‌کوب انواع چوبی، پلاستیکی و آلومینیومی دارد. طریقه مصرف گوشت‌کوب را با حرکت متناوب تقریبا عمودی و چرخش هم‌زمان بین تقریبا ۴۵ تا ۱۸۰ درجه به دفعات به روی غذا می‌فشارند تا زمانی که کیفیت و نرمی مورد نظر بدست آید. شکل گوشت‌کوب پیوسته یک تنه، تک قطعه وبدون عضو جانبی یوده و از دو بخش تشکیل می‌شود: دسته - کله‌ای گرد دارد و دارای قطری کمتر نسبت به کوبه برای دست گرفتن است. کوبه - دارای قطری بیشتر نسبت به دسته برای کوبیدن مواد است که مقطع مخروطی "مسطح" آن زاویه‌ای بین ۱۰ تا ۲۰ درجه دارد تا ملات کاملا خمیر نشود و در ضمن گوشت کوب بخاطر خلع به کف دیگ نچسبد. گونه سنتی و چوبی آن با روش خراطی و گونه‌های پلاستیکی و فلزی از راه ریخته گری ساخته می‌شود. نسبت به نوع غذا، اندازه و حجم گوشت‌کوب نیز تغییر می‌کند، گوشت‌کوبی که برای «دیزی» به کارگرفته می‌شود و گاه «دیزی‌کوب» نامیده می‌شود تا حدی کوچک‌تر از گوشت کوبی است که برای «گوشت و نخودآب» یا «آب‌گوشت» استفاده می‌شود. استفاده واژه در زبان عامیانه در زبان عامیانه از این واژه برای مخاطب قرار دادن فرد زمخت و بی‌نزاکت استفاده می‌شود.
[ "وسایل آشپزی", "ایران", "آب‌گوشت", "دیزی", "گوشت", "نخود", "خراطی", "ریخته گری" ]
[ "ابزارهای آشپزی", "مقاله‌های خرد ابزار آشپزخانه" ]
1,378
طراحی گرافیک
0
458
0
[ "طراح گرافیک", "طراح گرافیگ" ]
false
100
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نمادها و نشانه‌های گرافیکی اغلب کارکردگرا، بی‌نام و خلاصه‌شده هستند، مانند این پیکتوگرام‌ها که برای خدمات پارک ملی ایالات متحده طراحی شده‌است. طراحی گرافیک یا گرافیک دیزاین فرآیند ارتباطات بصری، و حل مسئله از طریق استفاده از تایپ، فضا، تصویر و رنگ است. رشته طراحی گرافیک زیرمجموعه ارتباطات بصری و طراحی ارتباطات در نظر گرفته شده‌است، اما گاهی اوقات اصطلاح "طراحی گرافیک" می‌تواند به خاطر اشتراکات فنی پیچیده، به جای طراحی ارتباطات و ارتباط بصری استفاده شود. طراحان گرافیک از روش‌های مختلف در ایجاد و ترکیب کلمات، نمادها و تصاویر به منظور خلق یک نمایش تصویری از ایده‌ها و پیام استفاده می‌کنند. طراح گرافیک ممکن است ترکیبی از تایپوگرافی، هنرهای بصری و تکنیک‌های صفحه‌آرایی را برای تولید یک نتیجه نهایی استفاده کند. طراحی گرافیک، اغلب به هر دو فرآیند (طراحی) که توسط آن ارتباط ایجاد شده‌است و محصولات (طرح) که تولید می‌شوند اشاره می‌کند. کاربردهای رایج طراحی گرافیک شامل هویت (لوگو و نام تجاری)، انتشارات (مجلات، روزنامه‌ها و کتاب‌ها)، تبلیغات چاپ، پوسترها، بیلبوردها، گرافیک وب‌سایت و عناصر، علائم و بسته‌بندی محصولات است. به عنوان مثال، بسته‌بندی محصول ممکن است شامل یک لوگو یا دیگر آثار هنری، متن‌های سازمان‌یافته و عناصر طراحی خالص از جمله عکس‌ها، اشکال و رنگ باشد که ساختار متحد قطعه را شکل می‌دهند. ترکیب‌بندی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های طراحی گرافیک است، به ویژه هنگامی که موضوع استفاده از مواد موجود از قبل یا عناصر متنوع مطرح است. تعریف هنر طراحی گرافیک در طول زمان بنا به انتظاری که از بازخوردهای بصری کارآمد در هر زمان است تغییر می‌کند و نو به نو می‌شود. در این میان مقتضیات زمان و چالش‌ها و تغییرات اجتماعی و سیاسی و به تبع آن تغییرات فرهنگی به‌طور مستقیم باعث ایجاد تعبیر و تعریفی نوظهور از هنر می‌شود تا جایی که در عصر حاضر باید پذیرفت که مفاهیم عمیق‌تر و گسترده‌تری مانند «ارتباط تصویری» خرده مفاهیم دیداری و نشانگان سنتی بصری را در خود هضم می‌کند و مفهوم ذهن آشنای «طراحی گرافیک» را به نوعی در دل خود مستتر دارد. در فارسی واژه «طراحی» را در ترجمه «Design» به کار می‌برند. این ترجمه چنانچه به معنای نقشه کاری باشد، صحیح است. ولی اگر طراحی به معنای کشیدن طرحی روی کاغذ، مثل طراحی از روی مدل باشد، ترجمه درستی نیست. اما طراحی گرافیک به معنای خلق و سامان دادن یک سلسله عوامل تصویری برای بیان یک مفهوم یا پیام یا اطلاعات در جهت هدفی مشخص و معین است. درباره طراحی گرافیک دنیس.ا. داندیس در کتاب مبادی سواد بصری چنین می‌نویسد: طراحی گرافیک به صورتی که ما امروز می‌شناسیم، تا زمان انقلاب صنعتی یعنی قرن نوزدهم وجود نداشت. در این زمان پیشرفت فنون چاپ و کاغذسازی امکان استفاده از تزئینات و تصاویر بدیع همراه با متن نوشته شده به وجود آمد و نقاشان و هنرمندان گرافیک توانستند نتایج درخشانی در کار خود حاصل کنند… برای حل یک مسئله گرافیک، در طراحی بیش از یک راه مناسب وجود دارد و از این رو طراح نیز باید با به کار گرفتن عناصر بصری به شیوه‌های مختلف سعی می‌کند برای یک موضوع بیش از یک طرح مناسب بیابد. الیزابت رسنیک، مدرس و محقق در زمینه گرافیک دیزاین یا طراحی گرافیک می‌گوید: طراح گرافیک یک مسئله حل کن خلاق است که آموخته است: اول بفهمد، سپس نقشه کار را بکشد، آنگاه دیزاینی را اجرا کند که یک پیام خاص را با راه و روش تصویری و تخیلی برای مخاطبینی معین جهت ارتباط بیان کند. یک ارتباط تصویری به طراح گرافیکی نیازمند است که بتواند مطلع کند و مخاطبین خود را جذب کند. برای این منظور گرافیک دیزاین یا طراح گرافیک ایده و فکری را پرورش می‌دهد که بتواند با فرمهای تصویری، محتوا را بیان کند. ایده و فکر در جریان عمل دیزاین تولید می‌شود، که طی آن گرافیک دیزاین تحقیق می‌کند، مرتب می‌کند، و اطلاعات را تفسیر می‌کند، هدف را معین، ایده‌ها را ابداع و یک شکل و شمایل تصویری جدید را خلق می‌کند. طراحی گرافیک اصطلاحی عام برای حرفه‌ای متشکل از طراحی حروف، تصویرسازی، عکاسی و چاپ به منظور ارائه اطلاعات یا آموزش است. این اصطلاح را نخستین بار ویلیام ادیسون دیگینز در سال ۱۹۲۲ به کار برد، با این حال فقط از جنگ جهانی دوم به بعد بود که کاربرد آن فراگیر و رایج شد. طراحی گرافیک حوزه‌ای در هنرهای بصری، که اساسا طراحی مواد چاپ شدنی (تصاویر، نقوش و نوشته‌ها) را در برمی‌گیرد. امروزه، طراحی گرافیک در سینما و تلویزیون نیز کاربرد دارد. صفحه‌آرایی، تصویرسازی، طراحی نوشته‌ها و حروف، طراحی برای انتشارات و تبلیغات، و طراحی برای بسته‌بندی کالا، از زمینه‌های اصلی فعالیت طراح گرافیک محسوب می‌شوند. سابقه این فعالیت‌ها به کارهای ویلیام موریس، لیسیتسکی و مدرسه هنری باهاوس بازمی‌گردد. طراحی گرافیک دربرگیرنده نوعی زبان است با دستور زبانی نامعین و با الفبایی پیوسته در حال گسترش؛ ماهیت نامشخص قوانین آن بدان مفهوم است که فقط می‌توان آن‌ها را مطالعه کرد نه آموخت. زمانی یک اثر گرافیکی به درستی درک می‌شود که بتوان زبان آن را فهمید. طراحی گرافیک عبارت از انتقال تصویری یک مفهوم، پیام یا اطلاعات به مخاطبی خاص است. طراحی گرافیک از درک و بررسی اطلاعات و پیام آغاز می‌شود، سپس به بررسی مخاطب پیام و اطلاعات می‌پردازد، و دست آخر راه حلی تصویری برای ارائه پیام می‌یابد. امروز طراحان گرافیک با بنگاه‌ها و آتلیه‌ها همکاری دارند و نه فقط تبلیغات و آگهی‌ها، بلکه مجلات و روزنامه‌هایی را که این آگهی‌ها در آن چاپ می‌شود طراحی می‌کنند. به علاوه طراحی مستقل به بخشی از گروه مرتبط با صنعت ارتباطات بدل شد. طراح گرافیک (به صورت منفرد یا در جایگاه مدیر هنری) با مشاوره متخصصان، هنرمندان و هنروران سایر هنرها و صنایع مرتبط به خلق اثری می‌پردازد که از ماهوی شکل جدیدی از جلوه‌های دیداری یا حتی شنیداری (گاه تلفیقی از هر دو) را به نمایش می‌گذارد. طراحی گرافیک از هنرهای دیگر در فرآیند آفرینندگی و تولید اثر هنری مدد می‌گیرد. این تعامل و تبادل چند سویه بین هنرهایی چون سینما، نقاشی، عکاسی، معماری و… حتی موسیقی و طراحی گرافیک برقرار است. باید دانست که طراحی گرافیک (اعم از اینکه سیر آفرینندگی در آن توسط ابزار مکانیکی و دستی یا امکانات پیشرفته کامپیوتری صورت گرفته باشد) تا چه اندازه وابسته به ابزار (فیزیکی یا مجازی) و از آن مهم‌تر وابسته به مهارت و چیره‌دستی آفریننده یا هنرمند است. هنر طراحی گرافیک هم به خودی خود و در شکلی مستقل به فردیت هنرمند اتکا دارد و واجد جلوه‌های خلاقانه تراوشات ذهن اوست و هم می‌تواند حاصل کاری گروهی و مدیریت شده باشد. حضور طراحی گرافیک در تبلیغات (تجاری، فرهنگی و…) به قدری چشمگیر و اثربخش است که همواره از گرافیک به عنوان نخستین جلوه‌گاه عناصر دیداری در تبلیغات یاد می‌شود. فرآیند تبلیغات به روش‌های مختلف هدف‌گذاری و اجرا می‌شود. بسیاری از شاخص‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و آیینی… در شکل‌گیری ساختار و تعیین محتوا و دستیابی به اهداف نهایی یک بسته تبلیغاتی موثر هستند. غیر از آن، شاخص‌های مهمی چون تحلیل مخاطبان از لحاظ گروه‌های سنی، جنسیتی، سطح تحصیلات و… نیز مولفه موثری به حساب می‌آید. نقش اصلی طراحی گرافیک در فرآیند تبلیغاتی، ترجمه تصویری مستقیم یا غیرمستقیم مفاهیمی است که در بسته تبلیغاتی برای معرفی کالا و خدمات، زمینه‌سازی برای فروش یا توسعه بازار، مبادلات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یا به عنوان ابزاری برای اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی جامعه، در قالب شناسه‌های دیداری و گرافیکی (ایستا و پویا) ارائه می‌شوند. هنر گرافیک نوین شاخه‌های متعدد و متنوعی دارد. از یک طرف به عرصه تبلیغات فرهنگی و تجاری و از سوی دیگر در سینما و تلویزیون کاربرد دارد. این هنر با معماری و موضوعات ارتباط محیطی نظیر علائم راهنمایی و رانندگی و کمک به زیباسازی فضاهای شهری نیز ورود پیدا کرده و از دیگر سو مواردی چون طراحی تمبر و اسکناس، طراحی کاشی، کاغذهای بسته‌بندی، کاغذ دیواری، پارچه و… را نیز شامل می‌گردد. به‌طور کلی سبب شده که هنر گرافیک علاوه بر خط (فرم) و رنگ به عناصر دیگری چون حجم و نور روی آورد و نیز از «حرکت» به عنوان عامل موثری برای انتقال مفاهیم بصری سود جوید. پیشینه صفحه‌ای از کتاب کلز با متن تزیین شده. در حالی که طراحی گرافیک به عنوان یک رشته نسبتا جدید، برای اولین بار توسط ویلیام ادیسون دیگینز در سال ۱۹۲۲ ابداع شد، فعالیت‌های مانند طراحی گرافیک به گستردگی تاریخ بشریت است: از غار لاسکو، تا ستون تراژان رم تا دستخطی از سده‌های میانه، تا نئون‌های خیره‌کننده از گنزا. در در این هر دو تاریخچه طولانی و انفجار اخیر ارتباط بصری در قرن بیست و بیست و یکم، گاهی اوقات تمایز و هم‌پوشانی به‌طور نامشخصی از هنر تبلیغات، طراحی گرافیک و هنرهای زیبا وجود دارد. گذشته از این، آن‌ها در بسیاری از همین عناصر، نظریه‌ها، اصول، شیوه‌ها و زبان را مشترکند، و گاهی مشتریان تجاری و حامیان مشترکی نیز دارند. در هنر تبلیغات هدف نهایی فروش کالاها و خدمات است. در طراحی گرافیک، "اساس این است که به منظور ارائه اطلاعات، فرم به ایده‌ها، و احساس بیان به شی‌ء تبدیل شود که قابل تجربه انسانی است." ظهور چاپ در طول سلسله تانگ (۶۱۸-۹۰۷) بین سده هفتم و نهم میلادی، توده‌های چوبی به منظور چاپ بر روی پارچه و بعدها برای تکثیر متون بودایی قطع شدند. کتاب مقدس بودایی‌ها در سال ۸۶۸ از اولین کتاب‌های چاپی مشهور بود. در آغاز سده یازدهم، طومارها و کتاب‌ها با استفاده از حروف چاپی متحرک تولید شد و به‌طور گسترده‌ای در دوران سلسله سونگ (۹۶۰-۱۲۷۹) در دسترس قرار گرفت. در حدود ۱۴۵۰، دستگاه چاپ یوهان گوتنبرگ به‌طور گسترده‌ای در اروپا کتاب‌های در دسترس همگان تولید کرد. آلدوس مانتیوس طرح ساختن و صفحه‌آرایی کتاب را به وجود آورد که بنیان انتشار کتاب را در غرب شکل داد. این دوره از طراحی گرافیک به نام اومانیسم یا سبک قدیمی نامگذاری شده‌است. ظهور طراحی صنعتی در اواخر قرن ۱۹ در اروپا، به ویژه در انگلستان، حرکتی آغاز شد تا طراحی گرافیک را از هنرهای زیبا جدا کند. در سال ۱۸۴۹ در بریتانیای کبیر، هنری کول یکی از نیروهای اصلی در آموزش طراحی شد، و در کتاب "ژورنال طراحی و تولیدکنندگان" دولت را از اهمیت طراحی مطلع ساخت. او مراسمی به عنوان نمایشگاه بزرگ برای جشن تکنولوژی صنعتی جدید و طراحی مربوط به دوره ملکه ویکتوریا را ترتیب داد. از سال ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۶ نشر کلمسکات کتاب‌هایی با مشخصات مهمی از طراحی گرافیکی که جنبشی از صنایع دستی و هنری بود چاپ کرد و هم‌چنین تجارت پرسودی از فروش کتاب‌های بزرگی از ادبیات تزکیه به ثروتمندان، صورت گرفت. ویلیام موریس (بنیانگذار نشر کلمسکات) ثابت کرد که بازار کارهای طراحی گرافیکی در موقعیت خوبی قرار دارد و در جداسازی طراحی از هنرهای زیبا و دیگر کارهای هنری، پیش‌قدم شد. کارهای ویلیام موریس هم زمان با حرکت نشر خصوصی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در "هنر نوین" با مسوولیت توسعه در طراحی گرافیکی قرن بیستم، تاثیر عمومی گذاشت. طراحی قرن بیستم یک هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ با بدنه طراحی شده آن در فرم نیروی هوایی. فرم فیروزه‌ای، پرچم ایالات متحده، نشان ریاست جمهوری و حروف Caslon در زمان‌های مختلف، توسط طراحان مختلف برای مقاصد مختلف طراحی شده، و توسط طراح ریموند لووی در این هواپیمای واحد به صورت طراحی محیطی ترکیب شده‌است. نام "طراحی گرافیک" برای اولین بار در سال ۱۹۲۲ در مقاله "نوع جدید چاپ خواستار طراحی جدید" توسط ویلیام ادیسون دیگینز، یک طراح کتاب آمریکایی در اوایل قرن بیستم ظاهر شد. طراحی گرافیک راف که در سال ۱۹۲۷ منتشر شده‌است، به عنوان اولین کتابی که در عنوان آن از "طراحی گرافیک" استفاده شده، در نظر گرفته شده‌است. نشانه‌های مترو لندن نمونه‌ای نمونه طراحی کلاسیک در دوران مدرن است و با استفاده از حروف طراحی شده توسط ادوارد جانستون در سال ۱۹۱۶ طراحی شده‌است. در دهه ۱۹۲۰، کنستراکتیویسم شوروی در تولید فکری در حوزه‌های مختلف تولید به کار گرفته شد. این جنبش قائل به این بودند که هنر فردگرا در روسیه انقلابی بی‌فایده بوده و به این ترتیب به سوی ایجاد اشیایی برای مقاصد انتفاعی حرکت کرد. آن‌ها ساختمان، مجموعه تئاتر، پوستر، پارچه، پوشاک، مبلمان، آرم، منوها، و… طراحی کردند. یان چولداری اصول تایپوگرافی مدرن را در کتاب ۱۹۲۸ خود، با عنوان تایپوگرافی مدرن تدوین کرد. او بعدها فلسفه‌ای را که در این کتاب به عنوان فاشیستی بودن حمایت می‌کرد رد کرد، اما آنچه باقی ماند بسیار تاثیرگذار بود. چولداری، طراحان حروف باوهاوس مانند هربرت بایر و لازلو موهولی ناگی و ال‌لیسیتسکی تا حد زیادی تحت تاثیر طراحی گرافیکی بودند که ما امروز می‌شناسیم. آن‌ها در روش‌های تولید و دستگاه‌های سبک مورد استفاده در سراسر قرن بیستم پیشگام شدند. در سال‌های بعد دیده شد که طراحی گرافیک به سبک جدید، مورد پذیرش گسترده و کاربردی قرار گرفت. اقتصاد پررونق بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا نیاز بیشتری برای طراحی گرافیک، عمدتا تبلیغات و بسته‌بندی ایجاد کرد. مهاجرت مدرسه طراحی باوهاوس آلمان به شیکاگو در سال ۱۹۳۷ "تولید انبوه" مینیمالیسم را به آمریکا به ارمغان آورد؛ جرقه آتشی وحشی از معماری و طراحی مدرن. نام‌های قابل توجه در طراحی مدرن اواسط قرن شامل آدریان فروتیگر، طراح حروف دانشگاه علوم و فروتیگر. پل رند، که از اواخر دهه ۱۹۳۰ تا زمان مرگ خود در سال ۱۹۹۶، اصول باوهاوس را گرفت و آن‌ها را برای تبلیغات محبوب و طراحی آرم به کار برد، به ایجاد یک رویکرد منحصر به فرد آمریکایی به مینیمالیسم اروپایی کمک کرد در حالی که یکی از پیشگامان اصلی زیرمجموعه‌ای از طراحی گرافیکی با عنوان هویت سازمانی است؛ و جوزف مولر-بروکمان، که پوستر را به شیوه‌ای مثال زدنی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۷۰ طراحی می‌کرد. رشد صنعت طراحی گرافیک حرفه‌ای به صورت موازی با رشد مصرف‌گرایی افزایش یافته‌است. این موضوع سبب برخی نگرانی‌ها و انتقادات مطرح شده، به ویژه از درون جامعه طراحی گرافیک با عنوان بیانیه First Things First شد. برای اولین بار توسط کن گارلند در سال ۱۹۶۴ راه‌اندازی شد، و سپس در سال ۱۹۹۹ با عنوان مانیفست ۲۰۰۰ در مجله مهاجر شماره ۵۱ بازنشر شد. "ما یک انقلاب بزرگ در جهت مفیدتر بودن طراحی گرافیک انجام دادیم، که باعث پایان پذیرفتن ارتباطات دموکراتیک شده. یک جهش فکری به دور از بازاریابی محصول و به سمت اکتشاف و تولیدات جدید؛ که آن را باید گسترش داد و باید آن را توسط سایر دیدگاه‌ها تا حدودی، از طریق زبان بصری و منابع طراحی به چالش کشاند؛" هر دوی این برداشت‌ها رای طراحان حرفه‌ای و متفکران رو به خودش جلب کرد، برای مثال رودی وندرلنز، اریک اسپیکرمن، الن لاپتون و ریک پوینور. در سال ۲۰۰۰ بیانیه‌ای نیز در Adbusters به‌طور ویژه منتشر شد، که به خاطر انتقادات عمیقش به فرهنگ بصری شناخته می‌شود. طراحی گرافیک به مثابه یک تخصص فقط از اواسط سده بیستم مطرح شد. تا آن هنگام اداره بنگاه‌های تبلیغاتی و تهیه آگهی‌های تبلیغاتی توسط هنرمندان تجاری انجام می‌شد. این متخصصین عبارت بودند از: صفحه‌بند (هنرمندان صفحه‌آرا)، حروف‌چین که عنوان و متن را با تمام جزئیات طرح‌ریزی می‌کرد و دستورالعمل‌هایی برای حروف‌چینی می‌داد، انواع مختلف تصویرگرانی که هر نوع آثار ترسیمی از نمودارهای فنی تا اسکیس‌های مد را تهیه می‌کردند، رتوش کاران، هنرمندان طراح حروف و دیگرانی که طرح‌های نهایی را برای تکثیر آماده می‌کردند. بسیاری از هنرمندان تجاری –از جمله طراحان پوستر- هم‌زمان واجد چند تخصص بودند. طی چندین سده، سه کارکرد اصلی گرافیک همچون کارکرد الفبای رومی تغییر اندکی یافته‌است و هر طرح ممکن است به هر سه روش مورد استفاده قرار گیرد. نخستین کارکرد طراحی گرافیک «معرفی یا شناسایی» است. گفتن این که یک چیز چیست یا متعلق به کجاست. کارکرد دوم آن که در اصطلاح حرفه‌ای «طراحی اطلاعات» شناخته می‌شود، در زمینه اطلاع‌رسانی و آموزش است و رابطه یک چیز را با چیز دیگر مشخص می‌سازد. و کارکرد سوم نمایش و تبلیغ است که به قصد جلب توجه مخاطب و ماندگار کردن پیام است. خلاقیت تفکر از منظر روانشناسی فرآیند حل مسئله است. تفکر بر دو نوع است: تفکر همگرا که به حل مسئله به صورت خطی و به تفکر منطقی و استدلالی توجه دارد. تفکر واگرا که در حل مسئله به راه‌حل‌های متعدد توجه داشته و برای کشف تمامی جایگزین‌های ممکن از تداعی آزاد استفاده می‌کند. این تفکر را تفکر خلاق نیز می‌نامند. تفکر واگرا چهار ویژگی مهم دارد: اصالت، سیالی، انعطاف‌پذیری و بسط حافظه توانایی ذخیره‌سازی و بازیابی تجربیات گذشته‌است. وقتی بر حل یک مسئله تمرکز می‌شود، نیاز به اطلاعات موجود در حافظه است اما همیشه اطلاعات فرد برای حل یک مسئله کافی نیست، پس باید به جمع‌آوری اطلاعات مرتبط پرداخت. اطلاعات بیشتر در حافظه، تداعی بیشتر را به دنبال دارد. تداعی بیشتر دستیابی به ایده‌های بکرتر را به دنبال خواهد داشت. بر این اساس می‌توان تفکر خلاق را به انفجار هسته‌ای ذهنی تشبیه کرد. هرگاه یک نشانه از طریق تفکر واگرا بسط یابد، مجددا همین نشانه بسط یافته، خود به شکلی واگرا بسط می‌یابد و این عمل تکرار می‌شود. بدین ترتیب، یک نشانه به صورت تصاعدی با نشانه‌های دیگری پیوند می‌یابد. از همین روست که قارچ انفجار اتمی نشانه‌ها، در ذهن آدمی شکل می‌گیرد. به عمل پدید آوردن چیزی که پیش از آن وجود نداشته، عمل خلاقانه گفته می‌شود. بنا به این تعریف، اگر بتوان برای هر مورد کار گرافیک که در بنیاد جدید و بی‌همتا است، راه‌حل جدیدی به لحاظ ایده، انتخاب سمبل‌ها، تصاویر و اشکال پیدا کرد، در واقع عمل خلاقانه اتفاق افتاده‌است. در طی انجام هر پروژه، کوشش برای پیدا کردن راه‌حل‌هایی فکری و تصویری که تا به حال انجام نشده، امکان تقویت حس خلاقیت را بالا می‌برد. عمل خلق متکی به خصوصیات فردی و نیز به نوعی به خصوصیات و امکانات زمانی و اجتماعی مربوط است. نخستین بار یونانیان به اهمیت تداعی آزاد در مسیر تفکر خلاق پی بردند. امروزه برخی اندیشمندان از آن به عنوان موتور محرک خلاقیت یاد می‌کنند. اهمیت تداعی آزاد از آن روست که هر فردی مجموعه بزرگی از اخبار، اطلاعات، خاطرات و تجربیات را در اختیار دارد که به‌طور معمول در حافظه او بایگانی شده‌اند. برای بازخوانی، بازشناسی و یادآوری آن‌ها به محرک‌های خاص نیاز است. قدرت تداعی در بازخوانی امور پیش گفته به فرد کمک می‌کند تا همواره با مشاهده هر پدیده عناصر مرتبط با آن را در ذهن بازخوانی یا به نوعی احیاء کند و قوه تصور خود را به قوه حافظه مرتبط سازد. تداعی آزاد در واقع تجربه‌ای است که به موجب آن، فرد هنگام فکر کردن درباره یک کلمه یا یک شکل تمامی آنچه را که به ذهن می‌رسد توصیف می‌کند. مدنیک می‌گوید: تفکر خلاق عبارت است از شکل دادن به تداعی‌ها به صورت ترکیبات تازه و مفید که پاسخگوی الزامات خاصی باشد … هرچه عناصر ترکیب جدید غیر مشابه‌تر باشد، فرآیند حل کردن خلاق‌تر خواهد بود. بخش خلاقانه خود از دو قسمت در طراحی گرافیک تشکیل می‌شود: پیدا کردن فرم و ایده برای محتوا و پیام پیدا کردن و خلق معادل‌های تصویری برای ایده اگر گفته شود بخش منطقی شناسایی مخاطب و درک پیام، بخش پنهان و ناپیدای یک کار گرافیک است، آن‌گاه بخش تصویر و فکر که مربوط به بخش خلاق کار است، قسمت آشکار، ملموس و دیدنی کار است. این بخش به نیروی خلاق گرافیک دیزاین احتیاج دارد تا بتواند ایده، تصاویر، فرم‌ها و رنگ‌ها و نوشته‌هایی بسازد که محتوای پیام را به بهترین وجه به مخاطب بیان کند. در این بخش عمل اصلی ارتباط با مخاطب انجام می‌شود. عمل خلق یک عمل آگاهانه، محاسباتی و علمی نیست. عمل خلق ناشی از آن بخشی از ویژگی‌های انسان است که کاملا ناشناخته و غیرقابل کنترل و دسترسی است. خلاقیت، فرآیند پیچیده و گسترده‌ای است که ایده‌ای خلاقه از دل آن بیرون می‌آید و سعی در قاعده‌مند و نظام‌مند بیان کردن فرآیند خلاقه، تنها به جهت سهولت در امر مطالعه و ادراک موضوع صورت می‌پذیرد و اشاره بر این امر، که از دیدگاه برخی از روانشناسان و پژوهندگان این گونه دسته‌بندی‌ها همواره عین به عین اتفاق نمی‌افتد امری ضروری است، بدان معنا که برخی مراحل کاملا توامان و پیچیده انجام می‌پذیرد و لختی و درنگی برای طی کردن یک مرحله و رفتن به مرحله دیگر نیست؛ تا بدانجا که گاه مراحل خلق یک اثر در لحظه و آنی صورت می‌پذیرد. البته این اتفاق در لحظه را نباید با شهود یکی دانست. زیرا در عمل خلاقانه بی‌شک تفکر و تعقل آگاهانه و نظام یافتن روابط، حضوری بلامنازع دارد. در حالی که نگرش شهودی طی مراتب و مراحل مراقبه حاصل می‌گردد و گونه‌ای خلق اتفاقی و خلق‌الساعه به‌شمار می‌آید. به عبارت دیگر فرآیند خلاقیت، روندی قابل کنترل به مراحلی مشخص است و خلق یک اثر گرافیکی نتیجه تفکر و تعقلی بس منضبط و دقیق است. جذابیت جذابیت اولین قدم در راه ارتباط با مخاطب است، در هر کار گرافیک یک کشش اولیه برای ارتباط با مخاطب لازم است. نقطه‌ای که مخاطب را جذب کرده و او را درگیر کار عرضه شده کند. جذابیت کار می‌تواند موجب اتصال اولیه مخاطب به محوطه کار شود و پس از جذب اولیه او را به اطلاعات درون کار توجه دهد. پس از اتصال اولیه، درجه‌بندی اطلاعات نقش بنیادی در راهنمایی بیننده در اطلاعات دارد. مهم‌ترین آن‌ها در جلوترین برای مخاطب قرار می‌گیرد و دیگر اطلاعات به ترتیب در لایه‌های بعدی و بعدی چیده می‌شوند. جذابیت از دو طریق ممکن می‌شود: جذابیت از طریق ایده یا فکر تازه جذابیت از طریق نوآوری بصری ایده یک ایده اندیشه‌ای است که از طریق پیوند دو مفهوم که از پیش با یکدیگر نامربوط اند، برانگیخته می‌شود. هم کناری، الگوهای جدید و رابطه‌های جدیدی را تشکیل می‌دهد و روش جدیدی از مشاهده اشیاء ایجاد می‌کند. این پدیده به عنوان ایجاد ناآشنای آشنا و آشنای ناآشنا توصیف شده‌است. یک ایده خلاق دربرگیرنده یک تغییر ذهنی است. به جای بدیهی دیدن، یک ایده خلاق به اشیاء به گونه‌ای متفاوت و از زاویه دیگری نگاه می‌کند. بخش ایده یعنی پیدا کردن فکری که بتواند محتوا را به خلاصه‌ترین شکل بیان کند. درست مانند اینکه یک کتاب یا فیلم در یک جمله تعریف شود؛ به شکلی که نتواند خلاصه‌تر از آن باشد ولی تا حد امکان تمام داستان را هم در خود داشته باشد. هرچه ایده به محتوا، پیام و مقصود نزدیک‌تر باشد، احتمال منحصر به فرد بودن ایده زیادتر می‌شود. ایده نه فقط محتوا بلکه باید درک مخاطب را هم در خود داشته باشد. وقتی گفته می‌شود ایده منظور فکر تصویری است. پیدا کردن ایده و خلق آن در وهله اول بایستی در حد و اندازه یک تمبر پستی قابل بیان باشد. بسیاری از فنون و تکنیک‌های تفکر خلاق مبتنی بر نظریه‌ها و مکاتب روانشناسی شکل یافته‌اند. مدل مهندسی ایده عمدتا بر مبنای تداعی‌گرایی پیشنهاد شده‌است. طبق نظریه تداعی‌گرایی ارتباط دو ایده منجر به تفکر می‌شود. فعال‌تر شدن تداعی‌ها و ارتباط آن با قوه حافظه، خلاقیت را در پی خواهد داشت. گرچه ممکن است تداعی آزاد منشا ایده‌های تازه باشد اما نمی‌توان گفت تفکر خلاق تنها از تداعی نشات می‌گیرد. به همین دلیل مدل پیشنهادی مهندسی ایده، تنها می‌تواند بخشی از حوزه ایده یابی را پاسخگو باشد. گیلفورد می‌گوید: اصالت به منحصر بودن و تازگی ایده‌ها اشاره دارد. منظور از سیالی تعداد ایده‌هایی است که ظرف مدت معینی تولید می‌شوند. کمیتی که موجب پدید آمدن کیفیتی می‌شود. انعطاف‌پذیری تفکر به معنی تنوع و گوناگونی ایده‌هاست. بسط به معنی توانایی تکمیل یک ایده و افزودن جزئیات وابسته به آن است. تفکر بسط یافته به تمامی جزئیات و عناصر لازم برای یک طرح می‌پردازد و چیزی را از نظر دور نمی‌دارد. نرم‌افزارها رنگ از علائم جاده‌ای تا نقشه‌های فنی، از یادداشت درون اداری تا مرجع راهنما، طراحی گرافیک انتقال دانش و پیام‌های بصری را افزایش داده‌است. خوانایی و خوانا بودن با بهبود ارائه بصری و چیدمان متن افزایش یافته‌است. طراحی هم‌چنین می‌تواند در فروش یک محصول یا ایده از طریق ارتباط بصری موثر کمک کند و برای محصولات و عناصر هویت سازمانی مانند آرم، رنگ، بسته‌بندی، و متن استفاده شود. نام تجاری در کنار هویت سازمانی به‌طور فزاینده در طیف وسیعی از خدمات ارائه شده توسط بسیاری از طراحان گرافیک، به موضوعی مهم تبدیل شده‌است. در حالی که این اصطلاحات اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شود، نام تجاری با تاکید بیشتر مربوط به علامت شناسایی یا نام تجاری برای یک محصول یا خدمات است، در حالی که هویت سازمانی می‌تواند دارای معنایی گسترده‌تر مربوط به ساختار و اخلاق یک شرکت باشد، و هم‌چنین به این شرکت تصویر خارجی. طراحان گرافیک اغلب به صورت بخشی از یک تیم کار بر روی پروژه هویت سازمانی و پروژه‌های نام تجاری شرکت‌های بزرگ هستند. سایر اعضای تیم را می‌تواند بازاریابان حرفه‌ای، مشاوران ارتباطات و نویسندگان تجاری تشکیل دهند. کتاب‌های درسی برای ارائه موضوعاتی مانند جغرافیا، علوم، و ریاضی طراحی شده‌اند. این نشریات، با مطالب تئوری تصویری و نمودار صفحه‌آرایی می‌شوند. یک مثال معمول از گرافیک استفاده از آن به منظور آموزش نمودار آناتومی بدن انسان است. طراحی گرافیک همچنین به منظور صفحه‌آرایی و قالب‌بندی مواد آموزشی برای تولید اطلاعات با قابلیت دسترسی بیشتر و درک آسان‌تر به کار گرفته می‌شود. سیستم علائم مسیریابی در گرافیک برای فضاهای بزرگ عمومی مانند فرودگاه‌ها و مراکز کنوانسیون به موضوعی مهم تبدیل شده‌اند. اغلب این سیستم‌ها به طراحی گرافیک وابستگی دارد تا برقراری ارتباط اطلاعات به سرعت انجام شود و از نظر اقتصادی از طریق یک رنگ یا نماد انجام می‌شود که می‌تواند از راه دور خوانده شده و دنبال شود (به جای مقادیر زیادی متن). چنین سیستم طراحی گرافیک محیطی، به مردم اجازه می‌دهد به سمت فضاهای ناآشنا حرکت کنند. اصطلاح "گرافیک معماری" توسط جین دیویس داگت، طراح پیشگام سیستم مسیریابی در فرودگاه ابداع شد، اما در سال ۲۰۱۴ معمولا این اصطلاح در مورد گرافیک محیطی استفاده می‌شود. طراحی گرافیک در صنعت سرگرمی در دکوراسیون، مناظر، و گفتن داستان‌های بصری نیز کاربرد دارد. نمونه کاربردهای دیگر طراحی برای مقاصد تفریحی شامل رمان، کتاب‌های کمیک، پوشش دی‌وی‌دی، باز و بسته شدن اعتبارات در فیلم‌سازی و برنامه‌ها و غرفه‌های روی صحنه است. همچنین می‌تواند شامل آثار هنری مورد استفاده برای تی‌شرت و موارد دیگر صفحات نمایش چاپ برای فروش باشد. از مجلات علمی تا گزارش خبری، ارائه نظر و حقایق اغلب با گرافیک و ترکیب متفکر از اطلاعات بصری بهبود یافته‌است که به عنوان طراحی اطلاعات شناخته شده‌است. روزنامه‌ها، مجلات، وبلاگ‌ها، تلویزیون و فیلم‌های مستند ممکن است از طراحی گرافیک برای اطلاع‌رسانی و سرگرمی استفاده کنند. با ظهور وب، طراحان اطلاعات با تجربه از ابزارهای تعاملی مانند ادوبی فلش به‌طور فزاینده‌ای برای تصویرسازی پس زمینه اخبار استفاده کردند. مهارت‌ها پروژه طراحی گرافیک ممکن است شامل سبک و ارائه متن موجود و تصاویر موجود یا تصاویر طراحی شده توسط طراح گرافیک باشد. قطعه هنری را می‌توان در هر دو فرم سنتی و دیجیتال گنجانید، که شامل استفاده از هنرهای تجسمی، تایپوگرافی، و تکنیک‌های صفحه‌آرایی برای نشریات و بازاریابی است. به عنوان مثال، یک داستان روزنامه با روزنامه‌نگاران و عکاسان خبری آغاز می‌شود و پس از آن کار طراح گرافیک برای سازماندهی صفحه با طرحی مناسب و تعیین عناصر گرافیکی مورد نیاز آغاز می‌شود. در مقاله مجله یا تبلیغات، اغلب طراح گرافیک یا مدیر هنری به عکاسان یا تصویرگران برای ایجاد قطعات اصلی ماموریت می‌دهد تا در طراحی و صفحه‌آرایی گنجانده شوند. یا طراح ممکن است از تصاویر موجود یا عکاسی استفاده کند. طراحی معاصر به کامپیوترهای امروزی کشیده شده‌است، به عنوان مثال در استفاده از رابط‌های کاربری WYSIWYG، که اغلب به عنوان طراحی تعاملی، یا طراحی چندرسانه‌ای نامیده می‌شود. یکی دیگر از جنبه طراحی گرافیک داشتن مهارت جستجو، تجزیه و تحلیل یک اثر هنری و به‌طور هم‌زمان مشاهده آن به شیوه‌های جدید است. طراحی گرافیک به مهارت‌هایی مانند قدرت برای متقاعد کردن مخاطب و فروش طراحی نیاز دارد. ارتباطات یک بخش کلیدی در طراحی گرافیک است. طراحی هنرهای بصری قبل از اینکه هر گونه عناصر گرافیکی برای یک طراحی اعمال شود، عناصر گرافیکی باید از معانی مهارت‌های هنر بصری سرچشمه گرفته باشد. این آثار گرافیکی اغلب (اما نه همیشه) توسط یک طراح گرافیک توسعه یافته‌است. هنرهای تجسمی شامل آثاری در درجه اول بصری است که با استفاده از هر چیزی در طبیعت، از رسانه‌های سنتی تا عکاسی یا هنر دیجیتال به کار برده می‌شوند. اصول طراحی گرافیک ممکن است به هر یک از عناصر هنر گرافیک به صورت جداگانه و همچنین به ترکیب‌بندی نهایی اعمال شود. تایپوگرافی تایپوگرافی هنر، اتودهای دستی و تکنیک‌های طراحی تایپ، اصلاح نوع حروف و تنظیم تایپ است. حروف تایپ (کاراکتر) با استفاده از انواع تکنیک‌های تصویر ایجاد و اصلاح می‌شود. تنظیم تایپ انتخاب نوع تایپ، اندازه نقطه، فضای بین حروف (فضای بین همه کاراکترها استفاده می‌شود)، تنظیم فاصله (فضای بین دو کاراکتر خاص)، و فاصله سطرها (خط فاصله) است. تایپوگرافی توسط حروف‌چینی، فضاساز، توپوگرافی، هنرمندان گرافیک، مدیران هنری، و کارگران دفتری انجام می‌شود. تا پیش از عصر دیجیتال، تایپوگرافی یک شغل تخصصی بود. دیجیتالی شدن راه تایپوگرافی را برای نسل جدیدی از طراحان بصری و کاربران غیرمتخصص باز کرد. صفحه‌آرایی تناسبات طلایی در طراحی کتاب صفحه‌آرایی جنبه‌ای از طراحی گرافیک است که با آرایش عناصر (محتوا) بر روی یک صفحه، مانند قرار دادن تصویر، و صفحه‌آرایی متن و سبک سر و کار دارد. ابتدا از صفحات اولیه مذهبی به شکل نسخه‌های خطی از قرون وسطی شروع شد و به مجلات مدرن پیچیده و صفحه‌آرایی کاتولوگ، طراحی صفحه، بررسی مواد چاپ و به تازگی در نمایشگرهای الکترونیکی مانند صفحات وب منتهی شده‌است. معمولا عناصر از تایپ (متن) و تصاویر تشکیل شده‌است. چاپ دستی چاپ دستی مراحل ساخت یک اثر هنری با چاپ بر روی کاغذ، مواد یا سطوح دیگر است. به جز در مورد مونوتایپ، چاپ دستی قادر به تولید چندگانه مشابه قطعه است، که یک چاپ نامیده می‌شود. هر قطعه یک کپی است اما اصلی نیست چون که تولید مثل از کار دیگری هنر نیست و از نظر فنی به عنوان یک تصور شناخته شده‌است. از سوی دیگر نقاشی و طراحی، ایجاد یک قطعه اصلی منحصر به فرد از آثار هنری است. چاپ از یک مبدا اصلی واحد، از نظر فنی به عنوان یک ماتریکس شناخته می‌شود. معمول‌ترین ماتریکس عبارتند از: صفحه‌های فلزی، معمولا مس یا روی برای حکاکی یا قلم‌زنی، سنگ مورد استفاده برای لیتوگرافی، قالب‌های چوبی برای چاپ چوبی، لینولئوم برای لینوکات و صفحات پارچه برای سطوح چاپ. چاپ نیز ممکن است به صورت کتاب منتشر شود، به عنوان کتاب هنرمند. یک چاپ واحد می‌تواند محصول یک یا چند تکنیک متعدد باشد. تکنیک‌های اساسی تقریبا تمام مسائل طراحی در برخی جنبه‌های اساسی مشترک هستند: نوع نوشتار نیاز به انتخاب شدن دارد یا عکس‌ها به شیوه‌ای جالب در سراسر یک طرح مرتب شوند. صرف نظر از پیشنهادهای ویژه‌ای که ممکن است در یک پروژه خاص نیاز شود، استراتژی‌ای کلی وجود دارد که برای بیشتر طراحان استفاده خواهد شد. از پایه‌ای برای مفاهیم پیچیده‌تر بصری است، یا برای متقاعد کردن درباره مفاهیم مشترک کیفیت در ارائه نهایی ملاقات وجود دارد. ابزارها مداد یکی از اساسی‌ترین ابزارهای طراحی گرافیک ذهن یک ابزار مهم طراحی گرافیک است. گذشته از فناوری، طراحی گرافیک نیاز به قضاوت و خلاقیت دارد. تفکر انتقادی، مشاهده‌ای، کمی و تحلیلی برای طرح‌بندی طراحی و خروجی مورد نیاز است. اگر مجری صرفا یک راه حل را دنبال کند (به عنوان مثال طرح، اسکریپت یا دستورالعمل) که توسط طراح دیگر (مانند یک کارگردان هنری) ارائه شده، پس آن فرد یک مجری است و معمولا طراح در نظر گرفته نمی‌شود. روش ارائه (به عنوان مثال آرایش، سبک، اندازه) ممکن است به همان اندازه طراحی مهم باشد. ابزارهای توسعه و ارائه مناسب تغییر قابل ملاحظه‌ای در چگونگی درک یک مخاطب دارد. تصویر یا طرح با استفاده از رسانه‌های خارجی سنتی و راهنمایی، یا ابزار ویرایش تصویر دیجیتال بر روی کامپیوتر تولید می‌شود. ابزار در گرافیک کامپیوتری اغلب به نام‌های سنتی از قبیل "قیچی" یا "قلم" است. برخی از ابزار طراحی گرافیکی مانند یک گرید در هر دو شکل سنتی و دیجیتال استفاده می‌شود. در اواسط دهه ۱۹۸۰، ورود نشر رومیزی و برنامه‌های کاربردی نرم‌افزارهای هنر گرافیکی نسلی از طراحان را که تصویر را توسط کامپیوتر دستکاری و ایجاد می‌کردند معرفی کرد در صورتی که قبلا به صورت دستی اجرا می‌شد. طراحی گرافیک کامپیوتری طراحان را قادر می‌ساخت اثرات طرح یا تغییرات چاپی را فورا ملاحظه کنند، بدون اینکه نیاز به مقدار زیادی از فضا داشته باشند که برای شبیه‌سازی اثرات رسانه‌های سنتی لازم بود. با این حال، ابزارهای سنتی مانند مداد یا نشانگر حتی زمانی که کامپیوتر در مرحله پایانی استفاده می‌شود مفید است؛ یک طراح یا مدیر هنری ممکن است مفاهیم متعدد طرح را به عنوان بخشی از فرآیند خلاق با دست انجام دهد. حتی ممکن است قبل از اینکه طراح این ایده را با استفاده از یک کامپیوتر و ابزار نرم‌افزار طراحی گرافیک بیشتر توسعه دهد، برخی از این طرح‌ها را به یک مشتری برای تایید مراحل اولیه نشان دهد. کامپیوترها به عنوان یک ابزار ضروری در صنعت طراحی گرافیک در نظر گرفته شده‌است. به‌طور کلی کامپیوتر و برنامه‌های کاربردی نرم‌افزار توسط متخصصان خلاق به عنوان ابزار تولید موثرتر از روش‌های سنتی دیده می‌شود. با این حال، برخی از طراحان همچنان به استفاده از ابزار دستی و سنتی برای تولید مشغول هستند، مانند میلتون گلیزر. ایده‌های جدید می‌تواند از طریق تجربه با ابزار و روش به وجود بیاید. برخی از طراحان ایده را با استفاده از مداد و کاغذ جستجو می‌کنند. برخی از ابزارهای مختلف ساخت علامت و منابع کامپیوتر برای مجسمه‌سازی به عنوان وسیله‌ای الهام‌بخش خلاقیت استفاده می‌شوند. یکی از ویژگی‌های کلیدی طراحی گرافیک آن است که یک ابزار انتخاب تصویر مناسب به منظور انتقال معنا می‌سازد. رایانه و فرآیند خلاقیت در این باره که آیا کامپیوتر فرآیند خلاق طراحی گرافیک را افزایش می‌دهد بحث وجود دارد. تولید سریع از کامپیوتر اجازه می‌دهد تا بسیاری از طراحان برای کشف ایده‌های متعدد، به سرعت و با جزئیات بیشتر از آنچه می‌توان با کار سنتی دستی یا چسباندن بر روی کاغذ به دست آورد، کار کنند. حرکت طراح از طریق فرآیند خلاق به سرعت بیشتر انجام می‌پذیرد. با این حال، مواجه شدن با انتخاب‌های بی‌حد و حصر کمک نمی‌کند بهترین راه حل طراحی و انتخاب شود و می‌تواند به تکرار بی‌پایان بدون هیچ نتیجه طراحی منجر شود. آثار کامپ کار دست اغلب برای گرفتن تایید ایده قبل از آنکه یک طراح زمانی را برای به پایان رساندن تولید سرمایه‌گذاری کند با تصاویری در کامپیوتر یا در چسباندن انجام می‌شوند. طرح ریز یا همان پیش‌نویس خشن بر روی کاغذ به سرعت اصلاح می‌شود و تولید ایده را بر روی کامپیوتر در یک فرآیند ترکیبی امکان پذیر می‌کند. این فرایند ترکیبی بخصوص در طراحی آرم مفید است که در آن یک منحنی یادگیری نرم‌افزار ممکن است از یک فرایند تفکر خلاق بکاهد. و پیوند طراحی سنتی/تولید کامپیوتری امکان آزاد کردن خلاقیت فرد در طرح‌بندی صفحه یا توسعه تصویر را موجب می‌شود. تقریبا همه برنامه‌های نرم‌افزاری محبوب "استاندارد صنعتی" برای طراحی‌های گرافیکی از اوایل دهه ۱۹۹۰ در محصولات سیستم‌های ادوبی گنجانیده‌است. آن‌ها نرم‌افزار ادوبی فتوشاپ (یک برنامه مبتنی بر پیکسل برای ویرایش عکس)، ادوبی وال‌استریت (یک برنامه مبتنی بر بردار برای طراحی)، ادوبی این دیزاین (یک برنامه صفحه‌آرایی)، و دریمویور (طراحی صفحات وب) هستند. یکی دیگر از ابزار عمده طرح‌بندی صفحه کوارک اکسپرس (محصول از شرکت کوارک، یک شرکت جداگانه از نرم‌افزار Adobe) است. هر دو کوارک اکسپرس و ادوبی این دیزاین اغلب در مرحله نهایی از فرایند طراحی الکترونیکی استفاده می‌شود. تصاویر پیکسلی ممکن است در نرم‌افزار ادوبی فتوشاپ، آرم و تصاویر در نرم‌افزار ادوبی وال‌استریت ویرایش شوند، و محصول نهایی در یکی از برنامه‌های اصلی طرح‌بندی صفحه ساخته شود. از بیشتر طراحان گرافیک وارد در این رشته از حدود سال ۱۹۹۰ انتظار می‌رود که دست کم در یک یا دو رشته از این برنامه‌ها مهارت داشته باشند. مشاغل اشتغال در طراحی گرافیک شامل کارگران انجام وظایف تخصصی، مانند خدمات طراحی، چاپ و نشر، تبلیغات، و روابط عمومی است. مسئولیت اصلی یک طراح گرافیک چیدمان عناصر بصری در یک نوع رسانه است. عناوین کار اصلی در صنعت می‌تواند متفاوت باشد و اغلب مخصوص هر کشور است. آن‌ها می‌توانند طراح گرافیک، مدیر هنری، مدیر خلاقیت، انیماتور و هنرمند تولید داخلی باشند. بسته به نوع صنعت مسئولیت ممکن است عناوین مختلف از قبیل "DTP دانشیار" یا "گرافیک هنرمند" داشته باشد، اما با وجود تغییرات در عنوان، اصول طراحی گرافیک استوار باقی می‌ماند. مسئولیت ممکن است رهبری کردن، مهارت‌های تخصصی مانند تصویرسازی، عکاسی، انیمیشن یا طراحی تعاملی باشد. فارغ‌التحصیلان و دانشجویان طراحی گرافیک امروز به‌طور معمول با تمام این حیطه‌ها از طراحی گرافیک روبرو هستند و هم‌چنین به منظور رقابت باید با همه آن‌ها آشنا باشند. طراحان گرافیک می‌توانند در محیط‌های مختلف کار کنند. در حالی که بسیاری در شرکت‌های اختصاص داده شده به صنعت، مانند مشاوره طراحی یا سازمان‌های تجاری کار می‌کنند، دیگران ممکن است در چاپ و نشر، بازاریابی یا شرکت‌های ارتباطات دیگر کار کنند. به‌طور فزاینده، به ویژه از زمان معرفی رایانه‌های شخصی به صنعت، بسیاری از طراحان گرافیک در سازمان‌های غیر طراحی گرا، به عنوان مثال در خانه طراحان، خود مشغول به کار هستند. طراحان گرافیک نیز ممکن است به عنوان طراحان آزاد در کار شرایط خود، قیمت، ایده‌های خود را، و مسائل دیگر را داشته باشند. گزارش‌های طراح گرافیک به مدیر هنری، مدیر خلاق یا رسانه‌های ارشد خلاق است. مدیران هنری به عنوان یک طراح ارشد، ممکن است زمان کمتری را صرف طراحی رسانه و زمان بیشتری را صرف کارگردانی طراحان دیگر در فعالیت‌های خلاق گسترده‌تر، مانند توسعه نام تجاری و توسعه هویت سازمانی کنند. اغلب انتظار می‌رود آنان به‌طور مستقیم با مشتریان صحبت کنند، برای مثال در مصرف و تفسیر شرت پاچه دار. هنر گرافیک گرافیک محیطی دیوارنگاری (گرافیتی) گرافیک رایانه‌ای طراحی گرافیک سه بعدی فیلم سه بعدی
[ "تایپ", "فضا", "تصویر", "رنگ", "تایپوگرافی", "هنرهای بصری", "صفحه‌آرایی", "لوگو", "نام تجاری", "ترکیب‌بندی", "ارتباط تصویری", "دنیس.ا. داندیس", "مبادی سواد بصری", "انقلاب صنعتی", "الیزابت رسنیک", "ویلیام ادیسون دیگینز", "جنگ جهانی دوم", "ویلیام موریس", "لیسیتسکی", "باهاوس", "صنعت ارتباطات", "تمبر", "اسکناس", "Pearson Education", "لاسکو", "ستون تراژان رم", "سده‌های میانه", "گنزا", "تبلیغات", "هنرهای زیبا", "سلسله تانگ", "بودایی", "سلسله سونگ", "یوهان گوتنبرگ", "آلدوس مانتیوس", "اومانیسم", "اروپا", "انگلستان", "بریتانیای کبیر", "هنری کول", "ملکه ویکتوریا", "نشر کلمسکات", "کلمسکات", "هنر نوین", "ریموند لووی", "راف", "انتشارات دانشگاه آکسفورد", "مترو لندن", "ادوارد جانستون", "کنستراکتیویسم", "شوروی", "هنر فردگرا", "روسیه انقلابی", "یان چولداری", "باوهاوس", "هربرت بایر", "لازلو موهولی ناگی", "ال‌لیسیتسکی", "انتشارات سینت مارتین", "آمریکا", "آلمان", "شیکاگو", "مینیمالیسم", "آدریان فروتیگر", "پل رند", "هویت سازمانی", "جوزف مولر-بروکمان", "First Things First", "کن گارلند", "رودی وندرلنز", "اریک اسپیکرمن", "الن لاپتون", "ریک پوینور", "سده بیستم", "الفبای رومی", "تفکر همگرا", "تفکر واگرا", "تفکر خلاق", "تداعی آزاد", "مدنیک", "مهندسی ایده", "تداعی‌گرایی", "گیلفورد", "آرم", "بسته‌بندی", "آناتومی", "بدن انسان", "گرافیک معماری", "جین دیویس داگت", "گرافیک محیطی", "وب", "ادوبی فلش", "روزنامه", "روزنامه‌نگاران", "عکاسان خبری", "مدیر هنری", "WYSIWYG", "چندرسانه‌ای", "عکاسی", "هنر دیجیتال", "حروف‌چینی", "کاتولوگ", "صفحات وب", "چاپ دستی", "مونوتایپ", "لیتوگرافی", "چاپ چوبی", "لینولئوم", "لینوکات", "ذهن", "خلاقیت", "گرافیک کامپیوتری", "نشر رومیزی", "میلتون گلیزر", "ادوبی", "فتوشاپ", "وال‌استریت", "این دیزاین", "دریمویور", "کوارک اکسپرس", "چاپ و نشر", "روابط عمومی", "انیماتور", "انیمیشن", "هنر گرافیک", "دیوارنگاری", "گرافیتی", "گرافیک رایانه‌ای", "گرافیک سه‌بعدی رایانه‌ای", "فیلم سه‌بعدی" ]
[ "گرافیک", "گرافیک رایانه‌ای", "طراحی", "طراحی گرافیک", "هنر", "هنرهای تجسمی" ]
1,379
دیوارنگاری
0
165
0
[ "دیوارنگاره", "ديوارنويسي", "دیوار نویسی", "دیوارنوشته", "دیوارنویسی", "نگارگری دیواری", "ديوارنگاري", "ديوار نويسي", "ديوارنوشته", "ديوارنگاره", "گرافيتي", "نگارگري ديواري", "گرافیتی" ]
false
67
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
دیوارنگاری یا گرافیتی به تصویر کردن نقش‌ها، اشکال، حرف‌ها، نشانه‌ها، نمادها، الگوها و کلمه‌ها بر روی دیوارها یا هر مکان عمومی که بتوان از آن به عنوان مکانی برای نوشتن، نقاشی، کنده‌کاری و خط‌کشی کردن استفاده کرد، گفته می‌شود. دیوارنگاشته‌ها، هرگونه علامت‌گذاری‌ای به حساب می‌آیند که می‌توانند در شکل‌های نوشتن ساده حرف‌ها تا نقاشی‌های استادانه ظاهر شوند. دیوار نوشته‌ها از دوران باستان به عنوان مثال یونان باستان، امپراطوری‌های روم، چین و ایران وجود داشته‌اند. دیوارنگاری را می‌توان در طبقه‌بندی مدرن، به مثابه هنرعمومی تعبیر کرد. در دوران مدرن نگارگری به ویژه نگارگری با افشانه یا رنگ پاش و قلم‌موها بیشترین کاربرد را در ترسیم دیوارنگاشته‌ها دارند. در بیشتر کشورها نقاشی کردن یا کشیدن هر علامت و تصویری بر روی دیوارها یا املاک متعلق به افراد بدون جلب رضایت آنان کاری غیرمجاز و جرمی دارای پیگرد قانونی به‌شمار می‌آید. برخی از اوقات، این کار دربردارنده پیام‌های سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی و ژانری کامل از بیان هنری مبتنی بر سبک نقاشی روی دیوار با رنگ پاش است. برای برخی از افراد شاید کار هنری فقط هنگامی از ارزش برخوردار است که در یک نگارخانه یا نمایشگاه هنری در معرض دید همگان قرار گیرد و برای کسانی دیگر شاید دیوار نگاشته‌ها گونه‌ای از ابراز احساسات قانون گریزانه به‌شمار آید که عامل و اقدام‌کننده به آن، حالتی اعتراض آمیز به خود گرفته‌است. دیوارنگاری در سال‌های اخیر در قلمرو فرهنگ عامیانه تحول یافته و در شکل‌های موسیقی زیرزمینی هیپ هاپ و B-boying یاbreakdancing (رقص سرعتی و پرسر وصدا) و سبک زندگی که از دید همگانی پنهان است، پدیدار شده. دیوارنگاری‌ها می‌توانند به عنوان علامتی از کارهای تبهکاران به‌شمار آیند که محدوده‌های نفوذ آن‌ها را از یکدیگر جدا می‌کند. همچنین باید گفته شود که اختلاف نظر و مشاجره پیرامون دیوارنگاری میان مقامات حقوقی و قانونگذار و نیز مسئولان شهری از یک سو با کسانی که دیوارنگاری را شاید گونه‌ای از ابراز احساسات شهروندان تلقی می‌کنند، ادامه دارد. با این وجود گونه‌ها و سبک‌های متفاوتی از دیوارنگاری‌ها با سرعت زیاد درحال تبدیل شدن به شکلی ویژه از هنر هستند درحالی که بحث و گفتگو درباره ارزش آن‌ها میان هواداران و مخالفانشان ادامه دارد. دیوارنگاری بخشی از هنرهای خیابانی ونیز از عناصر اصلی فرهنگ هیپ هاپ به‌شمار می‌آید. از جمله خطوط نوشتاری برای شعار و تصویرسازی برای زیباسازی شهری یا تبلیغات فرهنگی و بطور کلی رسم هر گونه اثر هنری شامل بر متن، تصویر و برجسته نگاری که توسط طراح صورت پذیرفته باشد. منظور از هنر خیابانی آن بخش از گرافیک است که در کوچه و خیابان و سطح شهر با آن برخورد می‌کنیم. این هنر تاریخچه‌ای بسیار کهن دارد و ریشه در سنگ‌نبشته‌های تاریخی غارها و کتیبه‌های باستانی نقاشی‌های دیواری در ابعاد گوناگون دیده‌اید که از همین دسته‌اند. در سده بیستم و کمابیش هم‌زمان با جنگ جهانی دوم، مشاهده درج نام و نشان گروه‌ها بر روی دیوارها تبدیل به امری عادی شد. در برخی مواقع این دیوارنگاری‌ها بسیار با دقت و هنرمندانه اجرا می‌شوند و سبک‌های متعددی به خود می‌گیرند. برخی از این آثار بار معنایی بیش‌تری را به دوش می‌کشند که ممکن است حاوی یک پیام اجتماعی یا سیاسی باشد که حتی با استفاده از افشانه‌های رنگی بر روی دیوارها، ساختمان‌ها و قطارها رسم می‌شوند. شاید شما هم تصاویری از دیوار برلین را دیده باشید که لبریز از این آثار بود یا نگاره‌های دیگر اینترنتی را که دست به دست یا بهتر بگویم ایمیل به ایمیل می‌چرخند که حاوی تصاویر نقاشی‌شده سه بعدی بر کف خیابان‌ها هستند. این‌ها تماما هنرهای خیابانی هستند. ریشه‌شناسی عبارت گرافیتی واژه گرافیتی (دیوارنگاری) از واژه گرافیتو (به ایتالیایی) مشتق شده‌است که به معنی اثرگذاری سریع یا خط‌خطی است و ممکن است اصل این واژه به «گرافیر» (نوشتن با قلم فلزی) در لاتین عامیانه بازگردد. - از لغت‌نامه امریکن هریتیج گرافیتی‌های مدرن مانند مورد زیر در کشور دانمارک، در مضمون خود از هش‌تگ‌ها استفاده می‌کنند. دیوارنگاری معاصر اختراع اسپری رنگ رشد خرده‌فرهنگ هیپ‌هاپ ظهور گرافیتی با استنسیل گرافیتی به مثابه یادگاری تجاری‌شدن و ورود به فرهنگ عامه‌پسند جریان‌بدنه فرهنگ‌بازی طرفداران گسترش بین‌المللی گرافیتی Persian artists personal style - mr.man دیوارنگاری در ایران همچنین رجوع شود به: هنرعمومی یک گرافیتی در حاشیه دسترسی شمال‌غرب شهرک اکباتان، بزرگراه تهران-کرج، فاز ۳. گرافیتی مربوط به متالیکا در خیابانی در تهران دیوارنگاری در ایران مانند بسیار از کشورهای دنیا شامل سبک‌ها و شیوه‌های مختلفی است. برخی از آن‌ها شعارها یا نگاره‌هایی است که توسط سازمان‌های دولتی کشیده شده‌است و شرایطی مانند وقوع جنگ عموما شامل مسائل ملی، پیام‌های اعتقادی یا سیاسی و نظامی می‌باشند و به مثابه هنر در عرصه عمومی یا فعالیت هنری مستقل، در مقوله دیوارنویسی یا نقاشی‌دیواری دسته‌بندی نمی‌شوند. در صورتی که برداشت‌های جامعه‌شناسان و مستندسازانی که به این مقوله اجتماعی می‌پردازند پهنه گسترده‌تری در پژوهش پیرامون آن دارند. شهرداری تهران، از طریق سازمان وابسته خود زیباسازی شهر تهران ( که از نظر مالی و اداری مستقل می‌باشد) در زمینه بهسازی و حفظ هویت محیط شهری و رشد فرهنگ عموم مردم در جهت ارتقاء کیفیت زیست شهری شهروندان فعالیت تخصصی و نوآورانه می‌نماید. سازمان زیباسازی شهر تهران با تصویب اساسنامه‌ای که در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۵۴ به تصویب شهر رسید، تشکیل و تحت نظر شهرداری تهران و به صورت یکی از موسسات وابسته به آن فعالیت خود را آغاز نمود. در تاریخ ۵/۴/۱۳۶۴ طی اساسنامه‌ای جدید نام اداره کل ایمنی و آموزش ترافیک به سازمان زیباسازی تغییر نام داد. متعاقبا به منظور استقلال هر چه بیشتر سازمان و سرعت بخشیدن به امور طرح‌های مرتبط با زیباسازی شهر تهران (به استناد ماده ۸۴ قانون شهرداری) اساسنامه جدید در تاریخ ۲۶/۰۲/۱۳۷۰ به تصویب مقام محترم وزارت کشور رسید. تعدادی از طرح‌های موجود روی دیوارهای شهر، در مورد جمهوری اسلامی، شعارهای انقلاب اسلامی و سیاست‌های دولت می‌باشد. درحالی که در برخی نقاط تهران، مطابق با فراخوان‌های آزاد از سود اداره زیباسازی شهرداری چندین دیوارنگاری که توسط جوانان تهرانی انجام شده‌است. در خلال اتفاقات مربوط به اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران، مردم گاهی شعارهای خود را بر دیوارهای تهران می‌نگاشتند. این بین هنرمندان گرافیتی به صورت مداوم در حال تولید هنر مادی‌زدائی شده و بدون تاریخ انقضا ئی هستند که حتی در حالت بدیع خود خود توسط سیاست، قدرت و تبلیغات دستخوش تغییر نمی‌شود. مانند بسیاری از کشورهای دیگر، در ایران دیوارنگاری به دو دسته بخش می‌گردد: دیوارنگاری مردمی و دیوارنگاری دولتی. دیوار نویسی‌های مردمی به دو دسته تقسیم می‌شود. تبلیغاتی ویا پیاده‌سازی طرح‌ها و اشکالی درخور و جذاب. دسته نخست بیشتر گویای مسائل سیاسی روز، مخالفت با سامانه حاکم، یا تبلیغات مشاغل و آگهی‌هاست. دسته دوم در خدمت تبلیغات عقیدتی یا شرعی و برای نمایان ساختن رهیافت‌های ایدئولوژیک و تقویت همدلی بین مردم توسط دولت‌ها می‌باشد. در این مدل، گرافیتی در دسته دوم از دیوار نویسی مردمی جای می‌گیرد. اما آنچه به عنوان هنر شهری و خیابانی مطرح است از ده‌ی هشتاد خورشیدی در ایران رنگ و بوی جدیدی به خود گرفت که نه تبلیغاتی بود و نه سیاسی و دقیقا همان هنر شهری و خیابانی بود،که بعد از به وجود آمدن موسیقی رپ فارسی در ایران به وجود آمد و از همان ابتدا با رپ فارس ایران پیوند خورد اما این عنصر هیپ هاپ از تمام عنصرهای دیگرش چون بریک دنس و رپ خوانی دیر‌تر در ایران به وجود آمد اما پیشرفت خوبی داشت.هیچ کس دقیقا نمیداند اولین نقاشی گرافیتی در ایران کی و چگونه بوجود آمد اما به اعتقاد برخی هنرمندی با اسم مستعار تنها / a1one اولین کسی بوده‌است که این نقاشی را با همان سبک واقعی گرافیتی در سال ۲۰۰۴ در تهران کشیده است. بعد از مدتی این نقاشی در شهرهای دیگر ایران چون مشهد توسط افرادی چونEdrak / ادراک ، در شیراز توسط MAN / من در تبریز توسط SOT / سوت و ICY / آیسی و FRZ در کاشان توسط R!oter / رضا ریوتر، همچنین در برخی شهرهای دیر شکل گرفت که شاید همه آن‌ها در حدود سال ۲۰۰۵ یا ۲۰۰۶ دیوار نگاری را شروع کردند.البته در ایران هنرمندان دیوار نگر بنام دیگری نیز وجود دارند همچون: هداک ، نفیر ، عمق ، خاموش ، Black Hand، Mad، Ck1، PST ، DAN ، تجسم و … بیشتر نقاشی هایگرافیتی در تهران در منطقه‌ی شهرک اکباتان وجود دارد که همواره بین هنرمندان خیابانی تهران و شهرداری این منطقه مشکلاتی وجود داشته‌است و شهر داری هر از چند گاهی به پاک کردن نقاشی‌ها اقدام می‌کند اما اطلاعی از نحوه‌ی فعالیت گرافیتی در دیگر شهرهای ایران در دست نیست. خصیصه‌های یک دیوارنگاری متداول امروزی شیوه‌ها و تولید تجربه‌اندوزی مدرن تگ‌مارک موارد استفاده ابراز عقیده شخصی بیان سیاسی و یا رادیکال گرافیتی به مثابه تبلیغ گرافیتی‌های توهین‌آمیز هنر بدیع و تزئین‌کننده تاثیرات محیطی بازخورد دولت‌ها فیلم‌های مستند درباره گرافیتی فیلم‌های داستانی شامل گرافیتی بازنمائی گرافیتی قالب ادبی رمان
[ "مکان عمومی", "یونان باستان", "روم باستان", "چین باستان", "ایران باستان", "هنر عمومی", "نقاشی", "اسپری", "قلم‌مو", "پیگرد قانونی", "قانون گریزی", "اعتراض", "تبهکار", "هنر خیابانی", "هیپ هاپ", "غار", "جنگ جهانی دوم", "دیوار برلین", "دانمارک", "هشتگ", "شهرک اکباتان", "سازمان دولتی", "جنگ", "هنر در عرصه عمومی", "فعالیت هنری مستقل", "شهرداری تهران", "سازمان زیباسازی شهر تهران", "فرهنگ", "جمهوری اسلامی", "انقلاب اسلامی", "دولت", "انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)", "هنرمند گرافیتی", "مادی‌زدائی", "گرافیتی", "بریک دنس", "رپ", "a1one", "تهران", "مشهد", "شیراز", "تبریز", "کاشان", "تبلیغات محیطی", "گرافیک محیطی", "نوشتن بر شهر" ]
[ "برنامه‌ریزی و طراحی شهری", "تکنیک‌های نقاشی", "فرهنگ خیابان", "فعالیت‌های مجرمانه سازمان‌یافته", "گونه‌های هنر", "نوشتن", "هنر خیابانی", "هنر عمومی" ]
1,380
زبان باجلانی
0
14
0
[ "باجلاني", "باجلانی", "زبان باجلاني" ]
false
7
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "باجلانی" }, { "Item1": "states", "Item2": "[[عراق]] ،[[ایران]]" }, { "Item1": "speakers", "Item2": "۵۷،۰۰۰" }, { "Item1": "familycolor", "Item2": "Indo-European" }, { "Item1": "fam2", "Item2": "[[Indo-Iranian]]" }, { "Item1": "fam3", "Item2": "[[Iranian]]" }, { "Item1": "fam4", "Item2": "[[Western Iranian]]" }, { "Item1": "fam5", "Item2": "[[Northwestern Iranian]]" }, { "Item1": "fam6", "Item2": "[[Zaza–Gorani]]" }, { "Item1": "iso3", "Item2": "bjm" } ], "Title": "language" }
باجلانی شاخه‌ای از زازا-گورانی از خانواده زبان‌های کردی است.
[ "عراق", "ایران", "زبان‌های هندوایرانی", "زبان‌های ایرانی", "زبان‌های ایرانی غربی", "زبان‌های زازا-گورانی", "اتنولوگ", "زبان‌های کردی", "دانشنامه ایرانیکا" ]
[ "زبان‌های ایرانی نو شمال غربی", "کردها در عراق" ]
1,382
استان قهرمان‌مرعش
2
43
0
[ "استان قهرمان ماراش", "استان قهرمان مرعش" ]
false
23
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "استان قهرمان مرعش" }, { "Item1": "settlement_type", "Item2": "[[استان]]" }, { "Item1": "image_map1", "Item2": "Kahramanmaraş districts.png" }, { "Item1": "coordinates_display", "Item2": "inline,title" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "ناحیه" }, { "Item1": "subdivision_name1", "Item2": "[[مدیترانه]]" }, { "Item1": "subdivision_type2", "Item2": "مرکز" }, { "Item1": "subdivision_name2", "Item2": "[[قهرمان‌مرعش]]" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "فرماندار" }, { "Item1": "unit_pref", "Item2": "Metric" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "۲۰۱۰" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "timezone1", "Item2": "EET" }, { "Item1": "utc_offset1", "Item2": "۲+" }, { "Item1": "timezone1_DST", "Item2": "EEST" }, { "Item1": "utc_offset1_DST", "Item2": "۳+" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "[[کد پستی]]" } ], "Title": "settlement" }
قهرمان مرعش یا مرعش (در ترکی: Kahramanmaraş ) نام یکی از استانهای ترکیه است. جمعیت این استان ۱،۰۰۲،۳۸۴ نفر و مرکز آن شهر قهرمان‌مرعش است. از دیگر شهرهای مهم این استان می‌توان از البستان نام برد. نام اصلی این استان مرعش است که پس از نبرد ترک‌ها با انگلیسی‌ها و فرانسویان در جنگ جهانی یکم در این منطقه، شورای بزرگ ملی ترکیه به این استان لقب قهرمان‌مرعش داده و نام رسمی این استان شد. اقتصاد این استان بیشتر بر پایه طلاسازی و به تازگی بافندگی و ریسندگی می‌گردد. شماره پلاک خودروها در این استان ۴۶ است. شهرستان‌ها قهرمان‌مرعش افشین آندیرلین چاغلایان‌جریت اکین‌اوزو البستان گوک‌سون نورحق پازارجیک ترک‌اوغلی محل استان قهرمان مرعش
[ "فهرست استان‌های ترکیه", "فهرست کشورهای جهان", "ناحیه مدیترانه", "قهرمان‌مرعش", "کد پستی", "البستان", "جنگ جهانی یکم", "افشین (شهر)", "آندیرلین", "چاغلایان‌جریت", "اکین‌اوزو", "گوک‌سون", "نورحق", "پازارجیک", "ترک‌اوغلی" ]
[ "استان قهرمان مرعش", "استان‌های ترکیه", "شهرک‌های سوریه عثمانی" ]
1,383
البستان
0
16
0
[]
false
10
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
البستان نام شهری است با جمعیت ۷۱،۵۰۰ نفر در شهرستان البستان استان قهرمان مرعش ترکیه. یکی از نیروگاه‌های گرمایشی مهم ترکیه به نام افشین-البستان در این منطقه قرار دارد.سه عشیره اصلی کرد ساکن این استان عبارت‌اند از: سناملی، الخاسی و آتمی. زبان کردان این ناحیه کردی کرمانجی است و نام این استان در آن زبان بصورت البیستن تلفظ می‌شود.
[ "استان قهرمان مرعش", "ترکیه", "نیروگاه", "استان" ]
[ "البستان", "شهرستان‌های استان قهرمان مرعش", "شهرک‌های ترکیه", "مناطق مسکونی در استان قهرمان مرعش" ]
1,385
سیرجان
2
305
0
[ "سيرجان", "سیرگان", "سيرگان" ]
false
169
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "سیرجان" }, { "Item1": "روی‌نقشه", "Item2": "آری" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "۲۹٫۴۵" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "۵۵٫۶۷" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "defasirjan.jpg" }, { "Item1": "اندازه‌تصویر", "Item2": "۲۴۰" }, { "Item1": "برچسب‌تصویر", "Item2": "پل روگذر دفاع مقدس سیرجان" }, { "Item1": "استان", "Item2": "کرمان" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "سیرجان" }, { "Item1": "بخش", "Item2": "[[مرکزی]]" }, { "Item1": "نام‌های‌قدیمی", "Item2": "شیرگان، شهریگان، سیرگان، سعیدآباد" }, { "Item1": "سال‌شهرشدن", "Item2": "۱۳۰۶" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱۹۹،۷۰۴ نفر(۱۳۹۵)" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۱۷۶۶ متر" }, { "Item1": "نماینده مجلس", "Item2": "[[شهباز حسن پور بیگلری]]" }, { "Item1": "شهردار", "Item2": "[[رضا سروش نیا]]" }, { "Item1": "ره‌آورد", "Item2": "[[مسقطی]]، [[قوتو]]، [[پسته]]، [[کشک]]، [[کلمپه]] [[گلیم شیرکی پیچ]]" }, { "Item1": "پیش‌شماره", "Item2": "۰۳۴" }, { "Item1": "کد آماری", "Item2": "۱۳۳۸" }, { "Item1": "پلاک اتومبیل", "Item2": "۶۵-د و۷۵-ب و ۷۵-ص" }, { "Item1": "پانویس", "Item2": "سیرجان قطب صنعت" } ], "Title": "شهر ایران" }
سیرجان شهری در جنوب غربی استان کرمان و مرکز شهرستان سیرجان است. این شهر در ۹۶۰ کیلومتری تهران و ۱۷۵ کیلومتری کرمان قرار دارد و با توجه به قرار گرفتن در تقاطع محورهای مواصلاتی تهران - بندرعباس و کرمان - شیراز از دیرباز مورد توجه بوده‌است. جمعیت شهر سیرجان بر پایه سرشماری سال ۹۵ برابر ۱۹۹،۷۰۴ نفر بوده‌است. شهر سیرجان به دو منطقه شهرداری تقسیم شده‌است. سیرجان یکی از شهرهای صنعتی و اقتصادی کشور به‌شمار می‌رود و منطقه ویژه اقتصادی محسوب می‌شود. شهر سیرجان سرانه فضای سبز خوبی دارد ارتفاع شهر سیرجان از سطح دریا ۱۷۶۶ متر است و این شهر نسبت به شهرهای نیمه کویری دیگر ایران هوایی معتدل‌تر و ملایم‌تر دارد و یکی از تولیدکنندگان اصلی پسته در استان کرمان است. پیشینه قدیمی‌ترین سند تاریخی درباره سیرجان این نوشته ابن اثیر است: «گشتاسب یکی از پادشاهان قدیم ایران بود و دین سلیمان را داشت، دین زرتشت را پذیرفت و در کوهستانی که تمبور نام داشت جای گرفت و در حالت تقیه به عبادت مشغول شد». به عقیده استاد باستانی پاریزی، کوه تمبور همان است که در مشرق سیرجان و حدود چهار گنبد قرار گرفته و به همین نام مشهور است. وجه تسمیه درباره وجه تسمیه سیرجان نظرهای مختلفی اظهار شده‌است، ولی پژوهشگران عمدتا بر این عقیده‌اند که در زمان ساسانیان به دلیل وجود قناتهای بسیار زیاد در این منطقه، آن را سیرگان یا سیرکان یعنی سیرآب از قنات یا پر از قنات نامیده‌اند. عده‌ای نیز کلمه‌گان یا کان را که به معنی معدن است به علت وجود معادن گوناگون در این منطقه دانسته‌اند. در استیلای عرب نام سیرگان معرب شده و به سیرجان تغییر یافت. سیرجان پیش از اسلام بنای سیرجان را به بهمن پادشاه اشکانی نسبت می‌دهند. ژان گوره در کتاب خواجه تاجدار، شرحی بر سیرجان می‌نویسد و نشان می‌دهد که سیرجان قبل از اشکانیان نیز آباد بوده و توضیح می‌دهد: «سیرجان قدیم، به قول مورخان قدیم، از جمله سیسرون و کتزیاس که در دوره هخامنشیان می‌زیسته‌اند، دارای ده محله بوده و در هر یک از محلات آن شهر، یک دسته از مردم زندگی می‌کرده‌اند». اما قدمت این شهر را به قبل از اشکانیان نیز نسبت داده‌اند. آن گونه که در کتاب تاریخ کرمان نوشته شده‌است: «اسکندر در بازگشت از هندوستان از روی قلعه سنگ که محل قدیم شهر سیرجان است، عبور کرده و از طریق بوانات به پاسارگاد رفته‌است.» سیرجان پس از اسلام قسمتی از قلعه سنگ در نزدیکی سیرجان مقدسی در قرن چهارم هجری قمری، سیرجان را یکی از چهار ولایت کرمان ذکر می‌کند. شهر قدیم سیرجان در محل قلعه سنگ (در فاصله ۹ کیلومتری شهر فعلی سیرجان قرار دارد) و تا سال ۷۹۶ هجری قمری آباد بوده‌است و در آن تاریخ به وسیله «ایدکو» سردار تیمور، که دو سال شهر را در محاصره داشت نابود می‌گردد. ساکنان باقی‌مانده آن به محلی در همان نزدیکی به نام باغ بمید منتقل می‌شوند و شهر جدید در آن موقعیت بوجود می‌آید. اما باز در هجوم محمود افغان به کرمان، سیرجان هم مورد حمله و غارت قرار می‌گیرد. سال‌ها بعد در حدود سال ۱۲۰۰ هجری قمری، میرزا سعید کلانتر در جنوب باغ بمید دهی را آباد نمود که سعیدآباد نامیده شد، و این سعید آباد، همین شهر فعلی سیرجان و در واقع سومین موقعیت این شهر است. آب و هوا و اقلیم آب و هوای سیرجان در زمستان‌ها سرد و خشک، در بهار نسبتا معتدل و در تابستان گرم و خشک است. رطوبت متوسط آن ۳۶٪ و متوسط بارندگی سالانه ۱۶۰ میلی‌متر است. یکی از مرتفع‌ترین دشت‌های داخلی ایران به نام دشت ابراهیم‌آباد در جنوب شرقی سیرجان قرار گرفته و حداقل ۱۷۱۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. کویر نمک سیرجان در فاصله ۳۰ کیلومتری غرب شهر سیرجان واقع در استان کرمان می‌باشد. طول این کویر در حدود ۵۰ کیلومتر و عرض آن در قسمت میانی برابر با ۲۰ کیلومتر می‌باشد که هر چه در جهت شمال یا جنوب آن حرکت کنید از عرض آن کاسته می‌شود. موقعیت ژئولوژیک زمین‌شناسی سیرجان در کشور بی‌نظیر است. جمعیت بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت شهرسیرجان ۱۹۹،۷۰۴ نفر (۵۸،۷۵۶ خانوار) بوده‌است. گردشگری باغ سنگی این شهر به دلیل قدمتی که دارد، مجموعه و موزه‌ای است از ادوار مختلف تاریخ ایران که هنوز در بناهای این شهر انعکاس دارد. معماری سیرجان صاحب یکی از بی‌نظیرترین نوع بادگیرهای ایرانی به نام بادگیر چپقی است. دیدنی‌های تاریخی و فرهنگی 280px امام زاده احمد (ع) امامزاده علی (ع) آرامگاه میر زبیر قلعه سنگ سیرجان بازار تاریخی سیرجان بادگیر چپقی کاروانسراها یخدان‌های دوقلو خانه حاج رشید یخدان حاج رشید خانه خلعتی (صدرزاده) عمارت سعیدنیا بنای شاه فیروز روستای تاریخی کران باغ سنگی خانه علی‌اکبر شوکت سعیدی خانه ناظم عمارت صدرزاده یخدان‌های دوقلو سیرجان موزه‌ها موزه تاریخ و مردم‌شناسی سیرجان موزه سنگ‌های تزئینی در محل بنای بادگیر چپقی موزه دیرینه شناسی موزه دستبافته‌های عشایری سیرجان دیدنی‌های طبیعی منطقه زیبا و خوش آب و هوای پاریز منطقه حفاظت‌شده سیاه‌کوه سرو کهنسال امامزاده احمد طبیعت زیبای بلورد کفه نمک واقع در خیرآباد صخره باستانی بی‌بی‌دن دارستان منطقه کوهستانی و خوش آب و هوای چهارگنبد منطقه کوهستانی و خوش آب و هوای گدار باغ‌های پسته کوه‌های سیرجان کوه لاشکار یا دکل، کوه سیاهکوه، کوه خواجویی، کوه چشمه قافل، کوه مغولی، کوه سیاهکوه خیرآباد، کوه باغچوبی، کوه منسار، کوه کلاهی، کوه زرد، کوه خاکی، کوه خاکستری، کوه دره گرا، کوه مگسی، کوه ریزآب، کوه یال خری، کوه کمربست، کوه پوته‌ای، کوه شاه خیرالله، کوه امیرالمومنین، کوه قله ماری، کوه تنبور، کوه یال سبز، کوه خدانزدیک، کوه لانه زنبوری، کوه کویز، کوه چاه پت، کوه چک آب، کوه باغ حسن، کوه تونل صنایع دستی سیرجان، شهر جهانی گلیم گلیم شیریکی پیچ: این نوع گلیم در میراث جهانی یونسکو ثبت شده و سیرجان به عنوان شهر جهانی گلیم معرفی شده‌است. به ندرت می‌توان در میان گلیم‌های شیریکی‌پیچ، دو نقش همانند یافت؛ چون نقوش، ترکیب‌بندی و رنگ‌ها بیانگر اندیشه و احساس بافنده‌اند و شادی و اندوه او در سردی و گرمی رنگ تبلور می‌یابد و نشانه‌های ذهنی یا تقلیدی را در شکل‌دادن نقوش از محیط و طبیعت و از باورها، عادات، سنت‌ها الهام می‌گیرد. پته دوزی قالی هتل‌ها و مراکز اقامتی هتل عطر سیب(★★★) هتل سروش (★★) هتل فدک (★★) هتل کهکشان (★★) هتل سیرجان هتل قائم مهمانسرای جهانگردی سیرجان بازارها و مراکز تجاری بازار قدیم سیرجان در یک روز تعطیل بازارهای سیرجان شامل قدیمی‌ترین به نام بازار کاروانسرای آقا ابراهیم و بازار قدیم و بازارنو می‌باشد و شامل یک بازار سنتی قهوه قوتو معروف به بازار علافی و تعدادی بازار نوساز است. بازار تاریخی سیرجان با زار و کاروانسرای آقا ابراهیم و بازارهای قدیم و نو) بازار مهیاشهر از بازار روزهای جدید مجتمع تجاری مهر سوغات گلیم قالی شیرکی سیرجان مسقطی، پسته، قوتو (قاووت) شیرینی‌های خانگی از جمله باقلوا، کماچ سهن، کلمپه و دیگر شیرینی‌های سنتی گلیم شیرکی پیچ و پته مراکز فرهنگی کتابخانه‌ها شهر سیرجان دارای ۱۲ کتابخانه عمومی رسمی زیرنظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. سینما سینما قدس حمل و نقل شهری حمل و نقل شهری سیرجان شامل تاکسیرانی و اتوبوسرانی است. اتوبوسرانی اتوبوسرانی سیرجان ۷۸ دستگاه اتوبوس در اختیار دارد. جاده حاجی‌آباد سیرجان بین شهری حمل و نقل سیرجان از طریق هوایی یعنی فرودگاه سیرجان و نیز ریلی یعنی راه‌آهن سیرجان انجام می‌شود. اتوبوس‌ها کار جابجایی بین شهری مسافران را انجام می‌دهند. علاوه بر این کار مطالعاتی جهت راه‌اندازی خط آهن سیرجان به بافت آغاز شده. با راه‌اندازی این خط شهر سیرجان از موقعیت سوق‌الجیشی و ژئوپلتیکی خاصی برخوردار خواهد شد. فرودگاه فرودگاه سیرجان راه‌آهن قطار بندرعباس به تهران از سیرجان می‌گذرد و این شهر دارای ایستگاه راه‌آهن است. همچنین قطار بندرعباس به مشهد از این شهر عبور می‌کند که امکان مسافرت به مشهد از طریق راه‌آهن برای شهروندان این شهر فراهم است. تعدادی از میادین و معابر مهم شهر بادگیر چپقی (از بناهای تاریخی سیرجان) میدان امام خمینی پل روگذر دفاع مقدس زیرگذر شیخ فضل‌الله نوری بلوار سردار جنگل خیابان شریعتی میدان امام علی (ع) خیابان آیت‌الله سعیدی بلوار دکتر صادقی بلوار سید جمال الدین اسدآبادی میدان آزادی بلوار عباسپور خیابان وحید بلوار قاآنی بلوار هجرت خیابان دکتر صفارزاده بلوار فاطمیه خیابان احمد کافی بلوار نماز بلوار شیخ مفید خیابان آیت‌الله سعیدی بلوار شهید نصیری فضای سبز شهری سرانه فضای سبز شهری سیرجان نسبتا بالا است. این فضای سبز به گونه‌ای است که بیشتر از میانگین سرانه فضای سبز کشور است و می‌توان شهر سیرجان را یک شهر سبز توصیف کرد. سرانه فضای سبز شهری سیرجان تا سال۹۶ بیش از ۲۰ متر مربع بوده‌است. پارک‌ها و بوستان‌ها شهر سیرجان بوستان‌های متعدد دارد که از آن جمله می‌توان به این بوستان‌ها اشاره کرد: بوستان مسافر بوستان مهندس صبوری بوستان شاهد بوستان سعدی بوستان گلستان بوستان یاسمن بوستان بهارستان پارک بانوان بوستان آزادگان بوستان سرو بوستان شفا بوستان فارابی بوستان الغدیر مکی آباد بوستان ملت پارک آبی دلفین سیرجان اینترنت وایرلس رایگان پارک‌ها دربرخی پارک‌های شهر سیرجان اینترنت وایرلس (بی‌سیم) رایگان به‌عنوان یکی از امکانات ارتباطی در دسترس شهروندان سیرجانی است. فاصله تا سایر شهرها فاصله تا تهران: ۱۰۵۰ کیلومتر فاصله تا کرمان: ۱۷۵ کیلومتر فاصله تا بردسیر: ۱۲۰ کیلومتر فاصله تا بندرعباس: ۳۰۰ کیلومتر فاصله تا شهربابک: ۱۰۵ کیلومتر فاصله تا بافت: ۱۰۰ کیلومتر فاصله تا نی ریز: ۱۶۵ کیلومتر فاصله تا شیراز: ۳۷۷ کیلومتر فاصله تا یزد: ۳۹۰ کیلومتر اقتصاد منطقه ویژه اقتصادی سیرجان منطقه ویژه اقتصادی سیرجان ، که الگوی توسعه مناطق ویژه اقتصادی در سراسر ایران محسوب می‌شود، نخستین منطقه ویژه چندمنظوره (multipurpose) در ایران است که با مجوز فعالیت‌های همه‌جانبه اقتصادی در بخشهای صنعت، تجارت و خدمات به سرمایه‌گذاران فعال خدمات ارائه می‌دهد. منطقه ویژه اقتصادی سیرجان ، در بهمن ماه سال ۱۳۷۰ بر مبنای تبصره ۲۰ قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تاسیس و از شهریورماه سال ۱۳۷۲ تاسیسات گمرکی، انبارهای نگهداری کالا و فاز اول تاسیسات زیربنایی به بهره‌برداری رسیده‌است. منطقه ویژه اقتصادی سیرجان ، تمامی امکانات و تسهیلات لازم برای تولید و تجارت بین‌المللی را یکجا و به صورت قابل دسترسی فراهم آورده و شرایط و موقعیت آن برای سرمایه‌گذاریهای صنعتی، تولیدی، تجاری و خدمات پشتیبانی منحصربه‌فرد است. تاکنون بالغ بر ۴۰ واحد تولیدی با سرمایه‌گذاری بالغ بر ۲۰۰۰ میلیارد ریال در منطقه ویژه اقتصادی سیرجان به بهره‌برداری رسیده و فضای انباری سرپوشیده بالغ بر ۲۰۰۰۰۰ مترمربع برای نگهداشت کالا در اختیار تجار و بازرگانان محترم داخلی و خارجی قرار می‌گیرد. مراکز حوزوی و دانشگاهی حوزه‌های علمیه حوزه علمیه نرجسیه حوزه علمیه برادران دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی دانشگاه صنعتی سیرجان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سیرجان دانشگاه پیام نور سیرجان دانشکده علوم پزشکی سیرجان دانشکده فنی و حرفه‌ای پسران سیرجان (شهید کرانی) دانشکده فنی و حرفه‌ای دختران سیرجان (کوثر) بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مهم بیمارستان غرضی سیرجان بیمارستان تخصصی امام رضا (ع) بیمارستان ولایت (نیروی دریایی ارتش) ورزش و امکانات ورزشی هم‌اکنون باشگاه فرهنگی ورزشی گل‌گهر با پوشش قریب به ۲۰۰۰ ورزشکار و با استفاده از ۶۰ نفر کادر فنی در غالب ۳۸ تیم ورزشی سعی در ارتقاء سطح کمی وکیفی ورزش شهرستان سیرجان و استان کرمان دارد. حضور حرفه‌ای در رشته‌های فوتبال و والیبال و همچنین حمایت از ورزش همگانی شهرستان و کارگری در سطح شرکت معدنی و صنعتی گل گهر، باعث ایجاد انگیزه، تحرک و پویایی بین نسل جوان شهر شده‌است و سلامتی و شادابی را نیز به فضای کارگری شرکت هدیه کرده‌است. حضور تیم‌های ورزشی باشگاه فرهنگی ورزشی گل‌گهر در لیگ‌های کشوری تبعات مثبت فراوانی را برای ورزش و اقتصاد شهر سیرجان به همراه دارد و علاوه بر ایجاد اشتغال مستقیم، به صورت غیرمستقیم نیز باعث ایجاد اشتغال گردیده‌است. هم چنین حضور تیم‌های مختلف ورزشی در سیرجان باعث رونق هتل‌ها، رستوران‌ها، فروشگاه‌ها و گسترش صنعت توریسم داخلی نیز شده‌است. مجموعه ورزشی گل گهر مجموعه ورزشی گل گهرسیرجان شامل استادیوم و سایر امکانات ورزشی است که در شهر سیرجان واقع شده‌است. رسانه‌ها از نشریات محلی سیرجان می‌توان به هفته‌نامه‌پاسارگاد، سخن تازه، نگارستان، صبح سیرجان، نگین و پایگاه خبری سیرنا اشاره کرد. سیرجان
[ "بخش مرکزی شهرستان سیرجان", "شهباز حسن پور بیگلری", "رضا سروش نیا", "مسقطی", "قوتو", "پسته", "کشک", "کلمپه", "گلیم شیرکی پیچ", "استان کرمان", "شهرستان سیرجان", "تهران", "کرمان", "بندرعباس", "شیراز", "ابن اثیر", "گشتاسب", "دین زرتشت", "تمبور", "محمدابراهیم باستانی پاریزی", "چهار گنبد", "ساسانیان", "کاریز", "معدن", "حمله اعراب به ایران", "واژه معرب", "بهمن", "اشکانیان", "ژان گور", "خواجهٔ تاجدار", "سیسرون", "کتزیاس", "هخامنشیان", "قلعهٔ سنگ", "بوانات", "پاسارگاد", "مقدسی", "تیمور", "باغ بمید", "محمود افغان", "سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران", "سرشماری عمومی نفوس و مسکن (۱۳۹۵)", "بادگیر چپقی", "آرامگاه میر زبیر", "قلعه سنگ سیرجان", "بازار", "یخدان", "خانهٔ حاج رشید", "یخدان حاج رشید", "خانه خلعتی (صدرزاده)", "شاه فیروز", "باغ سنگی", "خانه علی اکبر شوکت سعیدی", "خانه ناظم", "عمارت صدرزاده", "پاریز", "شیریکی پیچ", "پته", "قالی", "باقلوا", "کماج سهن", "فرودگاه سیرجان", "راه‌آهن سیرجان", "قطار", "مشهد", "بردسیر", "شهربابک", "بافت", "نی‌ریز", "یزد", "دانشگاه صنعتی سیرجان", "دانشکده علوم پزشکی سیرجان", "بیمارستان غرضی سیرجان" ]
[ "سیرجان", "شهرستان سیرجان", "شهرهای استان کرمان", "معماری در سده ۳ (پیش از میلاد)", "مناطق مسکونی در شهرستان سیرجان" ]
1,386
بردسیر
2
205
0
[ "بردسير" ]
false
52
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "بردسیر" }, { "Item1": "روی‌نقشه", "Item2": "آری" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "۲۹٫۹۲۶۴" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "۵۶٫۵۷۵۰" }, { "Item1": "برچسب‌تصویر", "Item2": "پارک درونوئیه بردسیر" }, { "Item1": "استان", "Item2": "کرمان" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "بردسیر" }, { "Item1": "بخش", "Item2": "[[مرکزی]]" }, { "Item1": "نام‌های‌دیگر", "Item2": "مشیز" }, { "Item1": "نام‌های‌قدیمی", "Item2": "مشیز - گواشیر" }, { "Item1": "سال‌شهرشدن", "Item2": "۱۳۳۵" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۳۱،۸۷۰ نفر در سال ۹۰" }, { "Item1": "زبان", "Item2": "فارسی، لهجه کرمانی" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "شیعه" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۲،۰۴۷ متر" }, { "Item1": "نماینده مجلس", "Item2": "[[شهباز حسن پور بیگلری]]" }, { "Item1": "شهردار", "Item2": "وحیدخطیبی" }, { "Item1": "ره‌آورد", "Item2": "[[گلاب]] ناب، [[گردو]]، قند، مغز سبز پسته" }, { "Item1": "پلاک اتومبیل", "Item2": "۶۵-م" }, { "Item1": "جمله‌خوشامد", "Item2": "به شهر گل و گلاب خوش آمدید\nبه بردسیر نگارستان تاریخ وطبیعت خوش آمدید" }, { "Item1": "پلاک ملی خودروها؛", "Item2": "ایران 65 م" }, { "Item1": "شهر ها؛", "Item2": "لاله زار - گلزار (قریه العرب) - نگار - دشتکار" } ], "Title": "شهر ایران" }
برداشت گل محمدی لاله‌زار بردسیر بردسیر یکی از شهرهای استان کرمان و مرکز شهرستان بردسیر است. این شهر در فاصله ۶۵ کیلومتری کرمان واقع شده‌است. جمعیت شهر بردسیر بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، برابر با ۳۱،۸۷۰ نفر بوده‌است. ریشه نام بردسیر این شهر به نام موسس شهر بردسیر؛ اردشیر بابکان (یا «اردسیر») بوده‌است که در بدو امر هم ‹‹وه اردشیر›› خوانده می‌شد که بعد به «اردشیر» تغییر یافت. نام قدیم کرمان در قرون وسطی بردسیر بوده که که به نام «گواشیر» نامیده می‌شده است. بردسیر در ابتدا روستای کوچکی بود که توسط اردشیر بابکان عمران و توسعه داده شد و به صورت شهر درآمد. مردم کرمان به منظور نشان دادن خرسندی خود از پیروزی او بر اردوان و به شاهی رسیدنش، نام این شهر را «وه ارتخشیر» نامیدند، این نام بعدها به «وه اردشیر»، «به اردشیر»، «بردشیر» و «بردسیر» تبدیل شد. «گواردشیر» نیز که ماخوذ از وه ارتخشیر است به همین محل اطلاق می‌شده است. قبلا به این شهر بنا به یک روایت «اردشیر» می‌گفته‌اند؛ یعنی جای نیک، ولی بعد از حمله اعراب، این محل بهرسیر نامیده شد و پس از مدتی بردشیر ودرنهایت به دلیل ثقل کلام آن را «بردسیر» خواندند. با این حال درآن زمان بعضی از ایرانیان آن را گواشیر می‌خوانده‌اند که این کلمه ماخذ از اردشیر بوده‌است. با توجه به مطالب یادشده، نام بردسیر پس ازحمله اعراب میان زبان‌ها افتاد و به شهرت رسید. پیشینه بردسیر که از آن به مشیز نیز یاد می‌شود، دارای سابقه تاریخی قابل توجهی بوده و قدمت تاریخی آن به قبل از ساسانیان می‌رسد. این منطقه از اولین مکان‌هایی است که زندگی اجتماعی در آن شکل گرفته‌است و بهترین دلیل براین مدعا، وجود آثار و بناهای تاریخی زیاد چون:پیرجارسوز، برج نگار، برج تاریخی قلعه ارگ بردسیر، تل ابلیس و… است. تحقیقات انجام شده توسط اساتید دانشگاه هاروارد در ۴۰ سال قبل نشان می‌دهد که در این سرزمین، مردمی زندگی می‌کرده‌اند که بیش از ۵۰۰۰ سال پیش برای نخستین مرتبه به صنعت ذوب مس دست یافتند. حفاری‌هایی که در سال ۱۳۱۴ توسط هراول اشتاین و در سال ۱۳۴۴ توسط ژوزف کالدوک انگلیسی انجام شده است، حکایت از این دارد که اهالی این محل ۶۰۰۰ سال قبل موفق به ذوب مس در محل «تل ابلیس» شده‌اند و این کوره‌ها را فعال کرده و موفق به ساختن اشیایی چون سنجاق و ظرف مسی شدند و در رونق اقتصادی این شهر همت گماردند. همچنین وجود اشتراک درسفال‌های این منطقه با سفال‌های مناطق بین‌النهرین، سوریه و هند حاکی از ارتباط مابین این دو منطقه و تمدن‌های آنان و قدمت دیرینه بردسیر می‌باشد. بردسیردر زمان سلطنت آل بویه مرکز ایالت گردیده است و طبق نظر حمزه اصفهانی دو نام بردسیر و گواشیر ممکن است نشان دهنده انتساب آن به اردشیر موسس سلسله ساسانی باشد. در زمان سلاجقه کتابخانه این شهر ۵۰۰۰ جلد کتاب داشته و داخل شهر چند بیمارستان و مدرسه بوده که خود بهترین دلیل بر عظمت و وسعت این شهر می‌باشد که متآسفانه در زمان حمله مغول ویران شده‌است. ابن‌حوقل بردسیر را در سال ۵۵۰ شهر کوچکی دانسته و محمدبن‌ابراهیم نام‌های بردسیر و گواشیر را به جای یکدیگر و به یک معنی به کار برده است. به هر حال بردسیر گرچه شهر کوچکی بوده، بسیار آباد و پیرامون آن زیر کشت قرار داشته‌است. بردسیر پیش از اسلام بردسیر سرزمین کهن تاریخی و از جمله مکان‌هایی ست که هزاران سال پیش از این، مردمی برخوردار از تمدن در آن زندگی می‌کردند. نخستین دلیل، وجود تل ابلیس است که بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده، پنج هزار سال پیش از این مسکن مردمانی بوده که برای اولین بار یه صنعت ذوب مس دست یافتند، پیداست که چنین مردمی از درایت و هوش و علم و آگاهی برخودار بوده‌اند. دلیل دیگر، موقعیت خاص این شهرستان از نظر جغرافیایی است. می‌دانیم که انسان‌ها در گذشته و قبل ازاستحصال آب از عمق زمین و کشف قنات و کاریز، ناگذیر در محل‌هایی تجمع می‌کردند که دارای رودخانه، ارتفاعات پربرف، و آب فراوان باشد، از آنجا که همه این امکانات در بردسیر وجود داشته، لذا می‌توان آن را به عنوان زیستگاه انسان‌های هزاران سال قبل به حساب آورد. وجود برخی آثار تاریخی که سابقه آن‌ها به قبل از اسلام برمی گردد، نظیر پیرجارسوز، برج تاریخی قلعه، برج نگار، قلعه غبیرا و آثار دیگری از این قبیل نیز می‌توانند دلیلی بر این مدعا باشد. اظهار نظر برخی مورخین نیزبر قوت این نظر می‌افزاید، هر چند که به دور دست‌های تاریخ اشاره نمی‌شود به عنوان مثال، ناصرالدین منشی، این‌گونه اظهار نظر می‌کند که «گشتاسب بن لهراسب وقتی از استخر فارس که آشیان کامکاری و نشیمن شهریاری بود بر عزیمت تفرج و تصید به صوب کرمان عنان گرای شد و چون به هومه بردسیر رسید و آن حدود را مستعد عمارت یافت، به اساحت و اجرای کاریز اسف و بنای دهکده آن مثال داد. آتش خانه معبد آن جا را احداث فرمود تا منزل و مناخ صادر و وارد باشد». اقدام آذر ماهان، حاکم کرمان در عصر انوشیروان که بنای شهر ماهان را به او نسبت می‌دهند دائر به روستایی به همین نام در بردسیر نیز از جمله این دلایل به‌شمار می‌رود. روستای ماهونو یا ماهونک بردسیر هنوز با همین اسم وجود دارد. بردسیر پس از اسلام اگر چه بعد ازاسلام و در تواریخ مختلف به نام «بردسیر» برمی‌خوریم، اما بیان برخی از مورخین چنین شبهه‌ای را به وجود آورده که در بسیاری از موارد، منظور از بردسیر همان کرمان کنونی بوده‌است. حتی اینکه در زمان علی ابن الیاس مرکز حکومتی از سیرجان به بردسیر انتقال یافته، باز هم منظور همان کرمان کنونی است. «لسترنج» در جغرافیای سرزمین‌های خلافت شرقی به‌طور مفصل به‌ایم موضوع پرداخته که بخش‌هایی از آن آورده می‌شود. (هم اکنون گفتیم که کرسی فعلی استان کرمان شهر کرمان است و این شهر گر چه اول اسلام نیستولی از زمان ساسانیان شهری مهم بوده و اصل آن را، به قول حمزهی اصفهان مورخ قرن چهاردهم هجری، اردشیر موسس سلطنت ساسانیان شاخت و آن را «به اردشیر» نامید (جای نیک اردشیر) و اعراب آن را بهرسیر (یا بهدسیر) و بردسیر (یا بردشیر) تلفظ کردند و ایرانیان، به قول مقدسی، آن را گواشیر نامیدند که ماخوذ بود از «ویه ارتخشیر» (صورت قدیم‌تری از بیه اردشیر) یاقوت گوید: بردسیر را در زمان او «جواسیر» یا «جواشیر» و نیز «گواشیر» می‌گفتند. همه این اسامی با اسم عربی بردسیر مطابق است و به جای آن استعمال می‌شود. (شهر بردسیر که در زمان سلطنت آل بویه کرسی جدید ایلت کرمان شد بدون شک و تردید همان شهر جدید کرمان است) زیرا آنجه در کتاب‌های جغرافیا در باب محل بردسیر نوشته شده و تعریفی که اکثر جغرافی نویسان عری از ابنیه بردسیر و اوضاع طبیعی ان کرده‌اند و تمام آن هنوز موجود است است همه بر شهر فعلی کرمان تطبیق می‌شود. وقایع نگراران ای رانی و عرب چنان‌که ذکر خواهیم کرد متفقند که پس از قرن چهارم بردسیر، که گواشیر نامیده می‌شد، کرسی کرمان گردید و مردم به جای تمام آن اسمی اسم «شهر کرمان» را به کار بردند و رفته رفته «شهر کرمان» را مختصرا «کرمان» گفتند و چنان‌که تاکنون هم معمو است، اسم ایالت بر کرسی آن اطلاق گردید. مقدسی که به تفصیل در باره بردسیر سخن گفته است آن را هنگامی که در عهد آل بویه کرسی ایالت کرمان بود چنین وصف می‌کند: اگر چه شهر بزرگی نیست و لی شهری بسیا مستحکم است، بیرون شهر قلعه بزرگی است واقع بر فراز تپه‌ای دارای باغستان و چاهی عمیق که به دستور ابن الیاس حاکم آن جا، مکه قبلا نامی از وی بردیم، کنده شده و ابن الیاس معمولا هر شب سوار می‌شد و از آن تپه بالا می‌رفت و در آن ثلعه می‌خوابید. در دروازه شهر، قلعه دیگری وجود داشت که اطراف آن خندقی حفر شده بد و به وسیله چند پل از آن خندق می‌گذشتند. در وشط شهر نیز قلعه دیگر بود که مسجد جامع بزرگ و باشکوه شهر در کنار آن قرار داشت. شهر دارای چهار دروازه بود که سه تای آن هر کدام به نام شهری که از آن دروازه به سوی شهر می‌رفتند موسوم بود، به این قرار: دروازه ماهان، دروازه خبیص و دروازه زرند. دروازه چهارم دروازه مبارک نام داشت که ظاهرا منسوب به شخضی مبارک نام بوده‌است. مقدسی گوید در شهر باغ‌های بسیار است که از آب قنات‌ها سیراب می‌شوند و آب خوردنی شهر از چاه است. از وقتی که ابن الیاس در زمان سلطنت عضدالدوله کرسی ایلات را به بردسیر منتقل کرد، چنان‌که گفتیم این شهر به این مقام یعنی کرسی بودن کرمان باقی می‌ماند و سرنوشت آن تابع سرنوشت ایالت کرمان شد که به قاعده زمان هر کس حکمران فارس بود حکومت کرمان را نیز داشت. در اوایل قرن پنجم دولت آل بویه در مقابل سلجوقیان که از سال ۴۳۳ تا سال ۵۸۳ فرمان روایان ایالت کرمان بودند سقوط کرد، در زمان فرمانروایی اینان اگر چه سیرجان یکی از شهرهای عمده منطقه فرمانروایی آنان بود اما بردسیر همچنان به صورت دارالملک باقی ماند. در تاریخ سجوقیان تالیف ابن ابراهیم پایتخت دولت گاهی به اسم بردسیر و گاهی به نام گواشیر ذکر شده در حالی که میرخواند م‌ولف روضه الصفا در فصول مربوط به آن زمان دارالملک سلجوقیان را به نام «شهرکرمان» یا مختصرا به اسم «کرمان» ذکر می‌کند و نام بردسیر در روضه الصفا در هیچ جا ذکر نشده است؛ بنابراین این هر دو اسم، یعنی بردسیر و کرمان، بدون تفاوت بر یک محل اطلاق می‌شده چنان‌که ابن اثیر در اخبار سال ۴۹۴ گوید ایرانشاه سلجوقی را از بردسیر که شهرکرمانست بیرون کردند». (ص۳۲۸ تا ۳۲۶) لسترنج در پایان نتیجه‌گیری می‌کند که آنچه درباره بردسیر از مآخذ مختلف وجود دارد، از مقدسی در قرن چهارم تا حافظ ابرو در اوایل قرن نهم، همه در شهر کنونیکرمان موجود است. حتی مسجد تورانشاه که حمدالله مستوف از آن نام می‌برد، همان مسجد ملک است. با این همه، شهری که در گذشته از چنان عظمت و اقتداری برخوردار بوده، و حتی پس از اسلام و در عصر سلاجقه کتابخانه‌ای با پنج هزار جلدکتاب و بیمارستان و مدرسه داشته، نمی‌تواند شهری محقر و کم‌اهمیت باشد. مقدسی نیز در احسن التقاسیم که به سال ۳۷۵ه‌.ق تالیف کرده، برای کرمان پنج ناحیه اصلی و یک ناحیه فرعی ذکر می‌کند «بردسیر که در محل، گواشیر می‌گویند و کرسی نشین آن نیز موسوم به بردسیر و ناحیه فرعی آن خبیص است». پس از حمله اعراب این شهر به شدت توسعه یافت وسال‌ها نیز به عنوان مرکزیت استان بردسیر مطرح بوده وحکومت اصلی ولایت کرمان در این شهر قرار داشته‌است. همچنان ازنظر وسعت، شهر به حدی گسترش یافته بود که به قول دکتر برومند سعید، استاد دانشگاه ویکی، خانه‌های بردسیر به منطقه نگار کاملا وصل بوده‌است، به‌طوری‌که اگر «کره‌ای» درنگار گم می‌شده است، دربردسیر به دنبال آن می‌آمده‌اند، که این نشان می‌دهد پشت بام‌ها کاملا به هم متصل بوده‌اند، اما بعد از این دوران. دوران نزول و ویرانی این شهر شروع می‌شود ودیگر هرگز آن موقعیت را متاسفانه پیدا نمی‌کند. ویژگی‌های انسانی دین و مذهب اکثریت مردم بردسیر، مسلمان وشیعه دوازده امامی می‌باشند و ارادت خاصی نسبت به اهل بیت دارند. البته در گذشته عده‌ای از پیروان دین زرتشت و فرقه دراویش اهل حق در این شهر و اطراف آن ساکن بوده‌اند. زبان و گویش زبان اغلب مردم این شهر، فارسی با لهجه کرمانی می‌باشد. ولی تفاوت لهجه‌ها در در مناطق مختلف شهرستان بردسیر (مانند: بیدخوان، باغابر و کوه‌پنج، نارپ و ایلاغ(چارطاق و حومه) و نگار) قابل مشاهده است. مختصات جغرافیایی وتقسیمات کشوری مختصات جغرافیایی: طول جغرافیایی: ۵۶ درجه ۳۴ دقیقه شرقی عرض جغرافیایی: ۲۹ درجه و ۵۵ دقیقه شمالی فاصله تا شهرهای مجاور کرمان: ۵۵ کیلومتر سیرجان: ۱۲۵ کیلومتر بافت: (از مسیر نگار) ۱۱۴ کیلومتر رفسنجان: (از مسیر باغین): ۱۲۰ کیومتر جغرافیای طبیعی آب و هوای شهر بردسیر معتدل است. به گونه‌ای که شهر بردسیر تابستان‌های خنک و ملایم و زمستان‌های سرد و برفی دارد. از روستاهای خوش آب و هوای بردسیر بیدخوان، لاله زار، قلعه عسکر، مادون، گلزار، اردیکان، ماهونک و محمودآباد کوه‌پنج و… است. ارتفاع از سطح دریا در (مرکز شهر بردسیر): ۲،۰۴۴ متر است. روستای اردیکان در فاصله ۱۲۰ کیلومتری جنوب شرقی بردسیر در دامنه جنوب غربی کوه هزار بلندترین منطقه مسکونی ایران محسوب می‌شود. جاذبه‌های گردشگری تاریخی تل بلیس (تل ابلیس)، غبیرا، ارگ بردسیر، خانه بهادرالملک، خانه مازولی، برج نگار، قلعه و برج ماهونک، قلعه کهنه، قلعه جلال‌آباد، برج بهرامجرد، قلعه ترشاب، برج محله سلورد، برج قریت‌العرب، برج کمال‌آباد، برج یوسف علی، حمام قدیمی قریت‌العرب، حمام قدیمی محمودآباد کوه پنج، حمام قدیمی لاله‌زار، شیر سنگی، تپه آسیاب، قلعه دیو، آسیاب آبی ترشاب و آسیاب حنیفه، پیر باخدادر روستای هجین. طبیعت و چشم‌اندازها روستای بیدخوان سد حلبی ساز دریاچه ترشاب روستای حاج کاکا روستای ده‌لرز روستای باغبزم منطقه حفاظت شده بیدوئیه گود بیابونوئیه بند آب‌بخشا کوه چهل‌تن مزرعه بعثت روستای لاله‌زار روستای قلعه عسکر کوه کله گاو دشت ریواس مومن آباد دشت شقایق باغبزم روستای اردیکان مذهبی پیر جارسوز (پیر برحق)، امام زاده سیدمحمد، مسجد جامع بردسیر، عمارت زرتشتی‌ها، قدمگاه حضرت ابوالفضل، قدمگاه خضرنبی، امام‌زاده عبدالله، زیارتگاه خواجه بدرالدین نگار، امام‌زاده عباس، مقبره شیخ محمد کاکو وامام‌زاده سید شمس‌الدین لاله زار. مسجد امامحسن، مسجد بهاء الدین، مسجد حسن خان، زیارتگاه میرعباس محمودآباد کوه پنج، زیارتگاه خواجه بدرالدوله. صنایع دستی از جمله مهمترین صنایع دستی این منطقه می‌توان به قالی بافی، گلیم بافی وپته دوزی وچادر شب اشاره کرد. فضای سبز شهری پارک بزرگ شهر پارک انقلاب پارک شورا پارک دکتر ناظرزاده امکانات فرهنگی کتابخانه‌ها کتابخانه عمومی شهید صدر کتابخانه عمومی امام حسن عسکری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نشریات هفته نامه سپهر بردسیر هفته نامه بامداد بردسیر هفته نامه گوارا بردسیر مراکز درمانی بیمارستان قائم اماکن ورزشی زمین چمن شهدا زمین چمن مصنوعی سالن‌های فوتسال شهدا و حضرت ابوالفضل سالن والیبال مولای متقیان صنایع و معادن صنایع کارخانه قند بردسیر شرکت کارخانجات فولاد سیرجان ایرانیان (SISCO) کارخانه نورد جهان فولاد سیرجان (SJSCO) کارخانه تغلیظ و فراوری مس درآلو کارخانه فولاد کرمان-بردسیر کارخانه پنیر دشتکار کارخانه گلاب زهرا کارخانه عرقیات معرکه آب معدنی برد کارخانه لاستیک صنعت بردسیر کارخانه الکل شرکت کابل سازان چشمه کارخانجات همرس معادن شهرستان بردسیر دارای معادنی در بخش‌های شن و ماسه، سنگ‌های ساختمانی (مرمر و تراورتن) و کانسارهای فلزی مانند مس، آهن و طلا است. در معادن کانسارهای فلزی معادن مس آبتلخون و پشترود تونل‌های شدادی و ترانشه‌هایی با قدمت بالای ۵۰۰ سال وجود دارد مشخصات این معادن در سال ۱۳۵۲ در گزارش مطالعات کانسارهای مس در ایران (سازمان زمین‌شناسی) آمده‌است. در زیر برخی از مهمترین معادن شهرستان بردسیر نام برده شده است: معدن مس درآلو (گلزار بردسیر) معدن مس آبتلخون (کوه‌پنج بردسیر) معدن مس پشترود (نارپ بردسیر) معدن مس سه گداری معدن مس باب زنگوئیه معدن آهن پلاسری چهل‌تن معدن سنگ تراورتن پیر بنه معدن سنگ تراورتن پشترود معدن سنگ مرمر سنگبر معدن شن و ماسه محمودآباد لازم به ذکر است مطالعات اولیه اکتشافی در معدن درآلو در سال 1352 توسط یوگوسلاوها انجام گردید و سپس مطالعات اکتشاف معدنی توسط شرکت اولنگ وابسته صندوق بازنشستگی صنایع ملی مس انجام گرفت. کارخانه فلوتاسیون سولفید مس در این معدن توسط بخش خصوصی ساخته خواهد شد. سرمایه‌گذار این کارخانه شرکت صنعت و معدن وابسته به بانک گردشگری است. لازم به ذکر است که یکی از عمده سهامداران بانک گردشگری و این شرکت خصوصی جناب آقای مهدی جهانگیری برادر اسحاق جهانگیری معاونت محترم اول ریاست جمهوری اسلامی ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم است. با توجه به اینکه این معدن در اراضی شهرستان بردسیر و محدوده مرزی آن واقع شده‌است تعارضات برای تصاحب این محدوده توسط دو شهرستان همواره موجب حاشیه‌های سیاسی بوده‌است. دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی دانشگاه آزاد واحد بردسیر دانشگاه پیام نور بردسیر مرکز آموزش عالی کشاورزی بردسیر (زیر نظر دانشگاه شهید باهنر کرمان) دانشگاه علمی و کاربردی بردسیر دانشگاه آزاد بردسیر
[ "بخش مرکزی شهرستان بردسیر", "شهباز حسن پور بیگلری", "گلاب", "گردو", "پلاک وسایل نقلیه استان کرمان", "استان کرمان", "شهرستان بردسیر", "کرمان", "سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران", "سرشماری عمومی نفوس و مسکن (۱۳۹۰)", "دانشگاه هاروارد", "هراول اشتاین", "ژوزف کالدوک", "سیرجان", "بافت (شهر)", "رفسنجان", "ارتفاع از سطح دریا", "امام زاده", "ابوالفضل", "امام‌زاده عبدالله", "شیخ محمد کاکو", "امام‌زاده", "حسن", "شهید", "شهدا", "گلاب زهرا", "دانشگاه شهید باهنر کرمان", "دانشگاه آزاد بردسیر" ]
[ "اردشیر بابکان", "شهرهای شهرستان بردسیر", "شهرستان بردسیر", "شهرهای استان کرمان" ]
1,389
بهروز وثوقی
1
280
0
[ "بهروز وثوقي", "بهروز وثوق", "بهروزوثوقی", "بهروزوثوق" ]
false
122
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "بهروز وثوقی" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Behrouz_Vossoughi.jpg" }, { "Item1": "نام اصلی", "Item2": "خلیل وثوقی" }, { "Item1": "زمینه فعالیت", "Item2": "[[سینما]]، [[تئاتر]]، [[دوبله]]" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "[[ایرانی]]" }, { "Item1": "تاریخ تولد", "Item2": "۲۰ اسفند ۱۳۱۶ ()" }, { "Item1": "محل تولد", "Item2": "[[خوی]]، [[آذربایجان غربی]]" }, { "Item1": "محل زندگی", "Item2": "[[کالیفرنیا]] [[سان‌فرانسیسکو]][[ایالات متحده آمریکا]]" }, { "Item1": "پیشه", "Item2": "[[هنرپیشه]]، [[دوبلور]]" }, { "Item1": "سال‌های فعالیت", "Item2": "۱۳۴۰-اکنون" }, { "Item1": "همسر", "Item2": "[[گوگوش]] (۱۳۵۵–۱۳۵۴)کتایون امجدی" }, { "Item1": "فرزندان", "Item2": "مهشید، ماهان" }, { "Item1": "imdb_id", "Item2": "۰۹۰۳۷۵۰" }, { "Item1": "soure_id", "Item2": "۱۳۸۲۰۱۱۹۱۰۰۴" }, { "Item1": "جوایز", "Item2": "برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در دومین دوره در سال ۱۳۴۸ برای بازی در فیلم [[قیصر]]برنده جایزه مجسمه ''سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد'' در سومین دوره در سال ۱۳۴۹ برای بازی در فیلم [[رضا موتوری]]برنده جایزه بز بالدار بهترین بازیگر نقش اول مرد در سومین دوره جشنواره جهانی فیلم تهران در سال ۱۳۵۳ برای بازی در فیلم [[گوزن‌ها]]برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد در جشنواره فیلم تاشکند در اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۱ برای بازی در فیلم [[داش آکل]] (عنوان بهترین بازیگر زن این جشنواره را [[سوفیا لورن]] هنرپیشه معروف هالیوودی تصاحب نمود)برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره جهانی فیلم دهلی در هندوستان در سال ۱۹۷۳ برای بازی در فیلم [[تنگسیر]]جایزه یک عمر دستاورد هنری و سینمایی به مناسبت بازی در فیلم [[فصل کرگدن]] در جشنواره بین‌المللی «فیلمکس» توکیو ژاپن سال ۲۰۱۲جایزه یک عمر دستاورد هنری و سینمایی به‌مناسبت بازی در فیلم [[فصل کرگدن]] در جشنواره بین‌المللی آتن در یونان سال ۲۰۱۲" } ], "Title": "بازیگر" }
بهروز وثوقی و آلن دلون بهروز وثوقی (زاده ۲۰ اسفند ۱۳۱۶) هنرپیشه پرسابقه و سرشناس سینما و تئاتر اهل ایران است. او برادر چنگیز وثوقی و شهراد وثوقی است که هر دو در ایران به کار هنرپیشگی مشغول‌اند. وثوقی قبل از بازیگری در سینما، کارمند اداره دارایی و بعد دوبلور و گوینده رادیو تلویزیون بود. بهروز وثوقی که محبوبیتی افسانه‌ای بین مردم و سینما دوستان دارد، همواره یکی از محبوب‌ترین چهره‌های سینمای ایران بوده‌است. بهروز وثوقی در آثار کارگردانان نامداری چون ساموئل خاچیکیان، ناصر تقوایی، امیر نادری، فریدون گله، مسعود کیمیایی، خسرو هریتاش، علی حاتمی، ژان نگولسکو، رضا بدیعی، شیرین نشاط، جیمز فارگو، بهمن قبادی، جلال مقدم و شاپور قریب ایفای نقش کرده و در موفقیت بهترین فیلم‌های مسعود کیمیایی همچون قیصر، گوزن‌ها، داش آکل، رضا موتوری و خاک تاثیر فراوانی داشته‌است. او در طول فعالیت هنری‌اش بارها نامزد و برنده جوایز جشنواره‌های مختلف شد که از مهمترین آن‌ها می‌توان به کسب دو مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم‌های قیصر و رضا موتوری، و جایزه بز بالدار جشنواره جهانی فیلم تهران برای فیلم گوزنها اشاره کرد. بهروز وثوقی به‌خاطر نقش شمایل‌وارش در فیلم قیصر از سوی سینمادوستان ایرانی به «قیصر سینمای ایران» ملقب شده‌است. زندگی‌نامه و کارها بهروز وثوقی در سال ۱۳۱۶ در خوی به دنیا آمد. به گفته خودش از شش ماهگی به تهران آمد و در خیابان خرمشهر ساکن شد. شخصی به نام مسعود صمدی در سال ۱۳۳۴ در ۱۸ سالگی بهروز وثوقی را مطرح کرد. بازی در نقش‌های متفاوت و شخصیت‌های به‌یادماندنی سینمای ایران مانند مردی که قاتلش را کشت، داش آکل، سید در گوزن‌ها، مجید ظروف چی در سوته دلان، ممل آمریکایی، زائر محمد (شیر محمد) در تنگسیر، رضا موتوری، ابی نسیه در کندو، دکتر رستگار در سازش، سرهنگ نصرالله در کاروان‌ها وی را تبدیل به یکی از محبوب‌ترین بازیگران تاریخ سینمای ایران کرده‌است. او از سال ۱۳۳۷ با بازی در فیلم طوفان در شهر ما به سینما آمد و تا سال ۱۳۴۷ در نقش‌های متفاوت اما نچندان پررنگی ظاهر شد. نخستین فیلم سینمایی مورد توجه او صد کیلو داماد به کارگردانی عباس شباویز در سال ۱۳۴۰ بود. وی در سال ۱۳۴۸ توسط مسعود کیمیایی به فیلم قیصر دعوت شد و این نقطه شروع وی به عنوان یک بازیگر مطرح بود، بازی وی در این فیلم مورد توجه عموم و علاقه‌مندان به سینما قرار گرفت. جوان اول آن سالهای سینمای ایران در بسیاری از فیلم به ایفای نقش پرداخته‌است. از جمله فیلم‌های مطرحی که وی در آن به ایفای نقش پرداخته‌است می‌توان به سوته‌دلان، ذبیح، کندو، داش اکل، خاک، بلوچ، تنگسیر، همسفر، ممل آمریکایی، رضا موتوری، دشنه، طوقی، گوزنها، سازش، کاروان‌ها، ملکوت، گرگ بیزار، فرار از تله، قهرمانان و زرین اشاره کرد. بهروز وثوقی پس از آن به آمریکا رفت تا در فیلم «گربه در قفس» ساخته تونی زرین‌دست بازی کند که اقامت او در آمریکا با انقلاب اسلامی مصادف شد. در سال ۲۰۰۰ داوران جشنواره فیلم سانفرانسیسکو جایزه آکیرا کوروساوا را به عباس کیارستمی اهدا کردند و او نیز به بهروز وثوقی تقدیم کرد. وثوقی بعد انقلاب دوستی خود را با ناصر ملک مطیعی و جمشید مشایخی حفظ نموده و به گفته خودش فقط با این دو هنرپیشه در داخل کشور در ارتباط است. هنرپیشه مشهور آمریکایی آنتونی کویین بازیگر نقش حمزه در فیلم محمد رسول‌الله چندین سال رابطه بسیار صمیمانه‌ای با وی در آمریکا داشته‌است. وثوقی در سال ۱۹۷۸ در فیلم کاروان‌ها به همراه آنتونی کوئین و کریستوفر لی به ایفای نقش پرداخت. وی همیشه در قراردادهای خود از عقیده خاصی برخوردار بود و آن این بود که در فیلمی به‌عنوان نقش اول در ابتدای فیلم اگر نام او نوشته نمی‌شد، در آن فیلم ایفای نقش نمی‌کرد، هرچند این مسئله برای فیلم‌سازان هم حایز اهمیت بود و باعث پرفروشی اثر آن‌ها می‌گردید. در حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در مرداد ۱۳۵۷، ازدحام جمعیت برای تماشای فیلم گوزن‌های بهروز بود. رضا موتوری ۱۳۴۹ قیصر ۱۳۴۸ کارنامه هنری بهروز وثوقی در آثار کارگردانان نامداری چون ساموئل خاچیکیان، ناصر تقوایی، امیر نادری، فریدون گله، مسعود کیمیایی، خسرو هریتاش، علی حاتمی، ژان نگولسکو، رضا بدیعی، شیرین نشاط، جیمز فارگو، بهمن قبادی، جلال مقدم و شاپور قریب ایفای نقش کرده‌است. وی همچنین با بازیگران نامداری چون کامرون میچل، کریستوفر لی، آنتونی کویین، پوری بنایی، داریوش اسدزاده، جمشید مشایخی، رضا کرم‌رضایی، پرویز فنی‌زاده، عزت‌الله انتظامی، گوگوش، مونیکا بلوچی، لیلا فروهر، شهره آغداشلو، ناصر ملک‌مطیعی، فرامرز قریبیان، رضا بیک ایمانوردی، شهلا ریاحی، پروین خیربخش، نوری کسرایی، فخری خوروش، جنیفر اونیل، محمدعلی کشاورز، بهزاد فراهانی، گلشیفته فراهانی، فرزانه تائیدی، ایرج قادری، داود رشیدی، جیمز کارن، استوارت ویتمن، الکه زومر، بهمن مفید، جعفر والی، اکبر مشکین، ایرن زازیانس، کورنبرگ ریس و جف دانیلز همبازی بوده‌است. بهروز وثوقی از ستایش‌شده‌ترین و به عقیده بسیاری از اهالی سینما و هنرمندان (مانند فریبرز عرب نیا، خسرو شکیبایی، پرویز فنی‌زاده، پرویز پرستویی، داریوش اقبالی، بهمن قبادی، مهدی هاشمی، فاطمه معتمدآریا، پژمان بازغی، حامد بهداد، سعید راد و شهاب حسینی و بابک حمیدیان…) بهترین بازیگر تاریخ سینمای ایران است. آخرین کار هنری و اولین کار بهروز وثوقی در صحنه تئاتر در ایران، بازیگری در نمایشنامه موضوع جدی نیست از لویی جی پیراندلو، نویسنده بنام ایتالیایی به ترجمه و کارگردانی ایرج انور بود که در تابستان ۱۳۵۷ در انجمن ایران و آمریکا به اجرا درآمد و نقش مقابل او را شهره آغداشلو به عهده داشت. تلویزیون ملی ایران این نمایش را به کیفیت عالی ضبط کرد اما هرگز پخش نشد. خسرو شکیبایی، بهمن قبادی و عباس کیارستمی از بهروز وثوقی بارها به‌عنوان کسی که دیدن فیلم‌هایش آن‌ها را به سینما علاقه‌مند کرده‌است یاد کرده‌اند. او با گوگوش بازیگر و خواننده بین سالهای ۱۳۵۴ تا ۵۵ زن و شوهر بودند. فیلم‌شناسی پیش از انقلاب (۵۷) بهروز وثوقی در فیلم طوقی ۱۳۴۹ عنوان سال انتشار نقش کارگردان نفس بریده ۱۳۵۷ نبی سیروس الوند کاروانها (مشترک با ایالات متحده آمریکا) ۱۳۵۶ نصرالله جیمز فارگو سوته دلان ۱۳۵۶ مجید علی حاتمی ملکوت ۱۳۵۵ خسرو هریتاش ماه عسل ۱۳۵۵ رضا فریدون گله بت‌شکن ۱۳۵۵ علی شاپور قریب بت ۱۳۵۵ صادق ایرج قادری همسفر ۱۳۵۴ علی مسعود اسداللهی کندو ۱۳۵۴ ابی فریدون گله ذبیح ۱۳۵۴ ذبیح محمد متوسلانی گوزن‌ها ۱۳۵۳ سید رسول مسعود کیمیایی ممل آمریکائی ۱۳۵۳ ممل شاپور قریب سازش ۱۳۵۳ جواد / دکتر رستگار محمد متوسلانی نفرین ۱۳۵۲ نقاش ناصر تقوایی گرگ بیزار ۱۳۵۲ مازیار پرتو خاک ۱۳۵۲ صالح مسعود کیمیایی تنگسیر ۱۳۵۲ زائر محمد امیر نادری غریبه ۱۳۵۱ قاسم شاپور قریب دشنه ۱۳۵۱ عباس چاخان فریدون گله بلوچ ۱۳۵۱ بلوچ مسعود کیمیایی یک مرد یک شهر ۱۳۵۰ امیر شروان فرار از تله ۱۳۵۰ مرتضی جلال مقدم رشید ۱۳۵۰ پرویز نوری داش‌آکل ۱۳۵۰ داش آکل مسعود کیمیایی لیلی و مجنون ۱۳۴۹ قیس سیامک یاسمی قهرمانان (مشترک با ایالات متحده آمریکا) ۱۳۴۹ جهان ژان نگولسکو طوقی ۱۳۴۹ مرتضی علی حاتمی رضا موتوری ۱۳۴۹ رضا موتوری مسعود کیمیایی دور دنیا با جیب خالی ۱۳۴۹ خسرو پرویزی پنجره ۱۳۴۹ سهراب جلال مقدم قیصر ۱۳۴۸ قیصر مسعود کیمیایی دنیای آبی ۱۳۴۸ صابر رهبر دزد سیاهپوش ۱۳۴۸ حسین سیمرغ امیر شروان هنگامه ۱۳۴۷ ناصر محمدی من هم گریه کردم ۱۳۴۷ ساموئل خاچیکیان گرداب گناه ۱۳۴۷ بهروز مهدی رئیس فیروز دشت سرخ ۱۳۴۷ بهرام حکمت آقانیکیان تنگه اژدها ۱۳۴۷ سیامک یاسمی بیگانه بیا ۱۳۴۷ امیرمحمد مسعود کیمیایی بر آسمان نوشته ۱۳۴۷ ابراهیم زمانی آشتیانی وسوسه شیطان ۱۳۴۶ محمد زرین دست زنی به نام شراب ۱۳۴۶ محسن امیر شروان دالاهو ۱۳۴۶ برزو سیامک یاسمی ایمان ۱۳۴۶ مهدی رئیس فیروز هاشم خان ۱۳۴۵ علی محمد زرین دست خداحافظ تهران ۱۳۴۵ ساموئل خاچیکیان بیست سال انتظار ۱۳۴۵ مجید مهدی رئیس فیروز امروز و فردا ۱۳۴۵ عباس شباویز عروس دریا ۱۳۴۴ چنگیز آرمان هوسپیان دزد بانک ۱۳۴۴ جبار اسماعیل کوشان لذت گناه ۱۳۴۳ سیامک یاسمی دختر ولگرد ۱۳۴۳ آرامائیس آقامالیان فرشته‌ای در خانه من ۱۳۴۲ آرامائیس آقامالیان گل گمشده ۱۳۴۱ عباس شباویز صد کیلو داماد ۱۳۴۰ عباس شباویز پس از انقلاب (۱۵) عنوان سال انتشار نقش کارگردان گربه در قفس (در ایالات متحده) ۱۹۷۸/۱۳۵۷ محمد زرین دست وقت گردش کننده (در ایالات متحده) ۱۹۷۸/۱۳۵۷ تام کندی دفینه (در ایالات متحده) ۱۹۸۰/۱۳۵۹ ساحل تام کندی ابوالهل (در مصر) ۱۹۸۰/۱۳۵۹ فرانک شفنر گروگان (در آلمان غربی) ۱۹۸۳/۱۳۶۲ چشمهایش (در آلمان غربی) ۱۹۸۶/۱۳۶۵ ترور در بورلی هیلز ۱۹۹۰/۱۳۶۹ جان مایهرس وحشت در بورلی هیلز ۱۹۹۰/۱۳۶۹ جان مایهرس تهدید (در ایالات متحده) ۱۹۹۰/۱۳۶۹ سیروس نورسته عبور (در هلند - بلژیک) ۱۹۹۹/۱۳۷۸ نورا هوپ پل‌های شکسته ۲۰۰۴/۱۳۸۳ رفیق پویا زرین ۲۰۰۵/۱۳۸۴ عبدول شیرین نشاط شب‌های اضطراب (در آلمان غربی) ۲۰۰۶/۱۳۸۵ محمد ناطق ۲ اسب نر (نیمه تمام) فرانسیس فورد کاپولا فصل گرگدن (در ترکیه) ۲۰۱۱/۱۳۹۰ بهمن قبادی مجموعه تلویزیونی بلبل (در ایالات متحده) رضا بدیعی مجموعه تلویزیونی تاج فالکون (در ایالات متحده) رضا بدیعی نمایش موضوع جدی نیست (۱۳۵۷) - از لوئیجی پیراندلو - مترجم و کارگردان: ایرج انور رستمی دیگر اسفندیاری دیگر - سیاوش اوستا پروانه‌ای در مشت - ایرج جنتی عطایی یک رویای خصوصی (۱۳۹۲)- ایرج جنتی عطایی جوایز و دستاوردها داخلی بهروز وثوقی هنگام دریافت جایزه از ساتیاجیت رای برای (فیلم تنگسیر ۱۳۵۲) در هندوستان جشنواره فیلم سپاس تهران برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در دومین دوره در سال ۱۳۴۸ برای بازی در فیلم قیصر برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در سومین دوره در سال ۱۳۴۹ برای بازی در فیلم رضا موتوری نامزد جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهارمین دوره در سال ۱۳۵۰ برای بازی در فیلم داش آکل جشنواره جهانی فیلم تهران برنده جایزه بز بالدار بهترین بازیگر نقش اول مرد در سومین دوره در سال ۱۳۵۳ برای بازی در فیلم گوزن‌ها نامزد جایزه بز بالدار بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهارمین دوره در سال ۱۳۵۴ برای بازی در فیلم کندو نامزد جایزه بز بالدار بهترین بازیگر نقش اول مرد در پنجمین دوره در سال ۱۳۵۵ برای بازی در فیلم ملکوت نامزد جایزه بز بالدار بهترین بازیگر نقش اول مرد در ششمین دوره در سال ۱۳۵۶ برای بازی در فیلم سوته دلان بین‌المللی برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره بین‌المللی فیلم تاشکند برای بازی در فیلم داش آکل ۱۹۷۱ برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم دهلی برای بازی در فیلم تنگسیر ۱۹۷۴ جایزه یک عمر دستاورد هنری جشنواره بین‌المللی فیلم سان فرانسیسکو ۲۰۰۶ جایزه یک عمر فعالیت هنری جشنواره فیلم توکیو فیلمکس ۲۰۱۲ جایزه یک عمر فعالیت هنری برای بازی در فیلم فصل کرگدن جشنواره بین‌المللی فیلم تسالونیکی ۲۰۱۲ بازگشت به ایران در تاریخ ۹ خرداد ۱۳۹۷ و چند روز پس از مرگ ناصر ملک‌مطیعی، ۱۰۰ تن از هنرمندان ایران در نامه‌ای به حسن روحانی، خواستار رفع محدودیت برای هنرمندان از جمله بهروز وثوقی شدند و خواستار بازگشت او به کشور شدند. پس از این نامه، دادستان کل کشور درخواست‌ها برای بازگشت وثوقی به ایران را اقدامی حساب شده دانست و گفت که از عوامل پنهان آن اطلاع داریم و تهدید کرد در صورت بازگشت وثوقی، او به جرم فساد علنی و فرار به دامن آمریکا پس از انقلاب، محاکمه و مجازات خواهد شد.
[ "در دامگه حادثه", "شرکت کتاب", "سینما", "تئاتر", "دوبله", "ایرانی‌ها", "خوی", "آذربایجان غربی", "ایالت کالیفرنیا", "سان‌فرانسیسکو", "ایالات متحده آمریکا", "هنرپیشه", "دوبلور", "گوگوش", "قیصر (فیلم)", "رضا موتوری", "گوزنها (فیلم)", "داش آکل (فیلم)", "سوفیا لورن", "تنگسیر (فیلم)", "فصل کرگدن", "ایران", "چنگیز وثوقی", "شهراد وثوقی", "ساموئل خاچیکیان", "ناصر تقوایی", "امیر نادری", "فریدون گله", "مسعود کیمیایی", "خسرو هریتاش", "علی حاتمی", "ژان نگولسکو", "رضا بدیعی", "شیرین نشاط", "جیمز فارگو", "بهمن قبادی", "جلال مقدم", "شاپور قریب", "قیصر", "گوزن‌ها", "داش آکل", "خاک (فیلم)", "جشنواره جهانی فیلم تهران", "تهران", "سوته دلان", "ممل آمریکایی", "کندو", "سازش", "کاروان‌ها", "عباس شباویز", "سوته‌دلان", "ذبیح (فیلم)", "داش اکل", "خاک", "بلوچ", "همسفر", "دشنه", "طوقی", "گوزنها", "کاروان‌ها (فیلم ۱۹۷۸)", "ملکوت (فیلم)", "فرار از تله", "قهرمانان (فیلم)", "محمد زرین‌دست", "انقلاب اسلامی", "عباس کیارستمی", "ناصر ملک مطیعی", "جمشید مشایخی", "آنتونی کویین", "رسالت (فیلم)", "آنتونی کوئین", "کریستوفر لی", "سینما رکس (آبادان)", "آبادان", "گوزن‌ها (فیلم)", "کامرون میچل (هنرپیشه)", "پوری بنایی", "داریوش اسدزاده", "رضا کرم‌رضایی", "پرویز فنی‌زاده", "عزت‌الله انتظامی", "مونیکا بلوچی", "لیلا فروهر", "شهره آغداشلو", "ناصر ملک‌مطیعی", "فرامرز قریبیان", "رضا بیک ایمانوردی", "شهلا ریاحی", "فروزان", "نوری کسرایی", "فخری خوروش", "جنیفر اونیل", "محمدعلی کشاورز", "بهزاد فراهانی", "گلشیفته فراهانی", "فرزانه تأییدی", "ایرج قادری", "داوود رشیدی", "جیمز کارن", "استوارت ویتمن", "بهمن مفید", "جعفر والی", "اکبر مشکین", "ایرن", "کورنبرگ ریس", "جف دانیلز", "فریبرز عرب نیا", "خسرو شکیبایی", "پرویز پرستویی", "داریوش اقبالی", "مهدی هاشمی (بازیگر)", "فاطمه معتمدآریا", "پژمان بازغی", "حامد بهداد", "سعید راد", "شهاب حسینی", "بابک حمیدیان", "نفس‌بریده", "سیروس الوند", "ماه عسل (فیلم ۱۳۵۵)", "بت‌شکن (فیلم)", "بت (فیلم ۱۳۵۵)", "همسفر (فیلم ۱۳۵۴)", "مسعود اسداللهی", "کندو (فیلم)", "محمد متوسلانی", "سازش (فیلم ۱۳۵۳)", "نفرین (فیلم ۱۳۵۲)", "گرگ بیزار", "مازیار پرتو", "غریبه (فیلم ۱۳۵۱)", "دشنه (فیلم)", "بلوچ (فیلم)", "یک مرد یک شهر", "امیر شروان", "رشید (فیلم)", "پرویز نوری", "داش‌آکل (فیلم)", "لیلی و مجنون (فیلم ۱۳۴۹)", "سیامک یاسمی", "دور دنیا با جیب خالی", "خسرو پرویزی", "پنجره (فیلم)", "دنیای آبی", "صابر رهبر", "دزد سیاهپوش", "هنگامه (فیلم)", "ناصر محمدی", "من هم گریه کردم", "گرداب گناه", "مهدی رئیس فیروز", "دشت سرخ", "تنگه اژدها", "بیگانه بیا", "بر آسمان نوشته", "ابراهیم زمانی آشتیانی", "وسوسه شیطان", "محمد زرین دست", "زنی به نام شراب", "دالاهو (فیلم)", "ایمان (فیلم)", "هاشم‌خان", "خداحافظ تهران", "بیست سال انتظار", "امروز و فردا", "عروس دریا", "آرمان هوسپیان", "دزد بانک", "اسماعیل کوشان", "لذت گناه", "دختر ولگرد", "آرامائیس آقامالیان", "فرشته‌ای در خانه من", "گل گمشده", "صد کیلو داماد", "ایرج انور", "سیاوش اوستا", "ایرج جنتی عطایی", "جشنواره فیلم توکیو فیلمکس", "جشنواره بین‌المللی فیلم تسالونیکی", "حسن روحانی" ]
[ "افراد ایرانی آذری‌تبار", "افراد آمریکایی آذری‌تبار", "افراد زنده", "اهالی خوی", "اهالی سان رافائل، کالیفرنیا", "افراد آمریکایی ایرانی‌تبار", "بازیگران آذری اهل ایران", "بازیگران اهل سان رافائل، کالیفرنیا", "بازیگران تئاتر مرد اهل ایران", "بازیگران مرد اهل ایران", "بازیگران مرد تلویزیونی اهل ایران", "بازیگران مرد فیلم اهل ایران", "دوبلورهای اهل ایران", "زادگان ۱۳۱۶", "زادگان ۱۹۳۸ (میلادی)" ]
1,390
استان‌های ترکیه
2
1,023
0
[ "استان های ترکیه", "تقسیمات کشوری ترکیه", "فهرست استان هاي تركيه", "فهرست استان های ترکیه", "استان هاي تركيه", "تقسيمات كشوري تركيه", "فهرست استان‌های ترکیه" ]
false
974
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کشور ترکیه ۸۱ استان دارد. مراکز همه استان‌ها بجز سه استان با خود استان همنام هستند. سه استان نامبرده عبارت‌اند از: ختای (مرکز: انتاکیه)، قوجا ایلی (مرکز: ایزمیت)، سقاریه (مرکز: آداپازاری). هرکدام از استان‌های ترکیه به چندین بخش تقسیم شده است. اژه 300px ازمیر افیون قره‌حصار آیدین دنیزلی عشاق کوتاهیه مانیسا موغله دریای سیاه 300px آرتوین اردو آماسیه بارتین بایبورت بولی ترابزون توقات چوروم دوزجه ریزه زونگولداغ سامسون سینوپ قره‌بوک قسطمونی گوموش‌خانه گره‌سون آناتولی مرکزی 300px اسکی‌شهر آق‌سرای آنکارا چانقری سیواس قرشهر قیریق‌قلعه قونیه قیصریه قرامان نوشهر نیغده یوزگات آناتولی شرقی 300px اردهان ارزروم ارزنجان آغری الازیغ ایغدیر بتلیس بینگول تونج‌ایلی حکاری سعرد قارص ملطیه موش وان مرمره 300px ادرنه استانبول بالیکسیر بورسا بیله‌جک تکیرداغ چاناق‌قلعه سقاریه قوجاایلی قرقلرایلی یالوا مدیترانه 300px آدانا اسپارتا آنتالیا بوردور ختای عثمانیه قهرمان مرعش مرسین آناتولی جنوب شرق thumb آدیامان باتمان دیاربکر شانلی‌اورفه شرناق غازی عینتاب کیلیس ماردین استان‌های ناموجود پیشین یک نقشه از استان‌های ترکیه در سال ۱۹۲۷ دغوبایزید که اکنون بخشی از استان آغری ست چاتالجا که اکنون بخشی از استان استانبول است الازیغ مادنی که اکنون بخشی از استان الازیغ است گلیبولو که اکنون بخشی از استان چاناق قلعه است گنچ که اکنون بخشی از استان بینگول است کوزان که اکنون بخشی از استان آدانا ست شبین قره‌حصار که اکنون بخشی از استان گیره‌سون است سیورک که اکنون بخشی از استان شانلی‌اورفه است سلوکیه که اکنون بخشی از استان مرسین است استان‌های ترکیه
[ "ترکیه", "استان", "انتاکیه", "ایزمیت", "آداپازاری", "بخش (تقسیمات کشوری)", "ناحیه اژه", "استان ازمیر", "استان افیون قره‌حصار", "استان آیدین", "استان دنیزلی", "استان عشاق", "استان کوتاهیه", "استان مانیسا", "استان موغله", "ناحیه دریای سیاه", "استان آرتوین", "استان اردو", "استان آماسیه", "استان بارتین", "استان بایبورت", "استان بولی", "استان ترابزون", "استان توقات", "استان چوروم", "استان دوزجه", "استان ریزه", "استان زونگولداغ", "استان سامسون", "استان سینوپ", "استان قره‌بوک", "استان قسطمونی", "استان گوموش‌خانه", "استان گره‌سون", "ناحیه آناتولی مرکزی", "استان اسکی‌شهر", "استان آق‌سرای", "استان آنکارا", "استان چانقری", "استان سیواس", "استان قرشهر", "استان قیریق‌قلعه", "استان قونیه", "استان قیصریه", "استان قرامان", "استان نوشهر", "استان نیغده", "استان یوزگات", "ناحیه آناتولی شرقی", "استان اردهان", "استان ارزروم", "استان ارزنجان", "استان آغری", "استان الازیغ", "استان ایغدیر", "استان بتلیس", "استان بینگول", "استان تونج‌ایلی", "استان حکاری", "استان سعرد", "استان قارص", "استان ملطیه", "استان موش", "استان وان", "ناحیه مرمره", "استان ادرنه", "استان استانبول", "استان بالیکسیر", "استان بورسا", "استان بیله‌جک", "استان تکیرداغ", "استان چاناق‌قلعه", "استان سقاریه", "استان قوجاایلی", "استان قرقلرایلی", "استان یالوا", "ناحیه مدیترانه", "استان آدانا", "استان اسپارتا", "استان آنتالیا", "استان بوردور", "استان ختای", "استان عثمانیه", "استان قهرمان مرعش", "استان مرسین", "ناحیه آناتولی جنوب شرق", "استان آدیامان", "استان باتمان", "استان دیاربکر", "استان شانلی‌اورفه", "استان شرناق", "استان غازی عینتاب", "استان کیلیس", "استان ماردین", "دغوبایزید", "چاتالجا", "الازیغ مادنی", "گلیبولو", "استان چاناق قلعه", "گنچ", "قوزان (ترکیه)", "شبین قره‌حصار", "استان گیرسون", "سیورک", "سلوکیه (ترکیه)" ]
[ "استان‌های ترکیه", "تقسیمات اداری سطح اول بر پایه کشور", "زیربخش‌های کشور آسیا", "زیربخش‌های کشور اروپا", "فهرست‌های تقسیم‌بندی کشوری", "فهرست‌های زیربخش‌های ترکیه", "فهرست‌های مرتبط با جغرافیای ترکیه" ]
1,391
استان باتنه
2
107
0
[ "باتنه (استان)" ]
false
90
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "استان باتنه" }, { "Item1": "native_name", "Item2": "ولایه باتنه، اس شاویث باثنث" }, { "Item1": "native_name_lang", "Item2": "ar" }, { "Item1": "type", "Item2": "[[استان‌های الجزایر]]" }, { "Item1": "image_skyline", "Item2": "The headquarters of the wilaya of Batna.jpg" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Algeria 05 Wilaya locator map-2009.svg" }, { "Item1": "latd", "Item2": "۳۵" }, { "Item1": "latm", "Item2": "۴۷" }, { "Item1": "longd", "Item2": "۰۶" }, { "Item1": "longm", "Item2": "۰۳" }, { "Item1": "coordinates_type", "Item2": "region:DZ-05_type:adm1st" }, { "Item1": "coordinates_display", "Item2": "inline,title" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "seat_type", "Item2": "[[پایتخت]]" }, { "Item1": "seat", "Item2": "[[باتنه، الجزایر]]" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "[[PPA]] president" }, { "Item1": "leader_name", "Item2": "Mr. Soltani El Arbi ([[جبهه آزادی‌بخش میهنی]])" }, { "Item1": "leader_title1", "Item2": "[[والی]]" }, { "Item1": "leader_name1", "Item2": "Mr. Bouazgui Abdelkader" }, { "Item1": "unit_pref", "Item2": "Metric" }, { "Item1": "area_total_km2", "Item2": "۱۲۱۹۲" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "۱۱۲۸۰۳۰" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "۲۰۰۸" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "timezone1", "Item2": "[[زمان اروپای مرکزی]]" }, { "Item1": "utc_offset1", "Item2": "+۰۱" }, { "Item1": "area_code_type", "Item2": "[[پیش‌شماره تلفن]]" }, { "Item1": "area_code", "Item2": "+۲۱3 (0) ۳۳" }, { "Item1": "blank_name_sec1", "Item2": "[[بخش‌ها]]" }, { "Item1": "blank_info_sec1", "Item2": "۲۱" }, { "Item1": "blank1_name_sec1", "Item2": "[[Municipalities]]" }, { "Item1": "blank1_info_sec1", "Item2": "۶۱" } ], "Title": "settlement" }
باتنه نام یکی از استان‌های کشور الجزایر است.
[ "استان‌های الجزایر", "فهرست کشورهای مستقل", "پایتخت", "باتنه، الجزایر", "People's Provincial Assembly", "جبهه آزادی‌بخش میهنی (الجزایر)", "والی", "زمان اروپای مرکزی", "پیش‌شماره تلفن", "بخش‌های الجزایر", "Communes of Algeria", "الجزایر" ]
[ "استان باتنه", "استان‌های الجزایر", "شهرداری‌های الجزایر" ]
1,393
ترکمن‌صحرا
2
193
0
[ "تركمن‌صحرا", "ترکمن صحرا", "ترکمنصحرا", "تركمن صحرا", "تركمنصحرا", "ترکمان صحرا", "تركمان صحرا" ]
false
64
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ترکمن صحرا دختربچه ترکمن در لباس محلی ترکمن صحرا منطقه‌ای در شمال شرقی ایران است و مناطق بزرگی از استان‌های گلستان و خراسان شمالی را شامل میشود و شهرهای گنبد کاووس، بندر ترکمن، آق‌قلا، مراوه‌تپه، کلاله، سیمین‌شهر، گمش‌تپه، نگین‌شهر، انبار آلوم، داشلی برون ، فراغی و گلیداغ را در بر می‌گیرد. ترکمن‌صحرا جلگه‌ای رسوبی هموار است که از عقب‌نشینی دریای خزر و تجمع رسوبهای رودهایی نظیر اترک و آق سو به وجود آمده‌است. این جلگه عریض‌ترین بخش جلگه‌های خزری است که شمال استان‌های گلستان و خراسان شمالی را در بر می‌گیرد. از لحاظ موقعیت جغرافیایی این منطقه از مغرب به دریای خزر و از شمال به جمهوری ترکمنستان محدود می‌شود که با طول ۴۰۰ کیلومتر از غرب به شرق گسترده‌است و از مشرق به خراسان و منطقه نیمه‌خشک بجنورد و دره‌گز و از جنوب به کوهپایه‌های جنگلی البرز شمالی محدود است. شیب زمین از جنوب به شمال و از شرق به غرب در امتداد شبکه آبها و رودهایی که به دریای خزر می‌ریزد کاهش می‌یابد. زمین‌شناسی و خاک زمین‌شناسی و خاک ترکمن صحرا این منطقه از رسوبات آبرفتی دوران چهارم زمین‌شناسی انباشته شده‌است که بهترین منبع ذخیره‌کننده آب زیرزمینی است. این آبرفتها دارای بافت سست و ریز بوده، درجه سختی آنها بسیار کم است (رس، ماسه، مارن) و در نتیجه نه آنچنان ریز چسبنده‌است و نه آنچنان سخت و سنگی، بلکه برای رویش گیاه و نفوذ آب امکانات را دارد. بغیر از چند تپه ماسه‌ای (نهشته‌های بادی از نوع لس) ناهمواری چندانی در سطح دشت مشاهده نمی‌شود. تپه‌هایی که در سطح منطقه‌است به زبان محلی قره‌دفه (سیاه‌تپه)، قیزلاردفه (تپه دختران)، یاریم‌دفه (نیم‌تپه)، کوموش‌دفه (تپه‌نقره‌ای) و… نامیده می‌شوند که البته این تپه‌ها از نظر تغییرات اقلیمی و رویش گیاهی نقش تعیین‌کننده‌ای ندارند. ارتفاع دشت که در ساحل دریا (بندرترکمن) ۲۰- متر است به سمت مشرق در حوالی گوکجه‌داغ در شمال‌شرق گنبد به ارتفاع بیش از ۵۰۰ متر افزایش می‌یابد. از سمت مشرق، منطقه ناهموار کلاله، مینودشت، گلیداغ، قره‌بلخان، مراوه‌داغ و حصارچه شروع شده و کم‌کم به تپه‌های جنگلی البرز شمالی و خراسان غربی متصل می‌شود. کشت پنبه در ترکمن صحرا خاک منطقه از جنوب به شمال از نظر هوموس و میزان باروری فقیرتر می‌شود تا جایی که خاکهای مرغوب مناطق جنوبی جای خود را به خاکهای شور و بیابانی حوالی رود اترک و نوار مرزی در شمال استان گلستان می‌دهد. سطح دشت پوشیده از خاکهای قهوه‌ای رسوبی نسبتا ریز بافت است که امکان رویش علف و بوته‌ها شامل چمن و گیاهان نیمه‌خشک را فراهم آورده‌است. در این نوع خاک امکان کشت غلاتی نظیر گندم و جو و گیاهانی مثل پنبه، برنج و سبزیجات کاملا فراهم است که علاوه بر تولید مواد غذایی، مقداری مرتع مصنوعی هم برای دامها فراهم می‌شود (بقایای گندم و سایر محصولات زراعی). در بخش شوره‌زارهای شمال و شمال‌غرب و در قسمت غرب دشت در حدود اترک‌رود- که شهر گنبدکاووس در آن واقع است- نوعی بیابانی وجود دارد. آب و هوا دامپروی در ترکمن صحرا این منطقه از لحاظ آب و هوایی، پوشش گیاهی، خاک و زندگی جانوری از سایر مناطق شمال کشور (گیلان و مازندران) متمایز است و این با کاهش ریزشهای جوی، رطوبت نسبی هوا و افزایش درجه حرارت از غرب به شرق مشخص می‌شود به طوری که برای مثال می‌توان اختلاف ریزشهای جوی را که در بابلسر۸۶۸ میلیمتر است و در گرگان به ۶۳۵ میلیمتر و در حوالی گنبد به ۴۷۲ میلیمتر کاهش می‌یابد در نظر گرفت، (سالنامه هواشناسی کشور- سال ۱۳۶۳)پوشش گیاهی ترکمن صحرا این اختلافات از ترکیب آب و هوایی منطقه ناشی می‌شود و از دیدگاه هواشناسی خود بخشی جداگانه‌است اما پدیده‌هایی از قبیل دوری از ارتفاعات البرز، کاهش رطوبت بادهای غربی و عبور جریانهای هوایی سرد و خشک سپری از صحرای قراقوم را که بسیار کم باران است باید موثر دانست. ضمن اینکه شمال این منطقه ادامه صحرای خشک و نیمه‌خشک جمهوری ترکمنستان است. ماه بهمن پربارانترین و ماه تیر خشک‌ترین ماه سال در این منطقه‌است. درجه حرارت نیز از مغرب به مشرق افزایش می‌یابد به طوری که در تابستان در بعضی از نقاط صحرایی دمای بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد نیز مشاهده شده‌است. درجه حرارت نقاط مختلف یکسان نیست. هر چه از غرب به شرق و از جنوب به شمال برویم بر دمای محیط افزوده می‌شود. برای نمونه با توجه به یافته‌های هواشناسی دو ایستگاه گرگان و گنبدکاووس می‌بینیم که میانگین دمای سالانه گرگان ۳۵/۱۷ درجه سانتیگراد و گنبد کاووس ۶/۱۷ درجه سانتیگراد است. با توجه به اینکه ارقام مربوط به میانگین دمای سالانه در یک نقطه نمی‌تواند گویای وضعیت کلی دما در آن منطقه باشد باید به ارقام حداکثر و حداقل مطلق (بیشینه و کمینه) دمای سالانه نیز توجه کرد. کمترین دمای سالانه ایستگاه گرگان ۶/۹- درجه سانتیگراد و در ایستگاه گنبد ۵/۱۴- درجه سانتیگراد در دیماه گزارش شده‌است. بیشترین دمای سالانه نیز در ایستگاه گرگان در تیرماه ۶/۴۳ درجه سانتیگراد و در ایستگاه گنبد در تیرماه ۴۶ درجه سانتیگراد ثبت شده‌است. از نظر تعداد روزهای یخبندان در سال نیز در نقاط گوناگون استان تفاوتهایی مشاهده می‌شود به طوری که در ایستگاه گرگان ۱/۱۳ روز و در ایستگاه گنبد ۸/۳۰ روز در طول سال یخبندان ثبت شده‌است. همچنین تعداد ماه‌های همراه با یخبندان در ایستگاه گرگان ۵ ماه و در ایستگاه گنبد ۶ ماه گزارش گردیده‌است بنابراین بارز است که بیشترین میزان تبخیر در نواحی شمالی و کمترین میزان در نواحی جنوبی صورت می‌گیرد. سردترین ماه‌ها در منطقه دی و بهمن است با ۷/۱ و ۴/۰- درجه سانتیگراد در ایستگاه گنبد ثبت شده‌است و گرمترین ماه‌ها خرداد، تیر و مرداد به ترتیب با ۲/۳۱، ۱/۳۷ و ۲/۳۳ درجه سانتیگراد است. اختلاف از نقطه‌ای به نقطه دیگر را باید بیشتر معلول عوامل محلی مانند اختلافات ارتفاع یا بادهای محلی دانست. بادهای مرطوب غربی از جمله بادهای غالب منطقه‌است که در طول زمستان از غرب به شرق و جنوب‌شرقی می‌وزد و اغلب باران‌زاست. از دیگر بادهای منطقه باد سرد و خشک شمال‌شرقی است که از سیبری می‌وزد و فاقد رطوبت است و در منطقه به نام محلی ترکمنی «سورتیک» (Sortik) شناخته می‌شود. طبق آمار اختلاف درجه حرارت فصلی به وضوح در منطقه ترکمن‌صحرا مشهود است و پاییز و زمستان آن مرطوب است. از اینرو شمال این منطقه (بخش شمالی بندرترکمن، گنبدکاووس، مراوه‌تپه و آق‌قلا) جزو قلمرو آب و هوای نیمه‌بیابانی یا نیمه‌خشک قرار می‌گیرد و مناطق جنوبی این منطقه (از جمله جنوب بندرترکمن و جزیره آشوراده) جزو مناطق معتدل با آب و هوای شبه مدیترانه به حساب می‌آید و هر چه از مشرق به طرف غرب ترکمن‌صحرا برویم آب و هوا معتدل‌تر می‌شود. منابع آب مهم‌ترین منابع آبی در سطح ترکمن‌صحرا رودهایی دائمی هستند که عبارت‌اند از:گرگان رود در ترکمن صحرا ۱- رود گرگان: مهم‌ترین رود صحرای ترکمن است که از کوه آلاداغ (حوالی بجنورد) سرچشمه می‌گیرد و در جهت شرق به غرب جریان یافته، در مسیر خود تا شرق منطقه گوکلان (از مناطق کوهستانی گنبد) با عمق نسیتا زیاد عبور می‌کند، سپس وارد دشت گرگان شده، از شهرهای گنبدکاووس و آق‌قلا عبور کرده پس از طی حدود ۳۰۰ کیلومتر در حوالی خواجه‌نفس از توابع بندرترکمن به دریای خزر می‌ریزد. به علت پایین بودن سطح آب رود گرگان، استفاده از آن در امور زراعت تنها به‌وسیله تلمبه یا سد امکان دارد. آب آن بسیار گل‌آلود بوده، مهم‌ترین منبع آبی مردم این منطقه برای زراعت و مصرف دامها است. سد مخزنی خاکی وشمگیر که حدود ۵۰ هکتار از اراضی اطراف را مشروب می‌سازد بر روی این رود احداث شده‌است. ۲- رود اترک: به طول ۵۰۰ کیلومتر، از بزرگ‌ترین رودهای ایران است که از دامنه‌های غربی کوه هزارمسجد (حوالی قوچان) سرچشمه گرفته و از شرق به غرب به موازات رود گرگان جریان یافته، پس از عبور از دره‌های کوهستانی و تنگه‌های باریک در شرق، با یک قوس به سوی دشتهای ساحلی تغییر جهت می‌دهد و در خلیج حسنقلی به دریای خزر می‌ریزد. اهمیت این رود به سبب مشروب کردن اراضی خشک و نیمه‌خشک ایران و جمهوری ترکمنستان است. ۳- رود قره‌سو: این رود از کوه‌های شرقی گرگان سرچشمه گرفته و پس از طی مسیری از شرق به غرب به طول هشتاد کیلومتر به خلیج گرگان در دریای خزر می‌ریزد. رود قره‌سو به علت موقعیتش، آب تمام رودهای کوچک حوضه خود را که در دامنه شمالی البرز جریان دارد به طرف خود می‌کشاند که بدین ترتیب دشت گرگان و رود اترک در قسمت سفلای خود سهمی از آبهای دامنه شمالی البرز دریافت نمی‌کنند. چنین وضعی باعث ظهور دو منطقه متباین طبیعی در دو سوی شمالی و جنوبی آن شده‌است که جنوب آن دارای جنگلهای انبوه و شمال ان با مشخصات دشت شامل چمنهای موقتی و علفزار است. پوشش گیاهی - بی‌بی شیروان پوشش گیاهی ترکمن صحرا پوشش گیاهی ترکمن صحرا به عملکرد پدیده آب وهوایی، ارتفاع و موقعیت جغرافیایی و خاک منطقه ارتباط مستقیم دارد و این میان، خاک، درجه حرارت و رطوبت از مهم‌ترین عوامل تعیین کننده در نوع و زمان رشد گیاهان منطقه به شمار می‌رود. پوشش گیاهی شمال گرگانرود نسبت به جنوب آن فقیرتر است و اغلب گیاهان‌شورپسند و مقاوم در برابر خشکی نظیر اشنیان و گز که برای پرورش شتر و بز و تا حدودی گوسفند مناسب است می‌روید و برعکس در جنوب رود گرگان، پوشش گیاهی بسیار غنی است و انواع گیاهان چمنی و تیره گندمان نظیر جو خودرو، به علاوه گیاهان متنوع دیگر نظیر برموس، فالاریس و دم در آن می‌روید که برای پرورش گوسفند و گاو مناسب است. زندگی جانوری پرندگان ترکمن صحرا جانوران این منطقه از انواع جانوران منطقه نیمه بیابانی تا جنگلی (طوقه جانوری پاله آرکتیک) است و می‌توان از گرگ، روباه (روباه ترکمنی) و کفتار، خرگوش، موش صحرایی، جوجه تیغی، مار و آهو در بخش شرقی آن، پرندگانی مثل اردک و غاز در مردابها و چمنزارهای مرطوب، کبوتر چاهی، گنجشک، سار، دراج و قرقاول در بخش جنوبی و تیره‌های مختلف شاهین و عقاب در شمال منطقه نام برد. در رودها و آبهای ساحلی دریای خزر نیز انواع ماهیهای شمال ایران به فور یافت می‌شود که صید آنها مشغله اصلی مردم بندر ترکمن، خواجه نفس و کمش تپه‌است. به علت قرارگرفتن ترکمن صحرا بین مناطق مرطوب و جنگلی البرز شمال و خشک و بیابانی ترکمنستان در شمال و منطقه نیمه خشک مرتفع در شرق بجنورد، تربیت انواع دامها در این منطقه مقرون به صرفه‌است. از جمله:پرورش شتر در ترکمن صحرا ۱- اسب و گاو که در مناطق چمنزار و آب کافی تربیت می‌شود (جنوب گرگان و شرق گنبد) ۲- گوسفند و بز که در مناطق نیمه خشک استپی و نیمه مرطوب تربیت می‌شود. (بخش‌های مرکزی، جنوبی و شرقی منطقه) ۳- شتر که در شمال رود گرگان و بخش‌های شمالی منطقه بویژه ریگزارها و شوره‌زارهای شمال و شمال شرقی که دارای هوای خشک و رطوبت کم است تربیت می‌شود. به تبعیت از ویژگیهای آب وهوایی، پوشش گیاهی، ارتفاع و زندگی جانوری این منطقه را می‌توان به سه بخش اکولوژیکی تقسیم کرد: منطقه جنوبی که ناحیه‌ای جنگلی و مرطوب است با بارش سالیانه بیش از ۵۰۰ میلی‌متر و از نظر شکل زمین عموما به شکل تپه‌است که کم‌کم به دامنه‌های ملایم البرز شمالی وصل می‌شود و مهم‌ترین منطقه پرورش گاو و گوسفند است. منطقه مرکزی شمال علی‌آباد، رامیان و گوکلان که بخش وسیعی را به نام دشت گرگان دربرمی‌گیرد و بین منطقه جنوب و رودگرگان واقع است که مهم‌ترین بخش زراعی منطقه نیز به شمار می‌رود. اقلیم معتدل و نیمه‌خشک مشخصه بارز این حوزه‌است و پوشش گیاهی آن نیز چمن و استپ نیمه‌خشک است. منطقه شمالی که بین رودهای گرگان و اترک واقع شده؛ گنبد کاووس، آق قلا، مراوه تپه، داشلی برون، بندر ترکمن و کمش تپه را دربرمی‌گیرد که محل اصلی سکونت اقوام ترکمن است و کشت غلات و پرورش اسب و گوسفند در آنجا رایج است شناخت تاریخی - بی‌بی شیروان تپه‌های باستانی انوشیروان در ترکمن صحرا علایم بتونی دیوار تاریخی جرجان (گنبد قدیم) که زیر خاک مدفون شده است منطقه ترکمن صحرا و دشت گرگان تاریخی بسیار کهن دارد. این منطقه به علت همجواری با شهرها، مناطق باستانی معروفی چون داهه، نیشابور، مرگیانا (مرو)، نیسا (نسا)، تپورستان (طبرستان) و کومش است. اکثریت نسبی جمعیت ترکمن صحرا را ترکمنها تشکیل می‌دهند که مردمانی ترکمن زبان و اهل سنت(حنفی) هستند. قدیمی‌ترین یافته‌های باستان‌شناسی منطقه شمال سفالینه‌ها و دست ساخته‌های بشر، پیشینه سکونت و زیست در این منطقه را به بیش از هفت هزار سال پیش می‌رساند. با وجود جدیدالتاسیس بودن بندر ترکمن، شهرستان ترکمن دارای پیشینه تاریخی کهنی است. وجود گورستان و تپه باستانی کمیش تپه کوچک، دیوار تاریخی گرگان (دیوار قزل آلان) یا دیوار ترکمن صحرا در شمال شهرستان اق قلا، جزیره آبسکون، جزیره استراتژیک آشوراده در غرب بندر ترکمن، پیشینه سکونت در این شهرستان را به سالیان بسیار دورتر برمی‌گرداند. ترکمن‌های ایران ترکمن‌های خراسان
[ "ایران", "استان گلستان", "استان خراسان شمالی", "گنبد کاووس", "بندر ترکمن", "آق‌قلا", "مراوه‌تپه", "کلاله", "سیمین‌شهر", "گمش‌تپه", "نگین‌شهر", "انبار آلوم", "داشلی برون", "فراغی", "گلیداغ", "دریای خزر", "اترک", "آق سو", "جلگه", "خراسان شمالی", "ترکمنستان", "بجنورد", "البرز", "آلاداغ", "گوکلان", "رود قره‌سو", "گرگان", "گرگ", "روباه", "روباه ترکمنی", "کفتار", "خرگوش", "جوجه تیغی", "مار", "آهو", "اردک", "غاز", "کبوتر چاهی", "گنجشک", "سار", "دراج", "قرقاول", "شاهین", "عقاب", "اسب", "گاو", "گوسفند", "بز", "شتر", "گرگان رود", "محمد رضا بیگدلی", "ترکمنهای ایران", "ترکمن", "اهل سنت", "حنفی", "ترکمن‌های ایران", "ترکمن‌های خراسان" ]
[ "ترکمن‌صحرا", "استان گلستان", "ترکمن‌ها", "جغرافیای ایران", "منطقه‌های جغرافیایی ایران" ]
1,394
مخدوم‌قلی فراغی
1
78
0
[ "مختومقلي فراغي", "مختومقلی فراغی", "مختوم‌قلي فراغي", "مختوم قلی فراغی", "مختومقلی", "مختوم قلي فراغي", "مختومقلي", "مختوم‌قلی فراغی" ]
false
20
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "مخدوم‌قلی فراغی" }, { "Item1": "image", "Item2": "1959 CPA 2364.jpg" }, { "Item1": "image_size", "Item2": "200px" }, { "Item1": "birth_place", "Item2": "[[حاجی‌قوشان]]، [[گنبد کاووس]]، [[ترکمنستان]]" }, { "Item1": "death_date", "Item2": "ح." }, { "Item1": "resting_place", "Item2": "[[آق‌تقه قدیم]]، [[ترکمن صحرا]]" }, { "Item1": "occupation", "Item2": "شاعری" }, { "Item1": "language", "Item2": "[[زبان ترکمنی]]" }, { "Item1": "ethnicity", "Item2": "[[ترکمن‌ها]]" }, { "Item1": "influences", "Item2": "[[خیام]]" } ], "Title": "writer" }
مخدوم‌قلی فراغی (مختوم‌قلی هم نوشته‌اند) (زاده ۱۱۰۲ خورشیدی _ درگذشته ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۶ خورشیدی ) شاعر ترکمن است که از بزرگترین شاعران زبان ترکمنی و یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های مردم ترکمن به‌شمار می‌آید. وی در اشعار خود بیشتر به مسایل اجتماعی و سیاسی می‌پرداخت. زندگی شخصی مخدوم‌قلی در سال ۱۱۰۲ هجری شمسی در روستای حاجی‌قوشان در شمال شرق گنبد کاووس به دنیا آمد. واژه مخدوم به معنی «خدمت‌کرده‌شده»، فرد دارای خدمتکار، و سرور است و قلی به معنای غلام؛ و مخدوم‌قلی به معنای «غلام سرور». برپایه برخی منابع محل تولد وی در منطقه‌ای به نام گینگ جای نزدیک مراوه‌تپه بوده‌است. پدرش دولت محمد آزادی از شاعران سرشناس قرن دوازدهم ترکمن و گوگلان و مادرش ارازگل از طایفه گوکلان، تیره گرکز بودند. تحصیلات ابتدایی و زبان‌های فارسی و عربی را نزد پدر خود آموخت، سپس برای تحصیل به مدرسه شیرغازی در خیوه رفت و پس از آن سفرهای دیگری نیز داشت؛ از جمله به بخارا و افغانستان و هندوستان. او در جوانی عاشق دخترخاله خود منگلی شده بود که نتوانست به او برسد، پس از کشته شدن برادر بزرگ‌تر خود عبدالله در افغانستان که به درخواست احمد شاه درانی (بنیانگذار افغانستان فعلی) به آن‌جا رفته بود با بیوه برادر خود به نام آق قیز ازدواج کرد و از او دو فرزند به نام‌های بابک و ابراهیم داشت که هر دو در کودکی از دنیا رفتند. بر پایه برخی منابع مختومقلی در سال ۱۱۶۹ ه‌.ش در کنار چشمه اباساری در دامنه کوه سونگی داغ درگذشت. او را در کنار روستای آق تقه در ۴۰ کیلومتری غرب مراوه‌تپه (شمال شرق استان گلستان) و در جوار آرامگاه پدرش به خاک سپردند. شعر مخدوم‌قلی در شعر خود مسائل اجتماعی و سیاسی را مورد توجه قرار داده و به اتحاد ترکمن‌ها و تقبیح جنگ‌های آن دوران بخصوص حمله نادرشاه افشار می‌پردازد. او در مورد حمله نادر به ترکمن‌ها با وجود کمک‌های قبلی ترکمن‌ها در اوایل حکومت او شعری گفته که در آن نادر را فتاح و محکوم به فنا می‌نامد و از عواقب کشتار آگاه می‌کند: بوگون شاه سن ارتیر گدای بولارسن ایلدن گوندن جدا بولارسن قازانارسن چوخ گناه نی سن فتاح بیرگون جانین چیقیپ فدا بولارسن امروز شاهی، فردا گدایی از ایل و زمان جدایی خیلی گناهکاری‌ای فتاح عاقبت روزی کشته و فدایی پیش‌بینی او بزودی با ترور نادر شاه توسط یکی از اقوام خود به واقعیت پیوست. او هم‌چنین مسائل اجتماعی هم‌چون چندهمسری، سوادآموزی و نقش زنان در جامعه، فقر و اختلاف طبقاتی و معضل مواد مخدر را مورد توجه قرار می‌دهد. او به دلیل اعتراض به ریاکاری دینی عالمان دورو و کنایاتش به روحانیان و صوفیان مورد تحریم قرار گرفته و محاکمه شده و به‌طور کلی مورد غضب اغلب خان‌ها و قدرتمندان زمان خود بود. آرامگاه آرامگاه مخدوم‌قلی فراقی در دهه ۱۳۷۰ آرامگاهی برای مختوم‌قلی فراقی ساخته شد. ساخت این آرامگاه در سال ۱۳۷۸ پایان یافت و در ۲۸ اردیبهشت هم‌زمان با سال‌گرد تولد او با حضور و سخنرانی صفر مراد نیازوف رئیس‌جمهور وقت ترکمنستان و عطاالله مهاجرانی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد ایران افتتاح شد. در زادروز فراقی همواره جمعیت زیادی از مردم منطقه و مقامات دولت ایران و ترکمنستان برای برگزاری مراسم به این آرامگاه می‌آیند. اهمیت بیشتر اشعار او در جنگ‌های آن دوران (جنگ‌های ترکمن‌ها با حکومت قاجار ایران، خان‌نشین خیوه و خان‌نشین بخارا و نیز جنگ‌های بین قبایل ترکمن) نابود شده، اشعار باقی‌مانده او در دهه ۱۸۷۰ توسط آرمینیوس وامبری، جهانگرد و خاورشناس مجار گردآوری شده و در کتابخانه بریتانیا نگهداری می‌شود. سه دهه پیش از وامبری هم مختومقلی توسط دو پژوهشگر لهستانی به نام‌های بوریهو و آلکساندر شودزکو به دنیا معرفی شده‌بود. محمدعلی جمالزاده مخدوم‌قلی را فردوسی ترکمانان نامیده‌است.
[ "حاجی‌قوشان", "گنبد کاووس", "ترکمنستان", "آق‌تقه قدیم", "ترکمن صحرا", "زبان ترکمنی", "ترکمن‌ها", "خیام", "هجری خورشیدی", "ذنوبی", "ترکمن", "دولت محمد آزادی", "شاعر", "ترکمن و گوگلان", "گوکلان", "گرکز", "فارسی", "عربی", "مدرسه شیرغازی", "خیوه", "بخارا", "افغانستان", "هندوستان", "احمد شاه درانی", "سونگی داغ", "آق تقه", "مراوه‌تپه", "استان گلستان", "اجتماعی", "سیاسی", "نادرشاه افشار", "چندهمسری", "سوادآموزی", "فقر", "مواد مخدر", "ریا", "روحانی", "صوفی", "صفر مراد نیازوف", "عطاالله مهاجرانی", "قاجار", "خان‌نشین خیوه", "خان‌نشین بخارا", "آرمینیوس وامبری", "مجارستان", "بریتانیا", "لهستان", "محمدعلی جمالزاده", "فردوسی" ]
[ "اهالی ترکمن ایران", "اهالی گنبد کاووس", "تاریخ ترکمنستان", "ترکمنستان", "ترکمن‌های اهل ایران", "درگذشتگان دهه ۱۸۰۰ (میلادی)", "رهبران مذهبی اهل ترکمنستان", "زادگان ۱۷۲۴ (میلادی)", "شاعران مرد اهل ایران", "شاعران ترکمن", "صوفیان اهل ترکمنستان" ]
1,395
دولت‌محمد آزادی
3
30
0
[ "دولت‌محمد آزادي", "دولت محمد آزادی", "دولت محمد آزادي", "دولت‌محمد ازادی", "دولت محمد ازادي", "دولت محمد ازادی", "دولت‌محمد ازادي" ]
false
7
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
آرامگاه دولت‌محمد آزادی و پسرش مختومقلی، ۱۳۸۸ دولت محمد آزادی (۱۱۱۲ ه. ق - ۱۱۷۴ ه. ق) یکی از شاعران ترکمن‌زبان از اهالی ترکمن‌های ایران در قرن دوازدهم هجری قمری و پدر مختومقلی فراغی شاعر ملی ترکمنان است. زندگی شخصی دولت محمد (دولت مامد) در نواحی اطراف رود اترک متولد شد و تحصیلات اولیه را از پدرش مختومقلی دیوئه‌چی آموخت و پس از آن برای تحصیل بیشتر به خیوه رفت. دولت محمد در میانسالی با زنی به نام ارازگل ازدواج کرد، شش فرزند به نام‌های محمدصفا، عبدالله، مختومقلی، قاهرقلی (نوادگان او در جرگلان، شهرستان بجنورد زندگی می‌کنند)، قولچه و زبیده از او داشت که محمدصفا و عبدالله در جوانی به سپاه احمد شاه درانی پیوسته و در جنگ کشته شدند. پس از مرگ ارازگل با زنی قزاق ازدواج کرده و چاقی و یاری از او به دنیا آمدند که نوادگان آن‌ها هم اکنون در قاری قلعه ساکن هستند. او در ۱۱۷۴ هجری (۱۷۶۰ میلادی) درگذشت و مزار او در روستای آق تقه در غرب مراوه تپه (در جوار مقبره فرزندش) قرار دارد. نویسندگی آزادی لقب ادبی دولت محمد بود. او گرایش مذهبی زیادی داشت و در آثاری به نام‌های مناجات‌نامه و مختصر (با حاشیه مختومقلی) به مسائل دینی پرداخته است. او در مهمترین کتاب خود به نام وعظ آزادی به اهمیت گسترش دانش و کاهش اختلاف طبقاتی برای پیشرفت جامعه خویش اشاره داشته‌است.
[ "زبان ترکمنی", "ترکمن‌های ایران", "مختومقلی فراغی", "ترکمن", "رود اترک", "خیوه", "جرگلان", "شهرستان بجنورد", "احمد شاه درانی", "قزاق", "قاری قلعه", "آق تقه", "مراوه تپه" ]
[ "اهالی بجنورد", "اهالی ترکمن ایران", "ترکمن‌ها", "درگذشتگان ۱۱۳۸", "زادگان ۱۰۷۸", "شاعران ترکمن", "شاعران مرد اهل ایران" ]
1,396
ادبیات توده
0
19
0
[ "ادبيات توده" ]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ادبیات توده یا ادبیات عامیانه به آن دسته از ادبیات گفته می‌شود که بیشتر به گونه شفاهی از نسل‌های پیشین سینه به سینه به زمان ما رسیده است و در میان توده مردم رواج دارد. ادبیات تودگانه در زبان پارسی به گونه‌های زیادی نمود یافته است از جمله: مثل‌ها و ضرب‌المثل‌ها متلک‌ها معماها لغزها چیستان دوبیتی‌ها فهلویات تقلید از زبان جانوران ترانه‌ها آوازها قصه‌ها متل-راز حکایات راجع به جانوران افسانه‌ها (برای نمونه گوهر شب‌چراغ، جابلقا و جابلسا) تئاتر و نمایشهای توده: (نمایش تقلید، پهلوان کچل، خیمه شب بازی، تعزیه) تصنیف‌های عامیانه کتابهای تفریحی توده (نمونه: رمز حمزه حسین کرد، امیرارسلان، چهل طوطی، اسکندر نامه، شنگول و منگول، خاله سوسکه، خسرو و دیوزاد، کلثوم ننه، بهرام و گل‌اندام، عاق والدین و جزاینها) رمانهای پهلوانی طومارهایی که در قهوه خانه می‌خوانند. نقالی و شاهنامه‌خوانی مرثیه در مرگ اشخاص سرشناس اشعاری که به مناسبت عید نوروز خوانده می‌شود.
[ "توده", "پارسی", "مثل", "ضرب‌المثل", "متلک", "معما", "لغز", "چیستان", "دوبیتی", "فهلویات", "ترانه", "آواز", "قصه", "متل", "افسانه", "گوهر شب‌چراغ", "جابلقا و جابلسا", "تئاتر", "نمایش تقلید", "پهلوان کچل", "خیمه شب بازی", "تعزیه", "امیرارسلان", "چهل طوطی", "اسکندر نامه", "شنگول و منگول", "خاله سوسکه", "خسرو و دیوزاد", "کلثوم ننه", "بهرام و گل‌اندام", "قهوه خانه", "شاهنامه‌خوانی", "مرثیه", "نوروز" ]
[ "ادبیات بر پایه سبک", "ادبیات عامیانه" ]
1,398
فهرست‌های کتاب‌های فارسی
0
15
0
[ "فهرست كتاب‌هاي فارسي", "فهرست کتاب های فارسی", "کتاب‌های فارسی", "فهرست کتاب‌های فارسی", "فهرست هاي كتاب هاي فارسي", "فهرست های کتاب های فارسی", "فهرست كتاب هاي فارسي", "كتاب هاي فارسي", "کتاب های فارسی" ]
false
8
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فهرست فرهنگ‌های فارسی فهرست کتاب‌های دینی به فارسی فهرست کتاب‌های علمی به فارسی فهرست کتاب‌های رمان به فارسی فهرست کتاب‌های کودکان و نوجوانان به فارسی فهرست کتاب‌های تاریخ و جغرافی به فارسی فارسی
[ "فهرست فرهنگ‌های فارسی", "فهرست کتاب‌های دینی به فارسی", "فهرست کتاب‌های علمی به فارسی", "فهرست کتاب‌های رمان به فارسی", "فهرست کتاب‌های کودکان و نوجوانان به فارسی", "فهرست کتاب‌های تاریخ و جغرافی به فارسی" ]
[ "فهرست‌های کتاب‌ها", "کتاب‌های فارسی", "فهرست‌ها" ]
1,399
کابل
2
1,170
0
[ "كابل", "کابل جدید", "کابل نو", "شهر کابل", "تاریخ کابل", "تاريخ كابل", "كابل جديد", "كابل نو", "شهر كابل", "کابل (شهر)", "Kabul" ]
false
972
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "elevation_m", "Item2": "۱۷۹۱" }, { "Item1": "postal_code", "Item2": "100X, 101X, 105X, 106X" }, { "Item1": "area_code", "Item2": "[[(+93) 20]]" }, { "Item1": "blank_name", "Item2": "[[سامانه طبقه‌بندی اقلیمی کوپن]]" }, { "Item1": "blank_info", "Item2": "[[اقلیم نیمه‌خشک]]" } ], "Title": "settlement" }
کابل ، پایتخت جمهوری اسلامی افغانستان مطابق تخمین سال ۲۰۱۵–۲۰۱۶ با جمعیتی حدود ۳،۶۷۸،۰۳۴ نفر و مساحتی حدود ۲۷۵ کیلومتر مربع است که در ولایت کابل (استان کابل) واقع شده‌است. مرکز این شهر، شامل بافت کهنه و قدیمی ان می‌باشد که مناطق پل خشتی، خوابگاه، کاه فروشی، مرادخانی، ده افغانان، چنداول، شوربازار، سراجی و باغ علیمردان را در بر می‌گیرد. کابل همراه با دیگر توابع (ولسوالی‌ها)، جمعیتی بالغ بر ۴،۳۷۲،۹۷۷ میلیون نفر و مساحتی در حدود ۴۲۵ کیلومتر مربع دارد و در آن از همه قومیت‌های اصلی افغانستان زندگی می‌کنند. بر اساس شواهد رشد شهرنشینی حکایت از مهاجرت گسترده از سایر نقاط افغانستان به این شهر دارد. بر این اساس کابل شصت و چهارمین کلان‌شهر جهان و در رده پنجمین شهر جهان از نظر سرعت رشد جمعیت قرار دارد. کابل مرکز اداری و سیاسی افغانستان می‌باشد و در ۱،۸۰۰ متری بالای سطح دریا در دره‌ای دراز و باریک بین کوه‌های هندوکش را شکافته و در طول دریای کابل امتداد یافته‌است. این شهر همراه با قندهار، هرات و مزار شریف توسط بزرگراه‌های حلقوی که در سرتاسر کشور امتداد یافته وصل شده‌است. کابل همچنین مسیر اصلی شاهراه جلال‌آباد که به سوی پیشاور پاکستان می‌رود می‌باشد. محصولات اصلی کابل شامل میوه تازه و خشک، قالیچه افغان، چرم و محصولات پوست گوسفند، لباس‌ها و اسباب محلی و نسخه‌های محصولات باستانی می‌باشد. جنگ‌های ۱۹۷۸–۲۰۰۱ این صنعت را مختل کرد و به اقتصاد صدمه بسیاری وارد کرد. شهر کابل قدمتی ۳،۵۰۰ ساله دارد؛ پادشاهان بسیاری سالها روی شهر به خاطر موقعیت استراتژیکی آن که در طول مسیرهای جنوب و مرکز آسیا قرار گرفته جنگ می‌کردند. کابل در طول تاریخ توسط امپراتوری‌های بزرگ زمان خودش حکومت می‌شده‌است. در حدود ۵ قرن قبل از میلاد مسیح توسط هخامنشیان و بعدها توسط سلوکیان، پادشاهی موریا، کوشانیان، سلسله مغولان، صفویه، غزنویان و غوریان اداره و کنترل می‌شده‌است. از سال ۱۵۰۴ تا ۱۵۲۶ میلادی، کابل به عنوان مرکز رسمی بابر، سازنده امپراتوری گورکانیان بود. بعد از آن تا سال ۱۷۳۸ زیر سلطنت دهلی بود، که نادر شاه و نیروهای افشاریان به گورکانیان حمله کردند. بعد از مرگ نادرشاه در ۱۷۴۷، شهر به دست احمد شاه درانی افتاد که بسیار سریع آن را در امپراتوری افغان اضافه کرد. در ۱۷۷۶، تیمورشاه درانی کابل را به پایتخت افغانستان مبدل ساخت. از سال ۱۹۸۰، با شروع جنگ بر ضد اتحاد جماهیر شوروی از سوی مجاهدین، شهر به دست گروه‌های جنگ‌طلب متفاوتی افتاد. در بین سال‌های ۱۹۹۲–۱۹۹۶ که جنگ داخلی میان گروه‌های مسلح رقیب و مخالف یکدیگر درگرفت و منجر به حکومت چهار ساله طالبان شد؛ هزاران نفر از شهروندان کابل و مردم غیر مسلح کشته شدند و باعث وارد آمدن صدمات جدی به زیر ساخت‌های کابل و مهاجرت گسترده مردم از کابل و سایر نقاط افغانستان به کشورهای همسایه شد. پس از سقوط طالبان در نوامبر ۲۰۰۱، پس از حمله نیروهای نظامی آمریکا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) به افغانستان، حکومت وقت با همکاری سایر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیت خود را جهت بازسازی زیر ساخت‌های از دست رفته کابل آغاز کرده‌است؛ اگرچه حملات انتحاری طالبان و دیگر شبه‌نظامیان روند بازسازی کابل و افغانستان را کند کرده‌است و شهر کابل هر از چندگاهی شاهد حملات انتحاری با هدف ضربه زدن به حکومت که جان شماری از شهروندان بی‌گناه را می‌گیرد، است. شهر در حال حاضر در حال توسعه‌سازی جدید است. تاریخ قدمت دره کابل قدمتی ۵،۰۰۰ ساله دارد. واژه "کابها" در حدود ۵،۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در ریگ‌ودا و اوستا یاد شده‌است که از دریای کابل یاد کرده‌است. ریگ‌ودا این شهر با عنوان شهری ایدئال تحسین می‌کند و تصویری از بهشت در کوه‌های آن مجسم شده‌است. نظریه‌های دیگری اظهار می‌کنند که این شهر در بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تشکیل شده‌است. جایی که کابل واقع شده‌است، پیش از آن که توسط امپراتوری پارس‌ها، هخامنشیان فتح شود بخشی از امپراتوری مادها بوده‌است. مرجعی به نام "کابورا" وجود دارد که به‌واسطه فرمانروایان امپراتوری هخامنشی (داریوش بزرگ، داریوش دوم و داریوش سوم) تالیف شده، که بعدها پایه‌ای برای استفاده نام کابورا () توسط بطلمیوس شد. آنجا مرکز مزدیسنا بود که بعدها با آیین بودا و آیین هندو همراه شد. اسکندر مقدونی این شهر را بعد از غلبه بر امپراتوری هخامنشیان در ۳۳۰ پیش از میلاد تجسس کرده بود اما هیچ نگارشی از آن ثبت نشد زیرا کابل در آن وقت شهری کوچک بود که در مورد آن کسی چیزی نمی‌نوشت. این ناحیه پیش از اینکه به دست شاهنشاهی مائوریا بیفتد، قسمتی از امپراتوری سلوکیان محسوب می‌شد. پادشاهی هیاطله در ۵۶۵ بعد از میلاد در دومین سده پیش از میلاددولت یونانی بلخ کابل را از ماوریان گرفته بتصرف خویش درآورد. پس از آن زیردستان آن‌ها امپراتوری هندویونانی شهر را در اواسط سده دوم پیش از میلاد به دست خود گرفتند. باختری‌ها شهر پاروپامیز را نزدیک کابل بنیاد کردند، اما در سده اول پیش از میلاد این شهر به ماوریان افتاد. سیتی‌ها (سکاها) در اواسط دهه اول پیش از میلاد هندویونانی‌ها را از شهر بیرون انداختند اما ۱۰۰ سال بعد با روی کار آمدن شاهنشاهی کوشان شهر را از دست دادند. مطابق به تاریخ‌نویسان، نام سانسکریتی کابل کمبوجه می‌باشد. این نام در نوشته‌هایی باستانی در کوفس و کوفن ذکر شده‌است. در سده هفتم پس از میلاد ژوانزونگ این نام را به عنوان کافو بررسی کرده بود و اعلام کرد که این به خاطر لقب یکی از چهار قبیله یوئه‌ژی است که آن‌ها در اوایل مسیحیت در طول کوه‌های هندوکش به سوی دره کابل مهاجرت کرده بودند. این شهر توسط شاهنشاه کوشان، کوجولا کادفیزس در سال ۴۵ میلادی فتح شد و جزو مایملاک امپراتوری کوشان تا اواخر سده سومین پس از میلاد محسوب می‌گردید. در اطراف سالهای ۲۳۰ پس از میلاد، کوشانی‌ها توسط شاهنشاهی ساسانی شکست خوردند و به همراه با هم بیعت‌های ساسانی معروف به هندو-ساسانیان تبدیل شدند. در دوران ساسانیان، شهر با نام «کاپول» در خط پهلوی نامیده می‌شد. در ۴۲۰ میلادی هندو-ساسانیان توسط قبیله خیانیان که با نام «کیدارایتز» نیز شناخته می‌شدند، به بیرون رانده شدند که پس از آن در ۴۶۰ با هیاطله تبدیل شدند. آنجا به بخشی از باقی‌مانده پادشاهی آشینا از کاپیسا که با نام کابل‌شاهان نیز شناخته می‌شود، تبدیل شد. مطابق با تاریخ الهند اثر ابوریحان بیرونی، کابل توسط شاهزادگانی که از تبار ترک‌ها (عثمانی‌ها) بودند اداره می‌شد که برای ۶۰ نسل ادامه پیدا کرد. ترک‌های کابل و هندوها دیوار بزرگ دفاعی را در اطراف شهر به علت محافظت از مهاجمان آینده ساختند. این دیوار تا به امروز باقی‌مانده و همچنین به عنوان یک ساحه تاریخی شناخته می‌شود. حمله مسلمانان در سال ۸۱ هجری وقتی مسلمانان به شهر حمله کردند شهر را از طرف ده‌مزنگ شگافتند، مسلمانان عرب فاتح شدند و شاه کابل به گردیز رفت ولی بزودی دوباره کابل را بدست آوردند. پس از آن کابل شاهیان ۲۳ بار با اعراب جنگیدند. در بعضی مواقع که ناتوان می‌گردیدند باج را قبول می‌نمودند. بدین ترتیب تا سقوط امپراطوری اعراب کابل را در حفاظت داشتند. پس از شکست امویان توسط عباسیان حکمرانهای افغانی وابسته با اعراب در کشور بسر اقتدار آمدند. پس از دولت‌های صفاری و طاهری نفوذ اعراب از کشور کم شده رفت اداره کابل نیز به دست حکمرانان محلی افتاد؛ و کابل از شهرت افتاد. مقارن ضعف صفاریان از کوهستان شرقی کابل یک قوم دیگر بنای سلطنت را در کابل گذاشت که سرکرده‌شان را کالاله می‌گفتند و تا به عصر غزنویان باقی بودند، تا این‌که در سال ۳۴۴ ه‌.ق ضمیمه سلطنت غزنوی شد. با شروع سلطنت غزنویان شهر غزنه بتدریج اهمیت یافت و کابل عقب ماند. در لشکرکشی‌های چنگیز کابل نیز دست‌خوش چور و چپاول گردید. معماری و شهرسازی کابل بسیار زیبا و دقیق است و یکی از شهرهایی است که علی‌رغم قدمت بسیار، حساسیت زیادی در شهرسازی آن به کار رفته‌است. بخش‌های غربی شهر کابل که در اثر جنگ‌های داخلی نابود شده‌است. بعد از آن کابل بدست تیمور و حکم‌داران او بود تا آن‌که دولت تیموری هرات قوت گرفت. بعد از سقوط تیموریان، بابر در این‌جا مستقر گردید و کابل دوباره رونق یافت و تا سال ۹۲۳ پایتخت بود و به تعمیر و آرایش آن پرداخت. بابر به کمک مردم این شهر، هندوستان را فتح کرد و پایتخت خود را از کابل به آگره نقل داد و کابل مرکز ولایت شد. آرامگاه این پادشاه هم در همین شهر است. وقتی که سلطنت به احمدشاه درانی رسید، وی توجه به کابل نمود. وی در سال ۱۱۴۴ امر احداث یک دیوار بزرگ را در شهر داد. این دیوار در ظرف ۴ ماه آباد گردید. تیمورشاه پس از تنظیم قندهار در سال ۱۱۹۵ ه‌.ق کابل را پایتخت ساخت و از آن تاریخ تا امروز کابل مرکز و پایتخت افغانستان است. کابل یکی از قدیمی‌ترین شهرهای دنیاست. در کتاب مقدس ویدا به نام کبه Kabha و در پارچه‌های اوستا از آن به نام کوب‌ها Kobaha یاد می‌شود. نویسندگان کلاسیک یونانی آن را کوفن Kophen یا کوفس Kophfs و کووا ثبت کرده و هم‌چنان مردم فارس و ارستو این شهر را خوسپس Khoaspes خواندهاند. ساختمان مرکز تجارتی، در شهر نو کابل نقشه پروژه ۹ میلیارد دلاری توسعه شهری در قرن هفتم میلادی، یک پژوهش‌گر چینی به نام شونگ چونگ، در نبشته‌های خویش مشهور به هیوان سانگ این شهر را کاوفو Kaofu نوشته و چنین برداشت می‌کند که در حقیقت این شهر زیبا مسما به دریای کاوفو می‌باشد که از قلب آن می‌گذرد، وی می‌افزاید که آریاییان قدیم از لحاظ دینی اهمیتی ویژه به این شهر داده و آن را کوب‌ها اردهستانه Kobaha Urddhastana یا محل بلندپایه گفتهاند. کابل از دیدگاهی کتاب مهاباراتا هندوان، بهشت و جایگاهی تفکر برای خداوندان خوبی بوده و آن را در سانسکریت به نام اردهستانه یا عبادت‌گاهی مقدس حفظ کرده‌اند. تاریخ نویسان دوره سکندر، کابل را به نام ارتوسپانه Artospana که همان اردهستانه Urddhastana سانسکریت است در تاریخ یونانی قید نموده که پسان‌ها (بعدها) در قرن دوم میلادی این شهر را به نام کابورا Kabura یا قلب پاراپامیزاد نوشتهاند. در دوران شاهنشاهی کوشان بزرگ هنوز هم کابل به نام کاوفو شناخته می‌شده، که آهسته آهسته به کابورا مسما گردید تا آن زمان که کابل شاهان از آن به نام کابلستان یاد کردند. کابلستان برای چندین قرن پیش و پس از دورهی مسیح، از بامیان و قندهار در غرب تا کوتل بولان و تمام جنوب را در بر می‌گرفت، که این خطه وسیع به ده علاقه‌داری تقسیم بوده و شهرهای کابل، غزنی، بامیان، ننگرهار، سوات، پیشاور، اپوکین، بنو و بولر در بر می‌گرفته‌است. از تاریخ یونان چنین برداشت می‌شود که ارتوسپانه یا کابل مرکزی عمده و اصلی در منطقه بوده، که پسان در دورهی تسلط یونان، هرات که سکندریه افغان بود جای آن را اشغال کرد که پسان‌ها (بعدها) شاه‌زادگان هندوساک آن را بار دیگر احیا کردند. تا آن‌که در عصر زنبیلک‌شاه و زنبورکشاه، لشکر عرب بعد از فتح برق‌آسای ترکیه و ایران به دروازه‌های این شهر کوبی، شاهان و کابلیان برای دفاع، دیوار بزرگی به نام شیردروازه در درازنای کوه آسمایی یا آسه‌ماهی بنا کردند که حکایت‌های آن تا امروز سینه‌به‌سینه حفظ گردیده. تاریخ مصر به وضاحت می‌نویسد که لشکر بزرگ اسلام بعد از فتح نیم جهان در شیردروازه‌های کابلستان به مرتبه بیستوسه بار شکست مطلق دید تا آن‌که به مرور زمان کابلیان خود به دین اسلام گرویدند. کابل در درازنای تاریخ، در احساس چکامه‌سرایان، در چشم تمدن، در قلب آسیا، در خاطره‌های اشغال‌گران و در ایمان بسا مردم، شهر باارزش و دارنده ویژگی‌های مقدس بودهاست. کابل در طول تاریخ بارها زیر تهاجم بیگانه قرار گرفت و به گشت‌های متمادی، ویران و آباد گردید، تا بالاخره در سال ۱۷۷۶ تسلط خاندان درانی در قلم‌رو افغانستان جاگیر شد و تیمورشاه پسر احمدشاه ابدالی، مرکز امپراتوری خود را از قندهار به کابل انتقال داد که پس از آن کابل تا امروز به صفت خانه مشترک و مرکز یگانگی تمام افغان‌ها پابرجا می‌باشد. جغرافیای شهر کابل بندانگشتی منطقه کابل عبارت از مجموعه‌ای از وادی‌های سرسبز و شاداب و پر نفوس است که ارتفاع آن از سطح دریا از هزار تا دو هزار گز (۳۳۰۰ تا ۶۵۰۰ فوت (پا) تفاوت می‌کند. شهر کابل در میان این وادی‌های حاصل‌خیز به عرض ۳۴درجه و ۳۰ دقیقه شمالی و طول ۶۹ درجه و ۱۸ دقیقه شرقی در دامنه کوه‌های «آسمائی» و «شیردروازه» به ارتفاع شش هزار فوت قرار گرفته‌است. در میان کوه آسمائی (۶۷۹۰ فوت) و شیر دروازه (۷۱۶۶ فوت) شهر کابل شکل مثلثی را گرفته که راس آن به‌جانب غربی، جائی که دو کوه با هم بسیار نزدیک می‌شوند، قرار دارد. بین دو کوه گذرگاهی است که وادی چهاردهی (نوی کابل) را به کابل قدیم می‌پیوندد و رودخانه کابل از آن عبور می‌کند. در زمان قدیم اطراف شهر را حصار مستحکمی احاطه می‌کرد که به‌وسیله هفت دروازه با خارج ارتباط داشت. تماشای این دیوار اهمیت تاریخی شهر را به‌خوبی می‌نمایاند. از قله کوه منظره باشکوه و شاداب وادی، با سلسله کوه‌هایی که اطراف آن را احاطه کرده به‌نظر می‌آید. رود کابل از میان آن با پیچ و خم جلب توجه می‌کند. شهر کابل که در دو طرف این رودخانه بنا شده محیطی قریب ۸ میل دارد و چون دو طرف آن محدود می‌شود طبعا شهر به وسعت خود در طرف شمال و جنوب شرقی رودخانه افزوده‌است. ۱ «شیرپور» از گران‌ترین مناطق کابل است و امروزه بسیاری از مقامات دولتی در آن برای خود خانه ساخته‌اند. هم‌چنین شش‌درک منطقه‌ای مرفه‌نشین و پررفت‌وآمد در مرکز شهر کابل است. منطقه «وزیراکبرخان»، از نواحی دیپلماتیک‌نشین پایتخت و در نزدیکی ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان است. سفارت‌های نروژ، کانادا و تاجیکستان در منطقه وزیراکبرخان واقع شده‌اند. از مناطق پرازدحام شهر کابل می‌توان به مناطق پل خشتی، مرادخانی و «ده افغانان» اشاره کرد که محل توقف‌گاه وسایط نقلیه شهری است. آرشیو ملی افغانستان در این منطقه واقع شده‌است. «دریاچه قرغه» از مناطق تفریحی واقع در حومه کابل است. منطقه پغمان در غرب کابل واقع شده‌است. چنداول، مرادخانی، افشار دارالامان، کارته سخی، افشارسیلو، دشت برچی، تیمنی و قلعه شهاده و وزیرآباد از مناطق شیعه‌نشین این شهر هستند. بلوچ‌های کابل در «قلعه وکیل»، «بی‌بی مهرو»، «وزیرآباد» و «پغمان» زندگی می‌کنند و به صورت عموم ساکنان کابل به زبان‌های پشتو ودری صحبت می‌کنند. مردم‌شناسی کابل ۲٫۸ میلیون نفر جمعیت دارد. شهر کابل ۸۰٪ جمعیت ولایت کابل را شامل می‌شود. کابل شهر چند قومیتی و چند فرهنگی است و با اینکه آمار رسمی از سوی دولت افغانستان درباره ترکیب قومیتی مردم کابل ارائه نشده‌است ولی بر پایه تخمین انجمن جغرافیای ملی پارسی گویان اکثریت مردم شهر کابل را شامل می‌شوند. بیشتر پارسی زبان‌های کابل از دو قوم تاجیک و قزلباش هستند. اگر چه زبان اصلی قزلباشان ترکی بوده اما رفته رفته همه قزلباشان کابل فارسی‌زبان شدند. قزلباشان در هسته اصلی شهرکابل در گذر چنداول، مرادخانی، زنده بانان، افشار نانکچی، افشار تیبه، زنده بانان، قلعه فتوح، نه برجه شهرآرا، وزیرآباد، عباس قلی، باغ علیمردان و قلعه علیمردان خان و ریکا خانه سکونت داشتند. در دیگر محلات فارسی زبانان تاجیک ساکن بودند و در این میان تاجیک‌ها اکثریت جمعیت را با ۴۵٪ درصد دارند. پس از آن دیگر قوم پارسی گو یعنی هزاره‌ها با ۲۵٪ و پس از آن‌ها پشتون‌ها با ۲۵٪ قرار دارند. ترک زبانان مانند ترکمن‌ها ۲٪ و ازبک‌ها با ۱٪ در مقام بعدی هستند و بلوچ‌ها با ۱٪ و سایر گروهای قومی نیز مانند اویماق‌ها و پشه‌ای‌ها نیز با ۱٪ دیگر ساکنین شهر کابل را تشکیل می‌دهند. تقریبا تمام مردم کابل مسلمان هستند. شامل ۷۵٪ سنی و ۲۵٪ شیعه. عده کمی از هندوها نیز در کابل زندگی می‌کنند. آب و هوای کابل آب و هوای کابل تابع وضع عمومی کشور افغانستان است. از آنجا که این کشور تقریبا در وسط آسیا واقع است پس عرض و طول جغرافیائی، ارتفاع، امتداد کوه‌ها و دوری از دریا از عواملی هستند که در آب و هوای افغانستان تاثیرگذار هستند. با وضع جغرافیائی که افغانستان دارد مناطق مختلف آن آب و هوای گوناگون دارد و کابل هرچند از دریا بسیار دور و تابع آب و هوای بری است، اما توازن در فصول چهارگانه آن برقرار است و هر سه ماه تغییر فصل به صورت منظم پیدا می‌شود. فصل بهار از ماه حمل (مارس، آوریل) آغاز می‌شود و تا پایان جوزا (می، ژوئن) منظما ادامه دارد. در این فصل می‌توان آن را فصل نمو و انبساط خواند. از ماه سرطان (ژوئن، ژوئیه) تا آخر سنبله (اوت، سپتامبر) و هنگام تابستان گرم‌ترین ایام کابل به‌شمار می‌رود. در ماه میزان (سپتامبر و اکتبر) خزان آغاز می‌گردد و تا پایان ماه قوس (نوامبر، دسامبر) ادامه دارد. خزان فصل برداشتن محصول و جمع‌آوری میوه‌است و کابل از این حیث در این فصل امتیاز فراوانی دارد. سه ماه اخیر سال، جدی (دسامبر، ژانویه)، دلو (ژانویه، فوریه) و حوت (فوریه، مارس) فصل زمستان کابل است که سرمای بسیار و بارش برف تا پایان آن ادامه می‌یابد. کابل در جنگ‌های داخلی بر اساس تخمین سازمان ملل متحد، ۹۰ درصد شهر به ویرانه مبدل گشت و بیش از شصت‌وپنج هزار از اهالی شهر کشته و ده‌ها هزار تن دیگر زخمی شدند. این جنگ کوچه به کوچه در شهر کابل تا تسخیر شهر وسیله طالبان در سال ۱۹۹۶ بلاوقفه ادامه یافت. بعد از فروپاشی حکومت کمونیستی در افغانستان گروه‌های رقیب افغان برای تحکیم موقعیت خویش و تصرف پایتخت وارد نبرد شدند که خسارات زیادی بر جای گذاشت و قسمت‌های عمده شهر بر اثر راکت‌باران گروه‌های مختلف آسیب جدی وارد گردید. کابل جدید به علت کمبود فضا و منابع شهر فعلی کابل که جوابگوی شهروندان یا باشندگان آن نیست قرار است پایتخت افغانستان به شهر جدیدی که با نام کابل جدید که در شمال شهر کنونی کابل است انتقال یابد. پروژه ساخت کابل جدید در ماه مارس سال ۲۰۰۹ به تصویب شورای وزیران رسید. این شهر به مساحت پانصد کیلومتر مربع خواهد بود و گنجایش سه میلیون نفر جمعیت را دارد. کشور ژاپن تهیه نقشه این شهر را به عهده گرفته‌است. کابل در شاهنامه باغ بابر در فصل تابستان سراسرنمایی از شرق شهر کابل کوته سنگی از ویکی‌سفر
[ "کلان‌شهر", "شهرداری", "هندوکش", "دریای کابل", "باغ بابر", "مسجد عبدالرحمان", "ولایت‌های افغانستان", "ولایت کابل", "منطقه شهری", "Telephone numbers in Afghanistan", "سامانه طبقه‌بندی اقلیمی کوپن", "اقلیم نیمه‌خشک", "پایتخت", "افغانستان", "فهرست ولسوالی‌های افغانستان", "شهرنشینی", "قندهار", "هرات", "مزار شریف", "جلال‌آباد", "پیشاور", "پاکستان", "میوه", "میوه خشک", "قالیچه افغان", "چرم", "نانسی هاتچ دوپری", "میلاد مسیح", "هخامنشیان", "سلوکیان", "موریا", "کوشانیان", "مغولان", "صفویه", "غزنویان", "غوریان", "بابر", "گورکانیان", "سلطنت دهلی", "نادر شاه", "افشاریان", "دانشنامه بریتانیکا", "احمد شاه درانی", "امپراتوری درانی", "لوئی دوپری", "تیمورشاه درانی", "جنگ بر ضد اتحاد جماهیر شوروی", "مجاهدین", "طالبان", "زیر ساخت", "سازمان پیمان آتلانتیک شمالی", "ناتو", "حکومت", "سازمان‌های بین‌المللی", "ریگ‌ودا", "اوستا", "مردم پارس", "ماد", "داریوش بزرگ", "داریوش دوم", "داریوش سوم", "کلاودیوس بطلمیوس", "مزدیسنا", "بودا", "هندو", "اسکندر مقدونی", "نبرد گوگمل", "شاهنشاهی مائوریا", "آریایی", "سلوکوس یکم", "چاندراگوپتا مائوریا", "استرابون", "دولت یونانی بلخ", "هندویونانی", "باختر (بلخ)", "پاروپامیز", "سیتی‌ها", "شاهنشاهی کوشان", "زبان سانسکریت", "کمبوجه", "یوئه‌ژی", "مسیحیت", "Packard Humanities Institute", "کوجوله کادفیزس", "شاهنشاهی ساسانی", "خط پهلوی", "خیانیان", "هیاطله", "کابل‌شاهان", "آشینا", "کاپیسا", "ابوریحان بیرونی", "صفاری", "طاهریان", "غزنین", "چنگیزخان", "تیمور", "تیموریان", "اگره", "احمدشاه درانی", "تیمورشاه", "شونگ چونگ", "مهاباراتا", "سانسکریت", "کابورا", "یونان", "ارتوسپانه", "زنبیلک‌شاه", "زنبورکشاه", "اسلام", "خاندان درانی", "احمدشاه ابدالی", "شیرپور", "شش‌درک", "وزیراکبرخان", "ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان", "آرشیو ملی افغانستان", "دریاچه غرقا", "پغمان", "انجمن جغرافیای ملی", "تاجیک‌ها", "هزاره (قوم)", "پشتون‌ها", "ترکمن‌ها", "ازبک‌ها", "بلوچ‌ها", "اویماق‌ها", "پشه‌ای‌ها", "سازمان ملل متحد", "خزان", "افغان", "ژاپن", "کابل در شاهنامه", "هتل اینترکانتینانتال کابل", "هتل سرنا", "گلف", "قصر دارالامان", "ویکی‌سفر" ]
[ "کابل", "افغانستان", "بنیان‌گذاری‌ها در هزاره ۲ (پیش از میلاد) در آسیا", "پایتخت‌های آسیا", "جای‌ها در شاهنامه", "شهرها در افغانستان", "شهرهای راه ابریشم", "شهرهای رودگذر", "مکان‌های جغرافیایی در شاهنامه", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در هزاره ۲ (پیش از میلاد)", "مناطق مسکونی در ولایت کابل" ]
1,400
آمودریا
2
336
0
[ "اکسوس", "جیحون", "آمودريا", "رود جیحون", "رود آمو", "رود آمویه", "آموی", "دریای آمو", "نهرجیحون", "جیهون", "رود جیهون", "آمو دریا", "امودریا", "آمو دريا", "امو دریا", "امودريا", "آموي", "امو دريا", "اكسوس", "جيحون", "جيهون", "درياي آمو", "دریای امو", "رود امو", "رود آمويه", "رود امویه", "رود جيحون", "رود جيهون", "درياي امو", "رود امويه", "نهرجيحون" ]
false
265
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
رودخانه آمو پس از سرچشمه گرفتن در کوه‌های مرزی تاجیکستان و افغانستان با گذر از مرز افغانستان و پس از گذر از ترکمنستان و ازبکستان با پیوستن به رود سیر دریا به دریاچه آرال می‌ریزد. رودخانه آمو یا جیحون (به یونانی باستان: Oxus/Ὄ/اکسوس که یونانی‌شده نام پارسی باستان رود: وخش است) پرآب‌ترین رود آسیای میانه است که رود دوم سیر دریا است. آمودریا از کوه‌های پامیر سرچشمه گرفته و حدود ۱۱۲۶ کیلومتر از آن در قسمت مرزهای شمالی افغانستان با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان جاری است. بخش‌هایی از آن قابل کشتیرانی است. در سواحل آن شیرخان بندر و بندر حیرتان قرار گرفته، که کالاهای صادراتی یا وارداتی افغانستان به کشورهای آسیای میانه از این طریق مبادله می‌شود. این رود به‌طور تاریخی در حدود یا سرحد سرزمین باستانی ایران قرار داشته و در آثار اساطیری نیز مرز ایران و توران به‌شمار می‌رود. این رود در گذشته در دوره‌ای به دریای خزر می‌ریخته بعدها مسیر آن تغییر کرده و با پیوستن به رود سیر دریا به دریاچه آرال می‌ریزد. امروزه هرچند مسیر اصلی رود به سوی آرال است اما تمامی آب آن در طول مسیر و با کانال‌کشی‌هایی که برای کشاورزی صورت گرفته به مصرف می‌رسد. پیشینه تاریخی در کرانه شرقی خراسان بزرگ (که امروزه به خراسان ایران و افغانستان تقسیم شده) دو رود بزرگ جاری بود که گاه به نام‌های سیحون و جیحون خوانده می‌شوند و سرزمین‌های آن سوی آنها را فرارود یا ورارود و به اصطلاح عربی ماوراءالنهر می‌خوانند. امروزه این دو رود به نام آمودریا و سیردریا خوانده می‌شوند. آمودریا در واقع نام قدیمی این رود است. در گذشته این رودخانه به دریای خزر می‌ریخته‌است. «گذرگاه پیشین و باستانی آمودریا به سوی دریای خزر امروزه به شکل گودال و شوره‌زاری به نام «اونگوز»، و نیز گذرگاه جدیدتر آن به نام «اوزبای» (اوزبوی)، همچنان در محل دیده می‌شود و در برخی نقشه‌ها و اطلس‌های جغرافیایی و عکس‌های ماهواره‌ای نشان داده شده‌است.» آمودریا در اصل به معنای رود شهر آمو است. آمو کوتاه شده آمل است؛ اما این آمل در خراسان بوده‌است نه در طبرستان (مازندران امروزی). ولی نسب اصلی این قوم در آمل طبرستان بوده‌است. در فرهنگ دهخدا چنین آمده: آمو: رود آموی. آمل. آمویه. جیحون. آمودریا. اقسوس. آمون. آب. رود. آبهی. نهر. ورز. سرچشمه این رود بلورکوه است به مشرق بدخشان، و در سابق این رود به خزرها می‌ریخته و مغولان گاه جنگ (هنگام نبرد) با خوارزمشاه مجرای آن بگردانیدند به دریاچه آرال. آمل: نام شهری به ساحل غربی جیحون به فاصله یک میل در راه بخارا از سوی مرو و آن را عامه آمو و آمویه گویند؛ و برای تمیز از آمل طبرستان آن را آمل زم و آمل شط و آمل مفازه نیز خوانند؛ و این شهر را قوم تاتار ویران کردند. اما جیحون نام دیگری بود که اهالی آنجا بدان رود داده بودند و شبیه «جیحون» (Gihon) بود که در «کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان» (کتاب مقدس) از آن به عنوان یکی از رودهای بهشت عدن نام برده شده‌است. در زبان انگلیسی رود آمو را آمودریا می‌نامند و فرارود را فرارود. استرابون نقل می‌کند که کالاهای هندوستان به وسیله این رودخانه تا دریای خزر حمل و از آن‌جا از طریق رود کورا به دریای سیاه فرستاده می‌شد. هنگامی که اسکندر به ایران حمله کرد، این رودخانه به دریای خزر می‌ریخت و از آن پس مسیر آن تغییر کرد و چون مغول‌ها شهر گرگانج پایتخت خوارزمشاهیان را تصرف کردند رودخانه مزبور را با تغییراتی در مسیر آن به طرف دریای مازندران جاری ساختند و این صورت تا سه قرن بعد از آن تاریخ دوام داشت و از آن پس به حالت کنونی برگشت. آنتونی جنکینسون انگلیسی که در زمان شاه طهماسب اول صفوی از طریق خیوه و بخارا به دربار صفویه آمد، می‌گوید رودخانه اکسوس به دریای ختا می‌ریخت و مسلما دریایی را که وی نام می‌برد همان دریاچه آرال است. آمودریا در ادبیات آمودریا همان رودی بوده‌است که در ادبیات اساطیری ایران مرز بین ایران و توران را نشان مشخص می‌کرده‌است. در غزل معروفی از رودکی شاعر معروف پارسی گو می‌خوانیم که: بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی ریگ آموی و درشتی‌های او زیر پایم پرنیان آید همی سیردریا
[ "ترکمنستان", "رود پامیر", "رود پنج", "دریاچه زورکول", "قزل‌سو، قرقیزستان", "وخش (رود)", "Alay Valley", "زبان یونانی باستان", "پارسی باستان", "آسیای میانه", "سیر دریا", "پامیر", "افغانستان", "تاجیکستان", "ازبکستان", "شیرخان بندر", "بندر حیرتان", "ایران", "دریای خزر", "دریاچه آرال", "خراسان بزرگ", "خراسان", "سیحون", "جیحون", "فرارود", "ورارود", "ماوراءالنهر", "سیردریا", "آمل", "طبرستان", "مازندران", "اُقسوس", "بلورکوه", "بدخشان", "خزرها", "مغولان", "خوارزمشاه", "بخارا", "مرو", "قوم تاتار", "Gihon", "کتاب مقدس", "بهشت عدن", "استرابون", "هندوستان", "رود کورا", "دریای سیاه", "اسکندر", "مغول", "گرگانج", "خوارزمشاهیان", "شاه طهماسب اول", "خیوه", "صفویه" ]
[ "آمودریا", "رودهای ازبکستان", "رودهای افغانستان", "رودهای بین‌المللی آسیا", "رودهای تاجیکستان", "رودهای ترکمنستان", "رودهای مرزی", "زمین‌چهرهای ولایت بدخشان (افغانستان)", "مرز ازبکستان و افغانستان", "مرز افغانستان و ترکمنستان", "مزر افغانستان و تاجیکستان" ]
1,401
زهره داود
1
36
0
[ "زهره داوود", "زهرهٔ داود", "زهرهٔ داوود" ]
false
1
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام_شخص", "Item2": "زهره داود" }, { "Item1": "زمینه فعالیت", "Item2": "مدل، مجری تلویزیونی" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "[[افغان]]" }, { "Item1": "محل زندگی", "Item2": "[[ایالات متحده]]" }, { "Item1": "همسر", "Item2": "محمد داود" }, { "Item1": "والدین", "Item2": "یوسف" }, { "Item1": "نقش‌های برجسته", "Item2": "[[دختر شایسته]] افغانستانسال [[۱۹۷۲]]" }, { "Item1": "تاریخ_تولد", "Item2": "[[۱۹۵۴]]" }, { "Item1": "محل_تولد", "Item2": "[[مزار شریف]]" } ], "Title": "زندگینامه" }
زهره داود نخستین دختر افغان است که در سال ۱۹۷۲ به عنوان دختر زیبای سال برگزیده شد. زهره در سال ۱۹۵۴ در مزار شریف زاده شده‌است. او دختر یکی از ارتشبدان (ژنرال‌های) محمد ظاهر شاه است که در رشته جراحی در آمریکا تحصیل کرده بود. زهره که در ۱۸ سالگی دختر شایسته افغانستان شد، به زودی در میان هنرمندان و هنرپیشگان کابل نام‌آور شد و کار خود را در بخش رادیو و تلویزیون آغاز کرد. با شرکت در برنامه‌های مسابقات ذهنی و اخبار، به یکی از محبوب‌ترین چهره‌ها در میان شهروندان کابل تبدیل شد. در آن حین با خانوادگان سیاست‌مداران و طبقات بالای کابل و ستارگان هنری از جمله احمد ظاهر دوست صمیمی شد. وی پس از گزینش به عنوان دختر شایسته (مس) افغانستان با محمد داود ازدواج کرد و برای سپری کردن ماه عسل به آمریکا مسافرت کردند. یک سال پس از دخالت نظامی شوروی به خاک افغانستان، زهره با شوهر و فرزندش میهن را ترک کرد. مقدار کمی با زبان انگلیسی آشنایی داشت، ولی چون در رشته ادبیات فرانسوی در دانشگاه کابل تحصیل کرده بود، قدری فرانسوی می‌دانست و ازین رو در یک نانوایی فرانسوی در ریچموند استخدام شد. شوهرش با وجود داشتن مدرک خلبانی کار خود را در یک رستوران مک دونالدز آغاز کرد و سپس راننده تاکسی شد. زهره و شوهرش در دوره‌های شبانه زبان انگلیسی شرکت کردند، پروازهای تمرینی، دادن امتحان، تماس‌های جدید، وظایف تازه بخش دیگری از کارهای بعدی این خانواده را تشکیل می‌دهد. آنها اکنون در ویلای خود در ملیبو واقع در کالیفرنیا زندگی می‌کنند. زهره پروژه‌ای به نام «زنان برای زنان افغانستان» را در سال ۲۰۰۱ بنیاد نهاده‌است. هدف از تاسیس این سازمان تامین و گسترش حقوق زنان افغان است. وی در مورد شتاب در اجرای الگوهای غربی در افغانستان هشدار می‌دهد و آن را منبع بروز تنش می‌داند. وی برای صلح، امنیت، ثبات اقتصادی و احترام به حقوق زنان با حفظ سنت‌های پسندیده افغانی کوشش می‌کند.
[ "افغان", "ایالات متحده", "دختر شایسته", "۱۹۷۲ (میلادی)", "۱۹۵۴ (میلادی)", "مزار شریف", "ارتشبد", "تیمسار", "محمد ظاهر شاه", "ایالات متحده آمریکا", "افغانستان", "کابل", "احمد ظاهر", "مس (ابهام‌زدایی)", "ماه عسل", "آمریکا", "شوروی", "زبان انگلیسی", "فرانسه", "ریچموند", "خلبان", "مک دونالدز", "راننده", "کالیفرنیا", "۲۰۰۱ (میلادی)", "تنش", "صلح", "امنیت", "ثبات اقتصادی", "حقوق زنان", "سنت" ]
[ "افراد زنده", "افغانستانی‌تبارهای اهل ایالات متحده آمریکا", "افغانستانی‌های مهاجرت‌کرده به ایالات متحده آمریکا", "برندگان زیبایی دختر شایسته اهل افغانستان", "برندگان مسابقه‌های زیبایی اهل افغانستان", "پناهندگان اهل افغانستان", "خبرنگاران تلویزیونی اهل افغانستان", "زادگان ۱۹۵۴ (میلادی)", "زنان اهل افغانستان", "فعالان حقوق زنان اهل افغانستان", "مدل‌های زن اهل افغانستان" ]