Id
int64
1
3.02M
Title
stringlengths
1
132
Type
int64
0
6
Rank
int64
0
80.7k
Namespace
int64
0
14
RedirectList
sequencelengths
0
3.08k
IsDisambiguationPage
bool
2 classes
TargetLinksCount
int64
0
80.2k
InfoBox
dict
Text
stringlengths
0
196k
Links
sequencelengths
0
5.96k
Parents
sequencelengths
0
227
1,632
رده:آلبانی
0
4
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
آلبانی
[]
[ "کشورهای عضو فرانسه‌زبانی", "کشورهای عضو ناتو", "رده‌های با نام کشورها", "جمهوری‌ها", "بالکان", "کشورهای ساحلی مدیترانه", "کشورهای اروپایی", "کشورها و سرزمین‌های آلبانیایی‌زبان" ]
1,633
رده:تقسیمات کشوری
0
2
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
تقسیمات کشوری
[]
[ "دولت", "نوع تقسیمات کشوری", "مرزها", "جغرافیای سیاسی" ]
1,634
رده:جغرافیای ایران
0
3
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جغرافیای ایران
[]
[ "جغرافیای غرب آسیا بر پایه کشور", "جغرافیای خاورمیانه بر پایه کشور", "جغرافیای آسیا بر پایه کشور", "جغرافیای خاورمیانه", "ایران", "جغرافیا بر پایه کشور", "جغرافیای آسیا" ]
1,635
رده:کشورهای آسیایی
0
1
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کشورهای آسیایی
[]
[ "کشورها بر پایه قاره", "آسیا" ]
1,636
رده:کشورها
0
4
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کشورها
[]
[ "کشورها و سرزمین‌ها", "جهان", "ملیت", "نگهدارنده رده‌ها", "جای‌ها", "زمین", "جغرافیای انسانی", "جغرافیای سیاسی", "تقسیمات جهانی" ]
1,637
رده:کشورهای اروپایی
0
1
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کشورهای اروپایی
[]
[ "کشورها بر پایه قاره", "اروپا" ]
1,638
رده:استان‌های ترکیه
0
3
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
استان‌های ترکیه
[]
[ "زیربخش‌های ترکیه", "زیربخش‌های کشور اروپا", "تقسیمات اداری سطح اول بر پایه کشور", "زیربخش‌های کشور آسیا", "استان‌ها بر پایه کشور", "ترکیه" ]
1,639
رده:ترکیه
0
9
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ترکیه
[]
[ "کشورها و سرزمین‌های ایرانی زبان", "جمهوری‌ها", "جنوب شرقی اروپا", "بالکان", "اروپای شرقی", "کشورهای عضو ناتو", "کشورهای خاور نزدیک", "کشورهای آسیای غربی", "رده‌های با نام کشورها", "کشورهای اروپایی", "کشورهای ساحلی مدیترانه", "کشورهای آسیایی", "کشورهای خاورمیانه", "کشورهای گروه ۲۰", "کشورها و سرزمین‌های کردزبان", "کشورها و سرزمین‌های گرجی‌زبان", "کشورها و سرزمین‌های ترکی آذربایجانی‌زبان", "کشورها و سرزمین‌های ترکی استانبولی‌زبان", "دولت‌های مدرن ترک" ]
1,640
رده:کشورهای حاشیه خلیج فارس
0
3
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کشورهای حاشیه خلیج فارس
[]
[ "کشورهای اقیانوس هند", "کشورهای آسیای غربی", "خلیج فارس", "کشورها", "کشورهای آسیایی", "کشورهای خاورمیانه" ]
1,641
رده:آسیا
0
1
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
آسیا
[]
[ "آفرو–اوراسیا", "اوراسیا", "قاره‌ها" ]
1,642
رده:اروپا
0
1
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
اروپا
[]
[ "آفرو–اوراسیا", "اوراسیا", "قاره‌ها" ]
1,643
رده:جغرافیای ارمنستان
0
2
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جغرافیای ارمنستان
[]
[ "جغرافیای آسیا بر پایه کشور", "جغرافیای اروپا بر پایه کشور", "ارمنستان", "جغرافیا بر پایه کشور", "جغرافیای قفقاز" ]
1,644
رده:ارمنستان
0
5
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ارمنستان
[]
[ "قفقاز جنوبی", "فهرست کشورهای در گستره بیش از یک قاره", "کشورهای آسیای غربی", "جمهوری‌ها", "رده‌های با نام کشورها", "کشورهای محصور در خشکی", "کشورهای اروپایی", "کشورهای خاورمیانه", "قفقاز", "کشورها و سرزمین‌های ارمنی‌زبان" ]
1,645
رده:جغرافیای قفقاز
0
1
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جغرافیای قفقاز
[]
[ "جغرافیای غرب آسیا", "جغرافیای اروپا", "قفقاز" ]
1,646
رده:قفقاز
0
3
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
قفقاز
[]
[ "جغرافیای اروپای شرقی", "جغرافیای غرب آسیا", "اوراسیا", "اروپای شرقی", "آسیای غربی", "مناطق اروپا", "نواحی آسیا" ]
1,647
رده:خاورمیانه
0
3
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
خاورمیانه
[]
[ "جغرافیای غرب آسیا", "نواحی آسیا", "آسیای غربی", "آفریقای شمالی", "مطالعات‌منطقه‌ای", "آسیا", "شرق" ]
1,648
گیومری
2
461
0
[ "گيومري", "گومری", "لنیناکان", "لنيناكان", "گومري", "آلکساندراپول", "آلکساندارپول، ارمنستان" ]
false
232
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "official_name", "Item2": "گیومری" }, { "Item1": "nickname", "Item2": "''شهر پدری'' (''Hayrakaghak'')" }, { "Item1": "image_skyline", "Item2": "File:Gyumri new mix 2014.jpg" }, { "Item1": "imagesize", "Item2": "300px" }, { "Item1": "image_flag", "Item2": "Gyumri flag.PNG" }, { "Item1": "image_seal", "Item2": "Coat of Arms of Gyumri.gif" }, { "Item1": "pushpin_map", "Item2": "Armenia" }, { "Item1": "mapsize", "Item2": "150px" }, { "Item1": "map_caption", "Item2": "موقعیت گیومری در ارمنستان" }, { "Item1": "coordinates_region", "Item2": "AM" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "[[استان (مارز)]]" }, { "Item1": "subdivision_name1", "Item2": "[[شیراک]]" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "[[شهردار]]" }, { "Item1": "leader_name", "Item2": "[[سامول بالاسانیان]]" }, { "Item1": "established_title", "Item2": "بنیانگذاری" }, { "Item1": "established_date", "Item2": "[[سده پنجم پیش از میلاد]] با عنوان ''کومایری''بازسازی در سال ۱۸۳۷ با عنوان ''آلکساندراپول''" }, { "Item1": "established_title1", "Item2": "تاریخ شهر شدن" }, { "Item1": "established_date1", "Item2": "۱۸۴۰" }, { "Item1": "area_magnitude", "Item2": "1 E9" }, { "Item1": "area_total_km2", "Item2": "۵۴" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "سرشماری ۲۰۱۲" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "۱۴۵،۹۲۹" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "population_demonym", "Item2": "گیومرتسی" }, { "Item1": "timezone", "Item2": "[[GMT]]" }, { "Item1": "utc_offset", "Item2": "۴:۰۰+" }, { "Item1": "latd", "Item2": "40" }, { "Item1": "latm", "Item2": "47" }, { "Item1": "lats", "Item2": "22" }, { "Item1": "longd", "Item2": "43" }, { "Item1": "longm", "Item2": "50" }, { "Item1": "longs", "Item2": "51" }, { "Item1": "elevation_m", "Item2": "۱۵۰۹" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "کدپستی" }, { "Item1": "postal_code", "Item2": "۳۱۰۱–۳۱۲۶" }, { "Item1": "area_code", "Item2": "۳۱۲ (۳۷۴)+" }, { "Item1": "registration_plate", "Item2": "45 am" }, { "Item1": "footnotes", "Item2": "منابع: Population" } ], "Title": "settlement" }
گیومری () دومین شهر پرجمعیت جمهوری ارمنستان پس از ایروان و مرکز استان شیراک در شمال غربی کشور است. گیومری در حدود ۱۲۶ کیلومتری شمال ایروان واقع شده‌است. بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۲، شهر دارای ۱۴۵،۹۲۹ تن جمعیت بود؛ و جمعیت آن از ۱۵۰،۹۱۷ نفر در سرشماری ۲۰۰۱ کاهش داشته‌است. نام این شهر چندین بار تغییر کرده‌است. در سال ۴۰۱ (پیش از میلاد) با نام «کومایری» (Kumayri) بنا نهاده شد. بین سال‌های ۱۸۳۷ تا ۱۹۲۴ این شهر، «آلکساندراپول» نامیده می‌شد و بین سال‌های ۱۹۲۴ تا ۱۹۹۰ در دوران اتحاد شوروی «لنیناکان» نام داشت و سرانجام پس از استقلال ارمنستان در سال ۱۹۹۱ به «گیومری» تغییر نام داد. وجه تسمیه گیومری پیش از این «لنیناکان» و پیشتر «آلکساندراپول» نام داشت؛ ولی نام گیومری یک نام باستانی است که گزنفون یونانی هم در نوشته‌های خود از آن نام برده است. پرچم و نشان شهر آرم یا نشان در سال ۲۰۰۱ به تصویب رسید. تصاویر روی آرم دارای معانی زیراست: پلنگ نشان دودمان باگراتونی است؛ که مقر آن در استان شیراک بوده‌است. کمان، به نشانه کوه آراگاتس و کلیسا بوده و بیان‌کننده طبیعت و اشکال معماری شهر گیومری هستند. مشعل گریگور قدیس؛ طبق افسانه‌ها مشعل گریگور بین قله‌های آراگاتس می‌سوزد. شاقول نماد صنعت و معماری است. دانه‌های گندم نماد برکت و فراوانی است. کتاب و آلت چنگ نمادهای آموزش، علم، هنر و فرهنگ هستند. همچنین «موشوربا» نیز نماد شهر است. در سده ۲۱ میلادی، اهالی گیومری عادت به هدیه دادن موشوربا به میهمانان خود داشتند (موشوربا ظرف آب مسی است که در آن، آب سردی خود را حفظ می‌کند). در سال ۲۰۱۳ در گیومری مجسمه‌ای به عنوان نماد موشوربا ساخته شد. آرم و نشان آلکساندراپولیس (گیومری کنونی) متفاوت بوده‌است، در قسمت پایین صلیب و هلال ماه وجود داشت که توسط پله‌ها از هم جدا می‌شدند. پله نماد آن است که برای تک تک اهالی آلکساندراپول امکان رشد اجتماعی فراهم است. صلیب نماد ارمنستان شرقی، و هلال نماد ارمنستان غربی است، که بخش عمده‌ای از جمعیت گیومری از آنجا مهاجرت کرده‌اند. این آرم را می‌توان در موزه معماری ملی و زندگی شهری گیومری دید. پرچم شهر از طرف شورای شهر در سال ۲۰۱۱ به تصویب رسید. زمینه آن به رنگ سفید با حاشیه طلایی است. در مرکز پرچم، صلیب قرمز با تصویر پلنگ طلایی قرار دارد. نسبت عرض به طول پرچم ۱ به ۲ است. تصاویر روی پرچم دارای معانی زیر است: رنگ سفید، نماد اراده برای زندگی صلح‌آمیز است؛ صلیب قرمز، نمادی از ایمان و استقامت مسیحیت است؛ آرم پلنگ طلایی باگراتونی نماد استقلال و حکومت ارمنستان است. تاریخچه دوران باستان آلکساندراپول قدیم به همراه کلیسای ساویور مقدس (۱۸۵۹-۱۸۷۳) از منطقه گیومری برای نخستین بار با عنوان کومایری در کتیبه‌هایی تاریخی اورارتویی که متعلق به سده هشتم پیش از میلاد است یاد شده‌است. سده نوزدهم پس از جنگ ایران و روسیه (۱۸۱۳–۱۸۰۴)، گیومری و سرزمین‌های اطراف آن بخشی از خاک امپراتوری روسیه شدند. گیومری در سال ۱۸۳۷ پس از بازدید تزار نیکلای یکم به افتخار همسرش آلکساندرا فیودوروفنا به آلکساندارپول تغییر نام یافت. در سال ۱۸۲۹، الکساندر پوشکین، شاعر سرشناس روس هنگام سفر به ارزروم از شهر «گیومری» دیدن نمود. سده بیستم و پس از آن در سال ۱۹۰۲، نخستین بانک شهر افتتاح شد. تا پیش از هنگام عضو اتحادیه شوروی شدن ارمنستان در سال ۱۹۲۰، شهر آلکساندارپول دارای ۱۳۱ مرکز تولیدی از جمله کارخانه‌های آبجوسازی، صابون‌سازی، پارچه‌بافی و غیره بود. پس از انقلاب اکتبر در سال ۱۹۱۷ و خروج نیروهای شوروی از منطقه قفقاز جنوبی، نیروهای امپراتوری عثمانی در ۱۱ مه ۱۹۱۸، در حین لشکرکشی به قفقاز در جنگ جهانی اول در یک حمله شهر آلکساندارپول را اشغال کردند. با این حال، عثمانی‌ها در ۲۴ دسامبر ۱۹۱۸ در نتیجه قرارداد مودروس شهر را ترک کردند. در ۱۰ مه ۱۹۲۰، کودتایی در آلکساندارپول بر ضد دولت فدراسیون انقلابی ارمنی ارمنستان شکل گرفت. در زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میان سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲، شهر به «کومایری» تغییر نام یافت و سرانجام … «پایگاه نظامی ۱۰۲ام» روسیه در شهر گیومری واقع شده‌است. شهر گیومری در سال ۲۰۱۳ میلادی عنوان پایتخت فرهنگی کشورهای مستقل همسود را جشن گرفت. مهمترین رویدادهای این جشن در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۳ اتفاق افتاد. در روز ۱۲ ژانویه ۲۰۱۵، شش عضو خانواده آویدسیان توسط یک سرباز روس به نام «والری پرمیاکوف» از «پایگاه نظامی ۱۰۲ام» بر اثر شلیک گلوله کشته شدند. جغرافیا و آب و هوا چشم انداز گیومری گیومری در ۱۲۶ کیلومتری شمال پایتخت ایروان در بخشی مرکز فلات شیراک قرار گرفته‌است. این منطقه حدود ۱۵۵۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. رود آخوریان از حومه‌های غربی شهر عبور می‌کند. فلات شیراک به همراه کوهستان‌های پامباک از شرق و رشته کوه آتشفشانی آراگاتس از جنوب احاطه شده‌است. شهر گیومری ۱۹۶ کیلومتر از دریای سیاه دور است. سرزمین‌های اطراف گیومری دارای منابع غنی توف، بازالت و رس هستند. گیومری اقلیمی نیمه‌خشک و قاره‌ای دارد که مشخصه آن داشتن زمستان‌های سرد و برفی است که در آن‌ها دمای کمینه می‌تواند تا منفی ۴۱ درجه سلسیوس پایین بیاید. از سوی دیگر، تابستان در گیومری نسبتا گرم است و دمای هوا می‌تواند تا ۳۶ درجه سلسیوس نیز برسد. میانگین بارش سالیانه آن 500 میلی‌لیتر است. از دیدگاه همانندی، آب و هوای گیومری عموما شبیه به مینه‌سوتا و داکوتای شمالی است. مکان‌های اصلی به عنوان یک شهر قدیمی، گیومری تاریخ غنی و معماری منحصر بفرد دارد. شوربختانه پس از فاجعه زمین‌لرزه سال ۱۹۸۸ بسیاری از ساختمان‌های تاریخی و فرهنگی را از دست داد. در طول قرن‌ها گیومری بخاطر مدارس، تئاتر و گوسان هیش «شهر داد و ستد و هنر» نامیده شد بود. در سال ۱۹۱۲، … ناحیه تاریخی کومایری با بیش از هزار ساختمان متعلق به سده‌های ۱۸ام و ۱۹ام میلادی، ناحیه تاریخی گومایری بخش قدیمی شهر گیومری را نمایش می‌دهد دژ سیاه دژ سیاه دژهی است روسی در شهر گیومری متعلق به دهه ۱۸۳۰ میلادی. بر روی تپه‌ای بنا شده‌است. کلیساها زمین‌لرزه سال ۱۹۸۸ صومعه مارماشن متعلق به سده دهم میلادی: که در ۶ کیلومتری شمالغرب گیومری واقع شده‌است. کلیسای مسیح منجی یا آمناپرکیچ مقدس، ساخته شده بین سال‌های ۱۸۷۳–۱۸۵۳. (…) کلیسای مادر مقدس، همچنین با عنوان «زخم‌های هفت‌گانه مادر مقدس» شناخته می‌شود و بین سال‌های ۱۸۸۴–۱۸۷۳ ساخته شده‌است. اکنون آن کرسی اسقف‌نشین شیراک، کلیسای حواری ارمنی می‌باشد کلیسای نشان مقدس (بنا شده در سال ۱۸۷۰) کلیسای ارتدوکس روسی نیکلای مقدس معجزه گر. کلیسای روسی آرسنی مقدس (۱۹۱۰) عموما با عنوان کلیسای کازاچی پست شناخته می‌شود. کلیسای گریگور روشنگر مقدس گیومری. کلیسای هاکوب مقدس نصیبینی (بنا شده در سال ۲۰۰۵). کلیسای جامع صلیب مقدس (در دست ساخت). سایر اماکن میدان گارگین نژده خانه-موزه خواهران آسلامازیان بنا شده در دهه ۱۸۸۰، بیش از ۷۰۰ عدد طراحی، نقاشی و دیگر آثار «خواهران آسلامازیان» هنرمندان دوره شوروی. موزه زندگی اجتماعی و معماری ملی ژیتوغتسیان گیومری. خانه-موزه سرگئی مرکورف. خانه-موزه آوتیک ایساهاکیان. خانه-موزه هوانس شیراز. خانه-موزه مهر مکرتچیان. مجسمه monumental مام ارمنستان. میدان وارتانانتس. میدان استقلال. میدان شارل آزناوور. میدان گارگین نژده میدان ایستگاه راه‌آهن گیومری. پارک مرکزی گیومری، در حین دهه ۱۹۲۰ میلادی در جهت گورستان قدیمی شهر بنا شد. روند بازسازی ساختمان‌های آسیب دیده شهر گیومری برای حفظ معماری منحصر به فرد شهر توسط Earthwatch / spearheaded اقتصاد آبجوسازی گیومری در دوران قبل از اتحاد شوروی، آلکساندراپول سومین شهر تجاری و مرکز فرهنگی در منطقه قفقاز جنوبی پس از تفلیس و باکو لحاظ می‌شد . ( ایروان تا هنگامی که به عنوان پایتخت ارمنستان مستقل در سال ۱۹۱۸ و در جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی در سال ۱۹۲۰ ) در پایان شده نوزدهم میلادی، جمعیت آلکساندراپول با جمعیتی اکثرا ارمنی تا ۳۲،۱۰۰ تن افزایش یافت. گیومری و آرارات دیگر تولیدکننده آبجو در شهر گیومری Aleksandrapol Brewery می‌باشد ترابری ترابری هوایی فرودگاه شیراک فرودگاه بین‌المللی شیراک، در حدود ۵ کیلومتر با جنوب‌غربی مرکز شهر فاصله دارد. آن در سال ۱۹۶۱ افتتاح شد و دومین فرودگاه بزرگ ارمنستان محسوب می‌شود. پروازهایی از این فرودگاه به شهرهای مسکو و سن پترزبورگ انجام می‌شود در ابتدای سال ۲۰۰۶، دولت ارمنستان … داشتن اهمیت یک فرودگاه بین‌المللی دیگر هنگام شرایط نامساعد جوی که پروازها از فرودگاه بین‌المللی زوارتنوتس ایروان به فرودگاه شیراک گیومری … از سال ۲۰۰۷ شرکت توسط شرکت سهامی فرودگاه‌های بین‌المللی ارمنستان اداره می‌شود به گفته آرتم موسسیان رئیس اداره کل هواپیمایی کشوری ارمنستان … راه‌آهن تقطع راه‌آهن گیومری بزرگترین و قدیمی‌ترین در ارمنستان می‌باشد. آن در سال ۱۸۹۷ تشکیل شد. اولین خط راه‌آهن آلکساندراپول-گیومری که این شهر را به تفلیس متصل می‌کند در سال ۱۸۹۹ تکمیل شد. سپس خط راه‌آهن از آلکساندراپول به ایروان (در سال ۱۹۰۲)، قارص (در سال ۱۹۰۲)، جلفا (۱۹۰۶)، و تبریز گسترش یافت. در نتیجه آلکساندراپول قطب راه‌آهن مهمی شد. از سال ۲۰۱۳، ایستگاه راه‌آهن گیومری سفرهای منظمی به ایروان و باتومی انجام می‌دهد و شرکت سهامی راه‌آهن قفقاز جنوبی (CJSC) بخش راه‌آهن در ارمنستان گرداننده فعلی آن می‌باشد. آموزش و مذهب موسسه آموزشی دولتی گیومری با نام میکائل نعلبندیان دانشگاه ترقی دانشگاه Imastaser آنانیا شیراکاتسی پردیس گیومری دانشگاه دولتی مهندسی ارمنستان پردیس گیومری دانشگاه دولتی اقتصاد ارمنستان پردیس گیومری کنسرواتوار دولتی کومیتاس ایروان پردیس گیومری فرهنگستان دولتی هنرهای زیبا ایروان پردیس گیومری موسسه دولتی تئاتر و فیلم‌برداری ایروان پردیس گیومری فرهنگستان منطقه‌ای آموزشی اروپا پردیس گیومری دانشگاه هایبوساک ارمنستان کلیسای بزرگ صلیب مقدس در گیومری جامعه کوچک ارتدکس روسی … ورزش ورزشگاه شهر گیومری باشگاه فوتبال آراگاتس دومین باشگاه فوتبالی بود … که در سال ۲۰۰۲ به خاطر مشکلات مالیه منحل شد. آکادمی فوتبال گیومری فدراسیون فوتبال ارمنستان در ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۴ گشایش یافت گیومری زادگاه تعدادی از قهرمانان پیشین و کنونی جهانی، المپیک و اروپایی در رشته‌های مختلف است که عبارتنداز: یوری واردانیان، قهرمان هفت دوره وزنه‌برداری، و المپیک ۱۹۸۰ در دسته ۸۲٫۵- ک‌گ. روبرت امییان، قهرمانی اروپا ۱۹۸۶ در پرش طول. لئون جولفالاکیان، قهرمان کشتی فرنگی، جهانی ۱۹۸۶ و المپیک ۱۹۸۸ (۷۴ ک‌گ). مناتساکان ایسکانداریان، کشتی فرنگی جهانی ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ و المپیک ۱۹۹۲ (۶۸ ک‌گ). ایسرائل میلیتوسیان، قهرمان وزنه برداری، جهانی ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ المپیک در دسته ۶۷٫۵- ک‌گ مردان. مخیتار مانوکیان، قهرمان کشتی فرنگی، جهانی ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ (۶۲ ک‌گ). ملینه دالوزیان، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ قهرمانی وزنه‌برداری اروپا در دسته ۶۳- ک‌گ زنان. تیگران وارطان مارتیروسان، قهرمان وزنه‌برداری اروپا ۲۰۰۸ در دسته ۸۵- ک‌گ. نازیک آودالیان، اروپایی ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ مسابقات جهانی وزنه‌برداری در دسته ۶۹- ک‌گ زنان. آرسن جولفالاکیان، قهرمان، اروپایی ۲۰۰۹ و جهانی ۲۰۱۴ کشتی فرنگی (۷۴ ک‌گ). تیگران گئورک مارتیروسان، ۲۰۱۰ مسابقات جهانی وزنه‌برداری در دسته ۷۷- ک‌گ مردان. آرتور الکسانیان، قهرمان کشتی فرنگی، اروپایی ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ جهانی (۹۶ ک‌گ). سرشماری جمعیت جمعیت گیومری به تدریج از سال ۱۸۴۰ پس از تبدیل شدن به شهر افزایش یافت. به دلیل زلزله فاجعه بار سال ۱۹۸۸ جمعیت آن کاهش چشمگیری داشت. سال ۱۸۹۷ ۱۹۱۴ ۱۹۲۳ ۱۹۲۶ ۱۹۳۵ جمعیت ۳۰،۶۰۰ ۵۱،۳۱۶ ۵۸،۶۳۰ ۴۲،۳۸۵ ۷۸،۵۰۰ سال ۱۹۳۹ ۱۹۵۹ ۲۰۱۲ جمعیت ۶۷،۷۰۰ ۱۰۸،۴۰۰ ۱۴۵،۹۲۹ سال جمیعت ارمنی‌ها(%) روس‌ها(%) آذری‌ها (%) سایریم (%) ۱۸۲۹ ~۶۰۰ ۱۸۳۰ ۴،۰۰۰ ۱۸۵۰ ۱۵،۰۰۰ ۱۸۷۳ ۲۰،۰۰۰ ۱۸۹۷ ۳۰،۶۱۶ ۲۱،۷۷۱ (۷۱٫۱٪) ۵،۱۵۷ (۱۶٫۸٪) ۱،۰۹۰ (۳٫۶٪) ۲،۵۹۸ (۸٫۵٪) ۱۹۱۴ ۵۱،۳۰۰ ۱۹۲۳ ۵۸،۶۰۰ ۱۹۲۶ ۴۲،۳۱۳ ۳۷،۵۲۰ (۸۸٫۷٪) ۳،۶۳۴ (۸٫۶٪) ۵۴ (۰٫۱٪) ۱۱۰۵ (۲٫۶٪) ۱۹۳۹ ۶۷،۷۲۹ ۶۲،۱۵۹ (۹۱٫۸٪) ۴،۲۴۹ (۶٫۳٪) ۱۶۱ (۰٫۲٪) ۱،۱۶۰ (۱٫۷٪) ۱۹۵۹ ۱۰۸،۴۴۶ ۱۰۰،۹۶۰ (۹۳٫۱٪) ۵،۶۳۰ (۵٫۲٪) ۱۰۳ (۰٫۱٪) ۱،۷۵۳ (۱٫۶٪) ۱۹۷۰ ۱۶۴،۹۶۶ ۱۹۸۴ ۲۲۲،۰۰۰ ۱۹۸۹ ۱۲۲،۵۸۷ ۲۰۰۱ ۱۵۰،۹۱۷ ۲۰۱۰ ۱۴۶،۱۰۰ فرهنگ شهر گیومری با عنوان شهر صنایع دستی و هنر شناخته می‌شود؛ و زادگاه شاعران و گوسانان نامداری همچون جیوانی، آوتیک ایساهاکیان، شرام و هوانس شیراز می‌باشد. نخستین اجرای اپرا در ارمنستان (آنوش اثر آرمن تیگرانیان) در سال ۱۹۱۲ در آلکساندراپول صورت گرفت در سال ۱۸۶۵، یک گروه نمایش آماتوری در شهر گیومری نمایش «شوشانیک» اثر اچ. کارینیان را اجرا نمود. سالن تئاتر دولتی واردان آجمیان در سال ۱۹۲۸ در شهر گیومری تاسیس شد. کارگردانان برجسته روبن سیمونوف و واردان آجمیان، هنرپیشگان مهر مکرتچیان، آزات شرانتس و واردوهی وادردسیان در این سالن فعالیت نمودند. ساختمان جدید این تئاتر در سال ۱۹۷۲ افتتاح شد. مدیر هنری آن نیکلای تساتوریان می‌باشد مردم گیومری در همه ارمنستان به تعریف کردن داستان‌های خنده دار و قصه معروفند. اولین چاپخانه گیومری در سال ۱۸۷۶ میلادی توسط گ. سانویان بنیانگذار شد و تا سال ۱۹۱۸ فعالیت داشت. آثار ادبی شامل نخستین کتاب آوتیک ایساهاکیان، تقویم‌ها و کتاب‌های درسی را به چاپ رسانید. دیگر چاپخانه شهر، آیگ (تاسیس ۱۸۹۲)، کتاب‌های تاریخی و نخستین گاهنامه گیومری، آخوریان را به چاپ رسانید. شهر گیومری میزبان «دوسالانه گیومری» است توسط هنرمند آزاد سارگسیان و مرکز هنر معاصر گیومری سازماندهی شده‌است. در سال ۲۰۱۳ رسما پایتخت فرهنگی کشورهای مستقل همسود اعلام شد. معماری معماری کارخانه آبجو سازی گیومری برای معماری منحصر به فرد آن معروف است. معماری گیومری سبک خود را از شهر قارص گرفته‌است و ساختارهای بسیار مشابه‌ای را می‌توان در هر دوی این شهرها یافت. قسمت اعظم مصالح استفاده شده در ساختمان‌ها کنده کاری شده هستند، و پنجره‌ها و درهایی با حاشیه‌های قوسی شکل دارند. مصالح اکثرا از توف‌های سیاه و قرمز هستند. کلیسا با زیربنای چهارضلعی و گنبددار دپروانک از بناهای معماری قدیمی کشف شده مربوط به قرن هفتم منطقه گیومری است که دارای یک محراب اصلی نعلی شکل و دو اتاق مستطیلی در طرفین بوده، نمای بیرونی دیوار شمالی دارای تورفتگیهای مخصوص معماری ارمنی بوده و تنها درب ورودی آن از جنوب است. دراطراف کلیسا مقر قدیمی کومایری بوده، با یک شبکه نامنظم از خیابانها، و خانه‌های نیمه زیرزمینی و یک طبقه. غذا یکی از وجوه مشخصه مهم گیومری، غذاهای سنتی آن است. غذاهای روزمره گیومری شامل انواع متنوعی از آش‌ها، برنج‌ها و سوپ‌ها است که با نام اجزای اصلی تشکیل دهنده‌شان نامگذاری می‌شوند مانند: «عدس پلو»، «بلغور پلو»، «کشک پلو»، «غذای تیریت» با قیسی، «غذای یاینی» با شلغم، «آش بلغور»، «آش دوغ» و غیره. هاریسا در روزهای عید انواع غذاهای معروف شان شامل دلمه، کوفته ساتری، «کوفته سنگی»، «کباب تابه‌ای»، «کوفته تابه‌ای»، «چاناق»، «کیالان» (که از گوشت سر گاو درست می‌کنند) و غیره است. در گیومری این سه مورد آخر خصوصا در بین صنعت گران غذاهای محبوب بوده‌اند. این‌ها، و همچنین «گاتا» و باقلوا، «شاکار لوخوم» و «سهانچورکی» (بیسکویت) را در فر می‌پختند. غذاهای مراسم مذهبی شامل دلمه روز سال نو، گاتا، کیک‌هایی با اشکال متنوع، «هلیم» روز کریسمس، «کیک جشن دیاراندآراج»، «کیک‌های جشن سرکیس مقدس»، «پلوی عید پاک»، «خاشیل» (گوشت آب‌پز) مراسم صلیب مقدس، «شیر برنج» مراسم معراج، قربانی و «گوشت آب‌پز» مراسم تشییع جنازه و غیره بودند. غذاهای شهری گیومری با خوشمزگی خاص و فراوانی غذاهای شیرین متمایز می‌شدند. مانند «سس کشمش»، غذای تهیه شده از کدو، کشمش، عسل (یا شکر)، «قیسی سرخ کرده»، «پلوی جیز» (با کشمش، قیسی زردآلو، آلوی سیاه و سفید و بادام)، نیمرو با توت سفید خشک شده، «نیمرو با خرما»، «نیمرو با خمیر»، «قایماق» (عسل و سرشیر)، «هاسوتان» و «زوربیان». «دلمه برگمو» را حتی با شکر و پودر دارچین نیز درست کرده و می‌خوردند. در گیومری، موقع سال نو، و همچنین در جشن‌های دیگر نوشیدنی به عنوان بخشی الزامی سفره بوده‌است. نوشیدنی مورد علاقه مردان گیومری الکل بوده‌است که تا به امروز هم این عادت حفظ شده‌است. از قرن ۱۹ به بعد نوشیدنی آبجو به‌طور گسترده‌ای رواج یافت و جایگاه خاصی را درمیان مردان گیومری بدست آورد. در شهر تعداد زیادی بار، میخانه، آبجوفروشی و دکه بود که در آن صنعتگران و مسافران از شهرهای مختلف، غذا و نوشیدنی می‌خوردند. در زندگی شهری قهوه و چای بطور گسترده‌ای استفاده می‌شوند (در گیومری قهوه سیاه هم‌زمان با نوشیدنی تهیه شده از جوی بوداده و شور «قایفا» استفاده می‌شد) که با آن‌ها از میهمانان پذیرایی می‌کردند. مردان گیومری همچنین علاقه‌مند به نوشیدن قهوه در قهوه‌خانه‌ها و کلوپ‌ها بودند که در آن جا از سیاست، اتفاقات روزمره شهر صحبت می‌کردند، معاملاتی می‌کردند یا به آهنگ‌های عاشقها (نوازندگان محلی و سنتی) گوش می‌دادند. مشاهیر بومی گئورگ گورجیف، عارف و فیلسوف Sergey Merkurov، مجسمه‌ساز شرام، گوسان، شاعر و آهنگ‌ساز آوتیک ایساهاکیان، شاعر آرمن تیگرانیان، آهنگ‌ساز اپرا اولگا چخووا، هنرپیشه زن خاچاطور آوتیسیان، آهنگ‌ساز هوانس شیراز، شاعر فرونزیک مکرتچیان، هنرپیشه مرد لوون ایشتویان، بازیکن فوتبال، قهرمان شوروی به همراه آرارات ایروان (۱۹۷۳) وازگن مانوکیان، نخست وزیر پیشین ارمنستان سوتلانا سوتلیچنایا، هنرپیشه زن فیلم ماریام آسلامازیان، هنرمند (نقاشی) ادموند کئوسیان، کارگردان فیلم لوون مکردجیان، کارگردان فیلم یوری واردانیان، قهرمان وزنه‌برداری المپیک (۱۹۸۰) روبرت امییان، رکورددار پرش بلند اروپا آرتور پتروسیان، بازیکن فوتبال لئون جولفالاکیان، قهرمان کشتی المپیک (۱۹۸۸) مناتساکان ایسکانداریان، قهرمان کشتی المپیک (۱۹۹۲) گنادی تیمچنکو، کارآفرین ایسرائل میلیتوسیان، قهرمان وزنه‌برداری المپیک (۱۹۹۲) آشوت مخیتاریان، مربی برجسته وزنه‌برداری مگردیچ آرمن، رمان‌نویس تیگران هاماسیان، جاز پیانیست و آهنگ‌ساز شهرهای خواهرخوانده گیومری با شهرهای زیر خواهرخوانده است الکساندریا ، ایالات متحده آمریکا (از ۱۹۹۰) سالونیک ، یونان (از ۲۰۰۰) پلوودیو ، بلغارستان (از ۲۰۰۴) اوزاسکو ، برزیل (از ۲۰۰۶) کرتی ، فرانسه (از ۲۰۰۹) ناردو ، ایتالیا (از ۲۰۰۹) 25px موزدوک ، روسیه (از ۲۰۱۱) - پیتشت ، رومانی (از ۲۰۱۲) شی‌آن ، چین (از ۲۰۱۳). بیاویستوک ، لهستان (از ۲۰۱۳) اشفیلد ، بریتانیا (از ۱۹۹۸) کوردوبا ، آرژانتین (از ۲۰۰۲) لاوال ، کانادا (از ۲۰۰۳) کشتار ۲۰۱۵ گیومری فهرست شهرداری‌های ارمنستان
[ "آراگاتس", "مام ارمنستان، گیومری", "Cathedral of the Holy Mother of God, Gyumri", "موزه معماری ملی ژیتوغتسیان", "میدان استقلال، گیومری", "دژ نگهبانی سیاه", "میدان وارتانانتس", "فهرست کشورهای جهان", "استان‌های ارمنستان", "شیراک", "شهردار", "سامول بالاسانیان", "سده پنجم پ.م.", "ساعت گرینویچ", "ارمنستان", "ایروان", "استان شیراک", "۴۰۱ (پیش از میلاد)", "اتحاد شوروی", "گزنفون", "دودمان باگراتونی", "شاقول", "چنگ", "هلال", "ارمنستان غربی", "زمین‌لرزه", "آذر", "۱۳۶۷", "بارگُنج", "۱۱۸۳", "۱۸۰۴ (میلادی)", "انگبین", "بستنی", "مهمانخانه", "اورارتو", "دوره اول جنگ‌های ایران و روسیه", "امپراتوری روسیه", "نیکلای یکم روسیه", "آلکساندرا فیودوروفنا (شارلوت پروس)", "الکساندر پوشکین", "ارزروم", "انقلاب اکتبر", "قفقاز جنوبی", "امپراتوری عثمانی", "لشکرکشی به قفقاز", "جنگ جهانی اول", "آلکساندارپول، ارمنستان", "قرارداد مودروس", "کودتا", "فدراسیون انقلابی ارمنی", "W. H. Freeman and Company", "فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی", "کشورهای مستقل همسود", "کشتار ۲۰۱۵ گیومری", "والری پرمیاکوف", "رود آخوریان", "کوهستان‌های پامباک", "دریای سیاه", "توف (سنگ آتشفشانی)", "بازالت", "رس", "اقلیم نیمه‌خشک", "اقلیم قاره‌ای", "مینه‌سوتا", "داکوتای شمالی", "زمین‌لرزه اسپیتاک ( ۷ دسامبر ۱۹۸۸)", "دژ سیاه (گیومری)", "صومعه مارماشن", "کلیسای مسیح منجی، گیومری", "کلیسای مادر مقدس، گیومری", "اسقف‌نشین شیراک", "کلیسای حواری ارمنی", "کلیسای ارتدوکس روسی نیکلای مقدس معجزه گر", "کلیسای روسی آرسنی مقدس", "کلیسای هاکوب مقدس نصیبینی", "کلیسای جامع صلیب مقدس، گیومری", "سرگئی مرکورف", "آوتیک ایساهاکیان", "هوانس شیراز", "فرونزیک مکرتچیان", "میدان شارل آزناوور، گیومری", "ایستگاه راه‌آهن گیومری", "تفلیس", "باکو", "اولین جمهوری ارمنستان", "جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی", "فرودگاه شیراک", "فهرست فرودگاه‌های ارمنستان", "مسکو", "سن پترزبورگ", "فرودگاه بین‌المللی زوارتنوتس", "اداره کل هواپیمایی کشوری ارمنستان", "قارص", "جلفا (ایران)", "تبریز", "باتومی", "مؤسسه آموزشی دولتی گیومری", "میکائل نعلبندیان", "دانشگاه دولتی مهندسی ارمنستان", "دانشگاه دولتی اقتصاد ارمنستان", "کنسرواتوار دولتی کومیتاس ایروان", "فرهنگستان دولتی هنرهای زیبا ایروان", "مؤسسه دولتی تئاتر و فیلم‌برداری ایروان", "فرهنگستان منطقه‌ای آموزشی اروپا", "دانشگاه هایبوساک ارمنستان", "روبرت امییان", "یوری واردانیان", "نازیک آودالیان", "آرا آبراهامیان", "باشگاه فوتبال آراگاتس", "فدراسیون فوتبال ارمنستان", "قهرمانی دو و میدانی اروپا ۱۹۸۶", "لئون جولفالاکیان", "کشتی فرنگی", "مناتساکان ایسکانداریان", "ایسرائل میلیتوسیان", "مخیتار مانوکیان", "ملینه دالوزیان", "تیگران وارطان مارتیروسان", "قهرمانی وزنه‌برداری اروپا ۲۰۰۸", "۲۰۰۹ مسابقات جهانی وزنه‌برداری", "آرسن جولفالاکیان", "تیگران گئورک مارتیروسان", "۲۰۱۰ مسابقات جهانی وزنه‌برداری", "آرتور الکسانیان", "۱۸۹۷", "۱۹۱۴", "۱۹۲۳", "۱۹۲۶", "۱۹۳۵", "۱۹۳۹", "۱۹۵۹", "۲۰۱۲", "جیوانی (عاشوق)", "شرام (شاعر)", "آرمن تیگرانیان", "روبن سیمونوف", "واردان آجمیان", "آزات شرانتس", "واردوهی واردسیان", "نیکلای تساتوریان", "دپروانک", "قیسی", "دلمه", "کوفته", "باقلوا", "دیاراندآراج", "کدو", "کشمش", "نیمرو", "الکل", "آبجو", "بار (مکان)", "میخانه", "قهوه", "چای", "گئورگ گورجیف", "Sergey Merkurov", "اولگا چخووا", "خاچاطور آوتیسیان", "لوون ایشتویان", "باشگاه فوتبال آرارات (ایروان)", "وازگن مانوکیان", "نخست وزیر ارمنستان", "سوتلانا سوتلیچنایا", "ماریام آسلامازیان", "ادموند کئوسیان", "لوون مکردجیان", "آرتور پتروسیان", "گنادی تیمچنکو", "آشوت مخیتاریان", "مگردیچ آرمن", "تیگران هاماسیان", "خواهرخواندگی (شهرها)", "الکساندریا، ویرجینیا", "ایالات متحده آمریکا", "سالونیک", "یونان", "پلوودیو", "بلغارستان", "اوزاسکو", "برزیل", "کرتی", "فرانسه", "ناردو", "ایتالیا", "موزدوک", "روسیه", "پیتشت", "رومانی", "شی‌آن", "چین", "بیاویستوک", "لهستان", "اشفیلد", "بریتانیا", "کوردوبا، آرژانتین", "آرژانتین", "لاوال، کبک", "کانادا", "اسکندریه", "مصر", "کوتائیسی", "گرجستان", "اولیانوفسک", "تارتو", "استونی", "فهرست شهرداری‌های ارمنستان" ]
[ "گیومری", "شهرها و شهرک‌های ارمنستان", "شهرهای تخریب‌شده توسط زمین‌لرزه", "فرمانداری ایروان", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در سده ۵ (پیش از میلاد)", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در سده ۸ (پیش از میلاد)", "مناطق مسکونی در استان شیراک" ]
1,649
منطق‌الطیر
0
96
0
[ "منطق الطیر", "منطق‌الطير", "منطق‌الطير عطار", "منطق الطیر عطار", "منطق‌الطیر عطار", "منطق الطير", "منطق الطير عطار" ]
false
42
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نقاشی منطق‌الطیر از حبیب‌الله. هدهد (در وسط سمت راست) به پرندگان راه صوفیانه می‌آموزد. منطق‌الطیر یا مقامات‌الطیور منظومه‌ای است از عطار نیشابوری که به زبان فارسی و در قالب مثنوی در بحر رمل مسدس مقصور (محذوف) سروده شده‌است. کار سرودن این مثنوی در قرن ششم هجری قمری (۱۱۷۷ میلادی) پایان یافته‌است. ابیات این مثنوی را معمولا بین ۴۳۰۰ تا ۴۶۰۰ بیت دانسته‌اند، از مثنوی‌های تمثیلی عرفان اسلامی به‌شمار می‌آید. مراحل و منازل در راه پوییدن و جستن عرفان یعنی شناختن رازهای هستی در منطق‌الطیر عطار هفت منزل است. او این هفت منزل را هفت وادی یا هفت شهر عشق می‌نامد. هفت وادی به ترتیب چنین است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر که سرانجام به فنا می‌انجامد. در داستان منطق‌الطیر، گروهی از مرغان برای جستن و یافتن پادشاهشان سیمرغ، سفری را آغاز می‌کنند. در هر مرحله، گروهی از مرغان از راه بازمی‌مانند و به بهانه‌هایی پا پس می‌کشند، تا این‌که پس از عبور از هفت مرحله، از گروه انبوهی از پرندگان تنها «سی مرغ» باقی می‌مانند و با نگریستن در آینه حق درمی‌یابند که سیمرغ در وجود خود آن‌هاست. در نهایت با این خودشناسی مرغان جذب جذبه خداوند می‌شوند و حقیقت را در وجود خویش می‌یابند. نام‌گذاری منطق‌الطیر در عربی یعنی زبان مرغان. این تعبیر در قرآن (سوره نمل، آیه ۱۶) به کار رفته‌است. عطار در آثار خود از این کتاب با نام‌های مقامات طیور و منطق‌الطیر یاد کرده‌است. همچنین در پایان همین کتاب می‌فرماید: ختم شد بر تو چو بر خورشید نور منطق‌الطیر و مقامات طیور عطار در نام‌گذاری این اثر منظورش مقام جویندگان حقیقت است. عطار خود این‌گونه پرده از این راز برمی‌دارد: من زبان و نطق مرغان سربه‌سر با تو گفتم فهم کن ای بی‌خبر در میان عاشقان مرغان درند کز قفس پیش از اجل درمی‌پرند جمله را شرح و بیانی دیگر است زان‌که مرغان را زبانی دیگر است پیش سیمرغ آن کسی اکسیر ساخت کو زبان جمله مرغان شناخت آغاز مثنوی این کتاب با حمد خدا آغاز می‌گردد. پس از آن به توصیف و مدح محمد و سپس در مدح خلفای چهارگانه می‌پردازد. بیت آغاز مثنوی: آفرین جان آفرین پاک را آنکه جان بخشید و ایمان خاک را داستان مرغان پس از حمد خدا و مدح رسول و خلفا، مستقلا ابیات موضوعی مثنوی و داستان مرغان آغاز می‌شود. داستان مرغان در ۴۵ گفتار است و در پایان ابیاتی تحت عنوان خاتمه کتاب می‌آید. عطار در عرض ماجرا و سیر مرغان حکایت‌های حکیمانه‌ای می‌گنجاند و هفت وادی عرفان را معرفی می‌کند. پایه داستان این است که جمعی از پرندگان در جلسه‌ای، برای انتخاب پادشاهی برای خود به اجماع می‌رسند. پس از بحث فراوان سیمرغ را برای این کار نامزد می‌کنند و برای یافتنش به راه می‌افتند. اما در راه هریک به دلیلی جان می‌بازد و فقط سی (۳۰) مرغ به سیمرغ می‌رسند و آن‌جا درمی‌یابند که طالب و مطلوب یکی است؛ چون آن‌ها سی مرغ بودند که طالب سیمرغ شدند. ابیات سرآغاز داستان ابتدا سیزده (۱۳) پرنده را توصیف می‌کند که هریک نمایانگر صفتی از انسان هستند و در وصف آن‌ها از اطلاعات عامیانه و داستان‌های دینی استفاده می‌کند. داستان طیور این‌گونه آغاز می‌شود: مرحبا ای هدهد هادی‌شده در حقیقت پیک هر وادی شده ای به سرحد سبا سیر تو خوش با سلیمان منطق‌الطیر تو خوش مرغان منطق‌الطیر «هدهد - موسیچه (یاکریم) - طوطی - کبک - باز - دراج - عندلیب - طاووس - تذرو - قمری - فاخته - شاهین - مرغ زرین» - بط - هما - بوتیمار - کوف - صهوه - تندباز کتاب‌نامه منطق‌الطیر عطار نیشابوری به تصحیح عزیزالله علی‌زاده توسط انتشارات فردوس تهران در سال ۱۳۸۷ در ۳۴۰ صفحه منتشر شده‌است. کشف الابیات، نمایه و واژه‌نامه نیز به این مثنوی ۴۹۲۶ بیتی پیوست شده‌است که به نظر می‌رسد یکی از تصحیحات و تدوینات جامع منطق‌الطیر باشد. ترجمه منطق‌الطیر به زبان‌های دیگر ترجمه به زبان فرانسوی منطق‌الطیر اول بار به همت گارسن دو تاسی در ۱۸۶۳ به زبان فرانسه ترجمه شد. این منظومه در سال‌های اخیر نیز به صورت مصور و با ترجمه جداگانه منیژه نوری ارتگا، حسن علوی با مشارکت دنیز دوهامل در پاریس منتشر شده‌است. پانویس و منابع بدیع‌الزمان فروزانفر، نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری منطق‌الطیر، ناشر:انتشارات ماد، چاپ ۱۳۷۳، مقدمه منطق‌الطیر، براساس نسخه پاریس، تصحیح و شرح: دکتر کاظم دزفولیان، انتشارات طلایه، تهران ۱۳۸۱. منطق‌الطیر عطار، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
[ "هدهد", "عطار نیشابوری", "مثنوی", "بحر", "عرفان اسلامی", "عرفان", "وادی (عوارض طبیعی)", "هفت شهر عشق", "هفت وادی (ادبیات عرفانی کهن)", "طلب", "عشق (ادبیات عرفانی کهن)", "معرفت", "استغنا", "توحید (اسلام)", "حیرت", "فقر (ادبیات عرفانی کهن)", "فنا", "سیمرغ", "خدا", "محمد", "موسیچه", "یاکریم", "طوطی", "کبک (پرنده)", "باز (پرنده)", "دراج", "عندلیب", "طاووس", "تذرو", "قمری (پرنده)", "فاخته", "شاهین", "مرغ زرین", "بط", "هما (پرنده)", "بوتیمار", "کوف", "صهوه", "تندباز", "عزیزالله علی‌زاده", "فردوس", "تهران", "کشف الابیات", "نمایه", "واژه‌نامه", "زبان فرانسه", "پاریس", "شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی" ]
[ "منطق‌الطیر", "ادبیات تصوف", "ادبیات فارسی", "شعرهای فارسی", "کتاب‌های دهه ۱۱۷۰ (میلادی)" ]
1,650
عطار نیشابوری
1
382
0
[ "عطار", "عطار نيشابوري", "شیخ فریدالدین عطار", "فریدالدین عطار نیشابوری", "فریدالدین عطار", "شیخ عطار", "فرید الدین عطار", "فریدالدین محمد عطار", "محمد عطار", "عطار نیشابور", "محمد عطار نیشابوری", "شيخ عطار", "شيخ فريدالدين عطار", "عطار نيشابور", "فريد الدين عطار", "فريدالدين عطار", "فريدالدين عطار نيشابوري", "فريدالدين محمد عطار", "محمد عطار نيشابوري", "فرید الدین عطار نیشابوری", "فريد الدين عطار نيشابوري", "Farid ad-Din Attar" ]
false
240
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام_شخص", "Item2": "فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحق عطار نیشابوری" }, { "Item1": "نام_تصویر", "Item2": "Attar Tomb.jpg" }, { "Item1": "توضیح_تصویر", "Item2": "نگاره‌ای از آرامگاه عطار نیشابوری" }, { "Item1": "لقب‌ها", "Item2": "شیخ عطار" }, { "Item1": "کنیه", "Item2": "ابوحامد" }, { "Item1": "متخلص", "Item2": "فرید، عطار" }, { "Item1": "زمینه فعالیت", "Item2": "[[شاعر]]، [[نویسنده]]، [[عارف]]" }, { "Item1": "تاریخ_تولد", "Item2": "سال ۵۴۰ هجری[[۱۱۴۶]] میلادی" }, { "Item1": "محل_تولد", "Item2": "[[نیشابور]]" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "[[ایرانی]]" }, { "Item1": "اهل", "Item2": "[[نیشابور]]" }, { "Item1": "دوره", "Item2": "حکومت‌های [[سلطان سنجر]] [[سلطان محمد خوارزم‌شاه]]" }, { "Item1": "سال‌های فعالیت", "Item2": "قرن ششم و سال‌های نخستین قرن هفتم هجری قمری" }, { "Item1": "محل زندگی", "Item2": "[[نیشابور]]" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "[[تصوف]]" }, { "Item1": "مکتب", "Item2": "[[تصوف]]" }, { "Item1": "آرامگاه", "Item2": "[[آرامگاه عطار نیشابوری]]" }, { "Item1": "سبک", "Item2": "[[مثنوی]]، [[نثر]]، [[غزل]]" }, { "Item1": "آثار", "Item2": "[[اسرارنامه]][[الهی‌نامه]][[منطق‌الطیر]][[مصیبت‌نامه]][[مختارنامه]][[تذکرهالاولیاء]]دیوان اشعار" }, { "Item1": "تاریخ_مرگ", "Item2": "۶۱۸ هجری قمری[[۱۲۲۱]] میلادی" }, { "Item1": "محل_مرگ", "Item2": "[[شادیاخ]]([[نیشابور]])" } ], "Title": "زندگینامه" }
فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطار نیشابوری (۱۱۴۶م/۵۴۰ق -۱۲۲۱م/۶۱۸ق) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سده ششم و آغاز سده هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد و در ۶۱۸ هجری به هنگام حمله مغول به قتل رسید. تولد و کودکی محمدرضا شفیعی کدکنی در مقدمه‌ای که بر منطق‌الطیر نوشته‌است اشاره می‌کند که شخصیت عطار در «ابر ابهام» است و اطلاعات ما حتی درباره سنایی، که یک قرن قبل عطار می‌زیسته، بسیار بیشتر از اطلاعاتی است که از عطار در دست داریم. تنها می‌دانیم که او در نیمه دوم قرن شش و ربع اول قرن هفتم می‌زیسته‌است، زادگاه او نیشابور و نام او، آنگونه که عطار گاهی در اشعارش به هم‌نامی خود با پیامبر اسلام اشاره می‌کند، محمد بوده‌است. عوفی در لب‌الالباب خود از او با عنوان «الاجل فریدالدین افتخار الافاضل ابوحامد ابوبکر العطار النیشابوری سالک جاده حقیقت و ساکن سجاده طریقت» یاد می‌کند. نام او «محمد»، لقبش «فریدالدین» و کنیه‌اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطار و گاهی نیز فرید تخلص کرده‌است. بنا به روایت قدیمی‌ترین کاتب دیوان اشعارش نام پدر عطار محمود و بنا به روایتی دیگری از تذکره نویسان قدیم ابراهیم بن اسحاق بود؛ نام یوسف نیز برای پدر عطار ذکر شده‌است. در کدکن زیارتگاهی است به نام «پیر زروند» که مورد احترام اهالی است و اهالی بر این باورند که این مزار «شیخ ابراهیم» پدر عطار است. با این که در نیشابوری بودن او هیچ شکی نیست اما انتساب او به کدکن که از قرای قدیم نیشابور بوده در هاله‌ای از ابهام است و این انتساب احتمالا از جانب حیدریان زاوه بوده‌است که به دنبال پشتوانه‌ای برای مکتب خود می‌گشته‌اند و می‌خواسته‌اند عطار را از پیروان قطب‌الدین حیدر نشان دهند. کودکی عطار با طغیان غزها همراه شد؛ زمان فاجعه غز، عطار ۶ یا ۷ سال بیشتر نداشت. این فاجعه چنان عظیم و موحش بود که نمی‌توانست در ذهن کودک خردسال تاثیر دردانگیز خود را نگذارد. سلطان به دست غزها اسیر شده بود و شهر در معرض خرابی و ویرانی قرار گرفته بود. عطار خردسال شکنجه‌ها، تجاوزها، خرابی‌ها، مرگ و درد و وحشت را اطراف خود می‌دید؛ و همین عامل بعدها موجب مرگ‌اندیشی و درداندیشی بسیار در عطار شد. چند سال بعد، پس از فروکش فتنه غز، عطار در مکتب مشغول آموختن شد. در ایام مکتب، حکایاتی از زندگی بزرگانی چون عباس طوسی، مظفر عبادی، رکن‌الدین اکاف و محمد بن یحیی، او را به خود جذب می‌کرد. این حکایات علاوه بر اینکه مشوق عطار در طریقت بودند بعدها در تذکره‌الولیا گرد آمدند. زندگی عطار او داروسازی و داروشناسی را از پدرش آموخت و در عرفان مرید شیخ یا سلسله خاصی از مشایخ تصوف نبود و به کار عطاری و درمان بیماران می‌پرداخت. وی علاقه‌ای به مدرسه و خانقاه نشان نمی‌داد و دوست داشت راه عرفان را از داروخانه پیدا کند علاوه بر این شغل عطاری خود عامل بی‌نیازی و بی‌رغبتی عطار به مدح‌گویی برای پادشاهان شد. زندگی او به تنظیم اشعار بسیار گذشت از جمله چهار منظومه از وی علاوه بر دیوان اشعار و مجموعه رباعیاتش، مختارنامه. آوازه شعر او در روزگار حیاتش از نیشابور و خراسان گذشته و به نواحی غربی ایران رسیده بوده‌است. اسنادی نیز در دست است که نشان می‌دهد حلقه درس‌های عرفانی عطار در نیشابور بسیار گرم و پرشور بوده‌است و بسیاری از بزرگان عصر در آن‌ها حاضر می‌شده‌اند. در دوران معاصر، شیعیان با استناد به برخی شعرهایش بر این باورند که وی دوست‌دار اهل بیت بوده‌است. عرفان عطار درحالی که بسیاری از پژوهشگران بر این عقیده‌اند که عطار مرید شخص خاصی نبوده‌است برخی نیز بر خلاف این معتقدند؛ برای مثال در کتاب مجمع الفصاء تالیف رضاقلی خان هدایت آمده‌است: «شیخ الاصفیا شیخ فریدالدین محمد و ابوطالب کنیت آن جناب بود و جناب شیخ مجدالدین بغدادی که از خلفای شیخ نجم الدین کبری است وی را تربیت فرمود. جناب شیخ از اکابر این طبقه است و در علو حال وی کس را مجال سخن نیست. هفت شهر عشق عطار که در عرفان معروف است از وی چنین نقل شده‌است: نخستین «جستجو و طلب» است، باید در راه مقصود کوشید-دوم مقام «عشق» است که بی‌درنگ باید به راه وصال گام نهاد. سوم «معرفت» است که هر کس به قدر شایستگی خود راهی برمی‌گزیند. چهارم «استغنا» است که مرد عارف باید از جهان و جهانیان بی‌نیاز باشد. پنجم مقام «توحید» است که همه چیز در وحدت خدا مشاهده می‌شود. ششم مقام «حیرت» است که انسان در می‌یابد که دانسته‌های او بسیار اندک و محدود است. هفتم مقام «فنا» است که تمام شهوات و خودپرستی‌های آدمی از او زایل می‌شود و می‌رود تا به حق واصل شود و در واقع از این فنا به بقا می‌رسد. کما قال المولوی: «هفت شهر عشق را عطار گشت|ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم» شیخ محمود شبستری به تقریبی در گلشن فرماید: «مرا از عاشقی خود عار ناید|که در صد قرن چون عطار ناید و تا نپنداری که این دو بزرگ نه سخنی بی‌تحقیق گفته‌اند. زیرا که شیخ فریدالدین محمد به ابتدا مانند آبای معظم خود صاحب ثروت و مکنت و جامع فضائل و حاوی خصائل و در حکمت الهی و طبیعی بی‌نظیر و همتا و عطارخانه‌های نیشابور همگی متعلق به جناب شیخ بوده و خود در دواخانه خاصه همه روزه بیماران را معالجه می‌فرموده و اغلب را دوا از دواخانه خود می‌داده و استاد شیخ در این علم و عمل شیخ مجدالدین بغدادی حکیم خاصه خوارزم شاه قطب الدین محمد بوده و بعد از فراغت از معالجات شیخ به نظم مثنویات می‌پرداخته… .» در منابع دیگر؛ نظیر: مرصاد العباد اثر نجم الدین رازی و نفحات الانس اثر عبدالحمن جامی نیز نسبت تربیت معنوی عطار به شیخ مجدالدین بغدادی رسانده شده‌است. «تا جایی که عرفای بزرگی از جمله رضی الدین علی لالای غزنوی (متوفی ۶۴۲ یا ۶۴۳) و نجم رازی (متوفی ۶۴۵) و شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، از مریدان و تربیت یافتگان او شیخ مجدالدین بغدادی بودند.» در برخی منابع دیگر شیخ نجم الدین کبری مشهور به شیخ ولی تراش را مربی و مرشد معنوی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری خوانده‌اند. زهد و مرگ وی آرامگاه شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در محله باستانی شادیاخ نیشابور. سنگ قبر شیخ عطار سنگ قبر شیخ عطار درباره به پشت پا زدن عطار به اموال دنیوی و راه زهد، گوشه‌گیری و تقوا را پیش گرفتن وی داستان‌های زیادی گفته شده‌است. مشهورترین این داستان‌ها، داستانی است که جامی نقل می‌کند: عطار در محل کسب خود مشغول به کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود می‌پرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابسته‌ای، چگونه می‌خواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. این رویداد اثری ژرف بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت؛ که البته این روایت، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست زیرا که زهد عطار از همان ابتدای کودکی نمایان بوده‌است. مرگ عطار در سال ۶۱۸ هجری قمری به هنگام حمله مغول بود؛ وی در نزدیکی دروازه شهر به دست سربازان مغول کشته شد. علاوه بر این تمام آثار وی سوزانده شد و آثاری که از وی در دست است تنها آثاری است که قبل از حمله مغول، به سایر شهرها برده شده بودند. عطار در سخن دیگران عطار همواره مورد احترام شاعران دیگر بوده از جمله شیخ محمود شبستری که بیت زیر را سروده‌است: نستعلیق صائب: نستعلیق سیف: نستعلیق فیض کاشانی: نستعلیق و مولانا: نستعلیق بیت «هفت شهر عشق را عطار گشت/ ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم» نیز از جمله ابیاتی است که به مولانا منسوب شده اما در انتساب آن تردید است. آثار در طول تاریخ آثار بسیاری به عطار نسبت داده شده‌اند و از آن گذشته پیش و پس از وی عده زیادی بوده‌اند که عطار تخلص می‌کرده‌اند؛ به گونه‌ای که عده‌ای آثار او را به تعداد سوره‌های قرآن یعنی ۱۱۴ کتاب پنداشته‌اند اما آثار مسلم عطار طبق پژوهش‌های محمدرضا شفیعی کدکنی و عبدالحسین زرین‌کوب بدین گونه است: اسرارنامه اسرارنامه یکی از مثنوی‌های مسلم‌السند فریدالدین عطار نیشابوری و احتمالا از جمله نخستین آثار او بوده‌است. این اثر مشتمل است بر ۳۳۰۵ بیت در ۲۲ مقاله. سه مقاله نخستین آن به ترتیب درباره توحید و نعت رسول اکرم و فضائل خلفای راشدین است. از مقاله چهارم به بعد درباره موضوعات گوناگون تصوف است. مقاله پنجم درباره اهمیت عشق و برتری آن از خرد با ابیات معروف ذیل آغاز می‌شود: دلا یک دم رها کن آب و گل را صلای عشق در ده اهل دل را ز نور عشق شمع جان برافروز زبور عشق از جانان درآموز. الهی‌نامه این کتاب که عطار خود در اواخر عمرش در مختارنامه (و شعر زیر) با نام خسرونامه به آن اشاره می‌کند سرشار از داستان‌های دلکش کوتاه و بلند است که همگی در بین یک داستان اصلی فوق‌العاده گنجانده شده‌اند. این کتاب مانند کتب دیگر با ستایش خداوند و نعت رسول اکرم (ص) و خلفای چهارگانه آغاز می‌شود و سپس در هشت بیت روح انسان را مورد خطاب قرار می‌دهد و برای او شش فرزند: نفس، شیطان، عقل، فقر، علم و توحید ذکر می‌کند. منطق الطیر مقامات الطیور که با نام منطق الطیر خوانده می‌شود شرح سفر مرغان است به درگاه سیمرغ. داستان شیخ صنعان طولانی‌ترین داستان این کتاب است و حدود ۴۰۸ بیت دارد و سرگذشت و عشق و دلدادگی پیری زاهد به نام صنعان به دختری ترسا را بیان می‌نماید. مصیبت‌نامه در بیان مصیبت‌ها و گرفتاری‌های روحانی سالک و مشتمل است بر حکایات جذاب و خواندنی. این اثر پس از منطق‌الطیر مهم‌ترین منظومه اوست. مختارنامه مجموعه رباعیات دارای پنجاه باب در موضوعات مختلف تذکرهالاولیا شرح حال و سرگذشت مربوط به نود وهفت تن از اولیاء و مشایخ تصوف. دیوان اشعار مجموعه قصاید و غزلیات عطار که بیشتر آن‌ها عرفانی و دارای مضمون‌های بلند صوفیانه است. بنا به باور این دو پژوهشگر و بسیاری از دیگر پژوهشگران کتاب‌های بی‌سرنامه، خسرونامه، بلبل‌نامه، پسرنامه، حیدری‌نامه، پندنامه، جوهر الذات، حلاج نامه، سیاه‌نامه، اشترنامه، لسان‌الغیب، مظهر الذات، معراج‌نامه، مفتاح الفتوح، نزهت‌نامه، وصلت‌نامه و هیلاج‌نامه به غلط به عطار منصوب شده‌اند. خسرونامه خود مربوط به شاعری بوده که مدت‌ها بعد عطار می‌زیسته و به شدت تحت تاثیر ابن‌عربی بوده‌است. بنا به باور شفیعی کدکنی بسیاری از این آثار «محصول روزگار انحطاط عرفان» و «یاوه‌گویی درویش‌های بیکار» ی است که طبع نظم داشته‌اند و از آنجایی که می‌خواسته‌اند آثارشان باقی بماند نام عطار را بر آن نهاده‌اند و این آثار به اشتباه هم در آثار ایران‌شناسانی چون یان ریپکا و هم برخی نویسندگان شرقی و ایرانی، آثار و افکار عطار پنداشته شده‌اند. نستعلیق روز ملی عطار روز ۲۵ فروردین در تقویم ایران روز ملی عطار است که هرساله در نیشابور، آرامگاه وی همراه برنامه‌های عطارشناسی برگزار می‌شود؛ گلباران آرامگاه عطار، ارائه پژوهش‌هایی در مورد این شاعر، نمایشگاه کتاب و خوشنویسی و شب شعر از جمله برنامه‌هایی است که در این روز برگزار می‌گردد. اطلاعات عمومی پیام، دکتر سید محمود اختریان، نشر عالمگیر، چاپ دوم، بهار ۱۳۹۲
[ "شاعر", "نویسنده", "عارف", "۱۱۴۶ (میلادی)", "نیشابور", "ایرانی‌ها", "سلطان سنجر", "علاءالدین محمد خوارزمشاه", "تصوف", "آرامگاه عطار نیشابوری", "مثنوی", "نثر", "غزل", "اسرارنامه", "الهی‌نامه (عطار)", "منطق‌الطیر", "مصیبت‌نامه", "مختارنامه", "تذکرةالاولیاء", "۱۲۲۱ (میلادی)", "شادیاخ", "ادبیات فارسی", "حمله مغول به نیشابور", "عبدالحسین زرین کوب", "محمدرضا شفیعی کدکنی", "سنایی", "نیشابور (شهر کهن)", "پیامبر اسلام", "عوفی", "شعر", "کدکن", "زاوه", "قطب‌الدین حیدر", "خانگاه", "مجمع الفصاء", "رضاقلی خان هدایت", "مجدالدین بغدادی", "نجم‌الدین کبری", "مرصادالعباد", "نجم‌الدین رازی", "نفحات‌الانس", "جامی", "رضی الدین علی لالای غزنوی", "نجم رازی", "شیخ مجدالدین بغدادی", "شیخ محمود شبستری", "صائب تبریزی", "سیف فرغانی", "فیض کاشانی", "مولانا", "عبدالحسین زرین‌کوب", "منطق الطیر", "تذکرةالاولیا", "دیوان اشعار", "ابن‌عربی", "یان ریپکا", "آنه‌ماری شیمل" ]
[ "عطار نیشابوری", "ادبیات حکمت", "اهالی ایران در سده ۱۲ (میلادی)", "اهالی ایران در سده ۱۳ (میلادی)", "داروسازان اهل ایران", "داروسازهای اهل ایران", "دانشمندان کشته‌شده", "درگذشتگان دهه ۱۲۲۰ (میلادی)", "زادگان دهه ۱۱۴۰ (میلادی)", "زندگی‌نامه‌نویسان اهل ایران", "شاعران اهل نیشابور", "شاعران ایران بزرگ", "شاعران دوره سلجوقی", "شاعران سده ۱۲ (میلادی) اهل ایران", "شاعران سده ۱۳ (میلادی) اهل ایران", "شاعران صوفی", "شاعران فارسی‌زبان", "شاعران فارسی‌زبان سده ۶ (قمری)", "شاعران فارسی‌زبان سده ۷ (قمری)", "شاعران مرد اهل ایران", "شافعیان ایران", "صوفیان اهل نیشابور", "عارفان اهل ایران", "فیلسوفان اهل ایران", "کشته‌شدگان در حمله مغول به ایران", "مسلمانان اهل ایران", "مسلمانان سنی اهل ایران", "نویسندگان دوران قرون وسطی", "نویسندگان مرد اهل ایران" ]
1,652
هالوژن
0
111
0
[ "هالوژن‌ها", "عنصر گروه ۱۷", "گروه هالوژن‌ها", "عنصر گروه 17", "گروه هالوژن ها", "هالوژن ها", "هالوژنها" ]
false
82
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
هالوژن‌ها با ترکیب شدن با گروه دوم تولید نمک می‌کنند به همین خاطر به انها هالوژن میگویند. گروه → ۱۷ دوره ↓ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ راهنما هالوژن گاز مایع هسته دیرینه From decay Synthetic هالوژن‌ها گروه هالوژن عناصر گروه ۱۷ (گروه ۷ اصلی) جدول تناوبی هستند یعنی: فلوئور(F)، کلر(Cl)، برم(Br)، ید(I) و آستاتین(At). هالوژن‌ها در حالت طبیعی خود مولکول‌های دواتمی هستند. واژه هالوژن از زبان یونانی گرفته شده و به معنی نمک‌زا است. خواص تناوبی همانند روند کلی موجود در جدول تناوبی، از بالا به پایین، عدد اتمی و جرم اتمی هالوژن‌ها زیاد می‌شود. هم‌چنین الکترونگاتیوی آن‌ها نیز کاهش می‌یابد. جرم اتمی نقطه ذوب نقطه جوش الکترونگاتیویته فلوئور ۱۹ ۵۳/۵۳ ۸۵/۰۳ ۳/۹۸ کلر ۳۵/۵ ۱۷۱/۶ ۲۳۹/۱۱ ۳/۱۶ برم ۸۰ ۲۶۵/۸ ۳۳۲/۰ ۲/۹۶ ید ۱۲۷ ۳۹۶/۸۵ ۴۵۷/۴ ۲/۶۶ استاتین ۲۱۰ ۵۷۵ ۶۱۰ ۲/۲ خواص فیزیکی در گروه هالوژن‌ها، از بالا به پایین، با افزایش شعاع اتمی، طول پیوند در مولکول هالوژن افزایش می‌یابد؛ این عامل و همین‌طور افزایش تعداد الکترون‌ها و نیز افزایش جرم مولکول، باعث افزایش نقطه ذوب و نقطه جوش می‌شود. در نتیجه فلوئور و کلر گاز هستند؛ اما برم مایع است و ید جامدی می‌باشد که به راحتی تصعید می‌گردد. خواص شیمیایی هالوژن‌ها می‌توانند با دریافت یک الکترون و تشکیل آنیون، به آرایش پایدار هشتایی گاز نجیب (اوکتت) برسند (الکترون‌خواهی آن‌ها منفی است)؛ به همین دلیل واکنش‌پذیری زیادی دارند که البته از بالا به پایین کاهش می‌یابد. همین عامل سبب شده عناصر گروه ۱۷ به شدت سمی باشند. خواص ضدعفونی‌کنندگی هالوژن‌ها نیز بر همین اساس است، یعنی مولکول هالوژن با اکسید کردن مولکول‌های دیواره سلولی باکتری‌ها، آن‌ها را می‌کشد. به همین دلیل در تصفیه آب از کلر استفاده می‌گردد.
[ "گروه (جدول تناوبی)", "دوره (جدول تناوبی)", "عنصر دوره ۲", "عنصر دوره ۳", "عنصر دوره ۴", "عنصر دوره ۵", "عنصر دوره ۶", "عنصر دوره ۷", "هسته دیرینه", "ایزوتوپ پرتوزای ناچیز", "عنصر مصنوعی", "جدول تناوبی", "فلوئور", "کلر", "برم", "ید", "آستاتین", "مولکول", "اتم", "زبان یونانی", "نمک (شیمی)", "عدد اتمی", "جرم اتمی", "الکترونگاتیوی", "استاتین", "شعاع اتمی", "طول پیوند", "الکترون", "نقطه ذوب", "نقطه جوش", "گاز", "مایع", "جامد", "تصعید", "آنیون", "قاعده هشت‌تایی", "گاز نجیب", "الکترون‌خواهی", "اکسایش", "باکتری", "تصفیه آب" ]
[ "جدول تناوبی", "گروه‌های عناصر شیمیایی", "هالوژن‌ها" ]
1,653
بادن-وورتمبرگ
2
616
0
[ "ورتمبرگ", "ایالت بادن-وورتمبرگ", "بادنوورتمبرگ", "ايالت بادن-وورتمبرگ", "ایالت بادن وورتم‌برگ", "ايالت بادن وورتم برگ", "ایالت بادن وورتم برگ", "بادن-وورتم برگ", "بادن-وورتم‌برگ" ]
false
567
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "latd", "Item2": "۴۸" }, { "Item1": "latm", "Item2": "۳۲" }, { "Item1": "lats", "Item2": "۱۶" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۲۸" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Baden-Württemberg" }, { "Item1": "نام", "Item2": "بادن-وورتمبرگ" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Baden-Württemberg.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Grosses Landeswappen Baden-Wuerttemberg.png" }, { "Item1": "اندازه نشان", "Item2": "۱۲۰" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Baden-Württemberg.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DE1" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "اشتوتگارت" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "وینفرید کرچمان" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[B90/Grüne]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[B90/Grüne]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۳۵۷۵۱٫۶۵" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱۰۷۵۰۰۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۱۰–۰۶" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۳۴۳٫۷" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۹" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-BW" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
بادن-وورتمبرگ یکی از شانزده ایالت آلمان است. پایتخت این ایالت شهر اشتوتگارت است. بادن-وورتمبرگ با مساحتی حدود ۳۵،۷۵۲ کیلومتر مربع، سومین ایالت بزرگ آلمان به‌شمار می‌آید. نیروهای متفقین پس از جنگ جهانی دوم در جنوب غربی آلمان سه ایالت تشکیل دادند به نام‌های وورتمبرگ-هوهنتسولرن، بادن جنوبی (هر دو در تصرف فرانسه) و وورتمبرگ-بادن (در تصرف آمریکا). این سه ایالت در سال ۱۹۴۹ بخشی از جمهوری فدرال آلمان شدند. این سه ایالت بعدا در تاریخ ۲۵ آوریل ۱۹۵۲ در یک ایالت به نام بادن-وورتمبرگ ادغام شدند. بادن-وورتمبرگ تنها ایالت آلمان است که ساکنان آن در یک همه‌پرسی، رای به تشکیل آن به شکل کنونیش دادند: این همه‌پرسی در ۹ دسامبر سال ۱۹۵۱ صورت گرفت. در این روز، شهروندان سه استان وورتمبرگ-بادن (Württemberg-Baden)، وورتمبرگ-هوهنتسولرن (Württemberg-Hohenzollern) و بادن جنوبی (Südbaden) تصمیم گرفتند، در چارچوب تقسیمات کشوری بادن-وورتمبرگ قرار بگیرند. تاریخ رسمی تاسیس این ایالت، روز ۲۵ آوریل سال ۱۹۵۲ است. اقتصاد بادن-وورتمبرگ پس از تاسیس در عرض چند سال به یکی از ایالت‌های پیش‌رفته آلمان بدل شد. درآمد متوسط شاغلان در این ایالت، به‌طور نسبی بالاتر از سایر ایالت‌ها است و نرخ بیکاری، در فوریه سال ۲۰۰۸، با ۵ /۴ درصد، پائین‌ترین نرخ بیکاری در آلمان بود. این ایالت، به ویژه در رشته‌های فناوری‌های صنعتی و توسعه و تحقیق، یکی از مبتکرترین مناطق اروپاست: میزان هزینه‌هایی که در بادن- وورتمبرگ صرف پژوهش و تحقیق می‌شود، بالاتر از میزان آن در کل اروپاست. صنعت خودروسازی یکی از منابع اقتصادی مهم در این ایالت، که در زمینه پژوهش و تحقیق نیز سرمایه‌گذاری‌های کلان می‌کند، صنعت خودروسازی است: دفترهای اصلی شرکت‌هایی چون دایملر، پورشه و بوش در این ایالت مستقرند. رمز اصلی موفقیت این ایالت، ولی، در وجود شمار زیادی شرکت‌های کوچک و متوسط است که خارج از شهرهای بزرگ، رفاهی نسبی برای ساکنان این مناطق فراهم آورده‌اند. مردم بادن- وورتمبرگ به کوشایی و هدفمند بودن شهرت دارند. طبیعت منظره‌ای از یک دشت در ایالت بادن-وورتمبرگ واقع در آلمان بادن-وورتمبرگ دومین ایالتی است که پس از بایرن گردشگران بسیاری را به خود جلب می‌کند. هتل‌ها و مسافرخانه‌های این ایالت، هر سال حدود ۴۰ میلیون شب رزرو می‌شوند. این ایالت از طبیعت بکری برخوردار است: جنگل سیاه با دره‌های عمیق و رومانتیکش و دو جزیره گل به نام‌های مایناو (Mainau) و رایشناو (Reichenau) هر ساله صدها هزار گردشگر را جذب می‌کنند. جزیره‌های مایناو و رایشناو از سوی یونسکو به عنوان میراث فرهنگی جهانی به ثبت رسیده‌اند. بزرگ‌ترین دریاچه آلمان، بودن (Bodensee) که محل تلاقی خاک آلمان، سوئیس و اتریش است، در این ایالت واقع شده. خانه‌های قدیمی روستایی این ایالت نیز یکی از جاذبه‌های توریستی بادن-وورتمبرگ است. در کنار این طبیعت رنگارنگ، شهرهایی چون هایدلبرگ (Heidelberg)، توبینگن (Tübingen)، فرایبورگ (Freiburg) و کنستانتس (Konstanz) نیز، جذابیت این ایالت را دو چندان می‌سازند. فرهنگ جشنواره بین‌المللی فیلم مانهایم-هایدلبرگ دومین جشنواره فیلم معتبر آلمان هرساله به‌طور مشترک در شهرهای مانهایم و هایدلبرگ برگزار می‌شود. شهرهای مهم اولم توبینگن فرایبورگ کارلسروهه مانهایم هایدلبرگ سراسرنماها
[ "اتحاد ۹۰/سبزها", "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "آلمان", "اشتوتگارت", "متفقین", "۱۹۴۹ (میلادی)", "جمهوری فدرال آلمان", "دایملر آ گ", "پورشه", "روبرت بوش (شرکت)", "بایرن", "جنگل سیاه", "میراث فرهنگی جهانی", "سوئیس", "اتریش", "جشنواره بین‌المللی فیلم مانهایم-هایدلبرگ", "مانهایم", "هایدلبرگ", "اولم", "توبینگن", "فرایبورگ", "کارلسروهه", "کاخ فاوریت", "زمستان" ]
[ "ایالت بادن-وورتمبرگ", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۵۱ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۵۲ (میلادی)", "ایالت‌های آلمان", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۵۲ (میلادی) در آلمان غربی" ]
1,654
بایرن
2
1,519
0
[ "باواریا", "بايرن", "استان باوریا", "استان باواریا", "ایالت بایرن", "ایالت باواریا", "استان باواريا", "استان باوريا", "ايالت باواريا", "ايالت بايرن", "باواريا" ]
false
1,454
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "latd", "Item2": "۴۸" }, { "Item1": "latm", "Item2": "۴۶" }, { "Item1": "lats", "Item2": "۳۹" }, { "Item1": "longd", "Item2": "۱۱" }, { "Item1": "longm", "Item2": "۲۵" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۵۲" }, { "Item1": "نام", "Item2": "بایرن" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Freistaat Bayern" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Bavaria (lozengy).svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Coat of arms of Bavaria.svg" }, { "Item1": "اندازه نشان", "Item2": "۱۲۰" }, { "Item1": "تیتر نقشه", "Item2": "مکان در [[آلمان]]" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Bayern.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DE2" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "مونیخ" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "هورشت زیهوفر" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "CSU" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "CSU" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[FDP]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۷۰۵۴۹٫۴۴" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱۲،۵۲۳،۰۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۷–۱۱" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۴۰۴" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-BY" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
بایرن بزرگ‌ترین و جنوبی‌ترین ایالت در میان ایالات شانزده‌گانه کشور آلمان است. پایتخت آن شهر مونیخ (با ۱٫۲ میلیون نفر سکنه)، جمعیت آن حدود ۱۲٫۵ میلیون نفر و مساحتش ۷۰،۵۴۸ کیلومتر مربع است. این ایالت از جنوب همسایه اتریش است و از شرق با جمهوری چک مرز مشترک دارد. تاریخ با سقوط امپراتوری مقدس روم در آلمان، بایرن توانست در سال ۱۸۰۶ بر طبق قرارداد صلح پرسن، یک پادشاهی مستقل تشکیل دهد. به این ترتیب ماکسیمیلیان یوزف که امیر انتخاب‌گر بایرن بود، صاحب اورنگ و افسر پادشاهی شد و پادشاهی در دودمان ویتلسباخ موروثی شد. در سال ۱۸۷۰ این کشور با سایر امارت‌های آلمانی، امپراتوری نوپای آلمان را تاسیس کرد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، این ایالت تحت اشغال نیروهای آمریکایی قرار داشت و قانون اساسی جدید این ایالت در اول دسامبر ۱۹۴۶ به تصویب رسید و تا هنگام بازیکپارچگی آلمان، بایرن بخشی از آلمان غربی (جمهوری فدرال آلمان) به‌شمار می‌رفت. سیاست حزب سوسیال-مسیحی آلمان (CSU) قوی‌ترین حزب در این منطقه است و از سال ۱۹۶۶ در این ایالت حکومت می‌کند. البته این حزب منحصر به بایرن است و در هنگام انتخابات پارلمانی در ائتلافی مشترک با حزب دمکرات-مسیحی آلمان (CDU) قرار می‌گیرد و تحت عنوان اتحاد مسیحی، فهرست واحدی را ارائه می‌دهند. اتحاد مسیحی هم‌اکنون به همراه حزب سوسیال دمکرات، دولت ائتلافی را در این کشور تشکیل داده‌است. ادموند اشتویبر از سال ۱۹۹۳ رهبری CSU و ریاست این ایالت را به عهده داشت. پس از او در سال ۲۰۰۸ هورشت زیهوفر، هم‌حزبی وی، به این مقام دست پیدا کرد. اقتصاد بایرن در گذشته به کشاورزی و دامداری شناخته می‌شد، اما از جنگ جهانی دوم تاکنون این ایالت به یک مرکز مدرن صنعتی در اروپا تبدیل شده‌است. اگرچه هنوز هم بایرن مهم‌ترین تهیه‌کننده غذای کشور است، اما تنها یک درصد از نیروی کار در بخش کشاورزی اشتغال دارند. امروزه مهم‌ترین صنایع بایرن عبارت‌اند از: خودروسازی ب‌ام‌و و آئودی، لوازم الکتریکی و الکترونیکی زیمنس. صنایع انتشاراتی و بیمه و گردشگری. علم در بایرن ۹ دانشگاه ایالتی و تعدادی از مهم‌ترین مراکز علمی اروپا قرار دارد؛ از جمله مرکز تحقیقاتی فیزیک پلاسما موسسه ماکس پلانک. فرهنگ بایرن صاحب بیش از ۱۱۰۰ موزه و کلکسیون هنری است که سالانه بیش از ۲۰ میلیون نفر بازدیدکننده دارند. جشنواره ریشارد واگنر هر سال تابستان برگزار می‌شود. جشن اکتبر (به آلمانی: Oktoberfest)، که هرساله در مونیخ، به مناسبت ازدواج پادشاه بایرن در سال ۱۸۱۰ برگزار می‌شود، یکی از بزرگترین کارناوال‌های همگانی در سراسر دنیاست که با نوشیدن آبجوی معروف بایرن همراه است. برعکس سایر ایالت‌های آلمان، کاتولیک‌ها در این ایالت با ۵۸٫۵۰٪ جمعیت در اکثریت هستند. ورزش فوتبال، تنیس، دوچرخه‌سواری، کوهنوردی و اسکیت محبوب‌ترین ورزش‌ها در این ایالت هستند. بیش از ۴ میلیون نفر در باشگاه‌های ورزشی عضویت دارند. مونیخ، مرکز باواریا، میزبان المپیک ۱۹۷۲ بوده‌است و به پایتخت فوتبال آلمان معروف است. این ایالت در حال حاضر سه تیم در بوندس‌لیگا (اف‌سی آگسبورگ، اف‌سی نورنبرگ و بایرن مونیخ) و دو تیم در لیگ دسته‌دو بوندس‌لیگا (مونیخ ۱۸۶۰ و اف‌سی انگلواشتات) دارد. شهرآورد تیم بایرن مونیخ با رقیب‌های همشهری خود، باوجود اینکه توان رقابتی دیگر تیم‌ها با بایرن زیاد نیست، همواره رقابتی دلچسب و دیدنی بوده‌است. شهرهای مهم نورنبرگ آوگسبورگ رگنسبورگ فورت وورتسبورگ
[ "آلمان", "حزب دموکرات آزاد آلمان", "ایالت", "ایالت‌های آلمان", "مونیخ", "اتریش", "جمهوری چک", "امپراتوری مقدس روم", "ماکسیمیلیان یوزف", "امرای انتخابگر", "پادشاهی", "دودمان ویتلسباخ", "جنگ جهانی دوم", "قانون اساسی", "اتحاد دو آلمان", "آلمان غربی", "حزب سوسیال-مسیحی آلمان", "اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان", "حزب سوسیال دمکرات", "دولت", "ادموند اشتویبر", "هورشت زیهوفر", "کشاورزی", "دامداری", "اروپا", "صنعت خودروسازی", "ب‌ام‌و", "آئودی", "زیمنس", "بیمه", "گردشگری", "دانشگاه", "فیزیک پلاسما", "انجمن ماکس پلانک", "موزه", "هنر", "ریشارد واگنر", "ازدواج", "شاه", "کارناوال", "آبجو", "کاتولیک", "فوتبال", "تنیس", "دوچرخه‌سواری", "کوهنوردی", "اسکیت", "ورزش", "بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۷۲", "بوندس‌لیگا", "باشگاه فوتبال آگسبورگ", "باشگاه فوتبال نورنبرگ", "باشگاه فوتبال بایرن مونیخ", "بوندس‌لیگا ۲", "باشگاه فوتبال مونیخ ۱۸۶۰", "اف‌سی انگلواشتات", "نورنبرگ", "آوگسبورگ", "رگنسبورگ", "فورت", "وورتسبورگ", "رزیدنس وورتسبورگ", "Fortress Marienberg", "Plassenburg", "کولمباخ", "Basilica of the Vierzehnheiligen", "کوبوگ", "وایسنبورگ در بایرن", "Limes", "اینگولشتات", "نویبورگ آن در دوناو", "Walhalla temple", "بورگ‌هاوزن، التوتیگ", "کاخ نیمفنبورگ", "Herrenchiemsee", "Linderhof", "Schloss Hohenschwangau", "Wieskirche", "St. Bartholomew's Church, Berchtesgaden", "Königssee" ]
[ "ایالات جمهوری وایمار", "ایالت بایرن", "ایالت‌های آلمان" ]
1,655
براندنبورگ
2
284
0
[ "برندنبورگ" ]
false
242
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "براندنبورگ" }, { "Item1": "latd", "Item2": "۵۲" }, { "Item1": "latm", "Item2": "۲۱" }, { "Item1": "lats", "Item2": "۴۳" }, { "Item1": "longd", "Item2": "۱۳" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۲۹" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Brandenburg" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag_of_Brandenburg.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Brandenburg Wappen.svg" }, { "Item1": "اندازه نشان", "Item2": "۸۰" }, { "Item1": "تیتر نقشه", "Item2": "مکان در [[آلمان]]" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Brandenburg.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DE4" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "پوتسدام" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "ماتیاس پلاتسک" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[Die Linke]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۲۹۴۷۸٫۶۳" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۲،۵۱۳،۴۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۹–۰۸" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۴۸" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-BB" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
براندنبورگ (به آلمانی: Brandenburg، به سوربی پایین: Bramborska، به سوربی بالا: Braniborska) یکی از شانزده ایالت آلمان است. مرکز این ایالت شهر پوتسدام است. ایالت براندنبورگ در خاور کشور آلمان واقع شده و یکی از ایالت‌های جدید آلمان است که پس از اتحاد سال ۱۹۹۰ دو آلمان، تشکیل شد. ایالت براندنبورگ (Brandenburg) در شمال شرقی آلمان قرار دارد و مثل کمربندی که به «کمربند چربی خوک» (Speckgürtel) معروف است، پایتخت این کشور، برلین، را در بر می‌گیرد. ایالت براندنبورگ، ۲۹ هزار و ۴۷۷ کیلومتر مربع مساحت دارد و از این نظر بزرگ‌ترین ایالت آلمان محسوب می‌شود. تراکم جمعیت در براندنبورگ زیاد نیست. پایتخت این ایالت، شهر پوتسدام (Potsdam) در زمان دولت پروس هم مرکز این خطه بود. قصرهای بی‌شمار و پارک‌های بی‌نظیر، از شکوه و جلال این دوره خبر می‌دهند. شهر پوتسدام به‌خاطر داشتن امکانات زیربنایی، معماری زیبا و نزدیکی به پایتخت، از سطح زندگی بالایی برخوردار است. براندنبورگ پیرامون برلین را فراگرفته‌است ولی شامل برلین نمی‌شود. ازنظر تاریخی، براندنبورگ زمانی یک کشور مستقل بود و مارگراف‌نشین براندنبورگ نام داشت. این مارگراف‌نشین هسته اصلی کشور مستقل پروس را تشکیل داد. طبیعت بکر طبیعت سرشار و بکر این ایالت، با دریاچه‌های بی‌شمار، جلوه خاصی به این سرزمین می‌بخشد. یک سوم مساحت این خطه، زیر چتر مقررات حمایت از منابع طبیعی قرار دارد. رودهای بی‌شمار، حدود سه هزار دریاچه، جنگل‌های بی‌کران و خیابان‌های پهن با درخت‌های کهن و تنومند، گردشگران زیادی را از سراسر جهان به خود جلب می‌کنند. گفته می‌شود که اهالی این منطقه به‌ویژه، «فضیلت‌های پروسی» ای نظیر «نظم، کوشایی و مسئولیت» را هنوز حفظ کرده‌اند. صنعت و تکنولوژی صنایع فلزسازی، شیمی و فناوری هوایی به‌طور سنتی، مهم‌ترین منابع اقتصادی در این منطقه بوده‌است. شاخه‌های فناوری مدرن تولید انرژی و بیوتکنیک نیز در چند دهه اخیر اهمیت ویژه‌ای یافته‌است. در براندنبورگ بیش از ۲۵۰ موسسه پژوهشی، از جمله انستیتوهای مهم تحقیقی ماکس پلانک (Max-Planck) و فراونهوفر (Fraunhofer) مشغول به کارند. پیشینه سیاسی نام براندنبورگ، از نام منطقه «برنابورگ در کنار رود هاول» (Brennaburg an der Havel) گرفته شده‌است. شاه هاینریش اول (König Heinrich I) این خطه را در سال ۹۲۹ میلادی، پس از پیروزی در جنگی با اسلاوها به خاک خود افزود. تا قرن ۱۴ میلادی، برنابورگ، یکی از بزرگترین دوک‌نشین‌های آلمان بود. در قرن ۱۹ و ۲۰ براندنبورگ و برلین، به مرکز سیاسی دولت پروس و آلمان تبدیل شدند. در سال ۱۹۴۷ سرانجام، نیروهای متفقین، دولت پروس را منحل کردند و براندنبورگ به عنوان جزئی از خاک آلمان شرقی، زیر حکومت «جمهوری دموکراتیک آلمان» قرار گرفت. تازه پس از وحدت دو آلمان بود که براندنبورگ، در سوم اکتبر سال ۱۹۹۰، یعنی در روز وحدت دو آلمان، به عنوان یک ایالت نوبنیاد تاسیس شد. شهرهای مهم کتبوس فرانکفورت (اودر)
[ "آلمان", "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "حزب چپ (آلمان)", "زبان آلمانی", "زبان سوربی پایینی", "زبان سوربی بالایی", "ایالت‌های آلمان", "پوتسدام", "کیلومتر مربع", "تراکم جمعیت", "برلین", "مارگراف", "پروس", "منابع طبیعی", "فناوری هوایی", "کتبوس", "فرانکفورت (اودر)" ]
[ "ایالت براندنبورگ", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۹۱ (میلادی)", "ایالت‌های آلمان", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۹۰ (میلادی) در آلمان" ]
1,656
ایالت برمن
2
41
0
[ "برمن (ايالت)", "برمن (ایالت)", "ايالت برمن" ]
false
20
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "latd", "Item2": "53" }, { "Item1": "lats", "Item2": "33" }, { "Item1": "longm", "Item2": "48" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۲۷" }, { "Item1": "نام", "Item2": "برمن" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Freie Hansestadt Bremen" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Bremen.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Grosses Wappen Bremen.png" }, { "Item1": "اندازه نشان", "Item2": "۱۱۰" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Bremen.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DE5" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "برمن" }, { "Item1": "رئیس ایالت", "Item2": "رئیس سنا" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "ینس بوهرنسن" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[B'90/Grüne]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۴۰۸" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۶۶۲۰۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۸–۳" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۴" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-HB" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
برمن یکی از شانزده ایالت آلمان، متشکل از تنها دو شهر برمن و برمرهافن است. شهر برمن مرکز و شهر بزرگ‌تر ایالت برمن است. شهر برمرهافن در ۶۰ کیلومتری شمال شهر برمن واقع است. شهر برمن دومین شهر بزرگ شمال آلمان بعد از هامبورگ می‌باشد. شهر برمن در دو سمت رودخانه وزر در حدود ۷۰ کیلومتری دهانه آن به دریای شمال واقع است.
[ "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "اتحاد ۹۰/سبزها", "آلمان", "برمن", "برمرهافن", "وزر", "دریای شمال" ]
[ "ایالت برمن", "آموزش و پرورش در ایالت برمن", "ایالات امپراتوری آلمان", "ایالات جمهوری وایمار", "ایالات کنفدراسیون آلمان", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۶۴۶ (میلادی)", "ایالت‌های آلمان", "ایالت‌های امپراتوری مقدس روم", "بنیان‌گذاری‌های ۱۶۴۶ (میلادی) در امپراتوری مقدس روم", "بنیان‌گذاری‌های سده ۱۷ (میلادی) در آلمان", "تاریخ ایالت برمن", "تاریخ برمن", "دولت‌شهرها" ]
1,658
هسن
2
363
0
[]
false
340
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "latd", "Item2": "50" }, { "Item1": "latm", "Item2": "39" }, { "Item1": "lats", "Item2": "58" }, { "Item1": "longm", "Item2": "35" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۲۸" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Hessen" }, { "Item1": "نام", "Item2": "هسن" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Hesse.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Coat of arms of Hesse.svg" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Hessen.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DE7" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "ویسبادن" }, { "Item1": "بزرگ‌ترین شهر", "Item2": "فرانکفورت" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "رولاند کخ" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[FDP]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۲۱۱۰۰" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۶۰۷۴۰۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۷–۱۱" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۱۹۸" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-HE" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
هسن (به آلمانی: Hessen) یکی از شانزده ایالت آلمان است. پایتخت این ایالت شهر ویسبادن است. خاتی‌ها از اقوام ژرمن بودند که، پدران هسنیهای امروزی هستند. از کلمه «خاتی»، «هاتی» و سپس «هاسی» در سال ۷۰۰ میلادی و بعد «هسی» (۷۳۸ ب. م) و هسن ساخته شد. اکثر مردم هسن پروتستان هستند و تنها ۲۶٪ خود را پیرو کلیسای رومی-کاتولیک می‌دانند. فرانکفورت بزرگ‌ترین شهر این ایالت است که خود به تنهایی ۶۵۵،۰۰۰ نفر جمعیت دارد و جمعیت آن با حومه‌اش به ۲ میلیون می‌رسد. در ضمن قلب اقتصاد آلمان در این شهر است. در منطقه راین-ماین در جنوب هسن نیز تراکم صنعتی از همه‌جای آلمان بیشتر است. از لحاظ سیاسی، حزب دمکرات-مسیحی آلمان (CDU) با نخست‌وزیر رولاند کوخ هم‌اکنون در حال حکومت است. قانون ایالتی کنونی هسن در سال ۱۹۴۶ در ویسبادن نوشته شد و از خصوصیات ویژه آن باقی ماندن و لغو نشدن مجازات اعدام در آن است. البته چون در قانون اساسی آلمان این مجازات مجاز نیست و قانون اساسی کشور بر قوانین ایالتی ارجحیت دارد، پس این مجازات به اجرا در نمی‌آید و قانون آن بی‌ارزش است. لهجه‌های هسنی اکثرا جزو لهجه‌های فرانکی یا مرکز-غربی آلمانی هستند. شهرهای مهم فرانکفورت ویسبادن کاسل دارمشتات افنباخ آم ماین هاناو گیسن ماربورگ
[ "اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان", "حزب دموکرات آزاد آلمان", "آلمان", "ویسبادن", "اقوام ژرمن", "فرانکفورت", "رولاند کوخ", "کاسل", "دارمشتات", "افنباخ آم ماین", "هاناو", "گیسن", "ماربورگ" ]
[ "ایالت هسن" ]
1,659
مکلنبورگ-فورپومرن
2
204
0
[ "مكلنبورگ-فورپومرن", "مکلنبورگ-فورپومن", "رویتراشتات مکلنبورگ-فورپومن", "رويتراشتات مكلنبورگ-فورپومن", "مكلنبورگ-فورپومن" ]
false
181
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "latd", "Item2": "53" }, { "Item1": "latm", "Item2": "37" }, { "Item1": "longd", "Item2": "12" }, { "Item1": "longm", "Item2": "۴۲" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Mecklenburg-Vorpommern" }, { "Item1": "نام", "Item2": "مکلنبورگ-فورپومرن" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Mecklenburg-Western Pomerania (state).svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Coat of arms of Mecklenburg-Western Pomerania (great).svg" }, { "Item1": "تیتر نقشه", "Item2": "مکان در [[آلمان]] و [[اروپا]]" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Mecklenburg-Vorpommern.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DE8" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "شورین" }, { "Item1": "بزرگ‌ترین شهر", "Item2": "[[روستوک]]" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "اروین سلرینگ" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[AfD]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۲۳۱۷۴" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱۶۸۳۴۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۷–۰۹" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۳۱" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-MW" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
مکلنبورگ-فورپومن (به آلمانی: Mecklenburg-Vorpommern) یکی از شانزده ایالت آلمان است. این ایالت دارای هشت شهرستان است. شهر شورین پایتخت این ایالت است. شهرهای مهم روستوک شورین نویبراندنبورگ اشترالزوند گرایفسوالد ویسمار
[ "آلمان", "اروپا", "روستوک", "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "آلترناتیو برای آلمان", "زبان آلمانی", "شورین", "نویبراندنبورگ", "اشترالزوند", "گرایفسوالد", "ویسمار", "Brick Gothic", "Gable", "گرابو (الده)", "نویبرندنبورگ", "Usedom", "Benz, Ostvorpommern", "List of windmills in Mecklenburg-Vorpommern", "Rügen", "Ralswiek", "List of castles in Mecklenburg-Vorpommern", "Binz", "resort architecture", "Ahlbeck", "Ahrenshoop", "steep coast", "Fischland-Darß-Zingst", "Jasmund National Park", "Hiddensee", "Dornbusch Lighthouse", "Müritz", "روبل/موریتس" ]
[ "ایالت مکلنبورگ-فورپومرن", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۴۶ (میلادی)", "مناطق تقسیم‌شده" ]
1,660
نیدرزاکسن
2
452
0
[ "ساکسونی سفلا", "نيدرزاكسن", "ساكسوني سفلا", "ایالت نیدرزاکسن", "ساکسونی سفلی", "ايالت نيدرزاكسن", "ساكسوني سفلي", "لوور زاکسونی" ]
false
393
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "نیدرزاکسن" }, { "Item1": "latd", "Item2": "52" }, { "Item1": "latm", "Item2": "45" }, { "Item1": "lats", "Item2": "22" }, { "Item1": "longm", "Item2": "23" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۳۵" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Niedersachsen" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Lower Saxony.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Coat of arms of Lower Saxony.svg" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Niedersachsen.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DE9" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "هانوفر" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "اشتفان وایل" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[Grüne]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۴۷٫۶۱۴،۰۷" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۷،۹۲۶،۵۹۹" }, { "Item1": "منبع جمعیت", "Item2": "http://www1.nls.niedersachsen.de/statistik/default.asp" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۷–۱۱" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۱۸۸" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-NI" }, { "Item1": "انتخابات قبلی", "Item2": "۲۰۱۳،۰۱،۲۰" }, { "Item1": "انتخابات بعدی", "Item2": "۲۰۱۸،۰۱،۱۴" }, { "Item1": "شاخص بیکاری", "Item2": "۶٫۲٪ (۳۱ فروردین ۲۰۱۷)" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
نیدرزاکسن یا ساکسونی سفلی یکی از شانزده ایالت آلمان است که در شمال غرب این کشور واقع شده‌است. پایتخت این ایالت شهر هانوفر است. این ایالت نزدیک پنجاه هزار کیلومتر مربع را می‌پوشاند و نزدیک به هشت میلیون نفر جمعیت دارد. این ایالت از لحاظ وسعت رتبه دوم و از لحاظ جمعیت رتبه چهارم را در آلمان در اختیار دارد. شهرهای مهم هانوفر اولدنبورگ گوتینگن براونشوایگ ولفسبورگ کلاوستال-تسلرفلد هیلدسهایم فوتبال باشگاه فوتبال وولفسبورگ یکی از سرشناس‌ترین تیم‌های ورزشی بوندسلیگا متعلق به ایالت نیدرزاکسن و شهر وولفسبورگ است. همچنین باشگاه فوتبال آینتراخت براونشوایگ و باشگاه فوتبال هانوفر ۹۶ که تیم فوتبال سابق وحید هاشمیان نیز بوده در بوندسلیگا ۲ حضور دارند. شهر امدن زادگاه فریدون زندی فوتبالیست ایرانی آلمانی است. زبان محلی آلمانی سفلای غربی (یا ساکسون سفلا ) نام گروهی از گویش‌های مختلف زبان آلمانی سفلاست که گویشوران آن در شمال غربی آلمان در ایالت‌های نیدرزاکسن، نوردراین-وستفالن (منطقه وستفالن)، برمن، هامبورگ، اشلسویگ-هولشتاین و زاکسن-آنهالت (مناطق اطراف ماگدبورگ) در آلمان و مناطقی از هلند (استان‌های خرونینگن، درنته، افریسل و شمال خلدرلاند) و مناطق جنوبی دانمارک را دربرمی گیرد. در زبان محاوره آلمانی به این زبان محلی پلت دویچ هم می‌گویند. آموزش لیست مدارس نیدرزاکسن مراکز آموزش عالی و دانشگاه‌ها Steuerakademie Niedersachsen، باد ایلزن و رینتلن Hochschule für Bildende Künste Braunschweig، براونشوایگ Ostfalia Hochschule für angewandte Wissenschaften، براونشوایگ، ولفلبوتل، وولفسبورگ و زودربورگ Technische Universität Braunschweig، براونشوایگ Hochschule 21، بوکستهوده Technische Universität Clausthal، کلاوستال-تسلرفلد Hochschule Emden/Leer، امدن و لر Georg-August-Universität Göttingen، گوتینگن Private Fachhochschule Göttingen، گوتینگن Fachhochschule für die Wirtschaft، هانوفر Gottfried Wilhelm Leibniz Universität Hannover، هانوفر Hochschule für Musik, Theater und Medien Hannover، هانوفر Hochschule Hannover، هانوفر Kommunale Hochschule für Verwaltung in Niedersachsen، هانوفر Medizinische Hochschule Hannover، هانوفر Tierärztliche Hochschule Hannover، هانوفر Fachhochschule für Interkulturelle Theologie، هرمانسبورگ Hochschule für angewandte Wissenschaft und Kunst، هیلدس‌هایم، هلتسمیندن و گوتینگن Norddeutsche Hochschule für Rechtspflege، هیلدس‌هایم Universität Hildesheim، هیلدس‌هایم Leuphana Universität Lüneburg، لونبورگ Carl von Ossietzky Universität Oldenburg، اولدنبورگ Fachhochschule Ottersberg, اوترسبرگ Hochschule Osnabrück, اسنابروک Universität Osnabrück, اسنابروک Universität Vechta, فشتا Private Hochschule für Wirtschaft und Technik, فشتا، دیفلتس و اولدنبورگ Jade Hochschule, ویلهمسهافن، اولدنبورگ und الزفلس ehemalige Hochschulen: Fachhochschule im Deutschen Roten Kreuz, گوتینگن Evangelische Fachhochschule Hannover, هانوفر Universität Helmstedt Niedersächsische Fachhochschule für Verwaltung und Rechtspflege, هیلدس‌هایم Fachhochschule Nordostniedersachsen, لونبورگ Fachhochschule Oldenburg/Ostfriesland/Wilhelmshaven Katholische Fachhochschule Norddeutschland, اسنابروک و فشتا
[ "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "اتحاد ۹۰/سبزها", "ایالت‌های آلمان", "هانوفر", "آلمان", "اولدنبورگ", "گوتینگن", "براونشوایگ", "ولفسبورگ", "کلاوستال-تسلرفلد", "هیلدسهایم", "باشگاه فوتبال وولفسبورگ", "بوندس‌لیگا", "وولفسبورگ", "باشگاه فوتبال آینتراخت براونشوایگ", "باشگاه فوتبال هانوفر ۹۶", "وحید هاشمیان", "بوندس‌لیگا ۲", "آمدن (نیدزاکسن)", "فریدون زندی", "آلمانی سفلای غربی", "زبان آلمانی", "نوردراین-وستفالن", "برمن (ایالت)", "هامبورگ", "اشلسویگ-هولشتاین", "زاکسن-آنهالت", "ماگدبورگ", "هلند", "خرونینگن", "درنته", "افریسل", "خلدرلاند", "دانمارک", "باد ایلزن", "رینتلن", "ولفلبوتل", "زودربورگ", "بوکستهوده", "لر، نیدرزاکسن", "هرمانسبورگ", "هیلدس‌هایم", "هلتسمیندن", "لونبورگ", "Fachhochschule Ottersberg", "اوترسبرگ", "Hochschule Osnabrück", "اسنابروک", "Universität Osnabrück", "Universität Vechta", "فشتا", "Private Hochschule für Wirtschaft und Technik Vechta/Diepholz/Oldenburg", "دیفلتس", "Jade Hochschule", "ویلهمسهافن", "الزفلس", "Fachhochschule im Deutschen Roten Kreuz", "Evangelische Fachhochschule Hannover", "Universität Helmstedt", "Niedersächsische Fachhochschule für Verwaltung und Rechtspflege", "Fachhochschule Nordostniedersachsen", "Fachhochschule Oldenburg/Ostfriesland/Wilhelmshaven", "Katholische Fachhochschule Norddeutschland" ]
[ "ایالت نیدرزاکسن", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۴۶ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۴۶ (میلادی) در آلمان غربی" ]
1,661
نوردراین-وستفالن
2
689
0
[ "نوردراين-وستفالن", "نوردارین-وستفالن", "ایالت نوردراین-وستفالن", "ايالت نوردراين-وستفالن", "نوردراین وستفالن", "نوردارين-وستفالن", "نوردراين وستفالن" ]
false
498
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "نوردراین-وستفالن" }, { "Item1": "latd", "Item2": "51" }, { "Item1": "latm", "Item2": "28" }, { "Item1": "longm", "Item2": "۳۳" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Nordrhein-Westfalen" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of North Rhine-Westphalia.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Coat of arms of North Rhine-Westfalia.svg" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Nordrhein-Westfalen.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DE2" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "دوسلدورف" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "یورگن روتگرز" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[FDP]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۳۴۰۸۳٫۵۳" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "18043814" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۶-۴" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۴۸۷" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-NRW" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
نوردراین-وستفالن (یا به اختصار NRW ) پرجمعیت‌ترین ایالت آلمان و چهارمین ایالت از نظر وسعت جغرافیایی است. نوردراین-وستفالن در غرب کشور آلمان قرار دارد و مساحت آن ۳۴۰۸۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۱۸ میلیون نفر است. مرکز این ایالت دوسلدورف و بزرگ‌ترین شهر آن کلن است. چهار شهر از ده شهر بزرگ آلمان، کلن، دوسلدورف، دورتموند و اسن در این ایالت قرار دارند.شهر بن پایتخت سابق جمهوری فدرال آلمان(آلمان غربی) در این ایالت قرار دارد.نوردراین-وستفالن از شمال به ایالت نیدرزاکسن، از شرق به ایالت هسن، از جنوب به راینلاند-فالتز و از مغرب به هلند و بلژیک محدود است. در حال حاضر این ایالت توسط حزب‌های دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات آلمان اداره می‌شود. وضعیت جغرافیایی ساخت جغرافیایی این ایالت در منطقه شمالی از صفحات پست، و در جنوب پوشیده از جنگل که شامل مناطق زاورلاند، برگیشس لاند و زیگرلاند است. کوه‌های این منطقه از ۵۰۰ تا ۸۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. در مرکز این ایالت منطقه رور(Ruhrgebiet) واقع شده که در شمال این منطقه، شهرهای: بوتروپ، گلزن‌کیرشن، هرنه، و رکلینگهاوزن قرار دارند. در مرکز آن، شهرهای: دورتموند،‌هام و هاگن و در شرق آن بوخوم، اسن، ابرهاوزن و مولهایم قرار گرفته است. دویسبورگ و مورز در غرب منطقه رور قرار دارند. دیگر شهرهای بزرگ این ایالت عبارت‌اند از: مونستر در شمال، بیلفلد و پادربورن در شرق، کلن، بن، لورکوزن، برگیش گلادباخ، آخن، مونشن‌گلادباخ، کرفلد، ووپرتال، زولینگن و دوسلدورف در غرب و جنوب غربی این ایالت قرار دارند. تقسیمات جغرافیایی این ایالت به سه بخش عمده تقسیم شده است: نوردراین(Nordrhein)که بخش شمالی راین‌لاند است، وستفالن(Westfalen) و لیپه (Lippe) که در سال۱۹۴۷ به‌این ایالت ملحق شد. این سه بخش عمده به بخش‌های کوچک‌تری نیز تقسیم شده‌اند: راین‌لاند برگیشس لاند - آیفل - آخن -نیدرراین - راین‌شینه - کلن/ بن وستفالن مونستر لاند - میندن-راونزبرگ - هوخ‌شتیفت پادربورن - زاورلاند - تکلنبورگ لیپه - لیپر لاند نواحی خاص و مشترک در تقسیمات فوق منطقه رور که قسمتی از آن در راین‌لاند، و قسمت دیگر آن در وستفالن واقع است. وستفالن شرقی - لیپه ، به‌اختصار (OWL)، شامل ناحیه حکومتی دتمولد و بخش میندن-راونزبرگ، که هوخشتیفت پادربورن و ناحیه لیپه را دربر می‌گیرد. کوه‌های ایالت لانگن‌برگ، ۸۴۳٫۱ متر کالر آستن، ۸۴۱ متر کلمنزبرگ، ۸۳۸ متر هوپرکپف، ۸۳۱ متر هوناو، ۸۱۷٫۶ متر سیگن هله، ۸۱۵٫۵ متر رودخانه‌های ایالت Duisburg Lake Masuren in the industrial region of the Ruhr آگر - آزه - آلمه برکل - بیگه - بخلتر آا دوسل - ادر - امر - امز امشر - ارفت - گلنه - هلر هنه - هونه - هوپکه - اینده ایسل - لنه - لیپه - مونه نته - نیرز - راین - رور زیگ - زولس - وزر - ولمه ونه - ووپر - ویل تقسیمات اداری منطقه نوردراین - وستفالن به پنج فرمانداری کل تقسیم شده‌است که جمعیت آن‌ها براساس آمار ۳۱دسامبر ۲۰۰۵ به ترتیب زیر می‌باشد: آرنزبرگ = ۳،۷۶۰،۴۵۴ نفر دتمولد = ۲،۰۶۹۷۵۸ نفر دوسلدورف = ۵،۲۲۶،۶۴۸ نفر کلن = ۴،۳۷۸،۶۲۲ نفر مونستر = ۲،۶۲۲،۶۲۳ نفر وضعیت سیاسی یورگن روتگرز، رئیس ایالت نوردراین - وستفالن که در انتخابات ۲۲ ژوئن ۲۰۰۵ انتخاب شد، عضو حزب دمکراتمسیحی(CDU) آلمان است که پس از ائتلاف با حزب دمکرات آزاد(FDP) و کسب اکثریت آرا، به حاکمیت ۴۱ ساله حزب سوسیالدمکرات(SPD) آلمان در این ایالت پایان بخشید. شخصیت‌های برجسته ایالت سیاست‌مداران معروف کنراد آدناور - گوستاو هاینمان - هاینریش لوبکه - یوهانس راو - کارل آرنولد هنرمندان معروف لودویگ وان بتهوون - هاینریش بل - یوزف بویس - آنته فن دروسته-هولزهف - هربرت گرونه‌مایر - هاینریش هاینه - تروده هر - هانس دیتر هوش - آگوست ماکه - ویلی میلوویچ مذهب اعتقادات مردم در ایالت نوردرراین - وستفالن همراه با تحولات تاریخی و اجتماعی مذهب در اروپا، دستخوش تغییر و دگرگونی شده‌است. در پی اصلاحات اعتراضی در قرن شانزدهم و انشعاب کلیسای پروتستان از کاتولیک، بعضی از شهرهای این ایالت به مذهب پروتستان گرویده و بخش عظیمی تابع کلیسای لوتری و اقلیتی نیز پیرو فرقه کالوینی شدند. مذهب جدید به‌ویژه در مناطق میندن/ راونزبرگ، برگیشس لاند، مرکیشس زاورلاند و زیگرلاند رواج یافت. دیگر ولایات این ایالت که تحت تسلط حکام کاتولیک بودند، همچنان به اعتقاد خود پابرجا ماندند. ولایات پیرو کلیسای کاتولیک عبارت‌اند از: کلن/ راینلاند، زاورلاند، مونسترلاند و پادربورنر لاند. این ترکیب مذهبی در قرن نوزدهم در اثر مهاجرت اقوام و سپس هجوم فراریان پس از جنگ جهانی دوم به‌این ایالت، دستخوش نوسان شد. مهاجرت خارجیان مسلمان به‌این ایالت در سالهای ۱۹۶۰ نیز تحول جدیدی به‌همراه داشت. به‌طور کلی اعتقادات مردم پس از جنگ دوم، در این ایالت با دو پدیده نو مواجه شد، اول، گسترش سکولاریسم همرا با لامذهبی؛ دوم، توسعه اسلام. پیروان کلیسای کاتولیک - رومی، ٪۴۲٫۲ پیروان کلیسای پروتستان، ٪۲۸٫۳ پیروان دین اسلام، ٪۲٫۸ نمودار جمعیت شهرهای ایالت و توابع آن شهر ناحیه جمعیت۳۱٫۱۲٫۲۰۰۰ جمعیت۳۰٫۰۶٫۲۰۰۵ کلن کلن/ شهر ۹۶۲،۸۸۴ ۹۷۵،۹۰۷ دورتموند دورتموند/ شهر ۵۸۸،۹۹۴ ۵۸۷،۸۳۰ اسن اسن/شهر ۵۹۵،۲۴۳ ۵۸۶،۳۸۲ دوسلدورف دوسلدورف/ شهر ۵۶۹،۳۶۴ ۵۷۳،۴۴۹ دویسبورگ دویسبورگ/ شهر ۵۱۴،۹۱۵ ۵۰۲،۵۲۲ بوخوم بوخوم/ شهر ۳۹۱،۱۴۷ ۳۸۶،۴۹۹ ووپرتال ووپرتال/ شهر ۳۶۶،۴۳۴ ۳۶۰،۱۰۵ بیلفلد بیلفلد/ شهر ۳۲۱،۷۵۸ ۳۲۷،۱۳۱ بن بن/ شهر ۳۰۷،۸۱۴ ۳۱۳،۶۱۱ مونستر مونستر/ شهر ۲۶۵،۶۰۹ ۲۷۰،۱۷۶ گلزن‌کیرشن گلزن‌کیرشن/شهر ۲۷۸،۶۹۵ ۲۶۹،۲۸۱ مونشن‌گلادباخ مونشن‌گلادباخ/شهر ۲۶۳،۰۱۴ ۲۶۱،۶۴۵ آخن آخن/ شهر ۲۴۴،۳۸۶ ۲۵۷،۰۸۹ کرفلد کرفلد/ شهر ۲۳۹،۹۱۶ ۲۳۸،۰۳۱ ابرهاوزن ابرهاوزن/ شهر ۲۲۲،۱۵۱ ۲۱۹،۱۴۸ هاگن هاگن/ شهر ۲۰۳،۱۵۱ ۱۹۷،۸۵۴ هام هام/ شهر ۱۸۲،۴۲۷ ۱۸۴،۵۵۶ هرنه هرنه/ شهر ۱۷۴،۵۲۹ ۱۷۱،۲۴۴ مولهایم/ رور مولهایم/ شهر ۱۷۲،۸۶۲ ۱۶۹،۹۰۵ زولینگن زولینگن/ شهر ۱۶۴،۹۷۳ ۱۶۳،۸۸۲ لورکوزن لورکوزن/ شهر ۱۶۱،۰۴۷ ۱۶۱،۴۱۹ نویس نویس/ ناحیه راین ۱۵۰،۰۱۳ ۱۵۱،۵۸۹ پادربورن پادربورن ۱۳۹،۰۸۴ ۱۴۳،۳۹۲ رکلینگهاوزن رکلینگهاوزن ۱۲۴،۷۸۵ ۱۲۲،۳۸۱ بوتروپ بوتروپ/ شهر ۱۲۰،۶۱۱ ۱۱۹،۶۴۹ رمشاید رمشاید/ شهر ۱۱۹،۲۸۷ ۱۱۶،۲۶۳ مئرس وزل ۱۰۷،۰۶۲ ۱۰۷،۶۸۲ زیگن زیگن-ویتگن‌شتاین ۱۰۸،۴۷۶ ۱۰۶،۵۴۴ برگیش گلادباخ ناحیه راینیش-برگیش ۱۰۵،۶۹۳ ۱۰۵،۶۸۸ ویتن ناحیه انپه-رور ۱۰۳،۱۹۶ ۱۰۱،۰۱۹ نمودار انتخابات ایالت انتخابات ایالت نوردراین-وستفالن ۱۹۴۷–۲۰۰۵ / درصد آرا سال سوسیال‌دموکرات مسیحی‌دموکرات لیبرال دموکرات سبزها غیره ۱۹۴۷ ۳۲ % ۳۷٫۵ % ۵٫۹ % ۲۴٫۶ % ۱۹۵۰ ۳۲٫۳ % ۳۶٫۹ % ۱۲٫۱ % ۱۸٫۷ % ۱۹۵۴ ۳۴٫۵ % ۴۱٫۳ % ۱۱٫۵ % ۱۲٫۷ % ۱۹۵۸ ۳۹٫۲ % ۵۰٫۵ % ۷٫۱ % ۳٫۲ % ۱۹۶۲ ۴۳٫۳ % ۴۶٫۴ % ۶٫۹ % ۳٫۴ % ۱۹۶۶ ۴۹٫۵ % ۴۲٫۸ % ۷٫۴ % ۰٫۳ % ۱۹۷۰ ۴۶٫۱ % ۴۶٫۳ % ۵٫۵ % ۲٫۱ % ۱۹۷۵ ۴۵٫۱ % ۴۷٫۱ % ۶٫۷ % ۱٫۱ % ۱۹۸۰ ۴۸٫۴ % ۴۳٫۲ % ۴٫۹۸ % ۳٫۰ % ۰٫۴ % ۱۹۸۵ ۵۲٫۱ % ۳۶٫۵ % ۶٫۰ % ۴٫۶ % ۰٫۸ % ۱۹۹۰ ۵۰٫۰ % ۳۶٫۷ % ۵٫۸ % ۵٫۰ % ۲٫۵ % ۱۹۹۵ ۴۶٫۰ % ۳۷٫۷ % ۴٫۰ % ۱۰٫۰ % ۲٫۳ % ۲۰۰۰ ۴۲٫۸ % ۳۷٫۰ % ۹٫۸ % ۷٫۱ % ۳٫۳ % ۲۰۰۵ ۳۷٫۱ % ۴۴٫۸ % ۶٫۲ % ۶٫۲ % ۵٫۷ % اقتصاد دفتر مرکزی تیسن‌کروپ در اسن نوردراین - وستفالن در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به سرزمین فولاد و زغال‌سنگ معروف بود. صنعت استخراج معادن زغال‌سنگ و ذوب فلزات که در منطقه رور تمرکز یافته، نه‌تنها در آلمان بل‌که در اروپا اشتهار داشت. صنایع نساجی در شهرهای ووپرتال، کرفلد، مونشن گلادباخ و شهرهای دیگر که دارای سابقه طولانی بوده و به‌صورت کارگاه‌های کوچک خانگی فعالیت داشتند، تبدیل به مدرن‌ترین کارخانجات تولیدی شده‌اند. دیگر صنایع مهم این ایالت عبارت‌اند از: صنایع شیمی و داروسازی، مانند بایر (لورکوزن - کرفلد/ اوردینگن - دورماگن) صنایع ذوب فلزات و فولادسازی مانند تیسن‌کروپ و مانسمان (منطقه رور) صنایع خودرو سازی، مانند اپل و فورد (بوخوم - کلن) حمل و نقل هوائی این ایالت دارای فرودگاه‌های متعدد بین‌المللی است که بزرگ‌ترین آن‌ها دوسلدورف و کلن/ بن، هستند. دیگر فرودگاه‌های بین‌المللی عبارت‌اند از: فرودگاه دورتموند در شهر دورتموند فرودگاه مونستر/ ازنابروک در شهر گرون فرودگاه پادربورن/ لیپ‌شتاد در شهر بورن فرودگاه‌های کوچک‌تر و منطقه‌ای مونشن‌گلادباخ اسن/ مولهایم نیدرراین زیگرلاند از این فرودگاه‌ها برای بعضی از پروازهای داخلی و اروپایی بهره‌برداری می‌شود. خطوط راه آهن سراسری ایستگاه‌های بزرگ و اصلی راه‌آهن (Hbf/Hauptbahnhof) در شهرهای دوسلدورف، دورتموند، دویسبورگ، اسن، هاگن،‌هام، کلن، مونستر، ابرهاوزن، آخن و ووپرتال از مهم‌ترین ایستگاه‌ها و مرکز تقاطع ریل‌های سراسری هستند. ایستگاه راه‌آهن دورتموند از مهم‌ترین ایستگاه‌های این ایالت و محل توقف و حرکت قطارهای شمال، جنوب، شرق و غرب آلمان است. ایستگاه اتصالی هاگن/ فورهاله یکی از بزرگ‌ترین ایستگاه‌های بزرگ حمل و نقل کالا در آلمان است. خطوط راه آهن منطقه‌ای این ایالت دارای سه رشته خط مسافربری است که برحسب زمان و مسیر، با پیوندی متناسب و دقیق، تقسیم بندی شده‌است: خط سریع‌السیر (اکسپرس) منطقه‌ای، دارای ۲۶ انشعاب خط راه‌آهن منطقه‌ای، دارای ۵۷ انشعاب خط مترو منطقه‌ای، دارای ۱۳ انشعاب بزرگ راه‌ها مسیر بزرگراه‌ها از شمال ایالت به سوی جنوب عبارت‌اند از: A1, A3, A31, A33, A43, A45, A57, A59, A61 مسیر بزرگراه‌ها از غرب ایالت به سوی شرق عبارت‌اند از: A2, A4, A30, A40, A42, A44, A46, A52 راه‌های آبی مهم‌ترین رودهای ایالت از نظر کشتیرانی و حمل و نقل کالا، رود راین است. بخش‌هایی از رودخانه رور هم قابل کشتیرانی است و برای منطقه رور که از نام همین رودخانه گرفته شده، دارای اهمیت است. علاوه‌بر رودخانه‌های مهم و انشعابات آن، کانال‌های متعددی نیز پیوند آن‌ها را ممکن ساخته است. این کانال‌ها که عموما قابل کشتیرانی هستند، عبارت‌اند از: راین - هرنه - کانال وزل - داتلن - کانال دورتموند - امز - کانال این آبراه‌ها از مهم‌ترین راه‌های کشتیرانی در اروپا هستند. وزن کل کالای حمل شده از راه‌های آبی منطقه رور در سال، ۲۵ میلیون تن است. بندر دویسبورگ معروف به (Duisport) ، که رودخانه‌های راین، رور، و کانال راین-هرنه به آن منتهی می‌شوند، مرکز حمل و نقل کالا و کشتیرانی داخلی آلمان شناخته شده و همه ساله به میزان ۷۰ میلیون تن کالا در این بندر دادوستد می‌گردد. می‌توان برای پیشرفت در این حوزه‌ها به این مراجع از جمله آلمان در نگاه آینده مراجعه کرد. فرهنگ فرهنگ به‌عنوان بخشی از نیاز معنوی جوامع متمدن و پیشرفته، همچنین حفظ و پرورش آن، در ایالت نوردراین - وستفالن در تمام جنبه‌های خود نمایان است. در منطقه رور، موزه‌های مختلفی که نماینده چهره صنعتی منطقه است، وجود دارد. موزه‌های بزرگ ایالت موزه معدن در بوخوم - موزه کشتیرانی در دویسبورگ - موزه صنعت برق در رکلینگهاوزن - نمایشگاه ایمنی کار در دورتموند - پارک منظره در دویسبورگ - موزه فولک‌وانگ در اسن - موزه لم‌بروک در دویسبورگ - نگارخانه لودویگ در کاخ ابرهاوزن - موزه در استوال/ دورتموند شهرهای کوچک‌تر این ایالت نیز هرکدام دارای موزه‌ای متناسب با ویژگی‌های محلی، صنعتی یا فرهنگی خود هستند. تئاترهای بزرگ ایالت تئاتر گریلو در اسن - تماشاخانه بوخوم - تئاتر موزیکال در گلزن‌کیرشن - اپرای آلمان/ راین در دویسبورگ - تئاتر آلتو در اسن - اپرای دورتموند شهرهای کوچک‌تر این ایالت هرکدام دارای تئاتر شهر بوده و همه‌ماهه برنامه‌های متنوعی را به تماشا می‌گذارند. شهر اسن به نمایندگی از سوی منطقه رور ، تقاضای دریافت عنوان پایتخت فرهنگی اروپا را در سال ۲۰۱۰ نموده که این درخواست ابتدا از سوی وزیران فرهنگ ۲۵ کشور اروپایی بررسی و در صورت توافق، تایید خواهد شد. آموزش عالی تا اواسط قرن بیستم ایالت نوردراین-وستفالن دارای تعداد قلیلی دانشگاه و موسسات علمی و آموزشی بود. دانشگاه‌های قدیمی با سنتهای علمی و فرهنگی این ایالت شامل دانشگاه وستفالی ویلهلم، مونستر، دانشگاه کلن، دانشگاه راینی فریدریش ویلهلم در بن و دانشگاه فنی راینی وستفالی در آخن است. دانشگاه‌های کلن و مونستر بزرگ‌ترین دانشگاه‌های ایالت هستند و در ردیف بزرگ‌ترین دانشگاه‌های آلمان فدرال قرار دارند. منطقه رور نیز مانند بقیه مناطق ایالت، فاقد موسسات عالی آموزشی بود اما در سال‌های ۱۹۶۰(میلادی) و اوایل ۱۹۷۰ با توسعه علوم و افزایش رشته‌های علمی-صنعتی، ساختار آموزشی نیز دگرگون شد. فقط در منطقه رور تعداد شش دانشگاه و ۹ مدرسه عالی با ۱۸۰ هزار دانشجو (آمار ترم زمستانی ۲۰۰۲/۲۰۰۱) حضور دارند. موسسات تحقیقاتی و فناوری بیشماری مشغول به پژوهش‌های علمی بوده که در کنار دانشگاه‌ها و دانشکده‌های موجود، بزرگ‌ترین محیط آموزشی و پژوهشی اروپا را تشکیل می‌دهند. رشته‌های مهندسی و علوم طبیعی از پیشروترین و پیشرفته‌ترین رشته‌های تحصیلی در این ایالت هستند. اولین دانشگاه منطقه رور ، دانشگاه رور در بوخوم است که در سال ۱۹۶۲ (میلادی) تاسیس شد. این دانشگاه با تعداد ۳۲۰۰۰ دانشجو در ردیف ده دانشگاه بزرگ آلمان جای دارد. معروفترین دانشگاه‌های ایالت دانشگاه موتلفه دویسبورگ/ اسن دانشگاه دورتموند دانشگاه آزاد ویتن/ هردکه دانشگاه آموزش از راه دور هاگن مدرسه عالی فولک‌وانگ با رشته اختصاصی موسیقی و هنرهای تزئینی. علاوه‌بر موسسات علمی نامبرده، تعداد زیادی دانشکده فنی تخصصی مانند دانشکده‌های نساجی، در شهرهایی که مرکز این صنایع هستند مانند کرفلد، مونشن‌گلادباخ و ووپرتال تاسیس شده‌اند. در تاریخ اول اوت ۱۹۷۱ تعداد پانزده دانشکده فنی در شهرهای زیر تاسیس شد: آخن - بیلفلد - بوخوم - دورتموند - دویسبورگ - دوسلدورف - اسن - هاگن - کلن - کرفلد - لمگو - مونستر - پادربورن - زیگن - ووپرتال موسسات تحقیقاتی این موسسات در رابطه تنگاتنگی با دانشگاه‌ها و مدارس عالی قرار دارند. انستیتوی ماکس پلانک که یکی از موسسات معتبر تحقیقاتی آلمان است، در منطقه رور دارای سه شعبه پژوهشی است. انستیتوی ماکس پلانک بخش تحقیقات فیزیولوژی مولکولی در دورتموند بخش تحقیقات زغال‌سنگ در مولهایم بخش تحقیقات زیست‌شیمی معدنی در مولهایم مرکز پژوهشی یولیش که یکی از بزرگ‌ترین مراکز پژوهشی بین رشته‌ای در اروپاست در این ایالت واقع است. مرکز پژوهشی یولیش موسسه شبیه‌سازی پیشرفته (IAS) موسسه علوم زیستی و زمین‌شناسی (IBG) موسسه سامانه‌های پیچیده (ICS) موسسه انرژی و تحقیقات اقلیمی (IEK) موسسه علوم اعصاب و پزشکی (INM) مرکز دانش نوترون یولیش (JCNS) موسسه فیزیک هسته‌ای (IKP) موسسه پیتر گرونبرگ (PGI) موسسه تحقیقاتی فراون‌هوفر نیز دارای چهار شعبه در زمینه پژوهشهای صنعتی و خدماتی است: انستیتوی فراون‌هوفر بخش تحقیقاتی حفاظت محیط‌زیست و فن توان‌نیرو در دورتموند بخش تحقیقات تحرک کالا و حمل و نقل در دورتموند بخش تحقیقات کلیدهای میکروالکترونیکی و تحلیل سیستم‌ها در دویسبورگ بخش تحقیقات نرم‌افزارها و فناوری سیستم‌ها در دورتموند سایر موسسات تحقیقاتی بزرگ انیستیتوی تحقیقات اقتصادی مرکز پژوهش‌های ترکیه‌شناسی انستیتوی پژوهش‌های فرهنگی که همگی در شهر اسن متمرکزند.
[ "اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان", "حزب دموکرات آزاد آلمان", "ایالت‌های آلمان", "کشور آلمان", "دوسلدورف", "کلن", "دورتموند", "اسن", "بن", "آلمان غربی", "نیدرزاکسن", "هسن", "راینلاند-فالتز", "هلند", "بلژیک", "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "جغرافیا", "جنوب", "جنگل", "زاورلاند", "برگیشس لاند", "زیگرلاند", "کوه", "دریا", "منطقه رور", "بوتروپ", "گلزن‌کیرشن", "هرنه", "رِکلینگهاوزن", "هام", "هاگن", "شرق", "بوخوم", "ابرهاوزن", "مولهایم", "دویسبورگ", "مورز", "غرب", "مونستر", "شمال", "بیلفلد", "پادربورن", "لورکوزن", "برگیش گلادباخ", "آخن", "مونشن‌گلادباخ", "کرفلد", "ووپرتال", "زولینگن", "نوردراین", "راین‌لاند", "وستفالن", "لیپه", "۱۹۴۷ (میلادی)", "آیفل", "نیدرراین", "راین‌شینه", "مونستر لاند", "میندن-راونزبرگ", "هوخ‌شتیفت پادربورن", "تکلنبورگ", "لیپر لاند", "دتمولد", "لانگن‌برگ", "کالر آستن", "کلمنزبرگ", "هوپرکپف", "هوناو", "سیگن هله", "آگر", "آزه", "آلمه", "برکل", "بیگه", "بخلتر آا", "دوسل", "ادر", "امر", "امز", "امشر", "ارفت", "گلنه", "هلر", "هنه", "هونه", "هوپکه", "اینده", "ایسل", "لنه", "مونه", "نته", "نیرز", "راین", "رور", "زیگ", "زولس", "وزر", "ولمه", "ونه", "ووپر", "ویل", "فرمانداری", "۳۱دسامبر", "۲۰۰۵ (میلادی)", "آرنزبرگ", "یورگن روتگرز", "۲۲ ژوئن", "حزب", "دموکراتیک", "مسیحی", "آلمان", "آزادی", "سوسیالیسم", "کنراد آدناور", "گوستاو هاینمان", "هاینریش لوبکه", "یوهانس راو", "کارل آرنولد", "لودویگ وان بتهوون", "هاینریش بل", "یوزف بویس", "آنته فن دروسته-هولزهف", "هربرت گرونه‌مایر", "هاینریش هاینه", "تروده هر", "هانس دیتر هوش", "آگوست ماکه", "ویلی میلوویچ", "تاریخ", "اجتماع", "دین", "اروپا", "قرن شانزدهم", "کلیسا", "پروتستان", "کاتولیک", "مارتین لوتر", "کالوین", "قرن نوزدهم", "جنگ جهانی دوم", "مسلمان", "۱۹۶۰ (میلادی)", "سکولاریسم", "اسلام", "رومی", "دین اسلام", "مولهایم/ رور", "نویس", "رکلینگهاوزن", "رمشاید", "مئرس", "زیگن", "ویتن", "۱۹۵۰ (میلادی)", "۱۹۵۴ (میلادی)", "۱۹۵۸ (میلادی)", "۱۹۶۲ (میلادی)", "۱۹۶۶ (میلادی)", "۱۹۷۰ (میلادی)", "۱۹۷۵", "۱۹۸۰ (میلادی)", "۱۹۸۵ (میلادی)", "۱۹۹۰ (میلادی)", "۱۹۹۵ (میلادی)", "۲۰۰۰", "۲۰۰۵", "فولاد", "زغال‌سنگ", "صنایع نساجی", "بایر (شرکت)", "تیسن‌کروپ", "گرون", "بورن", "راه‌آهن", "راین - هرنه - کانال", "وزل - داتلن - کانال", "دورتموند - امز - کانال", "موزه", "فولک‌وانگ", "لم‌بروک", "نگارخانه لودویگ", "تئاتر", "تماشاخانه", "اپرا", "۲۰۱۰ (میلادی)", "قرن بیستم", "دانشگاه", "دانشگاه وستفالی ویلهلم، مونستر", "دانشگاه کلن", "دانشگاه راینی فریدریش ویلهلم", "دانشگاه فنی راینی وستفالی", "فهرست دانشگاه‌های آلمان", "۱۹۶۰(میلادی)", "مدرسه عالی", "۲۰۰۲ (میلادی)", "۲۰۰۱ (میلادی)", "مهندسی", "علوم طبیعی", "دانشگاه رور", "دانشگاه مؤتلفه دویسبورگ/ اسن", "دانشگاه دورتموند", "دانشگاه آزاد ویتن/ هردکه", "دانشگاه آموزش از راه دور هاگن", "مدرسه عالی فولک‌وانگ", "اول اوت", "۱۹۷۱ (میلادی)", "لمگو", "انستیتوی ماکس پلانک", "مرکز پژوهشی یولیش", "فراون‌هوفر", "انیستیتوی تحقیقات اقتصادی", "مرکز پژوهش‌های ترکیه‌شناسی", "انستیتوی پژوهش‌های فرهنگی" ]
[ "ایالت نوردراین-وستفالن", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۴۶ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۴۶ (میلادی) در آلمان غربی" ]
1,662
راینلاند-فالتس
2
413
0
[ "راينلاند-فالتز", "راینلند-فالتز", "راينلند-فالتز", "راینلاند-فالتز", "راينلاند-فالتس", "راینلاند-پفالتس" ]
false
394
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "راینلاند-فالتس" }, { "Item1": "latd", "Item2": "49" }, { "Item1": "latm", "Item2": "54" }, { "Item1": "lats", "Item2": "47" }, { "Item1": "longm", "Item2": "27" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Rheinland-Pfalz" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Rhineland-Palatinate.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Coat of arms of Rhineland-Palatinate.svg" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Rheinland-Pfalz.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DEB" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "ماینتس" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "کورت بک" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۱۹۸۴۷٫۳۹" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۴۰۴۶۰۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۷–۱۲" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۹۷" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-RP" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
راینلاند فالتس () یکی از شانزده ایالت آلمان است. پایتخت این ایالت شهر ماینتس است.این ایالت مهم و غنی طبق معاهده ورسای به مدت ۵۰سال در اختیار متفقین بود. شهرهای مهم لودویگسهافن کایزرسلاوترن کوبلنتس تریر ناساو
[ "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "آلمان", "ماینتس", "لودویگسهافن", "کایزرسلاوترن", "کوبلنتس", "تریر", "ناساو" ]
[ "ایالت راینلاند-فالتز", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۴۶ (میلادی)", "ایالت‌های آلمان", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۴۶ (میلادی) در آلمان غربی", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۴۶ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۴۶ (میلادی) در آلمان" ]
1,663
زارلاند
2
112
0
[ "سارلند", "سارالند", "زارلند" ]
false
78
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "latd", "Item2": "49" }, { "Item1": "latm", "Item2": "22" }, { "Item1": "lats", "Item2": "59" }, { "Item1": "longm", "Item2": "49" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۵۹" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Saarland" }, { "Item1": "نام", "Item2": "زارلاند" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Saarland.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Wappen des Saarlands.svg" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage des Saarlandes.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DEC" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "زاربروکن" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "پتر مولر" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[FDP]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۳", "Item2": "[[Grüne]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۲۵۶۸٫۶۵" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱۰۲۴۰۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۹–۰۹" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-SL" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
زارلاند یا زارلند یکی از شانزده ایالت آلمان است. پایتخت این ایالت شهر زاربروکن (Saarbrücken) است. ایالت زارلاند (Saarland) که در آن حدود یک میلیون نفر زندگی می‌کنند، یک ایالت کوچک است در جنوب غربی آلمان و هم‌مرز ایالت راینلاند-فالتس و دو کشور لوکزامبورگ و فرانسه است. تاریخ ایالت زارلاند به‌خاطر نزدیکی با فرانسه، با رویدادهای تاریخی این کشور گره خورده است. ایالت زارلاند نسبت به ایالت‌های دیگر آلمان، ایالتی جوان است. پدیده سیاسی‌ای به نام "سرزمین زار"، اولین بار در سال ۱۹۲۰، در پی "قرارداد صلح ورسای" به‌وجود آمد که زیر سرپرستی "جامعه ملل" (بعدها "سازمان ملل") قرار گرفت. در سال ۱۹۳۵ ساکنان «سرزمین زار» در یک همه‌پرسی تصمیم گرفتند، به «رایش آلمان» بپیوندند. این سرزمین سپس، بعد از جنگ جهانی دوم تا سال ۱۹۴۹ تحت حکومت فرانسوی‌ها قرار گرفت. از این سال «سرزمین زار» به منطقه‌ای آزاد تبدیل شد که حتی تیم ملی فوتبال مستقل خود را داشت و در بازی‌های المپیک با تیم‌های ورزشی مستقل خود شرکت می‌کرد. در سال ۱۹۵۷، پس از یک همه‌پرسی، ایالت زارلند به عنوان دهمین ایالت جمهوری فدرال آلمان، به این کشور پیوست. معادن زغال‌سنگ، دودکش‌های پر دود، هوای کثیف آلوده به گرد خاکستر، چشم‌انداز برخی از مناطق این ایالت مانند نوی‌کیرشن و فولکلینگن (Völklingen) را تا پایان سال‌های دهه هفتاد، رقم می‌زدند. در سال‌های رونق اقتصادی، حدود ۵۰ هزار کارگر معدن در زارلاند کار می‌کردند. در حال حاضر این تعداد به ۴۰۰۰ نفر کاهش یافته است. از ۱۲ معدن اصلی این منطقه، تنها یک معدن در انسدورف باقی‌مانده است. این معدن هم پس از زلزله‌ای که در اثر استخراج زغال‌سنگ در فوریه سال ۲۰۰۸ رخ داد، در حال حاضر تعطیل است. بناهای وابسته به معادن نوی‌کیرشن و فولکلینگن، به مراکزی برای برپایی نمایشگاه و مراسم فرهنگی تبدیل شده‌اند. در پایان دهه هشتاد، این ایالت از نظر اقتصادی سمت و سوی جدیدی برگزید. موسسات پژوهشی بزرگی چون ماکس - پلانک، لایپنیتز و فراوین‌هوفر (Max-Planck, Leibniz und Fraunhofer) ، پیوسته شعبه‌های جدیدی در این ایالت تاسیس می‌کنند، به‌ویژه در بخش‌های مهندسی و علم مواد، انفورماتیک، نرم‌افزار و هوش مصنوعی.
[ "اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان", "حزب دموکرات آزاد آلمان", "اتحاد ۹۰/سبزها", "آلمان", "زاربروکن", "راینلاند-فالتس", "لوکزامبورگ", "فرانسه", "تیم ملی فوتبال زارلند", "بازی‌های المپیک", "جمهوری فدرال", "فولکلینگن", "انسدورف", "مهندسی و علم مواد" ]
[ "ایالت زارلند", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۵۷ (میلادی)", "ایالت‌های آلمان", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۵۷ (میلادی) در آلمان غربی" ]
1,664
زاکسن
2
482
0
[ "ساکسونی", "زاكسن", "ساكسوني", "ایالت ساکسونی", "ایالت زاکسن", "ايالت زاكسن", "ايالت ساكسوني" ]
false
412
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "زاکسن" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Freistaat Sachsen" }, { "Item1": "latd", "Item2": "51" }, { "Item1": "lats", "Item2": "37" }, { "Item1": "longd", "Item2": "13" }, { "Item1": "longm", "Item2": "21" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۳۲" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Saxony.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Coat of arms of Saxony.svg" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Sachsen.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DED" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "درسدن" }, { "Item1": "بزرگ‌ترین شهر", "Item2": "لایپزیگ" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "استانیسلاو تیلیش" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۱۸۴۱۵٫۶۶" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۴۲۲۰۰۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۷–۱۲" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۸۶" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-SN" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
زاکسن یا ساکسونی در شرق آلمان واقع شده، مساحت آن ۱۸،۴۱۶ کیلومتر مربع و جمعیت آن حدود ۴ میلیون نفر است مرکز این ایالت شهر درسدن است. زاکسن از شمال به ایالت براندنبورگ و زاکسن-آنهالت، از غرب به تورینگن، از جنوب یه بایرن و جمهوری چک و از شرق به لهستان محدود است. جغرافیا تقسیمات نقشه تقسیم‌بندی ایالت زاکسن. ایالت زاکسن به ۱۰ فرمانداری تقسیم شده‌است: بواتزن (BZ) ارتسگه بیرگس کرایس (ERZ) گرلیتس (GR) لایپزیگ (L) مایسن (MEI) میتل زاکسن (FG) نوردزاکسم (TDO) کوهستان سوییس ساکسونی (PIR) فوکتلند (V) تسویکاو (Z) منطقه اقسگبیقسکقایس، کوه‌های ارتس را شامل می‌شود. همچنین کوهستان سوییس زاکسن، سوییس زاکسن و شرق کوه‌های ارتس را در بر می‌گیرد. در بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۸، ایالت زاکسن به سه فرمانداری کمنیتس، لایپزیگ و درسدن تقسیم می‌شد. این تقسیم‌بندی در سال ۲۰۰۸ منحل شد. اما در حال حاضر نیز، علاوه بر ۱۰ فرمانداری، سه منطقه شهری نیز هستند که خود نقش فرمانداری را دارند: کمنیتس (C) درسدن (DD) لایپزیگ (L) شهرهای مهم بزرگترین شهرهای ایالت زاکسن در آمار ۳۱ دسامبر سال ۲۰۱۲: رتبه شهر جمعیت ۱ درسدن ۵۲۵،۱۰۵ ۲ لایپزیگ ۵۲۰،۸۳۸ ۳ کمنیتس ۲۴۱،۲۱۰ ۴ تسویکاو ۹۲،۲۲۷ ۵ پلاون ۶۴،۱۱۵ ۶ گرلیتس ۵۴،۱۱۴ ۷ فرایبرگ ۴۰،۰۸۳ ۸ بواتزن ۳۹،۷۴۳ ۹ فرایتال ۳۸،۷۵۷ ۱۰ پیرنا ۳۷،۶۸۸ فرهنگ مذهب از سال ۲۰۰۹، کلیسای پروتستان با ۲۰٫۵٪ جمعیت، بیشترین اعتقاد را در ایالت داشته‌است. معتقدان به کلیسای کاتولیک با ۳٫۶٪ در اقلیتند. ۷۵٫۹٪ زاکسنی‌ها یا بی‌دینند یا اعتقادات دیگر دارند. زبان تابلوی مرز بواتزن (Bautzen / Budyšin) در دو زبان آلمانی و سوربی بالا. نامهای بسیاری از شهرهای واقع در شرق زاکسن از زبان سوربی گرفته شده‌اند متداولترین گویش در ایالت زاکسن، ترکیبی از گویش تورینجین و آلمانی بالا است. استفاده نادرست از گویش زاکسنی در محاورات و اضافه شدن تدریجی برخی ویژگی‌ها به آن، آلمانی بالا را از آلمانی قدیم و آلمانی پایین متمایز کرده‌است. بقیه زبان‌ها و گویش‌های مورد استفاده در زاکسن همگی گویش‌های متفاوتی از زبان مردمان کوه‌های ارتس هستند؛ که تحت تاثیر گویش‌های آلمانی علیا و فوکتلند قرار گرفته‌اند که آن‌ها نیز پیشتر تحت تاثیر زبان‌های فرانکی شرقی قرار گرفته بودند. زبان سوربی بالا (جز زبان‌های اسلاوی) هم هنوز در برخی نقاط لوساتسیا (بخشی از ایالات زاکسن) که محل زندگی اقلیت صرب است، استفاده می‌شود. آلمانی‌های ساکن لوساتسیا نیز گویش ویژه خود را استفاده می‌کنند. تحصیل دانشگاه صنعتی درسدن ، تاسیس شده در سال ۱۸۲۸، یکی از قدیمیترین دانشگاه‌های آلمان است. با داشتن ۳۶۰۶۶ دانشجو در سال ۲۰۱۰، بزرگترین دانشگاه ایالت زاکسن و یکی از ده دانشگاه بزرگ آلمان است. این دانشگاه از اعضای TU9 ، ائتلافی متشکل از نه موسسه پیشرو در فناوری در آلمان می‌باشد. توریسم به غیر از درسدن و لایپزیگ (و قلعه کلدیتز)، ایالت زاکسن مقصد خاصی برای توریست‌های خارجی نیست. مناطق در امتداد مرز جمهوری چک مانند کوه‌های لوساتسیا، کوه‌های ارتس، پارک ملی سوییس زاکسن و فوکتلند هر ساله مقدار قابل توجهی توریست، که اکثرا آلمانی هستند را به خود جذب می‌کنند. همچنین این ایالت، شهرهای تاریخی مانند مایسن، فرایبرگ، بواتزن، پیرنا و گرلیتس را شامل می‌شود که به خوبی حفظ شده‌اند. سیاست استانیسلاو تیلیش رئیس ایالت ، ایالت زاکسن را رهبری می‌کند. استانیسلاو تیلیش از ۲۸ می‌سال ۲۰۰۸ این سمت را به عهده دارد. انتخابات ایالتی سال ۲۰۰۹ خلاصه نتایج انتخابات پارلمان ایالت زاکسن مورخ ۳۰ آگوست ۲۰۰۹ حزب ایدئولوژی درصد رای (تغییرات) صندلی (تغییرات) درصد صندلی اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان (CDU) محافظه کاری ۴۰٫۲٪ −۰٫۹٪ ۵۸ +۳ ۴۳٫۹٪ حزب چپ (سابقا: PDS) رادیکال، سوسیالیسم، کمونیسم ۲۰٫۶٪ −۳٫۰٪ ۲۹ −۲ ۲۲٪ حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD) نولیبرالیسم، سوسیال دموکراسی ۱۰٫۴٪ +۰٫۶٪ ۱۴ +۱ ۱۰٫۶٪ حزب دموکرات آزاد آلمان (FDP) لیبرالیسم کلاسیک ۱۰٫۰٪ +۴٫۱٪ ۱۴ +۷ ۱۰٫۶٪ اتحاد ۹۰/سبزها (Die Grünen) سیاست‌های سبز، لیبرالیسم ۶٫۴٪ +۱٫۳٪ ۹ +۳ ۶٫۸٪ حزب دموکرات ملی آلمان (NPD) راست، ناسیونالیسم ۵٫۶٪ −۳٫۶٪ ۸ −۴ ۶٪ حزب رفاه حیوانات آلمان (Die Tierschutzpartei) حفاظت از محیط زیست ۲٫۱٪ +۰٫۵٪ حزب دزدان دریایی آلمان (PIRATEN) آزادی بیان، اصلاحات صحیح، مالکیت معنوی، شفافیت ۱٫۹٪ +۱٫۹٪ حزب زاکسن آزاد (Freie Sachsen) تجزیه طلبی ۱٫۴٪ +۱٫۴٪ حزب مسیحیان وفادار به انجیل (PBC) مذهبی، محافظه کاری ۰٫۴٪ −۰٫۳٪ بقیه احزاب ۱٫۰٪ کل ۱۰۰٫۰٪ ۱۳۲ +۸ ۱۰۰٫۰٪ حزب محافظه کار CDU ائتلافی با حزب لیبرال کلاسیک FDP تشکیل داده‌است.
[ "اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان", "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "آلمان", "درسدن", "براندنبورگ", "زاکسن-آنهالت", "تورینگن", "بایرن", "جمهوری چک", "لهستان", "بواتزن", "ارتسگه بیرگس کرایس", "گرلیتس", "لایپزیگ", "مایسن", "میتل زاکسن", "نوردزاکسم", "کوهستان سوییس ساکسونی", "فوکتلند", "تسویکاو", "اقسگبیقسکقایس", "کوه‌های ارتس", "کوهستان سوییس زاکسن", "کمنیتس", "پلاون", "فرایبرگ", "فرایتال", "پیرنا", "پروتستان", "کلیسای کاتولیک", "بی‌دین", "کاتولیک", "زبان آلمانی", "زبان‌های سوربی", "تورینجین", "آلمانی بالا", "آلمانی قدیم", "زبان آلمانی پایین", "آلمانی علیا", "فرانکی شرقی", "زبان‌های اسلاوی", "لوساتسیا", "صرب ها", "دانشگاه صنعتی درسدن", "قلعه کلدیتز", "کوه‌های لوساتسیا", "پارک ملی سوییس زاکسن", "استانیسلاو تیلیش", "محافظه کاری", "حزب چپ (آلمان)", "رادیکال", "سوسیالیسم", "کمونیسم", "نولیبرالیسم", "سوسیال دموکراسی", "حزب دموکرات آزاد آلمان", "لیبرالیسم کلاسیک", "اتحاد ۹۰/سبزها", "سیاست‌های سبز", "لیبرالیسم", "حزب دموکرات ملی آلمان", "راست (گرایش سیاسی)", "ناسیونالیسم", "حزب رفاه حیوانات آلمان", "حزب دزدان دریایی آلمان", "حزب زاکسن آزاد", "تجزیه طلبی", "حزب مسیحیان وفادار به انجیل", "محافظه کار" ]
[ "ایالات جمهوری وایمار", "ایالت زاکسن", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۹۱ (میلادی)", "ایالت‌های آلمان" ]
1,665
زاکسن-آنهالت
2
233
0
[ "زاكسن-آنهالت", "زاکسن-انهالت", "زاكسن-انهالت", "شونهاوزن" ]
false
212
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "latd", "Item2": "51" }, { "Item1": "latm", "Item2": "58" }, { "Item1": "lats", "Item2": "16" }, { "Item1": "longd", "Item2": "11" }, { "Item1": "longm", "Item2": "28" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۱۲" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Sachsen-Anhalt" }, { "Item1": "نام", "Item2": "زاکسن-آنهالت" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Saxony-Anhalt.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Wappen Sachsen-Anhalt.svg" }, { "Item1": "تیتر نقشه", "Item2": "مکان در [[آلمان]]" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Sachsen-Anhalt.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DEE" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "[[ماگدبورگ]]" }, { "Item1": "بزرگ‌ترین شهر", "Item2": "[[هاله]]" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "[[ولفگانگ بوهمر]]" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۲۰۴۴۵٫۲۶" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۲۴۲۰۰۰۰" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۷-۰۹" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۴۸" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-ST" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
زاکسن-آنهالت (به آلمانی: Sachsen-Anhalt) یکی از شانزده ایالت آلمان است. پایتخت این ایالت شهر ماگدبورگ است. مساحت این ایالت ۲۰،۴۴۷ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۶/۲ میلیون نفر است. این ایالت از دیدگاه مساحت هشتمین ایالت آلمان و از نظر جمعیت دهمین ایالت پرجمعیت آن کشور است. زاکسن-آنهالت یکی از ایالت‌های تازه آلمان است که تا سال ۱۹۹۰ بخشی از کشور آلمان شرقی بود. این ایالت مدت کمی پیش از اتحاد دوباره آلمان تشکیل شده بود. شهرهای مهم هاله ویتنبرگ
[ "آلمان", "ماگدبورگ", "هاله (شهر)", "ولفگانگ بوهمر", "اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان", "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "۱۹۹۰ (میلادی)", "ویتنبرگ" ]
[ "ایالت زاکسن-آنهالت", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۹۱ (میلادی)", "ایالت‌های آلمان", "تاریخ آنهالت" ]
1,666
تورینگن
2
362
0
[ "تورينگن", "ایالت تورینگن", "ايالت تورينگن" ]
false
340
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "تورینگن" }, { "Item1": "latd", "Item2": "50" }, { "Item1": "latm", "Item2": "51" }, { "Item1": "lats", "Item2": "40" }, { "Item1": "longd", "Item2": "11" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Thueringen" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Thuringia.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "Coat of arms of Thuringia.svg" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Thüringen.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DE2" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "[[ارفورت]]" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "Christine Lieberknecht" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[FDP]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۱۶۱۷۱" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۲۲۲۱۲۲۲" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۱۱" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-TH" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
تورینگن (به آلمانی: Thüringen) یکی از شانزده ایالت آلمان است. پایتخت این ایالت شهر ارفورت است. این ایالت به ۱۷ بخش به صورت زیر تقسیم می‌شود: آلتن بورگر لند آیشفلد گوتا گرایز هیلدبورگن‌هازن لیم کرایز کیف‌هاوزرکرایز نوردهاوزن سالی‌هولزلند سالی اورلا سالفلد رودول اشتات اشمال‌کالدن ماینینگن زومیردا زونبرگ وارت‌بورگ‌کرایس وایمرار لند شهرهای مهم ارفورت وایمار آیزناخ گرا ینا زوهل ایلمناو ایالت تورینگن در کشور آلمان
[ "ارفورت", "اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان", "حزب دموکرات آزاد آلمان", "آلمان", "وایمار", "آیزناخ", "گرا", "ینا", "زوهل", "ایلمناو" ]
[ "انحلال‌های ۱۹۵۲ (میلادی)", "ایالات جمهوری وایمار", "ایالت تورینگن", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۲۰ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۹۱ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۴۵۰ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۶۳۲ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای منحل‌شده در ۱۲۴۷ (میلادی)", "ایالت‌های آلمان", "ایالت‌های امپراتوری مقدس روم", "بنیان‌گذاری‌های ۱۱۳۰ (میلادی)", "کشورهای پیشین در اروپا" ]
1,667
شلسویگ-هولشتاین
2
244
0
[ "اشلسويگ-هولشتاين", "شلسوایگ-هولشتاین", "شلزویگ", "ایالت اشلسویگ-هولشتاین", "اشلسویگ-هل‌اشتاین", "شلسویگ هولشتاین", "اشلسويگ-هل اشتاين", "اشلسویگ-هل اشتاین", "ايالت اشلسويگ-هولشتاين", "اشلسویگ-هولشتاین", "شلزويگ", "شلسوايگ-هولشتاين", "شلسويگ-هولشتاين", "شلسويگ هولشتاين", "هولشتاین", "هلشتاین", "شلسویگ" ]
false
216
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "latd", "Item2": "54" }, { "Item1": "latm", "Item2": "28" }, { "Item1": "lats", "Item2": "۱۲" }, { "Item1": "longm", "Item2": "30" }, { "Item1": "longs", "Item2": "۵۰" }, { "Item1": "نام آلمانی", "Item2": "Schleswig-Holstein" }, { "Item1": "نام", "Item2": "اشلسویگ-هولشتاین" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Schleswig-Holstein.svg" }, { "Item1": "نشان رسمی", "Item2": "DEU Schleswig-Holstein COA.svg" }, { "Item1": "تیتر نقشه", "Item2": "مکان در [[آلمان]] و [[اروپا]]" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "Deutschland Lage von Schleswig-Holstein.svg" }, { "Item1": "NUTS", "Item2": "DEF" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "کیل" }, { "Item1": "رئیس", "Item2": "پتر هری کارستنسن" }, { "Item1": "حزب رئیس", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۱", "Item2": "[[CDU]]" }, { "Item1": "حزب حاکم ۲", "Item2": "[[SPD]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۱۵۷۹۹" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۲۸۳۵۸۸۶" }, { "Item1": "تاریخ جمعیت", "Item2": "۲۰۰۸-۰۷" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۶۹" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "کد ایزو", "Item2": "DE-SH" } ], "Title": "ایالت آلمان" }
اشلسویگ-هولشتاین (به آلمانی: Schleswig-Holstein) یکی از شانزده ایالت آلمان است. پایتخت این ایالت شهر کیل است. این منطقه یکی از فاکتورهای مهم وحدت آلمان در قرن نوزدهم میلادی بود. جنگ هفت‌هفته‌ای بین پروس و اتریش که با پیروزی پروس به پایان رسید بر سر حاکمیت این منطقه بود . فرهنگ نگاره‌ای هوایی از موقعیت قلعه گلوکسبورگ.قلعه گلوکسبورگ، کاخ-موزه‌ای در شهر گلوکسبورگ، ایالت اشلسویگ-هل‌اشتاین است. فرهنگ اشلسویگ-هولشتاین آمیخته‌ای از فرهنگ‌های آلمانی و دانمارکی است. حدود پنجاه هزار تن از مردم در این منطقه به زبان دانمارکی تکلم می‌کنند. شهرهای مهم کیل لوبک فلنسبورگ نوی‌مونستر
[ "آلمان", "اروپا", "اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان", "حزب سوسیال دموکرات آلمان", "ایالات آلمان", "کیل", "جنگ هفت‌هفته‌ای", "پروس", "اتریش", "گلوکسبورگ", "زبان دانمارکی", "لوبک", "فلنسبورگ", "نوی‌مونستر" ]
[ "ایالت اشلسویگ-هولشتاین", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۴۶ (میلادی)", "ایالت‌های آلمان", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۴۶ (میلادی) در آلمان غربی" ]
1,668
ماگدبورگ
2
151
0
[]
false
88
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "Art", "Item2": "Stadt" }, { "Item1": "Wappen", "Item2": "Wappen Magdeburg.svg" }, { "Item1": "image_photo", "Item2": "Vista_Magdeburg.jpg" }, { "Item1": "image_caption", "Item2": "[[کلیسای جامع ماگدبورگ]] - The town's symbol" }, { "Item1": "lat_deg", "Item2": "52" }, { "Item1": "lon_deg", "Item2": "11" }, { "Item1": "lon_min", "Item2": "37" }, { "Item1": "Bundesland", "Item2": "Sachsen-Anhalt" }, { "Item1": "Landkreis", "Item2": "Kreisfreie Stadt" }, { "Item1": "Höhe", "Item2": "۴۳" }, { "Item1": "Fläche", "Item2": "۲۰۰٫۹۵" }, { "Item1": "Gemeindeschlüssel", "Item2": "۱۵۰۰۳۰۰۰" }, { "Item1": "Einwohner", "Item2": "۲۳۰۱۴۰" }, { "Item1": "Stand", "Item2": "۲۰۰۷-۱۲-۳۱" }, { "Item1": "PLZ", "Item2": "۳۹۱۰۴–۳۹۱۳۰" }, { "Item1": "Vorwahl", "Item2": "۰۳۹۱" }, { "Item1": "Kfz", "Item2": "MD" }, { "Item1": "Gliederung", "Item2": "۴۰" }, { "Item1": "Adresse", "Item2": "Alter Markt 639104 Magdeburg" }, { "Item1": "Bürgermeistertitel", "Item2": "Oberbürgermeister" }, { "Item1": "Partei", "Item2": "SPD" } ], "Title": "German location" }
ماگدبورگ () یکی از شهرهای آلمان و مرکز ایالت زاکسن-آنهالت این کشور است که بر کرانه رودخانه البه جای دارد. بر اساس آمار سال ۲۰۱۰ میلادی، جمعیتی برابر با ۲۳۱٫۵۲۵ نفر داشته‌است. این شهر در حال حاضر دارای دو دانشگاه اتو فون گریک (تاسیس ۱۹۹۳) و دانشگاه علوم کاربردی ماگدبورگ-اشتندال است. تاریخچه ماگدبورگ یکی از شهرهای اصلی آلمان در سده‌های میانه بود. امپراتور اتوی یکم، اولین فرمانروای امپراتوری مقدس روم بیشتر روزگار خود را در این شهر گذراند و در کلیسای جامع همین شهر به خاک سپرده شد. در قرن سیزدهم، این شهر جزیی از پیمان هانزا شد و در آن زمان با جمعیتی بیش از ۲۰ هزار نفر، یکی از بزرگترین شهرها در امپراتوری مقدس روم بود. در سال ۱۵۲۴ میلادی، مارتین لوتر که تحصیلات پایه خود را در ماگدبورگ گذرانده بود، به این شهر آمد و اصلاحات پروتستانی را اشاعه داد. اصلاحات او خیلی زود پیروان زیادی در شهر پیدا کرد. ماگدبورگ مخروبه بعد از جنگ، در سال ۱۹۵۲ در طول جنگ‌های سی ساله، در سال ۱۶۲۹ ماگدبورگ به خوبی در مقابل محاصره نیروهای تحت امر آلبرشت فون والنشتاین، فرمانده کاتولیک امپراتوری مقاومت کرد، اما در سال ۱۶۳۱ مورد هجوم نیروهای ژان سرکلایس، فرمانده اسپانیایی کاتولیک‌ها واقع شد. وی ماگدبورگ را به آتش کشید و بیش از ۲۰ هزار نفر از سکنه ماگدبورگ کشته شدند. در پایان جنگ، فقط ۴۰۰ نفر در این شهر زندگی می‌کردند. بر طبق پیمان وستفالیا در سال ۱۶۸۰، ماگدبورگ بعد از مرگ آگوستوس دوک زاکسن - وایسنفلس، به عنوان قلمرویی نیمه خود مختار، به پادشاهی براندنبورگ - پروس واگذار شد. در طول جنگ‌های ناپلئونی، در سال ۱۸۰۶ دژ ماگدبورگ تسلیم نیروهای فرانسوی شد و پس از آن در سال ۱۸۰۷ طبق پیمان تیلسیت، ماگدبورگ به پادشاهی وستفالیا که تحت کنترل فرانسه بود افزوده شد. بعد از جنگ‌ها، ماگدبورگ مرکز استان زاکسن شد و در سال ۱۹۱۲ دژ قدیمی ماگدبورگ برچیده شد. در مدت جنگ جهانی دوم، ماگدبورگ به شدت توسط نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا بمباران شد. این بمباران انگلستان، در شب ۱۶ ژانویه ۱۹۴۴ بیشتر نقاط این شهر را تخریب کرد. بر طبق آمار ارائه شده در آن زمان، ۱۶ هزار نفر در جریان آن بمباران جان خود را از دست دادند، اما هم‌اکنون گفته می‌شود که تعداد کشته‌ها، بین دو تا چهار هزار نفر بوده‌است. بعد از جنگ، به جمهوری دمکراتیک آلمان (آلمان شرقی) ضمیمه شد و در سال ۱۹۹۰ پس از اتحاد دو آلمان، ماگدبورگ به عنوان مرکز ایالت تازه تاسیس زاکسن آنهالت انتخاب شد. نقاط دیدنی کلیسای جامع یکی از شاخص‌ترین مکان‌های ماگدبورگ، کلیسای جامع این شهر به نام کلیسای کاترین و موریس مقدس با ارتفاع ۱۰۴ متر است که آن را پرارتفاع‌ترین کلیسا در شرق آلمان ساخته‌است. این کلیسا در ابتدا، در سال ۹۳۷ میلادی بصورت صومعه‌ای به نام موریس مقدس ساخته شد. مکان دقیق آن برای مدت‌ها ناشناخته بود، تا اینکه در سال ۲۰۰۳ اکتشافات، بنایی با عرض ۸۰ و طول ۴۱ متر را آشکار کرد. کلیسای جامع ماگدبورگ با مجسمه‌های بی‌نظیرش مشهور شده‌است؛ از جمله مجسمه‌های اتوی یکم، فرمانروای امپراتوری مقدس روم و همسرش ادتا، مجسمه دوازده باکره در ورودی شمالی و مجسمه‌های کاترین مقدس و موریس مقدس. امپراتور اتوی یکم در کنار همسرش در سال ۹۷۳ میلادی در این کلیسا مدفون شد. تالار قدیمی ماگدبورگ بنای سالهای ۱۶۸۱ تا ۱۶۹۸ که یکی از مهمترین ساختمان‌ها در دوره خود بود. نمای کلی شهر ماگدبورگ صومعه بانوی ما (Unser Lieben Frauen) بنای قرن یازدهم، شامل کلیسای سنت مری که هم‌اکنون به‌عنوان موزه هنرهای مدرن استفاده می‌شود. مجسمه اسب سوار ماگدبورگ (Magdeburger Reiter) که احتمالا مجسمه اتوی یکم می‌باشد. این مجسمه در سال ۱۲۴۰ میلادی ساخته شد. پل آبی ماگدبورگ، طولانی‌ترین پل آبی اروپا باقیمانده‌های دژ عظیم پادشاهی پروس آب و هوا میانگین بارش سالیانه ماگدبورگ حدود ۵۰۰ میلیمتر است که در مقایسه با میانگین کشور آلمان، منطقه کم بارشی به حساب می‌آید. هم چنین میانگین دمای سالیانه ۸٫۸ درجه سانتیگراد است که با میانگین آلمان برابر است. آب و هوای ماگدبورگ متاثر از سامانه‌های مرطوبی است که از اقیانوس اطلس وارد اروپا می‌شوند. عمده بارش‌ها در فصل تابستان رخ می‌دهد. در فصل زمستان، ماگدبورگ مورد تهاجم هوای سرد قطبی قرار می‌گیرد که از سمت شبه‌جزیره اسکاندیناوی و روسیه وارد می‌شود و یخبندان‌های دراز مدت و سخت را ایجاد می‌کند. در ماگدبورگ کم بارش‌ترین ماه فوریه و پربارش‌ترین آن ژوئن می‌باشد. طبق آمار گرم‌ترین ماه ژوئیه و سردترین ماه، ژانویه است.
[ "کلیسای جامع ماگدبورگ", "آلمان", "زاکسن-آنهالت", "البه", "دانشگاه اتو فون گریک ماگدبورگ", "علوم کاربردی", "سده‌های میانه", "اتوی یکم", "امپراتوری مقدّس روم", "هانزا", "مارتین لوتر", "اصلاحات پروتستانی", "جنگ سی ساله", "آلبرشت فون والنشتاین", "کاتولیک", "ژان سرکلایس", "مردم اسپانیولی", "پیمان وستفالیا", "آگوستوس دوک زاکسن - وایسنفلس", "براندنبورگ-پروس", "جنگ‌های ناپلئونی", "پیمان تیلسیت", "پادشاهی وستفالیا", "جنگ جهانی دوم", "نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا", "انگلستان", "جمهوری دمکراتیک آلمان", "کلیسای کاترین و موریس مقدس", "کلیسا", "امپراتوری مقدس روم", "کاترین مقدس", "موریس مقدس", "''پل آبی ماگدبورگ''", "پادشاهی پروس", "اقیانوس اطلس", "اروپا", "زمستان", "اسکاندیناوی", "روسیه", "فوریه", "ژوئن", "ژوئیه", "ژانویه" ]
[ "ماگدبورگ", "استان زاکسن", "اعضای پیمان هانزایی", "شهرستان‌ها در زاکسن-آنهالت", "شهرک‌های زاکسن-آنهالت", "شهرهای دانشگاهی آلمان", "شهرهای زاکسن-آنهالت", "مارتین لوتر", "مراکز ایالت‌ها در آلمان", "هانزا" ]
1,669
رود البه
2
112
0
[ "الب (رود)", "البه (رود)" ]
false
60
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
حوضه‌های آبریز البه البه (به زبان چکی Labe) نام رودخانه‌ای است در اروپای مرکزی. این رودخانه که یکی از آبراه‌های اصلی اروپای مرکزی است از شمال غربی جمهوری چک سرچشمه گرفته پس از گذر از کشور آلمان به دریای شمال می‌ریزد. طبق معاهده ورسای، رودهای الب و اودر و همچنین کانال کیل در آلمان بین‌المللی اعلام شد. خاکستر باقی‌مانده از سوزاندن جسد آدلف هیتلر (رهبر آلمان نازی) در این رودخانه ریخته شد. جغرافیا یکی از مهم‌ترین رودخانه‌های اروپای مرکزی است که پس از رود راین طولانی‌ترین جریان با بیشترین تردد کشتی، در آلمان است. طول آن ۱،۱۶۵ کیلومتر و مساحت بستر آن ۱۴۴،۰۰۰ کیلومتر مربع می‌باشد. «البه» از ارتفاعات «ریزن گبیرگه» در جمهوری چک سرچشمه گرفته و درست از ارتفاع ۱،۵۰۰ متری از سطح دریا جریان می‌یابد. «البه» پس از اتحاد با چشمه‌های فراوان، ابتدا به‌سوی غرب و سپس به‌طرف شمال «آبگیر بوهم» جریان یافته و پس از دریافت آب رودخانه‌های مولداو و اگر، از درسدن می‌گذرد و زمین‌های پست شمال آلمان را مشروب کرده و پیش از ریختن به دریای شمال از طریق کوکسهافن، پهنای آن به پانزده کیلومتر می‌رسد. دهانه رود البه در هامبورگ به پهنای صدکیلومتر شروع می‌شود (به‌نام پائین البه) که هنگام جزرومد، پیش‌روی آب در بستر رود تا شهر گیزتاخت مشاهده می‌شود. رودخانه‌های جنبی در سمت چپ البه عبارت‌اند از مولداو - اگر - مولده - زاله و در سمت راست البه عبارت‌اند از: ایزر - الستر سیاه - هافل. امکان تردد کشتی از هامبورگ تا پراگ مدیون استقرار تاسیسات فنی در محل اختلاف سطح رودخانه البه می‌باشد که به وسیله توربین و پمپ‌های فشارقوی، کشتی‌ها را با آسانسور آبی به‌سطح بالاتر رودخانه هدایت می‌کنند. این رودخانه به‌وسیله کانال البه-هافل با رود اشپری و دریاچه‌های اطراف برلین و از آنجا به‌وسیله کانال‌های اودر-هافل و کانال فینو و کانال اودر-اشپری به‌رودخانه اودر مربوط شده‌است. البه از طریق یک کانال جنبی به منطقه رور و رودخانه «راین» ارتباط یافته و از سوی دیگر به‌وسیله شاخه‌ای از کانال میانی به‌بخش سفلای ماگدبورگ و کانال البه-لوبک به دریای شرق مربوط می‌شود. آلودگی رود البه از دهه ۱۹۵۰ تا اویل ۱۹۹۰ میلادی یکی از آلوده‌ترین رودخانه‌های اروپا بود. مهم‌ترین عامل در آلودگی این رودخانه، کارخانجات موجود در جمهوری دموکراتیک آلمان و چکسلواکی سابق است که فاقد استانداردهای زیست‌محیطی بودند و باعث مرگ بیولوژیکی این رودخانه شدند. در تاریخ ۸ اکتبر ۱۹۹۰ میلادی، پیمانی بین کشورهای آلمان، چکسلواکی و جامعه اروپا منعقد و کمسیون محافظت از البه تشکیل گردید. از آن تاریخ به‌بعد با اعمال این قانون کیفیت آب این رودخانه به‌میزان قابل ملاحظه‌ای بهبود یافت. بخش میانی و پایانه این رودخانه (به نام پارک البه به وسعت ۳۷۵،۰۰۰ هکتار) متعلق به‌منطقه حفاظت‌شده یونسکو می‌باشد. البه در اوت ۲۰۰۲ میلادی طغیان نموده و خسارات زیادی به‌ویژه در استان‌های زاکسن و زاکسن-آنهالت به‌بار آورد.
[ "آلمانی سفلی", "استان هرادتس کرالووه", "استان پاردوبیتسه", "استان بوهم مرکزی", "استان اوستی ناد لابم", "زاکسن", "زاکسن-آنهالت", "براندنبورگ", "نیدرزاکسن", "مکلنبورگ-فورپومرن", "هامبورگ", "شلسویگ-هولشتاین", "هرادتس کرالووه", "پاردوبیتسه", "اوستی ناد لابم", "درسدن", "مایسن", "ویتنبرگ", "دسائو", "ماگدبورگ", "اشتدته", "کوکسهاون", "دییچین", "جمهوری چک", "دریای شمال", "آلمان", "ولتاوا", "رود اگر", "مولده", "زاله (رود)", "Ohre", "Ilmenau (river)", "Este (river)", "Lühe (river)", "Schwinge (Elbe)", "Oste", "Medem", "Jizera (river)", "بلک الستر", "هاول", "Elde", "Bille (Elbe)", "الستر", "Mrlina", "اروپای مرکزی", "الب", "اودر", "آدلف هیتلر", "راین", "مولداو", "اگر", "کوکسهافن", "جزرومد", "گیزتاخت", "زاله", "ایزر", "الستر سیاه", "هافل", "پراگ", "البه-هافل", "اشپری", "برلین", "اودر-هافل", "کانال فینو", "اودر-اشپری", "منطقه رور", "کانال میانی", "البه-لوبک", "دریای شرق", "جمهوری دموکراتیک آلمان", "چکسلواکی", "جامعه اروپا", "یونسکو", "لانگوبارد" ]
[ "البه", "رودهای آلمان", "رودهای اشلسویگ-هولشتاین", "رودهای براندنبورگ", "رودهای بین‌المللی اروپا", "رودهای جمهوری چک", "رودهای زاکسن-آنهالت", "رودهای زاکسن", "رودهای مکلنبورگ-فورپومرن", "رودهای نیدرزاکسن", "رودهای هامبورگ" ]
1,670
میکروسکوپ نوری
0
265
0
[ "ریزنمای نوری", "ميكروسكوپ نوري", "ريزنماي نوري" ]
false
30
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
میکروسکوپ نوری یا ریزنمای نوری یکی از انواع میکروسکوپ است که از نور مرئی و سیستمی متشکل از چند لنز برای بزرگنمایی اجسام، موجودات و ساختار موادی که با چشم غیر مسلح قابل بررسی نیستند، کاربرد دارد. میکروسکوپ‌های نوری انواع مختلفی دارند که از ساده شروع تا میکروسکوپ‌های بسیار پیچیده برای وضوح بالاتر استفاده می‌شوند. ساختمان اصلی میکروسکوپ نوری شامل عدسی چشمی و عدسی شیی، دسته یا بدنه صفحه چرخان، صفحه میکروسکوپ، دیافراگم، منبع نور، گیره‌های صفحه، پیچ ماکرومتری، پیچ میکرومتری و پایه می‌باشد. تاریخچه در حدود سال ۱۶۵۰ میلادی دانشمندان با این شیشه‌های منحنی به چیزهای خیلی کوچک نگاه کردند و به دقت به بررسی آن‌ها پرداختند. اسم این شیشه‌ها را، که سطح منحنی داشتند، عدسی گذاشتند. زیرا شکل آن‌ها مثل دانه‌های عدس بود. معمولا برای اینکه به چیزهای بسیار کوچک نگاه کنند، بیش از یک عدسی به کار می‌بردند و عدسی‌ها را در دو انتهای یک لوله فلزی جا می‌دادند. اسم ین لوله را، با عدسی‌هایی که درون آن بود، میکروسکوپ گذاشتند. میکروسکوپ از دو واژه یونانی «میکرو» به معنی کوچک و «اسکوپ» به معنی دیدن، گرفته شده‌است؛ بنابراین میکروسکوپ یعنی دیدن ذرات کوچک. یکی از موجودات کوچک زنده که دانشمندان بیش از همه آن را مورد مطالعه قرار دادند، کک بود. قبل از اختراع میکروسکوپ در اواسط قرن هفدهم، مشاهده سلول مقدور نبود، زیرا سلول واحد بسیار کوچکی است که با چشم غیر مسلح، قابل رویت نیست. رابرت هوک اول بار در سال ۱۶۶۵ زیر میکروسکوپ ابتدایی که خود ساخته بود، سلول‌های مرده را در برش‌های چوب پنبه مشاهده کرد. این سلول‌های تو خالی و متصل به هم، شکل لانه زنبور داشتند و هوک آن‌ها را «سلول» نامید که در زبان لاتین مفهوم اتاق کوچک دارد. میکروسکوپ‌های نوری قدیمی‌ترین نوع میکروسکوپ‌ها هستند که شکل فعلی آن‌ها در قرن ۱۷ اختراع شد. احتمالا موثرترین آن‌ها توسط رابرت هوک ساخته شد که به صورت شیشه‌های کوچک نصب شده در یک صفحه فلزی بود که نزدیک چشم نگه‌داشته می‌شد و از روشنایی روز برای دیدن نمونه بهره می‌برد. انواع دیگر میکروسکوپ‌های اولیه تصویر واضحی فراهم نمی‌کردند؛ تا سده نوزدهم که میکروسکوپ‌های ترکیبی، نسبت به میکروسکوپ‌های تک‌لنزی، به برتری تکنیکی دست یافتند. استفاده از میکروسکوپ‌های ترکیبی ساده‌تر بود و به واسطه پیشرفت در تکنولوژی طراحی، قدرت تفکیک بهبود یافته و نقص‌های عدسی‌ها کاهش یافت. در سال ۱۸۷۶ تئوری تشکیل تصویر اب (Abbé) نشان داد که طول موج نور، محدودیتی در حدود ۰/۲ میکرومتر بر قدرت تفکیک اعمال می‌نماید. در این مرحله، دستگاه تقریبا در حد کمال خود بود و از ۱۹۰۰ به بعد بیش‌تر پیشرفت‌ها، عمدتا در تکنیک‌های مورد استفاده، روش‌های روشنایی و راه‌های بهبود کنتراست بوده‌است. اختراع میکروسکوپ تحول بزرگی در علم زیست‌شناسی بوجود آورد. با به‌کارگیری این ابزار قوی، بشر توانست ذراتی را که با چشم دیده نمی‌شوند مشاهده کند یک سلول جانوری را در نظر بگیرید که قطر متوسط آن بین ۱۰ تا ۲۰ میکرون است، این سلول ۵۰ بار کوچکتر از ریزترین جسم قابل روییت با چشم غیر مسلح است؛ بنابراین تنها با اختراع میکروسوپ نوری بود که آدمی توانست سلول را ببیند. در ابتدا تصویرها از نور در میکروسکوپ توسط دوربین‌های عادی تولید می‌شدند اما با پیشرفت در زمینه سنسورهای سیماس و باتری‌های CCD سیستم ضبط تصاویر دیجیتال شد. اکنون میکروسکوپ‌های دیجیتالی هستند که تصویر یک نمونه را به‌طور مستقیم ضبط و بدون نیاز به عدسی بر رو صفحه رایانه نشان می‌دهند. در عصر حاضر نمونه‌های پیشرفته‌تری وجود دارند که از نور نامرئی استفاده می‌کنند که می‌توان به میکروسکوپ الکترونی روبشی و میکروسکوپ الکترونی عبوری و میکروسکوپ پرآب پویشی اشاره کرد. در سال ۲۰۱۴ جایزه نوبل شیمی به ویلیام اسکو مورنر برای توسعه میکروسکوپ فلورسانس در مقیاس نانو اعطا شد. انواع = دو دسته اصلی میکروسکوپ نوری وجود دارد که عبارتند از میکروسکوپ ساده و مرکب. میکروسکوپ ساده میکروسکوپی است که از یک عدسی یا ترکیب بهم چسبیده عدسی‌ها نحوه کار یک میکروسکوپ سادهبرای بزرگنمایی استفاده می‌کند درحالی که میکروسکوپ مرکب از چندین عدسی برای بزرگنمایی استفاده می‌کند. نوع دیگری از میکروسکوپ‌های نوری وجود دارد که از یک دوربین دیجیتال برای ضبط تصاوی استفاده می‌کنند. میکروسکوپ ساده میکروسکوپ ساده از یک عدسی یا ترکیب بهم چسبیده عدسی نحوه کار یک میکروسکوپ مرکب این نوع میکروسوپ از ترکیب چند عدسی استفاده می‌کند. معمولا دارای ۲ عدسی است یک عدسی شیئی و دیگری عدسی چشمی. فاصله کانونی عدسی شیئی بسیار کم می‌باشد (کمتر از یک سانتی‌متر) اما فاصله کانونی عدسی چشمی درحدود چند سانتی‌متر می‌باشد. عدسی شیئی نزدیک جسم برای متمرکز کردن نور و واضح کرن تصویر واقعی و یک یا چند عدسی ترکیبی برای بزرگ کردن تصویر حاصل از عدسی اول. تصویر حاصل از عدسی دوم مجازی است. در این میکروسکوپ امکان تنظیم بزرگنمایی‌های دلخواه با استفاده از عدسی‌های مختلف وجود دارد در عصر حاضر برای هر کاربرد خاص در پزشکی، صنعت، علوم نوعی میکروسکوپ اختراع شده که تعدادی از آن‌ها عبارتند از: استریو میکروسکوپ یا استریوسکوپ یک نوع میکروسکوپ چشمی است که برای مشاهده نمونه تحت بزرگنمایی اندک، معمولا با استفاده از نور منعکس شده از منبع یک شیء تا انتقال نور از میان آن، استفاده می‌شود. این دستگاه از دو مسیر چشمی متفاوت با دو عدسی چشمی و شیئی استفاده می‌کند تا زوایای مشاهده اندکی متفاوت برای چشم‌های چپ و راست فراهم شود. این نظم یک بصری‌سازی سه بعدی از نمونه بررسی شده فراهم می‌کند. استریو میکروسکوپ با ماکروفتوگرافی برای ثبت و بررسی نمونه‌های جامد با توپوگرافی پیچیده سطح هم پوشانی دارد، از آن جایی که در ماکروفوتوگرافی نیز یک نمای سه بعدی برای آنالیز جزییات لازم است. استریو میکروسکوپ اغلب برای مطالعه سطوح نمونه‌های جامد یا برای انجام کار از فاصله نزدیک نظیر تشریح، میکرو جراحی، ساعت‌سازی، ساخت تخته مدار و سطوح شکسته همانند با سطوح در شکست نگاری و مهندسی قانونی استفاده می‌شود؛ بنابراین به مقدار زیادی در صنعت ساخت برای ساختن، بررسی و کنترل کیفی استفاده می‌شوند. استریوسکوپ‌ها ابزاری لازم در حشره‌شناسی به‌شمار می‌روند. استریوسکوپ را نباید با میکروسکوپ ترکیبی اشتباه گرفت که مجهز به دو عدسی چشمی و یک دوربین دو چشمی است. استریو میکروسکوپ در چنین میکروسکوپی، هر دو چشم یک تصویر را می‌بینند، به‌طوری‌که دو عدسی چشمی نمای درشت‌تری ایجاد می‌کنند تا برای چشم راحتی به همراه آورد. گرچه، تصویر در چنین میکروسکوپی به نسبت آنچه که از یک عدسی چشمی تک چشمی به دست می‌آید، متفاوت نیست. ۲-میکروسکوپ پلاریزان میکروسوپ پلاریزان یکی از انواع ویژه میکروسکپ‌های نوری است که با استفاده از نور پلاریزه برای مطالعه مقاطع نازک، صیقلی (و یا هردو) در آزمایشگاه‌های کانی‌شناسی، سنگ‌شناسی، فسیل‌شناسی، مینرالوگرافی، کانه آرایی و صنایع سیمان به کار برده می‌شود. میکروسکوپ پلاریزان یک دستگاه اندازه‌گیر نوری برای آزمایشات جزئی نمونه‌ها است. به‌علاوه برای نورهای میکروسکوپ استاندارد یک پلاریزور در کندانسور و یک اسلایدر در لامپ بالای عدسی شیئی وجود دارد که هر دو دارای قابلیت چرخش پذیری، درجه‌بندی و نصب روی دستگاه هستند. نمونه‌ها بوسیله نور پلاریزه روشن می‌شوند و چرخش این نورها می‌تواند آنالیز شود. میکروسکوپ پلاریزان مخصوصا برای مطالعات مواد با انکسار مضاعف مانند کریستال‌ها و مواد بدون کریستال کشیده شده مناسب است. بطور گسترده‌تری از این وسیله برای میکروسکوپی‌های شیمیایی و کانی‌شناسی‌های نوری استفاده می‌شود. نمونه‌های موجود با یک متغیر سریع و صفحه چرخنده و درجه‌بندی شده مجهز می‌شود. اسلایدر بالایی شامل لنزهای Bertrand برای مشاهده تلسکوپی عناصر لنزهای عدسی شیئی است. در نهایت این میکروسکوپ برای مطالعات معمول بسیار مناسب است. در بسیاری از مطالعات میکروسکوپی مثل مطالعه سنگ‌ها، مواد شیمیایی کریستالی و بسیاری از ترکیبات آلی مثل ساختمان کراتین، عضلات، کلاژنها نیاز به استفاده از میکروسکوپهای پلاریزان می‌باشد. جز اینها در مطالعات میکروسکوپی پلاریزان نور پلاریزه می‌باشد. نور پلاریزه نور معمولی متشکل از فوتونها هستند دارای بردارهای الکتریکی و مغناطیسی عمود برهم می‌باشند. این دو میدان بطور سینوسی در حال نوسان می‌باشند و در ضمن در جهت عمود بر صفحه دو میدان یا صفحه ارتعاشات این دو منتشر می‌شوند. ارتعاشات میدان الکتریکی نور غیر پلاریزه در یک نقطه در همه جهات می‌باشد. اکثر مواد شیشه‌ای و بسیاری از مواد دارای این ویژگی هستند که وقتی یک دسته پرتو نوری به آن‌ها وارد شود در آن صورت سرعت انتشار و نحوه انتشار نور در جهات مختلف در آن‌ها مشابه و یکسان می‌باشد و تنها تغییری که در نحوه حرکت دسته پرتو ضمن عبور از این مواد حاصل می‌شود آن است که بر اساس قوانین اسنل مسیر و جهت آن‌ها نسبت به قبل از ورودشان به آن ماده تغییر می‌کند. اینگونه مواد را مواد ایزوتروپیک (isotropic) می‌نامند. مواد ایزوتروپیک در همه جهات دارای ضزیب شکست مشابه هستند. بعضی مواد شفاف و نیمه شفاف دارای دو ضریب شکست می‌باشند، یعنی نحوه انتشار نور در داخل این مواد در جهات مختلف متفاوت است. وقتی که یک دسته پرتو نوری به داخل این گونه مواد وارد می‌شود اگر نور غیر پلاریزه باشد در آن صورت به دو دسته پرتو تقسیم می‌شود. این دو دسته پرتو در جهات عمود برهم حرکت می‌کنند و ارتعاشات میدان الکتریکی آن‌ها کاملا برهم عمود می‌باشد. هر دسته پرتو به نام نور پلاریزه شده و صفحه ارتعاش آن‌ها را صفحه پلاریزاسیون می‌نامند. موادی که دارای این چنین خاصیتی هستند به نام مواد غیر ایزوتوپ می‌نامند. بعضی مواقع نیز اینگونه مواد را مواد با ضریب شکست دوگانه می‌نامند. در بررسیهای پلاریزاسیون لازم است که ما نور پلاریزه داشته باشیم این عمل را بوسیله یک صفحه پلاریزور می‌توان انجام داد. نور خارج شده از صفحه پلاریزور یک نور پلاریز است. میدان الکتریکی این فوتونها تنها در امتداد محور پلاریزاسیون صفحه پلاریزور ارتعاش می‌نماید. ۳-میکروسکوپ فاز کنتراست هدف از این میکروسکوپها قابل دیدن نمونه‌هائی است که موجب تغییر قابل توجهی در شدت (دامنه) نور عبوری از آن مثل حالت نمونه‌های رنگ آمیزی شده نمی‌باشد. تنها تغییری که اجزاء مختلف این‌گونه نمونه‌ها بر روی نور عبوری بوجود می‌آورند آن است که موجب تغییر در فاز آن‌ها می‌شود. به عبارت دیگر در روش‌های میکروسکوپهای معمولی سیستم ساختمانی نمونه به گونه‌ای است که اجزاء مختلف آن دارای خاصیت جذب متفاوت نور برخوردی به آن‌ها می‌باشد و بدین لحاظ نور عبور کرده از نمونه در قسمت‌های مختلف دارای شدتهای مختلفی می‌باشند که این تغییر در شدت بستگی به مقدار جذب در قطعات و اجزاء مختلف نمونه وارد و بنابراین ناحیه‌ای که جذب کمتر اتفاق می‌افتد تصویر شیئی روشنتر و بخش‌های با جذب بیشتر تاریکتر مشاهده می‌شوند. در این نمونه‌ها تصویر از نور عبور نموده از نمونه تشکیل می‌شود. بسیاری از نمونه‌ها شدت نور عبور نموده را تغییر چندانی نمی‌دهند و لیکن اجزاء مختلف موجب تغییر فاز نور عبور نموده از آن‌ها می‌شوند و لیکن با توجه به آنکه چشم حساس به فاز یا تغییر فاز نمی‌باشند لذا بایستی به نحوی این تغییر فاز را قابل مشاهده نمائیم؛ بنابراین هدف از میکروسکوپ فاز کنتراست تبدیل تغییر فاز به تغییر دامنه است که بتواند بوسیله چشم قابل مشاهده شود. دیاگرام میکروسکوپ فاز کنتراست (تضاد) میکروسکوپ فاز کنتراست وقتی که نور از کندانسور عبور نموده و به شیئی برخورد نماید در آن صورت به دلیل پدیده تفرق حاصله در اثر جسم طیف تفرق یافته در پشت عدسی چشمی حاصل می‌شود. با توجه به آنکه جسم مثل یک شبکه متفرق‌کننده عمل می‌نماید در آن صورت تصویر در این شبکه در اثر تفرق در پشت عدسی چشمی ایجاد می‌شود. تصویر حاصله که نشان دهنده جزئیات جسم است در اثر ترکیب نور متفرق شده و نور عبور نموده بدون تفرق ایجاد می‌شود. به علت آنکه بین نور متفرق شده و نور عبور نموده بدون تفرق ایجاد می‌شود. به علت آنکه بین نور متفرق شده و نور مستقیم اختلاف فاز وجود دارد لذا این دو نوع پرتو با همدیگر ترکیب شده و تداخل انجام می‌شود و در نتیجه اختلاف فاز این دو نوع نوز ایجاد تغییر در دامنه یا شدت نور در صفحه تصویر می‌نماید. میکروسکوپهای فاز – کنتراست بگونه‌ای طراحی شده‌اند که تغییر فاز حاصله در اثر وجود نمونه و تغییر فاز در اثر تغییر ضریب شکست در اجزاء مختلف آن این تغییر فاز به تغییر شدت تبدیل شود. ۴-میکروسکوپ فلورسانس انواع خاصی از میکروسکوپ نوری که منبع نور آن پرتوهای فرابنفش است. برای مشاهده نمونه زیر این میکروسکوپ‌ها بخش‌ها یا مولکول‌های ویژه داخل سلول با مواد فلورسانت یا نورافشان رنگ آمیزی می‌شوند. زمانی هدف تشخیص پروتئین‌های خاص یا جایگاه آن‌ها در سلول باشد، روش‌های معمولی رنگ آمیزی که پروتئین‌ها را به‌طور عام رنگ می‌کنند قابل استفاده نیست. برای رنگ آمیزی اختصاصی، معمولا از پادتن‌های اختصاصی متصل به مواد فلورسانت استفاده می‌شود. مواد فلورسانت نور را در طول موج فرابنفش جذب می‌کنند و در طول موج بلندتری در طیف مرئی تابش می‌کنند. تصویری که دیده می‌شود حاصل نور تابش شده از نمونه است. رودامین و فلورسئین دو نوع از رنگ‌های معمول فلورسانت هستند که به ترتیب نور قرمز و سبز از خود تابش می‌کنند. تصویر فلوئورسانس میکرو کره‌ها در ۵-میکروسکوپ زمینه تاریک در میکروسکوپ زمینه تاریک نور حامله از منبع نوری به شکل مخروط در می‌آید و انوار از اطراف به نمونه تابیده می‌شود این کار توسط کندانسور خاص این میکروسکوپ انجام می‌گیرد. در نتیجه تصویر نمونه به صورت روشن در یک زمینه تاریک مشاهده می‌شود. استفاده از میکروسکوپ زمینه سیاه برای مشاهده حرکت باکتری معمول است منبع تغذیه نور در این نوع میکروسکوپ نور مرئی می‌باشد و با ایجاد انکسار نور توسط آئینه‌های محدب و مقعر شیء یا نمونه مورد بررسی، شفاف و نورانی در زمینه سیاه دیده می‌شود. مقایسه با میکروسکوپ فاز کنتراست در سیستم تفاوت اختلاف راه ایجاد شده که موجب تداخل می‌شود منحصرا در اثر ماهیت نمونه می‌باشد. این در حالی است که در سیستم میکروسکوپ‌های تداخلی عمل تداخل منحصرا بوسیله نمونه ایجاد نمی‌شود، بلکه اختلاف راه حاصله مربوط به سیستم ساختمانی در میکروسکوپ است که در اثر چگونگی قرار گرفتن اجزاء ایجاد می‌شود؛ بنابراین موقعی که ماهیت نمونه به گونه‌ای باشد که نتواند به حد کافی موجب ایجاد تداخل شود در آنصورت می‌توان این عمل را بسادگی با استفاده از میکروسکوپهای تداخلی انجام داد. استفاده از میکروسکوپهای فاز کنتراست بعضی مواقع موجب آرتی‌فکتهائی می‌شود که این مشکل در سیستم‌های میکروسکوپ تداخلی واقع نمی‌شود. میکروسکوپهای تداخلی حتی می‌تواند برای نمونه‌های غیر شفاف (نمونه‌های رنگ شده) بکار رود و وضوح تصویر بسیار خوب باشد. تصویرهای حاصله با میکروسکوپهای تداخلی دارای حالت شبه سه بعدی تا حدی مشابه میکروسکوپهای الکترونی می‌باشد. در این نوع میکروسکوپ معمولا نوارهای تداخلی کناره‌های تصویر بخاطر اثر هال ظاهر نمی‌شود. مقایسه کار میکروسکوپ فاز کنتراست و زمینه سیاهعمق میدان وضوح در میکروسکوپهای تداخلی دو تا سه برابر بیشتر از میکروسکوپهای فاز کنتراست می‌باشد. در صورت استفاده از نور تکرنگ روشنائی تصویر در میکروسکوپهای تداخلی بیشتر از میکروسکوپهای فاز کنتراست می‌باشد. در این نوع میکروسکوپها در صورتی که اختلاف فاز ایجاد شده حتی برابر چندین طول موج هم باشد باز هم تصویر دارای وضوح زیاد است و لذا نمونه با ضخامت حدود mm 5/0 هم باز قابل مشاهده با این میکروسکوپها هستند، در حالی که میکروسکوپ فاز کنتراست برای نمونه‌های بسیار نازک حدود 10 null میکرون یا کمتر می‌باشند به گونه‌ای که موجب اختلاف فاز زیاد نشوند. ۶-میکروسکوپ نوری کنتراست تداخلی – افتراقی روش میکروسکوپی کنتراست تداخلی – افتراقی (DIC) که با نام کنتراست تداخلی نومارسکی نیز شناخته می‌شود، تکنیکی برای افزایش کنتراست نمونه‌های رنگ نشده و شفاف است. روش DIC برپایه اصول تداخلی استوار است و قادر است اطلاعاتی در مورد طول مسیر اپتیکی نمونه بدست آورد. در میکروسکوپ DIC، قطبش‌های نور یک منبع نور قطبیده به دو بخش متقابلا همدوس و دارای قطبش عمود برهم جداسازی می‌شود. سپس این پرتوها با عبور از لنز متراکم‌کننده، در نقاطی بسیار نزدیک به هم (حدودا ۰٫۲ میکرومتر) بر روی نمونه کانونی می‌شوند. به عبارت دیگر مکان کانونی شدن پرتوهای با قطبش مختلف، با وجود داشتن همپوشانی کلی با یکدیگر، بایستی دارای مقدار کمی انحراف باشد. این پرتوها در مکان‌هایی که در ضخامت یا ضریب شکست متفاوت هستند، مسیرهای نوری مختلفی را طی می‌کنند. به دلیل تاخیر ایجاد شده در نور بر اثر عبور از مواد با چگالی اپتیکی بالاتر، در فاز یک پرتو نسبت به دیگری تغییر ایجاد می‌شود. در این حالت در صورتی که به هریک از پرتوها به صورت مستقل نگاه شود، تصویر زمینه روشن نمونه بدست خواهد آمد. با این وجود در این تصویر قسمت‌های نامرئی برای چشم انسان قابل مشاهده نخواهند بود. این قسمت‌های نامرئی با استخراج اطلاعات فازی پرتوها قابل دریافت خواهد بود. به همین دلیل، پرتوها با عبور از لنز شیی و بازترکیب در یک منشور ولاستون، دارای قطبش یکسان می‌شوند. در این حالت می‌توان به وسیله پدیده تداخل اطلاعات فازی پرتوها را استخراج کرد. ۷-میکروسکوپ دیجیتال یک میکروسکوپ دیجیتال، میکروسکوپی است که دارای یک دوربین دیجیتال کوچک (cmos) است و به یک رایانه متصل می‌شود. تصاویری که از طریق چشمی میکروسکوپ دیده می‌شوند، می‌توانند بر روی نمایشگر رایانه به نمایش درآیند و بر روی هارد دیسک در قالب یک تصویر (در فرمت‌های متفاوت) یا به عنوان ویدئو ذخیره شوند. یک میکروسکوپ دیجیتال با بزرگنمایی ۱۰۰ برابر محققان و پژوهشگران علم و صنعت در خصوص میکروسکوپ‌های دیجیتال، مزایای بی‌شماری را برای میکروسکوپ‌های معمولی برشمرده‌اند. در وهله اول اینکه، برای بررسی دقیق می‌توان تصاویر را ذخیره یا چاپ نمود. از یک میکروسکوپ دیجیتال چندین نفر هم‌زمان می‌توانند استفاده کنند علاوه بر این، زمانی که تصاویر از طریق میکروسکوپ دیجیتال دیده می‌شوند می‌توان بر روی صفحه کامپیوتر با استفاده از تکنولوژی وب آن تصویر را به‌طور هم‌زمان به چند نفر در مکانهای مختلف جهت بررسی تصویر نشان داد. همچنین این میکروسکوپ‌ها فوایدی برای معلمان و استادان دارد. تمام کلاس درس می‌توانند به‌طور هم‌زمان در هنگامی که دوربین به یک کامپیوتر و دیتا پروژکتور/ تخته هوشمند متصل است به تماشای نمونه آزمایش بنشینند. این امر موجب صرفه جویی در زمان گشته و مارا از اینکه همه دانش‌آموزان می‌توانند آن نمونه را مشاهده کنند، مطمون می‌سازد. تصاویر را می‌توان برای استفاده‌های بعدی ذخیره کرد و همچنین با استفاده از نرم‌افزارهای مخصوص، می‌توان اندازه‌گیری نموده و در طول زمان تغییرات را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. یک میکروسکوپ معمولی را می‌توان به سادگی با افزودن چشمی دیجیتال تبدیل به یک میکروسکوپ دیجیتال کرد. چشمی دیجیتال شامل یک دوربین کوچک دیجیتالی است که جایگزین چشمی استاندارد میکروسکوپ می‌گردد و سپس از طریق USB به رایانه متصل می‌گردد. قسمت‌های مهم قسمت‌های مهم یک میکروسکوپ نوری عبارنتد از عدسی چشمی: این عدسی برای مطالعه و مشاهده تصویر است. عدسی شیئی: این عدسی برای بزرگنمایی است و شامل چهار عدسی می‌باشد: الف) عدسی شماره ۴ (عدسی کوچک) ب) عدسی شماره ۱۰ (عدسی خشک) ج) عدسی شماره ۴۰ (عدسی خشک) د) عدسی شماره ۱۰۰ (عدسی روغنی) کندانسور: کندانسور نور را جمع کرده و آن را بطور مستقیم روی نمونه هدایت می‌کند. دیافراگم: مقدار نور ورودی را کم و زیاد می‌کند. ماکرومتر:ماکرومتر صفحه میکروسکوپ را بالا و پایین برده و برای پیدا کردن تصویر نمونه بکار می‌رود. میکرومتر: تصویر تنظیم شده را واضحتر کرده و آن را برای مشاده مشخص‌تر می‌کند. بین عدسی شیئی (عدسی ۱۰۰) و نمونه فاصله‌ای در حدودmm 1/8 وجود دارد که این فاصله را فاصله کانونی گویند که با روغن امرسیون این فاصله را پر می‌کنند در غیر این صورت بعلت وجود هوا و شکست نور عبوری از نمونه، تصویر ناواضح خواهد بود. اجزا میکروسکوپ نوری بخش نوری اجزای نوری عمدتا مشتمل بر منبع تغذیه نور و قطعات مرتبط با آن می‌باشد، از قبیل لامپ با ولتاژ ۲۰ وات، فیلتر تصحیح نور و کندانسور که کندانسور مشمل بر پنج قطعه است که نور را تصحیح کرده و بر روی نمونه یا شیء مورد بررسی متمرکز می‌کند بخش نوری شامل سه بخش اساسی است: دستگاه روشنایی، عدسی شیئی و عدسی چشمی. ۱ -دستگاه روشنایی از سه بخش تشکیل شده‌است. منبع نور: به المپی است که در زیر کندانسور قرار دارد و نور را از سوراخ صفحه میکروسکوپ به جسم می‌تاباند. کندانسور: از مجموعه‌ای از عدسی‌های محدب) کوژ (یا محدب الطرفین ساخته شده که عمل آن‌ها همگرا کردن پرتوهای نوری حاصل از منبع نور و تابانیدن آن‌ها بر روی جسم است تا نور کافی برای مشاهده جسم تامین گردد. دیافراگم: وسیله تنظیم شدت نور میکروسکوپ است که یا میزان نوری را که منبع روشنایی به کندانسور می‌رسد، تنظیم می‌کند یا شدت نوری را که از کندانسور گذشته و به جسم می‌رسد تنظیم می‌کند ۲ -عدسی شیئی تصویری بزرگرتر از جسم، معکوس و حقیقی ایجاد می‌کند. طول عدسی‌های شیئی با یکدیگر متفاوت است. عدسی کوچکرت، عدسی با بزرگنامیی ضعیف‌تری است، در حالی که عدسی بزرگرتر، عدسی با بزرگنامیی قوی‌تر می‌باشد. عدسی‌های دارای بزرگنامیی کمرتر (مثل: x4 ،x8 ،x10 یا 25 x)را عدسی ضعیف و عدسی‌های دارای بزرگنامیی بیشرتر (مثل: x40 ،x60 یا x100)را عدسی قوی می‌خوانند ۳ -عدسی چشمی عدسی‌های چشمی اساسا از تعدادی عدسی محدب یا محدب الطرفین ساخته شده‌اند. عدسی چشمی در مجموع کار یک ذره بین را انجام می‌دهند و از تصویر ایجاد شده به وسیله عدسی شیئی، تصویری مجازی، مستقیم (معکوس نسبت به جسم اولیه) و بزرگرتر درست می‌کند. بخش مکانیکی بخش مکانیکی شامل قسمت‌هایی است که مستقیما در عبور و تشکیل تصویر نقش اصلی را به عهده ندارند و شامل کلیه بخش‌های نگهدارنده، حرکت دهنده و ثابت‌کننده یک میکروسکوپ است، مانند: پایه: به اشکال نعلی، مدور، مکعب مستطیلی و مانند آن ساخته می‌شود. جنس پایه معموال از فوالد سنگین انتخاب می‌گردد تا در زمان مطالعات میکروسکوپی و عکس برداری از هر گونه لغزشی جلوگیری شود. دسته: برای جابجایی میکروسکوپ به کار می‌رود. صفحه میکروسکوپ: صفحه‌ای است فلزی یا کائوچویی که محل قرار دادن جسم مورد مطالعه می‌باشد. نور از منفذ تعبیه شده در وسط صفحه پالتین عبور کرده و به منونه مورد مطالعه می‌رسد. روی صفحه دو گیره برای نگهداشنت الم نصب شده‌است که الم را به‌طور افقی و درجهات مختلف حرکت می‌دهند. صفحه گردان یا متحرک: قطعه فلزی است، تقریبا به شکل مخروط ناقص که در سطح پایین آن تعدادی سوراخ تعبیه شده‌است. به هر یک از این سوراخ‌ها، یک لوله عدسی شیئی پیچ می‌شود. با چرخاندن صفحه گردان، عدسی شیئی مورد نیاز در میدان دید قرار می‌گیرد. پیچ‌های تنظیم ماکرومتر (سریع) و میکرومتر (دقیق):شامل پیچ تنظیم رسیع یا ماکرومتر و پیچ تنظیم دقیق یا میکرومتر می‌باشد که بر روی دسته میکروسکوپ قرار دارند. این پیچ‌ها صفحه پالتین را در جهت بالا به پایین و بالعکس جابجا می‌کنند. با پیچ بزرگ، صفحه پالتین با سرعت بیشتری بالا و پایین برده می‌شود. سیستم ورنیه: از دو قسمت خط‌کش مانند درست شده‌است که طول وعرض مختصاتی منونه را مشخص می‌کند ومی توان با یادداشت کردن این دو عددپس از جابجاشدن منونه دو باره نقطه مورد نظر را به راحتی پیدامنود قسمت‌های یک میکروسکوپ ۷ -لوله میکروسکوپ: استوانه‌ای است به طول تقریبی ۲۰ تا ۲۵ سانتیمرت که عدسی چشمی در باالی آن قرار دارد و از پائین به صفحه گردان متصل است. نحوه کار با میکروسکوپ شامل ۲ بخش است آماده کردن نمونه میکروسکوپی تنظیم و آماده کردن میکروسکوپ ۱-آماده کردن نمونه میکروسکوپی جسمی با میکروسکوپ قابل مشاهده است که نور بتواند از آن عبور کند و از عدسی‌ها گذشته به چشم برسد. بعالوه این جسم باید آن قدر نازک باشد که جزئیات ساختاری آن بوضوح دیده شود؛ بنابراین یا خود نمونه باید نازک باشد مانند نمونه‌هایی که در آزمایشگاه سلولی مشاهده می‌کنیم در مرحله اقداماتب از قبیل زیر انجام می‌شوند: اسلایس زدن با دستگاه مخصوص سنباده زدن پولیش کردن براق کردن سطح (معمولا واکنش با یک اسید برای امکان مشاهده ریز ساختار سطح نمونه) برای مشاهده نمونه‌های ضخیم بافتی باید با استفاده از روش‌های ویژه تهیه برشها مقاطع و ساختارهای سلولی نازک و مشخصی تهیه کرد. برای مشاهده نمونه مورد نظر در زیر میکروسکوپ، (لام) یا اسلاید تمیزی را روی میز قرار دهید و با قطره چکانی یک قطره آب در وسط آن بچکانید. سپس نمونه مورد نظر را با پنس روی یک قطره آب وسط لام قرار دهید. (لاملی) را بردارید و یک لبه آن را با زاویه حدود ۴۵ درجه روی لام تکیه دهید و سپس آن را با نوک سوزن به آرامی پایین بیاورید تا نمونه را بپوشاند. با این عمل از تشکیل حباب هوا بین لام و لامل جلوگیری می‌شود. اگر با همه احتیاط معمول حباب هوا ایجاد شد با نوک مداد لامل را فشار دهید تا حباب خارج گردد. همیشه لبه لام ولامل را بگیرید و از تماس انگشتان با سطح آن‌ها خودداری کنید ۲-تنظیم و آماده کردن میکروسکوپ ۱ -صفحه گردان را بچرخانید و کمترین عدسی (مثال x4)را که کوتاهتر است در امتداد لوله میکروسکوپ قرار دهید ضمنا به صدای جا افتادن عدسی توجه کنید. عدسی چشمی را برای فاصله بین دو مردمک چشم خودتنظیم کنید، طوری‌که با هر دو چشم فقط یک میدان دید دایره‌ای را ببینید اگر این گونه نشود، سعی کنید با دور و نزدیک کردن دو عدسی چشمی از هم برای هر دو چشمتان یک میدان دید ایجاد کنید. با کمک پیچ تنظیم ماکرو صفحه میکروسکوپ را تا پایین‌ترین حد ممکن قرار دهید . ۴-اسلاید مورد نظر را بر روی صفحه میکروسکوپ قرار داده و توسط گیره در جای خود محکم و ثابت کنید. لامپ میکروسکوپ را روشن کنید. در عدسی چشمی نگاه کنید و هم‌زمان با استفاده از پیچ ماکرو، صفحه را بالا بیاورید. این کار را ادامه دهید تا تصویر نمونه ظاهر گردد. این تصویر ممکن است چندان واضح نبوده، زیاد روشن یا نسبتا تاریک باشد. در صورت عدم وضوح تصویر با کمک پیچ میکرو صفحه را طوری میزان کنید که تصویر واضح و روشن در عدسیهای چشمی ظاهر گردد. این مرحله را میزان کردن تصویر می‌نامند. شدت نور لامپ و میزان باز و بسته بودن دریچه دیافراگم را نیز در این مرحله تنظیم کنید. برای کم و زیاد کردن نور می‌توانید روزنه دیافراگم را آن قدر تغییر دهید تا میدان دید روشن و واضح شود ولی نور شدید و زننده نباشد. در صورت نیاز به عدسی‌های شیئی دیگر می‌توانید بدون جابجایی صفحه و استفاده از پیچ‌های ماکرو، عدسی‌های قوی‌تر را انتخاب کرده که در این مرحله ممکن است تصویر واضح نبوده یا کاملا محو گردد که با استفاده از پیچ‌های میکرو می‌توانید صفحه را کمی جابجا نموده و تصویر را میزان کنید.
[ "چشم غیر مسلح", "عدسی چشمی", "عدسی شیئ", "دیافراگم", "پیچ ماکرومتری", "پیچ میکرومتری", "آنتونی فان لیوونهوک", "رابرت هوک", "میکروسکوپ الکترونی روبشی", "میکروسکوپ الکترونی عبوری", "میکروسکوپ پرآب پویشی", "جایزه نوبل شیمی", "فلورسنس", "نانو", "میکروسکوپ ساده", "عدسی", "میکروسکوپ استریو", "استریو میکروسکوپ", "میکروسکوپ پلاریزان", "نور پلاریزه", "فوتون", "میکروسکوپ فاز کنتراست", "میکروسکوپ فلورسانس", "میکروسکوپ زمینه سیاه", "میکروسکوپ دیجیتال", "سیماس", "Bright field microscopy", "absorbance", "Polarized light microscopy", "قطبش (موج‌ها)", "Dark field", "پراکندگی", "Phase contrast", "برهم‌نهی", "میکروسکوپ" ]
[ "اختراع‌های هلندی", "علم و فناوری در جمهوری هلند", "میکروسکوپ" ]
1,671
فرات
2
325
0
[ "رودخانه فرات", "رود فرات", "رودخانهٔ فرات" ]
false
293
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فرات (آشوری:) یکی از دو رود بزرگ منطقه میان‌رودان (بین‌النهرین) است که از کوهستانهای شرق آناتولی در کشور ترکیه سرچشمه گرفته و به‌سوی کشورهای سوریه، عراق و خلیج فارس روان است. این رود در مغرب کشور عراق و متشکل است از دو شعبه «قره سو» و «مرادچای» که سرچشمه آنها نزدیک رود «ارس» در شرق آناتولی ترکیه است. موقعی که دو شعبه قره سو و مرادچای به هم می‌رسند، فرات به دجله نزدیک می‌شود، ولی مجددا دجله متوجه جنوب شرقی شده و فرات به سمت مغرب مایل می‌شود و سپس در نزدیکی خلیج فارس به رود دجله می‌پیوندد و از آن پس مجموع این دو رود به خلیج فارس می‌ریزد. سرزمینی را که بین دو رود دجله و فرات واقع است، «بین‌النهرین» یا «الجزیره» نامیده‌اند. طول رودخانه فرات تقریبا ۲۹۰۰ کیلومتر است. جریان فرات در جلگه بین‌النهرین، بسیار ملایم است و دارای بستری عریض می‌باشد. یگانه عامل حاصلخیزی خاک عراق و جلب جمعیت در جلگه خشک و گرم بین‌النهرین، دو رود فرات و دجله می‌باشد. بابل، پایتخت قدیم کشور بابل در ساحل فرات بنا شده بود. این رود به‌همراه دجله دو رودی هستند که منطقه میان‌رودان را مشخص و محدود می‌کنند. فرات در غرب دجله قرار دارد. نام این رودخانه از زبان اوستایی و از واژه huperethuua به‌معنی «پایاب خوب» گرفته شده‌است. پایاب به محل کم‌ژرفای رودخانه گفته می‌شود. فرات در بیابان‌های سوریه (۱۳۰۳ خورشیدی) حوزه رودی دجله و فرات
[ "Halabiye", "سوریه", "عراق", "ترکیه", "عربستان سعودی", "کویت", "رود بلیخ", "خابور", "رود ساجور", "بیره‌جک", "= Ar-Raqqah", "دیرالزور", "میادین", "حدیثه (شهر)", "رمادی", "حبانیه", "فلوجه", "کوفه", "سماوه", "ناصریه", "دریاچه اسد", "دریاچه سد حدیثه", "دریاچه حبانیه", "ارسناس", "Karasu (Euphrates)", "Keban (District), Elazığ", "اروندرود", "قرنه", "استان بصره", "هیت (عراق)", "دجله", "حوضه آبریز", "زبان آشوری", "میان‌رودان", "آناتولی", "خلیج فارس", "اوستایی", "پایاب", "حوزه رودی دجله و فرات" ]
[ "فرات", "امتداد جاده ابریشم", "جزیره (میانرودان)", "جغرافیای کردستان عراق", "رودهای بین‌المللی", "رودهای بین‌المللی آسیا", "رودهای ترکیه", "رودهای سوریه", "رودهای عراق", "رودهای کردستان", "زمین‌چهرهای استان شانلی‌اورفه", "مکان‌های ذکر شده در تورات", "میان‌رودان", "هلال حاصل‌خیز", "طور عبدین" ]
1,672
رده:آلمان
0
6
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
آلمان
[]
[ "جمهوری‌های فدرال", "لیبرال دموکراسی", "کشورها و سرزمین‌های آلمانی‌زبان", "قلمروها و کشورهای ژرمنی‌زبان", "اروپای غربی", "کشورهای گروه ۲۰", "کشورهای عضو جی ۸", "کشورهای عضو ناتو", "رده‌های با نام کشورها", "کشورهای اروپایی", "کشورهای عضو اتحادیه اروپا", "کشورهای آلپ" ]
1,673
رده:کشورهای عضو اتحادیه اروپا
0
2
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کشورهای عضو اتحادیه اروپا
[ "اتحادیه اروپا" ]
[ "کشورهای عضو بر پایه سازمان", "جغرافیای اتحادیه اروپا", "اتحادیه اروپا", "کشورهای اروپایی" ]
1,674
رده:رودهای آلمان
0
2
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
رودهای آلمان
[]
[ "رودهای اروپا بر پایه کشور", "پهنه‌های آبی آلمان", "رودهای اروپا", "جغرافیای آلمان", "رودها بر پایه کشور" ]
1,675
رده:جغرافیای آلمان
0
2
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جغرافیای آلمان
[]
[ "جغرافیای اروپا بر پایه کشور", "جغرافیای اروپا", "آلمان", "جغرافیا بر پایه کشور" ]
1,676
رده:جغرافیای انسانی
0
3
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جغرافیای انسانی
[]
[ "جمعیت‌شناسی", "علوم اجتماعی زیست‌محیطی", "شاخه‌های جغرافیا", "علوم اجتماعی", "انسان‌ها", "جامعه" ]
1,677
رده:رودهای اروپا
0
3
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
رودهای اروپا
[]
[ "پهنه‌های آبی اروپا", "رودها بر پایه قاره", "آب در اروپا", "زمین‌چهرهای اروپا", "جغرافیای اروپا", "رودها" ]
1,678
رده:جغرافیای اروپا
0
1
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جغرافیای اروپا
[]
[ "اروپا", "جغرافیا بر پایه قاره" ]
1,679
زمین
0
1,553
0
[ "کره زمین", "زمين", "كره زمين", "کرهٔ زمین", "سیاره زمین", "کرۀ زمین", "♁", "سياره زمين", "سیارهٔ زمین", "سيارهٔ زمين", "كرهٔ زمين", "كرۀ زمين", "ساختمان زمین", "ساختمان زمين" ]
false
1,065
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "bgcolour", "Item2": "#c0c0ff" }, { "Item1": "نام", "Item2": "زمین" }, { "Item1": "نماد", "Item2": "نماد زمین در اخترشناسی" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "عکس زمین با آپولو۱۷" }, { "Item1": "زیرنویس", "Item2": "''[[تیله آبی]]'' عکس زمینگرفته شده توسط ''[[آپولو ۱۷]]''" }, { "Item1": "تاریخ_کشف", "Item2": "[[مبدا]]" }, { "Item1": "نام دیگر", "Item2": "جهان، سیاره آبی" }, { "Item1": "خروج از مرکز", "Item2": "۰٫۰۱۶۷۱۱۲۳" }, { "Item1": "آنومالی متوسط", "Item2": "°۳۵۷٫۵۱۷۱۶" }, { "Item1": "انحراف", "Item2": "°۷٫۱۵۵ نسبت به [[مدار مرکزی]] [[خورشید]]۱٫۵۷۸۶۹° نسبت به [[صفحه ثابت]]" }, { "Item1": "طول گره صعودی", "Item2": "°۳۴۸٫۷۳۹۳۶" }, { "Item1": "شناسه حضیض", "Item2": "°۱۱۴٫۲۰۷۸۳" }, { "Item1": "تناوب", "Item2": "۳۶۵٫۲۵۶۳۶۳۰۰۴ روز ۱٫۰۰۰۰۱۷۴۲۱ [[سال]]" }, { "Item1": "میانگین سرعت", "Item2": "۱۰۷،۲۰۰ [[km/h]]" }, { "Item1": "قمرها", "Item2": "یک [[ماه]] طبیعی و ۸،۳۰۰ ماه ساختگی (قمر مصنوعی))" }, { "Item1": "albedo", "Item2": "۰٫۳۶۷ (هندسی) ۰٫۳۰۶ (بوند)Williams, David R. (2004-09-01). \"Earth Fact Sheet\". NASA. Retrieved 2010-08-09." }, { "Item1": "پختگی", "Item2": "۰٫۰۰۳۳۵۲۸" }, { "Item1": "محیط", "Item2": "([[استوایی]]) ([[نصف‌النهاری]])" }, { "Item1": "مساحت سطح", "Item2": "۵۱۰،۰۷۲،۰۰۰ km<sup>۲</sup>" }, { "Item1": "sidereal_day", "Item2": "۲۳<sup>h</sup> ۵۶<sup>m</sup> ۴٫۱۰۰<sup>s</sup>" }, { "Item1": "سرعت چرخش استوایی", "Item2": "۱،۶۷۴٫۴ کیلومتر بر ساعت یا ۴۶۵٫۱ متر بر ثانیه" }, { "Item1": "temp_name1", "Item2": "[[کلوین]]" }, { "Item1": "temp_name2", "Item2": "[[سلسیوس]]" }, { "Item1": "فشار سطح", "Item2": "۱۰۱٫۳۲۵ [[کیلو پاسکال]] ([[MSL]])" }, { "Item1": "ترکیب جو", "Item2": "۷۸٫۰۸٪ [[نیتروژن]] ۲۰٫۹۵٪ [[اکسیژن]]۰٫۹۳٪ [[آرگون]]۰٫۰۳۸٪ [[دی‌اکسید کربن]]نزدیک به ۱٪ [[بخار آب]] (با توجه به [[اقلیم]] مقدار آن تغییر می‌کند)." } ], "Title": "سیاره" }
زمین سومین سیاره سامانه خورشیدی است که در فاصله ۱۵۰ میلیون کیلومتری از ستاره خورشید قرار دارد. از نظر واژه شناسی ایرانی، زم یکی از فرشتگان دین زرتشت بوده‌است که با پسوند «ین» زمین را به وجود آورده‌است. این سیاره چگال‌ترین و از نظر بزرگی پنجمین سیاره از هشت سیاره سامانه خورشیدی است. همچنین در میان چهار سیاره سنگی گردان به دور خورشید (تیر، ناهید، زمین و مریخ) زمین بزرگترین آن‌ها است. گاهی از آن با نام‌های جهان و سیاره آبی نیز یاد می‌شود. نام لاتین آن Terra است. در سامانه خورشیدی، فاصله زمین تا خورشید بین فاصله زهره (یا ناهید) تا خورشید و فاصله مریخ (یا بهرام) تا خورشید است. زمین جزو سیارات داخلی سامانه خورشیدی به‌شمار می‌آید. نزدیک به ۴٫۵۴ میلیارد سال (به صورت دقیق‌تر ۰٫۰۰۰۶ ± ۴٫۵۶۷۲ میلیارد سال) از پیدایش زمین می‌گذرد؛ و زندگی بر روی سطح آن در طول یک میلیارد سال پدیدار گشته‌است. هم اکنون زمین خانه میلیون‌ها گونه از جانداران است که انسان یکی از آن‌ها است. زیست‌کره زمین با گذر زمان جو زمین و دیگر شرایط فیزیکی و شیمیایی این سیاره را دچار دگرگونی‌های شگرفی کرده‌است و محیطی را فراهم کرده‌است تا اندامگان زنده بتوانند به رشد و زیست‌زایی بپردازند. همچنین در اثر این دگرگونی‌ها لایه اوزون به دور این سیاره تشکیل شده‌است، لایه‌ای که با کمک میدان مغناطیسی زمین مانع از ورود پرتوهای آسیب‌رسان خورشید می‌شود و به این ترتیب اجازه می‌دهد در زمین زندگی ادامه یابد. ویژگی‌های فیزیکی، پیشینه زمین‌شناسی و گردش زمین باعث شده‌اند تا زندگی در این دوره‌ها در آن پابرجا بماند و انتظار آن می‌رود که برای ۵۰۰ میلیون تا ۲٫۳ میلیارد سال دیگر نیز زندگی همچنان ادامه داشته باشد. پوسته زمین به چندین لایه سخت یا زمین‌ساخت بشقابی تقسیم شده‌است، این لایه‌ها در گذر میلیون‌ها سال در زمین جابجا می‌شوند. نزدیک به ۷۱٪ از سطح زمین با آب شور اقیانوس‌ها پوشیده شده‌است و باقی‌مانده آن را قاره‌ها و جزیره‌ها تشکیل می‌دهند که خود آن‌ها نیز تعداد زیادی دریاچه و دیگر سرچشمه‌های آبی را در خود جای داده‌اند. بیشتر سطح قطب‌های زمین از یخ یا دریای یخ زده پوشیده شده‌است. ساختار درونی زمین پویا است و لایه‌های آن عبارتند از لایه ضخیم گوشته جامد، یک لایه، هسته بیرونی که مایع است و میدان مغناطیسی را تولید می‌کند و یک لایه، هسته درونی که آهنی و جامد است. زمین همواره با دیگر جرم‌های آسمانی به ویژه خورشید و ماه در اندرکنش است. هم اکنون زمین با سرعتی ۳۶۶٫۲۶ برابر سرعتی که به دور خودش می‌گردد، به گرد خورشید می‌گردد که این برابر با ۳۶۵٫۲۶ روز خورشیدی یا یک سال نجومی است. محور گردش زمین نسبت به خط عمود بر صفحه گردش آن ۲۳٫۴ درجه انحراف دارد. این انحراف باعث ایجاد تغییرات فصلی با دوره گردشی برابر با یک سال اعتدالی یا ۳۶۵٫۲۴ روز می‌شود. تنها ماه طبیعی شناخته شده برای زمین، کره ماه است که از نزدیک به ۴٫۵۳ میلیارد سال پیش گردش خود به دور زمین را آغاز کرده‌است. ماه باعث ایجاد کشند در آب اقیانوس‌ها، پایدار شدن زاویه انحراف محور زمین و کم‌کم آهسته‌تر شدن سرعت گردش زمین شده‌است. در آخرین بمباران شهابی تقریبا میان ۳٫۸ و ۴٫۱ میلیارد سال پیش، چندین سیارک و شهاب سنگ با زمین برخورد کرد و دگرگونی‌های درخور توجهی در سطح زمین ایجاد کرد. جو زمین ترکیبی است از نیتروژن (نزدیک به هشتاد درصد)، اکسیژن (نزدیک به بیست درصد) و چندین گاز دیگر. بلندترین نقطه بر روی خشکی‌های زمین کوه اورست نام دارد که ۸۸۴۸ متر بالاتر از سطح دریا است. ژرف‌ترین قسمت دریاها نیز در نزدیکی جزایر فیلیپین در اقیانوس آرام قرار دارد. عمق این ناحیه حدود ۱۱ کیلومتر پایین‌تر از سطح دریا است و به آن درازگودال ماریانا گفته می‌شود. محدوده دمای هوا بر روی کره زمین میان ۸۹٫۲ (قطب جنوب) درجه زیر صفر تا ۷۰٫۷ (کویر لوت، ایران) درجه بالای صفر قرار دارد. محیط استوای زمین ۴۰،۰۷۵٫۱۶ کیلومتر و جرم زمین ۱۰ ۲۴ ×۵٫۹۷۳۵ کیلوگرم (هشتاد برابر جرم ماه) است. فاصله کره زمین تا کره ماه ۳۴۰ هزار کیلومتر می‌باشد. انسان‌ها نیازهایشان را از منابع کانی‌ها و محصول‌هایی که از زیست‌کره بدست می‌آید، تامین می‌کنند. نزدیک به ۲۰۰ کشور مستقل در جهان وجود دارد که انسان‌ها در این کشورها پخش شده‌اند و از راه دیپلماسی، سفر، تجارت و فعالیت‌های نظامی با هم در اندر کنش قرار می‌گیرند. فرهنگ و دانش انسان‌ها با گذر زمان بسیار پیشرفت و تغییر کرده‌است. انسان‌ها زمانی به نظریه صاف بودن زمین و بعد نظریه مرکز بودن زمین در جهان معتقد بودند. از دیدگاه‌های امروزی به زمین، می‌توان به دیدگاه فرضیه گایا اشاره کرد. ۲۲ آوریل نیز به عنوان روز جهانی زمین نامگذاری شده‌است. انواع ذخایر معدنی فلزی و غیرفلزی از دیگر ویژگی‌های بخش بیرونی پوسته زمین است. کره زمین دارای چگالی بیشتری نسبت به دیگر سیاره‌های منظومه خورشیدی است. گاه‌شناسی پویانمایی شکسته شدن پانجه‌آ دانشمندان برآورد کرده‌اند که نخستین بار ماده در میلیارد سال پیش در سامانه خورشیدی تشکیل شد و در ۴٫۵۴ میلیارد سال پیش (با ۱٪ خطا) زمین و دیگر سیاره‌های سامانه خورشیدی از ابر خورشیدی پدید آمدند. سحابی خورشیدی یا solar nebula ابری است صفحه‌ای شکل ساخته شده از گاز و غبار که پس از تشکیل خورشید برجای مانده‌است. زمین پس از تشکیل در یک دوره ۱۰ تا ۲۰ میلیون ساله، یکپارچگی خود را بدست می‌آورد و به کمال می‌رسد. این سیاره در آغاز به صورت مواد ذوب شده بود و کم‌کم با گذر زمان گرمای خود را از دست داد و یک پوسته جامد جایگزین مواد مذاب آن شد. کمی پس از آن در ۴٫۵۳ میلیارد پیش ماه نیز بوجود آمد. مطالعات بر روی یک ماده معدنی نیز نشان می‌دهد که میدان مغناطیسی زمین بیش از ۴٫۲ میلیارد سال پیش وجود داشته‌است. تحلیل این اطلاعات توسط محققان ژئوفیزیک دانشگاه روچستر انگلستان نشان می‌دهد که پیشینه میدان مغناطیسی زمین، بیش از ۴٫۲ میلیارد سال است؛ یعنی حدود ۷۵۰ میلیون سال قبل‌تر از آنچه تا امروز تصور می‌شد. آخرین فرضیه‌ای که درباره چگونگی تشکیل ماه بیان شده و مورد پذیرش بیشتر دانشمندان قرار گرفته، فرضیه برخورد بزرگ است. این فرضیه می‌گوید که جسمی (گاهی به آن تئا می‌گویند) به بزرگی بهرام و با جرمی برابر با ۱۰٪ جرم زمین، با زمین برخورد کرد. پس از برخورد بخشی از جرم آن در زمین باقی‌ماند و بخشی از جرم آن‌ها جدا شد و به فضا رفت. مجموعه جرم‌های پرتاب شده یکی شد و در نهایت کره ماه بوجود آمد. اتمسفر نخستین زمین از بیرون زدن گازها و فعالیت‌های آتش‌فشانی بوجود آمد پس از آن، آب و یخ گرفته شده از سیارک‌ها، خرده سیاره‌ها، دنباله‌دارها و جرم‌های دورتر از نپتون (ترانس-نپتون‌ها) میزان بخار آب فشرده جمع شده در زمین را بالا برد و در نهایت اقیانوس‌ها پدیدار شدند. دانشمندان معتقدند که در آن زمان خورشید تنها ۷۰٪ از درخشندگی حال حاضر خود را داشته ولی هم‌زمان نشانه‌هایی پیدا شده که آب اقیانوس‌ها در آن دوران «مایع» بوده‌است. این دو مطلب یک تناقض بوجود آورده‌اند و هنوز بی‌جواب باقی‌مانده‌اند. هم‌زمانی پخش شدن گازهای گلخانه‌ای در زمین و بالا بودن میزان تغییراتی که در پرتو افکنی خورشید بوجود می‌آمد همگی زمین را به سوی گرم‌تر شدن می‌برد و مرتب دمای سطح زمین بالاتر می‌رفت و مانع از آن می‌شد تا اقیانوس‌ها یخ بزنند. در ۳٫۵ میلیارد سال پیش میدان مغناطیسی زمین تشکیل شد و کمک کرد تا در اثر باد خورشیدی، اتمسفر زمین تهی نشود. دو فرضیه مهم برای نرخ رشد و گسترش قاره‌ها در زمین وجود دارد: نخست: قاره‌ها دارای رشد پیوسته تا امروز بوده‌اند. دوم: قاره‌ها در آغاز گذشته زمین، رشد سریع داشته‌اند. مطالعات امروز نشان می‌دهد که فرضیه دوم به واقعیت نزدیک‌تر است. امروزه دانشمندان معتقدند که در آغاز رشد پوسته قاره‌ای زمین با سرعت انجام شده و پس از آن در یک دوره طولانی پایدار بوده‌است. پس از گذشت صدها میلیون سال در مقیاس زمین‌شناسی سطح قاره‌ها پیوسته به خود شکل می‌داد تا اینکه در آخر شکسته شد و تکه قاره‌ها از هم جدا شدند. قاره‌ها همواره در حال مهاجرت بر روی سطح زمین اند و گاهی با یکدیگر ترکیب می‌شوند و یک ابرقاره را ایجاد می‌کنند. نزدیک به ۷۵۰ میلیون سال پیش، یکی از قدیمی‌ترین ابرقاره‌های شناخته به نام رودینیا شروع به شکسته شدن کرد. پس از آن تکه‌های آن دوباره با هم یکی شدند و پانوتیا (۵۴۰ تا ۶۰۰ میلیون سال پیش) و پس از آن پانجه‌آ بوجود آمد که این نیز خود در ۱۸۰ میلیون سال پیش شکسته شد. فرگشت زندگی فرضیه‌ای به نام «زمین گلوله برفی» یا Snowball Earth در دهه ۱۹۶۰ مطرح شده‌است این فرضیه می‌گوید که در دوران پیشین‌زیستی نو میان ۷۵۰ و ۵۸۰ میلیون سال پیش، بیشتر سطح زمین از لایه‌ای از یخ پوشیده شده بود. این مطلب بسیار مورد توجه دانشمندان است چون این دوران یخبندان به پیش از انفجار کامبرین، آغاز پدیدار شدن سلول‌های زنده، مربوط است. پس از انفجار کامبرین، نزدیک به ۵۳۵ میلیون سال پیش، پنج دوره انقراض یا خاموشی گسترده در زمین روی داد که آخرین آن‌ها در ۶۵ میلیون سال پیش در اثر برخورد یک شهاب‌سنگ بسیار بزرگ رخ داد و باعث از بین رفتن دایناسورها و دیگر دوزیستان بزرگ هیکل شد؛ البته برخی جانوران کوچکتر مانند پستانداران از این رویداد خاموشی جان سالم به در بردند. با گذشت ۶۵ میلیون سال پستانداران به شاخه‌های گوناگون تقسیم شدند تا آنکه در چند میلیون سال پیش در آفریقا پستاندارانی میمون مانند به نام اررین توگنی توانستند بر روی دو پای خود بایستند. داشتن ابزارهای پیشرفته و کامیابی بیشتر در برقراری ارتباط باعث شد تا این جانوران بتوانند مواد غذایی بیشتری را برای خود فراهم کنند؛ و البته تمامی این پیشرفت‌ها نیازمند داشتن مغزی بزرگتر از آنچه در گذشته داشتند، است. به این ترتیب این جانوران در گذر زمان و با پیشرفته‌تر شدن و بزرگتر شدن مغزشان کم‌کم به نژاد انسان نزدیک شدند. پیشرفت در کشاورزی و صنعت به انسان‌ها اجازه داد تا در بازه زمانی کوتاهی بر کره زمین چنان تاثیری بگذارند که تاکنون هیچ‌یک از موجودات زنده چنین نکرده‌است. انسان‌ها بر کمیت و طبیعت دیگر گونه‌های زندگی در کره زمین دست بردند. الگوی کنونی عصر یخبندان می‌گوید نزدیک به ۴۰ میلیون سال پیش زمین دچار یخ زدگی شد، در دوران پلیستوسن نزدیک به ۳ میلیون سال پیش این وضع شدت گرفت و پس از آن سرزمین‌های با عرض جغرافیایی بالا هر ۴۰ تا ۱۰۰،۰۰۰ سال دچار چرخه یخ زدگی و گرم شدگی شدند. آخرین یخبندان قاره‌ای در ۱۰،۰۰۰ سال پیش پایان یافت. آینده 10 billion years, "soon" followed by its transformation into a white dwarf star آینده کره زمین و خورشید به یکدیگر گره خورده‌است. با انباشته شدن پایدار هلیوم در هسته خورشید، کم‌کم به درخشندگی این ستاره افزوده می‌شود به این صورت که تا (یک میلیارد سال) دیگر ۱۰٪ و تا دیگر ۴۰٪ درخشندگی آن بیشتر خواهد شد. مدل‌های هواشناسی نشان داده‌است که اگر پرتوهای دریافت شده از خورشید بیشتر شود زمین دچار دگرگونی‌های نامطلوب مانند از دست دادن آب اقیانوس‌ها خواهد شد. با بالا رفتن دمای هوا در سطح زمین، چرخه غیرآلی دی‌اکسید کربن تندتر می‌شود، با گذشت ۵۰۰ تا ۹۰۰ میلیون سال سطح غلظت این گاز از اندازه مناسب برای گیاهان پایین‌تر می‌رود و گیاهان می‌میرند. با نبود گیاهان اتمسفر نیز دچار کمبود اکسیژن می‌شود و با گذشت چند میلیون سال دیگر حیوانات نیز از بین می‌روند. پس از یک میلیارد سال دیگر تمامی آب‌های زمین ناپدید می‌شود و متوسط دما در سطح زمین به ۷۰ درجه سانتیگراد (۱۵۸ فارنهایت) می‌رسد. انتظار آن می‌رود که برای ۵۰۰ میلیون سال دیگر زمین همچنان توان نگه داشتن زندگی در سطح خود را داشته باشد؛ البته اگر نیتروژن از اتمسفر برداشته شود این بازه می‌تواند به ۲٫۳ میلیارد سال نیز برسد. اگر تصور کنیم که خورشید برای همیشه پایدار و جاودان باقی می‌ماند باز به این دلیل که زمین از درون در حال خنک شدن است، مقدار زیادی از CO ۲ موجود در هوا به دلیل کاهش فعالیت‌های آتشفشانی از دست می‌رفت و به دلایل دیگری ۳۵٪ از آب اقیانوس‌ها نیز به داخل گوشته فرومی‌رفت. خورشید نیز مانند دیگر ستارگان که دچار دگرگونی می‌شوند، پس از تبدیل به یک غول سرخ خواهد شد. بررسی‌ها نشان داده‌است که در این هنگام شعاع خورشید ۲۵۰ بار بزرگتر از شعاع آن در عصر حاضر خواهد بود، چیزی نزدیک به یا ۱۵۰،۰۰۰،۰۰۰ کیلومتر. در این هنگام سرنوشت زمین چندان روشن نیست. هنگامی که خورشید یک غول قرمز می‌شود ۳۰٪ از جرم خود را از دست می‌دهد. هنگامی که خورشید به بیشترین حجم خود رسیده زمین در مداری در یا از آن قرار می‌گیرد. انتظار آن می‌رود که زمین پوشش خود را از دست بدهد و به دلیل بیشتر شدن پرتوهای خورشید در زمین (نزدیک به ۵۰۰۰ برابر مقدار کنونی) اگر نگوییم همه، بیشتر آنچه از حیات بر سطح آن باقی‌مانده از بین می‌رود. یک شبیه‌سازی در سال ۲۰۰۸ نشان داد که هنگامی که خورشید یک غول بزرگ می‌شود مدار زمین به دور آن تنگ‌تر شده و زمین به سوی خورشید کشیده خواهد شد تا آنکه وارد اتمسفر خورشید شده و بخار خواهد شد. ساختار و سازه زمین تیر، ناهید، زمین و مریخ آگاهی بیشتر در مقاله جدول ویژگی‌های فیزیکی زمین زمین یک سیاره سنگی است یعنی به جای آنکه مانند سیاره هرمز یک غول گازی باشد، از خاک و سنگ ساخته‌است. زمین در جرم و حجم در میان چهار سیاره سنگی سامانه خورشیدی در جایگاه نخست قرار دارد. همچنین زمین در میان آن‌ها از بیشترین چگالی و گرانش سطحی، نیرومندترین میدان مغناطیسی و سریع‌ترین سرعت در گردش برخوردار است و احتمالا تنها سیاره‌ای است که صفحه‌های زمین‌ساخت بشقابی آن فعال‌اند. شکل آتشفشان چیمبورازو در اکوادور بیرونی‌ترین نقطه از سطح زمین شکل زمین مانند یک کره‌است با این تفاوت که بر روی دو قطب آن و در راستای محور میان آن دو، دچار پهن شدگی و در گرداگرد استوا دچار بیرون زدگی شده‌است (شکم داده‌است). این بیرون زدگی در ناحیه استوا، به دلیل گردش زمین بوجود آمده‌است و باعث ایجاد اختلاف ۴۳ کیلومتری میان قطر زمین در مدار استوایی و قطر آن میان دو قطب شده‌است. کوه اورست با بلندی ۸۸۴۸ متر بالاتر از سطح آزاد دریاها و درازگودال ماریانا با عمق ۱۰،۹۱۱ متر پایین‌تر از سطح آزاد دریاها به ترتیب بلندترین و عمیق‌ترین نقاط در سطح کره زمین‌اند. اما باید به این نکته توجه داشت که به دلیل شکم دادگی کره زمین در مدار استوا، نوک کوه اورست همچنان دورترین نقطه از مرکز کره زمین نیست. دورترین نقطه از مرکز کره زمین یا به عبارت دیگر بیرونی‌ترین نقطه از سطح زمین، نوک آتشفشانی به نام چیمبورازو در اکوادور و کوه اوآسکاران در پرو است. + ترکیب شیمیایی پوسته ترکیب شیمیایی فرمول درصد در قاره‌ها اقیانوس‌ها سیلیسیم دی‌اکسید SiO ۲ ۶۰٫۲٪ ۴۸٫۶٪ آلومینا Al ۲ O ۳ ۱۵٫۲٪ ۱۶٫۵٪ کلسیم اکسید CaO ۵٫۵٪ ۱۲٫۳٪ اکسید منیزیم MgO ۳٫۱٪ ۶٫۸٪ آهن FeO ۳٫۸٪ ۶٫۲٪ اکسید سدیم Na ۲ O ۳٫۰٪ ۲٫۶٪ پتاسیم اکسید K ۲ O ۲٫۸٪ ۰٫۴٪ اکسید آهن (III) Fe ۲ O ۳ ۲٫۵٪ ۲٫۳٪ آب H ۲ O ۱٫۴٪ ۱٫۱٪ دی‌اکسید کربن CO ۲ ۱٫۲٪ ۱٫۴٪ تیتانیوم دی‌اکسید TiO ۲ ۰٫۷٪ ۱٫۴٪ پنتا اکسید فسفر P ۲ O ۵ ۰٫۲٪ ۰٫۳٪ مجموع ۹۹٫۶٪ ۹۹٫۹٪ ساختار شیمیایی جرم زمین تقریبا کیلوگرم است و بیشتر از عنصرهایی مانند آهن (۳۲٫۱٪)، اکسیژن (۳۰٫۱٪)، سیلیسیم (۱۵٫۱٪)، منیزیم (۱۳٫۹٪)، گوگرد (۲٫۹٪)، نیکل (۱٫۸٪)، کلسیم (۱٫۵٪) و آلومینیم (۱٫۴٪) ساخته شده‌است ۱٫۲٪ باقی‌مانده را نیز رگه‌هایی از دیگر عنصرها می‌سازد. دانشمندان بر این باورند که ۸۸٫۸٪ از هسته زمین از آهن، ۵٫۸٪ از نیکل، ۴٫۵٪ از گوگرد و ۱٪ از دیگر عنصرها ساخته شده‌است. فرانک کلارک، زمین‌شناس سرشناس محاسبه کرده‌است که کمی بیش از ۴۷٪ پوسته زمین از اکسیژن ساخته شده‌است. بیشتر سنگ‌های سازنده پوسته زمین از مواد اکسیدشده ساخته شده‌اند. البته کلر، گوگرد و فلوئور در این مورد استثناء هستند و مقدار آن‌ها در سنگ‌ها معمولا کمتر از ۱٪ است. اکسیدهای مهم عبارتند از: سیلیس، آلومینا، اکسید آهن، اکسید منیزیم، آهک، پتاس و سودا یا اکسید سدیم. در میان اکسیدهای گفته شده، سیلیس از همه مهم‌تر است. کلارک نتیجه‌گیری کرده‌است که ۹۹٫۲۲٪ از مواد پوسته زمین از ۱۱ اکسید ساخته شده‌اند. این مواد در جدول کناری آمده‌اند. ساختار درونی درون زمین را مانند دیگر سیاره‌های خاکی می‌توان بسته به تفاوت‌های شیمیایی و فیزیکی (رئولوژی) که در آن دیده می‌شود، به چندین لایه تقسیم کرد. زمین بر خلاف دیگر سیاره‌های خاکی از دو هسته بیرونی و درونی جدا از هم ساخته شده‌است. لایه بیرونی زمین که پوسته نام دارد، جامد است و بیشتر از سیلیکات‌ها ساخته شده‌است. درست در زیر پوسته، گوشته جامد، لایه‌ای با گرانروی بسیار بالا قرار دارد. پوسته و گوشته با کمک لایه‌ای به نام ناپیوستگی موهوروویچیچ از هم جدا می‌شوند. ضخامت پوسته در نقاط گوناگون زمین تغییر می‌کند، این ضخامت به‌طور متوسط در زیر اقیانوس‌ها حدود ۶ کیلومتر است و در بخش‌های قاره‌ای به ۳۰ تا ۵۰ کیلومتر هم می‌رسد. مجموعه پوسته و ناحیه بالایی گوشته که سرد و سخت است روی هم لیتوسفر نام دارد. زمین‌ساخت بشقابی یا همان صفحه‌های تکتونیکی مربوط به لیتوسفر است. در زیر لیتوسفر، لایه آستنوسفر قرار دارد. این لایه به نسبت از گرانروی کمتری برخوردار است به گونه‌ای که لیتوسفر بر روی آن روان است. دگرگونی‌های مهم در ساختار بلوری در گوشته در عمقی میان ۴۱۰ تا ۶۶۰ کیلومتری از سطح زمین رخ می‌دهد. این بازه، که ناحیه گذار نام دارد، گوشته بیرونی و درونی را از یکدیگر جدا می‌کند. در زیر گوشته، لایه‌ای با گرانروی بسیار کم قرار دارد، این لایه که هسته بیرونی نام دارد بر روی لایه جامد و در حال گردش هسته درونی جای گرفته‌است. + لایه‌های سازنده کره زمین centerبرشی از مقطع زمین، از مرکز تا سطح آن، این شکل برپایه اندازه‌های واقعی نیست. عمق (کیلومتر) نام لایه چگالی g/cm ۳ ۰–۶۰ لیتوسفر ۰–۳۵ پوسته ۲٫۲–۲٫۹ ۳۵–۶۰ گوشته بالایی ۳٫۴–۴٫۴ ۳۵–۲۸۹۰ گوشته ۳٫۴–۵٫۶ ۱۰۰–۷۰۰ استنوسفر ۲۸۹۰–۵۱۰۰ هسته بیرونی ۹٫۹–۱۲٫۲ ۵۱۰۰–۶۳۷۸ هسته درونی ۱۲٫۸–۱۳٫۱ گرما گرمای ناشی از یکپارچگی زمین در اثر نیروی گرانشی میان اجزای آن (نزدیک ۲۰٪) و گرمای تولید شده در اثر واپاشی هسته‌ای (۸۰٪) دست در دست یکدیگر می‌دهند و باعث گرم شدن درون زمین می‌شوند. ایزوتوپهای اصلی که باعث پیدایش این گرما می‌شوند عبارتند از: پتاسیم ۴۰، اورانیم ۲۳۸، اورانیم ۲۳۵ و توریم ۲۳۲. در مرکز زمین دما به بیش از ۷۰۰۰ کلوین و فشار به بیش از ۳۶۰ گیگا پاسکال می‌رسد. از آنجایی که گرمای درونی زمین بیشتر از واپاشی هسته‌ای بوجود می‌آید، دانشمندان برآورد می‌کنند که در آغاز تاریخ زمین، هنگامی که ایزوتوپ‌های با نیمه عمر کوتاه هنوز از دست نرفته بودند، گرمای تولیدی بسیار بیشتر از این مقدار بوده‌است. برای نمونه در سه میلیارد سال پیش این مقدار دو برابر گرمای تولیدی در عصر حاضر بوده‌است. + ایزوتوپ‌هایی که بیشترین میزان گرما را تولید می‌کنند. ایزوتوپ گرمای آزاد شده W/kg ایزوتوپ نیمه عمر سال غلظت میانگین در گوشته kg ایزوتوپ/kg گوشته گرمای آزاد شده W/kg گوشته ۲۳۸ U ۹٫۴۶ × ۱۰ −۵ ۴٫۴۷ × ۱۰ ۹ ۳۰٫۸ × ۱۰ −۹ ۲٫۹۱ × ۱۰ −۱۲ ۲۳۵ U ۵٫۶۹ × ۱۰ −۴ ۷٫۰۴ × ۱۰ ۸ ۰٫۲۲ × ۱۰ −۹ ۱٫۲۵ × ۱۰ −۱۳ ۲۳۲ Th ۲٫۶۴ × ۱۰ −۵ ۱٫۴۰ × ۱۰ ۱۰ ۱۲۴ × ۱۰ −۹ ۳٫۲۷ × ۱۰ −۱۲ ۴۰ K ۲٫۹۲ × ۱۰ −۵ ۱٫۲۵ × ۱۰ ۹ ۳۶٫۹ × ۱۰ −۹ ۱٫۰۸ × ۱۰ −۱۲ زمین به‌طور متوسط در هر متر مربع گرما از دست می‌دهد که در مجموع توان زمین در از دست دادن گرما برابر با خواهد بود. صفحه‌های زمین‌ساخت + صفحه‌های اصلی زمین alt=Shows the extent and boundaries of tectonic plates, with superimposed outlines of the continents they support نام صفحه مساحت ۱۰ ۶ km ۲ ۱۰۳٫۳ ۷۸٫۰ ۷۵٫۹ ۶۷٫۸ ۶۰٫۹ ۴۷٫۲ ۴۳٫۶ لیتوسفر، لایه سخت بیرونی زمین به چندین تکه شکسته شده‌است که به این تکه‌ها، صفحه‌های زمین‌ساخت گفته می‌شود. این تکه‌های سخت کوچکتر می‌توانند نسبت به یکدیگر جابجا شوند. جابجایی و تغییر مرز این صفحه‌های کوچکتر نسبت به هم می‌تواند به سه صورت باشد: مرزهای همگرا (Convergent boundaries) که در آن دو صفحه به هم نزدیک می‌شوند، مرزهای واگرا (Divergent boundaries) که در آن دو تکه از هم دور می‌شوند یا دو تکه به هم پیوسته خرد می‌شوند و دگرگونی مرزها (Transform boundaries) که در آن دو صفحه بر روی یکدیگر سر می‌خورند و جابجایی جانبی دارند. زمین‌لرزه، فعالیت آتشفشانی، ساخت کوه و پیدایش درازگودال همگی می‌توانند در مرز این صفحه‌ها روی دهند. هفت صفحه اصلی عبارتند از: صفحه اقیانوس آرام یا صفحه آرام، صفحه آمریکای شمالی، صفحه اوراسیا، صفحه آفریقا، صفحه جنوبگان یا آنتارکتیک، صفحه اینداسترالیا یا هند-استرالیا و صفحه آمریکای جنوبی. از میان دیگر صفحه‌ها می‌توان به صفحه عربستان، کارائیب، نازکا در ساحل غربی آمریکای جنوبی و صفحه اسکوشیا در جنوب اقیانوس اطلس اشاره کرد. صفحه استرالیا و هند نزدیک به ۵۰ تا ۵۵ میلیون سال پیش با هم یکی شده‌اند. صفحه‌های اقیانوسی در جابجایی از دیگران سریع‌ترند و در این میان صفحه کوکوز با سرعتی برابر با ۷۵ میلی‌متر در سال و صفحه آرام با ۵۲ تا ۶۹ میلی‌متر در سال، از همه سریع‌تر جابجا می‌شوند. کندترین صفحه در جابجایی صفحه اورسیا است که نزدیک به ۲۱ میلی‌متر در سال جابجا می‌شود. سطح پستی و بلندی‌های زمین از جایی به جای دیگر تفاوت می‌کند. نزدیک به ۷۰٫۸٪ سطح زمین پوشیده از آب است. و بیشتر فلات قاره پایین‌تر از تراز دریا است. خاکی که در زیر آب‌ها قرار دارد خود دارای رشته‌کوه، دره و آتشفشان زیر آب است. همچنین در زیر آب، درازگودال، دره عمیق و باریک زیردریایی، صفحه‌های زمین‌ساخت اقیانوسی و جلگه در عمق اقیانوس و دریا وجود دارد. ۲۹٫۲٪ باقی‌مانده از سطح زمین که از آب پوشیده نیست از کوه، بیابان، جلگه و دیگر پدیده‌های زمین‌شناسی ساخته شده‌است. ناهمواری‌های روی زمین در گذر دوره‌های گوناگون دستخوش دگرگونی و فرسایش شده‌است. ناهمواری‌های سطح زمین در اثر بارندگی، هوازدگی، چرخه‌های گرمایی و دگرگونی‌های شیمیایی، پیوسته ساخته می‌شوند و دوباره فرسایش می‌یابند یا دچار تغییر شکل می‌شوند. یخگیری، فرسایش ساحلی، ساخته شدن آب‌سنگ مرجانی و برخورد شهاب‌سنگ‌ها با زمین از جمله عامل‌های دیگری‌اند که می‌توانند باعث دگرگونی چهره زمین شوند. نقشه ناهمواری‌های امروز زمین، داده‌ها گرفته شده از بخشی از پوسته زمین از سنگ‌هایی با چگالی کم مانند سنگ‌های آذرین، سنگ خارا و آندزیت ساخته شده‌است. سنگی مانند بازالت که سازنده اصلی کف اقیانوس‌ها است و خود از آذرین‌های با چگالی بیشتر است، کمتر در پوسته زمین دیده می‌شوند. گونه دیگر سنگ‌ها، سنگ‌های رسوبی است که از انباشته و فشرده شدن مواد ته تشینی ساخته می‌شود. نزدیک به ۷۵٪ صفحه‌های قاره‌ای از سنگ‌های رسوبی پوشیده شده‌است. با این حال این گونه سنگ، تنها ۵٪ پوسته زمین را می‌سازند. گونه سوم سنگ‌ها، سنگ‌های دگرگون است که از دگرگونی سنگ‌هایی که پیشتر در زمین بوده‌اند با وارد شدن گرما یا فشار بسیار بالا یا هر دو ساخته می‌شوند. فراوان‌ترین کانی‌های سیلیکاتی در سطح زمین عبارتند از: کوارتز، فلدسپات، آمفیبول، میکا، پیروکسن و الیوین. همچنین از جمله کانی‌های کربناتی فراوان می‌توان به کلسیت (که در سنگ آهک پیدا می‌شود) و دولومیت اشاره کرد. خاک‌سپهر بیرونی‌ترین لایه زمین است که از خاک ساخته شده و خود در فرایندهای ساخت خاک درگیر است. این لایه، لایه ارتباط دهنده میان لیتوسفر، هواکره، آب‌کره و زیست‌کره است. امروزه در مجموع ۱۳٫۳۱٪ از خاک زمین، ویژه کشاورزی است؛ که از آن میان تنها ۴٫۷۱٪ آن همواره محصول می‌دهد. نزدیک به ۴۰٪ از خاک زمین به عنوان چراگاه و کشتزار کاربرد دارد به عبارت دیگر کیلومتر مربع برای کشتزار و کیلومتر مربع برای چراگاه‌است. بلندی ناهمواری‌های زمین از ۴۱۸- متر در دریای مرده آغاز می‌شود و به ۸،۸۴۸ در قله اورست می‌رسد (برآورد شده در سال ۲۰۰۵). میانگین بلندی ناهمواری‌های زمین از سطح دریا ۸۴۰ متر است. آب‌کره یا هیدروسفر نمودار بلندی‌های پوسته زمین فراوانی آب در سطح زمین، عاملی است که باعث شده زمین نسبت به دیگر سیاره‌های سامانه خورشیدی متفاوت باشد و نام «سیاره آبی» بر آن گذاشته شود. هیدروسفر زمین عبارت است از تمام آب‌های سطح زمین، از دریاها، دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و آب‌های زیرزمینی تا عمق ۲۰۰۰ متری، گرفته تا آب اقیانوس‌ها همگی در عنوان آب‌کره یا هیدروسفر جای می‌گیرند. عمیق‌ترین جایی از زمین که در آن می‌توان آب زیرزمینی پیدا کرد، گودال چلنجر و درازگودال ماریانا در اقیانوس آرام در عمق ۱۰،۹۱۱٫۴ متری است. جرم اقیانوس‌ها تن، برابر با ۱/۴۴۰۰ از جرم کل زمین زمین است. سطح پوشش اقیانوس‌ها کیلومتر مربع و عمق متوسط آن در سراسر زمین ۳،۶۸۲ متر است؛ که اگر حجم آن را برآورد کنیم حجمی نزدیک به کیلومتر مکعب می‌شود. اگر آب اقیانوس‌ها در تمام سطح زمین گسترده می‌شد در آن صورت عمق اقیانوس‌ها بیش از ۲٫۷ کیلومتر می‌شد. نزدیک به ۹۷٫۵ درصد از آب‌های موجود در سطح زمین شور و ۲٫۵ درصد شیرین است که ۶۸٫۷درصد آب‌های شیرین در حال حاضر یخ زده‌اند. متوسط نمک موجود در آب اقیانوس‌ها ۳۵ گرم در یک کیلوگرم از آب دریا است. () این نمک از راه فعالیت‌های آتشفشانی یا از حل شدن نمک‌های موجود در سنگ‌های آذرین سرد شده وارد آب‌ها شده‌است. همچنین اقیانوس‌ها مخزن گازهای جو زمین نیز هستند. این گازها که در آب حل شده‌اند، برای ادامه زندگی بسیاری از گونه‌های حیات در زیر آب، ضروری‌اند. آب دریاها نقش مهمی در چگونگی آب و هوای جهان دارد. در این میان اقیانوس‌ها به عنوان یک منبع گرمایی بزرگ عمل می‌کنند. جابجایی و دگرگونی دما در گستره اقیانوس باعث جابجایی‌های بزرگی در دمای هوا می‌شود. برای نمونه می‌توان از ال‌نینیو یاد کرد. هوا کره فشار هوا در سطح زمین به صورت میانگین ۱۰۱،۳۲۵ کیلو پاسکال است و بلندای آن تا ۸٫۵ کیلومتر اندازه‌گیری شده‌است. می‌توان گفت ۷۸٪ آن از نیتروژن، ۲۱٪ آن از اکسیژن ساخته شده‌است. همچنین اندکی از گازهای بخار آب، دی‌اکسید کربن و دیگر مولکول‌های گازی می‌توان در آن پیدا کرد. بلندای گشت‌سپهر بسته به عرض جغرافیایی متفاوت است برای نمونه در دو قطب ۸ کیلومتر و در استوا ۱۷ کیلومتر است. البته آب و هوا و عامل‌های فصلی هم می‌توانند تاثیرگذار باشند. زیست‌کره زمین توانسته‌است دگرگونی‌های بزرگی در هواکره پدید آورد. پیشینه اکسیژنی که از فرایند نورساخت در هواکره تولید شده به تقریبا ۲۷۰۰ میلیون سال پیش بازمی‌گردد. این فرایند (رویداد بزرگ اکسیژنی)، سازکار هواشناسی زمین را دگرگون کرد. لایه‌ای از گاز اوزون را ساخت که پوششی برای زمین در برابر پرتوهای فرابنفش آمده از نور سفید خورشید بود و امکان جابجایی برخی گازهای ارزشمند مانند بخار آب را فراهم کرد. همچنین هواکره باعث می‌شد تا شهاب‌وارهای کوچک پیش از برخورد با زمین در آسمان بسوزند. هواکره در متعادل کردن دمای زمین هم موثر است. در این پدیده که اثر گلخانه‌ای نام دارد گرمایی که از سطح زمین بیرون رفته‌است در میان مولکول‌های هواکره نگه داشته می‌شود. بخار آب، دی‌اکسید کربن، متان و اوزون از گازهای گلخانه‌ای اصلی در هواکره زمین‌اند. اگر چنین پدیده‌ای نبود، میانگین دمای زمین به جای ۱۵ درجه سانتی‌گراد که اکنون است، باید ۱۸- درجه می‌شد که در این دما امکان پدیدار شدن زندگی بسیار پایین است. آب و هوا تصویربرداری ماهواره‌ای ناسا از پوشش ابری زمین نوشتار اصلی: آب و هوا و اقلیم هواکره زمین دارای مرز روشنی نیست. کم‌کم نازک و نازک‌تر می‌شود تا آن که در پایان در فضای بیرونی ناپدید می‌گردد. سه-چهارم جرم هواکره در ۱۱ کیلومتر نخست از سطح زمین جای گرفته‌است. پایین‌ترین لایه آن گشت‌سپهر نام دارد. انرژی آمده از سوی خورشید باعث گرم شدن این لایه و سطح زیرین آن و در نتیجه پراکنده گشتن هوا می‌گردد، آنگاه لایه هوای با چگالی کمتر بالا می‌رود و جای آن را لایه سردتر که چگالی بیشتری دارد، پر می‌کند. نتیجه این فرایند چرخه هواکره است که باعث پخش شدن انرژی گرمایی در زمین می‌شود. نخستین چرخه‌های هواکره‌ای از دسته‌هایی از باد بسامانها در منطقه استوایی، پایین‌تر از عرض جغرافیایی °۳۰ و بادهای بیش‌وز در عرض جغرافیایی میانی که خود عبارت است از منطقه میان °۳۰ و °۶۰ ساخته شده بود. همچنین جریان‌های اقیانوسی عامل‌های مهمی در چگونگی آب و هوا دارند، به ویژه گردش دماشوری که انرژی گرمایی بدست آمده از منطقه اقیانوسی استوایی را میان منطقه‌های قطبی بخش می‌کند. بخار آبی که در سطح زمین پدید آمده‌است چون دمای بالاتری دارد به کمک جریان‌های هوا به بالا می‌رود. این بخار آب متراکم می‌شود و به صورت بارندگی به زمین بازمی‌گردد. بیشتر آب بدست آمده به کمک رودخانه‌ها به سوی زمین‌های پست‌تر رانده می‌شود و بیشتر رودخانه‌ها آب را به اقیانوس‌ها و دریاها بازمی‌گردانند و برخی آن را در دریاچه جمع‌آوری می‌کنند. چرخه آب ساز و کاری حیاتی برای ادامه زندگی در زمین است و البته عامل مهمی در فرسایش سطح زمین در طول دوره‌های زمین‌شناسی بوده‌است. بارندگی در زمین می‌تواند بسیار گسترده باشد در بعضی منطقه‌ها به‌اندازه چند متر در سال باران می‌بارد و در برخی دیگر کمتر از یک میلی‌متر در سال. چرخه هواکره‌ای، پستی بلندی‌های زمین و تفاوت دما همگی از عامل‌هایی‌اند که در میانگین بارندگی در هر منطقه تاثیر می‌گذارند. هواکره بالایی در این منظره بخشی از ماه زیر هواکره زمین پنهان شده و بخشی به صورت تغییر شکل یافته دیده می‌شود. نگاره از ناسا در بالای تروپوسفر، معمولا هواکره به بخش‌های استراتوسفر، مزوسفر و ترموسفر تقسیم می‌شود. هر لایه یک بازه مربوط به خود دارد که در آن دما نسبت به ارتفاع تغییر می‌کند. فراتر از همه اینها لایه اگزوسفر جای دارد که آن قدر نازک می‌شود تا به مغناط‌کره برسد. جایی که میدان مغناطیسی زمین با بادهای خورشیدی اندرکنش دارد. انرژی گرمایی باعث می‌شود برخی از مولکول‌ها که در بالاترین لایه هواکره زمین‌اند سرعتشان افزایش یابد تا به جایی برسد که بتوانند از پوشش گرانش زمین بگریزند و به فضا روند. این پدیده نشت هواکره به فضا، به آرامی ولی پایدار روی می‌دهد. چون مولکول‌های آزاد هیدروژن وزن مولکولی کمی دارند و می‌توانند آسان‌تر از دیگران به سرعت گریز نزدیک شوند و به بیرون از هواکره نشت کنند. پدیده نشت هیدروژن، زمین را به این سو هل داده، که از یک سیاره کاهنده به یک سیاره اکساینده دگرگون شود. پدیده نورساخت سرچشمه اکسیژن آزاد است. اما عامل‌های کاهنده مانند هیدروژن خود پیش‌شرط مورد نیاز برای گسترش و انباشته شدن اکسیژن در هواکره‌اند. بنابراین توان هیدروژن در گریز از هواکره زمین بر طبیعت زندگی پدید آمده در این سیاره تاثیر گذاشته‌است. در سیاره سرشار از اکسیژنی که امروز ما داریم بیشتر هیدروژن پیش از آنکه بتواند از زمین بگریزد به آب تبدیل شده‌است. به جای آن بیشتر کمبود هیدروژن با متلاشی شدن مولکول‌هایی مانند متان جبران می‌شود. گرم شدن زمین ناهید (۳) > مریخ (۲) > تیر (۱) ب: مشتری (۸) > زحل (۷) > اورانوس(۶) > نپتون (۵) > زمین (بدون شماره) پ: شباهنگ (۱۱) > خورشید (۱۰) > ولف ۳۵۹ (۹) > مشتری (بدون شماره) ت: دبران (۱۴) > نگهبان شمال (۱۳) > راس پیکر پسین (۱۲) > شباهنگ (بدون شماره) ث: ابط‌الجوزا (۱۷) > قلب عقرب (۱۶) > پای شکارچی (۱۵) > دبران (بدون شماره) ج: وی‌وای سگ بزرگ (۲۰) > وی‌وی قیفاووس (۱۹) > مو قیفاووس (۱۸) > ابط‌الجوزا (بدون شماره) گازهای اصلی تشکیل دهنده اتمسفر زمین، یعنی نیتروژن و اکسیژن، گاز گلخانه‌ای نیستند. دلیل آن این است که گازهای دواتمی مانند این دو، اشعه فروسرخ را نه جذب و نه تابش می‌کنند. دیاکسید کربن گاز گلخانه‌ای اصلی در اتمسفر است. برای اعصار متمادی درصد آن در جو پایدار مانده‌است، اما متاسفانه سوختن سوخت‌های فسیلی (که دارای کربن ذخیره شده هستند) به سرعت در حال افزایش دیاکسید کربن است که به‌طور قطع بیشترین سهم را در این حقیقت که دمای زمین درحال بالا رفتن است، دارد - پدیدهای موسوم به گرم شدن زمین. بخار آب یکی از گازهای گلخانه‌ای است که عملا بیشترین سهم را در اثر گلخانه‌ای دارد، یعنی چیزی بین ۳۶٪ تا ۶۶٪. مقدار بخار آب موجود در هوا از جایی به جای دیگر تفاوت چشمگیر دارد، اما در کل، فعالیت انسان بر میزان غلظت آن تاثیر مستقیم ندارد (مگر در جاهایی مثل زمین‌های آبیاری شده) و اثرات آن بر آب و هوای زمین ثابت مانده‌است. هم اکنون مقدار دو گاز گلخانه‌ای دیگر هم در حال افزایش است: توانایی حفظ حرارت در متان ۲۰ برابر دیاکسید کربن است. ما هر ساله ۵۰۰ میلیون تن متان به جو اضافه می‌کنیم. این کار از طریق پرورش دام، معادن زغال‌سنگ، کندوکاو برای نفت و گاز طبیعی، مزارع برنج و پوسیدگی زباله در محل انباشت آن صورت می‌گیرد. هرساله بین ۷ تا ۱۳ میلیون تن اکسید نیتروژن، ناشی از کودهای نیتروژنی، فضولات حیوانی و انسانی و اگزوز خودروها، به جو وارد می‌شود. بیش از دو درجه افزایش در دمای متوسط زمین می‌تواند عواقب بسیار زیان‌باری برای نسل بشر به بار آورد و به همین دلیل موضوع با جدیت در حال پیگیری است. میدان مغناطیسی نمایی از میدان مغناطیسی زمین. در این نگاره بادهای خورشیدی از چپ به راست می‌وزد. میدان مغناطیسی زمین بیشتر مانند یک دوقطبی مغناطیسی بزرگ است که می‌توان گفت قطب‌های آن بر روی قطب‌های جغرافیایی این سیاره افتاده‌است. در کمربند یا خط استوای میدان مغناطیسی شدت میدان مغناطیسی در سطح زمین به تسلا و گشتاور مغناطیسی آن به تسلا. مترمکعب می‌رسد. بر پایه نظریه دینامو، این میدان در منطقه هسته بیرونی که مایع است ساخته شده‌است. در هسته بیرونی گرمای زیاد و رسانش گرمایی باعث جابجایی مواد رسانای درون آن می‌شود که این پدیده خود باعث پدید آمدن جریان‌های الکتریکی و از آن میدان مغناطیسی زمین می‌گردد. جابجایی مواد در هسته بیرونی با هرج و مرج همراه‌است و باعث می‌شود که قطب‌های میدان مغناطیسی در بازه‌های زمانی گوناگون جابجایی‌هایی داشته باشد. از این رو در بازه‌های زمانی چند میلیون سال باید چشم به راه چند بار جابجایی در محل قطب‌های مغناطیسی زمین باشیم. برای نمونه، تازه‌ترین جابجایی دو قطب در ۷۰۰،۰۰۰ سال پیش رخ داده‌است. میدان مغناطیسی زمین، در گرداگرد آن مغناط‌کره را پدید آورده است. مغناط‌کره راستای وزش بادهای خورشیدی را کج می‌کند و نمی‌گذارد که به زمین برسند. ناحیه شوک تعظیم، جایی که بادهای خورشیدی در برخورد با میدان مغناطیسی زمین ناگهان سرعت خود را از دست می‌دهند، در فاصله‌ای به‌اندازه ۱۳ برابر شعاع زمین جای دارد. برخورد میان بادهای خورشیدی و میدان مغناطیسی کمربند وان آلن را می‌سازد. یک جفت منطقه هم مرکز چنبره مانند که جایگاه ذرات باردار پرانرژی است. هنگامی که پلاسما وارد هواکره زمین در منطقه قطبی می‌شود، شفق قطبی را پدید می‌آورد. حرکات چندگانه زمین حرکت انتقالی زمین به دور خورشید حرکت انتقالی زمین که واحد سال نجومی نیز می‌باشد یک دور کامل زمین در مدار خود نسبت به یک ستاره ثابت، پیرامون خورشید است که مقدار آن ۳۶۵٫۲۵۶۴ شبانه‌روز معادل ۳۶۵ شبانه‌روز و ۶ ساعت و ۹ دقیقه و ۱۰ ثانیه‌است. سرعت این حرکت زمین در مدار خود به دور خورشید یکسان نیست و در نزدیکی خورشید (هنگام حضیض) بیشترین سرعت و در فاصله دورتر خورشید (هنگام اوج) کمترین سرعت را دارد؛ و میانگین سرعت آن ۳۰ کیلومتر بر ثانیه‌است. با تعدیل محاسبه این حرکت نسبت به نقطه اعتدال، سال اعتدالی بدست می‌آید که ۲۰ دقیقه از سال نجومی و گردش انتقالی زمین کمتر است و در گاهشماری کاربرد دارد. با توجه به انحراف مدار انتقالی زمین نسبت به صفحه استوا، در یک دور حرکت انتقالی، میل زمین نسبت به خورشید و متقابل زاویه تابش خورشید در روزهای سال متغیر خواهد بود و موجب تغییر نسبت ساعات شب به روز و تغییرات گسترده و تدریجی سالانه آب و هوایی و دما بر کره زمین خواهد شد؛ که این تغییرات اقلیمی در چهار مرحله زمانی تقریبا مساوی به عنوان فصول چهارگانه در زمین نمایان می‌شود. حرکت انتقالی همچنین موجب تغییر ظاهری چهره سالانه آسمان شب می‌باشد. حرکت وضعی حرکت وضعی زمین چرخشی است که زمین به دور خود انجام می‌دهد که این چرخش به سمت شرق است. زمین به دور محور شمالی و جنوبی‌اش در خلاف حرکت عقربه‌های ساعت می‌چرخد و دوران کامل آن، ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه و ۴ ثانیه طول می‌کشد. از قاطع‌ترین آزمایش‌هایی که اثبات می‌کند زمین حول محورش در گردش است، آزمایش آونگ فوکو است که در این آزمایش، چرخش زمین به‌طور مستقیم مشاهده می‌شود. حرکت رقص محور این حرکت بسیار کمتر است بنابراین تنها یک لرزش سینوسی در مدار زمین ایجاد می‌کند؛ که دلیل این امر جاذبه و چرخش ماه به دور زمین است. مدار ماه نسبت به دائرهالبروج کج است؛ در نتیجه، صفحه مداری آن دارای حرکت تقدیمی می‌باشد. یک چرخش، ۱۸/۶ سال طول می‌کشد و اختلالی با همین دوره تناوب در حرکت تقدیمی زمین ایجاد می‌کند. این اثر، معروف به رقص محوری، طول دائرهالبروجی را همراه با کجی دائرهالبروج تغییر می‌دهد. در اینجا محاسبات بسیار پیچیده‌تر است؛ اما خوشبختانه اختلالات ناشی از رقص محوری نسبتا کوچک می‌باشد؛ یعنی تنها کسری از یک دقیقه قوسی. سرعت حرکت محوری زمین به دور خود نمای زمین از کره ماه که در ۲۴ دسامبر ۱۹۶۸ بوسیله ویلیام بیل اندرس در سفر آپولو ۸ عکس‌برداری شده‌است. سطح زمین با سرعت ۴۰۰۰۰ کیلومتر در شبانه روز حرکت می‌کند. این سرعت برابر با ۱۰۴۰ مایل بر ساعت یا ۱۶۷۰ کیلومتر بر ساعت است. (تقریبا نیم کیلومتر بر ثانیه) اندازه این سرعت از تقسیم محیط زمین در خط استوا بدست می‌آید. (حدود ۲۴۹۰۰ مایل یا ۴۰۰۷۰ کیلومتر) بر تعداد ساعات شبانه روز (۲۴) به دست می‌آید. با توجه به این که محیط زمین در قطبین به صفر نزدیک می‌شود، هنگامی که به سمت یکی از دو قطب حرکت می‌کنید. این سرعت تقریبا به صفر کاهش می‌یابد. حرکت تقدیمی حرکت تقدیمی حرکتی است که به موجب خم بودن محور زمین نسبت به مدار خود ایجاد می‌شود و در نتیجه کشش گرانشی خورشید، ماه و سیاره‌ها بر برآمدگی استوای زمین به‌وجود می‌آید. این حرکت موجب می‌شود که نقاط اعتدال در میان صورت‌های فلکی به سمت مغرب حرکت کنند. محور چرخش زمین، مخروطی را طی ۲۵۷۶۵ سال طی می‌کند. در حال حاضر محور چرخشی زمین تقریبا در امتداد ستاره قطبی است ولی به‌دلیل این حرکت چند هزار سال دیگر نمی‌توان از این ستاره به‌عنوان ستاره قطبی استفاده کرد. چرخش زمین به دور خودش دوره چرخش زمین نسبت به خورشید (میانگین روز خورشیدی) ۸۶،۴۰۰ ثانیه‌است (درست‌تر آن ۸۶،۴۰۰٫۰۰۲۵ ثانیه در دستگاه SI است). امروزه یک روز زمین کمی بلندتر از یک روز در سده ۱۹ میلادی است این به دلیل شتاب جزر و مدی است که هر روز به‌اندازه ۰ تا ۲ میلی ثانیه از گذشته بلندتر شده‌است. زیست‌پذیری سیاره‌ای که در آن امکان نگهداری زندگی وجود داشته باشد، زیست‌پذیر نام دارد؛ حتی اگر خود آن سیاره سرچشمه پدیدار شدن زندگی نباشد. در زمین آب به صورت مایع پیدا می‌شود، پیرامونی که در آن مولکول‌های آلی پیچیده می‌توانند باهم در اندرکنش قرار گیرند و روی هم سوار شوند. همچنین انرژی کافی در دسترس است تا دگرگشت در آن ادامه یابد. فاصله زمین از خورشید، سرعت گردش آن به دور خود، شیب آن نسبت به محورش، پیشینه زمین‌شناسی، نگهداری هواکره در پیرامون خود و میدان مغناطیسی محافظ پیرامون زمین، همگی باعث شده‌اند تا چنین وضعیت آب و هوایی در زمین حاکم و امکان زندگی فراهم باشد. زیست‌کره بخش زیستی زمین، ساختار زندگی در زمین را «زیست‌کره» می‌گویند. گمان آن می‌رود که برپایه نظریه تکامل عمر زندگی در زمین ۳٫۵ میلیارد سال باشد. خود زیست‌کره به چندین زیست‌بوم تقسیم می‌شود. گونه‌های گیاهی و جانوری در هر زیست‌بوم به هم همانند است. بر روی خشکی، زیست‌بوم‌ها بر پایه عرض جغرافیایی، بلندی از رویه دریاها و رطوبت دسته‌بندی می‌شوند. توندراها که در مدار قطبی شمال و در مدار قطبی جنوب جای دارند یا منطقه‌های با ارتفاع بسیار بالا یا بسیار خشک را می‌توان گفت از زندگی گیاهی و جانوری تهی‌اند؛ ولی در برابر آن سرزمین‌های مرطوب و پست منطقه استوایی دارای بیشترین شمار گونه‌های گیاهی و جانوری‌اند. جغرافیای انسانی همچنین مقاله جهان را نیز ببینید. فیلم فرستاده شده از ایستگاه فضایی بین‌المللی. نقطه آغاز این فیلم، جنوب شرقی آلاسکا است. نخستین شهری که دوربین از آن می‌گذرد سان‌فرانسیسکو و منطقه پیرامون آن است (تقریبا در ثانیه ۱۰ فیلم). اگر با دقت به فیلم نگاه کنید می‌توانید نقطه جایگاه پل گلدن گیت را در صفحه پیدا کنید. باید در نوار نورانی کوچکی که درست پیش از سان‌فرانسیسکو و در نزدیکترین نقطه به ابرهای سمت راست قرار دارد نگاه کنید. آذرخش طوفان‌های روی منطقه ساحلی اقیانوس آرام که در زیر پوشش ابرها قرار دارد به خوبی نمایان است. پس از آن دوربین از روی آمریکای مرکزی (نورهای سبز رنگ) و شبه‌جزیره یوکاتان در سمت چپ می‌گذرد. این سفر هنگامی که دوربین ISS بر روی پایتخت بولیوی، شهر لاپاز جای می‌گیرد به پایان می‌رسد. از گذشته تا امروز، نقشه‌نگاری، مطالعه و تلاش برای ساخت نقشه و در کل دانش جغرافیا همگی ابزارهایی بوده‌اند تا به کمک آن‌ها تصویری از زمین نگاشته شود. نقشه‌برداری، تعیین جای‌ها و فاصله‌ها، تا حدی ناوبری، تعیین موقعیت‌ها و راستاها، در امتداد نقشه‌نگاری و جغرافی گسترش یافته‌اند و اطلاعات مورد نیاز بیشتری را با کیفیت بالاتری فراهم کرده‌اند. در ۳۱ اکتبر سال ۲۰۱۱، شمار ساکنان زمین به ۷،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تن رسید. بررسی‌ها نشان داده‌است که تا سال ۲۰۵۰ میلادی جمعیت جهان به ۹٫۲ میلیارد تن خواهد رسید. انتظار آن می‌رود که بیشتر این افزایش جمعیت در کشورهای در حال توسعه رخ دهد. میزان تراکم جمعیت در سراسر جهان بسیار گسترده و متفاوت است ولی این روشن است که بخش بزرگی از جمعیت جهان در آسیا زندگی می‌کند. همچنین انتظار آن می‌رود که تا سال ۲۰۲۰ میلادی ۶۰٪ جمعیت جهان شهرنشین باشند و بقیه روستانشین. برآورد شده‌است که تنها یک-هشتم سطح زمین برای زندگی انسان مناسب باشد. سه-چهارم سطح زمین را اقیانوس‌ها پوشانده‌اند، و نیمی از خشکی‌های زمین، بیابان (۱۴٪)، کوه‌های بلند (۲۷٪)، یا دیگر خشکی‌هایی است که برای زندگی آدمی چندان مناسب نیست. شمالی‌ترین سکونت گاه همیشگی زمین برای انسان‌ها، آلرت نام دارد () که در جزیره السمیر در قلمرو نوناووت در کانادا قرار دارد. و جنوبی‌ترین آن، ایستگاه تحقیقاتی اسکات آمونسن در جنوبگان است که می‌توان گفت در قطب جنوب () است. بر پایه داده‌های مارس ۲۰۱۲، بدون در نظر گرفتن سرزمین بی‌صاحب بیرطویل، میان مصر و سودان و بخش‌هایی از جنوبگان: روی هم رفته ۲۰۶ کشور در جهان وجود دارد؛ که در این شمارش، ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد است. همچنین ۵۹ مورد هم قلمروهای وابسته‌اند و شماری هم سرزمین‌های خودمختار یا مورد اختلاف‌اند. از گذشته تا کنون، زمین هرگز یک فرمانروایی یکتا نداشته‌است که در سراسر زمین فرمان براند هرچند فرمانروایی‌هایی بوده‌اند که در دوره‌ای بر بیشتر بخش‌های زمین فرمان می‌رانده‌اند اما امروز از میان رفته‌اند. سازمان ملل متحد یک سازمان بین‌المللی است که برای دخالت در اختلاف‌های میان ملت‌ها بوجود آمده‌است و تلاش می‌کند تا درگیری‌های نظامی میان کشورها را کاهش دهد. این سازمان جایی برای گفتگوهای میان کشورها و بحث درباره سیاست‌های کلی جهان و حقوق بین‌الملل است و اگر دیدگاه تمام کشورهای عضو، مثبت باشد در درگیری‌های نظامی هم دخالت می‌کند و ساز و کاری را برای این‌گونه درگیری‌ها در نظر می‌گیرد. در ۱۲ آوریل ۱۹۶۱، یوری گاگارین نخستین انسانی بود که توانست مدار زمین را یک دور کامل بپیماید. تا ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۰ روی هم رفته ۴۸۷ تن توانسته‌اند فضای بیرونی زمین را از نزدیک ببینید و مدار زمین را بپیمایند و دوازده تن آن‌ها هم روی سطح ماه راه رفته‌اند. در حالت عادی تنها انسان‌هایی که در فضا هستند، کسانی‌اند که در ایستگاه فضایی بین‌المللی کار می‌کنند. هم اکنون کسانی که در ایستگاه کار می‌کنند شش نفر اند که هر شش ماه با افراد تازه جایگزین می‌شوند. دورترین فاصله‌ای که انسان تاکنون به آن سفر کرده‌است ۴۰۰،۱۷۱ کیلومتری از زمین بوده‌است که در جریان پروژه آپولو ۱۳ در سال ۱۹۷۰ به آن دست یافت. دیدگاه عمومی به زمین نخستین عکس گرفته شده از زمین توسط فضانوردان، در پروژه آپولو ۸ نماد اخترشناسی برگزیده شده برای زمین یک صلیب است که پیرامون آن را یک دایره فراگرفته‌است. برخلاف دیگر سیاره‌های سامانه خورشیدی، زمین تنها سیاره‌ای است که انسان‌ها تا سالیان دراز، آن را بدون حرکت به گرد خورشید می‌دانستند. باور دیگر درباره زمین صاف بودن آن بود، بسیاری از مردم تا سالیان دراز چنین می‌پنداشتند که زمین صاف است. اما پس از پیشرفت دانش، این باور با باور گرد بودن زمین جایگزین شد. البته در دین اسلام و یهودیت چنین نبوده‌است. در آیه‌هایی از قرآن، زمین به حیوانی متحرک مانند شده ولی در عین حال، قرارگاه آدمیان هم نامیده شده‌است. یا در آیه‌های دیگری همچون مهد، مهاد، یسبحون و الراجفه زمین را به گهواره‌ای آرام مانند کرده که با وجود حرکت‌های گوناگون همچنان برای سرنشینانش آرام و بی‌خطر است. در آیین یهود و در تورات هم اشاره‌هایی به حرکت آرام زمین شده‌است. با ساخت فضاپیماها برداشت کلی انسان از زمین دگرگون شد. امروزه بیشتر مطالعه‌های هواشناسی و داده‌های مربوط به هواکره، از نمای کلی زمین و نگاه از بیرون به آن، بدست آمده‌است. نتیجه بدست آوردن آگاهی بیشتر از وضعیت زمین کمک کرد تا جنبش‌های حمایت از محیط زیست به راه بیفتند تا مشکلات مربوط به تاثیر انسان بر پیرامون خود و از میان بردن منابع زمین را پوشش دهند. برخی فرهنگ‌ها زمین را خدا می‌دانستند و ویژه‌تر آن را یک ایزدبانو فرض می‌کردند. برخی هم آن را خدای مادر یا خدای باروری می‌دانستند. در برخی آیین‌ها به ویژه در اسلام و مسیحیت پروتستانی، درباره آفرینش زمین از سوی خدای یکتا یا خدایان سخن به میان آمده و به صراحت بر راستی آن تاکید شده‌است. اما در میان گروه‌های مذهبی، آیین‌هایی وجود دارد که این مطلب را نپذیرفته‌اند همچنان که برخی از گروه‌های علمی (و نه همه) نیز پدیده آفرینش را رد کرده‌اند. برای نمونه می‌توان از تقابل آفرینش‌گرایی و تکامل یاد کرد. علوم زمین ژئودزی جغرافیا زمین‌شناسی یادداشت
[ "تیله آبی", "آپولو ۱۷", "مبدأ (ستاره‌شناسی)", "بسامد", "کیلومتر", "یکای کیهانی", "استوا", "خورشید", "صفحه ثابت", "longitude of periapsis", "سال ژولینی (اخترشناسی)", "کیلومتر بر ساعت", "ماه", "US Space Command", "سامانه ژئودتیک جهانی ۱۹۸۴", "آژانس ملی اطلاعات مکانی", "نصف‌النهار", "گرینلند", "گرانش زمین", "کلوین", "سلسیوس", "پاسکال (یکا)", "سطح آب‌های آزاد", "نیتروژن", "اکسیژن", "آرگون", "دی‌اکسید کربن", "بخار آب", "اقلیم", "سیاره", "سامانه خورشیدی", "ستاره", "واژه شناسی", "دین زرتشت", "چگالی", "سامانهٔ خورشیدی", "سیارهٔ سنگی", "تیر (سیاره)", "ناهید (سیاره)", "مریخ", "جهان", "اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی", "بهرام (سیاره)", "سال", "پیدایش حیات", "گونه (زیست‌شناسی)", "انسان", "زیست‌کره", "جو زمین", "اندامگان", "لایه ازون", "میدان مغناطیسی زمین", "نور سفید", "ژئوفیزیک", "زمین‌شناسی", "پوسته", "زمین‌ساخت بشقابی", "مقیاس زمانی زمین‌شناسی", "ساختار زمین", "گوشته", "هستهٔ بیرونی", "هستهٔ درونی", "زمان خورشیدی", "سال نجومی", "زمان نجومی", "انحراف محوری", "سال اعتدالی", "ماه طبیعی", "کشند", "آخرین بمباران سنگین", "سیارک", "گاز", "کوه اورست", "متر بالاتر از سطح دریا", "فیلیپین", "اقیانوس آرام", "درازگودال ماریانا", "جمعیت جهان", "کشور مستقل", "فرهنگ", "فرضیه گایا", "منظومه خورشیدی", "تشکیل و تکامل منظومه شمسی", "ذوب", "دانشگاه روچستر", "فرضیه برخورد بزرگ", "تئا", "آتش‌فشان", "دنباله‌دار", "درخشندگی خورشید", "انتشار کربن", "باد خورشیدی", "ابرقاره", "رودینیا", "پانوتیا", "پانجه‌آ", "پیشین‌زیستی نو", "یخچال طبیعی", "انفجار کامبرین", "انقراض دوران سوم کرتاسه", "شهاب‌سنگ", "دایناسور", "اررین توگنی", "انسان‌تباران", "عصر یخبندان", "پلیستوسن", "عرض جغرافیایی", "ترکیبات معدنی", "مقیاس فارنهایت", "تکامل ستارگان", "غول سرخ", "جدول ویژگی‌های فیزیکی زمین", "مشتری (سیاره)", "غول گازی", "گرانش سطحی", "دوران (فیزیک)", "آتشفشان چیمبورازو", "اکوادور", "اوآسکاران", "پرو", "سیلیسیم دی‌اکسید", "آلومینا", "کلسیم اکسید", "اکسید منیزیم", "آهن", "اکسید سدیم", "پتاسیم اکسید", "اکسید آهن (III)", "آب (مولکول)", "تیتانیوم دی‌اکسید", "فسفر پنتااکسید", "سیلیسیم", "منیزیم", "گوگرد", "نیکل", "کلسیم", "آلومینیم", "فرانک ویگلزوورث کلارک", "کلر", "فلوئور", "سیلیس", "آهک", "پتاس", "سدیم", "مواد شیمیایی", "رئولوژی", "گرانروی", "ناپیوستگی موهوروویچیچ", "آستنوسفر", "ساختار بلوری", "ناحیه گذار", "هسته بیرونی", "هسته درونی", "واپاشی هسته‌ای", "ایزوتوپ", "پتاسیم", "اورانیم", "توریم", "وات", "نیمه عمر", "صفحه اقیانوس آرام", "صفحه آفریقا", "صفحه سومالی", "Journal of African Earth Sciences", "صفحه آمریکای شمالی", "صفحه اوراسیا", "صفحهٔ جنوبگان", "صفحهٔ هند-استرالیا", "صفحه آمریکای جنوبی", "مرز همگرا", "مرز واگرا", "زمین‌لرزه", "درازگودال", "صفحه هند-استرالیا", "صفحه عربستان", "صفحه کارائیب", "صفحه نازکا", "آمریکای جنوبی", "صفحه اسکوشیا", "اقیانوس اطلس", "صفحه کوکوز", "فلات قاره", "رشته‌کوه", "دره", "آتشفشان", "زمین‌ریخت‌شناسی", "بارندگی", "هوازدگی", "یخگیری", "فرسایش ساحلی", "آب‌سنگ مرجانی", "سنگ آذرین", "سنگ خارا", "آندزیت", "بازالت", "سنگ رسوبی", "دگرگونی (زمین‌شناسی)", "کانی‌های سیلیکات", "کوارتز", "فلدسپات", "آمفیبول", "میکا", "پیروکسن", "الیوین", "کلسیت", "سنگ آهک", "دولومیت", "خاک‌سپهر", "لیتوسفر", "آب‌کُره", "زمین ویژه کشاورزی", "دریای مرده", "گودال چلنجر", "زمین شور", "آب‌های شیرین", "در هزار", "منبع گرمایی", "ال‌نینیو", "فشار هوا", "گشت‌سپهر", "هواکره", "نورساخت", "رویداد بزرگ اکسیژنی", "اوزون", "فرابنفش", "شهاب‌وار", "اثر گلخانه‌ای", "متان", "گاز گلخانه‌ای", "ناسا", "پوشش ابری", "آب و هوا", "چرخه هواکره", "باد بسامان", "باد بیش‌وز", "گردش دماشوری", "چرخه آب", "استراتوسفر", "مغناط‌کره", "سرعت گریز", "هیدروژن", "اکسایش و کاهش", "زحل", "اورانوس", "نپتون", "شباهنگ (ستاره)", "ولف ۳۵۹", "دبران", "نگهبان شمال", "رأس پیکر پسین", "ابط‌الجوزا", "قلب عقرب", "پای شکارچی", "وی‌وای سگ بزرگ", "وی‌وی قیفاووس", "مو قیفاووس", "میدان مغناطیسی", "تسلا (یکا)", "گشتاور مغناطیسی", "شوک تعظیم", "کمربند وان آلن", "چنبره", "ذرات باردار", "پلاسما (فیزیک)", "شفق قطبی", "اعتدال بهاری", "فصل", "شرق", "آونگ فوکو", "دائرةالبروج", "حرکت تقدیمی", "دوره تناوب", "طول دائرةالبروجی", "دقیقه قوسی", "کتاب مبانی ستاره‌شناسی", "آپولو ۸", "محیط زمین", "صورت‌های فلکی", "ستاره قطبی", "دستگاه بین‌المللی یکاها", "شتاب جزر و مدی", "میلی ثانیه", "دگرگشت", "نظریه تکامل", "زیست‌بوم", "ارتفاع (جغرافیا)", "رطوبت", "توندرا", "مدار قطب شمال", "مدار قطب جنوب", "بیابان", "آلاسکا", "سان‌فرانسیسکو", "پل گلدن گیت", "آذرخش", "آمریکای مرکزی", "شبه‌جزیره یوکاتان", "ایستگاه فضایی بین‌المللی", "بولیوی", "لاپاز", "نقشه‌نگاری", "جغرافیا", "نقشه‌برداری", "ناوبری", "کشورهای در حال توسعه", "تراکم جمعیت", "آسیا", "آلرت", "جزیره السمیر", "نوناووت", "کانادا", "ایستگاه تحقیقاتی اسکات آمونسن", "جنوبگان", "قطب جنوب", "سرزمین بلاصاحب", "بیرطویل", "مصر", "سودان", "فهرست کشورهای جهان بر اساس الفبای فارسی", "فهرست کشورهای عضو سازمان ملل متحد", "حاکمیت", "سازمان ملل متحد", "سازمان بین‌المللی", "حقوق بین‌الملل", "یوری گاگارین", "فضای بیرونی", "برنامه فضایی آپولو", "آپولو ۱۳", "صلیب", "نظریه صاف بودن زمین", "اسلام", "یهودیت", "تورات", "Operating Manual for Spaceship Earth", "محیط زیست", "ایزدبانو", "پروتستانتیسم", "اسطوره‌های آفرینش", "تقابل آفرینش‌گرایی و تکامل", "علوم زمین", "ژئودزی", "درآمدی بر نجوم و کیهان‌شناسی (کتاب)", "مبانی ستاره‌شناسی (کتاب)" ]
[ "زمین", "جغرافیا", "زمین‌شناسی", "سیاره‌های زمین‌سان" ]
1,680
میان‌رودان
0
866
0
[ "ميانرودان", "بین النهرین", "میانرودان", "بین‌النهرینی", "بین‌النهرین", "ميان رودان", "میان رودان", "بين النهرين", "منطقه میانرودان", "بين النهريني", "بین النهرینی", "منطقه ميانرودان", "میان دو رود", "ميان دو رود" ]
false
803
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
میان‌رودان میان‌رودان یا بین‌النهرین یا میان‌دورود نام منطقه‌ای جغرافیایی است که میان دو رود دجله و فرات جای گرفته‌است. بیشتر سطح این منطقه در کشور عراق امروزی است و در گذشته مدتی بخشی از سرزمین کهن ایران باستان بوده‌است. نام‌گذاری ایرانیان این منطقه را میان‌رودان می‌نامیدند که همین نام به یونانی ترجمه گرته‌برداری شد و «مزوپوتامیا» نام گرفت. نخستین مورخ یونانی که این اصطلاح را به کار برد «پلی بیوس» بود و پس از وی «پلی نی» و «استرابون» نیز در قرون اولیه میلادی از این اصطلاح استفاده نمودند. در دوران معاصر این واژه در زبان عربی به «بین‌النهرین» ترجمه شد و فارسی نیز همان واژه عربی را به وام گرفت. در زبان آرامی این منطقه را بث نهرین می‌نامند. گهواره تمدن میان‌رودان به سبب تمدن‌های کهن و باستانی‌اش آوازه دارد و نامش همواره با نام و آثار این تمدن‌ها همراه است. تمدن‌های سومر، اکد، بابل، آشور، کلدانی و تمدن‌های ایرانی مانند کاسی و عیلام و ماد، هریک در گوشه‌ای از این سرزمین رونق و تاثیر داشته‌اند و از آن تاثیر نیز پذیرفته‌اند و هریک از این تمدن‌ها کتاب تاریخ را ستبرتر کرده‌اند. ادیان و فرهنگ‌های بسیاری از کشورهای مختلف از میان رودان تاثیر گرفته‌اند. آنچه در گذشته به نام باکوماس در آنجا پرستیده می‌شد همان بتی است که امروزه به نام بافومه در بسیاری از کشورها پرستیده می‌شود. هم چنین منشور (فرمان) کوروش بزرگ پادشاه ایران زمین نیز در این جایگاه یافته شده‌است. سومریان این تمدن از جهات گوناگون بسیار ابتدایی بود. هر شهر برای خود شاه خاصی داشت بنام پاتسی یا کاهن، از همین کلمه آشکار می‌شود که حکومت تا چه حد با دین پیوستگی داشته‌است. سازمان ملوک الطوایفی وسیله حفظ نظام اجتماع بود. سومریان پاره‌ای از موارد استفاده از مس و قلع را می‌دانستند و از مخلوط آن‌ها مفرغ می‌ساختند اما به هر حال فلز برای آن‌ها عنصری تجملی بود. ابزار کار سومریان بیشتر با سنگ چخماق ساخته می‌شد. بیشتر کالاها از راه آب حمل و نقل می‌شدند و چون سنگ در سومر کمیاب بود از خلیج فارس یا قسمت‌های شمالی دو نهر با قایق آورده می‌شد. شگفت انگیزترین چیزی که از سومریان باقی مانده، خط‌نویسی این مردم است. پیدایش خط میخی و مراحل تطور و تکامل آن بزرگترین منتی است که سومریان بر تمدن بشر دارند. آکدیان ملتی دیگر به سرپرستی سارگون اول کشور آکد را تاسیس نمود و پایتخت آن را در آگاده در سیصد و بیست کیلومتر شمال باختری شهرهای سومری قرار داد. بابل هیچ‌کس نیست که چون امروز بر محل بابل قدیم نظر کند، در خاطرش بگذرد که این سرزمین فقیر و بی‌حاصل و سوزان و ممتد بر ساحل نهر فرات روزگاری مرکز مدنیت نیرومند و پر ثروت و شاید واضع علم نجوم بوده و از همین نقطه بوده که به ترقی علم پزشکی کمک فراوان شده، علم لغت فراهم شده، نخستین قانون نامه پدید آمده، اصول علم حساب و فیزیک و فلسفه به یونان آموخته شده و داستان‌هایی به یهودیان رسیده که به وسیله آنان همه جهان را پر کرده و پاره‌ای از اطلاعات علمی و معماری به اعراب منتقل شده و از طریق ایشان روح خفته اروپای قرون وسطی را بیدار ساخته‌است. بابل از آمیختگی نژادهای سومری و آکدی پدید آمد. حمورابی دولت‌های کوچک و پراکنده در جنوب بین‌النهرین را یکی کرد و با قانون نامه بزرگ خود نظم نوینی را بر این سرزمین‌ها حاکم ساخت. آشور در گیر و دار حوادث تاریخی و در شمال و حدود پانصد کیلومتری شهر بابل تمدن جدیدی پا به عرصه وجود گذاشته بود. مردم این سرزمین به دلیل تهدیدات مداوم از ناحیه کوهستان‌های اطراف مجبور به متابعت از زندگی سربازی سختی بودند و به تدریج بر مهاجمان غلبه کرده و شهرهای سومر و عیلام و آکد و بابل را نیز مسخر کردند و بر فینیقیه و مصر نیز دست یافتند و مدت دویست سال سلطه خشونت‌آمیزی را بر خاورمیانه داشتند. سالشمار در سال ۱۴۱ پیش از میلاد مهرداد یکم وارد بین‌النهرین می‌گردد و شهر سلوکیه را آزاد می‌نماید. ۱۱۵ میلادی: اشغال آشوریه، میان رودان (بین‌النهرین) و تیسفون توسط تراژان. ۱۱۷ میلادی: مرگ تراژان. عقب‌نشینی هادریانوس از ارمنستان و بین‌النهرین. ۲۸۳ میلادی: کاروس امپراتور روم بین‌النهرین را فتح می‌کند اما سپاهیانش پس از مرگ او بلافاصله آن سرزمین را ترک می‌کنند. ۲۹۷ میلادی: گالریوس نرسه را شکست می‌دهد. بنا بر پیمان‌نامه نصیبین نرسه از ارمنستان و بین‌النهرین عقب‌نشینی می‌کند. کشورهایی که امروزه میان‌رودان میان آن‌ها تقسیم شده‌است عراق ترکیه ایران سوریه کویت
[ "دجله", "فرات", "عراق", "پلیبیوس", "پلینی", "استرابون", "فارسی", "عربی", "زبان آرامی", "سومر", "اکد", "تمدن بابل", "آشور", "کلدانی", "کاسیان", "عیلام", "ماد", "بافومه", "ایران", "کاهن", "خط میخی سومری", "سارگون یکم", "بابل (دولت‌شهر)", "حمورابی", "مهرداد یکم", "سلوکیه", "آشوریه", "تیسفون", "تراژان", "هادریانوس (روم)", "تاریخ ارمنستان", "کاروس", "گالریوس", "نرسه", "پیمان‌نامه نصیبین", "ترکیه", "سوریه", "کویت" ]
[ "میان‌رودان", "آسیای غربی", "تاریخ باستان عراق", "تاریخ خاورمیانه", "تاریخ سوریه", "تاریخ عراق", "تاریخ غرب آسیا", "تمدن‌ها", "جغرافیای خاورمیانه", "جغرافیای سوریه", "جغرافیای عراق", "جغرافیای غرب آسیا", "خاور نزدیک", "خاورنزدیک باستان", "دریای مدیترانه", "سوریه باستان", "شام (سرزمین)", "مدیترانه شرقی", "منطقه‌های تاریخی", "منطقه‌های تاریخی عربستان سعودی", "هلال حاصل‌خیز" ]
1,681
فضای هاسدورف
0
13
0
[ "فضاي هاسدورف" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فضای هاسدورف در توپولوژی، فضایی است که در آن بتوان نقاط را با همسایگی جدا کرد. این فضا به نام فلیکس هاسدورف، از پایه‌گذاران توپولوژی نام گذاری شده است. تعریف فرض کنید X یک فضای توپولوژیکی باشد. می‌گوییم x و y توسط همسایگی‌های از هم جدا شده‌اند اگر همسایگی مانند U از x و همسایگی مانند V از y موجود باشند به طوریکه این دو همسایگی هیچ اشتراکی نداشته باشند. فضای X هاسدورف است اگر بتوان هر دو نقطه در X را توسط همسایگی‌هایی از هم جدا کرد. فضاهای هاسدورف، فضاهای T ۲ نیز نامیده می‌شوند. فرض کنید X یک فضای متریک با متر d باشد به ازای p,qاز X باشد که مخالف هم باشند هر گاه دوهمسایگی مو جود باشد که اشتراکشان تهی باشد این خاصیت را خاصیت هاسدروف فضای توپولوژیک می‌گویند.
[ "توپولوژی", "فضا", "همسایگی", "فلیکس هاسدورف" ]
[ "توپولوژی هندسی" ]
1,682
روضةالصفات
0
5
0
[ "روضهالصفات" ]
false
1
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
روضهالصفات کتابی است منظوم به فارسی نوشته عبدی بیگ شیرازی در سال ۹۷۶ هجری برابر با ۱۵۵۹ میلادی. این اثر درباره توصیف باغ‌های تاریخی شهر قزوین است. ویرایشی از این کتاب در سال ۱۹۷۴ میلادی در مسکو به چاپ رسید.
[ "فارسی", "عبدی بیگ شیرازی", "قزوین", "مسکو" ]
[ "ادبیات فارسی", "قزوین" ]
1,683
عبدی بیگ شیرازی
0
44
0
[ "عبدي بيگ شيرازي", "تکلمة الاخبار" ]
false
8
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
خواجه‌زین‌العابدین‌علی مشهور به عبدی بیک شیرازی و متخلص به نویدی متوفی ۹۹۸ قمری (سده دهم هجری، شانزدهم میلادی) از شاعران، حکیمان، ادیبان و دبیران دولت صفوی است که بخش مفید زندگیش را در دوران طهماسب سپری کرده‌است. وی به خاطر تاریخ نویسی و شاعری مشهور شد. عبدی بیگ از دبیران و شاعران دربار شاه طهماسب صفوی (۹۳۰ - ۹۴۸ ق) بود. اغلب تذکره‌نویسان مولد وی را شیراز نوشته‌اند، اما صاحب تذکره «روز روشن» او را اصفهانی دانسته و نسبت شیرازی وی را به‌جهت کثرت اقامت او در آن شهر می‌داند. عبدی بیگ در جوانی به فراگیری ادب و علم و سیاق و ترسل پرداخت و در این رشته‌ها به‌ویژه، سیاق و حساب به‌زودی نام‌آور و عهده‌دار منصب استیفاء شد. سبک شعر و اثرها نویدی در سرودن مثنوی مهارت بسیار داشت و مثنوی‌های بسیاری پرداخته‌است. از جمله آثار وی «بوستان خیال» است که به تقلید از «بوستان» سعدی، به‌همان وزن و به‌نام شاه طهماسب نوشته شده‌است. از دیگر آثار وی بنا بر گفته سام میرزا، سه خمسه در جواب «خمسه» نظامی است. خمسه اول: «مظهر اسرار»، «جام جمشیدی»، «مجنون و لیلی»، «هفت اختر»، «آئین اسکندری». خمسه دوم: «جوهر فرد»؛ «دفتر درد»، «فردوس‌العارفین»، «انوار تجلی»، «خزائن‌الملوک» یا «خزائن‌الملکوت». خمسه سوم: «روضه الصفات»، «دوحه الازهار»، «جنه الاثمار»، «زینه الاوراق»، «صحیفه الاخلاص». دکتر صفا منظومه «خزائن‌الملکوت» را جدا از «خزائن‌الملوک» دانسته و آن را مثنوی مذهبی متشکل از هفت بخش یا خزانه در برابر «حدیقهالحقیقه» سنائی به‌نام «سبعه عبدی» ذکر کرده‌است. سبعه مذکور شامل: «صحیفه لاریب»، «لوح مسطور»، «بحر مسجور»، «منشور شاهی»، «مروج‌الاسواق»، «مهیج‌الاشواق»، «نهایه الاعجاز». عبدی بیگ کتابی در تاریخ عهد خود به‌نام «تکمله الخبار» نیز نوشته و آن را در ۹۷۸ ق به ایان رسانده‌است. کتاب «صریح‌الملک»، در شرح املاک و عمارت‌ها و بناهای بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی نیز از آثار او است. تاریخ نگاری یکی از مهمترین آثار او کتاب تاریخی تکمله الاخبار است که رخدادهای دنیای اسلام را تا سال ۹۷۸ نگاشته و از نظر متن شباهت زیادی با کتاب تاریخ جهان آرا قاضی احمد غفاری کاشانی دارد؛ گرچه غفاری، بیشتر به بیان تواریخ و جزئیات پرداخته اما رنگ و بوی کتاب عبدی بیک بیشتر ادبی است. آثار دیگر عبدی بیک، مجموعه‌ای از آثار منظوم است که هر کدام با نامی خاص، اختصاص به حوزه مشخصی دارد. از آنجا که عبدی بیک یک شاعر مورخ است، شعر را وسیله‌ای در خدمت بیان تاریخ و جغرافیا قرار داده و در بسیاری از اشعارش، به وصف محلات و باغهای قزوین یا رخدادهای تاریخی نشسته‌است. بحث از ارزش تاریخی اشعار عبدی بیک که ضمن آنها به بسیاری از جنگها و نبردها و تحولات دیگر پرداخته باید در جای دیگری دنبال شود. در عین حال، به دلیل علاقه‌اش به شعر عرفانی، به پیروی از نظامی و امیرخسرو دهلوی و دیگر شاعران حکیم، شعر عرفانی هم فراوان سروده و از داستانهای عارفانه و عاشقانه برای بیان عقاید عرفانی خود بهره جسته‌است. سر جمع مجموعه اشعار او را ۵۴۹۴۷ بیت دانسته‌اند. بنگرید، وی بیشتر این اشعار را به درخواست شاه طهماسب یا برای وی سروده و در همه جا به نیکی از او یاد کرده و از انعامات او در حق خود یاد نموده‌است. بسیاری از مجموعه‌های شعری او را خاورشناسان شوروی سابق چاپ کرده‌اند. از آن جمله می‌توان به این آثار اشاره کرد: دوحه الازهار، مظهر الاسرار، جوهر فرد، آیین اسکندری، لیلی و مجنون، هفت اختر، جنه الاثمار، زینه الاوراق و صحیفه الاخلاص و…
[ "شاعر", "دولت صفوی", "شاه طهماسب صفوی", "شیراز", "شاه طهماسب", "سام میرزا", "عبدی بیگ", "بقعهٔ شیخ صفی‌الدین اردبیلی", "اسلام", "تاریخ جهان", "احمد غفاری", "باغستان های سنتی قزوین", "امیرخسرو دهلوی", "شعر عرفانی", "شوروی سابق", "لیلی و مجنون" ]
[ "زادگان سده ۱۶ (میلادی)", "شاعران اهل شیراز", "شاعران فارسی‌زبان سده ۱۰ (قمری)", "شاعران مرد اهل ایران", "هنرمندان دوره صفویان" ]
1,684
فهرست زبان‌های جهان به ترتیب حروف الفبا
0
66
0
[ "فهرست زبان‌هاي جهان", "فهرست زبان های جهان", "فهرست زبان هاي جهان", "فهرست زبان‌های جهان", "فهرست زبان های جهان به ترتیب حروف الفبا", "فهرست زبان هاي جهان به ترتيب حروف الفبا" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نام هر زبان با خط خودش در جلوی نام فارسی آن آمده است. در مورد زبان‌هایی که نامشان با خطی غیر از خط عربی یا لاتین نوشته شده، یا نیاز به آوانگاری دارند، تلفظ نام آنها نیز نوشته شده است. بیش از 7000 زبان در دنیا وجود دارد در هر چهارده روز یک زبان تبدیل به زبان مرده میشود از دلایل آن میتوان گرایش مردم به شهر‌های بزرگ و همچنین فوت افراد بومی‌های آن زبان شاره کرد زبان‌های زنده آن چه در زیر می‌بینید فهرستی الفبایی از زبان‌های زنده جهان است. زبان‌هایی که امروزه به طور متداول استفاده نمی‌شوند، در این فهرست نیامده‌اند. آ زبان ساجده (آدیگبزه) زبان آستوری Asturianu زبان آسی (ایرون) آفریکانس Afrikaans زبان آلبانیایی Shqip زبان آلمانی Deutsch (دویچ) زبان آمهاری زبان آذربایجانی Azərbaycan dili (آذربایجان دیلی) ا زبان اردو اردو زبان ارمنی (هایرن) زبان ازبکی uzbekcha زبان اسپانیایی Español (اسپانیول) زبان اسپرانتو Esperanto (اسپرانتو) زبان استونیایی Eesti زبان اسلواکیایی Slovenčina زبان اسلوونیایی Slovenščina زبان انگلیسی English زبان اندونزیایی Bahasa Indonesia زبان اوکراینی (اوکرائینسکا) زبان اویغوری زبان ایتالیایی Italiano زبان ایرلندی Gaeilge زبان ایسلندی Íslenska ب زبان باسکی Euskara زبان بختیاری Bakhteyari زبان بلاروسی (بلاروسکایا) زبان بلغاری (بلگارسکی) زبان بلوچی Baloochi زبان بنگالی زبان بوسنیایی Bosanski زبان براهویی پ زبان پرتغالی Português زبان پشتو پستو ت زبان تاتاری Tatarça زبان تاتی تاتی زوان زبان تالشی تالشی زوون زبان تاگالوگ زبان تایلندی ภาษาไทย زبان ترکی آذربایجانی Azərbaycan dili زبان ترکی استانبولی Türkçe زبان ترکمنی ج زبان جاوه‌ای Basa Jawa چ زبان چکی Česká زبان چواش (چواش) زبان چینی 中文 د زبان دری فارسی زبان دانمارکی Dansk ر زبان روسی (روسکی) زبان رومانیایی Română ژ زبان ژاپنی 日本語 (نی هون گ ) س ساکسونی جنوبی Plattdüütsch سانسکریت संस्कृतम् زبان سومالی af Soomaali زبان سوئدی Svenska زبان سواحیلی Kiswahili زبان سیسیلی Sicilianu زبان سینهالی Sinhalese ص زبان صربی (سرپسکی) ع زبان عبری د (ایوریت) زبان عربی العربیه ف زبان فارسی دری (زبان پارسی) زبان فرانسوی Français (فرانسه) فریزی غربی Frysk زبان فنلاندی Suomi ق زبان قرقیزی زبان قزاقی ک کاتالان Català زبان کردی سورانی Kurdî Soranî زبان کردی کرمانجی Kurdî Kurmancî زبان کردی کرمانشاهی Kurdî Kermanshahî زبان کرواتی Hrvatski زبان کره‌ای 한국어 گ زبان گیلکی Gilaki زبان گیلیک اسکاتلندی Galego زبان گرجی ქართული زبان گالیسی Gàidhlig ل زبان لاتین Latina زبان لتلندی Latviešu زبان لری Luri زبان لوکزامبورگی Lëtzebuergesch زبان لهستانی Polski زبان لیتوانیایی Lietuvių زبان لکی Laki م زبان ماراتی मराठी زبان مازندرانی یا طبری (مازرونی یا تبری) زبان مالایی Bahasa Melayu زبان ماندارین زبان مجاری Magyar زبان مغولی (مونگول) مین جنوبی Bân-lâm-gú زبان لاری Lari ن زبان نپالی زبان نروژی Norsk نروژی نو Nynorsk (نونورسک) و زبان والونی Walon زبان ولزی Cymraeg زبان ویتنامی Tiếng Việt ه زبان هلندی Nederlands زبان هندی हिन्दी ی زبان یونانی (الینیکا) زبان یاقوتی زبان‌های مرده زبان اوستایی زبان پهلوی (پارسی میانه) زبان‌های فراساخته اسپرانتو Esperanto زبان میانجی(زبان پایمرد) Interlingua ایدو Ido نوویال ولاپوکvolapuk تیمیرو سول-ره-سول انگلولاتین لوترا فهرست زبان‌ها بر پایه جمعیت سخنگویان بومی
[ "زبان ساجده", "زبان آستوری", "زبان آسی", "آفریکانس", "زبان آلبانیایی", "زبان آلمانی", "زبان آمهاری", "زبان آذربایجانی", "زبان اردو", "زبان ارمنی", "زبان ازبکی", "زبان اسپانیایی", "زبان اسپرانتو", "زبان استونیایی", "زبان اسلواکیایی", "زبان اسلوونیایی", "زبان انگلیسی", "زبان اندونزیایی", "زبان اوکراینی", "زبان اویغوری", "زبان ایتالیایی", "زبان ایرلندی", "زبان ایسلندی", "زبان باسکی", "زبان بلاروسی", "زبان بلغاری", "زبان بلوچی", "زبان بنگالی", "زبان بوسنیایی", "زبان براهویی", "زبان پرتغالی", "زبان پشتو", "زبان تاتاری", "زبان تاتی", "زبان تالشی", "زبان تاگالوگ", "زبان تایلندی", "زبان ترکی آذربایجانی", "زبان ترکی استانبولی", "زبان ترکمنی", "زبان جاوه‌ای", "زبان چکی", "زبان چواش", "زبان چینی", "فارسی دری", "زبان دانمارکی", "زبان روسی", "زبان رومانیایی", "زبان ژاپنی", "ساکسونی جنوبی", "سانسکریت", "زبان سومالی", "زبان سوئدی", "زبان سواحیلی", "زبان سیسیلی", "زبان سینهالی", "زبان صربی", "زبان عبری", "زبان عربی", "زبان فرانسوی", "فریزی غربی", "زبان فنلاندی", "زبان قرقیزی", "زبان قزاقی", "کاتالان", "کردی سورانی", "کردی کرمانجی", "کردی کرمانشاهی", "زبان کرواتی", "زبان کره‌ای", "زبان گیلکی", "زبان گیلیک اسکاتلندی", "زبان گرجی", "زبان گالیسی", "زبان لاتین", "زبان لتلندی", "زبان لری", "زبان لوکزامبورگی", "زبان لهستانی", "زبان لیتوانیایی", "زبان لکی", "زبان ماراتی", "زبان مازندرانی", "زبان مالایی", "زبان ماندارین", "زبان مجاری", "زبان مغولی", "مین جنوبی", "زبان لاری", "زبان نپالی", "زبان نروژی", "نروژی نو", "زبان والونی", "زبان ولزی", "زبان ویتنامی", "زبان هلندی", "زبان هندی", "زبان یونانی", "زبان یاقوتی", "زبان اوستایی", "زبان پارسی میانه", "اسپرانتو", "زبان میانجی", "ایدو", "نوویال", "ولاپوک", "تیمیرو", "سول-ره-سول", "انگلولاتین", "لوترا", "فهرست زبان‌ها بر پایه جمعیت سخنگویان بومی" ]
[ "فهرست زبان‌های جهان", "فهرست‌های مربوط به زبان‌ها", "فهرست‌های موضوع‌ها" ]
1,685
کرمانجی
0
295
0
[ "کردی کرمانجی", "کورمانجی", "كرمانجي", "كردي كرمانجي", "زبان کردی کرمانجی", "گویش کرمانجی", "زبان کرمانجی", "زبان كردي كرمانجي", "زبان كرمانجي", "كورمانجي", "گويش كرمانجي", "Kurmancî", "کردی شمالی", "مردم کرمانجی" ]
false
194
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "کرمانجی" }, { "Item1": "نام محلی", "Item2": "Kurmancî" }, { "Item1": "منطقه", "Item2": "[[ایران]]، [[عراق]]، [[ترکیه]]، [[سوریه]]" }, { "Item1": "گویشوران", "Item2": "حدود ۲۵میلیون در ترکیه، ۲٫۸ میلیون در عراق، حدود ۴میلیون در سوریه و بیش از ۳ میلیون در ایرانی سایر کشورها بیش از۲میلیون سایر کشورها" }, { "Item1": "رنگ خانواده", "Item2": "Indo-European" }, { "Item1": "fam2", "Item2": "[[هندوایرانی]]" }, { "Item1": "fam3", "Item2": "[[ایرانی]]" }, { "Item1": "fam4", "Item2": "[[غربی]]" }, { "Item1": "fam5", "Item2": "[[شمال غربی]]" }, { "Item1": "fam6", "Item2": "[[کردی]]" }, { "Item1": "fam7", "Item2": "[[کردی کرمانجی]]" }, { "Item1": "lingua", "Item2": "58-AAA-a" }, { "Item1": "glotto", "Item2": "nort2641" }, { "Item1": "glottorefname", "Item2": "Northern Kurdish" }, { "Item1": "iso3", "Item2": "kmr" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "پراکندگی گویش‌های کردی" } ], "Title": "زبان" }
کرمانجی (به کردی: Kurmancî) که یکی از گویش‌های اصلی زبان‌های کردی است. زنان کرمانج در حال ریسمان بافی کرمانجی، سرشتی قدیمی‌تر و اصلی‌تر را نسبت به دیگر گویش کردی حفظ کرده چرا که دیگر زبان‌های کردی به خاطر نفوذ دراز مدت فارسی و شاید جذب یک زیرلایه مشخص ایرانی، دستخوش دگرگونی‌های چشمگیر شده‌اند. فهم زبان گویشوران کرمانجی و سورانی در ابتدا کمی مشکل است اما پس از مدتی قادر به برقراری ارتباط با هم خواهند بود. بیشتر کردهای جهان با گویش کرمانجی سخن می‌گویند. گستره کرمانجی در قسمتی از ترکیه و سوریه، بخشی از کردستان عراق و همچنین در سنندج و همچنین در استان تهران، شهرستان دماوند و در روستاهای جابان و سربندان وگویش غالب در شهرستان‌های قوچان، بجنورد، اسفراین، شیروان، کلات نادری و «مانه و سملقان» و نیز روستای زردکوهی و گودچاه در سبزوار، کرمانجی است. کرمانجی در شهرستان‌های درگز، چناران و فاروج با در اختیار داشتن درصدی بالا، زبان دوم است. با توجه به مهاجرت‌های گستره از سایر شهرهای کرد زبان شمال خراسان به مشهد شمار کرمانج‌های ساکن در مشهد قابل توجه است. در روستاهایی در شهرستان رودبار استان گیلان به ویژه در بخش عمارلو که شامل دو بخش می‌باشد که عمده ساکنان بخش خورگام که شامل روستاهای لایه بره سر چها محل برارود و بیش از یکصد پارچه آبادی و روستا به زبان کرمانجی صحبت می‌کنند. پیرکوه و کرماک و روستای کرمانج نشین دوسالده در منطقه عمارلو و برخی روستاهای سیاهکل از جمله روستای جلیسه با حدود ۲۰۰ خانوار که صورت کامل زبانشان را حفظ کرده‌اند و نیز در قسمت‌های کردنشین ارمنستان و ترکمنستان و استان‌های کلباژار و زنگلان در جمهوری آذربایجان به کردی کرمانجی تکلم می‌شود. بیشتر کردهای ساکن اروپا به زبان کرمانجی تکلم می‌کنند. کرمانجی با آن که از لهجه‌های مختلفی تشکیل شده‌است ولی لهجه مرجع و کتابی (معیار) آن به لهجه جزیری در کردستان ترکیه شبیه است که از زمان‌های دور شاعران و نویسندگانی مانند جعفر قلی، احمد خانی، ملای جزیری، فقی تیران، ماموستا جیگر خوین و علی حریری آثار ارزشمندی را خلق کرده‌اند. شرانی، شاقی {شکاکی، موصولانلو، زاخورانی و صربیانی و شاهیندژ و بعضی از روستاهای شهرستان هشترود در آذربایجان شرقی و ماه نشان در زنجان به این گویش سخن می‌گویند. این فقط گوشه‌ای از مناطقی بود که در آن کرمانجی مرسوم است. در مناطق دیگری مثل منطقه اوریاد در حوالی میانه و در روستاهای هشترود و شهرستان پری در آذربایجان شرقی نیز تا چند سال پیش مردم آنجا پوشش کرمانجی داشتند و به این گویش سخن می‌گفتند که به‌تدریج و به علل خاص زبان خود را کنار گذاشته و روستای علی زینل ترکی صحبت کردند گرچه هنوز زبان کرمانجی در پیرمردان و پیرزنان آن نواحی استفاده می‌شود. * در خراسان بزرگ نیز کرمانجی در مناطق شمالی آن، شمال خطی که مشهد را به بجنورد اتصال می‌دهد و به مرز ترکمنستان محدود می‌شود، تکلم می‌شود. ساکنین برخی روستاهای ترکمنستان که هم‌مرز با ایران هستند مانند روستای فیروزه نیز به این زبان تکلم می‌کنند. در تفلیس پایتخت گرجستان عده زیادی کرمانج زندگی می‌کنند که پیرو آیین (ایزدی) هستند. «ایزدی» ریشه در دین (زرتشتی) دارد. در کشور ارمنستان حدود یک سوم کردهای این کشور ساکن ایروان(Erivan)، و بقیه در مناطق آلاگوز (Alaguez)، آرارات(Ararat)، ماسیس(Masis) و تالیین(Talinn) ساکن هستند که به لهجه کرمانجی تکلم می‌کنند. این کردها در سال ۱۹۲۰ از کردستان ترکیه به این دیار کوچ اجباری داده شدند. در کشور روسیه (منطقه سیبری) ساکنین شهر نووسیبیسکی و حومه به لهجه کرمانجی صحبت می‌کنند. در اطراف شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل نیز روستاهایی به زبان کرمانجی تکلم می‌کنند که از شمال به جنوب عبارتند از: میل آغاردان، بلوکانلو، مصطفی لو، پیر انلو، چملوگبین، اوجغاز، مورستان، کلستان علیا، حاجی‌آباد، کلستان سفلی، لنبر، نواشنق، آقبلاغ کرد، غفور آباد، کالار، چلنبر، داودخانی، خداقلی قشلاق ، دلیلر ، آقباش و روستای مجاور آن جعفرآباد که در جنوب شهرستان خلخال و در حد فاصل استان اردبیل، زنجان قراردارد به زبان کرمانجی اصیل که کمتر مورد تحریف قرار گرفته صحبت می‌کنند. بیش از دو سوم از کرد زبانان جهان به گویش کرمانجی تکلم می‌کنند. الفبا و نوشتار برای نوشتن کرمانجی در ترکیه و سوریه از حروف لاتین، در کردستان عراق و ایران از خط عربی و در قسمت کردنشین ارمنستان از خط سیریلیک استفاده می‌شود. در استان‌های خراسان رضوی، خراسان شمالی و آذربایجان غربی به عنوان مهمترین استان‌های کرمانج‌نشین در ایران، کاربرد حروف لاتین در حال گسترش است. الفبای کردی از ۳۱ حرف تشکیل می‌شود: A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z زبان کردی دارای ۸ مصوت است: کردی a e ê i î o u û فارسی آ (مثل آرام) ا (مثل اندک) ا مثل (امروز) ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) ای (مثل ایلام) ا (مثل اردک) او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) او (مثل دوست) و نیز دارای ۲۳ صامت است: کردی b c ç d f g h j k l m n p q r s ş t v w x y z فارسی ب ج چ د ف گ ه ژ ک ل م ن پ ق ر س ش ت و (مثل evening) و (مثلwindow) خ ی (مثل یاور) ز ادبیات نویسندگان مناطق کرمانجی‌زبان در طول تاریخ آثار خود را به زبان‌های فارسی و عربی و ترکی می‌نوشتند. برای نمونه ادریس بدلیسی از مقام‌های دولت عثمانی و با اصلیت کرد، در سال ۱۵۰۱ میلادی، هشت بهشت را به فارسی نوشت که این کتاب نخستین اثر تاریخی در مورد هشت پادشاه عثمانی است. شاهزاده شرف خان فرمان‌روای امیرنشین کرد بتلیس در اواخر سده شانزدهم اثر تاریخی خود را درباره کردها به فارسی نوشته‌است. نخستین شاعر شناخته شده کردی کرمانجی «علی حریری» است که در سال ۱۴۲۵ در حکاری متولد شده و حدود سال ۱۴۹۵ از دنیا رفته‌است. مضمون‌های مورد علاقه وی عشق به زادگاه، زیبایی‌های طبیعتش و زیبایی دختران سرزمینش بودند. شناخته‌شده‌ترین شاعر کرمانجی در اواخر سده شانزدهم و اوایل سده هفدهم، شیخ احمد نشانی ملقب به ملای جزیری است. او اهل جزیره ابن عمر (جزیره بوتان) بود و مانند بسیاری از ادیبان آن زمان شناخت خوبی از عربی، فارسی و ترکی داشت. ذهن او همچنین از فرهنگ ادبی فارسی و عربی انباشته بود. اثر او بیش از ۲۰۰۰ بیت دارد. در این عصر است که احمد خانی شاعر متولد می‌شود. وی که اصالتا بایزیدی است، به بیانی نخستین شاعر بزرگ کردی کرمانجی به‌شمار می‌آید. او در اثر خود مم و زین، شعری طولانی با بیش از ۲۶۵۰ بیت، گفته‌است. کرمانج‌های قفقاز در دوران شوروی نیز تلاش‌های برای نوشتن کرمانجی با خط سیریلیک انجام دادند که از آن جمله می‌توان به انتشار مجموعه اشعار جاسم جلیل (زاده ۱۹۰۸) در نخستین روز جنگ جهانی دوم و همچنین «عرب شامو» پرکارترین رمان‌نویس کرمانج اشاره نمود که از سال ۱۹۳۵ آغاز به انتشار آثارش کرد. در دوره بین دو جنگ جهانی شاهزاده «جلادت بدرخان» و برادرش «کامران» در دمشق سوریه که تحت قیمومیت فرانسه بود گرد هم آمدند و مسببان اصلی نوزایی ادبیات کرمانجی شدند. آن‌ها برای نوشتار الفبای لاتینی بکار می‌بردند و این خط را در نشریه «هه‌وار» باب کردند. این نشریه اقدامات مهمی در جهت معرفی قالب‌های تازه در زبان ادبی کردی کرمانجی صورت داد. در دوران معاصر با سیل مهاجرت پناهندگان از ترکیه و دیگر کشورها به شمال اروپا بسیاری از کرمانجی‌زبانان نیز به اسکاندیناوی پناهنده شدند. شاعران و نویسندگان پناهنده در ابتدا آثار خود را برای چاپ به نشریاتی می‌سپردند که توسط انتشارات کردی در سوئد چاپ می‌شوند. مقامات سوئد، با توجه به سیاستی که در قبال جوامع مهاجر کشورشان دارند، به جمعیت پناهندگان کرد نیز بودجه قابل توجهی برای چاپ و نشر آثارشان اختصاص داده‌اند. از اواخر دهه ۷۰، ده‌ها مجله و نشریه و همچنین تعدادی کتاب کودکان، کتاب‌های آموزش الفبا و ترجمه آثار تاریخی در مورد کردها به کرمانجی با خط لاتین به چاپ رسید. آفرینش آثار ادبی نیز ترغیب شد و امین بوز ارسلان داستان‌هایی برای کودکان نوشت و روژان بادناس مجموعه شعری به چاپ رساند. محمود اوزون نیز دو رمان در سبک واقع‌گرایی منتشر کرد. در طی ۱۰ سال ۲۰۰ عنوان کتاب به کرمانجی و سورانی و زازا به چاپ رسیده‌است. زبان کردی کردها کرمانج
[ "ایران", "عراق", "ترکیه", "سوریه", "زبان‌های هندوایرانی", "زبان‌های ایرانی", "زبان‌های ایرانی غربی", "زبان‌های ایرانی شمال غربی", "کردی", "کردی کرمانجی", "کردی سورانی", "کردی میانی", "زازاکی", "کردی گورانی", "زیرلایه", "سورانی", "کردستان عراق", "سنندج", "شهرستان رودبار", "گیلان", "پیرکوه", "کرماک", "روستای کرمانج نشین دوسالده", "عمارلو", "سیاهکل", "ارمنستان", "ترکمنستان", "کلباژار", "زنگلان", "جمهوری آذربایجان", "شرانی", "شاقی", "موصولانلو", "زاخورانی", "صربیانی", "شهرستان شاهین‌دژ", "هشترود", "آذربایجان شرقی", "ماه نشان", "زنجان", "اوریاد", "مشهد", "بجنورد", "فیروزه (ترکمنستان)", "تفلیس", "گرجستان", "کرمانج", "روسیه", "لهجه", "زبان لاتین", "سیریلیک", "ادریس بدلیسی", "شرف‌خان بدلیسی", "علی حریری", "حکاری", "ملای جزیری", "جزیره ابن عمر", "مم و زین", "جاسم جلیل", "عرب شامو", "جلادت بدرخان", "امین بوز ارسلان", "محمود اوزون", "زبان کردی", "کردها" ]
[ "زبان کردی", "زبان‌های ارمنستان", "زبان‌های ایران", "زبان‌های ایرانی نو شمال غربی", "زبان‌های ترکیه", "زبان‌های جمهوری آذربایجان", "زبان‌های خراسان", "زبان‌های سوریه", "زبان‌های عراق", "زبان‌ها", "گویش‌های زبان کردی" ]
1,686
سورانی
0
332
0
[ "سوراني", "كردي سوراني", "کردی سورانی", "زبان کردی سورانی", "گویش سورانی", "زبان سورانی", "زبان سوراني", "زبان كردي سوراني", "گويش سوراني", "کردی مرکزی" ]
false
211
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "سورانی" }, { "Item1": "نام محلی", "Item2": "سورانی، Soranî" }, { "Item1": "زیرنویس", "Item2": "سورانی زبانی است هندواروپایی" }, { "Item1": "رنگ خانواده", "Item2": "Indo-European" }, { "Item1": "fam2", "Item2": "[[زبان هند و ایرانی]]" }, { "Item1": "fam3", "Item2": "[[زبان ایرانی]]" }, { "Item1": "fam4", "Item2": "[[زبان ایرانی غربی]]" }, { "Item1": "fam5", "Item2": "[[شمال غربی]]" }, { "Item1": "fam6", "Item2": "[[زبان کردی]]" }, { "Item1": "iso3", "Item2": "ckb" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "منطقه سورانی‌زبان (سبزرنگ) در ایران و عراق." } ], "Title": "زبان" }
سورانی یا کردی مرکزی ( ، ) یکی از گویش‌ها/زبان‌های کردی است. سورانی در بخش میانی مناطق کردنشین ایران و همچنین در نیمه جنوبی کردستان عراق صحبت می‌شود. شهرهای اصلی گویشوران سورانی عبارتند از پیرانشهر، بوکان، اشنویه، سردشت، مهاباد، نقده، ارومیه، رواندوز، سقز، قسمتی از، سلیمانیه، اربیل، رانیه، کویسنجق جمعیت گویشوران سورانی عراق ۲٫۸ میلیون نفر (۱۰٫۶ درصد جمعیت عراق) و جمعیت گویشوران بادینی (کرمانجی) عراق ۲٫۲ میلیون نفر (۸٫۴ درصد جمعیت عراق) است. در عراق لهجه سلیمانی از گویش سورانی (که در سلیمانیه متداول بود) در زمان سلطه انگلیس‌ها (۱۹۳۲–۱۹۱۸) و در ایران لهجه مکری در دوره فعالیت حزب دموکرات کردستان (۴۶–۱۹۴۰) به عنوان معیار سورانی برگزیده شد. پیش از آن در سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی زبان هورامی به عنوان زبان نوشتار کردی به‌کار رفته‌بود. گفته شده‌است که کردی از زبان مادها منشعب شده‌است اما از زبان مادی تنها چند واژه باقی مانده‌است و نمی‌توان براساس آن چنین قضاوتی کرد. در میان سورانی‌نویسان پافشاری بر دوری گزیدن از واژه‌های عربی، فارسی و ترکی که کردی تحت سلطه این سه زبان قرار داشته نمایان است و اما این سختگیری و سره‌گرایی سورانی نسبت به واژه‌های اروپایی وجود ندارد. گرچه در متون علمی و زبان‌شناختی نام رایج برای این زبان/گویش، سورانی است، برخی قوم‌گرایان کرد بر استفاده از عبارت‌های «کردی مرکزی» و «کرمانجی میانی» به جای سورانی اصرار می‌ورزند. تبارشناسی زبانی زبان‌های هندواروپایی زبان‌های هندوایرانی زبان‌های ایرانی زبان‌های ایرانی غربی زبان‌های ایرانی شمال غربی زبان کردی گویش کردی سورانی زبان فارسی نیز از زبان‌های ایرانی غربی است ولی به دسته جنوب غربی تعلق دارد. لهجه‌ها سورانی خود به چندین لهجه تقسیم می‌شود. لهجه رایج در سنندج لهجه اردلانی است و لهجه جنوب استان آذربایجان غربی خصوصا منطقه مهاباد مکریانی نام دارد. در عراق نیز دو لهجه اصلی سورانی اصلی (در اربیل و کرکوک و سلیمانیه و سقز) و سلیمانیه‌ای رایج است. همچنین لهجه بوکانی که ترکیبی فصیح از کردی سورانی و مکریانی است زبان محاوره منطقه بوکان و حومه آن است. به‌طور کل اردلانی/سلیمانیه‌ای یک گروه و مکریانی/اربیلی نیز یک گروه دیگر را تشکیل می‌دهند؛ و لهجه باباجانی که مخصوص شهرهای ثلاث باباجانی، جوانرود، روانسر است ادبیات از شاعران بزرگ کلاسیک‌سرای این گویش می‌توان به نالی، محوی، حاجی قادر کویی، سالم، کوردی، سالمی سنه، شیخ رضا طالبانی، حریق، بخود، وفایی، ادیب، سیف فاضی، احمد مختار جاف، طاهربگ جاف، مفتی پنجوینی، زیور، قانع، هژار، هیمن، شریف و جلال ملکشااشاره کرد و از خوانندگان بزرگ آن می‌توان سیدعلی‌اصغر کردستانی، حسن زیرک، ماملی، علی مردان، طاهر توفیق، ناصر رزازی، نجمه غلامی و مظهر خالقی را نام برد. رمان ژانی گه‌ل (درد ملت) نوشته ابراهیم احمد از نخستین رمان‌های قابل توجه در گویش سورانی به‌شمار می‌رود. قدیمی‌ترین آن فرهنگ یک زبانه کردی سورانی به نام فرهنگ خال (تالیف محمد خال از اهالی سلیمانیه در ۱۹۶۰) است و آخرین فرهنگ مهم دوزبانه سورانی هژار (۱۹۹۵) است. این فرهنگ‌ها به‌طور وضوح نگرش تجویزی و ناسیونالیستی دارند نه توصیفی و از این‌رو از ذکر واژه‌های بیگانه یا هر چه رنگ خارجی دارد دوری گزیده‌اند. زبان نوشتاری در میان زبان‌های ایرانی زبان فارسی در مرحله‌ای بسیار قدیم‌تر از دیگر زبان‌های این خانواده به شکل استاندارد و یک‌دست نوشتاری دست یافت. پس از کنارگذاشته‌شدن خط و زبان استاندارد پارسی میانه، استانداردسازی فارسی نو با روندی طبیعی آغاز شد و در حدود سده‌های ۸ و ۹ میلادی یعنی در زمان رودکی و پس از آن شکل نهایی یک‌دست خود را یافت. استانداردسازی دیگر زبان‌های ایرانی سده‌ها بعد و گاه از طرق سیاست‌گذاری دولتی (مانند فارسی تاجیکی و پشتو) انجام گرفت. استانداردسازی نوشتاری گویش‌های کردی از سده بیستم آغاز شده و هنوز ادامه دارد. در میان گویش‌های کردی دو شاخه سورانی و کرمانجی نیمه‌استاندارد هستند و استانداردهایی جدا از یک‌دیگر را دنبال کرده‌اند. البته تا حدود ۱۸۰ سال پیش زبان وادب گورانی (هورامی) که شاخه ایی مهم از زبان پارسی باستان است به عنوان زبان ادبی کردستان رایج وفراگیر بوده‌است. در مناطق کردنشین ایران از سده‌های دور تا امروز زبان نوشتاری و اداری همواره فارسی بوده‌است. زبان ادبی کردستان عراق نیز تا سال ۱۹۲۰ فارسی و زبان اداری حکومتی آن ترکی عثمانی بود. زبان نوشتاری سورانی که با خط فارسی-عربی و با علاماتی اضافه‌شده نوشته می‌شود در سال‌های ۱۹۱۹ و ۱۹۲۰ با که بر منطقه مستقر شده‌بود و با قصد ایجاد چنددستگی در کشور عراق و منطقه ایجاد شد. زبان فارسی در مدارس کردستان عراق تا سال ۱۹۲۱ تدریس می‌شد و پس از آن مقامات بریتانیایی از تدریس فارسی و ترکی جلوگیری کردند. در در متن نامه رسمی بریتانیا به سازمان ملل مورخه ۲۴ فوریه ۱۹۲۶ درباره امور اداری منطقه کردنشین تحت اداره بریتانیا می‌خوانیم: این نامه ادامه می‌دهد که حکومت بریتانیا پس از ایجاد زبان نوشتاری برای کردی سورانی، «نهایت سعی خود را برای مجاز اعلام کردن و استفاده فعالانه از زبان کردی را تشویق و ترغیب نمود.» با این‌که آثار ادبی تا پیش از اوایل سده ۱۹ میلادی در گویش سورانی نوشته نشده بود انگلیسی‌ها از میان گورانی، سورانی و بادینانی، گویش سورانی را دست‌مایه خود برای ایجاد یک زبان کردی نوشتاری قرار داده آن را به عنوان زبان رسمی کردهای عراق معرفی کردند. این باعث شد که در آغاز گویشوران بادینی نیمه شمالی کردستان عراق که درک سورانی برایشان دشوار بود کودکان خود را ترجیحا به مدارس عربی‌زبان بفرستند. زبان نوشتاری کردی در عراق به مرور دو شکل نیمه‌استاندارد پیدا کرد که تا امروزه ادامه دارد. یکی گونه گویش کردی سورانی (بر پایه لهجه‌های سورانی سلیمانیه و اربیل) و دیگری گونه گویش بادینانی (بر پایه لهجه دهوک). این تفاوت‌ها همچنان پابرجاست و مانع ایجاد یک شکل زبانی یک‌دست و استاندارد برای کردهای عراق شده‌است. بخش بزرگی از استانداردسازی‌های اولیه در نوشته‌های کردی سورانی در خلال سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۵ انجام شد. یک همایش سیاسی در عراق در سال ۱۹۵۹ تصمیم گرفت تا سورانی را «زبان استاندارد ادبی برای همه کردها» اعلام کند، ولی بادینی‌زبانان (کرمانجی‌زبانان) شمال عراق و کردهای ترکیه چنین تصمیمی را نپذیرفتند. در مطبوعات چاپ‌شده گویش سورانی در ایران گویش مکری (مکریانی) بوکان و مهاباد معیار نوشتاری است. البته نوشته‌های مکری برخی از ویژگی‌های گویش سلیمانیه را نیز استفاده کرده‌اند. وام‌واژه‌ها وام‌واژه‌ها در سورانی معمولا دستخوش مقداری دگرگونی آوایی می‌شوند یا با تفاوت‌هایی نوشته می‌شوند. برای نمونه بحث عربی به صورت «باس»، خلق به صورت «خه‌لک» و خلعت به شکل «خه‌لات» تلفظ و نوشته می‌شود. در مراحل آغازین نوشتن به کردی سورانی، نویسندگان استفاده زیادی از واژه‌های فارسی و عربی می‌کردند و این نشانه‌ای از سطح ادبی بالاتر بود؛ ولی در دوره‌های پس از آن و احساس خطر نسبت به زبان کردی از سوی زبان غالب عربی در عراق، معیارسازان کرد عراق کوشش فراوانی برای بیرون ریختن واژه‌های عربی از سورانی تا حد ممکن انجام دادند. اما کاربرد پسوندهای فارسی مانند -دار (نمونه بریندار: به صورت لغوی یعنی بریدن‌دار، به معنی زخمی)، نشین (نمونه: شانشین: شاه‌نشین)، سازی (چاکسازی: بهسازی) و -خانه (کتیبخانه: به معنی کتابخانه) هم‌چنان رواج دارد. در دوره اولیه و نشست‌های آغازین واژه‌گزینی از سوی زبان‌دانان سورانی کوشش می‌شد تا برای بسیاری از واژه‌های عربی برابرهای فارسی آن‌ها استفاده شود. فارسی و کردی هر دو از زبان‌های ایرانی هستند و نزدیکی این دو زبان دلیل این تصمیم زبان‌دانان کرد بود. وام‌واژه‌های فارسی در کردی مانند آسایش، پرورده، پیوند، چاپ، انجام، تندرستی، هنرمند، گزارش (گوزاریشت)، آراسته (ئاراسته) و… از آن دوره نشات می‌گیرند، ولی امروزه بیشینه کردزبانان عراق این واژه‌ها را واژه‌های اصیل کردی می‌پندارند. برای گریز از کاربرد واژه‌های عربی در کنار واژه‌سازی گسترده در سورانی، از واژه‌های اروپایی (مانند پارتی (حزب)، اکتور (هنرپیشه)) و کرمانجی (مانند مروق (انسان)، گوقار (گاهنامه)) نیز استفاده شد. برخی از واژه‌های سورانی به خاطر نوشتاری نبودن این زبان در قدیم و وام‌گیری از طریق شنیداری از زبان‌های دیگر به صورت‌های تحریف‌شده وارد این زبان شده‌اند. نمونه‌ها: ئه‌نقه‌س (تحریف‌شده عن قصد و از قصد)، کرماشان (تحریف‌شده نام کرمانشاه لقب بهرام چهارم ساسانی)، بوردومان (تحریف‌شده بمباردمان)، کشتوکال (تحریف‌شده کشت‌وکار)، هه‌ولیر (تحریف‌شده نام اربیل)، ئالقه (تحریف‌شده حلقه)، حه‌مه (تحریف‌شده محمد)، هه‌لبه‌ت (تحریف‌شده البته)، له‌قه‌م (تحریف‌شده لقب). یا قه‌ره‌بالغ/قه‌ره‌بالخ (به معنی شلوغ) که از Kalabalık ترکی گرفته شده‌است و آن نیز خود از غلبه عربی (به معنی زیاد) و پسوند -لیک ترکی ساخته شده‌است. از نمونه‌های دیگر می‌توان به ولات (تحریفی از ولایت)، دمووده‌زگا (تحریفی از دم و دستگاه)، په‌روه‌رده (از پرورده فارسی اما با معنی تحریف‌شده و به معنی پرورش) اشاره کرد. برخی واژه‌ها در سورانی نیز از زبان سریانی (زبان آشوریان) وام گرفته شده‌است ازجمله واژه خبات (در کردی خه‌بات) که به معنی کوشش و مبارزه است و از واژه سریانی (خپط) به همین معنی، گرفته شده‌است. یا شیروخ و شلوخه به معنی بند کفش که از ریشه سریانی (سرک) به معنی چسبیدن گرفته شده‌است. تفاوت‌ها با کرمانجی تفاوت دستوری و واژگانی بزرگی میان سورانی و کرمانجی وجود دارد به‌گونه‌ای که شمار زیادی از زبان‌شناسان این دو را دو زبان جداگانه به‌شمار می‌آورند. از نظر دستوری، تفاوت سورانی و کرمانجی در سطح تفاوت انگلیسی با آلمانی است ولی از نظر واژه‌ها تفاوت‌های آن‌ها در سطح هلندی با آلمانی است. نمونه‌های تفاوت دستوری: ضمایر شخصی فارسی، سورانی و کرمانجی. در کرمانجی بر خلاف فارسی و سورانی تفاوت دستوری میان حالات فاعلی، مفعولی و مذکر و مونث وجود دارد (آوانویسی لاتین سورانی نیز در پرانتز آمده): فارسی سورانی کرمانجی من من (min) فاعلی: ez / مفعولی min تو تو (to) فاعلی: tu /مفعولی: te او ئه‌و (ew) فاعلی: ew / مفعولی: wî (مذکر), wê (مونث) ما ئیمه (ême) فاعلی: em / مفعولی: me شما ئیوه (êwe) فاعلی: hûn / مفعولی: we آن‌ها ئه‌وان (ewan) فاعلی: ewan / مفعولی: wan در استان کردستان، گویش منطقه‌ای که از جنوب سنندج آغاز می‌شود و تا کرمانشاه ادامه می‌یابد گونه‌ای گورانی از زیر شاخه‌های زبان کردی است که از نظر واژه‌ها با سورانی نزدیکی دارد. الفبا الفبای سورانی (۳۳ حرف دارد): ی، ی, ه , وو، و، و , ن، م، ل، ل, گ، ک، ق، ق, ف، غ، ع، ش، س، ژ، ز، ر, ر، د، خ، ح، چ، ج، ت، پ، ب، ی، ا الفابی کرمانجی (۳۱ حرف دارد): A, B, C, Ç, D, E, Ê, F, G, H, I, Î, J, K, L, M, N, O, P, Q, R, S, Ş, T, U, Û, V, W, X, Y, Z در شوروی پیشین و امروزه در ارمنستان، کرمانجی‌زبانان از الفبایی بر پایه سیریلیک استفاده می‌کنند (۳۲ حرف دارد): , , , , , , , , ́, , , , , , , , , , , Ö, , , , , , , , , , , , , , , , , , , Q, W حروف ل, ل، ر, ر, ر، و و غ سورانی برابری در الفبای کرمانجی ندارد. (به انگلیسی) (به انگلیسی)، در قالب پی‌دی‌اف. (به کردی)، در قالب پی‌دی‌اف.
[ "زبان‌های هندوایرانی", "زبان‌های ایرانی", "زبان‌های ایرانی غربی", "زبان‌های ایرانی شمال غربی", "زبان کردی", "عراق", "پیرانشهر", "بوکان", "اشنویه", "سردشت", "مهاباد", "نقده", "ارومیه", "رواندوز", "سقز", "سلیمانیه", "اربیل", "رانیه", "کویسنجق", "مکری", "زبان هورامی", "زبان مادی", "سره‌گرایی", "زبان‌های هندواروپایی", "زبان فارسی", "سنندج", "مکریانی", "لهجه بوکانی", "نالی", "محوی", "حاجی قادر کویی", "قانع", "عبدالرحمن شرفکندی", "هیمن", "شریف", "جلال ملکشا", "سیدعلی‌اصغر کردستانی", "حسن زیرک", "ماملی", "علی مردان", "طاهر توفیق", "ناصر رزازی", "نجمه غلامی", "مظهر خالقی", "درد ملت", "ابراهیم احمد", "فرهنگ خال", "هژار", "دستور زبان تجویزی", "پارسی میانه", "رودکی", "فارسی تاجیکی", "پشتو", "کردستان عراق", "فارسی", "۱۹۱۹ (میلادی)", "۱۹۲۰ (میلادی)", "گورانی", "بادینانی", "دهوک", "آسایش", "کرمانجی", "بهرام چهارم ساسانی", "بمباران", "سریانی", "خبات", "هلندی", "آلمانی", "حالت فاعلی", "حالت مفعولی" ]
[ "زبان‌ها", "زبان‌های ایرانی نو شمال غربی", "زبان کردی", "زبان سورانی", "گویش‌های زبان کردی" ]
1,687
اربیل
2
287
0
[ "هولیر", "اربيل", "هولير", "آربلا", "اربلا", "آربل", "اربل", "هه‌ولیر", "هه ولیر" ]
false
213
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "هه‌ولیر(اربیل)" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "۳۶٫۱۱۲۸" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "۴۴٫۰۳۳" }, { "Item1": "استان", "Item2": "اربیل" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "نوزاد هادی" }, { "Item1": "نام‌محلی", "Item2": "هه‌ولیر" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱٫۰۲۵٫۰۰۰" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "سنی شافعی" } ], "Title": "شهر عراق" }
دید هوایی از شهر اربیل که در آن ارگ اربیل در وسط دیده می‌شود. اربیل (، Hewlêr، با تلفظ: هولر، ) یکی از شهرهای کردستان عراق و مرکز استان اربیل و همچنین مرکز کردستان عراق می‌باشد . مختصات جغرافیایی آن ۳۶٫۱۲ شمالی و ۴۴٫۰۱ شرقی است و در ۸۰ کیلومتری شرق موصل قرار گرفته‌است. جمعیت این شهر در سال ۲۰۰۹ (میلادی) ۲،۲۹۳،۸۳۹ نفر برآورد شده‌است. قدمت شهرنشینی در این شهر به ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد و یکی از قدیمی‌ترین شهرهای مسکون دنیاست. نام اربیل بر اساس قواعد زبان کردی با قلب آوایی روبه‌رو شده و توسط کردها به صورت «هه‌ولیر» تلفظ می‌شود. (مقایسه شود با حه‌مه که تلفظ کردی محمد است یا وه‌فر که شکل کردی برف است) ریشه یابی نام اربیل در زمان آشوریان مرکز دینی مهمی برای آیین پرستش ایزد ایشتار (اشتاروت) بود. در بند چهاردهم از ستون دوم کتیبه بیستون، نام اربیل به صورت (ارب ای ر آ ی آ.- A.R.Ba.i.R.ā.y.ā) آمده است. تاریخ دوران باستان ارگ باستانی اربیل. اربیل شهری بسیار باستانی است که در زمان آرامیها بنیان گذاشته شد. منطقه اربیل در طی سده‌ها بخشی از شاهنشاهی ایران هخامنشی را تشکیل می‌داد و مدتی نیز به دست نیروهای اسکندر مقدونی افتاد. پس از آن اشکانیان و ساسانیان طی سده‌های پیاپی بر آن فرمانروایی کردند. جنگ گوگمل که در آن اسکندر مقدونی، داریوش سوم را در سال ۳۳۱ پ.م. شکست داد، در جایی حدود صد کیلومتری غرب اربیل رخ داد. دوران بگتگینیان در سده پنجم هجری زین‌الدین علی کوچک‌بن‌بگتگین از صاحب منصبان ترکمان امیر زنگی به خاطر شرکت در نبردهای آن امیر در کردستان، تملک نواحی‌ای را به مرکزیت اربیل به دست آورد. مظفرالدین گوکبوری فرزند زین‌الدین که توسط قایماز حاکم اربیل به نفع برادر جوانترش زین‌الدین یوسف بیرون رانده‌شده‌بود، پس از همکاری با صلاح‌الدین ایوبی در جنگ‌های صلیبی در ۵۸۶ هجری به اربیل آمد، وی عملا به عنوان رئیس زنگیان به مدت چهل و چهار سال سراسر ایالت اربیل را در دست داشت، وی به امور عام‌المنفعه در اربیل اهتمام داشت، چندین مدرسه، خانقاه، بیمارستان و نوانخانه ساخت و موقوفات بسیاری بنا نهاد. گویا نخستین بار در زمان وی عید مولود نبی به‌طور رسمی برگزار شده‌است. در زمان وی دانشمندان و نویسندگان بسیاری به اربیل آمده‌اند، در همه این کارها وزیرش که به مستوفی اربیل مشهور است وی را یاری می‌کرده، کتاب تاریخ اربیل نیز نوشته همان وزیر است. وی در کنار اربیل که همواره به عنوان شهری مسیحی شناخته می‌شد شهری تازه بنانهاد و هر دو شهر را به مراکز ثابت اسلامی تبدیل کرد، این فضا تا ۶۳۴ هجری که اربیل بر اثر یورش مغولان ویران شد ادامه‌یافت. دوران معاصر شهر امروزی اربیل بر روی تپه‌ای باستانی قرار دارد. بر روی آن تپه، دیوارها و بقایای یک دژ عثمانی به چشم می‌خورد. در سده‌های میانه اربیل به یک کانون بازرگانی بر جاده میان بغداد و موصل تبدیل شد و امروزه نیز با قرار داشتن در مسیرهای جاده‌ای و ریلی از اهمیت زیادی برخوردار است. مجلس منطقه خودگردان کردستان از سال‌ها پیش در شهر اربیل تشکیل می‌شد، ولی کنترل آن تا زمان شورش کردها در پایان جنگ خلیج فارس، عملآ در دست صدام حسین بود. در سال۱۹۹۱ میان دو حزب اصلی کردها یعنی حزب دموکرات کردستان عراق و اتحاد میهنی کردستان جنگی درگرفت و مجلس نامبرده منحل شد. حزب دموکرات با کمک صدام حسین در سال ۱۹۹۶ اربیل را در دست گرفت. پس از سرنگونی صدام به دست نیروهای آمریکایی، در دهم آوریل ۲۰۰۳ اربیل شاهد جشن و سرور مردم در خیابان‌ها بود. پس از جنگ چندین بمب علیه نیروهای آمریکایی و کردها در شهر منفجر شده که شدیدترین آن انفجار بمبی در روز عید قربان در مقر هر دو حزب در شهر اربیل بود که در آن رویداد ۱۰۹ نفر جان باختند. این بمب‌گذاری را به گروه مسلح انصارالاسلام نسبت می‌دهند. محله‌ها شهر اربیل ۱۷۲ محله دارد که محله‌های قلات (ارگ اربیل)، خانقاه، بازار، مستوفی، مناره، تعجیل، عرب، سیداوه و سه‌تاقان هسته قدیمی این شهر را تشکیل می‌دهند. فرودگاه فرودگاه بین‌المللی اربیل تا سال ۱۹۹۱ پادگان نظامی بود و در سال ۲۰۰۴ بیشتر از آن برای فرود هواپیماهای جنگی آمریکایی استفاده می‌شد. این فرودگاه در دهه ۲۰۰۰ میلادی رتبه بین‌المللی گرفته‌است و روزانه دست کم پانزده تا بیست پرواز خارجی را میزبانی می‌کند. بسته شدن مکرر فرودگاه‌های دیگر شهرهای بزرگ عراق همچون بغداد و بصره به رونق این فرودگاه کمک کرده‌است. مردم پیشینه و اکثریت جمعیت اربیل را کردها تشکیل می‌دهند، با این حال جوامعی از ترکمانان عراقی و نیز آشوری در اربیل سکونت دارند. البته پیش‌بینی می‌شود به دلیل نا امنی در جنوب و مرکز عراق و مهاجرت کردهای دیگر نواحی به اربیل جمعیت شهر به سرعت افزایش پیدا کند. نویسندگان معروف اربیل ابن خلکان (۱۲۱۱–۱۲۸۲) عبدالله پشیو (۱۹۴۶) محمد خطیب اربیلی ابنیه تاریخی و مکان‌های گردشی اربیل ساختمان‌های تاریخی: ارگ اربیل مناره چولی (مناره مظفریه) تپه قلیچ‌آقا بازارهای قیصریه مناره باستانی اربیل مکان‌های گردشگری: منطقه عین‌کاوه (محله مسیحیان) محله شاری خه‌ون (شهر رویا) فامیلی فان ماجدی مول فامیلی مول رویال مول بازارهای شهر و بازار شیخلا پارک سامی عبدالرحمن پارک شاندر پارک شهر پارک مناره ماجدی لاند فرانس هریری ستادیوم دانشگاه‌ها دانشگاه صلاح‌الدین دانشگاه پزشکی اربیل دانشگاه تقنی اربیل دانشگاه لبنانی فرنسی پی‌نوشت
[ "جایگشت", "کردستان عراق", "استان اربیل", "مختصات جغرافیایی", "موصل", "۲۰۰۹ (میلادی)", "Radio Prague", "قلب آوایی", "آشوریان", "ایشتار", "آرامی", "هخامنشی", "اشکانیان", "ساسانیان", "جنگ گوگمل", "داریوش سوم", "ترکمان", "صلاح‌الدین ایوبی", "جنگ‌های صلیبی", "دودمان زنگیان", "خانقاه", "مسیحی", "اسلامی", "مغولان", "عثمانی", "بغداد", "جنگ خلیج فارس", "صدام حسین", "حزب دموکرات کردستان عراق", "اتحاد میهنی کردستان", "صدام", "آمریکا", "بمب‌گذاری", "انصارالاسلام", "ارگ اربیل", "فرودگاه بین‌المللی اربیل", "بصره", "مردم کرد", "ترکمن‌های عراق", "ابن خلکان", "عبدالله پشیو", "محمد خطیب اربیلی", "منارهٔ چولی", "تپهٔ قلیچ‌آقا", "بازارهای قیصریه", "عین‌کاوه", "دانشگاه صلاح‌الدین", "دانشگاه پزشکی اربیل", "دانشنامه جهان اسلام" ]
[ "اربیل", "آدیابن", "استان اربیل", "بنیان‌گذاری‌ها در هزاره ۶ (پیش از میلاد) در آسیا", "پایتخت‌ها بر پایه کشور", "تاریخ جزیره (میانرودان)", "تاریخ عراق", "جوامع آشوری در عراق", "شام (سرزمین)", "شهرهای آشوری باستان", "شهرهای عراق", "شهرهای کردستان عراق", "کردستان عراق", "مراکز شهرستان‌های عراق", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در هزاره ۶ (پیش از میلاد)", "مناطق مسکونی کردنشین", "هلال حاصل‌خیز" ]
1,688
هرکی
0
56
0
[ "هركي", "ایل هرکی", "ايل هركي" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ایل هرکی از ایل‌های بزرگ کرد است که در کردستان ایران، عراق، ترکیه و سوریه ساکن است. ایل هرکی شامل سه بخش مندان، سرهاتی و سیدان است که هر یک از این سه بخش از قبایل و طوایف مختلفی تشکیل شده‌اند. از ویژگی‌های ایل هرکی این است که در هر چهار کردستان ایران، عراق و ترکیه ساکن هستند و از نیرومندترین ایل‌های کردستان می‌باشد که در طول تاریخ دچار تغییرات زیادی شده است. ایل هرکی در گذشته تابستان‌ها به ایران و ترکیه می‌آمدند و زمستان‌ها به عراق می‌رفتند. زبان مردم ایل هرکی کردی است و در حال حاضر اکثرا در منطقه مرگور، ترگور، دشت و باراندوز ارومیه و همچنین دشت بیل اشنویه سکونت دارند. در کردستان عراق هم ایل هرکی در اربیل، دهوک و موصل ساکن هستند. همچنین این ایل در کردستان ترکیه نیز در هکاری سکونت دارد. ایل هرکی شامل سه بخش مندان، سرهاتی و سیدان است که هر یک از این سه بخش از قبایل و طوایف مختلفی تشکیل شده‌اند. ریاست کل ایل هرکی را در گذشته طایفه ملا(ماله ملا) که تنها طایفه مذهبی و روحانی در ایل هرکی است به عهده داشته و متن زیر که از کتاب کرد و کردستان تالیف واسیلی نیکیتین و ترجمه محمد قاضی است، در فصل عشیرت کرد و در بخش صفات و وظایف رئیس ایل به همین موضوع اشاره دارد: {نکته‌ای که ناگفته مانده است این است که در عشیرت هرکی (قسمت یکجانشین) طایفه ملا شبه آقا سابقا از همه با نفوذتر بوده، و حتی اکنون هر چند فقیر شده‌اند ولی باز ایشان را بر آقاهای دیگر اولویت می‌دهند. از ویژگی‌های بارز طایفه ملا(ماله ملا) در گذشته، که این طایفه را از سایر طوایف ایل هرکی متمایز می‌ساخته مذهبی بودن این طایفه بوده و همچنین قبل از هر طایفه دیگری در ایل هرکی یکجانشین و ملاک بوده و قدرت و ثروت فراوانی داشته‌اند. محل سکونت طایفه ملا(ماله ملا) در کردستان ایران روستای شملکان است. همچنین باید افزود که بعد از پیروبیگ و برادر کوچکترش حاجی عثمان از طایفه ملا(ماله ملا) از بخش سرهاتی ایل هرکی، ریاست کل ایل به بخش مندان رسید که پیروت آغا و طایفه حجی آغا پدر رشیدبیگ جهانگیری و سیدی خان وخود رشیدبیگ جهانگیری از مندان‌های ترگور و همچنین فتاح آغا از طایفه عیسه(ماله عیسه) از این بخش از ایل هرکی بودند. تیره‌های منشعب ایل هرکی ایل هرکی از سه بخش مندان، سرهاتی و سیدان تشکیل شده است که هر کدام از آنها شامل قبایل و طوایف مختلفی هستند. در گذشته هر سه بخش مندان، سرهاتی و سیدان ایل هرکی با وجود روسای خود یکپارچه‌تر و منسجم‌تر از اکنون بوده‌اند و همان‌طور که اشاره شد هر سه بخش ایل هرکی از طایفه ملا(ماله ملا) و بعد از آن از پیروت آغا و حجی آغا و دو فرزندش رشیدبیگ جهانگیری و سیدی خان از مندان‌های ترگور و نیز از فتاح آغا از طایفه عیسه(ماله عیسه) کاملا حرف شنوی داشتند اما اکنون هر بخش روسای خود را داشته و نمی‌توان برای کل ایل هرکی یک رئیس واحد در نظر گرفت که در زیر به آنها اشاره می‌شود. ۱- بخش سرهاتی ایل هرکی: همان‌طور که گفته شد در گذشته ریاست ایل هرکی در این بخش و در طایفه ملا(ماله ملا) بوده است. بخش سرهاتی ایل هرکی شامل: قبایل اسماعیلی طایفه ملا(ماله ملا)، قبیله روست، قبیله هاجیه سوری، قبیله پیر، قبیله حید، قبیله بد- قبیله ممدی- قبیله مژدینی و … است. ریاست بخش سرهاتی ایل هرکی از گذشته تاکنون همیشه به عهده طایفه ملا(ماله ملا) بوده و در کردستان ایران ریاست بخش سرهاتی ایل هرکی را حجی محمدخلیل خالدی و حجی محمدفهیم شریفیان از طایفه ملا(ماله ملا) از روستای شملکان به عهده داشته‌اند همچنین ریاست این بخش از ایل هرکی در کردستان عراق به عهده موسی هرکی و فرزندش حجی فقو هرکی از طایفه ملا(ماله ملا) بوده است. ۲- بخش مندان ایل هرکی: که پیروت آغا و همچنین حجی آغا و فرزندانش رشیدبیگ جهانگیری و سیدی خان از مندان‌های ترگور و فتاح آغا از طایفه عیسه(ماله عیسه) نیز از این بخش از ایل هرکی هستند. بخش مندان ایل هرکی شامل: قبیله بدری- قبیله بابزدینی- طایفه عیسه(ماله عیسه)- قبیله آقوبا- قبیله آودی مام شیخا و … است. ریاست بخش مندان ایل هرکی در کردستان ایران را رشیدبیگ جهانگیری از روستای موانا به عهده داشته و در کردستان عراق ریاست بخش مندان ایل هرکی را سیدی خان برادر رشیدبیگ جهانگیری و سپس برادرزاده‌اش محی الدین هرکی و نیز اسعد هرکی فرزند فتاح آغا از طایفه عیسه(ماله عیسه) عهده‌دار بوده‌اند. همچنین طه نعمتی و بعد از او فرزندش احمدبیگ نعمتی از طایفه عیسه(ماله عیسه) فقط ریاست بخش مندان‌های دشت بیل را عهده‌دار بوده‌اند. ۳- بخش سیدان ایل هرکی: بخش سیدان ایل هرکی شامل: قبیله لباسی- قبیله میرزاشیخا- قبیله به- قبیله میساندینی- قبیله باس و … است. کریم خان مشهورترین رییس سیدان‌ها بوده و بعد از او ریاست در این بخش به فرزندانش رسیده است. ریاست بخش سیدان ایل هرکی در کردستان ایران را محمدامین حاتمی از روستای لورزینی و حجی جعفرحاتمی از روستای دستگیر به عهده داشته‌اند. همچنین باید گفت که سرهنگ زرو بهادری که در جمهوری مهاباد مقام سرهنگی را داشته از این بخش از ایل هرکی و از قبیله ماموسی بوده است. ریاست ایل هرکی در صد سال اخیر بزرگان و اندیشمندان این ایل هرگز در انتخاب رهبر بصورت انتخاب موروثی رفتار نکرده و همیشه مفیدترین رفتار را نشان داده‌اند، این قوم در انتخابی که درآن بزرگ و ریش سفید و دانای بزرگ آن خانواده‌ها حضور داشته بر اساس لیاقت به انتخاب بزرگ خاندان می‌پرداختند. معیار لیاقت برای انتخاب رییس ایل، رهبری، شجاعت، خرد و دیگر ملاک‌های اصلی یک رهبر کارآمد بود. دین ایل هرکی اسلام است و مذهب آنها سنی شافعی میباشد.
[ "کردستان ایران", "عراق", "ترکیه", "سوریه", "ایران", "کردستان عراق", "شافعی" ]
[ "استان آذربایجان غربی", "اقوام در ایران", "اقوام در ترکیه", "ایلات کرد", "ویکی‌سازی رباتیک" ]
1,689
ایل شکاک
0
39
0
[ "شِکاک", "شكاك", "شکاک", "ايل شكاك", "شِكاك" ]
false
18
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
شکاک نام یکی از طوایف بزرگ کرد است که اکنون بیشتر حالت یکجانشینی پیدا کرده‌اند. این ایل بیشتر در مناطق مرزی شهرستان سلماس مناطق غربی و مرزی شهرستان خوی و برخی مناطق شهرستان ارومیه در استان آذربایجان غربی ایران و در 37 روستا از روستاهای عفرین در سوریه ساکن هستند و زبان مردم این ایل کردی شمالی غربی کرمانجی است. از رئیسان معروف این ایل که نامش در تاریخ یاد شده اسماعیل‌آقا سمکو بود که در دژ چهریق نشیمن داشت و عمرخان شریفی در زیندشت و قوتاس مامدی هم درحاجی جفان سکونت داشتند. خوراک‌های مردم ایل خوراک مردم ایل شکاک به اقتضای دامپروری سابقشان بیشتر آمیخته‌ای است از گوشت و دیگر چیزها. معروفترین غذاهای گوشتی آنها «ساوارا»، «مخل»، «بریان»، «قلیسل»، «شاکباب»، «کفت»، «پردپلو» و «خرش» است. «ساوارا» غذایی است از گوشت و بلغور و روغن، «مخل» از گوجه‌فرنگی و سیب‌زمینی و گوشت ومرغ و تخم‌مرغ و روغن، «پردپلو» از آرد و برنج و گوشت و آلوچه، «قلسیل» از گوشت بره و سیر ماست و روغن «خرش» از گوشت و بادمجان و لوبیا و سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی. خوراک «بریان» بره‌ای است که در شکمش برنج و لپه و کره می‌گذارند و آن را روی تخته‌سنگی که داخل تنور گذاشته‌اند می‌گذارند تا خوب سرخ شود، «کفت» «کوفته تبریزی» و «شاکباب» و «شربا» به ترتیب کباب شامی و آبگوشت است. خوراک‌های غیر گوشتی آنها نیز عبارت‌اند از «گرار» (آش)، «تاو» (نیمرو)، «لال پتک» (خاگینه).
[ "کرد", "ایل", "سلماس", "خوی", "ارومیه", "استان آذربایجان غربی", "کرمانجی", "اسماعیل‌آقا سمکو", "دژ چهریق", "عمرخان شریفی", "زیندشت", "قوتاس مامدی", "حاجی جفان", "گوجه‌فرنگی", "بریان", "کوفته تبریزی", "کباب شامی", "آبگوشت", "نیمرو", "خاگینه", "بیگ زاده" ]
[ "ایلات کرد", "ایل‌های کرد ایران", "عشایر آذربایجان غربی", "کردها", "مردمان ایرانی‌تبار" ]
1,690
فهرست‌های کتاب‌ها
0
11
0
[ "فهرست كتاب‌ها", "فهرست کتاب ها", "فهرست كتاب ها", "فهرست کتاب‌ها" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فهرستی از فهرست‌های کتاب‌ها: فهرست کتاب‌ها برپایه موضوع فهرست کتاب‌ها برپایه زبان فهرستهای خاص فهرست کتاب‌های فارسی فهرست کتاب‌ها و مطبوعات ممنوع در ایران فهرست کتاب‌های درباره تهران فهرست کتاب‌های شیعه فهرست کتاب‌های ارمنی ترجمه‌شده به فارسی فهرست‌های کتاب‌ها
[ "کتاب", "فهرست کتاب‌ها برپایه موضوع", "فهرست کتاب‌ها برپایه زبان", "فهرست کتاب‌های فارسی", "فهرست کتاب‌ها و مطبوعات ممنوع در ایران", "فهرست کتاب‌های درباره تهران", "فهرست کتاب‌های شیعه", "فهرست کتاب‌های ارمنی ترجمه‌شده به فارسی" ]
[ "فهرست‌های کتاب‌ها", "ادبیات داستانی", "فهرست‌های فهرست‌ها" ]
1,691
فهرست‌های کتاب‌ها بر پایه زبان
0
15
0
[ "فهرست کتاب‌ها برپایه زبان", "فهرست كتاب‌ها بر پايه زبان", "فهرست کتاب ها بر پایه زبان", "فهرست کتاب ها برپایه ی زبان", "فهرست کتاب‌ها برپایه‌ی زبان", "فهرست کتاب‌ها بر پایه زبان", "فهرست هاي كتاب ها بر پايه زبان", "فهرست های کتاب ها بر پایه زبان", "فهرست‌های کتاب‌ها بر پایهٔ زبان", "فهرست‌های کتاب‌های بر پایه زبان", "فهرست كتاب ها بر پايه زبان", "فهرست كتاب ها برپايه ي زبان", "فهرست كتاب ها برپايه زبان", "فهرست کتاب ها برپایه زبان", "فهرست هاي كتاب ها بر پايهٔ زبان", "فهرست های کتاب ها بر پایهٔ زبان", "فهرست هاي كتاب هاي بر پايه زبان", "فهرست های کتاب های بر پایه زبان" ]
false
3
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فهرست کتاب‌های فارسی فهرست کتاب‌های عربی نوشته‌شده از سوی ایرانیان فهرست کتاب‌های کردی‌زبان فهرست کتاب‌های ارمنی‌زبان فهرست کتاب‌های فرانسوی‌زبان فهرست کتاب‌های انگلیسی‌زبان زبان
[ "فهرست کتاب‌های فارسی", "فهرست کتاب‌های عربی نوشته‌شده از سوی ایرانیان", "فهرست کتاب‌های کردی‌زبان", "فهرست کتاب‌های ارمنی‌زبان", "فهرست کتاب‌های فرانسوی‌زبان", "فهرست کتاب‌های انگلیسی‌زبان" ]
[ "فهرست‌های کتاب‌ها", "کتاب‌ها بر پایه زبان", "فهرست‌ها" ]
1,692
جلفا
0
85
0
[ "جلفا (ابهام زدايي)", "جلفا (ابهام‌زدایی)", "جلفا (ابهام زدایی)" ]
false
78
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جلفا به سه مکان جغرافیایی زیر اطلاق می‌شود: جلفا (ایران) شهری در استان استان آذربایجان شرقی ایران. شهرستان جلفا در استان استان آذربایجان شرقی ایران. شهرستان جلفا (جمهوری آذربایجان) در منطقه نخجوان جمهوری آذربایجان. جلفا (جمهوری آذربایجان) شهری در منطقه نخجوان جمهوری آذربایجان. نو جلفا در شهر اصفهان. منطقه جلفا در شهر تهران.
[ "جلفا (ایران)", "استان آذربایجان شرقی", "ایران", "شهرستان جلفا", "شهرستان جلفا (جمهوری آذربایجان)", "نخجوان", "جمهوری آذربایجان", "جلفا (جمهوری آذربایجان)", "نو جلفا", "اصفهان", "منطقه جلفا", "تهران" ]
[ "صفحه‌های ابهام‌زدایی مکان‌ها" ]
1,693
شهرستان جلفا (جمهوری آذربایجان)
2
51
0
[ "بخش جلفا", "رایون جلفا", "شهرستان جلفا (جمهوري آذربايجان)", "شهرستان جلفا (جمهوری اذربایجان)", "رايون جلفا", "شهرستان جلفا (جمهوري اذربايجان)" ]
false
25
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
بخش جلفا بخش جلفا یکی از بخش‌های ناحیه خودمختار نخجوان در جمهوری آذربایجان است. شهر جلفای کهن که در این ناحیه واقع بود از شهرهای بزرگ ارمنی‌نشین بود که نزد ارمنیان با نام جوغا نامیده می‌شد. ارمنی‌ها اکنون آن ناحیه را «هین جوغا» به معنی جلفای کهنه، می‌نامند. شاردن فرانسوی در زمان پادشاهی شاه عباس دوم و جانشینش شاه سلیمان سه بار به ایران سفر کرد و از جلفای کهنه گذر کرد. در سفرنامه شاردن می‌خوانیم: این جلفا را از آن جهت جلفای کهنه می‌گویند که از جلفای تازه که روبروی اصفهان ساخته شده باز شناخته شود ولی اکنون تنها یاد آن در برخی خاطرها به جا مانده‌است. جلفای کهنه در طول کناره رود ارس و در شیب یک کوه واقع بود گذرگاه‌های سخت‌گذر داشته و با برجها و حصارهای کوچکی نگهبانی می‌شده است. ارامنه می‌گویند این جلفا در زمان‌های گذشته چهار هزار خانه داشته‌است اما اگر مکان سنجش ویرانه‌های موجود باشد می‌توان باور که در زمان آبادانی نیز بیش از نصف این مقدار خانه نداشته‌است. طرح و نقشه جلفای کهنه بسیار خوش‌نما و همانند یک آمفی‌تئاتر طولانی است. در زمان حاضر در این ویرانه شهرک سی خانوار زندگی می‌کنند که همه ارمنی می‌باشند. جلفا را شاه عباس بزرگ ویران کرد و همه ذوق و هنر و صنعتگری و هنری را که برای بر پا داشتن شهری بدان استحکام و استواری به کار رفته بود به خاک سپرد. همان عاملی که شاه را به ویران کردن نخجوان و دیگر شهرهای هم مسیر آن وادار کرده بود وی را به خراب کردن جلفا برانگیخت. او بدین سبب چندین شهر و شهرک را خالی از سکنه و ویران کرد که عثمانیان به هنگام تعرض به ایران و عبور از این راه از تهیه خواربار محروم بمانند. شاه ایران همه شهرها و آبادیهای مسیر آن‌ها را تا تبریز خالی از سکنه و ویران و تبدیل به بیابان کرد تا سپاه دشمن گذشتن از آن را نتوانند. شاه عباس سکنه جلفا را با کلیه احشام و اموال و دارایی به شهرهای دیگر منتقل کرد و پس از ویران کردن آن درختان آن‌ها را به آتش سوزاند و چشمه سارها را نیز به زهر آلود تا دشمن از آن‌ها سیراب نشود.
[ "نخجوان", "جمهوری آذربایجان", "جوغا", "شاردن", "شاه عباس دوم", "شاه سلیمان", "ارس", "ارامنه", "آمفی‌تئاتر" ]
[ "شهرستان جلفا (جمهوری آذربایجان)", "شهرستان‌های جمهوری آذربایجان" ]
1,694
جلفا (جمهوری آذربایجان)
2
31
0
[ "جوغا", "جلفا (جمهوري آذربايجان)", "جلفا (جمهوری اذربایجان)", "جلفا (جمهوري اذربايجان)", "جلفا (نخجوان)" ]
false
16
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جلفا (به ترکی آذربایجانی Culfa ) شهری است مرزی در جمهوری خودمختار نخجوان جمهوری آذربایجان. ارمنیان این بخشرا «هین جوغا» به معنی جلفای کهنه می‌نامند. شهر جلفا مرکز استان قدیمی یرنجاک ارمنستان بود. در منطقه باستانی هین جوغا دشتی از سنگ‌های کنده‌کاری‌شده باستانی به نام چلیپاسنگ (خاچکار) موجود بود. در سال ۱۶۴۸ ده هزار چلیپاسنگ در گورستان قدیمی جلفا شمارش شد. دولت جمهوری آذربایجان به ویران‌سازی برنامه‌ریزی‌شده آثار ارمنی دست زده و در سال ۱۹۷۳ تنها ۲،۷۰۰ از این چلیپاسنگ‌ها در منطقه بجا مانده بود. در سال ۱۹۹۸ از شاهدان عینی این‌سوی مرز یعنی از سوی جلفای ایران گزارش شد که اهالی جمهوری آذربایجان با بلدوزر بقیه چلیپاسنگ‌های باستانی را نیز ویران و با خاک یکسان کردند. گزارشی از سال ۲۰۰۳ از ویرانی کامل منطقه باستانی هین‌جوغا خبر می‌دهد. شهر جلفا (جلفای ایران و نخجوان) از آنجا که مورد تجاوز مکرر عثمانی‌های قرار می‌گرفت به دستور شاه‌عباس بزرگ تخلیه شد و ساکنان آن به شهرهای مرکزی ایران مهاجرت کردند.
[ "ترکی آذربایجانی", "یرنجاک", "چلیپاسنگ", "جمهوری آذربایجان" ]
[ "پایانه‌های مرزی ایران و جمهوری آذربایجان", "جمهوری آذربایجان", "مناطق مسکونی در شهرستان جلفا، جمهوری آذربایجان" ]
1,695
اخترشناسی آماتوری
0
45
0
[ "اخترشناس اماتور", "ستاره‌شناس آماتور", "منجم اماتور", "نجوم آماتوری", "منجم آماتور", "ستاره شناس آماتور", "ستاره‌شناس اماتور", "ستاره شناس اماتور", "نجوم آماتوري", "نجوم اماتوری", "اخترشناس آماتور", "اخترشناسی آماتور", "ستاره‌شناسی آماتوری", "اخترشناسي آماتوري", "اخترشناسی اماتوری", "ستاره شناسي آماتوري", "ستاره شناسی آماتوری", "ستاره‌شناسی اماتوری", "نجوم اماتوري", "اخترشناسي اماتوري", "اخترشناسي آماتور", "اخترشناسی اماتور", "اخترشناسي اماتور", "ستاره شناسي اماتوري", "ستاره شناسی اماتوری" ]
false
23
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
اخترشناسی آماتوری یا نجوم آماتوری فعالیت، مطالعه و تحقیق غیرحرفه‌ای و صرفا بر اساس علاقه در زمینه اخترشناسی است. اخترشناس آماتور کسی است که صرفا از روی علاقه و بدون چشم‌داشت مالی علم ستاره‌شناسی را دنبال می‌کند.اخترشناسان آماتور از رصد آسمان لذت می‌برند و به همین دلیل در شرایط سخت و برای پیدا کردن یک رصدگاه مناسب مسافرت می‌کنند تا به رصد آسمان بپردازند. امروزه اخترشناسان آماتور، با آسمان و صورت‌های فلکی آشنایی بیشتری دارند، و این در حالی است که ممکن است بسیاری از ستاره‌شناسان حرفه‌ای نتوانند صورت‌های فلکی را تشخیص دهند. انجام پروژه‌های علمی گروهی، رصد آسمان، آموزش ستاره‌شناسی به افراد علاقه‌مند، برگزاری شب‌های رصدی و… از دیگر کارهایی است که یک اخترشناس آماتور می‌تواند انجام دهد. اخترشناسان آماتور تاکنون دستاوردهای بسیاری در کشف دنباله‌دارها و نواختران و شهاب‌سنگ‌ها و حتی سیاره‌ها داشته‌اند. اخترشناسی یکی از معدود رشته‌های علمی است که در آن کار آماتورها به کمک کار حرفه‌ای‌ها می‌آید.
[ "اخترشناسی" ]
[ "اخترشناسی آماتوری", "رمانتیسم", "اخترشناسی رصدی", "سرگرمی‌ها" ]
1,696
مه‌بانگ
0
707
0
[ "مَهبانگ", "انفجار بزرگ", "نظریه ابرچگال", "بیگ بنگ", "بیگ‌بنگ", "نظريه ابرچگال", "مهبانگ", "مه بانگ", "نظریهٔ ابرچگال", "بيگ بنگ", "نظريهٔ ابرچگال", "نظریه انفجار بزرگ", "تئوری مهبانگ" ]
false
174
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
برطبق مدل مه‌بانگ، جهان از یک وضعیت بسیار چگال و داغ شروع به انبساط نمود و همچنان در حال انبساط است. نظریه مه‌بانگ یا بیگ بنگ مدل کیهان‌شناسی پذیرفته‌شده جهان، از کهن‌ترین دوران شناخته‌شده و تکامل آن در مقیاس بزرگ است. این نظریه بیان می‌کند که گیتی از یک وضعیت بسیار چگال (متراکم) نخستین آغاز شده و در گذر زمان انبساط یافته‌است این نظریه طیف گسترده‌ای از پدیده‌های مشاهده‌شده را به خوبی توضیح می‌دهد. از جمله این پدیده‌ها می‌توان به فراوانی عناصر سبک اولیه، تابش زمینه کیهانی، ساختار بزرگ مقیاس و قانون هابل اشاره نمود. اگر در زمان به عقب برگردیم، به نقطه‌ای در گذشته می‌رسیم که در آن قوانین فیزیکی شناخته‌شده کارایی خود را از دست می‌دهند و نقطه تکینگی نام دارد. این نقطه، نقطه پیدایش گیتی است و بر اساس اندازه‌گیری‌های جدید، این لحظه تقریبا ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش رخ داده‌است و از این رو سن گیتی ۱۳٫۸ میلیارد سال تخمین زده می‌شود. پس از انبساط اولیه گیتی به اندازه کافی سرد شد که امکان پیدایش ذرات زیراتمی و بعدها اتمهای ساده، پدید آید. به هم پیوستن ابرهای غول‌پیکر از عناصر اولیه بر اثر نیروی گرانش، باعث پیدایش ستارگان و کهکشانها شد. از زمانی که ژرژ لومتر، کشیش و اخترشناس بلژیکی، برای نخستین بار در سال ۱۹۲۷ متوجه شد که انبساط جهان را می‌توان در زمان رو به عقب دنبال نمود تا به نقطه اولیه رسید، تاکنون دانشمندان متعددی بر پایه ایده انبساط جهان نظریه‌پردازی کرده‌اند. اگرچه در ابتدا جامعه علمی به دو دسته طرفداران نظریه مه‌بانگ و نظریه حالت پایدار تقسیم می‌شد، اما شواهد تجربی کشف‌شده در گذر زمان، درستی نظریه مه‌بانگ را تایید می‌کنند. در سال ۱۹۲۹، ادوین هابل با بررسی پدیده انتقال به سرخ در کهکشانها به این نتیجه دست یافت که کهکشانها در حال دور شدن از یکدیگر هستند. این کشف مهمی بود که با فرضیه جهان در حال انبساط سازگار بود. در سال ۱۹۶۴ تابش زمینه کیهانی کشف شد، که مدرکی کلیدی در تایید مدل مه‌بانگ محسوب می‌شد، زیرا این نظریه وجود تابش پس‌زمینه در سراسر جهان را پیش از کشف آن پیش‌بینی کرده‌بود. به تازگی، بررسی انتقال به سرخ در ابرنواخترها نشان داد که سرعت انبساط گیتی نیز در حال افزایش است. دلیل افرایش سرعت انبساط گیتی، وجود انرژی تاریک است. با استفاده از قوانین فیزیکی شناخته‌شده می‌توان جزئیات ویژگی‌های جهان را در گذشته تا حالت نخستین چگالی و دمای بسیار بالا محاسبه نمود. مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین (CFA) می‌گوید: سناریوی مه‌بانگ درباره منشا جهان هستی کاملا ساکت است. بررسی کلی تاریخ گیتی - اینطور فرض می‌شود که امواج گرانشی برآمده از تورم کیهانی (انبساط بسیار سریع بلافاصله پس از مه‌بانگ) هستند. ادوین هابل، اخترشناس آمریکایی مشاهده نمود که میان فاصله ما تا کهکشان‌های دوردست و میزان انتقال به سرخ آن‌ها رابطه محکمی وجود دارد. این مشاهده این‌گونه تفسیر شد که تمام کهکشان‌ها در حال دور شدن از ما هستند و سرعت دورشدن آن‌ها با فاصله‌شان از ما متناسب است: بدون توجه به جهتشان، هر چه دورتر باشند، سرعت دور شدنشان نیز بیشتر است. اما اگر اصل کوپرنیکی(زمین در مرکز گیتی نیست) را بپذیریم، تنها توضیح ممکن این است که تمام نواحی قابل مشاهده فضا در حال دور شدن از تمام نواحی دیگر هستند. پس امروزه می‌دانیم که فاصله میان کهکشان‌ها همواره در حال افزایش بوده‌است، و این یعنی در گذشته آن‌ها به هم نزدیک‌تر بوده‌اند. انبساط دائمی گیتی بدین معنی است که گیتی در گذشته فشرده‌تر و داغ‌تر بوده‌است. شتاب‌دهنده‌های بزرگ ذرات می‌توانند شرایطی که در زمان بسیار اندکی پس از پیدایش گیتی بر آن حاکم بوده‌اند را شبیه‌سازی کنند و با استفاده از آن‌ها می‌توان جزئیات مدل مه‌بانگ را تایید یا اصلاح نمود. هرچند که این شتاب‌دهنده‌ها قادر به شبیه‌سازی شرایط گیتی در ابتدایی‌ترین لحظات پس از مه‌بانگ نیستند و این نخستین لحظه‌های پیدایش گیتی هنوز به خوبی درک نشده و پژوهش و گمانه‌زنی در این زمینه همچنان در جریان است. نخستین ذرات زیر اتمی پروتون‌ها، نوترونها و الکترون‌ها بودند. اگرچه هسته‌های اتم‌های ساده در جریان هسته‌زایی مه‌بانگ و در سه دقیقه نخست عمر گیتی شکل گرفتند، اما تشکیل اتم‌های خنثی، هزاران سال طول کشید. بیشتر اتم‌هایی که توسط مه‌بانگ ایجاد شدند هیدروژن، به همراه هلیم و لیتیم بودند. ابرهای غول‌پیکر گازی متشکل از این عناصر اولیه از طریق گرانش به هم پیوستند تا ستاره‌ها و کهکشان‌ها را پدیدآورند و عناصر سنگین‌تر نیز در درون ستاره‌ها یا در حین انفجارهای ابرنواختری شکل گرفتند. نظریه مه‌بانگ، توضیح کاملی برای طیف گسترده‌ای از پدیده‌های مشاهده شده، از جمله فراوانی عناصر سبک، تابش زمینه کیهانی، ساختار بزرگ مقیاس و قانون هابل ارائه می‌دهد. چارچوب مدل مه‌بانگ بر نظریه نسبیت عام اینشتین و همچنین فرضهایی چون یکنواختی و همچنین همسانگرد بودن فضا استوار است. معادلات حاکم بر آن توسط الکساندر فریدمان فرمول‌بندی شدند و البته راه‌حل‌های مشابهی نیز توسط ویلم دو سیتر ارائه شد. از آن زمان تاکنون دانشمندان اخترفیزیک مشاهدات تجربی و نظریات جدیدی را به مدل مهبانگ افزوده‌اند وشکل پارامتری‌شده آن در مدل لامبدا-سی‌دی‌ام، چارچوب پژوهش‌های نظری کیهان‌شناسی امروزی را تشکیل می‌دهد. مدل لامبدا-سی‌دی‌ام مدل استاندارد کیهان‌شناسی مه‌بانگ است و ساده‌ترین مدلی است که توضیحات نسبتا خوبی برای بسیاری از پدیده‌ها ارائه می‌دهد. گاه‌شمار مه‌بانگ نقطه تکینگی اگر با در نظر داشتن نظریه نسبیت عام، انبساط گیتی را در جهت معکوس در زمان دنبال کنیم، جهان به‌طور پیوسته منقبض خواهد شد و دمای آن افزایش می‌یابد تا سرانجام به نقطه‌ای در گذشته متناهی با چگالی و دمای بی‌نهایت برسد. این نقطه یک نقطه تکینگی گرانشی است و نشان می‌دهد که نظریه نسبیت عام و سایر قوانین فیزیک در این نقطه با شکست مواجه می‌شوند و قابل استفاده در مورد این نقطه از زمان نیستند. اینکه با برونیابی تا چه اندازه می‌توانیم به این نقطه نزدیک شویم جای بحث دارد اما قطعا نمی‌توانیم از پایان دوره پلانک به این نقطه نزدیکتر شویم. گاهی این نقطه تکینگی، با نام مه‌بانگ خوانده می‌شود. اما واژه مه‌بانگ برای اشاره به خود حالت داغ و متراکم اولیه نیز به کار می‌رود. هیچ اجماعی در مورد اینکه چه بازه‌ای از زمان مه‌بانگ نامیده شود، وجود ندارد. برای برخی از نویسنده‌ها این زمان تنها شامل لحظه اولیه می‌شود و برای برخی شامل کل تاریخ جهان. معمولا حداقل چند دقیقه اول (که طی آن هلیم تشکیل می‌شود) را جز مه‌بانگ می‌دانند. (هسته‌زایی مهبانگ)که می‌توان آن را تولد گیتی دانست. براساس اندازه‌گیری انبساط با استفاده از روش‌های ابرنواخترهای نوع Ia، اندازه‌گیری‌های نوسانات دما در تابش زمینه کیهانی و اندازه‌گیری‌های توابع همبستگی کهکشان‌ها، سن کنونی جهان ۰٫۰۳۷±۱۳٫۷۹۸ میلیارد سال تخمین زده‌شده‌است. همخوانی نتایج حاصل از این سه روش مستقل اندازه‌گیری، تاییدی محکم بر مدل لامبدا-سی دی‌ام است که جزئیات محتوای گیتی را توصیف می‌کند. تورم کیهانی و باریون‌زایی گمانه‌زنی‌های نظری بسیاری در مورد لحظات نخستین مه‌بانگ صورت گرفته‌است. در مدل‌های رایج، گیتی در این لحظات به‌طور همگن و همسانگرد از انرژی با چگالی بسیار زیاد و دماها و فشارهای بسیار بالا تشکیل شده بود و با سرعت بسیار زیادی در حال انبساط و سرد شدن بود. تقریبا −۳۷ ۱۰ ثانیه پس از شروع انبساط، یک گذار فاز باعث تورم کیهانی شد که طی آن جهان رشدی نمایی داشت. پس از توقف تورم، جهان متشکل از یک پلاسمای کوارک-گلوئون و همچنین همه ذرات بنیادی دیگر بود. دما به اندازه‌ای بالا بود که حرکات تصادفی ذرات در سرعتهای نسبیتی انجام می‌گرفت و همه انواع جفتهای ماده-پادماده در برخوردها دائما ایجاد و نابود می‌شدند. در نقطه‌ای از زمان، واکنشی ناشناخته به نام باریون زایی باعث نقض پایستگی عدد باریونی شد و در نتیجه آن تعداد کوارک‌ها و لپتون‌ها نسبت به پادکوارک‌ها و پادلپتون‌ها به میزان بسیار بسیار اندکی افزایش یافت (به اندازه یک در سی میلیون). این افزایش اندک مسبب برتری ماده بر ضد ماده در جهان کنونی است. سرد شدن نمای پانورامیک از کل آسمان توزیع کهکشانها در خارج از کهکشان راه شیری را نمایش می‌دهد؛ کهکشان‌ها بر اساس انتقال به سرخشان رنگ‌بندی شده‌اند. ادامه یافتن کاهش دما و چگالی گیتی باعث کاهش انرژی ذرات می‌شد. تغییر فازهای تقارن شکن سبب شدند تا نیروهای بنیادی فیزیک و پارامترهای ذرات بنیادی به شکلی درآیند که امروزه مشاهده می‌شوند. پس از گذشت حدود −۱۱ ۱۰ ثانیه کمی از گمانه‌زنی کاسته می‌شود، زیرا انرژی ذرات کاهش می‌یابد و به مقادیری می‌رسد که در آزمایشگاه‌های ذرات بنیادی با تجهیزات کنونی قابل دسترسی هستند. پس از حدود -۶ ۱۰ ثانیه کوارکها و گلوئون‌ها ترکیب شدند تا باریونهایی مانند پروتون و نوترون را پدیدآورند. فزونی اندک تعداد کوارک‌ها به پادکوارک‌ها باعث فزونی اندک تعداد باریون‌ها به پادباریون‌ها شد. دما در این زمان دیگر آن قدر بالا نبود که جفتهای پروتون-پادپروتون (و یا نوترون-پادنوترون) جدیدی بتوانند بوجود آیند، از این رو فرایند نابودسازی گسترده‌ای آغاز شد و ذرات و پادذرات شروع به نابودسازی یکدیگر نمودند و از هر ۱۰ ۱۰ پروتون و نوترون اولیه تنها یکی باقی‌ماند و هیچ پادذره‌ای نیز باقی نماند. فرایند نابودسازی مشابهی نیز در ثانیه ۱، میان الکترونها و پوزیترونها آغاز شد و پس از پایان این نابودسازی‌ها دیگر ذرات در سرعت‌های نسبیتی حرکت نمی‌کردند و چگالی انرژی گیتی از فوتونهاها (به همراه درصد اندکی نوترینو) تشکیل می‌شد. چند دقیقه پس از آغاز انبساط که دمای گیتی به یک میلیارد کلوین کاهش یافته بود و چگالی آن در حد چگالی هوا بود، نوترون‌ها و پروتونها با یکدیگر ترکیب شدند تا در جریان فرایندی که به نام هسته زایی مهبانگ خوانده می‌شود هسته‌های دوتریم و هلیم تشکیل گردند. بیشتر پروتونها ترکیب نشدند و به صورت هسته‌های هیدروژن باقی‌ماندند. همچنانکه جهان رو به سرد شدن می‌گذاشت، چگالی جرم سکون انرژی ماده از نظر گرانشی بر چگالی جرم سکون-انرژی تابش فوتون غلبه نمود. پس از ۳۷۹۰۰۰ سال الکترونها و هسته‌ها با یکدیگر‌تر کیب شدند و اتم‌های خنثی پدید آمدند (غالبا اتم هیدروژن). بدین ترتیب تابش از ماده جدا شد و بدون مانع جدی در فضا منتشر شد. این تابش با نام تابش زمینه کیهانی خوانده می‌شود. به فاصله اندکی پس از مه‌بانگ در ۱۳٫۸ میلیارد سال قبل و در دوره‌ای قابل سکونت از تاریخ جهان و زمانی که تنها ۱۰–۱۷ میلیون سال عمر داشت، امکان پیدایش شیمی حیات و آغاز زندگی وجود داشته‌است. تشکیل ساختار در طی یک دوره زمانی طولانی برخی نواحی از گیتی تقریبا یکنواخت که اندکی چگالتر از بقیه بودند به تدریج توسط گرانش ماده موجود در نزدیکی خود را جذب نموده و چگالتر شدند و در نتیجه آن، ابرهای گازی، ستارهها، کهکشانها و سایر ساختارهای نجومی قابل مشاهده امروزی پدید آمدند. جزئیات این فرایند به مقدار و نوع ماده موجود در گیتی بستگی دارد. جهار نوع ممکن از ماده عبارتند از ماده تاریک سرد، ماده تاریک گرم، ماده تاریک داغ و ماده باریونی. بهترین اندازه‌گیری‌های کنونی (توسط دبلیومپ) نشانگر این است که داده‌ها با مدل لامبدا-سی دی‌ام همخوانی دارند. این مدل فرض می‌کند که ماده تاریک موجود در گیتی، سرداست (ماده تاریک گرم توسط فرایند بازیونیده‌شدن اولیه از بین می‌رود ) و در حدود ۲۳٪ از ماده-انرژی در جهان را تشکیل می‌دهد در حالی که سهم ماده باریونی (معمولی) تنها ۴٫۶٪ است. در مدل گسترده‌تری که ماده تاریک داغ به شکل نوترینو را نیز شامل شود، چگالی فیزیکی باریون b h 2 در حدود ۰٫۰۲۳ تخمین زده می‌شود و چگالی ماده تاریک سرد c h 2 در حدود ۰٫۱۱ و چگالی نوترینو v h 2 کمتر از ۰٫۰۰۶۲ خواهد بود. انبساط شتاب‌دار کیهانی ردیف‌های مستقلی از شواهد تجربی از ابر نو اخترهای نوع Ia و تابش زمینه کیهانی بر این واقعیت دلالت دارند که گیتی امروزه توسط گونه اسرارآمیزی از انرژی به نام انرژی تاریک تسخیر شده‌است که ظاهرا در تمام فضا پخش شده‌است. مشاهدات پیشنهاد می‌دهند که ۷۳٪ از کل چگالی انرژی گیتی از انرژی تاریک تشکیل شده‌است. به احتمال زیاد، هنگامی که گیتی بسیار جوان بود از انرژی تاریک آکنده بوده‌است. البته فضا بسیار کمتر و همه جیز به یکدیگر نزدیک‌تر بود. نیروی گرانش تفوق داشت و به آرامی روند انبساط را کند می‌کرد. اما در گذر چند میلیارد سال، فراوانی رو به افزایش انرژی تاریک باعث شتاب گرفتن انبساط کیهانی شد. انرژی تاریک در ساده‌ترین شکل به عنوان ثابت کیهانی در معادلات میدان اینشتین در نظریه نسبیت عام فرمول‌بندی می‌شود. اما جزئیات معادله حالت آن و ارتباطش با مدل استاندارد ذرات کماکان مورد پژوهش نظری و تجربی است. مدل کیهان‌شناسی لامبدا سی دی‌ام می‌تواند با قدرت بالایی سراسر دوره تکامل کیهان پس از دوره تورم کیهانی را مدلسازی کند. این مدل از چارچوب‌های مستقل مکانیک کوانتوم و نسبیت عام انیشتین بهره می‌گیرد. چنانچه پیشتر عنوان شد، هیچ مدلی قادر به توصیف کنشهای قبل از ۱۰ −۱۵ ثانیه اول نیست. ظاهرا یک نظریه وحدت یافته گرانش کوانتومی برای فایق آمدن بر این محدودیت لازم است. درک اولین دوره‌های تاریخ گیتی در حال حاضر یکی از بزرگترین مسائل حل نشده فیزیک است. پیش‌فرض‌های نظریه مه‌بانگ نظریه مه‌بانگ بر دو فرض اساسی استوار است: جهان شمول بودن قوانین فیزیکی و اصل کیهان‌شناختی. اصل کیهان شناختی بیان می‌کند که در مقیاس بزرگ جهان همگن و همسانگرد است. در ابتدا این ایده‌ها عنوان اصل پذیرفته‌شده بودند، اما امروزه تلاشهایی برای آزمودن درستی آن‌ها در جریان است. مثلا این مشاهده که بیشترین انحراف از ثابت ساختار ریز در قسمت عمده‌ای از عمر جهان در حد ۱۰ −۵ است، آزمونی برای فرض نخست به‌شمار می‌رود. همچنین نسبیت عام نیز آزمونهای دشواری را در مقیاس منظومه شمسی و ستارگان دوتایی پشت سر گذارده‌است. اگر گیتی در مقیاسهای بزرگ و وقتی از روی زمین مشاهده شود، همسانگرد باشد، اصل کیهان‌شناختی را می‌توان از اصل ساده‌تری به نام اصل کوپرنیکی نتیجه گرفت. بنا بر اصل کوپرنیکی، هیچ نقطه مشاهده برتر و ویژه‌ای وجود ندارد. تا امروز اصل کیهان‌شناختی از طریق مشاهدات تابش زمینه کیهانی تا حد ۱۰ −۵ ، تایید شده‌است. بنا بر اندازه‌گیری‌های انجام شده، جهان در مقیاسهای بزرگ در سطح ۱۰٪ یکنواخت است. انبساط فضا نگاره شتاب گسترش فضازمان از لحظه مهبانگ. نظریه نسبیت عام، فضازمان را توسط یک متریک توصیف می‌کند که فواصلی را که نقاط را از یکدیگر جدا کرده، تعریف می‌کند. خود این نقاط که ممکن است کهکشان، ستاره یا اجسام دیگر باشند، توسط یک شبکه یا دستگاه مختصات که کل فضازمان را پوشش می‌دهد، تعریف می‌شوند. اصل کیهان شناختی بیان می‌کند که جهان در مقیاس بزرگ همسانگرد و همگن است که این موضوع به شکل منحصربه‌فردی با متریک فریدمان-لومتر-رابرتسون-واکر همخوانی دارد. این متریک یک فاکتور مقیاس دارد که رابطه تغییر اندازه گیتی با زمان را توصیف می‌کند. با استفاده از آن می‌توانیم دستگاه مختصات ویژه‌ای به نام دستگاه مختصات همراه تعریف کنیم. در این دستگاه مختصات، خود دستگاه نیز همگام و هم‌راستا با انبساط گیتی منبسط می‌شود و از این رو اجسامی که تنها دلیل حرکتشان، انبساط گیتی است، در نقاط ثابتی روی این شبکه باقی می‌مانند و حرکتی ندارند. در حالیکه فاصله مختصاتی(فاصله همراه) آن‌ها ثابت می‌ماند، فاصله فیزیکی آن‌ها متناسب با فاکتور مقیاس گیتی افزایش می‌یابد. مه‌بانگ مانند انفجار مادی نیست که به سمت خارج حرکت و یک جهان خالی از پیش موجود را پر کند، بلکه در این مورد، خود فضا نیز با گذر زمان منبسط می‌شود و فاصله فیزیکی بین دو نقطه همراه افزایش می‌یابد. به بیان دیگر مه‌بانگ انفجاری در فضا نیست بلکه انفجار خود فضاست. از آنجاییکه متریک فریدمان-لومتر-رابرتسون-واکر(FLRW) بر پایه فرض توزیع یکنواخت ماده و انرژی استوار است، تنها در مقیاسهای بزرگ مصداق دارد و توده‌های محلی ماده مانند کهکشان ما چون در دام گرانش محدود هستند، انبساط بزرگ-مقیاس گیتی را تجربه نمی‌کنند. افق‌ها یکی از ویژگی‌های مهم مه‌بانگ، وجود افق هاست. از آنجا که سن گیتی متناهی است و نور نیز با سرعتی متناهی حرکت می‌کند، ممکن است رویدادهایی در گذشته رخ داده باشند که هنوز نور آن‌ها زمان کافی برای رسیدن به ما را نداشته‌است. این موضوع محدودیتی از نظر دورترین جسمی که قابل مشاهده باشد، بوجود می‌آورد که افق گذشته خوانده می‌شود. و همچنین بالعکس چون گیتی در حال انبساط است و اجسام دورتر حتی با سرعت بیشتری از ما دور می‌شوند نوری که از جانب ما منتشر شود ممکن است هرگز به اجسام دور نرسد زیرا این اجسام نیز پیوسته در حال عقب رفتن هستند. این محدودیت یک افق آینده تعریف می‌کند که محدوده رویدادهایی در آینده که می‌توانیم تحت تاثیر قرار دهیم را تعیین می‌کند. وجود هر یک از این افق‌های گذشته و آینده وابسته به جزئیات مدل متریک فریدمان-لومتر-رابرتسون-واکر است که گیتی را توصیف می‌کند. درکی که ما از گیتی در دوران بسیار قدیم آن داریم پیشنهاد می‌کند که افق گذشته وجود دارد هرچند که در عمل عدم شفافیت گیتی در دوران بسیار دور گذشته نیز دید ما را محدود می‌کند. پس اگرچه افق ما در فضا عقب‌نشینی می‌کند، دید ما هرگز نمی‌تواند به گذشته دورتر برسد. اگر گیتی به انبساط شتابدارش ادامه دهد یک افق آینده نیز وجود خواهد داشت. تاریخچه واژه‌شناسی واژه «مه‌بانگ» ترجمه پارسی واژه Big Bang از زبان انگلیسی است. در زبان پارسی یکی از معانی «مه»، «بزرگ» است و بانگ به معنی آوای بلند است. ابداع واژه Big Bang به فرد هویل نسبت داده می‌شود که برای نخستین بار در سال ۱۹۴۹ از این واژه در یک برنامه رادیویی استفاده کرد. درآن زمان بسیاری بر این باور بودند که هویل که خود طرفدار نظریه حالت پایدار بود با طعنه از این واژه استفاده نموده‌است اما خود وی صریحا این ادعاها را رد کرد و اعلام نمود که این واژه را تنها برای تصویر کردن اختلاف بین این دو نظریه استفاده نموده‌است. شکل‌گیری نظریه مه‌بانگ نظریه مه‌بانگ از مشاهدات ساختار گیتی و بررسی‌های نظری شکل گرفت. در سال ۱۹۱۲ وستو اسلیفر اثر دوپلر را در یک سحابی مارپیچی (سحابی مارپیچی نامی منسوخ‌شده برای کهکشان مارپیچی است) اندازه‌گیری کرد و خیلی زود دریافت که تمام این سحابی‌ها در حال دور شدن از زمین هستند. او در آن زمان متوجه جنبه‌های کیهان شناختی این کشف نشد. در واقع در آن زمان بحثی داغ پیرامون اینکه این کهکشانها ممکن است جهانهای جزیره‌مانند دیگری باشند، در جریان بود. ده سال بعد یک کیهان‌شناس و ریاضیدان روسی به نام الکساندر فریدمان بر پایه معادلات میدان نسبیت عام اینشتین معادلات فریدمان را ارائه داد که نشان می‌داد بر خلاف مدل جهان ایستا که اینشتین نیز از آن حمایت می‌کرد، جهان ممکن است در حال انبساط باشد. در سال ۱۹۲۴ اندازه‌گیری فاصله بزرگ ما تا نزدیکترین کهکشان مارپیچی توسط ادوین هابل نشان داد که این اجسام کهکشان هستند. در سال ۱۹۲۷ ژرژ لومتر؛ فیزیکدان و کشیش کاتولیک؛ با نتیجه‌گیری از معادلات فریدمان پیشنهاد داد که دور شدن کهکشانها ناشی از انبساط کیهان است. در سال ۱۹۳۱ لومتر پارا فراتر نهاد و پیشنهاد کرد که اگر انبساط گیتی را در زمان به عقب برگردانیم، هر چه عقب‌تر رویم جهان کوچکتر می‌شود و در نهایت در یک زمان متناهی در گذشته کل گیتی در یک نقطه فشرده‌می‌شود؛ یک اتم نخستین که مکان و زمانی است که در آن فابریک زمان و فضا به وجود آمد. ادوین هابل از سال ۱۹۲۴ با زحمت فراوان با استفاده از تلسکوپ ۱۰۰ اینچی هوکر در رصدخانه کوه ویلسون مجموعه‌ای از نشانگرهای فاصله را که نسخه اولیه‌ای برای نردبان فاصله کیهانی بودند، ایجاد کرد. با این روش او می‌توانست فاصله کهکشانهایی را که انتقال به سرخ آن‌ها پیشتر عمدتا توسط اسلیفر اندازه‌گیری شده بود، تخمین بزند. در سال ۱۹۲۹ او کشف نمود که بین فاصله و سرعت عقب‌نشینی این کهکشانها رابطه‌ای وجود دارد که امروزه به نام قانون هابل شناخته می‌شود. لومتر قبلا نشان داده بود که این موضوع با استفاده از اصل کیهان‌شناختی قابل پیش‌بینی است. در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ تقریبا تمام کیهان شناسان برجسته نظریه حالت پایدار و جهان ابدی را ترجیح می‌دادند و گروهی نیز شکایت داشتند که ایده «آغاز زمان» که از نظریه مه‌بانگ نتیجه‌گیری می‌شود مفاهیم مذهبی را وارد فیزیک نموده‌است. این اعتراض بعدها نیز توسط طرفداران نظریه حالت پایدار دوباره مطرح شد. این واقعیت که ژرژ لومتر، بنیانگذار اصلی نظریه مه‌بانگ، یک کشیش کاتولیک بود، نیز این شبهه را تقویت می‌نمود. آرتور ادینگتون با ارسطو هم‌رای بود که جهان نقطه آغازی در زمان ندارد و ماده ابدی است. نقطه آغازی برای زمان در نظر وی غیرقابل قبول می‌نمود. اما لومتر بر این باور بود که اگر دنیا از یک کوانتوم تنها شروع شده باشد مفاهیم زمان و فضا نمی‌توانند در آغاز معنادار باشند؛ آن‌ها تنها زمانی می‌توانند معنی پیدا کنند که کوانتوم اولیه به تعداد کافی از کوانتاها تقسیم شده باشد. اگر این پیشنهاد درست باشد، آغاز دنیا کمی قبل از شروع زمان و مکان رخ داده‌است. در خلال دهه ۱۹۳۰ نظریه‌های دیگری همچون کیهان شناسی‌های غیر استاندارد برای توضیح مشاهدات هابل مطرح شدند که از جمله این مدل‌ها می‌توان به مدل میلن ، مدل چرخه‌ای (که در ابتدا توسط فریدمان مطرح شد اما توسط انیشتین و ریچارد تولمان حمایت شد) و فرضیه نور خسته فریتز زوئیکی اشاره کرد. پس از جنگ جهانی دوم دو مدل متمایز وجود داشت. یکی مدل حالت پایدار فرد هویل بود که بنا بر این نظریه طی انبساط گیتی ماده جدید بوجود می‌آید. در این مدل گیتی تقریبا در همه زمان‌ها یکسان است. مدل دیگر نظریه مه‌بانگ ژرژ لومتر بود که توسط جرج گاموف حمایت شد و توسعه یافت. گاموف فردی بود که هسته‌زایی مه‌بانگ را معرفی نمود و همکاران او، رالف آشر آلفر و رابرت هرمان، تابش زمینه کیهانی را پیش‌بینی نمودند. این هویل بود که واژه Big Bang را برای اشاره به نظریه لومتر به کار برد. او این واژه را در یک برنامه رادیویی بی‌بی‌سی در مارس ۱۹۴۹ در حالیکه از نظریه لومتر به عنوان «این ایده انفجار بزرگ» یاد می‌کرد ابداع نمود. تا مدتی حمایت دانشمندان بین این دو نظریه تقسیم شده بود اما در نهایت شواهد تجربی رای به برتری نظریه مه‌بانگ داد. کشف و تایید تابش زمینه کیهانی در سال ۱۹۶۴ جایگاه نظریه مه‌بانگ را به عنوان بهترین نظریه در توضیح آغاز و تکامل کیهان مستحکم نمود. بخش بزرگی از تلاشهای امروز در زمینه کیهان‌شناسی صرف فهمیدن چگونگی شکل‌گیری کهکشانها در نظریه مه‌بانگ، درک فیزیک جهان در زمان‌های قبل‌تر و قبل‌تر و هماهنگ‌سازی مشاهدات با نظریه‌ها می‌شود. به دلیل پیشرفت در فناوری تلسکوپ‌ها و تحلیل داده‌های ماهواره‌هایی همچون کاوشگر زمینه کیهان ، تلسکوپ فضایی هابل و دبلیومپ از اواخر دهه ۱۹۹۰ به بعد پیشرفت‌های قابل توجهی در کیهان‌شناسی مه‌بانگ حاصل شده‌است. اکنون کیهان شناسان اندازه‌گیری‌های نسبتا دقیقی از بسیاری از پارامترهای مدل مه‌بانگ در دست دارند و متوجه این واقعیت غیرمنتظره شده‌اند که سرعت انبساط جهان رو به افزایش است. شواهد تجربی نظریه مه‌بانگ تصویرسازی هنری از ماهواره دبلیو مپ در حال جمع‌آوری داده برای کمک به دانشمندان در فهم مهبانگ قدیمی‌ترین و مستقیم‌ترین شواهد تجربی در تایید نظریه مه‌بانگ عبارتند از: انبساط گیتی بر پایه قانون هابل (با مشاهده پدیده انتقال به سرخ در کهکشانها)، کشف و اندازه‌گیری تابش زمینه کیهانی و فراوانی نسبی عناصر سبک که در جریان هسته زایی مهبانگ تولید شده‌اند. مشاهدات مربوط به شکل‌گیری و تکامل کهکشانها و نحوه توزیع ساختارهای بزرگ مقیاس در گیتی نیز شواهد تازه‌تری هستند که به این گروه اضافه شدند. از این موارد به عنوان چهار ستون نظریه مه‌بانگ نیز یاد شده‌است. در مدل‌های نوین دقیق مه‌بانگ، پدیده‌های فیزیکی دور از ذهنی مطرح می‌شوند که نه در هیچ آزمایشی در روی زمین تجربه شده‌اند و نه در مدل استاندارد فیزیک ذرات راه پیدا کرده‌اند. از جمله این پدیده‌ها می‌توان به ماده تاریک اشاره کرد که اکنون موضوع فعالترین پژوهشهای آزمایشگاهی است. از سایر موارد می‌توان به مسئله هاله تیزه‌ای و مسئله کهکشان کوتوله در ارتباط با ماده تاریک سرد اشاره نمود. انرژی تاریک نیز از موضوعاتی است که کنجکاوی دانشمندان را بسیار برانگیخته‌است اما مشخص نیست که کشف مستقیم آن امکان‌پذیر باشد. تورم کیهانی و باریون‌زایی نیز همچنان به عنوان ویژگی‌های ابهام‌آمیز مدل‌های نوین مه‌بانگ باقی مانده‌اند و هنوز توضیح کمیتی قابل قبولی برای آن‌ها پیدا نشده‌است. اینها تا امروز جز مسائل حل‌نشده فیزیک باقی مانده‌اند. قانون هابل و انبساط فضا مشاهده کهکشانهای دوردست و اختروش‌ها نشان داد است که این اجسام دچار پدیده انتقال به سرخ می‌شوند-نور منتشر این اجسام به طول موجهای بلندتر منتقل شده‌است-. این پدیده را می‌توان با تطبیق طیف بسامدی یک جسم با الگوی طیف‌بینی خطوط گسیلی و جذبی طیف اتم‌های عناصری که با نور برهم‌کنش دارند، مشاهده نمود. این انتقال به سرخ‌ها به شکل یکنواختی همسانگرد هستند و به‌طور مساوی بین همه اجسام در همه جهتها توزیع شده‌اند. اگر انتقال به سرخ را به عنوان انتقال دوپلری تفسیر کنیم، سرعت عقب‌نشینی این اجسام قابل محاسبه است. برای برخی از کهکشانها می‌توان فاصله را از راه نردبان فاصله کیهانی تخمین زد. اگر نمودار سرعت عقب‌نشینی نسبت به فاصله را رسم کنیم، یک رابطه خطی در آن قابل تشخیص است که به نام قانون هابل مشهور است: v = H ۰ D که v: سرعت عقب‌نشینی کهکشان یا هر جسم دیگر D: طول همراه(Comoving) تا جسم مورد نظر H ۰ : ثابت هابل است که بنا بر اندازه‌گیری‌های دبلیومپ مقداری برابر با کیلومتر/ثانیه/مگا پارسک دارد. قانون هابل را به دو گونه ممکن می‌توان توجیه نمود. یا ما در مرکز انفجار کهکشان‌ها هستیم - که با پذیرش اصل کوپرنیکی این توجیه پذیرفتنی نیست - یا اینکه جهان در همه جا به صورت یکنواخت منبسط می‌شود. پیش از اینکه هابل در سال ۱۹۲۹ این مشاهدات و تحلیل را انجام دهد، انبساط جهان توسط فریدمان در سال ۱۹۲۲ و لومتر در سال ۱۹۲۷ با استفاده از نسبیت عام پیش‌بینی شده بود و کماکان سنگ بنای نظریه مه‌بانگ فریدمان-لومتر-رابرتسون-واکر به‌شمار می‌رود در این نظریه رابطه v = HD باید همیشه برقرار باشد. همچنانکه جهان منبسط می‌شود مقادیر v, Hو D نیز تغییر می‌کند (به همین دلیل ثابت هابل را با H ۰ نمایش می‌دهیم که به معنی تابت هابل در زمان کنونی است) برای فواصلی که از اندازه جهان قابل مشاهده بسیار کوچکتر هستند می‌توان انتقال سرخ را به عنوان اثر دوپلر در نظر گرفت که به دلیل سرعت رو به عقب اجسام پدید می‌آید. اما انتقال به سرخ در واقع اثر دوپلر نیست بلکه ناشی از انبساط جهان در فاصله زمانی بین انتشار نور و زمانی است که نور به ما می‌رسد. انبساط متریک جهان را می‌توان توسط مشاهدات مستقیم اصل کیهان شناختی و اصل کوپرنیکی نمایش داد که وقتی با قانون هابل در کنار هم قرار بگیرند هیچ توضیح دیگری جز انبساط جهان قابل تصور نیست. انتقال به سرخ‌های نجومی بسیار همگن و همسانگرد هستند و این موضوع تاییدکننده اصل کیهان شناختی است که می‌گوید جهان در تمام جهت‌ها یکسان به نظر می‌رسد. اگر انتقال به سرخ‌ها ناشی از انفجار از یک مرکز انفجار در نقطه‌ای دور از ما بودند، در جهات مختلف یکسان نبودند. اندازه‌گیری آثار تابش زمینه کیهانی بر سامانه‌های اخترفیزیکی دوردست در سال ۲۰۰۰ اصل کوپرنیکی را اثبات کرد که بیان می‌کند در مقیاس‌های کیهانی، زمین در موقعیتی مرکزی قرار ندارد. تابش مه‌بانگ در زمان گذشته گرم‌تر بوده‌است و سرد شدن یکنواخت تابش زمینه کیهانی تنها در حالتی قابل توضیح است که جهان انبساط یکنواختی داشته باشد و احتمال اینکه ما در یگانه مرکز انفجار باشیم را از بین می‌برد. تابش زمینه کیهانی 9 year isotropic است. در سال ۱۹۶۴ آرنو آلان پنزیاس و رابرت وودرو ویلسون با خوش شانسی تابش زمینه کیهانی را کشف کردند، یک سیگنال چند جهته در باند ریزموج. آنها در حالیکه می‌کوشیدند تا سیگنال‌های مزاحم پس زمینه را از سیگنال‌های دریافتی آنتن رادیویی خود حذف کنند به این کشف دست یافتند. آن‌ها قادر به حذف این نویز نبودند و متوجه شدند که این نویز در تمام جهات به صورت یکسان دریافت می‌شود. این بدان معنی بود که این سیگنال می‌بایستی از ورای کهکشان آمده باشد، در غیر این صورت نمی‌توانست در تمام جهات آسمان به صورت یکسان دریافت شود. همگرایی شدید این سیگنال نیز نشان می‌داد که منبع این سیگنال در فاصله دوری از ما قرار دارد و در نتیجه این سیگنال در اوایل عمر جهان ایجاد شده‌است و همچنین منبع قدرتمندی دارد که ما امروزه قادر به دریافت این سیگنال هستیم. وجود این تابش پیش از کشف آن توسط نظریه مه‌بانگ پیش‌بینی شده بود و ویژگی‌های این تابش به خوبی با آنچه در موردش پیش‌بینی شده بود، همخوانی داشت: تابش در همه جهات با طیف یک جسم سیاه ایدئال همخوانی داشت؛ این طیف بر اثر انبساط جهان دچار انتقال سرخ شده و دمای کنونی آن در حدود ۲٫۷۲۵ درجه کلوین است. این موضوع موازنه شواهد تجربی را به نفع نظریه مه‌بانگ تغییر داد و در سال ۱۹۷۸ برای این کشف به پنزیاس و ویلسن جایزه نوبل اهدا شد. ماهواره کاوشگر زمینه کیهان(COBE) دقیقترین اندازه‌گیری طیف جسم سیاه در طبیعت است. در سال ۱۹۸۹ ناسا ماهواره کاوشگر زمینه کیهان(COBE) را به فضا فرستاد. یافته‌های این ماهواره با پیش‌بینی‌ها در مورد تابش زمینه کیهانی همخوانی داشت. این ماهواره دمای پس زمینه این تابش را ۲٫۷۲۶ کلوین اندازه‌گیری نمود (که البته در اندازه‌گیری‌های جدیدتر این مقدار به ۲٫۷۲۵ تغییر یافته‌است) و همچنین برای نخستین بار شواهدی مبنی بر وجود نوسانات (ناهمسان‌گردی) در تابش زمینه کیهانی در مرتبه یک قسمت در ۱۰ ۵ ارائه داد. جان ماتر و جرج اسموت به عنوان پیشروان این پژوهش، موفق به کسب جایزه نوبل شدند. در خلال سال‌های اخیر آزمایش‌های زمینی و بالنی متعددی، ناهمسان‌گردی‌های تابش زمینه کیهانی را مورد پژوهش قرار داده‌اند. در سال ۲۰۰۰–۲۰۰۱ از آزمایش‌های متعددی که از مهمترینشان می‌توان به آزمایش بومرنگ اشاره نمود، و با اندازه‌گیری اندازه زاویه‌ای ناهمسان‌گردی‌ها، این نتیجه حاصل شد که شکل فضایی جهان تخت است. در اوایل سال ۲۰۰۳ نخستین نتایج کاوشگر ناهمسانگردی ریزموجی ویلکینسون منتشر شد و مقادیر دقیقتری برای برخی از پارامترهای کیهانی به‌دست‌آمد. این نتایج باعث رد چندین مورد از مدل‌های خاص تورم کیهانی شد اما به‌طور کلی با نظریه تورم کیهانی سازگار است. ماهواره پلانک نیز در سال ۲۰۰۹ به فضا پرتاب شد و آزمایش‌های زمینی و بالنی دیگری نیز در مورد تابش زمینه کیهانی در جریان است. فراوانی عناصر نخستین با استفاده از نظریه مهبانگ می‌توان میزان تمرکز هلیم-۴، هلیم-۳، دوتریم و لیتیم-۷ در جهان را نسبت به مقدار هیدروژن معمولی به دست آورد. فراوانی نسبی این عناصر به مقدار نسبت فوتونها به باریونها بستگی دارد. این مقدار را می‌توان به صورت جداگانه از جزئیات ساختاری نوسانات تابش زمینه کیهانی محاسبه نمود. مقادیر تقریبی پیش‌بینی‌شده برای فراوانی نسبی عناصر عبارتند از: حدود ۰٫۲۵ برای نسبت /، حدود ۱۰ −۳ برای نسبت /، حدود ۱۰ −۴ برای / و حدود ۱۰ −۹ برای /. تمام مقادیر اندازه‌گیری شده، حداقل به‌طور تقریبی با مقادیر پیش‌بینی‌شده از طریق نسبت باریون به فوتون همخوانی دارند. این همخوانی به ویژه در مورد دوتریم با دقت بالایی صادق است. برای نسبت مقادیر اندازه‌گیری شده و پیش‌بینی‌شده نزدیک به هم‌اند اما اختلافی نیز وجود دارد و برای نسبت با فاکتور ۲ اختلاف دارد. در دو مورد آخر خطاهای سیستماتیک اندازه‌گیری نیز در اختلاف مشاهده‌شده دخیل‌اند. در هر صورت همخوانی کلی فراوانی‌های نسبی پیش‌بینی‌شده توسط نظریه هسته‌زایی مه‌بانگ و مقادیر اندازه‌گیری‌شده، شاهدی قوی برای درستی نظریه مه‌بانگ به‌شمار می‌رود و این نظریه تنها توضیح ممکن برای فراوانی عناصر سبک است و تقریبا غیرممکن است که بتوان مه‌بانگ را طوری تنظیم نمود که مقداری خیلی بیشتر یا کمتر از ۲۰–۳۰٪ هلیم تولید کند. در واقع به جز مه‌بانگ، هیچ دلیل واضح دیگری وجود ندارد که در جهان جوان نخستین (یعنی پیش از شکل‌گیری ستاره‌ها) مقدار هلیم از دوتریم بیشتر باشد یا میزان دوتریم از بیشتر باشد و نسبت‌ها نیز ثابت باشد. توزیع و تکامل کهکشانها این دید پانورامیک از سراسر آسمان توزیع کهکشانها در خارج از کهکشان راه شیری را نمایش می‌دهد کهکشانها بر اساس انتقال سرخشان رنگ‌بندی شده‌اند. مشاهدات مربوط به شکل و توزیع کهکشانها و اختروشها با پیش بینی‌های نظریه مه‌بانگ همخوانی دارند. ترکیبی از مشاهدات و نظریات چنین پیشنهاد می‌کند که نخستین اختروش‌ها و کهکشانها در حدود یک میلیارد سال پس از مه‌بانگ بوجود آمده‌اند و از آن موقع تاکنون ساختارهای بزرگتری مانند خوشه‌های کهکشانی و ابر خوشه‌ها در حال شکل‌گیری بوده‌اند. جمعیت‌های ستاره‌ای در حال تکامل و پیرتر شدن بوده‌اند به گونه‌ای که کهکشانهای دورتر (که به دلیل فاصله‌شان به همان شکلی که در اوایل جهان داشتند، دیده می‌شوند) بسیار متفاوت از کهکشانهای نزدیک به نظر می‌رسند. علاوه بر این، میان کهکشانهایی که به نسبت زمان کمتری از تشکیلشان می‌گذرد، با کهکشانهایی که تقریبا در همان فاصله از ما قرار دارند اما اندکی پس از مه‌بانگ بوجود آمده‌اند، تفاوت مشخصی وجود دارد. این‌ها همه شواهدی قوی بر علیه نظریه حالت پایدار هستند. مشاهدات زایش ستارگان، توزیع کهکشانها و اختروش‌ها و ساختارهای بزرگ‌تر، با نتایج شبیه‌سازی‌های مبتنی بر نظریه مه‌بانگ همخوانی کامل دارند و کمک می‌کنند که جزئیات بیشتری از این نظریه به دست آید. ابرهای گازی نخستین صفحه کانونی تلسکوپ BICEP زیر یک میکروسکوپ - ممکن است امواج گرانشی را از زمان طفولیت گیتی ردیابی کرده باشد. در سال ۲۰۱۱ فضانوردان از طریق بررسی خطوط جذبی طیف اختروش‌های دوردست، چیزی را کشف کردند که به گمان آن‌ها ابرهای دست نخورده‌ای از گازهای نخستین بود. پیش از این تمام اجسام نجومی شناخته‌شده حاوی عناصر سنگین‌تری بودند که در ستارگان بوجود آمده‌اند. این دو ابر گازی هیچ عنصری سنگین‌تر از هیدروژن و دوتریم نداشتند. از آنجا که ابرهای گازی شامل عنصر سنگینی نیستند، احتمالا می‌بایست در نخستین دقایق پس از مه‌بانگ و در حین هسته‌زایی مه‌بانگ شکل‌گرفته باشند. ترکیب آن‌ها با ترکیب پیش‌بینی‌شده توسط نظریه هسته‌زایی مه‌بانگ همخوانی داردو این شاهدی مستقیم برای این موضوع ارائه می‌دهد که در دوره‌ای از عمر گیتی، بیشتر ماده معمولی موجود، به شکل ابرهای گازی متشکل از هیدروژن خنثی بوده‌است. سایر شواهد مقدار تخمین‌زده‌شده برای سن گیتی بر اساس انبساط هابل و تابش زمینه کیهانی، اکنون به خوبی با تخمین‌های دیگری که با استفاده از سن پیرترین ستارگان به دست می‌آیند، همخوانی دارند. چه آن مقادیر تخمینی که از طریق استفاده از نظریه تکامل ستارگان در مورد خوشه‌های ستاره‌ای کروی، به دست می‌آیند، و چه مقادیری که از طریق تاریخ‌نگاری رادیومتریک ستارگان منفرد جمعیت II به دست می‌آیند. این پیش‌بینی که دمای تابش زمینه کیهانی در گذشته بالاتر بوده‌است توسط مشاهدات تجربی خطوط جذب دماهای بسیار پایین در ابرهای گازی در انتقال به سرخ بالا اثبات شده‌است. این پیش‌بینی همچنین بیانگر آن است که دامنه اثر سونیائف زلدوویچ در خوشه‌های کهکشانی مستقیما به انتقال به سرخ وابسته نیست. شواهد درستی این موضوع را به‌طور تقریبی نشان داده‌اند اما این اثر به ویژگی‌های خوشه بستگی دارد و در طول زمان کیهانی تغییر می‌کند و اندازه‌گیری دقیق را مشکل می‌سازند. در ۱۷ مارس ۲۰۱۴، فضانوردان مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین، اعلام نمودند که امواج گرانشی اولیه را ردیابی کرده‌اند، که اگر به تایید برسد، می‌تواند مدرکی محکم برای تورم کیهانی و مه‌بانگ باشد. هرچند که در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۴ گزارش‌هایی مبنی بر کاهش اطمینان نسبت به درستی این کشف منتشر شد و در ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴ این اطمینان حتی کمتر هم شد. مسائل و مشکلات مرتبط در فیزیک مانند هر نظریه دیگری، با توسعه نظریه مه‌بانگ، معماها و مسائلی سربرآورده‌اند. برای برخی پاسخهایی ارائه شده و تعدادی نیز بدون پاسخ مانده‌اند. برخی پاسخهای پیشنهاد شده برای مسائل مدل مه‌بانگ، خود معماهای جدیدی به‌وجودآورده‌اند. مثلا مسئله افق، مسئله تک قطبی مغناطیسی و مسئله تخت بودن عموما توسط نظریه تورمی حل می‌شوند؛ اما جزئیات جهان تورمی هنوز حل‌نشده باقی مانده‌اند و هنوز نظریات جایگزین نظریه تورمی در متون علمی طرفدار دارند. آنچه در ادامه در ابن بخش آمده، جنبه‌های رازآلود نظریه مه‌بانگ است که همچنان تحت بررسی شدید از جانب کیهان‌شناسان و اخترفیزیک‌دانان هستند. عدم تقارن باریون هنوز به خوبی نمی‌دانیم که چرا در جهان میزان ماده از پادماده (ضدماده) بیشتر است. تصور کلی بر این است که وقتی جهان جوان و بسیار داغ بود در یک تعادل آماری بود و تعداد باریونها و پادباریونها برابر بود. این در حالی است که مشاهدات نشان می‌دهند که جهان حتی در دورترین نقاط آن تقریبا به‌طور کامل از ماده ساخته‌شده‌است. اینطور پنداشته می‌شود که فرایندی ناشناخته به نام باریون‌زایی مسئول این عدم تقارن است. برای رخ دادن پدیده باریون‌زایی، باید سه شرط ساخاروف برقرار باشد: پایستگی عدد باریونی نقض شود تقارن سی و تقارن سی پی نقض شود؛ و جهان از شرایط تعادل ترمودینامیکی فاصله بگیرد همه این شرایط در مدل استاندارد رخ می‌دهند اما اثر آن‌ها آن‌قدر زیاد نیست که عدم تقارن باریونی کنونی را توجیه کند. انرژی تاریک اندازه‌گیریهای رابطه انتقال سرخ-قدر ظاهری ابرنواخترهای نوع Ia نشان می‌دهد که انبساط جهان، در زمانی که جهان نیمی از سن کنونی‌اش را داشته، شتابدار شده‌است. بنا بر نظریه نسبیت عام برای اینکه چنین شتابی امکانپذیر باشد باید بیشتر انرژی جهان از مولفه‌ای با فشار منفی بالا تشکیل شده باشد که این مولفه را انرژی تاریک نامیده‌اند. انرژی تاریک اگرچه هنوز در حد گمانه‌زنی است، اما مسائل متعددی را حل می‌کند. اندازه‌گیری‌های تابش زمینه کیهانی نشان می‌دهند که جهان از نظر شکل فضایی تقریبا تخت است و بنا براین طبق نظریه نسبیت عام باید میزان چگالی جرم/انرژی آن تقریبا با مقدار چگالی بحرانی برابر باشد. چگالی جرم جهان را می‌توان از خوشه‌بندی‌های گرانشی آن به دست آورد و اندازه‌گیری‌ها نشان می‌دهد این مقدار تنها ۳۰٪ چگالی بحرانی است. از آنجا که انرژی تاریک بنا بر نظریات موجود، به شیوه متعارف خوشه‌بندی نمی‌شود، بهترین توضیح برای چگالی انرژی گمشده جهان است. انرژی تاریک همچنین در توضیح دو روش اندازه‌گیری هندسی خمش کلی جهان از طریق بسامد لنزهای گرانشی یا با استفاده از ساختار بزرگ مقیاس جهان به عنوان یک خط‌کش کیهانی، سودمند است. اینگونه پنداشته می‌شود که فشار منفی از ویژگی‌های انرژی خلاء است، اما ماهیت دقیق و وجود انرژی تاریک همچنان به عنوان یکی از رازهای مه‌بانگ باقی مانده‌است. نتایج منتشر شده توسط تیم دبلیومپ در سال ۲۰۰۸، جهانی را توصیف می‌کنند که شامل ۷۳٪ انرژی تاریک، ۲۳٪ ماده تاریک، ۴٫۶٪ ماده و معمولی و کمتر از ۱٪ نوترینو است. بنا بر نظریات، چگالی انرژی در ماده با انبساط کیهان کاهش می‌یابد اما چگالی انرژی تاریک ثابت است (یا تقریبا ثابت است). بنا براین در گذشته ماده بخش بزرگتری از کل انرژی جهان را در مقایسه با زمان حال تشکیل می‌داد و اما همچنانکه سلطه انرژی تاریک در آینده دور افزایش می‌یابد، سهم ماده در انرژی کل جهان کاهش خواهد یافت. انرژی تاریک، به عنوان یکی از مولفه‌های تشکیل‌دهنده جهان توسط نظریه‌پردازان در چندین نظریه رقیب توضیح داده شده‌است؛ مثلا توسط ثابت کیهانی اینشتین یا نظریه‌های بیگانه‌تری مانند اثیر یا انواع دیگری از تعریف گرانش. مسئله ثابت کیهانی که گاهی از آن به شرم‌آورترین مسئله در فیزیک یاد می‌شود، حاصل اختلاف میان چگالی انرژی اندازه‌گیری‌شده انرژی تاریک با مقدار پیش‌بینی شده آن توسط یکاهای پلانک است. ماده تاریک نمودار دایره‌ای نشان دهنده ترکیب نسبی مولفه‌های مختلف چگالی-انرژی جهان، با استفاده از مدل لامبدا-سی‌دی‌ام. تقریبا ۹۵٪ از فرمهای عجیب ماده تاریک (۲۳٪) و انرژی تاریک (۷۳٪) همچنین کمتر از ۴٪ هلیم و هیدروژن و کمتر از ۱٪ شامل ۰٫۳٪ نیتروژن، ۰٫۵٪ ستاره و ۰٫۰۳ اجسام سنگین تشکیل شده‌است. در دهه های۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مشاهدات مختلفی نشان داد که ماده کافی در جهان برای توجیه قدرت نیروهای گرانشی بین کهکشانها و درون آن‌ها وجود ندارد. این مشاهدات به این ایده منجر شد که ۹۰٪ ماده در جهان ماده تاریک است که نوری از آن منتشر نمی‌گردد و برهمکنشی با ماده باریونی معمولی ندارد. به علاوه، این تصور که گیتی بیشتر از ماده معمولی تشکیل شده باشد، منجر به پیش بینی‌هایی می‌شد که به شدت با مشاهدات تجربی در تناقض بودند. به عنوان نمونه در جهان امروز میزان دوتریم بسیار کمتری از آن است که بدون وجود ماده تاریک قابل توجیه باشد. اگرچه وجود ماده تاریک همواره محل بحث و اختلاف نظر بوده‌است، اما مشاهدات مختلفی دلالت بر وجود آن دارند: ناهمسانگردیها در تابش زمینه کیهانی، پراکندگی سرعت گروه‌ها و خوشه‌های کهکشانی، توزیع ساختار بزرگ مقیاس، مطالعات در زمینه همگرایی گرانشی و اندازه‌گیری‌های پرتو ایکس خوشه‌های کهکشانی. تنها گواه غیر مستقیم برای وجود ماده تاریک، تاثیر گرانشی آن بر ماده معمولی است و تاکنون ماده تاریکی در آزمایشگاه‌ها مشاهده‌نشده‌است. در فیزیک ذرات، نامزدهای متعددی برای ماده تاریک پیشنهاد شده‌است و پروژه‌های متعددی برای ردیابی مستقیم آن در حال انجام‌اند. علاوه بر این، مسائل حل‌نشده‌ای در مورد مدل پذیرفته‌شده ماده تاریک سرد نیز وجود دارند که از جمله آن‌ها می‌توان به مسئله کهکشان کوتوله و یا مسئله هاله تیزه‌ای اشاره نمود. نظریه‌های جایگزینی نیز پیشنهاد شده‌اند که نیازی به میزان انبوهی از ماده کشف‌نشده ندارند، بلکه در عوض آن‌ها قوانین گرانش نیوتن و اینشتین را تغییر می‌دهند، اما هیچ‌یک از این نظریه‌ها به اندازه مدل ماده تاریک سرد در توضیح مشاهدات کنونی موفق نبوده‌اند. مسئله افق این مسئله برآمده از این اصل پذیرفته‌شده‌است که در جهان اطلاعات نمی‌تواند باسرعتی بیشتر از سرعت نور منتقل شود. در جهانی با سن متناهی، این اصل حد بیشینه‌ای برای میزان فاصله ممکن میان دو ناحیه از جهان که با یکدیگر رابطه سببی دارند، ایجاد می‌کند(افق ذره). همسانگردی و یکنواختی دمای تابش زمینه کیهانی در سراسر جهان سبب برانگیخته‌شدن پرسشهایی در ارتباط با این اصل می‌شود: اگر جهان تا دوران آخرین پخش همواره از تابش یا ماده تشکیل شده‌باشد، افق ذره در آن زمان می‌بایست متناظر با ۲ درجه در آسمان باشد و برای اینکه نواحی گسترده‌تر از این بتوانند با هم تبادل اطلاعات کنند و هم‌دما شوند، هیچ مکانیزمی وجود نداشته‌است و نمی‌توان توضیح داد که چرا تابش زمینه کیهانی در سراسر جهان دمای یکنواختی دارد. نظریه تورم کیهانی پاسخی برای این تناقض ظاهری پیشنهاد می‌کند. بنا بر این نظریه در نخستین لحظات پس از مه‌بانگ (پیش از باریون‌زایی)، سراسر جهان را یک میدان انرژی همسانگرد نرده‌ای (اسکالر) و همگن فراگرفته‌است و باعث تورم ناگهانی جهان شده‌است. در حین دوره تورمی، جهان دچار انبساطی نمایی شده‌است که طی آن افق ذره با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه پیشتر تصور می‌شد، گسترش یافته‌است. بدین ترتیب حتی نواحی که در در دو انتهای مخالف جهان قابل مشاهده قرار دارند نیز در افق ذره یکدیگر قرار می‌گیرند. همسانگردی مشاهده شده در تابش زمینه کیهانی نیز برآمده از این واقعیت است که نقاط این ناحیه بزرگتر پیش از شروع تورم کیهانی در ارتباط سببی با یکدیگر بوده‌اند. اصل عدم قطعیت هایزنبرگ پیش‌بینی می‌کند که در حین دوره تورمی نوسانات گرمایی کوانتومی وجود داشته‌است که با تورم گیتی با همین مقیاس بزرگ شده‌اند. این نوسانات بذر تمام ساختارهای کنونی مشاهده‌شده در جهان هستند. نظریه تورمی پیش‌بینی می‌کند که نوسانات نخستین تقریبا مستقل از مقیاس و گاوسی بوده‌اند که این پیش‌بینی توسط اندازه‌گیری‌های تابش زمینه کیهانی با دقت تایید شده‌است. اگر تورم کیهانی اتفاق افتاده باشد، انبساط نمایی نواحی بزرگ فضا را بسیار دورتر از افق قابل مشاهده ما رانده‌است. یک مسئله مرتبط با این مسئله کلاسیک افق، ناشی از این واقعیت است که در مدل‌های تورمی کنونی، تورم کیهانی پیش از وقوع تقارن‌شکنی الکتروضعیف متوقف می‌شود؛ بنابراین تورم کیهانی نمی‌توانسته مانع از گسستگی در خلا الکتروضعیف در مقیاس بزرگ، شده‌باشد، زیرا نواحی بسیار دور از هم در جهان قابل مشاهده وقتی دوره الکتروضعیف به پایان رسید، نمی‌توانسته‌اند با هم رابطه علت و معلولی داشته باشند. مسئله تک قطبی مغناطیسی مسئله تک قطبی مغناطیسی در اواخر دهه ۱۹۷۰ مطرح شد. نظریه وحدت بزرگ نقایص توپولوژیکی را در فضا پیش‌بینی می‌کند که می‌تواند در شکل تک قطبی مغناطیسی تجلی یابد. این اجسام می‌توانستند به سادگی در جهان داغ اولیه بوجود آیند و باعث شوند چگالی بسیار بیشتر از مقدار اندازه‌گیری‌شده باشد اما تاکنون جستجوها برای تک قطبی مغناطیسی بی‌نتیجه مانده‌است. این مسئله نیز با استفاده از نظریه تورم کیهانی این‌گونه پاسخ داده شده‌است که تورم کیهانی همانگونه که شکل جهان را تخت کرد همه نقایص نقطه‌ای جهان قابل مشاهده را نیز برطرف نمود. مسئله تخت بودن جهان شکل هندسی کلی جهان بسته به اینکه پارامتر امگای کیهان‌شناسی کوچتر، مساوی یا بزگتر از ۱ باشد متفاوت خواهد بود. در این شکل از بالا به پایین یک جهان کروی با خمش مثبت، جهان هایپربولیک با خمش منفی و جهان تخت با خمش صفر نمایش داده شده‌اند. مسئله تخت بودن (یا مسئله پیری) با متریک فریدمان-لومتر-رابرتسون-واکر مرتبط است. خمش فضایی جهان بسته به مقدار چگالی انرژی کل آن ممکن است منفی، مثبت یا صفر باشد. اگر چگالی انرژی آن کمتر از چگالی بحرانی باشد خمش منفی، اگر بزرگتر باشد خمش مثبت و اگر برابر با چگالی بحرانی باشد خمش صفر و فضا تخت خواهد بود. مشکل اینجاست که با وجود اینکه هر اختلاف اندک با مقدار چگالی بحرانی در طول زمان افزایش می‌یابد، شکل جهان همچنان بسیار نزدیک به تخت است. با توجه به اینکه یک مقیاس زمانی طبیعی برای تغییر در شکل تخت، می‌تواند زمان پلانک، ۱۰ −۴۳ باشد، این واقعیت که جهان پس از میلیاردها سال نه دچار مرگ گرمایی و نه مه‌رمب شده‌است، به توضیح نیاز دارد. مثلا حتی در زمانی که سن جهان چند دقیقه بود، اختلاف چگالی جهان با چگالی بحرانی می‌بایست به اندازه یک در ۱۰ ۱۴ باشد و در غیر اینصورت جهان به صورتی که امروز دیده می‌شود، وجود نداشت. آینده جهان بنا بر نظریه مه‌بانگ پیش از مشاهدات مربوط به وجود انرژی تاریک، کیهان شناسان دو سناریوی متفاوت برای آینده جهان متصور بودند. اگر چگالی جرم جهان بیشتر از مقدار بحرانی بود، جهان به اندازه بیشینه‌ای رسیده و شروع به فروپاشی می‌کرد. جهان چگالتر و داغ‌تر می‌شد تا سر انجام به وضعیتی مشابه وضعیتی که از آن شروع شده‌است برسد. به این فرایند مه‌رمب می‌گویند. در حالت دیگر اگر چگالی جهان با چگالی بحرانی برابر یا از آن کمتر بود انبساط کندتر شده اما هرگز متوقف نخواهد شد. با مصرف شدن تمام گازهای میان ستاره‌ای درون کهکشانها، زایش ستارگان متوقف می‌شود و ستاره‌ها کاملا می‌سوزند و از خود کوتوله‌های سفید، ستاره‌های نوترونی و سیاهچاله به جای می‌گذارند. در روندی بسیار کند و تدریجی این اجسام با هم برخورد می‌کنند و سیاهچاله‌های بزرگتر و بزرگتری پدید می‌آید و دمای متوسط جهان به سمت صفر مطلق میل خواهد کرد - انجماد بزرگ. علاوه بر این اگر پروتون ناپایدار باشد ماده باریونی ناپدید خواهد شد و تنها تابش و سیاهچاله باقی می‌ماند. در نهایت سیاه چاله‌ها نیز بر اثر انتشار تابش هاوکینگ تبخیر خواهند شد. انتروپی جهان تا نقطه‌ای افزایش خواهد یافت که هیچ شکل سازمان دیده‌ای از انرژی را نمی‌توان از آن استخراج کرد. این سناریو را مرگ گرمایی جهان می‌نامند. مشاهدات جدید مبنی بر شتابدار بودن انبساط جهان، ایجاب می‌کند که بخش‌های بیشتر و بیشتری از جهانی که هم‌اکنون قابل مشاهده است از افق رویداد ما فراتر می‌روند و ارتباط ما با آن بخش‌ها قطع می‌شود. سرانجام نهایی نامعلوم است. مدل لامبدا-سی دی‌ام انرژی تاریک را به صورت یک ثابت کیهان‌شناسی در نظر می‌گیرد. این نظریه پیشنهاد می‌کند که تنها سامانه‌های گرانشی مانند کهکشانها منسجم می‌مانند و در نهایت آن‌ها نیز بر اثر انبساط و سرد شدن جهان دچار مرگ گرمایی می‌شوند. سایر نظریات مطرح شده برای انرژی تاریک، مانند نظریه انرژی‌های فانتومی پیش‌بینی می‌کنند که در نهایت خوشه‌های کهکشانی، سیاره‌ها، هسته و خود ماده بر اثر انبساط روزافزون، به سرنوشت مه‌گسست دچار می‌شوند و از هم گسیخته می‌شوند. گمانه‌زنی‌های فراتر از مه‌بانگ انبساط متریک فضاست که در آن فضا (که شامل قسمت‌های فرضی غیرقابل مشاهده جهان هم هست) را در هر لحظه از زمان را می‌توان با برشی قرصی از نمودار نمایش داد. توجه کنید که در سمت چپ شکل می‌توانید انبساط دراماتیک فضا در دوره تورمی را ببینید اگرچه نظریه مه‌بانگ نظریه‌ای پذیرفته‌شده در دانش کیهان‌شناسی فیزیکی امروزی است، اما تغییر آن در آینده دور از ذهن نیست. نظریه مه‌بانگ برپایه معادلات کلاسیک نسبیت عام، وجود یک نقطه تکینگی گرانشی را در مبدا زمان پیش‌بینی می‌کند، این نقطه با چگالی بی‌نهایت از نظر فیزیکی امکانپذیر نیست. البته می‌دانیم که این معادلات تا پیش از فرارسیدن دوره پلانک و سرد شدن جهان تا دمای پلانک، قابل استفاده نیستند. یکی از راه‌های پیشنهاد شده برای اجتناب از این تکینگی، فرمولبندی مناسبی از یک نظریه گرانش کوانتومی است. اینکه چه چیزی ممکن است سبب به‌وجودآمدن این نقطه تکینگی شده یا اینکه چگونه و چرا آغاز شده، هنوز نادانسته مانده‌است. اگرچه در شاخه کیهان‌زایی، گمانه‌زنی‌های متعددی در این زمینه صورت گرفته‌است. برخی از این گمانه‌زنی‌ها که البته همگی شامل فرضیه‌های آزموده‌نشده‌اند، عبارتند از: مدلهایی که شامل شرط بدون مرز هارتل-هاوکینگ هستند که در آن کل فضازمان متناهی است. مه‌بانگ نمایانگر سرحد زمان است اما بدون تکینگی. مدل مه‌بانگ شبکه‌ای بیان می‌کند که جهان در لحظه مه‌بانگ، شبکه‌ای نامتناهی از فرمیونها بوده‌است که سراسر دامنه بنیادی را فراگرفته بوده و به آن تقارن چرخشی، انتقالی و پیمانه‌ای می‌بخشیده‌است. این تقارن بالاترین سطح تقارن ممکن است و در نتیجه پایین‌ترین میزان انتروپی ممکن را دارد. مدل‌های کیهان‌شناسی غشایی که در آن‌ها تورم کیهانی ناشی از جابجایی غشاها در نظریه ریسمان است؛ مدل پیش-مه‌بانگ؛ مدل اکپیروتیک که در آن مه‌بانگ ناشی از برخورد غشاهاست؛ و مدل چرخه‌ای که تغییریافته مدل اکپیروتیک است که در آن برخوردها به شکل تناوبی تکرار می‌شوند. درمدل آخری پیش از مه‌بانگ یک مه‌رمب روی می‌دهد و جهان به شکل متناوب و نامتناهی دچار این دو فرایند می‌شود. تورم ابدی که در آن تورم کیهانی به صورت محلی در نقاط مختلف (به شکل تصادفی) پایان می‌یابد؛ و هر نقطه پایانی به یک جهان حبابی تبدیل می‌شود که بر اثر مه‌بانگ خود منبسط می‌شود. پیشنهادهایی که در دو دسته آخر قرار می‌گیرند مه‌بانگ را یا به صورت رویدادی در یک جهان بزرگتر و کهن‌تر ویا در یک چندجهانی می‌بینند. برداشت‌های دینی و فلسفی از مه‌بانگ مه‌بانگ به عنوان نظریه توصیف‌گر مبدا جهان، جهت‌گیری‌های مذهبی و فلسفی بسیاری برانگیخته است. و در نتیجه این نظریه به یکی از داغ‌ترین موضوعات در مباحثه میان دین و دانش بدل شده‌است. برخی بر این باورند که نظریه مه‌بانگ نشانگر وجود خداست و برخی نیز نشانه‌های آن را در کتب مقدس خود پیدا کرده‌اند، در حالیکه برخی دیگر عقیده دارند که با نظریه مه‌بانگ وجود مفهوم یک پدیدآورنده غیرضروری است. مه‌بانگ به خودی خود یک نظریه فیزیکی است و تایید درستی و نادرستی آن از طریق مشاهدات تجربی امکانپذیر است، اما از آنجا که در مورد مبدا واقعیت حرف می‌زند، نتیجه‌گیری‌های خداشناسانه‌ای در ارتباط با مفهوم پیدایش از هیچ به دنبال دارد. علاوه بر این بسیاری از خداشناسان و فیزیکدانان، نظریه مه‌بانگ را نشانه‌ای از وجود خدا می‌دانند. یکی از بحثهای پرطرفدار در مورد وجود خدا به نام «کیهان‌شناسی کلام» بر پایه نظریه مه‌بانگ استوار است. در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ تقریبا همه کیهان‌شناسان نامدار، مدل جهان پایدار را ترجیح می‌دادند و حتی بسیاری اعتراض داشتند که مفهوم آغاز زمان در نظریه مه‌بانگ، مفاهیم مذهبی را وارد فیزیک نموده‌است و با آن مخالفت می‌کردند و این نتیجه‌گیری که جهان سرآغازی داشته‌است را رد می‌کردند. بسیاری از مفسرین مسلمان ادعا نموده‌اند که در قرآن از مه‌بانگ یاد شده‌است. به عنوان نمونه به آیه سی از سوره انبیاء اشاره شده‌است که ترجمه آن چنین است: «آیا کافران ندانسته‌اند که آسمان‌ها و زمین به‌هم بسته و پیوسته بودند و ما آن دو را شکافته و از هم بازکردیم و هر چیز زنده‌ای را از آب آفریدیم؟ پس آیا ایمان نمی‌آورند؟» پاپ پیوس دوازدهم در نشست افتتاحیه آکادمی علوم پونتیفیکال در ۲۲ نوامبر ۱۹۵۱ اعلام کرد که نظریه مه‌بانگ با مفهوم خلفت در آیین کاتولیک در تناقض نیست اما پیروان باور آفرینش‌گرایی زمین جوان که تفسیر لغوی کتاب خلقت را قبول دارند، این نظریه را رد می‌کنند. در میان پوراناهای هندو، جهان ابدی و بدون نقطه شروع زمان و به صورت چرخه‌ای توصیف شده‌است تا اینکه بر اثر مه‌بانگ به وجود آمده باشد. اما دانشنامه هندوئیسم بیان می‌کند که نظریه مهبانگ به بشریت یادآوری می‌کند که همه چیز از برهمن سرچشمه گرفته‌است که از یک اتم سبک‌تر و از بزرگترین‌ها بزرگتر است. ناسادیا سوکتا (سرود آفرینش) در ریگ‌ودا (۱۲۹:۱۰) عنوان می‌کند که جهان از یک نقطه (بیندو) توسط گرما ایجاد شده‌است. مه‌رمب مه‌گسست
[ "تئوری علمی", "مدل‌سازی علمی", "کیهان‌شناسی فیزیکی", "گیتی", "دوره پلانک", "ناسا", "انبساط جهان", "دانشنامه بریتانیکا", "تابش زمینه کیهانی", "جهان قابل مشاهده#ساختار بزرگ-مقیاس", "قانون هابل", "تکینگی گرانشی", "سن جهان", "آژانس فضایی اروپا", "ذرات زیراتمی", "اتم", "نیروی گرانش", "ستاره", "کهکشان", "ژرژ لومتر", "نظریه حالت پایدار", "شواهد تجربی", "انتشارات دانشگاه پرینستون", "ادوین هابل", "انتقال به سرخ", "جهان شتاب‌دار", "انرژی تاریک", "قانون (فیزیک)", "امواج گرانشی", "تورم کیهانی", "اصل کوپرنیکی", "زمین", "شتاب‌دهنده ذرات", "پروتون", "نوترون", "الکترون", "هسته‌زایی مه‌بانگ", "هیدروژن", "هلیم", "لیتیم", "گرانش", "ابرنواختر", "جهان قابل مشاهده#ساختار بزرگ مقیاس", "نظریه نسبیت عام", "اینشتین", "همسانگرد", "الکساندر فریدمان", "ویلم دو سیتر", "مدل لامبدا-سی‌دی‌ام", "چگالی", "دما", "تکینگی", "هسته‌زایی مهبانگ", "ابرنواختر نوع Ia", "مدل لامبدا-سی دی ام", "همگن", "فشار", "گذار فاز", "رشد نمایی", "پلاسمای کوارک گلوئون", "ذرات بنیادی", "سرعت", "نسبیت خاص", "جفت‌سازی", "باریون زایی", "عدد باریونی", "کوارک", "لپتون", "ماده (فیزیک)", "ضد ماده", "تقارن‌شکنی صریح", "نیروهای بنیادی", "گلوئون", "باریون", "ذره", "پادذره", "پوزیترون", "فوتون", "نوترینو", "کلوین", "هسته زایی مهبانگ", "هسته اتم", "دوتریم", "جرم نامتغیر", "تابش الکترومغناطیس", "زیست‌شیمی", "International Journal of Astrobiology", "آرخیو", "پی‌دی‌اف", "نیویورک تایمز", "ماده تاریک سرد", "ماده تاریک گرم", "ماده تاریک داغ", "دبلیومپ", "ماده تاریک", "بازیونیده‌شدن", "ثابت کیهانی", "معادلات میدان اینشتین", "نسبیت عام", "معادله حالت", "مدل استاندارد (ذرات بنیادی)", "لامبدا-سی دی ام", "مکانیک کوانتوم", "گرانش کوانتومی", "فهرست مسئله‌های حل‌نشده در فیزیک", "اصل کیهان‌شناختی", "ثابت ساختار ریز", "منظومه شمسی", "ستارگان دوتایی", "آزمونهای نسبیت عام", "مهبانگ", "فضازمان", "تانسور متریک", "اصل کیهان شناختی", "متریک فریدمان-لومتر-رابرتسون-واکر", "فاکتور مقیاس", "دستگاه مختصات همراه", "فاصله همراه", "فضا", "افق ذره", "سرعت نور", "فرد هویل", "راندوم هاوس", "زمینه فراژرف هابل", "ماه", "اسپیس.کام", "نیاکهکشان", "وستو اسلیفر", "اثر دوپلر", "کهکشان مارپیچی", "معادلات فریدمان", "جهان ایستا", "انجمن فیزیک آلمان", "کلیسای کاتولیک", "یادداشت‌های ماهانه انجمن پادشاهی اخترشناسی", "نیچر", "رصدخانه کوه ویلسون", "نردبان فاصله کیهانی", "آرتور ادینگتون", "ارسطو", "اسطوره‌های آفرینش", "کیهان‌شناسی غیر استاندارد", "مدل میلن", "انتشارات دانشگاه آکسفورد", "مدل چرخه‌ای", "ریچارد تولمان", "نور خسته", "فریتز زوئیکی", "اقدامات آکادمی ملی علوم آمریکا", "جرج گاموف", "رالف آشر آلفر", "رابرت هرمان", "Simon Singh", "کاوشگر زمینه کیهان", "ژورنال اخترفیزیکی", "تلسکوپ فضایی هابل", "لاورنس کراوس", "Free Press (ناشر)", "شکل‌گیری و تکامل کهکشان‌ها", "فیزیک ذرات", "مسئله هاله تیزه‌ای", "مسئله کهکشان کوتوله", "باریون‌زایی", "اختروش", "طیف بسامدی", "طیف‌بینی", "جهان قابل مشاهده", "انتقال سرخ", "رصدخانه جنوبی اروپا", "انتشارات دانشگاه کمبریج", "آرنو آلان پنزیاس", "رابرت وودرو ویلسون", "ریزموج", "جسم سیاه", "جایزه نوبل", "دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس", "جان ماتر", "جرج اسموت", "آزمایش بومرنگ (تابش زمینه کیهانی)", "شکل جهان", "ماهواره پلانک", "هلیم-۴", "هلیم-۳", "لیتیم-۷", "خوشه کهکشانی", "ابرخوشه کهکشانی", "زایش ستارگان", "Annual Review of Astronomy and Astrophysics", "ساینس (نشریه)", "ساینس دیلی", "تکامل ستارگان", "خوشه ستاره‌ای کروی", "تاریخ‌نگاری رادیومتریک", "دانشگاه کالیفرنیا، برکلی", "Astronomy and Astrophysics", "اثر سونیائف زلدوویچ", "خوشه‌های کهکشانی", "Wiley-VCH", "مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین", "بنیاد ملی علوم", "بی‌بی‌سی نیوز", "فیزیکال ریویو لترز", "مسئله افق", "مسئله تک قطبی مغناطیسی", "مسئله تخت بودن", "آکادمی علوم نیویورک", "پادماده", "باریون‌زایی#شرایط ساخاروف", "تقارن سی", "تقارن سی پی", "Zhurnal Eksperimental'noi i Teoreticheskoi Fiziki", "Journal of Experimental and Theoretical Physics Letters", "قدر ظاهری", "معادله حالت (کیهان‌شناسی)", "لنز گرانشی", "ساختار بزرگ مقیاس جهان", "انرژی خلاء", "اثیر (فیزیک)", "یکاهای پلانک", "نیتروژن", "همسانگردی", "همگرایی گرانشی", "Journal of Physics G", "علیت", "اصل عدم قطعیت", "نوسانات نخستین", "استقلال از مقیاس", "توزیع طبیعی", "سازوکار هیگز", "خلأ الکتروضعیف", "دوره الکتروضعیف", "The Road to Reality", "تک قطبی مغناطیسی", "نظریه وحدت بزرگ", "زمان پلانک", "مرگ گرمای کیهان", "مه‌رمب", "کوتوله سفید", "ستاره نوترونی", "سیاهچاله", "انجماد بزرگ", "واپاشی پروتون", "تابش هاوکینگ", "انتروپی", "افق رویداد", "مه‌گسست", "دمای پلانک", "حالت هارتل-هاوکینگ", "Physical Review D", "فرمیون", "دامنه بنیادی", "کیهان‌شناسی غشایی", "نظریه ریسمان", "جهان اکپیروتیک", "غشاء (کیهان‌شناسی)", "Progress of Theoretical Physics Supplement", "تورم ابدی", "Modern Physics Letters A", "Physics Letters B", "رابطه دین و دانش", "The Message of the Qu'rán", "Bantam Books", "روتلج", "Springer Press", "Vintage Books", "اشپرینگر ساینس+بیزینس مدیا", "جان وایلی و پسران", "حالت پایدار", "Ashgate Publishing", "قرآن", "ABC-CLIO", "آیه", "سوره انبیاء", "پیوس دوازدهم", "William Morrow and Company", "D. Reidel", "آفرینش‌گرایی زمین جوان", "سفر پیدایش", "پوراناها", "هندو", "Psychology Press", "Taylor & Francis", "برهمن", "ناسادیا سوکتا", "ریگ‌ودا", "Physics Today", "مؤسسه فیزیک آمریکا", "The Mind of God", "انتشارات سایمون شوستر", "TalkOrigins", "Basic Books", "Big Bang (book)", "Fourth Estate" ]
[ "مه‌بانگ", "اخترفیزیک", "کیهان‌شناسی", "کیهان‌شناسی فیزیکی", "گیتی", "نسبیت عام", "نظریه‌های اخترفیزیک" ]
1,698
اورانوس
0
260
0
[ "اورانوس (سياره)", "سیاره اورانوس", "اورانوس (سیاره)", "♅", "سياره اورانوس", "سیارهٔ اورانوس", "سيارهٔ اورانوس" ]
false
130
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "bgcolour", "Item2": "#d5fdf4" }, { "Item1": "نام", "Item2": "اورانوسUranus" }, { "Item1": "نماد", "Item2": "Astronomical symbol of Uranus" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Uranus as seen by Voyager 2" }, { "Item1": "زیرنویس", "Item2": "اورانوس از دید [[ویجر ۲]]" }, { "Item1": "discovery", "Item2": "yes" }, { "Item1": "کاشف", "Item2": "[[ویلیام هرشل]]" }, { "Item1": "تاریخ_کشف", "Item2": "۱۳ مارس ۱۷۸۱" }, { "Item1": "مبدأ", "Item2": "[[J۲۰۰۰]]" }, { "Item1": "اوج", "Item2": "۳،۰۰۴،۴۱۹،۷۰۴ [[km]]۲۰٫۰۸۳ ۳۰۵ ۲۶ [[AU]]" }, { "Item1": "حضیض", "Item2": "۲،۷۴۸،۹۳۸،۴۶۱ km۱۸٫۳۷۵ ۵۱۸ 63 AU" }, { "Item1": "نیم‌قطر بزرگ", "Item2": "۲،۸۷۶،۶۷۹،۰۸۲ کیلومتر۱۹٫۲۲۹ ۴۱۱ ۹۵ AU" }, { "Item1": "خروج از مرکز", "Item2": "۰٫۰۴۴ ۴۰۵ ۵۸۶" }, { "Item1": "تناوب", "Item2": "۳۰،۷۹۹٫۰۹۵ [[روز]]۸۴٫۳۲۳ ۳۲۶ [[yr]]" }, { "Item1": "میانگین سرعت", "Item2": "۶٫۸۱ km/s" }, { "Item1": "انحراف", "Item2": "۰٫۷۷۲ ۵۵۶° نسبت به [[دائرهالبروج]]۶٫۴۸° نسبت به استوای [[خورشید]]۱٫۰۲° نسبت به [[Invariable plane]]" }, { "Item1": "asc_node", "Item2": "۷۳٫۹۸۹ ۸۲۱°" }, { "Item1": "arg_peri", "Item2": "۹۶٫۵۴۱ ۳۱۸°" }, { "Item1": "آنومالی متوسط", "Item2": "۱۴۲٫۹۵۵ ۷۱۷°" }, { "Item1": "قمرها", "Item2": "[[۲۷]]" }, { "Item1": "physical_characteristics", "Item2": "yes" }, { "Item1": "پختگی", "Item2": "۰٫۰۲۲ ۹ ± ۰٫۰۰۰ 8" }, { "Item1": "شعاع استوایی", "Item2": "۲۵،۵۵۹ ± ۴ km۴٫۰۰۷ برابر زمین" }, { "Item1": "شعاع قطبی", "Item2": "۲۴،۹۷۳ ± ۲۰ km۳٫۹۲۹ برابر زمین" }, { "Item1": "مساحت سطح", "Item2": "۸٫۱۱۵ 6 km2 ۱۵٫۹۱ برابر زمین" }, { "Item1": "حجم", "Item2": "۶٫۸۳۳ km3 ۶۳٫۰۸۶ Earths" }, { "Item1": "چگالی", "Item2": "۱٫۲۷ g/cm3" }, { "Item1": "گرانش سطحی", "Item2": "۸٫۶۹ [[m/s2]] ۰٫۸۸۶ [[g]]" }, { "Item1": "سرعت فرار", "Item2": "۲۱٫۳ km/s" }, { "Item1": "sidereal_day", "Item2": "[[−]]۰٫۷۱۸ 33 day" }, { "Item1": "سرعت چرخش استوایی", "Item2": "۲٫۵۹ km/s۹،۳۲۰ km/h" }, { "Item1": "axial_tilt", "Item2": "۹۷٫۷۷°" }, { "Item1": "بعد قطب شمال", "Item2": "۲۵۷٫۳۱۱°" }, { "Item1": "میل", "Item2": "−۱۵٫۱۷۵°" }, { "Item1": "آلبدو", "Item2": "۰٫۳۰۰ ([[bond]])\n۰٫۵۱ ([[geom.]])" }, { "Item1": "قدر", "Item2": "۵٫۹ تا ۵٫۳۲" }, { "Item1": "قطر زاویه‌ای", "Item2": "۳٫۳\"–۴٫۱\"" }, { "Item1": "temperatures", "Item2": "yes" }, { "Item1": "temp_name1", "Item2": "۱ [[بار]] مرحله" }, { "Item1": "mean_temp_1", "Item2": "۷۶ [[K]]" }, { "Item1": "temp_name2", "Item2": "۰٫۱ bar([[تروپوسفر]])" }, { "Item1": "min_temp_2", "Item2": "۴۹ K" }, { "Item1": "mean_temp_2", "Item2": "۵۳ K" }, { "Item1": "max_temp_2", "Item2": "۵۷ K" }, { "Item1": "atmosphere", "Item2": "yes" }, { "Item1": "scale_height", "Item2": "۲۷٫۷ km" }, { "Item1": "ترکیب جو", "Item2": "''(زیر ۱٫۳ بار)''\n\n{" }, { "Item1": "جو", "Item2": "بله" } ], "Title": "سیاره" }
اورانوس ( یا ) (در اسطوره‌های یونان ὐ، خدای آسمان و معادل پارسی سره آن آهوره ) هفتمین سیاره از نظر نزدیکی به خورشید و سومین سیاره از نظر اندازه و چهارمین سیاره از نظر جرم در منظومه شمسی است. اورانوس هر ۸۴ سال و ۷ روز یک بار به دور خورشید می‌گردد. همچنین هر ۱۰ ساعت و ۴۸ دقیقه یک دور به دور خودش می‌چرخد. اورانوس دارای ۵ ماه به نام‌های میراندا، آریل، آمبریل، تیتانیا و ابرون است. این سیاره را ویلیام هرشل در سال ۱۷۸۱ میلادی کشف کرد. اورانوس یکی از سیارات هشتگانه منظومه شمسی که از لحاظ بعد فاصله‌اش نسبت به خورشید در ردیف هفتم پس از زحل قرار گرفته‌است. فاصله متوسط این سیاره تا خورشید۲،۸۶۹،۶۰۰،۰۰۰ کیلومتر و۶۳ بار از کره زمین بزرگ‌تر است. اورانوس ۲۷ ماه طبیعی دارد. این سیاره با چشم غیرمسلح دیده می‌شود. محور حرکت وضعی این سیاره کاملا با مدار حرکت انتقالیش منطبق است. سفرهای اکتشافی به این سیاره کمتر از ده ماموریت بوده که شاخصترینش ماموریت ویجر ۲ بود که این فضاپیما در ژانویه ۱۹۸۶ به آن رسید. تاریخچه افسانه‌شناسی اورانوس کشیده شده توسط تیکو براهه اورانوس نام یکی از اسطوره‌های یونانی است که تجسم آسمان (و بهشت ) محسوب شده و پدربزرگ زئوس و پدر کرونوس می‌باشد. وی با گایا (تجسم زمین و مادر اورانوس ) همبستر شد و فرزندان متعددی از وی به دنیا آورد گایا که از این موضوع خسته شده‌بود از کرونوس (یکی از فرزندان) کمک خواست و وی آلت تناسلی اورانوس را با داس برید و به دریا افکند بنابر افسانه‌ای که بین تاریخ‌شناسان مورد اختلاف است آفرودیته الهه عشق از عطری (یا خون ) به وجود آمده‌است که هنگام افکنده شدن آلت تناسلی اورانوس به دریا، بلند شد. کشف این سیاره قبل از کشف به صورت یک ستاره در کاتالوگ جان فلاستمد در سال ۱۶۹۰ به عنوان ستاره «۳۴ ثور» ثبت شده بود. . اخترشناس فرانسوی پیر لمونیر این سیاره را بین ۱۷۵۰ تا ۱۷۶۹ دوازده بار (با در نظر گرفتن ۴ شب متوالی) رصد کرده بود. ولی توسط ویلیام هرشل و در خانه‌اش (اکنون موزه اخترشناسی) در شهر بث، سامرست و در ۱۳ مارس ۱۷۸۱ رصد شد، و در ۲۶ آوریل ۱۷۸۱ به عنوان دنباله‌دار گزارش شد. هرشل آن را به عنوان جرمی که در برابر ستارگان اختلاف منظر دارد گزارش داد، u او اینگونه در ژورنال نگاشت «در نزدیکی زتا ثور … یا یک سحابی است یا یک دنباله‌دار». در ۱۷ مارس نگاشت «به دنبال سحابی یا دنباله‌دار به این نتیجه رسیدم که دنباله‌دار است زیرا جایش را تغییر می‌دهد». و حتی هنگامی که این جرم را به عنوان کشف به انجمن سلطنتی گزارش می‌داد باز براین باور بود که دنباله‌دار است و این عقیده را داشت تا زمانی که به‌طور مطلق اثبات شد که اورانوس یک سیاره است. تلسکوپی که ویلیام هرشل با آن اورانوس را کشف کرد واقع در موزه ویلیام هرشل، بث هرشل در ۲۳ آوریل به ستاره‌شناس سلطنتی نویل ماسکلین نگاشت: «من نمی‌دانم چه باید صدایشش کرد. شاید بتوان آن را به سیاره نامید.». توسط ویلیام هرشل و در ۱۳ مارس ۱۷۸۱ به عنوان دنباله‌دار کشف شد و نام آن توسط جان بوده پیشنهاد گردید علائم اختصاری وجه تسمیه اورانوس واژه‌ایست یونانی به معنای آسمان، و نیز خدایگان آسمان نیز در میان یونانیان به همین نام خوانده می‌شد. میان غربیان در بین سیارات هشتگانه اورانوس تنها سیاره‌ای است که نام خود را از افسانه‌های یونانی برگرفته‌است. (برخلاف سایرین که نامی برگرفته از افسانه‌های رومی دارند. ). مدار و چرخش HST از اورانوس که شامل نوارهای ابر، حلقه‌ها و ماه‌هایش است. فاصله متوسط آن از خورشید ۳ میلیارد کیلومتر(۲۰ واحد نجومی است). در مدار آن بی‌نظمی‌هایی دیده شده‌است به علت اینکه کجی محور چرخش آن از ۹۰ درجه بیشتر و برابر ۹۸ درجه یا دقیقتر ۹۷o54 است چرخش سیاره پادساعتگرد است. نزدیک‌ترین فاصله آن به زمین ۲۷،۲۰۰ میلیون کیلومتر است. خروج از مرکز آن ۰٫۰۷۴۲ بوده که بسیار به دایره نزدیک است. به علت اینکه این سیاره ۹۸ درجه انحراف دارد در یک چهارم حرکت آن به دور خورشید یکی از قطب‌هایش به سمت زمین است و یک چهارم بعد استوایش و یک چهارم پس از آن قطب مخالف و در انتها دوباره استوایش به سمت زمین خواهد بود. نور خورشید در اورانوس ۱/۴۰۰ نور خورشید در زمین است حرکت آن به درو خورشید ۸۴٫۰۱ سال طول می‌کشد. اولین بار عناصر مداری آن در سال ۱۷۸۳ توسط پیر سیمون لاپلاس محاسبه شد. بی‌نظمی در مدار آن اولین بار توسط جان کوچ آدامز و در سال ۱۸۴۱ مطرح شد و او پیشنهاد داد که جاذبه سیاره‌ای کشف نشده بر آن تاثیر می‌گذارد. در سال ۱۸۴۵ اوربین له وریر مستقلا شروع به پژوهش در زمینه مدار اورانوس پرداخت. در ۲۳ سپتامبر ۱۸۴۶ یوهان گوتفیلد گاله سیاره را کشف و نام نپتون را بر آن نهاد کجی محور تنها ناهید کجی محور بیشتری از اورانوس و برابر ۱۷۷ درجه دارد. اما علت این کجی احتمالا برخورد جسمی به ابعاد زمین به این سیاره و در اوایل دوران زندگی‌اش بوده‌است. البته کاندیدهای دیگری هم مطرح هستند مانند برخورد یک دسته بزرگ از دنباله‌دارها در اوایل تشکیلش که این خود وجود یک اقیانوس بزرگ داخلی آن را نیز توجیه می‌کند. بینایی از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶ قدر ظاهری اورانوس بین +۵٫۶ تا +۵٫۹ متغیر بوده‌است و در صورتی که در حالت ایده‌آل چشم غیرمسلح توانایی دیدن قدر ۶٫۵ را دارد* (این به این معنی است که می‌توان در شرایط ایده‌آل این سیاره را دید) اندازه زاویه‌ای این سیاره بین ۳٫۴ تا ۳٫۷ ثانیه قوسی متغیر است اما در حالت مقابله به ۳٫۶ ثانیه قوسی می‌رسد. در صورتی که اندازه زاویه‌ای زحل ۱۶ تا ۲۰ ثانیه قوسی و مشتری بین ۳۲ تا ۴۵ ثانیه قوسی است. ساختار درونی هم‌سنجی سیاره‌های منظومه خورشیدی با تعدادی از ستاره‌های مشهور: الف: جرم این سیاره برابر (۰٫۰۰۱۳ ± ۸٫۶۸۱۰) kg و ۱۴٫۵۳۶ برابر زمین است و چگالی آن ۱٫۲۵ برآورد می‌شود در نتیجه احتمال می‌رود از جو بسیار ضخیم، گوشته‌ای مایع و هسته‌ای جامد و کوچک تشکیل شده باشد. شتاب گرانشی آن نیز ۹۰ درصد شتاب گرانشی زمین تخمین زده شده‌است. دمای بخش مایع آن ۲۳۰۰ درجه سانتیگراد و هسته آن ۷۰۰۰ درجه سانتیگراد است. گرمای درونی این سیاره برخلاف دیگر سیارات مشتری‌گون منبع گرمای داخلی قابل توجهی ندارد. جو در جو آن هیدروژن (به شکل H 2 ) و ۱۲ درصد هلیوم و ۲ درصد متان وجود دارد اما از آنجایی که متان به شدت نور قرمز را جذب می‌کند این سیاره به رنگ آبی مایل به سبز دیده می‌شود. برررسی مادون قرمز حاکی از آن است که دمای این سیاره برابر ۵۸ درجه کلوین است. تصاویر رایانه‌ای نشان می‌دهد ابرهای آمونیاکی به بزرگی ۲ تا ۴ کیلومتر در زیر جو اورانوس و در ارتفاعات پایین قرار دارند و این ابرها در استوا در طی ۱۵ ساعت یک بار دور سیاره می‌زنند ولی در نزدیکی قطب این مقدار به ۱۵ ساعت می‌رسد. به نظر می‌رسد این سیاره دارای یونیسفر قوی باشد. بیشتر بادهای این سیاره برخلاف دیگر سیاره‌های مشتری‌گون منظومه شمسی از شرق به غرب می‌وزند نه از شمال به جنوب. جنس سطح سیاره تروپوسفر جو بالایی در ارتفاعات بالایی دما ۶۴ کلوین (با تلورانس ۵ کلوین) می‌گردد و در این ارتفاعات آن بادهایی با سرعت ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر می‌وزند و البته گردبادهایی نیز در آن وجود دارند که به شکل لکه‌هایی دیده می‌شوند. حلقه‌ها حلقه‌ها و ماه‌های اورانوس حلقه‌های اورانوس در ده مارس ۱۹۷۷ در رصدخانه ایربورن کوئی‌پر ناسا و توسط جیمز الیوت کشف شد شد بدین گونه که قبل و بعد از اختفای یک ستاره پشت اورانوس، نور ستاره متناوبا کم و زیاد می‌شد و با بررسی‌های انجام گرفته در آن هنگام ثابت شد این سیاره ۵ حلقه دارد و بعدا به ۹ حلقه رسید بعد از گذر ویجر ۲ از اورانوس به یازده حلقه افزایش یافت. این حلقه‌ها به ترتیب از بیرونی‌ترین به درونی‌ترین عبارتند از:اپسیلون،1986U1R، دلتا، گاما، اتا، بتا، آلفا، ۴،۵،۶ و 1986U2R پهنای حلقه اپسلیون به صد کیلومتر می‌رسد و خرده ریزه‌های آن بین ۱۳ تا ۱۳٫۶ سانتی‌متر است اما پهنای بقیه حلقه‌ها از ۱۰ کیلومتر تجاوز نکرده و از خرده ریزهای حلقه اپسیلون کوچکترند اما کل حلقه آلبدویی برابر ۵ درصد دارد. میدان مغناطیسی انحراف میدان مغناطیسی اورانوس میدان مغناطیسی این سیاره ۵۵ تا ۵۸٫۵ درجه نسبت به محور چرخش آن تفاوت دارد و این بیشترین مقداری است که در میان سیارات ثبت شده‌است و پیش‌بینی می‌شود که مرکز مغناطیسی آن در مکان متفاوتی نسبت به مرکز سیاره و با فاصله‌ای حدودا ۸،۰۰۰ کیلومتری باشد. ویجر ۲ اثبات نمود که در اطراف اورانوس میدان مغناطیسی قوی‌ای قرار دارد اما شدت آن یک دهم میدان مغناطیسی زحل است. با این حال قدرت آن به‌طور متوسط ۵۰ بار نیرومندتر از میدان مغناطیسی زمین است و دنباله‌ای به طول ۴۶۵،۰۰۰ کیلومتر(۱۸ برابر شعاع خودش ) دارد. و در این مغناطوکره به علت برخورد طوفان‌های خورشیدی و دیگر پرتوهای کیهانی پلاسماهایی با دمای ۱۰،۰۰۰ کلوین به وجود می‌آید. اقلیم لکه تاریک اورانوس قمرها آریل اورانوس ۲۷ قمر طبیعی دارد که از آن ده قمر توسط ویجر ۲ کشف شد. (۹ قمر در ژانویه ۱۹۹۶ کشف شده و در نام آنها ۱۹۹۶ وجود دارد و یک قمر در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۵ کشف و در نام آن ۱۹۹۵ وجود دارد. )بیرونی‌ترین قمر آن اوبرون و بزرگترین قمر آن تیتانا با قطر ۱،۵۸۰ کیلومتر است. دو قمر کوردلیا و اوفلیا لبه‌های حلقه اپسلیون را جاروب می‌کنند. نام قطر (کیلومتر) شعاع مدار گردش (کیلومتر) اوبرون ۱۵۵۰ ۵۸۰۱۶۰ تیتانا ۱۵۸۵ ۴۳۳۴۴۰ اومبریل ۱۱۸۵ ۲۶۴۸۰۰ آریل ۱۱۶۰ ۱۸۹۹۲۰ میراندا ۴۸۰ ۱۲۸۶۴۰ پوکا ۱۶۰×۱۶۸ ۸۵۴۹۰ بلیندا ۴۸ ۷۴۶۶۰ روالیند ۴۸ ۶۹۵۲۰ پورشیا ۹۶ ۶۵۷۱۰ ژولیت ۸۰ ۶۳۹۸۰ دزدیمونا ۴۸ ۶۲۳۴۰ کرسدا ۸۰ ۶۱۳۹۰ بیانکا ۴۸ ۵۸۷۵۰ اوفیلیا ۲۴ ۵۲۹۹۰ کوردلیا ۱۶ ۴۹۰۱۰ در فرهنگ اورانوس در اختربینی (با نماد 22px) مورد استفاده قرار می‌گیرد و به عنوان سیاره برج دلو محسوب می‌شود. عنصر کشف شده در سال ۱۷۸۹ به خاطر اورانوس اورانیوم نامیده‌شد. عملیات اورانوس همچنین نام یک عملیات در جنگ جهانی دوم بود که توسط ارتش شوروی در مقابل ورماخت به اجرا درآمد و موجب بازپس‌گیری استالین‌گراد شد. پی‌نوشتها
[ "ویجر ۲", "ویلیام هرشل", "J۲۰۰۰", "کیلومتر", "واحد نجومی", "روز", "سال", "دائرةالبروج", "خورشید", "Invariable plane", "قمرهای طبیعی اورانوس", "نشانگر دیجیتالی شیء", "کیلوگرم", "standard gravitational parameter", "شتاب", "شتاب گرانشی", "حرکت رجوعی", "ساعت", "دقیقه", "ثانیه", "Bond albedo", "Geometric albedo", "بار (واحد)", "کلوین", "تروپوسفر", "هیدروژن", "هلیوم", "متان", "هیدروژن دوترید", "آمونیاک", "آب (ملوکول)", "آمونیوم هیدروسولفید", "اسطوره‌های یونان", "سیاره", "منظومه شمسی", "قمر", "۱۹۸۶ (میلادی)", "تیکو براهه", "اورانوس (اسطوره)", "زئوس", "کرونوس", "گایا", "جان فلاستمد", "گاو (صورت فلکی)", "پیر لمونیر", "بث", "سامرست", "۱۷۸۱ (میلادی)", "دنباله‌دار", "زتا گاو", "انجمن سلطنتی", "بث، سامرست", "نویل ماسکلین", "Anders Johan Lexell", "Johann Elert Bode", "Joseph Banks", "J. L. E. Dreyer", "George III of the United Kingdom", "جان بوده", "زبان یونانی", "خروج از مرکز", "انتشارات سی‌آرسی", "پیر سیمون لاپلاس", "جان کاوچ آدامز", "اوربن لو وریه", "یوهان گوتفرید گاله", "نپتون", "ناهید (سیاره)", "قدر ظاهری", "زحل", "مشتری (سیاره)", "مریخ", "تیر (سیاره)", "زمین", "شباهنگ (ستاره)", "ولف ۳۵۹", "دبران", "نگهبان شمال", "رأس پیکر پسین", "ابط‌الجوزا", "قلب عقرب", "پای شکارچی", "وی‌وای سگ بزرگ", "وی‌وی قیفاووس", "مو قیفاووس", "سیارات مشتری‌گون", "اخترشناسی فروسرخ", "یونیسفر", "رصدخانه ایربورن کوئی‌پر ناسا", "جیمز الیوت", "آلبدو", "پرتو کیهانی", "پلاسما", "presolar nebula", "planetary migration", "Nice model", "اوبرون (ماه)", "تیتانا", "کوردلیا", "افیلیا (قمر)", "اختربینی", "دلو", "اورانیوم", "عملیات اورانوس", "جنگ جهانی دوم", "شوروی", "ورماخت", "استالین‌گراد" ]
[ "اورانوس", "غول‌های گازی", "منظومه شمسی" ]
1,699
عمر ستارگان
0
11
0
[]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ستاره سرانجام متفاوتی دارند. برخی از آنها پس از میلیاردها سال منفجر شده و گازهای تشکیل دهنده آنها در فضا پخش می‌شوند. برخی نیز به کوتوله سفید تبدیل می‌شوند. در آغاز، درون یک ابر متراکم گازی با گذشت زمان گازها بیشتر دور هم جمع و فشرده‌تر و داغ‌تر شده (انقباض هلمهولتز) و پس از مدتی این گازها به قدری داغ می‌شوند که واکنش‌های هسته‌ای در آن آغاز می‌شود. در این موقع است که ستاره جدید متولد می‌شود. اگر مقدار ماده ستاره جدید کم باشد کم نور و ضعیف می‌شود ولی اگر مقدار ماده تشکیل دهنده آن زیاد باشد داغ و درخشان می‌شود. پس از میلیاردها سال زندگی سرانجام یک ستاره داغ سردشده (به کوتوله‌های سیاه تبدیل می‌شود) و ممکن است منفجر شود و گازهای آن در فضا پراکنده شده و جزئی از ستاره جدید شود. به هر حال سرانجام نهایی یک ستاره وابسته به جرم آن است و همین جرم است که مسیر حرکت عمر ستاره را بر روی نمودار هرتسپرانگ-راسل تعیین می‌کند. ستارگان نسل اول و نسل دوم
[ "ستاره", "کوتوله سفید", "واکنش هسته‌ای", "کوتوله‌های سیاه", "نمودار هرتسپرانگ-راسل", "ستارگان نسل اول و نسل دوم" ]
[ "ستارگان" ]
1,700
امامزاده قاسم
1
33
0
[ "امامزاده‌قاسم", "امامزاده قاسم (ابهام زدايي)", "امامزاده قاسم (ابهام زدایی)", "امامزادهٔ قاسم (ابهام‌زدایی)", "امامزادهٔ قاسم", "امامزادهٔ قاسم (ابهام زدايي)", "امامزادهٔ قاسم (ابهام زدایی)", "امام زادهٔ قاسم (بروجرد)", "امام زاده قاسم (بروجرد)", "امام زاده قاسم", "امام‌زاده قاسم", "امامزاده قاسم (ابهام‌زدایی)" ]
false
15
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
امامزاده قاسم نام چندین مکان جغرافیایی در ایران است، از آن جمله: امام‌زاده قاسم (تهران) در شمیرانات تهران. امامزاده قاسم (ازنا) در منطقه چاپلق ازنا در دشت جاپلق در استان لرستان. امام‌زاده قاسم (زرقان) در استان فارس-زرقان. امام‌زاده قاسم (مهدی‌شهر) نام آرامگاهی در شمال غربی استان سمنان و در شهر مهدی‌شهر (سنگسر) است. امامزاده قاسم (آمل) امامزاده قاسم نام امامزاده‌ای در آمل. امامزاده قاسم (بابل) امامزاده قاسم (ساری) امامزاده قاسم (بروجرد) روستای امامزاده قاسم (تنکابن) امامزاده قاسمامامزاده‌قاسم بخش کوهپایه شهرستان اصفهان
[ "ایران", "امام‌زاده قاسم (تهران)", "امامزاده قاسم (ازنا)", "ازنا", "جاپلق", "استان لرستان", "امام‌زاده قاسم (زرقان)", "استان فارس", "زرقان", "امام‌زاده قاسم (مهدی‌شهر)", "استان سمنان", "مهدی‌شهر", "امامزاده قاسم (آمل)", "آمل", "امامزاده قاسم (بابل)", "امامزاده قاسم (ساری)", "امامزاده قاسم (بروجرد)", "روستای امامزاده قاسم (تنکابن)", "امامزاده قاسم (اصفهان)" ]
[]
1,701
نوترون
0
317
0
[]
false
288
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "نوترون" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "250px" }, { "Item1": "زیرنویس", "Item2": "ساختار کوارکی نوترون" }, { "Item1": "ترکیب", "Item2": "۲ پایین ۱ بالا" }, { "Item1": "خانواده", "Item2": "[[فرمیون]]" }, { "Item1": "گروه", "Item2": "[[کوارک]]" }, { "Item1": "برهم‌کنش", "Item2": "[[نیروی ضعیف]]،[[نیروی قوی]]،[[نیروی جاذبه]]،[[نیروی الکترومغناطیس]]" }, { "Item1": "پاد ذره", "Item2": "پاد نوترون" }, { "Item1": "کشف", "Item2": "[[جیمز چادویک]]" }, { "Item1": "جرم", "Item2": "۱٫۶۷۴ ۹۲۷ ۲۹(۲۸) × ۱۰<sup>−۲۷</sup>[[kg]]۹۳۹٫۵۶۵ ۵۶۰(۸۱) [[الکترون‌ولت]]/[[c]]2۱٫۰۰۸۶۶۵ [[u]]" }, { "Item1": "بار الکتریکی", "Item2": "۰ [[C]]" }, { "Item1": "اسپین", "Item2": "1⁄2" } ], "Title": "ذرات بنیادی" }
نوترون یکی از ذرات هسته‌ای اتم است. نوترون دارای بار الکتریکی خنثی است و به همراه پروتون در داخل هسته اتم اصل جرم اتم را تشکیل می‌دهند. از هیدروژن (۱ پروتون) تا کلسیم (۲۰ پروتون) تعداد آن با تعداد پروتون یکی نیست و از آن بالاتر در جدول تناوبی تعدادش بیشتر می‌شود. جرم مطلق ۲۷- ۱۰ × ۱،۶۷۴۸۲ کیلوگرم و جرم نسبی آن ۱،۰۰۸۶۶۵۴۱ است. برای مثال ۵۶n بر روی Fe و p۲۶ بر زیر آن تشکیل دهنده آهن است. جیمز چادویک در سال ۱۹۳۲ نوترون را، که رادرفورد در سال ۱۹۲۰ وجود آن را پیش‌بینی کرده بود، کشف کرد. پروتون‌ها ذراتی مثبت هستند و به شدت همدیگر را دفع می‌کنند علت اینکه پروتون‌ها همدیگر را دفع نمی‌کنند نوترون‌ها هستند. نوترون ذره‌ای ناپایدار است و عمر متوسط آن ۹۱۸ ثانیه است که به پروتون، الکترون و نوترینو واپاشیده می‌شود. به این واپاشی، واپاشی بتا می‌گویند اتمی که پرتوی بتا تابش می‌کند چون یک پروتون به پروتون‌هایش اضافه می‌شود به عنصر بالاتر سلف می‌کند در همه اتم‌ها اینگونه نیست زیرا اصل طرد پائولی برای اتم‌هایی که نسبت نوترون‌هایش به پروتون‌هایش کمتر از ۱٫۵ است اجازه واپاشی نمی‌دهد. نوترون از یک کوارک بالا و دو کوارک پایین ساخته شده است. تاریخچه کشف نوترون با اندازه گیری‌هایی که ارنست رادرفورد انجام داده بود، متوجه شد که جرم هسته اتم تقریبا دوبرابر تعداد پروتون‌ها است. بدین ترتیب او پیش بینی کرد که ذره‌ای دیگر باید در هسته باشد تا این کمبود جرم را جبران کند. در سال ۱۹۳۲ جیمز چادویک آزمایشی ترتیب داد. او بریلیم را با آلفا بمباران کرد و متوجه شد ذره‌ای با قدرت نفوذ بسیار بالا از هسته اتم بیرون می‌زند که در میدان مغناطیسی منحرف نمی‌شود. ابتدا فکر کرد باید اشعه X یا گاما باشد اما هنگامی که سرعت آن را اندازه گرفت متوجه شد سرعت این ذره یک دهم سرعت نور است. به همین دلیل این ذره را که جرم آن حدود جرم پروتون و بیشتر بود، بار الکتریکی نداشت و سرعت آن یک دهم سرعت نور بود نوترون نامید و آن را به هسته نسبت داد. چشمه نوترون اسپالاسیون درمان با نوترون بور
[ "فرمیون", "کوارک", "نیروی ضعیف", "نیروی قوی", "نیروی جاذبه", "نیروی الکترومغناطیس", "جیمز چادویک", "کیلوگرم", "الکترون‌ولت", "سرعت نور", "واحد جرم اتمی", "کولن", "ذرات هسته‌ای", "اتم", "بار الکتریکی", "پروتون", "هسته اتم", "جرم اتم", "جدول تناوبی", "جرم نسبی", "۱۹۳۲ (میلادی)", "ارنست رادرفورد", "۱۹۲۰ (میلادی)", "ثانیه", "الکترون", "نوترینو", "اصل طرد پائولی", "کوارک بالا", "کوارک پایین", "چشمه نوترون اسپالاسیون", "درمان با نوترون بور" ]
[ "نوترون", "انرژی هسته‌ای" ]
1,702
بلور
0
246
0
[ "کریستال", "كريستال", "بلورین", "بلوري", "بلورين", "کریستالی" ]
false
209
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
بلور به مواد معدنی جامدی که اجزای سازنده آنها (مولکول، اتم یا یونها) در سه جهت فضایی به صورت منظمی کنار هم قرار گرفته باشند یا دارای نظم بلورشناسی باشند، کریستال یا بلور می‌گویند. ساختارهای بلورین نظم بلند دامنه داشته و می‌تواند خواص همسانگرد یا ناهمسانگرد داشته باشد. ریشه واژه واژه کریستال ریشه یونانی دارد و به معنی «منجمد شده در اثر سرما» است. یونانی‌ها کریستال را برای اشاره به در کوهی به کار می‌بردند. آنها اعتقاد داشتند که اگر آب مدتی در دماهای بسیار پایین نگه‌داشته شود، به حالتی در می‌آید که در دماهای بالا پایدار است. «بلور» نیز کلمه‌ای عربی، ماخوذ از کلمه «برلیس» یونانی (به معنای زمرد و زبرجد) است. تاریخچه اولین ارجاع به آرایش منظم ذرات سازنده بلورها در آثار ستاره‌شناس مشهور ج. کپلر (۱۶۱۹) و رابرت هوک (۱۶۶۵) کاشف میکروسکوپ یافت می‌شود. مدتی بعد دانشمند مشهور کریستین هوگنز (۱۶۹۰) خواص نوری کریستال‌های کلسیت (CaCO ۳ ) را بررسی کرده و فرضیه‌ای را ارائه کرد که کریستال‌ها از ذرات بسیار کوچکی با شکل مشخص ساخته شده‌اند. پس از آن م.و. اومونوسوف (۱۷۶۵–۱۷۱۱) تئوری ذره‌ای ساختار مواد را کامل کرد. او فرض کرد که ذرات شکل کروی داشته باشند. بلورهای از لحاظ همسانگردی و ناهمسانگردی به بلورهایی که نمار شکست آن در هر سه راستای بلوری آن یکسان باشد، بلورهای همسانگرد می‌گویند. در مقابل بلورهایی که در یک یا دو یا سه راستای خود نمار شکست متفاوتی داشته باشند بلورهای ناهمسانگرد می‌گویندو روش‌های تبلور و رشد بلور روش‌های مختلفی برای تبلور و رشد بلور وجود دارند که در میان رایج‌ترین آنها می‌توان به روش‌های زیر اشاره کرد: روش‌های فاز بخار رسوب شیمیایی بخار (CVD) رسوب فیزیکی بخار (PVD) روش‌های بر پایه محلول استفاده از ضد محلولها کم کردن دما و رساندن محلول به حالت ابر سیر شده انجماد حلال و جدا کردن رسوبات کلوخه‌کردن و استفاده از دستگاه مرکزگریز (سانتریفوژ) بلورشناسی ساختار مواد تک‌کریستال پلی‌کریستال سلول واحد صفحه کریستالی شبکه ولف تقارن بلوری شبکه فضایی عیوب بلوری Chemical Vapor deposition Physical vapor deposition anti-solvents freeze drying
[ "جامد", "مولکول", "اتم", "یون", "بلورشناسی", "همسانگرد", "ناهمسانگرد", "یونان", "سرما", "دُر کوهی", "آب", "کپلر", "۱۶۱۹ (میلادی)", "رابرت هوک", "۱۶۶۵ (میلادی)", "میکروسکوپ", "کریستین هوگنز", "۱۶۹۰ (میلادی)", "کلسیت", "نمار شکست", "بخار", "رسوب شیمیایی بخار", "رسوب فیزیکی بخار", "محلول", "ضد محلول", "ابر سیر شده", "انجماد", "حلال", "کلوخه شدن", "دستگاه مرکزگریز", "انسولین", "space manufacturing", "کوارتز", "تک‌بلور", "مونوپتاسیم فسفات", "Saint-Gobain", "megajoule laser", "Commissariat à l'Énergie Atomique", "گالیم", "hanksite", "Searles Lake", "کالیفرنیا", "Boule (crystal)", "سیلیسیم", "Czochralski process", "تراشه", "سلول خورشیدی", "ساختار مواد", "تک‌کریستال", "پلی‌کریستال", "سلول واحد", "صفحه کریستالی", "شبکه ولف", "تقارن بلوری", "شبکه فضایی", "عیوب بلوری" ]
[ "بلورشناسی", "شیمی معدنی", "کریستال‌ها", "مفاهیم بنیادین فیزیک" ]
1,703
طیف
0
70
0
[ "طيف", "بیناب", "بيناب", "طیفی" ]
false
59
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
واژه طیف یا بیناب معانی گوناگونی دارد. کاربرد این واژه بیشتر برای نشان دادن حالتی است که در آن موارد متنوعی از حالات گوناگون در میان دو قطب مخالف قابل تشخیص باشند. برای نمونه طیف گروه‌های گوناگون سیاسی که میان دو گروه چپ‌گرا و راست‌گرا قرار دارند. واژه طیف در شاخه‌های گوناگون دانش دارای تعریف‌های گوناگونی است از جمله: در فیزیک رده طیفی K4III در نظریه موجی نور، به طبقه‌بندی پرتوهای نوری که بر پایه طول موج یا بسامد آن‌ها انجام شده باشد، طیف می‌گویند. به مجموعه‌ای از رنگهای خورشید که مجموعا رنگ سفید را تولید می‌کنند طیف گفته می‌شود. این رنگها شامل قرمز، آبی و سبز است. از ترکیب این رنگها، رنگهای دیگری بوجود می‌آید که همان رنگهای اصلی نقاشی است یعنی قرمز پررنگ، آبی پررنگ و زرد مرکب. رنگ‌های طیف رنگی به ترتیب بیشترین شکست تا کمترین شکست: بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز
[ "نظریهٔ موجی نور", "پرتو", "طول موج", "بسامد", "رنگهای اصلی نقاشی" ]
[ "فیزیک نور", "مفاهیم بنیادین فیزیک", "واژگان علمی" ]
1,705
۲۰ آوریل
0
379
0
[ "۲۰ آوريل", "۲۰ آپریل", "20 آوریل", "۲۰ اوریل", "20 آوريل", "20 اوریل", "20 اوريل", "۲۰ اوريل", "۲۰ آپريل", "۲۰ اپریل" ]
false
273
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
۲۰ آوریل صد و دهمین روز سال در گاهشماری گریگوری است. (صد و یازدهمین روز در سال کبیسه) ۲۵۵ روز از سال باقیمانده‌است. مناسبت‌ها روز جهانی زبان چینی رویدادها ۱۸۹۹–۶۰۰ ۶۳۶- نبرد یرموک: عربها کنترل سوریه و فلسطین را از امپراتوری روم شرقی گرفتند. ۱۶۵۳- الیور کرامول مجلس را منحل کرد. ۱۶۵۷- یهودیهای نیوآمستردام (بعدها نیویورک نام گرفت) اجازه آزادی دین خود را دریافت کردند. ۱۶۸۹- پادشاه پیشین انگلستان جیمز دوم، عزل شد. ۱۷۷۵- جنگ استقلال آمریکا: بریتانیا عملیات محاصره بوستون و ماساچوست را آغاز کردند. ۱۷۹۲- فرانسه با اتریش وارد جنگ شد. ۱۸۳۶- کنگره ایالات متحده سند ایجاد سرزمینویسکانسین را تصویب کرد. ۱۸۶۱- جنگ داخلی آمریکا: رابرت ای. لی از مقام خود در ارتش ایالات متحده یعنی فرماندهی نیروهای نظامی در ایالت ویرجینیا، استعفا کرد. ۱۸۶۲- نخستین آزمایش پاستوریزه کردن توسط لوئی پاستور و کلود برنارد انجام شد. ۱۸۸۹- آدولف هیتلر به دنیا آمد. ۱۹۰۰–۱۹۹۹ ۱۹۰۲- پیر و ماری کوری رادیوم کلراید را تصفیه کردند (به‌طور کامل از اجسام خارجی جدا و تصفیه نشده بود). آن‌ها فکر کردند که آن را به‌طور کامل جدا کرده‌اند. ۱۹۰۸- روز آغاز رقابت‌های لیگ جدید راگبی جنوب. ۱۹۱۴- ۱۹۲۶- الکتریک غرب و برادران وارنر، ویتافون را معرفی کردند، پیشرفتی در جهت اضافه کردن صدا به فیلم. ۱۹۶۷- هواپیمای سوئیسی-بریتانیایی در نیکوزیای قبرس سقوط کرد و ۱۲۶ تن کشته شدند. ۱۹۶۸- در خطوط هوایی آفریقای جنوبی یک بوئینگ ۷۰۷ در حال برخاستن به سوی ویندهوک، جنوب غرب آفریقا سقوط کرد و ۱۲۲ تن کشته شدند. ۱۹۶۸- حزب آزادیخواه کانادا به رهبری پیر ترودو در انتخابات فدرال کانادا پیروز شد. ۱۹۶۸- سیاست‌مدار انگلیسی ایناک پاول با مطرح کردن بحث رودخانه‌های خون جنجال به پا کرد. ۱۹۷۲- آپولو ۱۶ برفراز ماه فرود آمد. ۱۹۷۹- رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، جیمی کارتر، با یک خرگوش کرکی مورد حمله قرار گرفت. ۱۹۹۲- کنسرتی با شرکت همه ستارگان معروف موسیقی غربی به یادبود شخص معرف گروه موزیک کوئین یعنی فردی مرکوری در ورزشگاه ومبلی در لندن برگزار شد. ۱۹۹۷- کشیش سانتیاگو ۱۹۹۸- یک بوئینگ ۷۲۷ خطوط هوایی فرانسه پس از برخاستن از بوگوتا پایتخت کلمبیا، با کوه برخورد کرد و ۵۳ تن کشته شدند. ۱۹۹۹- کشتار در دبیرستان کلمباین در آمریکا ۲۰۰۰–۲۰۹۹ ۲۰۰۱- جنبش ضد جهانی سازی راه پیمایی بزرگی در برابر منطقه آزاد تجاری قاره آمریکا در شهر کبک انجام دادند، که تعدادی از آن‌ها توسط پلیس سرکوب شدند. ۲۰۰۴- توفانی از نوع توفان‌های پیچنده به شیکاگودر آمریکا آسیب رساند. زادروز ۵۰۰–۱۸۹۹ ۷۰۲- امام صادق ، بنیانگذار فقه شیعی (قتل ۷۶۵) ۱۶۳۳ - امپراتور گو-کومیو امپراتور ژاپن (مرگ ۱۶۵۴) ۱۷۴۵ - فیلیپ پینل ، فیزیکدان (مرگ ۱۸۲۶) ۱۸۰۸ - امپراتور ناپلون سوم فرانسه (مرگ ۱۸۷۳) ۱۸۱۸ - هاینریش گوبل ، مخترع (مرگ ۱۸۹۳) ۱۸۳۲ - ارنست ون لیدن ، فیزیکدان (مرگ ۱۹۱۰) ۱۸۷۱ - اسلاوولیوب ادوارد پنکالا ، مخترع (مرگ ۱۹۲۲) ۱۸۷۹ - پاول پواره ، خیاط فرانسوی (مرگ ۱۹۴۴) ۱۸۸۹ - آلبرت ژان آماتئو ، تاجر و فعال اجتماعی (مرگ ۱۹۹۶) ۱۸۸۹ - آدولف هیتلر پیشوا، فرمانده کل ورماخت و صدر اعظم آلمان (مرگ ۱۹۴۵) ۱۸۸۹ - اتو هاینریش فرانک ، پدر آنه فرانک (مرگ ۱۹۸۰) ۱۸۹۳ - خوآن میرو ، نگارگر (مرگ ۱۹۸۳) ۱۸۹۳ - هارولد لوید ، بازیگر (مرگ ۱۹۷۱) ۱۸۹۵ - امیل کریستیان ، موسیقی دان جاز (مرگ ۱۹۷۳) ۱۸۹۶ - وپ می‌، خلبان کانادایی (مرگ ۱۹۵۲) ۱۹۰۰–۱۹۹۹ ۱۹۰۰ - فرد رایموند ، آهنگ ساز (مرگ ۱۹۵۴) ۱۹۰۸ - لایونل همپتون ، موسیقی دان (مرگ ۲۰۰۲) ۱۹۱۵ - جوزف ولپی ، روان درمانگر (مرگ ۱۹۹۷) ۱۹۲۰ - جان پاول استیونس ، عضو دائم دادگستری عالی ایالات متحده ۱۹۲۳ - ریتا فرانسز ریزو ۱۹۲۵ - تیتو پوئنتو ، موسیقی دان (مرگ ۲۰۰۰) ۱۹۲۸ - جرالد اس. هاوکینز ، ستاره‌شناس (مرگ ۲۰۰۳) ۱۹۳۹ - گرو هارلم برونتلاند ، نخست وزیر سابق نروژ ۱۹۳۹ - پیتر اس. بیگل ، مولف ۱۹۴۰ - جورج تاکی ، بازیگر ۱۹۴۱ - رایان اونیل ، بازیگر ۱۹۴۳ - جان الیوت گاردینر ، رهبر ارکستر انگلیس ۱۹۴۳ - ادی سجویک ، بازیگر (مرگ ۱۹۷۱) ۱۹۴۹ - جسیکا لانگه ، بازیگر ۱۹۵۱ - لوتر وندراس ، خواننده ۱۹۶۱ - دان متینگلی ، بازیکن بیس بال ۱۹۶۴ - کریسپین گلاور ، بازیگر ۱۹۶۴ - روزالین سامنرز ، اسکیت باز نمایشی ۱۹۶۴ - اندی سرکیس ، بازیگر ۱۹۷۲ - هنک کوتوله مست عصبانی ، شخصیت رادیو و تلویزیون (مرگ ۲۰۰۱) ۱۹۷۶ - جوئی لاورنس ، بازیگر درگذشت‌ها ۱۳۰۰–۱۸۹۹ ۱۳۱۴ - پاپ کلمنت پنجم ، (زاده ۱۲۶۴) ۱۵۳۴ - الیزابت بارتن ، (زاده ~ ۱۵۰۶) ۱۷۶۹ - پونتیاک ، رئیس قبیله اتاوا (زاده ~ ۱۷۲۰) ۱۹۰۰–۱۹۹۹ ۱۹۱۲ - برم استوکر ، مولف (زاده ۱۸۴۷) ۱۹۱۲ - جوزپه پئانو ، ریاضی‌دان (زاده ۱۸۵۸) ۱۹۴۷ - کریستیان دهم ، پادشاه دانمارک (زاده ۱۸۷۳) ۱۹۵۱ - ایوانوئه بونومی ، نخست وزیر سابق ایتالیا (زاده ۱۸۷۳) ۱۹۸۲ - آرچیبالد مک لیش ، شاعر و نویسنده (زاده ۱۸۹۲) ۱۹۸۴ - هریستو پرودانوف ، کوهنورد بلغاری ۱۹۹۲ - کریستوفر رابین میلنه ۲۰۰۰–۲۰۹۹ ۲۰۰۱ - جوزپه سینوپولی ، رهبر ارکستر ایتالیا، آهنگ ساز (زاده ۱۹۴۶) ۲۰۰۲ - الن دیل ، خواننده (زاده ۱۹۲۵) جشن‌ها و تعطیلات مذهبی در کانادا و ایالات متحده، ۲۰ آوریل روز جشن دود کردن تنباکوی وحشی است. ۲۰۰۳- ۲۰۱۴- عید پاک یکشنبه می‌باشد. ۳۱ فروردین ۱۹ آوریل - ۲۱ آوریل - ۲۰ مارس - ۲۰ مه -- فهرست تمام روزها
[ "آوریل", "گاهشماری گریگوری", "سال کبیسه", "۶۳۶ (میلادی)", "نبرد یرموک", "عرب", "سوریه", "فلسطین", "امپراتوری روم شرقی", "۱۶۵۳ (میلادی)", "اُلیور کراموِل", "۱۶۵۷ (میلادی)", "یهود", "نیوآمستردام", "نیویورک", "۱۶۸۹ (میلادی)", "جیمز دوم انگلستان", "۱۷۷۵ (میلادی)", "جنگ استقلال آمریکا", "بریتانیای کبیر", "بوستون", "ماساچوست", "۱۷۹۲ (میلادی)", "فرانسه", "اتریش", "۱۸۳۶ (میلادی)", "کنگره ایالات متحده", "ویسکانسین", "۱۸۶۱ (میلادی)", "جنگ داخلی آمریکا", "رابرت ای. لی", "ارتش ایالات متحده", "ویرجینیا", "۱۸۶۲ (میلادی)", "پاستوریزه", "لوئی پاستور", "کلود برنارد", "۱۸۸۹ (میلادی)", "آدولف هیتلر", "۱۹۰۲ (میلادی)", "پیِر کوری", "ماری کوری", "رادیوم", "۱۹۰۸ (میلادی)", "لیگ جدید راگبی جنوب", "۱۹۱۴ (میلادی)", "۱۹۲۶ (میلادی)", "الکتریک غرب", "برادران وارنر", "ویتافون", "۱۹۶۷ (میلادی)", "نیکوزیا", "قبرس", "۱۹۶۸ (میلادی)", "خطوط هوایی آفریقای جنوبی", "بوئینگ", "ویندهوک", "جنوب غرب آفریقا", "حزب آزادیخواه کانادا", "پیِر ترودِو", "انتخابات", "کانادا", "ایناک پاول", "رودخانه‌های خون", "۱۹۷۲ (میلادی)", "آپولو ۱۶", "ماه", "۱۹۷۹ (میلادی)", "رئیس جمهور", "ایالات متحده آمریکا", "جیمی کارتر", "خرگوش", "۱۹۹۲ (میلادی)", "کوئین", "فردی مرکوری", "ورزشگاه ومبلی", "لندن", "۱۹۹۷ (میلادی)", "کشیش سانتیاگو", "۱۹۹۸ (میلادی)", "بوئینگ ۷۲۷", "خطوط هوایی فرانسه", "بوگوتا", "کلمبیا", "۱۹۹۹ (میلادی)", "کشتار در دبیرستان کلمباین", "۲۰۰۱ (میلادی)", "جنبش ضد جهانی سازی", "منطقه آزاد تجاری قاره آمریکا", "شهر کبک", "۲۰۰۴ (میلادی)", "توفان‌های پیچنده", "شیکاگو", "آمریکا", "۷۰۲ (میلادی)", "امام صادق", "۷۶۵ (میلادی)", "۱۶۳۳ (میلادی)", "امپراتور گو-کومیو", "۱۶۵۴ (میلادی)", "۱۷۴۵ (میلادی)", "فیلیپ پینل", "۱۸۲۶ (میلادی)", "۱۸۰۸ (میلادی)", "ناپلون سوم فرانسه", "۱۸۷۳ (میلادی)", "۱۸۱۸ (میلادی)", "هاینریش گُوبِل", "۱۸۹۳ (میلادی)", "۱۸۳۲ (میلادی)", "ارنست ون لیدِن", "۱۹۱۰ (میلادی)", "۱۸۷۱ (میلادی)", "اسلاوولیوب ادوارد پِنکالا", "۱۹۲۲ (میلادی)", "۱۸۷۹ (میلادی)", "پاول پواره", "۱۹۴۴ (میلادی)", "آلبرت ژان آماتئو", "۱۹۹۶ (میلادی)", "پیشوا", "ورماخت", "صدر اعظم", "۱۹۴۵ (میلادی)", "اُتو هاینریش فرانک", "۱۹۸۰ (میلادی)", "خوآن میرو", "۱۹۸۳ (میلادی)", "هارولد لوید", "۱۹۷۱ (میلادی)", "۱۸۹۵ (میلادی)", "اِمیل کریستیان", "جاز", "۱۹۷۳ (میلادی)", "۱۸۹۶ (میلادی)", "وُپ می", "خلبان", "۱۹۵۲ (میلادی)", "۱۹۰۰ (میلادی)", "فرِد رایموند", "۱۹۵۴ (میلادی)", "لایونل همپتون", "۲۰۰۲ (میلادی)", "۱۹۱۵ (میلادی)", "جوزف ولپی", "۱۹۲۰ (میلادی)", "جان پاول استیونس", "دادگستری عالی ایالات متحده", "۱۹۲۳ (میلادی)", "ریتا فرانسز ریزو", "۱۹۲۵ (میلادی)", "تیتو پوِئنتو", "۲۰۰۰ (میلادی)", "۱۹۲۸ (میلادی)", "جرالد اِس. هاوکینز", "۲۰۰۳ (میلادی)", "۱۹۳۹ (میلادی)", "گرو هارلم برونتلاند", "نخست وزیر نروژ", "پیتر اِس. بیگل", "۱۹۴۰ (میلادی)", "جورج تاکی", "۱۹۴۱ (میلادی)", "رایان اونیل", "۱۹۴۳ (میلادی)", "جان الیوت گاردینر", "ادی سجویک", "۱۹۴۹ (میلادی)", "جسیکا لانگه", "۱۹۵۱ (میلادی)", "لوتر وندراس", "۱۹۶۱ (میلادی)", "دان متینگلی", "بیس بال", "۱۹۶۴ (میلادی)", "کریسپین گلاور", "روزالین سامنرز", "اسکیت نمایشی", "اندی سِرکیس", "هَنک کوتوله مست عصبانی", "رادیو", "تلویزیون", "۱۹۷۶ (میلادی)", "جوئی لاورنس", "۱۳۱۴ (میلادی)", "پاپ کلمنت پنجم", "۱۲۶۴ (میلادی)", "۱۵۳۴ (میلادی)", "الیزابت بارتن", "۱۵۰۶ (میلادی)", "۱۷۶۹ (میلادی)", "پونتیاک", "قبیله اتاوا", "۱۷۲۰ (میلادی)", "۱۹۱۲ (میلادی)", "برم استوکر", "۱۸۴۷ (میلادی)", "جوزپه پئانو", "۱۸۵۸ (میلادی)", "۱۹۴۷ (میلادی)", "کریستیان دهم", "ایوانوئه بونومی", "نخست وزیر ایتالیا", "۱۹۸۲ (میلادی)", "آرچیبالد مک لیش", "شاعر", "نویسنده", "۱۸۹۲ (میلادی)", "۱۹۸۴ (میلادی)", "هریستو پرودانوف", "کریستوفر رابین میلنه", "جوزپه سینوپولی", "۱۹۴۶ (میلادی)", "الن دیل", "ایالات متحده", "تنباکوی وحشی", "۲۰۱۴ (میلادی)", "عید پاک یکشنبه", "۳۱ فروردین", "۱۹ آوریل", "۲۱ آوریل", "۲۰ مارس", "۲۰ مه", "فهرست روزهای سال میلادی" ]
[ "آوریل", "روزهای میلادی" ]
1,706
آوریل
0
349
0
[ "آوريل", "اپریل", "اوریل", "اوريل", "اپريل", "آپریل", "آپريل", "ماه آپریل", "ماه آپريل", "ماه اپریل" ]
false
311
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
آوریل چهارمین ماه در گاهشماری گریگوری و گاه‌شمار ژولینی است و یکی از چهار ماهی است که ۳۰ روز دارد. هرگاه نام آوریل می‌آید خود به خود اشاره به بهار در نیم‌کره شمالی و پاییز در نیم‌کره جنوبی دارد. البته برعکس این مطلب برای ماه اکتبر در بین دو نیم‌کره شمالی و جنوبی برقرار است. آوریل در همان روزی از هفته آغاز می‌شود که ژوئیه در سال‌های معمولی و ژانویه در سال‌های کبیسه آغاز می‌گردد و همیشه آوریل در همان روزی از هفته به پایان می‌رسد که ماه دسامبر به پایان می‌رسد. در گذشته، پیش از آنکه ماه‌های ژانویه و فوریه در سال ۷۰۰ پیش از میلاد، از سوی شاه نوما پمپیلیوس به گاه‌شماری رومی افزوده شود، آوریل دومین ماه سال بود اما پس از این دگرگونی و هنگامی که دوازده ماه سال به ترتیب در گاهشمار جای گرفتند چهارمین ماه سال شد و البته در طول دوران دسمویری نزدیک به سال ۴۵۰ پیش از میلاد، طول این ماه ۲۹ روز در نظر گرفته می‌شد. گمان آن می‌رود که نام آوریل از واژه لاتین Aprilis گرفته شده باشد اما در مورد آن اطمینانی وجود ندارد. ریشه‌شناسی سنتی می‌گوید که آوریل از واژه aperire به معنی «گشودن» گرفته شده برای اشاره به آغاز فصل بهار که در آن گل‌ها و درختان باز می‌شود. این معنی اگر با معنی امروز واژه بهار، ἁ در زبان یونانی مقایسه شود همچنان معنای درستی می‌دهد. ἁ (انکسیس) در یونانی به معنی گشایش است. نام برخی از ماه‌های رومی برای بزرگداشت خدایان آنان چنین برگزیده می‌شد، آوریل هم برای ایزدبانو ونوس مقدس شده بود. رویدادها زادروز بودا در آوریل جشن گرفته می‌شود، تصویر تندیس بودای تیان تن، هنگ کنگ ۱ آوریل خاب نیسان (آشوری‌ها) روز درختکاری (تانزانیا) دروغ اول آوریل ۲ آوریل سیزده‌به‌در (گاهشماری ایرانی) روز جهانی کتاب کودک روز اودیسا، (هند) ۴ آوریل روز جهانی کودک (هنگ کنگ و تایوان) روز استقلال (سنگال) ۵ آوریل روز جهانی کودک (فلسطین) ۷ آوریل روز مادری و زیبایی (ارمنستان) روز زن (موزامبیک) روز جهانی بهداشت ۸ آوریل جشن زادروز بودا (فقط در ژاپن دیگر کشورها از گاهشماری دیگری پیروی می‌کنند) ۱۱ آوریل روز جهانی پارکینسون ۱۲ آوریل ۲۴۰ تاجگذاری شاپور یکم شب یوری، یادبود نخستین انسان در فضا، یوری گاگارین روز جهانی کودک (بولیوی و هائیتی) ۱۳ آوریل روز معلم (اکوادور) ۲۱ آوریل جنبش راستافار روز درختکاری (کنیا) ۲۲ آوریل روز زمین روز جهانی کتاب ۲۴ آوریل نسل‌کشی ارمنی‌ها ۲۶ آوریل فاجعه چرنوبیل ۲۷ آوریل روز آزادی (آفریقای جنوبی) روز ملی (مایوت)
[ "ماه (زمان)", "گاهشماری میلادی", "گاه‌شماری ژولینی", "روز", "بهار", "نیم‌کره شمالی", "پاییز", "نیم‌کره جنوبی", "اکتبر", "ژوئیه", "ژانویه", "دسامبر", "نوما پمپیلیوس", "گاه‌شماری رومی", "دسمویری", "زبان لاتین", "ونوس", "خاب نیسان", "آشوری‌ها", "روز درختکاری", "دروغ اول آوریل", "سیزده‌به‌در", "گاهشماری ایرانی", "روز جهانی کتاب کودک", "اودیسا", "روز جهانی کودک", "روز استقلال (سنگال)", "سرزمین‌های فلسطینی", "روز مادری و زیبایی", "روز زن", "روز جهانی بهداشت", "ژاپن", "جیمز پارکینسون", "۲۴۰ (میلادی)", "شاپور یکم", "شب یوری", "یوری گاگارین", "روز معلم", "اکوادور", "جنبش راستافار", "روز زمین", "روز جهانی کتاب", "نسل‌کشی ارمنی‌ها", "فاجعه چرنوبیل", "روز آزادی (آفریقای جنوبی)", "روز ملی", "مایوت" ]
[ "آوریل", "ماه‌ها", "ماه‌های میلادی" ]
1,707
ماه‌های میلادی
0
97
0
[ "ماه‌هاي ميلادي", "ماه های میلادی", "ماه هاي ميلادي", "ماههای میلادی", "ماههاي ميلادي", "ماه میلادی" ]
false
10
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ماه‌های میلادی در گاه شماری گریگوری (میلادی نو) به ترتیب زیر است: نام ماه‌های گاه‌شماری میلادی و تعداد روزهایشان فهرست نام ماه‌های گاه‌شماری میلادی و تعداد روزهایشان: ترتیب نام فارسی تلفظ انگلیسی ماه انگلیسی شمار روز ۱ ژانویه جنیوئری January ۳۱ ۲ فوریه فبروئری February ۲۸ یا ۲۹ ۳ مارس مارچ March ۳۱ ۴ آوریل ایپریل April ۳۰ ۵ مه می May ۳۱ ۶ ژوئن جون June ۳۰ ۷ ژوئیه جولای July ۳۱ ۸ اوت آگست یا آگوست August ۳۱ ۹ سپتامبر سپتمبر September ۳۰ ۱۰ اکتبر آکتوبر یا اکتوبر October ۳۱ ۱۱ نوامبر نومبر November ۳۰ ۱۲ دسامبر دیسمبر December ۳۱ تطبیق ماه‌ها و روزهای میلادی با هجری خورشیدی تطبیق ماه‌های میلادی با گاه‌شماری هجری خورشیدی بر اساس جدول زیر دامنه ماه‌های میلادی با روزهای گاه‌شماری هجری خورشیدی بطور نسبی و غالب تطبیق داده می‌شود. (در بعضی از سال‌ها یک روز تفاوت یا جابجایی در این تبدیل وجود دارد) ترتیبماه میلادی عنوانماه میلادی برابری از تاریخ(هجری خورشیدی) تا تاریخ(هجری خورشیدی) ۱ ژانویه ۱۱ دی ۱۱ بهمن ۲ فوریه ۱۲ بهمن ۹ اسفند ۳ مارس ۱۰ اسفند ۱۱ فروردین ۴ آوریل ۱۲ فروردین ۱۰ اردیبهشت ۵ مه ۱۱ اردیبهشت ۱۰ خرداد ۶ ژوئن ۱۱ خرداد ۹ تیر ۷ ژوئیه ۱۰ تیر ۹ مرداد ۸ اوت ۱۰ مرداد ۹ شهریور ۹ سپتامبر ۱۰ شهریور ۸ مهر ۱۰ اکتبر ۹ مهر ۹ آبان ۱۱ نوامبر ۱۰ آبان ۹ آذر ۱۲ دسامبر ۱۰ آذر ۱۰ دی تطبیق ماه‌های هجری خورشیدی با گاه‌شماری میلادی بر اساس جدول زیر دامنه ماه‌های گاه‌شماری هجری خورشیدی با روزهای میلادی بطور نسبی و غالب تطبیق داده می‌شود. (در بعضی از سال‌ها یک روز تفاوت یا جابجایی در این تبدیل وجود دارد) از تاریخ ماه تا تاریخ ماه برابر با ماه ۲۱ مارس (مارچ) ۲۰ آوریل (آپریل) فروردین ۲۱ آوریل (آپریل) ۲۱ مه (می) اردیبهشت ۲۲ مه (می) ۲۱ ژوئن (جوئن) خرداد ۲۲ ژوئن (جوئن) ۲۲ ژوئیه (جولای) تیر ۲۳ ژوئیه (جولای) ۲۲ اوت (آگوست) مرداد ۲۳ اوت (آگوست) ۲۲ سپتامبر (سپتمبر) شهریور ۲۳ سپتامبر (سپتمبر) ۲۲ اکتبر مهر ۲۳ اکتبر ۲۱ نوامبر (نومبر) آبان ۲۲ نوامبر (نومبر) ۲۱ دسامبر (دسمبر) آذر ۲۲ دسامبر (دسمبر) ۲۰ ژانویه (جنیوئری) دی ۲۱ ژانویه (جنیوئری) ۱۹ فوریه (فبریوئری) بهمن ۲۰ فوریه (فبریوئری) ۲۰ مارس (مارچ) اسفند تطبیق روزهای گاهشماری هجری خورشیدی و گاهشماری میلادی میزان تطبیق روزهای گاهشماری هجری خورشیدی و گاهشماری میلادی در طی یک قرن و تطبیق سالانه میزان تطبیق طی یک قرن میزان تطبیق روزهای گاهشماری هجری خورشیدی و گاهشماری میلادی در طی یک قرن و تطبیق سالانه خورشیدی - میلادی میزان تطبیق روزهای گاهشماری هجری خورشیدی با گاهشماری میلادی طی یک قرن: از آنجا که تقویم هجری خورشیدی (از جمله تقویم رسمی ایران و افغانستان) و تقویم میلادی هر دو گاهشماری خورشیدی هستند. صرف نظر از تفاضل سال‌ها و تفاوت سرآغاز ماه‌ها با هم، در روزها هماهنگی نسبی دارند و نوسانهای محدود در این هماهنگی در نتیجه تمایز شیوه کبیسه‌گیری در دو گاهشماری است. میزان تطبیق روزهای دو گاهشماری در سده اخیر هجری خورشیدی از قرار زیر است (بر اساس الگوریتم هجری خورشیدی): ۱ فروردین= ۲۱ مارس (۸۱ بار) - ۲۲ مارس (۱۲ بار) - ۲۰ مارس (۷ بار) ۸ اسفند= ۲۷ فوریه (۸۱ بار) - ۲۸ فوریه (۱۲ بار) - ۲۶ فوریه (۷ بار) ۹ اسفند= ۲۸ فوریه (۸۱ بار) - ۲۹ فوریه (۱۰ بار) - ۲۷ فوریه (۷ بار) - ۱ مارس (۲ بار) ۱۰ اسفند= ۱ مارس (۷۶ بار) - ۲۹ فوریه (۱۵ بار) - ۲۸ فوریه (۷ بار) - ۲ مارس (۲ بار) ۱۱ اسفند= ۲ مارس (۷۶ بار) - ۱ مارس (۲۲ بار) - ۳ مارس (۲ بار) ۲۹ اسفند= ۲۰ مارس (۷۶ بار) - ۱۹ مارس (۲۲ بار) - ۲۱ مارس (۲ بار) ۳۰ اسفند= ۲۰ مارس (۱۵ بار) - ۲۱ مارس (۱۰ بار) نوروز هجری خورشیدی در ۸۱درصد با ۲۱ مارس میلادی و ۱۲درصد با روز میلادی بعد و ۷درصد با روز میلادی قبل آن مطابق است. نسبت طولی این تطبیق تا ۹ اسفند یکسان است. پس از آن بعلت گسست کبیسه میلادی بیشترین تطبیق یکروز هجری خورشیدی با یکروز میلادی ۷۶درصد، ۲۲درصد با روز قبل و ۲درصد با روز میلادی بعد آن است. روز کبیسه اسفند ۶۰درصد با بیست مارس و ۴۰درصد با روز میلادی پس از آن مطابق است. در سالهای متفاوت یک قرن هر روز هجری خورشیدی با سه روز متفاوت میلادی و استثنائا روزهای نه و ده اسفند با چهار روز متفاوت میلادی و کبیسه اسفندماه با دو روز متفاوت میلادی هماهنگ می‌شوند. میلادی - خورشیدی میزان تطبیق روزهای گاهشماری میلادی با گاهشماری هجری خورشیدی طی یک قرن: ۱ ژانویه= ۱۱ دی (۸۱بار) - ۱۰ دی (۱۲بار) - ۱۲ دی (۷بار) ۲۸ فوریه= ۹ اسفند (۸۱بار) - ۸ اسفند (۱۲بار) - ۱۰ اسفند (۷بار) ۲۹ فوریه= ۱۰ اسفند (۱۵بار) - ۹ اسفند (۱۰بار) ۱ مارس= ۱۰ اسفند (۷۶بار) - ۱۱ اسفند (۲۲بار) - ۹ اسفند (۲بار) ۱۹ مارس= ۲۸ اسفند (۷۶بار) - ۲۹ اسفند (۲۲بار) - ۲۷ اسفند (۲بار) ۲۰ مارس= ۲۹ اسفند (۷۶بار) - ۳۰ اسفند (۱۵بار) - ۱ فروردین (۷بار) - ۲۸ اسفند (۲بار) ۲۱ مارس= ۱ فروردین (۸۱بار) - ۳۰ اسفند (۱۰بار) - ۲ فروردین (۷بار) - ۲۹ اسفند (۲بار) ۲۲ مارس= ۲ فروردین (۸۱بار) - ۱ فروردین (۱۲بار) - ۳ فروردین (۷بار) ۳۱ دسامبر= ۱۰ دی (۸۱بار) - ۹ دی (۱۲بار) - ۱۱ دی (۷بار) تطبیق سال جاری تطبیق روزهای سال جاری میلادی () و سال جاری هجری خورشیدی () با هم: ۱ ژانویه ۲۸ فوریه ۱ مارس ۱۹ مارس ۲۰ مارس ۲۱ مارس ۲۲ مارس ۳۱ دسامبر هماهنگی نسبی روزهای خورشیدی با میلادی جدول هماهنگی غالب و نسبی روزهای خورشیدی با میلادی: فرو Mar ارد Apr خرد May تیر Jun مرد Jul شه Aug مهر Sep آبان Oct آذر Nov دی Dec بهم Jan اس Feb ۱ ۲۱ ۱ ۲۱ ۱ ۲۲ ۱ ۲۲ ۱ ۲۳ ۱ ۲۳ ۱ ۲۳ ۱ ۲۳ ۱ ۲۲ ۱ ۲۲ ۱ ۲۱ ۱ ۲۰ ۲ ۲۲ ۲ ۲۲ ۲ ۲۳ ۲ ۲۳ ۲ ۲۴ ۲ ۲۴ ۲ ۲۴ ۲ ۲۴ ۲ ۲۳ ۲ ۲۳ ۲ ۲۲ ۲ ۲۱ ۳ ۲۳ ۳ ۲۳ ۳ ۲۴ ۳ ۲۴ ۳ ۲۵ ۳ ۲۵ ۳ ۲۵ ۳ ۲۵ ۳ ۲۴ ۳ ۲۴ ۳ ۲۳ ۳ ۲۲ ۴ ۲۴ ۴ ۲۴ ۴ ۲۵ ۴ ۲۵ ۴ ۲۶ ۴ ۲۶ ۴ ۲۶ ۴ ۲۶ ۴ ۲۵ ۴ ۲۵ ۴ ۲۴ ۴ ۲۳ ۵ ۲۵ ۵ ۲۵ ۵ ۲۶ ۵ ۲۶ ۵ ۲۷ ۵ ۲۷ ۵ ۲۷ ۵ ۲۷ ۵ ۲۶ ۵ ۲۶ ۵ ۲۵ ۵ ۲۴ ۶ ۲۶ ۶ ۲۶ ۶ ۲۷ ۶ ۲۷ ۶ ۲۸ ۶ ۲۸ ۶ ۲۸ ۶ ۲۸ ۶ ۲۷ ۶ ۲۷ ۶ ۲۶ ۶ ۲۵ ۷ ۲۷ ۷ ۲۷ ۷ ۲۸ ۷ ۲۸ ۷ ۲۹ ۷ ۲۹ ۷ ۲۹ ۷ ۲۹ ۷ ۲۸ ۷ ۲۸ ۷ ۲۷ ۷ ۲۶ ۸ ۲۸ ۸ ۲۸ ۸ ۲۹ ۸ ۲۹ ۸ ۳۰ ۸ ۳۰ ۸ ۳۰ ۸ ۳۰ ۸ ۲۹ ۸ ۲۹ ۸ ۲۸ ۸ ۲۷ ۹ ۲۹ ۹ ۲۹ ۹ ۳۰ ۹ ۳۰ ۹ ۳۱ ۹ ۳۱ ۹ ۱ ۹ ۳۱ ۹ ۳۰ ۹ ۳۰ ۹ ۲۹ ۹ ۲۸ ۱۰ ۳۰ ۱۰ ۳۰ ۱۰ ۳۱ ۱۰ ۱ ۱۰ ۱ ۱۰ ۱ ۱۰ ۲ ۱۰ ۱ ۱۰ ۱ ۱۰ ۳۱ ۱۰ ۳۰ ۱۰ ۱ ۱۱ ۳۱ ۱۱ ۱ ۱۱ ۱ ۱۱ ۲ ۱۱ ۲ ۱۱ ۲ ۱۱ ۳ ۱۱ ۲ ۱۱ ۲ ۱۱ ۱ ۱۱ ۳۱ ۱۱ ۲ ۱۲ ۱ ۱۲ ۲ ۱۲ ۲ ۱۲ ۳ ۱۲ ۳ ۱۲ ۳ ۱۲ ۴ ۱۲ ۳ ۱۲ ۳ ۱۲ ۲ ۱۲ ۱ ۱۲ ۳ ۱۳ ۲ ۱۳ ۳ ۱۳ ۳ ۱۳ ۴ ۱۳ ۴ ۱۳ ۴ ۱۳ ۵ ۱۳ ۴ ۱۳ ۴ ۱۳ ۳ ۱۳ ۲ ۱۳ ۴ ۱۴ ۳ ۱۴ ۴ ۱۴ ۴ ۱۴ ۵ ۱۴ ۵ ۱۴ ۵ ۱۴ ۶ ۱۴ ۵ ۱۴ ۵ ۱۴ ۴ ۱۴ ۳ ۱۴ ۵ ۱۵ ۴ ۱۵ ۵ ۱۵ ۵ ۱۵ ۶ ۱۵ ۶ ۱۵ ۶ ۱۵ ۷ ۱۵ ۶ ۱۵ ۶ ۱۵ ۵ ۱۵ ۴ ۱۵ ۶ ۱۶ ۵ ۱۶ ۶ ۱۶ ۶ ۱۶ ۷ ۱۶ ۷ ۱۶ ۷ ۱۶ ۸ ۱۶ ۷ ۱۶ ۷ ۱۶ ۶ ۱۶ ۵ ۱۶ ۷ ۱۷ ۶ ۱۷ ۷ ۱۷ ۷ ۱۷ ۸ ۱۷ ۸ ۱۷ ۸ ۱۷ ۹ ۱۷ ۸ ۱۷ ۸ ۱۷ ۷ ۱۷ ۶ ۱۷ ۸ ۱۸ ۷ ۱۸ ۸ ۱۸ ۸ ۱۸ ۹ ۱۸ ۹ ۱۸ ۹ ۱۸ ۱۰ ۱۸ ۹ ۱۸ ۹ ۱۸ ۸ ۱۸ ۷ ۱۸ ۹ ۱۹ ۸ ۱۹ ۹ ۱۹ ۹ ۱۹ ۱۰ ۱۹ ۱۰ ۱۹ ۱۰ ۱۹ ۱۱ ۱۹ ۱۰ ۱۹ ۱۰ ۱۹ ۹ ۱۹ ۸ ۱۹ ۱۰ ۲۰ ۹ ۲۰ ۱۰ ۲۰ ۱۰ ۲۰ ۱۱ ۲۰ ۱۱ ۲۰ ۱۱ ۲۰ ۱۲ ۲۰ ۱۱ ۲۰ ۱۱ ۲۰ ۱۰ ۲۰ ۹ ۲۰ ۱۱ ۲۱ ۱۰ ۲۱ ۱۱ ۲۱ ۱۱ ۲۱ ۱۲ ۲۱ ۱۲ ۲۱ ۱۲ ۲۱ ۱۳ ۲۱ ۱۲ ۲۱ ۱۲ ۲۱ ۱۱ ۲۱ ۱۰ ۲۱ ۱۲ ۲۲ ۱۱ ۲۲ ۱۲ ۲۲ ۱۲ ۲۲ ۱۳ ۲۲ ۱۳ ۲۲ ۱۳ ۲۲ ۱۴ ۲۲ ۱۳ ۲۲ ۱۳ ۲۲ ۱۲ ۲۲ ۱۱ ۲۲ ۱۳ ۲۳ ۱۲ ۲۳ ۱۳ ۲۳ ۱۳ ۲۳ ۱۴ ۲۳ ۱۴ ۲۳ ۱۴ ۲۳ ۱۵ ۲۳ ۱۴ ۲۳ ۱۴ ۲۳ ۱۳ ۲۳ ۱۲ ۲۳ ۱۴ ۲۴ ۱۳ ۲۴ ۱۴ ۲۴ ۱۴ ۲۴ ۱۵ ۲۴ ۱۵ ۲۴ ۱۵ ۲۴ ۱۶ ۲۴ ۱۵ ۲۴ ۱۵ ۲۴ ۱۴ ۲۴ ۱۳ ۲۴ ۱۵ ۲۵ ۱۴ ۲۵ ۱۵ ۲۵ ۱۵ ۲۵ ۱۶ ۲۵ ۱۶ ۲۵ ۱۶ ۲۵ ۱۷ ۲۵ ۱۶ ۲۵ ۱۶ ۲۵ ۱۵ ۲۵ ۱۴ ۲۵ ۱۶ ۲۶ ۱۵ ۲۶ ۱۶ ۲۶ ۱۶ ۲۶ ۱۷ ۲۶ ۱۷ ۲۶ ۱۷ ۲۶ ۱۸ ۲۶ ۱۷ ۲۶ ۱۷ ۲۶ ۱۶ ۲۶ ۱۵ ۲۶ ۱۷ ۲۷ ۱۶ ۲۷ ۱۷ ۲۷ ۱۷ ۲۷ ۱۸ ۲۷ ۱۸ ۲۷ ۱۸ ۲۷ ۱۹ ۲۷ ۱۸ ۲۷ ۱۸ ۲۷ ۱۷ ۲۷ ۱۶ ۲۷ ۱۸ ۲۸ ۱۷ ۲۸ ۱۸ ۲۸ ۱۸ ۲۸ ۱۹ ۲۸ ۱۹ ۲۸ ۱۹ ۲۸ ۲۰ ۲۸ ۱۹ ۲۸ ۱۹ ۲۸ ۱۸ ۲۸ ۱۷ ۲۸ ۱۹ ۲۹ ۱۸ ۲۹ ۱۹ ۲۹ ۱۹ ۲۹ ۲۰ ۲۹ ۲۰ ۲۹ ۲۰ ۲۹ ۲۱ ۲۹ ۲۰ ۲۹ ۲۰ ۲۹ ۱۹ ۲۹ ۱۸ ۲۹ ۲۰ ۳۰ ۱۹ ۳۰ ۲۰ ۳۰ ۲۰ ۳۰ ۲۱ ۳۰ ۲۱ ۳۰ ۲۱ ۳۰ ۲۲ ۳۰ ۲۱ ۳۰ ۲۱ ۳۰ ۲۰ ۳۰ ۱۹ ۳۱ ۲۰ ۳۱ ۲۱ ۳۱ ۲۱ ۳۱ ۲۲ ۳۱ ۲۲ ۳۱ ۲۲ کبیسه‌های ۳۰ اسفند با ۲۰ مارس و ۲۹ فوریه با ۱۰ اسفند تطبیق داده می‌شود.
[ "گاه شماری گریگوری", "گاه‌شماری میلادی", "ژانویه", "فوریه", "مارس", "آوریل", "مه (ماه)", "ژوئن", "ژوئیه", "اوت", "سپتامبر", "اکتبر", "نوامبر", "دسامبر", "گاه‌شماری هجری خورشیدی", "۱۱ دی", "۱۱ بهمن", "۱۲ بهمن", "۹ اسفند", "۱۰ اسفند", "۱۱ فروردین", "۱۲ فروردین", "۱۰ اردیبهشت", "۱۱ اردیبهشت", "۱۰ خرداد", "۱۱ خرداد", "۹ تیر", "۱۰ تیر", "۹ مرداد", "۱۰ مرداد", "۹ شهریور", "۱۰ شهریور", "۸ مهر", "۹ مهر", "۹ آبان", "۱۰ آبان", "۹ آذر", "۱۰ آذر", "۱۰ دی", "فروردین", "اردیبهشت", "خرداد", "تیر (ماه)", "مرداد", "شهریور", "مهر (ماه)", "آبان", "آذر", "دی", "بهمن", "اسفند", "۱ فروردین", "۲۱ مارس", "۸ اسفند", "۲۷ فوریه", "۲۸ فوریه", "۱ مارس", "۱۱ اسفند", "۲ مارس", "۲۹ اسفند", "۲۰ مارس", "۳۰ اسفند", "۱ ژانویه", "{{امسال میلادی}}", "{{امسال خورشیدی}} (خورشیدی)", "۱ اکتبر", "۱ ژوئیه", "۱ اوت", "۱ سپتامبر", "۱ نوامبر", "۱ دسامبر", "۱ مه", "۱ ژوئن", "۱ آوریل", "۱ فوریه" ]
[ "ماه‌های میلادی" ]
1,708
کره
0
33
0
[ "كره", "كره (ابهام زدايي)", "کره (ابهام زدایی)", "کره (ابهام‌زدایی)" ]
false
22
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کره ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد: کره (لبنیات) کره آلو، ماده‌ای شیرین برای درست کردن خوردنی‌ها کره (چارپایان)، بچه برخی چهارپایان اسب یا خر کره (هندسه)، از شکل‌های هندسی کره آسمان کره‌ای فرضی برای محاسبات ستاره‌شناسی کره جغرافیایی رقصاک (کره) نوعی بیماری جغرافیا کره شمالی از کشورهای آسیا کره جنوبی از کشورهای آسیا امپراتوری کره از امپراتوری‌های دوران معاصر شرق آسیا شبه جزیره کره کره (کشور) کره (رومانی) کره (دزفول) کره (سمیرم سفلی) فیلم‌ها کره (فیلم ۱۹۹۸) کره (فیلم لوینسون ۱۹۹۸) کره (فیلم ۲۰۱۱) کره (فیلم ۲۰۱۳)
[ "کره (لبنیات)", "کره آلو", "کره (چارپایان)", "کره (هندسه)", "کره آسمان", "کره جغرافیایی", "رقصاک", "کره شمالی", "کره جنوبی", "امپراتوری کره", "شبه‌جزیره کره", "کره (کشور)", "کره (رومانی)", "کره (دزفول)", "کره (سمیرم سفلی)", "کره (فیلم ۱۹۹۸)", "کره (فیلم لوینسون ۱۹۹۸)", "کره (فیلم ۲۰۱۱)", "کره (فیلم ۲۰۱۳)" ]
[]
1,709
ماه
0
1,977
0
[ "كره ماه", "☽", "کره ماه", "ماه «قمر زمین»", "ماه (قمر زمین)", "☾", "ماه (قمر زمين)", "ماه «قمر زمين»" ]
false
1,801
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "ماه" }, { "Item1": "apsis", "Item2": "gee" }, { "Item1": "symbol", "Item2": "Moon symbol" }, { "Item1": "image", "Item2": "Full moon" }, { "Item1": "caption", "Item2": "[[بدر (ماه)]] با دید [[نیم‌کره شمالی]]" }, { "Item1": "background", "Item2": "#ddd" }, { "Item1": "periapsis", "Item2": "کیلومتر(– کیلومتر)" }, { "Item1": "apoapsis", "Item2": "کیلومتر(– کیلومتر)" }, { "Item1": "semimajor", "Item2": "()" }, { "Item1": "satellite_of", "Item2": "[[زمین]]" }, { "Item1": "density", "Item2": "<small> × Earth</small>" }, { "Item1": "albedo", "Item2": "0.136" }, { "Item1": "temp_name1", "Item2": "Equator" }, { "Item1": "min_temp_1", "Item2": "۱۰۰ [[کلوین]]" }, { "Item1": "mean_temp_1", "Item2": "220 K" }, { "Item1": "max_temp_1", "Item2": "390 K" }, { "Item1": "temp_name2", "Item2": "۸۵°N" }, { "Item1": "mean_temp_2", "Item2": "150 K" }, { "Item1": "max_temp_2", "Item2": "230 K" }, { "Item1": "atmosphere", "Item2": "yes" } ], "Title": "planet" }
ماه تنها قمر سیاره زمین است که با بازتاباندن نور خورشید، شب‌های زمین را کمی روشن می‌کند. ماه پنجمین قمر طبیعی بزرگ در سامانه خورشیدی در میان ۱۷۳ قمر موجود در این سامانه است. قطر ماه حدود ۳،۵۰۰ کیلومتر است. جو ندارد و در پهنه آن دهانه‌های برخوردی درپی برخورد سنگ‌های آسمانی پدید آمده‌است. قطر کره ماه یک‌چهارم کره زمین است و هیچ سیاره دیگری در سامانه خورشیدی، نسبت به اندازه خود، دورگردی به این بزرگی ندارد. چگالی ماه چهار پنجم چگالی زمین است. انسان‌ها از قدیم از کره ماه و چرخش منظم آن برای گاهشماری، به‌ویژه در کشاورزی، بهره می‌گرفتند. مسافران و دریانوردان نیز از نور و حضور ماه برای جهت‌یابی و ناوبری استفاده می‌کردند؛ ماه هم‌چنین در اسطوره‌های اقوام حضور زیادی داشته و در برخی فرهنگ‌ها حتی آن را به‌عنوان یک ایزد پرستش می‌کرده‌اند. گرانش (جاذبه) ماه باعث به‌وجود آمدن جزر و مد آب‌های کره زمین می‌شود. گرانش کره ماه هم‌چنین باعث باثبات ماندن محور گردش زمین به دور خود می‌شود که درصورت عدم وجود ماه، انحراف محوری زمین مرتبا تغییر می‌کرد و این امر باعث آشفته شدن آب‌وهوا و فصل‌ها در زمین می‌شد. شکل‌گیری ماه دهانه‌های برخوردی بر سطح ماه ماه و زمین به‌گونه هم‌زمان و حدود ۴٫۵ میلیارد سال پیش شکل گرفتند. جرم ماه ۱/۸۱ام جرم زمین است. این‌که ماه دقیقا چگونه به‌وجود آمده، هنوز معلوم نشده‌است. ممکن است همراه با زمین در اوایل شکل‌گیری سامانه خورشیدی شکل گرفته‌باشد، یا این‌که بعدها جذب میدان جاذبه شده و در مدار زمین قرار گرفته‌است. نظریه‌ای که بیش از دیگر نظریه‌ها پذیرفته شده، این است که ماه از برخورد یک سیارک به‌اندازه مریخ به زمین به‌وجود آمده‌است. اثرات متقابل جاذبه‌های زمین و ماه بر همدیگر باعث افزایش مدت حرکت وضعی هر دو جسم شده‌است. برای نمونه، زمانی مدت حرکت وضعی زمین (طول شبانه‌روز) تنها ۱۰ ساعت بوده، اما این زمان به ۲۴ ساعت کنونی افزایش یافته‌است. اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند، طول ماه‌ها به ۴۷ روز خواهد رسید. اما مقیاس زمانی این روند بسیار بلندتر از طول عمر خورشید بوده؛ بنابراین، سامانه خورشیدی عمر کافی برای رسیدن به آن زمان را نخواهد داشت. قطر خورشید ۴۰۰برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز ۴۰۰برابر فاصله ماه از زمین است. این اتفاق باعث می‌شود تا هم ماه و هم خورشید به یک اندازه به نظر رسیده و درهنگام خورشیدگرفتگی، همه سطح خورشید گرفته شود. شواهد جدید در پژوهشی در ژوئن ۲۰۱۴ (خرداد ۱۳۹۳)، شواهد جدیدی از نحوه به‌وجود آمدن کره ماه به‌دست آمد. به‌نظر پژوهشگران، احتمالا کره زمین در «دوره جوانی» با یک کره دیگر به‌اندازه کره مریخ، که دانشمندان آن را سیاره تیا (دارای نوع خاصی از اتم اکسیژن) نام‌گذاری کردند، برخورد کرد و نتیجه آن، انفجاری عظیم و ایجاد «ابر عظیمی» از قطعات و گردوخاک این دو کره در فضا بود. کره ماه از به هم پیوستن این قطعات پدید آمد. پژوهشگران، در پی آزمایش دوباره نمونه‌های موجود از خاک کره ماه با استفاده از روش‌های جدید علمی، دریافتند که این نمونه‌ها علاوه بر ترکیبات شبیه آنچه در خاک کره زمین یافت می‌شود، حاوی ترکیبات متفاوتی هم هستند. نمونه‌هایی که پژوهشگران مورد آزمایش قرار دادند، توسط سفینه‌های آمریکایی آپولو ۱۱، آپولو ۱۲ و آپولو ۱۶ بین سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ از سطح ماه برداشته و به زمین آورده شده‌بود. ویژگی‌های فیزیکی تصویری از ماه به‌صورت ناکامل و هلالی برخلاف زمین، ماه نه دارای آب است، نه هوا، نه زندگی و نه میدان مغناطیسی. نمی‌توان گفت که ماه کاملا غیرفعال است، زیرا «ماه‌لرزه» را باید نشانه‌ای از وجود نوعی حرکت در درون آن دانست. قطعا ماه در دوران گذشته، آتشفشانهایی داشته‌است؛ اما غالب حفره‌هایی را که در آن می‌بینیم، نتیجه اصابت سنگ‌های آسمانی در اولین روزهای شکل‌گیری آن است. بعضی از این حفره‌ها عظیم اند عمق حفره نیوتون ۸،۰۰۰ متر است. هنگامی که سفینه فضایی شوروی به نام لونا ۳ از پشت ماه عکس گرفت، دانشمندان دیدند که روی پنهان ماه درست مانند روی آشکار آن نیست. در آنجا، تعداد حفره‌ها بسیار بیشتر بود؛ اما به‌طور کلی، از حفره‌های روی آشنای ماه کوچک‌تر بودند. جو و خاک ماه جو کره ماه نسبت به جو زمین بسیار رقیق و ناچیز است و به این دلیل صدا در جو ماه منتقل نمی‌شود و سطح ماه مکانی خاموش و بی‌صداست. فقدان جو واقعی به این معنی است که در سطح ماه، مولکول‌های هوا نیز وجود ندارند تا نور خورشید را بپراکنند و با این کار در آسمان ماه ایجاد رنگ کنند؛ به این دلیل، آسمان ماه همیشه سیاه است. نبود جو هم‌چنین باعث می‌شود که شهاب‌سنگ‌های کوچک و بزرگ که پیش از رسیدن به زمین در هوا می‌سوزند، در آسمان ماه نسوزند و به‌آسانی به سطح ماه برسند و با شدت به آن اصابت کنند. در کره ماه همچنین سنگ بازالت به فراوانی یافت می‌شود. در زیر بیشتر سطح ماه، گدازه‌های بازالتی در جریان‌اند. پس از برخورد شهاب‌های کهن به سطح ماه به خاطر نازک شدن سطح، گدازههای بازالت به سطح راه یافت و بخش‌های عظیمی از رویه کره را پوشاند. این مناطق بازالتی و تیره‌رنگ کره ماه به نام دریاوارهای ماه شناخته می‌شوند. خاک ماه تقریبا یک‌رنگ و در همه‌جا خاکستری‌رنگ است و با گرد و غباری پوشیده شده که اصطلاحا خاکه‌سنگ نامیده می‌شود. ماه در زمین خود صفحات زمین‌ساختی ندارد و از آن‌جا که در کره زمین کوه‌ها در نتیجه فشرده شدن این صفحات به هم پدید می‌آیند در ماه پدیده کوهزایی منشا زیرسطحی ندارد و تنها بر اثر برخورد شهاب‌ها است که ماه دارای پستی و بلندی‌هایی شده‌است. ماه مثل زمین روز و شب دارد. روز ماه آن قدر گرم است که می‌تواند سرب را ذوب کند. پدیده تفاوت مفرط دمای شب با روز (°۱۵۳-) و (°۱۲۳+) درجه سلسیوس نتیجه دیگری از نبودن جو در ماه است. دهانه‌ها و دریاوارها بیش از ۳٫۵ میلیارد سال پیش، سطح ماه به شدت توسط شهاب‌سنگ‌ها بمباران شد و گودال‌های زیادی به نام دهانه در سطح آن بوجود آمدند. وسعت بعضی از این دهانه‌های برخوردی به ۳۰۰ کیلومتر (۱۸۵ مایل) می‌رسد که توسط دیواره‌هایی از کوه‌های سنگی که بر اثر برخورد شهاب سنگ‌ها بوجود آمده‌اند، محصور شده‌اند. بعضی از گودالها، دیوارهای تراس دار یا حلقه‌های کوهستانی هم مرکز داشته و در اکثر آن‌ها قله‌هایی نیز وجود دارند. دهانه‌هایی که رگه‌های بزرگ و درخشان توف نام دارند، بسیار تماشایی هستند. تعدادی از گودالهای بزرگ‌تر از گدازه آتشفشانی پر شده و دریاهایی در سطح ماه بوجود آورده‌اند. سوی رو به زمین کره ماه (سوی نزدیک)، ظاهری بسیار متفاوت نسبت به سوی دور آن دارد. علت آن اینست که پهنه‌های زیادی از این سوی ماه بر اثر فعالیت‌های آتشفشانی با گدازه‌های تیره‌رنگ پوشیده شده‌اند و آبگیروارهای گوناگونی را بوجود آورده‌اند ولی سوی دور ماه همچنان به شکل قدیم یعنی آکنده از گودال باقی‌مانده‌است. حرکات ماه انسان‌ها از قدیم از کره ماه و چرخش منظم آن برای گاهشماری، به‌ویژه در کشاورزی بهره می‌گرفتند، مسافران و دریانوردان نیز از نور و حضور ماه برای جهت‌یابی و ناوبری استفاده می‌کردند؛ ماه هم‌چنین در اسطوره‌های اقوام حضور زیادی دارد و در برخی فرهنگ‌ها حتی آن را به عنوان یک ایزد پرستش می‌کرده‌اند. گرانش (جاذبه) ماه باعث به‌وجود آمدن جزر و مد آب‌های کره زمین می‌شود و گرانش کره ماه هم‌چنین باعث باثبات ماندن محور گردش زمین به دور خود می‌شود که در صورت عدم وجود ماه، انحراف محوری زمین مرتبا تغییر می‌کرد و این امر باعث آشفته شدن آب و هوا و فصل‌ها در زمین می‌شد. نیمکره‌ای از ماه در اثر پدیده قفل جزر و مدی به‌طور دائمی رو به زمین قرار دارد که سمت پیدای ماه نامیده می‌شود. نیمه پنهان ماه را سمت پنهان ماه می‌نامند. ماه هر سال ۲ سانتیمتر از زمین دور می‌شود. حرکت انتقالی، وضعی و شبانه‌روز ماه از آنجا که همیشه یک سمت ماه به سوی زمین است؛ بطور متوسط، ماه در هر ۲۷٫۳۲۱۶۶۱ روز یک بار تناوب مداری یا نجومی دارد (یعنی نسبت به یک ستاره ثابت یکبار بدور زمین حرکت انتقالی دارد) که با حرکت وضعی آن نیز برابر است؛ و بطور متوسط در هر ۲۹٫۵۳۰۵۸۹ روز یک بار تناوب هلالی دارد (یعنی هر بار زاییده شدن هلال ماه) که دقیقا با یک شبانه‌روز در کره ماه و همچنین با یک ماه قمری در تقویم قمری برابر است. چرا ماه به روی زمین سقوط نمی‌کند زمین با نیروی گرانش ماه را به سوی خود می‌کشد. اگر انسان ماه را که در حقیقت بی‌وقفه به دور سیاره ما می‌چرخد، از گردش بازمی‌داشت، ماه فقط برای مدت کوتاهی ثابت می‌ایستاد، آنگاه با سرعتی فزاینده به سمت زمین می‌شتافت و در نهایت با آن برخورد می‌کرد. البته این عمل میسر نیست. ماه از همان زمان‌های اولیه با سرعتی برابر ۳۶۵۹ کیلومتر در ساعت به دور زمین در حال گردش بوده‌است. در اثر این حرکت گردشی، یک نیروی گریز از مرکز به سمت خارج ایجاد می‌شود، که درست به اندازه نیروی گرانش زمین که به سمت داخل کشش دارد، است. این دو نیروی مخالف، اثر یکدیگر را بطور متقابل خنثی می‌کنند، به نحوی که ماه همواره بر مدار خود باقی می‌ماند. هلال و بدر چگونه تشکیل می‌شود لیبرایسون کره ماه در یک چرخش ماهانه خورشید خود می‌درخشد، ماه را از این رو می‌بینیم که خورشید به آن می‌تابد. اگر آن روی ماه که به سوی ماست، بطور کامل مورد تابش خورشید قرار گیرد، ما ماه را بصورت قرص کامل و به عبارت دیگر در حالت بدر مشاهده می‌کنیم. اگر نور خورشید فقط قسمتی از آن روی ماه را که بسوی ماست دربر گیرد، ما ماه را بر حسب میزان تابش نور بصورت هلال باریک نوری، نیم قرص یا به صورت یک گلوله تقریبا گرد نورانی می‌بینیم. این پدیده‌های نوری را فازها یا صورتهای مختلف ماه می‌نامند. هنگامی که ماه در جهت تابش خورشید قرار گیرد، دیده نمی‌شود، زیرا در تابش شدید خورشید محو می‌گردد و علاوه بر این، آن روی ماه که بسوی ماست مورد تابش واقع نمی‌گردد. این وضعیت را ماه نو می‌نامیم. اکنون ماه بر روی مدار خود به حرکت ادامه می‌دهد و پس از چند روز به‌طور محسوسی در سمت چپ یا در شرق خورشید واقع می‌شود. در این وضعیت قسمت کوچکی از نیمه رو به زمین ماه، تحت تابش نور خورشید قرار می‌گیرد. در این دوران ماه را در اوایل شب بصورت داس باریکی که البته روز به روز بر قطر هلال آن افزوده می‌شود، مشاهده می‌کنیم، زیرا در این وضع ماه بعد از خورشید غروب می‌کند. تقریبا یک هفته پس از ماه نو، از دید ناظر زمینی، ماه دقیقا از پهلو مورد تابش نور خورشید واقع می‌شود. در این حالت انسان نیمی از ماه را تاریک و نیم دیگر را روشن می‌یابد؛ این وضعیت یک‌چهارم نخست نامیده می‌شود. دوباره یک هفته بعد، ماه از دید این ناظر، دقیقا در مقابل خورشید قرار می‌گیرد. در این حالت ماه به صورت قرص کامل نورانی می‌شود، که به آن بدر (یا در اصطلاح عامیانه ماه شب چهاردهم) می‌گویند. از این حالت به بعد از قطر قسمت نورانی ماه کاسته می‌شود. تقریبا هفت روز پس از بدر، دوباره یک‌چهارم دوم حادث می‌شود. ماه در این حالت از دید ناظر زمینی اکنون در سمت راست یا در غرب خورشید قرار دارد و به عبارت دیگر قبل از طلوع خورشید در آسمان صبحگاهی پدیدار می‌شود، تا بالاخره دوباره به وضعیت ماه نو می‌رسد. فاصله ماه نزدیک‌ترین جرم آسمانی به زمین است و کره ماه در حدود سی برابر قطر زمین از زمین فاصله دارد. میانگین فاصله ماه تا زمین ۳۸۴،۴۰۳ کیلومتر و قطر ماه ۳،۴۷۶ کیلومتر است. به‌خاطر این نزدیکی نسبی فاصله، ماه در آسمان شب تقریبا به‌اندازه خورشید دیده می‌شود، و گاه با گذر از جلو خورشید، باعث خورشیدگرفتگی نیز می‌شود. مهتاب نوری است که از خورشید آمده و از سطح ماه رو به کره زمین بازتابانده شده. نور تقریبا در مدت ۱٫۳ ثانیه فاصله بین زمین تا ماه را طی می‌کند. سراسرنمای فاصله ماه تا زمین گام‌های ماه این تصاویر هلال‌های مختلف ماه را در طول یک ماه نشان می‌دهد. زمین از ماه که در ۲۴ دسامبر ۱۹۶۸ بوسیله ویلیام بیل اندرس در سفر آپولو ۸ عکس‌برداری شده‌است. همیشه ۵۰ درصد سطح ماه در معرض نور خورشید قرار دارد. میزان ناحیه روشن ماه، به موقعیت ماه نسبت به زمین و خورشید بستگی دارد. اندازه ناحیه قابل رویت، از کاملا تاریک تا ماه کامل متغیر است. این دوره کامل هشت مرحله دارد که اهله ماه نامیده می‌شوند. چرخه گام‌های ماه، هر ۲۹٫۵۳ روز کامل می‌شود. خانه‌های ماه خانه‌های ماه، تقسیم‌بندی حرکت شبانه‌روزی ماه نسبت بر روی دائرهالبروج است که به ۲۸ خانه تقسیم شده‌است. رخگردی رخگردی یا لیبراسیون پدیده پدیدار شدن ۹ درصد از گوشه‌های نیمه ناآشکار ماه بصورت متناوب در زمانبندی گردش ماهانه ماه است. سمت پنهان ماه سمت پنهان ماه نیمکره‌ای از کره ماه است که به‌طور دائمی از کره زمین روی‌گردان است. سمت رو به زمین از کره ماه را سمت پیدای ماه می‌نامند. سمت پنهان ماه نخستین بار در سال ۱۹۵۹ توسط کاوشگر لونا ۳ شوروی عکس‌برداری شد و نخستین رویت مستقیم با چشم انسان در سال ۱۹۶۸ و در جریان ماموریت آپولو ۸ صورت گرفت. تا امروز جمعا ۲۴ انسان موفق به مشاهده عینی سمت پنهان ماه شده‌اند. این افراد فضانوردان ماموریت‌های آپولو ۸ و آپولو ۱۰ تا ۱۷ بوده‌اند. برنامه‌های اکتشافی ماموریت آپولو ۱۲ تصویری از یک طرح پایگاه در ماه انسان تاکنون ۷۳ ماموریت فضایی به سوی ماه انجام داده‌است. تغییرات دمایی زیاد بر سطح ماه، تابش‌های زیان بار کیهانی و بارش انواع شهاب‌سنگ‌ها اسکان انسان در ماه را با دشواری‌هایی روبه‌رو می‌کند. پژوهشگران آژانس فضایی ژاپن موفق به کشف حفره‌ای گدازه‌ای در کره ماه شده‌اند که به باور آن‌ها این حفره مکانی مناسب برای ساخت اقامتگاه‌های فضایی در آینده‌ای نه چندان دور خواهد بود. سفر به ماه با فناوری‌های کنونی سه روز به درازا می‌کشد و ماه تنها کره خارج از زمین است که انسان‌ها بر آن گام نهاده‌اند. در سال ۱۹۶۹ سازمان ناسا اعلام کرد که نخستین فضانوردان به نام‌های نیل آرمسترانگ و باز آلدرین در قالب پروژه آپولو بر سطح ماه فرود آمدند. پروژه‌های ماه در ایران ایرانی‌ها اگرچه تاکنون به ماه، فضاپیما ارسال نکرده‌اند، اما فعالیت‌های رصدی زیادی در این زمینه انجام داده‌اند. تصویر برداری از ماه آن هم با زمینه‌های هنری و نجومی از طرفداران زیادی در ایران برخوردار است. گروه دیگری ماه را همواره زیر نظر دارند و هر رویدادی را که به نحوی با آن در ارتباط باشد از نظر دور نمی‌دارند. تعداد بسیار زیادی هم هلال اول و آخر ماه را برای تصحیح تقویمهای اسلامی به صورت دائم رصد می‌کنند. در این میان رصدخانه کوثر هم با همکاری ماه‌شناسان داخلی و خارجی، دائرهالمعارف تصویری ماه را اجرا نموده‌است. در ماه تاکنون ۶ پروژه آپولو و ۵ پروژه لونا انجام شده‌است و ۵ بار هم کاوشگران در ماه فرود آمده‌اند. کاوشگران ماه را به قسمت‌های مختلفی تقسیم کرده‌اند که به نام خلیج شبنم، خلیج رنگین کمان، دریای سرما، دریاچه رویا، دریای آرامی، دریای رگبارها، اقیانوس توفان، دریای بخارها، دریای بحران، دریای آسایش، دریا ی باوری، دریای شهر، دریای ابر هاو دریای رطوبت. ماه در ادبیات و اساطیر ماه را در فارسی ماج و ماس و مج و مهیر نیز گفته‌اند. صورت‌های این واژه در زبان‌های ایرانی کهن‌تر مانگ بوده‌است. در ادبیات عرفانی همچنین گوهر شب‌چراغ کنایه از ماه است. در ستاره‌شناسی قدیم گفته می‌شد که خانه ماه سرطان است و شرف او در ثور است و این‌که ماه در فلک اول است و یکی از کواکب یا سیارات سبعه است. در ادبیات فارسی تابان، شب‌گرد، ناشسته‌رو، مهرپرور از صفات و شمع، چراغ، مشعله، شعله، نقره چنبر، دایره، شیشه، ساغر، پیمانه، قرص، ترنج، سیب، نسرین، صندل، پنبه، گوی، کف، پنجه از تشبیهات ماه است. در اساطیر میان‌رودان خدای ماه را ایزدبانو سین می‌نامند. توصیف ماه در شاهنامه فردوسی: بیت چراغست مر تیره‌شب را بسیچ به بد تا توانی تو هرگز مپیچ بیت چو سی روز گردش بپیمایدا شود تیره‌گیتی بدو روشنا بیت پدید آید آنگاه باریک و زرد چو پشت کسی کو غم عشق خورد بیت چو بیننده دیدارش از دور دید هم اندر زمان او شود ناپدید بیت دگر شب نمایش کند بیشتر ترا روشنایی دهد بیشتر بیت به دو هفته گردد تمام و درست بدان بازگردد که بود از نخست بیت بود هر شبانگاه باریک‌تر به خورشید تابنده نزدیک‌تر بیت بدینسان نهادش خداوند داد بود تا بود هم بدین یک نهاد گام‌های ماه فهرست کوه‌های کره ماه به‌ترتیب بلندی فهرست کوه‌های کره ماه فهرست دهانه‌های کره ماه فهرست دریاواره‌های کره ماه فهرست دره‌های کره ماه فهرست عوارض سطحی کره ماه زمان‌بندی زمین‌شناسی ماه پانویس و منابع ابن سینا، حدود یا تعریفات با مقدمه و تعلیقات مترجم همراه با متن عربی، ترجمه محمد مهدی فولادوند، دوم. تهران: انتشارات سروش ۱۳۶۶ کتاب اطلس منظومه خورشیدی نوشته پاتریک مور
[ "بدر (ماه)", "نیم‌کره شمالی", "دائرةالبروج", "مدار (سیاره)", "زمین", "ناسا", "استوا", "نیروی گرانش", "قفل جزر و مدی", "Orbital plane (astronomy)", "کلوین", "Minute of arc", "پاسکال (یکا)", "بار (یکا)", "هلیم", "آرگون", "نئون", "سدیم", "پتاسیم", "هیدروژن", "رادون", "قمر", "سیاره", "خورشید", "قمر طبیعی", "منظومه خورشیدی", "جو (هواشناسی)", "دهانه برخوردی", "سنگ آسمانی", "چگالی", "گاهشماری", "کشاورزی", "دریانوردی", "جهت‌یابی", "ناوبری", "اسطوره", "ایزد", "پرستش", "گرانش", "جزر و مد", "انحراف محوری", "فصل", "سامانه خورشیدی", "جاذبه", "سیارک", "مریخ", "حرکت وضعی", "خورشیدگرفتگی", "کره زمین", "تیا", "اتم", "اکسیژن", "سفینه فرماندهی و خدمات آپولو", "آپولو ۱۱", "آپولو ۱۲", "آپولو ۱۶", "آب", "هوا", "میدان مغناطیسی", "آتشفشان", "نیوتون", "شوروی", "لونا ۳", "جو کره ماه", "صدا", "شهاب‌سنگ", "بازالت", "گدازه", "خاکستری", "خاکه‌سنگ", "زمین‌ساختی", "کوهزایی", "توف (سنگ)", "فهرست دریاوارهای کره ماه", "سمت پیدای ماه", "سمت پنهان ماه", "تناوب مداری", "تناوب هلالی", "شبانه‌روز", "ماه قمری", "تقویم قمری", "گریز از مرکز", "ماه نو", "گام‌های ماه", "ثانیه", "آپولو ۸", "کاوشگر فضایی", "سکونت در ماه", "۱۹۶۹ (میلادی)", "نیل آرمسترانگ", "باز آلدرین", "پروژه آپولو", "رصدخانه کوثر", "زبان‌های ایرانی", "میان‌رودان", "سین (ایزدبانو)", "قطب شمال ماه", "قطب جنوب ماه", "فهرست کوه‌های کره ماه به‌ترتیب بلندی", "فهرست کوه‌های کره ماه", "فهرست دهانه‌های کره ماه", "فهرست دریاواره‌های کره ماه", "فهرست دره‌های کره ماه", "فهرست عوارض سطحی کره ماه", "زمان‌بندی زمین‌شناسی ماه", "پاتریک مور" ]
[ "ماه", "قمرها", "قمرهای منظومه شمسی" ]
1,711
رده:شهرهای عراق
0
2
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
شهرهای عراق
[]
[ "شهرها بر پایه کشور", "مناطق مسکونی در عراق", "شهرهای آسیا", "عراق" ]
1,712
رده:عراق
0
9
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
عراق
[]
[ "جمهوری‌های فدرال", "کشورها و سرزمین‌های ایرانی زبان", "کشورهای عضو اوپک", "کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۳۲ (میلادی)", "میان‌رودان", "کشورها و سرزمین‌های عربی‌زبان", "کشورهای آسیای غربی", "کشورهای خاور نزدیک", "رده‌های با نام کشورها", "کشورهای عضو اتحادیه عرب", "کشورهای خاورمیانه", "کشورهای حاشیه خلیج فارس", "کشورهای آسیایی", "اتحادیه عرب", "کشورها و سرزمین‌های ترکی آذربایجانی‌زبان", "کشورها و سرزمین‌های کردزبان", "کشورها و سرزمین‌های ترکی استانبولی‌زبان" ]
1,713
رده:اتاوا
0
2
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
اتاوا
[]
[ "ناحیه‌های سرشماری انتاریو", "منطقه پایتخت ملی (کانادا)", "پایتخت‌های آمریکای شمالی", "شهرهای اونتاریو", "انتاریوی شرقی" ]
1,714
رده:شهرهای اونتاریو
0
1
14
[]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
شهرهای اونتاریو
[ "انتاریو", "کانادا" ]
[ "مناطق مسکونی در انتاریو", "انتاریو", "شهرهای کانادا بر پایه استان یا قلمرو" ]
1,715
قوانین نورنبرگ
0
107
0
[ "سياست نژادي آلمان نازي", "قوانين نورنبرگ", "سياست نژادي المان نازي", "قانون‌های نورنبرگ", "قانون هاي نورنبرگ", "قانون های نورنبرگ" ]
false
16
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
250px قوانین نورنبرگ (به آلمانی: Nürnberger Gesetze) قوانینی ضد یهودی بودند که در سال ۱۹۳۵ در صف آرایی سالیانه نورنبرگ در رایش بزرگ آلمان اعلام شدند. طبق این قوانین، یعنی مطابق قانون "حفاظت از نژاد و افتخار آلمانی" ازدواج میان آلمانی‌ها، یهودیان و افرادی که شهروند آلمان نبودند ممنوع شد. به دلیل اینکه تعریف قانونی از اینکه چه کسی یهودی است وجود نداشت، بعضی یهودیان از این قانون مستثنی بودند و موفق شدند که از فشار آن رهایی یابند. بعدها با اضافه شدن قوانینی که مشخص می‌کرد چه کسی یهودی است اجرای این قوانین ساده‌تر شد. بر اساس قوانین نورنبرگ یک فرد آلمانی محسوب می‌شد اگر دارای چهار جد آلمانی بود و یهودی محسوب می‌شد اگر سه یا چهار جد یهودی داشت. فردی با یک یا دو جد آلمانی میشلینگ نام داشت که معنی مخلوط است. قوانینی برای جلوگیری از مخلوط شدن یهودیان و آلمانیها وضع شد. قوانین نورنبرگ ازدواج افرادی را که یهودی محسوب می‌شدند با غیریهودیان ممنوع کرد و اجازه کار یهودیان را در پستهای دولتی لغو کرد. هدف قانونگذاران بازگرداندن وضعیت یهودیان قرن ۲۰ آلمان به وضعیت آنان در قرن ۱۹ بود با اینکه در قرن ۱۹ یهودیان می‌توانستند برای رهایی از مشکلات به مسیحیت بگروند در این قوانین این امکان وجود نداشت. این قوانین به عنوان پایه‌ای برای بایکوت کردن تجار یهودی نیز مورد استفاده قرار گرفت. تاریخچه در قبل از سال ۱۸۰۶ ایده تابعیت در هیچ جای امپراتوری روم وجود نداشت. از این رو افراد فقط تحت تابعیت قوانین محلی خود بودند. این قوانین از یکجا به جای دیگر متفاوت بود و مردم را به گروههای مختلفی مانند اشراف، یهودی، شهرنشین و غیره تقسیم می‌کرد. ایده تابعیت و شهروندی فقط مختص به شهرها بود و این ایده در روستاها وجود نداشت. معمولا این تابعیت فقط مخصوص کسانی بود که بتوانند مالیاتها را پرداخت کنند و همچنین باید یکی از شاخه‌های مسیحیت را قبول داشتند. کسانی که این شرایط را نداشت ساکنین شهر محسوب می‌شدند ولیکن حقوق آن‌ها محفوظ نبود. بیشتر یهودیان در شهرهای آلمان ساکن بودند و به عنوان شهرنشین محسوب می‌شدند هرچند که قوانین درباره آنان معمولا سختگیرانه‌تر از جنتیلهای آن شهر بود. در قرن ۱۸ بعضی یهودیها موفق به کسب تابعیت و شهروندی شدند. آن‌ها ولیکن اجازه حرکت بین شهرهای مختلف را نداشتند. با سرکار آمدن ناپلئون و گسترش ایده شهروندی تمامی افرادی که قبلا حقوقی نداشتند شهروند محسوب شدند. با اینکه این ایده جدید تمام محدودیتهای موجود برای یهودیان را از بین نبرد ولیکن آنان اجازه یافتند که حقوق بیشتری به دست آورند. بیشتر محدودیتها علیه یهودیان در سال ۱۸۴۰ از بین رفت و در روستاها نیز در سال ۱۸۶۹ لغو شد. در اواسط قرن ۱۹، حرکت یهودستیزانه ولکیش در آلمان قدرت گرفت. یکی از خواسته‌های اصلی این گروه تبعیض علیه یهودیان و جلوگیری از ازدواج آنان با غیر یهودیان بود. در سال ۱۸۸۱ یک درخواست از این گروه به دولت آلمان ارائه شد که خواستار تبعیض علیه یهودیان و جلوگیری از ازدواج آنان با غیر یهودیان بود که حاوی یک میلیون امضا بود. به دلیل درخواستهای مردم دولت مجبور شد که تبعیضهایی را علیه یهودیان اعمال کند. یکی از رهبران ولکیش به نام هاینریش کلاس معتقد بود که شهروندی تمام یهودیان باید لغو شده و آن‌ها دارای وضعیت مهاجر خارجی باشند. کلاس معتقد بود که یهودیان نباید حق زمین داشتند، کار کردن در دولت، روزنامه‌نگاری، بانکداری و شغلهای مشابه را داشته باشند. به سمت قوانین نورنبرگ در زمان جنگ جهانی اول یهودیان آلمانی جزو مخلوط شده‌ترین یهودیان در اروپا بودند. آن‌ها اکثرا آلمانی صحبت می‌کردند، ییدیش نمی‌دانستند و اکثرا بیدین بودند. با تاسیس حزب سوسیالیسم ناسیونال در سال ۱۹۱۹ درخواستهای گروه ولکیش بار دیگر قدرت گرفت. بعد از روی کار آمدن نازیها در سال ۱۹۳۳ این امر شدت گرفت. در ۱ آوریل ۱۹۳۳ نازیها درخواست بایکوت تجارتهای یهودی را کردند. ولیکن در این زمان قوانینی برای ازدواج یهود و غیر یهود تاسیس نشد. مشکل اصلی تعریف یهودی بودن بود و اینکه چه کسی یهودی است قانونگذاران را دچار مشکل کرده بود. اولین قوانین نورنبرگ مربوط به مشکلات ژنتیکی بود و ارتباطی به یهودیان نداشت. بعضی قوانین مربوط به حفظ کردن نژاد آلمانی بود ولیکن به صورت مستقیم یهودیان را خطاب نکرده بود. در بهار و تابستان ۱۹۳۵ گروهی از افسران که از مماشات دولت با یهودیان خسته شده بودند تصمیم به حل مشکل به دست خود کردند. در این زمان حمله به مغازه‌ها و تجارتهای یهودی شدت گرفت. هیتلر در ۸ اوت ۱۹۳۵ دستور به جلوگیری از حملات انفرادی بر ضد یهودیان داد. با اینکه رئیس بانک مرکزی آلمان هالمار شاکت معتقد بود که هر نوع اقدام بر ضد یهودیان به اقتصاد آلمان آسیب جدی می‌زند دولت تصمیم گرفت که بر ضد یهودیان اقدام کند. در عین حال دولت اعلام کرد که کسانی را که انفرادی علیه یهودیان اقدام کنند به سختی مجازات خواهد کرد. از نظر هیتلر این قوانین جدید برای راضی کردن افرادی بود که از اعمال انجام شده علیه یهودیان راضی نبودند. در هفتمین گردهمایی حزب نازی در ۱۹۳۵ حزب تصمیم گرفت که پرچم آلمان را با پرچم حزب نازی جایگزین کند. این کار به دلیل حادثه برمن در نیویورک صورت گرفت که در آن تعدادی از مخالفان نازیها پرچم این حزب را نابود کرده و به رودخانه انداختند. وقتی دولت آلمان به این امر اعتراض کرد دولت آمریکا اعلام کرد که چون پرچم یک حزب و نه کشور آلمان مورد بی‌احترامی قرار گرفته‌است نمی‌تواند کاری انجام دهد. در برابر این اقدام آلمان پرچم نازی را جایگزین پرچم قبلی کرد. در سال ۱۹۳۵ در گردهمایی حزب نازی، گرهارد واگنر اعلام کرد که دولت آلمان به زودی قوانینی را برای حفظ نژاد آلمانی وضع خواهد کرد. اولین نسخه این قانون در ۱۴ سپتامبر نوشته شد. بیشتر بحثهای اولیه درباره این قانون تعریف یهودی بودن بود و اینکه یک فرد باید چند جد یهودی داشته باشد تا یهودی محسوب شود. در ۱۵ سپتامبر ۱۹۳۵ دو قانون به رایشتاگ عرضه شد که بعدا به قوانین نورنبرگ معروف شد. قانون اول که قانون حفظ نژاد و افتخار آلمانی نام داشت ازدواج بین یهودیان و آلمانیها را ممنوع کرد. این قانون همچنین کار کردن زنان آلمانی کمتر از ۴۵ ساله را در خانه یهودیان ممنوع اعلام کرد. قانون دوم که قانون شهروندی رایش نام داشت اعلام کرد که فقط کسانی که دارای خون آلمانی هستند شهروند محسوب می‌شوند. این قانون با اکثریت آرا در رایشتاگ تصویب شد. متن قوانین قانون حفظ نژاد و افتخار آلمانی به دلیل آنکه حفظ نژاد آلمانی برای بقای مردم آلمان الزامی است و برای عزم جدی برای آینده ملت آلمان رایشتاگ قانون زیر را تصویب کرده‌است: بخش ۱ ۱- ازدواج بین یهودی و شهروندان آلمانی ممنوع است. ازدواجهایی که قبل از اجرای این قانون انجام شده باطل بوده حتی اگر در خارج از آلمان انجام شده باشند. ۲- اجرای این قانون به دست مراجع قانونی خواهد بود. بخش ۲ رابطه جنسی بیرون از ازدواج بین یهودیان و آلمانیها ممنوع خواهد بود. بخش ۳ یهودیان اجازه نخواهند داشت که زنان آلمانی کمتر از ۴۵ سال سن را به عنوان کارگر خانگی استخدام کنند. بخش ۴ ۱- یهودیان حق ندارند که پرچم ملی را به نمایش درآورند. ۲- یهودیان اجازه دارند که سمبلهای یهودی را به نمایش در آورند. این حق توسط دولت محافظت خواهد شد. بخش ۵ ۱- کسی که قوانین بخش ۱ را رعایت نکند به کار اجباری سخت مجکوم می‌شود. ۲- کسی که قوانین بخش ۲ را رعایت نکند زندانی به همراه کار اجباری خواهد شد. ۳- کسی که قوانین بخش ۳ یا ۴ را رعایت نکند حداکثر به یک سال زندان و جریمه محکوم می‌شود. بخش ۶ وزیر امور داخلی و وزیر دادگستری قوانین مورد نیاز را برای اعمال این قوانین تدوین خواهند کرد. بخش ۷ این قانون از روز اعلام شدن قابل الاجراست و لیکن بخش ۶ تا ۱ ژانویه ۱۹۳۶ اجرا نخواهد شد. تاثیرات با قانونی شدن تبعیض علیه یهودیان فشار بر آنان بیشتر شد. ولیکن برای اعمال قانون نیاز بود که تعریف صحیح از یهودی بودن اعلام شود. قوانین بعدی این تعاریف را اضافه کردند. قانون شهروندی اثر کمی بر روی یهودیان داشت و تنها اجازه رای دادن و کارهای دولتی را از آنان سلب کرد. یکی از مشکلات اصلی دولت چگونگی برخورد با نیمه یهودیان بود. کسانی که یهودی محسوب می‌شدند از وکیل شدن، پزشک شدن و روزنامه‌نگار شدن منع شدند. یهودیان از استفاده از بیمارستانهای دولتی منع شده و نباید توسط دولت بعد از ۱۴ سالگی مورد آموزش قرار می‌گرفتند. پارکهای عمومی، کتابخانه‌ها و سواحل دریا برای یهودیان ممنوع بود. همچنین بر اساس قوانین اضافه شده در ۱۷ اوت ۱۹۳۸ یهودیانی که دارای اسمهای غیر یهودی بودند باید یک نام میانی برای خود در نظر می‌گرفتند که این نام برای مردان "اسرائیل" و برای زنان "سارا" بود. گذرنامه یهودیان باید دارای یک حرف "J" بزرگ بود و می‌توانست برای خروج از آلمان مورد استفاده قرار گیرد ولیکن ورود به آلمان با این گذرنامه ممنوع بود. اجباری شدن برچسب زرد رنگ در لهستان پس از حمله آلمان مورد استفاده قرار گرفت. بعدا این امر به یهودیان ساکن آلمان نیز تعمیم داده شد. بعدا قوانین حفظ نژاد آلمانی دارای مجازات اعدام شد. به‌طور مثال تاجر یهودی، لئو کازنبرگر که به رابطه جنسی با یک دختر آلمانی کمسال متهم شده بود اعدام گردید. در بیرون از آلمان بلغارستان، رومانی، اسلواکی، کرواسی و مجارستان نیز قوانین مشابهی وضع کردند که در آن بعضی شغلها برای یهودیان ممنوع بود. هولوکاست آلمان نازی جنگ جهانی دوم آدولف هیتلر چه کسی یهودی است؟
[ "آلمان نازی", "یهودیان", "جنتیل", "ناپلئون", "ییدیش", "هولوکاست", "جنگ جهانی دوم", "آدولف هیتلر", "چه کسی یهودی است؟" ]
[ "آلمان در ۱۹۳۵ (میلادی)", "بایرن در دهه ۱۹۳۰ (میلادی)", "تاریخ آلمان", "تاریخ تابعیت", "تاریخ نورنبرگ", "تاریخ یهودیان آلمان", "قانون در ۱۹۳۵ (میلادی)", "قانون در آلمان نازی", "قوانین آلمان", "قوانین نژادپرستانه هولوکاست", "مذهب و نژاد", "موضوع‌های وابسته به قانون نژادها", "نورنبرگ در سده ۲۰ (میلادی)", "یهودستیزی" ]
1,716
جنگ جهانی اول
4
2,668
0
[ "جنگ اول جهانی", "جنگ بين المللي يكم", "جنگ بين الملل يكم", "جنگ بين المللي یکم", "جنگ بين الملل یکم", "جنگ یکم جهاني", "جنگ جهاني نخست", "جنگ بین الملل اول", "جنگ جهانی یکم", "جنگ اول جهاني", "جنگ یکم جهانی", "جنگ بين الملل اول", "جنگ بين المللي اول", "جنگ بین الملل یکم", "جنگ جهاني اول", "جنگ جهاني يكم", "جنگ يكم جهاني", "جنگ جهاني یکم", "جنگ اول", "جنگ یکم", "جنگ يكم", "جنگ جهانی نخست", "ج ج ۱", "جنگ بزرگ" ]
false
2,081
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "جنگ", "Item2": "جنگ جهانی اول" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "340px" }, { "Item1": "زیرنویس", "Item2": "<small>از سمت راست-بالا (در جهت عقربه‌های ساعت): یک سنگر، تانک‌های انگلیسی در حال رفتن به سمت خط مقدم، یک ناو انگلیسی در حال غرق شدن بعد از برخورد با مین در درگیری در [[داردانل]]، یک کمک تیرانداز اسلحه خودکار با ماسک محافظ گاز و هواپیماهای دوباله آلباتروس آلمانی.</small>" }, { "Item1": "زمان", "Item2": "<small>[[۲۸ ژوئیه]] [[۱۹۱۴]] تا [[۱۱ نوامبر]] [[۱۹۱۸]] میلادی</small><small>([[۶ مرداد]] [[۱۲۹۳]] تا [[۱۹ آبان]] [[۱۲۹۷]] خورشیدی)</small><small> معاهده صلح در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ امضاء شد.</small>" }, { "Item1": "مکان", "Item2": "<small>[[اروپا]]، [[اروپای شرقی]] و [[خاورمیانه]] (بیشتر در جزایر [[اقیانوس آرام]].)</small>" }, { "Item1": "نتیجه", "Item2": "<small>پیروزی [[متفقین]]\n* پایان امپراتوری‌های [[آلمان]]، [[عثمانی]] [[اتریش-مجارستان]] و [[روسیه]]\n* تاسیس کشورهای جدید در [[اروپا]] و [[خاورمیانه]]\n* واگذاری مستعمرات [[آلمان]]، [[عثمانی]] و [[اتریش-مجارستان]] به دیگر قدرت‌ها\n* تاسیس [[جامعه ملل]].</small>" }, { "Item1": "جنگنده۱", "Item2": "[[بریتانیا]]\n[[روسیه]]\n[[فرانسه]]\n\n\n\n\n\n<small>(1916–18)</small>\n<small>(1916–18)</small>\n[[پادشاهی حجاز]] <small>(1916–18)</small>\n<small>(1917–18)</small>\n<small>(1917–18)</small>\n[[تایلند]] <small>(1917–18)</small>" }, { "Item1": "جنگنده۲", "Item2": "[[آلمان]] [[عثمانی]] [[اتریش-مجارستان]] <small>(۱۹۱۵–۱۸)[[پادشاهی بلغارستان]]" }, { "Item1": "فرمانده۱", "Item2": "جرج پنجم، نیکولاس دوم، ژرژ کلمانسو" }, { "Item1": "فرمانده۲", "Item2": "[[ویلهلم دوم]]، [[محمد پنجم]]، [[فرانتس یوزف یکم]]" }, { "Item1": "قوای۱", "Item2": "۱۲،۰۰۰،۰۰۰\n۸،۸۴۱،۵۴۱\n۸،۶۶۰،۰۰۰\n۵،۶۱۵،۱۴۰\n۴،۷۴۳،۸۲۶\n۱،۲۳۴،۰۰۰\n۸۰۰،۰۰۰\n۷۰۷،۳۴۳\n۳۸۰،۰۰۰\n۲۵۰،۰۰۰\n۵۰،۰۰۰''کل: ۴۲،۹۵۹،۸۵۰''" }, { "Item1": "قوای۲", "Item2": "۱۳،۲۵۰،۰۰۰\n۷،۸۰۰،۰۰۰\n۲،۹۹۸،۳۲۱\n۱،۲۰۰،۰۰۰\n''کل: ۲۵،۲۴۸،۳۲۱''" }, { "Item1": "خسارات۱", "Item2": "<small>'''متفقین'''کشته شدگان نظامی:۵،۵۲۵،۰۰۰زخمی‌های نظامی: ۱۲،۸۳۱،۵۰۰ناپدید شدگان نظامی: ۴،۱۲۱،۰۰۰</small>" }, { "Item1": "خسارات۲", "Item2": "<small>'''متحدین'''کشته شدگان نظامی: ۴،۳۸۶،۰۰۰زخمی‌های نظامی: ۸،۳۸۸،۰۰۰ناپدید شدگان نظامی: ۳،۶۲۹،۰۰۰</small>" } ], "Title": "جنگ" }
جنگ جهانی اول (که با نام‌های جنگ بزرگ و جنگ برای پایان همه جنگ‌ها نیز شناخته می‌شود) جنگی جهانی بود که از ماه اوت ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸ رخ داد و در پی آن، بدون زمینه جدی کشمکش، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق زیادی از جهان درگیر جنگ گشتند. تلفات جنگ جهانی اول تا آن زمان در تاریخ بی‌سابقه بود. از سلاح‌های شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ استفاده شد. برای نخستین بار، به گونه‌ای انبوه مناطق غیرنظامی بمباران هوایی شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در ابعادی گسترده رخ داد. این جنگ به خاطر شیوه جنگ خاکریزی به ویژه در جبهه غرب آن نیز شناخته شده‌است. جنگ جهانی اول در پی ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش - مجارستان در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ توسط ملی‌گرای هجده ساله صرب، گاوریلو پرنسیپ، در سارایه‌وو بوسنی به وقوع پیوست. در نتیجه این اقدام تروریستی، اتریش-مجارستان به صربستان التیماتوم داد. امپراتوری روسیه که متحد صربستان بود دست به بسیج نیروهای خود زد که این خود موجب نگرانی متحد اتریش-مجارستان، یعنی امپراتوری آلمان شد. آلمان برای جلوگیری از یک جنگ دو جبهه‌ای به متحد روسیه، یعنی فرانسه حمله کرد. برای سرعت بخشیدن به روند حمله به خاک فرانسه، ارتش آلمان طرح اشلیفن را اجرا کرد که به موجب آن نیروهای آلمانی از خاک بلژیک برای حمله به فرانسه بهره می‌بردند. تجاوز آلمان به خاک بلژیک باعث شد که متحد این کشور، یعنی امپراتوری بریتانیا نیز به آلمان اعلان جنگ دهد. جنگ جهانی اول از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر است و به گونه مستقیم و غیرمستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ سده بیستم داشته‌است. این جنگ پایان چندی از نظام‌های پادشاهی اروپا را رقم زد و مایه نابودی چهار دودمان پادشاهی هابسبورگ، هوهن تسولرن، عثمانی و رومانوف به ترتیب در امپراتوری‌های اتریش-مجارستان، آلمان، عثمانی و روسیه تزاری شد. بیشتر تاریخ نگاران باور دارند که شکست دیپلماسی پس از جنگ و تحمیل غرامت‌های تحقیرآمیز بر اساس بند گناه «معاهده ورسای» به آلمان و دیگر دول شکست خورده مایه پرورش نازیسم در آلمان و زمینه‌ساز آغاز جنگ جهانی دوم شد. هم‌چنین نادیده گرفتن ایتالیا و ژاپن از سوی قدرت‌های بزرگتر در تقسیم غرامت‌ها از دلایل رشد فاشیسم در ایتالیا و حمله ژاپن به منچوری دانسته می‌شود. این جنگ همچنین زمینه را برای انقلاب روسیه مهیا ساخت؛ امری که بر آینده جهان تاثیر گذاشت و از چین تا کوبا به انقلاب‌های سوسیالیستی دامن زد و از سویی زمینه‌ساز تبدیل شوروی به یک ابرقدرت جهانی شد که آغاز جنگ سرد با آمریکا را در پی داشت. در خاورمیانه با نابودی امپراتوری عثمانی کشور نوینی به نام «ترکیه» پایه‌گذاری شد و سرپرستی موقت مناطق عرب نشین تحت حکومت این کشور تا زمان استقلال آن‌ها بین بریتانیا و فرانسه تقسیم شد. با فروپاشی امپراتوری اتریش-مجارستان در اروپای مرکزی کشورهای تازه‌ای همچون چکسلواکی و یوگسلاوی پدید آمدند و کشور لهستان با پیوند بخش‌هایی از خاک امپراتوری‌های آلمان، روسیه و اتریش-مجارستان استقلال خود را پس از دو قرن بازیافت. جنگ جهانی اول بین متحدین امپراتوری آلمان (اتریش - مجارستان، عثمانی و بلغارستان) و نیروهای اتفاق (جمهوری سوم فرانسه، بریتانیا، روسیه (تا نوامبر ۱۹۱۷)، صربستان، ایتالیا، ایالات متحده آمریکا (از اوت ۱۹۱۷)، ژاپن و رومانی) درگرفت. تا مدت‌ها هیچ‌یک از دو سوی نتوانستند به پیروزی مهمی دست یابند و جنگ چهار سال به درازا انجامید و تا پیروزی متفقین نزدیک به ۱۰ میلیون تن کشته شدند. پس از پایان این جنگ در سال ۱۹۱۹ و در کنفرانس صلح پاریس، معاهده‌های جداگانه‌ای امضاء شد و تاوان‌های بسیار سنگینی بر شکست‌خوردگان جنگ تحمیل داشت. تحولات اروپا در آستانه جنگ اروپایی اول 300px وحدت آلمان در فاصله سال‌های ۱۸۴۸ تا ۱۸۷۱ صورت پذیرفت و نتیجه جنگ‌هایی بود که ویلهلم یکم پادشاه پروس به تحریک بیسمارک با اتریش و فرانسه به راه انداخت. ویلهلم اول، پس از رسیدن به پادشاهی، بیسمارک را به نخست‌وزیری برگزید. اولین جنگ بین پروس و دانمارک بود که علت آن اختلاف بر سر دوک‌نشینهای شلسویگ، هلشتاین و لونبورگ میان پادشاه دانمارک و اتحادیه ایالت‌های آلمانی بود. بیسمارک از دولت اتریش دعوت کرد تا با پروس در حل اختلاف بین اتحادیه ایالت‌های آلمانی و دانمارک همراهی کند و از آنجا که هر دو کشور از کریستیان پادشاه دانمارک خواستند از انضمام شلسویگ به خاک خود چشم بپوشد و پادشاه دانمارک به این امر راضی نشد آن دو کشور با ۹۰ هزار سپاه به دانمارک حمله کردند. نیروهای نظامی کریستیان به علت کمبود نیرو، از اتریش و آلمان شکست خوردند و او درخواست صلح کرد و سرانجام به موجب عهدنامه‌ای که در وین منعقد شد، دانمارک رسما از دوک‌نشین‌های سه‌گانه چشم پوشید. پروس دوک‌نشین لونبورگ را تصرف کرد و اتریش ۱۵ میلیون مارک غرامت از آن دوک‌نشین گرفت و حکومت دو دوک‌نشین دیگر نیز بین دو دولت تقسیم شد. بیسمارک پس از جنگ دانمارک در صدد بود بین پروس و اتریش نیز جنگی ایجاد کند، ولی برای احتیاط ابتدا با ناپلئون سوم امپراتور فرانسه دوست شد و او را راضی نمود تا در جنگ بین پروس و اتریش بی‌طرف بماند و سپس با ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیا بر ضد اتریش معاهده‌ای منعقد ساخت. پس از آن، اتریش را متهم کرد که در حکومت هلشتاین از رعایت منافع مشترک دو دولت خودداری کرده‌است. همچنین موضوع تغییر وضع اتحادیه دولت‌های آلمانی را پیش کشید و مجلس اتحادیه ایالت‌های آلمانی به اتریش اعلان جنگ داد. نبرد سادو که آلمانی‌ها آن را کونیگراتس می‌گویند نتیجه درگیری بین پروس و اتریش را مشخص کرد. بعد از آن دیگر اتریشی‌ها مقاومت جدی نکردند و در فردای جنگ سادو، فرانسو ژوزف درصدد برآمد که با ناپلئون سوم صلح کند. به موجب معاهده پراگ، ایالات شلسویک هولشتاین، هانور الکنرال، هس و فرانکفورت ضمیمه پروس شد و پروس، که تا این زمان دو قطعه جداگانه بود، به یک مملکت تبدیل شد. بعد از این، بیسمارک با ممالک واقع در شمال رودماین در مورد تشکیل یک اتحادیه جدید به مذاکره پرداخت و این هیئت به اسم ممالک مجتمعه آلمان شمالی در ماه آوریل ۱۸۶۷ تشکیل شد که شامل ۲۲ مملکت یعنی تمام ممالک آلمان به جز آلمان جنوبی (ممالک باویر و ورتامبرگ و گراندوشه باد) می‌شد. جنگ فرانسه با پروس سربازان آلمان در حال فیلمبرداری از عملیات در جنگ جهانی اول بیسمارک پس از غلبه بر اتریش درصدد به راه انداختن جنگ پروس با فرانسه بود. این جنگ دو علت داشت: اولا اراده بیسمارک در تکمیل وحدت آلمان به وسیله منظم کردن ممالک جنوبی به ممالک مجتمعه شمالی که برای موفقیت در این امر لازم بود احساسات ضد پروسی را در ممالک جنوبی به وسیله احساسی قوی‌تر که کینه نسبت به فرانسه (دشمن ارثی) بود از بین می‌برد؛ ثانیا دولت فرانسه نتوانست در موقع مساعد اقدام‌های لازم را انجام دهد و تظاهراتی جنگجویانه داشت. دولت فرانسه از بیسمارک قسمتی از اراضی باویر در ساحل رود رن و همچنین شهر مایانس را تقاضا نمود (پنجم اوت ۱۸۶۶) و چون بیسمارک جواب داد که این تقاضا در حکم جنگ است این تقاضا پس گرفته شد؛ ولی طولی نکشید که فرانسه در ۲۰ اوت الحاق فوری لوکزامبورگ و اجازه الحاق بلژیک را در موقع مساعد درخواست نمود و در مقابل: اولا به پروس این آزادی عمل را می‌داد که در آلمان جنوبی مثل آلمان شمالی آزادانه عمل کند، ثانیا حاضر شد با پروس قرارداد تعرضی و تدافعی منعقد نماید. بیسمارک هم پیشنهادهای ناپلئون را فورا با شاهان باویر و ورتمبرگ اطلاع داد و آن‌ها خشمگین شده و قراردادهای نظامی با ویلهلم اول منعقد ساختند. بدین ترتیب، اهالی ایالت‌های جنوبی آلمان هم نسبت به فرانسه بدبین شدند. لوکزامبورگ ملک شخصی پادشاه هلند بود و او راضی شد به ۹۰ میلیون فرانک آن را به فرانسه بفروشد؛ اما این خبر هیجانی در آلمان برانگیخت و بیسمارک پادشاه هلند را مجبور ساخت از فروش لوکزامبورگ خودداری نماید و سرانجام این موضوع در کنفرانس لندن مورد بررسی قرار گرفت. اختلاف دیگر بر سر سلطنت اسپانیا بود که در ۱۸۶۸ نام پرنس لئوپلد پسر عمه پادشاه پروس به میان آمد و این امر هم موجب نگرانی فرانسه گردید. سرانجام در روز سه‌شنبه ۱۹ ژوئیه ۱۸۷۰ ناپلئون رسما به دولت پروس اعلان جنگ داد و در دوم اوت جنگ آغاز شد و تا شش ماه ادامه یافت. در پایان کار فرانسویان شکست خوردند. به موجب عهدنامه فرانکفورت فرانسه مجبور شد آلزاس و لورن را به آلمان واگذار کند، یک میلیارد دلار غرامت بدهد و اجازه دهد آلمان استحکامات مهم فرانسه را تا زمان پرداخت غرامت در تصرف داشته باشد. شکست فرانسه در ۱۸۷۱ موجب تشکیل امپراتوری آلمان گردید، باویر، ورتمبرگ و باد به اتحادیه آلمان شمالی پیوستند و پادشاه پروس ویلهلم اول به مقام امپراتوری رسید. امپراتوری ۲۵ دولت نامتساوی و همچنین سرزمین آلزاس و لورن را که از فرانسه جدا شده بود شامل می‌شد. مجلس امپراتوری (رایشتاگ) با آرای عمومی انتخاب می‌شد و احزاب برجسته آن عبارت بودند از محافظه‌کاران، کاتولیک‌ها، آزادی‌خواهان و سوسیالیست‌ها. بیسمارک سیاست جهاد برای تمدن را در پیش گرفت و اصلاحاتی انجام داد. مجمع سه امپراتور کشور آلمان پس از آن که بر امپراتوری‌های اتریش و فرانسه پیروز شد قدرتمندترین کشور اروپا گردید و قوای نظامی آن بر سایر کشورها برتری یافت ولی از انتقام فرانسه بیم داشت و می‌ترسید کشورهای بزرگ اروپا بر ضد او متحد شوند. به همین علت و به منظور گوشه‌گیر کردن بیسمارک، پس از پیمان صلح فرانکفورت، با اتریش طرح دوستی ریخت. در سال ۱۸۷۱ در طی ملاقات ویلهلم اول و فرانسوا ژوزف این پیمان محکم شد. سال بعد الکساندر دوم تزار روسیه، که شخصا به امپراتور آلمان علاقه‌مند بود، با آن دو کشور همراه شد و این پیمان به مجمع سه امپراتور معروف گشت. (اکتبر ۱۸۷۳) جنگ روسیه و عثمانی خندق جنگلی روسیه در نبرد ساری‌قمیش. در این نبرد ارتش عثمانی به علت عدم پیش‌بینی زمستان، شکست خورد جنگ بین روسیه و عثمانی که در ۱۸۷۷ آغاز شده بود به پایان رسید و روس‌ها در سوم مارس۱۸۷۸ پیمان سن استفانو را به ترک‌ها تحمیل نمودند. برای رفع اختلاف در این مورد، کنگره برلین در ژوئیه ۱۸۷۸ بین کشورهای اروپایی تشکیل شد. تزار نسبت به بیسمارک و روشی که در کنگره اعمال کرده بود خشمگین بود و الکساندر دوم رهبر آلمان را به مانند یک خائن نگاه می‌کرد و در نتیجه، اتفاق سه امپراتور از بین رفت. همچنین در سال بعد رقابت روسیه و اتریش در بالکان موجب مداخله آلمان شد و چون اتریش از نژاد ژرمن بود آلمان از اتریش طرفداری کرد. از این رو اتحاد سه‌گانه به اتحاد دوگانه تبدیل شد. به موجب این معاهده آلمان و اتریش قبول نمودند که در هنگام لزوم به هم یاری برسانند و هیچ‌گاه جداگانه با دشمن صلح نکنند. شکل‌گیری اتحاد مثلث سه سال بعد در سال ۱۸۸۲ پیمان دوجانبه به پیمان سه‌جانبه تبدیل شد و ایتالیا به آن ملحق شد. بر اساس مواد محرمانه این پیمان، اگر ایتالیا یا آلمان مورد حمله فرانسه واقع می‌شد هر سه کشور با مهاجم وارد جنگ می‌شدند. ایتالیایی‌ها که از قدرت دریایی ترس داشتند، اعلام کردند اگر بریتانیا در این حملات شرکت داشته باشد، این پیمان اجرا نمی‌شود، چون ایتالیا از تصرف تونس توسط فرانسه در ۱۸۸۱ ناراضی بود و از طرف دیگر آلمان به آن کشور پیشنهاد کرده بود که برای حفظ لیبی کمکش کند. در نتیجه، ایتالیا نیز مایل بود که وارد اتحاد با آلمان شود (اکتبر ۱۸۸۱). این اتحاد در ابتدا پنج ساله بود ولی بعدا در سال‌های ۱۸۸۷ و ۱۸۹۱ و ۱۹۰۲ و ۱۹۱۲ تجدید شد. در این اتحاد مثلث، آلمان بر دو دولت دیگر مسلط بود و آن‌ها غالبا تابع دستورهای آلمان بودند و در اختلافات بین اتریش و ایتالیا، آلمان همیشه واسطه بود ولی بیشتر از اتریش حمایت می‌کرد. همچنین قراردادهای مخصوصی در مورد طرابلس، آلبانی و مقدونیه و ممالک بالکان بین دولت‌های سه‌گانه امضاء شد که موجب تحکیم اتحاد مثلث می‌شد. در بین این سه دولت اختلافاتی هم وجود داشت؛ ایتالیا و اتریش در شبه جزیره بالکان و قسمت شرقی مدیترانه با هم اختلاف داشتند و ایتالیا از اتحاد با اتریش ناراضی بود، ولی چون اتحاد با آلمان را برای جلوگیری از تجاوزات اتریش ضروری می‌دانست مجبور به تحمل بود. در سال ۱۹۱۱، که ایتالیا با عثمانی بر سر طرابلس در حال جنگ بود، این خطر وجود داشت که اتحاد ایتالیا و آلمان از بین برود؛ زیرا آلمان از دربار قسطنطنیه امتیازات خوبی گرفته بود و برای عثمانی اسلحه و مهمات می‌فرستاد؛ بنابراین در اتحاد مثلث وحدت واقعی بین کشورهای ژرمنی نژاد آلمان و اتریش بود و ایتالیا چندان به حساب نمی‌آمد. ایتالیا هم ظاهرا در اتحاد مثلث بود و از سال ۱۹۰۱در واقع با متحدین نبود و روش خاصی را در پیش گرفت. مقدمات شکل‌گیری اتفاق مثلث بعد از کنگره برلین، که روس‌ها از آلمانی‌ها رنجیدند، دولت فرانسه، که منتظر فرصت بود و مایل بود روسیه را به سوی خود جلب کند، از فرصت استفاده کرد ولی تا زمانی که بیسمارک، بر سر کار بود این امر ممکن نشد. در سال ۱۸۹۰، بعد از برکناری بیسمارک سیاست غیرعاقلانه ویلهلم دوم موجب نزدیکی فرانسه و روسیه شد. دولت فرانسه به تزار روس وعده کمک مالی داد و تزار هم که برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود به سرمایه خارجی نیاز داشت با این امر موافقت کرد و سرانجام در اوت ۱۸۹۱ اتحاد بین دو کشور برقرار شد. البته بعد از شکست روسیه از ژاپن در ۱۹۰۵ اساس اتحاد فرانسه و روسیه متزلزل شد؛ ولی به هر حال، فرانسه در مقابل اتحاد مثلث به دوستی احتیاج داشت؛ همچنین، علاوه بر نیاز سیاسی، ارتباطات مالی نیز بین دو کشور برقرار شده بود و فرانسه ۱۳ میلیارد فرانک به روسیه وام داده بود. در مه ۱۹۰۳ ادوارد هفتم از پاریس دیدن کرد و در این دیدار از نظر تحسین‌برانگیز مردم انگلیس نسبت به فرانسه و از افتخارات فرانسه در طول سالیان و از دوستی مردم انگلیس و فرانسه سخن گفت. در ماه اوت همان سال رئیس‌جمهوری فرانسه به اتفاق وزیر امور خارجه آن کشور از لندن دیدار کرد و در هفتم آوریل ۱۹۰۴ عهدنامه معروف بین فرانسه و انگلیس به امضاء رسید. موارد اختلاف شامل امور مربوط به ماهیگیری در پهنه دریای ارض جدید، مسئله سیام، ماداگاسکار و مهم‌ترین مسئله، آزادی عمل فرانسه در مراکش و آزادی فعالیت انگلیس در مصر بود. فرانسه پس از اتحاد با انگلیس به فعالیت در مراکش پرداخت و واکنش آلمان چنین بود که در مارس ۱۹۰۵م ویلهلم دوم در طنجه حضور یافت و نطق مفصلی را در مورد استقلال مراکش بیان کرد. هدف آلمان از این اقدام برهم زدن اتحاد جدید فرانسه و انگلیس بود. برای حل این موضوع در ۱۹۰۶ یک کنفرانس بین‌المللی در الجزیره برگزار شد که در آن انگلیسی‌ها از فرانسوی‌ها حمایت کردند و کوشش آلمان برای برهم زدن اتحاد بین انگلیس و فرانسه به نتیجه‌ای نرسید. در ۱۹۱۱ بحران دیگری بر سر مراکش به وجود آمد. یک فروند ناو جنگی آلمانی به نام یوزپلنگ برای حفظ منافع آلمان وارد اغادیر شد و آلمانی‌ها پیشنهاد کردند که اگر کنگوی فرانسه به آن‌ها داده شود آن‌ها دیگر مزاحمتی ایجاد نخواهند کرد و سرانجام آلمانی‌ها توانستند به اراضی کوچکی در آفریقا دست یابند. نزدیکی روسیه و بریتانیا اعدام سربازان صرب توسط سربازان اتریشی. صربستان در طول جنگ یک چهارم جمعیت خود را که شامل ۸۵۰ هزار نفر می‌شد از دست داد. دولت وقت فرانسه با روسیه دوست بود. انگلیس هم متحد ژاپن به‌شمار می‌آمد و روس و ژاپن دشمن خطرناک یکدیگر بودند. اما منافع روسیه و انگلیس چنین اقتضاء می‌کرد که روسیه و ژاپن به اتحاد فرانسه و انگلیس وارد شوند؛ ولی بلندپروازی روس‌ها در این تاریخ و قدرت نظامی آن و همچنین نزدیکی امپراتور روس و آلمان که روابط آن‌ها دوستانه بود مانع این کار می‌شد. مشکل اول با شکست روسیه از ژاپن حل شد. اختلافات دیگر روس و انگلیس بر دو مسئله دیگر متمرکز بود: یکی بالکان برای تصرف بلغارها و دیگری در ایران که انگلیس دوست داشت این مناطق کاملا در اختیار خودش باشد. مسئله دیگر که باعث سردی روابط انگلیس و آلمان شده بود برخورد قیصر آلمان در موضوع ترانسوال بود؛ زیرا هنگامی که پل کروگر حاکم ترانسوال می‌خواست به ترانسوال استقلال بدهد و در پی متحدی در برابر سیسیل رودز و انگلیس بود تنها قدرتی را انتخاب نمود که سرزمین‌هایی در آفریقای جنوبی داشت و آن کشور آلمان بود پس از پیروزی بوئرها تلگرافی از سوی قیصر آلمان برای او فرستاده شد با این مضمون: «من دوستانه به شما تبریک می‌گویم که شما بدون دریافت کمک خارجی گروه‌های مسلح را سرکوب نمودید و توانستید صلح و آرامش را برقرار نمایید» و این برخورد قیصر برای روابط انگلیس و آلمان عواقب جدی داشت؛ زیرا قیصر از کروگر که دشمن انگلیس بود حمایت کرده بود. مسئله دیگر صادرات روزافزون آلمانی‌ها بود زیرا در سال ۱۸۹۵ در انگلیس رساله‌ای تحت عنوان ساخت آلمان منتشر شد که خطر صادرات روزافزون آلمان را برای انگلیس تشریح می‌کرد. مسئله دیگر که ایجاد خطر برای انگلیس می‌کرد، پیشرفت نیروی دریایی آلمان بود. ویلهلم دوم از سال ۱۹۰۰ به تقویت نیروی دریایی آلمان پرداخت و علنا اظهار کرد که آلمان نمی‌تواند به نیروی زمینی قناعت کند و باید در نیروی دریایی بر همه کشورها برتری داشته باشد. انجمنی به نام اتحاد دریایی آلمان تشکیل داد و به کمک آن هزینه لازم را برای ساختن کشتی‌های جنگی تامین کرد. همچنین پیشرفت‌های تجاری و صنعتی آلمان نیز باعث شکست بازار تجارت و صنعت شده بود. به هر حال، این سوال مطرح است که چرا انگلیس در بین روسیه و آلمان، اولی را انتخاب کرد: چون منافع انگلیس هم از طرف روس و هم از طرف آلمان تهدید می‌شد. از یک طرف خطر توسعه نفوذ روس، و از سوی دیگر خطر نفوذ آلمان در آسیای صغیر و خلیج فارس و اتصال راه‌آهن بغداد به داخل ایران و نزدیک شدن این دو خطر به مرزهای هند به مشکلات دفاع از هند می‌افزود و سیاست انگلیس این بود که این دو دولت را با هم درگیر سازد و قوای آن‌ها را تحلیل ببرد. اما تامل انگلیس در این بود که خود به کدام طرف ملحق شود. منافع بریتانیا حکم می‌کرد که به روس‌ها نزدیک شود زیرا عقل و درایت روس‌ها اندک و زورشان بیشتر بود؛ ولی مسئله این بود که انگلیس با تقاضاهای روسیه چگونه برخورد نماید. تقاضاهای روس در بالکان، داردانل، ایران و افغانستان. مسئله ایران و افغانستان یک امر حیاتی بود و صلاح در این بود که هیچ امتیازی در این منطقه ندهد؛ پس بهتر بود که انگلیس، روس‌ها را به سوی بالکان و داردانل سوق دهد و آن‌ها را امیدوار سازد. سرانجام، در قراردادی که در ۳۱ اوت ۱۹۰۷ در شهر مسکو بسته شد روس و انگلیس اختلافات خود درباره ایران و افغانستان را حل کردند و چون اختلافات سیاسی انگلیس و فرانسه و روسیه حل شد سه دولت تشکیل اتفاق مثلث را دادند که هدفشان جلوگیری از پیشرفت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی آلمان بود. بحران‌های بالکان قبل از جنگ از ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ جنگ‌هایی درگرفت که زمینه جنگ جهانی اول را آماده ساخت. در سپتامبر ۱۹۱۱ ایتالیا به عثمانی اعلان جنگ داد و طرابلس را اشغال نمود و در نیمه اکتبر ۱۹۱۲ جنگ به پایان رسید. در اکتبر ۱۹۱۲ تقریبا هم‌زمان با ایتالیا؛ بلغارستان، صربستان، یونان و مونته‌نگرو به عثمانی حمله کردند و در اوایل دسامبر ۱۹۱۲ عثمانی درخواست صلح کرد. در تابستان ۱۹۱۳ جنگ دیگری بر سر غنایم به دست آمده از عثمانی درگرفت. کنفرانس سفیران در دسامبر ۱۹۱۲ توسط گری در لندن تشکیل شد و در ۳۰ مه ۱۹۱۳ در لندن قراردادی امضاء شد که ترک‌ها را وادار می‌ساخت مستملکات خود را از میدیا در ساحل دریای سیاه تا آلتوس در ساحل اژه به اروپاییان واگذار کنند. بحران اول و دوم مراکش اوضاع داخلی و تحولات آلمان پس از وحدت اولین زیردریای تسلیم شده آلمانی‌ها در نزدیکی پل برج در لندن ۱۹۱۸ آلمان متحد از نظر قوای مادی و معنوی بی‌نظیر، مجدانه به تعلیم و تربیت فرزندان خود پرداخت، در توسعه فرهنگ و ترویج علوم بر همه کشورها پیشی گرفت و سعی داشت در صنعت و تجارت و بهداشت از علوم و اکتشافات جدید بهره گیرد. از این رو، در مدت کوتاهی بزرگ‌ترین دولت صنعتی و تجاری اروپا شد، مخترعان را تشویق کرد، صنایع شیمیایی را رونق داد، در وضع قوانین اجتماعی هم از بقیه دولت‌ها پیشی گرفت و برای طبقه کارگر اهمیت قایل شد. در حالی که در بقیه کشورها حقی برای کارگران قایل نبودند. واقعیت دیگر این که حکومت خاندان هوهنتسولرن در این کار موثر بود. ملت آلمان پس از غلبه بر اتریش و فرانسه دچار غرور ملی شد و سیاست‌مداران آلمانی از روش‌های مختلف این غرور ملی را تقویت کردند. حتی هر معلمی ناگزیر بود که در سر کلاس درس برتری نژادی ملت آلمان بر سایر ملل عالم را بیان کند و در شاگردان خود روح جنگجویی بدمد. گذشته از مجالس درس، در معابر، روزنامه‌ها و کتب و نمایشگاه‌ها این برتری نژادی به نوعی القا می‌شد. حتی نیچه یکی از معروف‌ترین فیلسوفان آلمان هم چنین عقیده‌ای داشت و در یکی از آثار خود چنین گفته‌است که: «اگر آدمی جنگ را فراموش کند از او امید باید برید» و به همین دلیل کم‌کم طرز فکر مردم آلمان یکسره تغییر یافت و بر آن‌ها مسلم شد که نژاد آلمانی ممتاز است و باید به سراسر زمین مسلط باشد و این تسلط هم جز از راه جنگ امکان‌پذیر نیست. ترویج این افکار در آلمان سایر دولت‌های اروپایی را نگران ساخت و باعث شد تا بر ضد نژاد ژرمنی با هم متحد شوند. دولت آلمان تا اواخر قرن ۱۹ در آفریقا مستعمره‌ای نداشت ولی پس از وحدت چون جمعیت آن افزایش یافت و صنعت و تجارت رونق گرفت به دنبال تحصیل مستعمرات برآمد تا هم قسمتی از مردم آلمان را به آنجا کوچ دهد و هم مواد خامی را که برای کارخانه‌های داخلی لازم داشت فراهم کند و همچنین بازاری برای فروش کالاهای خود بیابد. سرانجام بیسمارک قسمت بزرگی از اراضی آفریقا را به دست آورد که شامل توگو و کامرون در ساحل غربی آفریقا و یک ناحیه در جنوب غربی و ناحیه دیگر در مشرق بود. آلمان پس از پیروزی بر فرانسه از نظر نیروهای نظامی بر سایر کشورهای اروپا برتری یافته بود؛ ولی باز هم به این کار ادامه داد و تا سال ۱۹۱۴ روز به روز بر قوای جنگی خود افزود. از سال ۱۹۱۱ آلمان در افزایش نیروهای جنگی کوشید و میزان گسترش قوای مزبور در سال‌های ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ با پیشرفت چهل ساله آن از ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۱ برابر بود. در طی این مدت کوتاه شبکه‌های گسترده راه‌آهن و راه‌های شوسه، تاسیسات عظیم صنعتی، نهادهای قدرتمند اقتصادی و به خصوص تشکیلات گسترده نظامی آلمان موجب وحشت قدرت‌های اروپایی گردید. در سال ۱۹۱۴ آلمان از نظر صنعتی و اقتصادی به پیشرفت‌های عظیمی دست یافت. به لحاظ نظامی نیز دارای قدرتمندترین ارتش و نیروی دریایی شد. روحیه نظامی‌گری در مزرعه، کارخانه و پادگان و همه جا حاکم بود و همه چیز در خدمت ارتش قرار داشت. نیروهای نظامی آلمان بیش از یک میلیون نفر بودند و این افزایش نیروهای صنعتی و نظامی موجب اشباع جامعه آلمان گردید و آلمان مجبور بود سرمایه و کالاهای اضافی را به دیگر مناطق جهان بفرستد؛ بنابراین به دنبال مناطق نفوذ اقتصادی و منابع مواد اولیه بود و این هم یکی از دلایل جنگ جهانی اول بود. برقراری روابط بین آلمان و عثمانی سربازان آلمان در بیت‌المقدس یکی از کشورهایی که آلمان علاقه‌مند بود روابط خود را با آن گسترش دهد امپراتوری عثمانی بود که بر منابع نفتی تسلط داشت. از سال ۱۸۸۰م. آلمان متوجه اهمیت روابط با امپراتوری عثمانی گردید. در سال ۱۸۸۲ سپهسالار فون در گلتز از سوی سلطان عبدالحمید ماموریت یافت ارتش عثمانی را دارای سازمان منظمی سازد و افراد آن را آموزش دهد. افسران برجسته هیئت نظامی آلمانی که در عثمانی فعالیت داشتند شامل فیلدمارشال پروسی فن در گلتس، دو ژنرال دیگر لیمان فن ساندرز و فون فالکنهاین سه دریاسالار به نام‌های سوچون، اودم و مرتن و چند افسر دیگر بودند. البته یکی از طراحان برنامه گسترش فعالیت آلمان در خاورمیانه مارشال فن بی‌براشتاین بود که از ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۲ سفیر آلمان در باب عالی بود و اعتقاد داشت که اجرای این برنامه موجب درگیری بین روسیه و آلمان خواهد شد. در سال ۱۸۹۸ ویلهلم دوم و ملکه آلمان به استانبول سفر کردند و فصل جدیدی در همکاری بین دو ملت پدید آمد. امپراتور آلمان در مسافرت دوم خود به امپراتوری عثمانی خود را طرفدار دوستی ملت ترک و سایر ملل مسلمان معرفی نمود و در نطق خود اظهار داشت: «اعلیحضرت سلطان عبدالحمید و ۳۰۰ میلیون مسلمان می‌توانند اطمینان داشته باشند که آلمان، دوست و هواخواه آن‌هاست». این سیاست به زودی به لحاظ اقتصادی ثمرات مهمی برای آلمان به بار آورد، بانک‌داران و بازرگانان آلمانی در سراسر امپراتوری عثمانی مستقر شدند و امتیازات مهمی به موسسات اقتصادی آلمان داده شد. آلمان در جستجوی نفت بود و علاوه بر آن برای رقابت با انگلیس به یک نیروی دریایی قوی نیاز داشت. آلمانی‌ها در هنگام مذاکره با دولت عثمانی در مورد منابع نفتی عراق سخن نگفتند بلکه فقط تقاضای اخذ امتیاز خط راه‌آهن را داشتند، به این شرط که امتیاز استخراج معادن اطراف راه‌آهن تا شعاع ۲۰ کیلومتر به آن‌ها داده شود. در سال ۱۹۰۲ بانک آلمان، امتیاز ساختمان راه‌آهن برلین – بغداد را به دست آورد که باعث نفوذ هرچه بیشتر آلمان در میان‌رودان می‌گردید. یکی دیگر از امتیازات آلمان از عثمانی ادامه راه‌آهن از بغداد به خانقین بود که آلمان تصمیم داشت پس از اتمام خط آهن بغداد، همین راه را از خانقین به تهران و ولایات مرکزی ادامه دهد و ایران را به اروپا مربوط سازد. در سال ۱۹۱۰ مدت تعهد ایران در مقابل روسیه که ۲۰ سال حق ساختن راه‌آهن را از ایران سلب نموده بود تمام می‌شد؛ به همین علت از طرف بانک مشهور آلمان به نام دویچه بانک ماموری به نام سیدروت به ایران آمد که امتیاز خط آهن خانقین - تهران را به دست آورد. این امر موجب نگرانی مقامات روسی و انگلیسی شد و باعث مبادله یادداشت هفتم آوریل ۱۹۱۰ بین ایران و آن دو دولت شد، و ایران به ناچار تعهد کرد که بعد از این امتیازی که مخالف منافع آن دو دولت باشد به هیچ تبعه دولت خارجی واگذار نکند؛ بنابراین، تلاش آلمان به نتیجه نرسید. اما نفوذ نظامی آلمان در امپراتوری عثمانی افزایش یافت و در ۱۹۱۴ آموزش ارتش عثمانی به یک گروه چهل و دو نفره از افسران آلمانی به ریاست ژنرال لیمان فن ساندرز واگذار شد. سپس آلمان تصمیم گرفت در مورد ادامه راه‌آهن برلین - بغداد با روسیه مذاکراتی انجام دهد. در ۱۹۱۰ تزار نیکلای دوم و ویلهلم امپراتور آلمان در پوتسدام ملاقات کردند و در مورد منافع روس و آلمان در ایران مذاکراتی صورت گرفت. سرانجام، در ۱۹ اوت ۱۹۱۱ قراردادی بین روسیه و آلمان در سن پترزبورگ منعقد شد که به موجب آن دولت آلمان منطقه نفوذ روسیه را به رسمیت شناخت؛ و در عوض روسیه هم اجازه داد که اگر تا چهار سال دیگر راه‌آهنهای روس به خانقین متصل نشود دولت آلمان حق داشته باشد خط آهن استانبول - بغداد و خانقین - تهران را بسازد. دلایل وقوع جنگ جهانی اول پوستر میهن پرستانه آمریکایی در جنگ جهانی اول که ژان دارک، قهرمان زن فرانسوی را نمایش می‌دهد. علل جنگ جهانی اول عبارت بود از: رقابت اتریش و روسیه در بالکان، اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ درباره آلزاس و لرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس؛ اما بهانه شروع جنگ این بود که آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش - مجارستان به دست یک سیاه دست صرب به نام پرنزیب در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ در سارایوو بوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که دولت صربستان تحقیقات را قبول ننمود و با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد. دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج عمومی اعلام کرد و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کرد و این اقدام یعنی حمله به یک کشور بی‌طرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد. آغاز جنگ ترور فرانتس فردیناند بحران ژوئیه واکنش مردمی حمله نیروهای فرانسوی به آلمانی‌ها در شامپانی فرانسه وقتی که در ۱ اوت ۱۹۱۴ جنگ اعلام شد، میلیون‌ها تن از مردم شادمان در خیابان‌های شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی نمودند. مردم تصمیم حاکمان خود را برای رفتن به جنگ مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می‌آورند. با این وجود، صحنه‌های وحشت‌انگیز جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد. یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند. طرح اشلیفن طرح ارتش آلمان برای جنگ در دو جبهه، کار کنت اشلیفن بود که بعد از استعفای والدرسی، جانشین مولتکه، در سال۱۸۹۲ به ریاست ستاد کل ارتش آلمان رسیده بود. در آن زمان برای او روشن بود که فرانسه و روسیه در جنگ بعدی با هم متحد می‌شوند و جنگ با یکی، به‌طور قطع به معنای جنگ با هر دو است. هرچه کنت اشلیفن بیشتر به طرح مولتکه در مقابل این پیشامد -که عبارت از دفاع در غرب و آفند محدود در شرق بود- می‌اندیشید کمتر از آن خوشش می‌آمد: چنین جنگی می‌توانست تا ابد ادامه پیدا کند. شاید فرانسه و روسیه، که اساسا جوامعی روستایی بودند، طاقت مبارزه‌ای طولانی از این نوع را داشتند ولی آلمان، با اقتصاد پیشرفته‌اش، به سرعت دچار دردسر می‌شد. آنچه آلمان می‌خواست راهی برای غلبه در جنگ در یک اردوکشی واحد بود. سعی برای تعیین تکلیف در شرق به کلی بیهوده بود، قضیه غرب هم کار ساده‌ای نبود؛ به‌طوری‌که مولتکه خاطر نشان کرده بود اکنون که فرانسوی‌ها خدمت وظیفه عمومی را معمول کرده بودند، نیروی کافی در اختیار داشتند که نفرات لازم برای یک خط دفاع دایمی در طول مرز فرانسه-آلمان را تامین کند. راه حل اشلیفن به طرز خیره‌کننده‌ای ساده بود. او راه خود را از میان خط ماژینو نمی‌گشود؛ آن‌ها را دور می‌زد. این طرح مستلزم آن بود که تمام ارتش آلمان در غرب صف آرایی کند و بیش از نیمی از آن -پنجاه لشکر از هشتاد لشکر موجود- در مقابل بلژیک و هلند موضع بگیرند. این لشکرها که جناح راست ارتش را تشکیل می‌دادند می‌بایست با حداکثر سرعت از هلند و بلژیک می‌گذشتند و قرار بود ظرف سه هفته بسیج و یک هفته راه‌پیمایی به مرز فرانسه بلژیک برسند. از آنجا به فرانسه شمالی وارد می‌شدند و جناح چپ ارتش فرانسه را متوجه خود کرده و خط دفاعی فرانسه را به عقب خم می‌کردند. درونمایه طرح این بود که با عبور از دو کشور هلند و بلژیک میدان عمل وسیع‌تری به دست آورند و مانور آن‌قدر وسعت پیدا کند که تمام ارتش فرانسه را مشغول کند. به‌طوری‌که اشلیفن به فرماندهان واحدهایش می‌گفت: «باید آخرین سرباز سمت راست، کانال را با آستینش پاک کند.» حتی یک لشکر فرانسوی نمی‌بایست فرار می‌کرد. اشلیفن در سال ۱۹۰۶ کنار رفت. جانشین او هلموت مولتکه، نوه مولتکه بزرگ و قدری سازشکار بود. او دستورهای راهپیمایی جناح راست را تغییر داد تا بتوان هلند را بی‌آسیب گذاشت و تصمیم گرفت ده لشکر برای دفاع از شرق در مقابل حمله روس‌ها نگهداری شود. اشلیفن که این تغییرات به گوشش می‌رسید مرتب می‌پرسید آیا رئیس ستاد از حساب‌های پشت سر طرح خبر دارد؟ او یادداشت‌هایی برای مولتکه فرستاد تا نیاز به استقرار قویترین نیروی ممکن در غرب را توضیح دهد و از جواب‌های طفره‌آمیزی که دریافت می‌کرد برآشفته بود. وقتی مرد (در سال ۱۹۱۳) هنوز نگران بود: آخرین کلماتش به وضوح خطاب به مولتکه، این بود که: همه چیز را کنار بگذارید و جناح راست را قوی نگه دارید. تحولات جنگ شمال اروپا پس از استفاده از خاک بلژیک از سوی آلمان برای اجرای طرح اشلیفن، بریتانیا با استناد به معاهده لندن در ۱۸۳۹ که بی‌طرفی بلژیک را تضمین می‌کرد در چهارم اوت ۱۹۱۴ به آلمان اعلان جنگ داد. در شمال اروپا، هلند و کشورهای اسکاندیناوی بر حفظ بی‌طرفی خود اصرار می‌کردند و از ورود به جنگ خودداری می‌ورزیدند. ازین رو تلاش‌ها برای جلب کشورهای حوزه مدیترانه متمرکز شد. عثمانی نخستین هدف سیاسی آلمان جذب عثمانی بود چرا که ورود عثمانی باعث تسلط نیروهای اتحاد محور بر تنگه‌های داردانل و بسفر می‌شد و ارتباط دریایی روسیه با بریتانیا و فرانسه را قطع می‌کرد. ازین گذشته عثمانی پلی بود که ارتباط آلمان با خاورمیانه و آسیا (به ویژه مستعمره مهم بریتانیا یعنی هند) را ممکن می‌ساخت. در نهایت امپراتوری عثمانی در دوم اوت ۱۹۱۴ با امضای معاهده اتحادی با امپراتوری آلمان وارد جنگ شد. نبرد گالیپولی یا نبرد چناق‌قلعه که بیش از هشت ماه طول کشید در تنگه داردانل درگرفت. این نبرد در ۲۵ آوریل سال ۱۹۱۵ با پیاده شدن لشکر هفتاد هزار نفری متفقین با حمایت ۱۰۹ ناو جنگی و صدها شناور آغاز شد و سرانجام در دسامبر سال ۱۹۱۵ با شکست نیروهای ائتلافی به پایان رسید؛ و در پایان از هر دو جبهه متفقین و متحدین بیش از نیم میلیون نفر کشته و زخمی برجای ماند. در این نبرد کشتی‌های نیروی دریایی متفقین آسیب زیادی دیدند. مصطفی کمال آتاتورک، افسر ترک در جنگ گالیپولی به شهرت رسید. ایتالیا ایتالیا پس از اعلام بی‌طرفی در سوم اوت ۱۹۱۴ به بهانه تدافعی بودن اتحاد مثلث، به تدریج مذاکرات با متفقین را آغاز کرد. ایتالیا بین بی‌طرف ماندن در ازای دریافت ترن‌تین از سوی اتریش-مجارستان یا پیوستن به متفقین در ازای بازگرداندن تمام ایالت‌های ایرادنت تردید داشت. آنچه ایتالیا را در ورود به صف متفقین تشویق کرد تغییر وزیر خارجه اتریش-مجارستان در مه ۱۹۱۵ و انصراف از واگذاری ترن‌تین به ایتالیا بود. معاهده لندن در مه ۱۹۱۵ بین ایتالیا و متفقین امضا شد و مقرر داشت: ایتالیا ظرف مدت یک ماه به اتریش-مجارستان اعلان جنگ بدهد. متفقین پس از جنگ الحاق ترن‌تین، تیرول جنوبی، ترئیست، ایستری، و قسمتی از دالاسی به ایتالیا را به رسمیت بشناسند. بی‌طرفی آلبانی، غیرنظامی بودن قسمت غیرایتالیایی سواحل دریای آدریاتیک و مبادلات مستعمراتی تضمین شود. بالکان در ماه‌های آغازین جنگ صربستان توانست با حمایت روسیه حمله پرتعداد اتریش-مجارستان را دفع نماید. بلغارستان در چهاردهم اکتبر ۱۹۱۵ با اعلان جنگ به صربستان برای حمایت از متحدین وارد جنگ شد. در نوامبر همین سال صربستان پس از یک سال مقاومت سقوط کرد و از سوی اتریش-مجارستان تصرف گردید. در سال بعد دیگر کشورهای بالکان از جمله مونته‌نگرو، رومانی و یونان به متفقین پیوستند. سایر کشورهای اروپایی بسیاری کشورها به صورت نمادین وارد جنگ شدند، مثل پرتغال که در مارس ۱۹۱۶ با فرستادن یک گردان به متفقین پیوست. در نهایت بجز سوئیس، اسپانیا، هلند و کشورهای اسکاندیناوی تمام کشورهای اروپایی وارد جنگ شده بودند. شرق دور ژاپن که متحد بریتانیا و به دنبال سلطه بر مستعمرات آلمانی در دریای چین بود از اول اوت ۱۹۱۴ به آلمان اعلان جنگ داده بود. چین نیز که از حمله ژاپن به این کشور پس از پیروزی متفقین نگران بود در ۱۹۱۷ به آلمان اعلان جنگ کرد. جبهه شرق و روسیه در ۳ مارس ۱۹۱۸ عهدنامه صلح برست-لیتوفسک بین روسیه بلشویک و متحدین امضا شد که بنابر آن روسیه کلیه ادعاهای حاکمیتی خود را نسبت به فنلاند که قبلا مورد تایید قرار گرفته بود پس گرفت، همچنین روسیه تمامی ادعاهای خود در مورد استونی، لیتوانی، لتونی، لهستان، بلاروس و اوکراین را ملغی اعلام کرد. کشور بعدی که خواستار صلح شد رومانی بود که با عقد پیمان بخارست بسیاری از سرزمین‌های رومانی را به اتریش-مجارستان واگذار کرد. صلح برست-لیتوفسک موجب برهم خوردن توازن قوا شد و پیشروی آلمان در جبهه شرق سرعت گرفت تا اینکه ورود آمریکا به جنگ معادلات نظامی را به کلی تغییر داد. ایالات متحده آمریکا فرانسه و بریتانیا از آغاز ۱۹۱۵ تحریم دریایی آلمان را به اجرا گذاشته بودند، در مقابل آلمانی‌ها جنگ زیردریایی را شروع کردند و به هر کشتی‌ای که به سواحل بریتانیا نزدیک می‌شد حمله می‌کردند. آمریکا که تجارت قابل توجهی با بریتانیا داشت بیشترین خسارت را از این حمله‌ها دید و موجب اعتراض شدید آمریکا در ۳۱ ژانویه ۱۹۱۷ شد. آمریکا در ۳ فوریه مناسبات دیپلماتیک با آلمان را قطع کرد. در مرحله بعد رئیس‌جمهور آمریکا، وودرو ویلسون در تصمیمی به تاریخ ۱۲ مارس ۱۹۱۷ کشتی‌های تجاری آمریکا را به توپ مسلح کرد؛ ولی این امر نیز کارگر نبود و اندکی پس از به توپ بسته شدن یک کشتی مسافربری آمریکایی از سوی آلمان، ویلسون در ۲ آوریل ۱۹۱۸ به کنگره اعلام کرد که آمریکا وارد جنگ جهانی خواهد شد. پیشامد دیگری که به تحریک احساسات ضدآلمانی آمریکایی‌ها کمک کرد، کشف تلگراف وزیرخارجه آلمان به سفیر این کشور در مکزیک معروف به تلگراف زیمرمن بود که توسط بریتانیا کشف و در اختیار ویلسون قرار داده شد. در این تلگراف آمده بود که اگر در صورت جنگ آلمان و آمریکا، مکزیک طرف آلمان را بگیرد پس از پیروزی ایالات نیومکزیکو، تگزاس و آریزونا که آمریکا در ۱۸۴۸ طبق معاهده گوادالوپ به زور تصرف کرده به مکزیک باز خواهد گشت. جبهه جنوب آغاز جنگ خاکریزی پایان جنگ موج صلح‌طلبی اعلامیه چهارده ماده‌ای ویلسون وودرو ویلسون رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در ۸ ژانویه ۱۹۱۸ میلادی پیشنهادهای خود را برای دنیای پس از جنگ جهانی اول اعلام کرد. این پیشنهادها که به «اعلامیه چهارده ماده‌ای ویلسون» مشهور است، هم از جهت پایان دادن به جنگ و هم از جهت تعیین‌کننده بودن برای دنیای بعد از جنگ، دارای اهمیت بسیار بود. یکی از انگیزه‌های پذیرش آتش‌بس و متارکه جنگ، مفاد اعلامیه ویلسون بود که در آن به حق تعیین سرنوشت به وسیله ملت‌ها اشاره داشت. پیشنهادهای ویلسون شامل سه محور عمده بود. اولین موضوع، جلوگیری از جنگ‌های آینده به وسیله کاهش اقدام‌هایی نظیر محدودیت‌های تجاری، ایجاد اختلال در آزادی دریاها، دیپلماسی پشت پرده، تنش‌های استعماری و مسابقه تسلیحاتی بود. محور دوم، مجموعه‌ای از پیشنهادها با هدف به توافق رسیدن بر سر نکات مورد اختلاف در اروپا در زمینه تمامیت ارضی، مرزهای ملی و ناسیونالیسم قومی بود. محور سوم نیز دربرگیرنده مجمعی از کشورها بود که برای حفظ صلح فعالیت می‌کرد. (جامعه ملل) آتش‌بس پروتکل اتحاد اتریش-مجارستان و آلمان در ۱۲ مه ۱۹۱۸ برای ۱۲ سال دیگر به امضا رسید و ازین زمان متفقین تصمیم گرفتند به مسئله ملت‌های و قومیت‌های تحت سلطه این کشور دامن بزنند. ایتالیا کنگره ملت‌های محروم تحت سلطه اتریش-مجارستان را در ۸ آوریل ۱۹۱۸ در رم تشکیل داد و از این زمان کار منظم تجزیه امپراتوری اتریش مجارستان آغاز شد. بلغارستان به دلیل این نتوانسته بود در جنگ‌های بالکان دبروجه را بدست آورد در ۲۹ سپتامبر ۱۹۱۸ با متفقین قرارداد آتش‌بس امضا کرد و ضمن تعهد به تخلیه یونان و صربستان، به متفقین اجازه عبور به طرف اتریش-مجارستان را داد. عمل بلغارستان آلمان را مجبور به ترک مخاصمه کرد، و با وجود مخالفت بریتانیا، فرانسه و ایتالیا، با اصرار آمریکا، متفقین با آتش‌بس بر اساس اعلامیه ویلسون موافقت کردند. پیمان آتش‌بس در نهایت در ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ با آلمان به امضا رسید. عثمانی نیز درخواست آتش‌بس خود را به فرمانده ناوگان بریتانیایی در دریای اژه فرستاد و دو کشور بدون اطلاع فرانسه، قرارداد مودرس را در ۳۰ اکتبر ۱۹۱۸ امضا کردند. معاهدات صلح پیمان ورسای که در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۱۹ میلادی در کاخ ورسای واقع در حومه پاریس به امضا رسید رسما به جنگ جهانی اول پایان داد. مفاد این عهدنامه در ۴۴۰ ماده و ۱۵ بخش تنظیم شد. پیمان ورسای مسئولیت آغاز جنگ و خسارات وارده شده به متفقین را متوجه آلمان دانست و غرامت‌های بی‌سابقه‌ای را به این کشور تحمیل کرد. قسمت اعظم معاهده مربوط به جدا کردن بخش‌هایی از سرزمین آلمان بود. آلزاس و لرن به فرانسه داده شد. ناحیه اوپن – مالمدی به بلژیک و «پزناتی» به لهستان داده شده که از طریق کریدور لهستان به دریا راه می‌یافت. شهر گدانسک زیر نظر جامعه ملل قرار گرفت و اجرای سیاست خارجی و گمرکی آن به عهده لهستان واگذار شد. تعیین سرنوشت شلزویگ و سلیسیای علیا موکول به برگزاری همه‌پرسی شد و عاقبت نیز طبق همه‌پرسی که در سال ۱۹۲۱ به عمل آمد شلزویگ به دانمارک منضم گردید و سلیسیا که ۶۰ درصد مردم به الحاق به آلمان و ۴۰ درصد به الحاق به لهستان رای دادند طبق تصمیم جامعه ملل یک سوم آن به لهستان و بقیه به آلمان منضم گردید. بندر ممل و کرانه‌های آن به لیتوانی، هولشتین به چکسلواکی واگذار شد. اتحاد آلمان با اتریش منع گردید. سار تحت کنترل جامعه ملل درآمد و راین‌لند غیرنظامی گردید. علاوه بر این آلمان تمامی مستعمرات خود را از دست داد. کامرون و قسمتی از توگو به فرانسه و آفریقای شمالی و جنوب غربی آفریقا به انگلستان و جزایر پاسفیک (اقیانوس آرام) به ژاپن واگذار گردید تا زیر قیومیت آن‌ها اداره شوند. براساس ماده ۲۲۲ منشور جامعه ملل قرار شد که اداره این مستعمرات از طرق جامعه ملل به بعضی از قدرت‌های صاحب تجربه سپرده شود تا ضمن اداره، مقدمات استقلال آن‌ها را نیز فراهم نمایند. علاوه بر این موارد مقرر شد. تمامی کشتیهای جنگی و تجاری آلمان به انگلستان و فرانسه داده شود. آلمان با هزینه خود برای متفقین کشتی بسازد. آلمان باید از تمامی دارایی‌های خود در سایر کشورها چشم بپوشد. آلمان باید ۵۰۰۰ موتور قطار و ۱۵۰ هزار اتومبیل برای متفقین تولید کند. آلمان باید به مدت ۱۰ سال مقادیر زیادی (مقادیر در پانویس قرارداد ذکر شده بود) زغال سنگ به فرانسه ایتالیا و بلژیک بپردازد. متفقین تا ۵ سال بر واردات و صادرات آلمان نظارت داشته باشند. رودهای الب و اودر و همچنین کانال کیل در آلمان بین‌المللی اعلام شود. علاوه بر این‌ها آلمان باید ۶ میلیارد و ۶۰۰ میلیون لیره استرلینگ به صورت نقدی غرامت به متفقین بپردازد. ناحیه زغال سنگ خیز سار به مدت ۱۵ سال به فرانسه واگذار شود. آلمان می‌بایست ارتش خود را به یکصد هزار نفر آن هم بدون تانک، سلاح سنگین و خودروهای زرهی کاهش دهد. آلمان از حق داشتن زیردریایی و سربازگیری محروم می‌شود. آلمان از داشتن نیروی هوایی محروم و نیروی دریایی آن هم به ۶ فروند کشتی جنگی و تعدادی رزمناو و اژدر محدود می‌گردد. پیمان‌های صلح با متحدان آلمان شورای چهار کشور مذاکره و عهد پیمان‌های صلح با متحدان آلمان را به شورایی متشکل از وزرای خارجه این کشورها سپرد. این پیمان‌های که هر یک در یکی از محلات حومه شهر پاریس امضا و به آن نام نام‌گذاری شد مسئولیت آغاز و خسارت‌های جنگ را به گردن متحدین آلمان گذاشتند و برای هر کدام محدودیت‌ها و جریمه‌هایی مقرر کردند. به موجب پیمان سن ژرمن در ۱۰ سپتامبر ۱۹۱۹ با اتریش مقرر شد: با جدایی سه چهارم خاک و چهار پنجم جمعیت امپراتوری اتریش-مجارستان، سه کشور جدید لهستان، یوگسلاوی و چکسلواکی تاسیس و به رسمیت شناخته شوند. اتریش به عنوان کشور مستقل اجازه اتحاد با آلمان (آنشلوس) را ندارد مگر با اجازه جامعه ملل. بخش‌هایی از اتریش به ایتالیا واگذار شود. بخش‌هایی از اتریش به رومانی واگذار شود. ارتش اتریش نباید از سی هزار نفر تجاوز کند و اتریش باید تا سی سال به متحدین غرامت جنگی بپردازد. به موجب پیمان نیولی در ۲۷ نوامبر ۱۹۱۹ با بلغارستان مقرر شد: با واگذاری تراس به یونان دسترسی بلغارستان به دریا قطع شود. مقدونیه به صربستان واگذار شود. دبروجه به رومانی واگذار شود. نفرات ارتش بلغارستان به بیست هزار نفر کاهش یابد و بلغارستان مبلغ صد میلیون پوند غرامت جنگی پرداخت کند. به موجب پیمان تریانون در ۴ ژوئن ۱۹۲۰ با مجارستان مقرر شد: مجارستان در مقایسه با سرزمین خود در امپراتوری اتریش-مجارستان سه چهارم سرزمین و یک سوم جمعیت مجار خود را از دست داد. مجارستان از دریای آزاد محروم گردید. ترانسیلوانیا، بخش خاوری منطقه «بانات» و چند ناحیه دیگر به رومانی واگذار شد و مناطق «اسلوواکی» و «روتنیا» به کشور چک اسلواکی رسید. «کرواسی»، «اسلاودینا»، «بانات باختری» به یوگسلاوی واگذار شد و «بورگن لند» به اتریش رسید. نفرات ارتش مجارستان به سی و پنج هزار نفر محدود شد و حق داشتن نیروی هوایی از آن سلب شد. تکلیف بیشتر سرزمین‌های غیرترک عثمانی در قراردادهای نیولی و سایکس-پیکو مشخص شده بود، ولی به هر حال پس از پانزده ماه چانه زنی قرارداد معاهده سور در روز ۱۰ اوت سال ۱۹۲۰ بین متفقین و عثمانی امضا شد. بر اساس این قرارداد مقرر شد: کلیه سرزمین‌های عرب عثمانی از قلمرو آن جدا شدند و پادشاهی حجاز به استقلال رسید. ایتالیا در جنوب غربی آسیای صغیر به یک قلمرو نفوذ دست یافت. جزایر دودکانس و رودس در دریای اژه به ایتالیا رسید و مابقی جزایر اژه نصیب یونان شدند. تنگه‌های بسفر و داردانل بین‌المللی شده و سرزمین‌های اطراف آن‌ها غیرنظامی اعلام شدند. یک جمهوری مستقل ارمنی در ناحیه آناتولی شرقی ایجاد شد. نواحی کردنشین شمال موصل با شرط دریافت خودمختاری در قلمرو امپراتوری باقی ماند و حق آن برای ارجاع تقاضای استقلال به جامعه ملل طی یک سال به رسمیت شناخته شد. ارتش عثمانی به ۵۰ هزار نفر و حداکثر ۱۳ کشتی محدود شد و حق داشتن نیروهای هوایی از آن سلب شد. با این حال ناعادلانه بودن این قرارداد، خشم ترک‌ها از ورود سربازان یونانی به ازمیر و اختلاف بین فرانسه و بریتانیا باعث شد مصطفی کمال آتاتورک بتواند ابتدا یونانی‌ها را از آناتولی بیرون براند و در ۱۹۲۲ قسطنطنیه را آزاد کند. پس از این امر متفقین مجبور شدند ۲۴ ژوئیه ۱۹۲۳ قرارداد جدیدی با ترکیه امضا کنند که به پیمان لوزان معروف است. نادیده گرفته شدن ایتالیا و ژاپن ایتالیا مصمم به اجرای پیمان لندن و بازگشت تمام سرزمین‌های جدا افتاده خود بود، ولی ویلسون به استناد ماده اول اعلامیه چهارده ماده‌ای (دیپلماسی باز)، خود را مقید به اجرای این قرارداد محرمانه نمی‌دانست. جنایات جنگی نسل‌کشی‌های قومی دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان در دوران جنگ جهان اول دست به نابودی عمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده (نسل‌کشی) جمعیت ارمنی ساکن سرزمین‌های تحت کنترل این امپراتوری زدند. عملیات در قالب کشتارهای دسته‌جمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام می‌پذیرفت. امروزه تعداد کل قربانیان نسل‌کشی ارمنیان به‌طور عام بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شده‌است. در طی این دوران دیگر گروه‌های قومی منطقه، از جمله آشوریان، یونانیان و کردها نیز به طریقی مشابه مورد حمله ترکان عثمانی قرار گرفتند به گونه‌ای که بسیاری از محققان این رویدادها را نیز بخشی از همان سیاست نابودسازی قومی دولت‌مردان ترک دانسته‌اند. تعداد قربانیان نسل‌کشی آشوری‌ها را ۲۷۵٫۰۰۰ نفر، نسل‌کشی یونانیان را ۵۰۰٫۰۰۰ نفر و کشتار کردهای علوی را حدود ۵۰ تا ۷۰ هزار نفر تخمین زده‌اند. امروزه این رویدادها به‌طور گسترده به عنوان اولین نسل‌کشی‌های سده بیستم شناخته می‌شود. استفاده از سلاح‌های شیمیایی ایران در جنگ جهانی اول تندیس رئیس علی دلواری جنگ جهانی اول هم‌زمان با حکومت احمد شاه قاجار بود و دولت مشروطه ایران ضعیف‌ترین دوران خود را می‌گذراند. علی‌رغم اعلام بی‌طرفی دولت ایران، نیروهای متخاصم از جنوب و شمال وارد ایران شدند. بر اثر آغاز جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط بریتانیا و خرید آذوقه مردم ایران توسط ارتش اشغالگر و شروع قحطی بزرگ ایران ۱۹۱۷–۱۹۱۹ عده زیادی از مردم ایران (تقریبا ۴۰ درصد مردم ایران. به عبارت دیگر ۸ تا ۱۰ میلیون نفر از جمعیت ۲۰ میلیون نفری آن زمان ایران) به کام مرگ فرورفتند. سپاه روسیه تا دروازه‌های تهران پیشروی کرد اما از منقرض کردن سلسله قاجار منصرف شدند. در جنوب مردم محلی در چند نوبت با متجاوزان انگلیسی درگیر شدند که از مهم‌ترین نبردهای جنگ جهانی اول در ایران می‌توان به مقاومت «زایر خضرخان اهرمی (تنگستانی)» ملقب به امیر اسلام حاکم تنگستان، شیخ حسین خان چاه کوتاهی دلیر مرد آزادی‌خواه جنوب ایران و رئیس علی دلواری و خالو حسین بردخونی از دلیران تنگستان در استان بوشهر و نبرد جهاد در خوزستان و مبارزه سرسختانه و سرنوشت ساز ترکان قشقایی به رهبری صولت الدوله قشقایی و مقاومت هایناصر دیوان کازرونی و آیت الله سید عبدالحسین لاری اشاره کرد. جمعی از رجال از قم به اصفهان و سپس اراک و بالاخره به کرمانشاه رفتند و عاقبت در آنجا قوای گارد ملی ترتیب دادند و حکومت موقتی دولت ملی به ریاست نظام‌السلطنه (رضا قلی خان مافی) تشکیل گردید. پس از سقوط بغداد اعضای دولت موقتی دولت ملی و جمع بسیاری از ایرانیان به استانبول رفتند. تکنولوژی راه‌آهن تجربه و تخصص امپراتوری آلمان در ایجاد و استفاده از خطوط راه‌آهن در روزهای اولیه جنگ روند جنگ را به سود اتحاد مثلث تغییر داد اما این روند پس از اشغال بلژیک به علت عقب بودن تکنولوژی ریلی و تخریب راه‌آهن از سوی دولت این سرزمین متوقف شد و طرح اشلیفن شکست خورد. آلمانی‌ها قصد داشتند خط راه‌آهنی بین برلین و خلیج فارس بکشد که می‌توانست برای انتقال نفت به کار برود، ولی ساخت آن پس از رسیدن به استانبول متوقف شد. آلمان همچنین خط راه‌آهنی در حجاز ساخت ولی قطارهای این خط از سوی لورنز عربستان مورد حمله قرار می‌گرفتند. نامه‌نگاری در جنگ جهانی اول جنگ جهانی اول به لحاظ فراوانی نامه‌هایی که میان جبهه و پشت جبهه رد و بدل شد از همه جنگ‌های قبل از آن متمایز است. نامه‌های جنگ جهانی اول کمتر سانسور شده‌اند. در همین رابطه است که دولت رایش آلمان فورا تدارکات عملی وسیعی برای نقل و انتقال پست را به اجرا می‌گذارد. در پایان سال ۱۹۱۴، یعنی ۵ ماه پس از شروع جنگ روزانه ۱۰۰ واگن قطار نامه‌های مردان و زنان و خانواده‌ها از پشت جبهه را برای سربازان حمل می‌کنند و بالعکس. به‌کارگیری ۸ هزار کارمند رسمی و ۱۳ هزار نیروی کمکی موجب شده بود که نامه‌ها برای رسیدن به دست گیرنده بیش از یک هفته در راه نباشند. مجموعا در ۵ سال جنگ ۲۹ میلیارد نامه، کارت پستال و محموله پستی میان جبهه و کل شهرهای آلمان رد و بدل می‌شود. طرفه این که از این تعداد ۱۱ میلیارد نامه از جبهه به پشت جبهه بوده، ولی تعداد نامه‌های پشت جبهه به جبهه از ۱۸ میلیارد مورد هم فراتر می‌رفت. پیامدهای جنگ جهانی اول نظم نوین جهانی جنگ جهانی اول، چهار امپراتوری را نابود ساخت، امپراتوری آلمان تاج و تخت را از دست داد و دولت جمهوری جایگزین آن شد. امپراتوری‌های شکست خورده اتریش - مجارستان و امپراتوری عثمانی هر دو از هم گسیختند و امپراتوری روسیه نیز به دست انقلابی‌های بلشویک افتاد. بر خلاف کنگره وین که کشورهای فاتح توانستند نظمی جهانی بر اساس توازن قوا به پشتوانه کنسرت اروپا به وجود بیاورند، کنفرانس ورسای در دست یافتن به توافقی عام و ایجاد بنایی پایدار برای صلح جهانی ناموفق بود. گرچه تلاش ویلسون برای ایجاد جامعه ملل، نوید صلحی پایدار بر اساس امنیت دسته‌جمعی را می‌داد، ولی از آنجا که توافق فاتحان عمیق و همه‌جانبه نبود بلکه مصلحتی موقتی به‌شمار می‌رفت سیستم امنیت دسته‌جمعی نیز جز در سال‌های ۱۹۲۵–۱۹۳۰ برقرار نشد، به ویژه که خود ایالات متحده نیز در آن نقشی نداشت. آثار جنگ بر زندگی سیاسی اروپا در سال ۱۹۱۶ م ملی‌گرایان ایرلندی در دوبلین واقع در ایرلند، قیام عید پاک را ترتیب دادند. این شورش با شکست مواجه شد، اما موج مخالفت‌های گسترده علیه حکومت بریتانیا در ایرلند را به راه انداخت. در سال ۱۹۱۹ مجلس ایرلند، حکومت این کشور را «جمهوری» اعلام کرد، و متعاقب آن ۳ سال جنگ بین ارتش جمهوریخواه ایرلند و بریتانیا درگرفت. در سال ۱۹۲۹ ایرلند جنوبی، به عنوان دولت آزاد ایرلند به استقلال واقعی رسید. شش استان در شمال ایرلند جزو پادشاهی انگلستان باقی ماندند که هم‌اکنون با نام ایرلند شمالی شناخته می‌شوند. وضعیت اقتصادی آلمان پس از جنگ جهانی اول بسیار وخیم شد و نرخ تورم بسیار بالا رفت. در سال ۱۹۲۳، هنگامی که نیروهای فرانسه و بلژیک برای وادار کردن آلمان به پرداخت غرامت جنگی وارد منطقه رور شدند، دولت در اقدامی میهن‌پرستانه، مردم را به مقاومت منفی دعوت کرد. چون افزایش مالیات‌ها مورد پسند عامه نبود، دولت به وسیله چاپ اسکناس از کارگران کارخانه‌های رور و خانواده‌های آن‌ها حمایت کرد و در همان حال، اجازه داد اعتبارات بانکی با نرخ بهره بیشتری عرضه شود. در اوج تورم حاصل از این اقدامات، بیش از ۳۰ کارخانه کاغذسازی و ۱۵۰ چاپخانه و دو هزار ماشین چاپ به‌طور شبانه‌روزی برای برآوردن نیاز به پول کار می‌کردند؛ ولی این تدبیرها نیز با شکست مواجه شد، زیرا مقدار پول در گردش از سرعت افزایش قیمت‌ها کمتر بود. اسکناس‌هایی که به مقدار فراوان و با مبلغ اسمی ده‌ها هزار مارک چاپ شده بود، قبل از این که از چاپخانه خارج شود، مجددا زیر ماشین چاپ می‌رفت و مبلغ اسمی آن به ارقام میلیونی تبدیل می‌شد. کارگران دستمزدهای خود را با کیسه‌های خرید و حتی گاه با چرخ دستی پر از پول و آن هم روزی دو بار دریافت می‌کردند، دستمزد صبح فقط صرف ناهار ظهر می‌شد، زیرا بیم آن می‌رفت نرخ ارز که بعدازظهر اعلام می‌شد، تغییر کند و قیمت‌ها باز هم افزایش یابد. هنگامی که بهای زغال‌سنگ به میزان سرسام‌آوری افزایش یافت، برخی از مردم دستمزدهای بعدازظهر را به جای زغال‌سنگ در اجاق آشپزخانه می‌سوزاندند. سرانجام کار به جایی رسید که با یک دلار آمریکا می‌شد ۴ تریلیون و ۲۰۰ میلیارد مارک آلمان خریداری کرد. در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ م بسیاری از کشورهای اروپایی از دموکراسی دست کشیدند. حزب نازی هیتلر در آلمان به قدرت می‌رسد و فاشیست‌های موسولینی بر ایتالیا حکومت می‌کنند. در ابتدا بریتانیا و فرانسه کوشیدند با این رهبران سازش کنند. آن‌ها عاقبت در سال ۱۹۳۹ در برابر تهاجم هیتلر ایستادند و اروپا به جنگ جهانی دوم کشیده شد. در سپتامبر ۱۹۳۹ م، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد. رهبر آلمان، آدولف هیتلر، می‌خواست تا رایش سوم به یک قدرت مطلقه در اروپا، تبدیل شود. در ابتدا تاکتیک حملات برق‌آسا موفقیت‌آمیز می‌نمود. اما پس از سال ۱۹۴۳م، قوای متفقین، متشکل از نیروهای شوروی، انگلستان و آمریکا بر آلمان برتری یافتند. سرانجام، آلمان در ماه می۱۹۴۵م، نه روز پس از خودکشی هیتلر، تسلیم شد. بیش از چهل میلیون اروپایی در این جنگ کشته شدند. گاه‌شمار جنگ سال ۱۹۱۴ ۲۸ ژوئیه: اتریش - مجارستان جنگ با صربستان را اعلام کرد. ۱ اوت: آلمان جنگ با روسیه را آغاز کرد. ۲ اوت: نظامیان آلمان لوکزامبورگ را اشغال کردند. ۳ اوت: آلمان با فرانسه وارد جنگ شد. ۴ اوت: آلمان به بلژیک که بی‌طرف بود حمله کرد؛ در پاسخ بریتانیا به آلمان اعلام جنگ داد. ۱۰ اوت: اتریش - مجارستان با روسیه وارد جنگ شد. ۱۲ اوت: بریتانیا و فرانسه به اتریش - مجارستان اعلام جنگ کردند. ۲۳ اوت: ژاپن با آلمان وارد جنگ شد. سپتامبر: پیمان اتحاد توسط فرانسه، بریتانیا و روسیه امضاء شد. ۹ اکتبر: بلژیک پس از محاصره آنتورپ توسط نظامیان آلمان سقوط کرد. ۲۹ اکتبر: امپراتوری عثمانی به طرفداری از آلمان و اتریش - مجارستان وارد جنگ شد. ۲ نوامبر: امپراتوری روسیه به امپراتوری عثمانی اعلان جنگ داد. ۵ نوامبر: فرانسه و بریتانیا با امپراتوری عثمانی وارد جنگ شدند. سال ۱۹۱۵ ۲۴ آوریل: واقعه نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط دولت عثمانی. ۲۲ آوریل: استفاده از گاز شیمیایی توسط المان. ۲۵ آوریل: لشکرکشی گالیپولی آغاز شد. ۲۶ آوریل: ایتالیا به‌طور مخفیانه پیمان لندن را امضاء کرد. ۲۳ می: ایتالیا به اتریش-مجارستان اعلام جنگ کرد. ۱۴ اکتبر: بلغارستان به صربستان اعلام جنگ نمود و به طرفداری از آلمان و اتریش - مجارستان وارد جنگ شد. سال ۱۹۱۶ ۹ مارس: آلمان به پرتغال اعلام جنگ داد. ۱ ژوئیه:نبرد سم آغاز می‌شود ۲۷ اوت: رومانی با اتریش - مجارستان وارد جنگ شد. ۲۸ اوت: ایتالیا با آلمان وارد جنگ شد. سال ۱۹۱۷ ۱۶ ژانویه: آلمان به مکزیک تلگراف۱ زیمرمن را فرستاد، و پیشنهاد متحد شدن در مقابل ایالات متحده را داد. ۶ آوریل: ایالات متحده با آلمان وارد جنگ شد. ۲۷ ژوئن: یونان به طرفداری از متفقین وارد جنگ شد. ۱۴ اوت: جمهوری چین با آلمان وارد جنگ شد. ۲۶ اکتبر: برزیل با آلمان وارد جنگ شد. ۷ دسامبر: ایالات متحده آمریکا با اتریش - مجارستان وارد جنگ شد. سال ۱۹۱۸ ۱۱ نوامبر: پیمان صلح امضاء شد، جنگ جهانی اول پایان یافت. جنگ جهانی جنگ جهانی دوم خط دفاعی ماژینو جنگ لهستان-شوروی مطبوعات جنگ جهانی اول پرتغال در جنگ جهانی اول هواپیما در جنگ جهانی اول نقش زنان در جنگ‌های جهانی استفاده از گازهای شیمیایی در جنگ جهانی اول فهرست متفقین و نیروهای محور در جنگ جهانی اول فهرست نبردهای جنگ جهانی اول نبرد گالیپولی
[ "داردانل", "۲۸ ژوئیه", "۱۹۱۴ (میلادی)", "۱۱ نوامبر", "۱۹۱۸ (میلادی)", "۶ مرداد", "۱۲۹۳", "۱۹ آبان", "۱۲۹۷", "اروپا", "اروپای شرقی", "خاورمیانه", "اقیانوس آرام", "متفقین", "آلمان", "عثمانی", "اتریش-مجارستان", "روسیه", "جامعه ملل", "بریتانیا", "امپراتوری روسیه", "فرانسه", "پادشاهی حجاز", "تایلند", "امپراتوری آلمان", "پادشاهی بلغارستان", "ویلهلم دوم", "محمد پنجم", "فرانتس یوزف یکم", "جنگ جهانی", "اوت", "نوامبر", "سلاح شیمیایی", "سنگر", "آرشیدوک فرانتس فردیناند", "امپراتوری اتریش - مجارستان", "صرب", "گاوریلو پرنسیپ", "سارایوو", "صربستان", "جنگ دو جبهه‌ای", "طرح اشلیفن", "بلژیک", "امپراتوری بریتانیا", "دودمان هابسبورگ", "دودمان هوهن‌تسولرن", "دودمان رومانوف", "امپراطوری عثمانی", "روسیه تزاری", "بند گناه", "معاهده ورسای", "نازیسم", "جنگ جهانی دوم", "ایتالیا", "ژاپن", "فاشیسم", "حمله ژاپن به منچوری", "انقلاب روسیه (۱۹۱۷)", "چین", "کوبا", "سوسیالیسم", "شوروی", "ابرقدرت", "جنگ سرد", "آمریکا", "امپراتوری عثمانی", "ترکیه", "امپراتوری اتریش-مجارستان", "چکسلواکی", "یوگسلاوی", "لهستان", "امپراطوری اتریش - مجارستان", "بلغارستان", "جمهوری سوم فرانسه", "ایالات متحده آمریکا", "رومانی", "کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹)", "وحدت آلمان", "ویلهلم یکم", "پروس", "اتو فون بیسمارک", "اتریش", "ویلهلم یکم، امپراتور آلمان", "دوک‌نشین", "شلسویگ-هولشتاین", "لونبورگ", "دانمارک", "وین", "ناپلئون", "آلزاس", "لورن", "انتقام‌گرایی", "فرانکفورت", "الکساندر دوم", "زمستان", "پیمان سن استفانو", "کنگرهٔ برلین", "مدیترانه", "کنگره برلین", "الجزیره", "مراکش", "آفریقا", "بالکان", "ایران", "ترانسوال", "مسکو", "طرابلس", "یونان", "مونته‌نگرو", "مارشال فن بی براشتاین", "میان‌رودان", "پوتسدام", "راه‌آهن", "خانقین", "استانبول", "بغداد", "رقابت تسلیحاتی نیروی دریایی انگلستان و آلمان", "بوسنی", "معاهده لندن", "هلند", "اسکاندیناوی", "تنگه بسفر", "نبرد گالیپولی", "مصطفی کمال آتاترک", "ترن‌تین", "تیرول", "ترئیست", "ایستریا", "دالاسی", "آلبانی", "دریای آدریاتیک", "پرتغال", "سوئیس", "اسپانیا", "دریای چین", "عهدنامه برست-لیتوفسک", "فنلاند", "استونی", "لیتوانی", "لتونی", "پیمان بخارست، ۱۹۱۸", "جنگ زیردریایی", "وودرو ویلسون", "مکزیک", "تلگراف زیمرمن", "نیومکزیکو", "تگزاس", "آریزونا", "معاهده گوادالوپ", "رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا", "کنگره ملت‌های محروم تحت سلطه اتریش-مجارستان", "دبروجه", "متارکه مودروس", "۲۸ ژوئن", "کاخ ورسای", "پاریس", "لرن", "کریدور لهستان", "گدانسک", "شلزویگ", "آنشلوس", "راین‌لند", "کامرون", "توگو", "آفریقای شمالی", "کشتی (شناور)", "انگلستان", "قطار", "اتومبیل", "زغال سنگ", "الب", "اودر", "سار", "ارتش", "تانک", "زیردریایی", "سرباز", "اژدر", "پیمان سن ژرمن", "پیوست اتریش", "پیمان نیولی", "پیمان تریانون", "مجارستان", "توافق‌نامه سایکس–پیکو", "معاهده سور", "عرب", "آسیای صغیر", "دودکانس", "رودس", "دریای اژه", "بسفر", "ناحیه آناتولی شرقی", "موصل", "پیمان لوزان", "ترکان جوان", "نسل‌کشی", "مردم ارمنی", "تبعید", "نسل‌کشی آشوریان", "نسل‌کشی یونانیان", "کشتار درسیم", "قاجار", "قحطی بزرگ ایران (۱۲۹۸–۱۲۹۶)", "شیخ حسین خان چاه کوتاهی", "رئیس علی دلواری", "خالو حسین بردخونی", "دلیران تنگستان", "استان بوشهر", "نبرد جهاد", "خوزستان", "صولت الدوله قشقایی", "ناصر دیوان کازرونی", "آیت الله", "سید عبدالحسین لاری", "قم", "اصفهان", "اراک", "کرمانشاه", "گارد ملی", "دولت ملی", "نظام‌السلطنه", "رضا قلی خان مافی", "خلیج فارس", "توماس ادوارد لورنس", "نامه", "کارت پستال", "اتریش - مجارستان", "کنگره وین", "نظم نوین جهانی (سیاست)", "توازن قوا", "کنسرت اروپا", "دوبلین", "ایرلند", "عید پاک", "ارتش جمهوریخواه ایرلند", "ایرلند جنوبی", "ایرلند شمالی", "منطقه رور", "دلار آمریکا", "مارک آلمان", "فرانک ب. تایپتون", "رابرت آلدریچ (مورخ)", "کریم پیرحیاتی", "انتشارات علمی و فرهنگی", "موسولینی", "آدولف هیتلر", "رایش سوم", "۱ اوت", "۲ اوت", "لوکزامبورگ", "۳ اوت", "۴ اوت", "۱۰ اوت", "۱۲ اوت", "۲۳ اوت", "سپتامبر", "۹ اکتبر", "محاصره آنتورپ", "۲۹ اکتبر", "۲ نوامبر", "اعلان جنگ", "۵ نوامبر", "۱۹۱۵ (میلادی)", "۲۴ آوریل", "نسل‌کشی ارمنی‌ها", "۲۵ آوریل", "گالیپولی", "۲۶ آوریل", "پیمان لندن", "۲۳ می", "۱۴ اکتبر", "۱۹۱۶ (میلادی)", "۹ مارس", "۲۷ اوت", "۲۸ اوت", "۱۹۱۷ (میلادی)", "۱۶ ژانویه", "ایالات متحده", "۶ آوریل", "۲۷ ژوئن", "نیروهای متفقین", "۱۴ اوت", "جمهوری چین", "۲۶ اکتبر", "برزیل", "۷ دسامبر", "صلح", "خط دفاعی ماژینو", "جنگ لهستان-شوروی", "مطبوعات جنگ جهانی اول", "پرتغال در جنگ جهانی اول", "هواپیما در جنگ جهانی اول", "نقش زنان در جنگ‌های جهانی", "استفاده از گازهای شیمیایی در جنگ جهانی اول", "نیروهای محور", "فهرست نبردهای جنگ جهانی اول", "بخش فارسی بی‌بی‌سی", "یورونیوز" ]
[ "جنگ جهانی اول", "تاریخ اتریش-مجارستان", "تاریخ صربستان", "تاریخ نوین ایتالیا", "تاریخچه ایالات متحده آمریکا (۱۸۶۵-۱۹۱۸)", "جمهوری سوم فرانسه", "جنگ‌های آفریقای جنوبی", "جنگ‌های آلمان", "جنگ‌های اتریش", "جنگ‌های ارمنستان", "جنگ‌های استرالیا", "جنگ‌های امپراتوری عثمانی", "جنگ‌های ایالات متحده آمریکا", "جنگ‌های ایتالیا", "جنگ‌های ایرلند", "جنگ‌های با شرکت ایتالیا", "جنگ‌های برزیل", "جنگ‌های بریتانیا", "جنگ‌های بلژیک", "جنگ‌های بلغارستان", "جنگ‌های پاناما", "جنگ‌های پرتغال", "جنگ‌های تایلند", "جنگ‌های تایوان", "جنگ‌های جمهوری آذربایجان", "جنگ‌های چکسلواکی", "جنگ‌های رودزیا", "جنگ‌های روس و ترک", "جنگ‌های روسیه", "جنگ‌های رومانی", "جنگ‌های ژاپن", "جنگ‌های سری لانکا", "جنگ‌های سودان", "جنگ‌های صربستان", "جنگ‌های فرانسه", "جنگ‌های کاستاریکا", "جنگ‌های کانادا", "جنگ‌های کرواسی", "جنگ‌های کره", "جنگ‌های کوبا", "جنگ‌های گواتمالا", "جنگ‌های لیبریا", "جنگ‌های مالت", "جنگ‌های مجارستان", "جنگ‌های مونته‌نگرو", "جنگ‌های نپال", "جنگ‌های نیکاراگوئه", "جنگ‌های نیوزیلند", "جنگ‌های هائیتی", "جنگ‌های هند بریتانیا", "جنگ‌های هندوراس", "جنگ‌های یونان", "دوره ادواردیان", "ستیزه‌های جهانی", "صربستان در دهه ۱۹۱۰ (میلادی)" ]
1,717
ذرات آلفا
0
96
0
[ "ذره آلفا", "اشعه آلفا", "پرتو آلفا", "پرتوهای آلفا", "ذرات الفا", "پرتوی آلفا", "اشعه الفا", "اشعهٔ آلفا", "اشعهٔ الفا", "ذره الفا", "ذرهٔ آلفا", "ذرهٔ الفا", "پرتو الفا", "پرتوهاي آلفا", "پرتوهای الفا", "پرتوي آلفا", "پرتوی الفا", "پرتوهاي الفا", "پرتوي الفا" ]
false
47
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ذرات آلفا در فیزیک از دو پروتون و دو نوترون دارای پیوند با هم (مشابه هسته هلیوم) تشکیل شده‌است. تاریخچه ذرات آلفا را در ابتدا به عنوان کم نفوذترین تابش‌هایی که از مواد طبیعی گسیل می‌شوند، شناسایی کردند. در سال ۱۹۰۳ ارنست رادرفورد نسبت بار به جرم آن‌ها را با استفاده از انحراف ذرات آلفایی حاصل از فروپاشی رادیوم در میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی تعیین کرد. علی‌رغم مشکل بودن این آزمایش‌های اولیه، نتیجه رادرفورد ۲۵ درصد بیش از مقدار پذیرفته شده فعلی بود و در سال ۱۹۰۹ رادرفورد نشان داد همانطور که حدس زده می‌شد ذرات آلفا واقعا از هسته‌های هلیوم تشکیل شده‌اند. دید کلی یک نگاره از جدا شدن ذره آلفا از هسته یک اتم سنگین ساختمان این ذره پرانرژی که معمولا از هسته‌های سنگین ناپایدار خارج می‌شود، مشابه هسته هلیوم طبیعی یعنی دارای دو ذره پروتون و دو ذره نوترون است. جرم آن کمی بیش از چهار واحد جرم اتمی و حامل دو بار الکتریکی مثبت است. هسته ناپایداری که از خود پرتو آلفا ساطع می‌کند و تبدیل به هسته دختری می‌شود که عدد اتمی آن دو عدد و عدد جرمی آن ۴ عدد کمتر از اعداد اتمی و جرمی هسته مادر است. منشا تولید ذرات آلفا در هسته‌های سنگین آهنگ افزایش نیروی دافعه کولنی از نیروی بستگی هسته بر حسب افزایش z بیشتر می‌شود و عامل اصلی گسیل آلفا زا بر اساس دافعه کولنی می‌باشد. ذره آلفا ساختار پایدار و مقیدی دارد و در مقایسه با اجزای تشکیل دهنده آن جرمی نسبتا کم دارد. در مقایسه با ذرات دیگر واپاشی خودبه‌خودی از لحاظ انرژی فقط برای ذره آلفا امکان‌پذیر است. یون‌سازی پرتو آلفا پرتو آلفا ضمن عبور از درون اتم‌ها آن‌ها را یونیزه یا تحریک می‌کند و در این عمل هر بار مقداری از انرژی خودش را از دست می‌دهد. به علت سنگین و پر انرژی بودن، ذره آلفا مجبور است که در طول مسیر کوتاهش همه انرژی خود را از دست بدهد. یعنی شدت یونسازی آن خیلی زیاد است. برای بیان کمیت شدت یونسازی، یونسازی ویژه تعریف شده‌است که آن تعداد از یون‌هایی است که در هر سانتیمتر از طول مسیر پرتو بوجود می‌آید. مقدار یونسازی ویژه هر پرتو تابع درجه حرارت محیط و انرژی و سرعت پرتوها است. چون در طول مسیر به مرور از سرعت و انرژی پرتو کاسته می‌شود لذا میزان یونسازی ویژه آن در ابتدا و در انتهای مسیر تفاوت زیادی دارد. در حقیقت علت این امر احتمال برخورد کمتر در سرعت‌های زیاد و احتمال بیشتر در سرعت‌های کمتر است. جذب و آشکارسازی پرتو آلفا قدرت نفوذ پرتوهای آلفا بسیار کم است. به‌طوری‌که برد پرانرژی‌ترین آن‌ها در هوا از چندین سانتیمتر تجاوز نمی‌کند. برای مثال مقدار آن در آب فقط به حدود چند میکرون است. اگر منبع رادیواکتیو پخش‌کننده پرتوهای آلفا در نقطه‌ای قرار داده شود و در مقابل آن آشکار ساز مناسبی که به دستگاه شمارنده‌ای وصل است گذراده شود ملاحظه می‌شود که تا مدتی با افزایش فاصله بین منبع تشعشع و دتکتور، تعداد پرتوهایی که در فاصله زمانی مشخص به بعد از این تعداد به سرعت کاسته می‌شود و نهایتا به صفر می‌رسد. علت این است که چون پرتوهای آلفای ناشی از یک نوع منبع هم انرژی بوده و جرم آن‌ها زیاد است. لذا طول مسیرشان یکسان و بطور مستقیم است. ولی به علت اینکه هر ذره بطور مستقل انرژی خودش را از دست می‌دهند، لذا انرژی همه آن‌ها در آخر مسیر یکسان نمی‌باشد و برد بعضی از آن‌ها شدت جذب آن‌ها در محیط تحت تابش را حساب کرد. آشکار ساز ذرات آلفا بسیار کوچک است شمارنده‌ها باید دارای دریچه خیلی نازک باشند انرژی ذرات آلفای چشمه‌های رادیو بین ۴ تا ۱۰Mev است. بنابراین ضخامت دریچه اگر کمی کوچک‌تر از برد ذرات آلفا با انرژیهای ۴Mev باشد. برای آشکارسازی آلفا مناسب خواهد بود. اگر اشعه بتواند وارد حجم حساس آشکارساز گایگر مولر شود شمرده خواهد شود. بدین ترتیب شمارنده‌های گایگر تقریبا دارای کارایی یا راندمان ۱۰۰ درصد برای انرژیهای معمول می‌باشند. به هر حال این کارایی وقتی بدست می‌آید که چشمه بتواند در داخل شمارنده قرار داده می‌شود. حتی در چنین حالتی باید تصحیح مربوط به اثرات دیواره باید انجام شود. توماس رویدز ارنست رادرفورد واپاشی آلفا
[ "هلیوم", "۱۹۰۳(میلادی)", "ارنست رادرفورد", "رادیوم", "الکتریکی", "مغناطیسی", "۱۹۰۹ (میلادی)", "پروتون", "نوترون", "بار الکتریکی", "عدد اتمی", "اعداد اتمی", "سانتیمتر", "درجه حرارت", "رادیواکتیو", "آشکار ساز", "توماس رویدز", "واپاشی آلفا" ]
[ "انرژی هسته‌ای", "پرتوزایی", "تابش", "تابش یوننده", "هلیم" ]
1,718
لینتس
2
109
0
[ "لينتز", "لینتز", "لينتس", "لينز", "لینز" ]
false
85
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "Linz" }, { "Item1": "image_coa", "Item2": "Wappen Linz.svg" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Map at linz.png" }, { "Item1": "image_photo", "Item2": "Linz, Hauptplatz.jpg" }, { "Item1": "imagesize", "Item2": "267px" }, { "Item1": "image_caption", "Item2": "View of Hauptplatz, Linz" }, { "Item1": "state", "Item2": "[[اوبراسترایش]]" }, { "Item1": "district", "Item2": "Statutory city" }, { "Item1": "popkey", "Item2": "40101" }, { "Item1": "area", "Item2": "96.048" }, { "Item1": "demonym", "Item2": "Linzer" }, { "Item1": "elevation", "Item2": "266" }, { "Item1": "lat_deg", "Item2": "48" }, { "Item1": "lat_min", "Item2": "18" }, { "Item1": "lon_deg", "Item2": "14" }, { "Item1": "lon_min", "Item2": "17" }, { "Item1": "postal_code", "Item2": "4010, 402x, 4030, 404x" }, { "Item1": "area_code", "Item2": "0732, 070" }, { "Item1": "mayor", "Item2": "Klaus Luger ([[حزب سوسیال‌دموکرات اتریش]])" }, { "Item1": "list_of_mayors", "Item2": "List of mayors of Linz" } ], "Title": "Town AT" }
لینز سومین شهر از نظر جمعیت در کشور اتریش است. جغرافیا این شهری است با جمعیت ۲۰۰،۰۰۰ در شمال شرقی اتریش واقع بر کرانه رود دانوب. این شهر مرکز ایالت اتریش شمالی (Oberösterreich) است. تاریخچه لینتز را رومی‌ها بنیاد کردند و آن را لنتیا می‌نامیدند. آدولف هیتلر در شهر لینتز به دبیرستانی به نام دبیرستان فادینگر (Fadingergymnasium) می‌رفت. شهر لینتس در سال ۲۰۰۹ میلادی، پایتخت فرهنگی اروپا بود. طرح تبدیل این شهر به یک مرکز فرهنگی، طرحی تازه نیست بلکه آدولف هیتلر، پیشوای آلمان نازی، در زمان جنگ جهانی دوم، درنظر داشت تا شهر لینتس یکی از پنج «شهر پیشوا در رایش سوم» باشد. به عنوان 41 مین دانشگاه برتر در بین 100 دانشگاه برتر دارای عمر زیر 50 سال ، انتخاب شد. این دانشگاه پنجمین بهترین دانشگاه در بین دانشگاه‌های آلمانی زبان است. چشم‌انداز لینتز از کوه پوستلینگ‌برگ.
[ "اوبراسترایش", "حزب سوسیال‌دموکرات اتریش", "اتریش", "دانوب", "رومی", "آدولف هیتلر", "۲۰۰۹ (میلادی)", "پایتخت فرهنگی اروپا", "آلمان نازی", "جنگ جهانی دوم" ]
[ "لینتس", "پایتخت‌های فرهنگی اروپا", "شهرها و شهرک‌ها در اوبراسترایش", "شهرها و شهرک‌های اتریش", "شهرهای دانشگاهی در اتریش", "شهرهای رودگذر", "شهرهای کرانه دانوب", "مناطق مسکونی در دانوب", "هولوکاست در اتریش" ]
1,720
مونیخ
2
1,036
0
[ "مونيخ" ]
false
962
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "Name", "Item2": "Munich" }, { "Item1": "German_name", "Item2": "München" }, { "Item1": "image_photo", "Item2": "Munchen collage.jpg" }, { "Item1": "imagesize", "Item2": "300px" }, { "Item1": "type", "Item2": "City" }, { "Item1": "Wappen", "Item2": "Muenchen Kleines Stadtwappen.svg" }, { "Item1": "image_flag", "Item2": "Flag of Munich (striped).svg" }, { "Item1": "lat_deg", "Item2": "48" }, { "Item1": "lon_deg", "Item2": "11" }, { "Item1": "lon_min", "Item2": "۳۴" }, { "Item1": "Bundesland", "Item2": "Bavaria" }, { "Item1": "Regierungsbezirk", "Item2": "Upper Bavaria" }, { "Item1": "Landkreis", "Item2": "urban" }, { "Item1": "Höhe", "Item2": "۵۱۹" }, { "Item1": "Fläche", "Item2": "۳۱۰٫۴۳" }, { "Item1": "Einwohner", "Item2": "۴۳۴۰۸۳۲" }, { "Item1": "Stand", "Item2": "۲۰۱۴-۰۲-۲۸" }, { "Item1": "pop_urban", "Item2": "۲۶۰۶۰۲۱" }, { "Item1": "PLZ", "Item2": "۸۰۳۳۱–۸۱۹۲۹" }, { "Item1": "PLZ-alt", "Item2": "۸۰۰۰" }, { "Item1": "Vorwahl", "Item2": "۰۸۹" }, { "Item1": "Gemeindeschlüssel", "Item2": "۰۹ ۱ ۶۲ ۰۰۰" }, { "Item1": "LOCODE", "Item2": "DE MUC" }, { "Item1": "Gliederung", "Item2": "[[25 boroughs]]" }, { "Item1": "Adresse", "Item2": "Marienplatz 880331 München" }, { "Item1": "Bürgermeister", "Item2": "[[Dieter Reiter]]" }, { "Item1": "Bürgermeistertitel", "Item2": "Oberbürgermeister" }, { "Item1": "Partei", "Item2": "SPD" }, { "Item1": "ruling_party1", "Item2": "CSU" }, { "Item1": "ruling_party2", "Item2": "SPD" }, { "Item1": "year_of_first_mention", "Item2": "۱۱۵۸" } ], "Title": "German location" }
مونیخ () بر روی رود ایسار و شمال کوه آلپ قرار گرفته‌است. مونیخ سومین شهر بزرگ آلمان پس از برلین و هامبورگ است. ۱،۳۳۰،۴۴۰ میلیون نفر در این شهر زندگی می‌کنند و مساحت این شهر۳۱۰٫۴۳ کیلومتر مربع است و مرکز ایالت بایرن است. مونیخ میزبان بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۷۲ بود. مونیخ شهری ثروتمند است که دارای جاذبه‌های بسیاری است. مراکز دیدنی، جشن‌ها (به‌ویژه جشن اکتبر)، امکانات و برنامه‌های فرهنگی باعث شده‌است تا این شهر را در رتبه چهارم بهترین شهرهای دنیا برای زندگی قرار دهد. تاریخچه تاریخ مونیخ طبق مدارک ثبت شده در آوگسبورگ به سال ۱۱۵۸ تخمین زده شده‌است که در زمان گوئلف هنری لیون دوک ایالت زاکسن و بایرن بود که یک پل روی رودایسار که پلی برای گرفتن عوارض نمک بود ساخته شد. بعد از دو دهه در سال ۱۱۷۵ مونیخ اهمیت اجتماعی به دست آورد؛ و در سال ۱۱۸۰ بعد از محاکمه هنری لیون اوتو ویتلز باخ اول دوک شد که سلسله ویتلز باخ را تاسیس کرد. درسال ۱۲۴۰ مونیخ به دست ویتلز باخ دوم رسید و در سال ۱۲۵۵ وقتی بایرن به دو بخش تقسیم شد مونیخ در بایرن شمالی قرار گرفت. دوک لوئیس چهارم در سال ۱۳۱۴ پادشاه آلمان شد و در سال ۱۳۲۸ او به عنوان امپراتور رومن مقدس تاجگذاری کرد. او با اهدا کردن انحصار فروش نمک موقعیت این شهر را قویتر ساخت. مونیخ در اواخر قرن ۱۵ از تظر هنر توسعه زیادی یافت که تالار و کلیسا جامع مونیخ از آثار این دوره‌است. وقتی بایرن دوباره به هم پیوست مونیخ پایتخت هنری و سیاسی بایرن شد و تحت تاثیر تصمیمات درباریان شد. در طی سده ۱۶ مونیخ مرکز ضداصلاحات و هنرهای دوره رنسانس شد. دوک ویلیام در سال ۱۵۸۹ هوفبرهاوس را ساخت که به منظور تولید آبجو از آن استفاده شود. در سال ۱۶۰۹ اتحادیه کاتولیک آلمان در مونیخ تاسیس شد. در سال ۱۶۲۳ و در طی جنگ سی ساله امرای انتخاباتی را تشکیل داد. در سال ۱۶۳۲ شهر به وسیله آدولف گوستاو دوم اشغال شد؛ و شهر در سال‌های ۱۶۳۴و ۱۶۳۵ بیماری طاعون شایع شد که یک سوم جمعیت مردند؛ و مونیخ از سال ۱۷۰۴ تا ۱۷۴۲ زیر سلطه دودمان هابسبورگ درآمد. در سال ۱۸۰۶ مونیخ مرکز ایالت پادشاهی مونیخ شد و بناها و دانشگاه‌های زیادی در آنجا ساخته شد. در آغاز جنگ جهانی اول زندگی در مونیخ بسیار مشکل بود چون که محاصره مونیخ شرایط را برای بدست آوردن غذا و سوخت مشکل کرد. در طی حمله نیروی هوایی فرانسه در سال۱۹۱۶ سه بمب در مونیخ منفجر شد و صدماتی بر شهر وارد کرد. بعد از جنگ شهر مرکز آشوب‌های سیاسی بود. در سال ۱۹۲۳ هیتلر و حامیان او در مونیخ جمع شدند و کودتای مونیخ را انجام دادند که تلاشی برای برانداختن حکومت وایمار و مصادره قدرت بود. این کودتا تاثیر چندان زیادی نداشت و در نتیجه باعث دستگیری هیتلر و فلج کردن حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان بود. در سال۱۹۳۳ مونیخ باردیگر مرکز قدرت نازی‌ها شد. مونیخ پایگاه اصلی گروه رز سفید بود. رز سفید گروهی متشکل از گروهی از دانش آموزان بود که هدفشان تشکیل جنبش مقاومت علیه فعالیت‌های نازی‌ها بود. شهر مونیخ در پایان جنگ به شدت ویران گشت. بعد از جنگ اوضاع مونیخ که در دست آمریکایی‌ها بود تا حدودی بهبود یافت و در زمره شهرهای مهم آلمان غربی درآمد. امروزه کیفیت زندگی در مونیخ بسیار خوب است و جز شهرهای مدرن دنیاست. جغرافیا مونیخ در دشت‌های بایرن شمالی قرار گرفته‌است و ۵۰ کیلومتر از کوه آلپ فاصله دارد و در فاصله ۵۲۰ متری از سطح دریا قرار گرفته‌است. مونیخ دارای آب و هوای بسیار دل‌انگیز و طبیعت بسیار زیبایی است. حمل و نقل مترو متروی مونیخ در سال ۱۹۷۱ تاسیس شده و هم‌اکنون دارای ۸ خط و ۹۶ ایستگاه می‌باشد. دوچرخه دوچرخه سواری حضور پررنگی در شهر دارد و به عنوان یک جایگزین خوب برای وسایل حمل و نقل موتوری به حساب می‌آید. خطوط ویژه دوچرخه در شهر گسترده شده‌اند و حتی در زمان برف و یخبندان نیز با نگهداری مناسب آماده استفاده هستند. دوچرخه سوارهای مونیخی به شجاعت یا حتی بی‌محابا بودن مشهور هستند. ازدیاد دوچرخه سواران، به خصوص در ماه‌های گرم سال، گاهی مورد استقبال رانندگان قرار نمی‌گیرد. دوچرخه سواران در صورت نبود خطوط ویژه، موظف هستند از خیابان عبور کنند. مسیرهای ویژه دوچرخه در کنار اکثر خیابان‌ها و پیاده‌روها دیده می‌شوند. در طراحی مسیرهای دوچرخه سعی شده مسیرها هر چه بیشتر ممتد و بدون توقف باشند. دوچرخه سواران موظف به رعایت قوانین مربوط به دوچرخه هستند که در تمام آلمان معتبر است. از جمله: برای نشان دادن قصد پیچیدن به چپ یا راست، به ترتیب دست چپ یا راست خود را به مدت چند ثانیه به صورت افقی رو به بیرون نگاه دارید. برای نشان دادن توقف، یکی از دست‌های خود را به صورت کامل رو به پایین نگاه دارید، به گونه‌ای که برای رانندگان و دوچرخه سواران پشت سر شما قابل دیدن باشد. محدودیت‌های سرعت ترافیک، شامل دوچرخه‌ها هم می‌شود. مسیرهای دوچرخه سواری به صورت پیش‌فرض یک‌طرفه هستند، و عبور از مسیر سمت راست خیابان مجاز است. مسیر دوطرفه، با استفاده از تابلوی راهنما، مشخصا اعلام می‌شود. دوچرخه سواری در حالت مستی، یا در حال استفاده از گوشی تلفن همراه مجاز نیست. چراغ جلو و چراغ عقب قرمز برای ساعات تاریکی اجباری است. دوچرخه سواری در کنار یکدیگر فقط در صورتی که مزاحم عبور و مرور دیگران نباشد مجاز است. کودکان زیر ۸ سال بایددر پیاده‌رو دوچرخه‌سواری کنند و برای عبور از خیابان نیز باید از دوچرخه پیاده شوند. در صورتی که مسیر دوچرخه‌رو در پیاده‌رو تعبیه و جاسازی شده باشد، این کودکان می‌توانند از آن استفاده کنند. کودکان بین ۸ تا ۱۰ ساله بین پیاده‌رو و دوچرخه‌رو حق انتخاب دارند. نوجوانان و بزرگسالان به جز هنگام همراهی کودک، حق دوچرخه‌سواری در پیاده‌رو را ندارند. افراد بالای ۱۶ سال می‌توانند هنگام دوچرخه‌سواری یک کودک را در گاری متصل به دوچرخه یا روی صندلی کودک حمل کنند. کشتار مونیخ جشن اکتبر موزه آلمان فهرست شهرهای آلمان
[ "Boroughs of Munich", "Dieter Reiter", "رود ایسار", "آلمان", "برلین", "هامبورگ", "ایالت بایرن", "بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۷۲", "آوگسبورگ", "زاکسن", "بایرن", "سلسله", "نمک", "هنر", "ضداصلاحات", "رنسانس", "آبجو", "اتحادیه کاتولیک", "جنگ سی ساله", "امرای انتخاباتی", "دودمان هابسبورگ", "جنگ جهانی اول", "فرانسه", "هیتلر", "کودتای مونیخ", "وایمار", "حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان", "رز سفید", "کوه آلپ", "متروی مونیخ", "کشتار مونیخ", "جشن اکتبر", "موزه آلمان", "فهرست شهرهای آلمان" ]
[ "مونیخ", "شهرستان‌ها در بایرن", "شهرک‌های بایرن", "شهرهای بایرن", "شهرهای دانشگاهی آلمان", "شهرهای میزبان المپیک تابستانی", "مراکز ایالت‌ها در آلمان", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در سده ۱۲ (میلادی)" ]
1,721
اصل خوش‌ترتیبی
0
18
0
[ "اصل خوش ترتیبی", "اصل خوش‌ترتيبي", "اصل خوش ترتيبي", "قضیه خوشترتیبی", "قضيه خوشترتيبي" ]
false
11
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
بنا به اصل خوشترتیبی اعداد طبیعی هر زیرمجموعه غیر تهی از اعداد طبیعی عضو ابتدا دارد.همچنین اصل خوشترتیبی در اعداد صحیح وجود دارد وهر زیر مجموعه نا تهی از اعداد صحیح دارای کوچک‌ترین عضو است. بنا به اینکه اعداد طبیعی را در چه دستگاهی تعریف میکنیم,این ویژگی(خوش ترتیب بودن)اعداد طبیعی ممکن است یک "اصل" ویا یک "قضیه" باشد.برای مثال: در "دستگاه پئانو" //en.wikipedia.org/wiki/Second-order_arithmetic اصل خوش ترتیبی اعداد طبیعی از "اصل" استقرای ریاضی نتیجه میشود.
[ "اعداد طبیعی", "اعداد صحیح", "//en.wikipedia.org/wiki/Second-order_arithmetic" ]
[ "نظریه مجموعه‌ها", "اصل‌ها" ]
1,722
الگوریتم تقسیم
0
18
0
[ "الگوريتم تقسيم" ]
false
8
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
به ازای اعداد صحیح a و b که b مخالف صفر باشد، اعداد صحیح یکتایی مانند q و r وجود دارند به طوریکه: (در این تعریف، q را خارج قسمت، r را باقی‌مانده، a را مقسوم و b را مقسوم‌علیه می‌نامند) اثبات در واقع در اثبات قضیه، مجموعه {a−|b|q>0:q∈Z{a−|b|q>0:q∈Z را در نظر میگیریم و نشان می‌دهیم که غیر تهی است و دارای کوچکترین عضو است و کوچکترین عضو آن را با rr نمایش می‌دهیم. یعنی به ازای عددی صحیح qq داریم r=a−b|q|r=a−b|q| . اگر r>|b|r>|b| در اینصورت r−b=a−b(q+1)r−b=a−b(q+1) که بنابر تعریف عضوی از مجموعه‌ی بالا است. اما r−|b|<rr−|b|<r که این با کوچکترین عضو بودن rr در تناقض است. پس باید r≤|b|r≤|b| . برای دومی هم فرض کنیم که یکتا نباشند یعنی a=bq+r0≤r<|b| a=bq+r0≤r<|b| a=bq′+r′0≤r′ r در اینصورت r′−r=|b|(q−q′)r′−r=|b|(q−q′) یعنی |b b (q−q′)=0 و چون b≠0b≠0 پس q−q′=0q−q′=0 لذا q=
[ "اعداد صحیح", "خارج قسمت", "باقی‌مانده", "مقسوم", "مقسوم‌علیه" ]
[ "تقسیم", "حساب", "قضیه‌ها در نظریه اعداد", "قضیه‌های ریاضی" ]
1,723
دیوان البسه
6
17
0
[ "ديوان البسه" ]
false
1
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "عنوان", "Item2": "دیوان البسه" }, { "Item1": "نویسنده", "Item2": "نظام‌الدین محمود قاری یزدی" }, { "Item1": "زبان", "Item2": "[[زبان فارسی]]" }, { "Item1": "ناشر فارسی", "Item2": "مطبعه ابوالضیا" }, { "Item1": "محل انتشارات", "Item2": "[[قسطنطنیه]]" }, { "Item1": "تاریخ نشر", "Item2": "۱۳۰۳-۱۳۰۴" }, { "Item1": "صفحه", "Item2": "۲۱۶" } ], "Title": "کتاب" }
دیوان البسه دیوانی طنزآمیز به زبان پارسی است که در آن از واژگان رایج در میان جامه دوزان و بافندگان سده ۹ هجری قمری (سده ۱۵ (میلادی)) ایران بهره گرفته شده‌است. نویسنده این دیوان مولانا محمود نظام الدین قاری یزدی است. این دیوان در سال ۱۳۰۳–۱۳۰۴ از سوی میرزا حبیب اصفهانی در استانبول به چاپ رسید و در ۱۳۵۹ (خورشیدی) در تهران بازچاپ شد. دیوان البسه وی گذشته از قطعات پراکنده مشتمل است بر منظومه اسرار ابریشم، جنگ نامه، مخیطنامه ورساله آرایش نامه و رساله تعریفات و رساله صد وعظ و نامه پشم با ابریشم. این دیوان در توصیف البسه، جامه‌ها و پوشیدنی‌ها است و به سبب ذکر نام انواع البسه و اصطلاحات مربوط به انواع پوشیدنی‌ها، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده و از لحاظ موضوعی در ادبیات فارسی بی‌نظیر است. «پارودی» یا نقیضه‌های نظام قاری، نوعی انقلاب در شعرعرفانی به حساب می‌آید. او با هوشیاری به دگرگون کردن زبان عرفانی ودرهم ریزی ساختار نوین زبان اجتماعی پرداخته است.
[ "زبان فارسی", "قسطنطنیه", "پارسی", "واژگان", "دیوان", "محمود نظام الدین قاری یزدی", "میرزا حبیب اصفهانی", "استانبول", "تهران" ]
[ "ادبیات فارسی", "کتاب‌های طنز" ]
1,724
میرزا حبیب اصفهانی
1
91
0
[ "ميرزا حبيب اصفهاني", "پدر دستور زبان فارسی", "پدر دستور زبان فارسي" ]
false
20
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "میرزا حبیب اصفهانی" }, { "Item1": "image", "Item2": "HabibEsfahaniIranian.jpg" }, { "Item1": "imagesize", "Item2": "200px" }, { "Item1": "birth_date", "Item2": "۱۸۳۵" }, { "Item1": "birth_place", "Item2": "[[بن (چهارمحال و بختیاری)]]" }, { "Item1": "death_date", "Item2": "۱۸۹۳" }, { "Item1": "death_place", "Item2": "[[بورسا]]، [[امپراتوری عثمانی]]" }, { "Item1": "resting_place", "Item2": "[[بورسا]]، [[ترکیه]]" } ], "Title": "person" }
میرزا حبیب دستان بنی ادیب، روشنفکر، مترجم و شاعر ایرانی قرن سیزدهم هجری، از پیشگامان تحول در نثر و ترجمه و دستور زبان فارسی؛ و به اعتباری بنیانگذار و پدر دستور زبان فارسی محسوب می‌شود. زندگی میرزا حبیب اصفهانی (دستان بنی) در سال ۱۲۵۰ هجری قمری در خانواده‌ای روستایی و کاتب درروستای بن از توابع اصفهان هم‌اکنون بن (اکنون مرکز شهرستان بن در استان چهارمحال و بختیاری) به دنیا آمد. خود وی در مقدمه یکی از کتابهایش اصلیتش را به منطقه قره باغ در آذربایجان می‌رساند. وی بعلت اینکه از روستای تابع استان اصفهان قدیم (شامل اصفهان یزد و بختیاری) بوده‌است بنام اصفهانی در دوره حیات مشهور گردیده‌است ولی در این اواخر سعی بر تغییر نام نمودند که در مراسم گرامیداشتش در دانشگاه شهرکرد بعضی از مدعووین که با تغییرنام ایشان مواجه شدند جلسه گرامیداشت را ترک نمودند. وی جدیدا از سوی افراد محلی «میرزا حبیب بنی» و «میرزا حبیب دستان بنی» نامیده شده‌است که البته ضبط نام وی به این شکل در متون قاجاری و بعد از آن سابقه ندارد. وی به سبب اقامت طولانی در استانبول، نزد ترکها به «حبیب‌افندی» و «میرزاحبیب‌افندی» شهرت یافته‌است تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش، بن، به پایان برد و به قصد ادامه تحصیل به تهران و بغداد سفر کرد و در این دو شهر چند سالی به تحصیل مشغول بود. گفته‌اند که در بغداد ادبیات، فقه و اصول و چند زبان آموخته و به محفلهای تبعیدیان و ناراضیان سیاسی آمد و رفت داشته‌است. میرزا حبیب اصفهانی پس از بازگشتن به تهران، با روشنفکران و به‌ویژه با میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله حشر و نشر داشته‌است. در تهران به لامذهبی، دهریگری و بی‌دینی و بابی‌گری متهم شد. این نکته آشکار است که میرزا حبیب در سلک دگراندیشان زمان خود بود و حکومت وقت دیدگاه‌های انتقادی آنان را می‌شناخت و فعالیتهایشان را زیرنظر داشت. کتابچه‌ای در مذمت میرزا محمدخان سپهسالار صدراعظم مخفیانه نشر دادند که وی را در آن سخت هجو کرده بودند. میرزا حبیب به اتهام نوشتن این کتابچه تحت تعقیب قرار گرفت و در ۱۲۸۳ از ایران گریخت. میرزا حبیب حدود سی سال بازمانده عمر خود را در استانبول از راه خدمت در وزارت معارف عثمانی، تدریس در معلم‌خانه ایرانیان و مراکز دیگر گذراند. عثمانی در آن زمان نهضت تنظیمات را از سر گذرانده بود و استانبول از فعال‌ترین شهرهای اسلامی قرن نوزدهم در اخذ تمدن اروپایی و تشکیل نهادهای مدنی و از مهم‌ترین مراکز تجمع ایرانیان دگراندیش، ناراضی و مخالف دولت و محل انتشار جراید مختلف بود. جرگه‌ای از ایرانیان روشنفکر هم در استانبول تشکیل شده بود که میرزا حبیب به آن محفل و نیز به محافل تجددخواهان رفت‌وآمد داشت و از طریق آنها با فرهنگ و تمدن غربی آشنا شد. ظاهرا میرزا آقاخان کرمانی دو سال در منزل میرزا حبیب ساکن بوده و نوشته‌های او را به اصطلاح امروزی ویرایش می‌کرده‌است. این دو با شیخ احمد روحی نیز دوستی و همکاری داشته‌اند. میرزا حبیب در استانبول دوبار ازدواج کرد و یکی از همسرانش چرکس بود. از این دو زن صاحب سه پسر به نامهای کمال، جمال و جلال شد. زندگی میرزا حبیب در استانبول با فراز و فرود همراه بود و حتی یک بار مغضوب مقامات عثمانی گشت و مدتی کار خود را از دست داد. برخی اشارات هم حاکی است که در اواخر عمر کاملا از شر و شور جوانی افتاده و با مقامات سیاسی سفارت ایران در باب عالی نشست و برخاست داشته‌است. روزنامه اختر که میرزا حبیب هم با آن همکاری داشته، ظاهرا وسیله مناسبی برای جلب و جذب مخالفان سیاسی ایران در عثمانی بوده‌است. میرزا حبیب در آستانه شصت سالگی به بیماری سختی دچار شد و برای معالجه با آبهای معدنی به بورسه رفت، اما مداوا نشد و در همان‌جا درگذشت و مدفون شد. تاریخ مرگ وی را ۱۳۱۱/۱۸۹۳ و ۱۳۱۲/۱۸۹۴ ذکر کرده‌اند. آثار میرزا حبیب اصفهانی را پیشگام تدوین دستور زبان امروزی برای زبان فارسی دانسته‌اند. او نخستین کسی است که کلمه «دستور» را با عنوان کتابی درباره قواعد زبان فارسی به‌کار برده و این قواعد را از عربی جدا و آنها را از دایره تقلید از صرف و نحو عربی بیرون برده‌است. براساس اطلاعات موجود، او نخستین کسی بوده که اجزای کلام را در زبان فارسی بررسی و طبقه‌بندی کرده‌است، هرچند که خود را مبتکر این طبقه‌بندی نمی‌داند. میرزا عبدالعظیم خان قریب از الگوی او پیروی کرده‌است. دستور سخن (استانبول ۱۲۸۹)، دبستان فارسی (استانبول ۱۳۰۸)، خلاصه رهنمای فارسی (استانبول ۱۳۰۹) و رهبر فارسی (استانبول ۱۳۱۰) کتابهایی است که میرزا حبیب برای آموزش دستور زبان فارسی تالیف کرده‌است. تاثیر چشمگیر میرزا حبیب در تحول نثر جدید فارسی، به ویژه با ترجمه سه اثر نمایان است: حاجی بابای اصفهانی، سرگذشت ژیل بلاس (نوشته لساژ) و گزارش مردم‌گریز (ترجمه منظوم از اثر مولیر). ترجمه هر سه اثر به گونه‌های مختلف دیدگاه انتقادی از وضع اجتماعی و سیاسی موجود را در میان خوانندگان ایجاد می‌کرد و طبعا حکومت مستبد قاجار و نیز حکومت خودکامه عثمانی، که در آن زمان تحرکات اجتماعی تازه را زیر فشار قرار داده بود، با ترویج این نوع ادبیات حاوی دیدگاه‌های انتقادی موافق نبودند. انتساب میرزا حبیب به جنبشهای دگراندیشانه درون جامعه عثمانی می‌توانست پیامدهای پیش‌بینی نشده‌ای برای وی داشته باشد، شاید به همین علت باشد که نامش روی شماری از آثارش ذکر نشده‌است. از مقایسه این سه ترجمه، پیشگامی میرزا حبیب در ترجمه معاصر فارسی و دستاورد او در این کار پیداست: اتخاذ روشی سنجیده و آمیخته با ذوق هنری در ترجمه‌هایی که گاه کاملا دقیق و لفظ به لفظ، و گاه آزاد، که نشانه چیره‌دستی او در نثر فارسی و وقوف زیرکانه به اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی زمان است. تسلط میرزا حبیب به چند زبان و به اصطلاحات، تعبیرها، حکایتها، مثلها و ظرایف زبانی و لحنی، قدرت طنز و هزل، طبع توانای شاعری و قدرت قافیه‌سازی و سجع‌سازی و استفاده هنرمندانه از وزن کلام و آهنگ واژه‌ها، جایگاه وی را در ترجمه فارسی در مرتبه کم‌مانندی قرار داده‌است. همایش بزرگداشت «میرزا حبیب دستان‌بنی» در مرداد ۱۳۷۹ در شهرکرد برگزار شد. ایرج افشار در یادداشتی در همان زمان به تغییر نام میرزا حبیب و به نقض اصول در تغییر دادن بی‌مورد نام مشاهیری چون میرزا حبیب اصفهانی اعتراض کرد. پدر دستور زبان فارسی جلال همایی در مقاله‌ای در شماره‌های ۱، ۲، ۳ نشریه فرهنگستان ایران (فرهنگستان اول) که بعدها در مقدمه لغتنامه دهخدا جای گرفت، میرزا حبیب اصفهانی را کسی دانسته که سنگ بنای طرز قواعد و دستور زبان فارسی را بنا نهاد. به این اعتبار، می‌توان او را پدر دستور زبان فارسی شمرد.
[ "بن (چهارمحال و بختیاری)", "بورسا", "امپراتوری عثمانی", "ترکیه", "نثر", "زبان فارسی", "بن (شهرکرد)", "استان چهارمحال و بختیاری", "تهران", "بغداد", "میرزا ملکم خان", "میرزا محمدخان سپهسالار", "استانبول", "عثمانی", "میرزا آقاخان کرمانی", "شیخ احمد روحی", "اختر (روزنامه)", "میرزا عبدالعظیم خان قریب", "سرگذشت حاجی بابای اصفهانی", "ژیل بلاس", "شهرکرد", "ایرج افشار", "جلال همایی", "فرهنگستان ایران", "لغتنامه دهخدا" ]
[ "اهالی ایران در سده ۱۹ (میلادی)", "اهالی شهرکرد", "ایرانی‌های مهاجرت‌کرده به امپراتوری عثمانی", "درگذشتگان ۱۸۹۳ (میلادی)", "زادگان ۱۲۵۰ (قمری)", "زادگان ۱۸۳۵ (میلادی)", "شاعران سده ۱۹ (میلادی) اهل ایران", "شاعران مرد اهل ایران", "مترجمان اهل ایران" ]
1,725
کوئین
6
283
0
[ "گروه كوئين", "گروه کوئین", "کویین", "كوئين", "كويين" ]
false
132
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "کوئین" }, { "Item1": "background", "Item2": "group_or_band" }, { "Item1": "image", "Item2": "Queen_-_montagem.png" }, { "Item1": "caption", "Item2": "بالا: [[فردی مرکوری]], [[برایان می]] <br> پایین: [[راجر تیلور]], [[جان دیکن]]" }, { "Item1": "origin", "Item2": "[[لندن]]" }, { "Item1": "genre", "Item2": "[[موسیقی راک]]" }, { "Item1": "years_active", "Item2": "۱۹۷۰-تاکنون" }, { "Item1": "current_members", "Item2": "* [[برایان می]]\n* [[راجر تیلور]]" }, { "Item1": "past_members", "Item2": "* [[فردی مرکوری]]\n* [[جان دیکن]]" } ], "Title": "musical artist" }
کوئین یک گروه راک بریتانیایی است. آهنگ‌های این گروه هنوز هم مورد علاقه دوستداران موسیقی است و از رادیوهای سراسر جهان شنیده می‌شود. فردی مرکوری اصالتا از خانواده‌ای پارسی‌تبار و زرتشتی مقیم هندوستان به نام‌های بومی وسارا بولسارا زاده شد. این خواننده هنرمند و پرطرفدار که بیش از دو دهه در عرصه موسیقی راک درخشید در پنجم سپتامبر سال ۱۹۴۶ میلادی در شهر زنگبار در کشور تانزانیای کنونی (که آن زمان مستعمره بریتانیا بود) متولد گردید. در ابتدا خانواده‌اش نام او را «فرخ» گذاشتند اما پس از آن و در شروع دوران خوانندگی‌اش به دلیل سختی تلفظ نامش برای طرفداران مجبور به تغییر نام از فرخ به «فردی» شد و نام خانوادگی‌اش را نیز به مرکوری تغییر داد. او در همان دوران کودکی و برای ادامه تحصیل به همراه خانواده‌اش به انگلستان مهاجرت کردند و پس از اتمام تحصیلات در رشته موسیقی و هنر به‌عنوان خواننده و ترانه‌نویس سبک موسیقی راک پا به این عرصه نهاد. این خواننده بریتانیایی به شخصیت گوتیگ‌وار و پرزرق‌وبرق و صدای قدرتمندش بر روی صحنه مشهور بود. گروه کوئین در سال ۱۹۷۱ در شهر لندن شکل گرفت. فردی مرکوری خواننده اصلی و پیانیست، برایان می‌گیتاریست، جان دیکن گیتاربیس و راجر تیلر به‌عنوان جازیست اعضای گروه را تشکیل می‌دادند. راجر و برایان قبل از پیوستن به گروه کوئین با گروه اسمایل همکاری می‌کردند. تاریخچه روزهای اولیه (۱۹۶۸–۱۹۷۴) در سال ۱۹۶۸، برایان می‌(گیتاریست) که دانشجوی کالج سلطنتی لندن بود به‌همراه تیم استافل (بیسیست) تصمیم به تشکیل گروهی گرفتند. می‌یک آگهی دست‌نویس را روی تابلوی اعلانات دانشکده برای جذب یک درامر نوشت. راجر تیلور جوان که دانشجوی دندانپزشکی بود این آگهی را مشاهده و پیشنهاد آن را قبول می‌کند. بدین ترتیب آن‌ها گروهی تشکیل داده و آن را اسمایل نامیدند. تیم استافل دوستی با نام فرخ بلسارا (کسی که نام انگلیسی‌اش فردی بود) را پس از مدتی به گروه معرفی کرد. فردی در ابتدا کمک‌هایی را به گروه می‌رساند اما بعدها تبدیل به یکی از اعضای ماندگار اسمایل شد. در سال ۱۹۷۰ تیم استافل به گروهی به نام «هامپی بانگ» پیوست و اعضای باقی‌مانده اسمایل به‌همراه فرخ بلسارا گروهی با نام کوئین تشکیل دادند. زمانی که از بلسارا درباره نام گروه پرسیدند او در پاسخ گفت: «خیلی سال پیش من این اسم را انتخاب کردم. این فقط یک نام است. همین! ولی خیلی باشکوه و عالی به نظر می‌رسد، یک اسم شناخته شده و جهانیست و در عین حال عامه‌پسند. هر جور تعبیر و تفسیری از آن ممکنه. یک اسم چندبعدی. البته قطعا نشاط و سرزندگی و صلابت اسم مد نظرم بوده ولی این تنها یک جنبه قضیه به حساب می‌آید."" گروه در ابتدای فعالیتش، چند نوازنده گیتار بیس را اخراج کرد. جای خالی یک بیسیست در گروه به قدری حس می‌شد که گروه را از ادامه فعالیت بسیار سست کرده بود. تا این که آن‌ها با جان دیکن آشنا شدند و در سال ۱۹۷۱ او را برای ضبط اولین آلبوم خود استخدام کردند. آن‌ها چهارتا از آهنگ‌های خود با نام «کذاب»، «اعتماد به نفست را حفظ کن»، «شب فرا می‌رسد» و «مسیح» را ضبط کردند و حال که دموی نوارها آماده شده بود، آن‌ها دنبال یک کمپانی برای ضبط آثارشان بودند. در این زمان بود که فردی نام خانوادگی خود را به مرکوری تغییر داد. ۲ ژوئیه ۱۹۷۱، کوئین نخستین نمایش خود ترکیب اصلی را در یک دانشگاه سوری خارج از لندن پشت سر گذاشت. لوگوی سنتی کوئین مدت کوتاهی قبل از انتشار نخستین آلبوم گروه، مرکوری با استفاده از دانش گرافیکی خود لوگوی گروه کوئین را طراحی کرد که تاج کوئین نام گرفت. لوگو با ترکیبی از نشانه‌های منطقهالبروج برای هر چهار عضو گروه طراحی شده بود؛ دو شیر برای برج اسد (دیکن و تیلور)، یک خرچنگ برای برج سرطان (می) و دو پری برای برج سنبله (مرکوری). دو شیر در سمت راست و چپ لوگو در حال به آغوش کشیدن حرف Q هستند و خرچنگ بالای حرف Q در حالی که شعله‌های آتش بر فرازش شعله‌ور هستند قرار دارد. دو پری هم در قسمت پایین این لوگو و زیر سایه دو شیر قرار گرفته‌اند. همچنین یک تاج بالای حرف Q قرار گرفته و یک ققنوس بر فرازش سایه افکنده است. نکته مهم اینجاست که این نماد بسیار شبیه به آرم سلطنتی بریتانیا می‌باشد. در سال ۱۹۷۳، بعد از وقفه‌هایی در کار گروه، کوئین اولین آلبوم خود را با تاثیر از هوی متال و پراگرسیو راک آن روزها منتشر کرد. آلبوم نقدهای خوبی را دریافت کرد؛ گوردون فلچر از رولینگ استون در خصوص آلبوم نوشت: «آلبوم ابتدایی آن‌ها بسیار خوب است.» و روزنامه دیلی هرالد شیکاگو هم این آلبوم را "آغازی بالاتر از حد میانی" توصیف کرد. آهنگ «اعتماد به نفست را حفظ کن» ساخته برایان می‌که آهنگ آغازین این آلبوم بود، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین کارهای این آلبوم شناخته شد و در سال ۲۰۰۸، رولینگ استون رتبه ۳۱ را در فهرست «۱۰۰ آهنگ برتر گیتار در تمام زمان‌ها» به این ترانه بخشید. این آلبوم موفق به دریافت گواهی‌نامه طلا در ایالات متحده و بریتانیا شد. دومین ال‌پی گروه، کوئین ۲، در سال ۱۹۷۴، با طرح «عکاس موسیقی راک» مایک راک برای طرح جلد روی این آلبوم منتشر شد. این عکس تبدیل به یکی از طرح‌های نمادین گروه شد و در موزیک ویدئوی ۱۹۷۵ گروه یعنی «راپسودی بوهمی» هم مورد استفاده قرار گرفت. آلبوم به رتبه پنجم در چارت بریتانیا دست یافت. تک‌آهنگ پایانی این آلبوم که توسط فردی مرکوری نوشته شده بود، در جایگاه دهم بریتانیا قرار گرفت و اولین موفقیت گروه را رقم زد. این آلبوم نقدهای مطلوب بسیاری را بیش از موفقیت آلبوم قبلی گروه دریافت کرد. همچنین این اولین آلبوم از سه آلبوم کوئین است که در کتاب ۱۰۰۱ آلبوم که شما باید پیش از مردن گوش کنید ثبت شد. حمله قلبی محض و شبی در اپرا (۱۹۷۴–۱۹۷۶) پس از شش روز اقامت گروه در نیویورک در ماه مه ۱۹۷۴، مشخص شد که برایان می‌دچار بیماری هپاتیت بوده‌است (او توسط یک سوزن آلوده در واکسیناسیون قبل از تور استرالیا به این بیماری مبتلا شده بود). بعد از عمل جراحی، زمانی که او در دوران نقاهت به سر می‌برد، تور بعدی گروه لغو شد. می‌از این شرایط بسیار ناراحت شد و از اعضای گروه می‌خواهد که شخص دیگری را جایگزینش کنند اما هیچ‌کدام از اعضای گروه چنین چیزی را نمی‌خواستند. بعد از این جریانات می‌به گروه بازگشت و به ضبط با گروه ادامه داد. آلبوم بعدی گروه در سال ۱۹۷۴ منتشر شد. حمله قلبی محض در جایگاه دوم بریتانیا قرار گرفت، به خوبی در اروپا به فروش رسید و به گواهی‌نامه طلا در ایالات متحده دست یافت. این تجربه واقعی از نخستین موفقیت جهانی گروه بود، و موفقیتی که در دو سوی اقیانوس اطلس رقم خورد. گروه با این آلبوم علاوه بر سبک اصلی خود، بختش را با استفاده از چند سبک دیگر امتحان کرد. سبک‌هایی نظیر موسیقی سالن بریتانیا، هوی متال، تصنیف، رگتایم و موسیقی کارائیبی. تک‌آهنگ «ملکه قاتل» از حمله قلبی محض به رتبه دوم در چارت بریتانیا دست یافت و نخستین موفقیت در ایالات متحده را با دستیابی به جایگاه ۱۲ در ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد رقم زد. آهنگ، ترکیبی از موسیقی کمپ، وودویل و سالن بریتانیا با ذوق و هنر می‌در نواختن گیتار محسوب می‌شد. دومین تک‌آهنگ آلبوم، «حالا من اینجا هستم»، که بیشتر با آهنگسازی سنتی هارد راک همراه بود، در بریتانیا یازدهم شد. حال آنکه آهنگ پرسرعت راک «سنگ سرد دیوانه» که با ریف‌های دارای تمپوی بالای می‌همراه بود، پیشرو در سبک اسپید متال شد. طی سال‌های اخیر، آلبوم تحسین بسیاری از انتشارات معتبر جهان را برانگیخته است: در سال ۲۰۰۶، کلاسیک راک جایگاه ۲۸ را در «۱۰۰ آلبوم برتر بریتانیا در تمام دوران» و در سال ۲۰۰۷، موجو رتبه ۸۸ را در «۱۰۰ ضبط‌شده‌ای که جهان را تغییر داد» به این آلبوم اختصاص دادند. همچنین این دومین آلبوم کوئین است که در کتاب ۱۰۰۱ آلبوم که شما باید پیش از مردن گوش کنید ثبت می‌شود. در ۱۹۷۵، کوئین یک تور جهانی را آغاز کرد. سرخط اجراهای آن‌ها در ایالات متحده بود و نخستین اجرایشان را در کانادا پشت سر گذاشتند. در سپتامبر همان سال، گروه از مذاکره با ترایدنت استودیوز خارج شد و در صدد بستن قرارداد با مدیر دیگری برآمد. یکی از این انتخاب‌ها پیشنهادی از مدیر لد زپلین، پیتر گرانت بود. گرانت به امضای قرارداد آن‌ها با شرکت تهیه‌کنندگی لد زپلین، سوان سانگ رکوردز احتیاج داشت. در پایان گروه با مدیر التون جان، یعنی جان رید به توافق رسید. وی‌درابتدا چندان‌مطمئن‌نبود که‌بتواند در آن‌واحد از پس‌مدیریت‌دو گروه‌برآید، اما وقتی‌شنید آن گروه دیگر، «کوئین» است به‌سرعت تغییر عقیده داد وسازماندهی‌امور کوئین‌را به‌عهده گرفت. او پیت‌براون‌را به‌سمت مدیر ناظر روزانه کوئین منصوب کرد و مهمانی‌بزرگی‌را به‌خاطر همکاریش‌با کوئین‌ترتیب‌داد. وی‌همچنین‌با انتشاراتEMI هماهنگ‌کرد که‌پیشاپیش۰۰۰/۱۰۰ پوند به اعضای کوئین بپردازد تا بتوانند به‌طور کامل‌با ترایدنت تسویه‌حساب کنند. در این هنگام، کوئین تک‌آهنگ به‌یاد ماندنی خود Bohemian Rhapsody «حماسه کولی» را ساخت. جان‌رید با اینکه جدا از آن خوشش آمد اما سرسختانه معتقد بود که‌یک تک‌آهنگ شش‌دقیقه‌ای را نمی‌توان‌منتشر کرد. در آن‌زمان متوسط زمان یک تک‌آهنگ، حداکثر سه‌دقیقه بود. اعضای گروه نیز به همان اندازه در عقیده خود مصر بودند و در نهایت وی را متقاعد ساختند که تک‌آهنگ مزبور ارزش ریسک‌کردن دارد. در ۳۱ اکتبر انتشار تک‌آهنگ Bohemian Rhapsody در بریتانیا، طوفانی به‌پا کرد و ۹ هفتهتمام‌در جایگاه نخست جدول آهنگ‌های روز جا خوش کرد. خیلی‌زود، اولین نماهنگ (کلیپ‌ویدئویی) کوئین‌نیز براساس آن ساخته‌شد. ساخت این نماهنگ تنها ۴۵۰۰ پوند خرج برداشت، اما در روند موسیقی غرب انقلابی به‌پا کرد. با وجود مشکلاتی که برای پخش این آهنگ طولانی در رادیو وجود داشت هیچ‌کدام از ایستگاه‌های رادیویی از پخش‌کامل‌آن‌سر باز نزدند. فردی یک نسخه از این تک‌آهنگ را برای یکی از دوستانش «کنی‌ایورت»، که‌صفحه‌چی‌رادیو بود، فرستاد و به او خاطرنشان کرد که‌این‌صفحه‌را شخصا برای او فرستاده و نباید آن‌را از رادیو پخش‌کند. بدین‌ترتیب تک‌آهنگ مزبور در عرض دو روز، چهارده‌بار از رادیو پخش‌شد در ماه دسامبر این سال، آلبوم «شبی در اپرا» A Night At The Opera منتشر شد. عنوان آلبوم از یکی‌از فیلم‌های برادران مارکس گرفته شده‌بود. این آلبوم به یکی از گران‌ترین‌و پرهزینه‌ترین‌آلبوم‌های‌موسیقی‌آن‌زمان‌تبدیل‌شد زیرا برای ضبط آن از شش استودیوی مختلف استفاده شده‌بود. گاه‌حتی‌سه‌استودیوبه‌طور همزمان‌مشغول‌ضبط‌بودند. یکی‌از آهنگ‌های این آلبوم به‌نام Death On Two Legs «ویرانگر دوپا!» مشکلاتی برای کوئین به‌بار آورد. این ترانه با جملاتی نیش‌دار و بعضا نامودبانه، خطاب به شخص مجهولی بود اما مدیر سابق کوئین، «نورمن‌شفیلد» همهاین‌ناسزاها را به‌خود گرفت‌و کوئین‌را تهدید به شکایت کرد. البتهEMI خیلی‌سریع قضیه را پیش‌از رسیدن به دادگاه و بالا گرفتن‌کار، فیصله داد. از اثار این گروه می‌توان We Will Rock You به عنوان یک سینگل به همراه We Are the Champions یاد کرد. خیلی زود به یکی از آهنگ‌هایی تبدیل شد که موجب شهرت فوق العاده کویین بود و تقریبا تا به امروز آن را در رویدادهای ورزشی و استادیوم‌ها می‌توانید بشنوید. برای ساخت این آهنگ تصمیم گرفتند خیلی ساده کار کنند طوری که یک فرد عادی نیز بتواند با آهنگ همراه شود و این برای اجراهای زنده گروه بسیار مفید بود. یک روز در اسب‌دوانی و لایو کیلرز (۱۹۷۶–۱۹۷۹) در سال 1976 EMI یک‌میلیون نسخه‌از آلبوم بعدی کوئین را پیش‌فروش‌کرد. آلبومی به‌نام A Day At The Races «یک‌روز در اسب‌دوانی» که‌بار دیگر از عنوان فیلم برادران مارکس گرفته شده‌بود. در آن‌زمان مقالات زیادی راجع‌به سبک و مفاهیم‌فیلم‌های‌برادران‌مارکس‌در مطبوعات‌به‌چاپ‌رسیده‌بود. راجر این مقالات را خواند و متوجه شباهت‌های بسیاری میان برادران مارکس و کوئین‌شد. گروچو مارکس نیز متوجه ارتباط مفاهیم موسیقی آهنگ‌های کوئین با فیلم‌هایش شد از این‌رو تلگرافی برای آن‌ها فرستاد و ضمن آن برای اعضای گروه آرزوی موفقیت کرد. احتمالا آرزوی خیر او به‌نتیجه رسید چرا که‌این‌آلبوم‌مقام‌اول‌را در جدول بهترین‌های موسیقی به‌دست‌آورد. سال۱۹۷۶ در شرایطی به‌پایان رسید که‌کوئین‌سرگرم‌اجرای‌چند برنامه برای تلویزیون بود و البته مقدمات آلبوم جدیدی را مهیا می‌کرد. بازی و کارها (۱۹۸۰–۱۹۸۴) لیو آید و سال‌های پایانی (۱۹۸۵–۱۹۹۰) مرکوری: بیماری، مرگ و احترام‌گذاری (۱۹۸۸–۱۹۹۲) ساخته شده در بهشت و کنسرت ۴۶۶۶۴ (۱۹۹۵–۲۰۰۳) کوئین + پاول راجرز (۲۰۰۴–۲۰۰۹) (۲۰۰۹ تاکنون) اعضای گروه اعضای فعلی برایان می‌- نوازنده گیتار الکتریک - کیبورد - خواننده (۱۹۷۰ - امروز) راجر تیلور - درامر - پرکاشنیست - خواننده (۱۹۷۰ - امروز) اعضای قبلی فردی مرکوری - خواننده اصلی - نوازنده پیانو - ریتم گیتار (۱۹۷۰ - ۱۹۹۱) جان دیکن - نوازنده گیتار بیس (۱۹۷۱ - ۱۹۹۷) اعضای اولیه مایک گروس - بیس (۱۹۷۰) باری میچل - بیس (۱۹۷۰-۱۹۷۱) دوگ بوگی - بیس (۱۹۷۱) نمودار زمانی 900px آلبوم‌ها ۱۹۷۳ - کوئین ۱۹۷۴ - کوئین 2 ۱۹۷۴ - حمله قلبی محض ۱۹۷۵ - شبی در اپرا ۱۹۷۶ - یک روز در مسابقه ۱۹۷۷ - نیوز آو د ورلد ۱۹۷۸ - جاز ۱۹۸۰ - بازی ۱۹۸۰ - فلش گوردون ۱۹۸۲ - فضای داغ ۱۹۸۴ - آثار ۱۹۸۶ - یک نوع جادو ۱۹۸۹ - معجزه ۱۹۹۱ - کنایه ۱۹۹۵ - ساخت بهشت
[ "فردی مرکوری", "برایان می", "راجر تیلور", "جان دیکن", "لندن", "موسیقی راک", "ئی‌ام‌آی رکوردز", "پارلفون", "Elektra Records", "کپیتال رکوردز", "هالیوود رکوردز", "آیلند رکوردز", "اسمایل", "The Cross (band)", "Queen + Paul Rodgers", "Queen + Adam Lambert", "راک", "بریتانیا", "پارسیان هند", "کالج سلطنتی لندن", "تیم استافل", "گیتار بیس", "کذاب", "اعتماد به نفست را حفظ کن", "گرافیک", "منطقةالبروج", "برج اسد", "برج سرطان", "برج سنبله", "ققنوس", "هوی متال", "پراگرسیو راک", "رولینگ استون", "گواهی‌نامه فروش موسیقی ضبط شده", "آلبوم پرآهنگ", "کوئین ۲", "مایک راک", "راپسودی بوهمی", "جدول موسیقی آلبوم‌های بریتانیا", "نیویورک", "هپاتیت", "واکسیناسیون", "حمله قلبی محض", "اقیانوس اطلس", "تصنیف", "رگتایم", "ملکه قاتل", "۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد", "وودویل", "حالا من اینجا هستم", "هارد راک", "سنگ سرد دیوانه", "تمپو", "اسپید متال", "کلاسیک راک", "موجو", "لد زپلین", "پیتر گرانت", "التون جان", "حماسه کولی", "مایک گروس", "باری میچل", "دوگ بوگی", "کوئین (آلبوم)", "شبی در اپرا (آلبوم کوئین)", "یک روز در مسابقه (آلبوم)", "نیوز آو د ورلد", "جاز (آلبوم کوئین)", "بازی (آلبوم)", "Flash Gordon", "فضای داغ", "آثار (آلبوم کوئین)", "یک نوع جادو", "معجزه (آلبوم کوئین)", "کنایه (آلبوم)", "ساخت بهشت", "فهرست پرفروش‌ترین خوانندگان" ]
[ "کوئین", "برایان می", "برندگان جایزه آیور نوولو", "برندگان جایزه بریت", "برندگان جایزه کرنگ!", "برندگان جایزه یک عمر دستاورد گرمی", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۷۰ (میلادی) در انگلستان", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۷۱ (میلادی) در انگلستان", "پیاده‌روی مشاهیر هالیوود", "راه‌یافتگان به تالار مشاهیر ترانه‌سرایان", "راه‌یافتگان به تالار مشاهیر راک اند رول", "فردی مرکوری", "گروه‌های آرت راک", "گروه‌های پراگرسیو راک انگلیسی", "گروه‌های راک انگلیسی", "گروه‌های موسیقی تشکیل‌شده در ۱۹۷۰ (میلادی)", "گروه‌های موسیقی تشکیل‌شده در ۱۹۷۱ (میلادی)", "گروه‌های موسیقی چهارنفره", "گروه‌های موسیقی در لندن", "گروه‌های موسیقی دهه ۱۹۷۰ (میلادی)", "گروه‌های موسیقی دهه ۱۹۸۰ (میلادی)", "گروه‌های موسیقی دهه ۱۹۹۰ (میلادی)", "گروه‌های هوی متال انگلیسی", "موسیقی‌دانان پراگرسیو پاپ", "هنرمندان آیلند رکوردز", "هنرمندان الکترا رکوردز", "هنرمندان پارلفون", "هنرمندان کپیتال رکوردز" ]
1,729
کنفوسیوس
0
175
0
[ "كنفوسيوس", "کنفسیوس", "کنفوسیوسی", "کنفسیوسی", "کونگ زی", "کونگ فو تسه", "کونگ تسو", "کونگ چیو", "چونگ نی", "استاد کونگ", "کونگ فوزی", "استاد كونگ", "چونگ ني", "كنفسيوس", "كنفسيوسي", "كنفوسيوسي", "كونگ تسو", "كونگ زي", "كونگ فو تسه", "كونگ فوزي", "كونگ چيو" ]
false
94
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نگاره‌ای از کنفوسیوس، اثر وو دائوزی (۶۸۰–۷۴۰)، نگارگر دودمان تانگ. کنفوسیوس مشهورترین فیلسوف، نظریه‌پرداز سیاسی و معلم چینی است که در چین باستان زندگی می‌کرد. وی در ۵۵۱ پیش از میلاد در ایالت کوچک لو که امروزه بخشی از استان جدید شاندونگ است متولد شد و در ۴۷۹ پیش از میلاد در گذشت. والدینش، که در زمان کودکی او زندگی را بدرود گفتند، او را کونگ - چیو نامیدند. کنفوسیوس از کلمه کونگ فوز، به معنای «استاد بزرگ، کونگ» گرفته شده‌است. نام اسم «کنفوسیوس» در زبان چینی «کونگ فوزی» است که یونانیان با افزودن پسوند «یوس» در پایان نام او، آن را به «کنفوسیوس» دگرگون کردند که در جهان بیش‌تر بدین نام شناخته شده‌است. زندگی آغاز زندگی کنفوسیوس، در سال ۵۵۱ قبل از میلاد، در روستایی به نام تسو، واقع در ایالت قدیمی لو – که امروزه بخشی از شهرستان جدید شاندونگ است – زاده شد. خانواده‌ای که کنفوسیوس در آن به دنیا آمد، خانواده‌ای پرجمعیت بود. پدر کنفوسیوس، شولیانگ هو، افسری بازنشسته بود که با شرکت در جبهه‌های نبرد موفق شده بود رضایت پادشاه را به دست آورده و زمین‌هایی را به تملک خود درآورد. شولیانگ سه همسر داشت که هیچ‌کدام از آن‌ها نتوانسته بودند برایش پسری بزایند؛ نه دختر او نیز همه ازدواج کرده و به خانواده‌های دیگر پیوسته بودند. به همین دلیل، در سال ۵۵۵ قبل از میلاد، شولیانگ هو، در حالی که شصت و چهار سال سن داشت، دختری پانزده ساله به نام یان چنگ تسای را به عنوان همسر متعه خود اختیار کرد. چنگ تسای نیز تا مدتی نمی‌توانست باردار شود؛ به همین دلیل – چنان‌که از روایات سنتی آئین کنفوسیوس برمی آید – از تپه نی چی ئو بالا رفت و بر فراز آن به دعا و نماز مشغول شد؛ تا این که سرانجام به کنفوسیوس حامله شد؛ به همین سبب، یکی از نام‌های کنفوسیوس «چیو» به معنی تپه است. وقتی کنفوسیوس هنوز سه سال داشت، پدرش مرد و او را در فانگشان، واقع در لوی شرقی، به خاک سپردند. با مرگ شولیانگ هو، کنفوسیوس و مادرش مجبور بودند از بقیه خانواده جدا شوند، به نحوی که حتی اجازه نداشتند در مراسم خاکسپاری شولیانگ شرکت کنند. از آن جا که مادر کنفوسیوس، زن رسمی شولیانگ به حساب نمی‌آمد، چیزی از میراث شولیانگ به او نرسید و آن‌ها از آن پس مجبور بودند در چاندونگ واقع در شرق چین به تهی دستی روزگار بگذرانند. بر اساس روایات، کنفوسیوس همچنین از کودکی به مطالعه آثاری در زمینه قربانی و آداب معبد می‌پرداخت. چندی بعد، در حالی که کنفوسیوس سنین نوجوانی‌اش را می‌گذراند – به روایتی سیزده سال و به روایتی دیگر شانزده سال داشت – مادرش بر اثر بیماری و کار زیاد درگذشت. چنگ تسای را نیز در فانگشان به خاک سپردند. وقتی کنفوسیوس هفده سال داشت، یکی از اشراف لو به نام چی پینگ تسو به دنبال شخصی می‌گشت که با آداب قربانی آشنایی داشته باشد؛ به همین دلیل همه عالمان شهر را به مجلسی دعوت کرد و کنفوسیوس نیز در بین آن‌ها حاضر شد. کنفوسیوس در بیست سالگی با دختری به نام یی چی گوان ازدواج کرد. این ازدواجی بود که مادر کنفوسیوس بین او و دختر دوست پدرش ترتیب داده بود. پس از گذشت دو سال از این ازدواج، یی چی گوان برای کنفوسیوس پسری زایید که کونگ لی نامیده شد. کنفسیوس دختری نیز داشته‌است که در برخی کتاب‌ها نام او کونگ جیو ثبت شده‌است. (کونگ، نام خانوادگی کنفوسیوس است و در عرف زبان چینی نام خانوادگی پیش از نام می‌آید) کار دولتی کنفوسیوس در روزگار فرمانروایی دودمان بهار و پاییز زندگی کرد. وی در کشوری به نام لو اقامت داشت و کشور لو پیشرفته‌ترین کشور در زمینه فرهنگی بود. کنفوسیوس در بیشتر دوران عمرش از مقامات چندان بلندپایه نبود، اما دانش زیادی داشت. در چین باستان آموزش و پرورش از حقوق ویژه اشراف بود، اما کنفوسیوس با شیوه خود این حق را از آنان گرفت و خود شاگردانی را جذب کرد و به آن‌ها آموزش داد. گفته می‌شود که وی سه هزار شاگرد داشته و در میان آن‌ها چند تن جزو دانشمندان آینده بوده‌اند. کنفوسیوس در پنجاه سالگی به خدمت فرمانروایان دولت چو رسید و حکومت یکی از شهرهای بزرگ را در دست گرفت. او رسیدن به مقام حکومتی را بهترین راه ایجاد اصلاحات اجتماعی می‌دانست. کنفوسیوس پس از سفرهای طولانی و دیدار با لائوتزه، به لو آمد و به پیشنهاد پادشاه آن ایالت، مقام وزارت دادگستری را برعهده گرفت و پس از مدتی نیز وزیر امور داخله شد؛ تا این که سرانجام به وزارت اعظم ایالت لو رسید. در این زمان عدالتی که او در کارش داشت، باعث برانگیخته شدن مخالفت‌ها و عزل او از مقامش بود. وقتی در روز عید از گوشت قربانی برایش نفرستادند، کنفوسیوس این اقدام را بهانه قرار داد و وطنش را ترک کرد. در روایتی نیز حاکم منطقه لو (لائوتزه) نمی‌توانست عدالت کنفسیوس را بستاید و سیاق قبلی را ترجیح می‌داد. وقتی هشتاد غلام زیباروی به دربارش فرستاده شد. مکتب اخلاقی، فضیلت و تقوی را کنار گذاشته و به زیبایی و هنر روی آورد که موجب کناره‌گیری کنفسیوس شد و وی دوباره به دوره گردی روی آورده و فقیر شد زندگی‌نامه نخستین زندگی نامه او ۳۷۵ سال پس از درگذشتش توسط سوماچیین، مورخ نامعتبر نوشته شد. در طول آن همه سال پس از در گذشت او، به واسطه آن که فردی مشهور و برجسته و نیز حکیم بود، افسانه‌های بسیاری درباره‌اش ورد زبان‌ها بود و از این‌رو سوماچیین در اطلاعاتی که درباره او کسب کرد، وارد شد. برخی اعتقادات وی آفرینش جهان را مبتنی بر قانون قطبیت می‌داند؛ به این معنی که از هستی مطلق، نخست موجودی یگانه که خود کنفوسیوس آن را قطب بزرگ می‌خواند منبعث می‌شود و همراه آن قطب دیگری که قسمت پذیر است به وجود می‌آید. این دو قطب با هم روبرو و به هم پیچیده می‌شوند. از این‌جا جهان کون و فساد مانند دو نیروی قوی و ضعیف یا روشنایی و تاریکی یا نماینده صفات مرد و زن، پا به عرصه هستی می‌گذارد و تغییر و تبدیل یافتن این دو قطب، اساس به وجود آمدن خوبی یا بدی یا خیر و شر است. متون کتاب‌هایی که به کنفوسیوس و برخی از شاگردان او منسوب است، متون مقدس این آیین را تشکیل می‌دهد. این کتاب‌ها عبارتند از: شوچینگ (کتاب تاریخ)؛ شی چینگ (کتاب شعر)؛ لی‌چی (کتاب شعائر یا کتاب آداب)؛ ئی چینگ (کتاب تبدلات)؛ چون‌چیو (سالنامه بهار و پاییز). چهار کتاب نخست، گزیده‌ای از سخنان پیشینیان را نیز دربردارد، ولی سراسر کتاب پنجم از خود اوست. چهار کتاب دیگر نیز به شاگردان او منسوب است: آموزش کبیر (تعلیمات درباره تقوا)؛ مرام میانه (میانه‌روی کامل)؛ جنگ ادبی (مجموعه گفتار کنفوسیوس)؛ ۴. منسیوس (آثار مفسر بزرگ آیین کنفوسیوس به نام منیسوس). کنفوسیوس‌گرایی نئوکنفوسیانیسم پی‌نوشت‌ها
[ "تانگ", "فلسفه چینی", "چین باستان", "دانشنامه بریتانیکا", "۵۵۱ (پیش از میلاد)", "شاندونگ", "۴۷۹ (پیش از میلاد)", "تسو", "شولیانگ هو", "یان چنگ تسای", "چاندونگ", "یی چی گوان", "اشراف", "اصلاحات", "لائوتزه", "سوماچیین", "قطبیت", "شوچینگ", "شی چینگ", "لی‌چی", "ئی چینگ", "چون‌چیو", "آموزش کبیر", "مرام میانه", "جنگ ادبی", "منسیوس", "کنفوسیوس‌گرایی", "نئوکنفوسیانیسم" ]
[ "کنفوسیوس", "اهالی تایفو", "اهالی چین در سده ۵ (پیش از میلاد)", "اهالی چین در سده ۶ (پیش از میلاد)", "بنیان‌گذاران مذهب", "تاریخ‌نگاران اهل شاندونگ", "تاریخ‌نگاران دودمان ژو", "تاریخ‌نگاران سده ۵ (پیش از میلاد)", "درگذشتگان ۴۷۹ (پیش از میلاد)", "زادگان ۵۵۱ (پیش از میلاد)", "سکولاریسم", "فیلسوفان اخلاق", "فیلسوفان اهل چین", "فیلسوفان اهل دودمان ژو", "فیلسوفان سده ۵ (پیش از میلاد)", "فیلسوفان سده ۶ (پیش از میلاد)", "کنفوسیانیسم", "نظریه آموزش و پرورش" ]
1,733
کلر
0
292
0
[ "کلورین", "كلر", "کلرین", "كلرين", "كلورين" ]
false
204
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کلر () عنصر شیمیایی با عدد اتمی ۱۷ و نماد Cl است. کلر در فرم عنصری خود (Cl2) تحت شرایط استاندارد، کلرید، اکسیدکننده قوی است که برای سفید سازی پارچه‌ها و به عنوان ضد عفونی‌کننده رایج در استخرهای شنا برای تمیزی و بهداشت آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. کلر دو و نیم مرتبه از هوا سنگین‌تر، دارای بوی بسیار بد و خفه‌کننده و بسیار سمی است. کلر به عنوان بخشی از نمکهای طعام و ترکیبات دیگر به مقدار زیادی در طبیعت و لزوما در بیشتر جانداران وجود دارد. گاهی در اتمسفر فوقانی ترکیبات کلرداری مانند کلروفلوئوروکربن وجود دارند که در تخریب لایه اوزون موثرند. ویژگی‌های درخور نگرش خصوصیات فیزیکی: در دما و فشار استاندارد دو اتم کلر تشکیل مولکول ۲ اتمی کلر را می‌دهند Cl2 گاز سبز، زرد رنگی است که بوی قوی متمایزی دارد (بوی سفیدکننده). پیوند بین ۲ اتم کلر نسبتا ضعیف است، که مولکول را بسیار واکنش پذیر می‌کند. نقطه جوش آن در حدود °C۳۴ - است اما در دمای اتاق تحت فشار بالای اتمسفر می‌تواند مایع شود. خصوصیات شیمیایی: همراه با فلور، برم، ید و استاتین، کلر عنصری است از سری هالوژن‌ها (گروه ۱۷) است. کلر تقریبا با همه عناصر تشکیل ترکیب می‌دهد و ترکیبات کلریدها را می‌سازد. گاز کلر با بیشتر ترکیبات آلی واکنش می‌دهد، حتی به صورت غیرفعال سوختن هیدرو کربن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. نام کلر برگرفته از واژه chloros به معنی سبز مایل به زرد است، که اشاره به رنگ این گاز دارد. در ۱ لیتر آب ۱۰ درجه، ۳٫۱۰ لیتر و در آب ۳۰ درجه تنها ۷۷/۱ لیتر کلر حل می‌شود. کاربردها کلر عنصر شیمیایی مهمی در تصفیه آب، مواد گندزدا در سفیدکننده و نیز در گاز خردل به‌شمار می‌رود. همچنین کلر در ساخت طیف وسیعی از اقلام روزمره کاربرد دارد. برای از بین بردن باکتری و سایر میکروبهای موجود در ذخائر آب آشامیدنی بکار می‌رود. امروزه حتی به ذخائر کوچک آب همواره کلر افزوده می‌گردد. در تولید محصولات کاغذی، مواد ضد عفونی‌کننده، رنگدانه‌ها، مواد غذائی، حشره کشها، رنگها، فراورده‌های نفتی، پلاستیک، دارو، منسوجات، حلالها و محصولات مصرفی بسیار زیاد دیگری کاربرد دارد. در ترکیبات آلی درصورتیکه کلر جایگزین هیدروژن شود «لاستیک مصنوعی» اغلب باعث ایجاد خصوصیات مورد نیاز در این ترکیبات می‌گردد لذا در ترکیب آلی از این عنصر به عنوان عامل اکسیدکننده و جانشین، به‌طور گسترده استفاده می‌گردد. سایر موارد کاربرد کلر در تولید کلراتها، کلروفرم، تتراکلرید کربن و در استخراج برم می‌باشد. تاریخچه کلر (از واژه یونانی به معنی قهوه‌ای ) را Carl Wilhelm Scheele در سال ۱۷۷۴ کشف نمود و اشتباها تصور کرد این عنصر حاوی اکسیژن است. Humphry Davy در سال ۱۸۱۰ نام کلر را برای این ماده انتخاب کرد و اصرار داشت که این ماده در واقع یک عنصر است. تولید به‌وسیله الکترولیز محلول آبداری از کلرید سدیم، کلر تولید می‌شود. این عنصر در طبیعت فقط به صورت ترکیب با سایر عناصر و عمدتا سدیم به شکل نمک طعام (NaCl)، و همچنین در کارنالیت و سیلویت، یافت می‌شود. در صنعت در فرایندهای سلول دانز (تولید سدیم مذاب از نمک مذاب با برقکافت) و در برقکافت محلول‌های غلیظ‌تر نمک برای تولید سدیم هیدروکسید به صورت فراوان تولید، پالایش، انتقال (بیشتر به صورت کپسول و گاهی به صورت مستقیم به کارگاه‌های مجاور) می‌شود. ایزوتوپها دو ایزوتوپ پایدار اصلی برای کلر با جرم ۳۵ و۳۷ وجود دارد که به نسبت‌های به ترتیب ۳:۱ یافت شده و وزن اتمی مقادیر عمده و مشهود ۵/۳۵ را در اتمهای کلر ایجاد می‌کنند. کلر دارای ۹ ایزوتوپ با جرم اتمی بین ۳۲ و ۴۰ می‌باشد که تنها سه عدد از این ایزوتوپها به صورت طبیعی یافت می‌شوند. کلر پایدار ۳۵ (۷۷/۷۵٪)، کلر ۳۷(۲۳/۲۴٪) و کلر رادیواکتیو ۳۶. نسبت کلر ۳۶ به کلر پایدار در محیط زیست تقریباE -۱۵: ۱ ۷۰۰ است.Cl-۳۶ درجو به‌وسیله پراشیدن Ar-۳۶ بر اثر فعل و انفعالات پروتونهای اشعه کیهانی حاصل می‌گردد. در زیرسطح زمین Cl-۳۶ عمدتا در نتیجه جذب نوترون توسط Cl-۳۵ یا جذب موآن به‌وسیله Ca-۴۰ تولید می‌گردد. Cl-۳۶ به صورت S-۳۶ و Ar-۳۶ با نیمه عمر درهم ۳۰۸۰۰۰ سال متلاشی می‌شود. نیمه عمر این ایزوتوپ آب‌دوست و غیر واکنشی، آن را مناسب تاریخ‌گذاری زمین‌شناسی با دامنه‌ای از ۶۰۰۰۰ تا ۱ میلیون سال می‌نماید. بعلاوه مقادیر زیادی Cl-۳۶ به‌وسیله پرتوافشانی بر آب دریا، در خلال انفجارات جوی سلاحهای اتمی بین سالهای ۱۹۵۸ و ۱۹۵۲تولید شد. مدت زمان حضور Cl-۳۶ در جو تقریبا یک هفته‌است؛ بنابراین Cl-۳۶ به‌عنوان رویداد شمار آبهای داخل خاک و زیرزمینی دهه ۵۰ برای تاریخ‌گذاری آبهای کمتر از ۵۰ سال پیش نیز سودمند است. Cl-۳۶ در مراحل دیگری از علم زمین‌شناسی از جمله تاریخ‌گذاری یخها و رسوبات بکار می‌رود. هشدارها کلر موجب تحریک دستگاه تنفسی شده و در حالت گازی باعث تورم غشای مخاطی و در حالت مایع موجب سوختگی پوست می‌شود. مقدار ۳٫۵ppm آن لازم است تا به عنوان بویی متمایز شناخته شود و مقدار ppm۱۰۰۰ آن کشنده است. به همین علت در طول جنگ جهانی اول کلر یکی از گازهایی بود که به عنوان گاز جنگی مورد استفاده قرار گرفت. مواجهه با این گاز نباید از ۰٫۵ppm فراتر رود (با میانگین وزنی زمان ۸ ساعت –۴۰ ساعت در هفته). مواجهه شدید با مقدار زیاد کلر غلیظ (اما نه مقدار کشنده) می‌تواند باعث ادم ریه یا آب آوردن آن که وضعیتی بسیار ناگوار است گردد. تماس دائم با مقادیر کم آن ریه‌ها را ضعیف کرده و آسیب‌پذیری ریه‌ها را در برابر بیماریهای دیگر افزایش می‌دهد. در صورت مخلوط شدن مواد سفیدکننده با آمونیاک، اوره و سایر محصولات شوینده، احتمال تولید گازهای سمی وجود دارد. این گازها حاوی مخلوطی از گاز کلر و‌تری کلرید نیتروژن هستند؛ بنابراین باید از چنین ترکیبی اجتناب کرد. روند شیمیائی تولید گاز کلر کلر را می‌توان از الکترولیز محلول سدیم کلراید، مانند برین، به دست آورد. الکترولیز سلول جیوه الکترولیز سلول جیوه اولین روش تولید کلر در مقیاس صنعتی بود. آندهای تیتانیوم بالای یک کاتد جیوه مایع قرار می‌گیرد، محلولی از کلرید سدیم بین دو الکترود قرار قرار داده می‌شود. وقتی جریان الکتریکی برقرار می‌شود، کلراید در سمت آندهای تیتانیوم آزاد شده، و در همین حال سدیم به صورت ملغمهای در جیوه رسوب می‌کند. ملغمه را می‌شود، با فعال کردن مجددش، توسط آب به جیوه تبدیل کرد؛ که ایجاد هیدروژن و هیدروکسید سدیم می‌کند. اینها خود، محصولات جنبی مفیدی هستند. این روش مقادیر زیاد انرژی را مصرف می‌کند و در عین حال نگرانیهایی درباره خروج جیوه به محیط نیز وجود دارد. الکترولیز سلول دیافراگم یک صفحه آزبست روی شبکه آهنی کاتد قرار می‌گیرد تا از اختلاط مجدد کلر تشکیل شده در آند و هیدروکسید سدیم تشکیل شده در کاتد جلوگیری نماید. این روش، از روش سلول جیوه کمتر انرژی مصرف می‌کند، اما هیدروکسید سدیم را به سختی می‌توان جمع‌آوری و به ماده‌ای مفید تبدیل کرد. الکترولیز یاخته پوسته یاخته الکترولیز توسط یک پوسته، که به عنوان یک تبادل‌کننده یون عمل می‌کند، به دو قسمت تقسیم می‌شود. محلول کلرید سدیم خیس در سمت آند قرار گرفته و آب مقطر در سمت کاتد قرار داده می‌شود. این روش تقریبا به اندازه یاخته دیافراگم به صرفه بوده و باز هم تولید هیدروکسید سدیم بسیار خالص می‌کند. جامعه و فرهنگ کلر بیش از۲۷سال از رده میکروب زدایی آب مصرفی انسانی از نظر سازمان بهداشت جهانی Who مردود و ناسالم اعلام شده‌است موارد متعددی مسمومیت گاز کلر در حوادث صنعتی وجود دارد. در ایالات متحده، قطار حمل و نقل در سال ۲۰۰۵ در کارولینای جنوبی تخلیه شد و حدود ۱۱،۵۰۰ گالن گاز کلر را تخلیه کرد. در نتیجه ۹ نفر مردند و حداقل ۵۲۹ نفر به دنبال مراقبت‌های پزشکی بودند. در سال ۲۰۰۴ در تگزاس یک حادثه قطار حمل و نقل ۹۰،۰۰۰ کیلوگرم گاز کلر و سایر مواد شیمیایی سمی منتشر شد. چهل و چهار نفر زخمی شدند، از جمله سه نفر کشته شدند. در ماه اوت ۲۰۰۲ در میسوری حدود ۱۶،۹۰۰ پوند گاز کلر از یک ماشین تانکر ریلی آزاد شد وقتی یک شلنگ انفجاری در هنگام تخلیه در یک کارخانه شیمیایی شکست خورد. شصت و هفت نفر زخمی شدند. در نیجریه، در یک انفجار یک مخزن ذخیره‌سازی گاز کلر در یک کارخانه تصفیه آب در جوزف در سال ۲۰۱۵، هشت نفر مردند. صدراعظم دانشگاه علوم پزشکی دزفول گفت: در ژوئیه ۲۰۱۷ در ایران حداقل ۴۷۵ نفر، از جمله ۹ تن از آتش نشانان پس از نشت گاز کلر در استان جنوب غربی ایران خوزستان رنج می‌برند.
[ "عدد اتمی", "اکسیدکنندگی", "هوا", "سمی", "نمک طعام", "طبیعت", "جانداران", "جو (هواشناسی)", "کلروفلوئوروکربن", "دما", "فشار", "مولکول", "نقطه جوش", "مایع", "فلوئور", "برم", "ید", "استاتین", "هالوژن‌ها", "عناصر", "گاز خردل", "باکتری", "رنگدانه", "حشره کش", "دارو", "هیدروژن", "اکسیژن", "ایزوتوپ", "وزن اتمی", "نیمه عمر", "آب‌دوست", "زمین‌شناسی", "دستگاه تنفسی", "سوختگی", "آمونیاک", "الکترولیز", "جیوه", "آند (شیمی)", "تیتانیوم", "کاتد", "ملغمه", "انرژی", "هیدروکسید سدیم", "یاخته", "یون", "آب مقطر" ]
[ "کلر", "آلاینده‌های خطرناک هوا", "اکسیدکننده‌ها", "ایمنی و بهداشت شغلی", "تجهیزات استخر", "ترکیب‌های کلر", "داروهای ضروری سازمان بهداشت جهانی", "عناصر شیمیایی", "گازهای صنعتی", "هالوژن‌ها" ]
1,734
فروند
0
30
0
[]
false
24
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فروند واحد شمارش دستگاه‌های بزرگ نظامی و غیرنظامی است. این واحد برای انواع هواگردها (هواپیما، بالگرد، جت و غیره) و شناورها (ناو، کشتی، قایق، لنج و جزاینها) و نیز دیگر تجهیزات نظامی مانند موشک و رادار بکار می‌رود. این واژه در فارسی از قدیم کاربرد داشته چنان‌چه در کتاب دره نادره (تاریخ عصر نادرشاه) نوشته میرزا مهدی خان استرآبادی می‌خوانیم: «امر همایون خطاب به نظام‌الملک والی دکن مبنی بر سرانجام بیست فروند کشتی کوه‌اندام دریاشکاف صادر گشته.» واحد فروند همچنین برای شمردن کندوی عسل و همچنین ملکه زنبور عسل بکار می‌رود.
[ "هواگرد", "بالگرد", "شناور", "دره نادره", "نظام‌الملک", "کندو (عسل)", "زنبور" ]
[ "رابط‌های شماری" ]
1,735
فیلسوف
0
955
0
[ "فيلسوف", "فیلسوفان", "فلاسفه", "فيلسوفان" ]
false
935
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
افلاطون اسکروتن در سپتامبر ۲۰۰۲ فیلسوف (خرددوست): کسی که طراح یک مکتب فلسفی جدا یا دست کم صاحب یک نظریه فلسفی جدا باشد، چون افلاطون. استاد فلسفه ، کسی که به یک یا چند مکتب یا نظریه فلسفی به گونه‌ای چیره باشد که در عین حالی که ممکن است کاملا با آن مکتب یا نظریه مخالف باشد، بتواند آن را به بهترین شکل ممکن به دیگران بفهماند، چون آلن وود، راجر اسکروتن، استفان پالم کوئیست (استاد دانشگاه آکسفورد). مورخ فلسفه ، کسی که به تحلیل و نگارش نظریه‌ها، مکتب‌ها، جریان‌ها و شخصیت‌های فلسفی در طول تاریخ فلسفه می‌پردازد، چون فردریک کاپلستون. تعریف واژه فلسفه (خرد دوستی) شکل معرب (= عربی شده) کلمه فیلوسوفیا (philosophia در یونانی ) است که در زبان یونانی، به معنای خرد دوستی یا دوستاری خرد است. زیرا کلمه philos به معنای دوست داشتن و واژه sophia به معنای دانایی است. اما این واژه در معنای خاص آن، به دانشی گفته می‌شود که از احوال «موجود» از آن جهت که موجود است، بحث می‌کند. به گفته افلاطون، « فیلسوف (خرددوست) به کسی گفته می‌شود که در پی شناسایی امور ازلی و حقایق اشیاء و علم به علل و مبادی آن‌ها است». حکیم فارابی در لغتنامه دهخدا آورده شده‌است: ح (ع ص ا) دانا. فرزانه. فرزان. خردپژوه. داننده. خردمند. دانشمند. درست گفتار… فیلسوف. دانای علم حکمت. خداوند جمیع علم حکمت. اهل معقول… در تعریف ایرانی به فیلسوف، حکیم نیز گفته می‌شود. یعنی عبارت یونانی فلسفه، در فارسی، حکمت و خرد عنوان می‌شود و برابر فیلسوف هم، حکیم، خردورز، فرزانه و علامه آورده می‌شود. در پیش یا پس از نام سرشناسان خردورز ایرانی عبارت حکیم بسیار دیده می‌شود. فلسفه فهرست فیلسوفان فهرست فیلسوفان مسلمان
[ "مکتب فکری", "افلاطون", "آلن وود", "راجر اسکروتن", "استفان پالم کوئیست", "تاریخ فلسفه", "فردریک کاپلستون", "فلسفه", "دهخدا", "فهرست فیلسوفان", "فهرست فیلسوفان مسلمان", "سید حسین نصر", "علی اکبر دهخدا" ]
[ "شغل‌های علوم انسانی", "فلسفه", "فیلسوفان" ]
1,736
کالینینگراد
2
156
0
[ "كالينينگراد", "کنیگسبرگ", "كنيگسبرگ" ]
false
118
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نشان", "Item2": "Coat_of_arms_of_Kaliningrad.svg" }, { "Item1": "پرچم", "Item2": "Flag of Kaliningrad.svg" }, { "Item1": "lat_deg", "Item2": "۵۴" }, { "Item1": "lat_min", "Item2": "۴۴" }, { "Item1": "lat_sec", "Item2": "۰۰" }, { "Item1": "lon_deg", "Item2": "۲۰" }, { "Item1": "lon_min", "Item2": "۲۹" }, { "Item1": "lon_sec", "Item2": "۰۰" }, { "Item1": "Art der Region", "Item2": "Oblast" }, { "Item1": "Region", "Item2": "Kaliningrad" }, { "Item1": "enRegion", "Item2": "Kaliningrad" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۲۱۵٫۷" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۴۲۱۶۷۸" }, { "Item1": "سال جمعیت", "Item2": "۲۰۰۸" }, { "Item1": "کد تلفن", "Item2": "(+۷) ۴۰۱۲" }, { "Item1": "کد پستی", "Item2": "۲۳۶۰۰۰–۲۳۶۰۴۲" }, { "Item1": "deutscher Name", "Item2": "Kaliningrad" } ], "Title": "شهرهای روسیه" }
چشم‌اندازی از کونیگزبرگ یا کالینین‌گراد کالینینگراد شهری بندری و مرکز استان کالینینگراد در روسیه است. بخش کالینین‌گراد بخشی جدا از خاک اصلی روسیه است که در میان لهستان و لیتوانی در ساحل دریای بالتیک قرار دارد. این منطقه که ۳۰۰ کیلومتر با خاک روسیه فاصله دارد پس از جنگ جهانی دوم از آلمان گرفته شد، شهری که محل زندگی امانوئل کانت فیلسوف بزرگ آلمانی بود. ناوگان بالتیک روسیه در بندر کالینینگراد قرار دارد. نزدیکی به اروپا باعث شده‌است که این شهر حال و هوایی متفاوت از دیگر شهرهای روسیه داشته باشد. از نوع معماری شهر گرفته تا آب و هوای ساحلی و رفتار مردم این شهر اروپایی است. به عنوان مثال، در این شهر خیلی دوچرخه می‌بینید. بزرگ‌ترین معدن کهربای دنیا در «کالینینگراد» قرار دارد. صنایع دستی و جواهرات ساخته شده از کهربا (به روسی: یانتار) در کشورهای حاشیه دریای بالتیک و در روسیه خیلی طرفدار دارد. نام نام کهن آن به آلمانی «کونیگزبرگ» بود که به لاتین «رگیومونتیوم»، به لهستانی «کرولویس» و به لیتوانیایی «کارالیاچیوس» و به معنی «شاهکوه» بود. تاریخ کونیگزبرگ مرکز استان آلمانی پروس شرقی، پیش از آن دوک‌نشین پروس و پیشتر از آن ایالت طبقه تئوتونیک پروسی بود. در تاریخ ریاضیات و توپولوژی، این شهر بخاطر مسئله پل‌های کونیگسبرگ مشهور است. در جنگ جهانی دوم بمب‌افکنهای بریتانیا این شهر را تقریبا نابود کردند. پس از تصرف شهر به دست نیروهای شوروی، در سال ۱۹۴۶ شهر به نام میخائیل کالینین نام‌گذاری شد. در جریان جنگ سرد این شهر اهمیت داشت و پایگاه ناوگان دریای بالتیک شوروی بود. به همین دلیل ورود به آن برای خارجیان ممنوع بود. در سال ۲۰۰۷ سرگئی ایوانف، نخست‌وزیر روسیه اعلام کرد که اگر سامانه پدافند موشکی آمریکا در اروپا مستقر شود، روسیه نیز جنگ‌افزار هسته‌ای در کالینینگراد مستقر خواهد کرد. اهالی مشهور امانوئل کانت کریستین گلدباخ گوستاو کیرشهف داوید هیلبرت آرنولد زومرفلد اتو براون کته کولویتز هانا آرنت گرهارد بارکهورن مسئله پل‌های کونیگسبرگ
[ "استان کالینینگراد", "روسیه", "لهستان", "لیتوانی", "دریای بالتیک", "کهربا", "کونیگزبرگ", "پروس شرقی", "دوک‌نشین پروس", "تیوتونیک", "توپولوژی", "مسئله پل‌های کونیگسبرگ", "بمب‌افکن", "بریتانیا", "شوروی", "میخائیل کالینین", "جنگ سرد", "سرگئی ایوانف", "سامانه پدافند موشکی", "جنگ‌افزار هسته‌ای", "امانوئل کانت", "کریستین گلدباخ", "گوستاو کیرشهف", "داوید هیلبرت", "آرنولد زومرفلد", "اتو براون", "کته کولویتز", "هانا آرنت", "گرهارد بارکهورن" ]
[ "کالینینگراد", "اعضای پیمان هانزایی", "پایگاه‌های اتحاد جماهیر شوروی و روسیه", "پروس", "پروس خاوری", "تاریخ پروس", "شهرها و شهرک‌ها در استان کالینینگراد", "شهرهای بندری در روسیه", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در ۱۲۵۵ (میلادی)", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۴۶ (میلادی)", "مناطق مسکونی ساحلی در روسیه" ]
1,737
براندنبورگ-پروس
6
75
0
[ "دوک‌نشین پروسیا", "دوک‌نشین پروس", "براندنبورگ-پروسیا", "براندنبورگ-پروسيا", "دوك نشين پروس", "دوک نشین پروس", "دوك نشين پروسيا", "دوک نشین پروسیا" ]
false
28
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "native_name", "Item2": "Brandenburg-Preußen" }, { "Item1": "conventional_long_name", "Item2": "براندنبورگ-پروس" }, { "Item1": "era", "Item2": "[[امپراتوری مقدس روم]]" }, { "Item1": "status", "Item2": "نظام ارباب رعیت" }, { "Item1": "year_start", "Item2": "[[۱۶۱۸]]" }, { "Item1": "year_end", "Item2": "[[۱۷۰۱]]" }, { "Item1": "event_start", "Item2": "اتحاداستقلال پروس" }, { "Item1": "event1", "Item2": "استقلال [[پروس]]" }, { "Item1": "date_event1", "Item2": "[[۱۶۵۷]]" }, { "Item1": "image_p1", "Item2": "Coat of arms of Brandenburg" }, { "Item1": "p2", "Item2": "دوک‌نشین کلوه" }, { "Item1": "image_p2", "Item2": "Coat of arms of Cleves" }, { "Item1": "image_p3", "Item2": "Coat of arms of Mark" }, { "Item1": "image_p4", "Item2": "Coat of arms of Ravensberg" }, { "Item1": "p5", "Item2": "دوک‌نشین پروس" }, { "Item1": "image_p5", "Item2": "Coat of arms of Prussia" }, { "Item1": "image_p6", "Item2": "Coat of arms of Prussia" }, { "Item1": "image_p7", "Item2": "Coat of arms of Halberstadt" }, { "Item1": "p8", "Item2": "دوک‌نشین پومرانی" }, { "Item1": "image_p8", "Item2": "Coat of arms of Pomerania" }, { "Item1": "p9", "Item2": "اسقف نشین ماگدبورگ" }, { "Item1": "image_p9", "Item2": "Coat of arms of Magdeburg" }, { "Item1": "s1", "Item2": "پادشاهی پروس" }, { "Item1": "flag_s1", "Item2": "Flag of Prussia (1892-1918).svg" }, { "Item1": "image_flag", "Item2": "Wappen Mark Brandenburg.png" }, { "Item1": "image_coat", "Item2": "POL Prusy książęce COA.svg" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Brandenburg 1600.gif" }, { "Item1": "capital", "Item2": "[[برلین]] , [[کونیگزبرگ]]" }, { "Item1": "common_languages", "Item2": "[[زبان]]" }, { "Item1": "leader1", "Item2": "چان سیگیسموند" }, { "Item1": "leader2", "Item2": "جورج ویلیام" }, { "Item1": "leader3", "Item2": "فردریک ویلیام" }, { "Item1": "leader4", "Item2": "فردریک یکم پروس" }, { "Item1": "title_leader", "Item2": "الکتور-دوک" } ], "Title": "former country" }
براندنبورگ-پروس که بعدها به پادشاهی پروس تبدیل شد، در اصل از دو قسمت جدا تشکیل شده بود: قسمتی از آن مارک براندنبوگ بود که یکی از ۷ امارت‌های انتخاباتی در امپراتوری مقدس روم ملت آلمان را شامل می‌شد و قسمت دیگر، دوک‌نشین پروس بود که در زمان ۱۴۶۶-۱۶۵۴ تحت سلطه فئودالی لهستان قرار داشت. بعد از افول دودمان هوهن‌تسولرن در دوک‌نشین پروس، حکومت این دوک‌نشین سال ۱۶۱۸ به نزدیک‌ترین خویشاوند شان (از همین خانواده) که امارت براندنبورگ بود، رسید. به این ترتیب براندنبورگ-پروس تا قرارداد ولاوا در سال ۱۶۵۷، حکومتی دوپاره از لحاظ سیاسی بود، که هم تحت قیمومت امپراتوری مقدس روم و هم لهستان بود. در جنگ سی‌ساله، براندنبورگ در طرف اتحادیه پروتستان‌ها بود و قسمت‌های پهناوری از این سرزمین، نابود و حتی خالی از جمعیت شد. امیر فریدریک ویلیام یکم، که بعدها لقب بزرگ نیز گرفت یک سیاست محافظه‌کارانه، بین ابرقدرت‌ها پیش رو کرد، تا بتواند اقتصاد و نیروی نظامی براندنبورگ را که بسیار ضعیف شده بود، بازسازی کند. وی اصلاحات اقتصادی زیادی انجام داد و ارتش نیرومندی نیز تولید کرد. به این ترتیب در زمان فریدریک ویلیام، براندنبورگ-پروس دومین حکومت قدرتمند (بعد از امپراتوری اتریش) در جغرافیای امپراتوری مقدس روم شناخته شد. وی همچنین توانست دوک‌نشین پروس را از پادشاهی لهستان، که به سبب درگیریهایش با سوئد ضعیف شده بود، بر طبق قرارداد ولاوا سال ۱۶۵۷ جدا کند. در صلح الیوا نیز، اقتدار و استقلال دوک‌نشین به‌طور کامل تصویب شد و این آغاز پروس برای تبدیل شدن به یکی از ابرقدرت‌های اروپایی بود. پروس
[ "امپراتوری مقدس روم", "۱۶۱۸ (میلادی)", "۱۷۰۱ (میلادی)", "پروس", "۱۶۵۷ (میلادی)", "برلین", "کونیگزبرگ", "زبان", "پادشاهی پروس", "مارک براندنبوگ", "امرای انتخاباتی", "امپراتوری مقدس روم ملت آلمان", "دوک‌نشین", "۱۴۶۶ (میلادی)", "۱۶۵۴ (میلادی)", "لهستان", "دودمان هوهن‌تسولرن", "براندنبورگ", "قرارداد ولاوا", "جنگ سی‌ساله", "پروتستان", "فریدریک ویلیام یکم", "نیروی نظامی", "امپراتوری اتریش", "پادشاهی سوئد", "قرارداد وِلاوا", "صلح الیوا" ]
[ "براندنبورگ-پروس", "آلمان در ۱۶۱۸ (میلادی)", "آلمان در ۱۷۰۱ (میلادی)", "آلمان در سده ۱۷ (میلادی)", "اتحادهای شخصی", "انحلال‌های ۱۷۰۱ (میلادی) در آلمان", "انحلال‌های دهه ۱۷۰۰ (میلادی) در امپراتوری مقدس روم", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۶۱۸ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای منحل‌شده در ۱۷۰۱ (میلادی)", "ایالت‌های امپراتوری مقدس روم", "بنیان‌گذاری‌های ۱۶۱۸ (میلادی) در امپراتوری مقدس روم", "بنیان‌گذاری‌های دهه ۱۶۱۰ (میلادی) در آلمان", "پروس در سده ۱۷ (میلادی)", "تاریخ آلمان", "تاریخ اروپا", "تاریخ براندنبورگ", "تاریخ پروس", "تقسیمات کشوری پیشین آلمان", "زیربخش‌های پیشین براندنبورگ", "کشورهای پیشین در اروپا" ]
1,738
هفت هات
0
12
0
[]
false
1
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
یسنا هفت‌هات یا هفت فصل (به اوستایی: Haptanghaiti) نام دارد و شامل یسن ۳۵ تا ۴۱ است. اکنون چند دهه‌ای‌ست که تعلق این مجموعه به زرتشت اثبات شده است. کاربرد هپتن هایتی هفت‌هات نه چون گاهان که منظوم و تک‌گویانه است، اثری منثور و سامان‌مند است که هدف زرتشت از نگارش آن، ایجاد دعاهایی ثابت و رسمی برای کاربرد و بهره‌بری در آیینهای نیایشی و دینی بوده است. نثر عالی و درخشان هفت‌هات که مناسب برای خوانش منظم در آیین‌های دینی بوده، البته با نظم استادانه و ظریف گاهان تفاوت دارد اما فخامت کلامی و محتوایی هر دو اثر نشان دهنده تصمیم و عمل شخص زرتشت در آماده‌سازی دعاهایی مناسب برای استفاده و تلاوت در مراسم و آیین‌های دینی خود است. کتاب‌نامه بویس، مری (۱۳۷۶): «تاریخ کیش زرتشت»، جلد یکم، ترجمه همایون صنعتی‌زاده، انتشارت توس بویس، مری (۱۳۷۷): «چکیده تاریخ کیش زرتشت»، ترجمه همایون صنعتی‌زاده، انتشارات صفیعلی‌شاه متن برگرفته از کتاب نامبرده را می‌توانید در وبگاه بخوانید.
[ "اوستایی (زبان)", "زرتشت", "گاهان", "منظوم", "سامان‌مند", "تلاوت", "کتاب‌نامه", "مری بویس" ]
[ "اوستا", "زرتشت" ]
1,739
جام چهل‌کلید
0
34
0
[ "جام چهل كليد", "جام چهل کلید" ]
false
3
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جام چهل‌کلید یا چهل بسم الله یکی از سوغات‌های قدیمی شهر مشهد است. ظرفی است برنجی که همه جایش چهل آیه که با «قل» شروع می‌شود، حک کرده‌اند و چهل کلید کوچک با زنجیر به آن زده‌اند. جام چهل کلید را جام تفال و غیب گویی نیز نامیده‌اند. این گونه جام برنجی که در سده ۱۵ و ۱۶ میلادی با نقوش و زمینه مشکی با دست کنده کاری می‌شد، در دوران پیش از دودمان صفوی وجود نداشت و ظاهرا پس از روی کار آمدن خاندان صفوی برای فالگیری و طالع بینی از سوی غیب گویان و فالگیران بکار می‌رفت. بر لبه باریک جام، سوراخ ریزی وجود داشت که چهل قطعه کوچک و باریک مستطیل شکل برنجی، منقش به واژه‌های «بسم الله الرحمن الرحیم» در بندی به صورت کلاف در این سوراخ قرار می‌گرفت. لبه سطح بیرونی جام با نام چهارده معصوم به خط ثلث به صورت هشت کتیبه جدا از یکدیگر که به وسیله سه خط موازی از سطح زیرین مجزا شده نقش بسته بود، بعلاوه هشت دایره کوچک مزین به خطوط اسلیمی، این کتیبه‌ها را از هم جدا ساخته. زمینه بیرونی ظرف با اعداد و حروف سحر آمیز و طلسماتی که بر اسرار آن تنها افسونگران و فالگیران آشنایی داشتند پوشیده شده و در میان هشت کتیبه مستطیلی شکل که در بین هشت دایره ترسیم شده دعای نادعلی به خط نستعلیق نقش شده بود. در بخش داخلی این اثر نفیس، کتیبه‌هایی با عناوین آیه‌الکرسی، انا فتحنا، سوره حمد، سوره نصر، سوره ناس و سوره قارعه مشاهده می‌شود و در بخش بیرونی، آیه و ان یکاد، اسامی دوازده معصوم، دعای نادعلی، آیه‌های قرآنی و دوازده صورت فلکی حک شده‌است. در قدیم، برخی مردم عقیده داشتند که گاهی در حمام‌ها جنیان رفت و آمد می‌کنند، به همین دلیل برای دفع جنیان به عواملی چون جام چهل کلید متوسل می‌شدند. در حال حاضر، این اثر در موزه مردم‌شناسی آستان قدس رضوی واقع در سردر غربی صحن جامع رضوی به نمایش درآمده‌است. اما امروزه شکل و نحوه کار این جام تغییر کرده‌است، به طوری‌که در فروشگاه‌ها و اماکنی که انواع سوغات مشهد عرضه می‌شود، جام‌هایی طلایی رنگ به چشم می‌خورد که روی هم چیده شده‌اند و در بازار، بنا به شکل ظاهری آن به جام چهل کلید معروف است. گویا این جام جایگزین همان جام دوران صفویه شده‌است. بنا بر گفته‌ها، این جام برای گشایش کار، بخت‌گشایی و چله بریدن نوزاد کاربرد دارد. نماد دست که در برخی جام‌ها به صورت عمودی از میان ظرف بیرون آمده، از طراحی‌هایی است که بعدها به این جام اضافه شده‌است و برخی زائران این جام را به عنوان نمادی برای گرفتن حاجات تهیه می‌کنند. در گذشته، بسیاری از زائران کاسه‌ای نذر حرم می‌کردند تا لب تشنگان بارگاه ملکوتی حضرت رضا(ع) را سیراب کنند و جالب اینجاست که عده‌ای برای شفا گرفتن، همین کاسه‌ها را به نیت شفا با خود به شهرشان می‌بردند، اما به طور کلی کاسه‌های طلایی در شهر مشهد، نماد تبرک و نوشیدن آب به نیت شفاست و یکی از سوغات سنتی این شهر تلقی می‌شود. می‌گویند از این جام برای رفع و دور کردن جن‌ها نیز استفاده می‌شده‌است (کتاب تهران قدیم، ناصر نجمی، ص ۲۱۸)
[ "مشهد", "کلید", "جام", "تفأل", "صفویان", "چهارده معصوم", "اسلیمی", "افسون", "کتیبه", "نادعلی", "نستعلیق", "موزه مردم‌شناسی آستان قدس رضوی", "جن", "کتاب تهران قدیم", "ناصر نجمی" ]
[ "اساطیر ایرانی", "جن", "عاشورا", "نمادهای مذهبی شیعه" ]
1,741
ارتش سرخ
3
414
0
[ "ارتش شوروی", "ارتش شوروي", "ارتش سرخ شوروی", "ارتش سرخ روسیه", "ارتش سرخ شوروي", "ارتش سرخ روسيه" ]
false
386
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
پرچم ارتش سرخ ارتش سرخ و RKKA کوچک شده کلمه‌های ارتش سرخ کارگران و کشاورزان در زبان روسی است. ارتش سرخ، یک نیروی مجهز بود که توسط بلشویک‌ها طی جنگ داخلی روسیه به وجود آمد و سازماندهی شد. این نیروی نظامی سپس در سال ۱۹۲۲ میلادی به اصلی‌ترین نیروی نظامی اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد. رنگ «سرخ» به جاری شدن خون طبقه کارگر در مبارزه با نظام سرمایه‌داری اشاره دارد. لئون تروتسکی (کمیسر جنگ در زمان ولادیمیر لنین) نقش بزرگی را در سازماندهی و به‌کارگیری ارتش سرخ داشت. در ژوئن ۱۹۴۱ و در بین جنگ جهانی دوم، حزب کمونیست شوروی به رهبری ژوزف استالین ۹۵ هزار تن را بسیج کرد. در ۱۹۴۳ حزب کمونیست ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تن عضو داشت و تقریبا همین تعداد در سازمان جوانان این حزب بودند که در جبهه‌ها فعالیت داشتند. حزب کمونیست شوروی، در مناطق اشغال شده توسط آلمان نازی هم، توانست نیروهای پارتیزان را سازماندهی کند. تعداد پارتیزان‌ها یک میلیون نفر بودند که از ۱۰۰۰ واحد مخفی تشکیل شده‌بودند. یک آمریکایی به نام اورل هاریمان در کتابی که سال ۱۹۷۵ به نام «فرستاده ویژه» منتشر شد، نوشت: «استالین از روزولت اطلاعات بیشتری داشت، از چرچیل واقع‌گرا‌تر بود و از جنبه‌های مختلفی بهترین فرمانده جنگی بود.» ارتش سرخ در نهایت با فداکاری‌های اعضای آن بر نیروهای آلمان نازی پیروز شد و جایگاه ویژه‌ای را در جهان برای شوروی فراهم ساخت. جنگ‌ها جنگ افغانستان در تاریخ ۶ دی (جدی) ۱۳۵۸ خورشیدی، لشکر ۴۰ زرهی ارتش سرخ به افغانستان حمله کرد. ارتش سرخ ژاپن ارتش روسیه جنگ داخلی روسیه لئون تروتسکی سرودهای جمعی ارتش سرخ یگان‌های رزمی شوروی در آلمان فهرست هواپیماهای ارتش اتحاد جماهیر شوروی
[ "زبان روسی", "بلشویک", "جنگ داخلی روسیه", "اتحاد جماهیر شوروی", "سرخ", "طبقه کارگر", "کاپیتالیسم", "لئون تروتسکی", "ولادیمیر لنین", "جنگ جهانی دوم", "ژوزف استالین", "آلمان نازی", "فرانکلین دلانو روزولت", "وینستون چرچیل", "۶ دی", "افغانستان", "ارتش سرخ ژاپن", "ارتش روسیه", "سرودهای جمعی ارتش سرخ", "یگان‌های رزمی شوروی در آلمان", "فهرست هواپیماهای ارتش اتحاد جماهیر شوروی" ]
[ "ارتش‌های منحل‌شده", "شاخه‌های نظامی حزب‌ها", "نیروهای مسلح روسیه", "نیروی زمینی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی", "واحدها و تشکیلات نظامی بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۱۸ (میلادی)", "واژگان دوره شوروی" ]
1,743
فیلم
6
7,682
0
[ "فيلم", "فیلم سینمایی", "فیلمی", "فيلم سينمايي", "فيلمي", "تصاویر متحرک" ]
false
7,405
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
دوربین مقدماتی ۱۶ میلی‌متری بولکس که پیش‌تر برای آموزش فیلم‌سازی به کار می‌رفت فیلم یا پرده‌بینی اصطلاحی است که به‌طور عام شامل تصاویر و عکس‌های متحرک و همچنین زمینه می‌گردد. ریشه این نام در این واقعیت است که فیلم عکاسی به‌طور تاریخی عنصر اساسی رسانه ضبط و پخش تصاویر متحرک به حساب می‌آمده‌است. تولید فیلم‌ها از طریق ضبط تصویر مردم و اشیاء واقعی با دوربین یا به وجود آوردن آن‌ها از طریق تکنیک‌های انیمیشن یا جلوه‌های ویژه است. فیلم‌ها از مجموعه‌ای از قاب‌های انفرادی تشکیل شده‌اند که زمانی که به سرعت و پشت سرهم نمایش داده می‌شوند، توهم حرکت را در بیننده بوجود می‌آورند. بر اثر پدیده‌ای به نام ماندگاری تصویر که بر اثر آن یک منظره برای کسری از ثانیه پس از بین رفتن آن در حفظ می‌کنند، چشمک‌های بین تصاویر، قابل رویت نیستند. هم‌چنین عامل ارتباط عامل دیگری است که باعث مشاهده تصاویر متحرک می‌گردد. این اثر روانی به نام حرکت بتا معروف است. از نظر بیش‌تر افراد فیلم از انواع مهم هنر به‌شمار می‌آید. فیلم‌ها قابلیت سرگرم کردن، آموزش، روشنگری والهام بخشیدن به بیننده را دارند. عوامل دیداری سینما، نیاز به هیچ نوع ترجمه‌ای ندارد و قدرت ارتباطات جهانی را به یک محصول تصویر متحرک می‌بخشند. هر فیلم قابلیت جذب مخاطبان جهانی را دارد به‌خصوص اگر از تکنیک‌های دوبله یا زیرنویس که گفتار را ترجمه می‌سازد، بهره جسته باشد. فیلم‌ها هم‌چنین محصولاتی هستند که توسط فرهنگ‌های مشخص تولید شده و آن فرهنگ‌ها را منعکس کرده و همچنین از آن‌ها تاثیر می‌پذیرد. تاریخچه فیلم برادران لومیر در اوایل دهه ۱۸۶۰ میلادی، با استفاده از وسایلی مانند زنده‌گرد و پراکسینوسکوپ، سازوکارهای تولید مصنوعی به وجود آمد و تصاویر دو بعدی متحرک به نمایش درآمدند. این ماشین‌ها از انواع تکامل یافته ابزارهای ساده اپتیکی مانند توری‌های سحرآمیز بودند. این ابزار توان نمایش متوالی تصاویر با سرعتی را داشتند که در آن تصاویر به شکل متحرک به نظر می‌رسیدند. این پدیده، ماندگاری منظر نام گرفت. طبیعتا، تصاویر می‌بایست به‌طور دقیق طراحی می‌شدند تا اثر مورد نظر را داشته باشند، به همین منظور اصول زیربنایی خاصی به‌عنوان بنیان ساخت فیلم انیمیشن در نظر گرفته شدند. با پیشرفت فیلم سلولوئید به منظور عکاسی ثابت، امکان گرفتن عکس از اشیاء متحرکی که در حال حرکت بودند نیز ممکن شد. در مراحل اولیه فناوری گاهی لازم بود که شخص بیننده برای مشاهده تصاویر، در داخل دستگاه مخصوصی نگاه کند. در دهه ۱۸۸۰ میلادی، با ساخته شدن دوربین تصاویر متحرک، گرفتن تصاویر تکی و ضبط آن‌ها بر روی یک حلقه ممکن شد که به سرعت به اختراع پروژکتور تصویر متحرک انجامید. این دستگاه نور را از فیلم پردازش و چاپ شده می‌گذراند و با کمک بزرگ‌نمائی اپتیکی «تصاویر در حال حرکت» را بر روی پرده‌ای (معمولا نقره‌ای رنگ) نمایش می‌داد. این حلقه‌های فیلم‌های نمایش داده شده به نام «تصاویر متحرک» معروف شدند. نخستین فیلم‌های تصاویر متحرک، حالت صحنه ایستا داشتند و در آن‌ها یک حادثه یا عمل، بدون هیچ‌گونه ویرایش کردن یا دیگر تکنیک‌های سینمایی، به نمایش درمی‌آمدند. تصاویر متحرک تا پایان سده ۱۹ میلادی، تنها به‌عنوان هنر دیداری به حساب می‌آمدند. اما ابتکار فیلم‌های صامت ذهنیت مردم را نیز در اختیار گرفته بود. در آغاز سده ۲۰ میلادی، رفته رفته ساختار داستانی فیلم‌ها شکل گرفت. در این دوره فیلم‌هایی به صورت صحنه دنباله‌دار ساخته شدند که در مجموع یک داستان را نقل می‌کردند. سپس این صحنه‌ها جای خود را به صحنه‌های چندگانه از زوایا و ابعاد متفاوت دادند. تکنیک‌های دیگر مانند حرکت دوربین نیز به‌عنوان راه‌های اثرگذار در بیان داستان فیلم به کار گرفته شدند. صاحبان سالن‌های تئاتر نیز به جای این‌که تماشاگران را در سکوت نگاه دارند، با در اختیار گرفتن یک پیانیست یا نوازنده ارگ یا یک ارکستر کامل، به نواختن موسیقی، متناسب با فضای هر صحنه فیلم اقدام می‌نمودند. در آغاز دهه ۱۹۲۰ میلادی، همراه بیش‌تر فیلم‌ها، فهرست موسیقی‌های فیلم هم عرضه می‌شدند. در محصولات شاخص، این موسیقی‌ها با فیلم عرضه می‌گردید. رشد صنعت سینما در اروپا با بروز جنگ جهانی اول متوقف گردید و این در حالی بود که صنعت فیلم در ایالات متحده با ظهور هالیوود به شکوفایی رسید. به‌هرحال در دهه ۱۹۲۰ میلادی، فیلم‌سازان اروپائی مانند سرگئی آینشتاین و فردریش ویلهلم مارنائو به همراهی مبتکر آمریکایی دی. دبلیو. گریفیت و دیگران، به ارتقاء سطح این رسانه پرداختند. در دهه ۱۹۲۰ میلادی، فناوری‌های نو، الصاق حاشیه صوتی گفتار، موسیقی و افکت‌های صوتی متناسب با نوع صحنه به فیلم را ممکن ساختند. این فیلم‌های صوت‌دار در آغاز با نام «تصاویر با صدا» یا «تاکیز» شناخته می‌شدند. پیشرفت مهم بعدی در صنعت سینما، معرفی رنگ بود. اگرچه اضافه شدن صدا، به سرعت گسترش یافت اما رنگ به تدریج مورد استفاده قرار گرفت. بیشتر مردم رنگی بودن فیلم برایشان مهم نبود. اما هم‌چنان‌که روش‌های پردازش رنگ بهبود می‌یافت و در مقایسه با فیلم‌های سیاه و سفید قابل رقابت‌تر می‌گشتند، فیلم‌های رنگی بیش‌تر و بیش‌تر تولید می‌شدند. این زمان هنگام پایان جنگ جهانی دوم بود. فیلم سازان آمریکایی رنگ را به‌عنوان عنصر اصلی جذب مخاطب تشخیص دادند و از آن در رقابت با تلویزیون (که تا اواسط دهه ۱۹۶۰ میلادی به صورت رسانه‌ای سیاه و سفید باقی‌مانده بود) مورد استفاده قرار داد. در پایان دهه ۱۹۶۰ میلادی، رنگ به‌عنوان شیوه عادی کار فیلم‌سازان مطرح شد. دهه‌های ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی شاهد تغییرات در روش تولید و سبک فیلم بودند. هالیوود جدید، موج جدید فرانسوی و ارتقاء فیلم‌های فیلم‌سازان تحصیل‌کرده و مستقل؛ همه و همه از دگرگونی‌هایی بودند که فیلم، آن‌ها را در نیمه دوم سده ۲۰ میلادی تجربه نمود. در پایان سده ۲۰ و در آستانه ورود به سده ۲۱ میلادی، فناوری دیجیتال و استفاده از رایانه‌ها، انقلابی در روش تهیه، پخش و نمایش فیلم پدیدآورد. استفاده از رایانه‌ها برای ساختن جلوه‌های ویژه، پویانمایی‌های پیچیده و ضبط و پخش صدا نزدیک به واقعیت صحنه، دگرگونی‌های فراوانی را سبب شد. در آغاز دهه ۲۱ میلادی تلاش‌هایی برای تلفیق فیلم و واقعیت مجازی در جریان است. صنعت فیلمسازی در ایران بیش از صد سال است که راه اندازی شده‌است. تئوری فیلم تئوری فیلم در جستجوی بسط مفاهیم مختصر و سیستماتیک که بر مطالعه فیلم/سینما به‌عنوان یک هنر دلالت دارند، است. تئوری‌های کلاسیک فیلم چهارچوبی ساختاری در خصوص موضوعات کلاسیک تکنیک‌های داستان سرائی، دایجسیز، قوانین سینما، «تصویر»، دسته، فردیت و تالیف فراهم می‌آورد. اکثر تجزیه و تحلیل‌های جدید به مسائلی از قبیل روش تحلیل روانی تئوری فیلم، ساختارگرائی تئوری فیلم، تئوری زن‌سالاری فیلم و دیگر موارد مشابه توجه نشان داده‌اند. نقد فیلم مسعود فراستی (منتقد سینما) نقد فیلم به معنی تحلیل و ارزیابی فیلم است. به صورت کلی، نقد را می‌توان به دو گروه تقسیم نمود؛ نقادی فیلم توسط افراد صاحب‌نظر در رشته فیلم‌سازی و نقادی روزنامه‌ای که به صورت روزمره در روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها دیده می‌شود. منتقدین فیلم که برای روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌های گروهی کار می‌کنند، به‌طور عمده بر روی فیلم‌های جدید نظر می‌دهند. آن‌ها به صورت عادی فقط یک‌بار فیلم مورد نظر را دیده و فقط یک یا دو روز وقت دارند تا نظر خود را ارائه نمایند. علی‌رغم این موضوع، منتقدین تاثیری عمده بر فیلم‌ها دارند به‌خصوص آن‌هایی که دارای یک نوع خاص هستند. فیلم‌های پر طرفدار اکشن، ترسناک. کمدی کمتر مورد قضاوت منتقدین قرار دارند. از سوی دیگر خلاصه طرح و شرح و بسط یک فیلم که موضوع اصلی مرور آن به حساب می‌آیند نیز تاثیر عمده‌ای بر انتخاب فیلم توسط بینندگان دارد. در فیلم‌های معتبر مانند درام، تحت تاثیر قرار دادن بیننده از اهداف اصلی و بسیار مهم محسوب می‌گردد. تحلیل‌های ضعیف، گاهی اوقات یک فیلم را تا درجه گمنامی و زیان مالی پیش می‌برند. نشریات تخصصی زیادی در زمینه نقد فیلم در جهان وجود دارند. به عنوان مثال کایه دو سینما (به فرانسوی:Cahiers du cinéma، به معنی دفترچه‌های سینما) یک مجله سینمایی تاثیرگذار و معتبر فرانسوی است که در سال ۱۹۵۱ توسط آندره بازن، ژاک دونیول-والکروز و ژوزف-ماری لودوکا بنیان گذاشته شد. ماهنامه فیلم مجله تاثیرگذار و معتبر ایرانی. این ماهنامه از سال ۱۳۶۰ شروع به فعالیت کرد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول این نشریه مسعود مهرابی است. تاثیر نظرات یک منتقد بر روی نحوه عملکرد اکران یک فیلم مشخص محل بحث دارد. برخی ادعا می‌کنند که امروزه نحوه بازاریابی سینما به‌گونه‌ای گسترده و فشرده و از نظر مالی برنامه‌ریزی شده‌است که منتقدین توان تاثیرگذاری بر آن را ندارند؛ ولی به‌هرحال، مردودیت فاجعه بار برخی فیلم‌هایی که به نحو گسترده‌ای بر موفقیت آن‌ها سرمایه‌گذاری شده بود بر اثر نقادی تند آن‌ها و هم‌چنین موفقیت غیرقابل پیش‌بینی فیلم‌های مستقلی که نقد مثبت داشته‌اند، نشانگر این موضوع است که تاثیر نظرات منتقدین می‌تواند اثرات بسیار عمیقی داشته باشد. برخی دیگر اعتقاد دارند که نقد مثبت فیلم باعث ایجاد اشتیاق در بینندگان فیلم‌های کم شهرت بوده‌است. برعکس، فیلم‌های متعددی وجود داشته‌اند که شرکت‌های فیلم‌ساز به‌قدری به آن‌ها بی‌اعتماد بوده‌اند که به جهت جلوگیری از افت فروش، به منتقدین اجازه ارائه نظراتشان را نداده‌اند. به‌هرحال، این کار نتیجه منفی داشته و منتقدینی که نسبت به این تاکتیک حساس بوده‌اند، به جامعه هشدار داده‌اند که این فیلم ارزش دیدن را ندارد که در نتیجه این‌گونه فیلم‌ها اقبال چندانی نیافتند. مسئله مورد مناقشه آن است که منتقدین روزنامه‌ای فیلم را باید مرورگر فیلم نامیده و منتقدین واقعی فیلم آن‌هایی هستند که به صورت آکادمیک به نقد فیلم می‌پردازند. این روش فکری را معمولا به نام تئوری فیلم یا مطالعات فیلم می‌شناسند. تلاش اصلی منتقدین، فهم روش کارکرد فیلم و تکنیک‌های فیلم‌برداری و تاثیرات آن‌ها بر روی مردم است. نتیجه کارکرد منتقدین بیش از آن‌که در روزنامه‌ها چاپ یا در تلویزیون نمایش داده شود، در ژورنال‌های تخصصی و گاهی اوقات نیز در مجلات معتبر جامعه ارائه می‌گردند. همچنین گاهی اوقات منتقدین با کالج‌ها و دانشگاه‌ها همکاری می‌نمایند. صنعت تصاویر متحرک چارلی چاپلین بلافاصله پس از ابداع صنعت پردازش، حرفه ساخت و نمایش تصاویر متحرک به‌عنوان منبع کسب درآمد مطرح گردید. پس از مشاهده نتیجه موفقیت‌آمیز ابتکار جدید خود و محصول خروجی آن در فرانسه، برادران لومیر اقدام به برگزاری تور دور قاره اروپا به منظور به نمایش‌گذاری خصوصی اولین فیلم‌های خود برای عوام و خواص جوامع نمودند. آن‌ها در هر کشور به‌طور عادی مناظری جدید از محلات را به آلبوم خود اضافه نموده و خیلی سریع طرف‌های تجاری در کشورهای مختلف اروپا پیدا نمودند تا خریدار وسایل و عکس‌های آن‌ها بوده و در امر صادرات، واردات و تجاری کردن محصولات صحنه‌ای یاور آنان باشند. درسال ۱۸۹۸، نمایش احساس اوبرامرگوا اولین فیلم تجاری شد که تا آن زمان تولید گشته بود. به زودی فیلم‌های دیگر نیز ارائه گشتند تا صنعت فیلم به‌عنوان صنعتی نو و مستقل جهان واریته را تحت‌الشعاع قرار دهد. شرکت‌های اختصاصی جهت تولید و توزیع فیلم به وجود آمدند و این در حالی بود که بازیگران سینما از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار گشته و اجرت‌های سنگینی را برای بازی در فیلم‌ها طلب می‌نمودند. قبل از آن یعنی در سال ۱۹۱۷، چارلی چاپلین قراردادی برای حقوق سالیانه یک میلیون دلار منعقد نموده بود. امروزه در ایالات متحده، عمده صنعت فیلم‌سازی در اطراف هالیوود متمرکز شده‌است. هم‌چنین مراکز محلی سینمایی در بسیاری از مناطق جهان به وجود آمده‌اند و به‌عنوان مثال صنعت فیلم سازی هندوستان که مرکز آن در حوالی «بالیوود» قرار دارد که در سال بیش‌ترین تعداد فیلم در جهان را تولید می‌نمایند. این‌که اگر در سال ده هزار فیلم با خصوصیات مثبت توسط صنایع سان فرناندو ولی پورنوگرافی تولید شوند، نکته قابل مناقشه آن است که این فیلم‌ها بایستی تعیین صلاحیت شوند. اگر چه هزینه‌های تولید فیلم باعث هدایت تولیدات سینما به سمت تمرکز در تحت نظر استودیوهای سینمایی گردید، پیشرفت‌های جدید در مقرون به صرفه ساختن تجهیزات ساخت فیلم باعث شکوفائی تولیدات مستقل فیلم شد. سود به‌عنوان یک عامل کلیدی در هر صنعتی مطرح است، با توجه به ماهیت هزینه‌بر و مخاطره‌آمیز بودن فیلم‌سازی، برای ساخت بسیاری از فیلم‌ها نیاز به هزینه‌های بیش از حد دارد. یک مثال منفی این مورد فیلم واتر ورلد کوین کاستنر است. با این حال، تلاش بسیاری از فیلم‌سازان به دنبال خلق آثاری است که از لحاظ اجتماعی مقبولیت پیدا نمایند. جایزه دانشگاهی (که به نام «اسکار» نیز شناخته می‌شود) مهم‌ترین جوایزی است که در ایالات متحده به فیلم‌های برتر اعطاء گشته و براساس شایستگی‌های هنری آن باعث شناسائی جهانی آن فیلم می‌گردد. هم‌چنین، فیلم‌ها به سرعت جای خود را در آموزش، به جا و در کنار صحبت‌ها و متون استاد باز نمودند. مراحل فیلم‌سازی تعداد و نوع کارکنان لازم جهت تهیه فیلم بستگی به ماهیت آن دارد. بسیاری از فیلم‌های حادثه‌ای هالیوود نیاز به صحنه سازی‌های کامپیوتری (سی.جی. آی) دارند که توسط یک دوجین عوامل قالب‌های سه بعدی، انیمیشن کارها، روتوسکوپ کارها و سازندگان تدارک می‌گردند. به‌هرحال، یک فیلم کم خرج مستقل توسط عوامل اصلی که معمولا دستمزد کمی هم دارند قابل ساخت است. کار فیلمسازی در تمام نقاط دنیا با استفاده از فناوری‌ها، سبک‌های بازی و اقسام آن در حال انجام است. بودجه برخی از این فیلم‌ها بسیار زیاد و در حد تعهد دولتی است مانند نمونه‌هایی در چین و در مقابل برخی دیگر در حد فیلم‌سازی در سیستم استودیوی آمریکا هزینه‌بر هستند. مراحل مرسوم فیلم‌سازی در ایران شامل پنج مرحله اساسی است: فیلمنامه‌نویسی پیش تولید تولید پس تولید توزیع مدت زمان لازم برای این مراحل معمولا سه سال است. سال اول صرف مرحله «ارتقاء» است. در سال دوم مراحل «قبل از تولید» و «تولید» به انجام می‌رسند. سال سوم نیز به مراحل «بعد از تولید» و «توزیع» اختصاص می‌یابد. عوامل فیلم داریوش مهرجویی در پشت صحنه فیلم‌برداری عوامل فیلم عبارت‌اند از گروهی از مردم که به منظور تولید یک فیلم یا پروژه تصویر متحرک توسط شرکت فیلم‌ساز استخدام می‌شوند. نظیر «پخش»، «بازیگران» که در جلوی دوربین ظاهر می‌شوند و افرادی که برای شخصیت‌های فیلم صداسازی می‌نمایند و… فیلم‌سازی مستقل فیلم‌سازی مستقل معمولا در خارج از هالیوود و دیگر سیستم‌های استودیویی انجام می‌شود. یک فیلم مستقل (یا فیلم هند و چین) فیلمی است که در ابتدا بدون برنامه‌ریزی مالی و توزیع حمایت شده از سوی استودیوهای فیلم‌سازی عظیم ساخته می‌شود. خلاقیت، تجارت و دلایل تکنولوژیکی تماما از عوامل رشد فیلم‌های هند و چین در اواخر سده ۲۰ و اوایل سده ۲۱ به حساب می‌آیند. از منظر خلاقیت، جلب حمایت استودیوها برای فیلم‌های آزمایشی بسیار دشوار است. وجود اجزای آزمایشی در موضوع و سبک از جمله مسائل ممنوعه استودیوهای بزرگ فیلم‌سازی هستند. از لحاظ کاری، بودجه‌های سنگین استودیوهای فیلم‌سازی نیز آن‌ها را به سوی انتخاب‌های محافظه‌کارانه در مسائل مربوط به پخش و گزینش عوامل سوق می‌دهد. این مشکل با در نظر گرفتن مسائل مشارکتی شرکت‌ها نیز بیش‌تر تشدید می‌گردد. (مشارکت از ۱۰٪ در سال ۱۹۸۷ به حدود دو سوم فیلم‌ها در سال ۲۰۰۰ توسط شرکت برادران وارنر افزایش پیدا کرده‌است. یک مدیر تولید ناشناس تا زمانی که تجارب موفقی در فیلم‌سازی صنعتی یا تلویزیون نداشته باشد، تقریبا هیچگاه در استودیوها پذیرفته نمی‌شود. استودیوها هم‌چنین از هنرپیشگان غیرمعروف در فیلم‌های خود و به‌خصوص در نقش‌های کلیدی استفاده نمی‌نمایند. تا زمان ابداع دیجیتال، هزینه‌های تجهیزات حرفه‌ای فیلم و نگاه‌داری آن‌ها نیز از جمله موانع اصلی در تولید، مدیریت، یا بازیگری در فیلم‌های استودیوهای سنتی به‌شمار می‌آمد. سرعت بالا رفتن هزینه‌های ساخت یک فیلم ۳۵ میلی‌متری از نرخ تورم نیز افزون است. تنها در سال ۲۰۰۲ و بنا به گزارش مجله ورایته هزینه نگاتیو فیلم ۲۳٪ افزایش نشان داده‌است. فیلم‌ها هم‌چنین نیازمند صرف هزینه‌های سنگین روشنائی و تجهیزات مربوط به مرحله پس تولید هستند. ابداع دوربین‌های مصرفی کمکوردر در سال ۱۹۸۵ و از آن مهم‌تر به بازار آمدن ویدئوی دیجیتال کیفیت بالا در اوایل دهه ۱۹۹۰، موانع تکنولوژیکی تولید فیلم را تا حد زیادی کاهش دادند. در این راستا هزینه‌های مراحل تولید و پس از تولید نیز به نحو شایسته‌ای کاهش یافتند؛ امروزه، تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مربوط به مرحله پس از تولید را می‌توان بر روی یک کامپیوتر شخصی نصب نمود. فناوری‌هایی مانند دی وی دی، اتصالات فایر وایر و سیستم غیرخطی ویرایش، هم‌چنین نرم‌افزارهای حرفه‌ای مانند ادوبی پریمیر و فاینال کات شرکت اپل و آی مووی، امر فیلم‌سازی را به صورتی کم هزینه میسر ساخته‌است. از زمان معرفی فناوری دی وی، امر تولید بیش از پیش مردمی گشت. در حال حاضر فیلم‌سازان این امکان را دارند که کار فیلم‌برداری و ویرایش یک فیلم، تولید و ویرایش صدا و موسیقی و میکس نهائی را بر روی یک کامپیوتر خانگی انجام دهند. به هر حال، در عین حالی که روش‌های تولید مردمی گشته‌اند، مسائلی مانند بودجه‌بندی، توزیع و بازاریابی هنوز مشکل و در قالب سیستم سنتی انجام می‌پذیرند. بسیاری از فیلم‌سازان مستقل برای جلب توجه عموم به فیلم خود و فروش آن بروی جشنواره‌ها حساب می‌کنند. انیمیشن 200px انیمیشن نام تکنیکی است که در آن هر فریم فیلم به صورت انفرادی چه به صورت یک گراف یک کامپیوتری یا عکاسی از یک تصویر یا ایجاد تغییرات مکرر کوچک در یک واحد مدل (قسمت کلای میشن و استاپ موشن) تولید و سپس فیلم‌برداری نتیجه توسط یک دوربین مخصوص انجام می‌پذیرد. هنگامی‌که فریم‌ها به صورت سلسله‌وار به هم متصل شدند، فیلم حاصله را با سرعت ۱۶ فریم در ثانیه یا بیشتر ملاحظه می‌نمایند. نتیجه آن خواهد بود که این تصاویر بر اثر قانون ماندگاری تصویر به صورت متحرک به نظر می‌رسند. اگرچه توسعه انیمیشن کامپیوتری باعث سرعت بخشیدن به این مراحل گردیده ولی باز هم تولید چنین فیلمی مستلزم کار زیاد و خسته‌کننده‌است. فرمت‌های فیلم از قبیل جی.آی. اف، کوئیک تایم، شاک ویو و فلاش امکان دیدن انیمیشن بر روی کامپیوتر یا بر روی اینترنت را فراهم می‌سازد. نظر به این‌که ساخت انیمیشن خیلی زمان‌بر و گاه خیلی هزینه‌بر است، بسیاری از انیمیشن ساخته شده برای تلویزیون و سینما توسط استودیوهای حرفه‌ای انیمیشن تولید می‌گردند. به‌هرحال، زمینه تولید انیمیشن مستقل از حداقل دهه ۱۹۵۰ با تولید انیمیشن‌های تولیدی استودیوهای مستقل (و گاهی توسط افراد مستقل) نیز انجام می‌پذیرفته‌است. بسیاری از تولیدکنندگان مستقل انیمیشن بعدها وارد صنعت حرفه‌ای انیمیشن گردیدند. انیمیشن محدود روشی جهت افزایش تولید و کاهش هزینه‌های انیمیشن از طریق استفاده از میان برها در مراحل پردازش انیمیشن محسوب می‌گردد. این روش ابتدا توسط شرکت یو.پی. ای به کار گرفته شد و سپس توسط هانا باربرا مرسوم (یا به اعتقاد برخی سوء استفاده) گردید که در مراحل بعد توسط استودیوهای دیگر به‌عنوان کارتن اقتباس شده از سینما به تلویزیون مورد استفاده قرار گرفت. اگرچه در حال حاضر اکثر استودیوهای انیمیشن از تکنولوژی‌های دیجیتال در محصولات خود بهره می‌جویند، هنوز سبک خاصی از انیمیشن وجود دارد که بستگی به فیلم دارد. در انیمیشن بدون دوربین، که توسط فیلم سازانی مانند نورمن مک لارن، لن لای و استان براک هیج مشهور گردید، تصاویر نقاشی شده و به‌طور مستقیم از قطعات فیلم گرفته شده و نهایتا از طریق یک پروژکتور پخش می‌گردد. محل نمایش فیلم سالن سینما پس از مراحل اولیه تولید، به‌طور عادی فیلم را در سینما تئاتر یا سینما به بینندگان نمایش می‌دهند. اولین سالن تئاتری که طراحی آن انحصارا به‌عنوان سینما انجام شده بود در سال ۱۹۰۵ در پیترزبورگ، پنسیلوانیا گشایش یافت. در عرض چند سال هزاران سالن تئاتر مشابه ساخته شده یا تغییر کاربری یافت. این تئاترها در ایالات متحده به نام سینما تئاتر نیکلویئون نیکلودئون شناخته شدند. دلیل انتخاب این نام نیز آن بود که هزینه ورودی آن‌ها معادل یک نیکل (پنج سنت) بود. به‌طور مرسوم، یک فیلم یک ارائه برجسته (یا فیلم برجسته) است. دو برجستگی فیلم عبارت‌اند از؛ «تصویر نوع A» با کیفیت بالا که توسط یک تئاتر مستقل به قیمتی مقطوع اجاره می‌شود، و «تصویر نوع B» با کیفیتی پایین که به صورت درصدی از درآمد خالص اجاره می‌گردد. امروزه، قطعات نمایشی که به‌عنوان پیش‌پرده فیلم‌ها (در تئاتر) نمایش داده می‌شوند شامل قطعاتی از فیلم‌های بعدی و تبلیغات پرداخت شده می‌گردد که هم‌چنین با نام تریلرها یا «توینتی» شناخته می‌شوند. به صورت کلی ساخت تمام فیلم‌ها برای نمایش در سینما تئاترها انجام می‌گیرد. توسعه تلویزیون باعث گردید تا فیلم‌هایی که دیگر در سینما تئاترها قابل نمایش نبودند برای گروه بیش‌تری از بینندگان نمایش داده شوند. از سوی دیگر فناوری ضبط فیلم نیز مصرف‌کنندگان را قادر ساخت تا کپی فیلم‌ها را به صورت‌های نوار ویدئو یا دی وی دی و فرم‌های قدیمی‌تر آن یعنی دیسک لیزری، سی دی و سلکتا ویژن، را خریده یا اجاره نمایند. از سوی دیگر دانلود کردن از روی اینترنت نیاز به‌عنوان منابع درآمد شرکت‌های فیلم‌ساز آغاز و مورد بهره‌برداری عموم قرار گرفت. در حال حاضر برخی فیلم‌ها مشخصا برای این روش‌ها به‌عنوان فیلم تلویزیونی یا فیلم ویدئویی ساخته می‌شوند. البته کیفیت این فیلم‌ها در مقایسه با فیلم‌های ساخته شده برای نمایش در سینما پایین‌تر ارزیابی می‌گردد؛ و به‌راستی که برخی اوقات فیلم‌هایی که از سوی استودیوها رد می‌شوند را در این بازارها عرضه می‌نمایند. سینما تئاترها به‌طور متوسط ۵۵٪ درآمد فروش بلیت خود را به‌عنوان هزینه اجاره فیلم به استودیوهای فیلم‌ساز می‌پردازند. البته در صد اصلی با رقم‌های بالاتر از این حد آغاز شده و در طی زمان نمایش به‌عنوان تشویق سالن‌ها به ادامه نمایش، کاهش می‌یابد. در هر صورت، تقاضای امروزی تنها این اطمینان را می‌دهد که اکران فیلم‌هایی که بازاریابی قوی بر روی آن‌ها انجام یافته، در سینما تئاترهای درجه یک، کمتر از ۸ هفته دوام بیاورد. فقط تعداد انگشت‌شماری فیلم در سال این قاعده را می‌شکنند. این نوع فیلم‌ها معمولا در ابتدا به صورت محدود در چند سالن توزیع شده و در واقع بر اثر تعاریف مثبت بین مردم و منتقدین، رشد می‌یابند. بر پایه تحقیق صورت گرفته توسط شرکت ابن امرو در سال ۲۰۰۰، حدود ۲۶٪ درآمد بین‌المللی استودیوهای هالیوود از طریق فروش بلیت در گیشه؛ ۴۶٪ از فروش فیلم بر روی نوارهای وی اچ اس و دی وی دی به مصرف‌کنندگان و ۲۸٪ از تلویزیون (پخش کابلی و پرداخت پس از رویت) حاصل می‌گردد. توسعه فناوری فیلم نوار فیلم شامل مواد سلولوئید شفاف، پلی استر، یا استات فیلم پایه بوده که با لایه‌ای از امولسیون حاوی مواد شیمیائی سبک و حساس پوشانیده شده‌است. ابتدائی‌ترین نوع فیلم که برای ضبط تصاویر متحرک مورد استفاده قرار گرفت از جنس نیترات سلولز بود که بعدها به دلیل خاصیت اشتعال‌زایی جای خود را به انواع مواد مطمئن‌تر داد. عرض نوار و نوع فیلم برای تصاویر ضبط شده بر روی حلقه آن نیز دارای تاریخچه‌ای غنی است. اگرچه هنوز هم فیلم‌های تجاری عظیم را بر روی نوارهای ۳۵ میلی‌متری تهیه و به بازار عرضه می‌کنند. در آغاز فیلم‌های تصویر متحرک را در سرعت‌های متفاوت تهیه و توسط دوربین‌ها و پروژکتورهای هندلی پخش می‌نمودند؛ اگر چه استاندارد سرعت فیلم صامت ۱۶ فریم در ثانیه‌است، تحقیقات موید آنست که سرعت فیلم‌برداری اکثر فیلم‌ها بین ۱۶ تا ۲۳ فریم در دقیقه بوده و حداکثر در ۱۸ فریم در ثانیه نمایش داده می‌شدند (معمولا حلقه‌های فیلم حاوی دستورالعملی بودند که نشان می‌داد چه صحنه‌هایی را باید با چه سرعتی نمایش بدهند) در اواخر دهه ۱۹۲۰ و هم‌زمان با معرفی فیلم‌های صدادار، سرعت فیلم‌ها نیز می‌بایست جهت هماهنگی آن با صدا، ثابت می‌گردید؛ بنابراین سرعت ۲۴ فریم در ثانیه را به دلیل این‌که پایین‌ترین (و طبعا ارزان‌ترین) سرعت متناسب با ارائه کیفی صوت محسوب می‌گشت را برگزیدند. از اواخر قرن نوزدهم بهبودهای فنی شامل مکانیزه شدن دوربین‌ها که امکان فیلم‌برداری با سرعت ثابت را فراهم می‌نمود، دوربین‌های بی‌صدا که امکان ضبط صدا در صحنه و بدون نیاز به بالون‌های هوائی بزرگ برای پوشش دوربین را در اختیار قرار می‌دادند، اختراع انواع پیچیده‌تر نوارهای فیلم و لنزها برای مدیران فیلم‌برداری امکان ساخت فیلم حتی در ضعیف‌ترین شرایط را فراهم می‌آورد. درهمین راستا، پیشرفت صدای هم‌زمان نیز باعث گردید تا بتوان صدا را کاملا متناسب با سرعت فضای صحنه مورد نظر ضبط نمود. هم‌چنین می‌توان صدا را به‌طور جداگانه از فیلم‌برداری تهیه نمود، ولی برای تهیه فیلم‌های اکشن زنده بسیاری از قسمت‌های صدا را معمولا به صورت هم‌زمان ضبط می‌نمایند. از زمانی‌که تکنولوژی به‌عنوان اساس عکاسی پیشرفت نمود، فیلم به‌عنوان یک رسانه، محدود به تصاویر متحرک نمی‌گردد. در حال حاضر می‌توان توالی پیش‌رونده تصاویر ثابت را به شکل نمایش اسلاید نمایش داد. نمایش فیلم هم‌چنین با فناوری چند رسانه همگام گردیده و اغلب به‌عنوان سند اولیه تاریخی مطرح می‌شود؛ ولی به هر حال، فیلم‌های تاریخی مشکلاتی از باب حفظ و نگهداری دارند که در این راستا، صنعت سینما در حال کشف روش‌های زیادی است. اکثر فیلم‌های ضبط شده بر روی نوار نیترات سلولز بروی فیلم‌های مدرن و ایمن کپی گردیدند. برخی استودیوها جهت حفظ فیلم‌های رنگی از شیوه جداسازی کلی استفاده می‌نمایند. در این روش سه نگاتیو سیاه و سفید که هر کدام در معرض گذراندن نور از فیلترهای رنگی قرمز، سبز و آبی (لزوما یک روش معکوس پردازش تکنی‌کالر) قرار می‌گیرند. روش‌های دیجیتال نیز جهت بازیابی فیلم به کار گرفته می‌شوند، اگرچه کهنه شدن زودهنگام این متدها باعث گردیده که انتخاب آن‌ها (از سال ۲۰۰۶) برای مقاصد حفظ فیلم، به ندرت انجام پذیرد. حفظ و نگه‌داری فیلم از پوسیدگی و خرابی هم باعث نگرانی مورخان فیلم و مسئولان بایگانی از یک سو و شرکت‌هایی که تمایل به حفظ آثار فعلی خود برای دستیابی نسل‌های آینده به آن‌ها (و بالطبع افزایش درآمد) دارند، از سوی دیگر گردیده‌است. نظر به نرخ بالای خرابی فیلم‌های رنگی نیترات و تک نوار، مسئله نگاه‌داری این نوع فیلم‌ها نگرانی بیشتری را ایجاد می‌نماید؛ با در نظر گرفتن روش‌های نگهداری و استفاده صحیح، فیلم‌های سیاه و سفید در بسته‌های ایمنی و فیلم‌های رنگی در مواد چاپی اشباع شده تکنیکالر بهتر نگه داشته می‌شوند. در دهه‌های اخیر، برخی فیلم‌ها با استفاده از فناوری‌های آنالوگ ویدئو ضبط شده‌اند که شبیه آنچه در تلویزیون استفاده می‌شود می‌باشند. تکنیک‌های مدرن دوربین‌های دیجیتال ویدئو نیز جای خود را باز نموده‌اند. این روش‌ها باعث افزایش بی‌حد سود فیلم‌سازان گردیده‌اند، زیرا می‌توان فوت بیش‌تر طول فیلم را بدون معطلی جهت پردازش فیلم ذخیره شده، ارزیابی و اصلاح کرد. اما هنوز مرحله انتقال بطئی بوده و از سال ۲۰۰۵ اکثر فیلم‌های اصلی سینما را نیز هنوز بر روی فیلم ضبط می‌نمایند. امروزه با توسعه تکنولوژی‌های نوین الکترونیکی، دیگر نیازی به صرف هزینه زیاد و تولید و تکثیر فیلم به صورت دی وی دی یا سی دی جهت معرفی به بینندگان و فروش آن‌ها نیست. با کمک سیستم‌های مشابه چاپ بنابر تقاضا کتاب، نسخه سی دی یا دی وی دی فیلم به محض سفارش آن در وب سایت‌های مخصوص فروش فیلم مانند آمازون تولید و به آدرس خریداران ارسال می‌گردد. بدین ترتیب دیگر نیازی به اتلاف تعداد زیاد سی دی و دی وی دی و فضای نگهداری برای آن‌ها نبوده، همچنین در صورت وجود اشکالات موردی این محصولات بدون صرف هزینه خاصی و در زمان کوتاه قابل اصلاح می‌باشد. به تازگی امکان معرفی و توزیع فیلم‌های ایرانی نیز با این روش توسط شرکت آمازون فراهم گردیده‌است. پایایی و دوام فیلم‌ها عمر فیلم از زمان ظهور به حدود یک سده می‌رسد؛ به‌هرحال این زمان را اگر با عمر هنرهای دیگر از قبیل نقاشی یا مجسمه‌سازی مقایسه کنیم چندان زمان طولانی به نظر نمی‌آید. در سال‌های ابتدائی دهه ۱۹۵۰، یک «تهدید» که توسط تلویزیون ایجاد شده بود تشخیص داده شد، به ویژه هنگامی که اف سی سی اقدام به گسترش تلویزیون در سال ۱۹۵۲ و در طی گسترش امتیاز تلویزیون خود نمود. مجلات تجاری مقالاتی در باب «مرگ تئاترهای محلی» به چاپ رسانیدند. با این حال، در زمان حاضر بسیاری اعتقاد دارند که فیلم هنری ماندگار و پایاست زیرا تصاویر متحرک قابلیت ایجاد تغییرات در احساسات آدمی را دارا هستند. صرف‌نظر از هنجارهای جامعه و تغییرات فرهنگی، هنوز هم شباهت‌های نزدیکی بین نمایش‌نامه‌های تئاتر کهن و فیلم‌های امروزی مشهود است. سینمای عشقی درباره دختری که عاشق مردی است که به هر دلیل نمی‌تواند با او باشد، فیلم‌هایی درباره یک قهرمان که در برابر تمام بدی‌های یک دشمن شیطان صفت قدرتمند می‌جنگد، کمدی‌هایی در خصوص زندگی روزمره و غیره تماما دارای زمینه‌هایی با موضوعات مشترک که در کتاب‌ها، نمایش‌نامه‌ها و دیگر مکان‌ها آمده، هستند. سینما تله‌فیلم سریال پویانمایی فیلم ویدئویی شبکه نمایش خانگی فیلم سه بعدی
[ "فیلم عکاسی", "رسانه", "انیمیشن", "جلوه‌های ویژه", "هنر", "دوبله", "زیرنویس", "عکاسی", "فیلم صامت", "فیلمنامه", "پیانو", "ارکستر", "ایالات متحده", "هالیوود", "فیلم ناطق", "رنگ", "صدا", "تلویزیون", "دیجیتال", "رایانه", "واقعیت مجازی", "سینما", "روزنامه", "رسانه‌های گروهی", "کایه دو سینما", "آندره بازن", "ماهنامه فیلم", "فرانسه", "برادران لومیر", "قاره اروپا", "چارلی چاپلین", "فیلم سازی", "بالیوود", "پورنوگرافی", "تولید فیلم", "جایزه اسکار", "فیلمسازی", "پس تولید", "توزیع", "هنرپیشه", "دوربین", "سینمای چین", "برنامه‌ریزی مالی", "مدیر تولید", "نرخ تورم", "ویدئوی دیجیتال", "کامپیوتر شخصی", "فایر وایر", "ادوبی پریمیر", "شرکت اپل", "جشنواره", "گرافیک کامپیوتری", "انیمیشن کامپیوتری", "کوئیک تایم", "هانا-باربرا", "مک لارن", "سینما تئاتر", "سالن تئاتر", "دی وی دی", "سی دی", "دانلود", "اینترنت", "تله فیلم", "بلیت", "وی اچ اس", "پلی استر", "سرعت فیلم", "قرن نوزدهم", "تکنی‌کالر", "تلویزیون آنالوگ", "ویدئو", "چاپ بنابر تقاضا", "شرکت آمازون", "نقاشی", "مجسمه‌سازی", "اف سی سی", "تله‌فیلم", "سریال (رادیو و تلویزیون)", "پویانمایی", "فیلم ویدئویی", "شبکه نمایش خانگی", "فیلم سه‌بعدی", "سایت آمازون", "ویراستاری", "انتشارات دانشگاه آکسفورد", "۱۹۹۹", "۲۰۰۲", "۱۹۷۴", "۱۹۹۹ (میلادی)", "رنگین کمان", "۱۹۸۰ (میلادی)", "دانشگاه کلمبیا", "۲۰۰۲ (میلادی)", "پل شرادر", "دانشگاه ایندیانا", "پیتر جونز", "۱۹۹۸", "دانشگاه تکزاس" ]
[ "آموزش", "اختراع‌ها در فرانسه", "داستان‌سرایی", "رسانه هنر", "سینما", "فرمت‌های رسانه", "ویکی‌سازی رباتیک" ]
1,744
مرکز خرید
3
171
0
[ "پاساژ", "مركز خريد", "مراکز خرید", "مراكز خريد" ]
false
145
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
برج پتروناس کوالالامپور. مرکز خرید یا پاساژ خرید یا مجتمع خرید در دوران گوناگونگذرهای، با جای دادن حجره‌ها و مغازه‌ها در درون خود نقش نوعی بازارچه یا مرکز خرید را ایفا می‌کردند، می‌گفتند. امروزه پاساژها در درون یک ساختمان یا مجموعه‌ای از ساختمان‌ها قرار دارند؛ که شامل فروشگاه‌های گوناگون هستند و با راهروهای مرتبط با هم باعث آسانی دیدار مشتریان از فروشگاه‌ها می‌شوند. راهروهای یک پاساژ می‌تواند بن‌بست یا مرتبط با راهروهای دیگر باشد. پاساژهای امروزی معمولا چندطبقه بوده و راهروها در طبقات گوناگون بر روی هم قرار گرفته‌اند. در گذشته بازار، قلب زندگی تجاری بود اما امروزه مراکز خرید بزرگ جایگزین شده‌اند. فضای غیرطبقاتی، غیرتمایز یافته و حضور مشتریان و فروشندگان مرد از ویژگی‌های بازار می‌باشد و بیشتر مشتریانی که قصد خرید دارند به بازار مراجعه می‌کنند، ولی مراکز خرید بزرگ امروزی طراحی فضای طبقاتی با نورپردازی و معماری زنانه دیده می‌شود و تمرکز بر حضور مشتریان و فروشندگان زن است و غالبا در حاشیه شهرها ساخته می‌شوند و سعی بر برآورده شدن نیازهای تفریحی و سرگرمی مشتری است تا از طریق آن مراجعه مشتریان به مرکز خرید بیشتر شده و باعث بالا رفتن فروش شود. همچنین مراکز خرید بزرگ عموما در حاشیه شهرها ساخته می‌شوند. دسته‌بندی مراکز خرید مرکز خرید محلی “Neighborhood center” مرکز خرید عمومی “Community center” مرکز خرید منطقه‌ای “Regional center” مرکز خرید منطقه‌ای بزرگ “Superregional center” مرکز خرید تخصصی / مرکز خرید مد”Fashion/Specialty center” مرکز خرید عظیم “Power center” مرکز خرید جشنواره‌ای/ موضوعی “Theme/festival center” مرکز فروش مستقیم “Outlet center” بازار فروشگاه بزرگ
[ "کوالالامپور", "گذر", "فروشگاه", "Berjaya Times Square", "مالزی", "1 Utama", "پتالینگ جایا", "دبی مال", "دبی، امارات", "امارات متحده عربی", "CentralWorld", "بانکوک", "تایلند", "West Edmonton Mall", "آلبرتا", "کانادا", "Sunway Pyramid", "سوبانگ جایا", "Siam Paragon", "بازار", "فروشگاه بزرگ" ]
[ "اصطلاحات برنامه‌ریزی و طراحی شهری", "بازرگانی", "خرده‌فروشی", "مراکز خرید" ]
1,745
خلافت عباسیان
6
1,009
0
[ "عباسيان", "عباسي", "خلفاي عباسي", "حکومت عباسیان", "حکومت عباسی", "خلافت عباسی", "امپراتوری عباسی", "امپراتوری عباسیان", "عباسیان", "خلیفه عباسی", "خلافت عبّاسی", "بنی عباس", "بنی‌عباس", "خلافت عباسيان", "آل عباس", "خلیفهٔ عباسی", "ال عباس", "امپراتوري عباسي", "امپراتوري عباسيان", "بني عباس", "حكومت عباسي", "حكومت عباسيان", "خلافت عباسي", "خلافت عبّاسي", "خليفه عباسي", "خليفهٔ عباسي", "دولت بنی عباس", "سلسله بنی عباس", "دولت بني عباس", "سلسله بني عباس", "خلیفه‌های عباسی", "عصر عباسی", "دوره یکم عباسی", "عصر اول عباسی", "عصر عباسی اول", "دوره اصیل عباسی", "دوره طلایی عباسی", "عصر زرین عباسی", "دوره اول عباسی", "دورهٔ اول عباسی", "خلافت بنی عباس" ]
false
763
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "native_name", "Item2": "الخلافه العباسیه" }, { "Item1": "common_name", "Item2": "خلافت عباسیان" }, { "Item1": "region", "Item2": "[[خاورمیانه]]" }, { "Item1": "country", "Item2": "ایران" }, { "Item1": "era", "Item2": "قرون وسطی" }, { "Item1": "status", "Item2": "امپراتوری" }, { "Item1": "government_type", "Item2": "خلافت" }, { "Item1": "year_start", "Item2": "۷۵۰ میلادی" }, { "Item1": "year_end", "Item2": "۱۲۵۸ میلادی" }, { "Item1": "life_span", "Item2": "۷۵۰ تا ۱۲۵۸ میلادی" }, { "Item1": "p1", "Item2": "خلافت امویخلافت بنی امیه" }, { "Item1": "flag_p1", "Item2": "Umayyad_Flag.svg" }, { "Item1": "p2", "Item2": "سلسله گاوبارگان" }, { "Item1": "flag_p2", "Item2": "Tabaristan-EN.svg" }, { "Item1": "p3", "Item2": "قارنوندیان" }, { "Item1": "flag_p3", "Item2": "Red flag.svg" }, { "Item1": "p4", "Item2": "چغانیان" }, { "Item1": "p5", "Item2": "ختلان" }, { "Item1": "s1", "Item2": "امپراتوری مغول" }, { "Item1": "s2", "Item2": "سلطنت مملوک (مصر)شاهنشاهی مصر" }, { "Item1": "flag_s2", "Item2": "Mameluke Flag.svg" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Abbasids850.png" }, { "Item1": "image_map_caption", "Item2": "وسعت قلمرو عباسیان در دوران اوج خود در حدود ۸۵۰ میلادی" }, { "Item1": "capital", "Item2": "[[کوفه]]<small>(۷۵۰–۷۶۲)</small>[[بغداد]]<small>(۷۶۲–۷۹۶)(۸۰۹–۸۳۶)(۱۲۵۸–۸۹۲)</small>[[رقه]]<small>(۷۹۶–۸۰۹)</small>[[سامرا]]<small>(۸۳۶–۸۹۲)</small>" }, { "Item1": "common_languages", "Item2": "زبان رسمی:[[عربی]]زبان‌های محلی:[[آرامی]][[ارمنی]][[آمازیغی]][[قبطی]][[گرجی]][[یونانی]][[کردی]][[فارسی میانه]][[ترکی]]" }, { "Item1": "religion", "Item2": "[[اسلام]] [[سنی]]" }, { "Item1": "currency", "Item2": "[[دینار]]، [[درهم]]، [[فلس]]" }, { "Item1": "leader1", "Item2": "[[سفاح]] <small>(اولین)</small>" }, { "Item1": "year_leader1", "Item2": "۷۵۰–۷۵۴" }, { "Item1": "leader2", "Item2": "[[مستعصم]] <small>(آخرین)<small>(خلیفه در بغداد)</small>" }, { "Item1": "year_leader2", "Item2": "۱۲۴۲–۱۲۵۸" }, { "Item1": "leader3", "Item2": "[[متوکل]]<small>(آخرین)<small>(خلیفه در قاهره)</small>" }, { "Item1": "year_leader3", "Item2": "۱۵۰۸–۱۵۱۷" }, { "Item1": "title_leader", "Item2": "[[خلیفه]]" } ], "Title": "former country" }
خلافت عباسیان یا به صورتی دیگر عباسیان (همچنین عباسیون ) به سومین خلافت اسلامی و دومین سلسله اسلامی اطلاق می‌شود. خلافت عباسیان توسط خاندان عباسی اداره می‌شد. خلافت عباسی توسط نوادگان عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر، که از بنی هاشم بود در سال ۷۵۰ میلادی در حران تاسیس شد . مرکز این خلافت بعدها از حران به بغداد منتقل شد، حکومت عباسی در بغداد در سال ۱۲۵۸ میلادی پس از یورش مغولان به پایان رسید. سپس توسط بازماندگان این دودمان حکومت مذکور به قاهره منتقل شد؛ در سال ۱۵۱۹ میلادی پس از فتح شام ومصر توسط ارتش عثمانی، سلسله عباسیان منقرض شد. بنی عباس در سیاست داخلی و اداره کشور مانند امویان همان سیستم اداری و روش ایرانیان را پسندیدند و پیش گرفتند. خلافت بنی عباس در سال ۱۳۲ هجری قمری توسط شخصی به نام سفاح تشکیل شد. مردی که در به قدرت رساندن خلافت بنی عباس نقش مهمی داشت ابو مسلم خراسانی بود که بعدها توسط منصور جانشین و برادرزاده سفاح به قتل رسید. منصور حکومتی را که عمویش پایه‌گذاری کرده بود قدرتمند کرد و پایتخت حکومت بنی عباس را به شهر بغداد منتقل کرد و تمامی دشمنان خود را به شدت سرکوب کرد. قدرتمندرین فرمانروای خاندان بنی عباس هارون الرشید است که در زمان او قلمرو خلافت بنی عباس در اوج وسعت قرار داشت. با این همه بسیاری که از قدرتی که به هارون الرشید نسبت می‌دهند به خاطر وزیر بزرگ او یحیی برمکی بود. یحیی برمکی با هارون الرشید بزرگ شده بود با این حال بعدها به دلیل قدرت بسیاری که به دست آورده بود کشته شد. بعد از مرگ هارون الرشید میان دو پسر او امین و مامون بر سر قدرت درگیری اتفاق افتاد. امین بعد از پنج سال حکومت توسط برادر خود کشته شد. چون مامون به یاری ایرانیان به قدرت رسید پایتخت بنی عباس را از بغداد به شهر مرو در خراسان انتقال داد. این کار مامون با مخالفت شدید بزرگان خاندان بنی عباس قرار گرفت. مامون بزرگ شیعیان یعنی علی بن موسی الرضا را به مرو آورد و مقام ولیعهدی را به او پیشنهاد کرد و او قبول کرد با این وجود یک سال بعد توسط خلیفه بنی‌عباس مسموم و کشته شد و مامون دوباره پایتخت بنی‌عباس را به بغداد انتقال داد. بعد از مرگ مامون قدرت خاندان بنی عباس رو به انحطاط نهاد و قسمت‌های قلمرو این حکومت سر یه طغیان برداشتند و حکومت‌هایی برای خود تشکیل دادند. شاید بعد از مامون بتوان به دو نفر از خلفای بنی عباس اشاره کوتاه کرد. یکی معتمد که در زمان او یکی از شاهان ایران به نام یعقوب لیث برای سرنگونی حکومت بنی عباس به بغداد حمله کرد ولی شکست خورد و کمی بعد بر اثر بیماری درگذشت. دیگری الناصر که تلاش بسیاری کرد تا حکومت ایرانی خوارزمشاهیان را در خراسان سرنگون کند و به همین جهت مغولان را تحریک کرد که به ایران حمله کنند. آخرین خلیفه بنی عباس مستعصم از مغولان شکست خورد و تسلیم شد و حکومت بنی عباس سرنگون گردید. زمامداری ۵۰۸ ساله خلفای عباسی با غارت و تسخیر بغداد توسط مغولان به پایان رسید. دوره نخست:تاسیس، تثبیت و اقتدار +خلفای عصر عباسی اول نام دوره مدت ابوالعباس ۷۵۰–۷۵۴ م / ۱۳۲–۱۳۶ق ۴ سال منصور ۷۵۴–۷۷۵ م / ۱۳۶–۱۵۸ق ۲۲ سال مهدی ۷۷۵–۷۸۶ م / ۱۵۸–۱۶۹ ق ۱۱ سال هادی ۷۸۶–۷۸۷ م / ۱۶۹–۱۷۰ ق ۱ سال هارون الرشید ۷۸۷–۸۰۹ م / ۱۷۰–۱۹۳ ق ۲۲ سال امین ۸۰۹–۸۱۴م / ۱۹۳–۱۹۸ ق ۵ سال مامون ۸۱۴–۸۳۳م / ۱۹۸–۲۱۸ق ۲۰ سال معتصم ۸۳۳–۸۴۲م / ۲۱۸–۲۲۷ق ۹سال واثق ۸۴۲–۸۴۷م /۲۲۷–۲۳۲ ق ۵ سال دوره نخست عباسی یا دوره اصیل عباسی به دوره صدساله ۱۳۲ق/ ۷۴۹م تا ۲۳۲ق/ ۸۴۷م گفته می‌شود، از برپایی و جابجایی خلافت از امویان در شام به عباسیان در عراق به‌دست ابوالعباس سفاح تا پیش از خلافت متوکل. جامعه اموی را بدوی‌محور دانسته‌اند اما جامعه عباسی در تمدن و شهرنشینی پیشرفت کرد، قشرهای بسیاری را جذب نمود و از گونه جامعه اموی دوری کرد. دولت و حاکمیت عباسیان میان پیروان دو گروه در مناقشه بود: «علویان شیعه» که ایرانیان و عرب‌های جنوب پشتیبانی‌اش می‌کردند و «عباسیان» که بیشتر اهل سنت و دولتمردان یاران آن بودند. سیاست در طول خلافت هارون الرشید، شهر بغداد بسیار شکوفا شد و به عنوان مرکز علمی، فرهنگی و تجاری رونق یافت. عباسیان که از نسل عباس عموی پیامبر بودند توانستند حاکمیت را در دست بگیرند و با ابوالعباس عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بن عبدالله بن عباس بن عباس، بیعت کنند. ابوالعباس امویان و پیروانشان را با کشتار و آوارگی دفع نمود تا اینکه خلافت تازه‌ای بنیان گذارد. او ابتدا کوفه را پایتخت قرار داد سپس انبار، بر کرانه فرات در شمال عراق را پایتخت نوین برگزید. ابوالعباس سفاح چهارسال حکمرانی نمود و در سال ۱۳۶ق/۷۵۴م درگذشت. برادرش ابوجعفر منصور جانشین او شد، با اینکه پیرتر از او بود، اما چونکه مادرش کنیز بود، از سفاح دیرتر به خلافت رسید اما مادر سفاح آزاده بود. انبار دارای گروه‌های تندرو بود، منصور شهر بغداد را در سال ۱۴۵ق/۷۶۲م بنیان نهاد و به‌عنوان پایتخت برگزید. شهری که از سرزمین پیشین امویان، شام، دور بود و به ایران نزدیک. در روزگار منصور جنبش‌های دینی مانند راوندیان و سنباد برپا شد. منصور هر دو جنبش را سرکوب نمود. مهم‌ترین آنچه در زمان منصور روی داد، تولیت وزارت به خالد بن برمک بود که پس آن فرزندش یحیی، سپس نوه‌هایش فضل و جعفر به آن رسیدند. برمکیان تا وقتی که هارون‌الرشید آنان را برکنار نمود (۱۷۸ق/۸۰۳م)، نفوذ داشتند. در زمان هارون‌الرشید عمران اوج گرفت، تمدن اسلامی به برتری رسید و پیشرفت‌ها در علوم و ادبیات بالا رفت. عصر هارون‌الرشید را بالاترین مرتبه شکوفایی سیاسی اسلامی و گسترده‌ترین پیشرفت‌ها در شهرسازی، ادب و علم در سده‌های میانه اسلامی می‌دانند. پس از هارون، امین و مامون و معتصم جانشین او شدند. هارون سرزمین‌های عباسیان را در سال ۱۷۵ق/ ۷۹۱م میان امین و مامون تقسیم کرد. به امین وصیت نمود که غرب را برگیرد (بغداد و ورای غربی آن را)، جایی که عنصر عربی و پیروان امین بیشتر بودند. به مامون وصیت نمود که شرق (ورای شرقی بغداد) را برگیرد؛ جایی که عنصر ایرانی و پیروان مامون بیشتر بودند. این بخش‌بندی برپایه مادران آن دو به نظر می‌رسد: مادر امین عرب و مادر مامون ایرانی بود. پس از درگذشت هارون، به‌زودی نزاع بین دو برادر شدت گرفت که با قتل امین در سال ۱۹۹ق/ ۸۱۳م پایان گرفت و وحدت امپراتوری زیر سلطه مامون قرار گرفت. اما مامون پس از قتل امین، سیاست ایرانی گرایی را رها کرد. پایتختش را از مرو به بغداد در سال ۲۰۴ق برد. اما نفوذ ایرانی در ارتش، دولت و سبک زندگی کمرنگ نشد. معتصم در سال ۲۱۸ق/۸۳۳م آمد، برای مقابله با نفوذ ایرانی، ترک‌تباران را به ارتش راه داد. هنگامی که سربازان ترک در بغداد بسیار شدند، او شهر سامرا در چهل کیلومتری شمال بغداد را برای کاستن از حضورشان در بغداد بنیان نهاد که همچو پادگانی برای آنان باشد. مادر معتصم نیز ترک بوده و در واقع در زمان او، پایتخت عباسیان سامرا بود. روزگار معتصم دو رویداد مهم شکل گرفت: برچیدن قیام بابک خرمدین و فتح عموریه. پس از معتصم، دو تن از فرزندانش به خلافت رسیند: واثق در ۲۲۷ق/۸۴۲م و متوکل در ۲۳۲ق/۸۴۷م. روزگار این دو را چندان باشکوه نمی‌نامند. نفوذ ترک‌تباران در دستگاهشان بالا گرفت و تا حدی که خود دستور می‌دادند و آزادی بسیار در عمل داشتند. تا اینکه خود متوکل را در سال ۲۴۷ق/۸۶۱م به قتل رساندند. دوران متوکل و در واقع پیش از خلافت او را، پایان عصر اول عباسی نامیده‌اند. جامعه نقاشی جان فردریک لوئیز از ندیمه‌ای که نوشیدنی حمل می‌کند، مربوط به داستان‌های هزار و یک شب برخوردهای مردم عرب با غیرعرب : که نتیجه آن برگرفتن امور بسیاری در تمدن و سبک‌های فکری بود. مسلمانان غیرعرب، شیوه‌های نگرش و رسوم پیشین خود که مغایرتی با اصول قرآنی نداشت را نگه داشتند. آنان در مسائل اسلامی پرسمان می‌کردند و آن را با آیین پیشین خود می‌سنجیدند و بحث‌های نوینی را شکل می‌دادند، مانند «تفریق میان ذات خدا و صفات او»، «بحث درباره بهشت و دوزخ»، «اعمال انسان». جنبش اعتزال که از میانه دوره اموی آغاز شده بود، در دوره اول عباسی گسترش بسیاری یافت؛ آن‌هایی که به تنهایی بر عقل در همه امور حتی باورهای دینی تکیه می‌کردند. برخی دولتمردان عباسی به این جنبش اعتراض داشتند چرا که نوعی آزادی فکری در آن می‌دیدند که به زیان سیاست‌ها و برنامه‌هایشان بود. اصطلاح «زندیق» در این عصر تعریف شد. با این عبارت به افراد بسیاری تهمت زندیق بودن می‌زدند، حتی واعظی عرب‌تبار مانند صالح بن عبدالقدوس که در مسجد جامع بصره به بیان سرگذشت‌های پیشنیان و وعظ می‌پرداخت، به‌ویژه از دین زرتشتی مثال می‌زد، به اتهام «زندیق» بودن دستگیر شد. مهدی خود حکم قتلش را انجام داد و دستور داد پیکرش را چند روز همگانی در پل بغداد بیاویزند. ازدواج با زنان غیرعرب : ازدواج‌ها با زنان غیرعرب باعث دگرگونی‌های بسیاری در حیات خانگی مردم عرب شد که حتی به شیوه پوشاک، آداب و رفتار تاثیر گذاشت. نسل‌هایی شکل گرفت که ممکن بود در یک خانواده، خاله‌ها ایرانی، رومی یا ترک بودند و عمه‌ها عرب یا عرب‌زبان. این نسل برپایه رواج تفکر برابری همه مسلمانان شکل گرفت، برخلاف امویان که «عرب» بودن را برتری برای حکمرانی می‌دانستند. این نسل را «مولد» نیز می‌نامند. ندیم‌ها/کنیزکان : قشری دیگر در این عصر بسیار تاثیرگذار شد، زنانی که عموما «کنیز/کنیزک» و در اصل «دوشیزه» (به عربی: جاریه، جمع جواری: به‌معنای:دوشیزه، دختر، زن جوان) خوانده می‌شدند. اینان اغلب کنیز خانگی نبودند و استادان بسیاری در رشته‌های گوناگون شدند. آموزگاران ویژه آنان موظف بودند که رایگان به آنان آموزش دهند، تا حدی که برخی از آنان به سرآمدی و برجستگی می‌رسیدند و مایه مباهات و افتخار صاحبانشان یا حتی اهل یک شهر می‌شدند. بهای برخی از آنان بسیار بود، مثلا امین از پسرعمویش جعفر، کنیزش «بذل» را به میلیون دینار خرید. برخی از ازین کنیزکان به شعرگویی و خوانندگی می‌پرداختند و خود به تنهایی درآمد داشتند و مستقل انگاشته می‌شدند. مردم بسیار به ازدواج به آنان راغب بودند و آنچنان که مادران بسیاری از بزرگان و حتی خلفا از کنیزان بودند. زیاده‌روی در این امر، به‌ویژه برای سرگرمی‌های ناسودمند و «لهو» به فساد اجتماعی انجامید که طبقه غلمان و خصیان را به وجود آورد. عرب گرایی : (تعرب) زیاد شدن همانندی به مردم عرب در میان غیرعرب که حتی به ساختن نسب‌نامه عربی انجامید؛ مثلا ابوتمام رومی، «حبیب بن اوس بن حارث بن… طیء» شد. در واقع، برخی از ملت‌های مسلمان احساس وابستگی به قومیت عرب داشتند، ترک‌ها، ایرانیان و رومیان. این امر برگرفته از زبان عربی بود. آنانی که حتی مسلمان نشدند و اهل ذمه بودند نیز به عربی شدن گرایش داشتند و مثلا کنیه عربی برای خود می‌گزیند. دوره دوم:ضعف و زوال دوره ضعف و زوال از حکومت متوکل در سال ۲۳۲ هجری تا فتح بغداد به دست آل بویه در سال ۳۳۴ هجری به طول می‌انجامد. در این دوره خلیفه به‌تدریج سلطه خویش بر قلمرو را از دست می‌دهد و حکومت‌های محلی نیمه مستقل یا مستقل شکل می‌گیرند و در نهایت قدرت خلیفه به عراق محدود می‌شود. این حکومت‌های محلی با یکدیگر و با خلافت در رقابت و جنگ به سر می‌برند. در عین حال علوم حدیث، فقه و کلام در این دوره رونق بیشتری می‌یابد و فلسفه و علوم نیز رشد می‌کند. +خلفای عصر عباسی اول نام دوره مدت متوکل عباسی ۸۴۷–۸۶۱ م / ۲۳۲–۲۴۷ ه‌. ق ۱۵ سال منتصر ۸۶۲–۸۶۲ م / ۲۴۷–۲۴۸ ه‌. ق ۱ سال مستعین ۸۶۲–۸۶۶ م / ۲۴۸–۲۵۲ ق ۴ سال معتز ۸۶۶–۸۶۹ م / ۲۵۲–۲۵۵ ق ۳ سال مهتدی ۸۶۹–۸۷۰ م / ۲۵۵–۲۵۶ ق ۲ سال معتمد ۸۷۰ م - ۸۹۲ م / ۲۵۶–۲۷۹ ق ۲۳ سال معتضد ۸۹۲–۹۰۲ م / ۲۷۹–۲۸۹ ق ۱۰ سال مکتفی ۹۰۲–۹۰۸ م / ۲۸۹–۲۹۵ ق ۶ سال مقتدر ۹۰۸ –۹۳۲ م /۲۹۵ – ۳۲۰ ق ۲۵ سال قاهر ۹۳۲–۹۳۴ م /۳۲۰–۳۲۲ ق ۲ سال راضی ۹۳۴ م - ۹۴۰ م /۳۲۲–۳۲۹ ق ۶ سال متقی ۹۴۰–۹۴۴ م /۳۲۹–۳۳۳ ق ۴ سال معتمد (۸۹۱–۸۹۲)سرزمین‌هایی که به صورت مستقیم تحت کنترل دستگاه خلافت بودند به رنگ سبز تیره و سرزمین‌هایی که دارای حکومت خودمختار یا حاکمان شورشی بودند، به رنگ سبز روشن به نمایش درآمده‌اند از زمان حکومت متوکل عباسی (۲۳۲–۲۴۷ ه‌.ق / ۸۴۷–۸۶۱ م). سیاست‌مدارای مامون (۱۹۸–۲۱۸ ه‌.ق / ۸۱۳–۸۳۳ م). و خلفای پس از وی با شیعیان یکباره به کنار گذشته شد. در دوران متوکل به دستور او حرم حسین بن علی تخریب شد و امام دهم شیعه، هادی، به همراه فرزندش حسن عسکری از مدینه به سامرا فراخوانده شد تا تحت نظارت خلیفه باشد. گزارش‌ها حاکی از آن است که فشار شدیدی بر امامان شیعه در سامرا می‌آمد و شیعیان در عراق و حجاز در شرایط اسف‌باری زندگی می‌کردند. منتصر، پسر و جانشین متوکل این سیاست‌ها را برداشت و در نتیجه هادی آزادی بیشتری پیدا کرد. سیاست‌های متوکل در زمان مستعین (۸۶۲–۸۶۶ م). هم ادامه یافت. احتمالا در این زمان بود که هادی عثمان بن سعید را به نمایندگی خود در عراق برگزید (که البته این نمایندگی در زمان حسن عسکری نیز تایید شد). در دوران آخرین امامان شیعه، شبکه‌ای از وکلا شکل گرفته بود؛ البته این شبکه بیشتر از آنکه به مانند سایر شبکه‌های علوی آن زمان (اسماعیلیه، زیدیه، نوادگان حسن بن علی) به قصد برپایی قیام تشکیل شده باشد، کار گردآوری وجوهات دینی مانند خمس و زکات را انجام می‌داد. به واسطه سیاست‌های اداری، مالی و نظامی متوکل از جمله ولخرجی فراوان، عدم ثبات مقامات اداری و تغییر مکان پایتخت به سامرا و نیز چرخش مذهبی وی به سمت حنابله، خلافت تضعیف شد و با قتل وی در ۲۴۷ ه‌.ق -۸۶۱ م توسط غلامان ترک زمینه زوال قدرت عباسیان فراهم شد. با وقوع جنگ داخلی در بغداد و سامرا طی یک دهه پس از مرگ متوکل که به کشته شدن چهار خلیفه انجامید، امپراتوری عباسی عملا تکه‌تکه شد و سلسله‌های نسبتا مستقلی توسط قدرت‌های نظامی محلی تحت عنوان «امیر» در جای جای سرزمین‌های اسلامی ظهور کردند. این سلسله‌های جدید مانند صفاریان، برخلاف امرای قبلی نظیر طاهریان در پی خودمختاری و مرکزگریزی بودند. شرایط سیاسی و مذهبی سال‌های آخر حسن عسکری و نخستین دهه‌های پس از مرگ او —همزمان با خلافت معتمد عباسی (۲۵۶–۲۷۹ ه‌.ق /۸۷۶–۸۹۲ م). — بسیار پرچالش بود. این دوران به جهت سیاسی، مصادف بود با عصر ضعف خلافت عباسیان؛ بدین صورت آنان از اعمال موثر حاکمیت خود جز در بخش محدودی از سرزمین عراق ناتوان بودند. در این دوره، افراد مختلف در جای‌جای قلمرو عباسیان قیام کرده‌بودند و سرزمین مسلمانان دچار تجزیه سیاسی شده‌بود. معتمد عباسی، حسن عسکری را —که رقیبی بالقوه برای خلافت به‌شمار می‌رفت— در سامرا تحت نظارت و مراقبت قرار داده و او را حتی از ملاقات با پیروانش نیز بازداشته بود. از سوی دیگر، معتمد عباسی، خود، تحت سلطه برادرش موفق بالله بود که فرماندهی سپاه را در اختیار داشت و دیوان را تحت تسلط داشت، به‌طوری‌که از ۸۸۲ عملا خلیفه تحت اسارت خانگی قرار داشت و قدرتی نداشت. موفق و پسرش معتضد (خلافت از ۸۹۲ تا ۹۰۲ میلادی)، و فرزندان وی مکتفی (از ۹۰۲ تا ۹۰۸ میلادی) و مقتدر (از ۹۰۸ تا ۹۳۲ میلادی) موفق شدند با به‌کارگیری دستگاه دیوانی و قدرت نظامی، نهاد خلافت را احیا کنند. هرچند که سرزمین‌های تحت حکمرانی مستقیم آن محدود به عراق شده بود، آن‌ها توانستند با به‌کارگیری نیروی نظامی و دیپلماسی، به تدریج سلطه خود را بر مصر و غرب و مرکز ایران گسترش دهند. از دوره معتضد تا چند دهه بعد، دیوان عباسی تحت اداره خاندان شیعی آل فرات و خاندان تازه مسلمان آل جراح بود. رقابت این دو خاندان سبب شد دیوانسالاری عباسیان دچار فرقه‌گرایی شود. طی دهه‌های پایانی سده سوم هجری که شیعیان عراق در بحران امامت به سر می‌بردند، جنبش‌های شیعی، بخصوص اسماعیلیه، در مناطق مختلف از جمله شمال آفریقا و شمال سوریه سر برآوردند. در این زمان دعوت اسماعیلیان فزونی گرفت و نهایتا ابوعبدالله شیعی موفق شد در مغرب عربی پیروانی را جمع کند. در این زمان شخصی به نام سعید بن حسین، موسوم به عبیدالله مهدی ادعای امامت کرد و ابوعبدالله شیعی به وی گروید. ابوعبدالله شیعی موفق شد در ۲۹۷ ه‌.ق /۹۰۹ م. افریقیه را تصرف کند. سپس، در همان سال عبیدالله مهدی منصب خلافت را برعهده گرفت و دولت فاطمیان را تاسیس نمود. اسماعیلیانی که خلافت فاطمیان را نپذیرفتند، جنبش قرمطیان را ایجاد کردند. از سوی دیگر، شیعیان زیدی در سال ۲۵۰ه‌.ق - ۸۶۴ م. دولتی را در طبرستان و در سال ۲۸۴ه‌.ق - ۸۹۷ م. دولتی را در یمن تاسیس کردند. در این دوره مکتب کلامی استدلالی ابوسهل نوبختی (زاده ۲۳۷ و درگذشته ۳۱۱ هجری قمری) در میان شیعه امامیه محوریت یافت و به تعالیم مذهب شیعه انسجام بخشید، که در سده بعد به مکتب کلامی شیخ مفید انجامید. دوران سوم:دست نشاندگی این دوره از فتح بغداد توسط آل بویه در ۳۳۴ هجری قمری شروع می‌شود و تا ۵۹۰ هجری که سلجوقیان در عراقین مضمحل شدند به طول انجامید. این دوره به دو بخش تقسیم می‌شود. در نیمه اول آن از فتح بغداد توسط عمادالدوله دیلمی آغاز می‌شود و خلیفه تحت کنترل امرای ایرانی‌تبار و شیعه بویی قرار دارد. در دوره دوم با ورود طغرل‌بیگ، موسس امپراتوری سلجوقی، به بغداد در سال ۴۴۸ آغاز می‌شود و تا اضمحلال سلجوقیان عراق به دست خوارزمشاهیان در سال ۵۹۰ به‌طول می‌انجامد. در این دوره خلیفه تحت کنترل سلاطین ترک تبار سنی قرار داشت. طی این دوره، هر زمان امرا و سلاطین مقتدر بودند، خلیفه بیشتر یک منصب نمادین به‌شمار می‌رفت و هر وقت آن‌ها ضعیف می‌شدند، خلیفه قدرت می‌گرفت. فهرست خلیفه‌ها خلیفه هجری قمری میلادی خلفای عباسی ۱ عباس مصور طرقبه ۱۳۱–۱۳۶ ۷۵۰–۷۵۴ ۲ منصور ۱۳۶–۱۵۸ ۷۵۴–۷۷۵ ۳ مهدی ۱۵۸–۱۶۹ ۷۷۵–۷۸۵ ۴ هادی ۱۶۹–۱۷۰ ۷۸۵–۷۸۶ ۵ هارون الرشید ۱۷۰–۱۹۳ ۷۸۶–۸۰۹ ۶ امین ۱۹۳–۱۹۸ ۸۰۹–۸۱۳ ۷ مامون ۱۹۸–۲۱۸ ۸۱۳–۸۳۳ ۸ معتصم ۲۱۸–۲۲۷ ۸۳۳–۸۴۲ ۹ واثق ۲۲۷–۲۳۲ ۸۴۲–۸۴۷ ۱۰ متوکل ۲۳۲–۲۴۷ ۸۴۷–۸۶۱ ۱۱ منتصر ۲۴۷–۲۴۸ ۸۶۱–۸۶۲ ۱۲ مستعین ۲۴۸–۲۵۲ ۸۶۲–۸۶۶ ۱۳ معتز ۲۵۲–۲۵۵ ۸۶۶–۸۶۹ ۱۴ مهتدی ۲۵۵–۲۵۶ ۸۶۹–۸۷۰ ۱۵ معتمد ۲۵۷–۲۷۹ ۸۷۰–۸۹۲ ۱۶ معتضد ۲۷۹–۲۸۹ ۸۹۲–۹۰۲ ۱۷ مکتفی ۲۸۹–۲۹۵ ۹۰۲–۹۰۸ ۱۸ مقتدر ۲۹۵–۳۲۰ ۹۰۸–۹۳۲ ۱۹ قاهر ۳۲۰–۳۲۲ ۹۳۲–۹۳۴ ۲۰ راضی ۳۲۲–۳۲۹ ۹۳۴–۹۴۰ ۲۱ متقی ۳۲۹–۳۳۴ ۹۴۰–۹۴۴ ۲۲ مستکفی ۳۳۴–۳۳۶ ۹۴۴–۹۴۶ ۲۳ مطیع ۳۳۶–۳۶۳ ۹۴۶–۹۷۴ ۲۴ طائع ۳۶۳–۳۸۱ ۹۷۴–۹۹۱ ۲۵ قادر ۳۸۲–۴۲۲ ۹۹۱–۱۰۳۱ ۲۶ قائم ۴۲۲–۴۶۸ ۱۰۳۱–۱۰۷۵ ۲۷ مقتدی ۴۶۸–۴۸۷ ۱۰۷۵–۱۰۹۴ ۲۸ مستظهر ۴۸۷–۵۱۲ ۱۰۹۴–۱۱۱۸ ۲۹ مسترشد ۵۱۲–۵۳۰ ۱۱۱۸–۱۱۳۵ ۳۰ راشد ۵۳۰–۵۳۱ ۱۱۳۵–۱۱۳۶ ۳۱ مقتفی ۵۳۱–۵۵۵ ۱۱۳۶–۱۱۶۰ ۳۲ مستنجد ۵۵۵–۵۶۶ ۱۱۶۰–۱۱۷۰ ۳۳ مستضی ۵۶۶–۵۷۶ ۱۱۷۰–۱۱۸۰ ۳۴ ناصر ۵۷۶–۶۲۲ ۱۱۸۰–۱۲۲۵ ۳۵ ظاهر ۶۲۲–۶۲۳ ۱۲۲۵–۱۲۲۶ ۳۶ مستنصر ۶۲۳–۶۴۰ ۱۲۲۶–۱۲۴۲ ۳۷ مستعصم ۶۴۰–۶۵۶ ۱۲۴۲–۱۲۵۸ خلفای قاهره ۳۹ احمد مستنصر ۶۵۹–۶۶۰ ۱۲۶۱–۱۲۶۲ ۴۰ حاکم اول ۶۶۰–۷۰۲ ۱۲۶۲–۱۳۰۲ ۴۱ سلیمان مستکفی ۷۰۲–۷۴۱ ۱۳۰۳–۱۳۴۰ ۴۲ ابراهیم واثق ۷۴۱–۷۴۲ ۱۳۴۰–۱۳۴۱ ۴۳ حاکم دوم ۷۴۲–۷۵۳ ۱۳۴۱–۱۳۵۲ ۴۴ معتضد اول ۷۵۳–۷۶۴ ۱۳۵۲–۱۳۶۲ ۴۵ متوکل اول ۷۶۴–۷۸۵ ۱۳۶۲–۱۳۸۳ ۴۶ واثق دوم ۷۸۵–۷۸۸ ۱۳۸۳–۱۳۸۶ ۴۷ معتصم ۷۸۸–۷۹۱ ۱۳۸۶–۱۳۸۹ ۴۸ متوکل اول (بازگشت) ۷۹۱–۸۰۹ ۱۳۸۹–۱۴۰۶ ۴۹ مستعین ۸۰۹–۸۱۷ ۱۴۰۶–۱۴۱۴ ۵۰ معتضد دوم ۸۱۷–۸۴۵ ۱۴۱۴–۱۴۴۱ ۵۱ مستکفی دوم ۸۴۵–۸۵۵ ۱۴۴۱–۱۴۵۱ ۵۲ قائم ۸۵۵–۸۵۹ ۱۴۵۱–۱۴۵۵ ۵۳ مستنجد ۸۵۹–۸۸۴ ۱۴۵۵–۱۴۷۹ ۵۴ متوکل دوم ۸۸۴–۹۰۲ ۱۴۷۹–۱۴۹۷ ۵۵ مستمسک ۹۰۲–۹۱۴ ۱۴۹۷–۱۵۰۸ ۵۶ متوکل سوم ۹۱۴–۹۲۳ ۱۵۰۸–۱۵۱۷
[ "خاورمیانه", "کوفه", "بغداد", "رقه (سوریه)", "سامرا", "زبان عربی", "زبان آرامی", "زبان ارمنی", "زبان آمازیغی", "زبان قبطی", "زبان گرجی", "زبان یونانی", "زبان کردی", "زبان فارسی میانه", "زبان‌های ترکی‌تبار", "اسلام", "سنی", "دینار", "درهم", "فلس", "سفاح", "مستعصم", "متوکل سوم", "خلیفه", "خلافت اسلامی", "دودمان", "عباس بن عبدالمطلب", "پیامبر", "بنی‌هاشم", "حران", "مغولان", "قاهره", "شام", "مصر", "ارتش", "عثمانی", "امویان", "جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی", "گای لسترنج", "بنگاه ترجمه و نشر کتاب", "ابومسلم خراسانی", "منصور (خلیفه)", "هارون الرشید", "یحیی برمکی", "مأمون", "مرو", "شیعه", "علی بن موسی الرضا", "معتمد (خلیفه)", "فهرست شاهان ایران", "یعقوب لیث", "ناصر (خلیفه)", "خوارزمشاهیان", "سقوط بغداد (۱۲۵۸)", "مهدی (خلیفه)", "هادی (خلیفه)", "امین (خلیفه)", "معتصم", "واثق", "۱۳۲ (قمری)", "۷۴۹ (میلادی)", "۲۳۲ (قمری)", "۸۴۷ (میلادی)", "خلافت", "عباسیان", "متوکل", "بادیه‌نشینان", "خاندان علی", "دارالعلم للملایین", "انبار (شهر)", "ابوجعفر منصور", "راوندیان", "سنباد", "خالد بن برمک", "یحیی بن خالد برمکی", "فضل بن یحیی برمکی", "جعفر بن یحیی برمکی", "برمکیان", "جهان اسلام", "دوران طلایی اسلام", "بابک خرمدین", "آموران", "هزار و یک شب", "مردم عرب", "معتزله", "زندیق", "صالح بن عبدالقدوس", "مزدیسنا", "کنیز", "غلمان", "ابوتمام", "عراق", "ابوالفضل جعفر متوکل", "منتصر", "مستعین", "معتز", "مهتدی", "معتضد", "مکتفی", "مقتدر (خلیفه)", "قاهر", "راضی (خلیفه)", "متقی", "ابوالعباس عبدالله مأمون", "حسین بن علی", "علی نقی", "ابوجعفر محمد منتصر", "ابوالعباس احمد مستعین", "عثمان بن سعید", "حسن عسکری", "اسماعیلیه", "زیدیه", "حنبلی", "هرج‌ومرج در سامرا", "صفاریان", "طاهریان", "ابوالعباس محمد معتمد", "موفق بالله", "ایران", "آل فرات", "آل جراح", "سوریه", "ابوعبدالله شیعی", "مغرب عربی", "عبیدالله مهدی", "افریقیه", "فاطمیان", "قرمطیان", "زیدی", "طبرستان", "یمن", "ابوسهل نوبختی", "عمادالدوله دیلمی", "طغرل‌بیگ", "امپراتوری سلجوقی", "عباس مصور طرقبه", "مستکفی", "مطیع (خلیفه)", "طائع", "قادر (خلیفه)", "قائم (خلیفه)", "مقتدی (خلیفه)", "مستظهر", "مسترشد", "راشد", "مقتفی", "مستنجد", "مستضی", "ظاهر (خلیفه)", "مستنصر (بغداد)", "احمد مستنصر", "حاکم اول", "سلیمان مستکفی", "ابراهیم واثق", "حاکم دوم", "معتضد اول", "متوکل اول", "واثق دوم", "معتصم (قاهره)", "مستعین (قاهره)", "معتضد دوم", "مستکفی دوم", "قائم (قاهره)", "مستنجد (قاهره)", "متوکل دوم", "مستمسک" ]
[ "خلافت عباسی", "امپراتوری‌های پیشین", "انحلال‌های دهه ۱۵۱۰ (میلادی) در آسیا", "ایالات در آناتولی قرون وسطی", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۷۵۰ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای منحل‌شده در ۱۲۵۸ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای منحل‌شده در ۱۵۱۷ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌های ۷۵۰ (میلادی) در آسیا", "تاریخ ایران", "تاریخ ایران باستان", "تاریخ عراق", "تاریخ عربستان سعودی", "تبارنامه‌های مسلمانان", "دودمان‌های پادشاهی", "دولت‌های آفریقا در قرون وسطی", "سلسله‌های عربی", "سلسله‌های غیر ایرانی حاکم بر ایران", "سلسله‌های مسلمان", "عراق در قرون وسطی", "کشورهای پیشین در اروپا", "کشورهای پیشین در خاورمیانه" ]