Id
int64
1
3.02M
Title
stringlengths
1
132
Type
int64
0
6
Rank
int64
0
80.7k
Namespace
int64
0
14
RedirectList
sequencelengths
0
3.08k
IsDisambiguationPage
bool
2 classes
TargetLinksCount
int64
0
80.2k
InfoBox
dict
Text
stringlengths
0
196k
Links
sequencelengths
0
5.96k
Parents
sequencelengths
0
227
782
پهله
0
31
0
[ "فهله", "پهلوی (پهله)" ]
false
18
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
موقعیت جبال در نقشه ایران در عصر خلفای عباسی برگرفته از کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی ناحیه جبال یا عراق عجم (نارنجی) پهله یا پهلو نام سرزمینی وسیع در باختر ایران بوده است که بیشتر شهرها و نواحی زاگرس فعلی را فرا می‌گرفته است. ایالت پهله در زمان ساسانیان به این نام نهاده شده و پهلوی، به مردم، زبان و خط مربوط به پهله اشاره می‌کند. نام پهله بعد از ورود عرب‌ها به ایران به «جبال» و بعدها «کوهستان» تغییر یافته‌است. پهله خود از مناطق کوچک‌تری به نام «مهر» یا «مهرگان» تشکیل می‌شده است مانند «مهرگان کدک» که منظور ایلام بوده‌است.هم اکنون نام یکی از شهرهای تابع شهرستان دهلران پهله میباشد که مرکز بخش زرین آباد است. مناطق و نواحی ماه نهاوند بخشی از سرزمین بزرگ پهله در باختر و مرکز ایران بوده است که بعدها به ماه بصره نیز شهرت یافته است. ابن الندیم از قول عبداالله بن المقفع آورده است که ماه نهاوند یکی از پنج ناحیه پهله (فهله) است (یادداشت‌های دهخدا ). بروجرد و نهاوند دو قصبه یا نقطه شهری ماه نهاوند بوده‌اند . پیشینه تقسیمات کشوری ایران جغرافیای تاریخی ایران
[ "ایران", "زاگرس", "ساسانیان", "پهلوی", "عرب", "ایلام", "ماه نهاوند", "ابن الندیم", "ابن مقفع", "بروجرد", "نهاوند", "پیشینه تقسیمات کشوری ایران", "جغرافیای تاریخی ایران" ]
[ "استان‌های شاهنشاهی ساسانی" ]
785
آرشیف ملی افغانستان
0
38
0
[ "بایگانی ملی افغانستان", "آرشيف ملي افغانستان", "آرشيو ملي افغانستان", "آرشیو ملی افغانستان", "ارشیف ملی افغانستان", "ارشيف ملي افغانستان", "ارشيو ملي افغانستان", "ارشیو ملی افغانستان", "بايگاني ملي افغانستان" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
آرشیف ملی افغانستان یا آرشیو ملی افغانستان که در ساختمانی به همین نام در منطقه «ده افغانان» کابل قرار گرفته‌است، به جمع‌آوری و نگهداری اسناد ملی و تاریخی افغانستان می‌پردازد. تاریخچه ساختمان آرشیو ملی که خود یک اثر تاریخی است، در زمان پادشاهی امیر عبدالرحمن‌خان در محوطه باغ چرمگری کابل برپا گردیده که از جمله بهترین باغ‌های شهر کابل به‌شمار می‌رفت. گرچه تاریخ دقیق ساخت این سازه آشکار نیست اما نظر به روایاتی بنای آن پس از ساخت بستان‌سرای کابل، یعنی در سال ۱۳۱۰ برابر با ۱۲۷۱ با کاربرد دفتر کار شاهزاده حبیب‌الله‌خان ساخته شد. گویند وقتی امیر عبدالرحمن‌خان از سفر بخارا برگشت، یک عده از مهندسان و نگارگران بخارایی را با خود به کابل آورد و بر پایه بازگفته‌ها این ساخت و ساز نیز بدست ایشان انجام گرفت. این ساختمان در آغاز بمنظور دفترکار شاهزاده حبیب‌الله‌خان در نظر گرفته شده بود. هنگامی که شاهزاده حبیب‌الله خان می‌خواست به این کاخ بیاید، در جریان راه پای اسب وی به سوراخ موش فرورفته و شاهزاده از اسب به زمین می‌افتد. شاهزاده از همان آغاز فال آن را خوب نگرفته به قصر داخل نشد. بعدا از این ساختمان به عنوان مهمانخانه دولتی بهره می‌گرفتند. بعدها دوره آموزش عالی افسران در این ساختمان تاسیس و آهسته آهسته متروکه شده و وزارت دفاع وقت از آن به عنوان دپوی لجستیکی بهره می‌گرفت تا اینکه در سال ۱۳۵۱ اندیشه تاسیس اداره‌ای بنام آرشیف ملی ایجاد شد اما این اندیشه اجرا نشد. سرانجام در هفدهم سنبله سال ۱۳۵۲ در وقت زمامداری سردار محمد داود، این اداره بطور نمایشی با داشته‌های سخت اندک و ناچیز در همچون بخشی از کتابخانه مربوط وزارت اطلاعات و فرهنگ وقت برپا شد و بعدا تصمیم گرفته شد تا از این ساختمان برای بایگانی تاریخی کار گرفته شود که کار ترمیم و باز سازی آن درسال ۱۳۵۲ آغاز و تا سال ۱۳۵۶ ادامه پیدا کرد. وقتی که از ترمیم برآمد، کتابخانه دستنوشته‌ها از منزل پنجم مرکز وزارت اطلاعات و کلتور به این جا نقل مکان نمود و سپس در سال ۱۳۵۹ رسما بنام «آرشیف ملی افغانستان» نامیده شد. تشکیلات این اداره دارای ۹ مدیریت مسلکی و اداری است. بایگانی دارای دو بخش عمده دستنویس‌ها و اسناد تاریخی است که در مخزن اسناد تاریخی در حدود یکصد و نود هزار قطعه سند تاریخی از قبیل فرمانها، قباله‌ها، نکاح‌نامه‌ها، روزنامه‌ها، عکس‌ها، و جز این‌ها بوده و در بخش دستنویس‌های آن پیرامون نه هزار جلد دستنوشته از قبیل قرآن، رساله‌ها، دیوانها، کتب ادبی، تاریخی، فلسفی، و قطعه خط‌ها موجود است. روسای آرشیف ملی وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان
[ "کابل", "عبدالرحمن‌خان", "باغ چرمگری کابل", "۱۳۱۰ (هجری قمری)", "۱۲۷۱ (خورشیدی)", "شاهزاده حبیب‌الله‌خان", "بخارا", "۱۳۵۱ (هجری قمری)", "۱۳۵۲ (هجری قمری)", "محمد داود", "وزارت اطلاعات و فرهنگ", "۱۳۵۶ (هجری قمری)", "وزارت اطلاعات و کلتور", "۱۳۵۹ (هجری قمری)", "دستنویس", "قباله", "نکاح‌نامه", "وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان" ]
[ "آثار تاریخی افغانستان", "تاریخ‌نگاری افغانستان", "فرهنگ در افغانستان", "کابل" ]
786
آثار تاریخی افغانستان
0
76
0
[ "آثار تاريخي افغانستان", "اثار تاریخی افغانستان", "اثار تاريخي افغانستان" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "title", "Item2": "پایگاه‌ها و گنجینه‌های باستان‌شناسی افغانستان" } ], "Title": "های گشتن" }
از جمله آثار تاریخی افغانستان می‌توان از این موارد نام برد: کابل آرامگاه تیمورشاه مسجد عیدگاه بوستان‌سرای، آرامگاه امیر عبدالرحمن‌خان باغ بابر باغ لطیف زیارت شیخ سعدالدین احمد انصاری آرامگاه و مسجد حاجی صاحب پایمنار آرامگاه میرزا عبدالقادر بیدل در محله یکه ظریف خواجه رواش آرامگاه میرزا ظریف مامای میرزاعبدالقادر بیدل در محله یکه ظریف خواجه رواش آرامگاه سید جمال‌الدین افغانی مسجد چوبفروشی آرامگاه نادرشاه شهید آرامگاه اعلیحضرت محمد ظاهرشاه مسجد شریف علیا مسجد ملا محمود مسجد گدری مسجد سه‌دکان چنداول دیوارهای سرکوه شیردروازه و آسمائی بالا حصار کابل قصر دارالامان زیارت آستانه واقع دارالامان (حضیره اجداد مرحوم استاد سید محمد داود الحسینی) کاخ کوتی‌باغچه و برج‌های درون ارگ قصر چهلستون منار علم و جهل منار عبدالوکیل خان زیارت عاشقان و عارفان علیه رحمه زیارت بابای خودی علیه رحمه ولایت هرات دژ اختیارالدین دژ غوریان دژ کهسان دژ سیاوشان مسجد جامع بزرگ هرات مسجد جامع زیارتگاه در ولسوالی گذره مسجد جامع چهلستون مسجد جامع خرقه مبارک مسجد جامع غوریان مسجد سلطان سیداحمد کبیر مسجد نواب سلطان احمد خان گنبد و مزار شاهزاده قاسم بن امام جعفر صادق گنبد و مزار شاهزاده عبدالله گنبد غازی در ولسوالی زنده جان گنبد، ایوان و آرامگاه خواجه ابوالولید آزادانی ایوان آرامگاه سید ابوعبدالله مختار مناره‌های هرات خانقاه ترکستانی خواجه غلتان ولی آرامگاه واعظ کاشفی آرامگاه میرخواند آرامگاه کمال الدین بهزاد آرامگاه میرک نقاش آرامگاه مولانا زین الدین محمد خوافی آرامگاه خواجه محمد تاکی آرامگاه امیر علیشیر نوایی آرامگاه سلطان حسین میرزای بایقرا آرامگاه شاه محمود و شاه کامران سدوزایی نمازگاه‌های هرات آرامگاه مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی آرامگاه امام فخر رازی منارهای چهارگانه هرات آرامگاه گوهرشاد بیگم گازرگاه(آرامگاه خواجه عبدالله انصاری) ساختمان نمکدان خانه زرنگار سنگ هفت قلم حوض چهار سوق حوض ملک حوض نقاشی حوض گدام حوض پهلوان حوض امیر علیشیر نوایی حوض باغدشت حوض زمزم حوض پایین محله کنیسه یوآو(یکی از معابد یهودیان) حمام موسایی‌ها حمام شکیبان آسیاب بادی در شکیبان یخچال‌های هرات که در بین اهالی هرات به یخدان مشهور است روستای برناباد آثار تاریخی روستای برناباد واقع در ولسوالی غوریان ولایت هرات دژ تاریخی برناباد مسجد جامع برناباد مسجد خواجه مهدی مشهور به مسجد خول بلند حمام برناباد خانقاه مولانا وحیدالدین محمد خوافی آب انبار بازار آب انبار میرزاها آب انبار گسپه آب انبار عیدگاه آب انبار بیبچه کولو آسیاب‌های بادی برناباد گورستان مولانا وحیدالدین محمد خوافی مشهور به ملای کلان گورستان پیر معصوم گورستان خواجه محمود سپاهانی یا اصفهانی آرامگاه خواجه محمد یافته مشهور به پیر یافته گورستان حظیره ولایت بامیان تندیس‌های بودا در بامیان غارهای بامیان قلعه چهل برج شهر قلقله ولایت هلمند طاق بست چاه بست آرامگاه شهزاده حسین ولایت قندهار چهل‌زینه قندهار ولایت غزنی منارهای مسعود و بهرامشاه موزه تپه سردار آرامگاه سلطان محمود غزنوی آرامگاه شریف خان آرامگاه سنائی غزنوی ولایت لوگر آرامگاه ملک سبز علی صاحب آرامگاه سید عبدالقادر نجات الله قلندر در هونی سیدان ولایت پکتیا بالاحصار گردیز ولایت ننگرهار ساختمان سراج العمارت آرامگاه امیر حبیب‌الله خان و امیر امان‌الله خان ولایت لغمان قلعه سراج زیارت مهتر لام بابا ولایت پروان استوپاهای دوره بودایی توپ دره قصر جبل السراج ولایت کاپیسا استوپاهای چشمه معاذالله ولایت سمنگان تخت رستم قصر جهان‌نما بازار سرپوشیده حلم ولایت بلخ آرامگاه حضرت علی کرم الله وجهه در شهر مزار شریف مسجد نه‌گنبد خانقاه کلان دهدادی زیارت جوان مرد قصاب در ساحه باستانی بلخ آرامگاه رابعه بلخی در ساحه باستانی بلخ مسجد شیخ محمد پارسا در ساحه باستانی بلخ بقایای مدرسه سلطان العلما- پدر مولانا جلال الدین محمد بلخی در ساحه باستانی بلخ آتشکده نوبهار در شولگره دیوارهای تاریخی بلخ باستان در ساحه باستانی بلخ برج عیاران در ساحه باستانی بلخ ولایت کندز آرامگاه امام حسین (افغانستان) ولایت فراه قلعه فریدون باستان‌شناسی افغانستان
[ "افغانستان", "آرامگاه تیمورشاه", "مسجد عیدگاه", "بوستان‌سرای", "باغ بابر", "باغ لطیف", "زیارت شیخ سعدالدین احمد انصاری", "آرامگاه و مسجد حاجی صاحب پایمنار", "آرامگاه میرزا عبدالقادر بیدل", "آرامگاه میرزا ظریف مامای میرزاعبدالقادر بیدل", "آرامگاه سید جمال‌الدین افغانی", "مسجد چوبفروشی", "آرامگاه نادرشاه شهید", "آرامگاه اعلیحضرت محمد ظاهرشاه", "مسجد شریف علیا", "مسجد ملا محمود", "مسجد گدری", "مسجد سه‌دکان چنداول", "دیوارهای سرکوه شیردروازه و آسمائی", "بالا حصار کابل", "قصر دارالامان", "زیارت آستانه", "کاخ کوتی‌باغچه", "قصر چهلستون", "منار علم و جهل", "منار عبدالوکیل خان", "زیارت عاشقان و عارفان علیه رحمه", "زیارت بابای خودی علیه رحمه", "دژ اختیارالدین", "دژ غوریان", "دژ کهسان", "دژ سیاوشان", "مسجد جامع بزرگ هرات", "مسجد جامع زیارتگاه در ولسوالی گذره", "مسجد جامع چهلستون", "مسجد جامع خرقه مبارک", "مسجد جامع غوریان", "مسجد سلطان سیداحمد کبیر", "مسجد نواب سلطان احمد خان", "گنبد و مزار شاهزاده قاسم بن امام جعفر صادق", "گنبد و مزار شاهزاده عبدالله", "گنبد غازی در ولسوالی زنده جان", "گنبد، ایوان و آرامگاه خواجه ابوالولید آزادانی", "ایوان آرامگاه سید ابوعبدالله مختار", "مناره‌های هرات", "خانقاه ترکستانی", "خواجه غلتان ولی", "آرامگاه واعظ کاشفی", "آرامگاه میرخواند", "آرامگاه کمال الدین بهزاد", "آرامگاه میرک نقاش", "آرامگاه مولانا زین الدین محمد خوافی", "آرامگاه خواجه محمد تاکی", "آرامگاه امیر علیشیر نوایی", "آرامگاه سلطان حسین میرزای بایقرا", "آرامگاه شاه محمود و شاه کامران سدوزایی", "نمازگاه‌های هرات", "آرامگاه مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی", "آرامگاه امام فخر رازی", "منارهای چهارگانه هرات", "آرامگاه گوهرشاد بیگم", "گازُرگاه(آرامگاه خواجه عبدالله انصاری)", "ساختمان نمکدان", "خانۀ زرنگار", "سنگ هفت قلم", "حوض چهار سوق", "حوض ملک", "حوض نقاشی", "حوض گدام", "حوض پهلوان", "حوض امیر علیشیر نوایی", "حوض باغدشت", "حوض زمزم", "حوض پایین محله", "کنیسۀ یوآو(یکی از معابد یهودیان)", "حمام موسایی‌ها", "حمام شکیبان", "آسیاب بادی در شکیبان", "یخچال‌های هرات که در بین اهالی هرات به یخدان مشهور است", "دژ تاریخی برناباد", "مسجد جامع برناباد", "مسجد خواجه مهدی", "حمام برناباد", "خانقاه مولانا وحیدالدین محمد خوافی", "آب انبار میرزاها", "آب انبار گُسپه", "آب انبار عیدگاه", "آب انبار بیبچه کولو", "آسیاب‌های بادی بُرناباد", "گورستان مولانا وحیدالدین محمد خوافی", "گورستان پیر معصوم", "گورستان خواجه محمود سپاهانی", "آرامگاه خواجه محمد یافته", "گورستان حظیره", "تندیس‌های بودا در بامیان", "غارهای بامیان", "قلعه چهل برج", "شهر قلقله", "طاق بست", "چاه بست", "آرامگاه شهزاده حسین", "چهل‌زینه قندهار", "منارهای مسعود و بهرامشاه", "موزه تپه سردار", "آرامگاه سلطان محمود غزنوی", "آرامگاه شریف خان", "آرامگاه سنائی غزنوی", "آرامگاه ملک سبز علی صاحب", "آرامگاه سید عبدالقادر نجات الله قلندر", "بالاحصار گردیز", "ساختمان سراج العمارت", "آرامگاه امیر حبیب‌الله خان و امیر امان‌الله خان", "قلعه سراج", "زیارت مهتر لام بابا", "استوپاهای دوره بودایی توپ دره", "قصر جبل السراج", "استوپاهای چشمه معاذالله", "تخت رستم", "قصر جهان‌نما", "بازار سرپوشیده حلم", "آرامگاه حضرت علی کرم الله وجهه", "مسجد نه‌گنبد", "خانقاه کلان دهدادی", "زیارت جوان مرد قصاب", "آرامگاه رابعۀ بلخی", "مسجد شیخ محمد پارسا", "بقایای مدرسۀ سلطان العلما- پدر مولانا جلال الدین محمد بلخی", "آتشکدۀ نوبهار", "دیوارهای تاریخی بلخ باستان", "برج عیاران", "آرامگاه امام حسین (افغانستان)", "باستان‌شناسی افغانستان" ]
[ "آثار تاریخی افغانستان", "تاریخ افغانستان", "فرهنگ در افغانستان" ]
787
جوزف مولر-بروکمان
1
25
0
[ "جورف مولر-بروكمان", "جوزف مولر-بروكمان" ]
false
1
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام اصلی", "Item2": "جوزف مولر-بروکمان" }, { "Item1": "شهر تولد", "Item2": "[[راپرزویل]]" }, { "Item1": "کشور تولد", "Item2": "[[سوئیس]]" }, { "Item1": "شهر مرگ", "Item2": "[[زوریخ]]" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "[[سوئیسی]]" }, { "Item1": "رشته", "Item2": "[[طراح گرافیک]]" }, { "Item1": "جنبش", "Item2": "عضو [[اتحادیه بین‌المللی طراحان گرافیک]]استاد [[آموزشگاه هنری زوریخ]]" } ], "Title": "هنرمند" }
جوزف مولر بروکمان طراح گرافیک سوئیسی بود. زندگی‌نامه مولر بروکمان در سال ۱۹۱۴ در راپرزویل، سوئیس زاده شد. از سال ۱۹۳۰ به عنوان طراح گرافیک (ارتباط تصویری) در زوریخ آغاز به کار کرد. وی در پی یک بیان گرافیکی مطلق و جهان‌شمول بود که از طریق ارائه‌ای عینی و غیر شخصی بدون واسطه احساسات شخصی طراح با مخاطب ارتباط برقرار کند. برای داشتن معیاری از درجه موفقیت او می‌توانیم به قدرت و تاثیر تصویری کارهای او مراجعه کنیم. طراحی‌های مولر-بروکمان در دهه پنجاه میلادی امروز هم همان اندازه به روز و زنده هستند که نیم قرن پیش از این بوده‌اند و پیام خود را با همان شدت و وضوح بیان می‌کنند. پوسترهای مبتنی بر عکاسی او با تصاویر همچون نمادهای عینی رفتار می‌کند چنان‌که تصاویر خنثی از طریق مقیاس و زاویه دوربین تاثیرگذار می‌شوند. در پوسترهای کنسرت مشهورش زبان ساخته‌باور او یک همتای تصویری برای موسیقی موضوع پوستر خلق می‌کند. از برجسته‌ترین تالیفات او کتابی به نام «سامانه‌های توری در طرح‌های نگارین» (سیستم‌های گرید در گرافیک) در سال ۱۹۸۱ است. وی عضو اتحادیه بین‌المللی طراحان گرافیک و استاد آموزشگاه هنری زوریخ بود و گاهنامه هنر گرافیک نو را در ۱۹۵۸ با همکاری چند طراح دیگر راه‌اندازی کرد. مولر-بروکمان در ۱۹۹۶ درگذشت. منابع و پیوند به بیرون
[ "راپرزویل", "سوئیس", "زوریخ", "سوئیسی", "طراح گرافیک", "اتحادیه بین‌المللی طراحان گرافیک", "آموزشگاه هنری زوریخ", "طراح", "گرافیک (ارتباط تصویری)", "دهه ۱۹۵۰ (میلادی)", "پوستر", "عکاسی", "نماد", "کنسرت", "ساخته‌باوری", "موسیقی", "گاهنامه هنر گرافیک نو" ]
[ "اهالی رپپرسویل-جونا", "تایپوگرافان", "درگذشتگان ۱۹۹۶ (میلادی)", "زادگان ۱۹۱۴ (میلادی)", "گرافیست‌ها", "گرافیست‌های اهل سوئیس", "طراحی ارتباطات" ]
788
بسکتبال
0
1,109
0
[ "بسكتبال", "بسكتباليست", "باسکتبال" ]
false
764
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
بسکتبال ورزشی گروهی است که در آن دو گروه پنج‌نفره در یک سالن مستطیل‌شکل به بازی می‌پردازند. هدف بازی پرتاب توپ به درون سبدهایی به قطر ۴۶ سانتی‌متر و به ارتفاع ۳٫۰۴۸ متر است که در دو سمت زمین قرار دارند و به تخته‌ای به نام «بک‌برد» متصل‌اند. هر تیم باید توپ را به درون سبد تیم روبرو بیندازد. در بازی بسکتبال هر تیم برای کسب امتیاز باید در محدوده پرتاب، توپ را به سمت حلقه پرتاب نماید زمانی که توپ وارد حلقه شد، تیم موفق به کسب دو امتیاز می‌شود. زمانی‌که بازیکنی از پشت خط سه امتیازی موفق به وارد کردن توپ درون حلقه شود سه امتیاز برای تیم در نظر گرفته می‌شود. در حالی که در حین انجام بازی قاعده‌ای از قوانین و مقرارات نیز باید رعایت شود. مهارت‌هایی فردی مانند شوت‌کردن دریبل‌زدن و ریباند توپ به همراه کارهای تیمی مثل حمله و دفاع، شروط لازم برای موفقیت شرکت‌کنندگان در این ورزش می‌باشد. این ورزش نخستین‌بار توسط دکتر جیمز نای‌اسمیت در پائیز ۱۸۹۱ ابداع گردید؛ و نخستین مجموعه رسمی از قوانین بسکتبال توسط وی وضع گرید. بسکتبال به‌طور گسترده یکی از محبوب‌ترین و پرطرفدارترین ورزش‌های جهان محسوب می‌شود. تاریخچه بسکتبال زادگاه بازی بسکتبال آمریکاست. این بازی در اوایل پاییز سال ۱۸۹۱ میلادی توسط شخصی به نام جیمز نای‌اسمیت پایه‌ریزی و ابداع شد. اما از قرن‌ها پیش در میان ساکنان نقاط مختلف قاره آمریکا، به ویژه آمریکای مرکزی و جنوبی انواعی از بازی و مسابقه رایج بوده که کم و بیش به بسکتبال شباهت داشته‌است. در ایران، نوعی بازی سنتی و قدیمی در میان گله‌دارها متداول است که آن را (پولو) (Polo) می‌نامند. در این بازی، دو تیم سوار بر اسب در میدانی وسیع به تاخت و تاز می‌پردازند و هر تیم کوشش می‌کند توپی را که شش حلقه (مانند دستگیره) بر بدنه آن هست، با پرتاب کردن و پاس دادن به یاران خودی، به آن سوی میدان برساند و از حلقه و توری سبدی که در انتهای میدان بر روی ستونی چوبی نصب شده عبور دهد. این بازی تا حدی شبیه بسکتبال است اما شباهت بازی پوک تا پوک با ورزش بسکتبال بیش از پیش است. پوک تا پوک، در میان اقوام متمدن قاره آمریکای جنوبی و مرکزی رواج بسیار داشت به ویژه اقوام مایا و تولتک (در ناحیه مکزیک کنونی) این بازی با توپ و حلقه‌های ثابت در میدانی وسیع انجام می‌شد. تولد بسکتبال جیمز نای‌اسمیت یک پزشک کانادایی بود که به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تابعیت آن کشور را گرفت. در سال ۱۸۹۱ یعنی زمانی که دکتر نای‌اسمیت در دانشگاه ورزش اسپرینگ فیلد (واقع در ایالت ماساچوست آمریکا) درس می‌داد، رئیس دانشگاه از او خواست ورزشی ابداع و اختراع کند که دانشجویان بتوانند در فصل زمستان در سالن به آن بپردازند تا آمادگی جسمانی خود را برای پرداختن به مسابقات میدانی فوتبال، هاکی و بیسبال، در فصل بهار و تابستان حفظ کند. نخستین تیم بسکتبال دانشگاه کانزاس در ۱۸۹۹ میلادی دکتر نای‌اسمیت پس از بررسی رشته‌های موجود ورزشی، دریافت که ورزش جدید باید: توپ در آن نقش داشته باشد. به صورت گروهی به اجرا در آید. اصل رقابت در آن رعایت شود. بر مهارت استوار باشد. هیچ گونه خشونتی و برخوردهای سخت بدنی مبتنی نباشد. حاصل این افکار و اندیشه‌ها ورزشی شد به نام بسکتبال که امروزه پس از سپری شدن نزدیک به یک قرن و اندی از اختراع آن، از پرطرفدارترین و هیجان‌انگیزترین رشته‌های ورزش بین‌المللی است. دکتر نای‌اسمیت در شروع کار دو سبد که مخصوص حمل میوه بود بر دیوار دو طرف سالن ورزش دانشگاه و در ارتفاعی بلندتر از قد یک انسان قد بلند نصب کرد و به دو گروه از ورزشکاران جوان دانشگاه آموزش داد که توپی را دست به دست بدهند و سعی کنند آن را به درون سبد بیندازند. در این حال، تیم مقابل باید بکوشد که مانع از انجام این کار شود و توپ را هم از چنگ حریف بربایند و تصاحب کند. نخستین مسابقه‌ای که به این ترتیب و به صورتی تجربی ترتیب یافت میان دو تیم ۹ نفره در کالج اسپرینگ فیلد بود و اولین گل تاریخ بسکتبال را هم یکی از بازیکنان به نام «ویلیام چیلس» به سبد انداخت. بعدها شخصی به نام «فرانک ماهان» با توجه به اینکه در زبان انگلیسی سبد را بسکت و توپ را بال می‌گویند، این ورزش را بسکتبال نامید. دکتر نای‌اسمیت، برای آنکه بازی بسکتبال خشن نشود، مقررات دقیقی برای آن به وجود آورد. بعضی از مقررات اولیه بسکتبال چنین بود: بازیکنان حق نداشتند توپ را از دست هم بربایند. بازیکنی که توپ را در اختیار داشت، نباید با آن راه برود یا بدود. هل دادن و هر نوع خشونت ممنوع بود. فقط بازیکنانی که توپ را در اختیار نداشتند می‌توانستند به هر طرف بدوند و جا بگیرند. بازیکن توپ به دست باید توپ را به طرف یاران خود پرتاب کند و به آن‌ها برساند. در آغاز، ته سبد هم بسته بود و هر بار که توپ به درون سبد می‌افتاد باید کسی به کمک نردبان توپ را از سبد بیرون بیاورد. در سال ۱۸۹۲ شخصی به نام «لئو آلن» سبد بسکتبال را که تا آن روز از ترکه چوب یا الیاف بود و به همین دلیل به زودی پاره و فرسوده می‌شد، از سیم بافت تا استحکام بیشتری داشته باشد. دیری نگذشت که این ورزش جدید طرفداران زیادی در میان دانشجویان دانشگاه اسپرینگ فیلد و دیگر دانشگاه‌ها یافت. دکتر نای‌اسمیت هم مقررات و قوانین بسکتبال را کامل‌تر کرد و نسخه‌هایی از آن را به هر دانشگاه یا باشگاهی که علاقه‌مند بود ارسال داشت. این مقررات در سال ۱۸۹۲ میلادی به صورت کتابچه‌ای برای استفاده عموم منتشر کرد. در سال ۱۹۳۰ دکتر نای‌اسمیت کتابی درباره خواص بسکتبال تالیف کرد تا نشان دهد که بازی بسکتبال گرچه بسیار پرتحرک است اما حتی برای سالمندان هم خطری ندارد و آسیبی متوجه اعضای حیاتی بدن (قلب و کلیه) نخواهد شد. قوانین ابتدایی با گذشت زمان قوانینی برای انجام بازی وضع شد. مثلا تعداد بازیکنان هر تیم ۹ نفر تعیین گردید. سپس به ۷ نفر تقلیل یافت و بالاخره این تعداد به ۵ نفر کاهش یافت و تثبیت شد. هر بازیکن می‌توانست در موقع وقوع خطا به جای کلیه بازیکنان تیم خود پرتاب آزاد را انجام دهد. هر تیم می‌توانست از شروع تا پایان بازی توپ را در زمین خود به‌طور دلخواه نگهداری نماید. هر بار که توپ گل می‌شد بازی با بین طرفین یا جامپ بال از وسط زمین ادامه می‌یافت. بازیکنان بلند قد می‌توانستند نزدیک سبد قرار گیرند و توپ را به آرامی در سبد جای دهند (قانون سه ثانیه وجود نداشت). در آن زمان سعی شد توجه مدیران مدارس و مسئولان سازمان‌های ورزشی را به آموزش بسکتبال جلب نمایند. باوجود این تلاش مداوم و پیگیر، آموزش بسکتبال برای مربیان حالت جنبی داشت و اساسا فعالیت آن‌ها در ورزش‌های رقابت‌آمیز دیگری مانند فوتبال آمریکایی یا راگبی متمرکز بود. قوانین مینی بسکتبال مینی بسکتبال ورزشی است که براساس بازی بسکتبال و برای بازیکنان ۱۱ و ۱۲ سال طرح‌ریزی شده‌است. هر تیم شامل ۱۲ بازیکن، یک مربی و یک سرپرست خواهد بود. اندازه زمین ۲۶ در ۱۴ متر می‌باشد. خطوط زمین مینی بسکتبال با آنچه در زمین بسکتبال ترسیم می‌شود مشابه است با این تفاوت که در مینی بسکتبال خط پرتاب ۳ امتیازی وجود ندارد. تخته‌ها بطور قائم در انتهای زمین قرار داده شده و با خطوط اصلی موازی است، اندازه تخته ۹۰ × ۱۲۰ سانتی‌متر می‌باشد. ارتفاع حلقه تا زمین ۲۶۰ سانتی‌متر با قطر ۴۵ سانتی‌متر می‌باشد. توپ با محیط ۷۳ سانتی‌متر و وزن ۴۷۵ گرم برای مینی بسکتبال استفاده می‌گردد. زمان بازی ۴ کوارتر ۱۰ دقیقه‌ای است که زمان استراحت بین کوارترهای اول و دوم، سوم و چهارم ۲ دقیقه و زمان استراحت بین دو نیمه بازی ۱۰ دقیقه می‌باشد. ۱۳ قانون اولیه بسکتبال توپ را می‌توان با یک یا هر دو دست به هر جهتی پرتاب کرد. به توپ می‌توان با یک یا هر دو دست به هر جهتی ضربه زد (مشت زدن به توپ مجاز نیست). بازیکنان نمی‌توانند با توپ بدوند اما می‌توانند آن را از محلی که دریافت کرده‌اند پرتاب کنند. بازیکنی که در حال دویدن با سرعت توپ را دریافت می‌کند درصورتی‌که سعی در توقف کند مستثنی است. توپ باید در یا بین دستان گرفته شود و از بدن نمی‌توان برای گرفتن توپ استفاده کرد. تنه زدن، نگه داشتن، هل دادن، پشت پا زدن یا ضربه زدن به بازیکن حریف به هر شکل مجاز نمی‌باشد. اولین تخلف از این قانون توسط هر یک از بازیکنان به عنوان خطا محسوب شده و دومین خطا باعث اخراج وی تا کسب امتیاز بعدی می‌گردد. در صورتی‌که قصد آسیب‌رسانی مشهود باشد، بازیکن برای تمام طول بازی اخراج شده و حق جایگزینی ندارد. مشت زدن به توپ خطا محسوب می‌شود و تخلف از قوانین شماره ۳، ۴ و ۵ خواهد بود. در صورتی‌که هر یک از طرفین ۳ خطای متوالی انجام دهد، یک گل برای حریف منظور خواهد شد (منظور از متوالی این است که حریف در فاصله این خطاها مرتکب خطا نشود). گل زمانی اتفاق می‌افتد که توپ با ضربه یا پرتاب از زمین به داخل سبد وارد شده و در آن باقی بماند، مشروط بر اینکه مدافعین گل را لمس نکرده و مزاحمتی برای آن ایجاد نکرده باشند. در صورتی‌که توپ روی کناره‌ها باقی بماند و حریف سبد را حرکت دهد، گل محسوب خواهد شد. در صورتی‌که توپ از زمین خارج شود باید توسط اولین نفری که آن را لمس می‌کند به داخل زمین پرتاب گردد. در صورت اختلاف نظر، سرداور باید توپ را مستقیما بداخل زمین پرتاب کند. پرتاب‌کننده، برای پرتاب توپ از بیرون زمین، ۵ ثانیه زمان در اختیار دارد. در صورت تخلف، توپ به حریف واگذار می‌شود. اگر هر یک از طرفین در تاخیر بازی پافشاری کنند، سرداور خطای آن تیم را اعلام خواهد کرد. داور مسئول قضاوت برای بازیکنان است و باید خطاها را یادداشت کرده و سرداور را پس از ۳ خطای متوالی مطلع کند. همچنین وی می‌تواند بازیکنان را بر اساس قانون ۵ اخراج کند. سرداور مسئول قضاوت روی توپ است و باید در مورد زمانی که توپ در جریان بازی است یا خارج از زمین است و مالکیت توپ و همچنین محاسبه وقت تصمیم‌گیری کند. سرداور باید گل شدن توپ را تعیین کند، امتیازات را محاسبه نماید و سایر وظائف معمول سرداور را انجام دهد. زمان بازی چهار کوارتر ۱۰ دقیقه‌ای (در ان‌بی‌ای ۱۲ دقیقه) و ۴ استراحت ۵ دقیقه‌ای بین کوارتر هاست. تیمی که بیشترین امتیازات را در این زمان بدست آورد برنده اعلام می‌شود. در صورت تساوی، با موافقت کاپیتانهای ۲ تیم، بازی تا کسب یک گل دیگر قابل ادامه است. پیشرفت بسکتبال بعد از جنگ جهانی اول بعد از جنگ جهانی اول بسکتبال تبدیل به ورزشی رقابت‌آمیز و بزرگ شد. با گذشت زمان مربیان بسکتبال وضعیت مناسبی پیدا کردند و فعالیتشان موثر واقع شد. بسکتبال شناخته شد و به اروپا گسترش یافت. در سال ۱۹۲۴ نخستین مسابقات جهانی بین تیم‌های بسکتبال فرانسه، ایتالیا، انگلستان و آمریکا در پاریس برگزار گردید و از سال ۱۹۳۲ فدراسیون آماتوری بسکتبال در ژنو با نمایندگی چند کشور تشکیل شد. در مسابقات المپیک ۱۹۳۶ برلین برای نخستین بار ۲۳ کشور در مسابقات رسمی بسکتبال شرکت نمودند و آمریکا قهرمان المپیک گردید. تجهیزات مورد نیاز لباس آرون اونز، نمونه‌ای از لباس بازیکنان لباس بازی برای زنان و مردان بلوز بی‌آستین و شلوارک است و نام تیم در جلوی بلوز و شماره بازیکن در پشت و جلوی آن نوشته شده‌است. در بازی‌های بین‌المللی شماره‌های بازیکنان از ۴ تا ۱۵ است. بازیکنان بسکتبال معمولا از کفش‌های ساقدار استفاده می‌کنند که از مچ پا حفاظت بیشتری می‌کند. تخته تخته ثابت تخته بسکتبال مستطیلی است به طول ۱٫۸۰ متر و عرض۱٫۰۵ متر که موقعیت آن در فضای بالای زمین در دو انتهای میدان است و یک مربع به طول۵۹ سانتیمتر و عرض۴۹ سانتیمتر داخل آن قرار دارد و باید به گونه‌ای قرار گیرد که به اندازه ۱۲۰ سانتی‌متر با خط انتهای زمین فاصله داشته باشد. ارتفاع تخته از کف سالن برای بزرگسالان ۲٫۹۰متر و برای نوجوانان ونو نهالان بین ۲٫۷۰ متر و ۲٫۸۰ متر است. انواع تخته نوعی از تخته‌ها به کمک میله‌هایی آهنی از سقف سالن آویزان می‌شوند که در هنگام عدم نیاز، می‌توان آن‌ها را بالا برد و به سقف سالن متصل کرد. این نوع تخته برقی است. نوعی دیگر از تخته‌ها با میله‌ای به زمین وصل و محکم می‌شوند. در نوعی دیگر، تخته به وسیله پایه‌ای متحرک بر روی زمین قرار می‌گیرد. حلقه حلقه بسکتبال در فاصله ۳۰ سانتی‌متری قاعده تخته به آن متصل می‌شود. قطر حلقه بسکتبال ۴۵ سانتی‌متر و ارتفاع توری که به شکل سبد به آن متصل می‌شود ۳۰ سانتی‌متر است. توپ بسکتبال توپ بسکتبال در دو سال نخست که بازی بسکتبال ابداع شد، توپ فوتبال را برای بازی به کار می‌بردند. اما چون این توپ سبک بود در سال ۱۸۹۴ میلادی اولین توپ مخصوص بسکتبال توسط یک کارخانه دوچرخه‌سازی تولید شد که اندکی از توپ فوتبال بزرگ‌تر بود. در سال ۱۹۳۷ نوع دیگری توپ بزرگ‌تر اما سبک‌تر به بازار آمد و آنگاه در سال ۱۹۴۹ توپی ساخته شد به همین شکل و اندازه و وزن فعلی که هنوز هم مورد استفاده‌است. توپ بزرگتر از توپ‌های معمولی است و آن را از جنس چرم، لاستیک یا پلاستیک می‌سازند و هنگام استفاده باد می‌کنند. میزان فشار هوای داخل توپ باید به حدی باشد که در صورت رها شدن از ارتفاع ۱٫۸ متری، پس از اصابت به زمین کم‌تر از ۱٫۲ و بیشتر از ۱٫۴ متر از زمین بلند نشود. محیط یک توپ قانونی بسکتبال پس از باد شدن باید حداقل ۷۵ سانتیمتر و حداکثر ۷۸ سانتیمتر باشد. ضمن آنکه در این حال وزن توپ نباید کمتر از ۶۰۰ و بیشتر از ۶۵۰ گرم باشد. توپ این ورزش بزرگ‌ترین توپ بازی‌های دسته‌جمعی است. قوانین بسکتبال دفاع قوانین زمانی بسکتبال در چهار دوره ۱۰ دقیقه‌ای (بین‌المللی) یا ۱۲ دقیقه‌ای (ان. بی. ای) انجام می‌شود. زمان استراحت بین دوره اول و دوم و بین دوره سوم و چهارم ۲ دقیقه و بین دوره دوم و سوم (بین دو نیمه) ۱۰ دقیقه‌است. وقت اضافه در بسکتبال ۵ دقیقه می‌باشد. پس از استراحت بین دو نیمه زمین حمله و دفاع دو تیم عوض می‌شود. اصطلاحا به زمین حریف، زمین حمله و به زمین خودی زمین دفاع گفته می‌شود. زمان‌های گفته شده زمان واقعی بازی است. یعنی زمانی که توپ در جریان نیست وقت بازی متوقف می‌شود. مثلا زمانی که خطایی رخ داده‌است یا هنگام پرتاب آزاد زمان متوقف می‌شود. به همین دلیل زمان انجام یک بازی کامل بیشتر از مجموع عددی زمان‌های بالا است و معمولا حدود دو ساعت طول می‌کشد. ۴دوره که در سایت‌های ورزشی هندیکپ آن‌ها مشخص می‌شود. (set handicep) قانون دبل (Double) ۱. دریبل کردن از زمانی شروع می‌شود که بازیکن کنترل توپ را دراختیار گرفته و با انداختن و زدن آن در تماس با زمین دوباره آن را قبل از اینکه به بازیکن دیگری برخورد کند لمس نماید. زمانی دریبل خاتمه می‌پذیرد که با دست آن را گرفته یا اجازه دهد توپ در دست یا دست‌ها استراحت نماید. زمانی‌که توپ با دست دریبل‌کننده در تماس نیست، تعداد گامهای برداشته محدود نخواهد بود. بازیکن مجاز نیست پس از خاتمه دریبل، برای بار دوم اقدام به دریبل نماید. درصورتی‌که این عمل را انجام دهد مرتکب تخلف «دبل» شده‌است. اگر هنگام دریبل کردن از هر دو دست برای دو دریبل استفاده شود نیز خطای دبل محسوب می‌شود (تک دریبل با دودست را دریبل قدرتی می‌نامند). هنگام دریبل کردن می‌توان با دست تمام نقاط توپ را لمس کرد مگر اینکه دست را به ناحیه زیرین توپ برده در این صورت نیز خطای دبل مرتکب شده‌است. توپ در هنگام دریبل تنها تا ارتفاع شانه شخص می‌تواند بالا بیاید و اگر از شانه بالاتر باشد خطا دبل انجام شده‌است. قانون رانینگ: (تراولینگ) بازیکنی که توپ را دراختیار دارد می‌تواند یک پای خود را به هر سمتی که می‌خواهد، یک یا چند مرتبه حرکت دهد. درصورتی‌که پای دیگرش که آن را پای «پیوت» می‌نامند ثابت باشد. رانینگ حرکتی است که بازیکن صاحب توپ در داخل زمین یک یا دو پای خود را بدون توجه به محدودیت فوق حرکت دهد یا گام‌های او با دریبل‌های بازیکن تناسب نداشته باشد. خطاهای حرکت رانینگ دویدن با توپ بدون دریبل بیش از یک گام (به جز سه گام) برداشتن گام اضافه در سه گام، لی آپ و پاور موو (Power move) برداشتن گام ریز در سه گام به‌طوری‌که قابل تشخیص نباشد کشیده شدن پا روی زمین برای فاصله بیش از ۵ سانتی‌متر در هر حرکت پرش با توپ و برگشت به زمین بدون رها کردن آن. برای مثال بازیکنی که به قصد شوت، پرش جفت می‌کند اگر به زمین برسد و هنوز توپ را رها نکرده باشد، رانینگ کرده‌است. اگر بازیکن در اوت، هنگام پرتاب اوت با توپ حرکت کند قانون سه ثانیه زمانی که تیمی کنترل توپ را در زمین حمله، موقعی که ساعت در جریان باشد، دراختیار دارد، هیچ‌یک از نفرات آن تیم نمی‌تواند بیش از مدت سه ثانیه در منطقه رنگی حریف یا روی خطوط رنگی حریف بماند یا حرکت کند. قانون ۲۴ ثانیه اگر تیمی مالک توپ شده باشد. باید در عرض ۲۴ ثانیه توپ را وارد حلقه حریف بکند یا به طرف حلقه تیم مقابل شوت بزند در زدن شوت توپ باید حتما به حلقه بخورد تا ۲۴ ثانیه صفر شود اگر توپ به تخته بخورد ۲۴ ثانیه ادامه می‌یابد و اگر توپ توسط تیم مقابل اوت شود باز هم ۲۴ ثانیه ادامه می‌یابد. ۲۴ ثانیه موقعی صفر می‌شود که ۱- خطا صورت بگیرد ۲- بازیکن تیم مقابل با پا توپ را به اوت بیندازد. اگر دستگاه ۲۴ ثانیه بوق بزند و توپ از دست بازیکن رها شده و در هوا باشد، اگر گل شود گل قبول می‌باشد. اگر در هوا با دست بازیکنی لمس شود و گل شود گل مردود می‌باشد. البته این قانون کمی تغییر یافته و در صورتی که از ۲۴ ثانیه، هنوز بیش از چهارده ثانیه مانده باشد، دوباره ۲۴ ثانیه ریست می‌شود ولی اگر کمتر از چهارده ثانیه یا خود چهارده ثانیه مانده باشد، زمان به چهارده ثانیه ریست می‌شود. قانون هشت ثانیه زمانیکه یک تیم توپ را در زمین خودی تحت کنترل می‌گیرد، باید در عرض ۸ ثانیه توپ را به زمین حمله بفرستد. تخطی از این قانون، تخلف «هشت ثانیه» نامیده می‌شود و داور توپ را در اختیار تیم مقابل قرار خواهد داد. قانون ۵ ثانیه ۱-بطور کلی هیچ‌یک از بازیکنان تیم نمی‌توانند توپ را بیش از ۵ ثانیه نزد خود نگه دارند. (در زمان دریبل این شمارش انجام نمی‌گیرد) ۲- هر زمانی که بازی با پرتاب توپ از بیرون زمین بخواهد شروع شود بازیکن ۵ ثانیه زمان برای شروع در اختیار دارد. ۳- برای پرتاب هر پنالتی، بازیکن ۵ ثانیه زمان دارد. قانون نیمه (برگشت توپ به زمین دفاعی) زمانی که یک بازیکن در زمین حریف (زمین حمله) مالکیت توپ را در اختیار می‌گیرد، نباید توپ را به زمین دفاعی (زمین خودی) برگرداند. چه با پاس به یاران خود چه با دریبل کردن خودش آن را به زمین خودی برگرداند. این کار یک تخلف است و توپ دراختیار تیم مقابل قرار خواهد گرفت. تذکری در این رابطه: درهنگامی که فرد حامل توپ به زمین حریف وارد شد حتی اگر پای او یا توپ زیر دستش وارد زمین خودی شود خطای نیمه (half) صورت گرفته‌است. البته نکته بالا پای او یا توپ زیر دستش وارد اوت (Out) شود در مورد وارد شدن توپ به اوت (Out) نیز صدق می‌کند. انواع خطاها در طی بازی بازیکنان حق گرفتن یکدیگر یا هل دادن، حمله کردن یا دویدن با توپ را ندارند و در صورت انجام خطا داور توپ را به تیم حریف داده و بازی از همان نقطه خطا یا بیرون زمین پیگیری می‌شود. اگر توپ دست یکی از تیم‌ها باشد و در هنگام حرکت آن را از بالای سر حریف رد کند به شکلی که دستش در زیر توپ قرار گیرد خطا است و داور توپ را به تیم مقابل داده و بازی را از نزدیک‌ترین نقطه به اوت (Out) شروع می‌کند. اگر در هنگام بازی، زمانی که یکی از بازیکنان تیم مقابل در حال پرتاب توپ است دست یکی از بازیکنان به توپ بخورد خطا صورت گرفته‌است. اگر فرد پرتاب‌کننده توپ در موقعیت پرتاب‌های ۲ امتیازی باشد داور ۲ پرتاپ پنالتی را حکم می‌دهد و اگر در موقعیت پرتاپ ۳ امتیازی باشد ۳ پرتاب پنالتی حکم داده می‌شود. البته در این میان باید به یک مورد نیز اشاره کرد که اگر هنگام پرتاب، توپ فردی که روی آن خطا شده وارد حلقه شود، اگر در موقعیت پرتاب دو امتیاز یا سه امتیاز باشد داور ۱ پرتاب پنالتی را حکم می‌دهد. اگر توپ در دست حریف باشد و آن را به پشت خود ببرد ویکی از هم تیمیمان توپ را درآن حالت از او بگیرد خطا صورت پذیرفته‌است. انواع دفاع در بسکتبال - کاربرد دفاع نزدیک یا بسته : این شیوه، در مقابل مهاجم با توپ نزدیک به حلقه کاربرد دارد (شکل - دفاع نزدیک یا بسته). دفاع نزدیک یا بسته - موقعیت قرارگیری : مدافع کاملا روبه‌روی مهاجم با توپ، پشت به حلقه و با فاصله حدود یک دست از وی قرار می‌گیرد. گاهی مدافع بازیکن آورنده توپ، برای دور نمودن مهاجم از شرایط مطلوب و دلخواه خود و تیم حمله، اقدام به دفاع تعیین جهت مهاجم یا هدایت فنی مهاجم - Push up می‌نماید و در چنین حالتی، یک سمت (راست یا چپ) را کاملا پوشش می‌دهد تا مهاجم مجبور شود از سمت دیگر که مدافع تمایل دارد به دریبل خود ادامه دهد. در این حالت، مدافع بین حلقه و مهاجم قرار نمی‌گیرد (شکل الف- مهارت دفاع نزدیک در حالات مختلف). دید موانع به سینه و مرکز ثقل بدن مهاجم و توجه وی کاملا به توپ و مهاجم است (توپ و مهاجم در یک نقطه قرار دارند). مهارت دفاع نزدیک در حالات مختلف - وضعیت بدن در دفاع از پاس‌گیرنده : دست‌ها به موازات یکدیگر و کنار بدن، یا یکی بالا برای دفاع از شوت و پاس‌های بلند و دیگری پائین برای دفاع از دریبل یا پاس‌های زمینی، قرار دارند. (شکل ب و ج مهارت دفاع نزدیک در حالات مختلف). - موقعیت مدافع نسبت به خطوط دفاعی : مدافع، در راستای خط مهاجم، نزدیک به خط توپ و در سمت قوی حمله قرار دارد. دفاع از پاس‌گیرنده یا دفاع از مسیر پاس - کاربرد دفاع از پاس‌گیرنده : این شیوه دفاع از فردی است که در موقعیت دریافت بهترین پاس قرار دارد (شکل‌های: دفاع از مسیر پاس - مدافع بالا باید به خط توپ هم توجه داشته باشد. و ( دفاع از مسیر پاس -اگر توپ روی خط فرضی دو حلقه باشد مدافعان هر دو سمت، باید مسیر پاس را سد کنند). دفاع از مسیر پاس (مدافع بالا باید به خط توپ هم توجه داشته باشد.) دفاع از مسیر پاس (اگر توپ روی خط فرضی دو حلقه باشد مدافعان هر دو سمت، باید مسیر پاس را سد کنند.) دفاع از مسیر پاس (اگر توپ روی خط فرضی دو حلقه باشد مدافعان هر دو سمت، باید مسیر پاس را سد کنند.) - موقعیت قرارگیری دفاع از پاس‌گیرنده : مدافع به حالت سه‌رخ نسبت به مهاجم و تقریبا پشت به حلقه و با فاصله‌ای بیش از یک دست از مهاجم، قرار می‌گیرد (شکل - دفاع از مسیر پاس). دید مدافع متوجه توپ، و نیز سینه و مرکز ثقل مهاجم است (توپ و مهاجم در دو نقطه قرار دارند). دفاع از مسیر پاس - وضعیت بدن در دفاع از پاس‌گیرنده: یک دست به‌صورت خمیده در مقابل سینه مهاجم و دست دیگر (دست سمت توپ) به‌صورت کشیده در مسیر پاس به مهاجم و پای سمت توپ نیز کمی جلوتر قرار دارد. - موقعیت مدافع نسبت به خطوط دفاعی : مدافع، در راستای خط مهاجم و کمی متمایل به توپ، با حفظ فاصله مناسب بین خط توپ و مهاجم مستقیم و معمولا در سمت قوی حمله (به‌جز دفاع از بازیکن سانتر - Center/Pivotman/bigman و یا وقتی توپ روی خط فرضی دو حلقه باشد) واقع است. دفاع باز - کاربرد دفاع باز : این شیوه، در مقابل مهاجمان دور از توپ، یا به‌عبارتی، مهاجمانی که امکان دریافت بهترین پاس را ندارند استفاده می‌شود (شکل‌های: دفاع باز از بازیکن دور از توپ و - نمایش دفاع باز به‌وسیله دو مدافع). دفاع باز از بازیکن دور از توپ نمایش دفاع باز به‌وسیله دو مدافع - موقعیت قرارگیری در دفاع باز : مدافع، در وضعیت نیمرخ نسبت به توپ و نیمرخ نسبت به مهاجم مستقیم و پشت به حلقه، قرار دارد. مرکز توجه وی تقریبا نیمی به توپ و نیمی به مهاجم مستقیم خود است. - وضعیت بدن در دفاع باز: دست‌ها کاملا باز و آماده و پاها نیز حدودا کمی بیش از عرض شانه باز هستند (شکل - دفاع باز). دفاع باز - موقعیت مدافع نسبت به خطوط دفاعی : مدافع، می‌تواند روی خط حلقه‌ها و یا کمی متمایل به سمت مهاجم مستقیم خود قرار گیرد، به‌طوری‌که مثلثی از توپ، مدافع و مهاجم مستقیم تشکیل شود. دفاع از بازیکن زیر حلقه - کاربرد دفاع از بازیکن زیر حلقه : از بازیکن زیر حلقه به این شکل دفاع می‌شود، به‌خصوص زمانی که توپ در منطقه بالای سه ثانیه باشد (شکل - دفاع از بازیکن زیر حلقه). دفاع از بازیکن زیر حلقه - موقعیت قرارگیری دفاع از بازیکن زیر حلقه : مدافع، تقریبا پشت به مهاجم مستقیم و حلقه قرار دارد. در واقع، مدافع در این حالت استثنائا بین توپ و مدافع قرار می‌گیرد (شکل - دفاع از بازیکن زیر حلقه). دفاع از بازیکن زیر حلقه - وضعیت بدن در دفاع از بازیکن زیر حلقه: مدافع فاصله‌ای کمتر از یک دست از مهاجم دارد. یکی از دست‌ها را برای جلوگیری از پاس‌های هوائی بالا نگاه می‌دارد و با دست دیگر، گاه‌به‌گاه حضور مهاجم را کنترل می‌نماید. نیمی از توجه مدافع به توپ و نیمی دیگر به مهاجم مستقیم است. - موقعیت مدافع نسبت به خطوط دفاعی: مدافع، در این نوع دفاع لزوما پائین‌تر از خط توپ و نزدیک به خط انتهائی زمین قرار می‌گیرد و موقعیت خاصی نسبت به دو خط دیگر ندارد (این دفاع معمولا برای دفاع از بازیکنان سانتر نزدیک به حلقه، در محوطه ذوزنقه به‌کار برده می‌شود). نحوه پاس دادن اگر فاصله ما با هم تیمیمان زیاد بود اول از همه باید توپ را با دو دست از دو سمت راست و چپ بگیریم به‌طوری‌که دو شصت انگشتان ما به سمت خود باشد و توپ را به دو سوم خود یا یک سوم هم تیمی‌مان پرتاب می‌کنیم. طوری‌که توپ نهایتا به دست هم تیمیمان برسد. اگر فاصله ما با یار خودی کم بود و حریف در جلوی ما ایستاده بود می‌توانیم توپ را از زیر دست حریف به یارمان بدهیم و اگر حریف به سمت ما هجوم بیاورد می‌توانیم توپ را از یک سمت به پشت خود برده و از سمت دیگر به جلوی خود آورده و به یارمان بدهیم. نکته: می‌توانیم در خارج از زمین هم به هم تیمیمان پاس بدهیم تا پاس را او که زیر فشار پرس نیست انجام دهد این حرکت معمولا در زمان پرس شدید بسیار کارساز خواهد بود. پست‌های بسکتبال در بسکتبال بطور کل سه پست اصلی وجود دارد، دو بازیکن در پست گارد، دو بازیکن در پست فروارد و یک بازیکن در پست سنتر. در بسکتبال رسمی و حرفه‌ای این سه پست به پنج پست جداگانه تبدیل می‌شود که عبارتند از: گارد راس، شوتینگ گارد، فروارد کوچک، فروارد قدرتی ، سنتر. گارد راس گارد راس (point guard) یا پست۱ معمولا بهترین پاس دهنده تیم است و توانایی حمل توپ (ball handling) او از بقیه افراد تیم بیشتر است و معمولا آمار پاس گل و توپ ربایی او از همه افراد تیم بیشتر است. گارد راس بازیکنی سریع است که می‌تواند شوت‌های سه امتیازی یا نزدیک (دو امتیازی) بزند. گارد راس به عنوان مربی زمین شناخته شده و باید بازی را مطالعه کند و ضعف دفاعی را تشخیص دهد. گارد راس وظیفه رهبری حمله و بردن توپ به زمین طرف مقابل را دارد و بازدهی تیم را با دادن پاس گل افزایش می‌دهد. گارد راس کوتاه قدترین بازیکن تیم است و معمولا قدی بین ۱۸۰ سانتیمتر تا ۱۹۰ سانتیمتر دارد. از گارد راس‌های مطرح لیگ ان.بی.ای می‌توان به دریک رز، کریس پاول و کایری اروینگ و الن آیورسن اشاره کرد و از گارد راس‌های ایرانی می‌توان مهدی کامرانی را نام برد. شوتینگ گارد شوتینگ گارد(shooting guard) یا پست ۲ معمولا بازیکنی به استقامت فروارد و با سرعت گارد راس است. در کنار مهارت حمل توپ و شوت زدن مهارت پاس خوبی دارد و می‌تواند وظایف گارد راس را انجام دهد. در بازی، شوتینگ گارد وظیفه دفاع از خطرناک‌ترین تهدید حمله‌ای تیم مقابل را دارد. از بازیکنان معروف این پست در ان.بی. ای می‌توان به دوین وید و کوبی برایانت و اسطوره بسکتبال آمریکا مایکل جردن اشاره کرد. قد شوتینگ گاردها معمولا از گارد بلندتر است و قدی بین ۱۹۰ سانتیمتر تا ۲ متر دارند. بازیکنان این پست معمولا می‌توانند به جای فروارد هم بازی کنند. فروارد کوچک فروارد کوچک (small forward) یا پست ۳ برخلاف اسمش بازیکنی تنومند و با استقامت بالاست که باید همه توانایی‌ها را از قبیل پاس، دفاع، شوت و حمل توپ داشته باشد. فروارد کوچک باید توانایی بردن توپ به نزدیکی سبد و لی آپ کردن و گرفتن خطا را داشته باشد و بتواند بخش عظیمی از امتیازش را از خط پرتاب آزاد بدست بیاورد. وظیفه دفاع از حلقه بر عهده فروارد کوچک و فروارد قدرتی است پس باید توانایی بلاک کردن را هم داشته باشد. از بازیکنان مطرح این پست در ان.بی. ای می‌توان به لبران جیمز، کوین دورانت اشاره کرد و از بازیکنان مطرح ایرانی نیز می‌توان صمد نیکخواه بهرامی را نام برد. فروارد کوچک معمولا هم قد شوتینگ و گاهی کمی بلندتر از اوست. فروارد قدرتی فروارد قدرتی (power forward) یا پست۴ وظیفه‌ای مثل سنتر دارد و باید بتواند زیر حلقه امتیاز بگیرد و در دفاع به قدری بزرگ (اندازه بدنی) باشد که بتواند یار بزرگتر تیم مقابل را دفاع کند و سریع باشد تا یار کوچکتر را هم دفاع کند. پاور فروارد باید بتواند توپ‌های زیادی را ریباند کند و از توانایی بلاک کردن خوبی نیز. برخوردار باشد. قد پاور فروارد از فروارد کوچک بلندتر است و چیزی حدود ۲۰۳ سانتیمتر تا ۲۱۳ سانتیمتر است. از پاور فرواردهای مطرح ان.بی. ای می‌توان به بلیک گریفین و سرجی ایباکا و کوین لاو اشاره کرد و از پاور فرواردهای ایران نیز می‌توان ارسلان کاظمی را نام برد. سنتر سنتر (center) یا پست ۵ یا بیگمن(big-man) یکی از مهمترین پست‌ها است معمولا نزدیک سبد بازی می‌کند و بلند قامت‌ترین بازیکن تیم است. مهارت‌های آن‌ها در ریباند کردن، امتیاز آوری زیر سبد و درست کردن دیوار برای بازیکنان دیگر برای نفوذ به سبد(setting screen) است. در بسکتبال حرفه‌ای بازیکنان معروف زیادی در گذشته در این پست بازی می‌کردند بازیکنانی مثل حکیم اولاجوان، ویلت چمبرلین، پاتریک اوینگ و شکیل اونیل و در حال حاضر دوایت هاوارد و تیم دانکن از بهترین‌های این پست هستند که در ان.بی. ای بازی می‌کنند. قد معمول سنترها بلندتر از ۲۱۰ سانتیمتر است. از سنترهای معروف بسکتبال ایران می‌توان حامد حدادی را نام برد. انواع پرتاب نحوه پرتاب شوت در تمامی پرتاب‌ها از جهات مختلف، باید به چند نکته توجه کنیم: برای پرتاب شوت توپ را باید به شکل Tیا V برعکس گرفته شود یعنی دست چپ در کنار توپ ودست راست روی توپ (روی قسمتی که روبروی ماست) قرار داده شود. برای پرتاب توپ باید با دست چپ به توپ جهت داده شود و با دست راست پرتاب شود؛ به‌طوری‌که تنها مچ دست خم شود. هنگام پرتاب(۲ ثانیه قبل از پرتاب توپ به سبد) باید پاها را مقداری خم کرده و بعد به حالت اولیه در بیاوریم هنگامی که به حالت اولیه درآمد آنگاه پرتاب می‌کنیم. به هنگام پرتاب پاها باید به اندازه عرض شانه باز شود. پرتاب ۳ گام در هنگام بازی می‌توانیم از پرتاپ‌های سه گام استفاده کنیم. سه گام به این شکل است که وقتی به نزدیکی حلقه حریف رسیدیم درهمان حالت دویدن می‌توانیم ۳ گام برداریم و توپ را به داخل حلقه بیندازیم. به شکلی که ۲ گام برداریم و گام آخر را می‌پریم و توپ را در حلقه بیندازیم. به علت پرش بهتر به صورت سه گام بهترین راه برای انجام «دانکینگ» (انداختن توپ در حلقه) می‌باشد. پرتاب بوسیله تخته اگر روبروی حلقه بودید می‌توانید با استفاده از مربع روی تخته آن را در درون سبد بیندازید به‌طوری‌که آن را دقیقا به وسط مربع بزنید. اگر در دو سمت چپ یا راست حلقه بودید می‌توانید به ضلع بالایی مربع پرتاب کنید. اگر زیر حلقه بودید می‌توانید از گوشه‌های مربع استفاده کنید به‌طوری‌که مقداری به سمت عقب خم شده (دراین حالت برای بهتر پرتاب کردن می‌توانید فقط یک پای خود را به سمت عقب بیاورید) و اگر به سمت چپ خم شده‌اید باید توپ را به گوشه چپ مربع بزنید و اگر به سمت راست خم شده‌اید توپ را به گوشه راست مربع بزنید. در تمامی این موارد سرعت توپ نقش مهمی دارد مسلم است که هر چه فاصله نزدیک‌تر می‌شود سرعت توپ هم باید کم‌تر شود. نکته: معمولا بازیکنهای حرفه‌ای به دلیل پایین آمدن درصد موفقیت از تخته برای زدن گل استفاده نمی‌کنند بلاک Block در هر پرتاب باید به زاویه توپ توجه داشت. زیرا اگر زاویه پرتاب ما کم باشد یا پرتاب ما در زمان نادرست صورت گیرد توپ در اصطلاح بلاک (Block) می‌شود. اکثر مواقع بهترین زاویه برای پرتاب توپ زاویه ۴۵ درجه‌است. پرتاب ریباند اگر تیم ما توپ را به سوی حلقه حریف پرتاب کرد و آن وارد سبد نشد، می‌توانیم با روش ریباند آن را وارد سبد کنیم. روش ریباند اینگونه‌است که در هنگامی که توپ توسط یار ما زده شد و به تخته برخورد کرد و درون سبد قرار نگرفت، ما می‌توانیم هنگامی که توپ در حال برگشتن است پریده و توپ را در همان حال که پایمان روی زمین نیست با دست آرام به تخته زده و آن را درون سبد جای دهیم. البته ما می‌توانیم توپ را گرفته و به زمین برگردیم و یک شوت آرام زده و توپ را وارد سبد کنیم. روش امتیازدهی امتیاز هر گل (پرتاب موفق در حلقه حریف) با توجه به موقعیت بازیکنی که اقدام به شوت کرده‌است متفاوت است. اگر بازیکن خارج از خط سه امتیازی باشد، گل سه امتیاز و اگر داخل آن باشد دو امتیاز دارد. هر پرتاب آزاد (پنالتی) یک امتیاز دارد. در بسکتبال تساوی وجود ندارد و آن قدر وقت اضافه به بازی داده می‌شود تا یکی از دو تیم برنده شود. زمان استراحت بین وقت‌های اضافه ۱ دقیقه‌است. نحوه امتیازبندی تیم‌ها در جدول هر تیم بر اساس نتیجه‌ای که در یک مسابقه بسکتبال بدست می‌آورد امتیاز بدست می‌آورد. در صورتی که تیمی تیم دیگر را برد، ۲ امتیاز بدست می‌آورد؛ در حالی که تیم بازنده ۱ امتیاز بدست می‌آورد و تیمی که به هر دلیلی باخت فنی بگیرد، هیچ امتیازی را به دست نمی‌آورد. داوران بسکتبال لیگ اسپانیا تعداد داوران یک مسابقه بسکتبال ۶ نفر است. از این ۶ نفر ۳ داور در درون زمین بر جریان بازی نظارت می‌کنند که یکی از آن‌ها سرداور و دو نفر دیگر داور هستند. در کنار زمین هم ۳ نفر هر یک وظیفه‌ای خاص را انجام می‌دهند. یک نفر ثبت‌کننده امتیازها و خطاها (منشی) یک نفر مسئول ۲۴ ثانیه و هم وقت نگهدار است. خطاهای عمده‌ای که داوران به آن توجه دارند عبارتند از: خطا در حمله، رانینگ، دبل، سه ثانیه، خطاهای برخورد و سد مسیر. لیگ‌ها و مسابقات حرفه‌ای‌ترین لیگ بسکتبال ان‌بی‌ای (NBA) می‌باشد.این لیگ بین تیم‌های باشگاه‌های حرفه‌ای آمریکای شمالی (ایالات متحده آمریکا و کانادا) برگزار می‌شود.از دیگر لیگ‌های مطرح بسکتبال جهان می‌توان به یورولیگ در اروپا که بین تیم‌های مطرح اروپایی برگزار می‌شود و لیگ اندسا در اسپانیا و لیگ ان بی‌ای بانوان(WNBA) در ایالات متحده آمریکا اشاره کرد.مسابقات جام جهانی بسکتبال مردان و زنان هر چهار سال یک بار با حضور تیم‌های ملی صعودکننده به این مسابقات برگزار می‌شود.از دیگر مسابقات مهم ملی در سطح بسکتبال جهان می‌توان به مسابقات یوروبسکت که بین تیم‌های ملی اروپایی و هر دو سال یک بار برگزار می‌شود اشاره کرد. مسابقات لیگ حرفه‌ای ان‌بی‌ای این لیگ مسابقات به صورت دو دسته در کنفرانس شرق و غرب برگزار می‌شود که در پایان قهرمان این دو کنفرانس نیز به رقابت با هم می‌روند. علاوه بر این مسابقات، هر ساله مسابقه‌ای تحت عنوان بازی ALL-STARS انجام می‌شود که در آن ستاره‌های کنفرانس شرق و غرب با یک بازی نمایشی به رقابت با هم می‌پردازند. مسابقه ALL-STARS شامل مسابقه slam dunk - شوت ۳ امتیازی و … می‌باشد که طرفداران بسیار زیادی دارد. بسکتبال نمایشی آمریکا AND ۱ در آمریکا گروهی از بسکتبالیست‌ها که اغلب در بسکتبال رسمی آمریکا شهرت چندانی نیز ندارند (به جز تعداد محدودی از آن‌ها) تحت عنوان AND 1 فعالیت می‌کنند. گروه AND 1 با انجام بازی‌های نمایشی و بسیار حرفه‌ای و برگزاری مسابقاتی با جذابیت بسیار بالا هواداران بسیار زیادی را به سمت خود جلب کرده‌اند. لازم است ذکر شود که در این بازی‌ها برای زیبایی بیشتر بازیT برخی از قوانین رعایت نمی‌شود. این بازی‌ها در قالب خیابانی (street BALL) و سالنی برگزار می‌شود ولی هیچ‌یک از آن‌ها جنبه رسمی ندارند. بسکتبال خیابانی left نام بسکتبال خیابانی (street BALL) به آن دسته از بازی‌ها اطلاق می‌شود که در زمین‌های سرباز بازی می‌شود. قوانین آن، قوانین بسکتبال عادی است با تغییرات جزیی‌ای که به نسبت محل بازی متفاوت است. این دسته از بازی‌ها دارای حرکات نمایشی‌اند و بعضی از قوانین بسکتبال واقع در سالن در آن رعایت نمی‌شود. بازیکنان این بازی‌ها مگر در موارد خاص از لباس هماهنگ با یکدیگر استفاده نمی‌کنند. قوانین بسکتبال خیابانی (street BALL) بسکتبال خیابانی تنها در یک‌نیمه از زمین بازی می‌شود حلقه‌های موجود در این نوع از بازی بسیار محکم و ضخیم است زیرا حرکات نمایشی که در این نوع از بسکتبال صورت می‌گیرد بسیار روی حلقه اثر می‌گذارد (مثل دانک) واگر حلقه ضعیف باشد شکسته می‌شود. قوانین: بازی از پشت یک‌نیمه توسط یکی از دو تیم صورت می‌پذیرد. تعداد هر تیم نباید از ۳ نفر بیشتر باشد (البته چون این قانون رسمی نیست بیش از ۳ نفر نیز ممکن می‌باشد اما چون زمین شلوغ و بازی کردن درآن دشوار می‌شود بهتر است از ۳ نفر در هر تیم استفاده شود) اگر تعداد یک تیم ۲ نفر و تعداد تیم مقابل ۳ نفر باشد پرتاب‌های اوت(out) تیمی که ۲ نفر است آزاد است (البته این قانون نیز توافقی است) هر تیمی که گل زد خودش از پشت نیمه بازی را را شروع می‌کند یعنی توپ را به تیم مقابل نمی‌دهد. اگر یار تیم ما توپ را به حلقه زد و توپ وارد سبد نشد و در موقعیت ذوزنقه به دست ما رسید باید از آن محیط خارج شویم و بعد به سوی حلقه پرتاب کنیم در غیر این صورت خطا صورت پذیرفته‌است. در این نوع بازی خطاهای ۲۴و۳و۸ ثانیه وجود ندارد. اگر توپ از نیمه زمین خارج شود اوت(out) است. قوانین رانینگ(running)دوبل (Double)دراین بازی وجود دارد. بسکتبال در ایران دائرهالمعارف بریتانیکا، سال ورود بسکتبال به کشور ایران را ۱۹۰۱ میلادی برابر با ۱۲۸۰ هجری شمسی آورده‌است. آنچه مسلم است، نخستین نشانه‌های ورود بسکتبال به ایران در سال‌های ۱۳۱۰ و ۱۳۱۱ دیده شده که آن هم توسط کارکنان سفارتخانه‌های خارجی در ایران بوده‌است. در سال ۱۳۱۴، یک مربی ورزش به نام «فریدون شریف‌زاده» ورزش بسکتبال را به دانش آموزان دبیرستان البرز (کالج البرز) تهران معرفی و پایه‌گذاری کرد و کم‌کم دیگر مربیان ورزش به گسترش و آموزش این ورزش پرداختند. در سال ۱۳۲۴، تشکیل شد و نخستین حضور بسکتبال ایران در میدان‌های بین‌المللی، در بازی‌های المپیک لندن (۱۹۴۸) بود.
[ "ورزش تیمی", "سالن بسکتبال", "مستطیل", "توپ بسکتبال", "قطر (هندسه)", "جامپ شات", "دریپلینگ", "ریباند", "جیمز نای‌اسمیت", "قاره آمریکا", "آمریکای مرکزی", "آمریکای جنوبی", "ایالات متحده آمریکا", "رئیس دانشگاه", "فصل زمستان", "آمادگی جسمانی", "فصل بهار", "قد بلند", "دست به دست", "تاریخ بسکتبال", "زبان انگلیسی", "جامپ بال", "فوتبال آمریکایی", "سانتی‌متر", "تصمیم‌گیری", "جنگ جهانی اول", "اروپا", "۱۹۲۴ (میلادی)", "فرانسه", "ایتالیا", "انگلستان", "آمریکا", "پاریس", "۱۹۳۲ (میلادی)", "ژنو", "مسابقات المپیک", "۱۹۳۶ (میلادی)", "برلین", "شلوارک", "بلوز", "مچ", "توپ فوتبال", "چرم", "لاستیک", "پلاستیک", "متر", "سانتیمتر", "گرم", "دوره", "وقت اضافه", "دریبل", "لی آپ", "رها کردن", "رها شده", "پنالتی", "شصت", "گارد", "لیگ ان.بی.ای", "دریک رز", "کریس پاول", "کایری اروینگ", "الن آیورسن", "مهدی کامرانی", "دوین وید", "کوبی برایانت", "مایکل جردن", "لبران جیمز", "کوین دورانت", "صمد نیکخواه بهرامی", "بلیک گریفین", "سرجی ایباکا", "کوین لاو", "ارسلان کاظمی", "حکیم اولاجوان", "ویلت چمبرلین", "پاتریک اوینگ", "شکیل اونیل", "دوایت هاوارد", "تیم دانکن", "حامد حدادی", "نزدیک تر", "شوت", "پرتاب آزاد", "تیم", "آمریکای شمالی", "یورولیگ", "street BALL", "بسکتبال خیابانی", "بریتانیکا", "هجری شمسی", "دبیرستان البرز", "تهران", "المپیک" ]
[ "بسکتبال", "اختراع‌های کانادایی", "بازی‌ها و ورزش‌های معرفی‌شده‌های در ۱۸۹۱ (میلادی)", "ورزش‌های ابداع‌شده در ایالات متحده آمریکا", "ورزش‌های المپیک", "ورزش‌های المپیک تابستانی", "ورزش‌های با توپ", "ورزش‌های تیمی" ]
799
صادق بریرانی
0
32
0
[ "صادق بريراني" ]
false
8
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
صادق بریرانی صادق بریرانی (زاده ۱۳۰۲، بندر انزلی) طراح گرافیک و نقاش ایرانی است. او از پیش‌کسوتان هنر گرافیک ایران است که در کنار ارائه آثار گرافیکی به نقاشی نیز می‌پردازد. زندگینامه صادق بریرانی در سال ۱۹۲۳ م برابر با (۱۳۰۲ خورشیدی) در بندر انزلی زاده شد. در ۱۶ سالگی نقاشی را از درویشی به نام «زرین‌کلک» آموخت که از شاگردان کمال‌الملک بود. در ۱۳۲۶ برای تحصیل در رشته نقاشی وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. سپس به آمریکا رفت و در دانشگاه ایندیانا تحصیل کرد. بریرانی از سال ۱۳۶۰ در دانشگاه‌های تهران گرافیک تدریس کرده‌است. او داور دوسالانه گرافیک برنو، چکسلواکی در ۱۳۵۵ و دوسالانه طراحی گرافیک تهران در ۱۳۷۱ بوده‌است و در نمایشگاه‌ها و دوسالانه‌های بسیاری شرکت کرده‌است. با وجود این‌که در دوران تحصیل، تاثیر زیادی از هنر اروپا و آمریکا گرفت، ولی به بیان هنری ایرانی خود وفادار ماند. آثار وی در عین حال که از هنر خوشنویسی قدیمی ایرانی ریشه می‌گیرند، به گونه‌ای از نقاشی معاصر، که «نقاشی حرکتی» نامیده می‌شود نیز تمایل دارند. او شیوه‌ای در خوشنویسی دارد که خاص خود اوست و برمبنای حرکت آزاد قلم‌مو و برهم‌ریختن کامل تناسبات و ساختارشکنی برای دستیابی به الفبایی جدید است. بریرانی معتقد است که فرم ظاهری کلمات تداعی‌کننده معنا و مفهوم هستند و پلی بین درون مفاهیم با دنیای خارج‌اند. تلفیق نقاشی، گرافیک و شعر مشخصه عمده کارهای اوست. وی به اصل بیان خودانگیخته و نشان‌گذاری‌های اتوماتیک هنری نزدیک می‌شود که روش سوررئالیست ولی نگرش او اصالتی شرقی دارد و مبتنی بر تعمق و نظاره است که از فلسفه شرق نشات می‌گیرد.
[ "۱۳۰۲", "بندر انزلی", "طراح گرافیک", "نقاش", "گرافیک", "۱۹۲۳ (میلادی)", "درویش", "کمال‌الملک", "نقاشی", "دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران", "آمریکا", "دانشگاه ایندیانا", "دوسالانه", "برنو", "چکسلواکی", "طراحی گرافیک", "اروپا", "خوشنویسی", "نقاشی حرکتی", "الفبا", "شعر", "سوررئالیست", "فلسفه شرق", "انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران", "موزه گرافیک" ]
[ "اهالی بندر انزلی", "استادان دانشگاه تهران", "دانش‌آموختگان دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران", "طراحان گرافیک اهل ایران", "زادگان ۱۳۰۲", "دانش‌آموختگان دانشگاه ایندیانا", "دریافت‌کنندگان نشان فرهنگ و هنر", "افراد زنده" ]
800
آلمان
2
24,220
0
[ "جرمنی", "جمهوری فدرال آلمان", "جرمني", "جمهوري فدرال آلمان", "جمهوری فدرال المان", "جمهوري فدرال المان", "کشور آلمان", "كشور آلمان", "کشور المان", "جمهوری آلمان فدرال" ]
false
23,846
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام رسمی", "Item2": "جمهوری فدرال آلمان" }, { "Item1": "نام رسمی بین‌المللی", "Item2": "germany" }, { "Item1": "نام عادی", "Item2": "Bundesrepublik Deutschland" }, { "Item1": "سرود ملی", "Item2": "[[سرود آلمانی‌ها]]" }, { "Item1": "تصویر پرچم", "Item2": "Flag of Germany.svg" }, { "Item1": "تصویر نشان ملی", "Item2": "Coat of Arms of Germany.svg" }, { "Item1": "نقشه", "Item2": "EU-Germany.svg" }, { "Item1": "map2_width", "Item2": "250px" }, { "Item1": "زبان رسمی", "Item2": "[[زبان آلمانی]]" }, { "Item1": "گروه نژادی", "Item2": "[[آلمانی]]" }, { "Item1": "پایتخت", "Item2": "[[برلین]]" }, { "Item1": "latd", "Item2": "52" }, { "Item1": "latm", "Item2": "31" }, { "Item1": "longd", "Item2": "13" }, { "Item1": "longm", "Item2": "23" }, { "Item1": "بزرگترین شهر", "Item2": "برلین" }, { "Item1": "نوع حکومت", "Item2": "[[فدرالیسم]] [[نظام پارلمانی]] [[جمهوری]]" }, { "Item1": "نوع حاکمان", "Item2": "• [[رئیس‌جمهور آلمان]]• [[صدراعظم آلمان]]" }, { "Item1": "نام حاکمان", "Item2": "[[فرانک والتر اشتاین‌مایر]][[آنگلا مرکل]]" }, { "Item1": "مقننه", "Item2": "[[بوندستاگ]][[بوندسرات]]" }, { "Item1": "sovereignty_type", "Item2": "[[پادشاهی آلمان]]" }, { "Item1": "تاریخ تشکیل", "Item2": "• [[امپراتوری مقدس روم]] ۲ فوریه ۹۶۲م.• [[کنفدراسیون آلمان]] ۸ ژوئن ۱۸۱۵• [[امپراطوری آلمان]] ۱۸ ژانویه ۱۸۷۱• [[تاریخ آلمان]] ۲۳ مه• ۱۹۴۹ [[اتحادیه اقتصادی اروپا]] ۱ ژانویه ۱۹۵۸• [[اتحاد آلمان]] ۳ اکتبر ۱۹۹۰" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۳۵۷،۱۶۸ کیلومتر مربع (۶۳امین)" }, { "Item1": "رتبه مساحت", "Item2": "۶۳ام" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۸۱،۰۸۳،۶۰۰" }, { "Item1": "سال تخمین جمعیت", "Item2": "۲۰۱۴" }, { "Item1": "رتبه تخمین جمعیت", "Item2": "۱۶ام" }, { "Item1": "تراکم جمعیت", "Item2": "۲۲۶" }, { "Item1": "رتبه تراکم جمعیت", "Item2": "۵۸ام" }, { "Item1": "سال تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰۱۵" }, { "Item1": "تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۳،۸۱۵ تریلیون دلار" }, { "Item1": "رتبه تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۵ام" }, { "Item1": "سرانه تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۴۶،۸۹۶ دلار" }, { "Item1": "رتبه سرانه تولید ناخالص داخلی", "Item2": "۲۰ام" }, { "Item1": "سال جینی", "Item2": "۲۰۱۳" }, { "Item1": "جینی", "Item2": "۲۸،۳" }, { "Item1": "سال شاخص توسعه انسانی", "Item2": "۲۰۱۳" }, { "Item1": "شاخص توسعه انسانی", "Item2": "۰،۹۱۱" }, { "Item1": "رتبه شاخص توسعه انسانی", "Item2": "۶ام" }, { "Item1": "واحد پول", "Item2": "[[یورو]] ([[€]])" }, { "Item1": "کد واحد پول", "Item2": "EUR" }, { "Item1": "منطقه زمانی", "Item2": "CET" }, { "Item1": "منطقه زمانی تابستانی", "Item2": "CEST" }, { "Item1": "utc", "Item2": "+۱" }, { "Item1": "dst", "Item2": "+۲" }, { "Item1": "جهت رانندگی", "Item2": "راست" }, { "Item1": "دامنه اینترنتی", "Item2": "[[.de]] و [[.eu]]" }, { "Item1": "پیش‌شماره تلفنی", "Item2": "۴۹" }, { "Item1": "ولتاژ برق", "Item2": "۲۳۰" }, { "Item1": "بسامد برق", "Item2": "۵۰" } ], "Title": "کشور" }
آلمان با نام رسمی جمهوری فدرال آلمان ، نام بین‌المللی روی نقشه "germany" کشوری در قاره اروپا با پایتخت برلین است. آلمان از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوئیس و از غرب با فرانسه، لوکزامبورگ، بلژیک و هلند مرز دارد. مساحت آن ۳۵۷۱۲۱٫۴۱ کیلومتر مربع است و با ۸۲ میلیون نفر، پرجمعیت‌ترین کشور اروپا است. اولین حضور جامعه انسانی در سرزمین امروزی آلمان به حدود ۱۳۰٫۰۰۰ تا ۲۳۰٫۰۰۰ سال پیش و انسان‌های نئاندرتال بازمی‌گردد. رمی‌ها اولین گروه از انسان‌های متمدن بودند، که در آلمان ساکن شدند. تا سال ۸۰۰ میلادی آلمان حکومت مقتدری نداشت و مورد تاخت و تاز همسایه‌ها بود. در این سال شارلمانی توانست کشورهای رم را متحد کند، اما این اتحاد کوتاه مدت بود. از سرزمین‌های متعلق به وی، سه پادشاهی شکل گرفت، که یکی از آن‌ها به آلمان امروزی ختم می‌شود. اولین پادشاه آلمانی‌زبان در این سرزمین، لودویگ شاه آلمانی بود. دیگر کشورها از آن پس، مردم این سرزمین را با زبان آلمانی می‌شناختند. پس از این دوره، حکومت به امپراتوری مقدس روم رسید، این دوره که شامل قرون وسطی می‌شود با قدرت گرفتن کلیسای کاتولیک همراه بود. ظهور کلیسای پروتستان و مارتین لوتر را می‌توان از رویدادهای مهم آن زمان برشمرد. پس از آن در اوایل قرن ۱۹ام امپراتوری پروس از اتحاد مناطق آلمانی در کنگره وین شکل گرفت. با پایان جنگ جهانی اول، قیصر مجبور به استعفا شد، این دوره تا برآمدن فاشیسم را دوران جمهوری وایمار می‌نامند. با بدتر شدن وضعیت اقتصادی در آلمان پس از جنگ جهانی اول و گسترش نژادپرستی، حزب نازی در این کشور به قدرت رسید. این حزب تا پایان جنگ جهانی دوم و شکست آلمان در این کشور حاکم بود. پس از جنگ جهانی دوم، کشور آلمان، به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد، تا در سال ۱۹۹۰ آلمان غربی و شرقی متحد گشته و جمهوری فدرال آلمان را تشکیل دهند. آلمان دارای نظام سیاسی جمهوری فدرال دموکراتیک پارلمانی بوده و دارای ۱۶ ایالت است. این ایالت‌ها می‌توانند در برخی مسایل مستقل عمل کنند. آلمان هم‌اکنون یکی از صنعتی‌ترین کشورهای جهان است و به عنوان ثروتمندترین عضو اتحادیه اروپا، موتور اقتصادی حوزه پولی یورو محسوب می‌شود. شهرهای بزرگ آلمان برلین، هامبورگ، مونیخ و فرانکفورت می‌باشند. آلمان در دو جنگ جهانی اول و دوم نقش گسترده‌ای داشت و در پی این دو جنگ خسارت‌های زیادی را متحمل شد. پس از پایان جنگ با وام‌هایی که از کشورهای متفق گرفت، توانست کشور را بازسازی کند. جمهوری فدرال آلمان هم‌اکنون یکی از اعضای سازمان ملل متحد، ناتو، کشورهای گروه هشت و گروه پنج به علاوه یک بوده و از بنیانگذاران اتحادیه اروپا است. نام واژه دویچ دارای معنای اولیه متعلق به مردم بوده‌است. در سده پانزدهم میلادی، نام رسمی حکومت این سرزمین، تویتونیکوم رگنوم یعنی حکومت کشورهای آلمانی به وجود آمد. واژه Deutschland از همین نام گرفته شد. در زبان فارسی و نیز بسیاری دیگر از زبان‌ها از جمله فرانسوی و اسپانیایی نام این کشور از قبیله آلامان‌ها که در گذشته‌های دور در این کشور می‌زیسته‌اند برگرفته شده‌است. در حال حاضر نام بین‌المللی آن روی نقشه Germany که ظاهرا از نام نژاد آن‌ها «ژرمن» گرفته شده‌است. جغرافیا نقشه توپوگرافی آلمان. آلمان در اروپای غربی و اروپای مرکزی قرار دارد و از شمال با کشور دانمارک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوئیس، از جنوب غرب با فرانسه و لوکزامبورگ و از شمال غرب با بلژیک و هلند مرز مشترک دارد. عرض این کشور بین مدار ۴۷ درجه شمالی و مدار ۵۵ درجه شمالی و طول آن بین نصف‌النهار ۵ درجه شرقی و نصف‌النهار ۱۶ درجه شرقی واقع شده‌است. آلمان همچنین از جنوب با دریاچه کنستانس که سومین دریاچه بزرگ در اروپای مرکزی است، هم‌مرز است. قلمرو آلمان را پوشش می‌دهد که شامل خشکی و آب است. آلمان از نظر مساحت، هفتمین کشور بزرگ اروپا و ۶۲مین کشور بزرگ جهان است. جغرافیای طبیعی این کشور دارای ۱۶ ایالت است. بزرگترین ایالت بایرن یا باواریا در جنوب و کوچک‌ترین برمن در شمال غربی است. آلمان ترکیبی از دشت و جنگل و کوه و ساحل و تعدادی جزیره و مجموعه‌ای از باتلاق‌ها و دریاچه‌ها است. در شمال این کشور سرزمین‌های پست قرار دارند که سواحل آن سدبندی شده‌است. دشت‌های پست شمالی به دشت‌های مرکز آلمان وصل می‌شوند. بزرگترین دشت‌های آلمان دشت‌های راین بالا، وستفالن و دشت‌های منطقه لایپزیگ هستند. در شمال آلمان تعداد زیادی برکه و دریاچه یافت می‌شود. در قلب آلمان رشته‌کوه‌های مرکزی قرار دارند، این رشته‌کوه‌ها شمال و جنوب آلمان را از هم جدا می‌کنند. کوه‌های هارتس، ارتس، فیشتل، هونسروک و جنگل‌های باواریا از شمال به جنوب کشیده شده‌اند. بلندترین کوه آلمان تسوگ اشپیتسه، در قسمت آلمانی رشته‌کوه آلپ در جنوب این کشور با ارتفاع ۲۹۶۲ متر است. مختصات و موقعیت جغرافیایی جمهوری فدرال آلمان مرکز قاره اروپا قرار دارد. آن ۳۵۷۱۲۱٫۴۱ کیلومتر مربع است. مرزهای زمینی این کشور در حدود ۳۷۵۷ کیلومتر است. همسایگان آلمان در شمال دانمارک، در غرب بلژیک و هلند، در جنوب لوگزامبورگ، سوئیس، اتریش و فرانسه و در شرق لهستان و جمهوری چک هستند. دریای شمال و دریای بالتیک راه‌های آلمان به آب‌های آزاد هستند. سواحل آبی این کشور با این دو دریا حدود ۲۳۸۹ کیلومتر است. طولانی‌ترین رودهای آلمان راین با ۸۵۶ کیلومتر، الب ۷۰۰ کیلومتر و دانوب ۶۴۷ کیلومتر هستند. آب‌وهوای آلمان معتدل اقیانوس اطلس و قاره‌ای است. بادهای غالب بر آلمان از سمت غرب می‌وزند. از نظر وضعیت جغرافیایی آلمان از دریای شمال و بالتیک تا رشته‌کوه‌های آلپ در جنوب به پنج ناحیه بزرگ تقسیم می‌شوند، سرزمین‌های پست در شمال، رشته‌کوه‌های میانه، دامنه‌های کم‌ارتفاع کوه‌های میانه در جنوب غربی، دامنه‌های کوه‌های آلپ، کوه‌های آلپ در باواریا. آلمان به‌طور سنتی پس از جنگ به دو بخش آلمان شرقی و آلمان غربی تقسیم می‌شود. البته پس از برچیده شدن دیوار برلین به قسمت شرقی به‌طور رسمی ایالت‌های تازه و به قسمت‌های غربی ایالت‌های قدیمی می‌گویند. شهرهای مهم: برلین، هامبورگ، مونیخ، کلن جغرافیای انسانی به نقل از اداره فدرال آمار آلمان، بر اساس سرشماری سراسری که در سال ۲۰۱۱ انجام شده‌است، جمعیت این کشور حدود ۸۰٫۲ میلیون نفر است. از این تعداد، حدود ۷۴ میلیون (۹۲٫۳٪) دارای ملیت آلمانی هستند و حدود ۶٫۲ میلیون (۷٫۷٪) باقی‌مانده را اتباع خارجی تشکیل می‌دهند. نوردراین وستفالن با حدود ۱۷ میلیون پرجمعیت‌ترین ایالت آلمان است، پس از آن ایالت‌های بایرن و بادن-وورتمبرگ به ترتیب با ۱۲ و ۱۰ میلیون جمعیت قرار دارند. ایالت‌های برمن و زارلند کم‌جمعیت‌ترین ایالت‌های آلمان هستند. تقسیم جمعیت آلمان براساس ایالت اتباع خارجی و خارجی‌تبارها بالاترین میزان حضور اتباع خارجی در ایالت‌های هامبورگ، هسن، برلین و بادن-وورتمبرگ است. اتباع خارجی در ایالت‌های جدید کمتر از ۲ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند. حدود ۱۹٪ جمعیت آلمان، از خانواده‌های مهاجر هستند یا خود مهاجر بوده‌اند. هامبورگ بالاترین میزان مهاجران را به خود اختصاص داده‌است. جمعیت مهاجران این ایالت به نسبت کل جمعیت حدود ۳۰٪ است. جامعه مهاجر آلمان از ۱۷٫۹٪ از ترک تباران، ۱۳٫۱٪ لهستانی‌ها، ۸٫۷٪ روس‌ها، ۸٫۲ قزاق‌ها و ۵٫۳٪ ایتالیایی‌تباران تشکیل شده‌است. اشتغال حدود ۴۰ میلیون نفر از جمعیت مشغول به کار هستند، از این تعداد ۵۳٫۲ درصد مرد و ۴۶٫۸ درصد را زنان تشکیل می‌دهند. تقریبا ۲٫۱ میلیون نفر نیز در آلمان فاقد کار هستند که نرخ بیکاری بین این افراد (۱۵–۶۴ ساله) ۵٫۱٪ تا ٪ ۶٫۴ می‌باشد. هرم جمعیتی ۴۱ میلیون از جمعیت آلمان را زنان و ۳۹ میلیون باقی‌مانده را مردان تشکیل می‌دهند. حدود ۱۸ میلیون ازدواج در آلمان ثبت شده‌است. جمعیت زیر ۱۸ ساله‌های آلمان حدود ۱۵٫۷٪ کل جمعیت را تشکیل می‌دهد. ۱۴٫۱٪ جامعه آلمان ۱۸–۲۹ سال سن دارند. ۲۸٫۲٪ جمعیت ۳۰–۴۹ ساله هستند. ۵۰–۶۴ ساله‌های این کشور ۲۰٫۸٪ جامعه را تشکیل می‌دهند و ۲۱٫۲٪ درصد جمعیت نیز بالای ۶۵ سال سن دارند. زبان زبان رسمی کشور آلمان، زبان آلمانی است. حدود ۹۵٪ مردم این کشور به این زبان گویش می‌کنند. دو گویش اصلی این زبان، آلمانی معیار و زبان آلمانی پایین است. زبان تلویزیون‌های رسمی و همچنین زبانی که به مهاجرین آموزش داده می‌شود، زبان آلمانی بالا است. بیش‌تر گویش‌وران آلمانی بالا در جنوب و آلمانی پایین در شمال آلمان زندگی می‌کنند. در عین حال زبان‌های اقلیت، دانمارکی ۰٫۰۶٪، فریسی ۰٫۰۱٪، رومی ۰٫۰۸٪ و سوربی توسط ۰٫۰۹٪ جمعیت نیز در آلمان استفاده می‌شوند. بزرگترین گروه زبانی که توسط مهاجران صحبت می‌شود، زبان ترکی است با ۱٫۸٪ جمعیت و زبان کردی با ۰٫۳٪ جمعیت. تاریخ تاریخ آلمان را می‌توان به چندین بخش عمده براساس رویدادهای واقع شده، تقسیم کرد. ژرمن‌ها در دوران باستان آمیزه ناهمگونی از قبایل بودند که اروپا را در محدوده میان رودخانه‌های راین و ویستولا و میان رود دانوب و دریای شمال و دریای بالتیک اشغال می‌کردند. رومیان برای شناسایی این اقوام صفت گرمانوس را به کار می‌بردند. با تصرف سرزمین گل (۵۱ قبل از میلاد) در غرب اروپا توسط ژولیوس سزار امپراتور وقت روم، جنگ‌های میان ژرمن‌ها و رومیان در کرانه‌های رود راین برای اولین بار به وقوع پیوست. این جنگ‌ها در آغاز با پیروزی نیروهای رومی همراه بود ولی نیروهای رومی هرگز درصدد اشغال دایمی مناطق آنسوی رود راین برنیامدند و این رودخانه همواره از سوی رومیان به عنوان مرز ایدئال امپراتوری روم و ژرمن‌ها شناخته می‌شد. گستره امپراتوری روم مقدس در سال ۱۳۶۰. هلند به رنگ روشن‌تر نشان داده شده زیرا در آن سال تنها اسما بخشی از این امپراتوری بود. فرانک‌ها دیگر ژرمن‌هایی بودند که از گرمانیا به سوی غرب روانه شدند. فرانک‌ها با شکاندن رومیان، در سرزمین گل، حکومت اشان را پایه نهادند، به مسیحیت گرویدند و این سرزمین را پایگاه تاخت و تازهای پسین شان به سرزمین‌های خاوری و دل امپراتوری روم کردند. در شمال نیز فرانک‌ها، دیگر قبایل ژرمن را فرمانبردار خود کردند و رفته رفته امپراتوری برزگی را به هم آوردند که مهار همه اروپای باختری مگر شبه جزیره ایبری را در دست داشت. اوج اقتدار امپراتوری فرانک در روزگار شارلمانی بود. او توانست شمال ایتالیا، از جمله رم را به قلمرو اش بیفزاید. پس از ورود اش به رم، پاپ او را امپراتور روم لقب داد. پس از شارلمان بنا بر سنت ژرمنان، قلمرو اش میان پسران اش بخش شد. سرانجام با تجزیه شدن امپراتوری شارلمانی، در نواحی شرقی قلمرو آن، امپراتوری قرون وسطایی آلمان شکل گرفت. پس از آن دروان پادشاهی مقدس روم بود که در زمان پادشاهی اوتوی اول معروف به اوتوی کبیر، که از سال ۹۳۶ میلادی آغاز شد؛ با تاسیس امپراتوری جدیدی، بر وحدت آلمان‌ها افزوده گشت؛ و آلمان به صورت یکی از مطرح‌ترین قدرت‌های اروپایی درآمد. اختلافات امپراتوری آلمان با مقام پاپ که از زمان هنری سوم و هنری چهارم بروز کرده بود، منجر به قطع روابط با پاپ در زمان پادشاهی شارل چهارم شد. هم‌زمان اصلاحات مذهبی مارتین لوتر، مذهب پروتستان را به وجود آورد و اتحادیه پروتستان‌ها به سال ۱۶۰۸ تشکیل شد. جنگ‌های ۳۰ ساله که سراسر اروپا را فراگرفت(۱۶۱۸ تا ۱۶۴۸) موجب شد در داخل سرزمین آلمان دو دولت نیرومند اتریش و پروس به وجود آمد. نظام سیاسی سازماندهی دولتی بر پایه قانون اساسی است. در راس دولت رئیس‌جمهور قرار دارد که نقش وی نمادین است. رئیس حکومت صدراعظم است. وی تعیین‌کننده سیاست حکومتی است. اعلامیه جهانی حقوق بشر رکن جدایی‌ناپذیر قانون اساسی آلمان است. ماده ۲۰ قانون اساسی نظام سیاسی، آلمان را با مشخصه‌های دموکراتیک بودن، اجتماعی بودن، مبتنی بر قانون بودن و فدرال بودن معرفی می‌کند. قانون اساسی آلمان با باور به سکولاریسم، هرگونه دخالت نهادهای مذهبی در حکومت را منع می‌کند. صدر اعظم و وزیران بوندس‌تاگ صدراعظم را برمی‌گزیند. وی را پیش از انتخابات مجلس فقط می‌توان با «رای عدم اعتماد سازنده» برانداخت. منظور از سازنده این است که مجلس باید جانشینی برای او داشته باشد و تا زمانی که مشخص نباشد چه کسی به جای او می‌نشیند، نمی‌توان او را برکنار کرد. حکومت یا به اصطلاحی دیگر کابینه تشکیل شده‌است از صدر اعظم و وزیران. صدراعظم لزوما عضو مجلس است، وزیران معمولا از دل مجلس در می‌آیند، اما حتما لازم نیست چنین باشد. صدراعظم در عمل قدرتمندترین مقام سیاسی است اما مقام تشریفاتی آن پس از رئیس‌جمهور و رئیس بوندس‌تاگ قرار دارد. رئیس‌جمهور رئیس‌جمهور توسط همایش اتحادیه (Bundesversammlung)، که آن را به فارسی اجلاس فدرال نیز گفته‌اند، انتخاب می‌شود. همایش اتحادیه تشکیل شده‌است از کل نمایندگان بوندستاگ بعلاوه به تعداد همینان، نمایندگان برگزیدگان مجلس‌های ایالتی. این برگزیدگان لزوما عضو مجلس ایالتی یا سیاست‌مدار رسمی نیستند، ممکن است مثلا از چهره‌های فرهنگی و هنری باشند. قوه قضاییه دادرسی به قصد رعایت حق نیرویی می‌طلبد که در قوه قضاییه جمع است. بیان حق بر عهده قاضی است و امر قاضیان را قوه قضاییه سامان می‌دهد. قضاوت یا تخصصی است یا عمومی در حد قانون اساسی. شاخه‌های تخصصی قضاوت در دادگاه کار، دادگاه امور اداری، دادگاه امور اجتماعی و دادگاه امور مالی تجسم می‌یابند. قضاوت در عمومی‌ترین سطحش از نظر بررسی همخوانی تصمیمی، رایی یا قانونی با قانون اساسی اتحادیه، بر عهده دادگاه فدرال قانون اساسی است که مرکز آن در کارلسروهه‌است. در کارلسروهه قاضیان تک تک قوانین مجلس را بررسی نمی‌کنند. آن قانونی بررسی می‌شود که شکایت شود که با قانون اساسی تضاد دارد. شکایت پس از طی سلسله مراتبی به دادگاه کارلسروهه می‌رسد. از آنجایی که دادگاه قانون اساسی فقط از طریق شکایت فعال می‌شود، به اصطلاح گفته می‌شود که از خود ابتکار ندارد، یعنی حق ندارد خود راسا تصمیم بگیرد امری را برای بررسی از نظر سازگاری با قانون اساسی در دستور کار خود قرار دهد. دادگاه فدرال قانون اساسی دارای دو مجلس سناست. مجلس اول به قانونهای پایه و مجلس دوم به قانونهای مربوط به امور دولتی می‌پردازد. هر سنا هشت عضو دارد. نیمی از قاضیان دادگاه قانون اساسی از سوی یک کمیته ویژه بوندستاگ و نیمی دیگر از سوی بوندس‌رات انتخاب می‌شوند. مدت قضاوت آنان در این دادگاه عالی ۱۲ سال است. ایالت‌ها آلمان دارای شانزده ایالت می‌باشد. هر ایالت دارای یک دولت و قانون اساسی و تا حد زیادی خود مختار و بر اساس سازمان داخلی خود مدیریت می‌شود. مساحت و جمعیت بخش‌های ایالت‌ها متفاوت است، مخصوصا بین شهرها و سرزمین‌های بزرگ هر ایالت. برای مناطق اداری پنج دولت محلی وجود دارد، یعنی بادن-وورتمبرگ، بایرن، هسه، نوردراین-وستفالن و ساکسونی شامل ۲۲ عدد دولت محلی می‌باشند. از سال ۲۰۰۹ آلمان ۴۰۳ منطقه می‌باشد، این مناطق شامل ۳۰۱ منطقه روستایی و ۱۰۲ منطقه شهری می‌باشد. ایالت‌های آلمان به صورت زیر می‌باشد: ایالت پایتخت مساحت (کیلومتر مربع) جمعیت نوردراین-وستفالن دوسلدورف ۳۴،۰۴۳ ۱۷،۸۴۵،۱۵۴ بایرن مونیخ ۷۰،۵۴۹ ۱۲،۵۳۸،۶۹۶ بادن-وورتمبرگ اشتوتگارت ۳۵،۷۵۲ ۱۰،۷۵۳،۸۸۰ نیدرزاکسن هانوفر ۴۷،۶۱۸ ۷،۹۱۸،۲۹۳ هسن ویسبادن ۲۱،۱۱۵ ۶،۰۶۷،۰۲۱ زاکسن درسدن ۱۸،۴۱۶ ۴،۱۴۹،۴۷۷ راینلاند-فالتس ماینز ۱۹،۸۴۷ ۴،۰۰۳،۷۴۵ برلین برلین ۸۹۲ ۳،۴۶۰،۷۲۵ اشلسویگ-هولشتاین کیل ۱۵،۷۶۳ ۲،۸۳۴،۲۵۹ براندنبورگ پوتسدام ۲۹،۴۷۷ ۲،۵۰۳،۲۷۳ زاکسن-آنهالت ماگدبورگ ۲۰،۴۴۵ ۲،۳۳۵،۰۰۶ تورینگن ارفورت ۱۶،۱۷۲ ۲،۲۳۵،۰۲۵ هامبورگ هامبورگ ۷۵۵ ۱،۷۸۶،۴۴۸ مکلنبورگ-فورپومرن شورین ۲۳،۱۷۴ ۱،۶۴۲،۳۲۷ زارلاند زاربروکن ۲،۵۶۹ ۱،۰۱۷،۵۶۷ برمن برمن ۴۰۴ ۶۶۰،۹۹۹ احزاب سیاسی امر سیاسی در آلمان در سطوح کشوری و ایالتی و تا حدی کمتر در سطح امور شهری از طریق حزبها و با جانبداری حزبی پیش برده می‌شود. ادعای پیشبرد سیاست غیرحزبی یا فراحزبی در آلمان بی‌معنا و حتی فریبکارانه جلوه می‌کند. علاوه بر احزاب، مردم می‌توانند خواسته‌های سیاسی خود را از طریق انواع و اقسام تشکلهای پایدار یا موقتی پیش برند. مردم آلمان اهل تشکل هستند. به ندرت خواسته‌ای وجود دارد که برای پیشبرد آن تشکلی پدید نیاید. احزاب رایشستاگ، محل پارلمان مرکزی آلمان فدرال. امور و مسائل سیاسی در آلمان در سطوح کشوری و ایالتی و تا حدی کمتر در سطح امور شهری از طریق حزبها و با جانبداری حزبی پیش برده می‌شود. ادعای پیشبرد سیاست غیرحزبی یا فراحزبی در آلمان بی‌معنا و حتی فریبکارانه جلوه می‌کند. احزاب نیرومند آلمان عبارت اند از حزب دموکرات مسیحی (CDU) و حزب سوسیال مسیحی (CSU) حزب سوسیال دموکرات (SPD) حزب لیبرال (دموکراتهای آزاد FDP) حزب اتحاد ۹۰/سبزها (Bündnis 90/Die Grünen) و حزب چپ (Die Linke). تعداد کثیری هم حزب‌های کوچک وجود دارند که به ندرت می‌توانند به مجلس راه یابند، زیرا برای ورود به مجلس در هردو سطح ایالتی و کشوری باید ۵ درصد آرا را به دست آورد. سیاست خارجی آلمان در سیاست خارجی بازیگر تنها نیست. سیاست آن تقویت بلوکی است که «غرب» خوانده می‌شود. آلمان در این بلوک سیاست خود را پیش می‌برد. یک وجه اصلی سیاست خارجی آلمان فعالیت آن در صحنه اروپا و جهان در چارچوب اتحادیه اروپاست. آلمان نزدیکی ویژه‌ای با فرانسه دارد. همکاری و همراهی با ایالات متحده آمریکا رکن دیگری از سیاست خارجی آلمان فدرال است. آلمان با اسراییل روابط دوستانه ویژه‌ای دارد و تقویت مناسبات با کشورهای عربی را نیز همواره جزو اولویتهای سیاسی خود قرار داده‌است. در سرتاسر جهان مبنای اعلام‌شده سیاست خارجی آلمان تحکیم صلح، گسترش روابط مودت‌آمیز و کمک به رشد اقتصادی خاصه در جهان سوم است. در سالهای اخیر حقوق بشر به یک مفهوم راهنمای عمده در سیاست خارجی آلمان بدل شده‌است. آلمان و ایران در سایت سفارت آلمان در تهران روابط آلمان و ایران چنین توصیف شده‌است: «ایران و آلمان به تاریخی طولانی در روابط سیاسی خود می‌نگرند که تا به اوایل قرن هفدهم می‌رسد. در سال ۱۸۸۵ اولین نمایندگان سیاسی بین ایران و در آن زمان امپراتوری آلمان اعزام شدند. روابط دیپلماتیک بین ایران و جمهوری فدرال آلمان از سال ۱۹۵۲ وجود دارد. این روابط در سال‌های گذشته خالی از تشنج نبوده. به عنوان مثال اعلام رای دادگاه معروف به میکونوس در آوریل ۱۹۹۷ بحرانی طولانی را به دنبال داشت. با سفر موفقیت‌آمیز ریاست جمهوری اسلامی ایران، آقای خاتمی به آلمان در ژوئن ۲۰۰۰ زیربنایی استوار برای روابط دو کشور گذاشته شد. اخیرا در کنار روابط بازرگانی و فرهنگی، مسئله حقوق بشر و به ویژه نگرانی جامعه بین‌المللی در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران درکانون روابط قرار گرفته‌است.» در سایت سفارت جمهوری اسلامی ایران در برلین روابط ایران و آلمان چنین توصیف شده‌است: «جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدرال آلمان از دیرباز دارای روابطی خوب و سنتی بوده‌اند. روابط ایران و آلمان که از سابقه‌ای پانصد ساله برخوردار است متکی به خواست و تمایل ملتهای آنهاست که در دورانهای مختلف نظر به ملاحظات امنیتی و منافع مشترک آن‌ها بوده‌است. از نظر تاریخی مجموعه‌ای از ملاحظات و عوامل سیاسی، اقتصادی بازرگانی و فرهنگی باعث نزدیکی دو کشور به هم بوده‌است. تاریخ دوکشور فراز و نشیب‌های زیادی داشته و مناسبات دوجانبه را در دورانهای مختلف تحت تاثیر قرار داده‌است.» نیروی نظامی نیروی نظامی آلمان شامل نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی و خدمات پزشکی و پشتیبانی مشترک می‌شود؛ در شرایط مطلق، هزینه‌های نظامی ارتش آلمان، نهمین در جهان است. کارل تئودور تسو گوتنبرگ وزیر دفاع وقت آلمان در ژانویه سال ۲۰۱۱، لغو خدمت وظیفه عمومی در آلمان را اعلام کرد. خدمت وظیفه عمومی در آلمان از سال ۱۹۵۶ میلادی اجباری بود و هر مرد جوان آلمانی که ۱۸ ساله می‌شد، مکلف بود این دوره را پشت سر بگذارد یا به جای آن خدمات اجتماعی مانند کار در بیمارستان یا نگهداری سالمندان انجام دهد. اقتصاد آلمان بخشی از اتحاد پولی منطقه یورو (آبی تیره) است، و کشورهای آبی تیره تنها بازارهای مالی منطقه یورو هستند. آلمان دارای یک بازار اقتصادی اجتماعی با نیروی کار مجرب، موجودی سرمایه بزرگ، سطح پایین فساد، و سطح بالا از نوآوری است. آلمان بزرگ‌ترین اقتصاد ملی در اروپاست و هم چنین جزو چهار تولیدکننده بزرگ در سال ۲۰۰۹ است. بخش خدمات ۷۱٪ از کل تولید ناخالص داخلی، صنعت ۲۸٪ و کشاورزی ۱٪ است. به‌طور متوسط نرخ بیکاری در ماه مه در آلمان ۶٫۷٪ بوده‌است. عرضه نیروی کار نیز با کمبود روبرو بوده‌است و تعداد زیادی «کارگر مهمان» (گاست آربایتر "Gastarbeiter") به ویژه از ترکیه و یوگسلاوی سابق به کار گرفته شده‌اند. از ۱۹۹۰ کمبود نیروی کار در غرب کشور با مهاجرت از شرق، جمهوری دموکراتیک آلمان سابق، نیز مواجه شده‌است. با این حال نرخ متوسط بیکاری در این کشور با افراد نیمه کار به دنبال کار تمام وقت گرفته شده‌است. نرخ بیکاری غیررسمی در این کشور در سال ۲۰۱۱ ۵٫۷٪ بوده‌است. کشور آلمان در اتحادیه اروپا قانون تعیین می‌کند و آلمان مدافع سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا است. آلمان سیاست‌های تجاری خود را به‌طور فزاینده‌ای در موافقت نامه اتحادیه اروپا تایید می‌کند. آلمان واحد پولی مشترک اروپا، یورو را از ۱ ژانویه سال ۲۰۰۲ معرفی کرده‌است. سیاست‌های پولی آلمان را اعضای بانک مرکزی اروپا تعیین می‌کنند. دو دهه پس از اتحاد دو آلمان، استانداردهای زندگی و درآمد سرانه به‌طور قابل ملاحظه بالا رفته‌است. نوسازی و یکپارچه‌سازی اقتصاد شرق آلمان یک فرایند طولانی مدت است که تا سال ۲۰۱۹ به طول می‌انجامد، با انتقال سالانه از غرب به شرق بالغ به حدود ۸۰ میلیارد دلار برنامه‌ریزی شده‌است. در ژانویه ۲۰۰۹ دولت آلمان تصویب طرح محرک اقتصاد ۵۰ میلیارد یورو برای محافظت بخش‌های مختلف از رکود و متعاقب آن افزایش بیکاری است. فرانکفورت یک مرکز مالی مهم و مقر بانک مرکزی اروپاست. یک ماشین مرسدس بنز. آلمان صادرکننده پیشرو کالا در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ بود. از بین ۵۰۰ شرکت بزرگ دنیا «از لحاظ سرمایه» ۳۷تای آن‌ها در آلمان می‌باشد. ده شرکت برتر به ترتیب: دایملر، فولکس واگن، آلیانتس «سودده‌ترین»، زیمنس، دویچه بانک «دوم در سودده»، ا.آن، دویچه پست، دویچه تلکوم، مترو و ب آ اس اف است. در این میان بیشترین تعداد کارمند برای دویچه پست و بوش است. از برندهای معروف آلمان می‌توان به مرسدس بنز، ب ام و، آدیداس، پورشه، فولکس واگن و نیوآ اشاره کرد. آلمان برای شرکت‌های کوچک و متوسط تخصصی خود را به رسمیت شناخته شده‌است. حدود ۱۰۰۰ عدد از این نوع شرکت‌ها، رهبران بازار جهانی در بخش خود هستند و دارای برچسب قهرمان پنهان (واضح نیست برای عموم) هستند. این فهرست شامل بزرگترین گردش مالی در سال ۲۰۰۹ است: رتبه نام مرکز اداری درآمد(میلیون یورو) سود(میلیون یورو) کارمندان(جهان) ۱ فولکس واگن وولفسبورگ ۱۰۸،۸۹۷ ۴،۱۲۰ ۳۲۹،۳۰۵ ۲ دایملر اشتوتگارت ۹۹،۳۹۹ ۳،۹۸۵ ۲۷۲،۳۸۲ ۳ زیمنس مونیخ/برلین ۷۲،۴۸۸ ۳،۸۰۶ ۳۹۸،۲۰۰ ۴ ا.آن دوسلدورف ۶۸،۷۳۱ ۷،۲۰۴ ۸۷،۸۱۵ ۵ مترو دوسلدورف ۶۴،۳۳۷ ۸۲۵ ۲۴۲،۳۷۸ ۶ دویچه پست بن ۶۳،۵۱۲ ۱،۳۸۹ ۴۷۵،۱۰۰ ۷ دویچه تلکوم بن ۶۲،۵۱۶ ۵۶۹ ۲۴۱،۴۲۶ ۸ ب آ اس اف لودویگسهافن ۵۷،۹۵۱ ۴،۰۶۵ ۹۵،۱۷۵ ۹ ب ام و مونیخ ۵۶،۰۱۸ ۳،۱۲۶ ۱۰۷،۵۳۹ ۱۰ تیسن‌کروپ اسن/دویسبورگ ۵۱،۷۲۳ ۲،۱۰۲ ۱۹۱،۳۵۰ زیرساخت توربین بادی آلمان چهارمین کشور جهان از نظر تولید ناخالص داخلی است و بزرگترین صادرکننده کالا (از نظر درآمد) و دومین کشور واردکننده کالا در جهان است. بر اساس آمارهای سازمان جهانی تجارت میزان صادرات آلمان در سال ۲۰۰۶میلادی ۱۳۳/۱ تریلیون دلار بود. آلمان بجز زغال سنگ معادن نسبتا کوچک سنگ آهن، بوکسیت، سنگ مس، نیکل، قلع، نقره، پتاس و نمک ذخایر طبیعی نسبتا کمی دارد و شدیدا به واردات مواد اولیه متکی است. در آلمان صنایع زیادی فعالند، صنایعی چون الکتریکی، مکانیکی، مواد شیمیایی، منسوجات، غذایی و وسایل نقلیه. از آغاز دهه ۱۹۸۰ رشد کلانی در صنایع تکنولوژی پیشرفته روی داده‌است. کارخانه‌های اتومبیل‌سازی بنز، بی. ام؛ و و فولکس واگن محصولات خود را در تمام دنیا عرضه می‌کنند. مهم‌ترین صادرات این کشور وسایل نقلیه موتوری و وسایل الکتریکی است. تعداد افراد شاغل در صنایع خدماتی نزدیک به دو برابر کارکنان صنعت تولیدی است. بانکداری و امور مالی از منابع مهم درآمد ارز خارجی است و شهر فرانکفورت یکی از مراکز اصلی امور مالی و تجاری در جهان و مقر بانک مرکزی اروپاست. اتحاد دو آلمان در اکتبر ۱۹۹۰ چالش بزرگی را در پیش روی اقتصاد این کشور قرار داد. در گذشته جمهوری دموکراتیک آلمان دارای موفقترین اقتصاد در بین کشورهای عضو شورای تعاون اقتصادی کمکان بود، ولی بر حسب میزان و کیفیت تولید محصولات، و سطح زندگی مردم کمتر از آلمان غربی سابق توسعه یافته بود. کیفیت زندگی در نیمه غربی آلمان همچنان بالاتر از نیمه شرقی آن است. در سال ۲۰۰۸ آلمان ششمین کشور مصرف‌کننده انرژی بود، که حدود ۶۰ درصد از انرژی اولیه آن از خارج وارد می‌شد. سیاست دولت آلمان ترویج حفاظت از انرژی و استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر است. دولت آلمان قصد دارد تا کشور از منابع تجدید شونده تا سال ۲۰۵۰ استفاده کنند. در سال ۲۰۱۰ درصد استفاده انرژی‌ها در کشور آلمان به صورت زیر بوده‌است: زغال سنگ (۲۲٫۹٪)، گاز طبیعی (۲۱٫۸٪)، انرژی هسته‌ای (۱۰٫۸). ، برق آبی و باد(۱٫۵٪)، و دیگر منابع تجدید پذیر(۷٫۹٪). در سال ۲۰۰۰، دولت و صنعت برق هسته‌ای، توافق کردند برای فازی از نیروگاه‌های هسته‌ای سال ۲۰۲۱. آلمان متعهد است به پروتکل کیوتو و چند معاهدات دیگر ترویج تنوع زیستی، استانداردهای گسیل کم، بازیافت و استفاده از انرژی تجدید پذیر و پشتیبانی از توسعه پایدار در سطح جهانی است. دولت آلمان کاهش گسترده فعالیت‌های انتشار و تولید گازهای گلخانه‌ای را آغاز کرده‌است. با این وجود این کشور بالاترین میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای در اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۱۰ را دارا بوده‌است. مطابق گزارش ACEEE، آلمان در سال ۲۰۱۴ از نظر بهره‌وری انرژی در جایگاه نخست جهان قرار داشته‌است. ترابری آلمان با توجه به موقعیت خوب و قرارگیری در مرکز اروپا، یک مرکز حمل و نقل برای این قاره است. شبکه جاده‌ای آلمان، استاندارد و دارای کیفیت بسیار بالایی‌است. آلمان دارای حمل و نقل متراکم و شبکه‌ای مدرن است و در شبکه بزرگراهی و اتوبانی از نظر مقدار و طول رتبه سوم در جهان را داراست. همچنین شبکه راه‌های این کشور به‌خاطر نبود محدودیت سرعت در بین مردم جهان شناخته شده‌است. همچنین جاده‌های این کشور به‌طور پیوسته تعمیر و نگهداری می‌شوند. این کشور دارای خط راه‌آهن پرسرعت است؛ آلمان یک شبکه چند منظوره قطارهای سرعت بالا ایجاد کرده‌است. شبکه InterCityExpress یا ICE Deutsche Bahn در شهرهای بزرگ آلمان و همچنین در کشورهای همسایه با سرعت ۳۰۰ کیلومتر / ساعت (۱۹۰ مایل در ساعت) در خدمت عموم مردم می‌باشد. راه‌آهن آلمان از دولت یارانه دریافت می‌کند و در سال ۲۰۱۴ ۱۷٫۰ میلیارد یورو دریافت کرد. بزرگترین فرودگاه آلمان فرودگاه فرانکفورت است که سومین فرودگاه بزرگ اروپا و مرکز اصلی فعالیت لوفت‌هانزا می‌باشد. عمده فرودگاه‌های دیگر عبارتند از فرودگاه هامبورگ، فرودگاه کلن/بن، و فرودگاه اشتوتگارت. علم و تکنولوژی آلبرت اینشتین دستاوردهای آلمان در زمینه علم بسیار مهم و چشمگیر بوده‌است به‌طوری‌که اساس اقتصاد کشور را بنا کرده‌است. جایزه نوبل تا سال ۲۰۱۰ به ۱۰۳ آلمانی رسیده‌است که پس از آمریکا و بریتانیا در رده سوم برندگان قرار دارد. دانشمندان آلمانی موفق به دریافت جوایز متعددی شده‌اند که این جوایز بیشتر در زمینه پزشکی، فیزیک و شیمی هستند. در نجوم یوهانس کپلر با کشف قوانین سه‌گانه کپلر علم نجوم را متحول کرد. کارهای آلبرت انیشتین و ماکس پلانک پایه‌گذار فیزیک کوانتوم هستند که بعدها توسط دو آلمانی دیگر به نام‌های ورنر هایزنبرگ و ماکس بورن پیشرفت کرد. ویلهلم رونتگن موفق به کشف اشعه ایکس شد و نخستین کسی بود که جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ به دست آورد. اتو هان به عنوان پیشگام در پرتوزایی در سال ۱۹۳۸ موفق به کشف شکاف هسته‌ای شد. در زیست‌شناسی، رابرت کخ و فردیناند کوهن میکروبیولوژی را توسعه دادند. تعداد بیشماری از درخشانترین ریاضی دانان تاریخ مانند کارل فردریش گاوس، داوید هیلبرت، برنهارت ریمان ،گوتفرید لایبنیتس و فلیکس کلاین در آلمان متولد شده‌اند. مخترعان و مهندسانی مانند هانس گایگر، رودولف دیزل و کارل بنز خدمات مهمی به صنعت خودروسازی داشته‌اند یا کنراد تسوزه که مخترع نخستین رایانه دیجیتال الکترومکانیکی است. ورنر فون براون موفق به ساخت اولین وی-۲ موشک بالستیک فضا پیما شد که بعدها نظریات او در ناسا برای پروژه سفر به ماه استفاده شد. کارهای ارزشمند هاینریش هرتز کاشف تابش الکترومغناطیسی نیز از خدمات بی‌مانند دانشمندان آلمانی در زمینه مهندسی برق بوده‌است که به اختراع رادیو انجامید. در حال حاضر انجمن فیزیک آلمان بزرگترین انجمن فیزیک در دنیاست و مرکز پژوهش دسی که بزرگترین و پیچیده‌ترین شتابدهنده دنیا در زمان تاسیس خود بود در هامبورگ، آلمان قرار دارند. سلامت تاریخچه سیستم مراقبت‌های بهداشتی آلمان، که به نام محلی «مراقبت‌های بهداشتی» مشهور است، به دوران قرون وسطی بازمی‌گردد و امروزه آلمان دارای قدیمی‌ترین سیستم مراقبت بهداشتی جهان است. این سیستم طبق قانون بیشترین تلاش را برای سلامت شهروندان و افراد آلمانی انجام خواهد داد. در سال ۲۰۱۴، آلمان ۱۱٫۳ درصد تولید ناخالص داخلی خود را در راه مراقبت‌های بهداشتی صرف کرد؛ آلمان در جهان با امید به زندگی ۷۷ ساله برای مردان و ۸۲ سال برای زنان رتبه ۲۰ دارد و میزان مرگ و میر نوزادان بسیار پایین است (۴ در هزار تولد زنده). همچنین هر شهروند آلمانی موظف به داشتن نوعی بیمه است. شهر قدیمی اشترالزوند گردشگری آلمان هفتمین کشور پربازدید جهان است که در طول سال ۲۰۱۲ در مجموع ۴۰۷ میلیون نفر بازدیدکننده داشته‌است. برلین سومین شهر پرجمعیت اروپا است. علاوه بر این، بیش از ۳۰ درصد از آلمانی‌ها تعطیلات خود را در کشور خود می‌گذرانند. گردشگری در آلمان برای این کشور عامل نخست پیشرفت اقتصادی نیست اما با این حال کمک زیادی به اقتصاد محلی و ملی کشور کرده‌است. همچنین آلمان به خاطر مسیرهای گوناگون توریستی آن، مانند مسیر جاده رمانتیک، مسیر شراب و جاده دژها شناخته شده‌است. ورزش تیم ملی فوتبال آلمان پس از چهارمین قهرمانی در جام جهانی فوتبال در سال ۲۰۱۴. فوتبال محبوب‌ترین ورزش در آلمان است. تیم ملی فوتبال این کشور ۴ بار قهرمان جام جهانی شده و چهار بار در این مسابقات به مقام دوم دست یافته‌است. آلمان همچنین ۳ بار قهرمان اروپا شده و تنها دروازه‌بان تاریخ که توپ طلای بهترین بازیکن رقابت‌های جام جهانی (۲۰۰۲) را گرفته الیور کان از آلمان بوده‌است. لقب از اسارت تا قهرمان مربوط به فریتز والتر، فوتبالیست افسانه‌ای این کشور بود. بایرن مونیخ و بروسیا دورتموند از دو تیم مشهور این کشور در سطح جهانی هستند که طی سالیانی است که در رقابت‌های معتبر بوندس لیگا، جام حذفی آلمان، سوپر جام فوتبال آلمان و نیز در آخرین بار در قالب رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا به مصاف هم رفته‌اند. از دیدار این دو تیم به نام کلاسیک آلمان یا در کلاسیکر یاد می‌شود. موفق‌ترین راننده در مسابقات اتومبیل رانی، میشائیل شوماخر با ۷ قهرمانی جهانی است. مد و طراحی کلودیا شیفر، سوپرمدل آلمانی آلمان کشوری پیشرفته در صنعت مد است. صنعت نساجی آلمان شامل حدود ۱۳۰۰ شرکت با بیش از ۱۳۰،۰۰۰ کارمند در سال ۲۰۱۰ دارا بود که درآمد ۲۸ میلیارد یورویی را به‌دست‌آورد. تقریبا ۴۴ درصد از محصولات این بخش صنعتی آلمان صادر می‌شود. در این کشور رویدادهای مد و طراحی پوشاک به‌صورت سالانه برگزار می‌شوند. طراحان مشهور آلمانی عبارتند از: کارل لاگرفلد، جیل ساندر، ولفگانگ جوپ، فیلیپ پلین و مایکل میالسکی. شرکت‌هایی نظیر آدیداس و پوما نیز نشان‌گر موفقیت آلمان در این زمینه دارد. همچنین سوپرمدل‌های آلمانی کلودیا شیفر، هایدی کلوم، تاتیانا پاتیتس، نادیا آورمان، شرمینه شهریور، تونی گارن و بسیاری دیگر به شهرت جهانی رسیده‌اند. تاریخ آلمان ایالت‌های آلمان فهرست شهرهای آلمان فهرست پرچم‌های آلمان فهرست دانشگاه‌ها در آلمان اتحاد دو آلمان انرژی بادی در آلمان جنگ جهانی دوم
[ "سرود آلمانی‌ها", "اتحادیه اروپا", "زبان آلمانی", "آلمانی‌ها", "برلین", "فدرالیسم", "نظام پارلمانی", "جمهوری", "رئیس‌جمهور آلمان", "صدراعظم آلمان", "فرانک والتر اشتاین‌مایر", "آنگلا مرکل", "بوندستاگ", "بوندسرات", "پادشاهی آلمان", "امپراتوری مقدس روم", "کنفدراسیون آلمان", "امپراطوری آلمان", "جمهوری فدرال آلمان", "اتحادیه اقتصادی اروپا", "اتحاد آلمان", "یورو", "نماد یورو", ".de", ".eu", "قاره اروپا", "دریای شمال", "دانمارک", "دریای بالتیک", "لهستان", "جمهوری چک", "اتریش", "سوئیس", "فرانسه", "لوکزامبورگ", "بلژیک", "هلند", "انسان", "نئاندرتال", "رم", "شارلمانی", "لوئی ژرمن", "کلیسای کاتولیک", "پروتستانتیسم", "مارتین لوتر", "پروس", "کنگره وین", "جنگ جهانی اول", "قیصر", "فاشیسم", "جمهوری وایمار", "نژادپرستی", "حزب نازی", "جنگ جهانی دوم", "آلمان غربی", "جمهوری فدرال دموکراتیک پارلمانی", "ایالت‌های آلمان", "کشور صنعتی", "هامبورگ", "مونیخ", "فرانکفورت", "مارشال پلان", "سازمان ملل متحد", "ناتو", "گروه هشت", "گروه ۱+۵", "آلامان‌ها", "اروپای غربی", "اروپای مرکزی", "مدار ۴۷ درجه شمالی", "مدار ۵۵ درجه شمالی", "نصف‌النهار ۵ درجه شرقی", "نصف‌النهار ۱۶ درجه شرقی", "دریاچه کنستانس", "فهرست کشورها و مناطق بر پایه پهناوری", "بایرن", "برمن", "دشت", "جنگل", "جزیره", "دشت‌های راین بالا", "دشت‌های وست‌فالن", "لایپزیگ", "کوه‌های هارتس", "ارتس گبیرگه", "کوه‌های فیشتل", "هونسروک", "جنگل‌های باواریا", "تسوگ اشپیتسه", "رشته‌کوه آلپ", "لوگزامبورگ", "آب‌های آزاد", "راین", "الب", "دانوب", "آب‌وهوای معتدل اقیانوسی", "آب‌وهوای قاره‌ای", "باد", "آلپ", "آلمان شرقی", "دیوار برلین", "ایالت‌های تازه", "ایالت‌های قدیمی", "اداره فدارال آمار آلمان", "هسن", "بادن-وورتمبرگ", "ترک‌های آلمان", "بیکاری", "آلمانی بالا", "آلمانی پایین", "زبان دانمارکی", "زبان فریسی", "زبان رومانی", "زبان سوربی", "زبان ترکی استانبولی", "زبان کردی", "ژرمن", "اروپا", "رودخانه ویستولا", "رود دانوب", "سرزمین گل", "ژولیوس سزار", "روم", "رود راین", "امپراتوری روم", "فرانک‌ها", "مسیحیت", "امپراتوری فرانک", "پاپ", "امپراتور روم", "اوتو اول آلمان", "هنری سوم آلمان", "هنری چهارم آلمان", "قانون اساسی", "اعلامیه جهانی حقوق بشر", "دموکراتیک", "قانون اساسی آلمان", "سکولاریسم", "بوندس‌تاگ", "ایالت", "دولت", "شهر", "دولت محلی", "هسه", "نوردراین-وستفالن", "ساکسونی", "دوسلدورف", "اشتوتگارت", "نیدرزاکسن", "هانوفر", "ویسبادن", "زاکسن", "درسدن", "راینلاند-فالتس", "ماینز", "شلسویگ-هولشتاین", "کیل", "براندنبورگ", "پوتسدام", "زاکسن-آنهالت", "ماگدبورگ", "تورینگن", "ارفورت", "مکلنبورگ-فورپومرن", "شورین", "زارلاند", "زاربروکن", "ایالت برمن", "ایالات متحده آمریکا", "اسراییل", "جهان سوم", "حقوق بشر", "تهران", "میکونوس", "خاتمی", "برنامه هسته‌ای ایران", "جمهوری اسلامی ایران", "کارل تئودور تسو گوتنبرگ", "خدمت وظیفه عمومی", "۱۹۵۶ (میلادی)", "ترکیه", "یوگسلاوی", "جمهوری دموکراتیک آلمان", "بانک مرکزی اروپا", "دایملر", "فولکس واگن", "آلیانتس", "زیمنس", "دویچه بانک", "ا.آن", "دویچه پست", "دویچه تلکوم", "مترو آگ", "ب آ اس اف", "مرسدس بنز", "ب ام و", "آدیداس", "پورشه", "نیوآ", "وولفسبورگ", "بن", "لودویگسهافن", "تیسن‌کروپ", "اسن", "دویسبورگ", "زغال سنگ", "سنگ آهن", "بوکسیت", "مس", "نیکل", "قلع", "نقره", "پتاس", "نمک", "تکنولوژی", "بانکداری", "ارز", "اتحاد دو آلمان", "کمکان", "گاز طبیعی", "انرژی هسته‌ای", "قطار تندرو", "فرودگاه فرانکفورت", "لوفت‌هانزا", "فرودگاه هامبورگ", "فرودگاه کلن/بن", "فرودگاه اشتوتگارت", "جایزه نوبل", "پزشکی", "فیزیک", "شیمی", "یوهانس کپلر", "آلبرت انیشتین", "ماکس پلانک", "فیزیک کوانتوم", "ورنر هایزنبرگ", "ماکس بورن", "ویلهلم رونتگن", "اشعه ایکس", "جایزه نوبل فیزیک", "اتو هان", "پرتوزایی", "شکاف هسته‌ای", "رابرت کخ", "فردیناند کوهن", "میکروبیولوژی", "کارل فردریش گاوس", "داوید هیلبرت", "برنهارت ریمان", "گوتفرید لایبنیتس", "فلیکس کلاین", "هانس گایگر", "رودولف دیزل", "کارل بنز", "کنراد تسوزه", "زد۳", "ورنر فون براون", "وی-۲", "ناسا", "هاینریش هرتز", "تابش الکترومغناطیسی", "رادیو", "انجمن فیزیک آلمان", "دسی (شتابدهنده)", "جام جهانی فوتبال", "جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴", "فوتبال", "تیم ملی فوتبال آلمان", "جام جهانی فوتبال ۲۰۰۲", "الیور کان", "فریتز والتر", "باشگاه فوتبال بایرن مونیخ", "باشگاه فوتبال بروسیا دورتموند", "بوندس لیگا", "جام حذفی آلمان", "سوپر جام فوتبال آلمان", "کلاسیک آلمان", "میشائیل شوماخر", "مد (پوشاک)", "کارل لاگرفلد", "پوما اس‌ای", "کلودیا شیفر", "هایدی کلوم", "تاتیانا پاتیتس", "نادیا آورمان", "شرمینه شهریور", "تاریخ آلمان", "فهرست شهرهای آلمان", "فهرست پرچم‌های آلمان", "فهرست دانشگاه‌ها در آلمان", "انرژی بادی در آلمان" ]
[ "آلمان", "اروپای غربی", "اروپای مرکزی", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۸۷۱ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۴۹ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۹۱ (میلادی)", "جمهوری‌های فدرال", "جمهوری‌های فدرال مشروطه", "قلمروها و کشورهای ژرمنی‌زبان", "کشورها و سرزمین‌های آلمانی‌زبان", "کشورهای آلپ", "کشورهای اروپایی", "کشورهای عضو اتحادیه اروپا", "کشورهای عضو جی ۸", "کشورهای عضو سازمان ملل متحد", "کشورهای عضو ناتو", "کشورهای گروه ۲۰", "کشورهای هم‌مرز با اقیانوس اطلس", "لیبرال دموکراسی" ]
801
کد فرودگاهی
0
5
0
[ "كد فرودگاهي", "کد فرودگاهی (ابهام‌زدایی)" ]
false
1
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
برای شناسایی و مشخص کردن فرودگاه‌ها برای هرکدام کد ویژه‌ای بکار می‌رود. این کدها بصورت سرواژه درست می‌شوند. برای کدگذاری فرودگاه‌ها دو سامانه بکار می‌رود: کد فرودگاهی یاتا (IATA) (که معروفیت بیشتری دارد) کد فرودگاهی ایکائو (ICAO)
[ "فرودگاه", "کد", "سرواژه", "سامانه", "کد فرودگاهی یاتا", "کد فرودگاهی ایکائو" ]
[]
802
آژیره
0
3
0
[ "آژيره", "اژیره", "اژيره" ]
false
0
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
پدال آژیره. در راه‌آهن، آژیره دکمه یا پدالی است که لکوموتیوران باید در فواصل زمانی معینی مثلا هنگام عبور از کنار علامت هشدار فشار دهد، در غیر این صورت ترمز خودبه‌خود به کار می‌افتد.
[ "راه‌آهن", "لکوموتیو", "ترمز" ]
[ "ایمنی راه‌آهن", "تجهیزات ایمنی", "قطعات قطار" ]
803
ایستگاه چندگانه
2
15
0
[ "ایستگاه‌های چندگانه", "ايستگاه چندگانه", "ایستگاه های چندگانه", "ايستگاه هاي چندگانه" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
هنگامی که یک سامانهی ترابری بیش از یک شیوه ترابری را در بر بگیرد، به آن چندگانه می‌گویند. برای مثال، ایستگاهی که امکان جابجایی از اتوبوس‌ها به قطارها را فراهم می‌کند یک ایستگاه چندگانه نامیده می‌شود.
[ "سامانه", "ترابری", "Kuantan Port", "ایزو ۶۳۴۶", "Straddle carrier", "Port of Melbourne", "استرالیا", "P&O Nedlloyd", "محموله", "well car", "بنبوری" ]
[ "ایستگاه چندگانه", "ترابری ریلی", "موضوعات مرتبط با ترابری و توزیع" ]
804
هزارچرخ
0
23
0
[ "بوژی", "بوژي" ]
false
13
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
هزارچرخ یا بوژی یا ارابه واگن نوعی تریلر دارای محورهای متناسب با میزان بار است و برای حمل بارهای بسیار سنگین به منظور کاهش فشار بار بر روی جاده، راه آهن و همچنین وسایل نقلیه بکار می‌رود. کلمه بوژی در اصل یک کلمه فرانسوی است که در لغت به معنای محور می‌باشد. بوژی به سیستم حرکتی (ناقله) واگن گفته می‌شود و متشکل از قاب (تیرهای طولی وعرضی)، مجموعه فنربندی (تعلیق)، مجموعه چرخ ومحور، مجموعه ترمز و ادوات مربوطه می‌باشد. بوژی ضمن توزیع یکنواخت وزن واگن روی خط باعث سهولت در گردش واگن هنگام عبور از قوس، ایمنی سیر، سهولت در مبادله واگن بین راه آهنهای با عرض خط مختلف، افزایش ظرفیت بارگیری واگن در بار محوری ثابت می‌شود. بوژی‌های ریلی هزارچرخ حمل و نقل ریلی، قطار واژه هزارچرخ مصوبه فرهنگستان زبان فارسی است.
[ "تریلر", "راه آهن", "قطار" ]
[ "هزارچرخ", "فناوری‌های ریلی", "فناوری‌های مرتبط با وسایل نقلیه", "قطعات قطار" ]
805
واگن خدمت
0
4
0
[]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
افالون ایلی‌نویز، آمریکا واگن انتهایی قطار برای استراحت یا انجام وظیفه ماموران موظف قطار.
[ "واگن", "قطار" ]
[ "ماشین‌های ریلی", "ماشین‌های ریلی ایالات متحده آمریکا", "ماشین‌های ریلی کانادا", "ماشین‌های ریلی مکزیک" ]
806
ریل‌بند
0
24
0
[ "ریل بند", "تراورس", "ريل بند" ]
false
12
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ریل‌بندهای آهنی-بتنی در زیر ریل ریل بند یا تراورس به تکیه‌گاه بتونی یا چوبی یا فولادی می‌گویند که ریلها روی آن بسته می‌شود. در گذشته‌ای نه چندان دور، ریل بندهای فولادی بیشترین مورد استفاده را در راه آهن داشته‌اند. به دلیل هزینه زیاد تولید و عمر مفید کمتر این نوع از ریل بندها امروزه کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. ریل بندهای چوبی از لحاظ نرمی و سهولت تردد قطارها، مزیت بسیاری بر انواع دیگر دارند؛ ولی این گونه ریل بند هزینه‌های تولید زیادی داشته و بیشتر در کشورهایی استفاده می‌شوند که تولید چوب مناسب ارزان‌تر است. بزرگ‌ترین کارخانه تولید و اشباع ریل بند (با مواد نفتی)ایران در شیرگاه سوادکوه قرار دارد. امروزه در ایران بیشینه راه آهنهای بیرون از ایستگاه‌ها به‌وسیله ریل بندهای بتونی ایجاد می‌شوند. واژه ریل‌بند از مصوبات فرهنگستان زبان ایران است. راه آهن
[ "تکیه‌گاه", "بتون", "چوب", "فولاد", "ریل", "نفت", "شیرگاه", "سوادکوه", "فرهنگستان زبان ایران", "راه آهن" ]
[ "زیرساخت‌های ریلی", "فناوری‌های ریلی", "محصولات چوبی", "مسیر دائمی" ]
807
خطرو
0
8
0
[]
false
3
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
وسیله‌ای ریلی برای جابه‌جایی ماموران بازرسی و انجام تعمیرات در خطوط راه آهن. خطرو
[ "راه آهن", "Saskatchewan Railway Museum", "handcar", "velocipede", "Hotchkiss Bicycle Railroad", "Broby, Sweden", "Glimminge", "سوئد", "Railcar", "speeder", "Chaika (car)", "Hungarian Railway Museum", "Deutsche Bundesbahn", "فولکس‌واگن تیپ ۲", "railbus" ]
[ "ترابری ریلی", "ماشین‌های ریلی", "وسایل نقلیه با نیروی محرکه انسانی", "وسایل نقلیه ریلی" ]
808
بازار (اقتصاد)
0
121
0
[]
false
26
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
بازار به مجموعه‌ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا یا خدمت اطلاق می‌شود. از نظر تاریخی، بازار به محلی اطلاق می‌شود که خریداران و فروشندگان برای مبادله کالا یا خدمات به آن مراجعه می‌کنند. اما اقتصاددانان به مجموعه خریداران و فروشندگانی که به خرید و فروش کالا یا خدمات خاصی مبادرت می‌کنند، بازار می‌گویند. از دیدگاه بازاریابی، مجموعه خریداران، بازار را تشکیل می‌دهند. در عین حال، کلمه بازار بعضا به مجموعه‌هایی غیر از مشتریان یا خریداران نیز اطلاق می‌شود مانند بازار نیروی کار یا بازار رای. تعریف آزادی اقتصادی فقط در یک اقتصاد بازارگرا و به ویژه اقتصاد بازار آزاد محقق می‌شود. آزادی اقتصادی کافی در اقتصادهایی قابل دسترسی است که بازارهای آن از طریق قیمت‌ها و حقوق دارایی خصوصی فعالیت می‌کنند. فیلیپ کاتلر، بازار را این‌گونه تعریف می‌کند: : نقش بازار در اقتصاد Wet market in Singapore نظریه‌های گوناگون شکست بازار، از جمله پیروان کینز معتقدند بازار به تنهایی قادر به ایجاد تعادل‌های بهینه نیست و شکست بازار را باید با نظارت‌ها و دخالت‌های دولت جبران کرد. با این حال پیروان مکتب اتریش همچون هایک معتقدند بازار یک نظم خودجوش و قاعده-محور همانند زبان است که حیثیت وجودی مستقل از آن خود ندارد و به اعتبار رعایت برخی قواعد کلی شکل گرفته و منشا اثر در روابط میان انسان‌ها می‌شود. همان طور که هیچ زبانی را به هیچ اتهامی در هیچ دادگاهی نمی‌توان محکوم کرد، سخن گفتن از تقصیر نظم بازار نیز بی‌معنی است. البته منظور این نیست که اینگونه نظم‌ها کامل و بی‌عیبند بلکه مقصود روشن کردن جایگاه معرفت شناختی آنها است. هیچ نظمی در عالم انسانی بی‌عیب و نقص نیست، نظم بازار را نیز نمی‌توان از این قاعده مستثنا دانست. از مدافعان نظام بازار آزاد در ایران نیز می‌توان از دکتر موسی غنی‌نژاد نام برد که انتقادهای وارد شده بر نظام بازار را این گونه توضیح می‌دهد: «برخی اقتصاددانان بر این رای هستند که بازار آزاد (لسه فر) در همه شرایط به نحو مطلوب عمل نمی‌کند و برای رفع این عیب تصمیمات اداری- دولتی خارج از نظام بازار ضرورت دارد. مصداق‌هایی که در این خصوص ذکر می‌شود ازقبیل نابرابری در توزیع درآمد و ثروت یا آثار خارجی منفی ناشی از آلوده کردن محیط زیست و غیره، مباحث زیادی را در محافل آکادمیک دامن زده است. بدون وارد شدن در جزئیات این مباحث پیچیده فقط اشاره می‌کنیم که شکست بازار الزاما و همیشه به این معنی نیست که راه‌حل جایگزین بهتر است. تجربه دولتی‌سازی دهه‌های پس از جنگ دوم جهانی نشان داد که شکست دولت در بسیاری از موارد بدتر از شکست بازار بوده است. درباره بحران مالی اخیر نیز می‌توان گفت که مسئله اساسا ریشه در دولت و تصمیمات سیاسی دارد.» به گفته او القای شبهات و ترویج مغالطه‌های مفهومی منحصر به چپ‌ها نیست. اقتصاددانان حرفه‌ای و متعلق به جریانات مسلط آکادمیک، به ویژه آنها که برای دولت‌ها یا نهادهای وابسته به دولت کار می‌کنند نیز از این آفت در امان نمانده‌اند. یکی از آموزه‌های اقتصاد خرد در توضیح ساختار بازار این است که در شرایط انحصار کامل که یک بنگاه کل تولید صنعت را در اختیار می‌گیرد بنگاه و صنعت یکی می‌شوند به طوریکه بازار در هیئت یک بنگاه (سازمان) ظاهر می‌گردد. از این بحث نظری اغلب این شبهه ایجاد می‌شود که بازار ممکن است در شرایطی تبدیل به بنگاه یا سازمان شود. این تصور خواه ناخواه یادآور تئوری سرمایه‌داری انحصاری مارکسیست‌ها است. واقعیت این است که نظم‌های حاکم بر بازار و بنگاه ماهیت‌های کاملا متفاوت دارند. نظم بازار از نوع انتزاعی- اعتباری است حال آنکه بنگاه نظم انضمامی- سازمانی دارد. نظام تصمیم‌گیری در بازار دارای خصلت چند مرکزی و قاعده- محور است. در حالیکه تصمیم‌گیری در بنگاه به نحو تک مرکزی و هدف- محور صورت می‌گیرد. خلط مفهومی این دو نظم می‌تواند به نتایج نظری گمراه‌کننده‌ای منجر شود. به عنوان مثال در جریان بحران مالی اخیر، تصمیم‌گیری‌های نادرست برخی بنگاه‌ها به حساب نظام بازار گذاشته شد و در کیفر خواست علیه این نظام گویا دادستان از این نکته بسیار مهم و اساسی غفلت کرد که متهم یک موجود انتزاعی- اعتباری و لذا فاقد قدرت تصمیم‌گیری است! نقش بازار در آزادی‌های سیاسی و اجتماعی فردریش فون هایک و میلتون فریدمن می‌گویند که آزادی اقتصادی شرط لازم برای ایجاد و حفظ مدنیت و آزادی‌های سیاسی است. آنها معتقدند که این آزادی اقتصادی فقط در یک اقتصاد بازارگرا و به ویژه اقتصاد بازار آزاد محقق می‌شود. اما آنها گمان می‌کنند که آزادی اقتصادی کافی در اقتصادهایی قابل دسترسی است که بازارهای آن از طریق قیمت‌ها و حقوق دارایی خصوصی فعالیت می‌کنند. به عقیده آنها هر چه آزادی اقتصادی بیشتر باشد، آزادی‌های مدنی و سیاسی در جامعه افزایش می‌یابد. فریدمن می‌گوید: «آزادی اقتصادی برای آزادی سیاسی یک ضرورت است. اگر مردم بتوانند بدون اجبار یا دستورالعمل مرکزی با هم همکاری کنند، حوزه عمل قدرت سیاسی کاهش می‌یابد.» مطالعات انجام شده توسط موسسه Fraser محافطه کار و حامی بازار آزاد کانادا، بنیاد هریتیج محافظه کار و حامی بازار آزاد آمریکا و ژورنال وال استریت بیان می‌کند که بین آزادی اقتصادی و آزادی‌های سیاسی و مدنی (تا اندازه‌ای که فردریش فون هایک ادعا می‌کند) یک رابطه وجود دارد. آنها با هایک در این نکته هم عقیده‌اند که کشورهایی که آزادی اقتصادی را محدود می‌کنند، در نهایت آزادی‌های مدنی و سیاسی را محدود می‌نمایند. دخالت دولت در بازار امکان دارد که در یک اقتصاد بازار دولت در اقتصاد دخالت داشته باشد. تفاوت اصلی اقتصادهای بازار و اقتصادهای با برنامه در میزان تاثیر دولت نیست، بلکه در این است که آیا این تاثیر برای ممانعت اجباری از تصمیم بخش خصوصی به کار می‌رود یا نه. در یک اقتصاد بازار، اگر دولت به فولاد بیشتری نیاز داشته باشد، مالیات‌ها را جمع آوردی کرده و فولاد را به قیمت بازار خریداری می‌کند. در یک اقتصاد با برنامه، دولتی که فولاد بیشتری می‌خواهد، دستور تولید آن را صادر می‌کند و قیمت آن را خود تعیین می‌نماید. اقتصادی که در آن هم برنامه ریزی مرکزی و هم راهکارهای تولید و توزیع بازار وجود دارد، اقتصاد مختلط نامیده می‌شود. اقتصاد بازار سوسیال آلمان یکی از اقتصادهای مختلط با عملکرد خوب است و اقتصاد دانان خرد معتقدند که در مقایسه با اقتصادهای سوسیال‌تر دیگر مانند انگلستان، این اقتصاد در مدت زیادی از قرن بیستم قیمت‌های آزاد بیشتری داشت. نقش مناسب دولت در یک اقتصاد بازار همچنان بحث انگیز باقی‌مانده است. اغلب حامیان اقتصاد بازار معتقدند که دولت در تعریف و اعمال قوانین اصلی بازار نقش مشروع دارد. پاسخ به سوال درباره میزان قدرت دولت در هدایت اقتصاد و رسیدگی به نا برابری‌های ناشی از بازار، بحث برانگیزتر است. مثلا درباره مسائلی مانند تعرفه‌های حمایتی، کنترل فدرال نرخ بهره و برنامه‌های رفاهی اتفاق نظر وجود دارد. میلتون فریدمن و بسیاری از اقتصاد دانان خرد معتقدند که دخالت بیش از حد دولت و قوانین می‌تواند باعث اختلال یا توقف انتقال اطلاعات لازم جهت فعالیت بازار گردد؛ به نظر او عوامل بیرونی بسیار جدی دولت می‌تواند منجر به تورم، کاهش نقدینگی، رکود و بحران اقتصادی گردد. میلتون فریدمن عقیده دارد که بحران بزرگ ناشی از عوامل بیرونی بود که توسط دولت ایجاد شده بودند و در نتیجه دولت مسئول علل بحران بزرگ است. بازار در کشورهای کمونیستی در دهه ۱۹۸۰، اغلب اقتصادهای با برنامه دنیا به دلایل مختلف تلاش کردند که خود را به اقتصاد بازار تبدیل کنند و میزان موفقیت آنها متفاوت بود. در شوروی سابق این فرایند پرسترویکا (بازسازی) نامیده می‌شد، در حالیکه در چین ایجاد یک " اقتصاد بازار سوسیالیست "، یک عنصر از اصلاح اقتصادی چین بود. اگر چه جمهوری خلق چین بزرگ‌ترین کشوری است که حزب حاکم آن خود را کمونیست می‌داند، این کشور چند منطقه ویژه اقتصادی دارد که به بنگاه‌های سرمایه داری اختصاص یافته و دولت بر آنها کنترل متمرکز ندارد. این موضوع با نظریه کمونیست که توسط مارکس و انگلس و بعدها توسط لنین، استالین و مائو مطرح شد تناقض دارد. پس از آغاز تجارت با جهان در زمان دنگ ژائوپینگ، جمهوری خلق چین برخی از آزادترین مناطق اقتصادی جهان را اداره می‌کند؛ از جمله هنگ کنگ که موسسه هوور و ژورنال وال استریت آن را آزادترین اقتصاد دنیا می‌دانند این مناطق ویژه اقتصادی برای کسب و کارها، صنایع، واردات و صادرات محدودیت‌های کمی گذاشته‌اند (از جمله حذف عوارض و سیستم قیمت گذاری آزاد). از زمان افتتاح مناطق آزاد تجاری نرخ رشد اقتصادی چین همواره بالای ۸٪ بوده و معمولا مقدار آن در حدود ۱۲٪ بوده است. این مناطق ویژه اقتصادی (SEZ) با سرمایه داری دولتی که در شوروی سابق تجربه شد تفاوت دارد، زیرا مناطق ویژه اقتصادی به سرمایه گذاران اجازه می‌دهند که صنایع و دارایی‌های شخصی خود را از کنترل دولت مرکزی خارج ساخته و گسترش دهند. مناطق ویژه اقتصادی به صورت اقتصاد بازار عمل می‌کنند، در حالیکه سرمایه داری دولتی با رویکرد اقتصاد دستوری بالا به پایین فعالیت می‌نماید. طبق اعلام China.org، " پس از افتتاح شنزن (shenzhen) و سه شهر ساحلی دیگر در جنوب چین به عنوان مناطق آزاد اقتصادی و ده‌ها منطقه توسعه اقتصادی و تکنولوژیکی در دهه ۱۹۸۰، کشور در اوایل دهه ۱۹۹۰ پانزده شهر بندی از جمله شانگهای گوانگژو، شنزن و تیانجین را به عنوان منطقه آزاد تجاری اعلام کرد." همچنین اخیرا چین دارایی خصوصی را به عنوان یک حق به رسمیت شناخته و به بنگاه‌های سرمایه‌گذاری اجازه داده در مراکز خرید مناطق ویژه اقتصادی فعالیت کنند. چند کشور دیگر تحت حاکمیت احزاب کمونیست مانند ویتنام نیز در دهه‌های اخیر اصلاحاتی را در جهت گرایش به بازار انجام داده‌اند. در این نوع اقتصاد دولت مسئولیتی ندارد.
[ "کالا", "اقتصاد", "فیلیپ کاتلر", "جان مینارد کینز", "مکتب اتریش", "هایک", "نظم خودجوش", "فردریش فون هایک", "میلتون فریدمن", "آزادی اقتصادی", "آزادی مدنی", "آزادی سیاسی", "حقوق دارایی خصوصی", "آزاد برای انتخاب", "موسسه Fraser", "محافطه کار", "بنیاد هریتیج", "ژورنال وال استریت", "مالیات", "برنامه ریزی مرکزی", "اقتصاد مختلط", "اقتصاد بازار سوسیال", "انگلستان", "بحث انگیز", "مشروعیت (علوم سیاسی)", "تعرفه‌های", "حمایتی", "بانک‌ها مرکزی", "نرخ بهره", "رفاه اجتماعی", "بحران بزرگ", "علل بحران بزرگ", "شوروی سابق", "پرسترویکا", "چین", "اقتصاد بازار سوسیالیست", "اصلاح اقتصادی چین", "منطقه ویژه اقتصادی", "دنگ ژائوپینگ", "هنگ کنگ", "مناطق ویژه اقتصادی", "سرمایه داری دولتی", "اقتصاد دستوری" ]
[ "بازار (اقتصاد)", "اقتصاد", "انسان‌شناسی", "بازارهای مالی", "لیبرالیسم", "مفهوم‌های مالی پایه" ]
809
شاخک برقرسان
0
14
0
[ "شاخك برقرسان" ]
false
11
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
تراموای شهر پراگ. شاخک برقرسان یا پانتوگراف وسیله انتقال برق (نیرو) از سیم بالاسر به وسایل کشنده واگن یا لوکوموتیو است.
[ "پراگ", "سیم بالاسر", "واگن", "لوکوموتیو" ]
[ "اتوبوس‌های برقی", "ترابری ریلی", "قطعات قطار" ]
810
شیعه
0
4,352
0
[ "مسلمانان شیعه", "شیعیان", "تشیع", "شیعه جعفری", "شيعه", "شيعيان", "شعیان", "مذهب تشیع", "مذهب شیعه", "فرقه شیعه", "عالم تشیع", "شیعی", "اهل تشیع", "پیروان امامان", "شیعه‌مذهب", "تشيع", "شيعي", "مسلمان شیعه", "شیعه واقعی", "شيعه واقعي", "شیعهٔ واقعی", "امامان دوازده‌گانه شیعیان", "امامان دوازده گانه شيعيان", "امامان دوازده گانه شیعیان", "امامان دوازده‌گانهٔ شیعیان", "اهل تشيع", "دوازدهٔ امام", "امامان دوازدهٔ گانهٔ شيعيان", "امامان دوازدهٔ گانهٔ شیعیان", "امامان دوازده گانهٔ شيعيان", "امامان دوازده گانهٔ شیعیان", "شعيان", "شيعه جعفري", "شيعهٔ واقعي", "شيعه مذهب", "شیعه مذهب", "عالم تشيع", "فرقه شيعه", "مذهب تشيع", "مذهب شيعه", "مسلمان شيعه", "مسلمانان شيعه", "پيروان امامان", "اسلام شیعی", "اسلام شیعه" ]
false
4,034
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
شیعه دومین مذهب بزرگ پیروان دین اسلام است. واژه شیعه شکل مختصر «شیعه علی» یعنی پیرو یا حزب علی بن ابیطالب، نخستین امام، می‌باشد. شیعیان بین ۱۰ تا ۲۰ درصد از کل جمعیت مسلمانان جهان و ۳۸ درصد جمعیت مسلمانان خاورمیانه را تشکیل می‌دهند. هر چند در طول تاریخ شیعه به شاخه‌های متعدد تقسیم شد، اما امروزه تنها سه دسته اصلی شیعه دوازده‌امامی، شیعه اسماعیلی و شیعه زیدی وجود دارد. امامیه یا شیعه دوازده‌امامی بزرگترین شاخه شیعه می‌باشد و اغلب اصطلاح شیعه به‌طور پیش‌فرض برای آن به کار می‌رود. مذهب شیعه مبتنی بر تفسیری از قرآن و سنت محمد می‌باشد که از طریق امامان شیعه بیان و تعلیم شده‌است. وجه مشترک اعتقادات تمام شیعیان، باور به انتصاب علی بن ابیطالب برای جانشینی محمد، پیامبر اسلام، و امامت پس از وی از سوی خداوند است. شیعیان معتقدند فقط خداست که می‌تواند شخصی را برای حفظ اسلام، تعلیم شریعت و رهبری امت به عنوان امام نصب نماید. شیعیان دلایل عقلی و نقلی متعددی برای این موضوع بیان می‌کنند : دلایل عقلی خداوند ولی مردم است و هیچ کس غیر از خداوند هیچ حقی به دیگری ندارد حتی بر خود. بنابراین لازم است خداوند ولی مردم را معرفی کندو هرکسی که او برگزیند باید اطاعت شود. دلایل نقلی روایات زیادی در کتب شیعه و اهل تسنن در مورد جایگاه و امامت اهل بیت وجود دارد: اول: آیه تطهیر: آیه ۳۳ ، سوره احزاب دوم: آیه مباهله: آیه ۶۱ ، سوره ال عمران سوم: آیه اولی الامر: آیه ۵۹ ، سوره نسا چهارم: آیه اولی الارحام: آیه ۶ ، سوره احزاب پنجم: آیه ولایت :آیه ۵۵ ، سوره مائده دسته‌های مختلف شیعیان دسته‌های مختلف شیعیان در خصوص شرایط امامت، اشخاصی که به عنوان امام منصوب شده‌اند و ماموریت امام اختلاف نظر دارند و بر اساس تفاوت دیدگاهشان در موضوع امامت شاخه‌های شیعه از هم متمایز می‌شوند. برای مثال زیدیه قیام به شمشیر را از ویژگی‌های امام می‌دانند در حالی که اسماعیلیه و امامیه بر علم و عصمت امام تاکید دارند. اکثر قریب به اتفاق شیعه، جز معدودی از فرقه‌ها نظیر ناووسیه، امام را مردی از فرزندان فاطمه زهرا می‌دانند. به لحاظ تاریخی شیعه در سده نخست به عنوان یک گروه از مسلمانان شکل گرفت. برخی این شکل‌گیری را در زمان حیات پیامبر و عده‌ای پس از وفات وی در اختلاف بر سر جانشین او می‌دانند. از زمان خلافت علی بن ابیطالب، شیعه علی به عنوان یک اجتماع متشکل ایجاد شد و بخصوص پس از واقعه عاشورا دسته‌های متعدد شیعه نظیر ناووسیه، زیدیه و امامیه ظهور کردند و در اواخر سده نخست و اوائل سده دوم به صورت مذهب فقهی و کلامی صورتبندی شدند. تعریف در لغت و اصطلاح شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می‌شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر. در زبان عربی در اصل به معنای یک، دو یا گروهی از پیروان است. در قرآن این لفظ چندین بار به این معنا به کار رفته‌است. برای نمونه در آیه ۱۵ سوره قصص درباره یکی از پیروان موسی از عنوان شیعه موسی و در جای دیگر از ابراهیم به عنوان شیعه نوح یاد می‌کند. در تاریخ اسلام لفظ شیعه، به معنای اصلی و لغوی‌اش برای پیروان افراد مختلفی به کار می‌رفت. برای مثال، گاهی از شیعه علی بن ابی‌طالب و گاهی از شیعه معاویه بن ابی‌سفیان نام برده شده. اما این لفظ به تدریج معنای اصطلاحی پیدا کرد و تنها بر پیروان علی که به امامت او معتقدند اطلاق می‌شود. واژه شیعه در زمان حیات پیامبر از طرف ایشان به دوست داران علی بن ابی طالب گفته شد. پس از وفات پیامبر کسانی که معتقد به اولویت علی ابن ابی طالب برای خلافت بودند شیعه نامیده می‌شدند. تمایز این گروه از دیگر مسلمین تا زمان امام پنجم شیعیان فقط در محبت به اهل بیت و اعتقاد به شایستگی انحصاری آن‌ها برای حکومت مسلمین بود. از زمان امام پنجم شیعیان - محمد بن علی ملقب به باقر - به تدریج شیعه به عنوان یک مکتب مجزای فقهی حقوقی درآمد. در زمان امام ششم - جعفر ابن محمد صادق - با گسترش مباحث کلامی شیعیان (پیروان ایشان) از نظر کلامی نیز در کنار معتزله و اشاعره مکتب ویژه خود را پایه‌گذاری کردند. از زمان امام ششم شیعیان (شیعیان غیر زیدی) - جعفر ابن محمد صادق - و به دلیل پرهیز ایشان از تلاش برای دستیابی به قدرت سیاسی در سایه جدال بین امویان و عباسیان در بین غالب شیعیان اعتقاد چنین بود که تا زمان قیام قائم آل محمد (که شناخته شده نبود) تغییری در وضعیت سیاسی شیعیان ایجاد نخواهد شد و به همین دلیل شیعیان تا سال‌ها بعد همواره از امامان بعدی در مورد اینکه قائم هستند یا نه پرس و جو می‌کردند. اکنون «شیعه» در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می‌شود که به خلافت و امامت بلافصل علی معتقدند، و بر این عقیده‌اند که امام و جانشین پیامبر اسلام از طریق نص شرعی تعیین می‌شود، و امامت علی و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده‌است. همچنین است که از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده‌است: ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات اولیک هم خیر البریه باورها باورهای سازمان‌یافته و کلامی شیعه امروز بر این است که تبیین و تفسیر امر دین پس از پیامبر و اداره امور مسلمانان بر عهده اشخاصی است، که از سوی خدا معین شده و دارای ویژگی‌هایی همچون عصمت و عدالت هستند، این افراد امام نامیده می‌شوند. نخستین امام شیعیان علی است. بر پایه باور شیعه، اصول دین شیعیان پنجگانه‌است و علاوه بر سه اصل دین توحید، نبوت و معاد به دو اصل دیگر یعنی عدل و امامت نیز باور دارند. اصل عدل بین شیعیان و معتزله تا حدی مشترک است و اصل امامت ویژه این مذهب‌است. شیعیان همچنین مانند بسیاری دیگر از فرق اسلامی بر معاد جسمانی بسیار تاکید دارند و گرچه برخی شبهه‌ها و احتمالات درباره روحانی بودن معاد مطرح شده‌است، اما همواره از طرف علمای شیعه و سنی از جمله شیخ طوسی، خواجه نصیرالدین طوسی و امام محمد غزالی جواب داده شده و بر جسمانی بودن معاد تاکید شده‌است، تا آنجا که ابن سینا با آنکه معاد را در دو صورت جسمانی و روحانی قابل تصور می‌داند، اما می‌گوید: … معادی که در شرع نقل شده‌است، راهی برای اثبات آن جز از طریق شرع و تصدیق اخبار پیامبر نیست؛ و آن معادی‌ست که برای بدن است… اگرچه قرنها پس از وی، صدرالمتالهین شیرازی به اثبات آن فائق آمد. و در واقع اینکه، این ضرورت در دین، اعتقاد به معاد جسمانی است نه معاد مادی و طبیعی. همچنین شیعیان قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند و همه آن‌ها مدعی پیروی از قرآن و سنت محمد هستند و بخاطر پیروی از سنت پیامبر اسلام و دستور خداوند- شیعه تعیین جانشین پیامبر را تنها ویژه خدا و پیامبر می‌داند. باور به ظهور یا بازگشت منجی (نجات دهنده) و موعود در اکثر فرق اسلامی و همچنین دیگر ادیان روشن و غیرقابل کتمان است، آنچنانکه یهودیان چشم به راه پادشاه بنی‌اسرائیل‌اند و مسیحیان به بازگشت عیسی باور دارند، در باورهای زرتشتیان، بودیسم و برخی دیگر ادیان نیز می‌توان گونه‌های مشابه این باور را یافت، در فرق اسلامی، مخصوصا فرق شیعه، در قرون پس از اسلام، این باور بسیار رایج و مشهود بوده‌است. کیسانیه قائم را محمد حنفیه فرزند دیگر علی بن ابیطالب می‌دانند، اسماعیلیه نیز قائم را اسماعیل فرزند ارشد جعفر بن محمد صادق می‌دانند. اما باور شیعیان اثنی‌عشری، این است که منجی آخرالزمان از آل محمد است و او را قائم آل محمد یا مهدی می‌نامند و معتقدند او آخرین و امام دوازدهم شیعیان، حجت بن حسن عسکری است. اعتقاد به رجعت به معنای زنده شدن بعضی از مردگان در این دنیا و در هنگام ظهور مهدی، از دیگر باورهای شیعه‌است، برخی از علمای شیعه، رجعت را از ضروریات شیعه نمی‌دانند، اما هیچ‌یک به دلیل ادله عقلی و نقلی و قرآنی آن را انکار نمی‌کنند. اگرچه برخی ادیان و حتی فرق اسلامی به گونه‌هایی از بازگشت به زندگی پس از مرگ در اشکال مختلفی چون بازگشت روح در بدنی دیگر یا به تناسخ یا به شکل حلول باور دارند، اما دیدگاه به خصوص شیعه در رجعت، یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های شیعه با دیگران است، بدین معنی که شیعیان نه تنها به معاد جسمانی باوری عمیق دارند، بلکه معتقدند که در آخر زمان و پس از ظهور قائم آل محمد، برخی از انبیاء مانند عیسی مسیح و اولیاء خدا مانند مالک اشتر و برخی از امامان شیعیان و همچنین برخی از اشقیاء و بدکاران دورانهای بشری رجعت نموده، به دنیا بازمی‌گردند. بدین ترتیب در آخرالزمان، نیکوکاران بر دنیا حکم رانی نموده و بدکاران به مجازات خواهند رسید. مدفن علی ابن موسی امام هشتم شیعیان امامت شیعه معتقد است قرآن و سنت پیامبر اسلام برای ایمان حقیقی لازم و کافی است. یک مسلمان برای شناخت وظیفه خود و سلوک به سوی خدا در هر زمان نیازمند پیشوایی است، که راه‌شناس و درستکار باشد و او را به سوی خدا راهنمایی کند؛ در غیر این صورت هر کس بر اساس تشخیص شخصی‌اش امر دین را تفسیر می‌کند و گمراه می‌گردد. این پیشوا حجتی است که توسط خدا انتخاب و توسط پیامبر و امامان پیشین به مسلمانان معرفی می‌گردد؛ بنابراین امامت مفهومی بسیار بنیادی است و امام ویژگی‌ها و مسئولیت‌های متعددی از جمله تبیین و تفسیر دین و هدایت مردم دارد. خلافت پایین مرتبه‌ترین سطح وظایف امام است و تنها وقتی امام به خلافت دست می‌یابد که مسلمانان او را بخواهند و یاری نمایند. چنان‌که علی در زمان خلافت می‌گوید: «اگر نبود حضور حاضران و اقامه حجت به واسطه یاران و اگر نبود عهدی که خدا از آگاهان گرفته‌است تا بر ستمگری ظالم و ستم بر مظلوم آرام نگیرند، افسار شتر خلافت را وامی‌نهادم. (خلافت را نمی‌پذیرفتم)» در بین اکثریت علما و عامه شیعه چنین پنداشته می‌شود که امامان نایبان پیامبر در حکومت و معتبرترین مفسران قرآن و سنت پیامبر محسوب می‌شوند. امامان به دلیل دارا بودن مقام قرب و بندگی خدا منشا برکات الهی دانسته می‌شوند اما اعتقاد به نیابت آن‌ها در خلقت، تقسیم رزق و تشریع را به عنوان غلو یا زیاده روی می‌دانند. در تمام ادوار حتی در زمان حیات امامان شیعه افراد و گروه‌هایی معتقد به وجود کاملا فراطبیعی برای امامان بودند. این گروه‌ها به صورت رسمی همواره در اقلیت بودند اما برخی از اعتقادات و روایات آن‌ها پس از دوره غیبت وارد اعتقادات عامه شیعیان شد. حکومت اسلامی از نظر شیعه، حکومت تنها از آن خداست و هر حاکمی که از جانب خداوند حکم نکند و فرمانش حق نباشد، لزوما به باطل حکم کرده و طاغوت می‌باشد. (چرا که بعد از حق چیزی جز باطل نیست ) و دروغ‌زن به خدا و پیامبر او و غاصب ولایت آن‌ها خواهد بود و مخالفت با آن واجب است، مگر از باب تقیه. بنابراین، شیعیان معتقدند که خداوند امامانی را از جانب خود تعیین و مشخص نموده‌است و تنها آنان شایستگی تشکیل حکومت و قرار گرفتن در راس آن را دارند و اطاعت از هر حاکمی غیر از آن‌ها، شرک تلقی شده و موجب جاودانگی در آتش خواهد شد. در نگاه شیعیان خداوند در تمامی زمان‌ها یک نفر را به عنوان امام یعنی سرپرست الهی قرار داده‌است و زمین هرگز از «حجت» خالی نیست اما این راهبران الهی، همان گونه که در بالا گفته شد، تنها زمانی دست به تشکیل حکومت می‌زنند که اقبال و خواست عمومی برای این امر وجود داشته باشد. شیعیان علت عدم ظهور و تشکیل حکومت آخرین امامشان -که وی را منجی می‌خوانند- را نیز عدم خواست واقعی مردم برای تشکیل حکومت الهی می‌دانند. در فقه شیعی، نظریه‌ای وجود دارد که دایره اختیارات فقیه جامع‌الشرایط را در حد حاکمیت می‌داند و اگر چه در دایره اختیارات فقیه اختلاف نظر وجود دارد اما کسانی که قائل به گستردگی اختیارات ولی فقیه هستند معتقدند او حق حاکمیت دارد و دستورها او به لحاط حاکمیتی نافذ است. در واقع ولایت فقیه، نظریه‌ای در فقه شیعه است که نظام سیاسی مشروع در دوران غیبت امام معصوم را بیان می‌کند. نظام جمهوری اسلامی ایران بر اساس این نظریه تاسیس شده‌است. ولایت محدود فقیه از جمله حق قضاوت، صدور فتوا در مسائل شرعی، اخذ وجوهات شرعی و رسیدگی به امور حسبیه از دیرباز در فقه امامیه مطرح و مورد بحث بوده و در ارتباط نزدیک با نهاد مرجعیت است. اما در نظریه ولایت سیاسی فقیه که بیش از همه توسط روح‌الله خمینی مطرح و تشریح شده، این ولایت اساس نظم سیاسی دوره غیبت را تشکیل می‌دهد و فقیهان جانشین امام در اجرای سیاست‌ها و مسائل حکومتی و سایر امور مربوط به امام معصوم (به جز جهاد ابتدایی) محسوب می‌شوند. عصمت واژه «عصمت» در لغت عربی به معنای نگاه داشتن، حفاظت و ممانعت است. اما این کلمه در اصطلاح علم کلام، به معنای مصونیت از گناه یا لغزش برای برخی از انسان‌ها مانند پیامبران و امامان آمده‌است. نظریه عصمت در مورد امامان شیعه نخستین بار توسط هشام ابن حکم از متکلمین مهم شیعه و از اصحاب امام ششم شیعیان پیشنهاد شد. دانشمندان علم کلام اسلامی مانند خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب تجرید الاعتقاد و علامه حلی در شرح تجرید، به این نکته اشاره کرده‌اند که بحث عصمت در سه سطح مطرح می‌گردد: سطح اول: عصمت به معنای باز دارندگی از اشتباه در ابلاغ رسالت. در این زمینه دانشمندان علم کلام اعم از اهل تشیع و اهل تسنن، عصمت به معنای یادشده را در مورد پیامبر اسلام تایید می‌کنند. زیرا آیه سوم از سوره نجم با صراحت این امر را بیان کرده‌است که هرگز پیامبر از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید و سخن او چیزی جز وحی الهی نیست. سطح دوم: عصمت به معنای باز دارندگی از گناه و معصیت. در این زمینه عموم علمای علم کلام شیعه، معتقد به عصمت پیامبران و امامان و فاطمه زهرا هستند. سطح سوم: عصمت به معنای باز دارندگی از هرگونه لغزش و اشتباه. در این زمینه میان دانشمندان علم کلام شیعه اتفاق نظر نیست، اما از نظر اکثریت آنان، پیامبر اسلام، دخترش فاطمه زهرا و ائمه شیعیان در مرتبه‌ای قرار دارند که از هر گونه خطا و اشتباه مبری می‌باشند. از این رو به آنان معصوم گفته می‌شود. در مقابل اکثریت یادشده، برخی از دانشمندان شیعه مانند شیخ صدوق در مبحث «سهو النبی»، صدور لغزش‌های کوچک در قضایای شخصی و غیر مبحث ابلاغ و حی و رسالت را محال نمی‌شمارند. زیر شاخه‌های شیعه دین اسلام در اصل دارای یک مذهب و یک مرام بوده‌است. اما این دین به مرور زمان به زیر شاخه‌های بسیار دسته‌بندی گردید. شیعیان نیز از سده دوم هجری به بعد به چندین زیرگروه منشعب شده‌اند. امروز بیشتر شیعیان را «شیعیان دوازده امامی (اثناعشری)» تشکیل می‌دهند. مهم‌ترین مذاهب دیگری که از شیعه منشعب شده‌اند، عبارت‌اند از اسماعیلیان، زیدیه، کیسانیه، واقفیه و فطحیه. تمام این مذاهب علی‌رغم تفاوتهای آشکار اعتقادی و فقهی در مسئله ضرورت «امامت» اشتراک نظر دارند. البته تفسیر هر یک از امام و مصداق آن منحصر به فرد است. مفاتیح‌العلوم شیعیان را به شش زیرگروه بخش می‌کند، اثنی عشری معتقد به دوازده امام، زیدیه (پیروان زید بن علی)، کیسانیه (پیروان کیسان غلام علی بن ابیطالب)، عباسیه (منسوب به آل عباس بن عبدالمطلب)، غالیه، و امامیه. وی امامیه را به ۷ تیره تقسیم می‌کند، ناووسیه (منسوب به عبدالله بن ناووس)، مفضلیه (منسوب به مفضل بن عمر)، قطعیه (که وفات موسی بن جعفر را تایید کرده‌اند)، شمطیه (منسوب به یحیی بن اشمط)، واقفیه (که در امامت موسی بن جعفر متوقف شده‌اند و وی را زنده می‌دانند)، ممطوره، و احمدیه (منسوب به احمد بن موسی بن جعفر که وی را امام هشتم خود می‌دانند). در کتاب فرهنگ فرق اسلامی از دکتر محمدجواد مشکور زیرشاخه‌های بیشتری برای شیعه ذکر شده‌است. فرقه غالب شیعه دوازده امامی در ابتدای قرن بیست و یکم، بزرگ‌ترین شاخه از فرق شیعه است. خاستگاه پیامبر اسلام ده سال پس از هجرت، و چند ماه پس از بازگشت از حجهالوداع، بیمار شد و ظهر روز دوشنبه در ۱۲ ربیع‌الاول سال ۱۱ مصادف با ۷ ژوئن سال ۶۳۲م در خانه همسرش عایشه در شهر مدینه در حالی که ۶۳ سال داشت درگذشت. گروهی از مردم به سقیفه بنی ساعده رفتند تا در مورد جانشینی محمد گفتگو کنند. این امر درحالی بود که، علی به همراه طلحه و زبیر و جمعی از خویشان و صحابه محمد، مشغول خاکسپاری‌اش بودند، نتیجه گردهمایی مسلمانان در سقیفه، انتخاب ابوبکر به‌عنوان جانشین محمد بود. گروهی از انصار در سقیفه بنی ساعده از سعد بن عباده حمایت می‌کردند، اما مهاجران این را نپذیرفته و خود را از لحاظ خویشاوندی نزدیک‌تر به محمد می‌دانستند. در میان مهاجران عده‌ای نیز به رهبری علی و شامل زبیر، طلحه، عباس بن عبدالمطلب، مقداد، سلمان فارسی، ابوذر غفاری و عمار بن یاسر، علی را وارث مشروع محمد می‌دانستند. پوناوالا معتقد است تاریخ‌نگاران مسلمان اتفاق نظر دارند که بحران موجود در این برهه، توسط سه تن از مهاجران مشهور به نام‌های ابوبکر و عمر و ابوعبیده جراح برطرف گردید. آنان انصار را جمع کرده و به آن‌ها ابوبکر را تحمیل کردند. حسادت بین دو قبیله مهم انصار به نام اوس و خزرج و عدم فعالیت بنی‌هاشم در تبلیغ نظرشان، موفقیت این سه تن را تسهیل نمود. این انتخاب باعث اختلاف بین هواداران ابوبکر و طرفداران علی شد. طرفداران علی قائل بودند که علی توسط شخص محمد به جانشینی منصوب شده‌است و بنابراین مقام خلافت باید از آن وی باشد. علاوه بر آن، طبری در تاریخ خود نقل کرده‌است که گروهی از مخالفان ابوبکر از جمله زبیر در خانه فاطمه گرد آمدند و عمر با تهدید به آتش زدن خانه، آن‌ها را بیرون کشاند. علی بعدا مکرر می‌گفت که اگر چهل یاور داشت قیام می‌کرد. به نوشته پوناوالا علی و بنی‌هاشم تا قبل از مرگ فاطمه (حدود شش ماه) از بیعت با ابوبکر سر باز زدند. علی بر روی حقش پافشاری ننمود، چرا که تمایل نداشت امت نوپای اسلام دچار کشمکش گردد. بدین ترتیب به تدریج نهاد خلافت پدید آمد که در خارج از جهان اسلام معادلی ندارد. خلیفه از منزلت رهبری و حق گزینش زمامداران برخوردار بود. انتصاب به خلافت نوعی قرارداد بود که تعهدات متقابلی را بین خلیفه و اتباع وی (امت) پدید می‌آورد. همه شیعیان معتقد به انتخاب امامت توسط خدا و ابلاغ آن توسط پیامبر هستند و بنابراین بر اساس حدیث غدیر (و آیاتی چون آیه ولایت و آیه تطهیر و احادیث متواتر دیگر، همچون حدیث منزلت و حدیث ثقلین) علی را امام بر حق می‌دانند، اما اهل سنت به شورا اعتقاد دارند. شیعیان بر این باورند که محمد در زمان حیاتش، جانشین پس از خود را تعیین کرد و پسر عمو و دامادش علی بن ابیطالب را به عنوان وصی و خلیفه پس از خود اعلام نمود. شیعیان بر این باورند که اساس و خاستگاه شیعه، دفاع از اسلام و ولایت و عدل است. هم چنین شیعیان در اثبات حقانیت خود به روایاتی از پیامبر اسلام در منابع اهل سنت استناد می‌کنند، که در آن‌ها به « شیعه علی » اشاره شده‌است. از جمله سیوطی سنی مذهب روایت می‌کند زمانی پیامبر رو به علی کرد و گفت: «سوگند به آن که جانم به دست اوست این شخص - علی - و کسانی که شیعه و پیرو اویند در قیامت رستگارند.» علامه امینی از علمای شیعه‌است که از محبوبیت خاصی در میان شیعیان برخوردار است. وی تمامی روایات درباره واقعه غدیر را از کتب اهل سنت جمع‌آوری نموده و در چهل مجلد الغدیر منتشر نمود. برخی، تشیع را به فردی به نام عبدالله بن سبا نسبت می‌دهند. اگرچه برخی از تواریخ و «کتب ملل و نحل»، وی را از غالیان شیعه و موسس فرقه سبائیه می‌دانند که قائل به الوهیت علی بوده‌است و به همین دلیل مورد لعن و تکفیر علی بن ابیطالب واقع شده‌است و حتی برخی اخباری نقل می‌کنند که وی و پیروانش، به دستور علی در آتش سوزانده شده‌اند. مرتضی عسکری در کتاب خود و هم چنین برخی از خاورشناسان و حتی علمای سنی در قرون اخیر، عبدالله بن سبا فردی خیالی و ساخته و پرداخته مخالفان شیعه می‌دانند. برخی از اهل سنت، نظیر شیخ شلتوت، مفتی اعظم الازهر معتقدند که تقلید از فقه مذهب جعفری، نظیر مذاهب چهارگانه اهل سنت معتبر است. امامان شیعیان دوازده امامی اکثریت شیعه، را شیعه امامیه یا اثنی‌عشری (دوازده امامی) تشکیل می‌دهد، از آن جا که آنان جانشینان پیامبر اسلام را ۱۲ نفر می‌دانند، اثنا عشریه (دوازده امامی) نامیده شده‌اند. نام و خصوصیات امامان دوازده‌گانه در احادیثی که از پیامبر اسلام روایت شده، بیان گردیده‌است. آنان عبارتند از: امام علی بن ابی طالب امیرالمومنین امام حسن بن علی (حسن مجتبی) امام حسین بن علی (سید الشهدا) امام علی بن الحسین (سجاد/زین العابدین) امام محمد بن علی (باقر) امام جعفر بن محمد (صادق) امام موسی بن جعفر (کاظم) امام علی بن موسی (رضا) امام محمد بن علی (تقی/جواد) امام علی بن محمد (نقی/هادی) امام حسن بن علی (حسن عسکری) امام حجت بن الحسن (المهدی) فقه مذهب فقهی شیعیان دوازده‌امامی به فقه امامیه مشهور است. علایم ظاهری شیعیان در روایتی از حسن بن علی العسکری نقل شده‌است: «نشانه و علامت مومن (شیعه) پنج چیز است: ۱–۵۱ رکعت نماز در شبانه‌روز خواندن (۱۷ رکعت واجب و ۳۴ رکعت مستحبی و نافله روزانه)، ۲- زیارت کردن امام حسین در روز اربعین، ۳- انگشتر را در دست راست نمودن، ۴- پیشانی را در سجده بر خاک نهادن، ۵- بسم الله الرحمن الرحیم را در نمازها بلند گفتن.» یکی دیگر از نشانه‌های ظاهری شیعیان شهادت دادن به ولایت و خلافت بلافصل علی بن ابیطالب و امامان بعد از او در اذان (با ذکر اشهد ان علیا ولی‌الله یا نظایر آن) می‌باشد؛ که شهادت ثالثه نامیده می‌شود. البته گواهی دادن به ولایت علی بن ابیطالب در اذان به عنوان استحباب و تبرک گفته می‌شود و از اجزای اصلی اذان نیست. گر چه شهادت به ولایت علی بن ابی طالب در این زمانه شعار مذهب شیعه محسوب می‌شود، ولی برخی مراجع تقلید معتقدند که این عبارت باید طوری گفته شود که شبیه جملات اذان و اقامه نگردد. جغرافیای تشیع نقشه پراکندگی مذاهب اسلامی. شیعیان حدود ۱۶٪ تا ۳۰٪ از کل جمعیت مسلمانان را تشکیل می‌دهند. بیشتر شیعیان دوازده‌امامی در هند، ایران، عراق، جمهوری آذربایجان، لبنان، افغانستان، پاکستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند یمن و بحرین زندگی می‌کنند. بر اساس آمار سیا ورلد فکت‌بوک ۸۹ درصد مردم ایران ۶۰ تا ۶۵ درصد مردم عراق، ۸۵ درصد مردم جمهوری آذربایجان و ۳۰ درصد مردم کویت و ۲۰ تا ۳۰ درصد مردم افغانستان و ۱۶ درصد مردم امارات متحده عربی شیعه دوازده‌امامی هستند. از شیعیان لبنان، عربستان سعودی، بحرین و قطر آمار دقیقی در دست نیست. همچنین بنابر آمار ۲۰٪ مردم پاکستان شیعه هستند که بخشی از آن‌ها بخصوص در کشمیر، اسماعیلی هستند. شیعیان یمن، عمدتا از زیدیه هستند، اما از آنان نیز آمار دقیقی در دست نیست. همچنین ۲۰ درصد از مردم شیعه ترکیه موسوم به علوییون و شیعیان سوریه نیز علوی هستند. کشورهای دارای اکثریت شیعه ایران، عراق، آذربایجان، و بحرین هستند. همچنین شیعیان بزرگترین گروه مذهبی در لبنان هستند. شیعیان ۳۶٫۳٪ از کل جمعیت و ۳۸٫۶٪ از جمعیت مسلمان خاورمیانه هستند. شیعه شدن ایرانیان حرم فاطمه معصومه در قم، دختر امام هفتم شیعیان در مورد گرایش ایرانیان به تشیع نظرهای گوناگونی ابراز شده‌است. برخی معتقدند در زمان تشکیل حکومت صفویه ایران در شمار کشورهای سنی مذهب قرار داشت که با قدرت گرفتن دولت صفوی و به تصمیم شاه اسماعیل، مذهب رسمی کشور از تسنن به تشیع تغییر یافت. از نظر این گروه، از آنجا که دولت صفوی در رقابت شدید با دولت عثمانی بود، شاهان شیعه صفوی به ویژه موسس آن شاه اسماعیل، در تغییر مذهب ایران سعی وافر به خرج دادند تا ایرانیان را از فرمان‌پذیری پادشاه عثمانی (که خود را خلیفه رسول‌الله می‌دانست) خارج کنند وگرنه استقرار دولت مستقل ایرانی ناممکن می‌نمود. چنین شد که شاه اسماعیل صفوی با بهره جستن از ارتش خود و ورود فاتحانه به تبریز این شهر سنی‌نشین را پایتخت دولت تازه تاسیس خود قرار داد و در سال ۱۵۰۱میلادی (۹۰۷ هجری) تشیع را مذهب رسمی ایران اعلام کرد. شاه اسماعیل افزون بر ارتش خود، از روحانیان و مبلغان شیعه کمال استفاده را برد تا مذهب شیعه را در سرتاسر قلمرو خود بگستراند. روحانیان شیعه در دربار شاهان صفوی از ارج و منزلت بالایی برخوردار بودند. این شد که شیخ بهایی از بزرگان علمای شیعه لبنان در سن ۱۳ سالگی به همراه پدرش از بعلبک به قزوین کوچ کرد. پدرش هنگامی که او ۱۷ سال بیش نداشت از سوی شاه طهماسب به شیخ‌الاسلامی قزوین و خودش در ۴۳ سالگی به شیخ‌الاسلامی اصفهان منصوب شد. بدین ترتیب ریشه ارتباط تنگاتنگ شیعیان ایران و لبنان به قرن ۱۶ میلادی بازمی‌گردد. معروف است که شاهان صفوی در کنار ارتش مجهز خود همواره شیخ‌الاسلام‌ها (لقب مبلغان شیعه) را همراه می‌بردند. برخی تاریخ نویسان سنی این روش را با طعن و کنایه تبشیر شیعی (به مثابه گروه‌های تبشیری مسیحی) نام نهاده‌اند. البته، شیعه کردن ایران بدون خون‌ریزی صورت نگرفت و چندین هزار تن از سنی‌های ایرانی در جریان آن کشته شدند یا به سرزمین‌های سنی نشین پناه بردند. از سوی دیگر، گروهی با رد ادعای گروه اول، معتقدند شاه اسماعیل جوانی ۱۴ ساله بود و نمی‌توان پذیرفت که حامیان وی سنی باشند و برضد مذهب خود و در حمایت از تشیع از شاه جوان حمایت کنند؛ بنابراین، در ایران آن زمان شیعیان بسیاری بوده‌اند که صفویه به اتکای آنان توانسته‌اند قدرتی تشکیل دهند و با حکومت عثمانی سنی‌مذهب مقابله کنند و در نهایت حکومت تشکیل دهند. به گفته آنان، بدیهی است که استقرار و نفوذ هر مذهب در میان هر قومی تدریجی است. به نظر می‌رسد از زمانی که اولین ایرانی به تشیع گرایش یافته تا زمانی که تشیع در ایران فراگیر شده حدود ده قرن به طول انجامیده باشد. اتفاقاتی که طی این ده قرن به وقوع پیوست باعث فراگیری تشیع در ایران شد که می‌توان آن‌ها را این‌گونه مرور کرد: سلمان فارسی، صحابه پیامبر اسلام، ایرانی و شیعه بود و در یمن نیز ایرانیانی متمایل به تشیع بودند. یمنیان در زمان حیات پیامبر اسلام ایمان آوردند و از همان زمان با علی بن ابی‌طالب آشنا شدند، و این در حالی بود که ساحل خلیج فارس تا یمن تحت نفوذ ایران بود. در دوره خلیفه دوم، وی تبعیض‌هایی بین عرب و عجم قائل شد که موجب آزردگی خاطر ایرانیان شد. پس از کشته‌شدن خلیفه دوم به دست یک ایرانی، فرزند وی چند تن از ایرانیان مدینه را به قتل رساند، اما وقتی علی بن ابی‌طالب به حکومت رسید، اعلام کرد که بین عرب و عجم تفاوتی نیست و این باعث شد تا ایرانیان به وی گرایش پیدا کنند که محب اهل بیت پیامبر اسلام بودند. در طول تاریخ، برخی از شاگردان جعفر بن محمد و دیگر ائمه در ایران حضور یافتند و مکتب اهل بیت را تبلیغ و ایرانیان را به مذهب آنان دعوت می‌کردند. حضور علی بن موسی الرضا در خراسان عامل دیگری است که به تقویت شیعیان در ایران انجامید. بسیاری از «امام‌زادگان» به ایران آمدند و پراکندگی آنان در سراسر ایران عامل دیگری در گسترش تشیع در ایران شد. از جمله آنان باید اشاره کرد به حضور فاطمه معصومه در قم، احمد بن موسی شاه چراغ در شیراز، عبدالعظیم حسنی در ری و سلطان علی بن محمد باقر در مشهد اردهال کاشان. در عصر سلاطین شیعه آل بویه، موجبات تبلیغ مکتب تشیع بیش از پیش فراهم شد و کتب مهم شیعی مثل تهذیب و استبصار و الکافی و من لایحضره الفقیه در این زمان تالیف شد. بزرگانی از شیعه چون شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی و سید مرتضی و سید رضی توانستند در این عصر اسلام شیعی را به مردم معرفی کنند. در دوره ایلخانان، حضور علامه حلی به مدت ده سال در ایران و آزادی وی در بیان احکام و مهارت او در فقه و کلام و نیز تلاش‌های خواجه نصیرالدین طوسی عامل دیگر تقویت بنیاد تشیع در ایران است. حلقه آخر این جریان تاسیس دولت صفویه و اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی و حضور و دعوت از علمای شیعه از سراسر جهان اسلام است. شیعه واقعی شیعه واقعی یکی از موضوعات مهم در الهیات شیعه است که به بیان مفهوم واقعی و تعریف شیعه می‌پردازد. خصوصیات شیعه واقعی اما ششم شیعیان خصوصیات شیعه واقعی را چنین بیان می‌کند: مراجع تقلید شیعه کتاب‌شناسی اصول کافی من لا یحضره الفقیه تهذیب استبصار بحارالانوار فروع کافی الغدیر آثار الشیعه الامامیه غدیر خم اختلاف شیعه و سنی
[ "مذاهب اسلامی", "اسلام", "علی بن ابیطالب", "امامت", "مسلمانان", "خاورمیانه", "انجمن نشنال جئوگرافی", "شیعه دوازده‌امامی", "شیعه اسماعیلی", "شیعه زیدی", "دانشنامه بریتانیکا", "قرآن", "سنت", "امامان", "جانشینی محمد", "محمد", "پیامبر اسلام", "خداوند", "امت", "روایات", "سوره احزاب", "سوره ال عمران", "سوره نسا", "سوره مائده", "علم امام", "عصمت", "ناووسیه", "فاطمه زهرا", "خلافت", "زیدیه", "امامیه", "لسان العرب", "المیزان", "عربی", "سوره قصص", "موسی", "قصص", "ابراهیم", "نوح", "صافات", "علی بن ابی‌طالب", "معاویه بن ابی‌سفیان", "علی", "امام", "امامان شیعه", "جابر بن عبدالله انصاری", "اصول دین شیعیان", "توحید", "نبوت", "معاد", "عدل (شیعه)", "معتزله", "علاّمه سیّد محمد حسین حسینی طهرانی", "الهیّات شفا", "صدرالمتالهین شیرازی", "ظهور", "کیسانیه", "محمد حنفیه", "جعفر بن محمد", "صادق", "اثنی‌عشری", "آل محمد", "قائم آل محمد", "مهدی", "حجت بن حسن", "حسن عسکری", "رجعت", "تناسخ", "حلول", "اولیاء خدا", "مالک اشتر", "اشقیاء", "پیامبر", "ایمان", "حجت", "تقیه", "منجی", "فقه", "غیبت امام زمان", "امام معصوم", "جمهوری اسلامی ایران", "فتوا", "وجوهات شرعی", "امور حسبیه", "فقه امامیه", "مرجع تقلید", "روح‌الله خمینی", "شیخ صدوق", "الغدیر", "اسماعیلیان", "واقفیه", "فطحیه", "مفاتیح‌العلوم", "اثنی عشری", "زید بن علی", "کیسان", "عباسیه", "عباس بن عبدالمطلب", "غالیه", "عبدالله بن ناووس", "مفضلیه", "مفضل بن عمر", "قطعیه", "موسی بن جعفر", "شمطیه", "یحیی بن اشمط", "ممطوره", "احمدیه", "احمد بن موسی بن جعفر", "محمدجواد مشکور", "حجةالوداع", "۱۲ ربیع‌الاول", "۱۱ (قمری)", "۷ ژوئن", "۶۳۲ (میلادی)", "عایشه", "مدینه", "بیروت", "لبنان", "سقیفه بنی ساعده", "طلحه", "زبیر", "صحابه", "سقیفه", "ابوبکر", "انصار", "سعد بن عباده", "مهاجران", "مقداد", "سلمان فارسی", "ابوذر غفاری", "عمار بن یاسر", "پوناوالا", "عمر", "ابوعبیده جراح", "اوس", "خزرج", "بنی‌هاشم", "طبری", "آیه ولایت", "آیه تطهیر", "اهل سنت", "وصی", "خلیفه", "ولایت", "عدل", "قیامت", "علامه امینی", "غدیر", "عبدالله بن سبا", "غالیان", "سبائیه", "غلات (غالیان)", "شیخ شلتوت", "مفتی", "الازهر", "مذاهب چهارگانه", "امیرالمؤمنین", "حسن بن علی", "حسین بن علی", "سجاد", "محمد باقر", "جعفر صادق", "موسی کاظم", "علی پسر موسی (رضا)", "محمد پسر علی (جواد)", "علی پسر محمد (هادی)", "امام زمان", "حسن بن علی العسکری", "امام حسین", "اربعین", "انگشتر", "سجده", "بسم الله الرحمن الرحیم", "شهادت ثالثه", "مراجع تقلید", "هند", "ایران", "عراق", "جمهوری آذربایجان", "افغانستان", "پاکستان", "خلیج فارس", "یمن", "بحرین", "مردم ایران", "کویت", "امارات متحده عربی", "عربستان سعودی", "قطر", "کشمیر", "اسماعیلیه", "شیعیان یمن", "ترکیه", "علویان (ترکیه)", "مرکز تحقیقات پیو", "سوریه", "علویان (سوریه)", "اسلام در ایران", "Islam in Iraq", "اسلام در جمهوری آذربایجان", "دولت صفوی", "دولت عثمانی", "صفویان", "شاه اسماعیل", "تبریز", "شیخ بهایی", "بعلبک", "قزوین", "شاه طهماسب", "اصفهان", "شیخ‌الاسلام", "شیعی", "علی بن موسی الرضا", "امامزاده", "فاطمهٔ معصومه", "احمد بن موسی", "عبدالعظیم حسنی", "سلطان علی بن محمد باقر", "مشهد اردهال", "تهذیب", "استبصار", "الکافی", "من لایحضره الفقیه", "شیخ مفید", "شیخ طوسی", "سید مرتضی", "سید رضی", "ایلخانان", "علامه حلی", "خواجه نصیرالدین طوسی", "دولت صفویه", "الهیات", "اصول کافی", "من لا یحضره الفقیه", "بحارالانوار", "فروع کافی", "آثار الشیعه الامامیه", "ممفیس", "تنسی", "هیوستون", "تگزاس", "کربلا (شهر)", "شاه چراغ", "شیراز", "مرکز اسلامی آمریکا", "حرم کاظمین", "محمد تقی", "غدیر خم", "اختلاف شیعه و سنی", "سید علی حق‌شناس" ]
[ "شیعه", "اسلام در بحرین", "اسلام در جمهوری آذربایجان", "اسلام در لبنان", "تشیع" ]
811
سیم بالاسر
0
93
0
[ "سيم بالاسر" ]
false
86
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
سیم‌های بالاسر قطار در سوئیس سیم بالاسر به سیم‌ها یا کابل‌هایی که برای انتقال برق از یک نقطه تامین انرژی به یک قطار، تراموا، یا واگن مترو بکار می‌رود می‌گویند. برق این سیمها از طریق ایستگاه‌های تغذیه که در بازه‌های مشخص قرار گرفته تامین می‌شود. خود ایستگاه‌های تغذیه معمولا از یک شبکه برق ولتاژ بالا تغذیه می‌شوند.
[ "قطار", "تراموا", "مترو", "برق" ]
[ "پایه‌های نصب", "ترابری ریلی برقی", "توزیع برق", "زیرساخت‌های ریلی", "زیرساخت‌های نیروی الکتریکی", "فناوری‌های ریلی", "وسایل نقلیه سبز" ]
812
محمد
1
2,229
0
[ "محمّد", "حضرت محمّد", "پیامبر اسلام", "حضرت محمد", "پیامبر اکرم", "محمد بن عبدالله", "محمد بن عبد الله", "محمد ابن عبدالله", "محمد پسر عبدالله", "محمد عبدالله", "پيغمبر اسلام", "پیغمبر اسلام", "محمد مصطفی", "محمد(ص)", "پبامبر اسلام", "رسول‌الله", "ابوالقاسم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم", "زندگانی محمد", "ابوالقاسم محمد", "پيامبر اسلام", "ابوالقاسم محمّد بن عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم", "محمدبن‌عبدالله", "محمّد ابن عبداللّه", "محمّد پسر عبداللّه", "ﷴ", "حضرت رسول اکرم", "محمد رسول الله", "محمدبن‌عبداللّه", "محمد بن عبداللّه", "محمد (ص)", "ابوالقاسم محمد المصطفی الامجد", "محمد (پیامبر اسلام)", "ابوالقاسم محمد المصطفي الامجد", "ابوالقاسم محمّد بن عبداللّهٔ بن عبدالمطّلب بن هاشم", "حضرت رسول اكرم", "زندگاني محمد", "محمد پیامبر اسلام", "محمدامین", "محمد (پيامبر اسلام)", "محمد امين", "محمد مصطفي", "محمد پيامبر اسلام", "محمدامين", "محمدبن عبدالله", "محمدبن عبداللّه", "مصطفي", "رسول اعظم", "رسول اکرم", "پیامبر اعظم", "پيامبر اعظم", "پيامبر اكرم", "رسول اكرم", "حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله", "حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله", "حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله", "محمد رسول‌الله", "حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و اله", "محمد تازی" ]
false
1,606
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
محمد بن عبدالله (نام کامل به عربی: ابوالقاسم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم؛ قریشی؛ زاده حدود ۵۳ قبل از هجرت/۵۷۰ میلادی در مکه – درگذشته ۱۱ هجری قمری/۶۳۲ میلادی در مدینه) بنیان‌گذار و پیامبر اسلام و به اعتقاد مسلمانان، آخرین پیامبر در سلسله پیامبران الهی و تحویل‌دهنده کتاب قرآن و تجدیدکننده آیین اصلی و تحریف نشده یکتاپرستی (دین حنیف) است. او هم‌چنین به عنوان یک سیاست‌مدار، رئیس دولت، بازرگان، فیلسوف، خطیب، قانون‌گذار، اصلاح‌گر، فرمانده جنگی، و برای مسلمانان و پیروان برخی مذاهب، مامور تعلیم فرمان‌های خدا به‌شمار می‌رود. وقایع مربوط به زندگانی محمد، نسبت به دیگر پیامبران پیش از وی، به صورت کامل‌تری در منابع تاریخی، بیان شده و درباره او، گزارش‌های فراوانی، در دست است؛ اگر چه مثل سایر شخصیت‌های تاریخی پیش از دنیای مدرن، تمامی جزئیات زندگی‌اش روشن نیست و طی قرن‌ها بین موافقان و مخالفانش مورد مناقشه بوده‌است. او حدود سال ۵۳ ق. ه/۵۷۰ م، در مکه در سرزمین حجاز واقع در شبه جزیره عربستان به دنیا آمد. در دوران جوانی به بازرگانی مشغول بود، و نخستین بار در ۲۵ سالگی ازدواج کرد. محمد که از روش زندگی مردم مکه ناخشنود بود، گهگاه در غار حرا در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تفکر و عبادت می‌پرداخت. به باور مسلمانان، محمد در همین مکان و در حدود ۴۰ سالگی از طرف خدا به پیامبری برگزیده، و وحی بر او فروفرستاده شد. در نظر آنان، دعوت محمد همانند دعوت دیگر پیامبران کیش یکتاپرستی مبنی بر این بود که خداوند (الله) یکتاست و تسلیم شدن برابر خدا راه رسیدن به اوست. طی سیزده سال دعوت در مکه، تعداد اندکی به اسلام گرویدند که با مخالفت قبیله قریش و برخی دیگر از قبیله‌های عرب روبه‌رو شدند و با آنان با خشونت رفتار می‌شد. محمد برای رهایی از این آزار و اذیت‌ها به همراه پیروان خویش، در سالی که بعدها مبدا تقویم هجری شمسی و قمری شد، به شهر یثرب — که بعدها مدینه النبی نامیده شد — هجرت کرد. او در مدینه توانست قبایل درحال‌ستیز اوس و خزرج را متحد کند. وی بر پایه مسلمانان مهاجر مکه و مردم مدینه جامعه و دولتی نوین با نام امت تاسیس کرد. بین مسلمانان با قبایل مکه و هم‌پیمانان آن‌ها جنگ درگرفت و سرانجام پس از هشت سال جنگ، محمد به همراه پیروانش — که تا آن زمان به بیش از ده‌هزار نفر بالغ شده بودند — شهر زادگاهش را فتح کرد. به تدریج و بخصوص پس از فتح مکه بیشتر مردم شبه جزیره عربستان به اسلام گرویدند و امت اسلام به کل این سرزمین گسترش یافت. محمد ده سال پس از هجرت، و چند ماه پس از بازگشت از حجهالوداع، بیمار شد و در سال ۱۱ ه‌.ق درگذشت. آیات یا نشانه‌های خدا که به باور مسلمانان، به صورت وحی به محمد رسیده و تا هنگام درگذشتش توسط او اعلام می‌شد، قرآن را تشکیل می‌دهد و آنان تا به امروز این کتاب را به عنوان «کلام خدا» گرامی داشته‌اند. در کنار قرآن، زندگی محمد (سیره) و روایات گردآوری‌شده از او (سنت) نیز برای مسلمانان به عنوان منابع اصلی شریعت اسلام اهمیت دارد. منابع برای تاریخ‌نگاری زندگی محمد قرآن تاشکند یا قرآن کوفی سمرقند، نسخه‌ای از مصحف عثمان مربوط به قرن هشتم احتمالا اوائل قرن نهم میلادی که در عراق مدرن به خط کوفی نوشته شده و در ازبکستان نگهداری می‌شود. قرآن گرچه اشارات اندکی به زندگی محمد دارد، اما نزد پژوهشوران، نخستین و بهترین منبع برای شناخت محمد و ابعاد زندگی او محسوب می‌شود. درباره زندگانی محمد، گزارش‌های فراوان و روشنی در متون تاریخی آمده‌است، ولی مانند هر شخصیت تاریخی پیش از دنیای مدرن، تمام جزئیات زندگی او مشخص نیست. از این‌روی که محمد از تاثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ است، زندگانی، اعمال و افکار او طی قرن‌ها بین موافقان و مخالفانش مورد بحث بوده‌است و این سبب شده تا نگاشتن یک زندگی‌نامه صریح از او دشوار باشد. برای این منظور هم فهم اسلامی از وی به عنوان یک پیامبر و هم فهم دانشمندان غربی بر مبنای فلسفه‌های مدرن باید در نظر گرفته شود. منابع دست اول شناخت زندگانی محمد عبارت است از قرآن، گفته‌های محمد در قالب حدیث و آنچه از کردار وی به صورت سنت ثبت شده‌است. همچنین زندگی‌نامه‌هایی تحت عنوان سیره نبوی در سده‌های دوم و سوم هجری (۸ و ۹ میلادی) نگاشته شده‌است. قابل‌اطمینان‌ترین منبع برای بازسازی زندگی محمد، قرآن است. قرآن اشاراتی اندک و غیر منسجم درباره زندگی محمد دارد، اما در مواجهه با رخدادهای تاریخی متغیر روزگار محمد، تصویری باثبات و صریح از او به دست داده و دربرگیرنده اطلاعات نهان فراوانی از زندگانی محمد است. مصحف عثمان، قرآنی که هم‌اکنون در دسترس است، عموما در محافل آکادمیک به عنوان همان کلام خارج‌شده از زبان محمد، در نظر گرفته می‌شود؛ زیرا تلاش‌ها برای یافتن آنچه متن دست‌نخورده و اولیه قرآن، متنی که تفاوتی پراهمیت نسبت به متن امروزی قرآن داشته‌باشد، ناموفق بوده‌است. نسخه بیرمنگام قدیمی‌ترین نسخه از برخی سوره‌های قرآن است که در دانشگاه بیرمنگام کشف شده‌است و قدمت پوست آن با احتمال ۹۵ درصد به سال‌های ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط می‌شود. برای کشف و فهم تاریخی رویدادهای زندگی محمد، در درجه دوم، آثار تاریخی مورخان در قرن سوم و چهارم هجری در دنیای اسلام می‌باشد که شامل زندگی‌نامه‌های سنتی نوشته‌شده توسط مسلمانان و گفتارهای منسوب به اوست (سیره نبوی). قدیمی‌ترین زندگی‌نامه از محمد، نوشته ابن اسحاق با عنوان «زندگی رسول خدا» (نوشته‌شده در ۱۲۰ تا ۱۳۰ سال پس از درگذشت محمد) است که متن اصلی آن از بین رفته‌است، ولی بخش‌هایی از آن در آثار نوشته‌شده توسط تاریخ‌نگاران بعدی، ابن هشام و طبری به جای مانده‌است. بسیاری اگرچه نه همه محققین درستی و صحت این زندگی‌نامه‌های قدیمی را پذیرفته‌اند، با این وجود میزان صحت آن‌ها قابل تعیین نیست. به نوشته برنارد لوئیس در درجه آخر اهمیت مجموعه احادیث (شامل گزارش‌هایی از گفتارها و رفتارهای محمد) هستند که چندین قرن پس از درگذشت محمد نگاشته شده‌است و اکنون در دسترس‌اند که می‌توان به آن‌ها به عنوان آنچه که در حافظه طولانی‌مدت جامعه مسلمانان با انگیزه تقلید و پیروی از محمد باقی مانده‌است، نگریست. اغلب تاریخ پژوهان غربی به احادیث به عنوان منابع دقیق تاریخی، با احتیاط می‌نگرند. اما به تعبیر سید حسین نصر هرچند محققان پوزیتیوست، احادیث شفاهی روایت شده توسط مسلمان را معمولا بی‌اعتبار می‌دانند، این احادیث نقشی اصلی را در فهم مسلمانان از محمد ایفا می‌کند. تعداد اندکی از منابع نگاشته‌شده توسط غیرمسلمانان نیز موجود است که به گفته نیگوسیان وجود تاریخی محمد را تایید کرده و برای تقویت صحت آنچه توسط مورخان مسلمان نوشته شده‌است، سودمندند. دسته دیگری از منابع، نوشته‌های مسیحی سده‌های میانه است که با شیوه جدلی محمد را به عنوان خارج از دین یا حتی ضدمسیح تصویر کرده‌است. به نوشته نصر، آثار محققان غربی مدرن که از سده ۱۸ به بعد تالیف شده‌است دسته دیگری از آثار است که رویکردی تاریخی‌تر به موضوع دارند، متاثر از مکاتب فلسفی و کلامی مدرن غرب هستند و پیامبری محمد را رد می‌کنند. این نوشته‌ها بیشتر بر جنبه‌ها و عوامل انسانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی توجه دارند نه امور دینی، اعتقادی و روحانی. تنها در اواخر سده بیستم نویسندگان غربی روش‌های علمی مدرن غربی را با یکدلی نسبت به موضوع مطالعه تلفیق کردند و بخصوص به واقعیت‌های دینی و روحانی درگیر در مطالعه زندگی محمد توجه کردند. از مهم‌ترین دشواری‌ها در نوشتن زندگی‌نامه محمد، نبود منابع کافی و ابهامات پیرامون عربستان پیش از اسلام است که امکان مطالعه تطبیقی و بررسی فضایی که اسلام به آن پاسخ می‌داد را سلب می‌کند. هیچ تاریخ‌نگاری برای شرح فضای سیاسی رایج و هیچ متن مقدسی برای شرح فضای دینی و هیچ طوماری برای شرح اختلافات فرقه‌ای، در پیش از اسلام، موجود نیست. به جای آن مقادیر معتنابهی شعر وجود دارد که استفاده و بررسی صحت آن‌ها دشوار است. به نوشته چیز رابینسون تقریبا اطلاعاتی معتبر تاریخی درباره تولد، کودکی و آغاز بزرگسالی محمد در دست نیست و نسل نخستین مسلمانان توجهی به زندگی محمد قبل از پیامبری نداشته‌اند و داستان‌های موجود در طی دو سده بعدی ساخته شده‌اند. حتی به نوشته رسول جعفریان تعیین تاریخ دقیق تحولات ابتدای دوره پیامبری دشوار است زیرا وقایع به دقت ثبت نشده‌است و همچنین اشتباهات غیرعمدی و اغراض قبیله‌ای و سیاسی دخالت در نقل وقایع آن دخالت داشته‌است. نام‌ها و عناوین محمد نام عربی «محمد» به معنای «قابل ستایش» یا «ستوده»، که چهار بار در قرآن تکرار شده‌است، رایج‌ترین نام پیامبر اسلام است. وی همچنین به «الامین» (قابل اعتماد) معروف بود. محمد اسامی بسیار دیگری دارد، از جمله «اسامی مقدس» که به باور مسلمانان خداوند به او بخشیده و در موقعیت‌های متفاوت به آن نام‌ها خوانده شده‌است. از بین این نام‌ها، «احمد» (به معنای مورد ستایش‌ترین) به عنوان نام آسمانی و باطنی پیامبر، بیشتر مورد توجه‌است و باور دانشمندان اسلامی طی قرون متمادی بر این بوده‌است که وقتی عیسی از فرمانروایی فارقلیط (پاراکلتوس) در آینده سخن می‌راند، به احمد اشاره دارد. همچنین قرآن برای خطاب‌قراردادن پیامبر، از برخی دیگر از اسامی چون: نبی (پیامبر)، رسول (فرستاده)، طاها (تطهیر کننده، پاک و راهنما)، یاسین (مرد کمال)، مصطفی (برگزیده)، عبدالله (بنده عالی خدا)، حبیب‌الله (محبوب خدا)، ذکرالله (یادآور خدا)، امین (مورد اعتماد)، سراج (روشنگر راه راست)، منیر (روشنگر جهان)، هدی (رهنمای حقیقت)، غیاث (یاری‌کننده)، بشیر (هشداردهنده)، نذیر (یادآور)، مذکر (تذکردهنده)، شهید (گواه) و مبشر (حامل خبر خوش)، بهره می‌جوید. گاهی محمد، با توجه به موقعیت او در هنگام وحی، با نام‌هایی مورد خطاب قرار گرفته‌است: به‌طور مثال او در قرآن در آیات ۷۳:۱ و ۷۴:۱، مزمل و مدثر (به معنی «جامه به‌خود پیچیده») خوانده شده‌است. هرچند قرآن در برخی آیات تفاوت قائل‌شدن بین پیامبران را منع می‌کند ولی در ، محمد را «خاتم‌النبیین» می‌خواند. خاستگاه موقعیت تقریبی بعضی از شهرهای معروف عربستان در زمان ظهور اسلام (شهرها با رنگ سفید نشان داده شده‌اند) بنابر منابع اسلامی، اسماعیل (پسر ابراهیم و هاجر) کعبه را ساخت و کعبه پیش از پایه‌گذاری شهر مکه، ساخته شد. مکه به‌تدریج به مرکزی مهم برای کاروان‌های تجاری در عربستان و مرکز فعالیت‌های مذهبی و تجاری غرب حجاز تبدیل شد. علاوه بر کعبه، بیش از ۳۰۰ بت هم وجود داشت و عرب‌ها هر ساله آن‌ها را زیارت می‌کردند و اعمالی چون چرخیدن گرد کعبه (طواف) و بوسیدن آن، قربانی کردن، و سنگ زدن به شیطان را انجام می‌دادند. به غیر از خدایان قبیله‌ای، بیشتر عرب‌ها اعتقاد به یک خدای مشترک برتر به نام «الله» داشتند؛ اما تشریفات مذهبی برای «الله» انجام نمی‌شد. هم چنین در قرآن صحبت از افرادی که «دین حنیف» بوده‌اند می‌رود. در قرآن حنیف اشاره به کسی دارد که از راه فطرت خود به دین طبیعی، که یکتاپرستی باشد رسیده‌است. ابراهیم به عنوان الگوی اصلی حنیفان (حق گرایان) معرفی می‌شود که با بصیرت شخصی‌اش به یکتاپرستی رسیده‌است؛ چنان‌که آیین حنیف معادل دین ابراهیم تعریف می‌شود. مفسران قرآن می‌نویسند که پیش از اسلام حنیف به دو دسته افراد اطلاق می‌شد: عرب‌هایی که پیرو آیین ابراهیم بودند و بت پرستانی که تنها برخی از مراسم دینی مربوط به آیین ابراهیم مانند حج یا ختنه را انجام می‌دادند. درستی تاریخی این گفته میان پژوهشگران غربی مورد اختلاف است. برخی اساسا گزارش‌های تاریخی مربوطه را رد کرده و آن‌ها را تعمیم دادن مفاهیم قرآنی به دوران پیش از اسلام می‌دانند، اما دیگران درستی تاریخی همگی یا برخی از آن گزارش‌ها را می‌پذیرند. مدرک دقیقی مبنی بر این که آیین حنیف پیش از یهودیت و مسیحیت در میان عرب‌ها وجود داشته در دسترس نیست، اگرچه نشانه‌های رمزآلودی از آن در شعرهای قدیمی عرب یافت می‌شود. زندگی ترکی از محمد در بدو تولد و مادرش آمنه که در حال نشان دادن وی به پدربزرگش عبدالمطلب و دیگر مکیان می‌باشد. یک نقاشی از جامع التواریخ در سال ۷۱۴ ه. (۱۳۱۴–۱۳۱۵ میلادی) که تولد محمد را ترسیم کرده‌است. نسب شجره‌نامه محمد از دیدگاه تاریخی معلوم نیست و آنچه موجود است، داستان‌هایی بوده‌است که بعدها به وجود آمده‌است. پدر (عبدالله) و مادرش (آمنه) از خاندان بنی‌هاشم از قبیله قریش بودند. بنی‌هاشم از خاندان‌های برجسته و با اصل و نسب ولی فقیر در شهر مکه بود. انساب محمد، در کتب سیره، به گونه‌های مختلف آمده‌است، ولی مشهور در بین سیره‌نویسان و مورخان مسلمان تا عدنان چنین است: محمد پسر عبدالله پسر عبدالمطلب پسر هاشم پسر عبدمناف پسر قصی پسر کلاب پسر مره پسر کعب پسر لوی پسر غالب پسر فهر پسر مالک پسر نضر پسر کنانه پسر خزیمه پسر مدرکه پسر الیاس پسر مضر پسر نزار پسر معد پسر عدنان در این سلسله نسب‌ها قبل از عدنان هماهنگی اندک است. تولد تاریخ دقیق تولد محمد نامعلوم است، ولی احتمالا بین ۵۶۷ تا ۵۷۳ م. (۵۶ تا ۵۰ ق. ه) است که مورد قبول‌ترین سال، ۵۷۰ میلادی (۵۳ ق. ه) یا ۵۷۱ میلادی (۵۲ ق. ه) است. این سال طبق منابع اسلامی در جامعه مکه در پیش از اسلام به عام‌الفیل مشهور بوده‌است. اما، به نوشته چیز رابینسون چنانچه تولد محمد را مقارن با حمله سپاه فیل بدانیم، این حمله باید در دهه ۵۵۰ میلادی رخ داده باشد. به باور برخی از مسلمانان، در کتب ادیان ابراهیمی پیشین، چون تورات و انجیل تولد محمد پیش‌بینی شده‌است. به باور آن‌ها کوه پاران که در سفر تثنیه به درخشش خداوند در آن به گفته موسی اشاره شده‌است، همان مکه است و مقصود موسی، تولد محمد بوده‌است. همچنین ایشان معتقدند در انجیل عیسی تولد محمد را پیش‌بینی کرده‌است و لفظ «پریقلیطوس» یا «پارقلیطا» در انجیل به محمد اشاره دارد. محمد در مکه کودکی پیش از تولد محمد، عبدالله، پدرش، درگذشت. عبدالله بازرگانی بود که گاه با پدرش عبدالمطلب در امور تجاری همکاری می‌کرد. طبق روایات اسلامی، عبدالمطلب، پدربزرگ محمد و بزرگ‌خاندان قریش، محمد را پس از تولد طبق عادت مرسوم، به دایهای به نام حلیمه بنی سعد سپرد. او ۲ سال در قبیله سعد بن بکر، شاخه‌ای از قبیله هوازن، نزد حلیمه بود (برخی از پژوهشگران غربی درستی تاریخی سپرده شدن محمد به حلیمه را رد کرده‌اند). زمانی‌که محمد ۶ ساله بود به همراه مادرش، آمنه بنت وهب، و کنیزی به نام ام ایمن برای زیارت قبر عبدالله و دیدار از خویشاوندان راهی یثرب شدند. آمنه در مسیر بازگشت، در محلی به نام «ابواء» درگذشت. و پس از آن عبدالمطلب ۸۰ ساله، سرپرستی محمد را برعهده گرفت. هر چند محمد تحت سرپرستی عبدالمطلب (شخصی بانفوذ و رهبر مکه) قرار داشت؛ اما دوران یتیمی را با سختی‌های فراوان سپری کرد. یتیم بودن محمد از معدود موضوعات درباره زندگی محمد است که در قرآن بدان اشاره شده‌است: «آیا ما تو را یتیم نیافتیم؟». محمد در سن ۱۲ سالگی بحیرا را ملاقات می‌کند. (۵۸۲ میلادی) در ۸ سالگی محمد، عبدالمطلب نیز درگذشت و ابوطالب، عموی محمد (که در آن هنگام نفوذ زیادی در مکه داشت) سرپرستی محمد را برعهده گرفت. محمد در ۱۲ سالگی همراه ابوطالب با کاروانی به شام سفر کرد. در منابع اسلامی مانند سیره ابن اسحاق و طبری نقل شده‌است که در این سفر با بحیرا سرجیوس (یک راهب مسیحی) دیدار کرد و بشارت پیامبریش را از وی شنید. داستان‌های بسیاری در منابع اولیه در مورد محمد از دوران کودکی تا زمان اعلام پیامبری موجود است که از دیدگاه تاریخی، قابل‌اطمینان نیستند؛ زیرا تصویر محمد در این داستان‌ها بسیار متفاوت با چهره‌ای است که قرآن از محمد ارائه می‌دهد و این داستان‌ها از دیدگاه تاریخی بیشتر برای بررسی چگونگی تلقی مسلمانان از پیامبر خود اهمیت دارند. پیش از اعلام پیامبری محمد در واقعه نصب حجرالاسود. مینیاتور دستی ایرانی در کتاب جامع‌التواریخ رشیدالدین، حدود ۱۳۰۷ م. (۷۰۶ ه‌. ق) این مینیاتور قدیمی‌ترین نقاشی موجود است که چهره محمد را ترسیم کرده‌است و در حال حاضر در کتابخانه دانشگاه ادینبرو نگهداری می‌شود. تصویری منتسب به محمد در دوران نوجوانی که در ایران رواج دارد. ریشه این نگاره عکسی است که بین سال‌های ۱۹۰۴ و ۱۹۰۶ از جوانی تونسی گرفته شده‌است. محمد در دوران نوجوانی در جنگ‌های فجار شرکت کرد؛ اگرچه گزارش‌ها در جزئیات چگونگی شرکت او اختلاف نظر دارند. سن او در هنگام بروز این جنگ‌ها (که چندین سال طول کشید) ۱۴ تا ۲۸ سال بوده‌است. پیمان حلف‌الفضول پس از جنگ‌های فجار در خانه «عبدالله بن جدعان» میان برخی از قبایل قریش منعقد شد تا به عدالت پایبند باشند و آن را برپا دارند و جمعا از ستمدیدگانی که قبیله‌ای در مکه ندارند حمایت کنند و محمد نیز در حالی که بیست ساله بود در آن عضویت یافت. محمد آورنده اسلام که در جوانی‌اش خود عضو یکی از این پیمان‌ها بوده می‌گوید؛ عوض کردن آن را با هیچ چیز دیگر خوش ندارد و حتی در دوره اسلام هم حاضر به پذیرفتن دعوت به آن‌گونه عهدی‌است. محمد، گاه در حل اختلاف میان بزرگان شهر مداخله می‌کرد و راه‌کارهای عملی جهت حل و فصل اختلافات ارائه می‌کرده‌است. از سویی امانت‌داری و وفاداری نیز، از صفات برجسته محمد پیش از اسلام بوده‌است. تا جایی که گاه او را «محمد امین» می‌خواندند. محمد که مدت‌ها بود دیگر سرمایه‌ای برای بازرگانی نداشت، از سوی برخی سرمایه‌داران مکه، از جمله خدیجه، استخدام شد تا به‌نیابت از آنان به بازرگانی بپردازد. ارتباط کاری و تجاری محمد ۲۵ ساله و خدیجه که زنی بیوه و صاحب دو فرزند بود، به ازدواج انجامید و محمد از این وصلت دارای دو پسر (که در کودکی درگذشتند) و چهار دختر شد که بر اساس تمامی گزارش‌ها ازدواج موفقی بود. با وجود این که در دوران جوانی محمد، بت‌پرستی در مکه مرسوم و معمول بود ولی محمد هرگز تفکرات بت‌پرستی نداشت و بت‌پرستی نکرد. پس از اعلام پیامبری غار حرا در کوه نور، جایی که مسلمانان باور دارند که محمد نخستین وحی را دریافت کرده‌است. بنابر برخی روایت‌های اسلامی، محمد پیش از بعثت، هر سال چند هفته را در غار حرا به عبادت و تفکر می‌پرداخته‌است. زمانی که محمد چهل سال سن داشت، در یکی از شب‌های سال ۶۱۰. م (۱۳ ق. ه)، جبرییل در غار حرا بر محمد ظاهر شد و ۳ بار به او گفت: «اقرا — بخوان!» و سپس این آیه‌ها را برایش خواند: به نوشته رسول جعفریان، طبق اغلب روایات شیعه و سنی نزول نخستین آیات قرآن در ماه رمضان و احتمالا در هفدهم این ماه یا شب قدر بوده‌است. البته، طبق روایات شیعه مبنی بر آن که بعثت به نبوت در ۲۷ ماه رجب بوده‌است، بعث پیش از دریافت آیات بوده‌است. در خصوص حالات محمد در زمان نخستین دریافت وحی، مطالبی توسط سیره نویسان و عمدتا از طریق آل زبیر نقل شده‌است که به عایشه می‌رسد. روایات مربوط به این موضوع به راویانی می‌رسد که در زمان نخستین وحی متولد نشده یا خردسال بوده‌اند. به نوشته پیترز نخستین سوره وحی‌شده به محمد نامعلوم است و می‌تواند سوره‌های دیگری نیز باشد. اما رسول جعفریان می‌گوید قطعا نخستین آیات نازل شده آیات ابتدایی سوره علق بوده‌است. سپس مدتی فاصله بین این آیات و آیات بعدی که به سوره مدثر مربوط است، واقع می‌شود. اما، اختلاف بین منابع زیاد است به‌طوری‌که از سه روز تا سه سال ذکر شده‌است. دعوت به اسلام و مخالفت‌های قریش تصویر کعبه (سال ۱۲۷۷ هجری شمسی). هر سال از سرتاسر شبه جزیره عربستان، اعراب جهت به جای آوردن حج به کعبه می‌آمدند؛ کعبه و ساختار مذهبی موجود از نظر اقتصادی نیز برای قبیله قریش (که محافظین کعبه بودند) بسیار مهم بود. بر پایه روایت‌های اسلامی، خدیجه زن محمد نخستین کسی بود که به پیامبری او ایمان آورد. کمی بعد علی پسرعموی ده ساله محمد، ابوبکر دوست نزدیک او و پسرخوانده‌اش زید بن حارث نیز به خدیجه پیوستند و نخستین کسانی بودند که به محمد ایمان آوردند. بنابر روایت ابن اسحاق و نیز واقدی، محمد تا سه سال دین تازه خود را پنهانی تبلیغ می‌کرد. روایتی از جعفر صادق، امام ششم شیعه، نیز حاکی از همین مطلب است. بر پایه روایت‌های اسلامی، پس از سه سال دعوت علنی آغاز می‌شود. هنگامی که آیه انذار فروفرستاده می‌شود، محمد، خویشاوندان نزدیکش (عشیره) در بنی‌هاشم شامل فرزندان عبدالمطلب را که ۴۵ نفر می‌شدند، دعوت می‌کند و ایشان را پند و اندرز می‌دهد: «ای پسران عبدالمطلب!… خدا به من فرمان داده‌است تا شما را به سویش فرا بخوانم. چه کسی از شما مرا در این امر یاری خواهد کرد و برادر، وصی و جانشین من خواهد بود؟» و فقط علی که ۱۳ سال داشت، پاسخ داد. سپس محمد گفت: «این علی، برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. به او گوش فرا دهید و از او پیروی کنید.» اما، حاضران وی را ریشخند کردند. پس از این دیدار برخی از زنان بنی‌هاشم نیز اسلام آوردند. بر پایه روایت‌های اسلامی، پس از دعوت عشیره، هنگامی که محمد مطمئن شد ابوطالب در برابر بزرگان قریش از او پشتیبانی می‌کند، بالای کوه صفا رفت و مردم را فراخواند و سپس درباره توحید (یگانگی خداوند) و باور به الله، پیامبری و روز رستاخیز با آن‌ها سخن گفت. مدتی بعد این آیه فروفرستاده می‌شود: در آغاز دعوت بیش‌تر اهل مکه محمد را نادیده گرفتند، شماری او را مسخره کرده و برخی هم پیرو او شدند. کسانی که به محمد ایمان آوردند را می‌توان به ۳ گروه اصلی دسته‌بندی کرد: برادران جوان و فرزندان بازرگانان بزرگ مکه، افرادی که موقعیت اجتماعی دست‌اولشان را در قبیله‌شان از دست داده بودند و نتوانسته بودند آن را دوباره به دست آورند، و نهایتا افراد ضعیف در مکه، به ویژه خارجی‌ها. تا سال چهارم بعد از بعثت سیره نویسان حدود ۲۸ نفر از مردان را ذکر کرده‌اند که مسلمان شده‌اند. در سه سال نخستین، دعوت محمد بی‌توجه به عقاید مشرکان بود و قریش نیز با او دشمنی نمی‌کرد. نگرانی مکیان از آن نبود که کسی از آیین شان به مسیحیت یا اسلام بگرود، آن‌ها نگران بودند که نظام ارزشی و قبایلی شان مورد تردید قرار گیرد. آغاز دشمنی‌ها و مخالفت‌ها با محمد، به گفته ابن سعد و ابن هشام پس از گفتن آیه‌هایی که در آن نیاکان بت‌پرست اهل مکه و پرستش بت‌ها محکوم شده بودند، و به گفته برخی دیگر از همان آغاز تبلیغ همگانی بود. افزایش شمار پیروان محمد باعث شد که او خطری برای قبیله‌های منطقه و حاکمان شهر بشود؛ زیرا ثروتشان به کعبه، کانون زندگی مذهبی مکه وابسته بود و محمد می‌خواست آن را برهم بزند. ردکردن مذهب سنتی مکه به ویژه برای قبیله خودش توهین‌آمیز بود؛ زیرا آن‌ها خود نگهبانان کعبه بودند. بازرگانان نیرومند مکه به قصد سازش، به محمد پیشنهاد دادند که اگر دست از تبلیغ بردارد به او اجازه ورود به حلقه درونی بازرگانان را بدهند و موقعیتش را با ازدواجی پر سود تثبیت کنند. محمد این پیشنهادها را نپذیرفت. منابع تاریخی اسلامی مفصلا آزار و اذیت محمد و یارانش را به ثبت می‌رساند. مسلمانان در ابتدا تا حدی می‌توانستند آزادانه نماز بخوانند. اما به تدریج با مخالفت مشرکان مکه مواجه شدند و مجبور شدند مخفیانه عبادت کنند. بخصوص پس از درگیری سعد بن ابی وقاص با یکی از مشرکان که منجر به شکستن سر وی توسط سعد شد، آن‌ها آزادی خود را از دست دادند و حتی محمد و گروهی از پیروانش مجبور شدند در خانه ارقم بن ابی ارقم بر روی کوه صفا مخفی شوند. این ماجرا در حدود سال چهارم پس از شروع دعوت بوده‌است. شیوه آزار مسلمانان بستگی به جایگاه قبیله‌ای آن‌ها داشت. چون در مکه حکومتی وجود نداشت، اقوام مسلمان وی را در خانه زندانی می‌کردند. اما، این نظام قبایلی هم‌زمان از آن‌ها در برابر قتل حفاظت می‌کرد. اگر به‌فرض مسلمان از بزرگان و آبرومندان قبایل بود، مشرکان وی را با خوار کردن و اتهام به حماقت آزار می‌دادند. ثروتمندان مسلمان را تهدید به از بین بردن اموال می‌کردند. شکنجه و آزار مخصوص کسانی بود که پشتوانه قبیله‌ای نداشتند. ضعفا را تا حدی شکنجه می‌کردند تا از دین خود دست بردارند. سمیه بنت خباب که به عنوان نخستین زن شهید اسلام شهرت دارد، برده ابوجهل بود. او با نیزه اربابش به این دلیل که نمی‌خواست از اسلام برگردد، کشته شد. بلال حبشی، یک مسلمان برده دیگر، به دست اربابش امیه بن خلف شکنجه می‌شد؛ امیه سنگی، سنگین روی سینه بلال می‌گذاشت تا او را مجبور کند دست از اسلام بردارد. در این زمان، محمد شخصا به جز فحاشی، از دیگر اشکال آزار و اذیت جسمانی در امان بود؛ زیرا تحت پشتیبانی بنی‌هاشم بود. هجرت مسلمانان به حبشه موقعیت جغرافیایی حبشه. در سال ۶۱۵ میلادی (۸ ق. ه)، برخی از پیروان محمد به حبشه هجرت کردند و تحت پشتیبانی نجاشی، پادشاه مسیحی حبشه، آن جا ساکن شدند. برآورد جعفریان آن است که تا این زمان حدود صد نفر مسلمان شده بودند. ابن سعد به دو هجرت مجزا اشاره می‌کند. به گفته وی اکثر مهاجرین گروه اول پیش از هجرت مسلمانان به مدینه به مکه بازگشتند در حالی که گروه دوم در بازگشت مستقیما به مدینه رفتند. ابن هشام و طبری اما از یک مهاجرت (از مکه به حبشه) سخن می‌گویند. این روایات موید این مسئله هستند که آزار و اذیت شدن مسلمانان در مکه نقش بزرگی در تصمیم محمد مبنی بر پیشنهاد مهاجرت به حبشه داشته‌است. گرچه مونتگومری وات نشان می‌دهد که سناریوی مهاجرت به حبشه خیلی پیچیده‌تر از آنی بوده‌است که در متون قدیمی تاریخی آمده. او نتیجه می‌گیرد که دلایلی همچون اشتغال به تجارت -جهت رقابت احتمالی با خانواده‌های تاجر مکه- یا وجود نوعی تفرقه بین گروه‌هایی از تازه مسلمانان در مهاجرت به حبشه نقش داشته‌است. بر اساس‌نامه معروف عروه (مندرج در طبری) اکثر مهاجران پس از قویتر شدن اسلام -به دنبال اضافه شدن عمر و حمزه به مسلمانان- به شهر خود بازگشتند. در عین حال داستانی کاملا متفاوت در مورد دلیل بازگشت مهاجران حبشه به مکه بیان شده‌است. این داستان که با نام «غرانیق» شناخته شده‌است در تاریخ طبری، تفسیر طبری، طبقات ابن سعد و اسباب التنزیل واقدی با سندهای مفرد نقل شده‌است. اما در سیره ابن هشام و (احتمالا) در سیره ابن اسحاق نقل نشده‌است. بر پایه این روایت، محمد هنگام خواندن سوره نجم، دو آیه را که شیطان به وی القا کرده بود خواند و وجود سه خدای مکه — که دختران الله خوانده می‌شدند — را پذیرفت، آن‌ها را ستایش کرد، و شفاعتشان را وارد دانست. اخبار این ماجرا به مسلمانانی که به حبشه هجرت کرده بودند رسیده و برخی از آن‌ها قصد بازگشت به مکه را کردند. این روایت‌ها ذکر می‌کنند که پس از فروآمدن جبرییل بر محمد و آگاه ساختن او، وی این آیه‌ها را پس گرفت. نوشته‌های دانشمندان اسلامی از قرن چهارم اسلامی به بعد شدیدا درستی تاریخی این روایت را زیر پرسش بردند. مونتگومری وات این حادثه را به اندازه‌ای شگفت‌انگیز می‌داند که نمی‌تواند آن را به عنوان اختراع محض بپذیرد. او به استناد قرآن (حج، آیه ۵۲) بر این باور است که دست کم در وحی در یک مورد شیطان چیزی به او افکند. در مقابل دانشنامه اسلام دلیل وات را ناکافی می‌داند و می‌نویسد «داستان غرانیق در شکل فعلی آن به گونه‌ای که توسط طبری، واقدی و ابن سعد نقل شده تحت عنوان واقعیت تاریخی به دلایل مختلف قابل پذیرش نیست.» این دانشنامه اما امکان وجود برخی حقایق تاریخی پشت این داستان را منتفی نمی‌داند. تقریبا همگی مسلمانان سراسر سده‌ها، این داستان را ساختگی دانسته و رد می‌کردند. بیشتر مسلمانان دوران معاصر تا پیش از انتشار رمان جنجالی «آیات شیطانی» در دهه ۱۹۸۰ میلادی به دست سلمان رشدی در این مورد، از این ماجرا آگاهی‌ای نداشتند. افزایش محاصره و آزار کوه‌های طائف و جاده‌ای به سمت شهر طائف در سال ۶۱۷ میلادی (۶ ق. ه)، رهبران مخزوم و بنو عبدشمس، دو خاندان مهم قریش، خاندان بنی هاشم (رقیب تجاریشان) را تحت محاصره اجتماعی و اقتصادی قرار دادند. به گفته آلفورد ولش در دانشنامه اسلام، ممکن است که آن بخش از داستان که در آن بنی هاشم مجبور شده به محله خودشان(شعب ابی‌طالب) رفته و از تجارت و ازدواج با آن‌ها خودداری کند، اغراق شده باشد و قرآن برخلاف سیره‌های پیامبر درباره این داستان سکوت کرده‌است. هدف این بود که بنی هاشم را تحت فشار قرار دهند، تا دست از نگهبانی از جان محمد بردارد. این محاصره سه سال به طول انجامید، اما در پایان شکست خورد زیرا هدفش را برآورده نمی‌کرد. در سال ۶۱۹ میلادی (۴ ق. ه) هم خدیجه همسر محمد و هم عمویش ابوطالب، درگذشتند. با درگذشت ابوطالب (که رهبری خاندان بنی هاشم را به دست داشت)، رهبری این خاندان به ابولهب که دشمن دیرینه محمد بود، سپرده شد. علاوه بر این اگرچه محمد در سال‌های پایانی هنوز پیروان اندکی به دست می‌آورد، اما در کل تلاش‌های او در مکه شکست خورده بودند. محمد برای یافتن یک پشتیبان و دعوت به اسلام، به طائف (از شهرهای معروف عربستان در نزدیکی مکه) رفت، اما تلاش او با شکست روبه‌رو شد و مورد حمله و آزار مردم آن شهر نیز قرار گرفت. بنابراین ناچار به بازگشت به مکه شد و با کمک یکی از اهالی مکه به نام «مطعم ابن عدی» و پشتیبانی قبیله بنی نوفل، امکان ورود دوباره او به زادگاهش در شرایطی امن، فراهم آمد. اسراء و معراج براق، معراج در صفحه‌ای از یک نسخه بوستان سعدی در سال ۱۵۱۴ میلادی (نقاش: ناشناس، خوشنویس: سلطان محمد نورالله). محمد در ۲ یا ۳ سال پیش از هجرت به مدینه، بر پایه منابع اسلامی و به باور بیش‌تر مسلمانان، در یک شب به سفری به نام معراج، از مسجدالاقصی به آسمان رفت. مسلمانان در ۲۷ رجب «لیله الاسراء و المعراج» را جشن می‌گیرند. بنا به نظر بیش‌تر مفسران قرآن، آیه‌های آغازین سوره اسراء به معراج اشاره دارند. روایت‌ها و حدیث‌ها نیز اطلاعات و داده‌هایی از معراج دراختیار می‌گذارند. معراج به‌طور گسترده‌ای در ادبیات عربی، ادبیات اندونزیایی، کشورهای غرب و شرق آفریقا و مینیاتورهای ایرانی (که به «معراج‌نامه» معروفند) به‌کار رفته‌است. هجرت و زمینه‌های آن بیعت عقبه اول و عقبه دوم در عربستان افراد بسیاری به قصد بازرگانی یا به جا آوردن حج به مکه سفر می‌کردند. محمد از این موقعیت استفاده کرد و بخت خود را برای یافتن خانه‌ای تازه برای خود و پیروانش آزمود. پس از چندین گفتگوی ناموفق، در صحبت با شماری از اهالی یثرب (که بعدها مدینه خوانده شد) امیدی یافت. جمعیت عرب یثرب به این جهت که گروهی از یهودیان در آن شهر زندگی می‌کردند، با یکتاپرستی تا اندازه‌ای آشنا بودند. گروهی از اهل یثرب که به مکه آمده بودند با محمد پیمانی بستند که به «پیمان عقبه اول» شهرت یافت. محمد پس از پیمان اول مصعب بن عمیر را به یثرب فرستاد تا برای آن‌ها قرآن بخواند و اسلام را بیاموزد. این چنین در مدینه کسانی، تقریبا از همگی قبیله‌ها، به آیین اسلام گرویدند تا آن جا که در سال بعد ۷۵ مسلمان از مدینه برای حج و دیدار محمد به مکه آمدند. آن‌ها او را به صورت پنهانی و در شب دیدار کرده و با او پیمانی بستند که به «پیمان دوم عقبه»، یا «پیمان جنگ» شهرت یافت. در پیمان عقبه دوم محمد پس از دعوت به اسلام، بیعتش با فرستادگان یثرب را مشروط به این کرد که آنان همان‌طور که از زنان و فرزندانشان پشتیبانی کنند، از او نیز پشتیبانی کنند. آنچه محمد به آنان گفت این بود: «خون من خون شماست، حرمت من حرمت شما. از شمایم و شما نیز از من هستید. با هرکه بجنگید می‌جنگم و با آنکه دوستی کنید، در صلح و آرامش خواهم بود.» به همین دلیل بیعت دوم به «بیعه الحرب» مشهور گردید. در این بیعت ۷۳ مرد و زن حضور داشتند که دوازده تن از آنان از بزرگان مدینه بودند، نه تن از بزرگان خزرج و سه تن از بزرگان خاندان اوس. پس از پیمان عقبه، محمد پیروانش در مکه را تشویق به مهاجرت به یثرب کرد. مانند واقعه هجرت به حبشه، قریش تلاش کرد تا از بیرون رفتن یاران محمد از مکه جلوگیری کند؛ اما این تلاش‌ها ناموفق بود و تقریبا همگی مسلمانان موفق به ترک مکه شدند. هجرت به مدینه هیاتی دربردارنده دوازده تن از بزرگان خاندان‌های مهم مدینه، از محمد دعوت کردند تا به عنوان یک ناشناس (بیطرف) برای عرب‌ها و یهودیان که تا پیش از سال ۶۲۰ میلادی (۲ ق. ه) نزدیک به صد سال درگیر جنگ‌های داخلی بودند و کشت و کشتارهای پی در پی و عدم توافق در پرداخت خون‌بهای کشته‌شدگان داشتند، داوری کند؛ به ویژه پس از جنگ بعاث که همگی قبیله‌های یثرب (مدینه) در آن شرکت داشتند، این امر را برای ایشان آشکار ساخته بود که مفهوم‌های قبیله‌ای مانند «قصاص» دیگر قابل انجام نیست مگر این که کسی صلاحیت‌دار در بخش‌های دارای اختلاف داوری کند. نمایندگان فرستاده شده از مدینه، از سوی خود و مردم شهر یثرب متعهد شدند تا محمد را در جامعه خویش بپذیرند و از او در برابر خطرهای جانی، مانند خود، نگهبانی کنند. بر پایه روایت‌های اسلامی، قریش از بیرون رفتن مسلمانان از مکه آگاه شد و برای کشتن محمد نقشه‌ای را به اجرا گذاشت. محمد به کمک علی که در بستر وی خوابید، کسانی که نگهبانش بودند را گمراه کرد و پنهانی به همراه ابوبکر از شهر بیرون رفت. به این سان در سال ۶۲۲ میلادی (۱ ه‌. ق) (برابر با سال سیزدهم پس از آغاز دعوت خود) محمد به مدینه، که یک واحه (آبادی) کشاورزی بزرگ بود، هجرت کرد و همراهان وی که با او از مکه به مدینه مهاجرت کردند به مهاجران شهرت یافتند و مردم یثرب که پیامبر و مهاجران را یاری رسانده بودند، انصار نامیده شدند. بعدها (در زمان خلیفه دوم) این هجرت، مبدای تاریخ مسلمانان شد. مدینه تا پیش از هجرت محمد «یثرب» نامیده می‌شد و پس از این هجرت «مدینه النبی» یا به‌اختصار «مدینه» (برگرفته از مدینه النبی یا المدینه المنوره) خوانده شد. محمد در مدینه بنیان‌نهادن ساختار سیاسی اجتماعی نو برای حل شکایت‌های دراز مدت قبیله‌های گوناگون از هم، یکی از نخستین کارهای محمد در مدینه مکتوب‌کردن سندی بود که به «میثاق مدینه» شهرت یافت. این موافقت‌نامه، «فرمی از اتحاد یا فدراسیون» را میان ۸ قبیله مدینه و مهاجران مسلمان از مکه برقرار می‌کند که در آن حقوق و وظیفه‌های هر شهروند و چگونگی رابطه‌های میان گروه‌های گوناگون (دربردارنده گروه مسلمانان و دیگر گروه‌ها به ویژه یهودیان و دیگر اهل کتاب) مشخص شده بود. این پیمان مفهوم ساختار اجتماعی امت را به عنوان اجتماعی یکسان از مومنان تعریف می‌کند که دربردارنده یهودیان نیز می‌شد؛ اما غیر یکتاپرستان مدینه را در بر نمی‌گرفت. پیمان مدینه به یهودیان مدینه در ازای وفاداری سیاسی به مسلمانان، حق استقلال فرهنگی و مذهبی می‌داد. ساختار اجتماعی که در قانون اساسی مدینه تعریف شده بود، امت، ظاهری مذهبی داشت اما ملاحظه‌های عملی نیز در آن انجام شده بود و به شکل گسترده‌ای قانون‌های قدیمی قبیله‌ای عرب‌ها را نگه می‌داشت. پیمان مدینه قبیله‌ها را مسئول رفتار اعضایشان می‌دانست. پیکارها با مکه متعاقب مهاجرت مسلمانان به مدینه، اهالی مکه اموال آن‌ها را مصادره کردند. به دلیل اینکه مهاجرین در مدینه از نظر اقتصادی تحت فشار بودند و هیچ شغل خالی برای آن‌ها نبود که مشغول به کار شوند، آن‌ها جهت ارتزاق، شروع به یورش به کاروان‌های اهل مکه کردند. این حرکت باعث شروع جنگ مسلح بین اهل مکه و مدینه شد. محمد آیات ۳۹–۴۰ سوره حج را ایراد کرد که در آن‌ها اجازه استفاده از نیروی نظامی صادر می‌شود. بعدها محمد تصمیم به حمله به یکی از کاروان‌های مکه گرفت، سپس اهل مکه سپاهی فراهم آوردند ولی شکست خوردند. (غزوه بدر) یک سال بعد قریش در جنگی مسلمانان را شکست داد و محمد زخمی شد ولی چون قریش خود را به اندازه کافی قوی نمی‌دید، تا مدینه پیشروی نکردند و عقب‌نشینی کردند. (غزوه احد) در آوریل ۶۲۷ میلادی (۵ ه‌. ق) قریش با ۱۰،۰۰۰ تن به مدینه حمله کرد؛ اما به سبب وجود خندق گرد مدینه، سپاه قریش پس از ۴۰ روز (به روایت دیگر دو هفته) ناامید شد و عقب‌نشینی کرد. (غزوه احزاب) در خلال این جنگ‌ها، بعلت همدستی سه قبیله از یهودیان با مشرکان با وجود تعهد قبلی مبنی بر عدم خیانت، بین مسلمانان و این سه قبیله اختلاف و درگیری پیش‌آمد. دو قبیله بنی‌قینقاع و بنی نضیر تبعید و قبیله بنی قریظه حذف شد. صلح حدیبیه یک نقاشی که محمد و اصحاب او را در هنگام رفتن به مکه نشان می‌دهد. جبرئیل، میکاییل، اسرافیل و عزرائیل هم در تصویرند. اگرچه محمد قبلا آیاتی که دستور انجام حج را می‌دادند را تحویل داده بود (سوره بقره آیات ۱۹۶–۲۱۰)، مسلمانان آن را به خاطر دشمنی قریش انجام نداده بودند. در ماه شوال ۶۲۸ میلادی(۶ ه‌. ق)، محمد با ۱۴۰۰ تن از پیروانش جهت انجام عمره به سمت مکه رفتند. قریش با شنیدن نزدیک‌شدن مسلمان به مکه، ۲۰۰ سوار را فرستاد که آن‌ها را متوقف کنند. محمد با طی مسیر صعب‌العبورتری آن‌ها را دور زد و به حدیبیه، در حومه شهر مکه رسید. مذاکرات با مکه شروع شد و فرستادگانی بین دو طرف ردوبدل شد. در نهایت پیمان صلحی به مدت ۱۰ سال بین دو طرف منعقد شد. نتیجه قرارداد این بود که مکه، جامعه مسلمانان مدینه را از نظر سیاسی و مذهبی به رسمیت می‌شناخت. مفاد اصلی قرارداد این بود که طرفین دشمنی‌ها را کنار بگذارند، محمد سال بعد برای حج به مکه بیاید، اگر کسی از اهل مکه به مدینه رفت به مکه بازگردانده شود ولی نه بالعکس، و قبایل آزاد خواهند بود که با محمد یا با قریش در پیمان باشند. سال‌های پایانی فتح مکه محمد پس از فتح مکه بلال حبشی، یک برده سیاه آزاد شده، را مامور کرد که بر بام کعبه اذان بگوید. بلال اولین موذن اسلام است. صلح حدیبیه تا ۲ سال پایدار بود. فسخ شدن صلح حدیبیه از آنجا شروع می‌شود که محمد پیمان صلحی با یکی از زیرشاخه‌های قبیله بنی‌خزاعه بسته بود. قبیله بنی‌خزاعه روابط دوستانه‌ای با محمد داشت در حالی که دشمنش قبیله بنی‌بکر با مکیان اتحاد داشت. خاندانی از بنی‌بکر شبانه به بنی‌خزاعه یورش می‌برند و تعدادی از آن‌ها را می‌کشند. اهل مکه متحدانشان (بنی‌بکر) را با فراهم کردن اسلحه کمک کرده بودند، و طبق برخی از منابع تعداد کمی از اهل مکه هم در جنگ شرکت کرده بودند. پس از این واقعه، محمد پیغامی به مکه فرستاد و در آن سه شرط را مشخص کرده بود و از اهل مکه می‌خواست یکی را بپذیرند. شروط این بود که اهالی مکه خون‌بهای کسانی که از قبیله بنی‌خزاعه کشته شده‌اند را بدهد، یا اتحادشان با بنی‌بکر را برهم بزنند، یا پیمان حدیبیه را منسوخ اعلام کنند. پاسخ مکه این بود که آن‌ها فقط شرط آخر را می‌پذیرند. اما کمی بعد به اشتباه خود پی بردند و ابوسفیان را فرستادند که پیمان حدیبیه را احیا کند؛ ولی محمد درخواستشان را نپذیرفت و نیروهای خود را برای جنگ با مکه آماده کرد. در سال ۶۳۰ میلادی (۸ ه‌. ق) با نیروی بسیار زیادی که گفته می‌شود ۱۰،۰۰۰ نفر بودند به سمت مکه حرکت کرد و با حداقل کشته کنترل مکه را به دست گرفت. محمد بخشش عمومی برای تمامی رفتارهای گذشته و توهین‌ها به اهل مکه داد، به جز ده زن و مرد که او را مورد تمسخر قرار داده بودند و در شعرها و آوازهایشان به او ناسزا گفته بودند. او برخی از این افراد را نیز بعدا بخشید. اکثر اهل مکه مسلمان شدند و محمد متعاقبا نسبت به شکستن تمامی بت‌های درون کعبه و جز آن، اقدام کرد. فتح عربستان نقاشی مربوط به قرن هجدهم میلادی که محمد را در آسمان و در کنار فرشتگان ترسیم کرده‌است. چندی پس از فتح مکه، محمد متوجه تهدید نظامی از سوی قبایل هوازن که در حال جمع‌آوری لشکری بزرگ بودند شد. هوازن دشمنان قدیمی قریش بودند. قبیله ثقیف که در شهر طائف زندگی می‌کردند نیز به دلیل نزول وجه قریش، سیاستی ضد مکه‌ای اتخاذ کرده بودند. محمد هر دو این قبایل را در غزوه حنین شکست داد. در سال دهم هجری، قبیله ثقیف نمایندگانی به مدینه فرستادند تا خود را تسلیم محمد کرده و اسلام را بپذیرند. خیلی از بادیه‌نشینان نیز جهت امن بودن از حملات محمد و همچنین بهره‌بردن از غنایم جنگی به اسلام گرویدند. البته بادیه‌نشینان آدابی مغایر با آداب اسلام داشتند و می‌خواستند که استقلال، کد اخلاقی و سنن اجدادی خود را حفظ کنند؛ بنابراین محمد فقط از آن‌ها طلب پیمان نظامی و سیاسی کرد که بر اساس آن بادیه‌نشینان حاکمیت مدینه را پذیرفته، به مسلمانان یا متحدان آن‌ها حمله نمی‌کنند، و زکات، مالیات اسلامی، را پرداخت می‌کنند. فراسوی عربستان از سوی دیگر، از سال پنجم هجری، محمد لشکرکشی به سمت شام را آغاز کرد. طبق روایات تاریخی مسلمانان، محمد از سال ۶ و ۷ هجری نامه‌هایی را برای سران حکومت‌های همسایه شامل هراکلیتوس، امپراتور بیزانس، نجاشی شاه حبشه، خسرو پرویز شاه ساسانی و چند تن دیگر فرستاد و آن‌ها را دعوت به دین اسلام کرد. اما همگی این دعوت را رد کردند. بیشترین تاریخ پژوهان مدرن این اقدامات را منشا فتوحات بعدی مسلمانان می‌دانند، که در زمان خلافت راشدین رخ داد. نخستین هدف در فراسوی عربستان، دومه الجندل در میانه راه مدینه و دمشق بود. در سال نهم هجری، وی خالد بن ولید را با سپاهی به آن سو فرستاد که دومهالجندل و تبوک را فتح کرد. در همان سال، محمد به سمت تبوک، در شمال عربستان، لشکرکشی کرد. دلیل این امر شکست قبلی سپاه مسلمانان در جنگ موته در برابر امپراتوری روم شرقی و همچنین گزارش‌هایی مبنی بر برخورد دشمنانه با مسلمانان بود. اگرچه درگیری‌ای در تبوک رخ نداد، ولی برخی از شیخ‌های قبایل آن ناحیه خود را تابع او کردند. حجهالوداع محمد در حجهالوداع اضافه کردن ماه‌های اضافی را ممنوع می‌کند (نتیجه اینکه هر سال دقیقا ۱۲ ماه خواهد داشت)، نگاره‌ای از یک نسخه رونوشت عثمانی از کتاب « در پایان سال دهم (۶۳۲ میلادی) پس از هجرت، محمد آخرین حج و اولین حج کامل را انجام داد و از این طریق تمام جزئیات مراسم حج را به پیروانش توضیح داد. طی این واقعه (حجهالوداع و تعلیم اعمال حج) رخ داد، در بازگشت به مدینه و در بین راه، محمد به صورت ناگهانی به مدت سه روز در محلی به نام غدیر خم توقف کرد و با جمع‌کردن حجاج خطبه‌ای خواند و در آن جمله «هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست» را با بلندکردن دست علی در برابر جمعیت گفت. واژه «مولا» در عربی به دو معنای «دوست» و «رهبر» است. تفاسیر شیعه را به انتصاب علی (به عنوان جانشین محمد) در این قضیه نسبت می‌دهند. اهل سنت معتقدند که عده‌ای از تقسیم غنایم در اردوکشی به یمن که توسط علی انجام شده ناراضی بودند و محمد در پاسخ به آن‌ها علی را دوست خویش معرفی کرد تا ناخشنودی آنان را فرونشاند. درگذشت مسجد النبی، شهر مدینه. آرامگاه محمد در آن واقع شده‌است. (نقاشی متعلق به قرن نوزدهم م) محمد چند ماه پس از حجهالوداع مریض شد و چند روزی از سردرد و ضعف رنج برد. در روز دوشنبه‌ای که محمد سخت بیمار بود (که در همان روز هم درگذشت) و نمی‌توانست از خانه بیرون رود، ابوبکر با مسلمانان نماز خواند. محمد سرانجام در روز بنا بر اعتقاد شیعه دوشنبه ۲۸ صفر و بنا به اعتقاد اهل سنت ۱۱ ربیع‌الاول سال ۱۱ هجری برابر با ۸ ژوئن ۶۳۲، (برابر با ۷ خرداد سال ۱۱ خورشیدی ) در ۶۳ سالگی درگذشت. پس از درگذشت محمد ابوبکر وارد مسجد شد و ابتدا آیه‌ای از قرآن را با این مضمون خواند: سپس گفت: «ای مردم، هر کس محمد را می‌پرستید، پس همانا محمد مرده‌است و هر کس خدای محمد را می‌پرستید، بداند که او زنده‌ای است که هرگز نمی‌میرد.» او را در منزل عایشه دفن کردند. مسجدی که بعدها به محل دفنش افزوده شد، به زیارتگاه مسلمانان تبدیل شد. نقل است که چون محمد درگذشت، اهل بیت شروع به گریه و زاری کردند. میان مردم اضطراب و تشویش به راه افتاد. برخی مانند عثمان پسر عفان از سخن گفتن بازماندند و عده‌ای مانند عمر بن خطاب نیز مردن او را باور نداشتند. پسایند در زمان #FFDEAD پس از درگذشت محمد، گروهی از مردم به سقیفه بنی ساعده رفتند تا در مورد جانشینی محمد گفتگو کنند. این امر درحالی بود که، علی به همراه طلحه و زبیر و جمعی از خویشان و صحابه محمد، مشغول خاکسپاری‌اش بودند. گروهی از انصار در سقیفه بنی ساعده از سعد بن عباده حمایت می‌کردند، اما مهاجران این را نپذیرفتند و خود را از لحاظ خویشاوندی نزدیک‌تر به محمد می‌دانستند. عمر بن خطاب، یکی از صحابه مهم محمد، ابوبکر را به عنوان جانشین در سقیفه نامزد کرد و بقیه حمایت خود را افزودند و ابوبکر به عنوان اولین خلیفه مسلمین انتخاب شد. پوناوالا می‌نویسد تاریخ‌نگاران مسلمان اتفاق نظر دارند که بحران موجود در این برهه، توسط سه تن از مهاجران مشهور به نام‌های ابوبکر و عمر و ابوعبیده جراح برطرف گردید. آنان انصار را جمع کرده و به آن‌ها ابوبکر را تحمیل کردند. حسادت بین دو قبیله مهم انصار به نام اوس و خزرج و عدم فعالیت بنی‌هاشم در تبلیغ نظرشان، موفقیت این سه تن را تسهیل نمود. در میان مهاجران عده‌ای نیز به رهبری علی و شامل زبیر، طلحه، عباس بن عبدالمطلب، مقداد، سلمان فارسی، ابوذر غفاری و عمار بن یاسر، علی را وارث مشروع محمد می‌دانستند. این انتخاب باعث اختلاف بین هواداران ابوبکر و طرفداران علی شد. طرفداران علی قائل بودند که علی توسط شخص محمد به جانشینی منصوب شده‌است و بنابراین مقام خلافت باید از آن وی باشد. علاوه بر آن، طبری در تاریخ خود نقل کرده‌است که گروهی از مخالفان ابوبکر از جمله زبیر در خانه فاطمه گرد آمدند و عمر با تهدید به آتش زدن خانه، آن‌ها را بیرون کشاند. علی بعدا مکرر می‌گفت که اگر چهل یاور داشت قیام می‌کرد. به نوشته پوناوالا علی و بنی‌هاشم تا قبل از درگذشت فاطمه (حدود شش ماه) از بیعت با ابوبکر سر باز زدند. علی بر روی حقش پافشاری ننمود، چرا که تمایل نداشت امت نوپای اسلام دچار کشمکش گردد. بتدریج نهاد خلافت پدید آمد که در خارج از جهان اسلام معادلی ندارد. خلیفه از منزلت رهبری و حق گزینش زمامداران برخوردار بود. انتصاب به خلافت نوعی قرارداد بود که تعهدات متقابلی را بین خلیفه و اتباع وی (امت) پدیدمی‌آورد. فوری‌ترین کار ابوبکر رسیدگی به شورش‌های قبایل عرب در جنگ‌هایی که مورخین مسلمان بعدی نام «جنگ‌های ارتداد» بر آن نهادند، بود. کار فوری دیگر لشکرکشی به سمت امپراتوری روم شرقی (بیزانس) به دلیل شکست پیشین مسلمانان بود. پس از ابوبکر، به ترتیب عمر بن خطاب، عثمان بن عفان و علی بن ابیطالب به خلافت رسیدند که به خلفای راشدین مشهورند. پس از آنان حکومت به بنی امیه و سپس به بنی عباس رسید. عبدالرحمان سوم و جانشینانش در آندلس، فاطمیان، حفصیان و مرینیان نیز خود را جانشین محمد می‌دانستند. سلاطین عثمانی هیچ‌گاه رسما خلیفه نبودند. تنها عبدالمجید دوم از ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴ خود را خلیفه تمامی مسلمانان خواند. خانواده همسران و فرزندان همسران زندگی محمد معمولا به دو دوره تقسیم می‌شود: قبل از هجرت در مکه، و پس از هجرت. گفته می‌شود محمد سیزده زن یا کنیز داشته‌است (نسبت به وضعیت برخی به عنوان زن یا کنیز توافق وجود ندارد) در هنگام درگذشت محمد، نه نفر از همسرانش در قید حیات بودند. ازدواج‌های محمد با اهداف گوناگونی انجام می‌شد: بعضی تصمیم شخصی، بعضی به دلیل بیوه‌بودن زن، و بعضی به دلایل سیاسی، مانند ایجاد یا حفظ اتحاد قبیله‌ها. یکی از اشکال‌هایی که در غرب به پیامبر اسلام گرفته می‌شد تعدد زوجات او بوده‌است که آن را ناشی از شهوت‌پرستی می‌دانستند که از پیامبر الهی به دور است. مسلمانان با نگرشی تاریخی و عقلانی، تمام ازدواج‌های او را در آن فضای تاریخی ارزیابی و توجیه می‌کنند. به گفته برخی منابع، در فرهنگ عربستان دوران محمد، ازدواج فقط یک تصمیم شخصی برای اهداف شخصی نبود، بلکه عموما وابسته به نیازهای درون قبیله‌ای یا بین قبیله‌ای جهت تشکیل متحدین بود. به عقیده جان اسپوزیتو، ازدواج مجدد برای بیوه‌ها در فرهنگ عرب که بر روی باکره‌بودن دختر تاکید می‌کرد، مشکل بود. در سن ۲۵ سالگی محمد با خدیجه که سنی بین ۴۰ تا ۴۵ سال داشت، ازدواج کرد. این ازدواج، زندگی مشترک موفقی بود که ۲۵ سال دوام یافت. محمد از طرق مختلف بر خدیجه تکیه می‌کرد و تا زمانی که او زنده بود، همسر دیگری اختیار نکرد. خدیجه در ۶۵ سالگی درگذشت. چندی پس از درگذشت خدیجه خوله بنت حکیم به محمد پیشنهاد کرد که با سوده یا با عایشه ازدواج کند. گفته شده که محمد از خوله خواست که مقدمات ازدواج او با هر دو را فراهم کند. عایشه در آن زمان در نامزدی پسری از مشرکان به نام جبیر بن مطعم بود، اما ابوبکر نامزدی او را به هم زد تا با محمد ازدواج کند. گرچه برخی منابع اولیه عایشه را هنگام ازدواج با محمد کودکی شش تا نه ساله ذکر کرده‌اند. حفصه دختر عمر بن خطاب بود که شوهر اولش در جنگ بدر کشته شد. پس از بیوه‌شدن حفصه ۲۰ ساله که ۳۵ سال از محمد کوچک‌تر بود، محمد وی را به عقد خود درآورد. زینب بنت خزیمه (ام‌المساکین) بیوه عبیده بود و کمی پس از ازدواج با محمد در ۳۱ سالگی درگذشت. ام سلمه بیوه ابوسلمه بود. زینب بنت جحش زن طلاق‌گرفته زید (فرزندخوانده محمد) بود. جویریه دختر رئیس قبیله بنی مصطلق بود. ام حبیبه بیوه عبید و دختر ابوسفیان (رهبر اهالی مکه و مخالف پیامبر) بود و از طریق شخص سومی با محمد ازدواج کرد. صفیه از اسیران یهودی در جنگ خیبر بود که شوهرش پس از جنگ خیبر اعدام شده بود. ازدواج صفیه با محمد به زودی — یا در خیبر یا در مسیر بازگشت به مدینه — صورت پذیرفت. میمونه نیز بیوه بود و در ۵۱ سالگی با محمد ازدواج کرد. ماریه را فرمانروای مصر به محمد هدیه داده بود و کنیز محمد بود. ریحانه بانوی یهودی اسیرشده‌ای از قبیله بنی‌قریظه بود که سیره‌نویسان در مورد همسر یا کنیز بودنش اختلاف نظر دارند. ریحانه که سهم محمد از غنائم بنی‌قریظه بود هنگامی که به نکاح یا کنیزی محمد (۵۸ ساله) درآمد ۲۰ سال داشت. فرزندان خدیجه چهار دختر (ام کلثوم، رقیه، زینب، فاطمه) و دو پسر (قاسم، عبدالله) برای محمد آورد که دو پسر او در کودکی درگذشتند. دو دختر اول با عثمان و فاطمه با علی ازدواج کردند. ام‌کلثوم و رقیه پیش از فوت محمد درگذشتند. ماریه نیز پسری به نام ابراهیم آورد که در دو سالگی درگذشت. محمد از طریق فاطمه زهرا دارای دو نوه پسر شد به نام‌های حسن و حسین شد. همچنین دختر فاطمه به اسم زینب نقشی مهم در مطالبه حقوق خاندان محمد در زمان امویان پس از کشته شدن حسین در نبرد کربلا ایفا کرد. نسل محمد از طریق فاطمه زهرا ادامه یافت که به‌عنوان شریف یا سید شناخته می‌شوند. آن‌ها به‌عنوان تنها نسل بازمانده از محمد، مورد احترام شیعه و سنیاند. شیعیان حسن و حسین و فرزندان حسین را امام و جانشین برحق محمد می‌دانند. دامادها عتبه و عتیبه فرزندان ابولهب، عثمان بن عفان، علی ابن ابیطالب و ابوالعاص بن ربیع، دامادهای پیامبر اسلام بوده‌اند. میراث اصلاحات به گفته مورخ ویلیام مونتگمری وات، برای محمد مذهب موضوعی شخصی و انفرادی نبود بلکه «پاسخ کلی شخصیت او به وضعیتی بود که او خود را در آن می‌یافت. او نه تنها به جنبه‌های مذهبی و نظری شرایط موجود، بلکه به وضعیت اقتصادی، اجتماعی، و فشارهای سیاسی که بر مکه در زمان او حاکم بود، پاسخ می‌داد.» به گفته برنارد لوئیس، دو روایت سیاسی مهم در اسلام موجود است: در اولی به محمد به عنوان زمامدار در مدینه نگاه شده و در دیگری به او به عنوان یک شورشگر در مکه. لوئیس اسلام را نوعی انقلاب می‌داند که جوامعی که به آن‌ها وارد شد را تا حد زیادی تغییر داد. مورخانی مانند وات، رابینسون و اسپوزیتو، توافق نظر دارند که اصلاحات اجتماعی اسلام جامعه عرب موجود را در حوزه‌هایی هم‌چون امنیت اجتماعی، ساختار خانواده، برده‌داری، حقوق زنان، کودکان و اقلیت‌های قومی بهبود بخشید. به گفته لوئیس، «اسلام از همان ابتدا اختلافات طبقاتی و مزیت‌های طبقه اشرافی را رد کرد و روشی را برگزید که در آن ورود به شغل‌های مختلف برای افراد مستعد باز بود.» سنت سنت حاوی اعمال و گفته‌هایی است که به محمد نسبت داده شده و از مسائلی مانند عقاید و آداب مذهبی، بهداشت شخصی و دفن مردگان گرفته تا سوالات فلسفی مانند عشق میان انسان‌ها و خدا را شامل می‌شود. مسلمانان به محمد به عنوان الگو می‌نگرند و سنت او تاثیر زیادی در فرهنگ اسلامی گذاشته‌است. بسیاری از آداب مذهبی مانند نماز روزانه، روزه، حج سالیانه در سنت یافت می‌شود ولی در ظاهر قرآن یافت نمی‌شوند. دیدگاه‌ها در فرهنگ اسلامی ورودی کاخ توپ‌قاپی در استانبول، تفکر مسلمانان را درباره نقش محمد نشان می‌دهد — «خدایی جز خداوند یگانه نیست و محمد فرستاده اوست» برخلاف ادیان مسیحیت و بودایی، که عمده هنرهای مذهبی آنان شمایلی است، هنرهای اسلامی به‌طور اکید، غیر شمایلی بوده و مسلمانان از به تصویر کشیدن خداوند و محمد، منع شده‌اند. اما این بدان معنا نیست که محمد در هنرهای اسلامی به اشکال دیگری حضور ندارد، اسامی او، به خصوص نام «محمد»، به صورت خوشنویسی در همه‌جای دنیای اسلام و به‌خصوص در مساجد باشکوه امپراتوری عثمانی، به‌چشم می‌خورد. همچنین مینیاتورهای پارسی، ترکی و مغولی بسیاری با سبکهای خاص، وجود دارد که پیکر محمد در آن‌ها ترسیم گشته اما صورت او اغلب مخفی یا محو و در هاله‌ای از نور ترسیم گردیده‌است. در دین اسلام محمد در باورهای اسلامی مقدس‌ترین و واجب الاحترام‌ترین شخصیت در تاریخ اسلام به‌شمار می‌رود. به صورت تاریخی میان مسلمانان اختلاف نظر در مورد انجام گناه کبیره یا صغیره توسط محمد، ماهیت آن در صورت پذیرش خطاپذیری، در دوران قبل یا بعد از تبلیغش وجود داشته‌است. به عنوان مثال حنبلیها معتقد بوده‌اند که محمد تنها عصمت در انتقال وحی داشته ولی خود از گناه مصون نبوده‌است. متکلمان شیعه هشام بن حکم، شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی نظرات مختلفی درباره جزئیات عصمت پیامبران داشته‌اند (عصمت در تشیع را ببینید). دیدگاه رسمی شیعیان امروزی دیدگاه سید مرتضی است. پال والکر، مورخ غربی، معتقد است که «قرائت لفظی» از متن قرآن (مثلا ) و احادیث آزادانه به محمد گناه و خطا نسبت می‌دهد و همچنین معتقد است که مسلمانان اولیه نیز ظاهرا چنین برداشتی داشته‌اند. والکر معتقد است که دیدگاه خطاناپذیر بودن محمد، ابتدا توسط شیعیان به محمد نسبت داده شده‌است. در سایر ادیان محمد در نزد بهائیان یکی از پیامبران خدا، در نزد گورو نانک (بنیانگذار آئین سیک) نماینده برهمن (خدای برتر هندوها)، و نزد مورمونها دریافت‌کننده نور خدا و حقایق اخلاقی می‌باشد. به نوشته محمود طالقانی، روحانی شیعه، مسلمانان معتقد به ذکر نام و مشخصات محمد پیامبر اسلام در کتاب‌های پیش از خود هستند در حالی که یهودیان و مسیحیان چنین موضوعی را نمی‌پذیرند. همچنین وی سبب هجرت اقوامی از یهود را به سرزمین حجاز و سکونت در دهکده گمنام و بی‌نشان یثرب (مدینه کنونی)، همین پیش‌بینی‌ها و پیش‌گویی‌ها می‌داند. او را درباره امید و انتظار اولیه و سپس کفر اهل کتاب به محمد و دین جدید وی دانسته‌است. در فرهنگ غرب در قرون وسطی، محمد در تصور عمومی غربیان بت یا خدایی پنداشته می‌شد که توسط مسلمانان پرستیده می‌شود. پس از اصلاحات پروتستانی تصور غرب از محمد تغییر کرد، و در نگاه عمومی آنان به شخص متقلب، مکار و خودخواهی تبدیل شد. نوشته‌های غربی از قرن ۱۸ به بعد تحلیل‌های تاریخی‌تری از محمد ارائه می‌کردند که عموما ادعای پیامبری او را رد می‌کرد. این نوشته‌ها آغشته به فلسفه غربی و تاثیرپذیرفته از الهیاتی بود که نویسندگان این اثرها به آن‌ها اعتقاد داشتند. بسیاری از این مطالعات بر پایه تحقیقات تاریخی زیادی بنا می‌شدند و توجه بیشتری به عوامل انسانی، تاریخی، اقتصادی و سیاسی در مقایسه با عوامل مذهبی، الهی یا روحانی داشتند. تنها در نیمه دوم قرن بیستم میلادی، نویسندگان غربی آگاهی بیشتری از اهمیت واقعیت‌های مذهبی و روحی که در زندگی بنیان‌گذاران مذاهب عمده دنیا وجود دارد به دست آوردند و موفق به ترکیب پژوهش دقیق (آنگونه که در غرب فهمیده می‌شود) به همراه یکدلی با موضوعی که آن را بررسی می‌کنند شدند. به گفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، نویسنده‌های معاصر عموما این نظر را که محمد عمدا پیروانش را فریب داده‌است رد می‌کنند و معتقد به صداقت کامل و حسن نیت او هستند. در نظر مونتگمری وات صداقت کامل البته لزوما درستی را ایجاب نمی‌کند: «محمد ممکن است آنچه در ضمیر ناخودآگاهش بوده‌است را با وحی الهی اشتباه گرفته باشد». به گفته آلفورد ولش دلیل تاثیر زیاد محمد و موفقیت او اعتقاد خدشه‌ناپذیر او به ماموریتش بود. به باور ویلیام مونتگمری وات تحمل مشقت‌ها جهت رسیدن به هدفش، زمانی که هیچ توجیه عقلانی برای امیدواری وجود نداشت، صداقت محمد را نشان می‌دهد و فرض عدم صداقت محمد درک ظهور و توسعه اسلام را ناممکن می‌سازد. نقد پیشینه نقد محمد به زمان حیات وی در سده هفتم بازمی‌گردد؛ زمانی که عرب‌های نامسلمان حجاز عمدتا به خاطر تبلیغ توحید، در کلامشان به او می‌تاختند. عمده این انتقادات چنان‌که در قرآن بیان شده‌است شامل اتهام شاعری، سحر، کهانت، جنون، دروغ بستن به خدا و انگیزه‌های نظیر کسب قدرت و ثروت می‌شده‌است. برخی از مسائل امروزین مسلمانان دنیا، همواره در گفتار و نوشتار با القاب و احترام از محمد یاد می‌کنند و مخالف نمایاندن هرگونه تصویر مشخصی از چهره محمد هستند تا مبادا آن تصویر، موجب توهین و بی‌احترامی گردد. موج جدیدی از اعتراضات عمومی مسلمانان و واکنش‌های رسمی دولت‌های اسلامی، با چاپ کاریکاتورهایی از محمد در غرب آغاز گردید. خاورشناس آرتور جفری طی مقاله‌ای به این نکته اشاره می‌کند که متداول‌ترین رنجشی که مسیحیان در دل مسلمانان نشانده‌اند از آن ناشی می‌شود که آنان از درک حرمت بسیار والایی که مسلمانان برای پیامبر خود قائلند، مطلقا ناتوانند. همچنین، آنه‌ماری شیمل در مقدمه کتاب خود دلیل حذف تصاویر نسخه انگلیسی نسبت به نسخه آلمانی کتاب خود را چنین شرح می‌دهد: «با آنکه آن تصاویر مربوط به آثار دوره میانه اسلام است، اما نمایاندن شمایل پیامبر، خاطر مسلمانان روزگار ما را رنجه می‌نماید، مگر آنکه به توصیف لفظی باشد.» در سال ۲۰۰۵ چاپ کاریکاتورهای محمد در روزنامه یولاندز پستن، که در واقع سه عدد از این کاریکاتورها در دانمارک چاپ شده بودند، واکنش‌های تندی را در میان مسلمانان به دنبال داشت. تظاهرکنندگان در هندوستان و پاکستان پرچم دانمارک را به آتش کشیدند، چندین کلیسای مسیحیان را آتش زدند، در خیابان‌ها با قمه تعدادی از مسیحیان را مورد حمله قرار دادند و یک مسیحی را داخل تیوپ لاستیکی پر از نفت قرار داده و به آتش کشیدند. در پی این اقدامات از دولت دانمارک خواسته شد که بابت چاپ کاریکاتورها در روزنامه یولاندز پوستن عذرخواهی کند، اما دولت دانمارک با اشاره به اصل آزادی بیان در دانمارک حاضر به عذرخواهی نشد. در آمریکا، نروژ، آلمان، فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی به نشان همبستگی با یولاندز-پستن کاریکاتورها را چاپ کردند. در پی آن سفارت خانه‌های دانمارک مورد حمله قرار گرفتند، کالاهای دانمارکی تحریم شدند و در پی به آتش کشیدن کنسولگری ایتالیا در بنغازی لیبی ۹ نفر کشته شدند. فیلم محمد فیلم رسالت مجموعه تلویزیونی عمر (فیلمی که تاریخ صدر اسلام را پوشش می‌دهد) نقد محمد آشتی‌نامه محمد صحت تاریخی محمد
[ "زبان عربی", "مکه", "مدینه", "پیامبر", "اسلام", "مسلمان", "خاتم‌الانبیا", "پیامبران در اسلام", "قرآن", "یکتاپرستی", "حنیف", "سیاست‌مدار", "بازرگان", "فیلسوف", "خطیب", "قانون‌گذار", "خدا", "تاریخی", "تاریخ مدرن", "حجاز", "شبه جزیره عربستان", "تجارت", "غار حرا", "وحی", "خداوند", "الله", "قریش", "عرب", "هجری خورشیدی", "هجری قمری", "یثرب", "هجرت محمد", "اوس", "خزرج", "مهاجرین", "امت", "فتح مکه", "حجةالوداع", "سیره نبوی", "حدیث", "سنت", "شریعت", "تاشکند", "قرآن کوفی سمرقند", "مصحف عثمان", "خط کوفی", "ازبکستان", "فلسفه جدید", "منبع دست اول", "پوست (نوشت‌افزار)", "محمد بن اسحاق بن یسار", "ابومحمد عبدالملک بن هشام", "محمد بن جریر طبری", "برنارد لوئیس", "سید حسین نصر", "پوزیتیویسم", "مسیحی", "سده‌های میانه", "ضدمسیح", "چیز رابینسون", "رسول جعفریان", "یونیکد", "عیسی", "فارقلیط", "خاتم‌الانبیاء", "عربستان پیش از اسلام", "دوران جاهلیت", "اسماعیل", "ابراهیم", "هاجر", "کعبه", "مردم عرب", "زیارت", "طواف", "قربانی کردن", "شیطان", "دین حنیف", "حج", "ختنه", "یهودیت", "مسیحیت", "آمنه بنت وهب", "عبدالمطلب", "شجره‌نامه محمد", "بنی‌هاشم", "عدنان", "محمّد", "عبدالله", "عبدالمطلّب", "هاشم", "عبدمناف", "قصی", "کلاب بن مره", "مرّة", "لوی", "غالب", "فهر", "مالک بن نضر", "نضر", "کنانة", "خزیمة", "مدرکة", "الیاس بن مضر", "مضر", "نزار بن معد", "معد", "سال فیل", "۵۷۰ (میلادی)", "۵۷۱ (میلادی)", "ادیان ابراهیمی", "تورات", "انجیل", "پاران", "سفر تثنیه", "دایه", "حلیمه", "سعد بن بکر", "هوازن", "Encyclopaedia of Islam", "ام ایمن", "ابواء", "ابوطالب", "شام", "بحیرا سرجیوس", "راهب", "مینیاتور", "جامع‌التواریخ", "رشیدالدین فضل‌الله همدانی", "دانشگاه ادینبرو", "تونس", "جنگ‌های فجار", "حلف‌الفضول", "جنگ فجار", "عبدالله بن جدعان", "دانشنامه اسلام", "انتشارات بریل", "خدیجه", "بت‌پرستی", "کوه نور (مکه)", "۶۱۰ (میلادی)", "جبرییل", "شیعه", "سنی", "رمضان", "شب قدر", "بعثت", "نبوت", "رجب", "آل زبیر", "عایشه", "مدثر", "علی", "ابوبکر", "زید بن حارث", "ابن اسحاق", "واقدی", "دین", "جعفر صادق", "امامت", "آیه انذار", "عشیره", "کوه صفا", "قیامت", "محمد بن سعد بن منیع", "ابن هشام", "سعد بن ابی وقاص", "ارقم بن ابی ارقم", "سمیه بنت خباب", "شهید", "ابوجهل", "بلال حبشی", "امیة بن خلف", "حبشه", "عمر", "حمزه", "غرانیق", "تاریخ طبری", "تفسیر طبری", "خبر واحد", "سوره نجم", "شفاعت", "مونتگومری وات", "سوره حج", "سوره مدنی", "عطاءالله مهاجرانی", "شوال", "سید جعفر شهیدی", "آیات شیطانی", "ویلیام مویر", "سلمان رشدی", "مخزومیان", "بنو عبدشمس", "شعب ابی‌طالب", "۶۱۹ (میلادی)", "ابولهب", "طائف", "بنی نوفل", "بوستان سعدی", "سلطان محمد نورالله", "معراج", "مسجدالاقصی", "۲۷ رجب", "تفسیر قرآن", "اسراء", "ادبیات عربی", "ادبیات اندونزیایی", "معراج‌نامه (نگارگری)", "بازرگانی", "یهودیان", "پیمان عقبه اول", "مصعب بن عمیر", "پیمان دوم عقبه", "بعاث", "قصاص", "انصار", "میثاق مدینه", "محمد در مدینه#پیکارها با مکه", "غزوه بدر", "غزوه احد", "۶۲۷ (میلادی)", "خندق", "غزوه احزاب", "بنی‌قینقاع", "بنی نضیر", "بنی قریظه", "جبرئیل", "میکاییل", "اسرافیل", "عزرائیل", "عمره", "اذان", "بنی‌خزاعه", "بنی‌بکر", "ثقیف", "غزوه حنین", "هراکلیتوس", "نجاشی", "خسرو پرویز", "فتوحات مسلمانان", "دومة الجندل", "دمشق", "خالد بن ولید", "تبوک (عربستان)", "جنگ موته", "ابوریحان بیرونی", "سده ۱۷ (میلادی)", "۱۰ (قمری)", "۶۳۲ (میلادی)", "غدیر خم", "علامه طباطبایی", "تفسیر المیزان", "سریه علی بن ابی طالب", "۲۸ صفر", "۸ ژوئن", "۷ خرداد", "عثمان پسر عفان", "عمر بن خطاب", "جانشینی محمد", "خلافت راشدین", "سقیفه بنی ساعده", "طلحه", "زبیر", "صحابه", "سعد بن عباده", "سقیفه", "پوناوالا", "ابوعبیده جراح", "عباس بن عبدالمطلب", "مقداد", "سلمان فارسی", "ابوذر غفاری", "عمار بن یاسر", "طبری", "خلافت", "جنگ‌های ارتداد", "امپراتوری روم شرقی", "عثمان بن عفان", "علی بن ابیطالب", "خلفای راشدین", "بنی امیه", "بنی عباس", "آندلس", "فاطمیان", "حفصیان", "مرینیان", "امپراتوری عثمانی", "جان اسپوزیتو", "خوله بنت حکیم", "سوده", "حفصه", "زینب بنت خزیمه", "ام سلمه", "زینب بنت جحش", "جویریه", "ام حبیبه", "ابوسفیان", "صفیه دختر حیی بن اخطب", "میمونه", "ماریه", "ریحانه دختر زید قرظی", "ام‌کلثوم بنت محمد", "رقیه", "زینب دختر محمد", "فاطمه", "قاسم", "عثمان", "ابراهیم بن محمد", "حسن مجتبی", "حسین بن علی", "زینب", "امویان", "نبرد کربلا", "سید", "عتبه بن ابولهب", "عتیبه بن ابولهب", "علی ابن ابیطالب", "ابوالعاص بن ربیع", "ویلیام مونتگمری وات", "امنیت اجتماعی", "خانواده", "برده‌داری", "حقوق زنان", "نماز (اسلام)", "روزه (اسلام)", "استانبول", "بودایی", "هنر اسلامی", "خوشنویسی اسلامی", "نگارگری ایرانی", "مردمان ترک", "مغول", "حنبلی", "عصمت", "هشام بن حکم", "شیخ صدوق", "شیخ مفید", "سید مرتضی", "عصمت#عصمت در تشیع", "بهائیان", "گورو نانک", "آئین سیک", "برهمن", "مورمون", "محمود طالقانی", "اصلاحات پروتستانی", "ریچارد بل", "آلفورد ولش", "خاورشناس", "آرتور جفری", "آنه‌ماری شیمل", "زبان انگلیسی", "زبان آلمانی", "۲۰۰۵", "جنجال کاریکاتورهای محمد در یولاندز پستن", "یولاندز پستن", "دانمارک", "هندوستان", "پاکستان", "کلیسا", "قمه", "آزادی بیان", "آمریکا", "نروژ", "آلمان", "فرانسه", "اروپا", "ایتالیا", "بنغازی", "لیبی", "محمد رسول‌الله (فیلم)", "رسالت (فیلم)", "عمر (مجموعه تلویزیونی)", "نقد محمد", "آشتی‌نامه محمد", "صحت تاریخی محمد", "آلفونس دولامارتین", "سیره ابن‌هشام", "یواس نیوز اند ورلد ریپورت", "دانشنامه لیدن", "یوری رویین", "عام‌الفیل", "دین ابراهیمی", "اولوالعزم", "چهارده معصوم", "علی بن ابی‌طالب" ]
[ "محمد", "اهالی مکه", "پنج تن آل عبا", "پیامبران", "پیامبران عرب", "چهارده معصوم", "درگذشتگان ۱۱ (قمری)", "درگذشتگان ۶۳۲ (میلادی)", "زادگان دهه ۵۷۰ (میلادی)", "زهبران مذهبی مسلمان سده ۷ (میلادی)", "سیاستمداران عرب", "شخصیت‌ها و اعلام قرآنی", "عرب‌های سده ۷ (میلادی)", "عرب‌های مسلمان", "فرزندخواندگی توسط خویشاوندان", "قریش", "مدینه" ]
813
ریل راه‌آهن
0
53
0
[ "ريل", "ریل", "ريل راه آهن", "ریل راه آهن", "ریل راه‌اهن", "ريل راه اهن", "ریل راه اهن" ]
false
44
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
270px ریل فولاد نوردشده‌ای است که به شکل معین و به صورت دو رشته موازی روی ریل‌بندها نصب می‌شود. هدف از ساخت و نصب ریل‌ها معمولا گذر واگن از روی آنهاست. برای تثبیت و تعادل ریل‌ها قطعات شکسته‌شده سنگ روی بستر راه‌آهن ریخته می‌شود. به این قطعه‌سنگ‌ها پارسنگ یا «بالاست» می‌گویند.
[ "فولاد", "ریل‌بند", "واگن", "ترابری ریلی", "پارسنگ", "ایتالیا", "tie replacement train", "پنسیلوانیا" ]
[ "خطوط راه‌آهن", "زیرساخت‌های ریلی", "فولاد سازه", "مسیر دائمی" ]
814
آواشناسی
0
118
0
[ "فونتیک", "آواشناسي", "اواشناسی", "اواشناسي", "فونتيك", "آوائی", "آواشناس" ]
false
76
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
آواشناسی شاخه‌ای از زبان‌شناسی است که مطالعه اصوات گفتار انسان را تشکیل می‌دهد و با خواص فیزیکی اصوات گفتاری (آواها) ارتباط دارد که عبارتند از: تولید فیزیولوژیکی آن‌ها، خواص آکوستیک، درک مخاطب و وضعیت نروفیزیولوژیکی. از سوی دیگر، واج شناسی به تعیین مشخصات گرامری چکیده سیستم‌های اصوات مربوط می‌شود. پیشینه آواشناسی در سال ۲۵۰۰ پیش از میلاد مسیح در هند باستان مورد مطالعه قرار گرفته و تعریف پانینی از مکان و طرز گفتار اصوات صامت در قرن پنجم پیش از میلاد مسیح به سانسکریت برمی گردد. امروزه الفبای هندی اصلی، حروف صمات خود را مطابق با دسته‌بندی پانینی منظم کرده‌اند. یونانیان باستان نیز نخستین افرادی تلقی می‌شوند که یک سیستم نوشتاری را برای الفبای آوایی ارائه کردند. آواشناسی مدرن با الکساندر ملویل بل آغاز شد که کتاب «گفتار مرئی» او سیستمی از نشانه‌های دقیق را برای نوشتن اصوات گفتاری فراهم می‌نمود. مطالعه آواشناسی در اواخر دهه نوزدهم به سرعت رشد کرد که بخشی از آن ناشی از ابداع آواسنج (فنوگراف) بود که اجازه می‌داد تا سیگنال گفتار ثبت شود. آواشناسان قادر بودند چندین بار سیگنال گفتار را بازپخش کرده و از فیلترهای آکوستیک برای آن سیگنال استفاده نمایند. اما برای انجام این کار باید قادر به استنتاج دقیق‌تری در مورد طبیعت آکوستیک سیگنال گفتار می‌بودند. لودیمار هرمان با استفاده از آواسنج ادیسون خواص طیفی اصوات صامت و صدادار را بررسی کرده و در این مقالات بود که اصطلاح «مرکب» برای نخستین بار معرفی شد. همچنین هرمان صداهای ضبط شده صداداری را که با آواسنج ادیسون ساخته شده بود، در سرعت‌های متفاوتی بازپخش کرد تا نظریات تولید حروف صدادار ویلیس و ویتستون را آزمایش کند. زمینه‌های فرعی آواشناسی به عنوان یک رشته تحقیقاتی دارای سه شاخه اصلی است: آواشناسی تفصیلی به تفصیل گفتار مربوط می‌شود؛ یعنی موقعیت، شکل و حرکت تفصیل دهنده‌ها یا اعضای گفتاری مانند لب‌ها، زبان و تاهای دهانی آواشناسی آکوستیک با آکوستیک گفتار ارتباط دارد: خواص طیف‌سنجی امواج صدای تولید شده توسط گفتار مانند فرکانس، شدت و ساختار هارمونیک آن‌ها. آواشناسی ممیزی با درک گفتار متناسب است: درک، دسته‌بندی و شناسایی اصوات گفتاری و نقش سیستم ممیزی و مغز در این فرایند. آوانگاری آوانگاری فونتیک سیستمی برای نوشتن آوای اصوات است که در زبان گفتاری یا زبان ایمایی ایجاد می‌شود. در شناخته شده‌ترین سیستم برای آوانگاری فونتیک یعنی الفبای آوانگاری بین‌المللی (IPA) از نقشه‌برداری یک به یک بین آواها و نمادهای نوشتاری استفاده می‌شود. , طبیعت استانداردشده IPA به کاربران آن اجازه می‌دهد تا آواها، گویش‌ها و لحن‌های زبان‌های مختلف را به درستی و به طور جامع بنویسند. IPA , نه تنها برای مطالعه آواشناسی، بلکه برای آموزش زبان، بازیگری حرفه‌ای و آسیب‌شناسی گفتار ابزار مفیدی است. کاربردها کاربردهای آواشناسی عبارتند از: آواشناسی مباحثه‌ای که عبارت است از کاربرد آواشناسی (علم گفتار) برای اهداف (قانونی) مباحثه‌ای شناسایی گفتار یعنی آنالیز و آوانویسی گفتار ضبط شده با استفاده از یک سیستم کامپیوتری ارتباط با واج‌شناسی برخلاف آواشناسی، واج‌شناسی عبارت است از مطالعه چگونگی الگوپذیری اصوات و ایماها بین زبان‌ها که چنین مسائلی را با سطوح و جنبه‌های دیگر زبان مرتبط‌می‌کند. آواشناسی با خواص تفصیلی و آکوستیک اصوات گفتاری، چگونگی تولید شدن آن‌ها و چگونگی درک آن‌ها ارتباط‌دارد. آواشناسان می‌توانند به عنوان بخشی از این بررسی به خواص فیزیکی کنتراست‌های صدای معنادار یا معنای اجتماعی کدگذاری شده در سیگنال گفتار (مانند جنسیت، مسائل جنسی، مسائل اخلاقی و غیره) بپردازند. با این حال یکی از بخش‌های اساسی تحقیقات انجام شده در زمینه آواشناسی به عناصر معنی‌دار موجود در سیگنال گفتار مربوط‌نمی‌شود. درحالی‌که به شکل گسترده‌ای در مورد این مسئله موافقت شده که واج‌شناسی ریشه در آواشناسی دارد، شاخه متمایزی از زبان‌شناسی است که به اصوات و ایماها به عنوان واحدهای چکیده (مانند ویژگی‌ها، واج‌ها، وزن‌ها، هجاها و غیره) و تغییر شرطی آن‌ها (مثلا از طریق قوانین الوفونیک، محدودیت‌ها یا قوانین اشتقاق آن‌ها) مربوط می‌شود. واج‌شناسی از طریق دسته‌ای از ویژگی‌های متمایز با آواشناسی ارتباط دارد که نمایش چکیده واحدهای گفتاری را برای ایماهای تفصیلی، سیگنال‌های آکوستیک یا نمایش‌های ادراکی مجسم می‌کند. آوا واج‌شناسی و آواشناسی فارسی واج‌شناسی الفبای آوانگاری بین‌المللی زبان‌شناسی
[ "زبان‌شناسی", "الفبای آوانگاری بین‌المللی", "واج‌شناسی", "آوا", "واج‌شناسی و آواشناسی فارسی" ]
[ "آواشناسی", "زبان‌شناسی" ]
815
سینی دوار
0
4
0
[ "سيني دوار" ]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
سینی دوار واگن قطار. به صفحه‌ای فلزی که برای تغییر سمت و سوی لوکوموتیو یا انتقال آن به خطوط گوناگون ریلی بکار می‌رود سینی دوار می‌گویند.
[ "لوکوموتیو", "فرهنگستان زبان فارسی" ]
[ "ترابری ریلی", "زیرساخت‌های ریلی", "سینی‌های دوار" ]
816
خودکشند
0
2
0
[ "خودكشند" ]
false
1
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
خودکشند قطاری است که بعضی یا تمام واگن‌های آن دارای نیروی رانش است و برای حرکت نیاز به لوکوموتیو ندارد. پی‌نوشت و منبع
[ "رانش", "لوکوموتیو" ]
[ "ترابری ریلی" ]
817
آمادگاه
0
12
0
[ "امادگاه" ]
false
5
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
آمادگاه راه آهن شمال اقیانوس آرام در داخل آلونک‌های دیزل آمادگاه (به انگلیسی : Motive power depot) و ( به صورت مختصرMPD) به مکانی گفته می‌شود که لوکوموتیو در آن ذخیره می‌شود وقتی که از آن استفاده نمی‌شود و هم چنین برای تعمیر و نگهداری هم می‌باشد. آمادگاه‌ها در اصل به عنوان در حال اجرا ، یا سوله موتور و برای کوتاه مدت آلونک شناخته می‌شود. آمادگاه‌ها دارای امکانات برای سوخت گیری و جایگزینی آب ، روغن موتور و گریس و برای لوکوموتیو بخار دفع خاکستر ارائه شده است.
[ "اقیانوس آرام", "لوکوموتیو", "آلونک", "آب", "روغن موتور", "گریس", "لوکوموتیو بخار", "خاکستر" ]
[ "پارکینگ‌ها", "زیرساخت‌های ریلی", "لوکوموتیوها" ]
818
پارسنگ
0
23
0
[ "پارْسنگ", "بالاست" ]
false
9
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
خط آهن خوابیده بر روی پارسنگ پارسنگ یا بالاست قطعات شکسته شده سنگ است که روی بستر راه آهن ریخته می‌شود تا از لغزیدن خط آهن جلوگیری کرده و ایجاد تعادل برای ریل‌ها کند. پارسنگ‌ها همچنین آب‌های بارشی را رد می‌کنند و باعث زهکشی مسیر راه آهن می‌شوند. نوعی از خطوط آهن هم هست که در آنها پارسنگ بکار نرفته و به خط آهن بی‌پارسنگ معروفند. پارسنگ همچنین مفهومی است در وزن کردن با ترازو. بالاست لایه‌ای از مصالح سنگی شکسته با قطر متوسط ۲۰ تا ۶۰ میلیمتر است که مجموعه تراورس‌ها و ریل بر روی آن قرار گرفته و پیش بینی آن برای رسیدن به اهداف زیر ضروری است: تحمل نیروهای قائم، افقی و جانبی وارده بر تراورسها به منظور نگهداشتن خط در موقعیت معین خود تامین بخشی از برجهندگی و جذب انرژی خط پخش و انتقال بارها به لایه‌های تحتانی زهکشی آبهای سطحی تنظیم و تراز نمودن سطح ریل حین ریل گذاری و تعمیرات میرایی و استهلاک ضربات، ارتعاشات و صداهای حاصل از حرکت وسایل نقلیه ریلی عایق یخبندان برای لایه زیر خود جلوگیری از رشد گیاهان در خط زیر بالاست زیر بالاست لایه‌ای از مصالح نسبتا ریزدانه است که توصیه می‌شود به منظور دستیابی به اهداف زیر بین بالاست و سطح تمام شده زیر سازی اجرا شود: کاهش تنشهای وارد بر لایه‌های زیرسازی نگهداری سطح بالای بستر در مقابل نفوذ سنگهای بالاست محافظت از سطح زیرسازی در برابر یخبندان جلوگیری از نفوذ ذرات ریز بستر روسازی به بالاست تسهیل بیشتر زهکشی
[ "راه آهن", "ریل", "زهکشی", "خط آهن بی‌پارسنگ", "ترازو", "تراورس", "وسایل نقلیه" ]
[ "مسیر دائمی" ]
819
قلاب قطار
0
4
0
[ "ریل بست", "ريل بست", "ریل‌بست" ]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
قلاب قطار بخشی از تجهیزات قطار است که امکان آزاد شدن اتصال بین دو خط‌نورد (واگن) را فراهم می‌کند.
[ "واگن" ]
[ "فناوری‌های ریلی", "قطعات قطار" ]
820
اشترانکوه
2
93
0
[ "اشترانكوه", "اشتران‌کوه", "منطقه حفاظت‌شده اشترانکوه", "اشتران کوه", "اشتران كوه", "منطقه حفاظت شده اشترانكوه", "منطقه حفاظت شده اشترانکوه" ]
false
42
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
اشتران‌کوه مشهور به آلپ ایران رشته‌کوهی در شرق استان لرستان ، جنوب شرقی دورود تا جنوب الیگودرز و یکی از بلندترین رشته‌کوه‌های زاگرس است. بلندترین قله این رشته‌کوه به نام سن‌بران به ارتفاع 4080 متر است.این رشته‌کوه سرچشمه یکی از سرشاخه‌های اصلی رود دز به نام ماربره است که در دوره کوهزایی آلپی جدید ایجاد شده‌است. این کوه از جمله کوه‌های جوان می‌باشد که در حدود ۳۰ میلیون سال پیش ایجاد شده‌است. قله‌های بلند و پر برف، دره‌های ژرف و طولانی، رودهای دائمی، پوشش گیاهی و جانوری بسیار متنوع، روستاهای کوهپایه‌ای از جمله ویژگی‌های اشترانکوه می‌باشد که به سبب بلندی در شعاع ۱۰۰ کیلومتری به خوبی پیدا است. گفته می‌شود نام آن به سبب وجود قله‌های ۸ گانه که برخی از آنها بلندتر از ۴۰۰۰ متر می‌باشد و مانند کاروانی از شتر به ردیف قرار گرفته، به شترکوه یا اشترانکوه معروف گشته‌است. قله‌های مهم آن از شمال باختری به جنوب خاوری این‌هاست: چال میشان، گل‌گل، گل‌گهر، سن بران، کوله لایو، میرزایی، فیالسون، لگه، سراب شاه تخت، سوزنی مهرجمال، پیاره دره تخت، پیاره کمندان، ازنادر و کوله‌جنو. در ارتفاعات اشتران‌کوه دره‌هایی یخچالی وجود دارد که در اصطلاح محلی به آنها چال می‌گویند. از جمله این چال‌ها می‌توان از چال میشان، چال کبود، چال بران، چال فیالسون، چال شاه‌تخت، چال پیارو و چال همایون نام برد. رودهای کوچک بسیاری از این قله‌ها سرچشمه می‌گیرند که ماربره، گهررود، دره دایی و دره دزدان از آن جمله‌اند. دریاچه گهر معروف به نگین اشترانکوه در یکی از دامنه‌های جنوب باختری و در دره گهررود قرار دارد. دریاچه گهر که یکی از مناطق گردشگری ایران محسوب می‌شود در دامنه‌جنوبی این رشته کوه قرار دارد؛ که به نگین زاگرس معروف است. دامنه‌های اشتران‌کوه از دیرباز محل استقرار برخی طوایف لر بوده‌است، پس از مهاجرت از آن‌جا و عبور از میافارقین و، آنان بعدها به اتابکان لرستان شهرت یافتند. مراتع دامنه‌های اشتران‌کوه مورد استفاده عشایر این ناحیه است؛ و دارای جاذبه‌های طبیعی بسیاری است. حیات وحش این رشته کوه در حدود سال ۱۳۴۰ از لحاظ گونه‌های جانوری و گیاهی جزء مناطق حفاظت شده قرار گرفت و در سال ۱۳۴۸ جزء محیط زیست جهانی قرار گرفت. از گونه‌های جانوری آن می‌توان به خرس قهوه‌ای، روباه، کفتار، گراز، گرگ خاکستری، بز کوهی، قوچ، گربه وحشی، گربه جنگلی، سنجاب درختی، مار قیطانی وکبک دری و از پرندگان می‌توان به عقاب، کبک، جغد، اردک و شاهین اشاره نمود که همگی تحت حفاظت محیط زیست می‌باشند. در اشتران‌کوه پسته کوهی به فراوانی یافت می‌شود و پوشش گیاهی متنوع آن اعم از گون، ریواس و استپ‌ها در شیب ملایم بعضی نقاط و گل‌های طبیعی و خودرو محل مناسبی برای جانوران ساکن در اشترانکوه‌است که در آن زاد و ولد کرده و از آنان تغذیه می‌کنند. اشتران‌کوه پذیرای کوهنوردان و گردشگران و زمین‌شناسانی از اقصی نقاط کشور و خارج از کشور بوده که برای تفریح و ورزش و پژوهش علمی مراجعه نموده‌اند. منطقه حفاظت‌شده منطقه حفاظت‌شده اشتران‌کوه یکی از مناطق حفاظت‌شده ایران است که علاوه بر دریاچه گهر، تونل برفی، چشمه قلقل و دره تخت را نیز شامل می‌شود؛ این منطقه ۹۸ هزار هکتار وسعت دارد و یکی از مهم‌ترین منابع طبیعی ایران به‌شمار می‌آید. جستارهای ویژه فهرست کوه‌های ایران
[ "لرستان", "دورود", "الیگودرز", "زاگرس", "استان لرستان", "سن‌بران", "رود دز", "ماربره", "کوهزایی آلپی", "چال میشان", "گل‌گل", "گل‌گهر", "سن بران", "کوله لایو", "میرزایی", "فیالسون", "لگه", "سراب شاه تخت", "مهرجمال", "پیاره دره تخت", "کمندان", "ازنادر", "کوله‌جنو", "عبدالواحد خنجی", "گهررود", "دره دایی", "دره دزدان", "دریاچه گهر", "لر", "اتابکان لرستان", "مناطق حفاظت شده", "خرس قهوه‌ای", "روباه", "کفتار", "گراز", "گرگ خاکستری", "بز کوهی", "قوچ", "گربه وحشی", "گربه جنگلی", "سنجاب درختی", "مار قیطانی", "کبک دری", "عقاب", "کبک (پرنده)", "جغد", "اردک", "شاهین", "پسته", "گون", "ریواس", "منطقه حفاظت شده", "تونل برفی", "چشمه قلقل", "دره تخت", "فهرست کوه‌های ایران" ]
[ "زمین‌چهرهای استان لرستان", "زمین‌چهره‌های استان لرستان", "کوه‌های استان لرستان", "کوه‌های ایران", "کوه‌های چهار هزار متری", "کوه‌های چهار هزار متری زاگرس", "کوه‌های زاگرس", "مناطق حفاظت‌شده استان لرستان" ]
822
کرج
2
924
0
[ "كرج" ]
false
532
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "کرج" }, { "Item1": "روی‌نقشه", "Item2": "آری" }, { "Item1": "عرض‌جغرافیایی", "Item2": "۳۵٫۸۲" }, { "Item1": "طول‌جغرافیایی", "Item2": "۵۰٫۹۷" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "کرج.jpg" }, { "Item1": "اندازه‌تصویر", "Item2": "۲۵۰" }, { "Item1": "برچسب‌تصویر", "Item2": "توضیح نگاره‌های روی طرح:بالا چپ: [[کاخ مروارید]]، بالا راست: [[کاخ سلیمانیه]]وسط، چپ: [[خیابان شهید بهشتی]]، وسط راست: خیابان [[آیت الله طالقانی]]پایین چپ: باغ پرندگان [[چهار باغ]]، پایین راست: بوستان [[شهید چمران]]" }, { "Item1": "استان", "Item2": "البرز" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "کرج" }, { "Item1": "بخش", "Item2": "[[مرکزی]]" }, { "Item1": "نزدیکی به تهران", "Item2": "نزدیکترین مرکز استان به [[تهران]] پایتخت ایران" }, { "Item1": "نام‌های‌قدیمی", "Item2": "کوه رج،کراج،کاوک" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱،۵۹۲،۴۹۲ تن" }, { "Item1": "تراکم‌جمعیت", "Item2": "۴۶۸۰" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "مسلمان" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۱۶۸ کیلومتر مربع" }, { "Item1": "ارتفاع", "Item2": "۱،۳۰۰ متر" }, { "Item1": "میانگین‌دما", "Item2": "۱۷ درجه سانتیگراد" }, { "Item1": "میانگین‌بارش‌سالانه", "Item2": "۲۴۳/۸ میلی‌متر" }, { "Item1": "شمارروزهای‌یخبندان", "Item2": "۵۰ روز" }, { "Item1": "شهردار", "Item2": "[[مجید سریزدی]]" }, { "Item1": "پیش‌شماره", "Item2": "۰۲۶" }, { "Item1": "پلاک اتومبیل", "Item2": "۶۸ ۳۸ ۲۱" }, { "Item1": "جمله‌خوشامد", "Item2": "به شهر کرج، ایران کوچک خوش آمدید" }, { "Item1": "پانویس", "Item2": "کرج ایران کوچک" } ], "Title": "شهر ایران" }
کرج یکی از کلان‌شهرها ایران و همچنین مرکز استان البرز و مرکز شهرستان کرج است. کرج یک شهر کوهپایه‌ای در ایران است که در دامنه رشته کوه‌های البرز و در بلندای ۱۳۰۰ متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد. جمعیت شهر کرج برپایه سرشماری سال ۱۳۹۵ برابر با ۱،۵۹۲،۴۹۲ تن است. کرج پس از تهران بزرگ‌ترین شهر مهاجرپذیر ایران است و همچنین جمعیت این شهر نسبت به سایر شهرهای بزرگ ایران جوان‌تر است ، و همچنین بالاترین میزان رشد موالید یا زاد و ولد را به خود اختصاص داده است که به همه دلایل مشخص گفته شده دولت نیز باید سرمایه گذاریهای بیشتر در بخشهای آموزشی علمی فرهنگی ورزشی و بهداشتی و زیر ساختهای شهری همچنین اشتغال زایی و محرومیت زدائی برنامه‌ریزی و به انجام برساند. این شهر در میان کلان‌شهرهای ایران با رشد جمعیت سالانه ۳/۱۴ درصد بالاترین رشد جمعیت را دارد. موقعیت و تقسیمات کشوری کرج در ۳۶ کیلومتری غرب تهران، در کرانه غربی رود کرج و در دامنه جنوبی رشته کوه البرز گسترده شده‌است. این شهرستان از شمال به استان مازندران، از شرق به شهرستان تهران، از جنوب به شهرستان شهریار و استان مرکزی و از غرب به شهرستان ساوجبلاغ و استان قزوین محدود است. شهر کرج با طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۰ دقیقه و ۳۰ ثانیه خاوری و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۸ دقیقه و ۴۵ ثانیه شمالی (پل تاریخی کرج، ورودی جاده کرج-چالوس)، با ارتفاع ۱۲۹۷ متر از سطح دریا (ایستگاه راه‌آهن)، در فاصله ۴۸ کیلومتری غرب شمالی تهران واقع شده‌است. این شهر با مساحتی معادل ۱۷۵/۴ کیلومتر مربع و حریمی به وسعت ۱۷۸/۹ کیلومتر مربع در دامنه رشته کوه البرز مرکزی قرار دارد و مرکز شهرستان کرج می‌باشد. جلگه پهناور کرج با ارتفاع متوسط ۱۳۲۰ متر از سطح دریا در مسیر راه ارتباطی وسائل نقلیه حامل کالاها وارداتی و صادراتی از مرز ترکیه و آذربایجان و به مقصد تهران و بالعکس است. رشته کوه‌های البرز همچون دیواری بلند استان مازندران را از کرج جدا کرده‌است. دهستان کرج در میان دره‌ها پرپیچ و خم البرز و در اطراف جاده چالوس قرار دارند. از تونل کندوان تا روستا مراد تپه در غرب اشتهارد، حوزه فرمانداری کرج را تشکیل می‌دهد. حوزه فرمانداری کرج در سال ۱۳۳۷ برای جمعیتی در حدود ۳۵ هزار نفر و با وسعتی در حدود ۵۸۳۰ کیلومتر مربع بنیاد شد. با گذشت زمان و افزایش جمعیت، شهرستان‌ها طالقان، ساوجبلاغ، نظرآباد، اشتهارد و فردیس از شهرستان کرج جدا و هر کدام تبدیل به یک شهرستان مستقل شدند. شهر کرج امروزه به عنوان مرکز شهرستان کرج به حساب می‌آید. پیشینه تاریخی آثار باقی‌مانده در عهد باستان و دوران حکومت هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان در منطقه کرج گواه است که این ناحیه در روزگاران گذشته از تمدن پیشرفته‌ای برخوردار بوده‌است. کرج مدتی جزء مازندران و زمانی بخشی از ری بوده‌است و گاهی از روستاها طالقان یا شهرستانک محسوب می‌شده‌است. تا پیش از حمله مغول رفت‌وآمد کاروان‌ها بیشتر از راهی بوده که از طریق سگز آباد و شهریار به ری می‌رفته‌است. پس از این دوره راه قزوین–کرج–ری اهمیت بیشتری یافت ولی اهمیت کرج در دوره صفوی به دلیل قرار گرفتن بر سر راه تهران-قزوین-تبریز بیشتر شده و کاروانسراها، پل‌ها و قلعه‌ها ایجاد شده در حاشیه این جاده به آن هویت بخشیده‌است. مقدسی در سده چهارم هجری قمری از کرج به عنوان یکی از روستاهای ری نام برده‌است. در آغاز سده هفتم هجری قمری یاقوت حموی نیز کرج را تابع ری دانسته‌است.حمدالله مستوفی در سده هشتم هجری قمری در کتاب مشهور خود (نزهه القلوب) کن و کرج را از ولایات تابع طالقان برشمرده و در ذکر رودخانه‌های عراق عجم از کوهرود نام می‌برد که ویژگی‌های آن به‌طور دقیق قابل تطبیق بر روی رودخانه کرج است. در سده‌ها میانه اسلام و پس از آن به ویژه در عهد آخرین پادشاهان صفوی که تهران مقر حکومتی دربار می‌شود، مسیر تهران–کرج–قزوین مورد توجه قرار می‌گیرد و به احتمال فراوان کاروانسرا صفوی کرج قابل انتساب به همین دوره‌است. دوره قاجار به ویژه دوره فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه کرج به علت هم جواری با پایتخت و قرار گرفتن بر سر راه ارتباطی سلطانیه و تبریز مورد توجه سلیمان میرزا قرار گرفت و کاخ سلیمانیه را در آنجا ساخت. در همین دوران سپاهی‌ها زیادی از منطقه عبور کرده و یادداشت هائی از خود بر جا گذاشته‌اند. در این دوره کرج به عنوان قسمتی از راه اصلی تهران-قزوین شناخته می‌شد. در بیشتر سفرنامه‌ها ایرانی و غربی به گستردگی از این مکان یاد نشده‌است. تصویر هوایی از شهر کرج در سال ۲۰۱۰ توسط فضانوردان ماموریت ای‌اس‌اس-۲۳ در سال ۱۳۱۲ هجری خورشیدی با احداث جاده آسفالت تهران-کرج به سواحل دریا خزر (چالوس) و همچنین احداث جاده‌ها غرب کشور (قزوین-همدان-زنجان-تبریز-و…)، کرج به گلوگاه مهم ارتباطی تبدیل گردید. در دوره پهلوی احداث کارخانه‌ها و تاسیسات صنعتی فراوان حد فاصل تهران-کرج-قزوین و اطراف آن باعث شکوفائی و گسترش روزافزون شهر گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بر سرعت گسترش این کلان‌شهر هر روزه افزوده می‌گردید تا امروزه که چهره یک شهر به نام و مشهور با کلیه پیشرفت‌ها صنعتی، آموزشی، علمی، بهداشتی، تفریحی و… را به خود گرفته، به حدی که چهره چند دهه گذشته آن با چهره کرج امروز غیرقابل مقایسه می‌باشد. موقعیت راه‌ها استان از سوی استان تهران (سمت شرقی استان) سه راه به کرج می‌رسند: بزرگراه شهید لشگری، آزادراه تهران-کرج و بزرگراه شهید همت (بزرگراه شهید خرازی) و از سوی استان قزوین دو راه به کرج می‌رسند: آزادراه کرج-قزوین و جاده قدیم قزوین. همچنین کرج از سمت شمال از طریق جاده چالوس به چالوس و شمال ایران متصل است. ریشه یابی نام بر پایه زبان کهن کرج، نام کرج از واژه کاوک به معنی میان تهی گرفته شده و به خاطر این است که کرج میان دره واقع شده‌است. همچنین یکی دیگر از وجه تسمیه کرج از واژه کراج است و با پیشینه تاریخی آن که در تپه آتشگاه، کوه‌های کلاک، قلعه دختر شهرستانک و قلعه اشتهارد در روزهای تابستان برای خبر رسانی و دیده‌بانی آتش‌افروزی می‌شده، مرتبط است. همچنین گفته دیگری موجود است که نام کرج از واژه کوه رج به معنی محلی که کوه‌های ردیف شده دارد، می‌داند و مورد دیگری که به آن اشاره شده نام کرج را بدست آمده از واژه اکراج به معنی بانگ و فریاد می‌داند. در فرهنگ نفیسی کرج به معنی گوی، گریبان، چاک و شکاف آمده و آن رودخانه ایست که در کوه‌های شمال غربی ری جاری می‌شد و بلوک شهریار و ساوجبلاغ را مشروب می‌سازد و نام دهی است در کنار این رودخانه که پادشاهان قاجار در آنجا بناها و قصرهای عالیه برپا نموده‌اند. همچنین در کتب مختلف آمده، لفظ کرج از واژه کرژ به معنی کوهپایه‌است. مراحل گسترش تاریخی کرج در محدوده خیابان‌های کشاورز و مصباح، روستایی تابع بخش ساوجبلاغ از توابع حوزه ۱۹ تهران بود و در این دوره مراکز اداری و تجاری آن گاهی تهران، برغان، کردان و هشتگرد بوده‌است. سپس شهر کرج تابع شهرستان تهران شد و نمایندگی‌های ادارات مرکزی به رتق و فتق امور آن می‌پرداختند. این شهرستان با جهشی سریع از دوره روستایی و شهری گذشت و منطقه بسیار وسیعی را دربر گرفت. اشتهارد، شهریار، طالقان، ساوجبلاغ، کوهپایه و بخش حومه تابع استان تهران، همه قلمرو کرج به حساب می‌آمد. پس از انقلاب اسلامی، با گسترش سریع و افزایش جمعیت و پیدایش قطب‌های جاذبه‌ای، کرج به چندین شهرستان و منطقه تقسیم شد؛ که اینک هر کدام از بخش‌های پیشین به یک شهرستان و بسیاری از روستاهای اقماری آن خود به شهر و شهرک‌هایی تبدیل شده‌اند. محدوده‌ای که امروز کرج بزرگ (شهر کرج) نامیده می‌شود، در گذشته شامل روستاهایی تابع حوزه کن، شهرستان شمیران، ساوجبلاغ و شهریار بوده‌است؛ و کلاک، سرجو، حصار، وسیه، باغ پیر، بیلقان، حسین‌آباد بیلقان، علی‌آباد پرگیرک، تپه مرادآباد، بیدستان، صحرای ویان، جوادآباد، نهر رستم، دره دروا، حسن‌آباد، حاجی‌آباد، صوفی‌آباد، وهرجرد (ورگرد)، دلمبر، حیدرآباد، میان‌جاده، شنبه‌دژ، نوزمین، سیاه کلان، کسین، کارخانه قند، گلشهر، مهرویلا، مهرشهر، حسین‌آباد، پیشاهنگی، گلدشت، جو مردآباد، سرحد آباد، آسیا برجی، سرآسیاب، ده کرج، حسین‌آباد راه‌آهن، شهر صنعتی، اطراف امامزاده طاهر و امامزاده حسن، باغ فلاحت و مناطق دیگری که درسال‌های اخیر در محدوده شهر کرج قرار گرفته، را در بر می‌گرفته‌است. در سال ۱۳۸۹ خورشیدی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی، شهر کرج به همراه ۳ شهرستان دیگر در قالب استان البرز جای گرفت. برپایه بررسی‌های سال ۱۳۸۷ خورشیدی کلانشهر کرج در آن سال دارای ۶۸۰ هکتار بافت فرسوده شهری بوده‌است. مردم‌شناسی نظرسنجی سال ۱۳۸۹ طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در کرج به قرار زیر بود: مراکز علمی و آموزشی ساختمان مرکزی دانشگاه خوارزمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج دانشکده فنی سما واحد کرج پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران دانشگاه خوارزمی دانشگاه هنر دانشگاه محیط زیست دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی البرز دانشگاه جامع علمی - کاربردی دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر البرز دانشگاه علمی کاربردی شهرداری کرج دانشگاه علمی کاربرد مرکز تربیت مربی دانشگاه علمی کاربردی قند کرج دانشگاه علمی کاربردی داروگر دانشگاه پیام نور پژوهشگاه مواد و انرژی مرکزتربیت مربی سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور سازمان سنجش آموزش کشور مرکز تحقیقات کشاورزی و پزشکی هسته‌ای کرج موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی حصارک مجتمع تولیدی، تحقیقاتی انستیتو پاستور ایران موسسه تحقیقات علوم دامی کشور موسسه تحقیقات خاک و آب مرکز فضایی ماهدشت مرکز مطالعات خلیج فارس مرکز تحقیقات فضایی (مجتمع دانشگاهی هوا فضا) موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران پژوهشکده توسعه صنایع شیمیایی ایران موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت (وابسته به وزارت نیرو) معاونت آب و خاک وصنایع (وابسته به وزارت جهاد کشاورزی) مرکز پژوهشهای کاربردی سازمان زمین‌شناسی دانشکده پزشکی گلشهر مرکز تربیت مربی و پژوهش‌های فنی و حرفه‌ای مرکز آموزش عالی امام خمینی (وابسته به وزارت جهاد کشاورزی) مرکز تربیت معلم حکیم ابوالقاسم فردوسی فردیس مرکز آموزش عالی علمی و کاربردی جهاد دانشگاهی شعبه کرج آموزشکده فنی و حرفه‌ای پسران کرج (شهید بهشتی) آموزشکده فنی و حرفه‌ای دختران کرج (هفده شهریور) مرکز آموزشی اسوه دبیرستان و پیش دانشگاهی نمونه دولتی دخترانه شهید بهشتی دبیرستان و مرکز پیش دانشگاهی البرز دبیرستان و مرکز پیش دانشگاهی دهخدا دبیرستان و مرکز پیش دانشگاهی شهید رجایی مرکز آموزشی شهید سلطانی کرج (تیزهوشان کرج، دفتر سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان) موسسه آموزش عالی رسام کرج نهادهای مدنی بنیاد تاریخ و میراث فرهنگی البرز، اولین نهاد مدنی شهرستان و استان البرز و از مهمترین نهادهای غیردولتی کشور در زمینه حوزه‌های چهارگانه میراث ملموس، میراث ناملموس، گردشگری و صنایع دستی بوده که از سال ۱۳۸۴ با نام ثبتی انجمن دوستداران تاریخ و میراث فرهنگی کرج و شماره ثبت ۸۲۸ و طبق مجوز سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری کشور شروع به کار نمود و تاکنون برنامه ارزشمندی را در سطوح منطقه‌ای و ملی به اجرا گذاشته‌است. این نهاد در حال حاضر طبق قوانین جمهوری اسلامی در حوزه‌های صدرالاشاره فعالیت کرده و از هرگونه رفتارهای سیاسی و شبهه برانگیز دوری می‌کند. مراکز صنعتی کرج کرج دارای تعداد زیادی واحدهای تولیدی و صنعتی است که در مناطق مختلف شهر یا عمدتا در شهرکهای صنعتی متمرکز شده‌اند. برای نمونه دو شهرک صنعتی سیمین دشت و بهارستان مجموعا بیش از ۴۷۰ واحد تولیدی فعال دارند و بیش از ۹۵۰ واحد دیگر در مناطق مختلف شهر و حومه آن قرار دارند. مکان‌های تاریخی، فرهنگی کاروانسرای شاه‌عباسی اثر قدمت آهنین راه و پل سنگی دوره اسلامی تپه‌های امامزاده احمد و محمود دوره اسلامی مسجد هلجرد دوره قاجار مسجد جامع دوره قاجار کاروانسرای کندوان دوره قاجار کاروانسرای شاه عباسی دوره صفوی قبرستان قدیمی دوره صفوی چنار حصار ۸۰۰ ساله درخت سرو کهن ۱۳۰۰ ساله تپه (آق تپه) مهرشهر باستانی تپه مرد آباد ماهدشت باستانی حمام حیدر آباد صفویه در حوزه فرمانداری کرج بیش از ۱۰۰ اثر با ارزش فرهنگی – تاریخی و هنری شناسایی شده و در گزارش بررسی و شناسایی این منطقه درج گردیده. از آثار و مکانهای تاریخی که دارائه قدمت دوره اسلام و بیش از اسلام و دوره قاجار و صفوی و قرن ۷ و ۸ و ۹ هجری می‌توان موارد زیر را نام برد. آثار فرهنگی و تاریخی دهستان‌های نسا، آسارا و آدران در منطقه‌ای کوهستانی قرار داشته و آبادی‌های آن‌ها در دره‌های پرشیب یا بر کناره بلند کوه‌ها ایجاد شده‌است. در شهرهای کمال شهر، گرمدره، محمدشهر از حوزه فرمانداری کرج آثار ارزشمند و چشمگیری وجود دارد که شماری از آن‌ها توسط کارشناسان میراث فرهنگی استان تهران و کرج شناسایی شده و تعدادی نیز در حال بازسازی و استحکام بخشی هستند. دو گرمابه قدیمی واقع در روستاهای هلجرد و بیلقان نیز از آثار تاریخی کرج است. جاذبه‌های گردشگری کاخ مروارید (کاخ شمس) جاده کرج - چالوس پس از تونل کندوان دریاچه سد امیرکبیر (سد کرج) نمایی از رود کرج در منطقه آدران حمام مصباح از جمله جاذبه‌های گردشگری کرج می‌توان جاده کرج - چالوس، باغ سیب مهرشهر، کاخ مروارید (شمس)، روستای تاریخی آتشگاه را نام برد. باغ لاله‌های گچسر، کاروانسرای شاه‌عباسی، کاخ ناصرالدین شاهی شهرستانک، پل تاریخی کرج، پارک خانواده جهانشهر و امامزاده طاهر کرج که مدفن بسیاری از ناموران شعر و هنر معاصر ایران است از دیگر جاذبه‌های تاریخی - فرهنگی گردشگری کرج به‌شمار می‌روند. دیگر جاذبه‌های گردشگری کرج: مجموعه سد امیرکبیر، امکانات ورزش‌های آبی از جمله قایق‌سواری، اسکی روی آب، ماهیگیری پیست اسکی دیزین پیست اسکی خور روستای آتشگاه کرج دهکده واریان آتشکده تخت رستم کاخ سلیمانیه واقع در دانشکده کشاورزی حمام تاریخی مصباح باغ سیب مهرشهر دره ارنگه روستای برغان دریاچه سد طالقان باغات طالقان روستای آغشت رودخانه کرج غار یخ‌مراد دره پل خواب روستای وینه آبشار آدران دهکده آبی پارس موزه تاریخ طبیعی کرج پارک خانواده کرج با امکانات ورزشی و تفریحی پارک تنیس باغات جهانشهر مسیر کوهنوردی عظیمیه کوه باغستان کرج پیست موتور کراس حصارک بوستان‌های کرج چشم‌اندازی از جاده کرج - چالوس رود کرج شهر کرج در گذشته‌ای نه چندان دور، با توجه به آب و هوای مناسب و وجود منابع آبی چون رودخانه کرج، باغ شهری زیبا و سبز با درختان کهن و بی‌شمار بوده‌است که آثار آن هنوز هم در شهر به چشم می‌خورد. در طی ۴۰ سال اخیر و با هجوم جمعیت از سراسر ایران به این شهر، رفته رفته باغ‌های آن تخریب و با مناطق مسکونی و راه‌ها جایگزین گردید. از مناطقی که دارای درختان انبوه زیادی بوده‌اند و در حال حاضر نسبت به دیگر مناطق کرج دارای فضای سبز و درختان بیشتری هستند می‌توان به جهان‌شهر، مهرشهر و عظیمیه اشاره کرد. پارک جهان‌نما، باغ سیب مهرشهر و باغ‌های محمدصادق فاتح در جهان‌شهر از جمله باغ‌های بزرگ کرج هستند که البته قسمت‌های زیادی از آن‌ها در ۳۰ سال اخیر توسط مسئولان شهری و کشوری و ساکنان آن از بین رفته‌است. در حدود ۵ الی ۶ سال اخیر شهرداری کرج تصمیم گرفته که هویت باغ‌شهر کرج را به این شهر برگرداند و اقدام به ساخت پارک‌ها و بوستان‌های متعدد در سطح شهر کرده‌است. البته راه زیادی تا احیای باغ‌های انبوه از دست رفته باقی است. در حال حاضر شهر کرج دارای بیش از ۱۷۰ پارک و بوستان کوچک و بزرگ است. از معروفترین آن‌ها می‌توان به پارک جهان‌نما، پارک چمران، پارک تندرستی، پارک ایران زمین، باغ خانواده، پارک تنیس و پارک‌هامون اشاره کرد. پارک جهان‌نما پارک جنگلی جهان‌نما بزرگترین پارک شهر کرج با گونه‌های گیاهی و دریاچه زیباست که قدمتش به نیم قرن می‌رسد. این پارک در زمینی به مساحت هزار و ۴۰۰ هکتار و در حد فاصل اتوبان تهران – کرج و بزرگراه شهید همت واقع شده‌است؛ پارکی که قرار است به همت مسئولان به یکی از زیباترین پارکهای کشور بدل شود. آنگونه که تاریخ برای این پارک روایت شده‌است؛ جهان‌نمای کرج از بزرگان و نامداران کشورهای جهان قول گرفته بود که در سفرهایشان به این پارک به یادگار درختی بکارند تا حکایتی باشد برای آیندگان. وجود درختان جوان و کهنسال پارک زمینه را برای نماد گردشگری طبیعی و تاریخی مهیا کرده‌است و در روز طبیعت به یکی از مناسب‌ترین مکانها برای تفریح خانواده‌ها بدل شده‌است. در دنیای امروز کرج که جمعیت بیش از دومیلیونی را در خود سکنی داده و زمین و آسمانش را دود و صدای ماشین گرفته‌است، وجود پارکی سر سبز به نام و وسعت " پارک جهان نما " نعمتی بزرگ است، گونه‌های نادر گیاهی، دریاچه و جزیره مصنوعی این پارک که در زمان گذشته با طراحی زیبا و منحصر به فردی ایجاد شده بود از دیگر جاذبه‌های این مجموعه زیبا و منحصر به فرد است. چندین سال است که واگذاری پارک " جهان نما " با تولی گری اداره منابع طبیعی به شهرداری کرج مطرح است. تا جایی که نمایندگان مردم کرج در مجلس شورای اسلامی نیز با هدف حفظ منابع و سرمایه‌های طبیعی همچنین ایجاد پارکی با شکوه برای استفاده شهروندان به دنبال تحقق این موضوع برآمدند. سال گذشته و پس از برگزاری جلسات متعدد بالاخره جهان‌نما به شهرداری کرج واگذار شد تا این دستگاه بزرگ اجرایی شهر با مدیریت سازمان پارکها و فضای سبز چهره‌ای تازه به جهان‌نما ببخشد و از این رو نیز کاشت نهال و بهسازی و نوسازی پارک جنگلی جهان‌نما از سوی شهرداری آغاز شد. پارک چمران منطقه خوش آب و هوای کرج یکی از مهمترین مناطق پرورش گل در ایران بوده و گل گوهر شب‌چراغ نیز به‌طور استثنایی تنها در این منطقه قابل تولید و پرورش است. پارک دکتر چمران از اواسط بلوار سر سبز ورودی اصلی شهر کرج که به همین نام است آغاز شده و منطقه وسیعی را تا تپه‌های کلاک و ورودی جاده چالوس در بر می‌گیرد. وسعت این پارک حدود ۴۰ هکتار است. رودخانه کرج از میان این پارک نیمه طبیعی گذر می‌کند و کناره این رودخانه تفرجگاه مناسبی برای اهالی کرج در ایام تعطیل بوجود آورده و نیز این پارک دارای یک شهر بازی زیبا و مجهز است که در سال ۱۳۹۰ به عنوان شهر بازی نمونه کشوری انتخاب گردید. از دیگر امکاناتی که در این پارک وجود دارد سینما تئاتر وزارت فرهنگ ایران است که در ضلع شمال غربی این پارک واقع شده‌است. باغ گل‌ها در داخل پارک چمران که باغی بسیار زیباست، در سال ۸۴ توسط سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری کرج در زمینی به مساحت ۳۰ هزار مترمربع بنا شد که در آن بیش از ۳۰۰ گونه گیاهی از جمله کروپسیس، میخک، ساکولنت، یاس هندی، ارغوان، پیچ اناری و… وجود دارد. این باغ دارای بخش‌های مختلفی از جمله محوطه پرچینهای تو در تو، کلکسیون رز، قفس پرندگان، آلاچیق، رستوران و کافی شاپ و آبشار است. باغ سیب مهرشهر باغ سیب مهرشهر یکی از جاذبه‌های گردشگری سرسبز و وسیع کلانشهر کرج به‌شمار می‌رود که به مثابه ریه تنفسی برای این شهر عمل می‌کند. باغ سیب مهرشهر کرج با حدود ۴۰۰ هکتار وسعت در نزدیکی کاخ مروارید (شمس سابق) در جنوب غربی این شهر واقع است واکنون توسط بنیاد مستضعفان اداره می‌شود. این باغ دارای ۷۰ هزار اصله درخت میوه شامل گلابی، سیب، هلو، گردو و آلو می‌باشد. این باغ که قدمت آن به دوران حکومت پهلوی بازمی‌گردد، دارای درختانی کهنسال و چشم‌اندازی زیبا است. باغ سیب مهرشهر به رغم داشتن مالکان حقیقی و حقوقی جزء سرمایه‌های طبیعی شهر کرج محسوب می‌شود. دریاچه سد کرج مناطق شهرداری کرج چشم‌اندازی از مرکز شهر کرج در سال ۱۳۹۱ خورشیدی شهر کرج دارای ۱۲ منطقه شهری است. + جمعیت و مساحت مناطق شهری کرج منطقه مساحت منطقه (هکتار) مساحت حریم مناطق جمعیت سال ۸۵ جمعیت سال ۸۹ ۱ ۸۸۳٫۳۶۸ ۷۰۰٫۶۸۸ ۱۸۵،۲۵۳ ۲۴۵،۰۴۱ ۲ ۱۱۱۹٫۸ ۵۳۵٫۶۸۷ ۱۰۳،۹۸۶ ۱۲۰،۴۱۴ ۳ ۲۴۱۷٫۳۷۳ ۱۰۱۳٫۱۱۵ ۲۴۸،۵۳۹ ۳۶۰،۴۲۶ ۴ ۱۶۵۰٫۱۷۸ ۴۲۱٫۸۳۶ ۱۰۳،۷۹۶ ۱۲۰،۱۹۴ ۵ ۱۱۶۷٫۸۹۶ ۰ ۱۷۴،۵۷۲ ۲۰۲،۱۵۲ ۶ ۱۹۵۹٫۴۱۴ ۴۰۱۷٫۹۳۵ ۲۶۸،۵۴۵ ۳۶۸،۹۶۸ ۷ ۱۵۴۱٫۰۳۴ ۸۰۹٫۹۷۱ ۱۱۰،۶۷۷ ۳۶۸،۶۸۸ ۸ ۹۹۹٫۸۸۸ ۲۸۸٫۶۵۷ ۱۲۶،۱۷۷ ۲۶۸،۰۵۷ ۹ ۶۶۴٫۳۵۴ ۱۳۸۱٫۷۳۹ ۹۹،۰۲۱ ۱۶۸،۲۴۳ ۱۰ ۱۸۷۵٫۳۷۲ ۴۳۲٫۱۰۲ ۱۲۳،۳۴۷ ۱۴۲،۸۳۴ ۱۱ ۱۵۶۴٫۶۴۲ ۴۰۵۹٫۰۸۶ ۶۸،۰۱۷ ۹۸،۶۵۷ ۱۲ ۱۶۹۵٫۶۶ ۴۲۳۰٫۴ ۵۹،۱۰۰ ۶۸،۴۳۷ جمع ۱۷۵۳۸٫۹۷۹ ۱۷۸۹۱٫۲۱۶ ۱،۶۶۸،۰۷۲۰ ۲،۲۶۸،۵۷۰ محله‌ها مهرشهر از محله‌های قدیمی کرج که دارای ساکنین اصیل و بومی هستند می‌توان به محله‌های قلعه شنبه، مصباح، حاجی‌آباد، جوادآباد، آسیاب برجی، حصارک، میان‌جاده، حصار، کمال‌آباد، کلاک، کردان و سرحدآباد و روستاهای اطراف جاده چالوس تا محدوده تونل کندوان اشاره کرد. گویش بومی کرج که به گویش‌های ایرانی مناطق شمالی‌تر همانندی داشته در این محله‌ها صحبت می‌شده‌است. حیدرآباد یکی از محله‌های قدیمی کرج مرکزی می‌باشد. این محله از شمال با محله‌های جوادآباد و شاهین ویلا از جنوب با میان جاده و کرج نو از غرب با حصارک و از شرق به اراضی سازمان تحقیقات کشاورزی محدود می‌شود. قدمت این محله به دوران صفویه می‌رسد و حمام قدیمی حیدرآباد که در سازمان میراث فرهنگی ثبت شده گواه این ادعا می‌باشد. دیگر محله‌ها: شهرک باغستان باغستان غربی خرمدشت بنیاد پیک (مهدی جنگجو) مرکز شهر کرج مصباح سرحدآباد ساسانی (شهید صدوقی) آسارا ماهدشت شهرک استاندارد چهارراه طالقانی رزکان واریان شهر نوروز آباد و شیخ‌آباد ولدآباد اتحاد شهرک استادان زورآباد آسیاب برجی اصفهانی‌ها اکبرآباد اوقافی المهدی محله بهار جهانشهر جوادآباد چهارصددستگاه کرج حاجی‌آباد حسن‌آباد حسین‌آباد حصار حصار بالا شهرک منظریه حصارک حیدرآباد خیابان فردوسی دهقان‌ویلا دولت‌آباد رزکان نو زیبادشت سرجوب یزدیها. بهمن ۱۶ سهرابیه شاهین ویلا شهر صنعتی شهرک ۱۱۰ جعفرآباد (جعفریه) مشکین دشت شهرک امام شهرک امام رضا شهرک پیشاهنگی شهرک گلدشت شهرک جهازی‌ها شهرک خاتم‌الانبیاء شهرک ذوب آهن شهرک شاهد شهرک شهید رستمی شهرک شهید مطهری شهرک شیخ سعدی شهرک فرهنگیان شهرک نگارستان شهرک وحدت شهرک منظریه شهرک یاس شکرآباد عظیمیه فاز ۴ مهرشهر فردیس شهرک ناز قزلحصار قلمستان کردان کوی امامیه پیک نیلوفر ۱۸ کوی بنفشه کوی شقایق کوی قائم کوی کارمندان جنوبی کوی کارمندان شمالی کوی مدرس کوی ولی‌عصر کیانمهر کمالشهر گرمدره گلشهر گوهردشت شهرک آسمان شهرک بهارستان رستاخیز محمد شهر مهرویلا مهرشهر ماهدشت نوروزآباد همت‌آباد وسیه وهرجرد ویان شهرک طالقانی بنیاد(۳۵۰ متری) شهرک ظفر کوهپایه شهرک احسانی نژاد۲ شهرک کوثر ۴۵ متری گلشهر شهرک بذر و نهال ورزشگاه‌های کرج ورزشگاه انقلاب کرج- شاهین ویلا مهمترین ورزشگاه‌های کرج عبارتند از: ورزشگاه دکتر شریعتی ورزشگاه انقلاب اسلامی کرج آدرس ورزشگاه شریعتی: کرج، میدان استاندارد به سمت حسین‌آباد راه‌آهن آدرس ورزشگاه انقلاب: کرج، میانجاده به سمت میدان فاطمیه بعد از میدان به سمت باغستان ورزشگاه انقلاب اسلامی ورزشگاه انقلاب کرج در حال حاضر ورزشگاه خانگی تیم‌های سایپا در لیگ‌های برتر کشور محسوب می‌شود به‌طوری‌که تیم‌های فوتبال و والیبال سایپا بازی‌های خود در لیگ برتر را در این ورزشگاه برگزار می‌کنند. تیم فوتبال سایپای کرج در سال ۱۳۸۶ در این ورزشگاه با برد ۲ بر صفر مقابل تیم مس کرمان قهرمان لیگ برتر ششم شد. تیم والیبال سایپای کرج هم در سال ۹۰ با باخت برابر تیم کاله آمل در این ورزشگاه در دیدار فینال به مقام نایب قهرمانی لیگ برتر والیبال کشور نائل شد. ورزشگاه شریعتی هم بین سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۹ میزبان بازی‌های خانگی باشگاه فوتبال بهمن کرج بود و این تیم در این ورزشگاه به افتخارات زیادی در سطح اول فوتبال کشور رسید. این ورزشگاه همچنین در چند سال ابتدایی میزبان بازی‌های تیم فوتبال سایپای کرج هم بود. حمل و نقل و شبکه ارتباطی اتوبان تهران-کرج بزرگراه مخصوص تهران-کرج مسیر جابجایی کاروان‌ها به سمت جاده چالوس از میان روستای کرج که در دوره قاجار ساخته شده‌است امروزه جای خود را به بزرگراه داده‌است. این مسیر تهران را به کرانه‌های دریای خزر از طریق تونل کندوان که در سال ۱۹۳۸ احداث شد، متصل می‌کند. یکی دیگر از راه‌های اصلی که از میان کرج می‌گذرد بزرگراهی بود که تهران را به آذربایجان و گیلان متصل می‌کند. کلان‌شهر کرج از دیرباز، پل ارتباطی و گلوگاه بسیار مهمی در حد فاصل تهران- قزوین و شهرهای استان مازندران بوده‌است. همچنین در طی سه دهه گذشته با ایجاد شبکه راه‌های جدید و احداث آزادراه‌های منشعب و عبوری از آن بر اهمیت این شهر در مسیر ارتباطی تهران به کشورهای اروپایی افزوده شده‌است. مهم‌ترین راه‌های ارتباطی کرج عبارت‌اند از: آزادراه تهران- کرج- قزوین به طول ۱۴۸ کیلومتر راه آسفالته کرج- هشتگرد به طول ۳۸ کیلومتر راه آسفالته کرج- چالوس به طول ۱۶۱ کیلومتر راه آسفالته کرج- شهریار به طول ۱۸ کیلومتر راه آسفالته کرج- بوئین زهرا به طول ۹۸ کیلومتر راه آسفالته کرج- رباط کریم به طول ۴۰ کیلومتر راه آسفالته کرج- گاجره – دیزین- شمشک به طول ۸۲، ۸۸ و ۱۰۳ کیلومتر راه آسفالته کرج- برغان، طالقان. در دست ساخت بزرگراه کرج - تهران همچنین در سال ۱۳۸۰ انواع راه‌های موجود در شهرستان کرج (آسفالت، اصلی، فرعی، شنی) بالغ بر ۶۳۶ کیلومتر بوده‌است. پایانه‌های مسافربری کرج نقش عمده‌ای را در زمینه ترابری و جابجایی بار و مسافر از مقصد کرج به سوی نقاط مختلف ایران بر عهده دارند. همچنین در سال ۱۳۷۷ فعالیت روزانه قطار سریع‌السیر کرج- تهران (مترو-خط ۵) مورد بهره‌برداری قرار گرفت و از ایستگاه مرکزی کرج تا ایستگاه صادقیه (آریاشهر) تهران می‌توان استفاده نمود و ادامه مسیر در جنوب تهران به ایستگاه شهر ری و بهشت زهرا و شمال تهران به ایستگاه میرداماد منتهی می‌گردد. در حال حاضر مترو در مسیر کرج- مهرشهر به طول ۱۱ کیلومتر مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌است. ایستگاه راه‌آهن شهر کرج که در قسمت جنوب آزادراه تهران-کرج قرار دارد یکی دیگر از شبکه‌های انتقال مسافر و بار می‌باشد که فاصله آن از تهران به کرج ۴۱ کیلومتر و از ایستگاه کرج تا قزوین ۱۰۳ کیلومتر است. فرودگاه بین‌المللی پیام فرودگاه بین‌المللی پیام کرج یک فرودگاه پستی و سازمانی اقتصادی با پتانسیل‌های ویژه‌است. این سازمان دارای فرودگاه بین‌المللی- هاب پستی و تنها منطقه ویژه اقتصادی استان البرز و مرکز کشور است که در مسیر شاه راه ارتباطی ۹ استان کشور قرار گرفته‌است. منطقه ویژه اقتصادی پیام در زمینی به مساحت سه هزار و ۶۰۰ هکتار در اراضی ۱۰ هزار هکتاری فرودگاه بین‌المللی پیام جهت حمل و نقل بار هوایی و پستی- انبارداری- خدمات سردخانه‌ای- صنایع بسته‌بندی- فراوری کالا و صادرات کالاهای فاسدشدنی در محدوده فرودگاه بین‌المللی پیام واقع در استان البرز در جنوب غربی شهر کرج در سال ۱۳۶۹ تاسیس شده‌است. آنچه که پیام را از دیگر مناطق ویژه کشور متمایز می‌کند و مورد توجه کارشناسان و صاحب نظران عرصه اقتصادی و صنعتی کشوراست، عبارتند از: نزدیکترین منطقه ویژه اقتصادی به تهران، استان البرز وکلان شهر کرج قرار گرفتن در مجاورت راه‌آهن سراسری کشور، مترو و شاهراه‌های ارتباطی قرار گرفتن درداخل فرودگاه بین‌المللی پیام وبهره‌گیری از امکانات و تاسیسات زیر بنایی آن ۴- قرار گرفتن در مسیر ارتباطی ۱۱استان بزرگ اقتصادی و کشاورزی کشور نزدیکی به بازار بزرگ تهران، مراکز خرید، مراکز علمی، بناهای تاریخی، فرهنگی و جاده زیبا و توریستی چالوس که جز چهار جاده معروف و زیبای دنیا محسوب می‌گردد ترانزیت و صدور مجدد کالا بدون محدودیت و امکان مبادله کالا از منطقه ویژه اقتصادی پیام به خارج از کشور. پس از استان شدن کرج در غالب استان البرز بحث راه‌اندازی خطوط هوایی مسافربری در فرودگاه پیام از طریق نمایندگان کرج در مجلس و استانداران البرز پیگیری شده‌است. در این زمینه بارها قولهایی داده شده‌است اما تاکنون محقق نگردیده‌است. قطار شهری (مترو) شهر کرج که در سال ۱۳۳۵ با ۱۴۰۰۰ نفر جمعیت در حقیقت شهرکی کوچک و مصفا و دارای زیرساخت‌های ساده ولی متناسب با نیاز خود بود ناگهان به گونه‌ای انفجار آمیز به شهری متراکم و پرجمعیت مبدل گشت به نحوی که هم‌اکنون با جمعیتی حدود ۰۰۰ ۰۰۰ ۲ نفر که کماکان نیز در حال افزایش می‌باشد، انتظار می‌رود در سال ۱۴۰۴ به ۰۰۰ ۲۰۰ ۲ نفر بالغ گردد و با سرعت اعجاب‌انگیزی جمعیت جذب نموده و متاسفانه، شبکه راه‌ها و شوارع آن نتوانستند هم‌زمان با این افزایش، توسعه و گسترش یابند، لاجرم در حال حاضر وسایط نقلیه همگانی جوابگوی تعدد فزآینده مسافران نخواهند بود و ناگزیر به شبکه ضعیف راه‌ها و خیابانهای این شهر فشار مضاعفی را تحمیل و مسایل اجتماعی بسیار زیادی را ایجاد نموده‌است. از اینرو شهر کرج بنا به دلایل مشروح ذیل حتی با وجود برنامه توسعه شهری قادر به تامین نیازهای جمعیتی خود نخواهد بود: عدم وجود زیرساخت‌های شهری. عدم معابر کافی برای جابجائی و تردد شهروندان به دلیل گرانی زمین جهت تعریض معابر. عوامل محدودکننده رشته کوه‌های البرز در شمال، اتوبان تهران - قزوین در جنوب و رودخانه کرج در شرق. شهر کرج در حال حاضر بغیر از تهران سومین شهر پرجمعیت کشور بوده که روند گذشته نشان می‌دهد این شهر از سال ۱۳۳۵ تاکنون با توجه به موقعیت همجوار بودن آن با تهران، رشد سریع پیدا کرده و از ردیف هفتادم جمعیت شهر در سال مذکور به ردیف چهارم در سال ۱۳۸۰ با جمعیت ۰۰۰ ۳۰۰ ۱ نفر رسیده‌است. با توجه به جمعیت ساکن در حوزه شهر کرج بزرگ و همچنین جمعیت شهرکهای اقماری آن جهت اشتغال و دریافت خدمات مختلف که همه روزه در سطح این شهر تردد دارد معابر مرکزی شهر را با عبور و مرور سنگین مواجه نموده‌است و در بعضی از مسیرها در اغلب ساعات روز، ترافیک سنگین و راهبندانها آزاردهنده می‌باشد که نتایج مطالعات به عمل آمده مهندسین مشاور به تفصیل و به استناد آمار و ارقام موید نیاز کرج بر ضرورت تسریع احداث قطار شهری (مترو) می‌باشد. مطالعات امکان‌سنجی احداث قطار شهری کرج و حومه که با همکاری سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور صورت گرفته در ابتدای سه‌ماهه اول سال ۸۲ به انجام رسید که کلیات آن در جلسه مورخه ۸۲/۳/۲۱ شورای ترافیک استان تایید گردید و در جلسه مورخه ۸۲/۵/۸ کمیته فنی شورای عالی ترافیک شهرهای کشور، ۲۵ کیلومتر آن به تصویب رسیده و سرانجام این امر در تاریخ ۸۲/۷/۹ به تصویب نهائی شورای عالی ترافیک شهرهای کشور رسید. تاریخچه سازمان قطار شهری کرج و حومه در تاریخ ۸۰/۱۰/۱ با ابلاغ اساسنامه توسط وزیر کشور رسما فعالیت خویش را با رسالت رفع مشکلات در ادامه احداث مسیر قطار سریع‌السیر کرج – مهرشهر و مطالعات وسیع و عمیق حمل و نقل انبوه ریلی در کرج آغاز نموده‌است. به منظور بهره‌گیری از توان علمی تخصصی داخلی با برنامه‌ریزی متخصصین سازمان و همکاری کارشناسان وزارت کشور، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، استانداری تهران، شرکت مترو، شهرداری کرج، شرکت‌های مهندسین مشاور ذی‌صلاح کشور اولین شرح خدمات ریلی کشور تدوین و به تصویب کمیسیون ۳۲۰۰ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور رسید. با بهره‌گیری از شرح خدمات مذکور و انتخاب ۵ شرکت مهندسین مشاور ذی‌صلاح و بهره‌گیری از چهل و هشت هزار پرسشنامه مبدا و مقصد مطالعات حمل ونقل انبوه ریلی کرج تکمیل و ۶۰٫۶۵ کیلومتر سیستم قطار شهری که در جلسه مورخ ۸۲/۳/۲۱ شورای ترافیک استان تایید و در جلسه مورخ ۸۲/۵/۸ کمیته فنی شورای عالی ترافیک کشور به تصویب رسید و سرانجام این امر در چهل و هشتمین جلسه شورای عالی هماهنگی ترافیک شهرهای کشور در تاریخ ۸۲/۷/۹ به تصویب نهایی رسید و مطابق صورتجلسه مذکور خط یک از محدوده میدان دانشگاه خوارزمی (کمال شهر) تا محدوده سه راه اندیشه به طول ۲۵ کیلومتر و ۲۶ ایستگاه مورد تصویب قرار گرفت. نقشه خطوط شهر کرج دارای ۶ خط مصوب قطار شهری است. اطلاعات خطوط + اطلاعات خطوط متروی کرج ردیف نام خط مسیر خط طول خط تعداد ایستگاه پیش‌بینی میزان جابجایی مسافر در هر جهت در ساعت ۱ خط ۱ گرمدره -اتمسفر-شهیدسلطانی-محمدشهر- گلشهر - پایانه مهرشهر ۱۷ کیلومتر ۶ ۳۰۰۰۰۰ ۲ خط ۲ کمالشهر - چهارراه طالقانی - میدان امام حسین - شهر ملارد ۲۷ کیلومتر ۲۳ ۳۵۰۰۰ ۳ خط ۳ ایستگاه کرج (میدان شهید سلطانی) - عظیمیه - بلوار موذن - باغستان ۱۴/۵ کیلومتر ۱۴ ۱۶۵۰۰ ۴ خط ۴ باغستان - فرودگاه پیام ۱۸ کیلومتر ۱۸ ۲۲۵۰۰ ۵ خط ۵ بلوار شهید موذن (دانشگاه آزاد اسلامی) - محمد شهر ۱۵ کیلومتر ۱۲ ۱۸۶۰۰ ۶ خط ۶ بلوار تربیت مربی - میدان شهید سلطانی ۹ کیلومتر ۹ ۱۷۳۰۰ اتوبوسرانی تاریخچه سازمان اتوبوسرانی کرج و حومه که در حال حاضر یکی از بزرگترین سازمانهای خدماتی کلانشهر کرج محسوب می‌شود در تاریخ ۱۳۷۰/۶/۳۱ فعالیت خود را با کنترل خطوط تحت پوشش مینی بوسرانی در بخش خصوصی رسما آغاز نمود. پس از مدت کوتاهی با خرید ۱۲ دستگاه اتوبوس در واقع پایه اصلی حمل و نقل ناوگان اتوبوسرانی کرج در اواخر سال ۱۳۷۰ پایه‌گذاری شد. خطوط تحت پوشش این سازمان از شمالی‌ترین نقطه شهرستان کرج به طول ۱۲۰ کیلومتر رفت و برگشت (گچسر)، جلگه‌ای‌ترین نقطه در جنوب غربی شهرستان به طول ۱۷۰ کیلومتر رفت و برگشت (اشتهارد)، از سمت غرب با ۱۷۰ کیلومتر مسافت رفت و برگشت (طالقان) و از سمت شرق با ۷۵ کیلومتر طی مسیر رفت و برگشت (میدان آزادی) را شامل می‌شود. خط اتوبوسرانی اشتهارد طولانی‌ترین خط اتوبوسرانی تحت پوشش سازمانهای اتوبوسرانی کلانشهرها در کشور است. این سازمان در سال ۱۳۸۱ با اعمال سیاست دولت مبنی بر سبک‌تر نمودن نقش اجرائی بخش دولتی و پررنگ شدن فعالیت‌های بخش خصوصی، اقدام به واگذاری بخش عمده‌ای از اتوبوسها به بخش خصوصی نمود بطوری‌که هم‌اکنون ۸۰٪ اتوبوسها تحت پوشش در بخش خصوصی و زیر نظر این سازمان مشغول سرویس دهی به شهروندان گرامی می‌باشد. وضعیت کنونی در حال حاضر تعداد کل اتوبوس‌های سازمان اتوبوسرانی کرج و حومه یک هزار و ششصد دستگاه می‌باشد که در بیش از ۸۰ خط مصوب به شهروندان خدمت رسانی می‌کنند. از مجموع اتوبوسهای سازمان ۲۵۹ دستگاه مربوط به اتوبوس‌های بخش ملکی سازمان و یک هزار و ۱۲۳ دستگاه نیز مربوط به بخش خصوصی است. ۲۱۱ دستگاه نیز تحت نظارت واحد دربستی فعالیت می‌کنند. از تعداد ۲۵۹ دستگاه اتوبوس ملکی سازمان ۱۶۸ دستگاه فعال می‌باشند و ۹۱ دستگاه نیز آماده بکارگیری هستند. از اتوبوسهای بخش خصوصی نیز ۹۲۲ دستگاه اتوبوس فعال و ۲۰۱ دستگاه خارج از خط می‌باشند. بر اساس آمار ناوگان اتوبوسرانی و تعداد خطوط فعال، سازمان اتوبوسرانی کرج و حومه سومین ناوگان برتر کشور می‌باشد. میانگین سنی اتوبوس‌های فعال در شهرستان کرج پنج سال است و این امر موجب شده‌است تا کلانشهر کرج دارای جوان‌ترین ناوگان اتوبوسرانی کشور باشد. آب و هوا مرکز خرید مهستان در مقیاس کلی منطقه کرج همانند سایر بخش‌های استان البرز در فصول سرد سال متاثر از سیستم‌های شمالی و شمال غربی و غربی به ویژه جنوب غربی بوده و ریزشهای جوی آن که از ماه‌های آبان و آذر آغاز و تا اواسط اردیبهشت ماه ادامه دارد، تابعی از فعالیت‌های سیستم‌های فوق می‌باشد. از نظر ویژگی‌های خرد اقلیمی، منطقه کرج از پاره‌ای جهات دارای مختصات شاخصی است که به آن‌ها اشاره می‌شود: منطقه کرج به لحاظ اقلیمی تحت تاثیر ارتفاعات البرز و دره چالوس و رودخانه کرج قرار دارد که موجب خنک و مرطوب‌تر شدن این منطقه نسبت به تهران می‌گردد و این تمایز تقریبا در تمام طول سال مشاهده می‌گردد. علت اختلاف دمای کرج نسبت به تهران به خصوص در شبها به سبب نزدیکی کرج به ارتفاعات شمالی و سرد شدن شبانه این دامنه‌ها و وزش باد کوه به دشت می‌باشد. دور بودن کرج از دشت کویر نیز موجب برودت و رطوبت بیشتر این منطقه نسبت به تهران در فصول مختلف سال، به ویژه در تابستان می‌گردد. در مورد بارندگی‌های تابستانه کرج می‌توان این‌گونه بیان داشت که گاهی اوقات برخورد دو توده هوای گرم جنوبی و نسبتا سرد و مرطوب شمالی که در سطوح فوقانی ناحیه البرز صورت می‌گیرد، موجب می‌گردد که ابرهای جوششی بسیار فعال در منطقه پدید آمده و ریزشهای رگباری شدیدی را بوجود آورد که غالبا همراه با سیل است. برخی از مشخصه‌های اقلیمی ایستگاه تحقیقات هواشناسی کشاورزی کرج در دوره آماری ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۰ به شرح ذیل می‌باشد: میانگین بارندگی سالیانه کرج حدود ۲۵۱ میلیمتر با ضریب تغییرات ۲۴/۱ درصد و حد اقل ۸۹/۳ میلی‌متر و حد اکثر ۳۷۴/۴ میلی‌متر می‌باشد. فصل زمستان با ۴۲/۳ درصد و فصل تابستان با ۱/۵ درصد بیشترین و کمترین سهم را در بارش سالیانه بر عهده دارند. حداقل و حد اکثر مطلق دما به ترتیب ۲۰- و ۴۲ درجه و میانگین سالیانه نیز ۱۴/۱ درجه سانتیگراد می‌باشد. ماه تیر با میانگین ۲۶/۰ درجه سانتیگراد و دی با ۱/۲ درجه سانتیگراد به ترتیب گرمترین و سردترین ماه سال محسوب می‌شوند. مجموع واحدهای حرارتی بالاتر از صفر ۵۱۷۵ درجه روز و مجموع واحدهای حرارتی بالاتر از ده ۲۳۳۴ درجه روز بدست آمده‌است. میانگین تعداد روزهای یخبندان با آستانه‌های صفر، ۵- و ۱۰- به ترتیب ۷۶،۲۴ و ۷ روز می‌باشد. میانگین سالیانه رطوبت نسبی ۵۲ درصد و میانگین حداکثر و حداقل آن به ترتیب ۷۲ و ۳۸ درصد می‌باشد. جمع تبخیر سالیانه از تشت کلاس A بالغ بر ۲۱۸۴ میلیمتر می‌باشد. دی با متوسط ۲۶ میلیمتر و تیر با ۳۷۵ میلیمتر به ترتیب کمترین و بیشترین مقدار تبخیر را دارا هستند. مجموع سالیانه تبخیر-تعرق پتانسیل کیاه مرجع به روش پنمن مانتیث ۱۳۰۷میلی‌متر محاسبه گردیده‌است. میانگین ساعات آفتابی سالیانه در طی دوره آماری برابر با ۲۸۹۹ ساعت به ثبت رسیده‌است. باد غالب در کرج که بر مبنای سه نوبت دیدبانی (صبح، ظهر و عصر) محاسبه گردیده‌است، در جهت شمال غربی بوده و متوسط آن ۳/۴ متر بر ثانیه می‌باشد. بیشترین سرعت باد درکرج ۲۴/۵ متر بر ثانیه از سمت غرب و میانگین سرعت باد ۲/۲ متر بر ثانیه به ثبت رسیده‌است. امروزه هوای کرج به دلیل گسترش شهر و تردد زیاد وسائل نقلیه و وجود کارخانه‌ها و شهرکهای صنعتی رو به آلودگی است به‌طوری‌که در فصل‌های پاییز و زمستان وارونگی هوا کاملا قابل لمس بوده‌است. مکانهای مهم و مشهور فرودگاه پیام کاروانسرای شاه عباسی سرم سازی رازی جاده چالوس سپهسالار کوه نور مزار شهدای بزرگوار برغان روستای دیدنی
[ "کاخ مروارید", "کاخ سلیمانیه", "خیابان شهید بهشتی، کرج", "سید محمود علایی طالقانی", "چهارباغ (البرز)", "مصطفی چمران", "بخش مرکزی شهرستان کرج", "تهران", "مجید سریزدی", "فهرست کلان‌شهرهای ایران", "استان البرز", "شهرستان کرج", "البرز", "متر بالاتر از سطح دریا", "ایران", "رود کرج", "ایرانیکا", "رشته کوه البرز", "استان مازندران", "شهرستان تهران", "شهرستان شهریار", "استان مرکزی", "شهرستان ساوجبلاغ", "استان قزوین", "جاده ۵۹ (ایران)", "البرز مرکزی", "جلگه", "ترکیه", "جمهوری آذربایجان", "مازندران", "دره", "جاده چالوس", "تونل کندوان", "شهرستان طالقان", "شهرستان نظرآباد", "شهرستان اشتهارد", "شهرستان فردیس", "شاهنشاهی هخامنشی", "شاهنشاهی اشکانی", "شاهنشاهی ساسانی", "حمله مغول به ایران", "کاروان", "سگزآباد", "شهریار", "ری", "قزوین", "تبریز", "کاروانسرا", "مقدسی", "شهر ری", "یاقوت حموی", "حمدالله مستوفی", "طالقان", "عراق عجم", "کرج (رود)", "اسلام", "صفویان", "قاجاریه", "فتحعلی شاه", "ناصرالدین شاه", "پایتخت", "سلطانیه", "سلیمان میرزا", "سفرنامه", "دریای خزر", "چالوس", "همدان", "زنجان", "انقلاب ۱۳۵۷ ایران", "کلان‌شهر", "استان تهران", "بزرگراه شهید لشگری", "آزادراه ۲ (ایران)", "بزرگراه شهید همت", "بزرگراه شهید خرازی", "جاده ۳۲ (ایران)", "شمال ایران", "کلاک (دماوند)", "قلعه دزدبند شهرستانک", "اشتهارد", "شهریار (تهران)", "قاجاریان", "ساوجبلاغ (بوئین‌زهرا)", "برغان", "کردان (ساوجبلاغ)", "هشتگرد", "مهرشهر", "هکتار", "شورای فرهنگ عمومی", "مردم فارس", "مردم آذری", "کرد", "لر", "عرب", "دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج", "دانشکده فنی سما واحد کرج", "پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران", "دانشگاه خوارزمی", "دانشگاه هنر", "دانشگاه محیط زیست", "دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی البرز", "دانشگاه علمی کاربردی شهرداری کرج", "دانشگاه پیام نور", "پژوهشگاه مواد و انرژی", "سازمان سنجش آموزش کشور", "سرم سازی رازی", "مرکز مطالعات خلیج فارس", "مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران", "مرکز آموزشی اسوه", "مرکز آموزشی شهید سلطانی کرج", "معاونت پرورش استعدادهای درخشان", "صفویه", "نسا", "آسارا", "آدران", "کمال شهر", "گرمدره", "محمدشهر", "هلجرد", "بیلقان", "ادران (کرج)", "باغ سیب مهرشهر", "آتشگاه کرج", "باغ لاله‌های گچسر", "کاروانسرای شاه‌عباسی کرج", "کاخ شهرستانک", "پل تاریخی کرج", "امامزاده طاهر کرج", "سد امیرکبیر", "پیست اسکی دیزین", "پیست اسکی خور", "واریان", "آتشکده تخت رستم", "حمام مصباح", "ارنگه بزرگ", "دهستان برغان", "سد طالقان", "طالقان (شهر)", "اغشت", "رودخانه کرج", "غار یخ‌مراد", "وینه", "جهانشهر", "عظیمیه (کرج)", "باغستان (کرج)", "پیست موتور کراس حصارک", "محمدصادق فاتح", "تندرستی (بوستان)", "حاجی‌آباد (شهرستان کرج)", "حصارک", "کمال‌آباد", "گویش", "سازمان میراث فرهنگی", "باغستان غربی", "خرمدشت", "مرکز شهر کرج", "سرحدآباد", "ساسانی (شهید صدوقی)", "ماهدشت", "شهرک استاندارد", "چهارراه طالقانی", "رزکان", "واریان شهر", "نوروز آباد و شیخ‌آباد", "ولدآباد", "اتحاد", "شهرک استادان", "زورآباد", "آسیاب برجی", "اصفهانی‌ها", "اکبرآباد", "اوقافی", "المهدی", "محله بهار", "جوادآباد", "چهارصددستگاه کرج", "حاجی‌آباد", "حسن‌آباد", "حسین‌آباد", "حصار", "حصار بالا", "حیدرآباد", "خیابان فردوسی", "دهقان‌ویلا", "دولت‌آباد", "رزکان نو", "زیبادشت", "سرجوب", "یزدیها. بهمن ۱۶", "سهرابیه", "شاهین ویلا", "شهر صنعتی", "شهرک ۱۱۰", "جعفرآباد (جعفریه)", "مشکین دشت", "شهرک امام", "شهرک امام رضا", "شهرک پیشاهنگی", "شهرک گلدشت", "شهرک جهازی‌ها", "شهرک خاتم‌الانبیاء", "شهرک ذوب آهن", "شهرک شاهد", "شهرک شهید رستمی", "عظیمیه", "فاز ۴ مهرشهر", "فردیس", "شهرک ناز", "قزلحصار", "قلمستان", "کوی کارمندان جنوبی", "کیانمهر", "کمالشهر", "گلشهر (کرج)", "گوهردشت", "شهرک آسمان", "شهرک بهارستان", "محمد شهر", "مهرویلا", "نوروزآباد", "همت‌آباد", "وسیه", "وهرجرد", "ویان", "۴۵ متری گلشهر", "شهرک بذر و نهال", "ورزشگاه انقلاب کرج", "باشگاه فوتبال سایپای البرز", "لیگ برتر والیبال ایران", "باشگاه فوتبال بهمن کرج", "بزرگراه فتح", "مترو", "بهشت زهرا", "فرودگاه بین‌المللی پیام", "سازمان هواشناسی کشور", "فرودگاه پیام", "کاروانسرای شاه‌عباسی (کرج)", "سد کرج", "نشترود", "ارنگه" ]
[ "کرج", "شهرهای استان البرز", "شهرهای ایران", "شهرهای شهرستان کرج", "مراکز استان‌های ایران" ]
823
حکم شرعی
0
30
0
[ "حكم شرعي" ]
false
7
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
حکم شرعی تعریف هر یک از مقرراتی را که شارع مقدس برای موضوعات مختلف وضع کرده‌است حکم شرعی گویند و جمع آن احکام شرعیه نام دارد مانند: لزوم اقامه حدود و تعزیرات نسبت به مجرمان و وجوب اجرای قصاص درباره جانیان. حکم تکلیفی و حکم وضعی حکم شرعی چنانچه به‌طور مستفیم به انجام یا ترک کاری تعلق داشته باشد حکم تکلیفی نامیده می‌شود مانند دادن نفقه به همسر یا اجرای حدود و حکم قصاص و حرمت عدم انجام آنها. اما چنانچه به‌طور مستفیم به فعل یا ترک کاری تعلق نگرفته باشد بلکه به یک جسم یا شخص تعلق گرفته باشد حکم وضعی نامیده می‌شود مانند: مالکیت شیء یا زوجیت شخص. اقسام حکم تکلیفی حکم تکلیفی پنج دسته‌است که احکام پنجگانه تکلیفی (احکام خمسه تکلیفیه) نام دارد. این احکام عبارتند از: وجوب خواستن شارع مقدس کار یا ترک کاری را به نحوی که به هیچ وجه به خودداری از آن کار یا انجام کاری که ترک آن خواسته شده‌است راضی نباشد وجوب نامیده می‌شود مانند: وجوب اجرای حدود حرمت تنفر شدید شارع مقدس از کار یا ترک کاری به نحوی که به هیچ وجه به انجام آن کار یا ترک راضی نباشد حرمت نامیده می‌شود مانند: حرمت غصب و دزدی و خودداری از ادای شهادت. استحباب خواستن شارع مقدس کار یا ترک کاری را لیکن نه به اندازه وجوب بلکه به اندازه‌ای که از خود داری از آن نیز ممکن باشد استحباب نامیده می‌شود مانند: خواستن دستگیری از بینوایان و توسعه بر عیال و… کراهت ناپسند داشتن شارع کار یا ترک کاری را ولی نه به اندازه حرمت بلکه به اندازه‌ای که از انجام کار یا ترک نیز راضی باشد کراهت نامیده می‌شود مانند: کراهت کارهای جلف و سبک و خوردن گوشت برخی از حیوانات مانند اسب و الاغ. اباحه اجازه شارع مقدس در انجام یا ترک عملی را بطور متساوی به‌طوری‌که هیچ‌یک را بر دیگری ترجیحی نباشد اباحه نامند مانند: خوردن، آشامیدن، رفت‌وآمد کردن و نشست و برخاست نمودن در مواردی که شارع مقدس هیچ‌یک از فعل و ترک این اعمال را بردیگری مزیت ننهاده‌است. دو حکم اول را از این جهت که در مورد آن‌ها از ناحیه شارع الزام به فعل یا ترک است حکم‌های الزامی گویند و سه حکم دیگر را از این جهت که شارع مقدس در مورد آن‌ها در فعل و ترک عمل اجازه داده‌است احکام ترخیصیه گویند؛ و به همین مناسب این سه حکم را اباحه بمعنای اعم گویند چنان‌که قسم اخیر را که مورد آن، فعل و ترک کاملا متساوی است اباحه بمعنای اخص گویند. موضوعاتی را که به آن‌ها این احکام تعلق گرفته‌است به ترتیب: واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح گویند. و
[ "اباحه", "واجب", "حرام", "مستحب", "مکروه", "مباح" ]
[ "قوانین فرانسه", "منابع حقوق", "فقه" ]
824
شهرستان ازنا
2
291
0
[]
false
259
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "شهرستان ازنا" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Azna-County.png" }, { "Item1": "استان", "Item2": "لرستان" }, { "Item1": "مرکز", "Item2": "[[ازنا]]" }, { "Item1": "سال‌شهرستان‌شدن", "Item2": "۱۳۷۳" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۷۱،۵۸۶ نفر" }, { "Item1": "زبان", "Item2": "[[لری بختیاری]] و [[فارسی]]" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "[[شیعه]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۱۲۱۲ کیلومتر مربع" }, { "Item1": "شهرها", "Item2": "[[ازنا]]، [[مومن‌آباد]]" }, { "Item1": "بخش‌ها", "Item2": "[[مرکزی]]، [[جاپلق]]" } ], "Title": "شهرستان ایران" }
شهرستان ازنا یکی از شهرستانهای استان لرستان است. مرکز این شهرستان، شهر ازنا است. این شهر در دشت وسیع جاپلق جا دارد. شهرستان ازنا از جنوب به اشترانکوه و سفیدکوه از غرب به دربند و چشمه قل قل و تیان و شهرستان دورود، از شرق و شمال به امامزاده قاسم و مومن آباد در دشت فرزیان و شهرستان شازند و شهرستان خمین و از شرق به شهرستان الیگودرز محدود است. بخش‌ها و دهستانها بخش مرکزی شهرستان ازنادهستان پاچه‌لک غربیی دهستان سیلاخور شرقی بخش جاپلق دهستان جاپلق شرقی دهستان جاپلق غربی مردم زبان مردم شهرستان ازنا لری و لهجه مردم آن لری ثلاثی و لری بختیاری است و اکثر آنها به زبان لری ثلاثی صحبت می‌کنند. در جنوب شهرستان ازنا بخشی به نام پاچه لک وجود دارد که مردم آن به گویش بختیاری صحبت می‌کنند اما با لرهای بختیاری کمی فرق دارند. ساکنین ازنا شامل پنج گروه عمده می‌باشند: ۱-لرهای بختیاری‌ها ۲- لرهای ثلاثی و به قولی گاپله‌ای که منظور همان مردمان ساکن دشت وسیع جاپلق می‌باشد ۳- ترک زبانان (مهاجر) ۴- گرجی‌ها (مهاجر) ۵-لرهای لک که در زمان کریم خان زند به این منطقه کوچ کرده‌اند که بیشتر جمعیت ازنا را تشکیل می‌دهند. کشاورزی بیش از ۸۰ درصد از مساحت شهرستان ازنا را دشتهای حاصل خیز و کشاورزی تشکیل می‌دهد وضعیت جغرافیایی ازنا زیبا و جذاب است به طوری که بیشتر مناطق را دشت تشکیل می‌دهد اما این دشت‌ها که به نوبه خود جزء بهترین مناطق کشاورزی ایران نیز می‌باشد به طرز زیبایی به یکباره به کوه‌های سر به فلک کشیده از جمله اشترانکوه، سفیدکوه بزرگ و کوچک چال خاتون و مسترون (ماه‌سران) تبدیل می‌شود. این وجه جغرافیایی وضع اقتصادی کشاورزان را بهبود بخشیده به طوری که شهرستان ازنا حدود ۱۰ درصد لوبیای کشور را تولید می‌کند. طبق آمار سازمان جهاد کشاورزی استان لرستان، شهرستان ازنا مقام اول را در تولید گندم استان را دارا می‌باشد. وجود دو سیلوی بزرگ در شهر ازنا و در کنار ایستگاه راه آهن این شهر را به محل تجمع و انتقال گندم منطقه تبدیل کرده است. گاپله
[ "ازنا", "گویش بختیاری", "فارسی", "شیعه", "مومن‌آباد (شهر)", "بخش مرکزی شهرستان ازنا", "بخش جاپلق", "استان لرستان", "جاپلق", "جنوب", "اشترانکوه", "غرب", "شرق", "شمال", "امامزاده قاسم", "فرزیان", "شهرستان شازند", "شهرستان خمین", "شهرستان الیگودرز", "دهستان پاچه‌لک غربی", "دهستان سیلاخور شرقی", "دهستان جاپلق شرقی", "دهستان جاپلق غربی", "لهجه اراکی", "کشاورزی", "کوه", "اقتصاد", "کشاورز", "لوبیا", "سازمان جهاد کشاورزی استان لرستان", "گندم", "شهر", "ایستگاه راه آهن", "گاپله" ]
[ "شهرستان ازنا", "شهرستان‌های استان لرستان" ]
825
ریزپردازنده
0
207
0
[ "ریز پردازنده", "ريزپردازنده", "میکروپروسسور", "میکرو پروسسور", "ريز پردازنده", "ریز پردازشگر", "میکروپروسسورها", "ريز پردازشگر", "ریزپرداز", "ريزپرداز", "ميكرو پروسسور", "ميكروپروسسور", "ميكروپروسسورها" ]
false
102
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نوعی از یک ریزپردازنده ریزپرداز ، یا ریزپردازنده یا میکروپرسسور تراشه کوچکی است که می‌تواند عملیات حسابی و منطقی را انجام دهد. این تراشه‌ها از تعداد بسیار زیادی ترانزیستور ساخته شده‌اند. ریزپردازنده قلب هر رایانه دستی یا رومیزی است که به عنوان واحد پردازشگر مرکزی شناخته شده‌است. یک دستگاه محاسبه‌ای کامل است که روی یک تراشه واحد ساخته می‌شود و مجموع دستورهای دستگاه را اجرا می‌کند. سه کار مهم را انجام می‌دهد یکی اینکه از واحد همبستگی منطقی/ حساب، استفاده می‌کند یعنی کارهای وابسته به ریاضی چون جمع، تفریق، ضرب و تقسیم‌کردن را انجام می‌دهد، دوم می‌تواند اطلاعات را از مکان یک حافظه به حافظه دیگر انتقال دهد و سوم اینکه می‌تواند تصمیم بگیرد و به یک سری از دستورهای جدید که براساس آن تصمیمات است جهش کند. فناوری پردازنده‌ها بر پایه حداقل طول کانال ترانزیستورهای آن‌ها که معمولا "mosfet" هستند سنجیده می‌شوند. در واحدهای پردازش مرکزی P۴ عادی این مقدار ۰٫۱۸ میکرون است. در پردازنده‌های جدید این مقدار به ۱۲ نانومتر کاهش پیدا کرده‌است و هم اکنون نیز سعی بر کاهش آن است. یکی دیگر از معیارهای فناوری پردازنده‌ها حداکثر بسامد پالس ساعت (Clock Pulse) است. هرچه این مقدار بیشتر باشد واحدهای منطقی داخلی سریع‌تر به ورودی‌ها واکنش می‌دهند. یکی از مسایل مهم در طراحی ریزپردازنده‌ها، کنترل دمای CPU است. به دلیل افزایش روزافزون سرعت CPU، دمای داخلی هم زیاد می‌شود و احتمال سوختن پردازنده هست. یکی از راهکارهای کاهش گرما نصب گرماخور (Heatsink) روی سطح خارجی CPU و همچنین قرار دادن لوله‌های نازک دارای آب در داخل آن از این قبیل هستند. ریز پردازنده Z80A. بزرگی قالب‌ها 4950x4720 میکرومتر است و از یک فرایند با فناوری گره ۵ میکرومتر استفاده می‌کند. ساختار آرایش درونی یک ریز پردازنده بر اساس سن طراحی و اهداف مد نظر گرفته شده در آن بسیار متفاوت است. پیچیدگی مدار مجتمع همراه است با محدودیتهای فیزیکی مانند، تعداد ترانزیستورهایی که می‌توان آن‌ها را در یک تراشه قرار داد، تعداد بسته‌بندیهای نهایی که می‌توانند پردازنده را به دیگر بخشهای سیستم متصل کنند، تعداد اتصالات ممکن در تراشه، و میزان حرارتی که تراشه می‌تواند ساطع کند. تکنولوژی پیشرفته تراشه‌های قدرتمند‌تر و پیچیده‌تری را امروزه ارائه می‌کنند. ریز پردازنده‌های کوچک فرضی شامل واحدهایی هستند که می‌توانند عملیاتهای حسابی و منطقی را انجام دهند (ALU). ALU، عملکردهای مختلفی مانند جمع، تفریق، یا دیگر عملیتهای AND or OR را بر عهده دارد. هریک از عملکردهای مجموعه ALU، می‌توانند در این پردازنده‌ها نقش بسزایی داشته باشند برای مثال، ثبات‌ها می‌تواند مسئولیت کنترل سایر عناصر را بر عهده گیرد و نتایج آخرین عملکرد را نشان دهد (صفر، منفی، بیش از حد و غیره). بخش کنترل منطقی می‌تواند دستورالعمل‌هایی برای کدهای عملیاتی از حافظه بازیابی کند و مشخص کند برای هر عملیات چه بخشی باید دستورالعمل را اجاره کند. یک کد مجزای عملیاتی می‌تواند مسیر داده‌ها، ثبت، و دیگر عناصر موجود در پردازنده را بشدت تحت تاثیر قرار دهد. همان‌طور که تکنولوژی در مدارها پیشرفت می‌کند، این امکان وجود دارد تا پردازنده‌های پیچیده‌تر و بیشتری را در یک تراشه قرار داد. اندازه داده‌ها می‌تواند بزرگتر شود، و در اینصورت ترانزیستورهای بیشتری می‌توانند در تراشه قرار داده شوند و در نتیجه اندازه لغات می‌تواند از ۴ بیت به ۸ بیت افزایش یابد و در نتیجه به ۶۴ بیت برسد. ویژگی‌های بیشتری وجود دارد که می‌توان به معماری پردازنده اضافه نمود، ثبات‌ها می‌توانند سرعت برنامه‌ها را افزایش دهد، و از دستورالعمل‌های پیچیده برای ساخت برنامه‌های فشرده‌تر استفاده کنند. برای مثال، حساب ممیز اغلب در میکرو پردازنده‌های ۸ بیتی در دسترس نیست، اما می‌توان از راه نرم‌افزارها انرا اجرا نمود. ادغام واحدهای ممیز شناور را در آغاز می‌توان به عنوان مدارهای مجتمع جداگانه بررسی کرد و سپس انرا به عنوان بخشی از تراشه‌های میکرو پردازنده مشابه در نظر گرفت، و محاسبات ممیز شناور را افزایش داد. گاهی اوقات، محدودیتهای فیزیکی مدارهای مجتمع می‌توانند رویکردهای خاصی بوجود آورند. به جای پردازش تمام کلمات می‌توان از یک مدار مجتمع استفاده نمود، مدارهای متعدد در زیر مجموعه‌های پردازش داده می‌توانند به صورت موازی قرار گیرند. در حالیکه این کار نیازمند اصول منطقی دیگر می‌باشد، برای مثال، در هر بخش می‌توان کلمات بیشتری داشت، در نتیجه یک سیستم ۳۲ بیتی می‌تواند از مدارهای یکپارچه همراه با ظرفیت ۴ بیتی برای هر بخش استفاده کند. با در نظر گرفتن توانایی قرار دادن ترانزیستورها ی بیشتر در تراشه، این امکان وجود دارد تا حافظه را به سهولت روی یک Die پردازنده یکپارچه‌سازی کرد. این حافظه نهان دارای مزیتهای بسیاری است و می‌تواند دستیابی به حافظه تراشه را آسان‌تر کند، و در نتیجه افزایش سرعت پردازش را ممکن سازد، در گذشته پردازنده با تاخیر و به آهستگی می‌توانست به حافظه خارجی دسترسی داشته باشد. اهداف خاص طراحی یک پردازنده هدف کلی یک سیستم است. ابزار پردازش‌کننده خاصی وجود دارد که تکنولوژی را دنبال می‌کنند. میکروکنترل‌ها، ریز پردازنده‌ها را با استفاده از ابزار ثانوی که در سیستم قرار دارند یکپارچه‌سازی می‌کنند. پردازش سیگنالهای دیجیتال (DSP) مخصوص واحدهای منفرد پردازش است. واحدهای پردازشی گرافیکی ممکن است محدودیتی در برنامه‌ها و سهولت استفاده از آن‌ها نداشته باشند. برای مثال، GPUها در طول سال ۱۹۹۰، بیشتر برنامه پذیر نبودند. امروزه امکانات کمی در مورد آن‌ها و برنامه‌ریزی با آن‌ها بوجود آمده‌است مانند برنامه‌نویسی شیدر (Vertex shader). پردازنده‌های ۳۲ بیتی، دارای منطق دیجیتالی بیشتری هستند، بنابراین، پردازنده‌های ۳۲ بیتی (و گسترده‌تر) می‌توانند سرو صداهای بیشتری ایجاد کنند و از دیگر پردازنده‌ها مصرف بیشتری دارند؛ بنابراین پردازنده‌های ۸ یا ۱۶ بیتی بهتر از پردازنده ۳۲ بیتی برای سیستم دارای ترشه و میکرو کنترلر هستند و در واقع بخشی از سیگنالهای ترکیبی بحساب می‌آیند که در مدارهای مجتمع قرار دارند و نسبت به صدای ایجاد شده حساس‌تر می‌باشند مانند آنالوگ‌هایی که نسبت به مبدل‌های دیجیتال رزولوشن بالاتری دارند. در یک فرایند مشابه، میکروهای ۸ بیتی از توان کمتری برای کار استفاده می‌کنند، و در برخی عملکردها می‌توانند توان بسیار کمتری نسبت به پردازنده‌های ۳۲ بیتی مصرف کنند. با این حال، برخی از افراد می‌گویند، میکرو ۳۲ بیتی ممکن است از متوسط توان کمتری نسبت به میکرو ۸ بیتی استفاده کند، زمانی‌که نرم‌افزارها به عملیاتهای مشخصی نیاز دارند، مانند ممیزی شناور ریتضی، چرخه ساعت بیشتری در ۸ بیت نسبت به ۳۲ بیت طول می‌کشد، و بنابراین، میکرو ۸ بیت زمان بیشتری در عملیاتهایی با توان بالا نیاز خواهد داشت. اپلیکیشن‌های جاسازی شده هزاران آیتم وجود دارد که بطور سنتی مربوط به ریز پردازنده‌های کامپیوتری نمی‌شوند. این موارد شامل صدها و هزارها ابزار می‌شوند، ماشینها (واحدها و تجهیزات جانبی آنها)، کلیدهای ماشین، ابزار و لوازم مورد نیاز برای ازمایش‌ها، اسباب ازیها، سوییچ‌ها و قطع‌کننده‌های مدار الکتریکی، هشدار دهنده دود، بسته‌های باتری، و اجزای بصری (از dvd پلیرها گرفته تا جعبه‌های گرامافون). برخی از این محصولات تلفن همراه، سیستم‌های DVD پلیر و HDTV نام دارند که برای ابزار مصرف‌کننده با توان بالا، هزینه کم، و میکرو پردازنده‌ها مورد نیاز هستند. بطور فزاینده ایی استانداردهای کنترل آلودگی نیازمند تولیدکنندگانی در زمینه خودروها هستند که بتوانند سیستم‌های ریزپردازنده در خودروها را مدیریت کنند و کنترل بهینه ایی روی خودرو داشته باشند . کنترل برنامه ناپذیر به هزینه‌های بیشتر، پیچیده‌تر نیاز دارند تا بتوانند به نتایج بهتری در زمینه عملکرد ریز پردازنده‌ها دست یابند. برنامه کنترل ریزپردازنده (نرم‌افزارهای جاسازی شده) را می‌توان براحتی طبق نیازهای متفاوت در خط تولید طراحی کرد، و اجازه دهیم طراحی مجدد محصول به حداقل برسد و کارایی محصول بالاتر رود. ویژگی‌های مختلفی وجود دارد که می‌توان انرا در مدل‌های مختلف در خط تولید مورد مقایسه قرار داد. کنترل ریز پردازنده‌ها در یک سیستم می‌تواند استراتژیهای لازم را فراهم سازد و می‌توان با استفاده از کنترل‌های الکترومغناطیسی و کنترل‌های الکترونیکی به اهداف مورد نظر رسید. برای مثال، یک سیستم کنترل موتور اتومبیلی است که می‌تواند بر اساس سرعت موتور، باری که موتور متحمل می‌شود و دمای محیط طیف وسیعی از عملکردهای سوخت را بوجود آورد و تنظیم کند. تاریخچه ظهور کامپیوترهایی با قیمت پایین در مدارهای مجتمع توانست جامعه مدرن را تغییر دهد. ریز پردازنده‌های چند منظوره در کامپیوترهای شخصی برای محاسبات، ویرایش متن، صفحه نمایشهای چند رسانه ایی، و ارتباط از طریق کامپیوتر مورد استفاده قرار می‌گیرند. ریزپردازنده‌های بسیاری هستند که در این سیستم‌ها قرار داده شده‌اند، و کنترل دیجیتالی روی بسیاری از تلفن‌های همراه و فرایندهای صنعتی و لوازم اتومبیل دارند. اولین استفاده از واژه ریزپردازنده به سیستم‌های کامپیوتری Viatron بر می‌گردد که به شرح مدارهای مجتمع مورد استفاده در سیستم‌های ۲۱ می‌پردازند، این سیستم‌ها کامپیوترهای کوچکی بودند که در ۱۹۶۸ معرفی شدند. اینتل اولین ریز پردازنده ۴ بیتی خود (۴۰۰۴) را در ۱۹۷۱معرفی و ریزپردازنده ۸ بیتی (۸۰۰۸) خود را در ۱۹۷۲ معرفی کرد. درطول دهه ۱۹۶۰، ریزپردازنده‌های کامپیوتری در مقیاسهای کوچک و متوسط ساخته شدند (IC)، و هر کدام شامل صدها و هزاران ترانزیستور بودند. این ترانزیستورها بر روی تخته‌ها و مدارها قرار گرفتند، و اغلب به تابلوهای متعدد متصل شدند. تعداد زیادی از گیتهای منطقی گسسته با توانهای الکتریکی متفاوت مورد استفاده قرار گرفتند و بنابراین حرارت بیشتری ایجاد کردند. فاصله ایی که سیگنالها باید طی کنند تا به میان ICها و تخته‌ها برسند می‌تواند سرعت عملیاتی کامپیوتر را با محدودیت مواجه کند. در ماموریت‌های فضایی ناسا به ماه در دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰، تمام محاسبات پردازنده‌ها برای راهنمایی‌های اولیه و کنترل توسط یک پردازنده کوچک به نام "The Apollo Guidance Computer" انجام شد. در واقع نوعی استفاده از عناصر منطقی در مدارها که دارای سه ورودی NOR در گیت‌ها بود. اولین ریز پردازنده در اوایل دهه ۱۹۷۰ بوجود آمد و برای محاسبات الکترونیکی مورد استفاده قرار گرفت، همچنین از رمز دو دویی برای معماری پردازنده ۴ بیتی استفاده شد. دیگر استفاده از ریز پردازنده‌های ۴ و ۸ بیتی، مانند ترمینال‌ها، پرینترها، و انواع ابزارهای خودکار بوده‌است. ریز پردارنده‌های ۸ بیتی و ۱۶ بیتی در دهه ۱۹۷۰ توانستند اهداف کلی را در نظر بگیرند و بر اساس ان عمل کنند. از آنجا که در سال ۱۹۷۰، افزایش ظرفیت ریزپردازنده‌ها با تبعیت از قانون مور انجام شد، و این امر پیشنهاد می‌دهد که تعداد عناصر مورد استفاده در هر تراشه را می‌توان مورد بررسی قرار داد و در هر سال به دوبرابر رساند. با وجود تکنولوژی‌های اخیر، در هر دو سال، تغییر کرده‌است که در هر بار قانون مور هم مورد ارزیابی قرار گرفت.
[ "تراشه", "ترانزیستور", "واحد پردازشگر مرکزی", "فناوری", "میکرون", "نانومتر", "بسامد", "پالس ساعت", "گرماخور", "قانون مور" ]
[ "اختراع‌های آمریکایی", "الکترونیک دیجیتال", "تاریخچه سخت‌افزار رایانه", "ریزپردازنده‌ها", "ریزرایانه‌ها", "معرفی‌شده‌های ۱۹۷۱ (میلادی)", "مهندسی مخابرات", "همه مقاله‌های فاقد منابع معتبر" ]
826
واج‌شناسی
0
97
0
[ "واج‌شناسي", "واج شناسی", "واجشناخت", "واگ‌شناسی", "واگشناسی", "واگ شناسی", "واج شناسي", "واج‌شناختی", "واجشناسي", "واج شناختي", "واج شناختی", "واگ شناسي", "واگشناسي", "واجشناسی" ]
false
71
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
واج‌شناسی یا فونولوژی یکی از زیرشاخه‌های زبانشناسی است که به بررسی نظام آوایی زبان می‌پردازد و جایگاه عناصر آوایی زنجیری و زبرزنجیری را در نظام زبان مشخص می‌کند. در این حوزه، مسائلی مانند آوا، واج، واج‌گونه، گام یا پایه، هجا، تکواژ، تکیه، آهنگ، رکن و وزن شعر مورد بررسی قرار می‌گیرند. واج‌ها در دانش زبانشناسی به دو آوا که جانشین کردن یکی با دیگری در معنی واژه تغییر بدهد واج می‌گویند. برای نمونه /پ/ و /ب/ در واژه‌هایی مانند «پاک» و «باک» باعث دگرگونی معنایی می‌شوند. در اینجا /پ/ و /ب/ را واحدهای صوتی تمایزبخش یا بعبارتی واج می‌گویند. دو آوا که در یک زبان خاصیت تمایز بخشیدن دارند ممکن است در زبان دیگر این خاصیت را نداشته باشند. برای نمونه در زبان فارسی /v/ و /w/ یک واج به حساب می‌آیند ولی در زبان انگلیسی این‌طور نیست. بررسی عملکرد واج‌ها و تنظیم آنها در یک شبکه یا دستگاه، واجشناسی نام دارد. هجا هجاها بر اساس اصل توالی رسایی (Sonority Sequencing Principle) ایجاد می‌شوند. معمولا یک واکه در مرکز هجا و چند همخوان در آغازه و پایانه هجا قرار می‌گیرند. رویکردهای نظری در واجشناسی واجشناسی خطی واجشناسی خودواحد نظریه بهینگی واجشناسی کارکردگرا آواشناسی واجشناسی و آواشناسی فارسی الفبای آوانگاری بین‌المللی زبانشناسی واج
[ "نظام آوایی زبان", "آوا", "واج", "واج‌گونه", "گام", "پایه", "هجا", "تکواژ", "تکیه (زبان‌شناسی)", "رکن", "وزن شعر", "زبان‌شناسی", "شبکه", "اصل توالی رسایی", "واکه", "آغازه", "واج‌شناسی خطی", "واج‌شناسی خودواحد", "نظریه بهینگی", "واج‌شناسی کارکردگرا", "آواشناسی", "واج‌شناسی و آواشناسی فارسی", "الفبای آوانگاری بین‌المللی", "محمود بی‌جن‌خان", "انتشارات سمت", "عالیه کرد زعفران‌لو کامبوزیا", "محرم اسلامی", "یدالله ثمره", "مرکز نشر دانشگاهی" ]
[ "واج‌شناسی", "ارتباط کلامی", "دستور زبان" ]
827
ابجد
0
113
0
[ "حروف ابجد", "ارقام ابجد" ]
false
67
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
صور هشتگانه حروف جمل که با نام اولین صورت (ابجد) معروف است. ترتیب حروف صامت یا بی‌صدا در این نسق همان ترتیب عبری – آرامی است و این امر موید آن است که عرب، الفبای خود را از آنان و از طریق نبطیان اقتباس کرده‌است. حروف ابجد شیوه‌ای برای مرتب‌سازی حروف زبان عربی است که بر پایه الفبای اولیه خط فنیقی مرتب شده‌اند. گاهی این شیوه در شماره‌گذاری موارد یا صفحات به کار می‌رود. حروف ابجد به این شرح هستند: «الف، ب، ج، د، ه، و، ز، ح، ط، ی، ک، ل، م، ن، س، ع، ف، ص، ق، ر، ش، ت، ث، خ، ذ، ض، ظ، غ». و اعداد ۱ تا ۱۰۰۰ به بیست و هشت حرف تقسیم شده‌است. برای آسانی ازبر کردن ترتیب این حروف، هر چندتا حرف پیاپی به شکل واژه در آمده و تلفظ می‌شوند. این واژه‌ها عبارت‌اند از: «ابجد - هوز - حطی - کلمن - سعفص - قرشت - ثخذ - ضظغ» از الفبای ابجد برای متناظر کردن اعداد و واژه‌ها نیز استفاده می‌شود. به این ترتیب که برای هر حرف واژه‌ای که بخواهند به عدد تبدیلش کنند، عدد متناظر را از جدول زیر برمی‌دارند و اعداد به دست‌آمده را جمع می‌زنند. برای نمونه در این روش، واژه «علی» برابر با «۱۱۰» می‌شود همچنین «یاعلی» برابر با > می‌باشد. همچنین ابجد واژگانی مانند سیم، کیف، قبح، طالع، کسل، سیلی و … نیز برابر با «۱۱۰» می‌شود. همزه (ا) و الف (ا) هر یک را به عدد ۱ حساب می‌کنند و حروفی که به واسطه تشدید مکرر است، یک حرف محاسبه می‌شوند؛ مثلا کلمه فعال را ۱۸۱ می‌گیرند؛ چون ف ۸۰، ع ۷۰، ا ۱ و ل ۳۰ است. استثنائا لام مشدد کلمه الله را دو حرف حساب می‌کنند. بنا بر این الله ۶۶ می‌شود؛ چون ا ۱، ل ۳۰، ل ۳۰ و ه ۵ است. به همین جهت الله را در کتابت با تشدید نمی‌نویسند؛ چون لام مکرر است و تشدید ندارد. حساب کلماتی همچون اله و رحمن صورت مکتوب است؛ نه ملفوظ (الاه و رحمان). از این رو اله عدد ۳۶ خواهد بود و رحمن ۲۹۸. برخی افراد برای این شماره‌ها ویژگی‌های فراطبیعی قائلند. کاربرد الف) صفحه‌های مقدمه بعضی از کتاب‌ها را با این عددها شماره‌گذاری می‌کنند. ب) تاریخ وقایع مهم را با ترکیب حروف ابجد به صورت یک کلمه یا یک عبارت یا یک جمله معنی دار یا شعر در می‌آورند که به خاطر سپردن آن کلمه یا عبارت یا آن جمله یا شعر، تاریخ مزبور را حساب می‌کنند. ج) در موسیقی پس از اسلام، در ثبت اصوات و دساتین از حروف ابجد استفاده شده‌است. برای نمونه نغمه‌های دستگاه شور با حروف ابجد عبارت بوده‌اند از: «یح یه یب ی ح ه ج ا» و فاصله‌ها و ابعاد آن‌ها: «ط ط ج ج ط ج ج» که در موسیقی امروز به ترتیب نت‌های سل، لاکرن، سی بمل، دو، ر، می‌بمل، فا و سل را تشکیل می‌دهند. د) گاهی در نوشتن، برای جدا کردن مطالب مختلف از یکدیگر، آن‌ها را با حروف ابجد مشخص می‌کنند. مثلا در همین‌جا برای جدا کردن کاربردهای حروف ابجد، آن‌ها را با حروف الف، ب، ج و … مشخص کردیم. ارزش حروف ارزش حروف ابجد کبیر به شرح زیر هستند: ارزش حرف نام یونیکد معادللاتین ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ارزش حرف نام یونیکد معادللاتین ۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶۰ ۷۰ ۸۰ ۹۰ ارزش حرف نام‌یونیکد معادللاتین ۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰ ۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰ ۱۰۰۰ ترتیب حروف در ابجدها به نسبت زبان تفاوت دارند به عنوان مثال در زبان فارسی گ=۲۰ چ=۳ پ=۲ ژ=۷ است. کتاب سر المستتر اثر شیخ بهایی
[ "حروف جمل", "عبری", "آرامی", "نبطیان", "زبان عربی", "خط فنیقی", "اسلام", "دستگاه شور", "نت", "ا", "ā", "ب", "b", "ج", "j", "د", "d", "ه", "h", "و", "w", "ū", "ز", "z", "ح", "ḥ", "ط", "ṭ", "ی", "y", "ī", "ک", "k", "ل", "l", "م", "m", "ن", "n", "س", "s", "ع", "ف", "f", "ص", "ṣ", "ق", "q", "ر", "r", "ش", "š", "ت", "t", "ث", "ṯ", "خ", "ḫ", "ذ", "ḏ", "ض", "ḍ", "ظ", "ẓ", "غ", "ġ" ]
[ "الفبا", "خط عربی", "سامانه‌های نوشتاری ابجد", "عددنویسه‌ها", "فراطبیعی" ]
832
معناشناسی
0
131
0
[ "معناشناسي", "معنی‌شناسی", "معني شناسي", "معنی شناسی", "معناشناختی" ]
false
68
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
معناشناسی یا معنی‌شناسی ، دانش بررسی و مطالعه معانی در زبان‌های انسانی است. به‌طورکلی، بررسی ارتباط میان واژه و معنا را معناشناسی می‌گویند. معادل انگلیسی و فرانسوی (sémantique) معناشناسی برگرفته از لغت یونانی semantika (اسم خنثی جمع semantias) علم مطالعه معناست. این علم معمولا بر روی رابطه بین دلالت‌کننده‌ها مانند لغات، عبارت‌ها، علائم و نشانه‌ها و این‌که معانیشان برای چه استفاده می‌شود تمرکز دارد. مفاهیم زبان‌شناسی و زبان‌شناسی معنایی بررسی معانی‌ای است که توسط انسان‌ها برای نشان‌دادن خودشان در طول زبان استفاده می‌شود. دیگر اشکال معناشناسی زبان‌های برنامه‌ریزی‌شده، منطق‌های مجرد و نشانه‌شناسی را شامل می‌شود. خود کلمه معناشناسی یک طیفی از عقاید، از عامیانه گرفته یا کاملا فنی را مشخص می‌کند. این عبارت (لغت) اغلب در زبان مرسوم برای مشخص‌کردن مشکل درک که یک انتخاب کلمه یا معنی ضمنی پایین می‌آید، استفاده می‌شود. این مشکل فهم موضوع بسیاری بررسی‌های رسمی در طول یک دوره طولانی، و به‌طور قابل ملاحظه‌ای درزمینه معناشناسی رسمی بوده‌است. در زبان‌شناسی این علم بررسی (مطالعه) تفسیر علایم یا نشانه‌هایی که توسط ماموران یا جوامع در شرایط محیطی و زمینه‌های بخصوص استفاده می‌شده، می‌باشد با این دیدگاه، صداها، عبارت مربوط به صورت، زبان اشاره، محتوای معنایی (معنادار) دارند و هرکدام چندین شاخه مطالعاتی دارد. در زبان نوشتاری، چیزهایی مانند ساختار پاراگراف و نشانه‌گذاری محتوای معنایی دارد، در اشکال دیگر زبان، محتوای معنایی دیگری وجود دارد. زبان‌شناسی نوین پژوهش پیرامون خواص مربوط به معانی را به شیوه‌های عینی و سیستماتیک دنبال کرده، و در این راه دامنه وسیعی از زبان‌ها و بیان‌ها را در نظر می‌گیرد. بدین ترتیب، گوناگونی و ابعاد شیوه‌های زبان‌شناسانه بیشتر و وسیع‌تر از روش‌هایی‌ست که منطقیون و فلاسفه با تمرکز بر دامنه محدودتری از جملات در درون یک زبان واحد به‌کار گرفته‌اند. از لحاظ زبانشناسی، دانش معناشناسی به موضوعات پایه‌ای خود می‌پردازد؛ نظیر چندمعنایی (آرایه‌ای که به ابهامات معنایی می‌پردازد)، ترادف (آرایه‌ای که پیرامون لغات هم‌معنی می‌باشد)، تضاد (معانی مخالف یک لغت)، هم‌آوایی، مجاز مرسل و… به‌عنوان زمینه‌ای پیچیده و حیاتی در تحلیل زبان‌شناسی، معناشناسی خود به دانش‌های متعدد از رشته‌های علمی وسیع و اساسی دیگری نظیر منطق، ریاضیات، و فلسفه نیازمند است. مطالعه (بررسی) رسمی معناشناسی با بسیاری زمینه‌های دیگر تحقیق ازجمله لغت‌شناسی، علم نحو، واقع‌گرایی، ریشه‌شناسی و دیگر زمینه‌ها تقسیم می‌شود؛ اگرچه معناشناسی یک زمینه کاملا تعریف‌شده در نوع خودش اغلب با ویژگی‌های ترکیبی‌ست. در فلسفه زبان، معناشناسی و ارجاع زمینه‌های مرتبط هستند. زمینه‌های مرتبط بیشتر شامل زبان‌شناسی تاریخی و تطبیقی و نمادشناسی‌ست؛ بنابراین، بررسی رسمی معناشناسی پیچیده‌است. معناشناسی با علم نحو که علم ترکیبات واحدهای یک زبان (بدون توجه به معنی شان) می‌باشد و علم واقع گرایی که مطالعه روابط بین علائم یک زبان می‌باشد، معنایشان و استفاده کنندگان زبان مقایسه می‌شود. در واژگان علمی و بین‌المللی، معناشناسی (semanties, semasialogy) نیز نامیده می‌شود. زبان‌شناسی در زبان‌شناسی، معناشناسی زیرشاخه‌ای‌ست که برای مطالعه و بررسی معنا، همانی که در سطوح واژگان، عبارات، جملات و واحدهای بزرگتر تجزیه و تحلیل (متون) اصلی اساسی می‌باشد، اشاره دارد. منطقه اصلی مطالعه معنای علائم و مطالعه روابط بین واحدهای مختلف زبان‌شناسی از جمله متشابه، مترادف، متضاد، تعداد معانی، معانی بیشتر، کنایه، هم معنا و غیره می‌باشد نگرانی اصلی این است که چگونه معنا به بخش‌های بزرگتر متن در نتیجه ترکیب از واحدهای کوچکتر معانی متصل می‌شود. به‌طور سنتی، معناشناسی مطالعه احساس و مرجع تفکیکی، شرایط واقعی ساختار مبحثی، نقش‌های موضوعی و تجزیه تحلیل و اتصال تمامی اینها به نحو را شامل می‌شده‌است. دستور زبان مانتگی‌یو در اواخر دهه شصت (۱۹۶۰) ریچارد مانتگی‌یو سیتمی را برای تعریف ورودی‌های معانی در لغت‌نامه در شرایط حساب لامبدا مطرح کرد. در این شرایط، تجزیه معانی جمله‌ای مانند «جان هر شیرینی حلقوی را خورد» (John ate every bagel)، متشکل از یک فاعل (John) و گذاره cate every bagel می‌باشد. مانتگی‌یو نشان داد که معانی این جمله در کل می‌تواند معانی تفکیک‌شده اجزایش و به‌طور نسبی قوانین کمی از ترکیب باشد. گزاره منطقی به‌دست‌آمده بعدا شرح داده خواهد شد. مثلا استفاده از طرح‌های حقیقی نظریه که در نهایت معانی را به مجموعه‌ای از جوامع تارسکیان مرتبط می‌کند که ممکن است خارج از منطق قرار گیرد. در چنین اسم‌هایی، معانی یا اولیه برای فرضیه‌های زبان‌شناسی از دهه ۱۹۷۰ اساسی می‌باشد. برخلاف جذابیتش، گرامر مانتگی‌یو توسط تنوع وابستگی متن در حس کلمه محدود شد و منجر به چندین تلاش در یکی‌کردن متن مانند زیر شد: معناشناسی موقعیتی (دهه ۱۹۸۰): مقادیر واقعی ناقص هستند. آن‌ها براساس متن تعیین می‌شوند. لغت‌نامه تولیدی (دهه ۱۹۹۰): مقوله‌ها (انواع) ناقص هستند و براساس متن تعیین می‌شوند. معناشناسی و منطق در منطق نیز بررسی ارتباط میان نمادها و آنچه را نمادها نشان می‌دهند معناشناسی می‌نامند. خوب است در آغاز به این نکته اشاره کنیم که در معناشناسی، میان واژه و فرهنگواژه (lexeme) تفاوت وجود دارد. واژه را که همه می‌شناسیم. اما فرهنگواژه یا واژه قاموسی شامل بن واژه، واژه کامل، یا یک اصطلاح (idiom) است و به‌طورکلی واحد و یکان فرهنگ‌نویسی به‌شمار می‌رود؛ بنابراین، «سگ»، «شادمانی»، «سروکله زدن»، هر سه، فرهنگواژه هستند. موضوعات برخی از موضوعات عمده در این مبحث وسیع عبارت است از: طبیعت معانی خواص سیستم مفهومی به‌عنوان زیربنای معانی سهم ساختارهای نحوی در تفسیر و تبیین جملات زبان نقش فاکتورهای غیرگرامری در تفهیم سخن علوم کامپیوتر در حوزه علوم کامپیوتر، معناشناسی منعکس‌کننده معانی مربوط به برنامه‌ها و توابع است. از این منظر، مفاهیم و ایده‌های مربوط به معناشناسی است که امکان تفکیک و جداسازی برنامه‌ها به دو بخش نحوی و معنایی را فراهم می‌کند. برای نمونه، باآن‌که عبارت زیر صورت‌های نحوی متفاوت و گوناگونی را در زبان‌های مختلف به خود می‌گیرد، در همه جا معنای یکسانی دارد: x += y; (C, Java, etc.) x:= x + y; (Pascal) Let x = x + y; (early BASIC) x = x + y (most BASIC dialects, Fortran) پانوشته‌ها وب معانی‌نگر فلسفه زبان
[ "دانش", "زبان", "واژه", "نشانه‌شناسی", "زبان‌شناسی", "عینی", "چندمعنایی", "ترادف", "تضاد", "هم‌آوا", "مجاز", "فلسفه زبان", "ریچارد مانتگی‌یو", "فاعل (دستور زبان)", "گذاره", "تارسکی", "نماد", "علوم کامپیوتر", "نحو", "وب معنایی" ]
[ "معناشناسی", "دستور زبان", "فلسفه اجتماعی", "مفهوم‌ها در منطق" ]
833
جاماسب‌نامه
0
10
0
[ "جاماسب نامه", "ژاماسپ‌نامگ", "ژاماسپ نامگ" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
جاماسب‌نامه یا ژاماسپ‌نامک ، کتابی است به زبان پارسی میانه و نویسنده آن جاماسب حکیم از خاندان هوگو است که در اوستا ستوده شده‌است. جاماسب در کتاب خود در پاسخ به پرسشهای گشتاسب‌شاه، پیشگویی‌هایی درباره آینده کرده‌است. قطعاتی از دست‌نوشته آسیب‌دیده این اثر به خط پهلوی بر جای مانده اما متن کامل آن تنها به پازند موجود است.
[ "زبان پارسی میانه", "جاماسب حکیم", "خاندان هوگو", "اوستا", "گشتاسب‌شاه", "پازند" ]
[ "ادبیات پارسی میانه", "متون زرتشتی", "مقاله‌های خرد مزدیسنا" ]
834
خاندان هوگو
0
11
0
[]
false
3
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
خاندان هوگو از خاندان‌های برجسته ایران باستان بوده‌است. یکی از افراد این خاندان به نام فرشوشتر هوگو (Frashushtar hvogva) پدرزن زرتشت و یکی از نخستین گروندگان به دین او بوده‌است. فرشوشتر و برادرش جاماسب هوگو هر دو وزیر گشتاسب‌شاه بودند و از مزداپرستان نامبردار بشمار می‌آیند که در سرتاسر اوستا از آنان با درود و ستایش یاد می‌شود. شهاب‌الدین سهروردی در کتاب حکمهالاشراق خود فرشوشتر را در تراز جاماسب و بزرگمهر از خردورزان و فیلسوفان ایران کهن می‌داند که روش فلسفی آنان قاعده فلسفه اشراق در نور و تاریکی بوده‌است.
[ "ایران", "زرتشت", "جاماسب", "گشتاسب‌شاه", "اوستا", "شهاب‌الدین سهروردی", "حکمةالاشراق", "بزرگمهر", "فلسفه اشراق" ]
[ "مزدیسنا", "خاندان‌های ایرانی" ]
835
گشتاسپ
0
288
0
[ "گشتاسپ‌شاه", "گشتاسب کیانی", "گشتاسپ (کیانی)", "ویشتاسپ", "گشتاسب شاه", "گشتاسف بن لهراسب", "گشتاسپ پسر لهراسپ", "کی گشتاسب", "کی گشتاسپ", "کوی ویشتاسب", "کوی ویشتاسپ", "ویشتاسپ کیانی", "گشتاسب كياني", "گشتاسپ (كياني)", "گشتاسپ شاه", "ويشتاسپ كياني", "كوي ويشتاسب", "كوي ويشتاسپ", "كي گشتاسب", "كي گشتاسپ", "کی‌ویشتاسب", "گشتاسب‌شاه", "گشتاسب" ]
false
133
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
گشتاسپ یا گشتاسب یا کی‌گشتاسپ یا ویشتاسپ یا کی‌ویشتاسپ (به معنی دارنده اسب آماده) نام فرمانروای بلخ در زمان زرتشت. زرتشت به گشتاسب پناه برد و گشتاسپ دین وی را پذیرفت و از وی پشتیبانی کرد. در گاهان (گاثه‌ها)، چهار بار از این فرمانروا یاد می‌شود که سه بار آن به صورت کی‌گشتاسب است. کی به معنی رئیس عشیره و فرمانروا بوده و عنوان فرمانروایان دودمان کیانیان است که گشتاسب نیز یکی از آنان بوده‌است. هم‌چنین گفته‌اند که عنوان کی (کوی) در ایران شرقی معنی شاه را داشته‌است. گشتاسب بنابر روایات دینی از میان پادشاهان قدیم، گشتاسب کسی است که نام او بیشتر از همه در ادبیات پارسی میانه آمده‌است. وی پسر و جانشین لهراسپ بود. در دین‌کرد آمده‌است که زرتشت در سی سالگی نخستین الهام را از اهورامزدا دریافت. ده سال بعد هفتمین وحی بر او نازل شد و گشتاسب در همین هنگام آئین مزدیسنا را پذیرفت. بزرگترین جنگ‌های این پادشاه، جنگ‌هایی بود که با ارجاسپ پادشاه ترکان (خیونان) کرد. لشکر ارجاسپ از ترکان و چینی‌یان و دیگر اقوام خارجی ترکیب شده‌بود. جنگ‌های سخت با این پادشاه سرانجام به پیروزی گشتاسب و مزدیسنا پایان یافت. بنابر روایت بندهش، نبرد قطعی میان ویشتاسب و ارجاسپ در کوه کومس واقع در مرز سمنان و گرگان رخ داد. پس از پیروزی، گشتاسب پادشاهان بزرگ بی‌دین را به دین نو خواند و برای هریک نسخه‌ای از کتاب اوستا همراه با یک مغ فرستاد تا آنان را به مزدیسنا رهبری کنند. گشتاسب بنابر روایات ملی درباره ویشتاسپ (بشتاسب، بشتاسف، گشتاسپ) طبری، مسعودی، دینوری، حمزه اصفهانی، ابوریحان بیرونی، مطهر بن طاهر مقدسی، ثعالبی، دقیقی، فردوسی و ابن بلخی روایاتی نقل کرده‌اند. چون سی سال از سلطنت گشتاسپ گذشت زرتشت از آذربایجان به دربار او رفت و دین جدید را در آنجا اظهار کرد و کتاب موسوم به اوستا که با خط زرین بر روی دوازده هزار پوست گاو نر نوشته شده‌بود، بر پادشاه عرضه کرد. گشتاسپ‌شاه دین زرتشت را پذیرفت و آتشکده‌ها بنا کرد. بعد واقعه جنگ ارجاسپ پادشاه توران پیش‌آمد و ارجاسپ بر کشور گشتاسپ یورش آورد. گشتاسپ برای دفاع، مردانی چون جاماسپ (داماد زرتشت)، زریر برادر خویش و دو پسرش بستور و اسفندیار (سپندیاذ) را داشت. تورانیان بر اثر پهلوانی‌های اسفندیار شکست خوردند؛ ولی گشتاسپ بر اثر افتخاراتی که نصیب فرزندش اسفندیار شده بود بر او رشک برد و او را به جنگ رستم گسیل کرد. در این جنگ اسفندیار به دست رستم کشته شد. گشتاسپ در شاهنامه در شاهنامه فردوسی چهره گشتاسب به کلی با آنچه در اوستا می‌بینیم متفاوت است. در حماسه فردوسی گشتاسب شاهی خودکامه و ستمگر است که نمی‌تواند از ایران در برابر تاخت و تاز تورانیان مراقبت کند و به سیستان می‌گریزد. این‌گونه که پیداست دو روایت درباره گشتاسب‌شاه در دست بوده‌است. یکی روایت موبدان زرتشتی و دیگری روایتی از زندگی و کارکرد گشتاسب در میان مردم ایران. همین روایت دوم است که در شاهنامه بازتاب یافته‌است. در منابع قدیمی، آبادسازی منطقه تالش گشتاسبی را به گشتاسب‌شاه نسبت داده‌اند. گشتاسپ در جوانی و زمانی‌که هنوز لهراسپ بر مسند قدرت تکیه زده بود بسیار روابط لجوجانه‌ای با پدر داشت و انتظارش این بود که پدر منصب شاهانه‌ای به وی اهدا نماید که در خور شان او باشد. اما لهراسپ واهمه داشت و می‌گفت که نصایح کیخسرو اینست: به گشتاسپ گفت ای پسر گوش‌دار که تندی نه خوب آید از شهریار چو اندرز کیخسرو آرم به یاد تو بشنو، نگر سر نپیچی ز داد مرا گفت بیدادگر شهریار یکی خو بود پیش باغ بهار که چون آب یابد به نیرو شود همه باغ ازو پر ز آهو شود زمانی‌که گشتاسپ با قهر از پایتخت با سیصد سوار خود شبانه و پنهانی خارج شد هنور از مرز کشور خارج نشده بود که برادرش زریر او را برگرداند و منصب دلخواه او را از جانب پدر وعده داد اما موقعی‌که بازگشت اوضاع را بر وفق مراد ندید دوباره این بار تنها از پارس گریخت. مقصد قبلی کشور کابل بود ولی این‌بار مقصدش کشور روم شد. ناراحتی گشتاسپ از پدر ارادت او به کاووسیان و وزریری بود که ظاهرا الهام دهنده به لهراسپ بود احتمالا آن شخص باید جاماسپ باشد. گشتاسپ لباس رزم یا لباسی که مناسب سفر باشد پوشید و کلاه خئودش را بر سر نهاد حکیم طوس یک ویژگی تاریخی در باب البسه گشتاسپ بیان می‌فرماید که تا قرون اسلامی و بعد از آن رسم همه سرداران بود او می‌گوید کلاه گشتاسپ مزین به پر هما بود: شب تیره شبدیز لهراسپی بیاورد با زین گشتاسپی بپوشید زربفت رومی قبا ز تاج اندر آویخت پر همای شاید این رسم ارزانیان بوده که گشتاسپ اصالت خویش را به آن قوم و تمدن ربط می‌داد باری به هر جهت گشتاسپ به لب رود مرزی سید که در آنسوی رود رودبانی هیشو نام او را پرسید و به چه منظور می‌خواهد از مرز بگذرد، آیا برای جنگ است یا اقامت. گشتاسپ سلام و درود فرستاد و گفت دبیر است و می‌خواهد با قایق به آنسوی رود اگر یاری نمایی هدیه‌خواهی گرفت. پس از عبور از رود آوراگی گشتاسپ شروع شد چون در کشور بیگانه او دیگر جانشین سلطنت نبود بلکه به مسکین‌نان شباهت داشت. آوارگی گشتاسپ در ارض روم از همین‌جا شروع شد ظاهرا اگر اندوخته‌ای هم داشت هیشو ازاو گرفت و باید کاری پیدا می‌کرد. ابتدا نزد دبیران قیصر رفت و خواست کاری به وی سپارند اما از روی حسادت یکی از دبیران گفت ما خود نیز اینجا اضافه هستیم. وقتی از اشتغال دبیری در دربار روم نامید برگشت تصمیم گرفت هرکاری که باشد انجام دهد لذا سراغ چوپان قیصر رفت او هم جوابش نمود آنگاه به ساربان شهر رو زد تا شتربانی کند ولی ساربان نیز نپذیرفت به سراغ آهنگر شهر روم رفت و چندی با جیره غوت‌لایموت کار کرد. روزی آهنگر قطعه سنگی داد تا سرخ نموده آهنش کند، گشتاسپ با مهارتی که کسب کرده بود سنگ را در کوره گذاشت سرخ شد روی سندان آورد چنان ضربه‌ای کوفت که سنگ متلاشی شد و آهنگر او را بدین زور و باوز مناسب کارش ندید، جوابش کرد. گشتاسپ ناامید و گرسنه زیر درخت تنومند برکه‌ای میان شهر و روستای نزدیک شهر رفت غمگین و افسرده به آینده مبهم خویش فکر می‌کرد. دهقانی هنگام گذر اشک‌های گشتاسپ را دیده نزد او آمد به خانه یا مزرعه‌اش دعوت کرد و بسیار از او پذیرایی نمود. هنگام معارفه یکدیگر دهقان اصل و نسبش را از فریدون می‌دانست بدینگونه مدتی در پیش دهقان آسوده کمک حال دهقان شد ولی شکار را نیز فراموش نکرد. فرخ‌زاد که بود هنر نمودن گشتاسب در روم و چوگان باختن او در برابر قیصر همچنانی‌که گشتاسپ مشغول فعالیت روزمره نزد دهقان بود از سوی دیگر قصیر روم برای دختر بزرگش دنبال شوی مناسب بود به همین جهت در تالار قصر جویندگان وصلت با دختر قیصر در تالار گرد آمده بودند تا کتایون از ایشان یکی را برگزیند. اما او از میان جمع شوهری مناسب برای خود نیافت لذا قیصر اعلان عمومی کرد ه تا هرکسی که می‌تواند در مجلس نامزدی حاضر شود. دهقان که در شهر بود چنین اعلامیه‌ای شنیده وقتی به مزرعه آمد به گشتاسپ گفت تو چرا در چنین مجلس نحاضر نشوی اینک حاضر شو با هم به میدان قصر برویم. گشتاسپ بیدرنک آماده شد و هنگام ورود مانند غریبه‌ها در گوشه‌ای لابه‌لای جماعت ناظر صحنه شد. کتایون از همه سان دید و داشت ناامید می‌شد که در گوشه‌ای گشتاسپ را دید مانند بی‌کسان صحنه را تماشا می‌کرد، آنگاه کتایون او را طلبید و نامزد خویش نمود او را نزد قیصر آورد ولی قیصر از اینکه دخترش مردی بی‌نام و نشان را برگزیده هر دو را از قصر راند. آنها نزد مرد دهقان به زندگی فقیرانه خود ادامه دادند ولی قصیر سه دختر داشت و آن دو نیز مستعد شوی برای خویش بودند اما قیصر منبعد برای دختران شرط گذاشت تا هر بی‌نام و نشانی جرات ازدواج با دخترانش ننماید. زمانی‌که میرین یکی از اشراف روم از دختر دوم خواستگاری نمود شرط قیصر این شد گرگی تنومند که راه را بر مردمان دیگر نواحی در کوه سقیلا بسته، نابود سازد. اما میرین اهل این حرف‌ها نبود ولی شنیده بود کسی هست شمشیر سلم را بر کمر بسته که می‌تواند از عهده این کار بر آید تا کشتن گرگ به نام میرین پایان پذیرد. گشتاسپ را از طریق هیشوی یافت و گشتاسپ گرگ را به اسم میرین کشت و میرین توانست دل‌آرام دختر دوم قیصر را به عقد خویش درآورد. بار دیگر اهرن نامی دختر سوم قیصر را خواستگاری نمود اما شرط شد اژدهایی را در بیشه فاسقون بکشد. اهرن نیز به طریقی اژدها را بدست گشتاسپ کشت و داماد سوم قیصر شد. قیصر به مناسبت رهایی مردم روم از چنگال گرگ و اژدها جشنی ترتیب داد تا از دو داماد خویش قدردانی کرده باشد. اما کتایون از گشتاسپ خواست تا در میدان چوگان حاضر شده و خودی نشان دهد که گشتاسپ در بازی چوگان فوق‌العاده مورد نظر قیصر قرار گرفت و قیصر خواست تا او را نزدش ببرند. رفتن همان و آشکار شدن بانی همه وقایع اخیر همان. قصیر چون این‌گونه دید خواست تا از او بیشتر بداند به همین خاطر نزد دخترش کتایون رفت از او پرسید که شوهرش چگونه مردیست از کجا آمده نژادش به کیست. کتایون کفت پرسیده‌ام هر بار جوابی دگرگونه داده فقط خویش را فرخ‌زاد می‌نامد جز این بیشتر نمی‌گوید. از آن به بعد قیصر بر خود می‌بالید که چنین پهلوانی داماد اوست بنابراین جسور شد به کشورهای همسایه اعلان پرداخت باج و خراج به روم نمود و نخست کشور خزر که الیاس حاکم آنجا بود فرمان را دریافت کرد. الیاس چون سابقه باج به روم را در تاریخ کشورش ندیده بود جواب قاطعی به سفیر قیصر داد و گفت چندان به فرخ‌زاد دل نبندد که در جنگ هلاک خواهد شد. قیصر پاسخ الیاس را به گشتاسپ (فرخ‌زاد) گوشزد کرد و گشتاسپ چنین گفت که دو داماد کوچکترت میرین و اهرن را از مرز خزر بازخوان چون امید به همراهی ایشان ندارم آنگاه اعلان جنگ به الیاس نما. توصیه گشتاسپ انجام پذیرفت متعاقب آن جنگی بین الیاس و فرخ‌زاد درگرفت هنگام نبرد الیاس خواست تا فرخ‌زاد را با وعده بسوی خود کشاند و به قیصر پشت نماید اما موفق نشد و الیاس بدست فرخ‌زاد هلاک و خاک خزر ضمیمه روم گشت. آوازه فرخ‌زاد پهلوان رومی از مرزهای روم و خزر فراتر رفت و به ایران لهراسپی نیز رسید. پیکی برای اعلان اخذباج از ایران به دربار لهراسپ آمد و موضوع در جلسه‌ای متشکل از بزرگان مطرح شد و قالوس سفیر روم چندی بماند تا جواب گیرد. لهراسپ زریر را فرا خواند و از جسارت تازه رومیان گفت و آشکار شد پهلوانی فرخ‌زاد نام دربار روم ظاهر گشته که خزر را نیز بتازگی برای قیصر فتح نموده‌است. فردای آن شب لهراسپ قالوس‌رومی را نزد خویش فرا خواند و از او خواست تا راست بگوید قضیه باج خواهی رومیان که سابقه نداشت سببش چیست. قالوس گفت پادشاه ایران آگاه باشد قصیر یمردی را یافته که تمام جنگجویان زمین را هنگام نبرد به سخره می‌گیرد و هماوردی در جهان ندارد. آنگاه لهراسپ گفت این مرد که می‌گویی آیا شباهتی به مردمان دارد و قالوس گفت فقط زریر است که بسیار شبیه فرخ‌زاد است. لهراسپ دانست آن پهلوان حتما پسرش گشتاسپ است مکتوبی به قالوس داد تا نزد قیصر برد و گفت که باج ایران متعاقبا ارسال خواهد شد. اعلان پرداخت باج روم گشتاسب‌شاه تیر و کمانش را در مقابل قیصر می‌آزماید. لهراسپ تا دیر وقت از شب بفکر فرورفت و زریر را پیش خواند و گفت: بگمانم او کسی جز برادرت نیست، باید شتاب کنی که درنگ تباهی در پی خواهد داشت. نکته تاریخی در این بخش پادکرد از شهر حلب است که ظاهرا اقصا نقطه مرزی ایران و روم است و سپاه ایران به توصیه لهراسپ باید در آنجا توقف و اردو می‌زد. ایرانیان به سپهسالاری زریر به همراه تاج و تخت و کفش زرین در مجموع ردای پادشاهی به حلب راهی شد در این لشکرکشی افردای از خاندان کیکاووس، گودرز زریر را همراهی می‌کنند وقتی سپاه ایران به حلب رسید درفش همایون افراشته شد زریر با پنج تن دیگر به درگاه قیصر آمدند در کاخ قیصر و قالوس و گشتاسپ نشسته بودند که سالار بار ورود ایرانیان را اعلام نمود. وقتی زریر و همراهان وارد شدند از قیصر پوزش خواستند با همه رومیان حاضر چاق سلامتی کرده اما هیچ به گشتاسپ روی خوش نشان ندادند. قیصر از این بابت سئوال نمود و زریر در پاسخ گفت: گشتاسپ وقتی از بندگی سیر گشت گریخته به روم پناه آورد که گشتاسپ هیچ نگفت و ساکت فقط نظاره می‌کرد. وقتی قیصر این‌گونه یافت تامل کرد و دانست که هرچه در باب فرخ‌زاد شنیده درست بوده و او گشتاسپ است. پیغام لهراسپ به داد تقدیم شد ولی حقایقی پشت این روابط پنهان است و آن جنگ و تهدید است اما درست آشکار نیست تهدید از جانب لهراسپ علیه قیصر است یا فرخ‌زاد علیه ایران: چنین داد پاسخ که من جنگ را بیازم همی هر سوی چنگ را تو اکنون فرستاده‌ای بازگرد بسازیم ناچار جای نبرد ز قیصر چو بشنید فرخ زریر غمی شد ز پاسخ، فرماند دیر فردای آن روز قیصر به فرخ‌زاد گفت که چرا پاسخی نمی‌دهد و فرخ‌زاد گفت من پیش از این نزد شاه ایران بودم همه ایرانیان از رزم و هنرهای من آگه‌اند، بهتر است من به اردوگاه ایرانیان روم، گره این کار بدست من است. سوار بر بادپایی روانه شد تا چاره‌ای برای بروز از جنگ آتی بیابد، وقتی سپاه ایران و بزرگان گشتاسپ را دیدند او را شناختند نمازش برده همه مطیع فرمان او شدند. زریر از پدر پیر که تنها کارش عبادت است گفت و پیام لهراسپ را داد و گفت لهراسپ تاج و تخت ایران را به ما سپرد تا تقدیم تو گردد. وقتی گشتاسپ تاج و تخت کیانی را را دید شاد گشت تاج بر سر نهاده بر تخت نشست و همه سپاه در صف ایستاده طوق طاعتش را به گردن آویختند. بدین منول جنگ آتی ایران و روم با تفویض پادشاهی به گشتاسپ ختم به خیر شد. چون قیصر از ماجرا آگاه شد نزد ایرانیان آمد و فرخ‌زاد را در آغوش گرفت و از کارهای گذشته پوزش خواست. گشتاسپ آنگاه به قیصر گفت کتایون را نزد وی فرستد تا او همراه لشکر به ایران روانه گردد. قیصر با هدایای فراوان کتایون را آورد و خود نیز تا چند فرسخ بدرقه شاه جدید را ایران نمود اما گشتاسپ نمی‌خواست پدر زنش متمحل رنج سفر گردد او را بازگرداند و ایرانیان به راه طولانی ادامه دادند. گشتاسپ وقتی وارد پارس شد لهراسپ به استقبال او آمد هر دو از یکدیگر پوزش گرفتند سپس لهراسپ رو به فرزندش گفت همه وقایع که بر سرت رانده شد رای خدا یوده از من مرنج. گشتاسپ نیز جز بقای عمر و سایه پدر آرزو نکرد، بدین منوال زندگی پرماجرای گشتاسپ از بدو تولد تا هنگام جلوس بر تخت ایران این‌گونه بیر آمد. نظریه همسانی گشتاسپ کیانی با گشتاسپ هخامنشی یکسان بودن نام ویشتاسپ یا گشتاسپ، پادشاه پشتیبان زرتشت که وجود تاریخی او به وسیله گاهان تایید می‌شود و ویشتاسپ، پدر داریوش بزرگ باعث شده‌است که برخی از دانشمندان آن دو را یکی بپندارند. این مطلب را هرتل و سپس هرتسفلد در کتاب باستان‌شناسی ایران اثر هرتل در سال ۱۹۲۹ مطرح کرده‌است. آرتور کریستن سن این نظریه را رد کرده‌است. نظریه یکسان بودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی
[ "شاهنامه تهماسبی", "کوی", "کیانیان", "ارزان در شاهنامه", "پارس در شاهنامه", "بلخ در شاهنامه", "ایران در شاهنامه", "روم در شاهنامه", "بهمن (شاهنامه)", "لهراسپ", "مزدیسنا", "زرتشت", "قیصر", "کتایون", "اسفندیار", "پشوتن", "فرشیدورد پسر گشتاسپ", "شیدسپ", "به‌آفرید (شاهنامه)", "همای (شاهنامه)", "زریر پسر لهراسپ", "گاهان", "پارسی میانه", "دین‌کرد", "اهورامزدا", "ارجاسپ", "خیونان", "بندهش", "کومس", "گرگان", "اوستا", "مغ", "طبری", "علی بن حسین مسعودی", "دینوری", "حمزه اصفهانی", "ابوریحان بیرونی", "مطهر بن طاهر مقدسی", "ابومنصور عبدالملک ثعالبی", "دقیقی", "فردوسی", "ابن بلخی", "آذربایجان (ایران)", "توران در شاهنامه", "جاماسپ", "زریر", "بستور", "تورانیان", "رستم", "شاهنامه", "ایران", "سیستان در شاهنامه", "تالش گشتاسبی", "کیخسرو", "کابل در شاهنامه", "کاووسیان", "هما (پرنده)", "هیشوی", "رود ارس", "ارض روم", "فریدون", "میرین", "کوه سقیلا", "دل‌آرام", "اهرن", "بیشه فاسقون", "قالوس", "حلب", "زرسپ", "بهرام پسر گودرز", "ریونیز", "درفش همایون", "داریوش بزرگ", "هرتل", "هرتسفلد", "باستان‌شناسی ایران", "یوهانس هرتل", "آرتور کریستن سن", "نظریه یکسان بودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی", "گشتاسپ قطره دریایی" ]
[ "اساطیر ایرانی", "ادبیات مزدیسنا", "تاریخ مزدیسنا", "پادشاهان شاهنامه" ]
836
گاتاها
0
211
0
[ "گات‌ها", "گات ها", "گاهان", "گاثا", "گاتها" ]
false
116
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
گاتاها یا گاهان یا گات‌ها (اوستایی: گاثا، سانسکریت: گاثا، پهلوی: گاسان، گاهان) عبارت از ۱۷ سروده‌ای است که از دیرباز از سخنان زرتشت اسپنتمان دانسته می‌شده‌است و در برگیرنده پیام و آموزش‌های وی و بنیاد مزدیسنا است و کهن‌ترین و سپنتاترین بخش کتاب اوستا شمرده می‌شود. معنای واژه گات گات‌ها (اوستایی) جمع گات به معنای سرود است که در زبان پهلوی به گاث (گاس) تبدیل شده و در زبان پارسی گاه گفته می‌شود. ردپای این واژه در دستگاه‌های موسیقی امروز ایرانی به جای مانده‌است. همانند سه گاه و چهار گاه. ساختار و چینش گات‌ها از نگاه صرف و نحو و زبان و بیان، روش ارائه مطالب، فکر و اندیشه، سبک شعر و ویژگی‌های دیگر با دیگر بخش‌های اوستا تفاوت دارد، ازین روی همه اوستاشناسان و دانشمندان آن را از خود زرتشت می‌دانند، گات‌ها منظوم و موزون به گونه اشعار دینی ایران باستان اند که به شدت موجز و فشرده‌اند و از نظر ساختار دستور زبان استثناء هستند. شاید نخست بلندتر و به نثر بوده اما برای در امان بودن از گزند فراموشی یا دستبرد روزگار، آن‌ها را به نظم درآورده‌اند تا بهتر به خاطر سپرده شود. زبان شناسان وزن این اشعار را یافته و قواعد نظم را در آن‌ها تعیین کرده‌اند. در کل، ۱۷ سروده گاتها ۲۳۸ بند، حدود ۸۹۶ بیت یا ۵۵۶۰ واژه است که بعدها در میان ۷۲‌هات (فصل) یسنا جای داده شده‌اند. این ۱۷ سروده با شماره فصل آن‌ها در یسنا شناخته می‌شوند. به هر یک از فصل‌های یسنا و گات‌ها‌هات گفته می‌شود. نام بخش‌های گات‌ها و نامگذاری گات‌ها در ۵ بخش دسته بندی شده‌اند. اهونودگاه درباره نیایش خدا، گزینش پیامبر ازآنجا که نخستین واژه آن اهون ویتی خوانده می‌شده و در پهلوی اهنودگات می‌خوانند. شامل ۷‌هات (فصل) می‌باشد. هر فصل مشتمل بر چند قطعه و هر قطعه دارای سه مصراع است؛ و هر مصراع شانزده هجا دارد که پس از هجای هفتم وقف یا سکته‌ای است (۹+۷) آغاز آن از شروع‌هات ۲۸ تا پایان‌هات ۳۴ است. اشتودگاه درباره راز آفرینش، خودشناسی، خداشناسی. اشتاویتی و به پهلوی اشتودگات دارای چهار «هات» است و هر‌هات به چندین قطعه قسمت شده که هریک پنج مصراع دارد و هر مصراع ۱۱ هجا دارد و سکته یا وقف بعد از هجای چهارم است (۷+۴) شامل‌هات ۴۳، ۴۴، ۴۵ و ۴۶ می‌شود. سپنتمدگاه درباره آفرینش و پیرامون آن سپنتامینو، چهار «هات» دارد. هر‌هات چندین قطعه و هر قطعه ۴ مصراع و هر مصراع یازده هجا دارد، وقف مانند اشتودگات پس از هجای چهارم است (۷+۴) شامل‌هات ۴۷، ۴۸، ۴۹ و ۵۰ می‌شود. وهوخشترگاه درباره تازه شدن جهان و بهره کارکرد آدمی تنها یک‌هات دارد، هر قطعه ۳ مصراع و هر مصراع ۱۴ هجا دارد و سکته یا وقف در وسط آن یعنی پس از هجای هفتم می‌آید (۷+۷) شامل‌هات ۵۱ می‌شود. وهیشتوایشت‌گاه درباره والاترین آرزوی اشو زرتشت و اشوان هفت‌هات دارد، قطعه‌ها مرکب از دو مصراع کوتاه و دو مصراع بلنداند. مصراع کوتاه ۱۲هجایی، با وقف پس از هجای ۷ ام. (۵+۷) و مصراع‌های بلند ۱۹ هجایی با دو وقف یکی پس از هجای هفتم و دیگری پس از هجای ۱۴ام است. شامل‌هات ۵۳ می‌شود. هر یک از این ۱۷ فصل یا‌هات نیز دارای نامی می‌باشند. وجه تسمیه نام‌گذاری این هفده یسنا به موجب واژه‌های آغازگر هر‌هات است. زبان زبان گات‌ها، گاتی یا اوستایی کهن است که به گروه زبان‌های ایرانی کهن متعلق است و زیر شاخه خانواده خاوری زبان‌های هندواروپایی، شرق ایران است. زبان این بخش، به کهنگی زبان ریگ ودا کتاب مذهبی هندوان آریایی است و پیشینه آن -دست کم- به ۸ قرن پیش از میلاد می‌رسد. بیشتر آنچه از اوستای گاهانی فهمیده می‌شود -هم از نظر واژگان و هم دستوری- تنها بخاطر همین خویشاوندی اوستای گاتی با زبان سانسکریت ودایی است. گات‌ها برای نخستین بار در سده هجدهم به همت اوستاشناسان اروپایی شناسایی شد. به گفته ویلیام ملاندرا: «گات‌ها در مقایسه با ادبیات سایر ادیان مشرقی شاید مبهم‌ترین و پرابهام‌ترین سروده‌ها باشند. تقریبا هر بند از گات‌ها آماده چندین تفسیر است.» برگردان و ترجمه در سده ۱۸ میلادی پژوهشگر فرانسوی «انکتیل دوپرون» با بهره‌گیری از زبان سانسکریت که ریگ‌ودا (اشعار و سرودهای مذهبی هندو) با آن نوشته شده، کلید زبان اوستا و سرانجام گاتاها را پیدا نمود و راه بر ترجمه آن گشوده شد. پارسی میانه در نوشته‌های یسنا به پهلوی، گات‌ها به همراه برگردان پارسی میانه بصورت واژه به واژه می‌آیند که به نظر می‌رسد از اواخر دوران پادشاهی ساسانیان باشد. نویسندگان آن دانش بسیار ضعیفی از زبان اوستایی کهن داشته‌اند. زبان‌های اروپایی در حدود سده ۲۰ میلادی دانشمندان و خاورشناسانی چون جیمز دارمستتر به واسطه ترجمه‌های پهلوی و کریستیان بارتلمه، هلموت هوباخ و اسنلی آیسلر بواسطه شباهت با زبان ودایی به ترجمه پرداخته‌اند. پارسی امروزی به ترتیب تاریخ تاکنون این پژوهشگران ترجمه‌هایی از گاتاها به زبان فارسی ارائه داده‌اند: ابراهیم پورداوود (سال ۱۳۰۵ و بازنگری در ۱۳۳۱)، موسی جوان (۱۳۴۸)، هاشم رضی (سال ۱۳۴۸ و بازنگری در ۱۳۸۰)، موبد فیروز آذرگشسب (۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸)، عباس شوشتری (مهرین) (۱۳۵۴)، علی‌اکبر جعفری (۱۳۵۹)، حسین وحیدی (۱۳۶۶)، جلیل دوستخواه (۱۳۷۴)، موبد رستم شهزادی (۱۳۷۷)، آبتین ساسانفر (۱۳۸۳) و ترجمه مشترک بابک صالحیان و رضا مرادی غیاث‌آبادی (۱۳۹۰). محتوا مفاهیم برجسته و بنیادین تنها یک خدا وجود دارد، خداوند خرد، اهورا مزدا، آفریدگار و پروردگار پیوسته، پشتیبان و پیش برنده کیهان (سرود۸ و ۹) همه باورهای خرافی به خدایان و الهه‌ها و موجودات تخیلی مشابه دروغین و اجرای مراسم برای خشنود ساختن آن‌ها بایستی کنار گذاشته شود و همه تصورات و اعمال غیرمنطقی باید رها شوند. (سرود ۵) آئین وجدان نیک، دین، نام گاتایی مزدیسنا، جهانی و همگانی است. (سرود ۹٫۱۰ و ۱۷٫۱) روشن‌اندیشی خدایی (سروش) توانایی‌های خداوندی را آشکار می‌کند که منجر به درک اصول بنیان کیهان و نظم گیتی می‌شود. جهان به نیکی آفریده شده‌است و رو به تکامل پیشروی می‌کند چنان‌که آفریدگار آن اورمزد می‌خواهد. (سرود ۸و۹) به بشر آزادی اندیشه، گفتار و کردار بخشیده شده و ذهنی روشن برای تشخیص میان آنچه نیک و بد برای جامعه انسانی دارد. (۳٫۲و۴٫۹و۱۱و۱۲) انسان دو روان سپنتا مینیو یا روان پیش برنده و انگره مینیو یا روان پس برنده دارد. روان پیش برنده به ترقی شخص و دنیای پیرامونش کمک می‌کند. جهان بینی در گاتها از دو جهان یاد می‌شود. جهان مادی-فیزیکی، و جهان مینوی-عقلانی. جهان مادی و عقلانی در هم تنیده هستند. انسان در این دو جهان به‌طور هم‌زمان زندگی و پویایی دارد. تشریفات مذهبی در اندازه بسیار کم یاد می‌شوند. تنها پیشکشی که نیاز است، پیشکش اندیشه نیک است. بر پایه آموزه‌های گاتها تنها با اندیشه، گفتار و کردار است که آدمی زندگی واپسین خود را می‌سازد. استعارات در گاتها اهمیت بکارگیری از استعاره و نقش آن در زبان و ذهن درک شده‌است. سازوکاری که به ذهن اجازه می‌دهد تا فهم دنیای فیزیکی و تجربه‌های اجتماعی به شناخت موضوعات دیگر منجر شود. استعاراتی که زردشت در گاتها استفاده کرده‌است: دوستی با اورمزد، دئنا ونوهی، وهومن، اشا، وهور خشتر، آرمئیتی، سروش، سپنتا مینو، هئورواتت، امرتات، اترا، پل چینوت، اوشتا، گئتا، رتو، دروج. بخش‌هایی از گات‌ها زرتشت از مزدا راهنمایی می‌خواهد زرتشت از مزدا بخشش می‌خواهد این بخش‌ها از برگردان موبد رستم شهزادی از گاتهاست: پرسش‌های بلاغی زرتشت از اورمزد آزمایش و آزمون در گاتاها و شاهنامه در شاهنامه دو گونه آزمون دیده می‌شود. گونه نخست آن گفتگو یا مناظره است. در این روش، فرد مورد سنجش، با نشان دادن شایستگی خود یا دیدگاهش باید پیروز شود. گفتگوهایی مانند زال و موبدان دربار منوچهر، سنجش بزرگمهر در دربار انوشیروان، مناظره مزدک و موبدان نمونه‌هایی از این مناظره‌ها هستند. گونه دوم آزمایش در شاهنامه در فضایی ویژه‌تر و نمادین روی می‌دهد. این آزمایش که ور نامیده می‌شود به گونه‌ای فرازمینی، پاکی فرد را نشان می‌دهد. بزرگترین گونه این آزمایش در داستان سیاوش و گذر کردن او از آتش است. این داستان در ادبیات دینی ابراهیمی، به شکل گلستان شدن آتش برای ابراهیم پیامبر درآمده‌است. البته این دو روایت تفاوت‌هایی با هم دارند. مثلا آتش در داستان سیاوش آزماینده و در داستان ابراهیم سوزاننده و مجازات‌کننده است. این نگرش که انسان‌ها مورد آزمایش قرار می‌گیرند، در اندیشه ایرانی با آنچه که در اندیشه ابراهیمی دیده می‌شود -که همه سختی‌ها آزمایش به‌شمار می‌روند- متفاوت است. سختی‌های عادی زندگی، گاه روند عادی پدیده‌ها یا بازخورد اشتباهات ماست. اما آزمایش در اندیشه ایرانی، رویدادی ویژه است که فرد باید اوج شایستگی خود را در آن بروز دهد. در گاهان نیز اشوزرتشت درباره این آزمایش‌ها سخن گفته و آن را از اهورامزدا درخواست کرده‌است. در‌هات ۳۰ بند ۷ آمده: همچنین در‌هات ۴۳ بند ۱۰ آمده
[ "اوستایی", "سانسکریت", "زبان فارسی میانه", "زرتشت", "اسپنتمان", "مزدیسنا", "سپنتا", "اوستا", "زبان پهلوی", "زبان پارسی", "دستگاه (موسیقی)", "دستگاه سه‌گاه", "دستگاه چهارگاه", "صرف و نحو", "اوستاشناس", "منظوم", "موزون", "ایران باستان", "دستور زبان", "نثر", "زبان شناسان", "بند", "بیت (شعر)", "واژه", "یسنا", "هات", "اَهونَوَدگاه", "مصراع", "اُشتَوَدگاه", "سپَنتمَدگاه", "وُهوخْشتَرگاه", "وَهیشتوایشْت‌گاه", "اشا", "وجه تسمیه", "زبان‌های ایرانی", "زبان‌های هندواروپایی", "ریگ ودا", "آریایی", "سانسکریت ودایی", "ریگ‌ودا", "هندو", "پارسی میانه", "ساسانیان", "شرق‌شناسی", "جیمز دارمستتر", "کریستیان بارتلمه", "ابراهیم پورداوود", "هاشم رضی", "فیروز آذرگشسب", "علی‌اکبر جعفری", "جلیل دوستخواه", "رستم شهزادی", "آبتین ساسانفر", "رضا مرادی غیاث‌آبادی", "خدا", "اهورا مزدا", "ایزدبانو", "سروش", "کیهان", "اورمزد", "سپنتا مینیو", "اهریمن", "هومت", "برگردان", "شاهنامه", "زال", "موبد", "منوچهر", "بزرگمهر", "انوشیروان", "مزدک", "ور", "سیاوش", "آتش", "دین ابراهیمی", "ابراهیم", "اشو", "اهورامزدا", "سعید حمیدیان" ]
[ "اوستا", "متون زرتشتی" ]
837
یسنه
0
110
0
[ "یَسنه", "یسنا", "يسنه", "يسنا", "یسن", "يسن", "يَسنه" ]
false
63
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
یسنه یا یسن (در اوستا به معنی نیایش) به دو معنی به کار می‌رود: یسنه به معنی یک مراسم مذهبی بسیار مهم در مزدیسنا، یا یکی از نسک‌های (نسک به معنی فصلی از کتاب) اوستا است که در این مراسم مذهبی خوانده می‌شود. همچنین از نام‌هایی است که زرتشتیان بسیار از آن برای دختران خود استفاده می‌کنند. نام این نام از ریشه ایرانی "یز"(yaz)، و در زبان اوستا به معنی پرستش و این یک نام کهن ایرانی زرتشتی برای دختران نیز می‌باشد. واژه "یشتن" (Yashtan)در زبان پهلوی و جشن در فارسی (گرفته شده از یسن) نیز از همین ریشه است. نسک یسنه یا یسنا نام مهم‌ترین نسک اوستای کنونی است که ۷۲‌هات (فصل) دارد و گاهان پنجگانه زرتشت (گاتاها) نیز جزو همین ۷۲‌هات به‌شمار می‌آید. در این نوشته‌ها یزدان‌ها به مراسم فرا خوانده می‌شوند و دستور ال‌عمل مراسم داده می‌شود. مانند بقیه نسک‌های اوستا یسنا نیز به صورت سرود نوشته شده‌است. مراسم مذهبی جشن یسنا در اتاقی مخصوص در آتشکده برگزار می‌شود. این اتاق را با پاوی‌ها یا آبراه‌ها نشانه‌گذاری می‌کرده‌اند. این مراسم با سرپرستی موبد انجام می‌شود. مراسم شامل خواندن بخش‌هایی از سرودهای نسک یسنا می‌باشد که برجا مانده از اشوزرتشت است و همچنین کهن‌ترین بخش کتاب اوستا نیز است گات‌ها یا سرودهای اشو زرتشت نام دارد. یسنا به معنای قربانی (سنسکریت Yajnah)، در اساس، قربانی کردن هومه (نوشیدنی مقدس) است که در مقابل آتش برگزار می‌شود. محل اجرای آن، اورویسگاه Urvisgah، همان جایی است که آتش را پیوسته در آن روشن نگاه می‌دارند. پیش از آیین یسنای اصلی، پرگره paragarah اجرا می‌شود، که متشکل از یک سلسله عملیات مقدماتی مختلف است که آخرین آن‌ها آماده ساختن نوشیدنی مورد نیاز قربانی است. سایر عملیات که نسبت به آن فرعی است عبارتند از: آیین زوهر یا آب مقدس، که تبرک آبی است که از چاهی در کنار معبد کشیده می‌شود. در آیینی که آمیزش زوهر نامیده می‌شود، آب در پایان مراسم یسنا، دوباره به چاه بازگردانیده می‌شود، یعنی آب زوهر از نو با آب چاهی که از آن گرفته شده یکی می‌شود. آیین برسم یا دسته‌ای شاخه، که امروزه با شاخه‌های فلزی جایگزین شده، اما نامش یادآور برهیس barhis است، حصیری که برای نشستن خدایان طی مراسم ودایی قربانی بافته می‌شد. در طول آیین پارسی، مقداری آب مقدس بر روی برسم ریخته می‌شود. همان طور که دارمستتر در زند و مودی نیز آن را تایید کرده‌است، عمل نمادپردازی روشن است:«برسم نمایانگر آفرینش گیاهان است و آب مقدس به جای باران؛ زوهر به شکلی روی برسم ریخته می‌شود تا تماس کامل باشد و به این ترتیب، باروری کل آفرینش گیاهان و خاک تضمین شود.». در طول یسنا، برسم روی دو پایه هلای شکل گذاشته می‌شود که خود نماد روشنی از باروری گیاهی است. آیین اییویدونگهن aiwyaonghan یا «گره». ابتدا یک برگ درخت خرما در آب از لحاظ آیینی پالوده شده، شسته می‌شود، سپس آن را به شش نوار باریک تقسیم می‌کنند و دور یکدیگر تاب می‌دهند تا دسته واحدی بسازد و هر دو انتهای آن را گره می‌زنند. رسم است که برسم را دسته می‌کنند؛ رشته واحدی از دسته برسم را در پای پایه‌های هلالی شکل قرار می‌دهند، و رشته زوهر را در پایان پر گره، روی دیس جیوم Jivam می‌گذارند. آیین اورورم Urvaram یا «گیاه». شاخه‌ای از درخت انار در آب مقدس شسته می‌شود. آیین جیوم Jivam یا «شیر زنده». از بزی (به عنوان جایگزین گاو) شیر دوشیده می‌شود. آیین تهیه درون، نان مقدس. این نان در لحظه معینی از مراسم توسط موبد موبدان (Zot) (یسنا 8) خورده می‌شود، و سایر افراد حاضر چنانکه مایل باشند، پس از مراسم آن را می‌خورند. گوشودو Goshuddo نام کره شفاف شده یا گی ghee است که یکی از اجزای درون darun بوده و برای چرب کردن آن نیز استفاده می‌شود. تهیه هومه به خودی خود مراسمی کامل است. شاخه‌های گیاه هومه، افدرا EPhedra (که نام خود را به افدرین داده است) از ایران به هند وارد می‌شود. در آب مقدس شسته و در هاونی که به دیواره‌هایش ابتدا با دسته هاون ربه زده می‌شود، کوبیده و اوراد دفع ارواح پلید (exorcism) تکرار می‌شود. شیاطین به ویژه در مقابل ضربه‌هایی که به دیواره نواخته می‌شود، حساسند. ساقه‌ها با اورورم یا شاخه انار، با افزودن اندکی آب مقدس کوبیده می‌شود. در این میان موبد دعاهای اصلی پارسی را چندین بار می‌خواند. آبگونه‌ای را که به ترتیب جمع می‌شود، از درون یک صافی که از موی گاو مقدس ساخته شده، در حال دعا خوانی، که برخی از آن‌ها «با صدای خفه» خوانده می‌شود، می‌گذرانند. آبگونه‌ای که به ترتیب آماده می‌شود، پرهوم Parahom یا هوم مقدماتی است که طی یسنای اصلی تبرک می‌شود. یسنای اصلی چنان که مودی نیز اشاره می‌کند بیش‌تر، از بازخوانی 72 فصل یسنا که اینجا و آنجا با برخی از آیین‌ها همراهی می‌شود تشکیل شده‌است. مراسم به دو موبد نیاز دارد، که اولی زوت، به تنهایی می‌خواند؛ و دومی راسپی raspi به تناوب پاسخ می‌دهد، اما وظیفه اصلی او مراقبت از آتش است که مراسم در مقابلش اجرا می‌شود.
[ "اوستا", "نسک", "هات", "گاهان", "زرتشت", "موبد" ]
[ "اوستا", "نام‌های زنان ایران", "نسک‌های اوستا", "متون زرتشتی" ]
838
هات
0
12
0
[]
false
9
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
هات یا‌ها واژه فارسی به معنی فصل و بخش یک کتاب است. این واژه در اوستا به گونه هائیتی و در سانسکریت ساتی و در زبان پهلوی‌هات می‌باشد. در کتاب اوستای زرتشت به هر یک از بخش‌های هفتاد و دوگانه یسنا،‌هات گفته می‌شود. گات‌ها سروده زرتشت از‌هات ۲۸ یسنا آغاز می‌شود و به طورکلی شامل ۱۷‌هات است.
[ "فارسی", "اوستا", "سانسکریت", "زبان پهلوی", "زرتشت", "یسنا", "گات‌ها" ]
[ "اوستا" ]
839
زرتشت
0
716
0
[ "زردشت", "زردتشت", "آئین زرتشت", "اشو زرتشت", "اشوزرتشت", "زرادشت", "زرتشتر", "هووی", "هووي", "آئين زرتشت", "ائین زرتشت", "ایین زرتشت", "ائين زرتشت" ]
false
489
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
زرتشت یا زردشت یا اشوزرتشت ، پیامبر ایران باستان بود؛ که مزدیسنا را بنیان گذاشت. وی سراینده گاتاها، کهن‌ترین بخش اوستا است. زادگاه و زادروز وی دقیقا روشن نیست، هرچند زمان زایش او ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد مسیح گمان زده می‌شود و زادگاه وی را به مناطق مختلفی مانند شهر ری، آذربایجان، خوارزم، سیستان، خراسان و آمل نسبت داده‌اند. آموزش‌های زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان آمیخته شد و مزدیسنای کنونی را پدیدآورد که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است. نام زرتشت در فهرست یکصد نفره انسان‌های تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد. دین زرتشت امروزه حدود ۲۰۰ هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد. ریشه و معنای نام نام زرتشت بر اساس نوشته‌های زبان اوستایی «زراثوشترا» بوده‌است. این نام ترکیبی است از «زرت» که ممکن است معنی زرد و زرین یا پیر داشته باشد و «اشترا» که برخی آن را شتر و برخی معنی آن را «آسترا» به معنی ستاره در نظر گرفته‌اند. «دارنده شتر زرد»، «دارنده شتر پیر»، «دارنده شتر با جرات»، «درخشان و زرد مثل طلا»، «پسر ستاره»، «ستاره درخشان» و «روشنایی زرین» معانی گوناگونی است که تا به حال پژوهشگران برای نام زرتشت ذکر کرده‌اند. املای نام زرتشت در انگلیسی ، از املای یونانی آن گرفته شده‌است که واژه Aster یا «ستاره» را در خود دارد و ممکن است به این دلیل باشد که این پیامبر را بعدها سرچشمه دانش ستاره‌شناسی دانسته‌اند. نام اوستایی او «زره ثوشتره» به تعبیری به معنی «کسی که می‌تواند شتران را اداره کند» است. شکل فارسی باستان نام او «زره ئوشتره» Zaraushtra و شکل مادی آن «زره توشتره» Zaratushtra بوده‌است که زره ئوشتره اوستایی و زردشت پهلوی از آن پدید آمده‌است. زمان زندگانی زرتشت زمان ظهور زرتشت، با همه پژوهش‌های دانشمندان قدیم و جدید، هنوز هم در پرده ابهام است. برخی از مورخین سال تولد زرتشت را در ۱۰۰۰ پیش از میلاد مسیح تخمین زده‌اند. زادروز زرتشت در بین پژوهشگران و تاریخ‌دانان موضوعی مورد بحث است. این تفاوت از ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد است. درباره زمان زندگانی زرتشت آنقدر تحقیق و بحث و گفتگو شده‌است که حتی اشاره به رئوس آن مطالب، کتاب بزرگی را فراهم می‌کند. اودوکسوس کنیدوسی که هم‌زمان با افلاطون بوده‌است، زمان ظهور زرتشت را ۶۰۰۰ سال قبل از افلاطون می‌داند. جامعه ایرانیان زرتشتی زادروز زرتشت را روز خرداد از ماه فروردین برابر با ۶ فروردین و در سال ۱۷۶۸ پیش از میلاد و تاریخ درگذشت او را ۵ دی ۱۶۹۱ پیش از میلاد تعیین کرده‌است. بیشتر پژوهشگران طرفدار تاریخ سنتی، زمان زرتشت را سده پنجم تا ششم پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند. در کتاب بندهشن آمده‌است که زرتشت در سال ۲۵۸ سال پیش از انقراض شاهنشاهی هخامنشی به بعثت رسید. اما در ارداویراف‌نامه، بعثت زرتشت ۳۰۰ سال پیش از حمله اسکندر ذکر می‌شود و بنابراین، چون اسکندر ۳۳۰ پیش از میلاد به ایران حمله کرده‌است، تاریخ تولد زرتشت در حدود ۶۶۰ پیش از میلاد خواهد شد. همچنین بعضی از محققان دیگر از شباهت اسمی استفاده کرده، گشتاسپ (ویشتاسپ) پدر داریوش یکم هخامنشی را با گشتاسپ شاه کیانی یکی دانسته‌اند، در نتیجه زمان زرتشت را حدود ۵ سده پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند. امروزه بیشتر دانشمندان بر آنند که زردشت بین "۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰" سال پیش از میلاد می‌زیسته‌است. نگاره‌ای از زرتشت در آتشکده یزد خاستگاه زرتشت با آنکه در مورد زادگاه زرتشت تاکنون تحقیق گسترده‌ای صورت گرفته ولی هنوز نتیجه قطعی به دست نیامده‌است. از گاتاها که تنها مآخذ اساسی راجع به زندگی زرتشت است، هیچگونه اطلاع روشنی، خواه در باب مولد و خواه درباره محل دعوت و منطقه عمل او، به دست نمی‌آید. در چندین قسمت از یشت‌ها در اوستا محل فعالیت دینی زرتشت ایران‌ویج ذکر شده‌است. در منابع زبان پهلوی (زبان پارسی میانه) و به دنبال آن‌ها در کتاب‌های عربی و فارسی ایران‌ویج را با آذربایجان یکی شمرده‌اند. دانشمندان انتساب زرتشت را به آذربایجان، به دلایل فراوان مردود می‌دانند که مهم‌ترین آن‌ها دلایل زبانی است. زبان اوستایی یعنی زبان کتاب اوستا زبانی است متعلق به شرق ایران و در این کتاب هیچ نشانی از واژه‌هایی که اصل مادی یا فارسی باستان داشته باشد، دیده نمی‌شود. امروزه بیشتر دانشمندان ایران‌شناس ایران‌ویج را خوارزم به‌شمار آورده و زادگاه زردشت را آنجا دانسته‌اند. تصویری خیالی از زرتشت (در سمت چپ). نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰ میلادی. تبار و خانواده زرتشت مادر زرتشت دوغدو دختر «فری‌هیم‌روا» و پدر وی پوروشسب نام داشتند. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. حاصل ازدواج پوروشسپ و دوغدو پنج پسر بود که زرتشت سومین آن‌هاست. زرتشت سه بار ازدواج کرده بود. نام همسر نخست و دوم او ذکر نشده‌است. زن سوم او «هووی» نام داشته، هووی از خاندان «هووگو» و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتر، وزیر گشتاسپ شاه کیانی بوده‌است. زن نخست او پسری به نام ایست واستر و سه دختر به نام‌های «فرینی» و «ثریتی» و «پوروچیستا» داشت. زرتشت در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می‌کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسپ می‌نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های «اوروتت‌نره» و «هورچیثزه» به دنیا آمده، و ظاهرا از زن سوم فرزندی نداشته‌است. نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیوماه بود که فروردین‌یشت از او نام می‌برد. وی در روایات سنتی، پسرعموی زرتشت به‌شمار آمده‌است. زندگی زرتشت گرچه در اوستای موجود جای جای اشاره‌های پراکنده‌ای به نام و خانواده و برخی حوادث زندگی زرتشت می‌شود ولی زندگینامه او به‌طور منظم و پیوسته عرضه نمی‌شود. شواهد موجود نشان می‌دهد که شرح زندگی زرتشت در سه نسک (بخش) از ۲۱ نسک اوستا به نام‌های «سپند»، «چهرداد» و «وشتاسپ ساست» آمده بوده‌است. اصل متن اوستایی و ترجمه پهلوی این بخش‌ها در دست نیست. اما خلاصه مطالب آن‌ها در کتاب هشتم دینکرد نقل شده‌است. آگاهی‌های تاریخی و واقعی درباره زندگی زرتشت بسیار اندک است. آنچه در اوستا و در منابع پهلوی و فارسی آمده‌است، بیشتر جنبه افسانه‌ای دارد، گرچه در این مطالب نیز حقایقی می‌توان یافت. آنچه به یقین در مورد زندگی زرتشت از متون اوستایی بر می‌آید اینست که زرتشت از کودکی تعلیمات روحانی دیده‌است. زیرا در گاتاها (یسن ۳۳، بند ۱) خود را «زوتر» نامیده‌است و آن اصطلاحی است که در مورد دین مردی که دارای شرایط کامل روحانیت است، به کار می‌رود. در گاتاها (یسن ۴۳) اشاره به دریافت وحی از او از سوی اهورامزدا شده‌است. زرتشت در تبلیغ دین خود با دشواری‌هایی روبرو بوده‌است. در سرودهای خویش (یسن ۴۶، بند ۲) از فقر و کمی تعداد حامیانش می‌گوید و از بدکاری پیشگویان و روحانیان هم وطن خود کوی‌ها و کرپن‌ها، گله و شکایت دارد و از بعضی دشمنان خود مانند بندوه و گرهم (یسن ۴۹، بند ۱ و ۲) نام می‌برد. سرانجام بر آن می‌شود که از زادگاه خود دور شود و به سرزمین مجاور برود که فرمانروای آن گشتاسپ است. زرتشت در این سرزمین سرانجام با موفقیت روبرو می‌گردد. با گروش گشتاسپ به دین زرتشت، مخالفت‌های حکمرانان همجوار برانگیخته می‌شود. نام برخی از فرمانروایان مخالف زرتشت در آبان‌یشت (یشت ۵، بند ۱۰۹) آمده‌است که از میان آنان ارجاسپ تورانی از همه نامورتر است. برحسب سنت زرتشت در سن ۷۷ سالگی کشته شد و قاتل او توربراتور نام دارد. جایگاه گاتاها در اوستا قدیم‌ترین و مقدس‌ترین بخش اوستا کتاب دینی زرتشتیان، گاتاها می‌باشد. از زمان‌های بسیار قدیم گاتاها را سخنان و اشعار خود زرتشت می‌دانستند. اوستایی که اکنون در دست است تنها یک چهارم کتابی است که در دوره شاهنشاهی ساسانی وجود داشته‌است. اوستا در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخش‌های اوستا عبارتند از: یسنا (یسنه) به معنی پرستش و نیایش است و مهمترین قسمت اوستاست. سخنان زرتشت موسوم به گاتاها در آن گنجانده شده‌است. کلا شامل ۷۲ فصل یا‌هات است. ویسپرد شباهت تامی به یسنه دارد و همراه آن در مراسم دینی خوانده‌می‌شود. یشت از برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان و ایزدان است. از نظر قدمت زبانی احتمالا چند سده با عهد گاتاها اختلاف زمانی دارد. یشت‌ها گروهی از متن‌های کهن هستند که از راه تلفیق در گنجینه آیین زرتشتی گنجانده شده‌اند. وندیداد به معنی قانون است. این بخش شامل بسیاری از قوانین مذهبی و احکام دینی زرتشتیان می‌شود. تالیف آن معمولا به پس از دوره هخامنشی نسبت داده‌می‌شود. زبان و سبک و انشاء وندادید با این فرض که همه کتاب از دوره اول اشکانی است، کاملا سازگار است. خرده‌اوستا به معنی اوستای کوچک است. برای شرح نماز، ادعیه، روزهای متبرک ماه و اعیاد مذهبی سال و سایر مراسم مثل سدره‌پوشی و کستی بستن کودکان، عروسی، سوگواری و غیره درست شده‌است. این قسمت از اوستا در زمان شاپور دوم شاه ساسانی بین سال‌های ۳۱۰ تا ۳۷۹ و توسط آذرباد مهراسپندان تالیف شده‌است. اهمیت گاتاها در شناخت دین زرتشت گاتاها کهن‌ترین اثری است که از روزگاران پیشین برای ایران باقی‌مانده‌است و از حیث صرف و نحو و زبان و تعبیر و فکر با سایر قسمت‌های اوستا فرق دارد. قطعاتی که دلیل سخن‌گوئی خود زرتشت است، در گاتاها بسیار دیده می‌شود. چنان‌که در شش‌تا از گاتاها سراینده به عنوان اول شخص از خود یاد می‌کند. به دلیل تصرفاتی که به خصوص در دوره ساسانی، در دین زرتشت، کرده‌اند، گاتاها منبع بسیار معتبری برای شناخت عقاید اصلی زرتشت به‌شمار می‌رود. فصل‌های یسنه،‌هات نامیده می‌شوند. کل گاتاها ۱۷‌هات است و شامل ۲۳۸ بند و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ کلمه است. گاتاها منظوم است و از جهت وزن شعر و تعداد مصراع‌ها در هر بند، به ۵ بخش به شرح زیر تقسیم شده‌است. اهنود به معنی سرور و مولا است. اهنود از‌هات ۲۸ یسنه آغاز می‌شود. اشتود به معنی سلامت و عافیت است. سپنتمد به معنی خرد مقدس است. وهوخشتر به معنی اقتدار نیک و کشور خوب است. وهیشتواشت به معنی بهترین خواسته و نیکوترین ثروت است. به سبب وجود لغت‌های ناشناخته، پیچیدگی زبان شعر، مشکلات دستوری و از همه مهم‌تر مشکل عدم آشنایی صحیح با اندیشه‌های زرتشت نمی‌توان ادعا کرد که اشعار زرتشت بطور کامل توسط دانشمندان اوستاشناس درک شده‌است، با این همه، لطف و زیبایی آن دسته از سرودهایی که معنی آن روشن است، قابل انکار نیست. دین زرتشت از ورای گاتاها آنچه از واژه‌ها و جملات گاتاها بر می‌آید نشان دهنده اینست که زرتشت بر ضد گروه پروردگاران آریایی یعنی آن مذهبی که ایرانیان در پرستیدن قوای طبیعت با هندوان شرکت داشتند، می‌باشد. یکتاپرستی در گاتاها اهورامزدا خدای یگانه است که جسم یا مرکب نبوده و مینوی پاک است. جلوه‌های خاص خدا امشاسپندان هستند. تقریبا دویست بار در گاتاها به کلمه مزدا (اهورامزدا) یا ترکیب از این واژه اشاره می‌شود. زرتشت جز از اهورامزدا خدای دیگری نمی‌شناسد. زرتشت از گروه پروردگاران پیشین رو گردان است. تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا ست. اوست آفریننده یکتا و خداوند توانا. در گاتاها (هات ۴۴) زرتشت با یک زبان شاعرانه در توحید و اقتدار خداوند گوید: از تو می‌پرسم ای اهورامزدا کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گهی تهی است و گهی پر؟ کیست که به باد و ابر تندروی آموخت؟ کیست آفریننده روشنایی سودبخش و تاریکی؟ که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفریننده فرشته مهر و محبت؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد. پس از این پرسش‌ها زرتشت خود در پاسخ گوید: من می‌کوشم ای اهورامزدا تو را که به توسط خرد مقدس، آفریدگار کلی، به درستی بشناسم. دوگانگی خرد انسان در گاتاها از منازعات اهورامزدا و اهریمن و جنگ و ستیز دائمی مابین این دو که مایه آن همه بحث و مجادله گردید هیچ سخنی نرفته‌است. زرتشت اهورامزدا را سرچشمه آفرینش می‌داند و در مقابل او، آفریدگار یا فاعل شری وجود ندارد. انگره مینو یا خرد خبیث که بعدها به مرور ایام تبدیل به اهریمن گردید و زشتی‌های جهان از قبل اوست در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل سپنتا مینیو یا خرد مقدس است. در گاتاها‌هات ۳۰ قطعه سوم آمده‌است: آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور ظهور نمودند یکی از آنان نیکی است در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری بدی (در اندیشه و گفتار و کردار) از میان این دو مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را. همچنین در گاتاها‌هات ۴۵ قطعه دوم آمده‌است:من می‌خواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود داشتند، از آنچه آن (گوهر) خرد مقدس سپنت مینو، به آن (گوهر) خرد خبیث انگره مینو گفت، اندیشه، آموزش، خرد، آرزو، گفتار، کردار، زندگانی و روان ما با هم، یگانه و یکسان نیست. زرتشت مسئله نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی بدین صورت بیان می‌کند که خلقت جهان توسط خداوند انجام می‌یابد اما دو مینوی یا دو اصل وجود دارند که از خواص ذهن آدمی هستند. او می‌گوید این دو بنیاد زاده اندیشه آدمی هستند و هریک بر اندیشه و گفتار و کردار انسان اثرگذار هستند. این دو گوهر در سرشت آدمی وجود دارند و قضاوت درباره خوب و بد از این دو گوهر غیرمادی سرچشمه می‌گیرد. این ثنویت و دوگانگی در اخلاق و منش آدمی در مذاهب و مکتب‌های فلسفی دیگر نیز وجود دارند، مانند نفس اعلی و نفس اماره، نفس انسانی و نفس بهیمی و همچنین نام‌های دیگر. نگاره‌ای یافته شده از شهر دورا اروپوس، که قدمت آن به قرن سوم پس از میلاد بازمی‌گردد. این نگاره اشاره به یک پیامبر ایرانی دارد که احتمال می‌رود زرتشت باشد. اختیار انسان در برابر این دو نیرو تکلیف انسان در دنیا چیست؟ زرتشت در گاتاها در‌هات ۳۰ گوید «مرد دانا باید خود برابر گزیند». انسان برپایه سرودهای زرتشت آزاد است و اختیار گزینش دارد. زرتشت در گاتاها در‌هات ۳۰ بخش ۲ می‌گوید: به سخنان مهین گوش فرا دهید. با اندیشه روشن به آن بنگرید. میان این دو آئین (دروغ و راستی) خود تمایز دهید. پیش از آنکه روز واپسین فرا رسد، هر کسی بشخصه دین خود اختیار کند. بشود که در سرانجام کامروا گردیم. ارج‌گذاری زندگی در این جهان زرتشت به زندگانی دنیوی بی‌اعتنا نیست و درویشی در آن راهی ندارد. زرتشت رسالت خود را فقط مذهبی و معنوی نمی‌داند و در ترقی امور اقتصادی و بهبود زندگانی مادی نیز کوشاست. بخصوص زرتشت به‌آباد کردن زمین و کشاورزی اهمیت زیادی داده‌است. زرتشت در سخنان خویش خطاب به کشاورزان می‌گوید که کشور خداپرست گشتاسپ باید از نیروی آنان برتری به هم رساند و سرمشق دیگران گردد. در‌هات ۳۴ گاتاها بند ۱۴ آمده‌است: آری‌ای مزدا از پاداش گران‌بهای تو در همین جهان کسی بهره‌مند شود که در کار و کوشش است. اساس دین زرتشت (پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک)، از خصایص و اصول مزدیسنا است. در سراسر گاتاها این سه کلمه بارها تکرار شده‌است. در‌هات ۵۱ گاتاها بند ۲۱ آمده‌است: از پرتو پارسائی به مقام تقدس رسند. چنین کسی از پندار و گفتار و کردار نیک و ایمان خویش به راستی ملحق گردد. اهورامزدا به میانجی وهومنه (مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند) به چنین کسی کشور جاودانی ارزانی دارد. مرا نیز چنین پاداش نیکی آرزوست. همچنین انسان باید در فتح راستی و شکست دروغ بکوشد. در‌هات ۳۰ گاتاها بند ۸ آمده‌است: کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده، به دست راستی بسپرد. آیین پرستش و مراسم دینی در گاتاها به هیچ روی از آیین‌های دین و مراسم پرستش و آداب قربانی و اعیاد گفتگو نیست. زرتشت اعمال قربانی و باده‌نوشی‌های دینی و بکار بردن هوم را با سختی و قاطعیت مردود دانسته‌است. پلوتارک مورخ یونانی نوشته‌است زرتشت ایرانیان را در عبادت اهورامزدا فقط به فدیه معنوی که نیایش و سپاسگزاری باشد موعظه نمود. عنوان کاهنان و پیشوایان مذهبی پیش از زرتشت کرپان بود که مراسم و نیرنگ‌ها و مناسک دینی را که بسیار پیچیده بود، برای مردم انجام می‌دادند و علاوه بر دستمزدهای کلان، قدرت فوق‌العاده‌ای داشتند. هوم نوشابه سکرآوری بود که در این نیایش‌های مذهبی می‌نوشیدند، مرگ‌زدایی صفت آن بود و پیداست که هوم را نیز بسان ایزدان و فرشتگان به یاری می‌خواندند. در‌هات ۳۲ گاتاها بند ۱۲ و ۱۴ آمده‌است:نفرین تو باد ای مزدا به کسانی که با فریاد شادمانی گاو قربانی می‌کنند. همچنین در منع نوشیدنی‌های الکلی در مراسم مذهبی در‌هات ۴۸ گاتاها بند ۱۰ آمده‌است:کی‌ای مزدا شرفا به رسالت نیک‌پی خواهند برد؟ کی این مشروب سکر آوردنده و کثیف را خواهی برانداخت؟ از آن چیزی که کرپان‌های زشت کردار و شهریاران بدرفتار، به عمد ممالک را می‌فریبند. مجسمه‌های دادگاه استیناف، زرتشت (سمت چپ) ایستاده در گروه قضایی اول بر روی دیوان عالی نیویورک سنجش اعمال در روز رستاخیز مزدا پس از سر آمدن زندگانی در روز واپسین در کشور جاودانی خود، آنچه نیک و نیک‌تر است به آن کسی بخشد که خشنودی او را به جای آورد، همچنین زشت‌کردار را که از او نافرمان‌برداری نمود، به سزا رساند. همچنین در در‌هات ۴۶ گاتاها بند ۱۰ و ۱۱،‌هات ۵۰ بند ۴ و‌هات ۵۱ بند ۱۳، از پل چینود ذکر رفته‌است. این چنین این نفس دروغ‌پرست، پاداش یقینی هدایت‌شدگان راه راست را، از خود دور نمود. روانش در سر پل چینود هنگام حساب واپسین در بیم و هراس خواهد بود، برای آنکه از کردار و گفتار خویش از راه راست دور افتاد. کرپان‌ها و کوی‌ها (کاهنان مذهبی و رهبران سیاسی مخالف زرتشت) به واسطه تسلط خویش، مردم را به سوی اعمال زشت دلالت کنند تا آنکه حیات جاودانی آخرت آنان را تباه نمایند. روان و وجدان آنان وقتی که به نزدیک پل چینود رسد، در بیم و هراس خواهد افتاد. آنان جاویدان در خانه دروغ (دوزخ) بمانند. ازدواج در گات‌ها،‌هات ۵۳، پند زرتشت به دخترش پوروچیستا هنگام ازدواج با جاماسپ وزیر دوران گشتاسپ چنین آمده‌است: اینک تو ای پوروچیستا، جوان‌ترین دختر زرتشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست‌کرداران و پشتیبانان آیین راستی است، جهت تو برگزیده‌ام. پس اکنون برو و در این باب بیندیش و خردت را راهنما قرار داده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج پرداز. چگونگی ازدواج به موجب عقاید نخستین و صدر آیین زرتشتی، با آنچه بعدها به زرتشت نسبت دادند، سازگاری و هماهنگی ندارد. در زمان ساسانیان اصرار می‌شد که ازدواج میان خویشاوندان، از ضروریات دین و از تعالیم زرتشت است، برخلاف این نظر نه خود زرتشت و نه فرزندان و پیروانش به چنین اصلی عمل نکردند. بعید و بلکه محال است که زرتشت درباره ازدواج با خویشان و اقوام دستور دهد و در همان حال خود و پیروانش برخلاف آن عمل کنند. چنان‌که از گفته هرودوت بر می‌آید پیش از فتح مصر توسط کمبوجیه دوم چنین قانونی که نکاح با خواهر را تجویز کرده‌باشد، در ایران وجود نداشته‌است. هرودوت درباره ازدواج کمبوجیه دوم و خواهرش می‌نویسد: با آنکه در هیچ دوره و زمانی در پارس سابقه نداشت، برادر با خواهر وصلت کند، باوجود این کمبوجیه به این خیال افتاد که برخلاف شرع و آئین قومی خویش، با خواهر خود ازدواج کند. پس قضات شاهی را احضار کرد و پرسید «آیا در پارس قانونی هست که اگر وی بخواهد ازدواج بین خواهر و برادر را مجاز سازد؟» داوران شاهی هر چند نتوانسته بودند، قانونی پیدا کنند که چنین امری را تجویز کند ولی قانونی یافتند که به پادشاه ایران اختیار می‌داد، به آنچه دلخواه اوست، رفتار کند. بدین ترتیب قضات در اثر بیمی که از قهر کمبوجیه داشتند قاعده‌ای تازه فراهم ساخته، جان خود را از خطر رهانیدند. ازدواج میان محارم در برخی خاندان‌های سلطنتی باستانی، برای نگهداری خون و مالکیت رایج بوده‌است و ایلامیان و مصریان و تایلندی‌ها و غیره، این رسم را داشته‌اند. اما از گفته هرودوت چنین بر می‌آید که تا زمان کمبوجیه دوم این رسم نزد پارسیان غریب و ناخوشایند بوده‌است. اظهار صریح هرودوت مبنی بر نظرخواهی کمبوجیه از قضات خود قرینه دیگری است مبنی بر اینکه این ازدواج امری مغایر با سنت‌ها بوده‌است زیرا در غیر اینصورت کسب نظر مشورتی با قضات ضرورتی نداشت. شکی نیست که ایرانی‌ها پس از پیروزی بر مصر ارتباط تامی با این ملت داشته‌اند. احتمالا از آن زمان در پیروی از مصری‌ها بعضی از اعضای خاندان سلطنتی چنین عملی را مرتکب شده و پس از آن موبدان را تحریک و تحریض نموده که فتوا برای مشروعیت بخشیدن به آن صادر نمایند. نگاره‌ای از اشوزرتشت بزرگ مربوط به سال‌های آغازین سده بیستم میلادی از دیدگاه اسلام از آنجا که اسلام، صریحا ایمان به پیامبران گذشته را هم‌ردیف به پیامبر اسلام اعلام کرده‌است زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده‌است. چنان‌که در قرآن سوره حج آیه ۱۷، زرتشتیان را مجوس نامیده‌است و در ردیف پیروان ادیان آسمانی آورده‌است. در قرآن کلمه مجوس به عنوان یک دین ذکر شده‌است و چون از مشرکان جدا شده‌است، بسیاری این برداشت را کرده‌اند که در اصل دینی یکتاپرستانه بوده‌است. همچنین در برخی احادیث اسلامی از زرتشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شده‌است. بنابراین، از دیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بوده‌است. زرتشت نیز خود را پیامبر دانسته‌است، آنجا که می‌گوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت، و من از برای رسالت خویش، از منش پاک تعلیم یافتم». مسلمانان باور دارند که آموزه‌های اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت. دستورهای آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت. نظریه یکسان بودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی تاثیر آیین‌های کهن ایرانی بر آیین زرتشت جابجایی مکان‌های مقدس اوستا زرتشت از دیدگاه آیین‌های دیگر ریشه و معنای نام زرتشت زرتشت در منابع باستانی زرتشت در منابع غربی معجزه‌های زرتشت نگاره‌های زرتشت دشمنان زرتشت فلسفه زرتشت زایش زرتشت
[ "مزدیسنا", "آذربایجان", "شهر ری", "سیستان", "خوارزم", "خراسان", "بلخ", "گاتاها", "پوروشسب", "دوغدو", "ایست واستر", "پوروچیستا", "اوستا", "دانشگاه هاروارد", "آمل", "ایران", "هند", "جهان", "زبان اوستایی", "شتر", "ستاره", "اودوکسوس کنیدوسی", "افلاطون", "ایرانیان زرتشتی", "بندهشن", "شاهنشاهی هخامنشی", "ارداویراف‌نامه", "اسکندر", "ویشتاسپ (هخامنشی)", "داریوش یکم", "گشتاسپ", "یشت", "ایران‌ویج", "زبان پارسی میانه", "ماد", "زبان فارسی باستان", "اسپنتمان", "فرشوشتر", "جاماسپ", "میدیوماه", "فروردین‌یشت", "دینکرد", "اهورامزدا", "کوی", "کرپان", "گرهم", "آبان‌یشت", "ارجاسپ", "توربراتور", "شاهنشاهی ساسانی", "یسنه", "هات", "ویسپرد", "امشاسپندان", "وندیداد", "اشکانی", "خرده‌اوستا", "نماز", "سدره‌پوشی", "کستی", "شاپور دوم", "۳۱۰ (میلادی)", "۳۷۹ (میلادی)", "آذرباد مهراسپندان", "اهونودگاه", "اشتودگاه", "سپنتمدگاه", "وهوخشترگاه", "وهیشتوایشت‌گاه", "آریایی", "اهریمن", "سپنتا مینیو", "وهومنه", "وهوخشتر", "هوم", "پلوتارک", "ایزد", "فرشته", "نوشیدنی‌های الکلی", "پل چینود", "دوزخ", "هرودوت", "مصر", "کمبوجیه دوم", "ایلام (تمدن)", "تایلند", "موبد", "فتوا", "اسلام", "ایمان", "پیامبر", "قرآن", "حج (سوره)", "مجوس", "یهودی", "مندائیان", "مسیحیت", "گبر", "حدیث", "توحید", "شرک (دین)", "خرافه", "نظریه یکسان بودن ویشتاسپ هخامنشی و ویشتاسپ کیانی", "تأثیر آیین‌های کهن ایرانی بر آیین زرتشت", "جابجایی مکان‌های مقدس اوستا", "زرتشت از دیدگاه آیین‌های دیگر", "ریشه و معنای نام زرتشت", "زرتشت در منابع باستانی", "زرتشت در منابع غربی", "معجزه‌های زرتشت", "نگاره‌های زرتشت", "دشمنان زرتشت", "فلسفه زرتشت", "زایش زرتشت" ]
[ "زرتشت", "اساطیر", "اساطیر ایرانی", "اهالی ری", "ایزدان مزدیسنا", "بنیان‌گذاران مذهب", "پیامبران ایرانی", "تاریخ ستاره‌بینی", "رهبران مذهبی", "شخصیت‌ها و اعلام قرآنی", "شخصیت‌های شاهنامه", "عنوان‌های مذهبی", "فلسفه هندی", "فیلسوفان سده ۶ (پیش از میلاد)", "گیاه‌خواران اهل ایران", "مردم کشمیری", "مزدیسنا", "مفاهیم مزدیسنا", "موبدان", "نویسندگان مذهبی اهل هند", "نویسندگان مرد اهل هند", "نویسندگان هند باستان", "همه‌خداباوران" ]
840
اهونودگاه
0
8
0
[ "اَهونَوَدگاه", "اهنود", "اهونویتی", "اهونويتي" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
اهونودگاه نام نخستین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام نخستین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خوانده‌اند. این سرود که «اهونویتی (Ahunavaiti)» نام دارد شامل ۷ سرود؛ از یسن ۲۸ تا یسن ۳۴ می‌باشد.
[ "اندرگاه", "گاهان", "زرتشت", "یَسنه" ]
[ "مزدیسنا" ]
841
اشتودگاه
0
7
0
[ "اُشتَوَدگاه", "اشتود" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
اشتودگاه نام دومین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام دومین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خوانده‌اند. این سرود که «اوشتویتی (Ushtavaiti)» نام دارد شامل ۴ سرود؛ از یسن ۴۳ تا ۴۶ می‌باشد.
[ "اندرگاه", "گاهان", "زرتشت", "یَسنه" ]
[ "زرتشتیان" ]
842
سپنتمدگاه
0
7
0
[ "سپَنتمَدگاه", "سپنتمد" ]
false
3
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
سپنتمدگاه نام سومین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام سومین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خوانده‌اند. این سرود، که سرود «سپنتامینیو (Spentamainyu)» نیز نام دارد، شامل 4 سرود؛ از یسن ۴۷ تا ۵۰ می‌باشد.
[ "اندرگاه", "گاهان", "زرتشت", "یَسنه" ]
[ "گاه‌شماری در ایران باستان" ]
843
وهوخشترگاه
0
8
0
[ "وُهوخْشتَرگاه", "وهوخشتر" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
وهوخشترگاه نام چهارمین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام چهارمین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خوانده‌اند. سرود وهوخشترگاه در اوستا، یسنه را در بردارد. این سرود که «وهوخشثر (Vohuxshathra)» نام دارد شامل یسن ۵۱ می‌باشد.
[ "اندرگاه", "گاهان", "زرتشت", "یَسنه" ]
[]
844
وهیشتوایشت‌گاه
0
7
0
[ "وَهیشتوایشْت‌گاه", "وهیشتوایشت گاه", "وهیشتواشت", "وهيشتوايشت گاه", "وهيشتواشت", "وَهيشتوايشْت گاه", "وَهیشتوایشْت گاه" ]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
وهیشتوایشت‌گاه نام پنجمین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام پنجمین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خوانده‌اند. این سرود که وهیشتویشتی (Vahishtoishti)» نام دارد دربرگیرنده یسن ۵۳ است.
[ "اندرگاه", "گاهان", "زرتشت", "یَسنه" ]
[ "مزدیسنا" ]
845
قطار توربینی
0
3
0
[ "قطار توربيني" ]
false
1
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
بندانگشتی به قطاری که با نیروی محرکه توربینی حرکت کند قطار توربینی یا توربوترن (turbotrain) گفته می‌شود.
[ "قطار", "توربین گاز" ]
[ "ترابری ریلی در فرانسه", "قطارها", "قطارهای تندرو فرانسه" ]
846
قطار تماشا
0
3
0
[]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
خودرو ریلی مسافری با پنجره‌های بزرگ برای آنکه مسافران بتوانند چشم‌اندازهای پیرامون را به خوبی ببینند. به اینگونه قطار در زبان انگلیسی observation railcar می‌گویند.
[ "قطار", "زبان انگلیسی" ]
[ "قطارها" ]
847
قطار دوسر
0
2
0
[]
false
1
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
قطار دوسر در اتریش (۲۰۰۴) قطار دوسر به قطاری گفته می‌شود که بدون تغییر جهت می‌تواند رفت و برگشت کند. قطار
[ "قطار" ]
[ "عملیات ترابری ریلی" ]
848
بانکداری
2
526
0
[ "بانكداري", "بانك داري", "بانک‌داری", "تاریخ بانکداری", "بانک داری", "تاريخ بانكداري", "بانک‌دار", "بانکدار", "بانک دار" ]
false
503
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
مدیریت تجهیز و تخصیص منابع در بازار پول را بانک‌داری می‌گویند. مجموعه‌ای از فعالیت‌ها در عملیات بانکی، شامل سیاستگذاری و برنامه‌ریزی و سازماندهی و اجرا، نظام بانک‌داری نام دارد. پیشینه کهن‌ترین شکل بانک‌داری مربوط به دوران هخامنشیان و در میانرودان (بخشی از ایران آن زمان) است که در آنجا یهودیان عهده‌دار امور بانکداری بوده‌اند. مدارکی از این ناحیه به دست آمده‌است که کاملا حکم چک را دارند. واژه «بانک» نیز در آن زمان به کار می‌رفته‌است و واژه «چک» نیز از آن روزگار تا به امروز باقی مانده‌است. در نوشته‌های ساسانیان به زبان پهلوی به واژه چک برمی‌خوریم و همین واژه از ایران به دیگر نقاط جهان راه یافته‌است. تاریخچه بانکداری مدرن ریشه بانکداری به معنای امروزی این کلمه، می‌توان در دوره رنسانس ایتالیا ودر شهرهای ثروتمند آن درشمال مانند فلورانس، ونیس و ژنووا یافت. خانواده‌های باردی و پروزی در ۴ میلادی بانکداری را در فلورانس با توزیع شعبات در بسیاری از بخشهای دیگر اروپا گسترش دادند؛ و شاید مشهورترین بانک ایتالیا، بانک medici، باشد که توسط جیووانی مدیسی در سال ۱۳۹۷ تاسیس شد. اولین بانک سرمایه‌گذاری ایالتی شناخته شد، بانک سنت جورج در ژنووا ایتالیا در سال ۱۴۰۷، تاسیس شد. آوید مجتبایی بانکداری با تلفن همراه ترفند پونزی بانک ملی
[ "پول", "سیاستگذاری", "برنامه‌ریزی", "سازماندهی", "هخامنشیان", "میانرودان", "ایران", "یهودیان", "چک", "ساسانیان", "زبان پارسی میانه", "رنسانس ایتالیا", "فلورانس", "ونیس", "ژنووا", "خانواده باردی", "خانواده پزوری", "بانک سنت جورج", "ایتالیا", "آوید مجتبایی", "بانک‌داری با تلفن همراه", "ترفند پانزی", "بانک ملی ایران" ]
[ "بانکداری" ]
849
دانشگاه بریتیش کلمبیا
3
114
0
[ "دانشگاه بریتیش‌کلمبیا", "دانشگاه بريتيش كلمبيا" ]
false
75
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "دانشگاه بریتیش کلمبیا" }, { "Item1": "image_name", "Item2": "150px" }, { "Item1": "image_size", "Item2": "150px" }, { "Item1": "caption", "Item2": "دانشگاه بریتیش کلمبیا [[نشان (نشان‌شناسی)]]" }, { "Item1": "mottoeng", "Item2": "It is YoursIt is up to you" }, { "Item1": "established", "Item2": "۱۹۰۸" }, { "Item1": "endowment", "Item2": "[[دلار کانادا]]۱٫۸ billion" }, { "Item1": "budget", "Item2": "[[دلار کانادا]]۲٫۱ billion" }, { "Item1": "chancellor", "Item2": "Lindsay Gordon" }, { "Item1": "president", "Item2": "[[سانتا جی. اونو]]" }, { "Item1": "provost", "Item2": "Angela Redish ([[ونکوور]]) (''pro tem'') and Cynthia Mathieson (Okanagan)" }, { "Item1": "faculty", "Item2": "۴،۸۶۴ (ونکوور)۴۷۰ ([[اوکناگن]])" }, { "Item1": "staff", "Item2": "۹،۲۵۰ (ونکوور)۶۰۶ (اوکناگن)" }, { "Item1": "students", "Item2": "۶۱،۱۱۳" }, { "Item1": "undergrad", "Item2": "۴۲،۹۸۶ (ونکوور)۷،۶۶۸ (اوکناگن)" }, { "Item1": "postgrad", "Item2": "۹،۷۳۵ (ونکوور)۷۲۴ (اوکناگن)" }, { "Item1": "location", "Item2": "UBC-V: [[ونکوور]]، [[بریتیش کلمبیا]]، [[کانادا]]UBC-O: [[کلونا]]، [[بریتیش کلمبیا]]، [[کانادا]]" }, { "Item1": "campus", "Item2": "ونکوور: اوکناگن:" }, { "Item1": "affiliations", "Item2": "APRU , [[ASAIHL]], [[AUCC]], [[U15]], [[یونیورسیتاس ۲۱]]." }, { "Item1": "colours", "Item2": "Blue and Gold" }, { "Item1": "athletics", "Item2": "[[CWUAA]] [[NWAIA]]" }, { "Item1": "nickname", "Item2": "[[Thunderbird]] (ونکوور)Heat (Okanagan)" }, { "Item1": "free_label", "Item2": "Newspaper" }, { "Item1": "free", "Item2": "''[[The Ubyssey]]''" }, { "Item1": "logo", "Item2": "285px" } ], "Title": "university" }
نمایی از پردیس دانشگاه دانشگاه بریتیش کلمبیا (انگلیسی:University of British Columbia یا UBC به صورت خلاصه) در پوینت گری در شهر ونکوور، از استان بریتیش کلمبیای کانادا واقع است. مکان آن از مرکز شهر ۲۰ دقیقه فاصله دارد، و در همسایگی بسیاری از دریاکنارهای محلی است. دریاکنار رک، از بزرگ‌ترین دریاکنارهای پوشش به اختیار جهان، از این جمله‌اند. پارک منطقه‌ای پاسیفیک اسپیریت با مساحت ۷٫۶۳ کیلومترمربع مانند کمربند سبزی میان شهر و پردیس دانشگاه عمل می‌کند. در عین حال، تصویر کوه‌های پوشیده از درخت به شمال و اقیانوس آرام به غرب، دیدگاه ناحیه را تشکیل می‌دهند. مساحت پردیس دانشگاه ۱٫۷۵ کیلومترمربع است و ساختمان‌های آن ۱،۰۹۱،۹۹۷ مترمربع را اشغال می‌کنند. کادر تدریسی تمام‌وقت دانشگاه و دیگر کارکنان تمام‌وقت آن به ترتیب ۳،۱۶۷ و ۴،۶۱۲ نفر هستند. دانش‌جویان آن در دوره کارشناسی ۳۳،۵۵۶، در دوره‌های کارشناسی ارشد و بالاتر ۷،۳۷۹ و فارغ التحصیلان آن بیش از ۱۸۰،۰۰۰ نفر از ۱۲۰ کشور دنیا هستند. رئیس کنونی دانشگاه مارتا پایپر است (داده‌های ۲۰۰۳). در ۲۰۰۴ دانشگاه بریتیش کلمبیا در مراسمی به شیرین عبادی به همراه دزموند توتو و دالای لامای چهاردهم دکترای افتخاری اهدا کرد. دانشگاه بریتیش کلمبیا یکی از معروف‌ترین و خوشنام‌ترین دانشگاه‌های کشور کانادا می‌باشد. مطابق رده‌بندی معتبر نشریه تایمز در سال ۲۰۱۷، این دانشگاه ۳۶ امین دانشگاه دنیا و دومین دانشگاه معتبر کانادا به حساب می‌آید. دانشگاه تورنتو با رتبه ۲۲ دنیا و ۱ کانادا در صدر رده‌بندی دانشگاه‌های کانادا قرار می‌گیرد.
[ "نشان (نشان‌شناسی)", "دلار کانادا", "سانتا جی. اونو", "ونکوور", "اوکناگن", "بریتیش کلمبیا", "کانادا", "کلونا", "انجمن آموزش عالی موسسات جنوب شرق آسیا", "Association of Universities and Colleges of Canada", "U15 (universities)", "یونیورسیتاس ۲۱", "Canada West Universities Athletic Association", "National Association of Intercollegiate Athletics", "UBC Thunderbirds", "The Ubyssey", "زبان انگلیسی", "پوینت گری، ونکوور، بریتیش کلمبیا", "ونکوور، بریتیش کلمبیا", "دریاکنار", "دریاکنار رک", "دریاکنار پوشش به اختیار", "پارک منطقه‌ای", "پاسیفیک اسپیریت، بریتیش کلمبیا", "کمربند سبز", "پردیس دانشگاه", "اقیانوس آرام", "دوره کارشناسی", "دوره کاردانی‌ارشد", "مارتا پایپر", "۲۰۰۳ (میلادی)", "۲۰۰۴ (میلادی)", "شیرین عبادی", "دزموند توتو", "دالای لامای چهاردهم" ]
[ "دانشگاه بریتیش کلمبیا", "انجمن دانشگاه‌های مشترک‌المنافع", "بنیان‌گذاری‌های ۱۸۹۰ (میلادی) در بریتیش کلمبیا", "بنیان‌گذاری‌های ۱۸۹۰ (میلادی) در کانادا", "دانشگاه‌ها و کالج‌ها در بریتیش کلمبیا", "دانشگاه‌ها در کانادا", "دانشگاه‌ها و کالج‌ها در کانادا", "مدارس پرستاری در کانادا", "معماری نئوگوتیک در ونکوور", "نهادهای آموزشی بنیان‌گذاری‌شده در ۱۸۹۰ (میلادی)", "نهادهای آموزشی بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۱۵ (میلادی)", "یونیورسیتاس ۲۱" ]
851
سنگواره
0
359
0
[ "فسیل", "فسیلی", "سنگ‌واره", "سنگ‌واره‌های", "سنگ واره", "سنگ واره هاي", "سنگ واره های", "فسيل", "فسيلي" ]
false
331
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
فسیل یا سنگواره ماهی‌خزنده باراکوداسائورویدس که در دوره تریاس میانه زندگی می‌کرده‌است. فسیل برگ درخت راش اروپایی مربوط به ۲/۵۸۸/۰۰۰ تا ۳/۰۰۰/۰۰۰ سال پیش در موزه تولو سنگواره یک ماهی سنگواره (یا فسیل که از لغت Fossilis از زبان لاتین کلاسیک گرفته شده که به معنای واقعی کلمه «به دست آمده از حفاری» هست) به بازمانده‌های کانی‌شده جانوران و گیاهان یا بازمانده‌های دیگر مثلا ردپا گفته می‌شود. فرایند سنگواره‌شدن فرایندی کم‌اتفاق است زیرا کانی‌های طبیعی معمولا تجزیه شده و دوباره وارد چرخه مواد می‌گردند. برای اینکه یک سازواره (ارانیسم)، سنگواره شود می‌بایست روی آن هرچه سریعتر با مواد رسوبی پوشیده شود. سنگواره‌ها و روند سنگوارگی انواع گوناگونی دارند. سنگواره‌ها معمولا از خود مواد بازمانده از سازواره تشکیل شده‌اند، ولی هستند سنگواره‌هایی که تنها شامل اثر و رد یک سازواره مثلا رد پای یک دایناسور یا خزنده می‌شوند. به اینگونه سنگواره‌ها، سنگواره‌های ردی می‌گویند. دانش بررسی سنگواره‌ها دیرین‌شناسی نام دارد. از مناسب‌ترین مکان‌ها برای تشکیل سنگوارها می‌توان به حاشیه دلتاها و پیرامون کوه‌های آتشفشانی قدیمی که خاکستر از آن‌ها متصاعد می‌شود و دریاهای کم عمق و یخچال‌ها و باتلاق‌ها نام برد. بیشتر دانشمندان معتقدند که فسیل‌ها در دریاهای قدیمی قرار داشته‌اند و در بین مواد رسوبی قرار گرفته‌اند و در اثر فشار و گرمای زیاد، به این شکل درآمده‌اند. از آثار سنگوارها برای اثبات نظریه‌های زمین‌ساخت ورقه‌ای و تکامل تدریجی استفاده شده‌است. در علم زمین‌شناسی مطالعه دانشگاهی فسیل‌ها در دو مبحث گیاهی و جانوری است که هر کدام به دوبخش بزرگ‌سنگواره‌ها ماکروفسیل و ریزسنگواره‌ها میکروفسیل -و زیرشاخه نانوفسیل‌ها- تقسیم شده و بر این اساس مطالعه می‌شوند. فسیل یا سنگواره رامی توان از مهم‌ترین منابع اطلاعات درباره گذشته موجودات دانست. دانشمندان معتقدند نباید تمام فسیل‌های یک منطقه را جمع‌آوری کرد. جمع آوری کامل نمونه‌های تریلوبیت ایران یکی از ناخوشایندترین اتفاقات مطالعاتی این حوزه است.
[ "ماهی‌خزنده باراکوداسائورویدس", "تریاس میانه", "زبان لاتین", "فرایند", "کانی", "چرخه", "سازواره", "دایناسور", "خزنده", "دیرین‌شناسی", "دلتا", "تکامل", "ماکروفسیل", "میکروفسیل", "نانوفسیل", "تریلوبیت" ]
[ "فسیل‌ها", "جانورشناسی", "دیرین‌شناسی", "زمین‌شناسی", "زیست‌شناسی فرگشتی", "فیلوژنتیک", "گیاه‌شناسی" ]
853
مزدیسنا
0
1,565
0
[ "زرتشتی", "مزداپرستی", "زرتشتیان", "دین زرتشت", "مزداپرست", "مزدیسنی", "زردشتی", "آیین زرتشتی", "دین زرتشتی", "زرتشتي", "زرتشتيان", "زردشتي", "زرتشتی‌گری", "مَزدَیَسنا", "مزديسنا", "بهدین", "آیین زرتشت", "دين زرتشتي", "آيين زرتشت", "کیش زرتشتی", "دین بهی", "مزدایی", "آئین زردشت", "آئین مزدیسنی", "آئین مزدیسنا", "آیین مزدیسنی", "مجوسی", "آیین مزدیسنا", "آئين زردشت", "ائین زردشت", "آئين مزديسنا", "ائین مزدیسنا", "آئين مزديسني", "ائین مزدیسنی", "ايين زرتشت", "آيين زرتشتي", "ایین زرتشتی", "آيين مزديسنا", "ایین مزدیسنا", "آيين مزديسني", "ایین مزدیسنی", "ائين زردشت", "ائين مزديسنا", "ائين مزديسني", "ايين زرتشتي", "ايين مزديسنا", "ايين مزديسني", "بهدين", "زرتشتی گری", "دين بهي", "دين زرتشت", "زرتشتي گري", "دین زردشتی", "دين زردشتي", "مجوسان", "آیین زردشت", "آيين زردشت", "ایین زردشت", "دیانت زرتشت", "ايين زردشت", "ديانت زرتشت", "زرتشتی‌ها", "مجوسي", "مزداپرستي", "مزدايي", "مزديسني", "مزدیسنان", "زرتشتي ها", "زرتشتی ها", "مزديسنان", "مَزدَيَسنا", "بهدینی", "كيش زرتشتي", "بهديني", "زردشتیان" ]
false
1,171
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
مزدیسنا یا دین زرتشتی نام دین پیامبر ایرانی، زرتشت اسپنتمان است. مزدیسنا صفتی به‌معنای پرستنده اهورامزدا است. مزدا همان خدای یگانه است. مزدیسنا ضد دیویسنا است. دیویسنا هم به‌معنی پرستنده دیو یا دئو است و ضد آن واژه وی-دئو یا ضد دیو است. مزدیسنا پیرامون ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد از سوی پیامبر ایرانی، زرتشت اسپنتمان، پایه‌گذاری شد. زرتشت به ویرایش و بازبینی کیش کهن آریایی پرداخت و اندک‌اندک برای خود پیروانی یافت که پس از وی به مزدیسنان یا زرتشتیان شهره شدند. در ادبیات مزدیسنا نیز مزدیسن با گویش پهلوی، هم معنی دین آورده به زرتشت، راستی‌پرست و با صفت زرتشتی آمده‌است. همچنین به زرتشتیان بهدینان نیز می‌گویند. عناصر مزدیسنا یکتاپرستانه‌اند و از یکتاپرستی سرچشمه می‌گیرند. البته در برخی منابع از ایشان به نام دوگانه‌پرست هم یاد شده که بیشتر در اثر اشتباهی است که در شناخت درست مزدیسنا و بر اساس برداشت‌هایی از دو کتاب دینکرد و بندهشن انجام شده و مزدیسنان با زروانیان به اشتباه یکی پنداشته شده‌اند. زیرا باور به دوگانگی آفرینشی در میان زروانیان نیرومند است نه مزدیسنان. کتاب مقدس زرتشتیان گات‌ها است که (سرودها) سخنان شخص زرتشت بوده‌است. دین زرتشتی برپایه یکتاپرستی است. یعنی زرتشتیان به خدای بزرگی به نام اهورامزدا ایمان دارند و برخی نیروهای طبیعی مانند آب، آتش، باد، خاک و خورشید را داری ایزدی برگرفته از ویژگی‌های خداوند می‌دانند و سرچشمه پلیدی‌ها و تاریکی‌ها را در سرشت پلیدی به نام اهریمن جستجو می‌کنند. زرتشت جزو نخستین کسانی است که یکتاپرستی را به بشریت معرفی کرد. مفاهیمی مانند بهشت (پردیس)، دوزخ، روز رستاخیز، مژده نهایی جهان، و حتی فرشته و شیطان همگی بخشی از آموزه‌های زرتشت و ادبیاتی است که بعدها از آن سرچشمه گرفت. این مفاهیم در گذر زمان به دیگر ادیان راه یافتند. پیرامون سال‌های ۲۲۴ تا ۲۴۰ میلادی (در دوره اردشیر بابکان)، دین زرتشت دستخوش یک دوره باززیست و تجدید حیات شد. ریشه نام مزدیسنا واژه مزدیسنا واژه‌ای اوستایی است که از دو جزء (مزد + یسنا) پدید آمده‌است. مزده (اهورامزدا) معنی خدای دانا یا سرور می‌دهد و یسنا (یسنه) نیز به معنی ستایش و پرستش است و در مجموع معنی مزداپرستی یا خداپرستی می‌گیرد. یسنا دربردارنده هفتاد و دو فصل می‌باشد. این واژه به گونه «مزدیسنی» هم گفته شده‌است. پیروان این کیش را «مزدیسنان» یا «خداپرستان» می‌نامند. در برابر پرستش مزدا، پرستش دیوان در گذشته به آیین و مرسوم بوده که متون زرتشتی، اینان را دیویسنان و کیششان را دیویسنی ثبت کرده‌اند. نام‌های دیگری برای این دین وجود دارد که مصطلح‌ترین آن در ایران دین زرتشتی است. در گذشته به پیروان این دین بهدینان، مجوس، گبر نیز گفته شده‌است. در بیشتر زبان‌ها نام این دین را به نام پیامبر آن، زرتشت منسوب می‌کنند. تاریخچه مزدیسنا نشان فره‌وهر تخت جمشید از وحدت و اجتماع معنوی مزداپرستی شرق و غرب ایران آگاهی دقیقی در دست نیست. مغان مردان دینی و موبدان هخامنشیان بودند. در مورد این‌که از چه زمانی دین زرتشتی در ری، پایگاه مرکزی مغان آغاز به تلاش کرد، نشانه و شواهد روشنی در دست نیست. گمان می‌رود که دیرینه‌ترین هنگام برای این رویداد هنگام بنیادگذاری شاهنشاهی هخامنشی بوده‌باشد. آتشکده جاویدان (صفه سرمسجد) در شهرستان مسجد سلیمان قرار دارد. این بنا متعلق به هفت قرن قبل از میلاد مسیح است زرتشت و آموزش مغان بر روی اندیشه‌های یونانی کارسازی پرداخت که راست و واقعی بود اما نه یونانیان و سریانیها و نه نویسندگان ارمنی، هیچ‌یک از زرتشت اوستایی و از کیش او که در گاتاها ی اوستا بازگو شده‌است، آگاهی نداشتند. به احتمال زیاد مزدیسنا در آغاز یک جنبش محلی در ایران خاوری بوده‌است که هنوز مرزهای آن شناخته نشده‌است. این کیش نو با پایداری و رویارویی شدید کیش‌های رایج رو به رو شده و برای مدتی دراز نتوانست به برتری و چیرگی کامل برسد و چون گسترش یافت، دگرگون شد. کیش زرتشتی با آیین‌هایی که در پی برانداختن آن‌ها برخاسته بود، درآمیخت و مزدیسنا به گونه‌ای بسیار متفاوت به ایران باختری رسید. مزدیسنا در دوران هخامنشی در مورد زرتشتی بودن هخامنشیان در بین دانشمندان اختلاف دید گاه وجود دارد. وضعیت مزدیسنان تا پیش از زمان شاهنشاهی اشکانی به درستی دانسته نیست و منابع از میان رفته‌اند. موافقان مزدیسن بودن هخامنشیان گروهی بر این باور هستند که مزدیسنا از زمان هخامنشیان و از زمان داریوش یکم بوده‌است و خدای خاندان هخامنشی دست کم از زمان داریوش، اهورامزدا بوده‌است. همچنین در زمان پادشاهی اردشیر یکم در پرامن سال ۴۴۱ پیش از میلاد، گاه‌شمار امپراتوری اصلاح شد و نام ماه‌های سال به نام‌های ایزدان مزدیسنا نامگذاری شدند. می‌توان گفت مزدیسنا در زمان هخامنشیان در حال پیشرفت در میان باورهای توده مردم بوده‌است. برخی از پژوهشگران، مانند آلبرت اومستد، ویل دورانت، یوهانس هرتل و جرج کامرون این دید سنتی را که زمان زندگی زرتشت در میان سال‌های ۶۶۰ تا ۵۸۲ پیش از میلاد بوده را پذیرفته‌اند و پدر داریوش یکم، ویشتاسپ را همان گشتاسپ پشتیبان زرتشت می‌پندارند. به باور این پژوهشگران، داریوش یک زرتشتی نو دین بوده و این دین را به عنوان دین دولتی در کشور نوپای خود رواج داده‌است؛ بنابراین نظریه زرتشت هم‌زمان با کوروش بزرگ پایه‌گذار شاهنشاهی هخامنشی می‌زیسته‌است. همچنین زرتشت شورش‌ها و رویدادهای واژگون‌گر سال ۵۲۲ پیش از میلاد را به چشم دیده‌بوده و چندی پس از آن درگذشته‌است. کسانی مانند مری بویس که به تفکیک دقیق تعالیم گات‌ها (آموزه‌های خود زرتشت) با اوستای نو و حتی آیین کهن آریایی اعتقادی ندارند، هخامنشیان را به‌طور کلی پیرو زرتشت می‌دانند. اما برخی دیگر از محققان مانند ایگور دیاکونوف بر اینکه که پادشاهان هخامنشی پیرو اوستای نو بوده‌اند پافشاری می‌کنند. مخالفان مزدیسن بودن هخامنشیان دیدگاه دیگر بر این باور است که با توجه به روایات مورخان یونانی و سنگ‌نبشته‌های بازمانده از زمان هخامنشیان، هم از دید باورها و عقاید و هم از نظر مراسم و آئین هخامنشیان با آیین کهن ایرانی هم‌خوانی دارد. آیینی که افزون بر پرستش اهورامزدا، ایزدان گوناگون و پرشمار و نیروهای طبیعت نیز پرستش می‌شدند. بر پایه این باور، دین هخامنشیان به باورهای ودایی بیشتر از دین زرتشتی نزدیک است. همچنین باور دارند که آمدن صفت مزدیسنه (مزداپرست) که در پاپیروسهای زبان آرامی زمان هخامنشیان آمده دلیلی بر زرتشتی بودن هخامنشیان نمی‌تواند باشد. چنان‌که ذکر نام اهورامزدا در سنگ نبشته‌ها نیز دلیلی برای این امر به‌شمار نمی‌رود. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی نه تنها به زرتشت بلکه به هیچ مطلب دیگری که بتواند این سنگ نبشته‌ها را رنگ زرتشتی دهد اشاره نشده‌است. از دوره پادشاهی کوروش، سرزمین‌های باختری ایران، به پیوستگی شاهنشاهی هخامنشی درآمد. در این دوره پذیرش مزدیسنا به نیایش دینی خود عمل می‌کردند. اما شاهنشاهان هخامنشی بر دین زرتشتی نبودند و هنگامی که مغان به گستراندن کیش زرتشتی برخاستند، آن را با آیین کهن ایرانی درآمیختند. پس از تاخت اسکندر این دین پس از یورش اسکندر مقدونی و کشته شدن موبدان برای زمان کوتاهی به خاموشی گرایید. چراکه در آن روزگار، بیشتر آثار دینی به شکل شفاهی و سینه به سینه انتقال می‌یافتند و روحانیان با تکرار پیوسته آن‌ها منابع را در یاد داشتند و به گونه‌ای در حکم کتاب‌های زنده این دین بودند. از این رو با کشتار آنها، بسیاری از کتاب‌های باستانی مزدیسنا از بین رفتند یا کاسته شدند. از همین رو کیش زرتشتی، اسکندر را همواره با صفت گجسته (به معنی نفرین شده و متضاد خجسته) یاد می‌کند. در متن پهلوی ارداویراف‌نامه گفته می‌شود که وی دستوران، داوران، هیربدان و موبدان بسیاری را کشت. مزدیسنا در دوران اشکانیان در زمان اشکانیان تلاش‌هایی برای بازآوری مزدیسنا انجام گرفت و سکه‌هایی به نام ایزدان ضرب کردند و آتشکده‌هایی ساختند. از میان آن‌ها آتش آذر برزین‌مهر در کوه ریوند خراسان از ارج زیادی برخوردار بوده‌است. در متون پهلوی آمده‌است که در دوره بلاش اشکانی اوستاهای تکه‌تکه شده پس از پورش اسکندر گردآوری و بازنویسی شدند. از آنجایی که سیاست مذهبی اشکانیان بر پایه اصل رواداری و سازش دینی بوده‌است و در نگاشته‌هایشان چندان گرایش به مذهب خاصی را بیان نکرده‌اند. اطلاعات امروزی از کیفیت دین در دوره یادشده چندان دقیق نیست. به دنبال همین شیوه، زمینه برای فعالیت آزادانه باورهای گوناگون مذهبی در ایران پدید آمد و مسیحیان و گنوسیان و مهرپرستان آزادانه به آوازه گری و نمایاندن دین خود می‌پرداختند. اردشیر بابکان از سوی اهورامزدا مهر نشان شاهی دریافت می‌کند. (نقش رستم) مزدیسنا در دوران ساسانیان حدود ۲۲۴ تا ۲۴۰ میلادی در دوره اردشیر بابکان؛ دین زرتشتی دستخوش یک دوره باززیست و تجدید حیات شد. مزدیسنا در زمان شاهنشاهی ساسانی، بدنبال پیروزی‌های اردشیر بابکان دین رسمی ایران شد و فراوانی جمعیت مزدیسنان در زمان ساسانیان به بالاترین اندازه خود رسید. فعالیت‌های کرتیر موبدان موبد دوران ساسانی در این گسترش بی‌تاثیر نبوده‌است. او مبارزات خود علیه نصارا و برهمنان را در سنگ نبشته خود در نقش رجب بیان کرده‌است. در دوره ساسانی آتشکده آذرگشنسب در شیز (تخت سلیمان) آذربایجان از اهمیت بسیاری بهره‌مند شد و شاهان ساسانی همواره نذوراتی را پس از پیروزی‌های خود به آنجا پیشکش می‌نمودند. در همان دوران مانی پیامبر دین نو آیین مانوی که آمیزه از مزدیسنا و مسیحیت بود را عرضه کرد که اگرچه با سرعتی فزاینده رو به گسترش داشت اما به بسیار به دست شاهان و موبدان ساسانی تاخت و تاز شد و دستورهای حکومتی بر ضد آن بر نهاده شد. بر باور مری بویس از میانه‌های دوران ساسانی دین رسمی تحت تاثیر آیین زروانی قرار گرفت و عملا زروانی دین رسمی کشور شد. در این دوره که روحانیون درباری به قدرت بسیاری رسیده بودند جنبش مزدک پدید آمد که به گونه شدیدی سرکوب شد و قباد یکم پادشاه ساسانی که از این جنبش برابری خواهانه استقبال کرده بود از جایگاه شاهی بر کنار گردید. بدنبال آن در زمان انوشیروان گزارش پهلوی اوستای مکتوب نوشته شد. شکل‌گیری جامعه پارسیان هند پس از شکست ساسانیان و حمله اعراب به ایران، بسیاری از زرتشتیان به خراسان و از آنجا نیز به گجرات در هند کوچ نمودند. آن‌ها آتش مقدس خود به نام آتش بهرام را نیز به نوسازی در گجرات منتقل کردند. این گروه از زرتشتیان، جامعه پارسیان هند را تشکیل دادند. مزدیسنا در دوران صفویان زرتشتیان از دیرباز در پیشرفت و شهری‌گری (تمدن) این مرزوبوم پرکار بوده‌اند. در آغاز سده ۱۸ میلادی، شمار زرتشتیان ایران، نزدیک به یک میلیون تن بوده‌است. آن‌ها در کنار یهودیان و مسیحیان در همه روزگار صفویان (مگر در بخشی از روزگار شاه عباس بزرگ که سیاست دینی ویژه‌ای را دنبال می‌کرد) در آزار و رنج بوده‌اند. در زمان صفویان شمار زیادی از آنان یا به پذیرش دین اسلام وادار شدند یا به نقاط رها شده و بیابانی همچون یزد و کرمان کوچانده شدند یا کشته شدند. آنان در این دوره وادار به پرداخت جزیه شده بودند و قوانین سختگیرانه‌ای علیه‌شان وضع شد که تا نزدیک به چند سده پس از آنان نیز پا بر جا بود. در دوره شاه عباس بزرگ بسیاری از زرتشتیان از همه سوی ایران کوچ داده شدند. از جمله حدود سه هزار خانواده از ایشان برای پیشه‌های گوناگون به یکی از کوی‌های چهارگانه اصفهان به نام کو گبرآباد آورده شدند. در پایان دوره صفوی، شاه سلطان حسین صفوی فرمان به تغییر دین ایشان داد. شماری کشته شدند و شماری تغییر مذهب دادند و عده‌ای از آنان نیز به بیابان‌های یزد و کرمان گریختند. ژان باتیست تاورنیه می‌نویسد: «شمار زرتشتیان کرمان ۱۰ هزار تن و همین شمار در اصفهان زندگی می‌کنند و کار آن‌ها بیشتر بازرگانی، به ویژه بازرگانی پشم است و بیشتر با هندوستان در پیوند هستند. هندوها و زرتشتیان از آن‌رو که به بالندگی اقتصاد کشور کمک می‌کردند و نیز در پی گسترانیدن اندیشه‌های دینی خود نبودند، از سوی دولت صفوی بازخواست نمی‌شدند.» آتشکده "آتش بهرام در یزد" مزدیسنا در دوران زندیان و قاجاریان در دوران زندیان زندگی نسبتا آرامی را به دلیل سیاست‌های میانه روانه کریم‌خان زند سپری کردند. اما با شوریدن آقا محمدخان قاجار بر زندیان، زندگی آنانی که در بیرون پر چین‌های شهر کرمان زندگی می‌کردند دوباره به خطر افتاد و آقا محمد خان بسیاری از آنان را بهمراه دیگر شهروندان کرمان به بهانه پناه دادن به لطفعلی‌خان زند از دم تیغ گذراند. در زمان قاجاریان نیز قوانین سختگیرانه‌ای که از دوران صفویان برای وادار کردن آنان به پذیرش اسلام پابرجا مانده بود همچنان بر آنان اعمال می‌شد. از جمله این قوانین سختگیرانه می‌توان به دادن شغل‌های پست به آنان، عدم اجازه بازرگانی، عدم اجازه مسافرت، عدم اجازه بیرون رفتن از خانه در روزهای بارانی و… اشاره کرد. در دوره قاجار در یزد و کرمان که تجمع زرتشتیان آن دوران بیشتر در همین بخش‌ها بود، متعصبان و اوباشان به یکسان، بر سر زرتشتیان می‌ریختند و با آنان بدرفتاری می‌کردند و حتی برخی از ایشان را می‌کشتند و اموال آن‌ها را می‌دزدیدند و به‌ویژه کتاب‌های آن‌ها را می‌گرفتند و می‌سوزاندند. در این زمان هنوز مسافرت برای آنان ممنوع بود. انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران در سده نوزدهم، مانکجی لیمجی هاتریا از پارسیان هند به‌عنوان نماینده «انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران» گماشته شد تا درباره درستی خبرهایی که درباره زرتشتیان درون ایران به هند می‌رسید و وضعیت کلی آنان گزارشی را به انجمن بنماید. وی در گزارشی که به سال ۱۸۵۴ به انجمن داد، شمار دقیق آنان را چنین گزارش کرد: ۶۶۵۸ نفر در یزد و روستاهای اطراف آن، فقط ۴۵۰ نفر در کرمان و پیرامون، ۵۰ نفر در پایتخت یعنی تهران و شمار اندکی هم در شیراز. این در حالیست که در همان دهه شمار پارسیان بمبئی ۱۱۰، ۵۴۴ نفر (یعنی بیست درصد جمعیت شهر) برآورد شده بود، و نیز ۲۰۰۰۰ نفر در سورات و شاید، ۱۵۰۰۰ نفر در بقیه گجرات و دیگر بخش‌های پراکنده در هند. او در این دوره نسبت به وضعیت نابهنجار زندگی زرتشتیان و به‌عنوان نماینده پارسیان هند به ناصرالدین‌شاه قاجار شکایت برد. پارسیان هند برای به فرجام رسیدن درخواست‌هایشان برای بهبود زندگی زرتشتیان، حکومت هند را تحت فشار گذاردند تا نسبت به شاه اعمال نفوذ کند. مانکجی همچنین بهمراه بزرگان پارسی دست به‌کار بازسازی آتشکده‌ها و دخمه‌های ویران شده و هر آنچه توانستند برای تهیدستان انجام دادند و به پایه‌گذاری مدارس آموزش به شیوه غربی برای زرتشتیان پرداختند و دیری نگذشت که به کمک صندوق‌های خیریه پارسی، در یزد و کرمان و بسیاری از روستاهای زرتشتی، مدارس ابتدائی بنا نهاده شد و به سال ۱۸۶۵ میلادی یک مدرسه کوچک شبانه‌روزی هم در تهران گشایش یافت. سرانجام با فشارهای پارسیان و پادرمیانی دولت هندوانگلیس، ناصرالدین‌شاه قاجار برخی قوانین را اصلاح کرد و زرتشتیان توانستند به امنیت و ارج بیشتری نسبت به گذشته دست یابند. بطور کلی می‌توان گفت نیم‌سده پس از برافتادن جزیه، از جنبه‌های گوناگون، عصر زرین زرتشتیان ایران بود. آنان پس از اینکه تعصب‌ها کاهش یافت به شهرهای بزرگ‌تر مهاجرت کردند و با ساخت مراکز دینی، آموزشی و اجتماعی هم‌اکنون در کنار دیگر هم‌میهنان به هم‌زیستی سازش جویانه که در مزدیسنا سفارش شده ادامه می‌دهند. آداب و مراسم زرتشتی جهان‌بینی زرتشتی برپایه داده‌های متون دینی مزدیسنا، جهان میدان نبرد میان نیروهای خیر و شر (یا نیکی و نیروهای نور و خوبی از یک سو و اهریمن نیروهای تاریکی از سوی دیگر) است. در حالیکه انسان باید یر گزیند که به کدام جبهه می‌پیوندد مزدیسنا به او آموزش می‌دهد که این پروردگار است که سرانجام، پیروز خواهد شد و حتی آنهاییکه به آتش دوزخ دادباخته و محکوم شده‌اند را از موهبت بهشت (یا پردیس) بی‌بهره نخواهد کرد. مردمان و راست‌اندیشان می‌بایست با گرایش به دین و پندار (اندیشه) نیک، گفتار نیک، کردار نیک خیر را در پیروزی برابر بدی یاری‌رسانی کنند. این شیوه تفکر در عقاید هندی نیز بچشم می‌خورد. اما تفاوت اندیشه زرتشتی با آن در این عنوان شده که در دین زرتشت زندگی و حیات و کار و تلاش نکوهش نشده و بر اساس گفتار زرتشت در گاتاها: براساس این عقاید مرگ و ویرانی منشا شر داشته و تخریب، کار «روح مخرب» یعنی انگره مینوست (اهریمن) و از این رو تخریب و غم و سوگواری بیش از حد و کشتار پذیرفتنی نیست. منشا شناخت خیر از شر را اندیشه و وجدان که دئنا آمده دانسته‌اند. جهان مادی و تن و شادمانی آفریده‌های خدا هستند و وظیفه دینی انسان است که از آن‌ها نگاهداری کند و آن‌ها را گسترش دهد و از آن‌ها بهره گیرد. زرتشتیان اعتقاد دارند که در پیروی از این طریق جبری در کار نیست. اختیار برای هر فرد بخشی اساسی از مزدیسنا است. گرچه انسان متحد خداست اما همه آدمیان باید میان راستی و دروغ یکی را برگزینند. اعتقاد به سرنوشتی از پیش مقدر شده از دید اخلاقی زرتشتیان نکوهیده‌است زیرا این کار از عدل و نیکی خدا می‌کاهد. نظریه مرگ و بازسازی جهان حسب گزارش‌های دینی دیرین مزدیسنا، «در نهایت کار جهان با پیروزی نیکی بر پلیدی به پایان می‌رسد» و در آن زمان فرشگرد یا بازسازی جهان به سبکی که پیش از هجوم اهریمن بوده برقرار می‌شود. روان مردمان و اعمالشان به بوته داوری گذاشته شده و هرکس مطابق با عملی که مرتکب شده پاداش یا تنبیه دریافت می‌کند. دین زرتشت در جهان‌بینی خود به داوری پایان جهان و زندگی پس از مرگ ایمان دارد چرا که در صورت نفی زندگی پس از مرگ می‌بایست پیروزی را از آن اهریمن بدانیم. آیین‌های بیشماری در متون دینی متاخر که پس از گاتاهای زرتشت نوشته شده، آمده‌است که متشکل از آیین‌ها و مراسم و نیایش‌ها و فرشتگانی است که به عقیده بسیاری از پژوهشگران به دوران پیش از پیدایش زرتشت تعلق دارد. سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید که نمادی از نوروز زرتشتیان را نشان می‌دهد. در اعتدال بهاری در روز نخست نوروز، نیرو و توان شیر و گاو در حال نبرد برابر است. شیر نماد خورشید و گاو نماد زمین است. خدا در مزدیسنا خدای نیک‌سرشت در کیش زرتشتی، اهورامزدا نام دارد که به معنی سرور دانا است و پرستیده می‌شود. برای اهورامزدا در هرمزدیشت، در حدود شصت صفت نیک آورده شده و تقریبا همه چیزهای خوب به وی منتسب شده‌است. بر اساس گاتها، اهورامزدا هم آفریننده روشنایی و هم تاریکی است. بر اساس کتاب بندهشن که پس از ساسانیان نوشته شده، نیروی مخالف اهورامزدا و زاینده بدی‌ها را اهریمن (انگره مینیو) معرفی می‌کند که نص صریح گاتاها است. در کیش زرتشتی، اهریمن هیچگاه توان ذاتی برای مقابله با قدرت اهورامزدا را ندارد و رقیبی برای او نیست. بلکه اهریمن همان اندیشه بد است اما در باور آیین زروانی، اهریمن برادر و رقیب اهورامزدا و پسر زروان و دارای هویتی جداگانه از اهورامزدا است. زرتشتیان امروزی نیز خود را یکتاپرست می‌دانند و اهریمن را تنها نمادی تمثیلی از بدی‌ها می‌نامند نه یک خدا. این شائبه احتمالا به دلیل تغییر مفهوم و ماهیت انگره مینو در دین مربوط می‌شود که این قطب مخالف سپنتا مینیو با اهریمن یکی گشته‌است. در نظر مزدیسنان، خدا خیر مطلق است و چون اساسا مخالف بدی است، نمی‌تواند هیچ گونه ارتباطی با آن داشته باشد و در سراسر تاریخ در ستیز زندگی و مرگ با بدی درگیر است. خدا سرچشمه همه خوبی‌هاست. شر واقعیت دارد اما نیرویی است که در پی نابودی و فساد و آلودگی است و مرگ، بیماری، فقر و گناه همگی کار اهریمن است که در صدد نابودی جهان ایزدی است. خدا وجودی خردگراست و برای هر چه می‌کند دلیلی دارد. خدا جهان را آفریده‌است که یاور او در نبرد با شر باشد. جهان می‌تواند آوردگاه میان خوب و بد باشد اما ذاتا نیک است و اگر شر آن را تباه نکرده باشد، مشخصات آفریننده خود را که نظم و هماهنگی است، می‌نمایاند. انکار بنیان نیک خدای جهان مادی یکی از بزرگ‌ترین گناهانی است که یک زرتشتی می‌تواند مرتکب شود. در مزدیسنا سوزاندن چوب‌های معطر در مراسم مذهبی، جشن‌ها و خانه‌ها، برای خشنودی ایزدآذر و دور کردن عناصر فساد مرسوم بوده‌است. (درب مهر اصفهان) آموزه‌های زندگی بر اساس آموزه‌های دینی زرتشتی اگر جهان به خدا تعلق دارد، پس رهبانیت یا زهد و کناره‌گیری از آن گناه است. اگر مشخصه خدا آفرینندگی و افزایش بخشی است، پس وظیفه دینی آدمیان کار برای افزایش آفرینش خوب از طریق کشاورزی و پیشه‌وری و ازدواج است. تجرد، گناه است زیرا مانع آفرینش خوبی است. سقط جنین و همجنس‌گرایی نیز گناه به‌شمار می‌روند. زیرا این اعمال به گونه‌ای موثر مانع تحقق هدف واقعی یعنی «افزایش آفرینش خوب» می‌شوند. انسان از پنج عنصر اما به صورت واحدی تشکیل شده‌است: روان، جان، فروهر (خود آسمانی او)، وجدان و تن؛ بنابراین سلامت روانی و جسمی همراه هم هستند. این طرز تفکر که با فشار آوردن به بدن می‌توان به پیشرفت معنوی رسید، در دین زرتشتیان مردود شمرده می‌شود. از آنجا که دنیای مادی به خدا تعلق دارد موفقیت مادی که شرافتمندانه و بدون آزار رسانیدن به دیگران به دست آید و با بخشندگی همراه باشد، کمکی است به پیشرفت معنوی و نه مانعی برای آن. بر خلاف بسیاری از مکاتب اندیشه‌گرای آیین هندو، دین زرتشتی دارای اخلاق عملی است. تن‌پروری از آن اهریمن است و کار لازمه زندگانی است. دین زرتشتی بدون کار زندگی را بیهوده و بی‌فایده می‌داند. متون دینی اهریمن را عامل گسترش فقر و محنت درجهان می‌دانند. در روزی از ماه که به خدا اختصاص دارد یعنی روز هرمز، روز اول ماه به مومنان اندرز می‌دهند که «می خور و خوش باش» البته به همان نسبت عیاشی و مستی و هرزگی نیز مذموم است زیرا همه باید تحت فرمان اعتدال آرمانی باشند. انسان که مخلوق بزرگ و متعلق به خداست، هدف خاص حمله‌های شر است و وظیفه مومنان این است که بر این حمله‌ها غلبه یابند. بر تردید و آرزوی نادرست با خرد چیره شوند، بر آز با خرسندی، بر خشم با آرامش، بر رشک با نیکخواهی، بر نیاز با هشیاری، بر ستیز با آشتی، بر دروغزنی با راستی. اصول دین زرتشت اصول دین زرتشتی شرط‌های اصلی خداباوری زرتشتی و دین‌آور بودن است. هر فرد زرتشتی می‌باید در زمان سدره‌پوشی با خرد و اندیشه خود به اطمینان به این اصول ایمان آورده باشد و آن را در طول زندگی مذهبی خود درنظر داشته باشد. دین زرتشتی بر نه اصل استوار است که به‌ترتیب عبارت‌اند از: ۱. ایمان به یگانگی خدا ۲. ایمان به پیامبری زرتشت ۳. باور به جهان مینوی و عالم معنا ۴. ایمان به نظم و راستی کار جهان (اشه) ۵. باور به جوهر آدمیت ۶. اعتقاد به فروزه‌های هفت‌گانه خداوند ۷. اعتقاد به نیکوکاری ۸. اعتقاد به تقدس عناصر چهارگانه: آب، باد، خاک و آتش ۹. اعتقاد به فرشگرد یا آخرالزمان. جشن سده سال ۱۳۸۹ در مارکار تهران‌پارس آیین‌ها و جشن‌های دینی زرتشتیان آیین سدره‌پوشی: مراسمی مذهبی است که در طی آن شخص نوجوان با بستن کشتی رسما به دین زرتشتی می‌گرود. گاهنبارها: جشن‌های آیینی که مجموعا هفت جشن در سال برای خدا و فروزه‌های هفت‌گانه‌ی اوست نیز جزو آداب دینی آنان شمرده می‌شود که مهمترین آن‌ها جشن نوروز است. نوروز: هم‌زمان با اعتدال بهاری است و دوره جشن‌های نوروزی که تا شش روز هم‌زمان با زادروز زرتشت دنبال می‌شود. جشن فروردینگان: جشن و مراسمی است که به بزرگداشت روان درگذشتگان زرتشتی انجام می‌شود. جشن خردادگان: در ششمین روز ماه خرداد این جشن به پاسداشت آب و آبادانی برگزار می‌شود. جشن تیرگان: در سیزدهمین روز از ماه تیر هرساله جشن تیرگان برگزار می‌شود. این جشن به امید دور کردن خشک‌سالی انجام می‌گیرد. جشن امردادگان: این جشن در روز هفتم ماه امرداد برگزار می‌شود. جشن مهرگان: از جشن‌های قدیمی ایرانی است که از هر ساله در روز ۱۶ مهر به نام ایزد مهر برگزار می‌شود. جشن مهرگان اگرچه امروزه محدود به جوامع زرتشتی شده اما درگذشته به خوبی میان مسلمانان ساکن ایران به ویژه سلاطین و طبقه مرفه رایج بوده‌است. جشنآبانگان :این جشن برای بزرگداشت اردویسور ناهید پاک نگهبان آب در زمین است و در آن دختران و زنان می‌رقصند و روی هم آب می‌پاشند. این جشن را می‌توان یادگار آناهیتا الهه مهر یا همان اردویسور ناهید پاک حساب کرد. جشن بهمنگان: این جشن، هر ساله در روز ۲ بهمن برگزار می‌شود. جشن سده: از جشن‌های قدیمی است که هر سال در ۱۰ بهمن برگزار می‌شود. این جشن با برپایی آتش بزرگ همراه است. جشن اسفندگان: یا اسفندگان در روز ۵ اسفند انجام می‌شود که جشن بزرگداشت سپندارمذ و نیز ارج نهادن به مقام زن و گرامی‌داشت زمین است. آداب و احکام دینی آداب و احکام دین زرتشتی شباهت‌های زیادی با ادیان دیگر به ویژه دین اسلام و دین یهود دارد. ضمن اینکه به دلیل ریشه و پیشینه مشترک ویژگی‌های کمابیش نزدیکی بین این دین و دین هندو نیز بچشم می‌خورد. نماز مسئله عبادت و نماز در دین زرتشتی شباهت زیادی با دین اسلام دارد. در دین مزدیسنا پنج نماز روزانه از واجبات شمرده می‌شود و هر فرد زرتشتی که به سن پانزده سالگی رسیده باشد موظف است پنج نماز روزانه را پس از تطهیر سر و دست و پاها به جای آورد. زرتشتیان هر روز در ۵ گاه اهورامزدا را نماز می‌گزارند و هنگام این نمازها دارای محدودیت زمانی است. زرتشتیان برای طهارت آداب ویژه خود را دارند که البته با آداب و سنن اسلامی در کشور ایران کاملا همخوانی دارد. آب روان، خاک و نور خورشید از تطهیرکنندگان سنتی در این دین هستند و بر پاکیزگی در مزدیسنا پافشاری بسیار شده‌است. در مزدیسنا، آداب شستشو و تطهیر برای مردگان نیز می‌باید صورت پذیرد. مراسم سدره‌پوشی یک کودک زرتشتی اهل هند ازدواج در دین زرتشتی به آیین زناشویی، آیین پیوکانی گفته می‌شود. ازدواج در میان زرتشتیان امری سفارش شده و پسندیده‌است و به همان اندازه تجرد، چند همسری و طلاق بجز در موارد نادر مانند ناباروری یا بیماری زشت و مذموم شمرده می‌شود. این اصول، امروزه نیز میان زرتشتیان ایران حتی در محاکم و مراجع قضایی پیش‌بینی شده و رعایت می‌شود. بدرود با گذشتگان در کیش زرتشت، که دین رسمی دودمان هخامنشی بود، خاک، عنصری مقدس شمرده می‌شد و از این روی مردگان را در خاک دفن نمی‌کردند. اعتقاد شدید به عناصر پاک طبیعت و تلاش برای پرهیز از آلودن آن سبب شده بود در گذشته آنان مردگان خود را در بلندی یا در برج خاموشان (دخمه) قرار دهند که جسم آنان به طبیعت بازگردد. واژه دخمه در اوستا و در پهلوی دخمک، به معنی داغ‌گاه آورده شده‌است. در زبان فارسی به دخمه، استودان و دخمه‌دان هم می‌گویند. بعضی از استودان‌های عهد ساسانی مشتمل بر نوشته‌های مذهبی و نام، در گذشته بوده‌است. این سنت که پیش از زرتشتیان در ایران نیز انجام می‌گرفت ممکن بوده سنتی ایلامی بوده‌باشد. در دوران پیش از اسلام مردگان زرتشتی در استودان یا دخمه جای می‌گرفتند و استفاده از برج خاموشان در دوران باستان مرسوم نبوده‌است. اما از سده پیش این رسم متروک گردیده و آنان مردگان خود را در مقبره‌های سیمانی که با زمین پاک ارتباط ندارد می‌گذارند یا مرده را در تابوتی آهنین قرار داده و سپس در خاک قرار می‌دهند. آداب سوگواری در آداب سوگواری در مزدیسنا، شیون و زاری بیش از حد برای مردگان جایز نیست و آن را موجب آزرده شدن روان درگذشته و ضعف و کم‌طاقتی بازماندگان می‌دانند. ارج‌گذاری به روان جاویدان دین زرتشتی باور بر این است که روان در گذشته سه روز زیر راهنمایی سروش در این جهان می‌ماند. از این‌رو نمازهای ویژه در سه شب برای آسایش روان و خشنودی سروش خوانده می‌شود. باور این است که روان درگذشتگان سالی پنج روز پیش از نوروز و سپس در روز فروردین ماه از بازماندگان خود در این جهان دیدن می‌کنند و از این رو در آن روزها بازماندگان نیز در آیین ویژه شرکت می‌کنند. بخشی از یسنه ۲۸. مطالعه و کشف ویژگی‌های زبان اوستایی توسط اوستاشناسان به شناخت بهتر اصول قدیمی دین زرتشتی کمک شایانی نمود. تاریخچه پژوهش در زمینه مزدیسنا شناخت امروزی از اوستا و محتوی آن تا حد زیادی مرهون تلاش‌های شرق‌شناسان غربی در بازشناسی زبان اوستایی است. هرچند در گذشته در ابتدای دوران اسلامی نیز پژوهش‌های عمده‌ای در این زمینه از سوی برخی دانشمندان مانند ابوریحان بیرونی و شهرستانی و ابن ندیم صورت گرفته بود اما پژوهش‌های روشنگر از حدود سده هجدهم آغاز شد. جایی که انکتیل دوپرون درسال ۱۷۵۵ تصمیم گرفت از فرانسه سفری به شرق را آغاز کند تا ببیند آیا هنوز کسی بر این دین باقی مانده‌است یا خیر. آشنایی او البته از پژوهش‌هایی بود که پیشتر در این زمینه انجام شده‌بود مانند پژوهش‌های توماس هاید و بریسون و بر اثر انتشار کتب آن‌ها او سفر خود به شرق را آغاز نمود. او در شهر سورات هندوستان که عمدتا پارسی نشین بود میهمان دستور داراب کومانا از علمای زرتشتی بود و همان‌جا دست‌نویس اوستای خود را نوشت و با خود به آکسفورد لندن برد. پس از آن موجی از اوستاشناسی در دانشگاه‌های اروپا به راه افتاد و بدنبال آن اشخاصی مانند جیمز دارمستتر و کریستیان بارتولومه تحقیقات اصلی را انجام دادند. هرچند آثار آن‌ها نیز بی‌اشکال نبود اما تا حد زیادی موجب روشن شدن ماهیت زبان اوستایی شد. در ایران نیز پژوهش در این زمینه با ابراهیم پورداوود آغاز شد. تاثیر مزدیسنا بر جهان غرب نگاهی گذرا به نظر می‌رسد که آنچه که بسیاری از مردم به سادگی آن را ایده‌ها، اعتقادات و فرهنگ صرفا جهان غرب می‌دانند ممکن است ریشه‌های ایرانی داشته باشند. اما با وجود همه تاثیرات مزدیسنا بر اندیشه، ادیان و فرهنگ غرب، سرزمین پدیدآور آن یعنی ایران برای مردم و سیاست‌مداران غربی شناخته شده نیست. ورود به جهان غرب بر اساس نتیجه پژوهش‌ها، پس از فتح بابل و آزادسازی یهودیان ساکن آن شهر توسط کوروش کبیر، اندیشه‌های مزدیسنا به متون دینی و ادبی آنان وارد و بعدها جزء افکار و آموزه‌های بنیادین آیین یهودیت شدند. در اوج قدرت هخامنشیان پس از اینکه بسیاری از سرزمین‌های امپراطوری یونان به تصرف ایرانیان درآمد این اندیشه‌ها وارد فلسفه یونانی شده و مسیر تکوین آن را تغییر داد. یونانیان تا پیش از آن ایمان داشتند که توانایی ذهنی انسان اندک است و سرنوشت او توسط خدایان تعیین می‌شود. این خدایان نیز معمولا براساس میل و هوس خود رفتار می‌کردند. پس از آشنایی با فلسفه ایرانی آن‌ها به این نتیجه رسیدند که انسان در تصمیم‌گیری مختار و خود حاکم سرنوشت خویش است. ادبیات چنیدین سده پیش از نگارش کمدی الهی توسط دانته آلیگیری، ارداویراف‌نامه جزئیاتی از سفر کاملی به بهشت و دوزخ را شرح داده بود؛ بنابراین به ذهن می‌رسد که دانته در نگارش کتاب خود از این سفرنامه کمک گرفته‌است. در رمان «بازی تخت و تاج» شخصیتی خداگونه به نام «آزور آهای» بر نیروهای تاریکی فایق می‌آید. نگارگری نمونه‌ای مشخص‌تر از تاثیر فرهنگ زرتشتی، نگاره‌ای از زرتشت به دست رافائل در سال ۱۵۰۹ میلادی است. او در نگاره مکتب آتن زرتشت را با گوی درخشان در دست می‌نگارد. علم پیوند=بندانگشتی پس از رنسانس در بیشتر اروپا و بیشتر در اروپای غربی از زرتشت به عنوان استاد جادو، فیلسوف و ستاره‌شناس یاد می‌شد. نمونه‌ای از آن در آلمان اواخر سده هفدهم و اوایل سده هجدهم میلادی «اثر کلاویس ارتیس»، در شیمی به زرتشت تقدیم شد. اندیشه نخستین بار در میانه سده هجدهم مبلادی، ولتر نام «زدیگ» را برای قهرمان زرتشتی یکی از داستان‌های خود برگزید که پس از تلاش و سختی‌های بسیار با دلداده خود که شاهزاده‌ای بابلی است ازدواج می‌کند. البته این داستان واقعیت تاریخی نداشت. ولتر علاقه عمیقی به فرهنگ ایران داشت. آنچنانکه که در محافل خصوصی، دوستانش او را به نام «سعدی» صدا می‌زدند. یوهان ولفگانگ فون گوته (گوته) نیز در یکی از فصل‌های دیوان غربی-شرقی خود که آن را به حافظ تقدیم کرده به بحث در مورد مزدیسنا پرداخته‌است. فریدریش نیچه در یکی از کتاب‌های مهم حود به نام چنین گفت زرتشت از پیامبری به نام زاراسوسترا صحبت می‌کند. توجه شود که بسیاری از عقاید مطرح شده از سوی نیچه در این کتاب به مزدیسنا و زرتشت ارتباطی ندارند. نیچه در این کتاب، دوگانگی نیکی و شر را به شکلی که در آیین زرتشت تبیین شده‌است را رد می‌کند. زیرا به عنوان یک خداناباور او هیچ ارزشی برای یکتاپرسی قائل نبود. موسیقی فلوت سحرآمیز اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت (موتسارت) نمونه مشخصی ار تاثیر مزدیسنا در موسیقی اروپا است. در این قطعه، شخصیت زاراسترو (نام زرتشت در زبان لاتین) انباشته از مفاهیم زرتشتی مانند نور و تاریکی، آب و آتش و برتری دادن نیکی و دانش بر هر چیز دیگر است. بارزترین نمونه در زمینه موسیقی قطعه چنین گفت زرتشت اثر ریشارد اشتراوس است. این قطعه موسیقی، دنبال‌کننده همان کتاب «چنین گفت زرتشت» «فریدریش نیچه» است. این قطعه موسیقی بخش مهمی از موسیقی فیلم به کارگردانی استنلی کوبریک است. هر چند بسیاری از ایده‌هایی که نیچه در این کتاب مطرح می‌کند ربطی به آیین زرتشت ندارد. نمونه معاصری تاثیرپذیری در موسیقی (فرخ بولسارا) فردی مرکوری (خواننده گروه کوئین) است. او به میراث پارسی و زرتشتی خود به شدت افتخار می‌کرد. جمعیت زرتشتیان بزرگ‌ترین جمعیت‌های زرتشتی، در ایران و هند زندگی می‌کنند. زرتشتیان هند که بعد از حمله اعراب، از ایران به هند کوچ کردند در هند به اسم پارسی شناخته می‌شوند و از شهروندان خوشنام و ارزشمند هندوستان به‌شمار می‌آیند. زرتشتیان ایران هم بیشتر در حوالی شهرهای تهران، یزد و کرمان و تعداد کمی نیز در اصفهان، شیراز و اهواز ساکن هستند. زرتشتیان هند پیشتر جمعیت زیادی از مردم گجرات و بمبئی را تشکیل می‌دادند اما هم‌اکنون متجاوز از یکصدهزار تن نیستند. در ایران نیز حدود شصت هزار نفر زرتشتی زندگی می‌کنند. کلا جمعیت زرتشتیان جهان را بیش از دویست و ده هزار نفر ندانسته‌اند. زرتشتیان ایران مانند برخی دیگر از گروه‌های اقلیت مذهبی در ایران به رسمیت شناخته شده و در مجلس شورای اسلامی ایران دارای نماینده هستند. امروزه روند مهاجرت زرتشتیان ایران به خارج کشور بسیار سرعت گرفته و شمار زرتشتیان باقی‌مانده در ایران را نزدیک به بیست هزار نفر هم دانسته‌اند. در ایران مدارس و نشریاتی ویژه زرتشتیان وجود دارد و تحصیلات آن‌ها در برخی دبیرستان‌ها مانند مارکار تهران‌پارس یا دبیرستان فیروزبهرام انجام می‌شود. نشریه‌ای به نام هفته‌نامه امرداد متعلق به سازمان‌های زرتشتی در ایران به صورت هفتگی چاپ می‌شود. مراسم عروسی زرتشتیان در هند فهرست کشورهای دارای جمعیت زرتشتی به این شرح است: کشور جمعیت هند ۶۹،۰۰۰ ایران ۲۰،۰۰۰ آمریکا ۱۱،۰۰۰ افغانستان ۱۰،۰۰۰ بریتانیا ۶،۰۰۰ کانادا ۵،۰۰۰ پاکستان ۵،۰۰۰ سنگاپور ۴،۵۰۰ جمهوری آذربایجان ۲،۰۰۰ استرالیا ۲،۷۰۰ کشورهای حوزه خلیج فارس ۲،۲۰۰ مجموع ۱۳۷،۴۰۰ فهرست کشورها بر پایه جمعیت زرتشتی زرتشت موسیقی زرتشتی آناهیتا فرهنگ ایرانی اشا کانون دانشجویان زرتشتی تاثیر آیین‌های کهن ایرانی بر آیین زرتشت پارسیان هند آثروانان آئین زروانی آئین کهن ایرانی آئین کهن آریاییان
[ "دین", "پیامبر", "ایران", "زرتشت", "اسپنتمان", "صفت", "اهورامزدا", "دیویسنا", "دیو", "کیش کهن آریایی", "یکتاپرستی", "دوگانه‌پرستی", "ثنویت", "دوگانه پرستی", "دینکرد", "بندهشن", "آیین زروانی", "گاتاها", "اهریمن", "بهشت", "دوزخ", "رستاخیز", "فرشته", "شیطان", "اردشیر بابکان", "زبان اوستایی", "یسنه", "واژه", "بهدینان", "مجوس", "گبر", "مغ", "ری", "شاهنشاهی هخامنشی", "یونان", "زبان سریانی", "مردم ارمنی", "شاهنشاهی اشکانی", "داریوش یکم", "اردشیر یکم (هخامنشی)", "گاه‌شماری", "آلبرت اومستد", "ویل دورانت", "یوهانس هرتل", "جرج کامرون", "ویشتاسپ (هخامنشی)", "گشتاسپ", "کوروش بزرگ", "مری بویس", "ایگور دیاکونوف", "اوستای نو", "آئین هخامنشیان", "آیین کهن ایرانی", "وداها", "پاپیروس", "زبان آرامی", "اسکندر", "موبد", "ارداویراف‌نامه", "دستور شیخ", "هیربد", "آتشکده", "آذر برزین‌مهر", "ریوند (کوه)", "خراسان", "بلاش", "مسیحیت", "گنوستیسیسم", "مهرپرستی", "نقش رستم", "شاهنشاهی ساسانی", "کرتیر", "برهمن", "نقش رجب", "آتشکده آذرگشنسب", "تخت سلیمان", "مانی", "آیین مانوی", "مزدک", "قباد یکم", "انوشیروان", "حمله اعراب به ایران", "گجرات", "هند", "آتش بهرام", "پارسیان هند", "امرداد (هفته‌نامه)", "یهودی", "صفویان", "شاه عباس بزرگ", "اسلام", "یزد", "کرمان", "جزیه", "جهانگیر اوشیدری", "اصفهان", "گبرآباد (اصفهان)", "شاه سلطان حسین", "ژان باتیست تاورنیه", "پشم", "هندوئیسم", "زندیان", "کریم‌خان زند", "آقامحمدخان قاجار", "لطفعلی‌خان زند", "مانکجی لیمجی هاتریا", "۱۸۵۴ (میلادی)", "تهران", "شیراز", "بمبئی", "سورات", "ناصرالدین‌شاه قاجار", "دخمه", "۱۸۶۵ (میلادی)", "تعصب", "دئنا", "دروغ", "فرشگرد", "زندگی پس از مرگ", "تخت جمشید", "نوروز", "اعتدال بهاری", "شیر (گربه‌سان)", "گاو", "خورشید", "زمین", "هرمزدیشت", "تمثیل (ادبیات)", "سپنتا مینیو", "بیماری", "فقر", "گناه", "کشاورزی", "سقط جنین", "همجنس‌گرایی", "فروهر", "سدره‌پوشی", "اشه", "امشاسپندان", "عناصر چهارگانه", "آب", "باد", "خاک", "آتش", "تهران‌پارس", "گاهنبار", "جشن فروردینگان", "ارج‌گذاری به روان جاویدان", "خردادگان", "۶ خرداد", "تیرگان", "۱۳ تیر", "تیر (ماه)", "خشک‌سالی", "امردادگان", "۷ مرداد", "مهرگان", "۱۶ مهر", "ایزد مهر", "آبانگان", "اردویسور ناهید پاک", "بهمنگان", "۲ بهمن", "جشن سده", "۱۰ بهمن", "اسفندگان", "۵ اسفند", "زن", "نماز", "ازدواج", "چندزنی", "طلاق", "ناباروری", "زبان فارسی", "استودان", "فروردین ماه", "ابوریحان بیرونی", "ابن ندیم", "انکتیل دوپرون", "فرانسه", "توماس هاید", "هندوستان", "دستور داراب کومانا", "آکسفورد", "لندن", "اروپا", "جیمز دارمستتر", "کریستیان بارتولومه", "ابراهیم پورداوود", "بابل (دولت‌شهر)", "یونان باستان", "مسیحیت و فلسفه یونانی", "فلسفه در ایران", "کمدی الهی", "دانته آلیگیری", "بازی تاج و تخت (رمان)", "رافائل", "مکتب آتن (نقاشی)", "رنسانس", "اروپای غربی", "جادو", "فیلسوف", "ستاره‌شناس", "آلمان", "شیمی", "ولتر", "سعدی", "یوهان ولفگانگ فون گوته", "دیوان غربی-شرقی", "حافظ", "فریدریش نیچه", "چنین گفت زرتشت", "خداناباوری", "فلوت سحرآمیز", "ولفگانگ آمادئوس موتسارت", "چنین گفت زرتشت (اشتراوس)", "ریشارد اشتراوس", "موسیقی فیلم", "استنلی کوبریک", "فردی مرکوری", "کوئین", "اهواز", "مجلس شورای اسلامی", "دبیرستان فیروزبهرام", "هفته‌نامه امرداد", "ایالات متحده آمریکا", "افغانستان", "بریتانیا", "کانادا", "پاکستان", "سنگاپور", "جمهوری آذربایجان", "استرالیا", "خلیج فارس", "نیوزیلند", "فر کیانی", "آتشکده یزد", "آتشکده کرمان", "فهرست کشورها بر پایه جمعیت زرتشتی", "موسیقی زرتشتی", "آناهیتا", "فرهنگ ایرانی", "اشا", "کانون دانشجویان زرتشتی", "تأثیر آیین‌های کهن ایرانی بر آیین زرتشت", "آثروانان (زرتشتی)", "آئین زروانی", "آئین کهن ایرانی", "آئین کهن آریاییان" ]
[ "مزدیسنا", "ادیان توحیدی", "دین در آسیا", "دین در امپراتوری ساسانی", "دین در ایران", "دین در ایران باستان", "دین‌های ایرانی", "مذهب‌ها، سنت‌ها، و جنبش‌ها", "یکتاپرستی" ]
854
سدره‌پوشی
0
94
0
[ "سدره‌پوشي", "سدره پوشی", "سدره", "سدره پوشي", "سدرهٔ پوشي", "سدرهٔ پوشی" ]
false
14
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
موبد در حال بستن کشتی برای کودک است. آیین سدره پوشی یکی از آیینهای زرتشتیان است. سدره پوشی به منزله زایش نوین است و در گویش دری گجراتی NAVJOT نیز گویند. از همین رو این آیین را «نوزاد» یا «نوزات» نیز می‌نامند. آیین سدره پوشی باید در بامداد انجام شود ولی امروزه در ایران، به دلایل عملی، پس از نیمروز برگزار می‌شود. امروزه زرتشتیان این مراسم را برای فرزندان خود بین سنین ۷ تا ۱۰ سالگی برگزار می‌کنند. خصوصیات سدره سدره پیراهنی است گشاد، سپید رنگ، بدون یقه و با آستینهای کوتاه که از پارچه سفید درست شده و دارای دو کیسه بسیار کوچک، یکی در جلوی سینه و نزدیک قلب که گریبان خوانده می‌شود و دیگری در پشت که گرده نامیده می‌شود و زرتشتیان آن را در زیرلباسهای خود می‌پوشند. درجلو سدره از گردن به پایین، چاکی قرار دارد که تا قسمت سینه می‌رسد و در انتهای آن کیسه کوچکی به نام کیسه کرفه قرار گرفته‌است که به عقیده زرتشتیان مومن، گنجینه هومت، هوخت هورشت است. یعنی سه اصل بزرگ آیین زرتشتی، اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک که فرد زرتشتی باید بکوشد تا این سه صفت را در خود پرورش دهد. امروزه زرتشتیان سدره را از ململ سفید درست می‌کنند ولی در عهد باستان از پشم و پنبه و حتی گاهی از ابریشم درست می‌شد. به عقیده زرتشتیان سدره جامه ستایش و بندگی اهورا مزدا و به منزله زره و جوشنی است که پوشنده را از شر تمایلات نفسانی و صفات رذیله حفظ می‌کند. سفیدی سدره نشانی از آن است که فرد زرتشتی باید قلب و روح خود را مانند آن سفید و بی‌آلایش نگهدارد و از اعمال ناشایست دوری گزیند. ’’کشتی’’ بندی است باریک و بلند که از ۷۲ نخ پشم درست می‌شود. زمان بافتن این ۷۲ نخ به شش قسمت که هر کدام دارای ۱۲ نخ است تقسیم شده و به هم بافته می‌شود زمانی که عمل بافتن تمام شد گره‌هایی به دو سر کشتی زده می‌شود. زرتشتیان کشتی را بر روی سدره سه دور بگرد کمر می‌بندند و در دور دوم دو گره به جلو و در دور سوم دو گره از پشت سر به کشتی می‌زنند. در عهد باستان کشتی از پشم گوسفند و موی بز و شتر و حتی از پنبه بافته می‌شود ولی امروزه آن را از پشم گوسفند درست می‌کنند. کشتی بند بندگی اهورا مزدا است و افراد زرتشتی از زن و مرد و کوچک بزرگ وظیفه دارند همواره و در هر حال آن را به کمر خود ببندند و از خود دور نکنند. زمانی که افراد استحمام می‌کنند یا موقع شنا و زنان در هنگام عادت ماهیانه می‌توانند کشتی را از کمر خود باز کنند. به‌طوری‌که از مندرجات کتاب‌های مذهبی به دست می‌آید زرتشتیان عهد باستان فرزندان خود را در سن پانزده سالگی سدره پوش می‌نمودند. در تیر یشت کرده ۶ بندهای ۴و۵ آمده: «ای زرتشت اسپنتمان تشتر با چشم‌های درخشان، بلند بالا و بسیار نیرومند، توانا و چست در فروغ پرواز کند به سنی که مرد برای نخستین بار کشتی بندد، به سنی که مرد برای نخستین بار نیرو گیرد و به سنی که مرد برای نخستین بار به بلوغ رسد» و پس از پوشیدن سدره بر روی آن و بر گرد کمر کستی (کشتی) می‌بندند. واژه‌شناسی واژه سدره در اوستا (vohumanu vastra) است که به معنی جامه نیک‌اندیشی است. برخی این واژه را که در نسکهای پهلوی شپیک SHAPIK خوانده شده را برابر با پیراهن شب دانسته‌اند. در برخی از نسکهای دینی زرتشتیان این پوشش را پیراهن خوانده‌اند. درباره خود واژه امروزی سدره گروهی آن را از ریشه vastra در زباان اوستایی می‌دانند که برابر رخت و جامه‌است. گروهی آن را برساخته از دو واژه پارسی سود و ره دانسته‌اند و این‌گونه آن را سودراه و سودمند و راه سود معنا کرده‌اند. برخی هم آن را گرفته شده از واژه‌های عربی صدره(نیم‌تنه) و ستره(پوشش) دانسته‌اند. نمادشناسی گرده نشانه مسئولیتها و وظیفه‌هایی است که هرکس به عهده دارد و باید بدرستی انجام دهد. گریبان که کیسه کرفه یا کیسه کار نیک هم خوانده می‌شود، یادآور است که همه کردارهای نیک روی هم انباشته شده و آدمی را به خوشبختی می‌رساند. نزدیک قلب بودن آن نشانهای است که کارهای نیک باید قلبا و خالصانه انجام شود. سپیدی آن نماد پاکی و بی‌غل و غش بودن است. پیشینه و تاریخچه جشن سدره بنا بررسم ایرانیان باستان وقتی پسری به سن بلوغ می‌رسید برای اینکه بتواند با مردان دیگر به شکارو پیکار بپردازد با برگزاری جشن ویژه‌ای زره و جوشنی به او می‌پوشاندند و کمربندی از کمند یا شمشیری به کمر او می‌بستند و بدین روش اورا به جرگه مردان و رده جنگیان درمی‌آوردند. این رسم تا اواخر قرن هجدهم ادامه داشت و هنوز هم در میان مردم هند و اروپایی به نام جشن شوالیه معروف و بین ایلات و عشایر امروزی ایران از جمله عشایر کرد و لر و لک به نام جشن کمربندان یا شال بندان خوانده می‌شود. برای اشو زرتشت هم چنین جشنی برگزارشد و جامه رزمیان بنا به رسم روز بر او پوشاندند ولی هنگامی که او به رهبری جهان برگزیده شد دستور داد تا در این جشن به جای پوشاندن زره و جوشن پیراهن سفید نخی نازکی به نام ‘’سدره’’ که نشانه مهر ودوستی می‌باشد به جوانان بپوشانند و به جای کمربند جنگی و شمشیر، کمربندی از پشم گوسفند به نام کشتی که نمایانگر بی‌آزاری و سود رسانی است به کمر آنان ببندند که این جشن امروز به نام جشن سدره پوشی معروف است در آیین زرتشتی وقتی پسر یا دختر به سن بلوغ رسید برای او مراسم سدره‌پوشی گرفته می‌شود. اهمیت سدره پوشی اهمیت این مراسم مطابق با اهمیت ختنه سوران در دین اسلام، غسل تعمید در دین مسیحیت و اوپانانیا در بین هندوان می‌باشد. زیرا بعد از آنکه طفل سدره پوش شد و کشتی بسبت او به عنوان یک فرد زرتشتی شناخته شده و حق دارد مانند سایر زرتشتیان درکلیه مراسم مذهبی و اجتماعی آیین خود شرکت نماید. نحوه اجرای مراسم سدره پوشی وقتی فرزند به سن بلوغ رسید پس از یادگیری تعلیمات دینی و اوستاهای بایسته والدین او روزی را برای برگزاری مراسم سدره پوشی معین و خویشاوندان دوستان خود را برای شرکت در این مراسم دعوت می‌کنند. در این روز ابتدا در وسط سالن یا اتاقی که قرار است این مراسم برگزار شود، سفره بزرگی پهن کرده و در چهار گوشه آن چهار چراغ یا شمع روشن می‌نمایند درمیان سفره نیز یک مجمر آتش، یک ظرف پر از لبان، صندل، چوب عود و سایر گیاهان خوشبو، یک سینی پراز میوه جات خشک شامل پسته، بادام، گردو، قیسی، سنجد، برگه زردآلو و نارگیل که مقداری نقل و شیرینی روی آن پاشیده شده و زرتشتیان آن را لرک می‌گویند و مقداری گل و سبزه در گلدان وکمی آویشن و برنج مخلوط با سنجد و شیرینی در یک ظرف قرار می‌دهند. وقتی تمام اینها در سفره گذاشته شد و میهمانها دور سفره نشستند مراسم اصلی شروع می‌شود. پسر یا دختری که باید ‘’سدره پوش’’ شود پس از استحمام و پوشیدن سدره و لباس زیر در یک طرف سفره به گونه‌ای که رویش به طرف خورشید باشد، می‌نشیند. موبد در طرف دیگر سفره و روبروی طفل قرار گرفته و مراسم را با سرودن اورمزدیشت آغاز می‌کند. بعد از پایان یافتن قرائت اورمزدیشت موبد به طرف دیگر سفره رفته و پشت سر کودک می‌ایستد و کشتی به کمرش بسته می‌شود. سپس کودک آستین‌های موبد را از هر دو طرف در دست گرفته و با او هم پیوند می‌شود. هنگامی که عمل بستن کشتی تمام شد طفل به جای خود می‌نشیند و موبد به جای اول خود برگشته و روبروی کودک ایستاده و اوستای تندرستی را به نام طفل می‌سراید و در حال سرودن آویشن و برنج و شیرینی مخلوط را به تدریج به سر او می‌ریزد. پس از پایان یافتن قسمت مذهبی سدره پوشی والدین و دوستان و خویشان ضمن تبریک، هدایای خود را تقدیم می‌کنند و سپس از میهمانان پذیرایی می‌شود که از جمله تقسیم لرک بین حاضرین می‌باشد.
[ "کشتی (دین زرتشتی)", "زرتشتی", "زایش", "گجرات", "پیراهن", "سینه", "هوخت هورشت", "سه اصل بزرگ آیین زرتشتی", "اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک", "ململ", "پشم", "پنبه", "ابریشم", "اهورا مزدا", "زره", "جوشنی", "گوسفند", "بز", "شتر", "عادت ماهیانه", "تیر یشت کرده", "کستی", "پهلوی", "اوستایی", "جشن شوالیه", "کرد", "لر", "لک", "جشن کمربندان", "شال بندان", "اشو زرتشت", "ختنه سوران", "اسلام", "غسل تعمید", "مسیحیت", "اوپانانیا", "هندو", "اوستا", "چراغ", "شمع", "مجمر", "لبان", "صندل", "عود", "پسته", "بادام", "گردو", "قیسی", "سنجد", "زردآلو", "نارگیل", "نقل", "شیرینی", "لرک", "آویشن", "برنج", "خورشید", "اورمزدیشت" ]
[ "آیین‌های زرتشتی", "مناسک گذار" ]
856
نحو
0
216
0
[ "جمله شناسي", "جمله‌شناسی", "جملهٔ شناسي", "جمله شناسی", "جملهٔ شناسی", "سینتکس", "علم نحو", "نحوی" ]
false
201
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نحو یا جمله‌شناسی به دانش مطالعه قواعد مربوط به نحوه ترکیب و در کنار هم آمدن واژه‌ها به‌منظور ایجاد و درک جملات در یک زبان اطلاق می‌شود. این شاخه مهم از دستور هر زبان، نظام‌مندی و خلاقیت فراوانی را طلب می‌کند. درست است که انسان‌ها می‌توانند مجموعه کلمات یک جمله را با ترتیب گوناگونی در کنار هم قرار دهند، ولی تمامی آن‌ها جملات معنی‌دار نخواهد شد. مرد خرید کتاب را. مرد کتاب را خرید. در اینجا، جمله اول غیرمجاز است از نظر زبان فارسی و بر اساس گرامر زبان انگلیسی مرتب شده‌است (.He bought the book)؛ ولی، دومی، که درست همان مجموعه کلمات را داراست، ساختاری قابل قبول از نظر قواعد و دستورهای نحوی زبان فارسی دارد. سیبویه ابوالاسود دولی صرف
[ "واژه", "جمله", "زبان", "دستور زبان", "نظام‌مندی", "خلاقیت", "زبان فارسی", "سیبویه", "ابوالاسود دؤلی", "صرف", "سیدعلی میرعمادی", "انتشارات سمت", "محمد راسخ مهند", "نشر مرکز" ]
[ "نحو", "دستور زبان", "عناصر نحوی", "فلسفه زبان", "نشانه‌شناسی" ]
858
اسپنتمان
0
33
0
[ "اسپیتامنه", "اسپیتامن" ]
false
15
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
اسپنتمان در پارسی باستان Spitamaneh، (در فارسی نو سپنتامنش یعنی دارای اندیشه پاک، والا، مقدس) نام خاندان زرتشت پیامبر ایرانی بود. در گاهان (سرودها)، هفت بار از زرتشت تنها با این نام یاد شده‌است. برخی از پژوهندگان اسپنتمان را نام نهمین نیای زرتشت می‌دانند. خویشان و بستگان زرتشت با لقب سپنتامنشان (اسپتمانیان) معروف بودند. اسپیتامان در زمان اسکندر اسپیتامان (زاده ۳۷۰ پیش از میلاد، کشته شده در ۳۲۸ سال پیش از میلاد) جنگسالار سغدی، رهبر ایستادگی مردم در سغد و غرب در برابر اسکندر در سال ۳۲۹ پیش از میلاد بود. هنگامی که اسکندر شهر جدید اسکندریه اسخاته (خجند امروزی) را بر روی رودخانه سیر دریا ساخت، به آگاهی او رساندند که اسپیتامان در سغد در برابر او شورش کرده پادگانی مقدونی را در سمرقند محاصره کرده‌است. اسکندر بی‌درنگ سپاهی به فرماندهی Pharnuches به آنجا فرستاد که وی با از دست دادن ۲۰۰۰ پیاده و ۳۰۰ سواره نظام شکست خورد. بنابراین اسکندر خود به سمرقند لشکر کشید ولی اسپیتامان از آنجا به بلخ رفته بود. اینبار اسکندر در سال ۳۲۸ به بلخ لشکر کشید اما آنجا با پایداری ساتراپ باختر، آرتاباز روبرو شد. سرانجام اسپیتامان در دسامبر ۳۲۸ در نبرد Gabi شکست خورد و کشته شد. او یک دختر بنام آپاما داشت که به همسری Diadochi از جانشیانان سلوکی اسکندر درآمد. بن‌مایه گاهان، یسنه ۵۳، بند ۳
[ "پارسی باستان", "فارسی", "زرتشت", "ایران", "گاهان", "سغد", "غرب", "اسکندر", "اسکندریه اسخاته", "خجند", "سیر دریا", "سمرقند", "بلخ", "ساتراپ", "آرتاباز", "سلوکیان", "یَسنه" ]
[ "اسکندر مقدونی", "اهالی ایران در سده ۴ (پیش از میلاد)", "درگذشتگان ۳۲۸ (پیش از میلاد)", "زادگان ۳۷۰ (پیش از میلاد)", "سغدی‌ها" ]
859
جمجمه‌شناسی
0
28
0
[ "جمجمه‌خواني", "جمجمه خوانی", "جمجمه خواني", "جمجمهٔ خواني", "جمجمهٔ خوانی", "جمجمه‌خوانی" ]
false
10
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
یک راهنمای جمجمه‌خوانی از سده نوزدهم جمجمه‌شناسی یا جمجمه‌خوانی نظریه‌ای است که ادعا دارد منش و شخصیت افراد را می‌توان از روی شکل جمجمه آنها تشخیص داد. بیشتر، پستی‌وبلندی‌های سر است که مورد نظر جمجمه‌خوانان است. این افراد ادعا دارند که بزهکار بودن یا نبودن اشخاص را هم می‌توان از قرائن روی جمجمه آنان دید. ایده جمجمه‌خوانی پیرامون سال ۱۸۰۰ از سوی یک پزشک آلمانی به نام فرانتس یوزف گال (Franz Joseph Gall) ساخته و پرداخته شد. فهرست مناطق ۱: میل به تخریب، ۲: محبت‌خواهی، ۳: محبت به والدین، ۴: وابستگی عاطفی، ۵: دلبستگی به خانه، ۶: جنگ‌جویی، ۷: رازپوشی، ۸: زیاده‌خواهی، ۹: سازندگی، ۱۰: احتیاط‌کاری، ۱۱: حس جلب تحسین، ۱۲: عزت نفس، ۱۳: خیرخواهی، ۱۴: احترام، ۱۵: ثبات، ۱۶: وجدان، ۱۷: امید، ۱۸: رفعت، ۱۹: اندیشه‌گرایی، ۲۰: شادی و نشاط، ۲۱: تقلید، ۲۲: فردیت، ۲۳: شکل، ۲۴: اندازه، ۲۵: وزن، ۲۶: رنگ، ۲۷: مکان، ۲۸: نظم، ۲۹: محاسبه، ۳۰: احتمالات، ۳۱: زمان، ۳۲: آهنگ، ۳۳: زبان، ۳۴: مقایسه، ۳۵: علیت، ۳۶: میل به زندگی، ۳۷: میل به غذا. منش‌شناسی چهره‌خوانی حس‌خوانی شخص‌شناسی
[ "منش‌شناسی", "شخص‌شناسی", "جمجمه", "۱۸۰۰ (میلادی)", "چهره‌خوانی", "حس‌خوانی" ]
[ "جمجمه‌شناسی", "تاریخ ایده‌ها", "تاریخ ستاره‌بینی", "تاریخ علوم اعصاب", "تاریخ روان‌شناسی", "جرم‌شناسی", "چهره‌خوانی", "روان‌شناسی", "شبه‌علم", "نگرش‌های علمی کهن" ]
860
حس‌خوانی
0
8
0
[ "حس‌خواني", "حس خوانی", "حس خواني" ]
false
3
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
حس‌خوانی به بررسی و مطالعه احساسات درونی و چگونگی بازتاب این احساسات به بیرون، مثلا شیوه صدا و سخن یا حرکات بدن می‌گویند. حس‌خوانان می‌کوشند تا از روی حرکات و سکنات افراد، به احساسات درونی آن لحظه آنان پی ببرند. منش‌شناسی جمجمه‌خوانی چهره‌خوانی شخص‌شناسی
[ "منش‌شناسی", "جمجمه‌خوانی", "چهره‌خوانی", "شخص‌شناسی" ]
[ "علائم پزشکی", "نشانه‌های بیماری", "واژگان پزشکی" ]
861
منش‌شناسی
0
10
0
[ "منش‌شناسي", "منش شناسی", "منش شناسي" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
منش‌شناسی یکی از روش‌های تشخیص شخصیت است که در دهه ۱۹۲۰ پدید آمد. در آن دهه، شخصی به نام ال. همیلتون مک‌کورمیک (L. Hamilton McCormick) به ترکیب روش‌های چهره‌خوانی، جمجمه‌خوانی و حس‌خوانی با دانش‌های نژادشناسی، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی پرداخت تا از این راه، روشی علمی برای ایجاد یک سیستم تعیین منش و شخصیت افراد پدید آورد. شخص‌شناسی چهره‌خوانی جمجمه‌شناسی
[ "شخصیت", "چهره‌خوانی", "جمجمه‌شناسی", "حس‌خوانی", "نژادشناسی", "جامعه‌شناسی", "انسان‌شناسی", "شخص‌شناسی" ]
[ "شبه‌علم" ]
862
شخص‌شناسی
0
9
0
[ "شخص‌شناسي", "شخص شناسی", "شخص شناسي" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
شخص‌شناسی شکل نویی از یکی از دانش‌نماهای قدیمی یعنی چهره‌خوانی (علم فراست) است که از سوی طرفداران گروه «عصر جدید» ارائه شده‌است. روش‌های شخص‌شناسی با جمجمه‌خوانی نزدیکی دارد. شخص‌شناسان می‌کوشند تا میان شکل ظاهری چهره و بدن افراد و رفتار و منش آنها ارتباط و پیوندی بیابند. شخص‌شناسی و روش‌های آن از سوی دانشمندان رد شده و به‌عنوان یک دانش‌نمای کاملا بی‌پایه شناخته می‌شود.
[ "دانش‌نما", "چهره‌خوانی", "عصر جدید", "جمجمه‌خوانی", "چهره", "بدن" ]
[ "چهره‌خوانی" ]
863
دین‌های نوظهور
0
55
0
[ "دین های نوظهور", "دين هاي نوظهور" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
دین‌های نوظهور به آن دسته از روش‌هایی گفته می‌شود که در سده‌ها و دهه‌های اخیر به عموم معرفی شده‌اند. آیین بیانی آیین بیانی یا آیین بابی به جنبش مذهبی‌ای گفته می‌شود که از سال ۱۲۵۹ قمری تا ۱۲۶۸ قمری به رهبری سید علی‌محمد باب در ایران رونق گرفت. این جنبش در ادامه به کشور عثمانی (ترکیه کنونی) تبعید شد.در آنجا برخی درآیین بیانی باقی ماندند و برخی دیگر به دنبال دعوی بها به آیین بها گرویدند . بخشی از بیانی‌ها که به آئین بهایی نگرویدند، جانشینی صبح ازل برای باب را پذیرفتند. این گروه از بابیان خود را ازلی یا بیانی می‌دانند. سید علی محمد باب در کتاب بیان پیروانش خود را اهل بیان می‌خواند . باب با کمال ایمان و صداقت درباره اسلام و بزرگان این آیین صحبت می‌کند و همه جا با احترام شایسته از آنان نام میبرد ولی دوره حکومت اسلام را فقط هزارسال می‌داند یعنی می‌گوید:دویست و شصت سال مدت نزول قرآن و تجلی اخبار معصومین است و پس ازغیبت امام در سال ۲۶۰ هجری قمری که پایان دوره اسلام بود فرا رسید و من ظاهر شدم. سیدعلی محمد باب در اثبات این عقیده به چند آیه قرآن تمسک کرده‌است : یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه کان مقداره الف سنه مما تعدون (سوره سجده، آیه ۵) و یستعجلونک بالعذاب و لن یخلف الله وعده و ان یوما عند ربک کالف سنه مما تعدون (سوره حج، آیه ۴۷) یقولون متی هذا الوعد ان کنتم صادقین . قل لکم میعاد یوم لاتستخرون عنه ساعه و لاتستقدمون (سوره سبا، آیات ۲۸و۲۹) پروفسورادوارد براون به نقل از باب می‌نویسد: دین بهائی دین بهائی آئینی است که میرزا حسینعلی نوری بنیان‌گذار آن می‌باشد. بهائیان او را فرستاده خدا (پیامبر) در این دوره می‌دانند. مرکز بهائیان در حیفا واقع شده‌است. شمار پیروان این دین بیش از ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است یعنی کمتر از ۰٫۲٪ جمعیت دنیا. از نظر پراکندگی جغرافیایی بعد از مسیحیت دومین دین جهان است. بهائیان معتقدند که بهاءالله -بنیانگذار دین بهائی- جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران است. فالون گونگ روش تزکیه ذهن و بدن براساس سه اصل حقیقت، نیکخواهی و بردباری است. این روش از دوران باستان نسل به نسل به صورت تزکیه پنهانی و سینه به سینه از استاد به شاگرد منتقل گردید و در سال ۱۹۹۲ توسط آقای لی هنگ‌جی در کشور چین عمومی شد. در 20 ژوئیه سال 1999، با توجه به تعداد بالای تمرین کنندگان این روش، حزب کمونیست چین آن را ممنوع اعلام کرد و شروع به آزار و شکنجه تمرین کنندگان این روش کرد. آزار و شکنجه تمرین کنندگان فالون گونگ همچنان تاکنون ادامه داشته و بسیاری از آنان قربانی تجارت اعضای داخلی بدن انسان‌های زنده در چین توسط حزب کمونیست چین شده‌اند و اعضای بدن آن‌ها از جمله قلب، کلیه، قرنیه، کبد را در حالی که زنده هستند از بدنشان جدا کرده و به فروش رسانده‌اند. فالون گونگ یک روش تزکیه است و دین نمی‌باشد. اکنکار اکنکار طریقت قدیمی است که در حدود سال ۱۹۶۵ از حالت پنهانی درآمد. بنیانگذار این طریقت پال توئیچل بود. مرکز این طریقت در شهر چن‌هسن در ایالت مینه‌سوتا در آمریکا است. ویکا ویکا (یا جادوورزی (ویچکرافت Witchcraft یا کرافت))، عنوانی است که یک فرقه جدید دینی را با آن می‌نامند. این جریان در سال ۱۹۴۹، زمانی که جرالد گارنر Gerald gardner کتاب خود موسوم به «راهنمای جادوی برتر» را منتشر نمود، آغاز گردید. در این کتاب او در قالب داستان‌های تاریخی آیین‌های ویکایی را معرفی می‌کند. او بعدها با همکاری شخصی به نام دورین والیانته Doreen Valiente، «ویچکرافت امروز» و «مفهوم ویچکرافت» را به ترتیب در سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۵۹ منتشر کرد. هر چند شاخه‌های دیگر ویکایی نیز وجود دارند، اما شاخه گارنریان و شاخه دیگری موسوم به الکساندریان – به بنیانگذاری الکس ساندرز Alex Sanders – در مرکز سنت‌های ویکایی قرار دارند. ساینتولوژی ساینتولوژی مجموعه‌ای از تعالیم است که ال ران هابارد نویسنده داستانهای علمی تخیلی آن را توسعه بخشید. مراحل این دین به OT معروفند و به ترتیب OT I و OT II و … نامیده می‌شوند. مورمون مورمون در اصل فرقه‌ای از مسیحیت که خود را پیروان راستین عیسی مسیح می‌دانند. این فرقه با داشتن مکاشفات جدید و اضافه کردن کتاب‌های دیگر در کنار کتاب مقدس خود را از مسیحیت اصیل جدا کرد. جوزف اسمیت، بنیانگذار فرقه مورمون در سال ۱۸۲۰ زمانی که ۱۵ ساله بود، به گفته خود رویایی از جانب خدا دریافت کرد که در آن به او گفته شد همه کلیساها در اشتباهند و او نباید به هیچ‌کدام بپیوندد. ژورف مجددا در ۱۸ سالگی رویایی دیگر دریافت کرد که در آن از جانب فرشته‌ای به نام مورونی به او ماموریتی عظیم داده شد تا به دنبال الواح طلایی و لوحه‌های قدیمی بگردد. سرانجام در سال ۱۸۳۰ پس از به دست آوردن این الواح و ترجمه آن‌ها این کتاب‌ها به عنوان کتاب‌های مورمون‌ها انتشار یافت. گفته می‌شود او با پیدا کردن عینک مخصوص در کنار الواح طلایی و گذراندان سه سال در خلوت و در پس پرده موفق به ترجمه متون شد و در انتها الواح طلایی را به فرشته باز پس داد.
[ "آیین بیانی", "سید علی‌محمد باب", "ایران", "صبح ازل", "ازلی", "کتاب بیان", "اسلام", "قرآن", "سیدعلی محمد باب", "ادوارد براون", "دین بهائی", "میرزا حسینعلی نوری", "حیفا", "پراکندگی ادیان در عالم", "مسیحیت", "دین", "بهاءالله", "پیامبر", "۱۹۹۲ (میلادی)", "چین", "طریقت", "پال توئیچل", "چن‌هسن", "مینه‌سوتا", "آمریکا", "عیسی مسیح", "کتاب مقدس", "جوزف اسمیت", "۱۸۲۰ (میلادی)" ]
[ "دین‌های نوظهور", "تغییر دین", "فرقه‌ها" ]
864
ویکا
0
84
0
[ "ويكا", "ویکا (دین)", "ويكا (دين)", "ویکایی", "ويكايي" ]
false
17
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ویکا (یا جادوورزی (ویچکرافت Witchcraft یا کرافت)، عنوانی است که یک فرقه جدید دینی را با آن می‌نامند. تاریخچه ویکاها نئوپاگان‌هایی هستند که بستر طبیعت را می‌پرستند. این فرقه در سال ۱۹۵۴ به دست جرالد گارنر، جادوگر انگلیسی تاسیس شد. طبیعت در فرهنگ ویکن‌ها به معنی هر چیزی است که بدون فشار یا اجبار به وجود آمده باشد. رفتارهای غریزی و خدایانی که نماد این غرایز هستند مورد پرستش یعنی ستایش آن‌ها واقع می‌شود. پیروی از غریزه و پایه قرار نهادن طبیعت بکر و بی‌شعور به عنوان ملاک رفتار خصیصه‌ای است که این فرقه را از همه مذاهبی که در آن مسک نفس وجود دارد متمایز می‌کند؛ و به دلیل اینکه پایه طبیعت است کتاب و نوشته‌های آنان به تجربیات شخصی علاقه خاصی نشان می‌دهد و برای تجربیات خاص خود یک دفتر جداگانه دارند که دفتر شهود و الهام هم به آن می‌گویند و گاه همین تجربیات را در دفتر اوراد و اذکار سحر به نام کتاب سایه‌ها می‌نگارند. پنتاگرام، نماد ایمان که توسط بسیاری از ویکاها مورد استفاده قرار می‌گیرد. کتاب کتاب این فرقه کتاب سایه‌ها نام دارد؛ که تقریرات جادوآموز از استاد خویش می‌باشد؛ و شامل اوراد و تعویذات سحر است. ریشه اسم ویکا wicca یک لغت نصرانی است که به معنی شخص حکیم می‌باشد. البته بعضی ریشه آن رااز جادوگری می‌دانند و عده‌ای آن را مشتق از witan که انگلیسی قدیم است به معنی حکیم می‌دانند. اعتقادات سلنا یکی از خدایان رومی معدود که توسط ویکاها پذیرفته شده این فرقه به وجود شیطان و خدا اعتقاد ندارد و بستر طبیعت را می‌پرستند؛ ولی الهه یا خدا را می‌پرستند هرچند این صورت الزامی نمی‌باشد؛ و بیشتر الهه زن را می‌پرستند و یک بستر اکوفمینیستی در این فرقه جریان دارد. همچنان که سلنا در تصویر از الهه‌های آنان است و لزومی ندارد که واقعیت خارجی داشته باشد. در اعتقاد ویکن‌ها طبیعت محوری و عمل بر طبق غریزه سفارش می‌شود و برخلاف دیگر مذاهب مسک نفس از غریزه توصیه نمی‌شود. ویژگی‌ها از خصوصیات این فرقه: عبادت خدا و الهه یا فقط الهه اهمیت به زن، خدای زن و کاهن زن. مراسم سبت (یا همان شبات/شنبه یهودیت)که بر می‌گردد به فرقه کابالیسم اجرای مراسم توسط بعضی از آن‌ها به صورت عریان انجام می‌شود تعداد زیادی از آنان کتابی تحت عنوان کتاب سایه‌ها برای خود دارند که حاوی اوراد و سحرهای خود می‌باشد و گاه در آن تجارب و خاطرات خود را هم می‌نویسند. البته بعضی دفترچه‌ای جداگانه تحت عنوان شهود برای تجارب خود دارند. اخلاق ویکا ویکا فقط یک نصیحت دارد: « تا وقتی جنبنده‌ای را اذیت نمی‌کنید و اراده خود را بر کسی تحمیل نمیکنید هر چه در سر دارید انجام دهید .» اقسام ویکا ویکای اسکندریه ویکای دایانی ویکای گاردنری ویکای الکساندری ویکای پریان نمادها صلیب : همان صلیب مسیحیان است. ستاره داوود : همان ستاره داوود یهودیان است. ستاره پنج پر : ستاره پنج پر که ضلع آن رو به بالا باشد. کتاب سایه‌ها : نوشته‌های جادویی و تجربیات شخصی را در آن می‌نگارند. بدر ماه و اعتدال‌های سالانه خنجر در شراب دو دایره رو به بالا: خدا یک دایره وسط دو هلال چپ و راست: خدایان هلال برعکس رو به خط: غروب ماه هلال روی سطح رو به بالا: طلوع ماه نیمدایره روی خط رو به پایین با فلش به سمت پایین: غروب خورشید نیمدایره روی خط با فلش به سمت بالا: طلوع خورشید balefire broom stick victory love war باورها الهیات اگرچه مشاهدات ویکن‌ها درکلام متفاوت باشد، اکثریت قریب به اتفاق ویکن‌ها ستایش و احترام به الهه و خدایگان دارند. ویکن‌ها در تمامی اعصار قائل به وحدت (Pantheist) وجود هستند. duotheism (اعتقاد به دوخدا) یا چند خداپرستی (متشکل از بسیاری از خدایانشان در بین ویکن‌ها کمتر دیده می‌شود). در برخی از مفاهیم pantheistic و duotheistic، ایزدان از فرهنگ‌های مختلف ممکن است به عنوان جنبه‌های الهه یا خدا دیده شود. خدا و الهه درنظرویکن‌ها، ویکا مذهبی است که قائل به خدا و الهه، هر دو با هم است (چیزی شبیه فلسفه ین و یانگ در تائویسم). نیروی زندگی تجسمی از طبیعت است؛ و اغلب ماه به عنوان الهه و خورشید به عنوان خدا معرفی می‌شود. به‌طور سنتی خدا را به صورت یک خدای شاخدار که با طبیعت وحشی و بکر و همراه با تمایلات جنسی و شکارگر ظاهر می‌شود نشان می‌دهند؛ و به این خدا نام‌های متفاوت داده‌اند. مانند :انسان سبز، کرنونوس، پان، آتو، کارنایانا. الهه هم یک جنبه سه‌گانه دارد که شامل دوشیزه، مادر و عجوزه است و معمولا به صورت ماه به تصویر کشیده می‌شود. نماد زندگی و الهام درونی طبیعت و عشق به همه چیزو فرزند است. معمولا در گردهمایی جادوگران از این الهه استفاده می‌شود. چندخدایی چند خدایی در این ویکنیسم به نوعی وحدت وجود است. یعنی همه الهه‌ها با خدا یکی هستند و هر کدام جنبه‌های متفاوتی از خدا را به تصویر می‌کشند و همه یک چیز هستند و به فراخور فرهنگو باورها متفاوت شده‌اند. الوهیت گاردنر اظهار داشت که موجودی بالاتر از خدا و به رسمیت شناخته شده‌تر از خدا توسط کاهنان شناسایی شده به عنوان محرک اول، اما هنوز ناشناس باقی مانده‌است. آنیمیسم جان گرایی، همزاد گرایی، اعتقاد باینکه روح اساس‌زندگی است، اعتقاد باینکه ارواح‌مجرد وجود دارند، اعتقاد بعالم روح و تجسم ارواح مردگان. ویکن‌ها معتقد هستند که ارواح خدا و الهه‌ها در کاهن‌ها زمانی که زیر ماه یا خورشید شروع به نقاشی خاص می‌کنند حلول می‌کند. زندگی پس از مرگ باورها درباره زندگی پس از مرگ بین ویکن‌ها متفاوت است. اگر چه عقیده سنتی آن‌ها تناسخ در جسم تازه است. سحر و جادو ویکاها به بعضی طلسمات و اوراد اعتقاد دارند. آنان دایره‌ای گرد هم تشکیل داده و مراسم خود را انجام می‌دهند. آن‌ها از این مراسم برای طرد کردن تاثیرات منفی، شفایابی، عشق و باروری بهره می‌جویند. اخلاق آسیب نرساندن به خود و دیگران. قانون بازگشت سه‌گانه. یعنی انسان هر کاری اعم از خوب یا بدانجام دهد در سرنوشت او موثر است. هرچه کنی به خود کنی… گر همه نیک وبد کنی. پروش فضیلت‌هایی مثل حرمت، احترام، فروتنی، قدرت، زیبایی، قدرت و شفقت در درون خود. پایبند بودن به ۱۶۱ قانون جادوگری. در سنت ویکاها همجنسگرایی مردود بود و با اهه لعنت از آن یاد می‌شد ولی امروزه این گرایش ذاتی اقلیتی از انسان‌ها، پذیرفته شده‌است. پنج گوهر هوا، آتش، اب، زمین، روح کتاب مقدس کتاب این فرقه کتاب سایه‌ها نام دارد؛ که تقریرات جادوآموز از استاد خویش می‌باشد؛ و شامل اوراد و تعویذات سحر است. اعتقادات این فرقه به شیطان و خدا اعتقاد ندارد و بستر طبیعت را می‌پرستند. آیین بودایی هندوییسم
[ "نئوپاگان", "۱۹۵۴", "جرالد گارنر", "جادوگر", "رفتارهای غریزی", "غریزه", "طبیعت بکر", "مسک نفس", "شهود", "الهام", "سحر", "ایمان", "ویکاها", "کتاب سایه‌ها", "تعویذ", "جادو", "شیطان", "خدا", "فمینیستی", "سلنا (ایزدبانو)", "طبیعت محوری", "ایزدبانو", "کاهن", "سبت", "یهودیت", "کابالیسم", "برهنگی", "اخلاق", "صلیب", "مسیحیان", "ستاره داوود", "یهودیان", "ستاره پنج پر", "اوراد", "تعویذات", "آیین بودایی", "هندوییسم" ]
[ "ویکا", "پگانیسم", "دین‌های نوظهور", "سحر", "معرفی‌شده‌های ۱۹۵۴ (میلادی)" ]
865
فهرست نام دین‌ها
0
296
0
[ "فهرست ادیان", "فهرست نام دین ها", "ادیان", "فهرست نام دين ها", "اديان", "فهرست اديان" ]
false
62
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
در زیر فهرست دین و مذهب‌ها را مشاهده می‌کنید ادیان ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام ادیان ابراهیمی نامیده می‌شود. بابیه ازلی مسیحیت کاتولیکیسم انگلیکان کلیسای آشوری شرق کلیسای ارتدکس شرقی کلیسای ارتودوکس شرقی کلیسای کاتولیک پروتستانیسم گروه‌های دیگر جنبش طلبه‌های کتاب مقدس مسیحیت جهانی کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر الزمان غیر تاریطانی سوئد بورگینیسم یونیتارین جنبش خلاقیت عرفان عرفان مسیحی ابیونی‌ها سرودونیایی‌ها مرقیونیه (نه کاملا عرفانی) کالربیسین‌ها colorbasians سیمونین‌ها عرفان زودگذر بوربوریت‌ها کاینیت‌ها کارپوخواهان اوفیتس ophites هرمسیه عرفان قرون وسطایی کاتاریسم بوغومیلیه پولیسیان‌ها جنبش تندراکیان عرفانی ایرانی مندائیان مانوی‌گری بگنولی‌ها Bagnolians عرفانی سوری - مصری Sethians Basilidians Valentinians ابن دیصانs اسلام مدرسه کلام اشعری علم کلام ابو منصور ماتریدی مرجئه معتزله خوارج اباضیه عراقی حروریه صوفری شیعه اسماعیلیان مستعلیه نزاریه جعفری شیعه دوازده‌امامی شیخیه اصولی علوی‌گری / بکتاشیه زیدیه صوفی‌گری بکتاشیه چشتیه جلال‌الدین محمد بلخی مجددیه نقشبندیه جهریه خوفیه سلسله نعمت‌الهی طریقه قادریه Sufi Order International صوفی گرایی بازهدایت شده Sufism Reoriented سهروردیه تیجانیه عرفان جهانی رقص صلح جهانی سنی حنفی بریلوی دیوبندی گیدیمو (قدیم) gedimu یحیانی Xidaotang حنبلی ملکی شافعی گروه‌های دیگر اسلام اهل حدیث یا سلفی اهل قرآن احمدیه جنبش احمدیه جنبش احمدیه لاهور بنیاد الفاتحه بنیاد مسلمانان کانادا دروز اسلام اروپایی پنج درصدی‌ها حزب اتفاق‌المسلمین جماعا المسلمین جدید اسلام لیبرال اسلام کنگره کانادا Moorish Science Temple of America مهدوی امت اسلام نوواوبیسم مسلمانان بریتانیایی پیشرو بنیاد مسلمانان پیشرو قرآنیان طلوع اسلام United Submitters International وهابیت ذکری یهودی یهودیت ربانی یهودیت ارتدکس حریدی یهودیت حسیدی یهودیت ارتودوکس مدرن یهودی محافظه‌کار Masorti یهودیت کنسرواتوکس اتحاد برای یهودیت سنتی یهودیت اصلاحات یهودیت پیشرو یهودیت لیبرال قرائیم یهودیت غیر ربانی مدرن جایگزین یهودیت یهودیت انسانگرایانه (به عنوان مذهب شناخته نمی‌شود) یهودیت متجدد بازسازی یهودیت گروه‌های تاریخی اسنی‌ها فریسیان (نیا ی یهودیت ربانی) صدوقیان (نیای احتمالی قرائیم) Zealots Sicarii Sects that believed Jesus was a prophet ابیونی‌ها الخسائیه ناصره (فرقه) دونمه Frankists Rastafari movement Mandaeans and Sabians مندائیان صابئین Sabians of Harran Mandaean Nasaraean Sabeans Samaritanism Unitarian Universalism مذاهب هندی Religions that originated in India and religions and traditions related to, and descended from, them. Ayyavazhi Bhakti Movement جنبش عشق به خداوند که پیروان آن در عشق به او تمام فعالیت‌های خود را متمرکز بر خدا می‌نمایند. این گروه با الهام از کتاب بهاگاوادگیتا برای رهایی از بازتاب اعمال، فعالیتهای خود را، به عنوان قربانی برای معبود خود انجام می‌شود. Kabir Panth Sant Mat بودیسم Nikaya Buddhism (which have historically been called هینه‌یانه in the West) ترواده Sri Lankan Amarapura Nikaya Sri Lankan Siam Nikaya Sri Lankan Ramanna Nikaya Bangladeshi Sangharaj Nikaya Bangladeshi Mahasthabir Nikaya Burmese Thudhamma Nikaya Vipassana tradition of Mahasi Sayadaw and disciples Burmese Shwekyin Nikaya Burmese Dvaya Nikaya Thai Maha Nikaya Dhammakaya Movement Thai Thammayut Nikaya Thai Forest Tradition Tradition of Ajahn Chah مهایانه Humanistic Buddhism Madhyamaka Prasangika Svatantrika Sanlun (Three Treatise school) Sanron Maha-Madhyamaka (Jonangpa) بوداگرایی نیچی‌رن Nichiren Shu Nichiren Shoshu Nipponzan Myohoji Soka Gakkai Pure Land فرقه جودو شین بودیسم Tathagatagarbha doctrine Dashabhumika (absorbed into Huayan) Huayan school () Hwaeom Kegon تیانتای تندای Cheontae Yogacara Cittamatra in Tibet Wei-Shi (Consciousness-only school) or یوگه‌چاره شرق آسیا (Dharma-character school) یوگه‌چاره شرق آسیا یوگه‌چاره شرق آسیا Chan / ذن / Seon / Thien Caodong Sōtō Keizan line Jakuen line Giin line رینزایی-ذن رینزایی-ذن Obaku (school of Buddhism) Fuke Zen Won Buddhism: Korean Reformed Buddhism Kwan Um School of Zen Sanbo Kyodan وجره‌یانه شینگون بودیسم تبتی Bön Gelukpa Kagyupa Dagpo Kagyu Karma Kagyu Barom Kagyu Tsalpa Kagyu Phagdru Kagyu Drikung Kagyu Drukpa Kagyu Shangpa Kagyu Nyingmapa Sakyapa Jonangpa New Buddhist movements اوم‌شینریکیو (now known as Aleph) Diamond Way Friends of the Western Buddhist Order New Kadampa Tradition Share International True Buddha School Vipassana movement دین ای الهی دین ای الهی هندویسم Swaminarayan Shrauta Lingayatism شایویسم شاکتیسم تانترا Ananda Marga سنت اسمارته ویشنوپرستی Gaudiya Vaishnavism ISKCON (Hare Krishna) Hindu reform movements آریه سماج Brahmo Samaj Hinduism in Indonesia Major schools and movements of Hindu philosophy Nyaya Purva mimamsa Samkhya Vaisheshika Vedanta (Uttara Mimamsa) Advaita Vedanta سری اوروبیندو Vishishtadvaita Dvaita Vedanta یوگا Ashtanga Yoga Bhakti yoga هاتا یوگا Siddha Yoga سورات شابد یوگا تانترا Sahaja Yoga Jainism Digambara Bisapanthi Digambar Terapanth Taran Panth Kanji Panth Gumanapantha Totapantha Shvetambara Svetambar Terapanth Murtipujaka or Deravasi Sthanakvasi سیک (سیخ) خالصه (سیک) Nihang Namdhari or Kuka Sikhs Sahajdhari Sikh Ravidasi مذاهب ایرانی میترائیسم مزدیسنا بابی آیین بیانی دین بهائی مندائیان مانوی‌گری مزدک یزدانیسم علوی‌گری یارسان یزیدیان زروان‌باوری مذاهب آسیای شرقی کنفسیوسیسم نئو کنفسیوسیسم نیو کنفسیوسیسم شینتو تائوسیسم دیگران Caodaism ادیان قومی چینی Chondogyo فالون‌گانگ Hoa Hao I-Kuan Tao Jeung San Do Legalism (Chinese philosophy) موهیسم Oomoto Seicho-No-Ie Tenrikyo مذاهب آفریقایی African diasporic religions are a number of related religions that developed in the Americas among African slaves and their descendants in various countries of the Caribbean Islands and Latin America, as well as parts of the southern United States. They derive from African traditional religions, especially of West and Central Africa, showing similarities to the Yoruba religion in particular. Batuque (religion) Candomblé Dahomey mythology Haitian mythology Kumina Macumba Mami Wata Obeah Oyotunji Quimbanda سانتریا (Lukumi) Umbanda وودوو Indigenous traditional religions Traditionally, these faiths have all been classified "Pagan", but scholars prefer the terms "indigenous/primal/folk/ethnic religions". آفریقایی غرب آفریقا Akan mythology Ashanti mythology (غنا) Dahomey mythology Efik mythology (Nigeria, Cameroon) Igbo mythology (Nigeria, Cameroon) Isoko mythology (Nigeria) Yoruba mythology (Nigeria, Benin) مرکز آفریقا Bushongo mythology (Congo) Bambuti mythology (Congo) Lugbara mythology (Congo) شرق آفریقا Akamba mythology (East Kenya) Dinka mythology (Sudan) Lotuko mythology (Sudan) Masai mythology (Kenya, Tanzania) جنوب آفریقا Khoikhoi mythology Lozi mythology (Zambia) Tumbuka mythology (Malawi) Zulu mythology (South Africa) آمریکایی Abenaki mythology Anishinaabe اساطیر آزتک Blackfoot mythology Cherokee mythology Chickasaw mythology Choctaw mythology Creek mythology Crow mythology Ghost Dance Guarani mythology Haida mythology Ho-Chunk mythology (aka: Winnebago) Hopi mythology Inca mythology Indian Shaker Church اساطیر اینویی Iroquois mythology Keetoowah Nighthawk Society Kuksu (religion) Kwakiutl mythology Lakota mythology Leni Lenape mythology Longhouse religion Mapuche mythology اساطیر مایا Midewiwin Miwok Native American Church Navajo mythology Nootka mythology Ohlone mythology Olmec mythology Pomo mythology Pawnee mythology Salish mythology Selknam religion Seneca mythology Southeastern Ceremonial Complex Sun Dance Tsimshian mythology Urarina Ute mythology Wyandot religion Zuni mythology اروپایی آسیایی آسیا بن (دین) اساطیر چین اساطیر ژاپن Ko-shinto (Jomon-jin) Siberian Shamanism تنگری گرایی اروپایی Estonian mythology Shamanism among Eskimo peoples Finnish mythology and Finnish paganism Shamanistic remnants in Hungarian folklore Sami religion (including the Noaidi) Tadibya اقیانوس آرام Australian Aboriginal mythology مردمان آسترونزیایی Balinese mythology Javanese beliefs Melanesian mythology Micronesian mythology Modekngei Nauruan indigenous religion Philippine mythology Anito Gabâ Kulam Polynesian mythology اساطیر هاوایی افسانه‌شناسی مائوری Maori religion Rapa Nui mythology موآی تانگاتا مانو کیش کالا جان فروم فرقه جانسون جنبش شاهزاده فیلیپ وایلالا Historical polytheism Ancient Near Eastern Ancient Egyptian religion دین باستانی سامی Mesopotamian mythology اسطوره‌شناسی عرب (اساطیر عرب) (pre-Islamic) Babylonian and Assyrian religion Babylonian mythology Chaldean mythology Canaanite mythology Canaanite religion Hittite mythology اساطیر ایران Sumerian mythology Indo-European کیش کهن آریایی دین ودائی مزدیسنا Baltic mythology Celtic polytheism اسطوره‌شناسی سلتی اسطوره‌شناسی سلتی Germanic polytheism Anglo-Saxon mythology Continental Germanic mythology اساطیر اسکاندیناوی Ancient Greek religion Finnish polytheism Hungarian mythology Ancient Roman religion اساطیر اسلاو Hellenistic Greco-Roman mysteries اسرار الوزینیا مهرپرستی Orphism مکتب فیثاغوری Gallo-Roman religion Neopaganism New Age, esotericism, mysticism موج نو نئوشمنیسم ریکی Esotericism and mysticism حکمت انسانی عرفان مسیحی Esoteric Christianity هندوییسم تانترا Vaastu Shastra Martinism مهربابا چلیپای گلگون Ancient Mystical Order Rosae Crucis Rosicrucian Fellowship تصوف تئوسوفی رازورزانه و جادویی جادوی مراسمی جادوی خنوخی گوئشیا جادوی خائوس Hoodoo (folk magic) (Rootwork) New Orleans Voodoo Kulam – Filipino witchcraft National Socialism and Occultism Pow-wow (folk magic) Seiðr – Norse sorcery تلما افسونگری Left-Hand Path دیوشناسی Luciferianism شیطان‌پرستی کلیسای شیطان معبد ست New religious movements Creativity The Creativity Movement Shinshukyo Church of World Messianity Konkokyo Oomoto PL Kyodan Seicho-No-Ie Tenrikyo Fictional religions Parody or mock religions Church of Euthanasia هیولای اسپاگتی پرنده Church of the SubGenius Iglesia Maradoniana اسب تک‌شاخ صورتی نامرئی Kibology Landover Baptist Church Last Thursdayism Others دادارباوری Discordianism اکنکار Ethical Culture Fellowship of Reason انسان‌گرایی Jediism جوچه ساینتولوژی انسان‌گرایی سکولار Subud Universal Life Church جهان‌گرایی توحیدگرا راه چهارم Other categorisations By demographics فهرست جمعیت‌های دینی بر اساس مساحت Religion in Africa دین در آسیا Religion in Australia Religion in Europe Religion in North America فهرست نام دین‌ها Religion in South America فهرست کشورها بر پایه مذهب دین رسمی جغرافیای بوداگرایی Christianity by country Roman Catholicism by country Protestantism by country Hinduism by country فهرست کشورها بر پایه جمعیت مسلمان Judaism by country, جمعیت یهودی در کشورها Sikhism by country Buddhism by region جسالر مرتبط دین مدنی List of Catholic rites and churches List of religious organizations Lists of people by belief اسطوره‌شناسی شمن‌باوری توتم‌پرستی باطن‌گرایی غربی
[ "یهودیت", "مسیحیت", "اسلام", "ادیان ابراهیمی", "ازلی", "انگلیکان", "کلیسای آشوری شرق", "کلیسای ارتدکس شرقی", "کلیسای ارتودوکس شرقی", "کلیسای کاتولیک", "جنبش طلبه‌های کتاب مقدس", "مسیحیت جهانی", "کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر الزمان", "Nontrinitarianism", "Swedenborgianism", "یونیتارین", "جنبش خلاقیت", "ابیونی‌ها", "Cerdonians", "مرقیونیه", "Simonians", "Borborites", "Cainites", "Carpocratians", "هرمسیه", "کاتاریسم", "بوغومیلیه", "پولیسیان‌ها", "جنبش تندراکیان", "مندائیان", "مانوی‌گری", "Bagnolians", "Sethians", "Basilidians", "Valentinians", "ابن دیصان", "اشعری", "علم کلام", "ابو منصور ماتریدی", "مرجئه", "معتزله", "اباضیه", "عراقی", "حروریه", "صوفری", "اسماعیلیان", "مستعلیه", "نزاریه", "مذهب جعفری", "شیعه دوازده‌امامی", "شیخیه", "اصولی", "علوی‌گری", "بکتاشیه", "زیدیه", "چشتیه", "جلال‌الدین محمد بلخی", "نقشبندیه", "سلسله نعمت‌الهی", "قادریه", "Sufi Order International", "Sufism Reoriented", "سهروردیه", "تیجانیه", "عرفان جهانی", "رقص صلح جهانی", "سنی", "حنفی", "بریلوی", "دیوبندی", "gedimu", "Xidaotang", "حنبلی", "ملکی", "شافعی", "اهل حدیث", "سلفی‌گری", "احمدیه", "جنبش احمدیه", "دروز", "اسلام اروپایی", "حزب اتفاق‌المسلمین", "جماعا المسلمین", "جدید", "اسلام لیبرال", "اسلام کنگره کانادا", "Moorish Science Temple of America", "مهدوی", "امت اسلام", "قرآنیان", "طلوع اسلام", "United Submitters International", "وهابیت", "ذکری", "یهودیت ارتدکس", "حریدی", "یهودیت حسیدی", "یهودیت ارتودوکس مدرن", "یهودی محافظه‌کار", "Masorti", "Conservadox Judaism", "اتحاد برای یهودیت سنتی", "یهودیت اصلاحات", "یهودیت پیشرو", "یهودیت لیبرال", "جایگزین یهودیت", "یهودیت انسانگرایانه", "یهودیت متجدد", "بازسازی یهودیت", "اسنی‌ها", "فریسیان", "نیاکان", "یهودیت خاخامی", "صدوقیان", "Zealot", "Sicarii", "الخسائیه", "ناصره (فرقه)", "دونمه", "Frankists", "صابئین", "Sabians#Sabians of Harran", "Sabians#Mandaean Nasaraean Sabeans", "Kabir Panth", "Sant Mat", "Nikaya Buddhism", "هینه‌یانه", "ترواده", "Amarapura Nikaya", "Siam Nikaya", "Ramanna Nikaya", "Sangharaj Nikaya", "Mahasthabir Nikaya", "Thudhamma Nikaya", "Mahasi Sayadaw", "Shwekyin Nikaya", "Dvaya Nikaya", "Maha Nikaya", "Dhammakaya Movement", "Thammayut Nikaya", "Thai Forest Tradition", "Ajahn Chah", "مهایانه", "Humanistic Buddhism", "Madhyamaka", "Prasangika", "Svatantrika", "Sanlun", "Sanron", "Jonangpa", "بوداگرایی نیچی‌رن", "Nichiren Shu", "Nichiren Shoshu", "Nipponzan Myohoji", "Soka Gakkai", "Pure Land", "فرقه جودو", "شین بودیسم", "Tathagatagarbha doctrine", "Dashabhumika", "Huayan school", "Hwaeom", "Kegon", "تیانتای", "تندای", "Cheontae", "Yogacara", "Cittamatra", "Wei-Shi", "یوگه‌چاره شرق آسیا", "ذن", "Caodong", "Sōtō", "Keizan", "Jakuen", "Giin", "رینزایی-ذن", "Obaku (school of Buddhism)", "Fuke Zen", "Won Buddhism", "Kwan Um School of Zen", "Sanbo Kyodan", "وجره‌یانه", "شینگون", "بودیسم تبتی", "Bön", "Gelukpa", "Kagyu", "Dagpo Kagyu", "Karma Kagyu", "Barom Kagyu", "Tsalpa Kagyu", "Phagdru Kagyu", "Drikung Kagyu", "Drukpa Kagyu", "Shangpa Kagyu", "Nyingmapa", "Sakyapa", "اوم‌شینریکیو", "Diamond Way", "Friends of the Western Buddhist Order", "New Kadampa Tradition", "Share International", "True Buddha School", "Vipassana movement", "دین ای الهی", "Swaminarayan", "Shrauta", "Lingayatism", "شایویسم", "شاکتیسم", "تانترا", "Ananda Marga", "سنت اسمارته", "ویشنوپرستی", "Gaudiya Vaishnavism", "Hare Krishna", "Hindu reform movements", "آریه سماج", "Brahmo Samaj", "Hinduism in Indonesia", "Nyaya", "Purva mimamsa", "Samkhya", "Vaisheshika", "Vedanta", "Advaita Vedanta", "سری اوروبیندو", "Vishishtadvaita", "Dvaita Vedanta", "یوگا", "Ashtanga Yoga", "Bhakti yoga", "هاتا یوگا", "Siddha Yoga", "سورات شابد یوگا", "Sahaja Yoga", "Digambara", "Bisapanthi", "Digambar Terapanth", "Taran Panth", "Kanji Panth", "Gumanapantha", "Totapantha", "Shvetambara", "Svetambar Terapanth", "Murtipujaka", "Sthanakvasi", "خالصه (سیک)", "Nihang", "Namdhari", "Sahajdhari", "Ravidasi", "میترائیسم", "مزدیسنا", "بابی", "آیین بیانی", "دین بهائی", "مزدک", "یزدانیسم", "یارسان", "یزیدیان", "زروان‌باوری", "نئو کنفسیوسیسم", "نیو کنفسیوسیسم", "Caodaism", "ادیان قومی چینی", "Chondogyo", "فالون‌گانگ", "Hoa Hao", "I-Kuan Tao", "Jeung San Do", "Legalism (Chinese philosophy)", "موهیسم", "Oomoto", "Seicho-No-Ie", "Tenrikyo", "African traditional religions", "Yoruba religion", "Batuque (religion)", "Candomblé", "Dahomey mythology", "Haitian mythology", "Kumina", "Macumba", "Mami Wata", "Obeah", "Oyotunji", "Quimbanda", "سانتریا", "Umbanda", "وودوو", "Akan mythology", "Ashanti mythology", "Efik mythology", "Isoko mythology", "Yoruba mythology", "Bushongo mythology", "Bambuti mythology", "Lugbara mythology", "Akamba mythology", "Dinka mythology", "Lotuko mythology", "Masai mythology", "Khoikhoi mythology", "Lozi mythology", "Tumbuka mythology", "Zulu mythology", "Abenaki mythology", "Anishinaabe", "اساطیر آزتک", "Blackfoot mythology", "Cherokee mythology", "Chickasaw mythology", "Choctaw mythology", "Creek mythology", "Crow mythology", "Ghost Dance", "Guarani mythology", "Haida mythology", "Ho-Chunk mythology", "Hopi mythology", "Inca mythology", "Indian Shaker Church", "اساطیر اینویی", "Iroquois mythology", "Keetoowah Nighthawk Society", "Kuksu (religion)", "Kwakiutl mythology", "Lakota mythology", "Leni Lenape mythology", "Longhouse religion", "Mapuche mythology", "اساطیر مایا", "Midewiwin", "Miwok", "Native American Church", "Navajo mythology", "Nootka mythology", "Ohlone mythology", "Olmec mythology", "Pomo mythology", "Pawnee mythology", "Salish mythology", "Selk'nam#Religion", "Seneca mythology", "Southeastern Ceremonial Complex", "Sun Dance", "Tsimshian mythology", "Urarina", "Ute mythology", "Wyandot religion", "Zuni mythology", "بن (دین)", "اساطیر چین", "اساطیر ژاپن", "Ko-shinto (Jomon-jin)", "Siberian Shamanism", "تنگری گرایی", "Estonian mythology", "Shamanism among Eskimo peoples", "Finnish mythology", "Finnish paganism", "Shamanistic remnants in Hungarian folklore", "Sami religion", "Noaidi", "Tadibya", "Australian Aboriginal mythology", "مردمان آسترونزیایی", "Balinese mythology", "Javanese beliefs", "Melanesian mythology", "Micronesian mythology", "Modekngei", "Nauruan indigenous religion", "Philippine mythology", "Anito", "Gabâ", "Kulam", "Polynesian mythology", "اساطیر هاوایی", "افسانه‌شناسی مائوری", "Maori religion", "Rapa Nui mythology", "موآی", "تانگاتا مانو", "جان فروم", "فرقهٔ جانسون", "جنبش شاهزاده فیلیپ", "وایلالا", "Ancient Egyptian religion", "دین باستانی سامی", "Mesopotamian mythology", "اسطوره‌شناسی عرب (اساطیر عرب)", "Babylonian and Assyrian religion", "Babylonian mythology", "Chaldean mythology", "Canaanite mythology", "Canaanite religion", "Hittite mythology", "اساطیر ایران", "Sumerian mythology", "کیش کهن آریایی", "دین ودائی", "Baltic mythology", "Celtic polytheism", "اسطوره‌شناسی سلتی", "Germanic polytheism", "Anglo-Saxon mythology", "Continental Germanic mythology", "اساطیر اسکاندیناوی", "Ancient Greek religion", "Finnish polytheism", "Hungarian mythology", "Ancient Roman religion", "اساطیر اسلاو", "Greco-Roman mysteries", "اسرار الوزینیا", "مهرپرستی", "Orphism", "مکتب فیثاغوری", "Gallo-Roman religion", "نئوشمنیسم", "ریکی", "حکمت انسانی", "عرفان مسیحی", "Esoteric Christianity", "هندوییسم", "Vaastu Shastra", "Martinism", "مهربابا", "چلیپای گلگون", "Ancient Mystical Order Rosae Crucis", "Rosicrucian Fellowship", "تصوف", "تئوسوفی", "جادوی مراسمی", "جادوی خنوخی", "گوئشیا", "جادوی خائوس", "Hoodoo (folk magic)", "New Orleans Voodoo", "National Socialism and Occultism", "Pow-wow (folk magic)", "Seiðr", "تلما", "افسونگری", "دیوشناسی", "Luciferianism", "شیطان‌پرستی", "کلیسای شیطان", "معبد ست", "The Creativity Movement", "Church of World Messianity", "Konkokyo", "PL Kyodan", "Church of Euthanasia", "هیولای اسپاگتی پرنده", "Church of the SubGenius", "Iglesia Maradoniana", "اسب تک‌شاخ صورتی نامرئی", "Kibology", "Landover Baptist Church", "Last Thursdayism", "دادارباوری", "Discordianism", "اکنکار", "Ethical Culture", "Fellowship of Reason", "انسان‌گرایی", "Jediism", "جوچه", "ساینتولوژی", "انسان‌گرایی سکولار", "Subud", "Universal Life Church", "جهان‌گرایی توحیدگرا", "راه چهارم", "فهرست جمعیت‌های دینی", "Religion in Africa", "دین در آسیا", "Religion in Australia", "Religion in Europe", "Religion in North America", "Religion in South America", "فهرست کشورها بر پایه مذهب", "دین رسمی", "جغرافیای بوداگرایی", "Christianity by country", "Roman Catholicism by country", "Protestantism by country", "Hinduism by country", "فهرست کشورها بر پایه جمعیت مسلمان", "Judaism by country", "جمعیت یهودی در کشورها", "Sikhism by country", "Buddhism by region", "دین مدنی", "List of Catholic rites and churches", "List of religious organizations", "Lists of people by belief", "اسطوره‌شناسی", "شمن‌باوری", "توتم‌پرستی", "باطن‌گرایی غربی" ]
[ "فهرست‌های مرتبط با دین", "مذهب‌ها، سنت‌ها، و جنبش‌ها", "معنویت" ]
866
عنصر
0
83
0
[ "سازمایه", "سازمايه", "عنصر (ابهام‌زدایی)" ]
false
81
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
عنصر در معانی زیر کاربرد دارد: عنصر (شیمی) عنصر الکتریکی عنصر گرمایی عنصر اچ‌تی‌ام‌ال
[ "عنصر (شیمی)", "عنصر الکتریکی", "عنصر گرمایی", "عنصر اچ‌تی‌ام‌ال" ]
[]
867
بیت (شعر)
0
77
0
[ "بيت (شعر)", "ابيات" ]
false
67
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کوچک‌ترین واحد کامل در شعر کهن فارسی بیت است که دو مصراع (مصرع) را شامل می‌شود. بیت در زبان عربی به معنی خانه و در اصطلاح، حداقل شعر است که از دو مصراع تشکیل شده باشد. نمونه: به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد چپ‌چین (فردوسی) پایان چپ‌چین بیت مصرع اگر هر دو مصراع یک بیت قافیه‌دار باشند، آن بیت را مصرع می‌نامند؛ یعنی قافیه‌دار. نمونه: بنی‌آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی‌غمی نشاید که نامت نهند آدمی چپ‌چین (سعدی) پایان چپ‌چین
[ "شعر کهن فارسی", "مصراع", "زبان عربی", "فردوسی", "سعدی", "خطاطی", "نستعلیق", "سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها" ]
[ "شعر", "گونه استنزایی", "گونه شعری", "وزن شعر" ]
868
مصراع
0
70
0
[ "مصرع" ]
false
58
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
مصراع یا مصرع یا نیم‌بیت کوچک‌ترین جزء از کلام موزون (شعر) در شعر کلاسیک فارسی و واحد وزنی شعر است. موسیقی درونی شعر در یک مصرع شکل می‌گیرد و شعر ادامه می‌یابد. دو مصراع تشکیل یک بیت می‌دهند که حداقل معنایی شعر است. از آن جا که لغت «مصراع» به معنی یک لنگه از در دولنگه است، بدان مشابهت، نصف هر بیت را مصراع نام‌گذاری کرده‌اند. نمونه مصراع: م میازار موری که دانه‌کش است 2= چپ‌چین (فردوسی) پایان چپ‌چین هرگاه که قافیه را در هر دو مصرع یک بیت رعایت کرده باشند، آن بیت مصرع و انجام این کار تصریع نام می‌گیرد. نمونه ابیات مصرع چنینم هست یاد از پیر دانا فراموشم نشد هرگز، همانا که روزی، رهروی در سرزمینی به لطفش گفت رندی، ره‌نشینی که‌ای سالک، چه در انبانه داری؟ بیا دامی بنه، گر دانه داری جوابش داد، گفتا: دام دارم ولی، سیمرغ می‌باید شکارم بگفتا: چون به‌دست آری نشانش؟ که از ما بی‌نشان است آشیانش حافظ: بخشی از مثنوی (الا ای آهوی وحشی)؛ چپ‌چی شعر بیت
[ "کلام", "شعر", "فارسی", "موسیقی", "بیت (شعر)", "فردوسی", "قافیه", "رند", "سالک", "سیمرغ", "حافظ" ]
[ "ادبیات فارسی", "شعر", "گونه شعری", "وزن شعر" ]
869
قصیده
0
255
0
[ "قصيده", "قصائد", "قصاید", "چکامه", "چكامه", "قصايد" ]
false
189
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
قصیده یا چکامه یک قالب شعر کلاسیک فارسی است که معمولا از ۲۰ تا ۷۰ بیت است. موضوع قصاید مدح شاهان و بزرگان، تهنیت جشن‌ها، وصف طبیعت و گاه پند و اندرز است. در این نوع شعر مصراع اول با مصراع‌های زوج هم‌قافیه است. شاعران ایرانی قصیده را از شعر عربی گرفته‌اند. تفاوت قصیده با قالب غزل در تعداد ابیات و موضوع شعر است. کمی یا زیادی بیت‌های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری. شاعر می‌تواند قصیده را در وزن‌های گوناگونی بسراید. بنا به روایتی نخستین شعر فارسی قصیده‌ای است از محمد وصیف سگزی، دبیر دربار یعقوب لیث صفاری، که تنها ۶ بیت آن باقی مانده‌است. مطلع این قصیده این است: (ای امیری که امیران جهان خاصه و عام / بنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام) بخش عظیم ادبیات فارسی را در سده ششم هجری، قصیده تشکیل می‌دهد. انواع قصیده ۱ مدحی ۲ مذهبی و فلسفی ۳ اخلاقی و زهدی ۴ سیاسی و اجتماعی مشهورترین قصیده سرایان مدیحه گو: رودکی، منوچهری، فرخی سیستانی، عنصری، انوری، خاقانی بخش‌های قصیده‌های مدحی قصیده شعری است که مصراع اول و مصراع‌های زوج آن هم‌قافیه‌اند و تعداد ابیات آن از ۱۵ بیت بیشتر است. قصیده‌های مدحی معمولا از چهار بخش تشکیل می‌شوند: ۱ تغزل یا تشبیب ۲ گریز به مدح ۳ مدح ۴ دعا و شریطه و اعتذار تغزل: مقدمه قصیده است با مضامینی چون عشق، یاد جوانی و وصف طبیعت. تخلص: رابطه میان مقدمه و تنه اصلی قصیده است. تنه اصلی مدح: مقصود اصلی شاعر است با محتوایی چون مدح، رثا، پند و اندرز، عرفان، حکمت و غیره. شریطه و دعا: شامل دعا برای جاودانه بودن ممدوح است و در پایان قصیده و در جواب جملاتی شرطی می‌آید. مطلع، بیت اول قصیده و مقطع، بیت آخر آن است. تجدید مطلع: آوردن بیت مصرع در اثنای قصیده است برای انتقال از موضوعی به موضوع دیگر و طولانی ساختن قصیده. تخلص: نام شعری شاعر است که معمولا در پایان قصیده می‌آید. وجه تسمیه از آن‌جا که در این گونه شعر، نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معین توجه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده‌اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرع باشد و هرگاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می‌گویند و نه قصیده. پیشینه اگرچه پیشینه قصیده به شعر عربی در دوران جاهلیت می‌رسد، لیکن در شعر فارسی از قرن سوم هجری رواج یافت و دوران اوج شکوه آن تا قرن ششم هجری بوده‌است. از قرن هفتم به‌بعد، به‌دلیل از بین رفتن دربارهای مقتدری که مشوق شاعران مدیحه‌سرا بودند، قصیده رو به ضعف نهاد. موضوع قصیده‌ها از قرن نهم به‌بعد، بیشتر تجلیل و ستایش اولیای دین است. در دوران متاخر، ملک‌الشعرا بهار با وارد کردن مضمون‌های اجتماعی و سیاسی در قصیده‌ها، رنگ تازه‌ای به قصیده داد و این قالب شعری را احیا کرد. ساختار و نحوه قرارگیری قافیه در قصیده • • • • • • • • • • تحولات قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونی‌هایی شده‌است که می‌توان آن‌ها را به‌اجمال به شرح زیر بیان کرد: الف) در روزگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغههای شاعرانه پرداخته می‌شده‌است. ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سوال و تکدی می‌رسیده‌است. ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادی آیین اسماعیلیان درآورد. د) سنایی قالب قصیده را به مضامین دینی و شعر عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوه او به‌وسیله عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد. ه) سعدی، و به‌تبع او، سیف فرغانی، قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند. و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعه کتاب خوان نقش بسزایی داشته‌است. شاخص‌ترین قصاید از این نوع را می‌توان در دیوان ملک‌الشعرا بهار سراغ گرفت. قوانین و اصطلاحات قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مطلع نامیده می‌شود. در قصیده‌های مدحی، اغلب چهار بخش مشخص است: تشبیب، تخلص، مدح و دعای تابید. بیت‌های شروع قصیده را، که معمولا وصف طبیعت یا شرح وصال یا فراق معشوق است، «تغزل» (شعر عاشقانه گفتن) یا «تشبیب» (احوال ایام جوانی را ذکر کردن) یا «نسیب» (شعر لطیف درباره زنان) می‌گویند. پس از چند بیت، شاعر تغزل را به مدح می‌کشاند که این قسمت را «تخلص» می‌نامند. مهارت شاعر در پیوستن بخش مقدمه قصیده به مدح، و ظرافتی که در این مورد به‌کار می‌برد «حسن تخلص» نامیده می‌شود. پس از مدح، که قسمت اعظم قصیده را تشکیل می‌دهد، شاعر قصیده را با «دعای تابید» به پایان می‌برد، یعنی برای ممدوح خود آرزوی جاودانگی می‌کند، که به این قسمت شریطه می‌گویند. در بسیاری از قصاید، به‌ویژه وقتی که موضوع آن مدح نیست، بدون تشبیب و تغزل سروده شده‌اند و شاعر بدون مقدمه وارد موضوع موردنظر خود شده‌است. چنین قصیده‌ای را «محدود» یا «مقتضب» می‌نامند. به‌لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع می‌شود؛ یعنی مصراع اول بیتی در اواسط قصیده با مصراع‌های زوج هم‌قافیه می‌گردد. پس از آن، شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده کند. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع بهره برده‌اند. قصیده‌سرایان بزرگ فارسی فرخی سیستانی منوچهری دامغانی عنصری ناصر خسرو خاقانی شروانی انوری ابیوردی ظهیر فاریابی سعدی شیرازی ملک الشعرای بهار پروین اعتصامی
[ "قالب شعر", "مصراع", "غزل", "وزن شعر", "محمد وصیف سگزی", "یعقوب لیث صفاری", "ادبیات فارسی", "مدیحه", "رودکی", "منوچهری", "فرخی سیستانی", "عنصری", "انوری", "خاقانی", "تغزل", "تشبیب", "مدح", "شریطه", "اعتذار", "مطلع", "مصرّع", "قطعه", "عربی", "جاهلیت", "اولیا", "دین", "ملک‌الشعرا بهار", "سامانیان", "مبالغه", "غزنویان", "سلجوقیان", "غلو", "ناصر خسرو", "انقلاب", "اسماعیلیان", "سنایی", "عرفانی", "عطار", "شمس مغربی", "اوحدی", "خواجو", "جامی", "سعدی", "سیف فرغانی", "مشروطیت", "آزادی", "شریطه و دعا", "تجدید مطلع", "خاقانی شروانی", "سعدی شیرازی", "ظهیر فاریابی", "ملک الشعرای بهار" ]
[ "ادبیات عرب", "گونه‌های ادبی", "سخن‌شناسی‌های پاکستان", "شعر عربی", "فرهنگ عرب", "قالب‌های شعر فارسی", "گونه شعری" ]
871
رباعی
0
216
0
[ "رباع", "چارینه", "رباعي", "رباعیات", "رباعيات", "چارينه" ]
false
157
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ایزد که جهان به قبضه قدرت اوست رباعی (به معنی چهارتایی یا چهارگانی) یکی از قالبهای شعر فارسی است که در فارسی به آن ترانه نیز می‌گویند. این قالب، یک قالب شعر دری است، که در زبانهای دیگری (از جمله عربی و ترکی و اردو) نیز مورد استفاده قرار گرفته‌است. وزن آن هم وزن عبارت لا حول و لا قوه الا بالله است. اما عروض دانان ایرانی و خارجی، برای رباعی دو یا یک وزن اصلی قائل‌اند. عروض‌دانان قدیم، وزن رباعی را در دو شجره اخرب و اخرم قرار داده‌اند که از آن ۲۴ وزن منشعب می‌شود. دکتر شمیسا، برای رباعی یک وزن برشمرده و معتقد است از آن یازده وزن فرعی به دست می‌آید. در مورد منشا رباعی، در کتابهای تاریخی دو روایت متفاوت درج شده‌است. روایت اول، رودکی را واضع این نوع شعر (به صورت امروزی) می‌داند و گوید که وزن آن را از ترانه‌ای که کودکان به هنگام بازی می‌خواندند اقتباس کرده‌است. طبق روایت دوم، یعقوب لیث قهرمان اصلی ماجراست و شعرای دربار او این وزن را اختراع کرده‌اند. رباعی متشکل از دو بیت (چهار مصراع) است. رعایت قافیه در مصراعهای نخست، دوم و چهارم الزامی و در مصراع سوم اختیاری است. شعرای اولیه، به گفتن رباعیات چهار قافیه‌ای گرایش داشتند، اما به تدریج و از اوایل قرن ششم هجری، شکل سه مصراعی قافیه در رباعی رایج شد. معروف‌ترین رباعی‌سرا در تاریخ ادب فارسی حکیم عمر خیام نیشابوری است که مجموعه اشعار وی به رباعیات خیام مشهور می‌باشند. رباعیات عطار، مولوی، اوحدالدین کرمانی ، باباافضل کاشی و ابوسعید ابوالخیر نیز شهرت دارند. در دوران معاصر، نیما یوشیج به سرودن رباعی اشتیاق تمام از خود نشان داد و بیش از ۱۸۰۰ رباعی از او بجای مانده‌است. بعد از نیما، سایر شاعران نوپرداز همچون سیاوش کسرایی و منصور اوجی به این قالب توجه ویژه داشتند. در دوران معاصر، شاعرانی همچون سید حسن حسینی و قیصر امین‌پور در این قالب سروده‌اند. در حال حاضر معروفترین رباعی سرای معاصر که از او به عنوان خیام دوران یاد می‌کنند. ایرج زبردست است. نمونه‌هایی از رباعی گر کار فلک به عدل سنجیده بدی احوال فلک جمله پسندیده بدی ور عدل بدی به کارها در گردون کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی؟ (خیام نیشابوری) گویند بهشت و حور عین خواهد بود آنجا می‌ناب و انگبین خواهد بود گر ما می‌و معشوق گزیدیم چه باک چون عاقبت کار چنین خواهد بود (خیام نیشابوری) گر یک نفست ز زندگانی گذرد مگذار که جز به شادمانی گذرد زنهار که سرمایه ملکت به جهان عمر است، چنان کش گذرانی گذرد (ظهیر فاریابی) اول به هزار لطف بنواخت مرا آخر به هزار غصه بگداخت مرا چون مهره مهر خویش می‌باخت مرا چون من همه او شدم بینداخت مرا (مولوی) اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده درافتد نه تو مانی و نه من (خیام نیشابوری) رباعی رباعی نوعی شعر است در چهار مصرع که جز مصراع سوم دیگر مصراع‌ها هم قافیه‌اند. کتاب بدایع الافکار آن را اینگونه شرح می‌دهد: «از مخترعات بحر هزج است و رباعی از آن جهت گفتند که بحر هزج در اشعار عرب مربع الاجزاء آمده. پس هر یک بیت از این وزن به مثابه دو بیت مربع باشد و مجموع چهار بیت بود از هزج مربع الاجزاء… اگر مصراع سوم نیز مقفی باشد، آن را رباعی مصرع گویند و اگر مصرع سوم بی‌قافیه باشد، آن را خصی خوانند.» وزن رباعی برابر عروض علمی، اساس وزن رباعی بر «مستفعل مستفعل مستفعل فع» نهاده شده‌است، که با استفاده از دو قانون اختیارات وزنی شاعری، به ۱۲ وزن تبدیل می‌شود: ۱ – ابدال = که از مستفعل (- – ل ل)، مفعولن (- – –) حاصل می‌شود ۲ – قلب = که از مستفعل (- – ل ل)، فاعلات (- ل – ل) به دست می‌آید. مفعولن را می‌توان در هر سه رکن به کار برد. اما فاعلات فقط در رکن دوم می‌تواند به کار رود. به این ترتیب در ۱۲ وزن می‌توان رباعی سرود؛ که چنین اند: ۱ – مستفعل مستفعل مستفعل فع: (- – ل ل/- – ل ل/- – ل ل/-) … مثال: تقدیر که بر کشتنت آزرم نداشت ۲ – مفعولن مستفعل مستفعل فع: (- – -/- – ل ل/- – ل ل/-) … مثال: خاقانی را طعنه زنی چون دم تیغ ۳ – مستفعل مفعولن مستفعل فع: (- – ل ل/- – -/- – ل ل/-) … مثال: خرسند همی بودم در دام تو من ۴ – مستفعل مستفعل مفعولن فع: (- – ل ل/- – ل ل/- – -/-) … مثال: امروز تو را دسترس فردا نیست ۵ – مفعولن مفعولن مستفعل فع: (- – – /- – – /- – ل ل /-) … مثال: با یارم می‌گفتم دذ خشم مرو ۶ – مستفعل مفعولن مفعولن فع: (- – ل ل/- – -/- – – /-) … مثال: گفتم که سرانجامت معلوم نشد ۷- مفعولن مستفعل مفعولن فع: (- – -/- – ل ل/- – -/-) … مثال: تا بتوانی خدمت رندان می‌کن ۸ – مفعولن مفعولن مفعولن فع: (- – -/- – -/- – -/-) … مثال: گفتا دارم گفتم کو؟ گفت اینک ۹- مستفعل فاعلات مستفعل فع (گونه اصلی رباعی): (- – ل ل/- ل – ل/- – ل ل/-) … مثال: هنگام سپیده دم خروس سحری ۱۰ – مفعولن فاعلات مستفعل فع: (- – -/- ل – ل/- – ل ل/-) … مثال: عمرت تا کی به خودپرستی گذرد ۱۱ – مستفعل فاعلات مفعولن فع: (- – ل ل/- ل – ل/- – -/-) … مثال: راز از همه نا کسان نهان با ید داشت ۱۲- مفعولن فاعلات مفعولن فع: (- – – /- ل – ل/- – -/-) … مثال: تا با من از دلت سخن می‌گویی از این گونه‌های دوازده‌گانه رباعی، همه به یک سان کاربرد ندارند: اوزان ۳–۲ – ۷ – ۶ کم کاربردترین هستند. اوزان ۵ – ۸ عملا کاربردی ندارند! اوزان ۹ – ۱۱ – ۱ – ۴ – ۱۰ – ۱۲ به ترتیب پر کاربردترین اوزان رباعی هستند. اما دوازده شکل دیگر نیز با افزودن یک حرف صامت به آخر هریک از این انواع به دست می‌آید. افراد دیگری همچون مسعود فرزاد طرح‌های دیگری برای وزن رباعی پیشنهاد داده‌اند.
[ "نقاشی ایرانی", "ابوسعید ابوالخیر", "۱۵۵۵ میلادی", "فارسی", "ترانه", "قالب شعر", "دری", "رودکی", "یعقوب لیث", "بیت (شعر)", "مصراع", "قافیه", "خیام", "رباعیات خیام", "عطار", "مولوی", "اوحدالدین کرمانی", "باباافضل کاشی", "نیما یوشیج", "سیاوش کسرایی", "منصور اوجی", "سید حسن حسینی", "قیصر امین‌پور", "ایرج زبردست", "خیام نیشابوری", "ظهیر فاریابی", "شعر", "دوبیتی" ]
[ "ادبیات فارسی", "ادبیات قرون وسطی", "شعر قرون وسطی", "قالب‌های شعر فارسی", "گونه استنزایی" ]
872
رادار
0
246
0
[]
false
208
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
یک آنتن رادار دوربرد معروف به «آلتیر» (ALTAIR) برای ردیابی اشیای فضایی؛ این رادار در آبسنگ کواجالین مستقر است. رادار ، یک دستگاه رادیویی است که برای مشاهده جسم‌ها و اندازه‌گیری برخی ویژگی‌های آن‌ها بوسیله موج‌های رادیویی بکار می‌رود. کاربرد سنتی رادار و محل پیدایش و رشد آن در صنایع نظامی و هوانوردی است. در صنایع نظامی نقش اصلی یک سامانه راداری، نظارت بر یک گستره بزرگ و تشخیص جسم‌های متحرک، ردیابی هدف‌ها و استخراج مشخصه‌هایی مانند فاصله، جهت، سرعت، ارتفاع و اندازه هدف می‌باشد. رادارهای نظامی برای کاربردهای نظارت، ردیابی هدف، هدایت و ناوبری، و دید از پشت موانع ساخته می‌شوند. کاربردهای غیرنظامی رادار در سیستم‌های تصویر برداری ماهواره‌ای، هدایت کشتی و هواپیما، هواشناسی، کنترل ترافیک و اتومبیل‌های هوشمند است. ویژگی‌ها رادار، با ارسال و دریافت موج‌های رادیویی کار می‌کند. هدف‌هایی که رادار استخراج می‌کند، معمولا هدف‌های فلزی یا اجسامی با انعکاس بالای امواج رادیویی هستند. ویژگی‌های رادار نسبت به دید چشمی: برد زیاد عدم وابستگی به وجود نور عبور موج‌ها از مانع‌ها؛ مانند مه، باران، برف امکان اندازه‌گیری دقیق مشخصه‌هایی مانند فاصله، ارتفاع و سرعت انجام کار در باندهای فرکانسی مختلف اگر جسمی نسبت به طول موج امواج رادار کوچکتر باشد قابل آشکارسازی نخواهد بود. بنابراین از امواج با فرکانس بالاتر و در نتیجه طول موج پایین‌تر استفاده می‌شود تا اجسام با ابعاد کوچک‌تر نیز قابل آشکارسازی باشند . عملکرد رادار، ابتدا موج‌های خود را می‌گسیلد و درصورتی‌که مانعی مانند یک شیء پرنده در آسمان، مقابل موج‌های گسیلیده قرار داشته باشد، موج‌های ضعیف‌تری را بازمی‌تابانند. اینک اگر رادار، مقداری از این موج‌ها را دریافت کند، می‌تواند با ضرب سرعت موج در مدت زمان دریافت موج، فاصله شی را محاسبه کند. گستره دید رادار فرستنده رادار، مدت زمانی را به انتشار موج‌ها اختصاص می‌دهد (در رادارهای تپی)؛ و بخش گیرنده رادار عمل نمی‌کند. اگر جسم مقابل رادار، چنان نزدیک باشد که در همین مدت، موج‌های بازتابیده به آنتن رادار برخورند، رادار متوجه نخواهد شد. اگر جسم چنان دور باشد که دیگر موج‌های بازتابی آن پس از مدت زمان دریافت به رادار برسند نیز رادار تشخیص نمی‌دهد. انواع رادار از نظر ارسال موج رادار پالسی (تپی) رادار موج پیوسته، مانند سینوسی یا با مدولاسیون FM معادله رادار یکجا رادار یکجا، راداری است که آنتن گیرنده و فرستنده‌اش در یکجا باشند و اغلب آنتن گیرنده و فرستنده در این گونه رادار، یکیست. معادله رادار یکجا اصولی‌ترین معادله برای شناختن اغلب سامانه‌های راداری است. P r : توانی است (با یکای «وات») که آنتن گیرنده پس از فرستادن موج پس می‌گیرد. G t : بهره تقویت آنتن فرستنده است. A r : مساحت موثر آنتن گیرنده است و با مساحت فیزیکی بدنی آنتن، فرق دارد. : سطح مقطع راداری (در انگلیسی Radar Cross Section یا RCS می‌گویند) و پراگندگی نیروی برگشت از هدف، تقسیم بر نیروی فرستاده بر هدف است. R t : دوری هدف است که با یکای «متر» سنجیده می‌شود. کاربردها نظارت و رهگیری هواپیماها و موشک‌ها نظارت و رهگیری هدف‌های دریایی یا زمینی نظارت و رهگیری جسم‌های فضایی هواشناسی اندازه‌گیری سرعت ترابرها رادار دهانه-ترکیبی برای تصویر دو-بعدی و سه-بعدی یافتن مین در زمین فرود (برای نمونه برای هواپیما) دقیق عکسبرادری از دیگرکره‌ها با رادار تصویری پرهیز تصادم یافتن آب در منطقه‌های شنزار و خشک نظارت بر هدف‌های جنبنده در زمین نظارت بر هدف‌های جنبنده در منطقه‌های پردرخت نقشه‌برداری. رادار تصویری سامانه‌های واپایش از راه دور رادار روزنه-مصنوعی
[ "کواجالین", "موج‌های رادیویی", "هوانوردی", "اندازه‌گیری", "سطح مقطع راداری", "هواپیما", "ترابرها", "رادار دهانه-ترکیبی", "نقشه‌برداری", "رادار تصویری", "سامانه‌های واپایش از راه دور", "رادار روزنه-مصنوعی" ]
[ "رادار", "ابزارهای سنجش", "اویونیک", "ایستگاه‌های رادیویی و سیستم‌های آی‌تی‌یو", "تجهیزات هدایتگر", "دستگاه‌های هواگرد", "علوم و فناوری در طی جنگ جهانی دوم", "فناوری مایکروویو", "مراقبت پرواز", "واژه‌های ابداع‌شده در دهه ۱۹۴۰ (میلادی)", "هدف‌گیری (نظامی)" ]
873
ساز
0
277
0
[ "سازها", "آلت موسیقی", "آلات موسیقی", "ساز موسیقی", "آلات موسيقي", "الات موسیقی", "آلت موسيقي", "الت موسیقی", "الات موسيقي", "الت موسيقي", "ساز موسيقي", "سازهای موسیقی", "سازهاي موسيقي", "ساز (موسیقی)" ]
false
251
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نینواز در نقاشی دیواری عمارت هشت‌بهشت اصفهان، دوره صفوی ساز به ابزار نواختن موسیقی گفته می‌شود. اگرچه هر وسیله‌ای را که صدا بدهد می‌توان ساز دانست ولی در این مقاله منظور از ساز وسایلی است که صرفا برای اجرای موسیقی ساخته شده‌است. احتمالا قدیمی‌ترین وسیله تولید موسیقی صدای انسانی است. بعد از آن شاید انواع سازهای کوبه‌ای و پس از آن سازهای بادی قدمت بیشتری دارند. یک قطعه استخوان سوراخ شده مربوط به دوره انسان نئاندرتال را قدیمی‌ترین ساز بادی کشف‌شده می‌دانند. سازهای زهی نیز در فرهنگ‌های مختلف بشری به کار می‌رفته و در تماس‌های بین فرهنگ‌ها انواع آن متحول شده و بسیاری از این‌گونه سازها در نقاط مختلف جهان دیده می‌شوند که در عین تفاوت جنبه‌های مشترک بسیاری دارند. قدیمی‌ترین ساز زهی تنبور است. فن تولید ساز به‌ویژه پس از انقلاب صنعتی در اروپا پیشرفت بسیار کرد و انواع سازهای پیچیده و زیبا با توانایی صدادهی عالی در اروپا تولید شده و می‌شود. در قرن بیستم ژاپن و اخیرا چین نیز سازهایی با کیفیت بسیار خوب تولید کرده‌اند. همچنین پیشرفت فناوری الکترونیک عرصه وسیعی را برای سازهای الکترونیک باز کرد و بویژه کاربرد رایانه در تولید موسیقی نمای تازه‌ای از مفهوم ساز را در برابر موسیقی‌دانان گسترده‌است. بررسی و طبقه‌بندی و شناخت سازها را «سازشناسی» یا «ارگانولوژی» می‌نامند. سازها را به صورت‌های مختلف دسته‌بندی کرده‌اند ولی معمول‌ترین (و نه لزوما دقیق‌ترین) دسته‌بندی سازها تقسیم آن‌ها به سازهای زهی، سازهای بادی، سازهای کوبه‌ای، سازهای صفحه‌کلیددار، سازهای الکترونیک و صدای انسانی است. فهرست سازهای موسیقی غنا و موسیقی
[ "هشت‌بهشت", "اصفهان", "دوره صفوی", "موسیقی", "صدا", "صدای انسانی", "سازهای کوبه‌ای", "سازهای بادی", "انسان نئاندرتال", "سازهای زهی", "تنبور", "انقلاب صنعتی", "اروپا", "قرن بیستم", "ژاپن", "چین", "فناوری الکترونیک", "سازهای الکترونیک", "رایانه", "سازشناسی", "سازهای صفحه‌کلیددار", "فهرست سازهای موسیقی", "غنا و موسیقی" ]
[ "سازها" ]
874
بریتیش کلمبیا
2
770
0
[ "بريتيش كلمبيا", "ایالت بریتیش کلمبیا", "استان بریتیش کلمبیا", "استان بريتيش كلمبيا", "ايالت بريتيش كلمبيا" ]
false
595
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "official_name", "Item2": "بریتیش کلمبیا" }, { "Item1": "settlement_type", "Item2": "[[استان]]" }, { "Item1": "imagesize", "Item2": "270px" }, { "Item1": "image_flag", "Item2": "Flag of British Columbia.svg" }, { "Item1": "image_seal", "Item2": "Coat_of_Arms_of_British_Columbia.png" }, { "Item1": "motto", "Item2": "Splendor sine occasu" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "British Columbia-map.png" }, { "Item1": "mapsize", "Item2": "250x200px" }, { "Item1": "latd", "Item2": "54" }, { "Item1": "latm", "Item2": "54" }, { "Item1": "longd", "Item2": "124" }, { "Item1": "longm", "Item2": "30" }, { "Item1": "coordinates_display", "Item2": "inline,title" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "[[مرکز]]" }, { "Item1": "subdivision_name1", "Item2": "شهر\n[[ویکتوریا]]" }, { "Item1": "subdivision_type2", "Item2": "[[بزرگ‌ترین شهر]]" }, { "Item1": "subdivision_name2", "Item2": "[[ونکوور]]" }, { "Item1": "established_title", "Item2": "پیوستن بهکنفدراسیون کانادا" }, { "Item1": "established_date", "Item2": "[[۲۰ ژوئیه]] [[۱۸۷۱]]" }, { "Item1": "government_type", "Item2": "[[سلطنت مشروطه]][[فدرال]]" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "ملکه" }, { "Item1": "leader_name", "Item2": "[[ملکه الیزابت دوم]]" }, { "Item1": "leader_title1", "Item2": "فرماندار کل" }, { "Item1": "leader_name1", "Item2": "[[جودیت گوچان]]" }, { "Item1": "leader_title2", "Item2": "وزیر" }, { "Item1": "leader_name2", "Item2": "[[کریستی کلارک]] از [[حزب لیبرال بریتیش کلمبیا]]" }, { "Item1": "area_total_sq_mi", "Item2": "۳۶۴،۷۶۴" }, { "Item1": "area_land_sq_mi", "Item2": "۳۵۷،۲۱۶" }, { "Item1": "area_water_sq_mi", "Item2": "۷،۵۴۸" }, { "Item1": "area_rank", "Item2": "۵ام" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "۲۰۱۱" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "۴،۶۴۸،۰۵۵" }, { "Item1": "population_rank", "Item2": "۳ام" }, { "Item1": "population_density_sq_mi", "Item2": "auto" }, { "Item1": "population_demonym", "Item2": "British Columbian" }, { "Item1": "utc_offset", "Item2": "۸-" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "[[کد پستی]]" }, { "Item1": "area_code", "Item2": "۶۰۴ ۱" }, { "Item1": "blank_name", "Item2": "نمایندگان فدرال" }, { "Item1": "blank_info", "Item2": "در پارلمان کانادا" }, { "Item1": "blank1_name", "Item2": "House seatsمجلس سنا" }, { "Item1": "blank1_info", "Item2": "۳۶۶" }, { "Item1": "blank2_name", "Item2": "زبان رسمی" }, { "Item1": "blank2_info", "Item2": "[[انگلیسی]]" } ], "Title": "settlement" }
بریتیش کلمبیا ، غربی‌ترین استان کانادا است. این استان در ۱۸۷۱ (میلادی) به عنوان ششمین استان به کنفدراسیون کانادا پیوست. مرکز استان بریتیش کلمبیا شهر ویکتوریا و بزرگ‌ترین شهر آن ونکوور است. مقدمه این استان غربی‌ترین استان کانادا و در کنار اقیانوس آرام جای دارد. بریتیش کلمبیا با داشتن مناطق زیبای طبیعی (۶ پارک ملی) نزدیک به ۵ میلیون نفر را در خود جای داده‌است و بسیاری از ساکنین این استان در منطقه لوئر مین‌لند ساکن هستند. مساحت این استان به اندازه جمع مساحت کشورهای فرانسه، آلمان و هلند است. این شهر با داشتن بالغ بر ۲/۵ میلیون نفر جمعیت سومین شهر پرجمعیت کانادا محسوب می‌شود. سالانه در حدود ۳۵۰۰۰ نفر مهاجر وارد این استان می‌شوند و در کل مهاجرین بخش مهمی از جمعیت استان را تشکیل می‌دهند. درحقیقت یک سوم جمعیت ونکوور خارجی هستند. بیشتر چینی‌های کانادا در این شهر زندگی می‌کنند. محیط چند فرهنگی و سطح عالی زندگی، این استان را مقصد بیشتر مهاجران به کانادا کرده‌است. این استان میزبان بازی‌های المپیک زمستانی ۲۰۱۰ در شهرهای ونکوور و ویسلر بود. قلعه «سن میگل» متعلق به امپراتوری اسپانیا در جزیره نوکتا (۱۷۹۳ میلادی) تاریخچه این استان یکی از غنی‌ترین تاریخچه‌های بومی کانادا را دارد. باستان شناسان شواهدی از حضور انسان در این استان در حدود ۱۱۵۰۰ سال پیش یافته‌اند. به دلیل داشتن خط ساحلی، این استان بالاترین تراکم جمعیت بومی در کانادا را دارد. در زمان ورود اروپایی‌ها بیشتر از نیمی از ساکنان فعلی کانادا در این استان زندگی می‌کردند. ورود اروپایی‌ها با ورود کاشفان معروف انگلیسی به نام‌های جیمز کوک و ناخدا جورج ونکوور در اواخر دهه ۱۷۰۰ آغاز شد. به‌دنبال این کاشفان، بازرگانان پوست نیز به‌طور دائم در این استان ساکن شدند. اصلیت بیشتر شهرهای بزرگ این استان به تجارت پوست بر می‌گردد. این استان به عنوان ششمین استان در سال ۱۸۷۱ به کنفدراسیون کانادا پیوست و مرزهای این استان در اواخر سده نوزدهم میلادی مشخص شدند. در طول این مدت، بریتیش کلمبیا پذیرای مهاجران بسیاری از سراسر جهان به‌ویژه اروپا، چین و ژاپن بوده‌است. با ساخت راه‌آهن در این استان، اقتصاد آن از کشاورزی به معدن و جنگلداری تغییر کرد. اقتصاد این استان بعد از جنگ جهانی دوم شکوفا شد. با درآمد خوب به دست آمده از جنگلداری، استان شروع به سرمایه‌گذاری در مدرن کردن اقتصاد کرد. این دوره همچنین دوره شکوفایی فرهنگ استان بود. شهرهای ونکوور و ویکتوریا به مراکز فرهنگی و هنری تبدیل شدند و صدها نویسنده، هنرمند، شاعر و موسیقیدان را به سمت خود جذب کردند. امروزه این استان دارای اقتصادی شکوفا و سطح زندگی عالی است. شهرهای این استان جزو تمیزترین و بهترین شهرهای جهان به‌شمار می‌آیند. این شرایط موجب شد تا بازی‌های المپیک زمستانی ۲۰۱۰ در این استان برگزار شود. ساخت راه‌آهن (نوامبر ۱۸۸۵ میلادی) دولت دولت کانادا با یک سیستم فدرال با کنترل بر برخی از امور متعلق به دولت ملی با مرکزیت اتاوا و دیگر امور تحت کنترل دولت استانی عمل می‌کند. این استان مجلس انتخابی دموکراتیک خود را دارد (مجمع قانونگذاری بریتیش کلمبیا ) که در مرکز استان، شهر ویکتوریا واقع است. ۸۵ نماینده از سراسر استان (MLA) با رای اکثریت مردم در هر حوزه انتخاب می‌شوند. فرماندار بریتیش کلمبیا، جودیت گوچان نماینده ملکه بریتانیا در استان بریتیش کلمبیا است. در نبود فرماندار در مجلس ممکن است او یک مدیر را برای اجرای وظایف دفتر خود منصوب کند. از این رو در عمل، معمولا رئیس دادگستری بریتیش کلمبیا جانشین اوست. دولت وزرایی را برای مناصب مختلف انتصاب می‌کند، اگر چه رسما بخشی از شورای اجرایی بریتیش کلمبیا (کابینه)، توسط رئیس دولت یا نخست‌وزیر تعیین می‌شود. دولت فعلی استان تحت کنترل حزب لیبرال بریتیش کلمبیا به رهبری کریستی کلارک است که در انتخابات ماه مه سال ۲۰۰۹ گوردون کمپبل نخست‌وزیر پیشین را پس زد. انتخابات این استان هر ۴ سال به‌طور منظم انجام می‌گیرد. حزب لیبرال بریتیش کلمبیا وابسته به حزب لیبرال کانادا نیست و همان عقاید را دنبال نمی‌کند. این حزب بیشتر ائتلاف متنوعی است از باقی‌مانده‌های حزب اعتبار اجتماعی، بسیاری از اعضای حزب لیبرال کانادا، محافظه کاران فدرال و افراد دیگر است، جمعیت جمعیت این استان در حدود ۴/۷ میلیون نفر است و رشد ثابت جمعیت ۵ درصد است. جمعیت این استان در سال ۱۹۹۱ در حدود ۳،۲ میلیون نفر بوده و نرخ زاد و ولد فقط ۱/۴ است که کمترین از متوسط کانادا (۱/۶) است. این بدین معنی است که استان رشد جمعیت خود را در مهاجرت می‌داند. این استان برای استفاده از نیروی کار به شدت به مهاجرت نیاز دارد. به دلیل نزدیکی این استان به اقیانوس آرام و قاره آسیا، بیشتر مهاجرین از سمت آسیا وارد استان می‌شوند. تقریبا ۱۰ درصد ساکنان این استان چینی هستند. البته جمعیت بسیاری از ژاپنی‌ها، فیلیپینی‌ها و کره‌ای‌ها در این استان زندگی می‌کنند. همچنین شمار بسیاری از اهالی آسیای جنوبی در جنوب ونکوور و در سوری ساکن هستند. در این استان مجموعه‌ای جالب از تقریبا تمام فرهنگ‌های جهان دیده می‌شود. کناره دریاچه اوکاناگان محل مناسبی برای کشت تاکستان است مهاجرت مهاجرت نقش مهمی در شکل‌گیری این استان در گذشته و در اقتصاد آن در حال حاضر دارد. با کاهش آمار زاد و ولد در این استان، مقامات استان رشد جمعیت آتی خود را در مهاجرت می‌بینند. این استان جهت کمک به جذب مهاجر در برنامه انتخاب استانی شرکت دارد که به روند جذب مهاجر و صدور ویزا سرعت می‌بخشد. افراد می‌توانند در دو روش در این برنامه شرکت کنند: حرفه استراتژیک (متخصصین مورد نیاز در بریتیش کلمبیا) و گروه تجاری (مدیران و سرمایه‌گذاران). این استان مقصد مهاجرانی است که از طریق برنامه نیروی کار خارجی موقت اقدام می‌کنند. ایرانیان بریتیش کلمبیا این استان مقصد بسیاری از مهاجران ایرانی است. بسیاری از ایرانی-کانادایی‌های بریتیش کلمبیا در ونکوور بزرگ به‌ویژه در ونکوور شمالی، وست ونکوور و ترای سیتیز (شامل کوکیتلام، پورت کوکیتلام و پورت مودی) ساکن هستند. برخی از مقامات محلی این استان ایرانی هستند. در فروردین ۱۳۹۷ ایالت بریتیش کلمبیا عید نوروز را وارد تقویم رسمی خود کرد. در چند سال اخیر نازنین افشین جم و رامونا امیری از ونکوور عنوان دختر شایسته کانادا انتخاب شده‌اند. ساختمان مجلس قانونگذاری بریتیش کلمبیا در شهر ویکتوریا شهرهای اصلی بریتیش کلمبیا دارای ۵۱ شهر است که جمعا جمعیتی معادل ۳،۰۳۳،۰۴۶ نفر و به‌طور متوسط جمعیت ۵۹،۴۷۱ نفر به ازای هر شهر در سرشماری سال ۲۰۱۱ داشته‌است. در این سال بزرگترین و کوچکترین شهرهای بریتیش کلمبیا ونکوور و گرین وود با جمعیت ۶۰۳،۵۰۲ و ۷۰۸ بوده‌است. بزرگترین شهر از نظر وسعت ابوتسفورد است با مساحت و کوچکترین شهر دانکن یا هستند. ونکوور ونکوور بزرگترین شهر استان و یکی از ده شهر ممتاز جهان است. خود شهر جمعیتی در حدود ۶۳۰،۰۰۰ نفر دارد ولی کل فضای شهری اطراف موسوم به ونکوور بزرگ در حدود ۲/۵ میلیون نفر ساکن دارد که آن را به سومین شهر پرجمعیت کانادا و پرجمعیت‌ترین در غرب کانادا مبدل ساخته‌است. این شهر در آغاز پایه‌گذاری در سال ۱۸۸۶ فقط هزار نفر جمعیت داشت. اما در سال ۱۹۱۱ جمعیت آن به ۱۰۰،۰۰۰ نفر رسید. ونکوور به همراه شهر مجاور ویسلر میزبان بازی‌های المپیک ۲۰۱۰ بود. صبح‌گاه تنگه جورجیا در نزدیکی ونکوور ونکوور بر خلاف دیگر مناطق کانادا آب و هوایی ملایم دارد و خبری از زمستان‌های سرد در آن نیست. با توجه به این آب و هوای مناسب، پارک استنلی یکی از بزرگترین پارک‌های آمریکای شمالی در این شهر قرار دارد. دیگر مواردی که فضای این شهر را دیدنی‌تر می‌کنند کوه‌های شمال و اقیانوس آرام در غرب هستند. از این شهر گاهی به «شهر محله‌ها» نام برده می‌شود. این محله‌ها نشانگر وجود هویت مهاجران ساکن در این شهر هستند. از این محله‌ها می‌توان به «Little Italy","Japan town» یا بازار «Punjab» اشاره کرد. از مناطق غیر بومی می‌توان به Granville و Gastown با حال و هوای خاص خود نام برد. سطح بالای زندگی در این شهر مهاجران را به سمت خود جذب می‌کند و نتیجه آن وجود چندین فرهنگ مختلف در این شهر است که زبان اول آن‌ها غیر از انگلیسی است. اگر چه فرهنگ‌های متفاوتی در کل شهر دیده می‌شود، اما یک فرهنگ جالب جدید در این شهر بوجود آمده‌است که تمام فرهنگ‌ها در آن نقش دارند. برای مثال جشنواره قایق اژدها تنها برای چینی‌های کانادا نیست بلکه بسیاری از ساکنین شهر در آن شرکت دارند. اقتصاد ونکوور بر اساس خدمات مالی است. این شهر نقطه مهمی در ترابری کالا از اقیانوس آرام است. میزان صادرات از این بندر بالاترین مقام را در آمریکای شمالی دارد. اخیرا هزینه‌های کم در ونکوور موجب شده تا سومین مرکز فیلم‌سازی در آمریکای شمالی (بعد از نیویورک و لس‌آنجلس) شده و تعداد زیادی از شرکت‌های فیلم‌سازی وارد این شهر شوند و اصطلاحا نام «Holly Wood North» را به این شهر دهند. وجود دانشگاه‌های تراز اول، این شهر را به محل حضور صنایع خیلی پیشرفته و مخابرات و طراحی بازی‌های تصویری مبدل ساخته‌است. ویکتوریا ویکتوریا مرکز استان بریتیش کلمبیا است که در جزیره ونکوور واقع شده‌است. جمعیت این شهر در سال ۲۰۱۷ میلادی ۸۵،۰۰۰ نفر و جمعیت کلان‌شهر (ویکتوریا و حومه) ۳۶۷،۰۰۰ نفر بوده‌است. باغ‌های بوچارت اقتصاد استان بریتیش کلمبیا، بزرگترین صادرکننده الوار و محصولات چوب در کانادا است. صادرات الوار در کنار فیلم‌سازی و شیلات یکی از سه صنعت اصلی بریتیش کلمبیا است. اگرچه بیشتر اقتصاد این استان به‌طور سنتی بر منابع طبیعی تکیه دارد اما در سال‌های اخیر شکل آن به سمت صنایع و کارهای خدماتی تغییر کرده‌است. جنگل‌داری، معدن و مخابرات از بخش‌های مهم اقتصادی این استان به حساب می‌آید. گردشگری یکی از منابع اصلی درآمد این استان است. این استان مناظر طبیعی زیبایی از جمله رشته‌کوه راکی، هزاران کیلومتر خط ساحلی و مساحت زیادی از مناطق سرسبز را در بر می‌گیرد. بریتیش کلمبیا بزرگترین شیلات در کانادا و زمین‌های کشاورزی و دامداری بسیاری را دارا است. همچنین این استان سومین تولیدکننده نیروی برق‌آبی و دومین تولیدکننده گاز طبیعی در کانادا است. این استان محل خوبی جهت پیدا کردن کار است. زیرا نرخ بیکاری به پایین‌ترین سطح خود در ۳۰ سال گذشته رسیده‌است (۴٫۵ درصد). بیشتر این مشاغل در حیطه خدمات و فناوری قرار دارند. انتظار می‌رود که این رشد در آینده نیز ادامه پیدا کرده و فرصت‌های شغلی بسیاری برای مهاجرین در استان فراهم آید. سطح استاندارد زندگی این استان به دارا بودن سطح بالای زندگی با داشتن شهر ونکوور یکی از شهرهای مهم جهان ار لحاظ کاری و زندگی شناخته شده‌است. این استان با امکانات اقتصادی و رفاهی بسیار خوب به مهاجرین جدید سرویس می‌دهد. سطح زندگی در ویکتوریا و مناطق داخلی مثل کلونا نیز به همین صورت است. به دلیل هزینه بالای مسکن، هزینه‌های زندگی در این استان بسیار بالا است. اما متوسط درآمد سالیانه نیز به تناسب در سطح بسیار خوب (۳۱،۵۴۴ دلار کانادا در سال) قرار دارد. «کمترین مقدار دستمزد در ساعت» در این استان ۱۰٫۲۵ دلار در ساعت است که این میزان برابر با میانگین کل در کانادا است. نرخ مالیات بر درآمد در این استان دومین نرخ پایین در کانادا است. وجود پارک‌های محافظت شده بسیار، دو رشته کوه و اقیانوس آرام به فضای تفریحی استان روحیه خاصی داده‌است. میانگین عمر در این استان ۸۰ سال است. اعزام سربازان ایالت بریتیش کلمبیا به اروپا در زمان جنگ جهانی دوم (۱۹۴۰ میلادی) مسکن هزینه‌های مسکن، کمی بیشتر ار دیگر نقاط کانادا است. گران‌ترین بخش‌های استان، شهرهای ونکوور و ویکتوریا هستند. البته اطراف آن‌ها خانه‌های حومه‌ای وجود دارد. در کل، درصد متوسط درآمد خانوار با هزینه‌های مالکیت در این دو شهر ۳۰ تا ۶۰ هزار دلار است. هزینه ماهیانه مسکن در این استان ۹۰۴ دلار کمی بیشتر از متوسط کانادا (۸۳۵ دلار) است. بیشتر ساکنین ونکوور ترجیح می‌دهند که در حومه شهر مثل ریچموند، بریتیش کلمبیا، سوری یا برنابی زندگی کنند. هزینه‌های مسکن در این نواحی کمتر و فضای خانه‌ها بیشتر است. این شهرهای حومه‌ای مسافت زیادی تا شهر ندارند به همین دلیل بیشتر مهاجرین جدید در این شهرها ساکن می‌شوند. مجسمه چوبی ساخت سرخ‌پوستان بریتیش کلمبیا، نیمه دوم سده نوزدهم میلادی تحصیلات این استان دارای نظام آموزشی دولتی مورد تایید جهان است. در کانادا تمامی شهروندان و دارندگان اقامت دائم می‌توانند تا ۲۰ سالگی و تا سقف انتهای دبیرستان از تحصیلات رایگان دولتی استفاده کنند. از هزینه مالیات دوره‌های متنوع آموزشی از جمله مدارس بومی، ملیتی و دوره‌های فرانسوی، دوره‌های هنرهای زیبا، ورزش و دوره‌های فنی برگزار می‌شود. دانش آموزان این استان محدودیت جغرافیایی ندارند و می‌توانند در هر جای استان که بخواهند به‌طور رایگان تحصیل کنند. در سال‌های ۱۰، ۱۱ و ۱۲ دانش‌آموز پس از گذراندن امتحانات استانی می‌تواند فارغ‌التحصیل شود. این استان ۱۹۰۰ برنامه آموزش عالی در ۲۶ موسسه آموزش عالی ارائه می‌دهد. در این استان ۶ دانشگاه، سه کالج دانشگاه (با ارائه دوره کارشناسی ارشد اغلب در رشته‌های تخصصی، دوره‌های فنی، مهارت آموزی) و ۱۲ کالج وجود دارد. شهریه متوسط یک سال تحصیل ۴۸۰۰ دلار است که ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر از متوسط کانادا است. البته برنامه‌های بورسیه و اعطای وام نیز برای دانشجویان وجود دارد. از دانشگاه‌های تراز اول این استان می‌توان به دانشگاه بریتیش کلمبیا، دانشگاه سایمون فریزر و دانشگاه ویکتوریا اشاره کرد که جذب‌کننده محققین و دانشمندان سراسر جهان است. چندین برنده جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی، جایزه نوبل فیزیک و جایزه یادبود نوبل علوم اقتصادی، فارغ‌التحصیل دانشگاه بریتیش کلمبیا هستند. سطح علمی این دانشگاه‌ها کمک شایانی به شکوفایی اقتصاد استان می‌کند. بهداشت طبق قوانین کانادا تمامی شهروندان کانادا می‌توانند از خدمات بهداشتی رایگان استفاده کنند. به عبارت دیگر اکثر هزینه‌های بهداشتی در کانادا به‌طور مستقیم از شهروندان دریافت نمی‌شود. البته خدمات غیرضروری مانند عمل زیبایی یا مراقبت‌های خاص از دندان تحت پوشش این خدمات نیستند. لیست خدمات ضروری غیر رایگان در هر استان متفاوت است. طرح بهداشتی دولتی این استان بیشترین هزینه (۳۵۰۰ دلار در سال برای هر نفر) را در کانادا انجام می‌دهد. فرهنگ فرهنگ این استان متاثر از مناظر زیبای آن است. مردمان این استان به داشتن سلامت جسمی و انجام تفریحات در فضای باز از جمله دوچرخه‌سواری، اسکی، اسنوبرد، قایق‌رانی و شنا مشهور هستند. استان بریتیش کلمبیا دارای یکی از بهترین مناطق طبیعی جهان است و شرایط بسیار خوب تفریحی در این استان فراهم است. فرهنگ این استان تاثیر گرفته از فرهنگ اقوام مهاجر بریتانیایی، آلمانی، چینی، هندی و ژاپنی است. این تعدد فرهنگی موجب شده تا ونکوور سالانه مرکز جذب هنر و فرهنگ از سراسر جهان باشد. فهرست ناحیه‌های بریتیش کلمبیا فهرست مناطق شهری در بریتیش کلمبیا
[ "استان‌ها و قلمروهای کانادا", "فهرست کشورهای جهان", "فهرست شهرهای کانادا", "ویکتوریا، بریتیش کلمبیا", "ونکوور", "۲۰ ژوئیه", "۱۸۷۱ (میلادی)", "سلطنت مشروطه", "فدرال", "ملکه الیزابت دوم", "جودیت گوچان", "کریستی کلارک", "حزب لیبرال بریتیش کلمبیا", "کد پستی", "زبان انگلیسی", "کانادا", "کنفدراسیون کانادا", "اقیانوس آرام", "لوئر مین‌لند", "فرانسه", "آلمان", "هلند", "بازی‌های المپیک زمستانی ۲۰۱۰", "ویسلر، بریتیش کلمبیا", "جزیره نوکتا", "باستان‌شناسی", "تراکم جمعیت", "جیمز کوک", "جورج ونکوور", "۱۷۰۰ (میلادی)", "سده ۱۹ (میلادی)", "اروپا", "چین", "ژاپن", "جنگ جهانی دوم", "سرمایه‌گذاری", "اتاوا", "مجمع قانونگذاری بریتیش کلمبیا", "بریتانیا", "کریستی کلارک (سیاست‌مدار)", "گوردون کمپبل", "حزب لیبرال کانادا", "حزب اعتبار اجتماعی کانادا", "۱۹۹۱ (میلادی)", "زاد و ولد", "رشد جمعیت", "نیروی کار", "مهاجرت", "آسیا", "آسیای جنوبی", "سوری، بریتیش کلمبیا", "ایران", "ایرانیان کانادا", "ونکوور بزرگ", "ونکوور شمالی", "وست ونکوور", "شهرهای سه‌گانه (بریتیش کلمبیا)", "کوکیتلام", "پورت کوکیتلام", "پورت مودی", "نوروز", "نازنین افشین جم", "رامونا امیری", "سرشماری ۲۰۱۱ کانادا", "گرین وود", "ابوتسفورد، بریتیش کلمبیا", "دانکن، بریتیش کلمبیا", "۱۸۸۶ (میلادی)", "۱۹۱۱ (میلادی)", "پارک استنلی", "آمریکای شمالی", "جشنواره قایق اژدها", "خدمات مالی", "ترابری", "نیویورک", "لس‌آنجلس", "جزیره ونکوور", "الوار", "شیلات", "منابع طبیعی", "جنگل‌داری", "معدن", "مخابرات", "گردشگری", "رشته‌کوه راکی", "دامداری", "نیروی برق‌آبی", "گاز طبیعی", "نرخ بیکاری", "کلونا", "دلار کانادا", "مالیات بر درآمد", "ریچموند، بریتیش کلمبیا", "برنابی", "آموزش عالی", "کارشناسی", "دانشگاه بریتیش کلمبیا", "دانشگاه سایمون فریزر", "دانشگاه ویکتوریا در ویکتوریا", "جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی", "جایزه نوبل فیزیک", "جایزه یادبود نوبل علوم اقتصادی", "دوچرخه‌سواری", "اسکی (ورزش)", "اسنوبرد", "قایق‌رانی", "ورزش شنا", "فهرست ناحیه‌های بریتیش کلمبیا", "فهرست مناطق شهری در بریتیش کلمبیا" ]
[ "بریتیش کلمبیا", "استان‌های کانادا", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۱۸۷۱ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌های ۱۸۷۱ (میلادی) در کانادا", "شمال غربی اقیانوس آرام", "غرب کانادا" ]
876
استان‌ها و قلمروهای کانادا
2
2,124
0
[ "استان ها و قلمروهای کانادا", "استان ها و قلمروهاي كانادا", "استان‌ها و مناطق کانادا", "استان‌های کانادا", "قلمروهای کانادا" ]
false
2,084
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کانادا، دومین کشور بزرگ جهان با ۹، ۲۱۵، ۴۳۰ کیلومتر مربع وسعت است و از مجموعه ۱۰ استان و ۳سرزمین و در ۵ منطقه اصلی به نام‌های کرانه غربی، شمال، مرکز، علفزارها، و منطقه اقیانوس اطلس تشکیل گشته‌است. فرهنگ و جمعیت هر یک از این بخش‌ها متفاوت و نمایانگر تصویری متفاوت از این کشور پهناور می‌باشند منطقه اطلس (Atlantic) : از مجوعه استانهای نوا اسکوشیا، نیوبرانزویک، پرنس ادوارد آیلند و نیوفاندلند و لابرادور تشکیل گشته‌است. صنایع ماهیگیری، کشاورزی، جنگلداری، استخراج معادن و گردشگری از مهمترین فعالیت‌های این منطقه به‌شمار می‌روند. کانادای مرکزی (Central Canada ): از مجموعه استانهای انتاریو و کبک تشکیل شده‌است. این منطقه پرجمعیت‌ترین ناحیه در کشور کانادا است. استانهای انتاریو و کبک مجموعا بیشتر از ۴/۳ کل محصولات کانادا را تولید می‌کنند. منطقه علفزارها (Prairies ): از مجموعه استان‌های منیتوبا، سسکچوان و آلبرتا تشکیل گشته‌است. بیشتر زمین‌های این ناحیه صاف و بارور می‌باشند و برای کشاورزی بسیار مناسب هستند. همچنین این زمین‌ها غنی از منابع انرژی می‌باشند. این منطقه از کوه‌های راکی آغاز شده و در غرب آلبرتا به پایان می‌رسد. رشته‌کوه‌های راکی شامل بلندترین قله‌های آمریکای شمالی می‌باشند. کرانه غربی (West Coast) : استان بریتیش کلمبیا به دلیل دامنه‌ها و جنگل‌های زیبایش مشهور می‌باشد. منابع طبیعی این استان از قبیل صنعت چوب و ماهیگیری برای اقتصاد کشور بسیار مهم می‌باشد. میوه کاری و صنعت جهانگردی از دیگر فعالیت‌های مهم این استان می‌باشد. منطقه شمال (North) : این منطقه از مجموعه سه سرزمین کانادا تشکیل می‌شود. مناطق نورت وست تریتوریز، یوکان و نوناویت ۳/۱ زمین‌های کانادا را تشکیل می‌دهد. از منابع مهم این منطقه می‌توان به نفت، گاز طبیعی، طلا، روی و سرب اشاره کرد. استان‌های کانادا ده استان کانادا به همراه مرکزها: استان مرکز آلبرتا ادمونتون انتاریو تورنتو بریتیش کلمبیا ویکتوریا جزیره پرنس ادوارد شارلوت‌تاون ساسکاچوان رجاینا کبک کبک سیتی منیتوبا وینیپگ نوا اسکوشیا هلیفکس، نوا اسکوشیا نیوبرانزویک فردریکتون نیوفاندلند و لابرادور سنت جانز قلمروهای کانادا سه قلمرو یا ناحیه کانادا به همراه مراکز آن‌ها: قلمرو مرکز نورت‌وست تریتوریز یلونایف نوناووت ایکالویت یوکان وایت‌هورس
[ "کانادا", "نوا اسکوشیا", "نیوبرانزویک", "پرنس ادوارد آیلند", "ماهیگیری", "کشاورزی", "جنگلداری", "معادن", "گردشگری", "انتاریو", "استان کبک", "منیتوبا", "سسکچوان", "آلبرتا", "کوه‌های راکی", "آمریکای شمالی", "بریتیش کلمبیا", "صنعت چوب", "جهانگردی", "نورت وست تریتوریز", "یوکان", "نوناویت", "نفت", "گاز طبیعی", "طلا", "روی", "سرب", "فهرست شهرهای کانادا", "ادمونتون", "تورنتو", "ویکتوریا، بریتیش کلمبیا", "جزیره پرنس ادوارد", "شارلوت‌تاون", "ساسکاچوان", "رجاینا", "کبک (شهر)", "وینیپگ", "هلیفکس، نوا اسکوشیا", "فردریکتون", "نیوفاندلند و لابرادور", "سینت جانز، نیوفاندلند و لابرادور", "نورت‌وست تریتوریز", "یلونایف", "نوناووت", "ایکالویت", "وایت‌هورس", "Alberta Legislature Building", "British Columbia Parliament Buildings", "Manitoba Legislative Building", "New Brunswick Legislative Building", "Confederation Building (Newfoundland and Labrador)", "Province House (Nova Scotia)", "Ontario Legislative Building", "Province House (Prince Edward Island)", "Parliament Building (Quebec)", "Saskatchewan Legislative Building" ]
[ "استان‌های کانادا", "تقسیمات اداری سطح اول بر پایه کشور", "زیربخش‌های کشور قاره آمریکا", "فهرست‌های تقسیم‌بندی کشوری" ]
877
آنتاناناریوو
2
86
0
[ "آنتانان‌آریوو", "آنتاناناريوو", "انتاناناریوو", "انتاناناريوو", "آنتانان آريوو", "آنتانان آریوو", "انتانان‌اریوو", "انتانان اريوو", "انتانان اریوو" ]
false
64
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "آنتاناناریوو" }, { "Item1": "native_name", "Item2": "AntananarivoTananarive" }, { "Item1": "settlement_type", "Item2": "[[شهر]]" }, { "Item1": "image_skyline", "Item2": "Antananarivosunset.jpg" }, { "Item1": "image_seal", "Item2": "Antananarivo.png" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "MadagascarAntananarivo.png" }, { "Item1": "map_caption", "Item2": "نقشه استان آنتاناناریوو ماداگاسکار" }, { "Item1": "coordinates_display", "Item2": "inline,title" }, { "Item1": "subdivision_type", "Item2": "[[کشور]]" }, { "Item1": "subdivision_type1", "Item2": "ناحیه" }, { "Item1": "established_title", "Item2": "بنیانگذاری" }, { "Item1": "established_date", "Item2": "دهه ۱۶۲۰ میلادی" }, { "Item1": "leader_title", "Item2": "شهردار" }, { "Item1": "unit_pref", "Item2": "Metric" }, { "Item1": "area_total_km2", "Item2": "۸۸" }, { "Item1": "elevation_m", "Item2": "۱۲۷۶" }, { "Item1": "population_total", "Item2": "۱،۶۱۳،۳۷۵" }, { "Item1": "population_as_of", "Item2": "۲۰۰۵" }, { "Item1": "population_density_km2", "Item2": "auto" }, { "Item1": "timezone1", "Item2": "EAF" }, { "Item1": "utc_offset1", "Item2": "۳+" }, { "Item1": "postal_code_type", "Item2": "[[کد پستی]]" }, { "Item1": "area_code_type", "Item2": "۰۲۳ ۲۶۱+" } ], "Title": "settlement" }
شهر آنتاناناریوو پایتخت کشور ماداگاسکار است. آنتاناناریوو یکی از استان‌های کشور ماداگاسکار است. مساحت آن ۵۸،۲۸۳ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۴،۵۸۰،۷۸۸ (در ژوئیه سال ۲۰۰۱) است. مرکز این استان شهر آنتاناناریوو است. این استان تنها استان بدون ساحل کشور ماداگاسکار است. از نقاط دیدنی این استان، منطقه حفاظت شده طبیعی آمبوهیتانتلی (Ambohitantely) است.
[ "فهرست شهرهای ماداگاسکار", "فهرست کشورهای مستقل", "کد پستی", "ماداگاسکار", "شهر آنتاناناریوو", "ساحل", "آمبوهیتانتلی" ]
[ "آنتاناناریوو", "بنیان‌گذاری‌های دهه ۱۶۲۰ (میلادی) در آفریقا", "پایتخت‌های آفریقا", "پایتخت‌های منطقه‌ای در ماداگاسکار", "شهرستان‌های ماداگاسکار", "ماداگاسکار", "مناطق مسکونی بنیان‌گذاری‌شده در دهه ۱۶۲۰ (میلادی)", "مناطق مسکونی در آنالامانگا" ]
878
آمبوهیتانتلی
0
13
0
[ "آمبوهيتانتلي", "امبوهیتانتلی", "امبوهيتانتلي" ]
false
1
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "آمبوهیتانتلی" }, { "Item1": "iucn_category", "Item2": "IV" }, { "Item1": "map", "Item2": "Madagascar" }, { "Item1": "map_caption", "Item2": "موقعیت آمبوهیتانتلی در نقشه" }, { "Item1": "mark", "Item2": "Green pog.svg" }, { "Item1": "location", "Item2": "[[Ankazobe]]، [[آنالامانگا]]، [[ماداگاسکار]]" }, { "Item1": "lat_d", "Item2": "-18.161" }, { "Item1": "long_d", "Item2": "47.302" }, { "Item1": "region", "Item2": "MG" }, { "Item1": "established", "Item2": "1982" } ], "Title": "protected area" }
آمبوهیتانتلی (Ambohitantely) نام یک منطقه حفاظت‌شده طبیعی در استان آنتاناناریوو ی کشور ماداگاسکار است. مساحت این منطقه حفاظت‌شده ۵۶۰۰ هکتار و آب و هوای آن گرمسیری است. دمای هوا در این منطقه میان ۱۱ تا ۲۲ درجه سانتیگراد نوسان دارد. گونه‌های جانوری در آن بیشتر از پرندگان، پستانداران و خزندگان و بیشترین گونه گیاهی در این منطقه نخل زینتی است. قوم ساکن در منطقه قوم مرینا است. برای گردشگران هتلی در منطقه به نام آنکازوب (Ankazobe) وجود دارد.
[ "Ankazobe", "آنالامانگا", "ماداگاسکار", "منطقه حفاظت‌شده طبیعی", "آنتاناناریوو", "پرندگان", "پستانداران", "خزندگان", "مرینا", "گردشگر", "آنکازوب" ]
[ "آنالامانگا", "بنیان‌گذاری‌های ۱۹۸۲ (میلادی) در ماداگاسکار", "پارک‌های ملی ماداگاسکار", "رده‌بندی IV اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست", "مناطق حفاظت‌شده بنیان‌گذاری‌شده در ۱۹۸۲ (میلادی)" ]
879
مرینا
6
40
0
[ "مرينا" ]
false
32
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "group", "Item2": "Merina" }, { "Item1": "poptime", "Item2": "c. 5 million" }, { "Item1": "popplace", "Item2": "[[ماداگاسکار]]" }, { "Item1": "langs", "Item2": "[[زبان مالاگاسی]]" }, { "Item1": "related", "Item2": "[[Betsileo]]; other [[Malagasy]] groups; [[مردمان آسترونزیایی]]" } ], "Title": "ethnic group" }
مرینا نام قومی است از نژاد مالایی-پولینزی که در مرکز کشور ماداگاسکار بویژه در استان آنتاناناریوو زندگی می‌کنند. نژاد مالایی-پولینزی را با نامهای استرونزیایی و نوسانتاری هم می‌شناسند.
[ "ماداگاسکار", "زبان مالاگاسی", "Betsileo", "Malagasy people", "مردمان آسترونزیایی", "مالایی-پولینزی", "آنتاناناریوو", "استرونزیایی" ]
[ "مرینا", "اقوام در ماداگاسکار" ]
880
علی جوان
1
142
0
[ "علي جوان", "پروفسور علی جوان", "دکتر علی جوان", "دكتر علي جوان", "پروفسور علي جوان" ]
false
26
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام_شخص", "Item2": "علی جوان" }, { "Item1": "نام_تصویر", "Item2": "Javan ali.jpg" }, { "Item1": "توضیح_تصویر", "Item2": "علی جوان در سال ۱۳۴۷" }, { "Item1": "گفتاورد", "Item2": "در انجام هر کاری ببینید قلبتان چه می‌گوید." }, { "Item1": "زمینه فعالیت", "Item2": "فیزیک (لیزر گازی)" }, { "Item1": "تاریخ_تولد", "Item2": "۵ دی ۱۳۰۵" }, { "Item1": "محل_تولد", "Item2": "[[تبریز]]، [[ایران]]" }, { "Item1": "تاریخ_مرگ", "Item2": "۲۲ شهریور ۱۳۹۵" }, { "Item1": "جوایز دریافتی", "Item2": "مدال بنیاد «فه‌نی و جان هرتز»مدال فردریک ایوز[[جایزه جهانی آلبرت اینیشتین]]" } ], "Title": "زندگینامه" }
علی جوان (زاده ۵ دی ۱۳۰۵، تبریز، درگذشته ۲۲ شهریور ۱۳۹۵) فیزیک‌دان و مخترع ایرانی که اولین لیزر گازی هلیوم_ نئون دنیا ساخته وی می‌باشد در ام آی تی و ساکن ایالات متحده آمریکا بود. علی جوان در دسامبر ۱۹۶۰ نخستین لیزر گازی دنیا را اختراع کرد که ترکیبی از دو گاز هلیوم و نئون بوده و به همین خاطر با نام لیزر هلیوم-نئون نامیده می‌شود. این لیزر از نوع لیزرهای بی‌خطر به حساب می‌آیدY رنگ آن سرخ است و در آزمایشگاه‌های دانشگاه‌ها برای بررسی پدیده‌هایی مانند تداخل امواج و آزمایش دو شکاف یانگ کاربرد دارد. پیشینه علی جوان در تهران از والدینی آذری اهل تبریز به دنیا آمد. او از سن ۵ سالگی شیفته ریاضیات و بازی با اعداد بود. دوران دبیرستان را در دبیرستان البرز گذراند. وی تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه تهران انجام داد. سپس در سال ۱۹۴۸ (میلادی) به ایالات متحده آمریکا رفت و تحصیلات خود را در مقطع دکترای فیزیک در دانشگاه کلمبیا ادامه داد. جوان به هنر و به ویژه به موسیقی هم عشق می‌ورزید و در کلاس‌های هنری دانشگاه کلمبیا شرکت می‌کرد. خودش گفته‌است موسیقی باخ جلوه‌ای از عالم ریاضی است. جوان در سال ۱۹۵۸ که عضو گروه تحقیقاتی آزمایشگاه بل بود، اصول لیزر گازی را پایه گذاشت. دو سال بعد، دقیقا در ساعت ۴ و بیست دقیقه بعداز ظهر دوازدهم دسامبر سال ۱۹۶۰ درحالیکه برف سنگینی شروع به باریدن کرده بود، موفق شد لیزر گازی هلیوم–نئون را ابداع کند. نام دو تن از همکاران وی «ویلیام به‌نت» و «دونالد هه‌ریوت» بود. جوان فردای آنروز لیزر گازی را بوسیله فرستادن پیغامی تلفنی امتحان کرد و برای نخستین بار در تاریخ، یک مکالمه تلفنی به وسیله یک لیزر نوری انجام شد. تاریخ دقیق آن رویداد، ۱۳ دسامبر سال ۱۹۶۰ بود. وی در سال ۱۹۶۱ با درجه دانشیاری به عضویت هیئت علمی موسسه فناوری ماساچوست (MIT) درآمد و در سال۱۹۶۴ به عنوان استاد منصوب شد. او تا قبل از فوت، استاد بازنشسته موسسه فناوری ماساچوست در ایالات متحده آمریکا بود. گرایش وی در فیزیک اتمی–مولکولی و اپتیک است. نام علی جوان در کنار بزرگان فیزیک جهان همانند تئودور میمن، نیکولای باسوف، گوردون گولد، آرتور لئونارد شالو، رابرت دیک، سی کومار ان پاتل (لیزرشناس هندی)، احمد زویل (دانشمند مصری که جایزه نوبل شیمی را در سال ۱۹۹۹ برد)، دنیس گابور، (برنده نوبل فیزیک در سال ۱۹۷۱)، نیکلاس بلومبرگن، چارلز هارد تاونز و الکساندر میخایلوویچ پروخورف در تاریخ علم ثبت شده‌است. لیزر گازی لیزرهای گازی نوع ویژه‌ای از لیزر است که در آن گازی درون یک لوله شفاف، مانند لامپ مهتابی، می‌رود. عبور جریان از این لوله باعث رفت‌وآمد فوتون می‌شود. یعنی جریان الکتریکی، برای تولید نور، در یک گاز تخلیه می‌شود. نخستین نوع این لیزرها هلیم–نئون بود که در لیزرهای خانگی و مدارس کاربرد دارد. لیزر گازی جوان نخستین لیزری بود که بصورت مداوم کار می‌کرد و باعث شد که در جهان جلب توجه کرده، پایه‌ای برای تحقیقات بیشتر در این زمینه باشد. نوع دیگر لیزر، لیزر دی‌اکسید کربن (CO2)است که می‌تواند نور لیزری بسیار پرقدرت تولید کند و در رادارها بکار برده می‌شود. همچنین، در صنایع جوشکاری و نیز برای ساخت دقیق مواردی که برای بیماران قلبی استفاده می‌شود، قابل استفاده است. در محفظه این لیزر هلیوم و مقداری نیتروژن هم هست. کاز نیتروژن، انرژی الکترودها را ذخیره می‌کند. پس از برخورد مولکول‌های نیتروژن به مولکول CO2 این انرژی انتقال می‌یابد و مولکول‌های CO2 برانگیخته می‌شوند. گاز هلیوم به انتقال انرژی کمک می‌کند و سبب می‌شود تا مولکول‌های دی‌اکسید کربن زودتر به ترازهای انرژی عادی یا حالت عادی خود برگردند. لیزر گازی یک نقطه عطف در تاریخ فناوری‌های نوین دنیا به حساب می‌آید. جوان قبل از اختراع لیزر گازی، تئوری لیزر سه سطحی را پایه‌گذاری کرد و اهمیت همگرایی فازی را در این وسیله مایکروویو (ریزموج) نشان داد. این عمل، ایده لیزر بدون پراکندگی را معرفی کرد و او بعدا این ایده را در استفاده از اثر رامان تحریک شده گسترش داد که نهایتا منجر به بسط نوظهور رژیم نوری شد. پژوهش‌های جوان باعث ایجاد بزرگترین تحقیق لیزری در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی شد و پس از آن بسیاری از بنیان‌های اولیه در استفاده از لیزر به وقوع پیوست. این بنیان‌ها شامل ابداعات زیادی در زمینه اسپکتروسکوپی لیزری، نخستین استفاده از لیزر برای آزمایش دقیق نسبیت خاص، و ایزوتروپی در فضا؛ ابداع تکنولوژی اندازه‌گیری فرکانسی دقیق در طیف نوری و نخستین ساخت ساعت‌های اتمیک لیزری شد. علی جوان، چارلز هارد تاونز و آرتور لئونارد شالو هنگامی که علی جوان کار روی لیزر گازی را آغاز کرد، دو محقق دیگر چارلز هارد تاونز (استادش) و آرتور لئونارد شالو راهی دیگر را برای دستیابی به لیزر پی گرفتند. نظریه آنها مبنی بر این اساس بود که نور لیزرها را می‌توان توسط مکش با یک منبع نور زیاد استخراج کرد؛ نظریه‌ای که اکنون به عنوان «پمپ کردن لیزرهای نوری» شناخته می‌شود. جوان اما به جای استفاده از یک منبع نور قوی، از جریان‌های برقی که انرژی الکتریکی را تبدیل به نور لیزری می‌کند، استفاده کرد. نخستین سمپوزیوم لیزر ، نخستین سمپوزیوم لیزر جهانسپتامبر ۱۹۷۱، اجتماع ۷۰ نفری فیزیکدانان جهان در سال ۱۹۷۱ بسیاری از فیزیکدانان جهان، از جمله علی جوان، چارلز هارد تاونز (برنده جایزه نوبل فیزیک)، الکساندر میخایلوویچ پروخورف، (برنده جایزه نوبل فیزیک)، سرجیو پریرا پورتو، نیکولاس برومن برگن، بوریس استوچف، پییریاکویی نوت، رایموند کیدر، آرتور لئونارد شالو… و ده‌ها فیزیکدان دیگر به ایران آمدند و در نخستین سمپوزیوم لیزر (سمپوزیوم در فیزیک بنیادی و کاربردی لیزر)، شرکت نمودند. در مورد این سمپوزیوم علاوه بر گزارش Atomic Coherent States in Quantum Optics و کتاب Highly Excited States of the Helium یک کتاب کوچک ۱۳۳ صفحه‌ای از «آبراهام هرتزبرگ» با عنوان Developments in High Power Laser Research و یک جزوه ۱۸ صفحه‌ای که «ویلیام ژوزف کوندل» منتشر نموده، کتاب قطوری هم در ۹۶۰ صفحه منتشر شده‌است. در این مجمع علمی از تلاش‌های تئودور میمن کاشف لیزر جامد یاد شد. در نخستین سمپوزیوم لیزر در مورد تحقیقات نظری مبنی بر امکان نشر لیزری در ناحیه پرتو ایکس تبادل نظر شد و جوان درباره رزونانس‌های اتمی و مولکولی در بیناب نمایی لیزری صحبت کرد و از جمله یادآور شد که امروزه می‌توان پهنای وسیعی از بسامدهای امواج الکترو مغناطیس درگستره ماکروویو تا فرو سرخ دور و فروسرخ نزدیک را ترکیب و مقایسه کرد و با کمک روش‌های شناخته شده، گستره این طیف را به ناحیه مرئی کشید. علی جوان در این گردهمایی گفت که اکنون امیدوارانه به دنبال آن هستیم که در دهه کاربرد بیناب نمایی و دستیابی به دقت در اندازه‌گیری با مرتبه‌های بسیار بالا، از این شیوه‌ها بهره‌برداری کنیم. برای این کار باید به عناصر ساده بازگردیم و بیناب آنها را دوباره بررسی کنیم. اتم هیدروژن و هلیوم خنثی و یونیده باید دوباره مورد بررسی قرار گیرند. این کار مطمئنا به تعیین دگرباره ثابت پایای ریدبرگ و دیگر ثابت‌ها و فرایندهای بنیادین، با دقتی بیشتر منجر می‌شود و به زودی مقدار نهایی سرعت نور را به دست خواهیم آورد. این امر به همراه توانایی ما در اندازه‌گیری دقیق بسامد در ناحیه مرئی و فروسرخ منجر به دستیابی به ساعت‌های اتمی بسیار پیشرفته خواهد شد. این موفقیت می‌تواند آزمون‌های بهتری در ارتباط با قوانین بنیادین طبیعت و حتی پیش بینی‌هایی از نسبیت عام را به دست دهد. این سمپوزیوم ۲۹ آگوست – ۵ سپتامبر ۱۹۷۱ با حمایت دانشگاه صنعتی شریف تهران و با همکاری دانشگاه اصفهان و موسسه فناوری ماساچوست (MIT) در دانشگاه اصفهان برگزار شد. افتخارات علی جوان عضو آکادمی ملی علوم و آکادمی هنر و علم آمریکا و عضو افتخاری موسسه تریسته Trieste برای ترویج علوم است. جوان شاگرد جارلز تاونز است که در سال ۱۹۶۴ به همراه الکساندر میخایلوویچ پروخورف و نیکولای گنادیویچ باسوف جایزه نوبل فیزیک را دریافت کردند. جوان در سال ۱۹۶۰ موفق به اختراع لیزر گازی شد و در سال ۱۹۶۴ برای تحقیقات در زمینه لیزرهای گازی، مدال استوارت بالنتاین را از انستیتو فرانکلین دریافت نمود. در سال ۱۹۶۶ برنده مدال بنیاد «فه‌نی و جان هرتز» شد و به عنوان Guggeheim Fellow شناخته شد. این فیزیکدان ایرانی در سال ۱۹۷۵ مهم‌ترین نشان انجمن نورشناسی آمریکا یعنی مدال فردریک ایوز را از انجمن اپتیکال دریافت کرد. در جمله‌ای که در کنار این نشان حک شده‌است از آقای جوان به خاطر «پدیدآوردن یک دستگاه نورشناختی (لیزر گازی) با کاربردهای بی‌سابقه در پژوهش‌های علمی» قدردانی فراوان شده‌است. در سال ۱۹۷۹ به عنوان Humbolt Foundation Fellow شناخته شد. جوان در سال ۱۹۹۳ جایزه علمی جهانی آلبرت اینشتین را دریافت نمود. مجددا در سال ۱۹۹۵ به عنوان Humbolt Foundation Fellow شناخته شد. او همچنین در سال ۲۰۰۷ رتبه دوازدهمین انسان نخبه را در جهان از سوی نشریه تلگراف کسب کرد. نامگذاری روز لیزر در ایران روز لیزر به نام علی جوان نامگذاری شده‌است. مناسبتی که برای نامگذاری این روز در نظر گرفته شد، مصادف با روز تولد وی می‌باشد.
[ "تبریز", "ایران", "جایزه اینشتین", "۵ دی", "۱۳۰۵ (خورشیدی)", "۲۲ شهریور", "۱۳۹۵ (خورشیدی)", "ام آی تی", "لیزر گازی", "گاز (حالت ماده)", "هلیوم", "نئون", "دانشنامه بریتانیکا", "لیزر", "سرخ", "تداخل امواج", "آزمایش دو شکاف", "توماس یانگ", "آذری‌های ایرانی", "Iranian Students News Agency", "دبیرستان البرز", "تحصیلات دانشگاهی", "دانشگاه تهران", "۱۹۴۸ (میلادی)", "ایالات متحده آمریکا", "دانشگاه کلمبیا", "باخ", "آزمایشگاه بل", "دانشیاری", "هیئت علمی", "مؤسسه فناوری ماساچوست", "استاد", "فیزیک اتمی", "اپتیک", "تئودور میمن", "نیکولای باسوف", "گوردون گولد", "آرتور لئونارد شالو", "رابرت دیک", "سی کومار ان پاتل", "احمد زویل", "جایزه نوبل شیمی", "دنیس گابور", "نیکلاس بلومبرگن", "چارلز هارد تاونز", "الکساندر میخایلوویچ پروخورف", "تاریخ علم", "لامپ مهتابی", "جریان الکتریکی", "تولید نور", "دی‌اکسید کربن", "رادار", "جوشکاری", "نیتروژن", "نقطه عطف", "ریزموج", "اثر رامان", "اسپکتروسکوپی", "نسبیت خاص", "ایزوتروپی", "اندازه‌گیری", "انرژی الکتریکی", "فیزیک بنیادی", "پرتو ایکس", "بیناب نمایی", "الکترو مغناطیس", "فرو سرخ", "اتم هیدروژن", "سرعت نور", "نسبیت عام", "دانشگاه صنعتی شریف", "دانشگاه اصفهان", "مؤسسهٔ فناوری ماساچوست", "آکادمی ملی علوم", "نیکولای گنادیویچ باسوف", "دیلی تلگراف" ]
[ "افراد ایرانی آذری‌تبار", "افراد آمریکایی آذری‌تبار", "استادان دانشگاه دور از وطن اهل ایران", "استادان دانشگاه آذری اهل ایران", "استادان دانشگاه اهل ایالات متحده آمریکا", "استادان مؤسسه فناوری ماساچوست", "اعضای فرهنگستان ملی دانش آمریکا", "اعضای فرهنگستان هنر و دانش آمریکا", "اعضای مجمع فیلسوفان آمریکا", "اهالی تهران", "پژوهشگران لیزر", "دانش‌آموختگان دانشکده فیزیک دانشگاه تهران", "دانش‌آموختگان دانشگاه تهران", "دانش‌آموختگان دانشگاه کلمبیا", "دانش‌آموختگان دبیرستان البرز", "درگذشتگان ۱۳۹۵", "درگذشتگان ۲۰۱۶ (میلادی)", "دریافت‌کنندگان جایزه گوگنهایم", "دور از وطن‌های اهل ایران در ایالات متحده آمریکا", "راه‌یافتگان به تالار مشاهیر مخترعین ملی", "زادگان ۱۳۰۵", "زادگان ۱۹۲۶ (میلادی)", "فیزیک‌دانان اهل ایالات متحده آمریکا", "فیزیک‌دانان اهل ایران", "مخترعان اهل ایران", "مهاجران ایرانی به ایالات متحده آمریکا" ]
882
انجمن
0
82
0
[]
false
59
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
گروهی که برای خواندن قرآن در حرم فاطمه معصومه گرد هم آمده‌اند. انجمن به دسته‌ای از مردم گویند که در جایی گرد آمده باشند یا مکان این گرد آمدن که برای کنکاش یا امر دیگر صورت گیرد. گاهی نام‌های گروه، فوج، مجمع، مجلس هم همین معنی را می‌دهد. مهم‌ترین عاملی که باعث اختلاف معنای انجمن با یک گروه یا دسته از مردم می‌شود داشتن هدف مشترک است. تشکیل انجمن از امور اصولی و اساسی هر صنفی است. انجمن‌ها توسعه برنامه‌ها و تداوم طرحهایی را تسهیل می‌کنند که برای بهبود وضع رفاهی و حقوقی اعضایشان طراحی شده‌است. آن‌ها موجب پیشبرد طرحها و فعالیت‌ها وجلب حمایت نهادها از حوزه تخصصی انجمن می‌شوند. انجمن‌ها برای اعضای خود مقررات و آیین‌نامه رفتاری وضع می‌کنند. آن‌ها جبهه متحدی در مقابل جهان گسترده می‌سازند و تداوم رشد و توسعه حرفه خود را از طریق آموزش منظم و جذب اعضای جدیدی که از مهارت بالایی برخودارند، تضمین می‌کنند. ساختار انجمن‌ها چارچوب و اهداف کار انجمن معمولا توسط یک اساسنامه و یک آیین‌نامه داخلی مشخص می‌گردد. انجمن‌ها معمولا از سه رکن اصلی تشکیل شده‌اند. ارکان انجمن عبارت‌اند از: مجمع عمومی هیئت مدیره بازرس یا بازرسان مجمع عمومی: مجمع عمومی عالیترین مرجع تصمیم‌گیری در انجمن است که به‌طور عادی یا فوق‌العاده از گردهمایی اعضای پیوسته، تشکیل می‌شود. هیئت مدیره: انجمن‌ها معمولا دارای هیئت مدیره‌ای مرکب از ۵ نفر عضو اصلی و ۲ نفر عضو علی‌البدل هستند. بازرسان: کار بازرس یا بازرسان تعیین شده در یک انجمن به قرار زیر است: مطالعه گزارش سالانه هیئت مدیره و تهیه گزارش از عملکرد انجمن برای اطلاع مجمع عمومی. بررسی کلیه اسناد و اوراق مالی و غیر مالی انجمن و تهیه گزارش برای مجمع عمومی. گزارش هر گونه تخلف هیئت مدیره از مفاد اساسنامه به مجمع عمومی. فرهنگ معین در تعریف انجمن چنین آورده‌است: ۱- جای گردآمدن گروهی برای مشورت در امری به‌طور موقت یا دایم، مجمع، مجلس ۲- مجموع افرادی که برای هدفی مشترک گرد هم آیند فهرست تشکلات سیاسی پس از انقلاب ایران فهرست انجمن‌ها و سازمان‌های ایرانی
[ "حرم فاطمه معصومه", "مردم", "فرهنگ فارسی عمید", "صنف", "اساسنامه", "مجمع عمومی", "هیئت مدیره", "بازرس", "تصمیم‌گیری", "علی‌البدل", "اسناد" ]
[ "انجمن", "اتحادیه‌ها", "انواع سازمان", "جامعه مدنی", "حکومت", "سازمان‌ها", "شخصیت حقوقی", "قوانین سوئیس", "واژگان حقوقی" ]
883
استان چهارمحال و بختیاری
2
2,173
0
[ "چهارمحال و بختیاری", "استان چهارمحال و بختياري", "استان چهار محال و بختیاری", "استان چهار محال و بختياري", "استان چهار محال بختیاری", "چهار محال و بختیاری", "چهار محال بختیاری", "استان چهارمحال بختیاری", "چهارمحال بختياري", "چهارمحال بختیاری", "استان چهار محال بختياري", "استان چهارمحال بختياري", "چهار محال بختياري", "چهار محال و بختياري", "چهارمحال و بختياري", "چهارمحال‌وبختیاری", "چهارمحال وبختياري", "چهارمحال وبختیاری", "چهارمهال و بختیاری", "چهارمهال و بختياري", "چهار محال", "استان چهاردهم" ]
false
1,875
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام استان", "Item2": "چهارمحال و بختیاری" }, { "Item1": "نقشه موقعیت", "Item2": "IranChaharMahaalBakhtiari-SVG.svg" }, { "Item1": "مرکز", "Item2": "[[شهرکرد]]" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Chahar Mahaal and Bakhtiari Map.svg" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۱۶،۴۲۱" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۸۹۵۲۶۳ نفر (1390)\n۹۴۷۷۶۳ نفر (1395)" }, { "Item1": "پراکندگی جمعیت", "Item2": "۵۱٫۶" }, { "Item1": "زبان‌ها", "Item2": "[[گویش بختیاری]]، [[فارسی]]، [[ترک قشقایی]]" }, { "Item1": "نماینده ولی فقیه", "Item2": "[[محمدعلی نکونام]]" }, { "Item1": "استاندار", "Item2": "[[اقبال عباسی]]" } ], "Title": "استان ایران" }
استان چهارمحال و بختیاری یکی از استان‌های کشور ایران است. مرکز این استان شهرکرد است. این استان با گستره‌ای برابر با ۱۶،۴۲۱ کیلومتر مربع یک درصد از کل وسعت ایران، بیست و دومین استان کشور از نظر پهناوری می‌باشد. استان چهارمحال و بختیاری از جمله بخش‌های کوهستانی فلات مرکزی ایران محسوب می‌شود و ۳۱ درجه و ۹ دقیقه تا ۳۲درجه و ۳۸ دقیقه عرض شمالی و ۴۹ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۲۶ دقیقه طول شرقی گرینویچ قرار دارد. این استان از شمال و مشرق به استان اصفهان، از مغرب به استان خوزستان، از جنوب به استان کهگیلویه و بویراحمد و از سوی شمال غربی به استان لرستان محدود می‌شود. زبان‌های لری بختیاری، فارسی و ترکی در میان ساکنان این استان رایج است. در مرکز استان، هفشجان، بروجن، فرخ شهر و برخی دیگر از شهرهای استان به زبان فارسی با لهجه خاص خود صحبت می‌کنند. مرکز این استان شهرکرد است و با ۲۰۶۶ متر ارتفاع از سطح دریا، بلندترین مرکز استان کشور ایران است. میانگین ارتفاع در استان چهارمحال و بختیاری حدود ۲۱۵۳ متر است و به همین خاطر استان چهارمحال و بختیاری را بام ایران می‌دانند. تقسیمات کشوری بر پایه آخرین بخش‌بندی سیاسی کشور، استان چهار محال و بختیاری دارای ۹ شهرستان، ۴۰ شهر، ۲۵ بخش و ۵۰ دهستان است. شهرستان‌های این استان عبارتند از:شهرکرد، بروجن، لردگان، فارسان، اردل، کیار، سامان، بن و کوهرنگ. شهرها و شهرستان‌ها شهرکرد مرکز کنونی این استان به‌شمار می‌رود. محل شهرستان‌ها و بخش‌ها به صورت زیر است: نقشه شهرستان بخش مرکز بخش اردل مرکزی اردل میانکوه سرخون بروجن مرکزی بروجن بلداجی بلداجی گندمان گندمان فارسان مرکزی فارسان کوهرنگ مرکزی چلگرد بازفت چمن‌گلی صمصمامی لردگان مرکزی لردگان فلارد مال خلیفه خانمیرزا آلونی منج منج شهرکرد مرکزی شهرکرد بن بن کیار شلمزار فرخ شهر فرخ شهر لاران سورشجان سامان بخش‌های مرکزی و زاینده‌رود سامان پیشینه در بخش‌بندی کشوری منطقه چهارمحال همواره از بلوکات اصفهان به‌شمار می‌رفته؛ مسعود میرزا ظل السلطان، در دوسفر پی در پی خود به چهارمحال، آن را بلوکی سرد، بسیار آباد، پر نعمت و پرجمعیت، با چراگاه‌های سبز و خرم و چمن‌های زیاد و آب فراوان وصف کرده و افزوده چهارمحال مشهور به هند کوچک است و بهترین بلوک اصفهان پس از لنجان می‌باشد. چهارمحال و بختیاری تا پیش از سال ۱۳۳۲ خورشیدی در قالب شهرستان شهرکرد و بختیاری از شهرستان‌های استان اصفهان به‌شمار می‌آمد. در این سال، شهرستان شهرکرد از استان اصفهان جدا و به عنوان فرمانداری نا وابسته بختیاری در تقسیمات سیاسی کشور قرار گرفت. در دهه ۳۰ با تغییر رویکردهای حکومت در سال ۱۳۳۷ شمسی فرمانداری نا وابسته بختیاری و چهارمحال به فرمانداری کل ارتقاء می‌یابد و در گستره آن فرمانداری‌های تازه بروجن و نیز بخش‌های نو شوراب و گندمان ایجاد می‌گردند. در مصوبه سال ۱۳۵۲ هیئت وزیران، فرمانداری کل چهارمحال و بختیاری به‌استانداری چهارمحال و بختیاری ارتقاء یافت. درباره نام استان وجه تسمیه نام چهارمحال و بختیاری اشاره به دو بخش منطقه چهارمحال و منطقه بختیاری دارد. چهارمحال بخشی روستانشین میان اصفهان و منطقه ایل نشین بختیاری بود. محال جمع مکسر واژه محل به معنی جا و مکان است و چهار محال یعنی چهار ناحیه که عبارت بودند از: لار، کیار، میزدج و گندمان. در بخش‌بندی کنونی استان، لار در شهرستان شهرکرد، شهرستان سامان و شهرستان بن، میزدج در شهرستان فارسان، کیار در شهرستان کیار و گندمان در شهرستان بروجن قرار می‌گیرد. منطقه بختیاری نیز که از دیر باز کوچ گاه ایل بزرگ یختیاری بوده و هست، هم‌اکنون دربردارنده شهرستان‌های کوهرنگ، اردل و لردگان و بخش ناغان شهرستان کیار می‌باشد. هفشجان مرکز پیشین چهارمحال تا پایان عصر صفوی، شهر کیان مرکز چهارمحال در دوره افشاریه، چالشتر مرکز چهارمحال در دوره زندیه و در میانه قاجاریه و شهرکرد یا دهکرد پیشین مرکز استان از دوره پهلوی و بطور رسمی از سال ۱۳۵۲ مرکز استان بختیاری و چهارمحال می‌باشد. منطقه بختیاری استان چهارمحال و بختیاری نیز در واقع بخش گرمسیری قوم بختیاری است که بیشتر کوچ رو هستند. 336x336پیکسل تغییر نام استان برخی از مردم استان و مسئولین استانی و کشوری معتقد به تغییر نام این استان هستند. دلیل اصلی این گروه طولانی بودن نام استان است. طولانی بودن نام استان سبب حذف یکی از بخش‌های نام استان می‌شود، گاه چهار محال خوانده می‌شود و گاه بختیاری و در هر صورت باعث می‌شود که مقصود اصلی از آن بدست نیاید. در برخی موارد هم در نامه نگاری‌ها نام کوتاه شده چ و ب به کار می‌برند که چوب خوانده می‌شود. برخی دیگر بر این باور اند که نام استان باعث ایجاد شکاف بین مردم استان می‌شود و با وجود کوچکی استان، آن را به دو بخش تقسیم می‌کند. این توده معتقدند هویت یک استان باید همانند هویت یک کشور از همبستگی کامل برخوردار باشد و مردم آن بر پایه نژاد بخش‌بندی نشوند. تغییر نام استان به دلیل نگرانی از واکنش بختیاری‌ها استان هنوز عملی نشده‌است. جمعیت‌شناسی جمعیت این استان در سال۱۳۹۰، ۸۹۵۲۶۳ نفر گزارش شده‌است. اقوام در پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و برپایه یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در استان چهارمحال و بختیاری به قرار زیر بود: + جدول اقوام مناطق شهری و روستایی استان چهار محال و بختیاری ردیف اقوام (به ترتیب الفبایی) شهر(%) روستا(%) مرد(%) زن(%) کل استان(%) ۱ بلوچ ۲ ترک قشقایی ۱۵٫۳ ۸٫۷ ۱۴٫۶ ۹٫۶ ۱۲٫۱ ۳ شمالی ۴ عرب ۵ فارس ۴۴٫۹ ۱۵٫۲ ۲۹٫۲ ۳۰٫۹ ۳۰٫۵ ۶ کرد ۷ بختیاری ۳۸٫۸ ۷۵ ۵۵٫۲ ۵۶٫۳ ۸ سایر ۱٫۱ ۰٫۵ ۹ بدون جواب یا نمی‌دانم ۰٫۵ زبان مردم استان چهار محال و بختیاری به دو قسمت چهارمحالی‌ها و بختیاریها تقسیم می‌شوند. چهار محالی‌ها عموما به زبان فارسی و ترکی و با لهجه خاص خودشان صحبت می‌کنند و بختیاری‌ها هم به گویش بختیاری که شاخه‌ای از زبان لری است صحبت می‌کنند. در ۵ شهرستان از ۹ شهرستان این استان زبان گویش بختیاری رایج است که این شهرستان‌ها عبارتند از: اردل، کوهرنگ، فارسان، لردگان و کیار. در شهرستان‌های شهرکرد، بروجن، سامان وبن لهجه‌های محلی فارسی و ترکی رایج است. به‌طور خاص مردم شهرهای شهرکرد، هفشجان، بروجن و فرخ‌شهر و برخی دیگر مناطق به زبان فارسی صحبت می‌کنند، لهجه‌های دهکردی، هوشگانی، اورجنی و قهفرخی مخصوص شهروندان این استان می‌باشد که از ریشه فارسی پهلوی است و در آن لغات ترکی و عربی زیادی وجود ندارد. زبان ترکی قشقایی نیز بیش از ۱۲ درصد جمعیت ساکنین استان را شامل می‌شود. به‌طور خاص مردم شهرهای کیان، بلداجی، سامان، بن، فرادنبه و جونقان به زبان ترکی صحبت می‌کنند. بر پایه تحقیقات پروفسور گرهارد دوئرفر گویش‌های ترکی رایج در چهارمحال در گروه زبانی اوغوزی میانه و جنوبی قراردارد، همچنین زبان ترکی رایج در فرادنبه و شهرکیان، از بکرترین لهجه‌های زبان ترکی در ایران می‌باشد. دانشنامه ایرانیکا در مقاله زبان لری زبان مردم این استان را از نظر جغرافیایی نیمی فارسی و نیمی لری معرفی می‌کند. وبگاه میراث فرهنگی و گردشگری استان چهارمحال و بختیاری زبان لری بختیاری را به عنوان زبان عمومی در این استان معرفی می‌کند. دانشنامه جهان اسلام گویش مردم این استان را فارسی با گویش بختیاری معرفی می‌کند. در برخی شهرستان‌های این استان مانند شهرکرد و بروجن لری جای خود را به فارسی داده‌است. برخی منابع نیز گویش ساکنان این استان را فارسی، ترکی قشقائی و گویش بختیاری معرفی می‌کنند. ارامنه: نواحی شرقی استان چهار محال و بختیاری شامل شهرستان‌های شهرکرد و بروجن از دیرباز سکونت گاه گروه‌هایی از ارامنه بوده‌است. هر چند در دهه‌های اخیر تعداد بسیاری از ارامنه چهار محال و بختیاری به اصفهان مهاجرت کردند. روستاها ارامنه نشین چهار محال عبارت بودند از تشنیز، واستیگان، گیشنیگان، احمدآباد، شلمزار، قلعه کشیش، لیواسیان، ده ارمنی و غیره. در جدول زیر نام شهر و روستای‌های مختلف استان و زبان گفتاری مردم آن مشخص شده‌است. + زبان مردم بومی شهرهای استان چهار محال و بختیاری نام شهرستان شهر/روستا زبان شهرستان شهرکرد شهرکرد فارسی لهجه دهکردی هفشجان فارسی لهجه هوشگانی فرخ شهر فارسی لهجه قهفرخی چالشتر فارسی نافچ فارسی سورشجان لری بختیاری کیان ترکی قشقایی شهرستان بن بن ترکی قشقایی شهرستان سامان سامان ترکی قشقایی شهرستان بروجن بروجن فارسی لهجه بروجنی فرادنبه ترکی سلجوقی و قشقایی سفیددشت ترکی قشقایی نقنه فارسی گندمان فارسی شهرستان اردل اردل لری بختیاری ناغان لری بختیاری دوپلان لری بختیاری کاج لری بختیاری دشتک لری بختیاری سرپیر لری بختیاری شهرستان فارسان فارسان لری بختیاری جونقان لری بختیاری و ترکی قشقایی باباحیدر لری بختیاری شهرستان کوهرنگ کوهرنگ لری بختیاری شهرستان کیار شلمزار لری بختیاری شهرستان لردگان لردگان لری بختیاری خانمیرزا لری بختیاری فلارد لری بختیاری منج لری بختیاری تاریخ چهارمحال تپه باستانی اسکندری 241x241px منطقه چهارمحال دارای پیشنه‌ای کهن است. براساس سفالینه‌ها و ابزارهای سنگی ابتدایی کشف شده بروی تپه‌های باستانی و آثار کهن تاریخی شهر هفشجان، قدمت این استان به هزاره هفتم قبل از میلاد بر می‌گردد و بیانگر پیشینه ۹۰۰۰ ساله چهارمحال و بختیاری است. دیگر تپه‌های باستانی حوزه چهارمحال همچون در شهر کیان نیز به صورت دهکده‌هایی کوچک در پیش از تاریخ در دامنه دشت‌های استان قرار داشته‌اند. با شروع دوره مس و سنگ یعنی ۵ تا ۷ هزار سال پیش عملا انسان‌های ساکن در منطقه چهارمحال مشغول به کار کشاورزی گردیده و به تولید مواد غذایی پرداختند. از ۵۰۰۰ سال قبل چون دیگر مناطق، دوران نگارش یا دوران تاریخی آغاز می‌شود. در این رابطه کشف نمونه‌های سفال لب واریخته ارتباط این منطقه را با مناطق خوزستان و بین‌النهرین و آغاز نگارش در استان را مورد تایید قرار می‌دهد. بختیاری سرزمین کنونی بختیاری هزاران سال است که سکونت‌گاه گروه‌های مختلف انسانی می‌باشد. منابع و امکانات طبیعی از قبیل آب، جنگل، مراتع، بارندگی مناسب، آبگیرهای فراوان و دره‌های مستعد برای کشاورزی، این سرزمین را به یکی از بهترین زیستگاه‌ها و محل تجمع و سکونت گروه‌های انسانی در گذشته تبدیل نموده بود. افزون بر این امکانات، در بلندی‌های زاگرس و دامنه‌های آن، محیط مناسبی برای رویش نباتات علوفه‌ای و گونه‌های مختلف حیوانات فراهم کرده بود. سرزمین بختیاری در غرب منطقه فارس و ترک نشین چهارمحال قرار دارد. بختیاری جزء ای از لرستان محسوب می‌شود و آن را لر بزرگ می‌نامیدند. لرستان به معنی سکونتگاه مردم لر واژه‌ای است که به سرزمین‌های لرنشین اطلاق می‌گردد و به معنای گستره جغرافیایی است که مردم لر در آن سکونت دارند. حدود لرستان از برخی مناطق دشت‌های شرقی عراق آغاز و تا غرب و جنوب غرب ایران گسترده‌است. حدود سرزمین لرستان در طول دوران دچار دگرگونی شده‌است. گستره نام لرستان پیش از حکومت صفویان، سکونتگاه لرهای بختیاری، لرهای کهگیلویه و لرهای بویراحمدی را هم شامل می‌شد. اما پس از حکومت صفویان سکونتگاه لرهای بختیاری را منطقه بختیاری نام‌گذاری کردند و جغرافیای نام لرستان به حدود استان لرستان و ایلام کنونی محدود شد. در نمودار زیر تقسیمات لرستان از ۳۰۰ هجری قمری تاکنون آورده شده‌است. وضعیت اقتصادی هرچند استان چهار محال و بختیاری در زمینه کشاورزی، باغداری و دام داری در سطح کشور مطرح‌تر است اما صنعت هم در این استان از رونق خوبی برخوردار است. پولکی و نبات از سوغاتی‌های این استان می‌باشد. صنعت از مهمترین کارخانه‌های صنعتی استان می‌توان به کارخانه‌های زیر اشاره کرد: فولادشهرکرد مالت‌سازی هفشجان قند هفشجان خمیر مایه ناغان گچ فارسان آرد چلیچه فولاد فرخ شهر فولاد بروجن ورق خودرو چهارمحال بروجن خودرو لوازم خانگی برفاب شهرکرد سیمان شهرکرد سیمان لردگان گچ لردگان (سردشت) پتروشیمی لردگان گاز کربنیک شهرکرد نساجی حجاب شهرکرد ریسندگی بروجن صنایع شیر و لبنی شهرکرد نهان گل بروجن ظریف مصور بروجن مجتمع کشت و صنعت شهرکرد شرکت شیر خشک نوزاد پگاه کارخانه سیمان شهرکرد کارخانه سیمان شهرکرد در قلب زاگرس مرکزی در استان چهار محال و بختیاری و در ۳۵ کیلومتری شهرکرد در سال ۱۳۸۷ به بهره‌برداری رسید. این واحد تولیدی با دسترسی به معادن بسیار غنی، شرایط منحصر بفردی را در بین تولیدکنندگان داخلی به خود اختصاص داده و با اتکاء به تجارب ارزشمند مدیران، مهندسین و کارکنان و بکارگیری پیشرفته‌ترین تکنولوژی و ماشین آلات مدرن قادر به تولید انواع سیمانهای ۴۲۵–۱، ۵۲۵–۱، تیپ II و تیپ V با مقاومت‌های بسیار بالا گردیده‌است. در سال ۱۳۹۲، کارخانه سیمان شهرکرد برای دومین سال متوالی مقام نخست تولید سیمان کشور را کسب کرد. کارخانه مالت‌سازی هفشجان کارخانه به مالت هفشجان باعنوان اولین و تنها کارخانه مالت‌سازی ایران و خاورمیانه در شهرک صنعتی هفشجان قرار دارد. نخستین کارخانه مالت‌سازی صنعتی کشور با ۳۰ میلیارد ریال سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و شبکه بانکی در سال ۱۳۸۹ توسط مهندس رستمی در شهر هفشجان به بهره‌برداری رسید. به مالت، بزرگترین و پیشرفته‌ترین واحد تولیدکننده جو جوانه زده (مالت)، گندم جوانه زده، فراورده‌های آن و آرد جو در خاورمیانه است. «به مالت» به صورت تخصصی بر روی این دانه‌های جوانه زده ارزشمند کار کرده و نتیجه این تحقیقات گسترده و ارزشمند، معرفی شدن «به مالت» به عنوان شرکت دانش بنیان و کسب مقام اول بومی‌سازی صنعت مالت‌سازی بوده‌است. کارخانه قند چهارمحال (هفشجان) کارخانه قند هفشجان اولین واحد صنعتی استان چهارمحال و بختیاری و تنها واحد صنعتی استان تا پایان دودمان پهلوی است. عملیات اجرایی و احداث ابنیه کارخانه با ظرفیت اسمی ۱۰۰،۰۰۰ تن تولید قند و شکر در سال ۱۳۴۸ خورشیدی در زمین‌های ورودی شهر هفشجان با مساحت ۸۰ هکتار و با مشارکت کارشناسان کشور بلژیک آغاز و در سال ۱۳۵۰ با نام کارخانه قند و شکر کوروش کبیر بطور رسمی آغاز به کار کرد. هم‌اکنون نیز تنها مشغول به تولید محصول قند است که از زمین‌های کشاورزی اطراف چغندر قند لازم که در حدود ۳۰،۰۰۰ تن است را جهت تولید قند به این کارخانه صادر می‌کنند. منطقه مسکونی این کارخانه حدود ۳۰۰ نفر جمعیت دارد. محصولات گوشتی گوشت مرغ استان چهار محال و بختیاری از استان‌های مطرح در زمینه تولید گوشت سفید است به‌طوری‌که هم‌اکنون ۲۱ درصد از کل گوشت سفید (مرغ) کشور ایران در استان چهارمحال و بختیاری تولید می‌شود. گوشت ماهی استان چهار محال و بختیاری با داشتن منابع آبی غنی از استان‌های مطرح در پروش ماهی است به‌طوری‌که مطابق آمار سال ۱۳۹۰، ۲۰ درصد ماهی سردآبی کشور در استان چهارمحال و بختیاری تولید شده‌است. استان چهار محال و بختیاری برای پنج سال متوالی است که به عنوان قطب تولید ماهیان سردآبی ایران شناخته می‌شود. گوشت قرمز استان چهار محال و بختیاری با مجموع تولیدات گوشت قرمز به اندازه ۳۵ هزار تن در سال، ۲٫۵ درصد از مجموع تولیدات گوشت قرمز کشور ایران را به خود اختصاص داده‌است. محصولات باغی استان چهارمحال و بختیاری به سبب موقعیت جغرافیایی ویژه و در اختیار داشتن منابع آبی غنی یکی از مساعدترین مناطق برای کشت، پرورش و تولید بادام در کشور ایران است. استان چهار محال و بختیاری با تولید بیش از ۲۰ درصد از مجموع محصول بادام کشور، رتبه اول تولید بادام در ایران را به خود اختصاص داده‌است. بیشتر باغ‌های بادام این استان در شهرستان سامان قرار دارند. جغرافیا استان چهارمحال و بختیاری از جمله مناطق کوهستانی فلات مرکزی ایران محسوب می‌شود که در بخش مرکزی رشته کوه‌های زاگرس بین پیش کوه‌های داخلی و استان اصفهان واقع شده‌است. به علت جوان بودن دوره کوه‌زایی و شرایط تشکیل گسل‌های خاص، در این منطقه وجود بلایا و مخاطرات طبیعی بسیاری چون سیل، زلزله و رانش زمین در اکثر نقاط آن مشاهده می‌شود. ارتفاعات استان چهارمحال و بختیاری دارای ۱۶ قله مرتفع با ارتفاع بیش از سه هزار و ۵۰۰ متر مربع است. این کوه‌ها از شمال غرب استان به جنوب شرق آن کشیده شده‌اند و هر چه از غرب استان به طرف شرق آن و استان اصفهان پیش رویم از میزان ارتفاعات کاسته می‌شود و در نهایت به دشتهای نسبتا وسیع همچون دشت لار، فرادنبه، کیار و گندمان می‌رسیم. این دشتها در مجموع نزدیک به ۲۴ درصد وسعت استان را شامل می‌شوند و انباشته رسوبات در آن‌ها زمینه مساعدی برای کشاورزی به وجود آورده‌است. «زردکوه» دومین کوه بلند رشته کوه زاگرس (پس از کوه دنا) در این استان قرار گرفته‌است. مرتفع‌ترین کوه‌های این استان عبارت‌اند از: کوه جهان بین هفشجان ردیف نام کوه ارتفاع ۱ زردکوه ۴۲۲۲ ۲ شاه شهیدان ۴۱۰۰ ۳ کوه سوخته ۴۰۰۰ ۴ گره ۳۹۷۵ ۵ فردان ۳۹۳۷ ۶ میلی ۳۹۰۳ ۷ کلار ۳۸۲۰ ۸ ونک ۳۸۰۳ ۹ کاکلک ۳۵۸۹ ۱۰ جهان بین ۳۳۴۲ آب‌ها به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که در مسیر بادهای مرطوب سیستم‌های مدیترانه‌ای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانه‌ها می‌گردد، این استان دارای بارش نسبتا مناسب است به حدی که این منطقه با وجود داشتن تنها یک در صد از مساخت ایران، ده درصد از منابع آب کشور را در اختیار دارد. ریزشهای جوی و برف و باران درکوه‌های این استان منشا معروفترین رودخانه‌های دائمی جنوب غربی و مرکزی ایران یعنی کارون و زاینده رود هستند و آبخیزهای این دو رودخانه را به ترتیب ۱۳۸۰۰ و ۲۷۲۰ کیلومتر مربع شامل می‌شود. زاینده رود تنها رودخانه دائمی فلات مرکزی ایران بوده و کارون نیز بزرگترین رودخانه ایران که به سبب سد سازی‌های فراوان و انتقال نادرست اب به استانهای یزد واصفهان و کرمان این دو رودخانه دائمی در معرض تهدید قرار گرفته‌اند. در این استان چشمه‌های مختلفی نیز وجود دارد که علاوه بر ایجاد جاذبه‌های گردشگری و زیبایی‌های طبیعی زمینه مناسبی را برای ایجاد کارخانه‌های آب معدنی فراهم کرده‌است. برخی چشمه‌های بزرگ و معروف این استان عبارت‌اند از: چشمه دیمه چشمه زنه هفشجان چشمه شلمزار معروف به دریاچه چشمه کوهرنگ چشمه مایک چشمه برم چشمه‌های مولا و سرداب چشمه سیاسرد چشمه آب‌سرده (در بازفت) جنگل‌ها جنگلهای استان چهار محال و بختیاری در گروه جنگلهای غرب و جنوب غرب کشور قرار می‌گیرند. بخش زیادی از این جنگل‌ها در پنج منطقه بازفت، اردل، ناغان، لردگان، دوراهان و فلارد قرار گرفته‌اند. این جنگل‌ها با مساحتی در حدود ۳۰۷ هزار هکتار به صورت نواری از کوه‌های بازفت در شهرستان کوهرنگ به سمت کوه‌های فلارد در شهرستان لردگان کشیده شده‌اند. پوشش عمده جنگلی این مناطق، تقریبا ۹۸ درصد، بلوط غرب است. حاشیه سبز رودخانه زاینده رود که می‌توان گفت جزی جنگلهای مصنوعی و توریست پذیر استان می‌باشد. مخاطرات محیط زیستی این استان نیز همچون سایر نقاط کشور دستخوش مسائل زیست‌محیطی گوناگونی است. از سویی خشکسالی منابع آبی این استان را تهدید می‌کند و پربارش‌ترین استان کشور را به رده یازدهم کم‌بارش‌ترین استان‌ها رسانیده‌است و از سوی دیگر طرح‌های گوناگون انتقال آب تهدیدات مختلفی را علیه محیط زیست استان بسیج کرده‌است. جاذبه‌های طبیعی و گردشگری گردشگاه چشمه زنه هفشجان گردشگاه چشمه زنه در ارتفاعات جهان بین هفشجان گردشگاه چشمه زنه هفشجان در دامنهکوه جهان بین و ۲ کیلومتری هفشجان و ۲۰ کیلومتری شهرکرد واقع شده‌است. در روز طبیعت هرسال بیش از ۱۰ هزار نفر از گردشگاه چشمه زنه و طبیعت زیبای آن دیدن می‌کنند. این گردشگاه از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری نزدیک به شهرکرد مرکز کنونی استان چهارمحال و بختیاری است و آب معدنی و لاله‌های واژگون آن از مهم‌ترین ویژگی‌های آن می‌باشد. به منظور تامین بخشی از آب کشاورزی دشت هفشجان، سدی در ۲۰ کیلومتری جنوب شهرکرد و شمال کوه جهانبین و ۳ کیلومتری شهر هفشجان بر روی این چشمه احداث شده‌است. این سد خاکی با هسته رسی، دارای مخزنی به حجم ۱/۳ میلیون مترمکعب می‌باشد. طول تاج سد ۴۱۰ متر و عرض تاج آن ۸ متر و ارتفاع از روی پی در عمیق‌ترین ناحیه ۴۲ متر است. در وجه تسمیه نام چشمه زنه باید توجه داشت که نام زنه به علت زایش چشمه‌ای جوشان در کوه جهان بین هفشجان می‌باشد. تالاب چغاخور تالاب بین‌المللی چغاخور حدود دوهزار و ۳۰۰ هکتار مساحت دارد و در دامنه ارتفاعات سه هزار و ۸۳۰ متری برآفتاب و کلار در نزدیک شهر بلداجی از توابع شهرستان بروجن قرار دارد. فاصله تالاب تا مرکز چهارمحال و بختیاری ۶۰ کیلومتر است و ویژگی منحصربه‌فرد این تالاب، زیست نوعی ماهی به نام ماهی گورخری است. چشم‌انداز بدیع و پرواز پرندگان مهاجر و بومی، این تالاب را در ردیف یکی از کانون‌های مهم جذب گردشگری کشور و چهارمحال بختیاری قرار داده‌است. با این حال چغاخور نیز مانند بسیاری از تالاب‌های کشور با خطر رو به روست، اما خطری که چغاخور را تهدید می‌کند نه بی‌آبی که غرق شدن در آب است. به گفته هومان خاکپور، کارشناس منابع طبیعی، می‌خواهند از جایی که فرسایش آبی بالاست آب را به این تالاب منتقل کنند و به این ترتیب آبی که وارد تالاب خواهد شد پر از رسوب است. اگر این آب داخل تالاب بیاید علاوه بر این که ارتفاع آب بیش از شش متر می‌شود و ویژگی تالابی چغاخور از بین می‌رود، خسارات دیگری هم وارد می‌شود. خود آب با این سرعتی که وارد تالاب می‌شود یک جریان رودخانه‌ای درست می‌کند که به دلیل جریان تند آب کل اکوسیستم تالاب را از بین خواهد برد. علاوه بر این، آن رسوباتی که با حجم زیاد وارد تالاب می‌شود کل رویشگاه کف تالاب را از بین می‌برد. پل زمان خان یکی از بناهای تاریخی واقع در شهرستان سامان است که دارای دو دهانه، ۳۰ متر طول و ارتفاع ۱۲ متری است. پل زمانخان بر روی رودخانه زاینده رود بر روی سه‌پایه سنگی طبیعی بنا شده و در ۲۲ کیلومتری شمال شهرکرد قرار دارد. این پل در زمان صفوی توسط زمان خان نفر از ایل نفر ساخته شده‌است. این پل یکی از مقاصد اصلی گردشگران داخلی وخارجی بوده وسالانه پذیرای میلیونی مسافران وطبیعت دوستان می‌باشد. تمامی خدمات رفاهی وسیاحتی از قبیل بازارچه سنتی و صنایع دستی، خدماتی، اسکان و سرگرمی از قبیل پارکهای بازی کودکان و ورزشهای آبی رفتینگ (رودگردی) و کایاک در محل پل زمان‌خان ارائه می‌گردد. چشمه سرداب رستم‌آباد چشمه سرداب رستم‌آباد در فاصله ۷۰ کیلومتری شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد این چشمه با دبی آب ۱۱۰۰۰ لیتر در ثانیه در ردیف پرآب‌ترین چشمه‌های کشور قرار دارد. چشمه‌دیمه چشمه‌دیمه، سرچشمه اصلی زاینده‌رود قبل از ایجاد تونل‌های کوهرنگ، در ۱۰ کیلومتری چلگرد و مجاور روستای دیمه قرار دارد. آب این چشمه از گواراترین آب‌های جهان است و خواص درمانی از قبیل جلوگیری از پوسیدگی دندان و درمان سنگ کلیه دارد. مناظر چشمگیر و فضاسازی اطراف چشمه، این مکان را در ردیف زیباترین گردشگاه‌های شهرستان کوهرنگ قرار داده‌است. فاصله این جاذبه گردشگری تا شهرکرد ۱۲۰ کیلومتر است. چشمه کوهرنگ چشمه کوهرنگ با دبی آب زیاد از دامنه‌های «زردکوه» سرچشمه می‌گیرد و پس از گذر از پیچ و خم فراوان به دریاچه سد کوهرنگ می‌ریزد و از تونل اول کوهرنگ وارد زاینده‌رود می‌شود. مناظر بسیار زیبای طبیعی اطراف چشمه و حضور عشایر در منطقه، زیبایی آن را دوچندان کرده‌است. چشمه کوهرنگ نیز تا شهرکرد ۱۲۰ کیلومتر فاصله دارد. چشمه‌برم لردگان چشمه‌برم در شهر لردگان با شهرکرد ۱۵۰ کیلومتر فاصله دارد. این چشمه علاوه بر تامین آب کشاورزی، یکی از سرشاخه‌های کارون است و چشم‌انداز زیبایی را برای شهر لردگان بوجود آورده‌است. اطراف این چشمه به صورت پارکی برای تفرج گردشگران است. این چشمه در محله ساطح لردگان واقع است که مظهر شهر لردگان است. آبشار آتشگاه این آبشار در ۱۹۰ کیلومتری شهرکرد و در ۴۰ کیلومتری شهر لردگان در دره‌ای به طول دو کیلومتر قرار دارد. مسیر این آبشار از محل چشمه تا اتصال به رودخانهخرسان را فضایی سرسبز از انواع درختان و گیاهان جنگلی فراگرفته و شیب زیاد و پستی و بلندی‌های دره، آبشارهای کوچک متعددی را در آن ایجاد کرده‌است. پیوند عناصر طبیعی مانند دره، سبزه‌زار و اقلیم مناسب، فضای بسیار فرح بخشی را برای گشت و گذار در این مکان پدیده آورده‌است.. آبشار دره‌عشق آبشار دره‌عشق، در منطقه مشایخ شهرستان اردل در مجاورت روستای دره‌عشق در ۱۱۰ کیلومتری شهرکرد واقع است. این آبشار بیش از یکصد متر ارتفاع دارد و در کنار آن رود کارون جاری است. این آبشار در ترکیب با شالیزارهای روستاهای دره عشق و دورک شاهپوری فضای شگفت‌انگیزی را به وجود آورده‌است. پارک جنگلی پروز پارک جنگلی پروز در منتهی‌الیه جنوب چهارمحال بختیاری و در فاصله ۵۰ کیلومتری شهر لردگان قرار دارد. گردشگاه زیبای پروز با طبیعت بهشتی خود در امتداد دره‌ای سبز قرار گرفته‌است. فضای دنج و خلوت، سایه سار درختان بلند و قد کشیده پارک، چشمه‌های زلال متعدد، شالیزارهای پراکنده و درختان جنگلی اطراف، تصویری زیبا از طبیعت زیبا را جلوی چشم بیننده به نمایش می‌گذارد. چشمه سیاسرد سیاسرد، گردشگاهی در ۶ کیلومتری جنوب بروجن است که هوایی خنک، مفرح و مطبوع و درختانی زیبا و کهنسال با قدمتی بیش از ۵۰۰سال دارد. هوای خنک و مطبوع و سایه‌سار درختان کهنسال موجود در اطراف چشمه سیاسرد مکانی بسیار زیبا برای تفرج و استراحت باشندگان شهر بروجن و سایر گردشگران پدیدآورده است، به‌طوری‌که همه روزه و به ویژه در روزهای تعطیل این مکان شاهد حضور شمار زیادی از مسافران و گردشگران از استان‌های هم‌جوار می‌باشد. فضاسازی‌های مناسب اطراف چشمه، نزدیکی راه و دسترسی آسان، بر طرف‌داران این کانون گردشگری افزوده و میل به بازدید از این گردشگاه را دوچندان نموده‌است: امکانات و تسهیلات تفریحی، گردشگری، حمل و نقل، اسکان و جاده آسفالته، فضای سبز، سرویس بهداشتی، سکوی نشیمن، دسترسی به واحدهای اقامتی و پذیرایی شهر بروجن، تجهیزات بازی کودکان، پارکینگ، آب آشامیدنی. این تفریحگاه، دارای چشمه‌ای است که منابع آبی آن در زیر کوه سیاسرد واقع شده‌اند. این چشمه در سال‌های آبسالی دارای حجم آب زیاد و گوارایی است. در اطراف این چشمه، باغ‌ها و ویلاهای زیادی ساخته شده‌اند که کوچه‌باغ‌های باصفایی را تشکیل داده‌اند. این تفریحگاه در تابستان، به علت خنکا و مطبوعیت هوا، مورد توجه شهروندان شهر بروجن و شمار زیادی از شهروندان شهر اصفهان و شهرستان‌های تابع آن (همچون شهرضا، دهاقان، مبارکه و نجف‌آباد که آب و هوای گرمتری دارند) قرار گرفته‌است. در فصل زمستان، پیست اسکی طبیعی و آماتور بر روی کوه سیاسرد توسط علاقه‌مندان برپا می‌شود. طی چند سال اخیر سیاسرد زیبا و زیباتر شده‌است به‌طوری‌که در سال ۸۶ به عنوان گردشگاه ملی معرفی گردید و در سال‌های اخیر گردشگاه نمونه استان برگزیده شد. از دیگر جذابیت‌های سیاسرد پیاده‌روی در جاده منتهی به آن است که همیشه ورزشکاران این راه را پیاده یا با دوچرخه طی می‌کنند تا به سیاسرد برسند و پس از استراحت در زیر درختان تنومند آن و آشامیدن آب گوارا از چشمه آن دوباره مسیر ۶ کیلومتری ان را بازمی‌گردند. آبشار تونل کوهرنگ این آبشار از سرازیر شدن آب تونل اول کوهرنگ به وجود آمده‌است. این تونل به منظور انتقال آب چشمه کوهرنگ و دیگر چشمه‌ها به زاینده رود ایجاد شده‌است. تلاش برای انتقال این آب به زمان‌های قدیم برمی‌گردد. غار سراب غار سراب در ۵۶ کیلومتری جنوب غربی شهرکرد و هفت کیلومتری شهر باباحیدر در مسیر دره‌ای زیبا و در مجاورت روستایامیدآباد قرار گرفته‌است. این غار شگفت‌انگیز دو دهانه دارد و به دلیل وجود موانع طبیعی بیش از ۶۰۰ متر از آن قابل دسترسی نیست. از یکی از دهانه‌های غار، آبی خروشان و خنک بیرون می‌آید. ارتفاع سقف غار در بعضی از نقاط به ۱۵ متر می‌رسد. در دالان طویل غار قندیل‌های آهکی زیبا وجود دارد. پیر غار در جنوب روستای ده‌چشمه به فاصله شش کیلومتری فارسان و ۳۸ کیلومتری جنوب غربی شهرکرد گردشگاهی با صفا قرار دارد که به پیر غار شهرت یافته‌است. بر روی قسمتی از تپه سنگی مشرف به این گردشگاه، سه کتیبه به خط نستعلیق به دستور خسروخان سردار ظفر بختیاری حک شده‌است. متن این کتیبه‌ها مجملی از شرح لشکرکشی بختیاریها به اصفهان و تهران و نقش سرداران بختیاری در سرکوب استبداد صغیر و سقوط محمدعلی شاه در واقعه مشروطیت است. مجموعه عوامل گردشگاه از جمله کتیبه‌های ارزشمند تاریخی، چشمه پرآب، سایه سار درختان، آبشار زیبا و بلند، کوه‌های اطراف و غار موجود در محل، روزانه پذیرای صدها گردشگر است. رود ارمند رودخانه ارمند در روستای ارمند، شهرستان لردگان نیز از نقاط دیدنی این استان است. فهرست آثار ملی استان چهارمحال و بختیاری جمعیت شهرهای استان چهارمحال و بختیاری مردم بختیاری طرح بهشت آباد اتابکان لرستان مردم لر فهرست روستاهای استان چهارمحال و بختیاری
[ "شهرکرد", "گویش بختیاری", "زبان فارسی", "ترک قشقایی", "محمدعلی نکونام", "اقبال عباسی", "ایران", "استان چهارمحال و بختیاری", "استان اصفهان", "استان خوزستان", "استان کهگیلویه و بویراحمد", "استان لرستان", "لری بختیاری", "هفشجان", "بروجن", "فرخ شهر", "ارتفاع از سطح دریا", "کشور", "شهرستان", "بخش (تقسیمات کشوری)", "شهرستان اردل", "اردل", "سرخون", "شهرستان بروجن", "بلداجی", "گندمان", "شهرستان فارسان", "فارسان", "شهرستان کوهرنگ", "چلگرد", "چمن‌گلی", "شهرستان لردگان", "لردگان", "مال خلیفه", "خانمیرزا", "آلونی", "منج", "شهرستان شهرکرد", "بن (چهارمحال و بختیاری)", "شلمزار", "سورشجان", "شهرستان سامان", "بخش مرکزی سامان", "بخش زاینده‌رود", "سامان (شهر)", "مسعود میرزا ظل السلطان", "فرمانداری", "هیئت وزیران", "اصفهان", "بختیاری", "شهرستان بن", "شهرستان کیار", "کوهرنگ", "بخش ناغان", "شهر کیان", "دوره افشاریه", "چالشتر", "مردم بختیاری", "شورای فرهنگ عمومی", "بلوچ", "عرب", "فارسی‌زبانان", "کرد", "زبان لری", "کیار", "فرخ‌شهر", "فارسی پهلوی", "زبان ترکی قشقایی", "شهر سامان", "بن (شهرکرد)", "فرادنبه", "جونقان", "دانشنامه ایرانیکا", "فارسی", "لری", "میراث فرهنگی", "دانشنامه جهان اسلام", "ترکی قشقائی", "ارمنیان", "زبان گفتاری", "نافچ", "ترکی قشقایی", "سفیددشت", "نقنه", "ناغان", "دوپلان", "کاج (اردل)", "دشتک (اردل)", "سرپیر (اردل)", "فلارد", "تپه‌های باستانی", "قبل از میلاد", "مردم لر", "دانشنامه بریتانیکا", "لغت‌نامه دهخدا", "عراق", "صفویان", "لرهای کهگیلویه", "لرهای بویراحمدی", "لوازم خانگی", "دودمان پهلوی", "منطقه مسکونی", "کوه‌های زاگرس", "مخاطرات طبیعی", "سیل", "زلزله", "رانش زمین", "زردکوه بختیاری", "رشته کوه زاگرس", "دنا", "زردکوه", "جهان‌بین (کوه)", "کارون", "زاینده رود", "رودخانه", "کیلومتر مربع", "جاذبه‌های گردشگری", "دیمه", "سیاسرد", "استان چهار محال و بختیاری", "بازفت", "دوراهان", "آب معدنی", "لاله‌های واژگون", "سد خاکی", "وجه تسمیه", "کوه جهان بین هفشجان", "تالاب", "ماهی گورخری", "پرندگان مهاجر", "بازی کودکان", "رودگردی", "کایاک", "پل زمان‌خان", "زاینده‌رود", "روستای دیمه", "پوسیدگی دندان", "سنگ کلیه", "دبی (کمیت)", "آبشار", "دورک شاهپوری", "پارک جنگلی پروز", "سرویس بهداشتی", "ده‌چشمه", "کتیبه", "نستعلیق", "سردار ظفر بختیاری", "تهران", "استبداد صغیر", "محمدعلی شاه قاجار", "مشروطیت", "رودخانه ارمند", "روستای ارمند", "فهرست آثار ملی استان چهارمحال و بختیاری", "جمعیت شهرهای استان چهارمحال و بختیاری", "طرح بهشت آباد", "اتابکان لرستان", "فهرست روستاهای استان چهارمحال و بختیاری", "تاریخ بختیاری (کتاب)" ]
[ "استان چهارمحال و بختیاری", "استان‌های ایران", "بختیاری", "لرها", "ویکی‌سازی رباتیک" ]
884
استان کرمانشاه
2
4,931
0
[ "استان کرمانشاهان", "استان كرمانشاه", "آثار طبیعی استان کرمانشاه", "کرمانشاهان", "استان كرمانشاهان", "كرمانشاهان", "آثار طبيعي استان كرمانشاه", "استان باختران", "استاندار کرمانشاه", "اثار طبيعي استان كرمانشاه", "اثار طبیعی استان کرمانشاه", "استاندار كرمانشاه" ]
false
4,693
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام استان", "Item2": "[[کرمانشاه]]" }, { "Item1": "استاندار", "Item2": "[[هوشنگ بازوند]]" }, { "Item1": "نقشه موقعیت", "Item2": "IranKermanshah-SVG.svg" }, { "Item1": "اندازه تصویر", "Item2": "270" }, { "Item1": "عنوان تصویر", "Item2": "برخی از جاذبه‌های استان کرمانشاه" }, { "Item1": "مرکز", "Item2": "[[کرمانشاه]]" }, { "Item1": "مساحت", "Item2": "۲۵،۰۰۹" }, { "Item1": "سال جمعیت", "Item2": "۱۳۹۵" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "۱،۹۵۲،۴۳۴ نفر" }, { "Item1": "پراکندگی جمعیت", "Item2": "۷۷٫۵" }, { "Item1": "شهرستان", "Item2": "۱۴" }, { "Item1": "زبان‌ها", "Item2": "[[کردی]] (کرمانشاهی، زنگنه، کلهری، سنجابی، گورانی و جافی)، [[لکی]]، و [[فارسی کرمانشاهی]]، [[ترکی آذربایجانی]] ([[زبان سنقری]])" } ], "Title": "استان ایران" }
استان کرمانشاه یا استان کرمانشاهان () (به کردی:پاریزگای کرماشان) با مساحت ۲۴،۶۴۰ کیلومتر مربع، هفدهمین استان ایران از نظر وسعت به‌شمار می‌رود. مختصات جغرافیایی کامل استان کرمانشاه بر روی کره زمین از طول جغرافیایی ۴۵ درجه و ۲۰ دقیقه و ۳۹ ثانیه شرقی تا ۴۸ درجه و ۱ دقیقه و ۵۸ ثانیه شرقی و از عرض جغرافیایی ۳۳ درجه و ۳۷ دقیقه و ۸ ثانیه شمالی تا ۳۵ درجه و ۱۷ دقیقه و ۸ ثانیه شمالی می‌باشد. استان کرمانشاه که ۱/۵ درصد مساحت کشور را دربرمی‌گیرد، از استانهای غربی به‌شمار می‌آید که با کشور عراق مرز مشترک دارند. این استان از شمال به استان کردستان، از جنوب به استان لرستان و ایلام، از شرق به استان همدان و از غرب به کشور عراق محدود می‌شود. مرکز استان کرمانشاه، شهر کرمانشاه است. بر اساس آخرین تغییرات در ۱۳۹۰ استان کرمانشاه از، ۱۴ شهرستان، ۳۱ شهر، ۳۱ بخش و ۸۴ دهستان تشکیل شده‌است. تقسیمات کشور تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ در سال ۱۳۱۶ که ایران به ده استان تقسیم می‌شد، استان‌های کنونی، کرمانشاه، همدان، ایلام و بخش اعظم استان کردستان، استان پنجم (به مرکزیت کرمانشاه) را تشکیل می‌دادند. تقسیمات کشوری کنونی شهرستان اسلام‌آباد غرب شهرستان پاوه شهرستان ثلاث باباجانی شهرستان جوانرود شهرستان دالاهو شهرستان روانسر شهرستان سرپل ذهاب شهرستان سنقر شهرستان صحنه شهرستان قصر شیرین شهرستان کرمانشاه شهرستان کنگاور شهرستان گیلانغرب شهرستان هرسین شهرستان مرکز نام جمعیت تعداد بخش تعداد شهر مرکز جمعیت مرکز نسبت به جمعیت کل شهرستان ۱ شهرستان اسلام آباد غرب ۱۴۰،۸۷۶ نفر ۲ بخش ۲ شهر اسلام‌آباد غرب ۹۰،۵۵۹ نفر ۶۴،۲۸ % ۲ شهرستان پاوه ۶۰،۴۳۱ نفر ۳ بخش ۵ شهر پاوه ۲۵،۷۷۱ نفر ۴۲،۶۵ % ۳ شهرستان ثلاث باباجانی ۳۵،۲۱۹ نفر ۲ بخش ۲ شهر تازه آباد ۱۴،۷۰۱ نفر ۴۱،۷۴ % ۴ شهرستان جوانرود ۷۵،۱۶۹ نفر ۲ بخش ۲ شهر جوانرود ۵۴،۳۵۴ نفر ۷۲،۳۱ % ۵ شهرستان دالاهو ۳۵،۹۸۷ نفر ۲ بخش ۳ شهر کرند غرب ۷،۷۹۸ نفر ۲۱،۶۷ % ۶ شهرستان روانسر ۴۷،۶۵۷ نفر ۲ بخش ۱ شهر روانسر ۲۴،۵۲۷ نفر ۵۱،۴۷ % ۷ شهرستان سرپل ذهاب ۸۵،۳۴۲ نفر ۱ بخش ۱ شهر سرپل ذهاب ۴۵،۴۸۱ نفر ۵۳،۲۹ % ۸ شهرستان سنقر ۸۱،۶۶۱ نفر ۲ بخش ۲ شهر سنقر ۴۴،۲۵۶ نفر ۵۴،۱۹ % ۹ شهرستان صحنه ۷۰،۷۵۷ نفر ۲ بخش ۲ شهر صحنه ۳۵،۵۰۸ نفر ۵۰،۱۸ % ۱۰ شهرستان قصرشیرین ۲۳،۹۲۹ نفر ۲ بخش ۲ شهر قصرشیرین ۱۸،۴۷۳ نفر ۷۷،۲۰ % ۱۱ شهرستان کرمانشاه ۱،۰۸۳،۸۳۳ نفر ۵ بخش ۵ شهر کرمانشاه ۹۴۶،۶۵۱ نفر ۸۷،۳۴ % ۱۲ شهرستان کنگاور ۷۶،۲۱۶ نفر ۱ بخش ۱ شهر کنگاور ۵۳،۴۴۹ نفر ۷۰،۱۳ % ۱۳ شهرستان گیلانغرب ۵۷،۰۰۷ نفر ۲ بخش ۲ شهر گیلانغرب ۲۲،۳۳۱ نفر ۳۹،۱۷ % ۱۴ شهرستان هرسین ۷۸،۳۵۰ نفر ۲ بخش ۲ شهر هرسین ۵۱،۵۶۲ نفر ۶۵،۸۱ % استان کرمانشاه شامل ۱۴ شهرستان، ۳۱ مرکز شهری، ۸۶ دهستان و ۲۷۹۳ آبادی دارای سکنه می‌باشد. این استان از شمال به استان کردستان، از جنوب به استانهای لرستان و ایلام، از شرق به استان همدان و از غرب با کشور عراق هم جوار است و بیش از ۳۳۰ کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق دارد. تاریخ استان سنگ‌نگاره آنوبانی‌نی نشان تمدن کرمانشاه در حدود ۴۸۰۰ سال پیش است نوشته‌های تاریخی بیانگر این است که کرمانشاه از نخستین مراکز تمدن بشری بوده‌است. برخلاف سایر نقاط ایران که به صورت مقطعی مورد سکونت قرار گرفته‌اند، این استان بدون وقفه در دوره‌های مختلف تاریخ مورد سکونت قرار گرفته‌است. این منطقه بر سر راه شاهراه‌های ارتباطی مهمی چون جاده شاهی، جاده ابریشم بوده و از مناطق جغرافیایی با اهمیت ایران باستان بوده‌است. کرمانشاه یکی از مراکز اصلی مادها بوده و و تا زمان هخامنشیان نیز به نام ماد شناخته می‌شده؛ و در زمان ساسانیان «ماه» نام داشته که شکل تغییر یافته واژه ماد می‌باشد. این استان در گذشته یکی از مراکز ساسانیان بوده‌است و از همین دوره آثار بسیار زیاد و ارزشمندی در این استان مانند طاق بستان، کتیبه بیستون و معبد آناهیتا باقی‌مانده‌است و در طی سده‌های گوناگون نیز به دلیل جایگاه ویژه راهبردی کرمانشاه، این شهرستان دارای اهمیت ویژه‌ای بوده‌است. امروزه نیز از مهم‌ترین شهرهای غرب ایران به‌شمار می‌رود. به گفته هرتسفلد، کرمانشاه در سده ۱۹ میلادی به دروازه آسیا شهرت داشته‌است و اکنون نیز بزرگراه کربلا و عتبات عالیات از این منطقه می‌گذرد. در سده سوم هجری کرمانشاه در حوزه قلمروی صفاریان قرار داشت اما گروهی از کردهای شیعه کرمانشاه به نام حسنویه حکومت آل حسنویه را تشکیل دادند که حدود نیم قرن بر این منطقه حکومت کرد. در جنگ جهانی اول کرمانشاه توسط حکومت عثمانی تصرف شد اما با سقوط بغداد، نیروهای عثمانی این منطقه را تخلیه کرده و کرمانشاه به تصرف قوای متفقین درآمد. در جنگ جهانی اول عشایر کرد منطقه با نیروهای عثمانی درگیر شدند. در جنگ جهانی دوم سپاه منطقه غرب که شامل لشکر ۱۲ کرمانشاه و لشکر ۵ بود تنها نیروی ایرانی بودند که ۴۸ ساعت در برابر قوای انگلیسی مقاومت کردند. در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ با روی کار آمدن رضاشاه حکومت مرکزی توانست تا اندازه‌ای نفوذ و قدرت خود را در سراسر ایران تامین نماید. در این زمان سنندج، ایلام و همدان بخشی از استان پنجم بودند. از سال ۱۳۴۰ به بعد استان کرمانشاه تقسیم شد به استان کردستان و استان کرمانشاهان و سنندج به عنوان مرکز سیاسی و اداری استان کردستان، مهمترین و بزرگترین شهر استان جدید التاسیس کردستان بود. در سال ۱۳۴۳ فرمانداری کل ایلام تاسیس و در سال ۱۳۵۳ تحت عنوان استان ایلام از کرمانشاه منتزع گردید. از سال ۱۳۴۶ نیز فرمانداری کل لرستان تاسیس گردید و شهرهای لک نشین استان کرمانشاهان (جنوب رود سیمره) به فرمانداری جدید به مرکزیت خرم‌آباد پیوستند، که بعدها تبدیل به استان مستقلی به نام استان لرستان گردید. در سال ۱۳۹۶ زلزله‌ای به مقدار ۷٫۲ ریشتر کرمانشاه، عراق و استان‌های نزدیک را لرزاند و خسارات بسیاری به جای گذاشت. آب و هوا کرمانشاه از دید گوناگونی آب و هوائی دارای تنوع زیادی است از لحاظ آب و هوایی دارای چهار فصل در یک زمان است برای نمونه قصر شیرین دارای آب و هوای گرم و سنقر و پاوه دارای آب و هوای سرد و کرمانشاه و اسلام‌آباد غرب دارای آب و هوای معتدل هستند. مردم‌شناسی برخی از بزرگترین اقوام و ایلات و طوایف نظیر ایل زنگنه، ایل کلهر، ایل گوران، ایل سنجابی، ایل قلخانی و ایلات لک شامل: ایل جلالوند ایل عثمانوند، ایل پایروند، ایل بالوند، ایل کاکاوند و… در استان کرمانشاه زندگی می‌کنند. زبانها و گویش‌های گوناگون نظیر گویش‌های کرمانشاهی، لکی، کلهری، جافی، کردی گورانی، فارسی کرمانشاهی، ترکی سنقری، سورانی، پاوه‌ای، ژاو رودی، لهونی، بالاجوبی، اورامی و گوران از رایج‌ترین گونه‌های گویشی در استان کرمانشاه هستند. در این استان قومیت‌های گوناگون دیگری نیز زندگی می‌کنند. مذهب استان کرمانشاه از دیدگاه مذهبی نیز دارای گوناگونی بسیار زیادی است. به‌طور مثال پیروان کیشهای شیعه (مذهب اکثریت مردم)، و اقلیت‌های سنی، یارسان، نعمت‌اللهی، یهودی، مسیحی (ارمنی و آشوری) و بهائی در این استان در کنار هم زندگی می‌کنند. بخش زیادی از کردهای کرمانشاه تا اواخر سده نوزدهم میلادی پیروی دین یارسان بودند. هنری بایندر سیاح فرانسوی که در اواخر قرن نوزدهم از استان کرمانشاه دیدن کرده‌است، در سفرنامه خود با عنوان «در کردستان، در بین‌النهرین و پرشیا» که در سال ۱۸۸۷ به چاپ رسیده‌است دین غالب مردم را یارسان می‌داند. او در بازدید از شهر قصر شیرین می‌نویسد: او همچنین در بازدید از شهر کرمانشاه می‌نویسد: زبان زبان کردی و فارسی کرمانشاهی در شهر کرمانشاه از رایج‌ترین زبان‌ها می‌باشند. لهجه فارسی کرمانشاهی تنها خاص شهر کرمانشاه است. فارسی کرمانشاهی با گسترش سازمان‌های اداری در دوره قاجار و نیز به وسیله مهاجران و زواری که از مسیر کرمانشاه به عتبات می‌رفتند، ایجاد شده‌است. در استان گویش‌های کردی کرمانشاهی، کلهری، زنگنه‌ای، سنجابی، گورانی. هورامی و جافی در شهرهای جوانرود، روانسر، ثلاث باباجانی، بخش‌هایی از پاوه و سرپل ذهاب و ترکی سنقری نیز در سنقر رواج دارد و همچنین لکی در بخشی‌هایی از شهرستانکرمانشاه،شهرستان هرسین، شهرستان صحنه و شهرستان کنگاور وبیستون رواج دارد. اقوام طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در استان کرمانشاه به قرار زیر بود: ۴٫۲٪ فارس (۱٫۹٪ مرد، ۶٫۲٪ زن)، ۹۲٫۵٪ کرد(۹۵٫۲٪ مرد، ۹۰٫۴٪ زن)، ۰٫۲٪ عرب (۰٫۵٪ مرد)، ۰٫۷٪ لر (۰٫۵٪ مرد، ۰٫۵٪ زن)، ۰٫۵٪ سایر و ۱٫۹٪ بدون جواب بودند. پراکنش مردم کرد در ایران بر اساس استان‌ها کردها ساکنین اصلی استان کرمانشاه هستند. طوایف مختلف کرد از قبیل گوران، زنگنه، کلیایی، کلهر، قلخانی، جمور، سنجابی و طوایف لک از قبیل جلالوند، کاکاوند، عثمانوند، پایروند و … در این استان زندگی می‌کنند. اگرچه در آمارهای رسمی لک‌ها به عنوان بخشی از قومیت کرد در نظر گرفته می‌شوند، اما برخی قائل به این هستند که لک‌ها قومیتی جداگانه‌اند. آمار دقیق و تفکیک‌شده‌ای از جمعیت لک‌ها در استان کرمانشاه تهیه نشده‌است. ترک‌های استان کرمانشاه در کنار کردهای کلیایی در شهر سنقر زندگی می‌کنند. آنان به زبان ترکی سنقری سخن می‌گویند. زبان سنقری فرم انتقالی از زبان ترکی آذربایجانی به زبان ترکی خراسانی می‌باشد. همچنین زبان سنقری به عنوان گویشی از زبان ترکی آذربایجانی یاد می‌شود. در دو قرن گذشته عده‌ای از مردم مناطق مختلف به ویژه همدان، اراک، اصفهان، سمنان و… به شهر کرمانشاه مهاجرت کردند. تاثیر این مهاجرت‌ها را می‌توان در ایجاد لهجه فارسی کرمانشاهی مشاهده کرد. برخی از خاندان‌ها از جمله خاندان‌های آل آقا، خاندان نجومی، میبدی، جلیلی، فیض مهدوی، شهرستانی، صدوقی، محمدی عراقی، کزازی، جابری، دزفولی و … نیز به دلایل مذهبی به کرمانشاه مهاجرت کردند. پوشاک جاذبه‌ها جاذبه‌های تاریخی در استان کرمانشاه ۳۰۰۰ اثر تاریخی برآورد شده‌است که ۷۱۶ اثر آن به ثبت آثار ملی و یک اثر به ثبت اثر جهانی رسیده‌است. در این میان بیستون به ثبت جهانی رسیده‌است و در همه جای استان آثار گرانبهایی دیده می‌شود از جمله تاق بستان در کرمانشاه، طاق گرا، معبد آناهیتا در کنگاور کاروانسراها کاروانسرای قصرشیرین کاروانسرای صفوی بیستون کاروانسرای ماهیدشت کاروانسرای ایلخانی (بیستون) کاروانسرای سرپل ذهاب کاخ‌ها و خانه‌های تاریخی کاخ خسرو خانه خواجه باروخ خانه معین الکتاب خانه خدیوی کاخ شاپور بقایای کاخ ساسانی (عمارت خسروی) کاخ حوش کوری حمام‌ها حمام حسن خان کنگاور حمام حاج اصغر خان کنگاور حمام قلعه حمام بزرگ (حمام سرجوب) حمام پاچمن پل‌ها پل میان راهان پل ماهیدشت پل نوژی وران پل بیستون پل کوچه پل قوزیوند اماکن مذهبی آتشکده چهارقاپی معبد آناهیتا پرستشگاه پارتی مسجد جامع کرمانشاه مسجد جامع پاوه مسجد و حسینیه شیخ محمود تم تم مسجد دولتشاه دیگر آثار تاریخی بیستون تاق بستان یا تاق وه سان ساعت سنگی طاق گرا غار سنگی دست‌ساز حسین کوهکن جاذبه‌های طبیعی استان کرمانشاه که دارای آب و هوای متنوعی در مناطق مختلف است در حدود ۷۷۰ چشمه و ۷۴ سراب را در خود جای داده‌است که آن را بستر مناسبی برای رودخانه‌های فصلی و دائمی تبدیل کرده‌است. غارها غار پراو غار قوری قلعه غار دو اشکفت غار شکارچیان فرهنگ آثار فرهنگی استان کرمانشاه را بازار کرمانشاه، تکیه معاون الملک، تکیه بیگلربیگی، آرامگاه بابا یادگار، اویس قرنی، مقبره احمدبن اسحاق قمی، امامزاده احمدبن محمدباقر و آرامگاه میرعبیدالله، مسجد عمادالدوله، مقبره خلیفه حیدر حیدری باینگانی در بخش باینگان از توابع پاوه و سایر مساجد کهن و زیبا تشکیل می‌دهند. صنایع دستی صنایع دستی در استان کرمانشاه از سابقه تاریخی طولانی برخوردار بوده، بطوری‌که روزگاری کرند غرب زرادخانه مهمی بوده که سلاح‌های گوناگون را می‌ساخته‌است. در تاریخ یورش‌های تیموریان و جنگ‌های ایران و عثمانی، از سلاح‌های ساخت کرند یاد شده‌است. صنایع دستی در استان کرمانشاه به موازات توسعه کشاورزی و دامداری پیشرفت‌هایی داشته و در اقتصاد و زندگی مردم استان به ویژه عشایر و روستائیان نقش مهمی داشته‌است. جغرافیا ارنست هرتسفلد باستان‌شناس آلمانی کرمانشاه را به سبب قرارگیری‌اش در سرزمین‌های غرب ایران و دسترسی به بین‌النهرین، «دروازه آسیا» نامیده‌است. این نام‌گذاری اهمیت جغرافیایی این منطقه را به دلیل قرارگیری بر سر راه تیسفون-هگمتانه نشان می‌دهد. کوه‌ها بیش از نیمی از وسعت استان کرمانشاه را کوه‌های مرتفع پوشانده‌است. رشته کوه زاگرس، به صورت مجموعه‌ای از رشته‌های موازی، با دشت‌های مرتفع کوهستانی در بین آنها، پوشش گیاهی متنوعی به وجود آورده‌است. جنگل ۱. جنگل‌های بلوط ۲. جنگل‌های ون ناهمواری‌ها شهرستان سراب‌ها غارها کوه‌ها رودخانه‌ها دشت‌ها کرمانشاه نیلوفرتاق بستانخزر الیاسیاوریبیستون پراوشکارچیاندو اشکفت پراومیولهسفیدکوه قره‌سوآبشورانچم‌بشیر ماهیدشتبیستون سنقر سنقر گلویج سنقرچای غار دالاخانی دالاخانی (سهیل) بدر و پریشان مادیان کوه اسلام‌آباد غرب سراب شرف آباد برف آباد اسلام‌آباد غرب کنگاور کنگاور دالاهو دالاهو هرسین هرسینبیستون بیستونشیرز بیستونچمچمال سرپل ذهاب گرم گیلانغرب گیلانغرب کوه کچل-چرمیان کوه (شه‌ک میان)-کوه گردل (در مرز استان ایلام و کرمانشاه)-کوه سرکش (سه‌رکه‌ش)-کوه بره کبود (به‌ره که‌و) روانسر روانسر لیله صحنه صحنه امروله گاماسیاب پاوه کاواتقوری قلعهغار سنگی حسین کوهکن کوه شاهو سیروانلیلهزمکان پناهگاه حیات وحش ۱. بیستون ۲. نواه کوه ۳. کچل ۴.هشیلان ۵. بدر و پریشان ۶. بوزین ۷. مره‌خیل ۸. زله زرد حیوانات ۱. آهو ۲. کل ۳. بز وحشی ۴. پلنگ ۵. خرس ۶. گربه وحشی ۷. شوکا ۸. خرگوش ۹. جوجه تیغی ۱۰. گراز موقعیت استان کرمانشاه در موقعیت ۳۴ درجه شرقی و ۴۷ درجه شمالی شمالی قرار دارد. جمعیت و وضعیت اجتماعی کرمانشاه ۱/۴۵ درصد مساحت کل ایران را تشکیل داده و ۲/۴۴ درصد از جمعیت کشور را نیز در خود جای داده‌است. بنابر آمار سال ۱۳۹۷ نیروی کار مولد استان برابر با ۷۱ درصد جمعیت استان بوده‌است. این در حالی است که نرخ ولادت استان کرمانشاه در سال ۱۳۹۶ برابر با ۱۷ در ده هزار نفر بوده که ۱/۸ نفر کمتر از نرخ کشوری با عدد ۱۸/۸ بوده‌است. روند کاهش نرخ ولادت در استان کرمانشاه از سال ۱۳۹۳ آغا شده و از سال ۱۳۹۴ نیز نرخ وفات سیر افزایشی به خود گرفته‌است. در سال ۱۳۹۶ نرخ وفات استان برابر با ۵/۸ وفات در هر هزار نفر بوده که بالاتر از نرخ کشوری با عدد ۴/۸ بوده‌است. در سال ۱۳۹۶ نرخ رشد استان استان ۱/۱ بوده‌است. همچنین بنابر سرشماری ۱۳۹۵، استان کرمانشاه به لحاظ رتبه سالمندی (افراد بالای ۶۵ سال) در رتبه یازدهم کشور قرار دارد. به‌طور کلی و با توجه به نرخ رشد پایین و نیز مهاجرت بالا، جمعیت استان کرمانشاه به سمت کاهش و نیز پیرشدن حرکت می‌کند. بر اساس آمارهای سال ۱۳۹۶ همچنین سن امید به زندگی در استان کرمانشاه در میان مردان ۷۱/۲۹ سال و در میان زنان حدود ۷۴ سال بوده‌است. ازدواج و طلاق از سال ۱۳۹۱ کاهش نرخ ازدواج در استان کرمانشاه آغاز شده‌است. این نرخ در سال ۱۳۹۶ برابر با ۸/۸ ازدواج در هر هزار نفر بوده که بالاتر از نرخ ازدواج کشور با عدد ۷/۶ بوده‌است. همچنین نرخ طلاق در استان کرمانشاه در همان سال ۲/۷ بوده که از نرخ طلاق کشور با عدد ۲/۲ بالاتر است. موقعیت اقتصادی-اجتماعی در آخرین رتبه‌بندی صنعتی استان‌های ایران که از طرف سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و وزارت صنایع و معادن جمهوری اسلامی ایران برمبنای داده‌های سال ۱۳۸۳ انجام گرفته‌است، استان کرمانشاه در گروه استان‌های «بسیار توسعه‌نیافته» در میان ۲۸ استان در جایگاه ۲۵ قرار داشته و تنها سه استان سیستان و بلوچستان، ایلام و کهگیلویه و بویراحمد پایین‌تر از کرمانشاه قرار داشته‌اند. بنا بر آماری که مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۸ منتشر کرده، سهم استان کرمانشاه از تولید ناخالص ملی برابر با ۶۴۰۰ هزار میلیارد تومان (برابر با ۰٫۶ درصد) است که از این نظر استان کرمانشاه در میان ۳۰ استان در جایگاه ۱۵ ایستاده‌است. در این آمار همچنین تولید سرانه هر فرد در استان کرمانشاه (بدون احتساب تولید نفت در استان‌های ایران) سه میلیون و ۳۴۰ هزار تومان بوده‌است که از این نظر استان کرمانشاه در بین ۳۰ استان در جایگاه ۱۹ قرار گرفته‌است. نرخ بیکاری در استان کرمانشاه در سال ۱۳۹۵ برابر با ۲۲ درصد اعلام شده که ۷/۶ درصد بیشتر از میانگین کشوری (۱۲/۴ درصد) بوده‌است و استان کرمانشاه از این نظر در میان استان‌های ایران رتبه نخست را داشته‌است. همچنین شهرستان جوانرود با نرخ بیکاری ۴۷ درصدی دومین نرخ بیکاری را در سراسر ایران پس از بشاگرد در استان هرمزگان در سال ۱۳۹۵ داشته‌است. استان کرمانشاه همچنین بالاترین نرخ بیکاری زنان را در میان ۳۱ استان ایران داشته‌است. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، تا پایان سال ۹۴ نرخ بیکاری زنان در سنین ۱۵ تا ۲۹ سال در استان کرمانشاه برابر با ۶۰/۲ درصد بوده‌است. در پاییز ۱۳۹۶ نرخ بیکاری در استان کرمانشاه ۲۵/۶ بوده که رکورد بیشترین میزان بیکاری در کل ایران و بیش از دوبرابر میانگین کشوری ۱۱/۹ درصدی بوده‌است. این آمار نسبت به تابستان ۱۳۹۶، ۷/۶ درصد و نسبت به پاییز ۱۳۹۵، ۱/۱ درصد رشد داشته‌است. کشاورزی استان کرمانشاه یکی از مناطق عشایری ایران است و به علت شرایط اقلیمی محصولات کشاورزی متعددی تولید می‌شود. کرمانشاه مرکز کشاورزی ایران است و بیشتر درآمد اقتصادی کرمانشاه از این راه‌است. صنایع شرکت پالایش نفت کرمانشاه ۵۵/۵ درصد صنعت استان در شهرستان کرمانشاه متمرکز است. پالایشگاه کرمانشاه (قدیمی‌ترین پالایشگاه کشور بعد از آبادان) پتروشیمی کرمانشاه، نیروگاه۶۴۰مگاواتی بیستون، نیروگاه سیکل ترکیبی ۱۲۸۸ مگاواتی زاگرس، مجتمع شیمیایی بیستون، باختر بیوشیمی و کیمیای غرب‌گستر، سیمان غرب، چینی کرد، مجتمع کشت و صنعت ماهیدشت (روغن نباتی ناز گل) کشت و صنعت روژین تاک، کاشی بیستون، کاشی کاژه سیمان سامان و کاشی کرد از مهم‌ترین واحدهای صنعتی استان است. پالایشگاه آناهیتا، پلیمر کرمانشاه، ذوب آهن فرامان، کاغذ کاوه و از جمله طرح‌های در دست احداث استان می‌باشد. شهرک صنعتی درودفرامان کرمانشاه که در سال ۱۳۵۰ تاسیس شده‌بود، در تیر ۱۳۹۷ به دلیل مشکلات متعدد به طور کامل ورشکسته و تعطیل شد. معادن از نظر ذخائر معدنی نیز این استان حائز اهمیت می‌باشد که عمده‌ترین آن‌ها عبارتند از آهن، سرب، گوگرد، آلومیت، کوارتزیت و غیره. تجارت میزان صادرات مواد غذایی، مصالح ساختمانی و صنایع دستی کرمانشاه تنها در ۳ ماه نخست سال ۱۳۸۸ مجموع ۹ درصد از صادرات کل کشور را شامل می‌شود. بازارچه مرزی پرویز خان سال ۱۳۸۷ رتبه اول فعالیت را میان بازارچه‌های مرزی کشور کسب کرد. در شش ماه اول سال ۱۳۸۷ بیش از ۲۳۸،۶۵۲ تن کالای غیرنفتی به ارزش ۱٫۵۳۱ میلیون دلار را از مبادی خروجی استان کرمانشاه صادر شد و همچنان مقام اول صادرات به کشور عراق و مقام هشتم صادرات کشور ایران را به خود تخصیص داد. آموزش بنا بر آماری که در مهر ۱۳۹۱ منتشر شده‌است، در استان کرمانشاه ۶۰ مرکز آموزش عالی فعال بوده‌است. همچنین ۹۳ هزار و ۷۹۵ نفر دانشجو در استان مشغول به تحصیل بوده‌اند که این رقم برابر با ۲/۱ درصد دانشجویان کل ایران بوده‌است. بنا بر این آمار استان کرمانشاه در رتبه ۱۸ در میان استان‌های ایران از نظر پذیرش دانشجو قرار داشته‌است. از این تعداد، ۲۲/۶۴ درصد دانشجویان استان در مقطع کاردانی، بیش از ۷۰ درصد در مقطع کارشناسی، ۵/۳۶ درصد در مقطع کارشناسی ارشد و ۰/۵۵ درصد در مقطع دکترا مشغول به تحصیل بوده‌اند. همچنین تعداد اعضای هیئت علمی ۱۲۲۴ نفر بوده‌است. مراکز آموزش عالی مهمترین مراکز آموزش عالی در استان کرمانشاه عبارتند از: دانشگاه رازی، واقع در بلوار باغ ابریشم دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، واقع در سرخه‌لیژه دانشگاه فنی و حرفه‌ای واحد کرمانشاه، واقع در خیابان کسری و شعبه ۲ واقع در کمربندی الهیه دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه، واقع در کسری شهرک ژاندارمری موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی کرمانشاه، واقع در سه راه ۲۲ بهمن دانشگاه پیام نور واقع در کمربندی شرقی همچنین دانشگاه‌های آزاد و پیام نور شعبه‌هایی را در سایر شهرستان‌های استان دارند. کتابخانه‌ها استان کرمانشاه (تا شهریور ۱۳۹۶) از نظر تعداد و نیز سطح زیربنای کتابخانه‌های عمومی در میان ۳۱ استان ایران در رتبه ۱۲ جای دارد. بخش‌های کردنشین ایران کرمانشاه کرمانشاه
[ "کرمانشاه", "هوشنگ بازوند", "زبان کردی", "لکی", "فارسی کرمانشاهی", "ترکی آذربایجانی", "زبان سنقری", "دانشنامه ایرانیکا", "کردی", "ایران", "زمین", "عراق", "استان کردستان", "استان لرستان", "استان ایلام", "استان همدان", "فهرست شهرهای استان کرمانشاه", "استان پنجم", "شهرستان اسلام‌آباد غرب", "شهرستان پاوه", "شهرستان ثلاث باباجانی", "شهرستان جوانرود", "شهرستان دالاهو", "شهرستان روانسر", "شهرستان سرپل ذهاب", "شهرستان سنقر", "شهرستان صحنه", "شهرستان قصر شیرین", "شهرستان کرمانشاه", "شهرستان کنگاور", "شهرستان گیلانغرب", "شهرستان هرسین", "شهرستان اسلام آباد غرب", "اسلام‌آباد غرب", "پاوه", "تازه آباد", "جوانرود", "کرند غرب", "روانسر", "بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهاب", "سرپل ذهاب", "سنقر", "صحنه", "شهرستان قصرشیرین", "قصرشیرین", "بخش مرکزی شهرستان کنگاور", "کنگاور", "گیلانغرب", "هرسین", "مادها", "هخامنشیان", "ساسانیان", "طاق بستان", "سنگ‌نوشته بیستون", "معبد آناهیتا (کنگاور)", "راهبرد", "آل حسنویه", "جنگ جهانی اول", "متفقین", "جنگ جهانی دوم", "استان کرمانشاهان", "رود سیمره", "خرم‌آباد", "قصر شیرین", "ایل زنگنه", "ایل کلهر", "ایل گوران", "ایل سنجابی", "ایل قلخانی", "ایل جلالوند", "ایل عثمانوند", "ایل کاکاوند", "کردی کرمانشاهی", "کلهری", "جافی", "کردی گورانی", "لهجه فارسی کرمانشاهی", "زبان ترکی سنقری", "سورانی", "گویش هورامی", "گویش‌های گورانی", "زندگی", "شیعه", "سنی", "اهل حق", "سلسله نعمت‌اللهی", "یهودی", "مسیحی", "مردم ارمنی", "ایرانیان آشوری", "بهائیت", "یارسان", "هنری بایندر", "سنجابی", "گورانی", "هورامی", "ثلاث باباجانی", "ترکی سنقری", "بیستون", "شورای فرهنگ عمومی", "مردم لک", "زبان ترکی آذربایجانی", "زبان ترکی خراسانی", "همدان", "اراک", "اصفهان", "سمنان", "آل آقا", "خاندان نجومی", "گیلان غرب", "تاق بستان", "طاق گرا", "خانه خواجه باروخ", "مسجد دولتشاه", "کتیبهٔ بیستون", "غار حسین کوهکن", "حسین کوهکن", "غار پراو", "غار قوری قلعه", "غار دو اشکفت", "غار شکارچیان", "تکیه معاون الملک", "تکیه بیگلربیگی", "آرامگاه بابا یادگار", "اویس قرنی", "مقبره احمدبن اسحاق قمی", "امامزاده احمدبن محمدباقر", "آرامگاه میرعبیدالله", "مسجد عمادالدوله", "خلیفه حیدر حیدری باینگانی", "بخش باینگان", "تیموریان", "ارنست هرتسفلد", "محمدرضا همزه‌ای", "رشته کوه زاگرس", "جنگل‌های بلوط", "جنگل‌های ون", "سراب نیلوفر", "سراب تاق بستان", "سراب خزر الیاس", "سراب یاوری", "سراب بیستون", "پراو", "میوله", "سفیدکوه", "رود قره‌سو (کرمانشاه)", "آبشوران (رودخانه)", "چم‌بشیر", "دشت ماهیدشت", "دشت بیستون", "سراب شرف آباد", "برف آباد", "دشت کنگاور", "دالاهو (کوهستان)", "سراب هرسین", "سراببیستون", "کوه بیستون", "شیرز", "چمچمال", "سراب گرم", "سراب گیلانغرب", "سراب روانسر", "رود لیله", "سراب صحنه", "غار کاوات", "غار سنگی حسین کوهکن", "کوه شاهو", "رود سیروان", "زمکان", "هشیلان", "منطقه حفاظت‌شده بوزین و مرخیل", "آهو", "کل و بز", "بز وحشی", "پلنگ", "خرس", "گربه دشتی", "شوکا", "خرگوش", "جوجه تیغی", "گراز", "کردستان", "لرستان", "ایلام", "استان سیستان و بلوچستان", "استان کهگیلویه و بویراحمد", "شهرستان بشاگرد", "استان هرمزگان", "عشایر", "کشاورزی", "شهرک صنعتی درودفرامان کرمانشاه", "آهن", "سرب", "گوگرد", "کوارتزیت", "صادرات", "صنایع دستی", "دانشگاه رازی", "دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه", "دانشگاه فنی و حرفه‌ای واحد کرمانشاه", "دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه", "جهاد دانشگاهی کرمانشاه", "دانشگاه آزاد اسلامی", "پیام نور", "بخش‌های کردنشین ایران", "غار دواشکفت", "کوه پراو", "کتیبه بیستون" ]
[ "استان کرمانشاه", "استان‌های ایران", "کردستان", "کردستان ایران", "مناطق مسکونی کردنشین" ]
885
علی دایی
1
728
0
[ "علي دايي", "علی دائی", "علي دائي" ]
false
189
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "name", "Item2": "علی دایی" }, { "Item1": "image", "Item2": "250px" }, { "Item1": "birth_date", "Item2": "۱ فروردین ۱۳۴۸ ()" }, { "Item1": "birth_place", "Item2": "[[اردبیل]]،" }, { "Item1": "height", "Item2": "۱۹۲ سانتی‌متر" }, { "Item1": "position", "Item2": "مهاجم" }, { "Item1": "currentclub", "Item2": "[[سایپا تهران]] (سرمربی)" }, { "Item1": "youthyears1", "Item2": "۱۳۶۲–۱۳۶۷" }, { "Item1": "years1", "Item2": "۱۳۶۷–۱۳۶۸" }, { "Item1": "clubs1", "Item2": "[[استقلال اردبیل]]" }, { "Item1": "years2", "Item2": "۱۳۶۸–۱۳۶۹" }, { "Item1": "clubs2", "Item2": "[[تاکسیرانی]]" }, { "Item1": "years3", "Item2": "۱۳۶۹–۱۳۷۳" }, { "Item1": "clubs3", "Item2": "[[بانک تجارت]]" }, { "Item1": "years4", "Item2": "۱۳۷۳–۱۳۷۵" }, { "Item1": "clubs4", "Item2": "[[پرسپولیس]]" }, { "Item1": "caps4", "Item2": "۳۸" }, { "Item1": "goals4", "Item2": "۲۳" }, { "Item1": "years5", "Item2": "۱۳۷۵–۱۳۷۶" }, { "Item1": "clubs5", "Item2": "[[السد]]" }, { "Item1": "caps5", "Item2": "۱۶" }, { "Item1": "goals5", "Item2": "۱۰" }, { "Item1": "years6", "Item2": "۱۳۷۶–۱۳۷۷" }, { "Item1": "clubs6", "Item2": "[[آرمینیا بیله‌فلد]]" }, { "Item1": "caps6", "Item2": "۲۵" }, { "Item1": "years7", "Item2": "۱۳۷۷–۱۳۷۸" }, { "Item1": "clubs7", "Item2": "[[بایرن مونیخ]]" }, { "Item1": "caps7", "Item2": "۲۳" }, { "Item1": "years8", "Item2": "۱۳۷۸–۱۳۸۱" }, { "Item1": "clubs8", "Item2": "[[هرتابرلین]]" }, { "Item1": "caps8", "Item2": "۵۹" }, { "Item1": "years9", "Item2": "۱۳۸۱–۱۳۸۲" }, { "Item1": "clubs9", "Item2": "[[الشباب]]" }, { "Item1": "caps9", "Item2": "۲۵" }, { "Item1": "goals9", "Item2": "۱۱" }, { "Item1": "years10", "Item2": "۱۳۸۲–۱۳۸۳" }, { "Item1": "clubs10", "Item2": "[[پرسپولیس]]" }, { "Item1": "caps10", "Item2": "۲۴" }, { "Item1": "goals10", "Item2": "۱۶" }, { "Item1": "years11", "Item2": "۱۳۸۳–۱۳۸۵" }, { "Item1": "clubs11", "Item2": "[[صباباتری]]" }, { "Item1": "caps11", "Item2": "۵۱" }, { "Item1": "goals11", "Item2": "۲۳" }, { "Item1": "years12", "Item2": "۱۳۸۵–۱۳۸۷" }, { "Item1": "clubs12", "Item2": "[[سایپا]]" }, { "Item1": "caps12", "Item2": "۲۶" }, { "Item1": "goals12", "Item2": "۱۰" }, { "Item1": "nationalyears1", "Item2": "۱۳۷۲–۱۳۸۵" }, { "Item1": "nationalteam1", "Item2": "[[ایران]]" }, { "Item1": "nationalcaps1", "Item2": "۱۴۹" }, { "Item1": "nationalgoals1", "Item2": "۱۰۹" }, { "Item1": "manageryears1", "Item2": "۱۳۸۵–۱۳۸۷" }, { "Item1": "managerclubs1", "Item2": "[[سایپا]]" }, { "Item1": "manageryears2", "Item2": "۱۳۸۷–۱۳۸۸" }, { "Item1": "managerclubs2", "Item2": "[[تیم ملی ایران]]" }, { "Item1": "manageryears3", "Item2": "۱۳۸۸–۱۳۹۰" }, { "Item1": "managerclubs3", "Item2": "[[پرسپولیس]]" }, { "Item1": "manageryears4", "Item2": "۱۳۹۰–۱۳۹۲" }, { "Item1": "managerclubs4", "Item2": "[[راه‌آهن]]" }, { "Item1": "manageryears5", "Item2": "۱۳۹۲–۱۳۹۳" }, { "Item1": "managerclubs5", "Item2": "[[پرسپولیس]]" }, { "Item1": "manageryears6", "Item2": "۱۳۹۴–۱۳۹۵" }, { "Item1": "managerclubs6", "Item2": "[[صبای قم]]" }, { "Item1": "manageryears7", "Item2": "۱۳۹۵–۱۳۹۶" }, { "Item1": "managerclubs7", "Item2": "[[نفت تهران]]" }, { "Item1": "manageryears8", "Item2": "۱۳۹۶–" }, { "Item1": "managerclubs8", "Item2": "[[سایپا تهران]]" } ], "Title": "football biography" }
علی دایی (زاده ۱ فروردین ۱۳۴۸ - اردبیل) بازیکن سابق پرسپولیس و تیم ملی ایران، مربی فوتبال و تجارت‌پیشه و کارآفرین موفق اهل ایران است. وی همچنین زننده بیشترین گل ملی در جهان و کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران است و در سال ۱۹۹۹ بازیکن سال آسیا شد. او با زدن ۱۰۹ گل در ۱۴۹ بازی ملی هم‌اکنون صاحب رکورد بهترین گلزن بازی‌های ملی در تاریخ فوتبال مردان جهان است. دایی سابقه بازی در تیم‌های استقلال اردبیل، تاکسیرانی، بانک تجارت، پرسپولیس، السد قطر، آرمینیا بیله‌فلد، بایرن مونیخ، هرتابرلین، الشباب امارات، صباباتری و سایپا را دارد. علی دایی از ژوئن ۲۰۰۷ تا سال ۲۰۱۳ عضو کمیته فنی فیفا بود. او فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی متالورژی و کارشناسی ارشد تربیت بدنی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب و نیز موسس و مدیر شرکت پوشاک ورزشی دایی است. وی هم‌اکنون سرمربی باشگاه سایپا است. دوران باشگاهی آغاز علی دایی، فوتبال خود را از استقلال اردبیل آغاز کرد. او پس از قبولی در دانشگاه صنعتی شریف و اقامت در تهران، به تیم تاکسیرانی تهران پیوست. دایی پس از آن، چهار سال در تیم بانک تجارت در مسابقات لیگ تهران به میدان رفت و از آنجا بود که موردتوجه مربیان وقت تیم‌های فوتبال قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد. دایی پس از آن به تیم پرسپولیس تهران پیوست و دوران فوتبال حرفه‌ای خود را با بازی در جام آزادگان آغاز کرد. پرسپولیس فصل ۱۳۷۳ علی دایی در سال ۱۳۷۳ به پرسپولیس پیوست. دایی در اولین فصل حضور در پرسپولیس همراه با فرشاد پیوس در خط حمله این تیم ۳۵ گل به ثمر رساندند که دایی زننده ۱۵ گل از این تعداد بود. در رقابت‌ها جام آزادگان که در فصل ۱۳۷۳ با حضور ۲۴ تیم در دو گروه ۱۲ تیمی برگزار شد، پرسپولیس و کشاورز از گروه دو، همراه با سایپا و استقلال از گروه یک به جمع چهار تیم پایانی راه یافتند. در بازی نیمه نهایی این رقابت‌ها پرسپولیس به مصاف استقلال رفت. در دیدار رفت و در حالی که بازی با تساوی ۲–۲ دنبال می‌شد، این مسابقه به جنجال کشیده شد و با آمدن تماشاگران به زمین مسابقه، بازی ناتمام به پایان رسید. پس از مدتی با حکم کمیته انضباطی، پرسپولیس با نتیجه ۰–۳ بازنده دیدار رفت اعلام شد. در بازی برگشت که در بندرعباس برگزار شد، دو تیم به تساوی بدون گل رسیدند و در نهایت پرسپولیس در مجموع با نتیجه ۰–۳ در دوبازی رفت و برگشت مغلوب استقلال شد و از رسیدن به فینال رقابت‌های جام آزادگان بازماند. در دیدار رده‌بندی این رقابت‌ها، پرسپولیس از بازی با کشاورز انصراف داد و دایی به همراه این تیم، به مقام چهارم جام آزادگان رسید. فصل ۱۳۷۴ علی دایی در دومین فصل حضور در پرسپولیس چهار گل در مسابقات لیگ برتر به ثمر رساند و به همراه این تیم جام آزادگان را فتح کرد. دایی در دو بازی پرسپولیس در مقابل تیم‌های پاس (هفته هفتم) و ملوان (هفته بیست و هشت) که با برتری ۱–۰ پرسپولیس به پایان رسید، زننده گل‌های این تیم بود. دایی در آخرین بازی جام آزادگان در مقابل استقلال اهواز که با نتیجه ۳–۱ به سود پرسپولیس به پایان رسید، دو گل برای این تیم به ثمر رساند. عملکرد دایی در این فصل مورد توجه سرمربی تیم ملی قرار نگرفت و در سال ۱۳۷۴ برای تیم ملی به میدان نرفت. دایی آخرین بار؛ در دومین مرحله شانزدهمین دوره جام باشگاه‌های آسیا، در مقابل آلیما قزاقستان برای پرسپولیس به میدان رفت. پرسپولیس که در بازی رفت با نتیجه ۰–۳ بازی را به آلیما قزاقستان واگذار کرده بود، در بازی برگشت با نتیجه ۵–۰ در ورزشگاه آزادی تهران این تیم را شکست داد و به مرحله گروهی جام باشگاه‌های آسیا در منطقه غرب آسیا صعود کرد. در این مسابقه که آخرین حضور دایی برای پرسپولیس به‌شمار می‌رفت او دو گل به ثمر رساند. دایی در شهریور ۱۳۷۵ از پرسپولیس جدا شد و به السد قطر پیوست. السد قطر علی دایی در شهریور ۱۳۷۵ به السد قطر پیوست. دایی در فصل ۹۷–۱۹۹۶ به همراه این تیم به مقام پنجم لیگ قطر دست پیدا کرد. آرمینیا بیله‌فلد علی دایی در سال ۱۹۹۷ به همراه کریم باقری به تیم آرمینیا بیله فلد آلمان پیوست. دایی که پیراهن شماره ۹، آرمینیا بیله فلد را بر تن داشت در ۲۵ مسابقه برای این تیم در فصل ۹۸–۱۹۹۷ به میدان رفت و ۷ گل به ثمر رساند. آرمینیا بیله‌فلد در این فصل به مقام هجدهم در بوندسلیگا دست یافت و به لیگ دو بوندسلیگا سقوط کرد. بایرن مونیخ علی دایی در سال ۱۹۹۸ به عنوان اولین بازیکن ایرانی به تیم بایرن مونیخ آلمان پیوست. (پس از علی دایی، وحید هاشمیان در فصل ۰۵–۲۰۰۴ و علی کریمی در دو فصل ۰۷–۲۰۰۵ برای بایرن به میدان رفتند). با آغاز فصل جدید مسابقات فوتبال آلمان، بایرن مونیخ به عنوان قهرمانی در جام پیش فصل؛ موسوم به جام اتحادیه (لیگا پوکال) دست پیدا کرد. (دایی در رقابت‌های جام اتحادیه بر روی نیمکت ذخیره‌های بایرن مونیخ قرار گرفت و برای این تیم به میدان نرفت) دایی که پیراهن شماره ۲۴ بایرن‌مونیخ را بر تن داشت در ۲۳ مسابقه برای این تیم در بوندس‌لیگا به میدان رفت و به همراه این تیم به قهرمانی این رقابت‌ها دست پیدا کرد. دایی پس از نیمکت نشینی در هفته اول بوندس‌لیگا؛ نخستین بار در هفته دوم این رقابت‌ها، به عنوان جانشین کارستن یانکر در دقیقه ۷۰ برابر دویسبورگ برای بایرن‌مونیخ به میدان رفت. پس از غیبت در هفته سوم، دایی برای دومین بار به عنوان جانشین یانکر در دقیقه ۷۰ برابر فرایبورگ از هفته چهارم بوندس‌لیگا به میدان رفت. با گذشت پنج هفته از مسابقات، دایی از ابتدا مسابقه در مقابل هامبورگ برای بایرن‌مونیخ به میدان رفت و در پیروزی ۵–۳ این تیم در مقابل هامبورگ، دو بار برای بایرن‌مونیخ گلزنی کرد. دایی تا پایان فصل، در مجموع ۶ گل برای بایرن مونیخ به ثمر رساند. با پایان رقابت‌های بوندس‌لیگا مجله کیکر نمره میانگین ۳٫۷۳ را به او اختصاص داد. دایی که در مسابقات بوندس‌لیگا غالبا به عنوان ذخیره کارستن یانکر به میدان رفته بود در ۴ مسابقه برای بایرن مونیخ به عنوان جایگزین این بازیکن در لیگ قهرمانان اروپا (در مجموع ۶۸ دقیقه) به میدان رفت و به همراه تیم بایرن مونیخ به فینال لیگ قهرمانان اروپا صعود کرد. اما در دیدار فینال نیز در مقابل منچستر یونایتد به میدان نرفت و از روی نیمکت کار هم تیمی‌هایش را دنبال کرد. با پایان رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا، دایی موفق به گلزنی در این مسابقات نشد و مجله کیکر به دلیل دقایق کوتاه حضور دایی در این مسابقات، به او نمره‌ای نداد. بنا بر نوشته خبرگزاری آلمان دایی در این فصل از رقابت‌های بوندس‌لیگا نتوانست در بایرن‌مونیخ جایگاهی پیدا کند. وب سایت فیفا نیز از جا نیفتادن دایی در این تیم آلمانی در این فصل از رقابت‌ها یاد کرد. هرتابرلین فصل ۲۰۰۰–۱۹۹۹ علی دایی در سال ۱۹۹۹ به تیم هرتابرلین پیوست و پیراهن شماره ۹ این تیم را بر تن کرد. او در پایان فصل به همراه این تیم، رتبه ششم بوندس‌لیگا را کسب کرد. با آغاز رقابت‌های بوندس‌لیگا دایی از همان ابتدا برای هرتابرلین به میدان رفت. دایی در پیروزی ۵–۲ هرتابرلین در مقابل هانزا روستوک در هفته اول بوندس‌لیگا یک گل زد و در دقیقه ۵۸ جای خود را به آراکسیچ داد. دایی تا پایان فصل؛ ۲۸ بار برای هرتابرلین در بوندس‌لیگا به میدان رفت و در مجموع ۳ گل در این مسابقات به ثمر رساند. با پایان رقابت‌های بوندس‌لیگا مجله کیکر نمره میانگین ۴٫۰۸ را به او اختصاص داد. در اولین دور مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا؛ هرتابرلین با تیم‌های گالاتاسرای، آ.ث. میلان و چلسی همگروه شد. در پایان مسابقات دور اول گروهی، هرتابرلین همراه با دایی به مرحله بعدی این رقابت‌ها صعود کرد. هرتابرلین در مسابقات دور دوم گروهی، در رتبه چهارم گروه خود قرار گرفت و از صعود به مراحل بعدی بازماند. علی دایی در مسابقات لیگ قهرمانان اروپا در مجموع ۱۱ بار برای هرتابرلین به میدان رفت. او در مسابقات مرحله اول گروهی، دو بار در مقابل چلسی (پیروزی ۲–۱هرتابرلین) و یک بار در مقابل آ.ث. میلان (تساوی ۱–۱) برای هرتابرلین گلزنی کرد. با پایان رقابت‌های هرتابرلین در لیگ قهرمانان اروپا، مجله کیکر نمره میانگین ۴٫۱۵ را به دایی اختصاص داد. فصل ۲۰۰۱–۲۰۰۰ علی دایی در هفته نخست بوندس‌لیگا، از دقیقه ۷۱ به عنوان جانشین آندریاس اشمیت در مقابل تیم سابق خود بایرن مونیخ به میدان رفت. در این مسابقه که با شکست ۴–۱ هرتابرلین همراه بود، دایی تنها گل تیمش را به ثمر رساند. پس از نیمکت نشینی در هفته دوم و سوم بوندس‌لیگا، دایی در هفته چهارم برابر وولفسبورگ دومین گل فصل خود را به ثمر رساند. پس از گلزنی در مقابل اشتوتگارت در هفته پنجم بوندس‌لیگا، دایی تا پایان فصل نتوانست برای هرتابرلین در این رقابت‌ها گلزنی کند. دایی در مجموع ۲۳ بار (۳ بازی ۹۰ دقیقه‌ای) برای هرتابرلین در بوندس‌لیگا به میدان رفت. با پایان رقابت‌های بوندس‌لیگا، مجله کیکر نمره میانگین ۴٫۱۷ را به او اختصاص داد. دایی در دومین فصل حضور در هرتابرلین، رتبه پنجم بوندس‌لیگا را به دست آورد. هرتابرلین که در بازی‌های فصل گذشته بوندس‌لیگا جواز حضور در مسابقات لیگ قهرمانان اروپا را به دست نیاورده بود، در مسابقات جام یوفا به میدان رفت. دایی در این مسابقات ۵ بار برای هرتابرلین به میدان رفت، که در دو بازی رفت و برگشت در مقابل زیمبرو کیشیلاو مولداوی دو گل به ثمر رساند. (بازی رفت یک گل، بازی برگشت یک گل) با حذف هرتابرلین از جام یوفا، مجله کیکر نمره میانگین ۴٫۵۰ را به دایی در این مسابقات اختصاص داد. فصل ۲۰۰۲–۲۰۰۱ علی دایی در سومین فصل حضور در هرتابرلین مورد توجه قرار نگرفت و در اکثر مدت حضورش در این فصل نیمکت نشین بود. دایی نخستین بار در هفته هفتم بوندس‌لیگا، به عنوان جانشین رب ماس در دقیقه ۵۸ به میدان آمد. او در مجموع ۸ بار برای هرتابرلین در بوندس‌لیگا به میدان رفت. دایی در بازی هفته ۲۱ هرتابرلین در مقابل انرژی کوتبوس، نود دقیقه برای این تیم بازی کرد. دایی در ۷ مسابقه دیگر به عنوان بازیکن جانشین (۹۶ دقیقه در مجموع ۷ بازی) در رقابت‌های بوندس‌لیگا به میدان رفت. با پایان رقابت‌های بوندس‌لیگا، مجله کیکر نمره میانگین ۵ را به دایی اختصاص داد. دایی در تنها بازی خود در جام یوفا نیز به عنوان جانشین آندریاس اشمیت، در نیمه دوم بازی با سروت سوئیس به میدان رفت. مجله کیکر نمره ۵ را در این مسابقه به دایی اختصاص داد. علی دایی در سومین فصل حضور در هرتابرلین نتوانست گلی برای این تیم به ثمر برساند. دایی پس از کسب رتبه چهارم بوندس‌لیگا به همراه هرتابرلین، به دوران حضور خود در فوتبال اروپا پایان داد و به فوتبال آسیا بازگشت. الشباب امارات دایی در سال ۲۰۰۲ با عقد قراردادی ۲ ساله به تیم الشباب امارات پیوست. او در فصل ۲۰۰۳–۲۰۰۲ به همراه این تیم به مقام نهم لیگ فوتبال امارت رسید. عملکرد دایی در الشباب امارات مورد توجه این تیم قرار نگرفت و در حالی که قراردادی دو ساله با این تیم داشت، پس از یک فصل حضور در این تیم از سوی سرمربی الشباب کنار گذاشته شد. دایی پس از رد پیشنهاد تیم جیابی چین، به فوتبال ایران بازگشت و برای پرسپولیس به میدان رفت. پرسپولیس علی دایی در مرداد سال ۱۳۸۲ پس از هفت سال به پرسپولیس بازگشت و به عنوان کاپیتان دوم این تیم پس از افشین پیروانی، از سوی وینگو بگوویچ انتخاب شد. دایی در اولین بازی پرسپولیس در مسابقات لیگ برتر در مقابل پگاه گیلان ۴ گل به ثمر رساند و در پایان فصل با زدن ۱۶ گل به عنوان آقای گل لیگ ایران شناخته شد. (دایی با آغاز دوران فوتبال حرفه‌ای خود از سال ۱۳۷۳ تا پایان آن در سال ۱۳۸۶ تنها عنوان آقای گلی در رده باشگاهی را به دست آورد). دایی در سومین دوره لیگ برتر به همراه پرسپولیس مقام پنجم لیگ را بدست آورد. وی پس از یک سال حضور در این تیم به صبا باتری پیوست و به دوران حضور خود در پرسپولیس پایان داد. صبا باتری فصل ۸۴–۸۳ علی دایی در شهریور سال ۱۳۸۳ با عقد قراردادی یک ساله به تیم صبا باتری پیوست. این تیم که اولین حضور خود در لیگ برتر را تجربه می‌کرد با صرف هزینه بالا بازیکنان سرشناس لیگ ایران را به خدمت گرفت اما در پایان فصل به مقام نهم لیگ برتر دست پیدا کرد. دایی پس از جدا شدن از پرسپولیس در آبان سال ۱۳۸۳ در مقابل تیم سابق خود به میدان رفت که این دیدار با تساوی بدون گل به پایان رسید. دایی در ۲۵ بازی برای صبا باتری در لیگ برتر به میدان رفت و ۱۲ گل به ثمر رساند. وی به همراه این تیم به مقام قهرمانی جام حذفی دست پیدا کرد. فصل ۸۵–۸۴ علی دایی در سال ۱۳۸۴ برای یک فصل دیگر قرارداد خود در تیم صبا باتری را تمدید کرد. وی در آبان سال ۱۳۸۴ در سومین تقابل با تیم سابق خود؛ در مسابقات لیگ برتر، موفق شد در برابر پرسپولیس گلزنی کند. این دیدار با تساوی ۲–۲ به پایان رسید. وی در پایان مسابقات لیگ برتر به همراه این تیم به مقام چهارم دست پیدا کرد. دایی پس از عملکرد ناموفق در جام جهانی ۲۰۰۶ در لیست فروش باشگاه صبا باتری قرار گرفت و به سایپا البرز پیوست. سایپا علی دایی در مرداد ۱۳۸۵ با قراردادی یک ساله به سایپا پیوست. او با گذشت ۵ هفته از مسابقات لیگ برتر و در حالی که سایپا با مربی‌گری لورانت با ۱۱ امتیاز در صدر جدول قرار داشت؛ به عنوان جانشین این مربی آلمانی منصوب شد (لورانت از سایپا کناره‌گیری کرد و به لیگ ترکیه رفت) و علاوه بر بازی در سایپا، هدایت این تیم را به عنوان سرمربی نیز به عهده گرفت. (هیئت رئیسه سازمان لیگ، علی‌رغم اینکه نشستن بر روی نیمکت تیم‌های لیگ برتر به عنوان سرمربی را مشروط به ارائه مدرک مربی‌گری A آسیا کرده بود، مجوز مربی‌گری دایی در سایپا را صادر کرد) دایی در نخستین تجربه خود به عنوان بازیکن- مربی در هفته ششم لیگ برتر، در مقابل تیم سابق خود پرسپولیس به میدان رفت. در این بازی که با تساوی ۲–۲ به پایان رسید، دایی هر دو گل سایپا را به ثمر رساند. با گذشت ۲۱ هفته از مسابقات لیگ برتر، سایپا با نتیجه مشابه بازی رفت در مقابل پرسپولیس به تساوی ۲–۲ رسید. در این مسابقه؛ دایی پس از ضربه سر به صورت شیث رضایی، از سوی کمیته انضباطی چهار جلسه از همراهی سایپا محروم شد. پیش از این حکم، نمایندگان مجلس در حوزه‌های اردبیل، ارومیه و تبریز با غیر کارشناسی خواندن تصمیمات کمیته داوران در مورد تیم سایپا و غیرقانونی بودن محرومیت احتمالی دایی، نظارت سازمان تربیت بدنی بر کمیته داوران را از رئیس‌جمهور خواستار شده بودند. یک روز پس از اعلام حکم محرومیت چهار جلسه‌ای دایی از سوی کمیته انضباطی، محرومیت دایی از سوی کمیته استیناف به سه جلسه تعلیقی و یک جلسه محرومیت کاهش پیدا کرد. پس از این حکم دایی با حضور در مجلس اعلام کرد: «شاه‌حسینی (رئیس وقت کمیته انضباطی) صلاحیت داوری فوتبال را نداشته و یک جلسه محرومیت هم حق او نبوده‌است». پس از رای کمیته استیناف و اظهار نظر دایی، اعضا کمیته انضباطی در اعتراض به رای کمیته استیناف، دسته جمعی استعفا دادند. با برگزاری ادامه مسابقات لیگ برتر، در یک بازی مانده به پایان این رقابت‌ها سایپا علی‌رغم تساوی ۱–۱ در مقابل پاس با توجه به تفاضل گل بهتر، از جدی‌ترین رقیب خود استقلال اهواز پیش افتاد و به صدر جدول رسید. این در حالی بود که مسئولان باشگاه استقلال اهواز، بابک داوری کمک داور اردبیلی بازی استقلال اهواز و مس کرمان را به جانب‌داری از تیم سایپا متهم کردند. در بازی استقلال اهواز و مس کرمان که تا دقایق پایانی با نتیجه ۱–۰ به سود استقلال اهواز دنبال می‌شد، بابک داوری کمک داور اردبیلی این مسابقه در وقت‌های اضافه بازی، به اشتباه اعلام کرد ضربه بازیکن مس کرمان از خط دروازه استقلال اهواز عبور کرده‌است که در پایان این مسابقه با تساوی ۱–۱ به پایان رسید. علی دایی در آخرین بازی سایپا در مسابقات لیگ برتر برابر مس کرمان به میدان رفت. دایی پس از گلزنی در این مسابقه و کسب عنوان قهرمانی با سایپا، به دوران بازیگری خود پایان داد. او اولین بازیکن/مربی قهرمان تاریخ لیگ ایران شد. رتبه به همراه تیم‌های باشگاهی تیم فصل بانک تجارت ۱۳۶۹–۷۳ پرسپولیس لیگ آزادگان ۱۳۷۳ انصراف از دیدار رده‌بندی- رتبه چهارم لیگ آزادگان ۱۳۷۴ اول السد قطر فصل ۹۷–۱۹۹۶ پنجم آرمینیا بیله‌فلد بوندس لیگا ۹۸–۱۹۹۷ هجدهم بایرن مونیخ بوندس لیگا ۹۹–۱۹۹۸ اول هرتابرلین بوندس لیگا ۰۰–۱۹۹۹ ششم بوندس لیگا ۰۱–۲۰۰۰ پنجم بوندس لیگا ۰۲–۲۰۰۱ چهارم الشباب امارات فصل ۰۳–۲۰۰۲ نهم پرسپولیس لیگ برتر ۸۳–۱۳۸۲ پنجم صبا باتری لیگ برتر ۸۴–۱۳۸۳ نهم لیگ برتر ۸۵–۱۳۸۴ چهارم سایپا البرز لیگ برتر ۸۶–۱۳۸۵ اول دوران ملی علی دایی نخستین بار در سال ۱۳۷۲ به عنوان بازیکن جانشین در مقابل پاکستان در جام اکو برای تیم ملی به میدان رفت. او در ۱۴۹ بازی بیش از ۱۰۰ گل برای تیم ملی به ثمر رسانده‌است و رکورد دار گلزنی در رده ملی می‌باشد. دایی در تاریخ ۱۳ مهر ۱۳۸۰ برای صدمین بار در مقابل تایلند پیراهن تیم ملی را بر تن کرد. او به همراه ایران در دو جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان به میدان آمد و در ۵ بازی ایران در این بازی‌ها شرکت کرد. جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ تیم ملی ایران در مرحله مقدماتی جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ با تیم‌های نپال، سری‌لانکا و عمان در گروه پنج این مسابقات قرار گرفت. در این بازی‌ها؛ که به صورت رفت و برگشت در تهران و مسقط برگزار شد، تیم ملی ایران با مربیگری محمد مایلی‌کهن موفق شد به عنوان تیم اول به مرحله نهایی این رقابت‌ها؛ که در امارات برگزار می‌شد راه پیدا کند. علی دایی در این مسابقات در دو بازی رفت و برگشت در مقابل نپال؛ که در مجموع با برتری ۰–۱۲ ایران به پایان رسید ۵ گل (۴ گل بازی رفت و یک گل بازی برگشت) به ثمر رساند. وی همچنین در دو بازی رفت و برگشت در برابر سری‌لانکا؛ که در مجموع با برتری ۰–۱۱ ایران همراه بود نیز ۵ گل (دایی در بازی رفت ۵ گل به ثمر رساند و در بازی برگشت موفق به گلزنی نشد) به ثمر رساند. با آغاز بازی‌های جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶؛ تیم ملی ایران با تیم‌های عراق، تایلند و عربستان در گروه دوم این مسابقات قرار گرفت. در این رقابت‌ها؛ تیم ملی ایران در اولین گام با نتیجه ۲–۱ مغلوب عراق شد، که علی دایی زننده تک گل ایران (از روی نقطه پنالتی) در این مسابقه بود. در بازی دوم؛ که با برتری ۱–۳ ایران در مقابل تایلند همراه بود، دایی بار دیگر گلزنی کرد. وی همچنین در پیروزی ۰–۳ ایران در مقابل عربستان؛ در آخرین بازی مرحله گروهی، سومین گل خود در این رقابت‌ها را به ثمر رساند. تیم ایران در مرحله یک‌چهارم نهایی این رقابت‌ها موفق شد با نتیجه ۲–۶ کره جنوبی را شکست دهد، که دایی در این مسابقه ۴ گل به ثمر رساند. تیم ایران در مرحله نیمه نهایی این رقابت‌ها، پس از تساوی بدون گل (در نود دقیقه بازی و سی دقیقه وقت اضافه) در مقابل عربستان، در ضربات پنالتی با نتیجه ۴–۳ مغلوب این تیم شد، و از رسیدن به فینال این رقابت‌ها بازماند. در این مسابقه علی دایی اولین ضربه پنالتی تیم ملی ایران را به اوت زد. تیم ملی ایران در دیدار رده‌بندی پس از تساوی ۱–۱ در مقابل کویت در پایان نود دقیقه بازی، با نتیجه ۳–۴ در ضربات پنالتی این تیم را شکست داد و به مقام سوم جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ دست پیدا کرد. علی دایی که زننده تک گل ایران در جریان مسابقه بود، در ضربات پنالتی بنا برخواسته سرمربی وقت تیم ملی (محمد مایلی‌کهن) پشت توپ قرار نگرفت. با پایان این رقابت‌ها، دایی با زدن ۸ گل به عنوان بهترین گلزن این مسابقات شناخته شد. جام جهانی ۱۹۹۸ مرحله انتخابی تیم ملی ایران در دور نخست مسابقات انتخابی جام جهانی ۱۹۹۸؛ با تیم‌های مالدیو، قرقیزستان و سوریه در گروه دوم این مسابقات قرار گرفت. در این بازی‌ها؛ که به صورت رفت و برگشت در دمشق و تهران برگزار شد، تیم ملی ایران با مربیگری محمد مایلی‌کهن موفق شد به عنوان تیم اول به دور دوم این رقابت‌ها راه پیدا کند. تیم ایران در نخستین بازی موفق شد با نتیجه ۰–۱۷ مالدیو را شکست دهد، که علی دایی در این مسابقه پس از دست دادن یک ضربه پنالتی در نیمه اول، ۲ گل در نیمه دوم این مسابقه به ثمر رساند. دایی در بازی برگشت که با پیروزی ۰–۹ تیم ملی ایران همراه بود نیز ۲ گل دیگر در مقابل مالدیو به ثمر رساند. او در دو بازی رفت و برگشت در مقابل قرقیزستان نیز به میدان رفت که در بازی رفت که با نتیجه ۰–۷ به سود ایران به پایان رسید یک گل به ثمر رساند. (در دو بازی رفت و برگشت ایران با نتیجه ۱–۱۰ قرقیزستان را شکست داد) دایی در بازی رفت با سوریه که به برتری ۰–۱ تیم ملی ایران انجامید، زننده تک گل مسابقه بود. در آخرین بازی دور اول مقدماتی، تیم ملی ایران در بازی برگشت با سوریه به تساوی ۲–۲ دست پیدا کرد. علی دایی در این مسابقه که از دقیقه ۴۰ به جای محسن گروسی وارد زمین شده بود، پس از پایان بازی در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «با این شرایط مرا به تیم ملی دعوت نکنید. تیم ملی جای شوخی و تست زدن نیست». پس از این دور، او در سال ۱۹۹۷ به تیم منتخب آسیا دعوت شد تا در مقابل منتخب جهان قرار بگیرد. منتخب آسیا در این بازی پنج بر سه شکست خورد. تیم ملی ایران در دور دوم مسابقات انتخابی جام جهانی ۱۹۹۸؛ با تیم‌های عربستان، کویت، چین و قطر در گروه یک این مسابقات قرار گرفت. با مشخص شدن تیم‌های هم گروه ایران، ۳۰ بازیکن به اردوی آمادگی تیم ملی دعوت شدند و علی دایی از سوی محمد مایلی کهن سرمربی وقت تیم ملی کنار گذاشته شد. مایلی کهن در واکنش به صحبت‌های دایی پس از بازی با سوریه اعلام کرد: «دایی فکر می‌کند مربی تیم ملی است، اما او باید بداند من مربی تیم ملی هستم و او را دعوت نخواهم کرد». پس از مدتی با وساطت داریوش مصطفوی (رئیس وقت فدراسیون فوتبال ایران) و همچنین وساطت معاون فنی سازمان تربیت بدنی، علی دایی در فاصله ۹ روز تا آغاز رقابت‌های دور دوم مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸، به تیم ملی دعوت شد. دایی چند ماه پس از پایان اختلافات با مایلی‌کهن، در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «در جلسه مشترک نماینده مجلس و استاندار اردبیل، با مایلی‌کهن در مجلس شورای اسلامی حضور داشته‌است». با آغاز دور دوم رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸؛ دایی از ابتدا در ترکیب تیم ملی قرار گرفت. او در ۸ مسابقه برای تیم ملی به میدان رفت و در پیروزی ۰–۳ ایران در مقابل قطر زننده یکی از گل‌های مسابقه بود. دایی همچنین در بازی با چین که با برتری ۱–۴ ایران به پایان رسید، یک گل به ثمر رساند. با شکست ۲–۰ ایران مقابل قطر در آخرین بازی (هشتمین بازی) دور دوم مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸، تیم ملی ایران با مربیگری محمد مایلی‌کهن در رتبه دوم گروه خود قرار گرفت، و برای کسب سومین سهمیه فوتبال قاره آسیا در دیدار پلی آف، به مصاف ژاپن رفت. پس از شکست ایران در آخرین بازی دور دوم مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ در مقابل قطر؛ محمد مایلی‌کهن با کسب ۱۲ امتیاز و قرار دادن ایران در رتبه دوم گروه از سمت خود برکنار شد، و والدیر ویرا هدایت تیم ملی را برای بازی‌های پلی‌آف بر عهده گرفت. در بازی پلی‌آف آسیا؛ که به صورت تک بازی در شهر جوهور بهرو مالزی؛ بین تیم‌های دوم گروه A و B یعنی ایران و ژاپن برگزار شد، تیم ملی ایران با نتیجه ۳–۲ مغلوب ژاپن شد، و از صعود به جام جهانی به عنوان سومین سهمیه قاره آسیا در این مرحله از رقابت‌ها بازماند. در این بازی خداداد عزیزی و دایی دو گل ایران را به ثمر رساندند. پس از شکست در مقابل ژاپن؛ تیم ملی ایران برای کسب چهارمین سهمیه فوتبال آسیا در جام جهانی ۱۹۹۸، در دو بازی رفت و برگشت به مصاف استرالیا نماینده قاره اقیانوسیه رفت. در بازی رفت با گلزنی خداداد عزیزی، تیم ملی ایران به نتیجه مساوی ۱–۱ دست پیدا کرد. در بازی برگشت با گل‌های کریم باقری و خداداد عزیزی؛ تیم ملی ایران با نتیجه ۲–۲ در مقابل استرالیا به تساوی رسید و با توجه به گل زده بیشتر در خانه میزبان، به جام جهانی ۱۹۹۸ راه پیدا کرد. در این مسابقه خداداد عزیزی با پاس گل دایی، موفق به گلزنی شد. بازی‌های جام جهانی ۱۹۹۸ با صعود به جام جهانی ۱۹۹۸، محسن صفایی فراهانی به عنوان رئیس جدید فدراسیون فوتبال، جایگزین داریوش مصطفوی شد. فراهانی در اولین اقدام؛ والدیر ویرا سرمربی تیم ملی را کنار گذاشت و تومیسلاو ایویچ را به عنوان سرمربی تیم ملی منصوب کرد. بنا بر نوشته وب‌سایت یوفا، ایویچ پس از باخت مشکوک ۷–۱ تیم ملی ایران در مقابل تیم آ. اس. رم ایتالیا، از سرمربیگری تیم ملی کنار گذاشته شد و جای خود را به جلال طالبی داد. پیش از این مسابقه نیز، خبرهایی از درگیری فیزیکی رضا شاهرودی و علی دایی در تمرینات تیم ملی، از سوی رسانه‌های ایران اعلام شد. با آغاز رقابت‌های جام جهانی ۱۹۹۸، تیم ملی ایران با تیم‌های یوگسلاوی، آمریکا و آلمان در گروه F این رقابت‌ها قرار گرفت. پس از شکست ۱–۰ در مقابل یوگسلاوی، تیم ملی ایران موفق شد با گل‌های استیلی و مهدوی‌کیا با نتیجه ۱–۲ آمریکا را شکست دهد. در این مسابقه مهدوی‌کیا روی پاس دایی موفق شد دومین گل تیم ملی ایران را به ثمر برساند. در ادامه بازی‌های مرحله گروهی؛ تیم ملی ایران در سومین بازی با نتیجه ۲–۰ مغلوب آلمان شد و با قرار گرفتن در رتبه سوم گروه، از صعود به مرحله بعدی این رقابت‌ها بازماند. در این مسابقه دایی عملکرد خوبی نداشت و همراه با استیلی از سوی مجله کیکر با کسب نمره ۵، به عنوان ضعیف‌ترین بازیکنان زمین شناخته شدند. بازی‌های آسیایی ۱۹۹۸ تیم ملی ایران در بازی‌های آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک در اولین مرحله گروهی، با تیم‌های قزاقستان و لائوس در گروه H این مسابقات قرار گرفت. پس از پیروزی ۰–۲ در مقابل قزاقستان، تیم ملی ایران در دومین بازی با نتیجه ۱–۶ لائوس را شکست داد و به دور دوم گروهی این رقابت‌ها صعود کرد. اگر چه در آمار سایت‌های ایرانی؛ تعداد گل‌های دایی در برابر لائوس ۲ گل ذکر شده‌است، اما در آمار فیفا یک گل در این مسابقه برای دایی ثبت شده‌است. (ضربه آزاد دایی پس از برخورد به تیر دروازه توسط دروازه‌بان لائوس به گل رفت). در ادامه این رقابت‌ها، دایی در مقابل تیم‌های چین (پیروزی ۱–۲ ایران) و عمان (باخت ۴–۲ ایران) یک گل به ثمر رساند. او در بازی با تاجیکستان که با نتیجه ۰–۵ به سود ایران به پایان رسید دو بار گلزنی کرد. در مرحله یک چهارم نهایی این رقابت‌ها تیم ملی ایران موفق شد با نتیجه ۰–۴ ازبکستان را شکست دهد، که علی دایی در این مسابقه هت‌تریک کرد. پس از شکست چین در نیمه نهایی، تیم ملی ایران در مسابقه فینال با گل‌های علی کریمی و کریم باقری، کویت را شکست داد و به عنوان قهرمانی سیزدهمین دوره این رقابت‌ها دست پیدا کرد. با پایان این رقابت‌ها علی دایی با زدن ۸ گل به عنوان بهترین گلزن این مسابقات شناخته شد. (در آمار فیفا، ضربه آزاد دایی پس از برخورد به تیر دروازه توسط دروازه‌بان لائوس به گل رفت و به عنوان گل به خودی دروازه‌بان این تیم ثبت شده‌است) در این دوره از مسابقات منصور پورحیدری هدایت تیم ملی ایران را بر عهده داشت. جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۰ تیم ملی ایران در مرحله مقدماتی جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۰ با تیم‌های مالدیو، بحرین و سوریه در گروه دو این مسابقات قرار گرفت. در این بازی‌ها؛ که به صورت رفت و برگشت در دمشق و تهران برگزار شد، تیم ملی ایران با مربیگری جلال طالبی موفق شد به عنوان تیم اول به مرحله نهایی این رقابت‌ها؛ که در لبنان برگزار می‌شد راه پیدا کند. با آغاز این رقابت‌ها؛ تیم ملی ایران با نتیجه ۰–۸ مالدیو را شکست داد. در این مسابقه علی دایی ۳ بار دروازه مالدیو را باز کرد. در بازی برگشت نیز، مالدیو با نتیجه ۰–۳ در تهران مغلوب ایران شد که علی دایی یک گل از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند. دایی در بازی با تیم‌های سوریه (برد ۰–۱ ایران) و بحرین (برد ۰–۳ ایران) نیز یک بار گلزنی کرد. با آغاز بازی‌های جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۰، تیم ملی ایران در اولین گام با نتیجه ۰–۴ لبنان را شکست داد که علی دایی زننده یکی از گل‌های ایران در این مسابقه بود. دایی در بازی‌های مرحله گروهی در مقابل تیم‌های تایلند (تساوی ۱–۱) و عراق (برد ۰–۱ ایران) نیز یک بار گلزنی کرد. با صعود به مرحله یک‌چهارم نهایی این رقابت‌ها تیم ملی ایران به مصاف کره‌جنوبی رفت. در حالی که ایران با گل کریم باقری تا دقیقه ۹۰ از کره جنوبی پیش افتاده بود، حضور دایی در محوطه جریمه ایران و دفع توپ ناقص او منجر به پاس گل برای بازیکن کره جنوبی شد و بازی با تساوی ۱–۱، به ۳۰ دقیقه وقت اضافه کشیده شد. در نیمه اول وقت‌های اضافه، تیم ملی ایران با گل طلایی مغلوب کره‌جنوبی شد، و از صعود به مرحله بعدی این رقابت‌ها بازماند. مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ با آغاز دور نخست رقابت‌های انتخابی جام جهانی ۲۰۰۲؛ تیم ملی ایران با تیم‌های گوآم، تاجیکستان و میانمار (انصراف از بازی‌ها) هم‌گروه شد. در این بازی‌ها که به صورت متمرکز و تک بازی در تبریز برگزار شد، تیم ملی ایران در اولین گام با نتیجه ۰–۱۹ گوام را شکست داد. در حالی که در سایت‌های داخلی ایران؛ تعداد گل‌های دایی در این مسابقه ۴ گل ذکر شده‌است، اما در سایت فیفا ۳ گل برای دایی در مقابل گوآم ثبت شده‌است. (در این مسابقه ضربه آزاد دایی با تاثیر گذاری سهراب بختیاری زاده تغییر مسیر داد و وارد دروازه گوآم شد) با پیروزی ۰–۲ در مقابل تاجیکستان (دایی یک گل زد) و انصراف میانمار از این بازی‌ها، تیم ملی ایران به مرحله نهایی رقابت‌های انتخابی جام جهانی ۲۰۰۲ راه یافت و با تیم‌های عربستان، عراق، بحرین و تایلند هم‌گروه شد. در دور نخست این رقابت‌ها آدمار براگا هدایت تیم ملی ایران را بر عهده داشت. دایی در نخستین بازی ایران در این رقابت‌ها، در مقابل عربستان دو گل به ثمر رساند (یک گل پنالتی). او در بازی برگشت که با تساوی ۲–۲ همراه بود، یک‌بار گلزنی کرد. دایی در ادامه بازی‌های گروهی؛ در مقابل تیم‌های عراق (برد ۱–۲ ایران) و بحرین (باخت ۳–۱ ایران) نیز یک بار گلزنی کرد. با شکست ۳–۱ ایران در آخرین بازی مرحله گروهی در مقابل بحرین، تیم ملی ایران با کسب رتبه دوم گروه، به مصاف امارات تیم دوم گروه مقابل رفت. در این مرحله از رقابت‌ها، تیم ملی ایران موفق شد در مجموع دو بازی رفت و برگشت با نتیجه ۰–۴ امارات را شکست دهد (دایی یک گل به ثمر رساند) و برای کسب پنجمین سهمیه فوتبال آسیا (کره جنوبی و ژاپن میزبان‌های آسیایی جام جهانی و همچنین عربستان و چین تیم‌های اول هر گروه، پیش‌تر حضور خود را در این رقابت‌ها قطعی کرده بودند) به مصاف ایرلند، نماینده قاره اروپا رفت. تیم ملی پس از شکست ۲–۰ در بازی رفت، با نتیجه ۰–۱ در بازی برگشت با گل یحیی گلمحمدی ایرلند را شکست داد، اما با توجه به گل زده کمتر در بازی رفت، از صعود به جام جهانی ۲۰۰۲ بازماند. در این مرحله از رقابت‌ها میروسلاو بلاژویچ هدایت تیم ملی ایران را بر عهده داشت. بازی‌های آسیایی ۲۰۰۲ تیم ملی امید ایران (زیر ۲۳ سال) در بازی‌های آسیایی ۲۰۰۲، با تیم‌های امید افغانستان، امید لبنان و امید قطر در گروه E این مسابقات قرار گرفت. در این رقابت‌ها؛ علی دایی، ابراهیم میرزاپور و یحیی گلمحمدی؛ از سوی برانکو ایوانکویچ به عنوان سه بازیکن کمکی بزرگ‌سال، تیم ملی امید ایران را همراهی کردند. دایی در این رقابت‌ها سه بار برای تیم ملی امید ایران به میدان رفت و ۳ گل به ثمر رساند. تیم ملی امید ایران در اولین مسابقه مرحله گروهی، با نتیجه ۰–۱۰ امید افغانستان را شکست داد که دایی در این مسابقه ۲ گل به ثمر رساند. در دیگر بازی مرحله گروهی که با برتری ۰–۲ ایران در مقابل امید لبنان به پایان رسید، دایی از روی نقطه پنالتی دروازه این تیم را باز کرد. پس از بازی در مقابل امید قطر، دایی به دلیل فوت ناگهانی پدرش به ایران بازگشت و در ادامه مسابقات تیم ملی امید را همراهی نکرد. (بازی‌ها و گل‌های دایی در این مسابقات، به عنوان بازی و گل ملی در رده بزرگسالان محاسبه نمی‌شود) جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴ تیم ملی ایران در مرحله مقدماتی جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴ با تیم‌های اردن، لبنان و کره شمالی در گروه D این مسابقات قرار گرفت. در این بازی‌ها؛ تیم ملی ایران با مربیگری برانکو ایوانکویچ موفق شد به عنوان تیم اول به مرحله نهایی این رقابت‌ها؛ که در چین برگزار می‌شد راه پیدا کند. تیم ملی ایران در آغاز این رقابت‌ها با نتیجه ۱–۴ اردن را شکست داد که دایی در این مسابقه ۲ گل به ثمر رساند. دایی در بازی با لبنان، که با نتیجه ۰–۳ به سود ایران به پایان رسید یک گل از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند. او در بازی برگشت نیز که با برد ۰–۱ ایران همراه بود، زننده تک گل مسابقه بود. با آغاز بازی‌های جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴؛ تیم ملی ایران با تیم‌های تایلند، ژاپن و عمان در گروه چهارم این مسابقات قرار گرفت. دایی در این رقابت‌ها، عملکرد خوبی نداشت و یک گل در جریان بازی‌ها به ثمر رساند. دو گل دیگر دایی در این مسابقات، از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید. با پایان رقابت‌های جام ملت‌های آسیا، دایی به همراه تیم ملی ایران، به مقام سوم دست پیدا کرد. جام جهانی ۲۰۰۶ مرحله انتخابی دور اول مقدماتی تیم ملی ایران در دور نخست مسابقات انتخابی جام جهانی ۲۰۰۶؛ با تیم‌های لائوس، اردن و قطر در گروه اول این مسابقات قرار گرفت. در این بازی‌ها؛ تیم ملی ایران با مربیگری برانکو ایوانکویچ موفق شد به عنوان تیم اول به دور دوم این رقابت‌ها راه پیدا کند. با شروع این رقابت‌ها، ایران در نخستین بازی موفق شد با نتیجه ۱–۳ قطر را شکست دهد، که علی دایی در این مسابقه یک گل از روی نقطه ضربه پنالتی به ثمر رساند. دایی در بازی رفت با لائوس که با برتری ۰–۷ ایران به پایان رسید، ۲ بار گلزنی کرد (یک گل پنالتی). او در بازی برگشت با لائوس که با نتیجه مشابه ۰–۷ به سود ایران به پایان رسید، ۴ گل به ثمر رساند. دایی در بازی برگشت مقابل اردن نیز یک گل به ثمر رساند (برد ۰–۲ ایران) دور دوم مقدماتی تیم ملی ایران در دور دوم مسابقات انتخابی جام جهانی ۲۰۰۶؛ با تیم‌های بحرین، کره شمالی و ژاپن در گروه دو این مسابقات قرار گرفت. دایی در این مرحله از رقابت‌ها عملکرد خوبی نداشت، و تنها گل رو در این مسابقات؛ در آخرین بازی مرحله گروهی در مقابل ژاپن به ثمر رسید. در این مسابقه که بدون حضور لژیونرهای دو تیم و برای مشخص شدن تیم‌های اول و دوم گروه برگزار شد، تیم ملی ایران با نتیجه ۲–۱ مغلوب ژاپن شد، و با قرار گرفتن در رتبه دوم گروه؛ به جام جهانی ۲۰۰۶ صعود کرد. دایی در این مسابقه از روی نقطه پنالتی برای ایران گلزنی کرد. بازی‌های جام جهانی ۲۰۰۶ با قرعه کشی تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۰۶، تیم ملی ایران با تیم‌های مکزیک، پرتغال و آنگولا در گروه D این رقابت‌ها قرار گرفت. با آغاز این رقابت‌ها، تیم ملی ایران در اولین بازی با نتیجه ۳–۱ مغلوب مکزیک شد. در این مسابقه، دایی عملکرد خوبی نداشت و از سوی سایت رسمی مسابقات به عنوان ضعیف‌ترین بازیکن زمین شناخته شد. پس این مسابقه و در پی انتقادات کارشناسان داخلی و خارجی از عملکرد دایی، او در بازی با پرتغال از سوی برانکو ایوانکویچ برای تیم ملی ایران به میدان نرفت. دایی در سومین بازی ایران در برابر آنگولا که آخرین حضور او در ترکیب تیم ملی ایران به‌شمار می‌رفت نیز عملکرد خوبی نداشت. با پایان رقابت‌های جام جهانی ۲۰۰۶ و روی کار آمدن امیر قلعه نویی به عنوان سرمربی تیم ملی، دایی در فهرست اولیه ۴۰ بازیکن دعوت شده به تیم ملی قرار نگرفت و برای همیشه از ترکیب تیم ملی ایران، کنار گذاشته شد. بهترین گل‌زن فوتبال مردان در بازی‌های ملی دایی تا پایان رقابت‌های جام جهانی ۲۰۰۶ که در ترکیب تیم ملی حضور داشت، ۱۴۹ بار برای تیم ملی به میدان رفت و بیش از ۱۰۰ گل به ثمر رسانده‌است. دایی در ششمین حضور خود در ترکیب تیم ملی، اولین گل ملی خود را در سال ۱۳۷۲ برابر تایوان در رقابت‌های انتخابی جام جهانی ۱۹۹۴ به ثمر رساند. در سال ۱۳۸۲ پس از برتری ۱–۰ ایران در برابر لبنان با گل علی دایی، سایت‌ها و رسانه‌های ایران اعلام کردند دایی با گلزنی در این مسابقه با ۸۵ گل زده رکورد گل‌های ملی پوشکاش (پوشکاش ۸۴ گل ملی در کارنامه داشت) را شکسته‌است، اما فیفا تعداد گل‌های ملی دایی را ۸۲ اعلام کرد. گل دوم دایی در مقابل تیم ملی گوآم در رقابت‌های مقدماتی انتخابی جام جهانی ۲۰۰۲ از جمله گل‌هایی است که مورد تایید فیفا نمی‌باشد. در این مسابقه ضربه آزاد دایی با تاثیر گذاری سهراب بختیاری زاده تغییر مسیر داد و وارد دروازه گوآم شد. در حالی که در سایت‌های داخلی ایران تعداد گل‌های دایی در این مسابقه ۴ گل ذکر شده‌است، اما در سایت فیفا ۳ گل برای دایی در مقابل گوآم ثبت شده‌است. او با ۳۵ گل دومین گلزن تاریخ مسابقات مقدماتی جام جهانی نیز محسوب می‌شود. همچنین با ۱۴ گل، بهترین گلزن تاریخ جام ملت‌های آسیا است. لیست گل‌های ملی در قسمت نتیجه جدول زیر، همواره نتیجه کشور ایران، ابتدا آمده‌است. شمار سال محل برگزاری بازی حریف نتیجه نوع رقابت تعداد گل رتبه وقت حریف در فیفا ۱ ۱۳۷۲ تهران، ایران تایوان ۶–۰ مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۴ ۱ ۳ دمشق، سوریه ۶–۰ ۲ ۴ دوحه، قطر ژاپن ۲–۱ ۱ ۵ عراق ۱–۲ ۱ ۷ کره شمالی ۲–۱ ۲ ۹ ۱۳۷۵ شهر کویت، کویت کویت ۲–۱ بازی دوستانه ۲ ۱۳ تهران، ایران نپال ۸–۰ مقدماتی جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ ۴ ۱۸ سری لانکا ۷–۰ ۵ ۱۹ عمان ۲–۰ ۱ ۲۰ مسقط، عمان نپال ۴–۰ ۱ ۲۱ عمان ۲–۱ ۱ ۲۲ دوبی، امارات متحده عربی عراق ۱–۲ جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ ۱ (پنالتی) ۲۳ تایلند ۳–۱ ۱ ۲۴ عربستان سعودی ۳–۰ ۱ ۲۸ کره جنوبی ۶–۲ ۴ (پنالتی+۳ پا) ۲۹ ابوظبی، امارات متحده عربی کویت (۴)۱–۱(۳) ۱ ۳۱ ۱۳۷۶ دمشق، سوریه مالدیو ۱۷–۰ مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ ۲ ۳۲ قرقیزستان ۷–۰ ۱ ۳۳ سوریه ۱–۰ ۱ ۳۵ تهران، ایران مالدیو ۹–۰ ۲ ۳۶ قطر ۳–۰ ۱ ۳۷ چین ۴–۱ ۱ ۳۸ جوهور باهرو، مالزی ژاپن ۲–۳ ۱ ۴۰ ۱۳۷۷ سیساکت، تایلند لائوس ۶–۱ بازیهای آسیایی ۱۹۹۸ ۲ ۴۱ بانکوک، تایلند عمان ۲–۴ ۱ ۴۳ تاجیکستان ۵–۰ ۲ ۴۴ چین ۲–۱ ۱ ۴۷ ازبکستان ۴–۰ ۳ ۴۸ ۱۳۷۸ ادمونتون، کانادا کانادا ۱–۰ جام دوستانه کانادا ۱ ۴۹ یوکوهاما، ژاپن ژاپن ۱–۱ بازی دوستانه ۱ ۵۰ ۱۳۷۹ اوکلند، آمریکا مکزیک ۱–۲ ۱ (پنالتی) ۵۱ لس آنجلس، آمریکا اکوادور ۲–۱ ۱ ۵۴ دمشق، سوریه مالدیو ۸–۰ مقدماتی جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۰ ۳ ۵۵ سوریه ۱–۰ ۱ ۵۶ تهران، ایران بحرین ۳–۰ ۱ ۵۷ مالدیو ۳–۰ ۱ (پنالتی) ۵۸ مصر (۷)۱–۱(۸) جام دوستانه ال جی ۱ ۵۹ مقدونیه ۳–۱ ۱ ۶۱ دوحه، قطر قطر ۲–۱ بازی دوستانه ۲ ۶۲ بیروت، لبنان لبنان ۴–۰ جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۰ ۱ ۶۳ تایلند ۱–۱ ۱ ۶۴ صیدون، لبنان عراق ۱–۰ ۱ ۶۸ تبریز، ایران گوام ۱۹–۰ مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ ۴ (پنالتی+۳ پا) ۶۹ تاجیکستان ۲–۰ ۱ ۷۰ تهران، ایران چین ۴–۰ جام دوستانه تمدن‌های کهن ۱ ۷۱ ۱۳۸۰ عمان ۴–۰ جام دوستانه ال جی ۱ (پنالتی) ۷۳ بوسنی ۵–۲ ۲ ۷۵ عربستان سعودی ۲–۰ مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ ۲ (پنالتی+شوت) ۷۶ بغداد، عراق عراق ۲–۱ ۱ ۷۷ جده، عربستان سعودی عربستان سعودی ۲–۲ ۱ ۷۸ منامه، بحرین بحرین ۱–۳ ۱ ۷۹ ابوظبی، امارات متحده عربی امارات ۳–۰ ۱ ۸۰ ۱۳۸۱ کیف، اوکراین اوکراین ۱–۰ بازی دوستانه ۱ ۸۱ تبریز، ایران پاراگوئه (۴)۱–۱(۳) جام دوستانه ال جی ۱ ۸۳ ۱۳۸۲ تهران، ایران اردن ۴–۱ مقدماتی جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴ ۲ ۸۴ بیروت، لبنان لبنان ۳–۰ ۱ (پنالتی) ۸۵ تهران، ایران ۱–۰ ۱ ۸۶ کویت، کویت کویت ۱–۳ بازی دوستانه ۱ ۸۷ تهران، ایران قطر ۳–۱ مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ ۱ (پنالتی) ۸۹ ۱۳۸۳ وینتیان، لائوس لائوس ۷–۰ ۲ (پنالتی+پا) ۹۲ تهران، ایران لبنان ۴–۰ مسابقات فوتبال غرب آسیا ۲۰۰۴ ۳ (پنالتی+سر+پا) ۹۳ سوریه ۷–۱ ۱ ۹۴ ۴–۱ ۱ ۹۵ چونگ‌کینگ، جمهوری خلق چین تایلند ۳–۰ جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴ ۱ (پنالتی) ۹۷ پکن، جمهوری خلق چین بحرین ۴–۲ ۲ (پنالتی+بغل پا) ۹۸ عمان، اردن اردن ۲–۰ مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ ۱ ۱۰۲ تهران، ایران لائوس ۷–۰ ۴ ۱۰۳ پاناما ۱–۰ بازی دوستانه ۱ (پنالتی) ۱۰۴ بوسنی ۲–۱ ۱ ۱۰۵ ۱۳۸۴ یوکوهاما، ژاپن ژاپن ۱–۲ مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ ۱ (پنالتی) ۱۰۶ تهران، ایران لیبی ۴–۰ بازی دوستانه ۱ ۱۰۷ توگو ۲–۰ جام دوستانه ال جی ۱ (پنالتی) ۱۰۸ تایوان ۴–۰ مقدماتی جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ ۱ ۱۰۹ ۱۳۸۵ کاستاریکا ۳–۲ بازی دوستانه ۱ افتخارات دوران بازیگری پرسپولیس قهرمان لیگ برتر ۷۵-۱۳۷۴ بایرن مونیخ قهرمان بوندسلیگا ۷۸-۱۳۷۷ قهرمان جام لیگ آلمان (لیگا پوکال) ۷۸-۱۳۷۷ نایب قهرمان جام باشگاه‌های اروپا ۷۸-۱۳۷۷ صباباتری قهرمان جام حذفی ۸۴-۱۳۸۴ قهرمان سوپر جام ایران ۱۳۸۴ سایپا قهرمان لیگ برتر ۸۶-۱۳۸۵ ایران قهرمان جام اکو ۱۳۷۲ قهرمان LG کاپ ۱۳۸۰ قهرمان LG کاپ ۱۳۸۱ قهرمان بازی‌های آسیایی ۱۳۸۱ بانگکوک قهرمان بازی‌های آسیا-اقیانوسیه ۱۳۸۲ قهرمان جام ملتهای غرب آسیا ۱۳۸۳ دوران مربیگری سایپا قهرمان لیگ برتر ۸۶-۱۳۸۵ ایران قهرمان جام ملتهای غرب آسیا ۱۳۸۷ پرسپولیس قهرمان جام حذفی ۸۹-۱۳۸۸ قهرمان جام حذفی ۹۰-۱۳۸۹ نایب قهرمان لیگ برتر ۹۳-۱۳۹۲ صبای قم قهرمام جام شهدا ۱۳۹۴ نفت تهران قهرمان جام حذفی ۹۶-۱۳۹۵ عضویت در فیفا علی دایی پس از محسن صفایی فراهانی به عنوان دومین ایرانی عضو کمیته فنی فیفا به‌شمار می‌رود. عضویت دایی در فیفا در حالی انجام گرفت که محمد دادکان با ارسال نامه‌ای به فیفا شرایط حضور وی را در فیفا را فراهم کرد. دایی در اواخر سال ۱۳۹۱ از کمیته فنی فیفا کنار گذاشته شد. مربیگری علی دایی در کسوت مربی فوتبال علی دایی سابقه مربیگری در تیم‌های باشگاهی سایپا البرز، پرسپولیس تهران، راه‌آهن و صبای قم را در کارنامه دارد. او همچنین بیش از یک سال هدایت تیم ملی فوتبال ایران را بر عهده داشت. علی دایی دوران مربیگری خود را به عنوان سرمربی و بازیکن در تیم سایپا شروع کرد و توانست این تیم را در لیگ برتر ایران (جام خلیج فارس) به قهرمانی برساند. او در تاریخ ۱۲ اسفند سال ۱۳۸۶ به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران انتخاب شد انتخاب دایی به عنوان سرمربی تیم ملی در حالی از سوی علی‌آبادی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی و معاون رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد انجام شد؛ که دایی پیش از این اعلام کرده بود: «هر کس لابی قوی‌تری داشته باشد به عنوان سرمربی تیم ملی منصوب می‌شود». پس از شکست تیم ملی ایران در مقابل عربستان در ورزشگاه آزادی مسئولان فدراسیون فوتبال این کشور تصمیم گرفتند علی دایی را از سمت خود برکنار کنند. تیم ملی ایران در ۸ فروردین ۱۳۸۸ و در حضور ۱۰۰ هزار تماشاگر، مقابل عربستان با نتیجه ۲ بر یک شکست خورد. در روز ۹ فروردین ۱۳۸۸ فدراسیون فوتبال طی بیانیه‌ای رسما علی دایی را از سمت خود برکنار کرد. علی دایی مدتی پس از برکناری از تیم ملی اعلام کرد: احمدی‌نژاد او را برکنار کرده‌است. دایی از ۷ دی ۱۳۸۸ تا ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ سرمربی باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران بود. او به همراه این تیم به دو قهرمانی پیاپی در جام حذفی دست پیدا کرد. دایی در ۲۳ تیر ۱۳۹۰ و پس از اختلاف با سرپرست پرسپولیس، به عنوان سرمربی تیم راه‌آهن منصوب شد. دایی پس از مدتی توسط محمد رویانیان به عنوان سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس تهران انتخاب شد. علی دایی در تاریخ ۹۳/۰۶/۱۹ با تصمیم سیاسی رئیس هیئت مدیره و عدم اطلاع رحیمی مدیر عامل وقت از سرمربی گری پرسپولیس برکنار شد. دایی در تاریخ ۲۵ تیرماه ۱۳۹۴ سمت سرمربی گری صبا را پذیرفت. او در تاریخ ۱۵ تیرماه ۱۳۹۵، سرمربی نفت شد. او به همراه این تیم به به در جام حذفی دست پیدا کرد. علی دایی در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ رسما سرمربیگری سایپا را بر عهده گرفت آمار عملکرد به عنوان سرمربی در لیگ برتر تیم فصل سایپا البرز لیگ ۸۶–۱۳۸۵ اول لیگ ۸۷–۱۳۸۶ یازدهم پرسپولیس لیگ ۸۹–۱۳۸۸ چهارم لیگ ۹۰–۱۳۸۹ چهارم راه‌آهن لیگ ۹۱–۱۳۹۰ یازدهم لیگ ۹۲–۱۳۹۱ هشتم پرسپولیس لیگ ۹۳–۱۳۹۲ دوم صبای قم لیگ ۹۵–۱۳۹۴ هفتم تیم سایپا البرز به رهبری ورنر لورانت تا هفته پنجم لیگ برتر ۸۶–۱۳۸۵ ایران با کسب ۱۱ امتیاز (۳ برد و ۲ مساوی) در صدر جدول قرار داشت، که علی دایی در ۱۷ مهر ۱۳۸۵ به عنوان جانشین لورانت معرفی شد و اولین بازی خود به عنوان مربی-بازیکن را در مقابل پرسپولیس در هفته ششم لیگ برتر انجام داد که این مسابقه با تساوی ۲–۲ به پایان رسید. تیم پرسپولیس به رهبری زلاتکو کرانچار تا هفته ۲۱ لیگ برتر ۸۹–۱۳۸۸ ایران در رتبه سوم جدول قرار داشت، که حبیب کاشانی، کرانچار را برکنار و علی دایی را به جای وی منصوب کرد. پرسپولیس به رهبری علی دایی در لیگ برتر ۸۹–۱۳۸۸ ایران با یک پله تنزل؛ نسبت جایگاه پرسپولیس در زمان سرمربیگری کرانچار، در رتبه چهارم لیگ؛ در پایان فصل قرار گرفت. جنجال‌ها انتقادات علی دایی باوجود بازی‌های خوب در دوران جوانی، در سال‌های پایانی (مخصوصا در بازی‌های جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶) مورد انتقاد برخی از کارشناسان فوتبال، طرفداران و مطبوعات قرار گرفت. پافشاری برانکو ایوانکوویچ در استفاده مداوم از وی در تیم ملی از محبوبیت وی کاست. اما پس از چندی، موفقیت وی در باشگاه سایپا و قهرمانی او به عنوان بازیکن و سرمربی در لیگ برتر باعث شد تا دوباره توجه همگان را به خود جلب کند. همچنین با آغاز سرمربی‌گری در تیم ملی، دایی بار دیگر آماج انتقادات قرار گرفت. او به دلیل دوشغله بودن (سرمربی هم‌زمان تیم ملی و تیم سایپا) به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفت. ارائه لیست تیم ملی یکی دیگر از دلایل انتقادات از دایی است. این دسته از منتقدان وجود ۵ بازیکن از سایپا (که در رده‌های میانی جدول قرار دارد)، عدم حضور بازیکنی از تیم‌های خوزستانی (فولاد، استقلال اهواز، صنعت نفت) و عدم دعوت از برخی بازیکنان را از دلایل انتقادات خود برمی‌شمارند. شکایت از مایلی‌کهن دایی در اعتراض به سخنان محمد مایلی‌کهن سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران از وی شکایت کرد. دادگاه روز دوشنبه ۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۷ خورشیدی با حضور وکیل دایی و مایلی‌کهن برگزار شد. مایلی‌کهن بر مواضع قبلی خود و انتقادات از دایی پافشاری کرد. دادگاه محمد مایلی کهن را بمدت یک سال از مصاحبه با رسانه‌ها محروم اعلام کرد. در پی شکایت علی دایی از مایلی‌کهن، دادگاهی بدوی در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳، وی را به ۴ ماه حبس تعزیری و پرداخت ۱۰۰ هزار تومان جزای نقدی، محکوم کرد. این رای در دادگاه تجدید نظر نیز تایید شد. وی در در تاریخ ۲۰ آبان همان سال، برای اجرای حکم با دستبند به اوین منتقل شد. بلافاصله بعد از انتقال مایلی کهن به زندان اوین، محمود گودرزی وزیر ورزش و جوانان به معاونت حقوقی این وزارتخانه دستور پیگیری آزادی محمد مایلی کهن را صادر کرد. دایی نهایتا در ۲۱ آبان ماه و با واسطه گری بسیاری از شخصیتها همچون علی پروین با نوشتن نامه‌ای رضایت داد مایلی کهن از زندان آزاد شود. محسن قهرمانی پس از بازی پرسپولیس و سپاهان در نیم فصل اول ۹۳–۹۲ که به میزبانی سپاهان برگزار شد و در طی آن داور مسابقه یعنی محسن قهرمانی با اشتباهی فاحش در دقیقه دوم بازی سید میثم حسینی را که توسط شجاع خلیل‌زاده به زمین انداخته شده بود را اخراج کرد و یک پنالتی به نفع سپاهان اعلام نمود، علی دایی در کنفرانس خبری گفت داور به سمت حریف غش کرده بود و یک سری اتهام به قهرمانی وارد کرد. در پی این اتهام و با توجه به مستنداتی که طرفین ارائه دادند پس از ۴ ماه حکم پرونده اعلام شد که محسن قهرمانی به مدت ۸ ماه از داوری محروم شد و علی دایی کتبا توبیخ گردید. خارج از فوتبال زندگی شخصی علی دایی در سال ۱۳۴۸ در اردبیل و درمحله خیرال متولد شد. در سال ۱۳۶۶ در رشته مهندسی عمران در دانشگاه شریف پذیرفته شد، اما به دلیل بازی فوتبال در گزینش ورود به دانشگاه رد شد. همان سال در رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب هم قبول شد و دو ترم هم به دانشگاه رفت؛ ولی در سال ۱۳۶۷ دوباره در کنکور شرکت کرد و این‌بار بدون آن که گزینش گریبانگیرش شود در رشته مهندسی متالورژی دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و لیسانس خود را بهمن ماه سال ۱۳۷۱ از همان دانشگاه دریافت کرد. ؛ او تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد تربیت بدنی دانشگاه آزاد ادامه داد. وی متاهل است و اکنون ساکن محله شهرک غرب در تهران می‌باشد. وی یک دختر به نام نورا دارد. علی دایی علاوه بر فوتبال، در تجارت نیز موفق بوده‌است و گرداننده چندین شرکت بزرگ، چند فروشگاه، کارخانه تولیدی پوشاک ورزشی و عضو اتاق بازرگانی تهران است. علی دایی علاوه بر کارهای پوشاک ورزشی در ساختمان‌سازی نیز فعالیت دارد. علی دایی در شهرک گلستان شهر زادگاهش (اردبیل) یک مدرسه در مقطع متوسطه (هنرستان کار و دانش) به نام ابوالفضل دایی (پدرش) ساخته‌است و از خیرین مدرسه ساز اردبیل می‌باشد. حضور در شبکه‌های اجتماعی در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۲ علی دایی حضور خود در فیسبوک را تکذیب کرد و تنها حضورش در شبکه‌های اجتماعی را در شبکه ارتباطی چهره‌ها و مردم عنوان کرد. وی از راه‌اندازی سایت شخصی‌اش در آینده‌ای نزدیک خبر داد. سفیر حسن نیت نهضت جهانی علی دایی در سال ۱۳۸۶ توسط فدراسیون فوتبال ایران به عنوان نماینده فوتبال ایران در سازمان یونیسف معرفی شد. دایی و مهتاب کرامتی (بازیگر سینما) به عنوان دو سفیر ایران در این سازمان بین‌المللی عضویت دارند. دریافت نشان شجاعت درجه سه از رئیس‌جمهور پس از پیشنهاد علی کفاشیان (معاون فنی وقت سازمان تربیت بدنی) و تصویب هیئت دولت، علی دایی در سال ۱۳۸۳ از سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت ایران، نشان شجاعت درجه سه دریافت کرد. http://www.asriran.com/fa/news/210537 http://www.varzesh3.com/news.do?itemid=1010272-title=دایی_فردا_عصر_با_پرسپولیس_قرارداد_می‌بندد http://ariamarket.ir/wp-content/uploads/علی-دایی.jpg
[ "اردبیل", "باشگاه فوتبال سایپا تهران", "باشگاه فوتبال استقلال اردبیل", "باشگاه فوتبال تاکسیرانی", "باشگاه فوتبال بانک تجارت", "باشگاه فوتبال پرسپولیس", "باشگاه ورزشی السد", "باشگاه فوتبال آرمینیا بیله‌فلد آلمان", "باشگاه فوتبال بایرن مونیخ", "باشگاه فوتبال هرتابرلین", "باشگاه فوتبال الشباب امارات", "باشگاه فوتبال صبای قم", "باشگاه فوتبال سایپا کرج", "تیم ملی فوتبال ایران", "باشگاه فوتبال راه‌آهن", "باشگاه فوتبال نفت تهران", "اهالی کسب‌وکار", "ایران", "تاریخ فوتبال", "استقلال اردبیل", "فیفا", "دانشگاه صنعتی شریف", "متالورژی", "تربیت بدنی", "دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب", "پوشاک ورزشی دایی", "خبرآنلاین", "تهران", "تاکسیرانی تهران", "بانک تجارت", "پرسپولیس تهران", "جام آزادگان", "باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران", "فرشاد پیوس", "باشگاه فوتبال کشاورز تهران", "باشگاه فوتبال سایپا البرز", "باشگاه فوتبال استقلال تهران", "پرسپولیس", "بندرعباس", "لیگ برتر خلیج فارس", "باشگاه فوتبال پاس تهران", "باشگاه فوتبال ملوان بندر انزلی", "باشگاه فوتبال استقلال اهواز", "بنیاد آماری سند. ورزش. فوتبال.", "لیگ قهرمانان آسیا", "آلیما قزاقستان", "ورزشگاه آزادی تهران", "قطر", "بنیاد آماری سند. ورزش. فوتبال", "کریم باقری", "آرمینیا بیله فلد", "بوندسلیگا", "بایرن مونیخ", "آلمان", "وحید هاشمیان", "علی کریمی", "لیگا پوکال", "بایرن‌مونیخ", "بوندس‌لیگا", "کیکر (مجله ورزشی)", "کارستن یانکر", "باشگاه فوتبال ام‌اس‌وی دویسبورگ", "باشگاه فوتبال فرایبورگ", "باشگاه فوتبال هامبورگ", "لیگ قهرمانان اروپا", "منچستر یونایتد", "خبرگزاری آلمان", "باشگاه فوتبال هانزا روستوک", "آراکسیچ", "باشگاه فوتبال گالاتاسرای", "باشگاه فوتبال آ. ث. میلان", "باشگاه فوتبال چلسی", "آندریاس اشمیت", "باشگاه فوتبال وولفسبورگ", "باشگاه فوتبال اشتوتگارت", "لیگ اروپا", "زیمبرو کیشیلاو مولداوی", "رب ماس", "باشگاه فوتبال انرژی کوتبوس", "باشگاه فوتبال سروت", "الشباب امارات", "لیگ برتر فوتبال امارات", "جیابی چین", "مرداد", "کاپیتان (فوتبال)", "افشین پیروانی", "وینگو بگوویچ", "لیگ برتر فوتبال ایران", "پگاه گیلان", "شهریور", "آبان", "جام حذفی فوتبال ایران", "جام جهانی ۲۰۰۶", "باشگاه صبا باتری", "ورنر لورانت", "شیث رضایی", "مجلس شورای اسلامی", "ارومیه", "تبریز", "سازمان تربیت بدنی", "محمود احمدی‌نژاد", "عبدالرحمن شاه‌حسینی", "بابک داوری", "باشگاه فوتبال مس کرمان", "باشگاه فوتبال بانک تجارت تهران", "لیگ آزادگان ۱۳۷۳", "لیگ آزادگان ۱۳۷۴", "آرمینیا بیله‌فلد", "هرتابرلین", "لیگ برتر فوتبال ایران ۸۳–۱۳۸۲", "باشگاه صباباتری", "لیگ برتر فوتبال ایران ۸۴–۱۳۸۳", "لیگ برتر فوتبال ایران ۸۵–۱۳۸۴", "لیگ برتر فوتبال ایران ۸۶–۱۳۸۵", "تیم ملی فوتبال پاکستان", "جام اکو ۱۹۹۳", "تیم ملی فوتبال تایلند", "جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸", "فرانسه", "جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶", "جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶", "تیم ملی فوتبال نپال", "تیم ملی فوتبال سری‌لانکا", "تیم ملی فوتبال عمان", "مسقط", "محمد مایلی‌کهن", "امارات متحده عربی", "تیم ملی فوتبال عراق", "تیم ملی فوتبال عربستان سعودی", "تیم ملی فوتبال کره جنوبی", "پنالتی", "تیم ملی فوتبال کویت", "تیم ملی فوتبال مالدیو", "تیم ملی فوتبال قرقیزستان", "تیم ملی فوتبال سوریه", "دمشق", "محسن گروسی", "تیم ملی فوتبال چین", "تیم ملی فوتبال قطر", "محمد مایلی کهن", "داریوش مصطفوی", "فدراسیون فوتبال ایران", "تیم ملی فوتبال ژاپن", "والدیر ویرا", "جوهور بهرو", "مالزی", "خداداد عزیزی", "تیم ملی فوتبال استرالیا", "اقیانوسیه", "محسن صفایی فراهانی", "تومیسلاو ایویچ", "یوفا", "آ. اس. رم", "ایتالیا", "جلال طالبی", "رضا شاهرودی", "تیم ملی فوتبال یوگسلاوی", "تیم ملی فوتبال آمریکا", "تیم ملی فوتبال آلمان", "حمیدرضا استیلی", "مهدی مهدوی‌کیا", "بازی‌های آسیایی ۱۹۹۸", "تیم ملی فوتبال قزاقستان", "تیم ملی فوتبال لائوس", "تیم ملی فوتبال تاجیکستان", "تیم ملی فوتبال ازبکستان", "منصور پورحیدری", "جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۰", "تیم ملی فوتبال بحرین", "لبنان", "تیم ملی فوتبال لبنان", "جام جهانی فوتبال ۲۰۰۲", "تیم ملی فوتبال گوآم", "تیم ملی فوتبال میانمار", "سهراب بختیاری زاده", "تیم ملی فوتبال عربستان", "آدمار براگا", "تیم ملی فوتبال امارات", "تیم ملی فوتبال ایرلند", "یحیی گلمحمدی", "میروسلاو بلاژویچ", "تیم ملی امید ایران", "بازی‌های آسیایی ۲۰۰۲", "تیم ملی امید فوتبال افغانستان", "تیم ملی امید فوتبال لبنان", "تیم ملی امید فوتبال قطر", "ابراهیم میرزاپور", "برانکو ایوانکویچ", "جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴", "تیم ملی فوتبال اردن", "تیم ملی فوتبال کره شمالی", "چین", "تیم ملی فوتبال مکزیک", "تیم ملی فوتبال پرتغال", "تیم ملی فوتبال آنگولا", "امیر قلعه نویی", "تیم ملی فوتبال تایوان", "جام جهانی فوتبال ۱۹۹۴", "فرانس پوشکاش", "جام جهانی ۱۹۹۴", "سوریه", "دوحه", "شهر کویت", "کویت", "تیم ملی فوبال سری لانکا", "عمان", "دوبی", "ابوظبی", "جام جهانی ۱۹۹۸", "جوهور باهرو", "سیساکت", "تایلند", "بازیهای آسیایی ۱۹۹۸", "بانکوک", "ادمونتون", "کانادا", "تیم ملی فوتبال کانادا", "جام (ورزش)", "یوکوهاما", "ژاپن", "اوکلند", "آمریکا", "لس آنجلس", "تیم ملی فوتبال اکوادور", "تیم ملی فوتبال مصر", "ال جی", "تیم ملی فوتبال مقدونیه", "بیروت", "صیدا", "تیم ملی فوتبال گوام", "جام جهانی ۲۰۰۲", "تیم ملی فوتبال بوسنی", "بغداد", "عراق", "جده", "عربستان سعودی", "منامه", "بحرین", "تیم ملی فوتبال امارات عربی متحده", "کیف", "اوکراین", "تیم ملی فوتبال اوکراین", "تیم ملی فوتبال پاراگوئه", "وینتیان", "لائوس", "مسابقات فوتبال غرب آسیا ۲۰۰۴", "چونگ‌کینگ", "جمهوری خلق چین", "پکن", "عمان (شهر)", "اردن", "تیم ملی فوتبال پاناما", "تیم ملی فوتبال لیبی", "تیم ملی فوتبال توگو", "جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷", "تیم ملی فوتبال کاستاریکا", "محمد دادکان", "مربی فوتبال", "سایپا", "لیگ برتر ایران", "محمد علی‌آبادی", "ورزشگاه آزادی", "محمد رویانیان", "ایران آنلاین", "لیگ برتر فوتبال ایران ۸۶-۸۵", "لیگ برتر فوتبال ایران ۸۷-۸۶", "لیگ برتر فوتبال ایران ۸۹-۸۸", "لیگ برتر فوتبال ایران ۹۰-۸۹", "باشگاه فوتبال راه‌آهن تهران", "لیگ برتر فوتبال ایران ۹۱-۹۰", "لیگ برتر فوتبال ایران ۹۲-۹۱", "لیگ برتر فوتبال ایران ۹۳-۹۲", "لیگ برتر فوتبال ایران ۹۵–۱۳۹۴", "زلاتکو کرانچار", "برانکو ایوانکوویچ", "باشگاه فوتبال سایپای البرز", "۹ اردیبهشت", "محمود گودرزی", "علی پروین", "محسن قهرمانی", "سید میثم حسینی", "شجاع خلیل‌زاده", "استان اردبیل", "مهندسی عمران", "دانشگاه شریف", "گزینش", "۱۳۶۷ (خورشیدی)", "کنکور", "کارشناسی ارشد", "دانشگاه آزاد", "شهرک غرب", "فوتبال", "تجارت", "اتاق بازرگانی تهران", "فیسبوک", "شبکه ارتباطی چهره‌ها و مردم", "یونیسف", "مهتاب کرامتی", "علی کفاشیان", "هیئت دولت", "سیدمحمد خاتمی", "وبگاه تبیان" ]
[ "آقای‌گل‌های لیگ فوتبال ایران", "افراد ایرانی آذری‌تبار", "افراد زنده", "اهالی اردبیل", "بازیکن سال فوتبال آسیا", "بازیکنان باشگاه آرمینیا بیله‌فلد", "بازیکنان باشگاه السد", "بازیکنان باشگاه الشباب امارات", "بازیکنان باشگاه بانک تجارت", "بازیکنان باشگاه بایرن مونیخ", "بازیکنان باشگاه پرسپولیس", "بازیکنان باشگاه سایپا", "بازیکنان باشگاه صبا", "بازیکنان باشگاه هرتابرلین", "بازیکنان بوندس‌لیگای ۱", "بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران", "بازیکنان جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸", "بازیکنان جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶", "بازیکنان جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶", "بازیکنان جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۰", "بازیکنان جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴", "بازیکنان فوتبال اهل ایران", "بازیکنان فوتبال در بازی‌های آسیایی ۱۹۹۸", "بازیکنان فوتبال در بازی‌های آسیایی ۲۰۰۲", "بازیکنان فوتبال دور از وطن در آلمان", "بازیکنان فوتبال دور از وطن در قطر", "بازیکنان فوتبال مهاجر اهل ایران", "بازیکنان لیگ خلیج عربی امارات", "بازیکنان لیگ ستارگان قطر", "بنیانگذاران شرکت اهل ایران", "پرچم‌داران کاروان ایران در بازی‌های آسیایی", "دانش‌آموختگان دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف", "دانش‌آموختگان دانشکده مهندسی و علم مواد دانشگاه صنعتی شریف", "دانش‌آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی", "دانش‌آموختگان دانشگاه صنعتی شریف", "دریافت‌کنندگان نشان شجاعت (جمهوری اسلامی)", "دور از وطن‌های اهل ایران در امارات متحده عربی", "زادگان ۱۳۴۸", "زادگان ۱۹۶۹ (میلادی)", "سفیران یونیسف", "شیعیان ایران", "کارآفرینان اهل ایران", "کلوپ سده فیفا", "مدال‌آوران بازی‌های آسیایی ۱۹۹۸", "مدال‌آوران بازی‌های آسیایی ۲۰۰۲", "مدال‌آوران بازی‌های آسیایی در فوتبال", "مدال‌آوران طلا بازی‌های آسیایی اهل ایران", "مربیان باشگاه راه‌آهن", "مربیان باشگاه سایپا", "مربیان باشگاه صبا", "مربیان باشگاه صبای قم", "مربیان باشگاه فوتبال پرسپولیس", "مربیان باشگاه نفت تهران", "مربیان تیم ملی فوتبال ایران", "مربیان فوتبال اهل ایران", "مهاجمان فوتبال", "مهندسان متالورژی اهل ایران", "ورزشکاران آذری اهل ایران" ]
886
فردیناند ماژلان
1
190
0
[ "فرديناند ماژلان", "فردینان ماژلان", "فردیناند ماگلان", "فردينان ماژلان", "فرديناند ماگلان", "ماژلان" ]
false
33
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام", "Item2": "فردیناند ماژلان" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Ferdinand Magellan.jpg" }, { "Item1": "اندازه تصویر", "Item2": "220px" }, { "Item1": "زادروز", "Item2": "بهار ۱۴۸۰ (میلادی)" }, { "Item1": "زادگاه", "Item2": "[[سابروسا]]، [[ویلا رئال]]،ایالت [[تراس دوس مونتس]]" }, { "Item1": "تاریخ مرگ", "Item2": "۲۷ آوریل" }, { "Item1": "مکان مرگ", "Item2": "نبرد ماکتان، جزیره سبو[[فیلیپین]]" }, { "Item1": "ملیت", "Item2": "[[پرتغال]]ی" }, { "Item1": "تابعیت", "Item2": "[[پرتغال]]ی" }, { "Item1": "پیشه", "Item2": "پوینده و دریانورد" }, { "Item1": "امضا", "Item2": "Magellan Signature.svg" }, { "Item1": "اندازه امضا", "Item2": "100px" } ], "Title": "زندگینامه" }
فردیناند ماژلان (زاده بهار ۱۴۸۰ - د ۲ گذشته ۷ آوریل ۱۵۲۱ میلادی) پوینده و دریانوردی پرتغالی بود که به دولت اسپانیا خدمت می‌کرد. او نخستین کسی بود که در جهت غرب از اروپا به آسیا رفت و در اقیانوس آرام کشتی راند. ماژلان همچنین نخستین کسی بود که با هدف دور زدن کره زمین، رهبری یک ناوگان اکتشافی را عهده‌دار شد. اگرچه خود در میانه سفر درگذشت، گروهی از افراد و ناوگانش توانستند در ۱۵۲۲ میلادی کره زمین را با موفقیت دور بزنند و به اروپا بازگردند. تولد و سال‌های اول ماژلان در خانواده‌ای اشرافی در سابروسا، ویلا رئال، ایالت تراس دوس مونتس متولد شد. وقتی که ده ساله بود، والدینش در گذشتند. دو سال بعد وی به نزد برادرش در لیسبون رفت و در دربار شاه جان دوم و ملکه الئونورا به عنوان پیشخدمت مشغول به کار شد. زندگی در لیسبون این فرصت را به او داد تا همراه پسر عمویش فرانسیسکو سرانو ادامه تحصیل دهد و در جغرافیا و ستاره‌شناسی مهارت یابد. در ۱۴۹۶ میلادی ماژلان مقام سلحشوری گرفت. در بیست سالگی برای اولین بار به دریا رفت. در ۱۵۰۵ میلادی دولت او را به هند فرستاد تا ترتیب انتصاب فرانسیسکو د آلمئیدا را به مقام نیابت سلطنت پرتغال بدهد و در طول مسیر پایگاه‌های نظامی و دریایی برپا سازد. هم در این سفر بود که برای اولین دفعه ماژلان جنگ را تجربه کرد: وقتی یک سلطان محلی آفریقایی از پرداخت خراج سر باز زد، افراد آلمئیدا حمله بردند و شهر مسلمان‌نشین کیلوا در تانزانیای امروزی را به تصرف درآوردند. در ۱۵۰۶ میلادی ماژلان به هند شرقی سفر کرد تا هیاتی را که دولت پرتغال به جزایر ادویه فرستاده بود همراهی کند. در ۱۵۱۰ میلادی درجه ناخدایی گرفت ولی مدتی بعد به دلیل اشتباه در فرماندهی برکنار و به پرتغال بازگردانده شد. در ۱۵۱۱ میلادی به مراکش فرستاده شد و در نبرد آزامور (۲۸ و ۲۹ اوت ۱۵۱۳ میلادی)، علیه مراکشی‌ها شرکت کرد. با وجود زخم برداشتن در جنگ و دریافت مدال‌های متعدد، اطرافیان وی را به داد و ستد غیرقانونی با مسلمانان متهم کردند. آلمئیدا نایب‌السلطنه هم که با ماژلان اختلاف داشت، در گزارشی به دربار از عملکرد او ابراز نارضایتی کرد. هرچند ماژلان بالاخره از تمام اتهام‌ها تبرئه شد، ولی دیگر مورد اعتماد شاه امانوئل اول نبود. پادشاه تقاضای افزایش حقوق ماژلان را نپذیرفت و اعلام کرد که از تاریخ ۱۵ مه ۱۵۱۴ میلادی، دیگر در دولت پرتغال مقامی برای او در نظر نگرفته‌است. ماژلان که اوضاع را چنین دید، کشور و شهروندی پرتغال را ترک گفت تا در خدمت دربار اسپانیا درآید و نام پرتغالی خود «فرنون د ماگالیانش» را به «فرناندو د ماگالانس» تغییر داد. نقشه‌هایی برای دور زمین گشتن در ۲۰ اکتبر ۱۵۱۷ میلادی ماژلان به سویل پایتخت اسپانیا در آن دوران رسید و از آنجا به والادولید رفت تا با شاه نوجوان چارلز اول (چارلز پنجم بعدی، امپراتور مقدس روم) ملاقات کند. با یاری خوان د آراندا عضو بلندپایه مرکز امور هند در سویل و دیگر دوستان به ویژه یک پرتغالی به نام دیوگو باربوسا، ماژلان سرانجام توانست تابعیت اسپانیا را بدست آورد. وی در سویل نفوذ زیادی یافت و در سایه تدبیر خود توانست شاه و خوان رودریگیث د فونسیسکا – اسقف قدرتمند بورگوس و دشمن قسم‌خورده کریستف کلمب – را پشتیبان خود کند. در آن دوران تجارت ادویه رونق زیادی داشت و ادویه آسیای جنوب شرقی در بازارهای اروپا به قیمت بسیار گزاف به فروش می‌رفت. مرکز این تجارت پرسود جزایر ملوک (معروف به جزایر ادویه) در اندونزی امروزی بود که برای رسیدن به آن کشتی‌های اروپایی ناچار به دور زدن قاره آفریقا و پیمودن هزاران کیلومتر راه در اقیانوس هند بودند. روزی نقشه‌ای از آمریکای جنوبی به دست ماژلان رسید. در این نقشه – به اشتباه- دلتای عظیم رودخانه لاپلاتا به صورت گذرگاهی ترسیم شده بود که از طریق آن می‌شد به اقیانوس آرام راه برد. ماژلان به فکر افتاد که با استفاده از این مسیر و عبور از جنوب اقیانوس آرام آسان‌تر می‌توان به جزایر ادویه رسید. روی فالئیرو ستاره‌شناس تبعیدی پرتغالی ماژلان را در پیشبرد این نقشه یاری می‌داد و یک بازرگان بسیار ثروتمند به نام کریستوفر د هارو که مخالف شاه پرتغال بود، حاضر شد وی را از نظر مالی حمایت putasasa کند. در ۲۲ مارس ۱۵۱۸ میلادی شاه چارلز طرح ماژلان را تصویب کرد. مطابق قرارداد، یک بیستم کل سود حاصل از سرزمین‌های کشف شده بعلاوه حکومت آن‌ها مشترکا به ماژلان و فالئیرو تعلق می‌گرفت. بعد از تامین بودجه دولتی، دو شریک پنج کشتی فراهم کردند: ترینیداد (ظرفیت ۱۱۰ تن، خدمه ۵۵ نفر)، سان آنتونیو (ظرفیت ۱۲۰ تن، خدمه ۶۰ نفر)، کونسپسیون (ظرفیت ۹۰ تن، خدمه ۴۵ نفر) ، ویکتوریا (ظرفیت ۸۵ تن، خدمه ۴۲ نفر) و سانتیاگو (ظرفیت ۷۵ تن، خدمه ۳۲ نفر) . ترینیداد کشتی دریادار بود و ماژلان خود آن را فرماندهی می‌کرد؛ به غیر از فالئیرو ناخدایان چهار کشتی دیگر به ترتیب عبارت بودند از: خوان د کارتگنا، گومس، گاسپار د کویسادا و لوئیس د مندوزا. مسافرت در ۱۵ اوت ۱۵۱۸ میلادی پنج کشتی تحت فرمان ماژلان، سویل را ترک کردند و در طول رودخانه گوادال کوئی ویر به حرکت در آمدند. اما مقامات اسپانیایی شهر بندری سان لوکار د باررامدا که به ماژلان پرتغالی‌تبار مشکوک بودند، پنج هفته ناوگان او را در دهانه رودخانه معطل کردند و سرانجام در ۲۰ سپتامبر اجازه ادامه سفر را به ماژلان و ۲۷۰ نفر همراهانش دادند. شروع سفر شاه امانوئل پرتغالی که از عزیمت آن‌ها باخبر شد، چند کشتی جنگی را به تعقیبشان فرستاد اما ماژلان موفق شد پرتغالی‌ها را جا بگذارد. ناوگان او پس از توقف کوتاهی در جزایر قناری به جزایر کیپ ورد رفت و از آنجا راهی دماغه سن اوتین در برزیل شد. در ۲۰ سپتامبر از خط استوا گذشتند و در ۶ دسامبر ساحل برزیل در دیدرس قرار گرفت. چون برزیل در آن زمان محدوده پرتغال بود، ماژلان از آن دوری کرد و در ۱۳ دسامبر در منطقه خوش آب و هوایی نزدیک ریو دو ژانیروی امروزی لنگر انداخت. پس از تهیه آذوقه و آماده‌سازی کشتی به سوی جنوب حرکت کردند و در ۱۰ ژانویه ۱۵۲۰ میلادی به مصب رودخانه لاپلاتا رسیدند. جستجو برای یافتن گذرگاهی به اقیانوس آرام باید از همین نقطه آغاز می‌شد ولی چون در نیمکره جنوبی زمستان بود، ماژلان صلاح دید که برنامه سفر را به تاخیر بیندازند و تا تمام شدن فصل سرما در پاتاگونیا بمانند. خدمه هم برای گذراندن زمستان دست به کار ساختن اقامتگاهی شدند و آن را پوئرتو سان خولیان نامیدند. بدین ترتیب با گذشت شش ماه هنوز در آغاز راه بودند و سرزمین جدیدی پیدا نشده بود. این وضعیت موجب نارضایتی گروهی از دریانوردان شد زیرا همه می‌دانستند که ماژلان تا به هدف خود دست نیابد اجازه بازگشت به اسپانیا را به آنان نخواهد داد. سه تن از ناخدایان مخالف ماژلان که موقعیت را برای سرنگون کردن وی مناسب می‌دیدند، با همدستی تعدادی از افسران شورش کردند و کنترل سه کشتی را برای چند ساعت به دست گرفتند. اما وفادار ماندن بیشتر خدمه به ماژلان، توطئه آن‌ها را ناموفق گذاشت. مندوزا و کوئسادا به اعدام محکوم شدند و کارتاگنا – که جرمش سبک‌تر بود - و یک کشیش را هم در ساحل متروکه‌ای پیاده کردند. با مساعد شدن هوا در ۲۴ اوت سفر از سر گرفته شد. پیش از ترک اقامتگاه، ماژلان کشتی کوچک سانتیاگو را برای بازرسی به پایین دست ساحل فرستاد ولی کشتی در برخورد با صخره‌های زیرآبی غرق شد. بیشتر سرنشینان توانستند خود را به خشکی برسانند و از راه زمینی دوباره به ناوگان ملحق شوند. در ۲۱ اکتبر ۱۵۲۰ میلادی در ۵۲ درجه عرض جنوبی چهار کشتی به دماغه ویرجن رسیدند. عمق زیاد و شوری آب حکایت از آن داشت که بالاخره گذرگاه را یافته‌اند. ماژلان ابتدا دو کشتی سان آنتونیو و کونسپسیون را برای کاوش پیش فرستاد. پس از شناسایی کلی مسیر، ناوگان مسافرت دشوار و ۳۷۳ مایلی خود را به درون تنگه آغاز کرد. این گذرگاه که ماژلان آن را به مناسبت فرارسیدن عید اول نوامبر، «گذرگاه همه قدیسان» خوانده بود اکنون تنگه ماژلان نامیده می‌شود. گومس فرمانده سان آنتونیو که ادامه دادن راه را با آذوقه موجود ممکن نمی‌دانست سایر افسران را با خود همراه کرد و به اسپانیا گریخت. سه کشتی باقی‌مانده سرانجام در ۲۸ نوامبر به آب‌های اقیانوس آرام جنوبی وارد شدند. «آرام» نامی بود که ماژلان به دلیل سکون و آرامش این اقیانوس به آن داده بود. مرگ ماژلان ناوگان با بادبان کشیدن به سمت شمال غربی در ۱۳ فوریه ۱۵۲۱ میلادی از خط استوا گذشت، در ۶ مارس به جزایر ماریانا و در ۱۶ مارس به جزیره هومونهون فیلیپین رسید. ماژلان با یاری مترجم مالایایی خود به آسانی توانست با مردم بومی ارتباط برقرار کند. پس از تبادل هدایا با کالامبو راجه لیمساوا در ۷ آوریل، وی آن‌ها را به جزایر سبو رهنمون کرد. هومابون راجه سبو با آنان رفتاری دوستانه داشت و حتی پذیرفت که به آیین مسیحیت درآید. اما لاپو لاپو راجه ماکتان جزیره مجاور، این اندازه مطیع نبود و به جای پذیرش مسیحیت و خراج دادن به اسپانیا، جنگ را برگزید. ماژلان با تعداد کمی سرباز به مقابله با بومیان سرکش شتافت و در ۲۷ آوریل در نبرد ماکتان کشته شد. آنتونیو پیگافتا، جهانگرد ثروتمندی که به عنوان وقایع‌نگار ناوگان ماژلان را همراهی می‌کرد، تنها شاهد عینی و قابل اعتماد این واقعه‌است. او می‌نویسد: گشتن به دور زمین ماژلان وصیت کرده بود که مترجم مالایایی پس از مرگ او آزاد شود. این بومی اهل مالزی را که انریکه نام داشت ماژلان در یکی از سفرهای گذشته‌اش به آسیای جنوب غربی در۱۵۱۱ میلادی از برده‌داران سوماترایی خریداری کرده بود؛ هنگام جنگ در آفریقا، اخراج از دربار پرتغال و نائل شدن به مقام دریاسالاری در اسپانیا، انریکه در کنار اربابش حاضر بود بنابراین با رسیدن ناوگان ماژلان به فیلیپین، او اولین کسی شد که (در سفرهای جداگانه) یک دور گرد کره زمین گشته‌است. پس از درگذشت ماژلان، فرماندهان که وجود انریکه را لازم می‌دیدند از آزاد کردنش خودداری کردند ولی او با کمک راجه هومابون در هنگامه جنگ بومیان و اسپانیایی‌ها موفق به فرار شد. در غیاب وی، آنتونیو پیگافتا که درباره زبان بومیان مطالعاتی کرده بود، وظیفه برقراری ارتباط را بر عهده گرفت. سه کشتی باقی‌مانده در جستجوی جزایر ادویه مسیر خود را به سمت غرب ادامه دادند. پس از توقف کوتاهی در جزیره پالاوان، در ۲۱ ژوئن ۱۵۲۱ میلادی دریانوردان محلی ایشان را به جزیره بورنئو هدایت کردند. ناوگان آنان اکنون تنها به دو فروند کشتی محدود می‌شد؛ کونسپسیون به علت فرسودگی در کرانه‌های پالاوان رها و به آتش کشیده شده بود. آن‌ها مدت سی و پنج روز در ساحل کشور برونئی لنگر انداختند . پیگافتای ونیزی از ثروت و جلال دربار راجه سیریپادا داستان‌ها نقل کرده‌است . بورنئویی‌ها ارتشی از فیل‌های اهلی و ۶۲ توپ جنگی داشتند که بیش از پنج برابر جنگ‌افزارهای موجود در ناوگان ماژلان بود. پیگافتا از فناوری اهالی جزیره نمونه‌هایی ذکر می‌کند؛ از آن جمله‌است ظروف چینی (که هنوز بطور گسترده در دسترس اروپاییان قرار نگرفته بود) و عینک (که به تازگی به اروپا رسیده بود). دریانوردان در ۶ نوامبر ۱۵۲۱ میلادی به جزایر مولوک (جزایر ادویه) رسیدند و پس از داد و ستد با سلطان تیدور عازم اسپانیا شدند. مدت کوتاهی بعد از حرکت، ترینیداد کشتی فرماندهی، به علت فرسودگی در راه ماند و سرنشینانش ناگزیر به جزیره ترناته که متعلق به پرتغال بود پناهنده شدند. ترینیداد هم به چنگ پرتغالی‌ها افتاد و نزدیک ساحل جزیره نابود شد. ویکتوریا به فرماندهی خوان سباستین دلکانو راه خود را به سوی اسپانیا ادامه داد و در ۶ ماه مه ۱۵۲۲ میلادی دماغه امید نیک را دور زد. در کشتی جز برنج چیزی برای خوردن نبود. تا رسیدن به جزیره کیپ ورده بیست نفر از خدمه بر اثر سوء تغذیه مردند. دریانوردان می‌دانستند که شاه پرتغال مصمم است مانع رسیدن کشتی‌های ماژلان به اسپانیا شود و ناوگانی جنگی برای نابودیشان فرستاده‌است. دلکانو در طول مسیر سعی کرده بود تا به متصرفات پرتغال نزدیک نشود ولی با وضعیت موجود چاره‌ای جز توقف در کیپ ورده نمی‌دید. کشتی در بندر پهلو گرفت و چند نفر به‌طور ناشناس برای تهیه آذوقه به ساحل رفتند ولی مقامات پرتغال به آن‌ها شک بردند. دلکانو عاقبت مجبور شد تعدادی از افرادش را در جزیره بگذارد و بگریزد. بازگشت center در ۶ سپتامبر ۱۵۲۲ میلادی - سه سال بعد از ترک اسپانیا- خوان سباستین دلکانو و هفده نفر خدمه سوار بر کشتی ویکتوریا به بندر سویل وارد شدند و ماموریت دور زدن کره زمین را با موفقیت به پایان بردند. این هجده نفر در سال ۱۵۲۲ میلادی با کشتی ویکتوریا به سویل بازگشتند نام درجه خوان سباستین دلکانو ناخدا فرانسیسکو آلبو سکاندار میگل د روداس سکاندار خوان د آکوریو سکاندار آنتونیو پیگافتا نقشه کش مارتین د جودیسیبوس سر مباشر هرناندو د بوستامنته ناوبان نیکولاس یونانی ناوبان میگل سانچز ناوبان آنتونیو هرناندز کولمنرو ناوبان فرانسیسکو رودریگث ناوبان خوان رودریگز ناوبان دیه‌گو کارمنا ناوبان هانس آخنی توپچی خوان د آراتیا ملوان ماهر واسکو گومث گالگو ملوان ماهر خوان د سانتاندرس ملوان کارآموز خوان د زوبلیتا پادو ۴ نفر از ۵۵ خدمه کشتی ترینیداد هم سرانجام در ۱۵۲۵ میلادی توانستند خود را به اسپانیا برسانند. یافته‌ها ماموریت ماژلان در تاریخ پویش‌های جغرافیایی نقطه عطفی بود. با به انجام رسیدن این سفر اکتشافی، فرضیه کروی بودن زمین عملا به اثبات رسید. ماژلان و یارانش همچنین نخستین اروپاییانی بودند که: گذرگاه میان دو اقیانوس اطلس و آرام را کشف و از آن عبور کردند. در آمریکای جنوبی «شتر بی‌کوهان» دیدند - که می‌تواند لاما، گواناکو، شترچه یا آلپاکا باشد. نوعی «غاز» سیاه یافتند که به جای پر کندن باید پوست آن کنده شود (پنگوئن). دو مورد از نزدیکترین کهکشانها به ما یعنی ابرهای ماژلان را رصد کردند. این دو کهکشان تنها از نیمکره جنوبی قابل رویت هستند. محیط کره زمین را مشخص کردند؛ در این سفر ۱۴،۴۶۰ لیگ (یکا) (برابر با ۶۹،۰۰۰ کیلومتر) پیموده شد. به ضرورت ایجاد یک خط تاریخ بین‌المللی پی بردند؛ بدون وجود این خط فرضی دریانوردانی که از سمت غرب دور کره زمین می‌گردند، یک روز از تقویم واقعی عقب می‌مانند.
[ "سابروسا", "ویلا رئال", "تراس دوس مونتِس", "فیلیپین", "پرتغال", "۱۴۸۰ (میلادی)", "۲۷ آوریل", "۱۵۲۱ (میلادی)", "دریانوردی", "اسپانیا", "اروپا", "آسیا", "اقیانوس آرام", "کره زمین", "لیسبون", "شاه جان دوم", "ملکه الئونورا", "فرانسیسکو سرانو", "جغرافیا", "ستاره‌شناسی", "هند", "فرانسیسکو دِ آلمئیدا", "تانزانیا", "کمپانی هند شرقی بریتانیا", "جزایر ادویه", "ناخدا", "مراکش", "امانوئل اول", "سویل", "والادولید", "شاه چارلز اول", "کریستف کلمب", "جزایر ملوک", "اندونزی", "آفریقا", "اقیانوس هند", "آمریکای جنوبی", "رودخانه لاپلاتا", "روی فالئیرو", "ستاره‌شناس", "ترینیداد (کشتی)", "سان آنتونیو (کشتی)", "کونسپسیون (کشتی)", "ویکتوریا (کشتی)", "سانتیاگو (کشتی)", "کشتی دریادار", "رودخانه گوادال کوئی ویر", "سان لوکار دِ باررامِدا", "جزایر قناری", "کیپ ورد", "دماغه سن اوتین", "برزیل", "خط استوا", "ریو دو ژانیرو", "پاتاگونیا", "دماغه ویرجن", "تنگه ماژلان", "جزایر ماریانا", "هومونهون", "آیین مسیحیت", "لاپو لاپو", "آنتونیو پیگافتا", "مالزی", "آسیای جنوب غربی", "سوماترا", "پالاوان", "جزیره بورنئو", "برونئی", "فیل", "جنگ‌افزار", "عینک", "تیدور", "دماغه امید نیک", "اقیانوس اطلس", "لاما", "گواناکو", "شترچه‌‌", "آلپاکا", "پنگوئن", "کهکشان", "ابرهای ماژلان", "نیمکره جنوبی", "لیگ (یکا)", "کیلومتر", "خط تاریخ بین‌المللی" ]
[ "اهالی پرتغال در سده ۱۵ (میلادی)", "اهالی پرتغال در سده ۱۶ (میلادی)", "تاریخ دریانوردی پرتغال", "جهانگردان و مکتشفان اهل اسپانیا", "جهانگردان و مکتشفان اهل پرتغال", "درگذشتگان ۱۵۲۱ (میلادی)", "زادگان ۱۴۸۰ (میلادی)", "عصر کاوش", "کاتولیک‌های رومی اهل پرتغال", "کاتولیک‌های رومی سده ۱۵ (میلادی)", "کاتولیک‌های رومی سده ۱۶ (میلادی)", "کشته‌شدگان با سلاح برنده", "مردم مستعمره اسپانیایی فیلیپین", "مکتشفان اقیانوس آرام", "مکتشفان اقیانوس آرام اهل پرتغال", "مکتشفان سده ۱۶ (میلادی)", "مکتشفان شیلی", "نیروهای نظامی کشته‌شده در جنگ", "هند شرقی اسپانیا در سده ۱۶ (میلادی)" ]
887
فهرست میوه‌ها
0
40
0
[ "سیاهه ی میوه‌ها", "سیاهه‌ی میوه‌ها", "فهرست میوه‌جات", "فهرست میوه ها", "فهرست ميوه ها", "سياهه ي ميوه ها", "سیاهه ی میوه ها", "سیاهه میوه‌ها", "فهرست ميوه جات", "فهرست میوه جات", "سياهه ميوه ها", "سیاهه میوه ها" ]
false
4
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
سیاهه‌ای از نام میوه‌جات به زبان فارسی: اختری (کوکبی میوه ستاره) ازگیل آسرولا آلبالو آلو بخارا آلو برقانی آلو قطره‌طلا آلو آلوکک انار آناناس انبه انجیر انجیرهندی انگور فرنگی انگور انگورک آواکادو آووکادو بادام زمینی بادام هندی بادام بالنگ بلوط به پاپایا (خربزه درختی) پرتقال پسته ترگیل ترنج تمر هندی تمشک سیاه تمشک توت فرنگی توت چشالو چیکو خارگیل خربزه خرما خرمالو خیار دارابی زغال‌اخته زالزالک زردآلو زرشک زرگیل زیتون سرخالو سنجد سیب شاه‌توت شفتالو شلیل طالبی فندق قیسی کمبوزه کنار کام‌کوات کیوی گردو گرمک گریپ‌فروت گلابی گواوا گوجه سبز گوجه فرنگی گیلاس لایچی لیمو ترش لیمو شیرین مژکی موز میوه اژدها میوه نان نارگیل نارنج نارنگی هلو هندوانه
[ "میوه‌جات", "اختری", "کوکبی", "زیتون", "ازگیل", "آسرولا", "آلبالو", "آلو بخارا", "آلو برقانی", "آلو قطره‌طلا", "آلو", "آلوکک", "انار", "آناناس", "انبه", "انجیر", "انجیرهندی", "انگور فرنگی", "انگور", "انگورک", "آواکادو", "آووکادو", "بادام زمینی", "بادام هندی", "بادام", "بالنگ", "بلوط", "به", "پاپایا", "پرتقال(میوه)", "پسته", "ترگیل", "ترنج", "تمر هندی", "تمشک سیاه", "توت فرنگی", "توت", "چشالو", "چیکو", "خارگیل", "خربزه", "خرما", "خرمالو", "خیار", "دارابی", "زغال‌اخته", "زالزالک", "زردآلو", "زرشک", "زرگیل", "سرخالو", "سنجد", "سیب", "شاه‌توت", "شفتالو", "شلیل", "طالبی", "فندق", "قیسی", "کمبوزه", "کنار (سرده)", "کام‌کوات", "کیوی", "گردو", "گرمک", "گریپ‌فروت", "گلابی", "گواوا", "گوجه سبز", "گوجه فرنگی", "گیلاس", "لایچی", "لیمو ترش", "لیمو شیرین", "مژکی", "موز", "میوه اژدها", "درخت نان", "نارگیل", "نارنج", "نارنگی", "هلو", "هندوانه" ]
[ "فهرست‌های خوراکی‌ها", "فهرست‌های گیاهان", "فهرست‌های مربوط به گیاهان", "فهرست‌های مرتبط با کشاورزی", "گیاهان", "گیاهان دارویی", "گیاه‌شناسی", "میوه‌ها", "میوه‌های خوراکی" ]
888
میوه
0
429
0
[ "میوه‌جات", "ميوه", "میوه ها", "ميوه ها", "ميوه جات", "میوه جات", "میوه‌ها" ]
false
342
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
میوه فروشی در ورودی غربی بازار تجریش میوه‌ها در بازار لا بوکوئریا در بارسلون گلچینی از میوه‌های مختلف در گیاه‌شناسی به نهنج و تخمدان رسیده یک گیاه گلدار، میوه یا بر می‌گویند. میوه‌ها خود معمولا تخم گونه خود را نیز در دل دارند. هنگامی که در آشپزی بحث از میوه به‌عنوان غذا می‌شود، این واژه معمولا فقط به میوه گیاهانی گفته می‌شود که شیرین و گوشتدار هستند مانند آلو، سیب، پرتقال و… درحالیکه گروه بسیار زیادی از سبزیجات معمولی، مغزها و غلات، میوه گیاهان خود محسوب می‌شوند. میوه‌هایی که معمولا در آشپزی جزو میوه‌ها به حساب نمی‌آیند عبارت‌اند از کدوها (مثل کدو و کدو حلوایی)، ذرت، سیب زمینی و فلفل سبز. اینها از نظر یک گیاه‌شناس میوه هستند اما عموما در آشپزی جزو سبزیجات در نظر گرفته می‌شوند. گاهی نیز میوه‌های مربوط به آشپزی، از نظر گیاه‌شناسی جزو میوه‌ها به‌شمار نمی‌آیند؛ مانند ریواس که در آن فقط برگ شیرین دمبرگ قابل خوردن است. همچنین بعضی از ادویهها مانند فلفل شیرین و جوز هندی، میوه هستند. گاهی اوقات اصطلاح «میوه کاذب» در مورد یک میوه مثل انجیر یا یک ساختار گیاهی که شبیه میوه‌است، اما از یک گل یا تعدادی گل حاصل نمی‌شود بکار می‌رود. بعضی از بازدانگان از قبیل گیاه سرخدار دارای آریلهای گوشتدار شبیه میوه هستند و تعدادی از ارسها، مخروطهای گوشتداری شبیه گیلاس دارند. در بیشتر میوه‌ها، گرده‌افشانی بخش مهمی از پرورش میوه‌است و عدم دانش کافی در مورد گرده سازها و گرده افشانها می‌تواند به تولید محصولات ضعیف یا نامرغوب منجر شود. در تعداد کمی از گونه‌ها فرایندی به نام بکرمیوه‌دهی (parthenocarpy) وجود دارد که درآن احتمال تولید میوه در غیاب گرده سازها / گرده افشانها وجود دارد؛ این‌گونه میوه‌ها بدون دانه هستند. در دوره‌های بسیار قدیم کره زمین گیاهان میوه‌دار وجود نداشتند. در جریان تکامل گیاهان، برخی از گیاهان برای افزودن به شانس بقای نسل خود به مرور به دور دانه‌های خود موادی خوشمزه و جذاب برای جانوران ترشح کردند تا از این طریق جانوران را تشویق به خوردن دانه‌ها و دفع آن‌ها در نقاط دیگر بکنند. این امر به گسترش جغرافیایی گیاه و بقای آن کمک زیادی می‌کند. مواد جذابی که به دور دانه‌های مختلف گیاهان ترشح شدند به مرور تشکیل انواع میوه‌های امروزی را دادند. میوه فروشی در تهران رشد و نمو میوه میوه فروشی در آنتالیا ترکیه بازار میوه تسوکوجی در توکیو انگور زنجان بعد از باروری تخمک دراثر فرایندی به نام «گرده افشانی»، تخمدان شروع به رشد می‌کند. گلبرگها می‌افتند و تخمک درون دانه رشد می‌کند. سرانجام تخمدان (در بیشتر موارد به همراه سایر قسمت‌های گل) ساختاری را حول دانه یا دانه‌ها بوجود می‌آورد که میوه نامیده می‌شود. رشد میوه تا زمان بلوغ دانه‌ها ادامه می‌یابد. در برخی از میوه‌های چند دانه‌ای، مقدار رشد گوشت میوه متناسب با تعداد تخمکهای بارور شده‌است. هرکدام از دایره‌های سرخ‌رنگ نشان‌دهنده ۱۰۰ گرم میوه تازه هستند. در محورافقی میزان روزانه لازم از ویتامین سی و در محور عمودی میزان میلی‌گرم از پتاسیم نشان داده شده‌است. اندازه دایره با معیاری که در سمت چپ و بالای نمودار مشخص شده، میزان فیبر موجود در ۱۰۰ گرم را نشان می‌دهد. پرتقال و موز بیشترین میزان فیبر را دارا هستند و بیشترین فاصله را از خط صفر دارند که نشان می‌دهد ارزش تغذیه‌ای آن‌ها بالاتر است. هندوانه که تقریبا نه فیبر دارد و نه ویتامین سی و نه پتاسیم در پایینترین جایگاه تغذیه‌ای قرار گرفته‌است . دیواره میوه که از دیواره تخمدان گل بوجود آمده پیرابر نامیده می‌شود. پیرابر اغلب به صورت دو یا سه لایه مجزا به نامهای برون بر (لایه خارجی)، میان بر (لایه میانی) و درون بر (لایه داخلی) جدایش یافته‌است. در بعضی از میوه‌ها به ویژه میوه‌های یکپارچه که از یک تخمدان همبند حاصل شده‌اند، سایر قسمت‌های گل (از قبیل آوند گل که شامل گلبرگها، کاسبرگها و پرچم‌ها است) با تخمدان درآمیخته شده و با آن رشد می‌کنند. اگر بخش‌های دیگر گل که به آن‌ها اشاره شد قسمت مهمی در میوه باشند به آن میوه ثانوی می‌گویند. چون ممکن است سایر قسمت‌های گل در ساختار میوه موثر باشند لذا برای فهم چگونگی شکل‌گیری یک میوه خاص، بررسی ساختار گل آن بسیار مهم است. سیب‌ها از نظر رشد و نمو و شکل بسیار متنوع هستند وهمین مسئله ایجاد یک نظام طبقه‌بندی که دربرگیرنده تمامی میوه‌های شناخته باشد را مشکل می‌سازد. به‌علاوه به نظر می‌رسد که بسیاری از اصطلاحات در رابطه با دانه‌ها و میوه به درستی بکار نرفته‌است و این واقعیتی است که درک واژگان را مشکل ساخته نموده. دانه‌ها، تخمکهای رسیده هستند؛ میوه‌ها، تخمدانها یا برچه‌های محتوی دانه هستند. این توضیح را می‌توان به این دو تعریف افزود که در واژه‌شناسی مربوط به علم گیاه‌شناسی یک مغز نوعی میوه‌است و واژه دیگری برای دانه نیست. سه گروه کلی برای میوه‌ها وجود دارد: میوه‌های یکپارچه میوه‌های فراهم میوه‌های چند بخشی میوه‌های یکپارچه میوه‌های یکپارچه می‌توانند خشک یا گوشتدار بوده و حاصل رشد یک تخمدان ساده یا مرکب ولی با یک مادگی باشند. میوه‌های خشک ممکن است شکوفا (دارای دهانه برای بیرون فرستادن دانه‌ها) ویا ناشکوفا (فاقد دهانه برای خارج کرده دانه‌ها) باشند. انواع میوه‌های خشک و یکپارچه عبارت‌اند از (با مثال): تخم برهه- (آلاله) پوشینه - جوز برزیل گندمه – گندم) شفت لیفدار- نارگیل فولیکول – (شیر گیاه) بنشن – (نخود، لوبیا، بادام زمینی) بنشن تک‌دانه‌ای میوه مغزدار- گردو و فندق، راش، بلوط رخنده بر- هویج نیام خورجینی گوشک میوه‌هایی که در آن‌ها بخشی یا تمام پیرابر (دیواره میوه) هنگام بلوغ گوشتداراست را میوه‌های گوشتدار یکپارچه می‌نامند. انواع میوه‌های یکپارچه گوشتدار عبارت‌اند از (با مثال): توت - گوجه فرنگی، آوکادو شفت - آلو، گیلاس، هلو، زیتون توت کاذب - میوه‌های ثانوی موز، زغال‌اخته سیب گونه – میوه‌های ثانوی سیب، گلابی موز میوه‌های فراهم میوه فراهم از یک گل با تعداد زیادی مادگی بوجود می‌آید. نمونه آن تمشک است که میوه‌های یکپارچه‌اش را شفتک می‌نامند چون هر کدام از آن‌ها شبیه یک شفت کوچکی است که به نهنج متصل می‌باشد. در برخی از میوه‌های خاردار (از قبیل سیاه سته) نهنج باریک و دراز بوده و بخشی از میوه رسیده‌است و سیاه سته را به میوه‌ای ثانوی – فراهمی تبدیل می‌کند. توت فرنگی هم میوه‌ای ثانوی – فراهمی محسوب می‌شود که تنها درآن، دانه‌ها درون تخمهای برهنه‌ای (یک تخمه) قرار دارند. در تمامی این نمونه‌ها، میوه از یک گل مجزا با تعداد زیادی مادگی بوجود می‌آیند. در بعضی از گیاهان مانند noni، گل‌ها به صورت منظم سرتاسر ساقه تولید می‌شوند و امکان اینکه باهم نمونه‌هایی از گل آوری، رویش میوه و رسیدن آن را ببینیم وجود دارد. میوه‌های چندبخشی میوه چند بخشی به میوه‌ای گفته می‌شود که از یک خوشه گل بوجود آمده باشد (به نام گل آذین). هر گل یک میوه تولید می‌کند اما آن‌ها به صورت یک مجموعه بالغ می‌شوند. مانند آناناس، انجیر خوراکی، توت، پرتقال اوسیج و درخت نان. مراحل گل آوری و رشد میوه در noni یا توت هندی (Morinda citrifolia) را می‌توانید بر روی شاخه‌ای مجزا مشاهده کنید. ابتدا شکوفایی گل‌های سفید به نام سنبله بوجود می‌آید. بعد از باروری، هر گل به یک شفت تبدیل می‌گردد و هنگامیکه شفتها رشد کردند به صورت یک میوه گوشتدار چند بخشی به نام میوه‌پیوسته در هم ادغام می‌شوند. انتشار دانه میوه‌ها سازه‌های گیاهی هستند که ظاهرا تغییراتشان به میزان زیادی با انتشار دانه‌هایشان (پراکندگی نامیده می‌شود) در ارتباط است. بعضی میوه‌ها دارای لایه‌های بیرونی هستند که با خوشه‌ها یا خارگویهایی پوشیده شده که مانع از خورده شدنشان توسط حیوانات شده ویا برای چسبیده به موی حیوانات و استفاده از آن‌ها به‌عنوان عامل انتشار کاربرد دارند. سایر میوه‌ها دراز و پهن می‌شوند بنابراین شبیه بال هواپیما یا ملخ بالگرد باریک می‌گردند. این همچنین یک سازوکار تکاملی برای افزایش دامنه انتشار به حساب می‌آید. گیاه‌شناسی کشاورزی فهرست میوه‌ها آبمیوه‌گیری مارمالاد مربا کمپوت پوست میوه
[ "گیاه‌شناسی", "گیاه", "گل گیاه", "بذر", "آشپزی", "آلو", "سیب", "پرتقال", "سبزیجات", "غلات", "کدو", "ذرت", "سیب زمینی", "فلفل سبز", "ریواس", "دمبرگ", "ادویه", "فلفل شیرین", "جوز هندی", "انجیر", "بازدانگان", "سرخدار", "آریل (مواد آلی)", "گیلاس", "گرده‌افشانی", "ترکیه", "تخمک گیاه", "گرده افشانی", "تخمدان گیاه", "گلبرگ", "دانه", "بلوغ", "پیرابر", "شفت (میوه)", "نارگیل", "بادام زمینی", "گردو و فندق", "بلوط", "گوشک", "گوجه فرنگی", "آوکادو", "هلو", "زیتون", "موز", "زغال‌اخته", "گلابی", "نهنج", "خارگوی", "بالگرد", "سازوکار", "کشاورزی", "فهرست میوه‌ها", "آبمیوه‌گیری", "مارمالاد", "مربا", "کمپوت", "پوست میوه" ]
[ "ریخت‌شناسی گیاه", "ریخت‌شناسی میوه‌ها", "گرده‌افشانی", "مقاله‌های دانشنامه رشد", "میوه‌ها", "میوه‌های خوراکی" ]
890
دریا
0
1,456
0
[ "دريا", "دریاها", "درياها" ]
false
401
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
دریا نقش بسیار مهمی در توسعه و تجارت بشر دارد، مانند دلتای رود پیرل در چین. بنادر هنگ کنگ، شنژن و گوانگ ژو، به‌طور مستقل، سومین، چهارمین، و پنجمین بنادر پر تردد دنیااند. دریای آندامان در هنگام غروب دریا ، اقیانوس جهانی ، یا به شکل ساده‌تر، اقیانوس ، بدنه آبی متصل آب‌های شور می‌باشد که ۷۰٫۸ درصد سطح زمین را پوشش می‌دهد. دریا آب‌وهوای زمین را معتدل می‌کند و نقش مهمی در چرخه آب، چرخه کربن، و چرخه نیتروژن دارد. اگرچه از زمان پیشاتاریخ دریانوردی و اکتشاف در دریا رواج داشته‌است، مطالعه مدرن علمی دریا (اقیانوس‌نگاری) به‌طور گسترده به سفر چلنجر بریتانیا در دهه ۱۸۷۰ مربوط می‌شود. دریا به‌طور مرسوم به چهار یا پنج بخش بزرگ تقسیم شده‌است، مواردی مانند آرام را اقیانوس گویند، و مواردی مانند مدیترانه را دریا گویند. در زبان پهلوی این واژه به ریخت drayâb بوده‌است. «واژه زرنگ کهن‌ترین نام سیستان و زاولستان است و در سنگ‌نوشته بیستون به گونه زرنگا آمده‌است. به باور پژوهشگران، زرنگ و زریه که به زبان اوستایی به معنای دریا است، و دریه به فارسی هخامنشی و زریا در زبان پهلوی و دریا به زبان امروزی همه یکی است.» بزرگ‌ترین دریاهای جهان عبارتند از: دریای مدیترانه، دریای برینگ، دریای کارائیب، دریای اختسک. با توجه به شرایط فعلی رانش قاره‌ای، نیم‌کره شمالی اکنون به‌طور نسبی بین خشکی و دریا تقسیم شده‌است (با نسبت ۲:۳) اما نیم‌کره جنوبی به شدت اقیانوسی است (1:4.7). در اقیانوس پهناور، مقدار نمک حدودا ۳٫۵ درصد جرم آن را تشکیل می‌دهد، البته این مقدار می‌تواند در آب‌های محدود به خشکی، در نزدیکی دهانه رودخانه‌های بزرگ، یا اعماق زیاد متفاوت باشد. حدود ۸۵ درصد جامدات موجود در آب دریا را سدیم کلرید تشکیل می‌دهد. جریان‌های اعماق دریا از اختلاف در دما و میزان نمک حاصل می‌شوند. جریان‌های سطحی نیز از اصطکاک موج‌های تولید شده در اثر وزش باد و جزر و مد پدیدار می‌شوند. تغییرات سطح آب دریا نیز نتیجه جاذبه ماه و خورشید است. مسیر تمام این‌ها به وسیله مناطق وسیع سطح آبی و زیر آبی تعیین می‌شوند، که حاصل حرکت وضعی زمین می‌باشند (اثر کوریولیس). تغییرات پیشین در سطح دریا فلات قاره، مناطق کم عمق در دریا نزدیک خشکی، را ایجاد کرده‌اند. این آب‌های غنی از مواد معدنی سرشار از زندگی‌اند، که برای انسان‌ها منابع غذایی قابل توجهی (در اصل ماهی، ولی همچنین صدف، پستاندار دریایی، جلبک دریایی) فراهم می‌کنند، که هم در حیات وحش ماهی‌گیری می‌شوند و هم پرورش می‌یابند. متنوع‌ترین مناطق در اطراف آب‌سنگ‌های مرجانی گرمسیری قرار دارند. زمانی شکار نهنگ در دریا، آزاد و رایج بود، اما کاهش تعداد نهنگ‌ها موجب ایجاد کنوانسیون بین‌المللی تنظیم صید نهنگ و در نهایت توقف صید نهنگ شد. اقیانوس‌نگاری نشان داده‌است که حیات تنها محدود به آب‌های سطحی نورگیر نیست: حتی در اعماق و فشار زیاد، مواد معدنی جریان یافته از دریچه‌های گرمایی از اکوسیسیتم منحصر به فرد خود پشتیبانی می‌کنند. حیات ممکن است از آن‌جا آغاز شده باشد، و سفره‌های میکروبی دریایی به‌طور عمومی حاصل رویداد بزرگ اکسیژنی جو زمین می‌باشند؛ هم گیاهان و هم جانوران در ابتدا در دریا فرگشت یافته‌اند. دریا مسیر ضروری تجارت، مسافرت، استخراج مواد معدنی و تولید برق است. همچنین آن را برای جنگ ضروری کرده‌است، و شهرهای بزرگی را در معرض زمین‌لرزه، آتشفشان حاصل از گسل‌های نزدیک دریا؛ امواج قدرتمند سونامی؛ و توفندها، طوفان‌ها و چرخندها ایجاد شده در مناطق استوایی قرار داده‌است. این اهمیت و دوگانگی، فرهنگ بشری را از خدایان دریا تا شعر حماسی هومر و تا تغییرات ناشی از مبادله کلمبی، از مراسم تدفین وایکینگ‌ها تا هایکوهای ماتسوئو باشو و تا هنر دریایی و موسیقی الهام بخش در طیف گسترده از نیمه‌خوانی " The Complaynt of Scotland " تا شهرزاد اثر نیکولای ریمسکی-کورساکف تحت تاثیر قرار داده‌است. دریا صحنه فعالیت‌های اوقات فراغت شامل شنا، غواصی اسکوبا، موج‌سواری و قایق‌رانی است. اما رشد جمعیت، صنعتی‌سازی، و کشاورزی متمرکز موجب آلودگی دریایی امروزی شده‌اند. مقدار کربن دی‌اکسید جو در حال افزایش می‌باشد، و در فرآیندی به اسم «اسیدی‌شدن» اقیانوس پی‌اچ آب را کاهش داده‌است. طبیعت مشترک دریا صید بی‌رویه را به مشکلی درحال افزایش تبدیل کرده‌است. تعریف سیستم پیوسته اقیانوس‌های جهان و تقسیم‌بندی آن‌ها. دریا سامانه پیوسته تمام آب‌های پوسته اقیانوسی زمین است، که شامل ۴ اقیانوس نام گذاری شده به وسیله سازمان آب‌نگاری بین‌المللی (اقیانوس اطلس، اقیانوس آرام، اقیانوس هند و اقیانوس منجمد شمالی) و آب‌های اقیانوس منجمد جنوبی (چه از آن چهار اقیانوس جدا باشد و چه به همراه آن‌ها حساب گردد) می‌شود. این مفهوم و استفاده از دریا برای توصیف بدنه‌های آبی آب‌های دریا مانند دریای سرخ هر دو به زبان انگلیسی باستان بازمی‌گردد؛ مفهوم کلی‌تر از انگلیسی میانه به حرف تعریف معینی نیاز دارد. با توجه به کاربرد این واژه در طول زمان، هیچ تفاوت مهمی بین اقیانوس و دریا وجود ندارد، البته دریاها کوچکترند و (به استثنای دریای سارگاسو که حاصل چرخاب اطلس شمالی است ) معمولا به خشکی‌های کوچک‌تری در مقایسه با قاره‌ها محدودند. دریاها اغلب بزرگتر از دریاچه‌ها هستند، و شامل نمک می‌باشند، اما دریاچه طبریه دریاچه آب شیرین می‌باشد. در میان اقیانوس‌شناسان، یک تعریف قابل قبول برای دریا وجود دارد؛ با توجه به حقوق بین‌الملل، کونوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها بیان می‌کند که تمام اقیانوس «دریای واحد» است. علوم فیزیکی "تیله آبی" در جهت اصلی خود، که محل اتصال اقیانوس هند به اطلس را در دماغه امید نیک نشان می‌دهد. زمین تنها سیاره شناخته‌شده‌ای است که سطح آن با آب مایع پوشیده شده‌است، اگرچه مریخ دارای یخ‌های قطبی می‌باشد و ممکن است در سیاره‌های زمین‌سان در منظومه‌های شمسی دیگر اقیانوس وجود داشته باشد. هنوز معلوم نیست آب روی زمین از کجا آمده‌است، اما، با نگاهی از فضا، سیاره ما شبیه اشکال متنوع «تیله آبی» به نظر می‌رسد: اقیانوس‌ها، یخچال‌های قطبی، ابرها. از ۱۳۶۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر مکعب حجم آب زمین، ۹۷٫۲ درصد آن مربوط به دریاهای شناخته شده‌است و بیش از ۷۰ درصد سطح آن را پوشش می‌دهد. ۲٫۱۵ درصد باقی منجمد است، در یخ‌هایی که اقیانوس منجمد شمالی و جنوبگان و اقیانوس منجمد جنوبی آن را پوشش می‌دهند، و یخچال‌های طبیعی سراسر جهان یافت می‌شوند. باقی‌مانده آن (حدودا ۰٫۶۵ درصد کل آب‌ها) آب‌های زیر زمینی یا مراحل مختلف چرخه آب را شکل می‌دهد که شامل آب شیرین مصرفی جانوران خشکی‌زی می‌باشد: بخار آب در جو زمین، ابرها، باران حاصل از آن‌ها، و دریاچه‌ها و رودخانه‌هایی که خود به خود شکل گرفته‌اند، و آب آن‌ها دوباره و دوباره به دریا بازمی‌گردد. دریا به اندازه‌ای به زمین تسلط دارد که آرتور سی. کلارک نویسنده مشهور انگلیسی گفته‌است بهتر است نام «زمین» را «اقیانوس» قرار دهیم. مطالعه علمی آب و چرخه آبی زمین در حیطه آب‌شناسی می‌باشد؛ دینامیک شاره‌ها فیزیک آب در حال حرکت را بررسی می‌کند. جدیدترین مطالعه دریا اقیانوس‌نگاری است. این علم با مطالعه جریان‌های آبی اقیانوس آغاز شد، اما به رشته‌ای بزرگ و چند زیر رشته‌ای تبدیل شده‌است: این رشته خواص آب دریا را بررسی می‌کند؛ امواج، جزر و مد و جریان‌ها را مطالعه می‌نماید؛ خط سواحل و بستر اقیانوس را رسم؛ و حات موجودات دریا را مطالعه می‌کند. مباحث مربوط به حرکت دریا، نیروهای آن و نیروهایی که بر فراز آن عمل می‌کنند، به عنوان اقیانوس‌نگاری فیزیکی شناخته می‌شوند. زیست‌شناسی دریایی (اقیانوس‌نگاری زیستی) گیاهان، جانوران، و سایر موجودات زنده ساکن اکوسیستم دریا را بررسی می‌کند. اقیانوس‌نگاری شیمیایی نیز درباره هر دو اطلاعاتی را بیان می‌نماید، این زیر رشته عناصر و مولکول‌های داخل اقیانوس را بررسی می‌کند: به ویژه، نقش اقیانوس در چرخه کربن، و نقش کربن دی‌اکسید در افزایش خاصیت اسیدی آب دریا. دریا و جغرافیای طبیعی دریایی شکل دریا را ترسیم می‌کند، درحالی که جغرافیای دریا (اقیانوس‌شناسی جغرافیایی) شواهد رانش قاره‌ای و ساختار زمین را فراهم، فرایند ته‌نشینی را شفاف سازی، و به مطالعه آتشفشان‌ها و زمین‌لرزه‌ها کمک کرده‌است. آب دریا اولین نقشه جهانی از شوری سطح اقیانوس‌ها که توسط ماهواره سازمان فضایی اروپا ایجاد شده‌است. میزان شوری از ۳۲ در هزار (بنفش) تا ۳۸ در هزار (قرمز) متغیر است. آب دریا همواره شور است و اگرچه درجه شوری آن می‌تواند متفاوت باشد، حدودا ۹۰ رصد آب اقیانوس‌ها در هر لیتر ۳۴ تا ۳۵ گرم (۱٫۲ اونس) مواد جامد محلول دارند، که شوری ۳٫۴ تا ۳٫۵ درصدی تولید می‌کنند (اقیانوس‌نگاران برای توصیف ساده‌تر تفاوت‌های کوچک، اغلب به جای درصد، شوری را با در هزار یا بخش در هزار (ppt) بیان می‌کنند). شوری سطح آب‌ها در نیم‌کره شمالی به‌طور عمومی نزدیک به ۳۴ در هزار است، در حالی که در نیم‌کره جنوبی ۳۵ در هزار می‌باشد. حل شونده آب اقیانوس‌ها از هم از آب رودخانه‌های درحال جریان و هم از جریان‌های اقیانوسی فراهم می‌شود. ترکیب نسبی مواد مل شونده، در سراسر اقیانوس ثابت است: سدیم و کلرید حدود ۸۵ درصد آن را شکل می‌دهند. سایر حل‌شونده‌ها، شامل یون‌های فلزی مانند منیزیم و کلسیم و یون‌های منفی مانند سولفات، کربنات، و برمید می‌باشد. در غیاب سایر آلودگی‌ها، نوشیدن آب دریا ضرر ندارد، البته بیش از حد شور است؛ به‌طور مشابه، بدون شیرین‌سازی نمی‌توان برای آبیاری اکثر گیاهان از آن استفاده کرد. برای هدف‌های علمی و فنی، اغلب از شکل استاندارد آب مصنوعی دریا استفاده می‌شود. تنوع‌های شوری تحت عوامل بسیاری قرار دارد: جریان‌هایی که بین دریاها جاری می‌شوند؛ آب شیرین رودخانه‌ها و یخچال‌های طبیعی؛ بارندگی؛ ایجاد و ذوب یخ دریا؛ و تبخیر، که تحت تاثیر دما، بادها و امواج قرار دارد. برای مثال، سطح بالایی دریای بالتیک شوری بسیار کمی دارد (۲۰ تا ۱۵ در هزار) زیرا دمای پایین آب‌وهوای پیرامون، تبخیر را کاهش داده‌است؛ این دریا رودخانه‌های فراوانی دارد؛ و ارتباط اندک آن با دریای شمال موجب ایجاد لایه زیرین خنک و متراکمی می‌شود که به سختی با آب‌های سطحی مخلوط می‌گردد. در مقابل، دریای سرخ بین صحرای بزرگ آفریقا و صحرای عرب قرار دارد؛ تبخیر در این دریا بالا، ولی بارش کم است؛ رودخانه‌های آن بسیار اندک (و اکثرا فصلی) اند؛ و ارتباط آن با سایر دریاها (کانال سوئز در شمال و باب‌المندب در جنوب) بسیار باریک است. شوری میانگین آن ۴۰ در هزار می‌باشد. شوری دریای مدیترانه اندکی کمتر است (۳۷ در هزار)، درحالی این میزان که برخی دریاهای حدود به خشکی بسیار بالاتر است. دریای مرده در هر لیتر ۳۰۰ گرم (۱۱ اونس) ماده حل شونده دارد (۳۰۰ در هزار). 30 °C (صورتی روشن). دمای دریا عمدتا بر میزان تابش خورشیدی جذب شده وابسته است. در استوا، جایی که نور خورشید به‌طور مستقیم می‌تابد، دمای لایه‌های سطح می‌تواند تا ۳۰ درجه سانتی‌گراد افزایش یابد؛ در اطراف قطب‌ها، دما در نقطه ذوب با یخ دریا در تعادل دمایی است. شوری آب دمای ذوب را کمتر از دمای ذوب آب شیرین کرده‌است (معمولا -۱٫۸). این اختلاف دما به گردش مداوم آب در دریا کمک می‌کند. جریان‌های سطحی گرم با دور شدن از استوا سرد می‌شوند. با متراکم‌تر شدن، در آب فرومی‌رود. آب سرد در اعماق دریا، پیش از بالا آمدن سطح، به سمت استوا بازمی‌گردد. در سراسر جهان آب دریای در اعماق، دمایی بین -۲ تا ۵ درجه سانتی‌گراد دارد. در دریاهای منجمد، کریستال‌های یخ در سطح دریا شروع به شکل‌گیری می‌کنند. این‌ها به قطعات کوچک تقسیم می‌شوند، و در صفحه مسطحی یکی می‌گردند، که سوسپانسیون ضخیمی به اسم «یخ فرازیل» را تشکیل می‌دهند. در شرایط آرام، صفحه نازکی که نیلاس نام دارد، که به عنوان اشکال جدید یخ در دریا به پشت آن ضخیم می‌شود. در آب‌های آشفته، به جای آن، فرازیل در صفحه بزرگی به نام «پنکیک» به یکدیگر متصل می‌شوند. این‌ها در زیر و روی یکدیگر سر می‌خورند، تا تخته یخ‌های شناور را شکل دهند. در طول این فرایندها، آب شور و هوا در میان یخ زندانی می‌شوند. نیلاس با شوری در حدود ۱۲–۱۵ در هزار تشکیل می‌شود رنگ مایل به خاکستری دارد، اما با گذر زمان تازه‌تر می‌شود: بعد از یک سال، مایل به آبی و به ۴–۶ در هزار نزدیک می‌شود. میانگین اکسیژن سطح (سال ۲۰۰۹) از ۰٫۱۵ (بنفش روشن) تا ۰٫۴۵ (صورتی روشن) مول گاز اکسیژن در هر متر مکعب. میزان نور خورشیدی که به داخل دریا نفوذ می‌کند، به زاویه خورشید، آب‌وهوای محلی، و کدری دریا بستگی دارد. از نوری که به سطح دریا می‌رسد، بیشتر آن از سطح دریا بازتاب می‌شود، و طول موج قرمز در چند متر بالایی مشاهده می‌گردد. زرد و سبز تا اعماق بیشتر نفوذ می‌کند، و طول موج‌های آبی و بنفش تا حدود ۱۰۰۰ متر نفوذ می‌نماید. میزان اکسیژن موجود در آب دریا در درجه اول به دما و موجودات زنده فتوسنتزیکی مانند جلبک، فیتوپلانکتون، و گیاهانی مانند علف دریایی بستگی دارد که در آن زندگی می‌کنند. در طول روز، فعالیت فتوسنتزی آن‌ها اکسیژن تولید می‌کند، این اکسیژن در آب دریا حل می‌شود و حیوانات دریایی از آن استفاده می‌کنند. اشباع آب از اکسیژن در طول شب و در اعماق زیاد کمتر روی می‌دهد. پایین‌تر از عمق حدودا ۲۰۰ متر، نور کافی برای فتوسنتز وجود ندارد، و در نتیجه اکسیژن حل شده کمتر است. در پایین آن، اندامگان بی‌هوازی مواد ارگانیک رو به پایین را تجزیه و سولفید هیدروژن تولید می‌کنند. گفته می‌شود که گرم‌شدن زمین اکسیژن سطح و عمق دریا را کاهش خواهد داد، زیرا اکسیژن جو نیز در حال کاهش است. موج‌ها میانگین ارتفاع موج (سال ۱۹۹۲)، از ۰ متر (بنفش روشن) تا ۶ متر (سفید). توجه کنید که بلندترین موج‌ها در اقیانوس‌های جنوبی روی می‌دهند. جابجایی بخشی از سیال با عبور موج امواج سطح اقیانوس پر نوسانند، این نوسان محصول اصطکاک بین آب و هوایی است که مجاور آن حرکت می‌کند. این اصطکاک انرژی را انتقال می‌دهد و در مسیر عمود بر باد، امواج سطحی را ایجاد می‌کند. نام بالای موج قله موج است و انتهای آن پاهی موج است. فاصله بین دو قله موج را طول موج گویند. این امواج مکانیکی‌اند: مولکول‌های آب در یک نقطه فرضی، بالا می‌روند و با عبور موج پایین می‌آیند، و مسیری دایره‌ای شکل می‌دهند. انرژی از طریق سطح عبور می‌کند و خود آب هیچ حرکتی افقی انجام نمی‌دهد. اندازه این امواج وضعیت دریا را معین می‌کنند، که (در سطح آزاد) به سرعت باد و موجگاه (فاصله‌ای که در ورای آن باد بر روی آب می‌وزد) بستگی دارد. امواج کوچکتر را امواج مویرگی می‌نامند. با وزش بادهای قوی و طولانی، قله امواج مویرگی افزایش می‌یابد، و امواج بزرگتر و نامنظم‌تری ایجاد می‌شوند که به امواج سطح اقیانوس معروفند. این امواج زمانی به ماکسیمم ارتفاع خود می‌رسند که سرعت آن‌ها به سرعت باد در حال وزش نزدیک شود، و با گذر زمان به‌طور طبیعی به امواج بلند و قدرتمند با مسیر و طول موج رایج تقسیم می‌گردند. این دسته موج‌ها در بادهای چهلگان نیم‌کره جنوبی رایجند که باد در آن‌ها به‌طور مداوم می‌وزد. زمانی که باد فرومی‌نشیند، امواج مویرگی با توجه به کشش سطح ناپدید می‌شوند، اما امواج سطح دریا و دسته موج‌ها تنها به وسیله جاذبه و تداخل ویرانگر امواج کاهش می‌یابند. اما، تداخل سازنده امواج می‌توانند همچنین امواج عظیمی را ایجاد کنند که از امواج معمولی بسیار بزرگترند. اکثر موج‌ها از ۳۳ متر کوتاه ترند، و دو یا سه برابر شدن این ارتفاع در طوفان‌های شدید غیرممکن نیست. برای ساخت و ساز سازه‌های درون دریا مانند نیروگاه‌های بادی دریایی و سکوهای نفت تاریخچه صد ساله امواج آن منطقه را اندازه‌گیری و تجزیه و تحلیل می‌کنند. امواج غول‌آسایی، تا ارتفاع ۲۵ متر مستندسازی شده‌اند. با وارد شدن امواج به مناطق کم عمق، سرعتشان کاهش و ارتفاعشان افزایش می‌یابد. امواج با رسیدن به ساحل و وارد شدن به مناطق کم‌عمق، رفتارشان تغییر می‌کند. اگر با یک زاویه به ساحل برسند، می‌توانند صخره‌ها و پرتگاه‌ها را خم کنند و به آن‌ها شکل دهند. زمانی که موج به نقطه‌ای می‌رسد که در انتهای موج مولکول‌های در حال نوسان با بستر دریا در تماس می‌باشند، اصطکاک شروع به کاهش سرعت این موج می‌کند. این موضوع سبب کاهش فاصله قله‌ها و افزایش ارتفاع امواج می‌شود. زمانی که نسبت ارتفاع به طول موج از ۱:۷ بیشتر می‌شود، موج می‌شکند، و به شکل آب کف‌دار بر سر دریا فرود می‌آید. این موج پیش از عقب‌نشینی به سمت دریا به دلیل جاذبه، به ساحل هجوم می‌برد. زمین‌لرزه و سونامی اقیانوس هند (۲۰۰۴)، که در تایلند به ساحل حمله کرد. تقریبا ۸۰۰۰ نفر تایلندی جان باختند؛ در سراسر پیرامون اقیانوس هند، ۲۲۰ هزار نفر مردند. سومانی شکل غیرمعمول موج است که به دلیل رویدادی ناگهانی و قدرتمند مانند زمین‌لرزه یا زمین‌لغزش در زیر آب، برخورد شهاب‌سنگ، فوران آتشفشانی یا فروریختن زمین در دریا ایجاد می‌شود. این رویدادها می‌توانند به‌طور موقت سطح آب دریا را در محل تحت تاثیر قرار گرفته افزایش یا کاهش دهند. انرژی پتانسیل آب آواره به انرژی جنبشی تبدیل می‌شود، موجی کم‌عمق ایجاد می‌کند که با سرعتی متناسب با مربع عمق آب، به طرف بیرون موج تولید می‌کند؛ لذا، سومانی‌ها در سطح آزاد اقیانوس سریع‌تر از فلات قاره‌ای حرکت می‌کنند. با وجود حرکت سونامی با سرعتی بیش از ۹۷۰ کیلومتر بر ساعت، این پدیده در دریاهای عمیق طول موج ۱۳۰ تا ۴۸۰ کیلومتر را دارا می‌باشد و دامنه آن کمتر از ۳ فوت است. در مناطق یکسان، امواج سطحی استاندارد تنها طول موج ۱۰۰ فوت را دارند و سرعتشان تا ۱۰۵ کیلومتر بر ساعت می‌رسد، اما وقتی که با دامنه‌های محتمل ۱۴ متری مقایسه می‌شوند، سونامی‌ها می‌توانند در این مرحله از مرز عبور کنند. سیستم هشدار سونامی بر اساس این حقیقت ایجاد شده‌اند که امواج حاصل از زمین‌لرزه تنها قادرند ۱۴۰۰۰ کیلومتر را در هر ساعت طی کنند، این موضوع ب مناطق در معرض تهدید اجازه می‌دهد که از خطر سونامی آگاه شوند. اندازه‌گیری از شبکه ایستگاه اندازه‌گیری از سطح دریا، امکان تایید یا رد سومانی را فراهم می‌کند. یک رویداد مخرب در فلات قاره‌ای ممکن است سبب ایجاد یک سونامی در خشکی‌های اطراف شود که قادر است در سراسر اقیانوس جابجا شود. انرژی امواج تنها به تدریج از بین می‌رود، اما در مقابل موج افزایش می‌یابد. از آن جا که موج از منبعی تابش می‌یابد، جبهه موج بلندتر می‌شود و انرژی میانگین کاهش می‌یابد، لذا سواحل دوردست با امواج ضعیفتری مواجه می‌شوند. اما، از آن جا که سرعت موج به عمق آب بستگی دارد، موج در همه جا با سرعتی یکسان حرکت نمی‌کند، و این موضوع مسیر جبهه موج را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این پدیده که نامش شکست نور است، می‌تواند در برخی مکان‌ها بر قدرت یک سونامی در حال پیشرفت تمرکز کند، در حالی که ان را در سایر مکان‌ها ضعیف می‌کند. حرکت سونامی به درون آب کم عمق، همانند سایر امواج، موجب کاهش سرعت موج و افزایش ارتفاع آن می‌شود. ممکن است یا انتها یا قله موج در ابتدا به ساحل برسند. در شرایط اول (انتها)، دریا عقب‌نشینی می‌کند و مناطق تحت جزر و مد را ترک می‌نماید. زمانی که قله می‌رسد، معمولا نمی‌شکند و به داخل خشکی حمله می‌کند، و تمام مسیرها را سیل فرا می‌گیرد. بیشتر تخریب این فاجعه حاصل سیل‌هایی هستند که مردم و سایر اشیاء را به همراه خود به داخل دریا بازمی‌گردانند و غرق می‌کنند. یک رویداد جغرافیایی می‌تواند چندین سونامی را ایجاد کند. در این شرایط، معمولا امواج بعدی بین ۸ دقیقه و ۲ ساعت بعد از اولین موج فرا می‌رسند، این امکان نیز وجود دارد که موج اول بزرگترین و مخرب‌ترین موج نباشد. گاهی اوقات، در یک خلیج کم‌عمق سونامی به بور تبدیل می‌شود. جزر و مد مدها (به رنگ آبی) در نزدیکترین و دورترین نقاط زمین نسبت به ماه به بالا رفتن و پایین آمدن منظم سطح آب در پاسخ به تاثیر گرانش ماه و خورشید بر زمین و تاثیر چرخش زمین، که در دریاها و اقیانوس‌ها مشاهده می‌شود، جزر و مد گویند. در هر مکانی، آب پیرامون چرخه جز و مد بالا می‌آید به به بیشترین ارتفاع خود یعنی «مد» می‌رسد، سپس فروکش می‌کند و به «جزر» می‌رسد. با فروکش کردن آب، موج‌شکن‌ها و مناطق جزری بیشتری نمایان می‌شوند. تفاوت ارتفاع جزر و مد را «طیف جزر و مدی» گویند. بورهای جزر و مد در دهانه رودخانه‌ها روی می‌دهند، جایی که نیروی جزر ورودی، امواج دریا را در مقابل جریان به بالا هل می‌دهند. در هانگژو جمهوری خلق چین، ارتفاع بور به ۹ متر می‌رسد و می‌تواند ۴۰ کیلومتر را در ساعت طی کند. بیشتر مکان‌ها هر روز دو جزر را تجربه می‌کنند، که به فاصله ۱۲ ساعت و ۲۵ دقیقه (نیمی از زمانی که طول می‌کشد زمین یک دور کامل بچرخد و ماه از دید ناظر نسبی به مکان قبلی خود بازگردد) روی می‌دهند. جرم ماه تقریبا ۲۷ میلیون برابر کوچکتر از خورشید است، اما ۴۰۰ برابر خورشید به زمین نزدیکتر است. نیروی کشندی به‌طور مداوم با افزایش فاصله کاهش می‌یابد، لذا تاثیر ماه بر جزر و مد دو برابر بیشتر از خورشید است. در اقیانوس در محلی که زمین به ماه خیلی نزدیک است، یک برآمدگی ایجاد می‌شود، زیرا این همان محلی است که تاثیر جاذبه ماه در آن ماکسیمم می‌باشد. در طرف دیگر زمین، نیروی ماه در ضعیفترین حالت خود است، و این موجب یک برآمدگی دیگر می‌گردد. با گردش ماه به دور زمین، این برآمدگی‌ها نیز همراه آن می‌چرخند. تاثیر خورشید کمتر است، اما خورشید، ماه و زمین در بدر و ماه نو هم تراز می‌شوند، و تاثیر ترکیبی موجب ایجاد «جزر و مد بهاری» می‌شود. در مقابل، زمانی که از دیدگاه ناظر روی زمین، خورشید با ماه زاویه ۹۰ درجه می‌سازد، گرانش ترکیبی تاثیر جزر و مد کاهش می‌یابد، و موجب ایجاد خفیف‌ترین جزر و مدها می‌شود. جریان‌های جزر و مدی آب دریا با لختی آب مخالفت می‌کنند، و ممکن است تحت تاثیر جرم خشکی قرار گیرند. در مکان‌هایی مانند خلیج مکزیک که خشکی حرکت برآمدگی‌ها را مقید می‌کند، روزانه تنها یک مجموعه از جزر و مد اتفاق می‌افتد. در خارج از یک جزیره، ممکن است روزانه در چرخه‌ای پیچیده، چهار جزر اتفاق افتد. تنگه یوریپوس در کالسیس از وابیه، جریان‌های قدرتمندی را تجربه می‌کند که به‌طور ناگهان، و معمولا روزانه چهار تا ۱۲ بار مسیر خود را تغییر می‌دهد، این اتفاق زمانی روی می‌دهد که زاویه ماه و خورشید ۹۰ درجه می‌گردد. در خلیج‌های قیفی-شکل، طیف جزر و مدی می‌تواند بزرگ باشد. خلیج فاندی در کانادا می‌تواند جزر و مد بهاری ۱۵ متری را تجربه کند. اگرچه جزر و مد منظم و قابل پیش‌بینی است، ارتفاع مد می‌تواند با توجه به بادهای دریایی و ساحلی به ترتیب کاهش و افزایش یابد. یک فشار بالا در مرکز واچرخند، می‌تواند آب را به پایین کشد و با جزرهای غیرطبیعی مرتبط است، درحالی که مکان‌های کم ارتفاع، می‌توانند موجب مدهای عظیم شوند. یک خیزآب زمانی اتفاق می‌افتد که سطح دریا در اثر فشار هوا و وزش طوفان بالا آید. در زمان مد این ارتفاع می‌تواند تا حد چشم‌گیری افزایش یابد. در ۱۹۰۰، در گلوستون تگزاس، در طول یک طوفان، ارتفاع خیزآب تا ۵ متر بالا آمد، و در نتیجه شهر آسیب دید، بیش از ۳۵۰۰ نفر جان باختند، و ۳۶۳۶ خانه ویران شد. جریان‌ها میانگین چگالی سطح (سال ۲۰۰۹)، از ۱۰۲۰ (بنفش روشن) تا ۱۰۲۸ (صورتی روشن) کلوگرم در هر متر مکعب. بادی که بر فراز سطح آب دریا می‌وزد، باعث ایجاد اصطکاک در میان آب و دریا می‌شود. این پدیده نه تنها باعث ایجاد امواج می‌شود، بلکه موجب حرکت آب دریا در مسیر وزش باد می‌شود. اگرچه بادها متنوع اند، عمدتا در تمام مکان‌ها در مسیری واحد می‌وزند، و بنابرین یک جریان سطحی می‌تواند شکل گیرد. بادهای غربی در عرض‌های جغرافیایی میانی رایج است، در حالی که بادهای شرقی بر مناطق استوایی چیره‌اند. زمانی که آب در این راه جابجا می‌شود، سایر آب‌ها جریان می‌یابند تا جای خالی آن را پر کنند، و جابجایی دایره‌ای جریان‌های سطحی با نام چرخاب شکل می‌گیرد. در اقیانوس‌های جهان پنج چرخاب اصلی وجود دارد: دو چرخاب در آرام، دو چرخاب در اطلس، یک چرخاب در اقیانوس هند. چرخاب اطلس شمالی که دریای سارگاسو را ایجاد می‌نماید، سطح‌های شوری ۳۸ در هزار را متراکم می‌سازد. سایر چرخاب‌های کوچک‌تر در دریاهای کوچک‌تر یافت می‌شوند و یک چرخاب واحد در اطراف جنوبگان جریان دارد. هزاران سال است که این چرخاب‌ها چرخش یکسانی دارند، که مکان‌نگاری زمین، مسیر وزش باد، و اثر کوریولیس آن‌ها را هدایت می‌کند. جریان‌های سطحی در نیم‌کره شمالی در جهت عقربه‌های ساعت و در نیم‌کره جنوبی در جهت خلاف می‌چرخند. آبی که از استوا دور می‌شود گرم است، و هرچه جلو می‌رود گرمای خود را از دست می‌دهد. این جریان‌ها تمایل دارند آب‌وهوای زمین را معتدل، مناطق استوایی را خنک و عرض‌های جغرافیایی بالاتر را گرم کنند. آب‌وهوای جهانی و پیش‌بینی وضع هوا به شدت تحت تاثیر اقیانوس جهانی قرار دارد، لذا مدل‌سازی آب‌وهوای جهانی امکان استفاده از مدل‌های گردش اقیانوسی را مانند سایر مدل‌های قطعات اصلی دیگر از جمله جو، سطح زمین، ذرات معلق در هوا، و یخ دریا آسان می‌سازد. مدل‌های اقیانوسی از شاخه‌ای از فیزیک به نام دینامیک ژئوفیزیکی سیالات استفاده می‌کنند که جریان‌های سیالاتی مانند آب دریا را در مقیاس بزرگ توصیف می‌کنند. جریان‌های سطحی: قرمز-گرم و آبی- سرد جریان‌های سطحی تنها چندصد متر بالایی دریا را تحت تاثیر قرار می‌دهند، اما همچنین جریان‌های مقیاس بزرگ در اعماق دریا از جابجایی جرم زیاد آب حاصل می‌شوند. یک جریان اقیانوسی اصلی در سراسر اقیانوس‌های جهان جریان می‌یابد و به عنوان گردش دماشوری یا کمربند حامل جهانی شناخته می‌شود. این جابجایی آرام است و به وسیله تفاوت در چگالی آب ناشی از دما و شوری ایجاد می‌شود. در عرض‌های جغرافیایی بالایی آب به وسیله دمای پایین جوی سرد و متبلور شدن یخ دریا نمکی‌تر می‌شود. هر دو این موارد آب را چگال‌تر می‌کند و در نتیجه آب فرومی‌رود. از دریای عمیق در اطراف گرینلند، این آب بین مناطق وسیع قاره‌ای در دو طرف اقیانوس اطلس به سمت جنوب جریان می‌یابد. زمانی که این آب به جنوبگان می‌رسد، به توده‌های خنک و فرورفته بیشتری از آب می‌رسد و به سمت غرب جریان می‌یابد. سپس به دو جریان تقسیم می‌شود که به سمت شمال و اقیانوس‌های هند و آرام پیش می‌رود. در این مکان آب به تدریج گرم می‌شود، چگالی‌اش افزایش می‌یابد، تا سطح اقیانوس بالا می‌آید و به دور خود می‌گردد. برخی جریان‌ها دوباره به اطلس بازمی‌گردند. کامل شدن این الگوی چرخش هزار سال طول می‌کشد. کمربند حامل جهانیبا رنگ آبی نشان داده شده‌است و جریان‌های سطحی گرم‌تر قرمزند. در کنار چرخاب‌ها، جریان‌های سطحی موقتی وجود دارند که تحت شرایط ویژه روی می‌دهند. زمانی که موج‌ها به صورت زاویه‌دار به ساحل می‌رسند، جریان در طول ساحلی با تحت فشار قرار گرفتن آب در موازات خط ساحلی ایجاد می‌شوند. آب رو به بالا می‌چرخد و با زاویه قائم نسبت به امواج در نزدیک‌شونده به ساحل می‌رسد، اما تحت تاثیر جاذبه آب را به‌طور مستقیم به پایین می‌کشد. هرچه امواج تفکیک شده بزرگتر ساحل طولانی‌تر و امواج نزدیک‌شونده مورب‌تر باشند، جریان در طول ساحلی قوی‌تر خواهد بود. این جریان‌ها می‌توانند حجم عظیمی از خاک و ریگ را جابجا، زبانه ماسه‌ای ایجاد کند، و سواحل ناپدید شوند و کانال‌های آبی لجن گیرند. جریان شکافنده جریانی از امواج پیش‌روست که زمانی اتفاق می‌افتد که آب در اطراف ساحل و در سمت بالا انبوه می‌شود و از طریق کانال‌های بستر دریا به اقیانوس بازمی‌گردد. این نوع موج در شکاف یک سد ساحلی یا اطراف سازه‌های ساخت بشر مانند یک آبشکن اتفاق می‌افتد. این جریان‌های قوی می‌توانند سرعت ۱ متر بر ثانیه را داشته باشند و قادرند در دوره‌های مختلف جزر و مد، در مکان‌های متفاوت شکل گیرند و شناگران ناآگاه را به درون اقیانوس کشند و غرق نمایند. جریان‌های موقت رو به بالا زمانی روی می‌دهند که باد، آب را از خشکی دور کند و آب‌های عمیق‌تر به منظور پر کردن جای خالی بالا آیند. این آب خنک اغلب سرشار از مواد معدنی می‌باشد و سبب ایجاد فیتوپلانگتون‌ها و افزایش حاصل‌خیزی دریا می‌شود. حوضه‌ها سه نوع مرز بین صفحات ژرفاسنجی نقشه‌برداری و مطالعه مکان‌نگاری سطح اقیانوس است. روش‌های اندازه‌گیری عمق دریا شامل ژرفاسنج‌های صوتی، ژرفاسنج‌های لیزری هوایی و محاسبه عمق به وسیله داده‌های ماهواره از راه دور می‌باشند. این اطلاعات برای شناسایی مسیرهای کابل‌ها و خطوط لوله زیر دریایی، انتخاب محل مناسب قرار گرفتن تجهیزات نفت و دوربین‌های بادی دور از ساحل و شناسایی محل‌های ماهی‌گیری تازه ممکن به کار می‌روند. زمین از یک هسته مغناطیسی مرکزی، یک گوشته اکثرا مایع، و یک پوسته خارجی سفت و سخت (یا سنگ‌کره) که شامل پوسته سنگی زمین و لایه خارجی و بیشتر جامد گوشته می‌باشد، ایجاد شده‌است. نام پوسته پایین خشکی پوسته قاره‌ای است، درحالی که نام پوسته زیر دریای عمیق پوسته اقیانوسی می‌باشد. پوسته اقیانوسی از بازالت نسبتا چگال تشکیل شده‌است و ضخامتش بین ۵ تا ۱۰ کیلومتر است. سنگ‌کره نسبتا نازک، بر روی گوشته ضعیف‌تر و داغ‌تر شناور و به زمین‌ساخت بشقابی شکسته شده‌است. در وسط اقیانوس، بستر آن در بین دو زمین‌ساخت مجاور، به‌طور مداوم به ماگما نیرو وارد می‌کند تا پشته میانی اقیانوس را شکل دهد و جریان‌های همرفتی در گوشته تمایل دارند این زمین‌ساخت‌ها را از یکدیگر جدا نمایند. به موازات این پشته‌ها و در نزدیکی ساحل، یک زمین‌ساخت اقیانوسی می‌توان به زیر یک زمین‌ساخت اقیانوسی دیگر سر خورد، نام این فرایند فرورانش است. درازگودال‌های عمیق در این‌جا شکل گرفته‌اند و این فرایند با اصطکاک زمین‌ساخت‌هایی که به یکدیگر ساییده می‌شوند در ارتباط است. این حرکت موجب پیشرفت در پرش‌هایی می‌شود که زمین‌لرزه‌ها را پدیدمی‌آورند. همچنین گرما تولید می‌شود و ماگما نیرویی رو با الا وارد می‌کند. کوه‌های زیرآبی ایجاد می‌شود، برخی از آن‌ها به جزایر آتشفشانی تبدیل می‌شوند. نزدیک برخی مرزهای بین دریا و خشکی، زمین‌ساخت‌های اقیانوسی چگال‌تر، به زیر زمین‌ساخت‌های قاره‌ای سر می‌خورند درازگودال‌های فرورانشی بیشتری شکل می‌گیرند. با ساییده شدن آن‌ها به یکدیگر، زمین‌ساخت‌های قاره‌ای تغییر شکل می‌یابند و خم می‌شوند و در نتیجه کوه ایجاد می‌شود و زمین می‌لرزد. عمیق‌ترین درازگودال زمین درازگودال ماریانا به طول حدودا ۲۵۰۰ کیلومتر در بستر دریاست. این درازگودال در نزدیکی جزایر ماریانا (مجمع‌الجزایر آتشفشانی در اقیانوس آرام غربی) قرار دارد. اگرچه عمق آن به‌طور میانگین تنها ۶۸ کیلومتر است، عمیق‌ترین نقطه آن ۱۰٫۹۹۴ کیلومتر پایین سطح دریاست. حتی یک درازگودال طولانی‌تر در اطراف ساحل پرو و شیلی وجود دارد که عمق آن به ۸۰۶۵ متر می‌رسد و حدودا ۵۹۰۰ کیلومتر گسترش یافته‌است. این درازگودال در مکانی به وجود آمده‌است که صفحه اقیانوسی نازکا به زیر صفحه قاره‌ای آمریکای جنوبی سر می‌خورد و با فعالیت‌های روبه بالا و آتشفشانی رشته کوه‌های آند در ارتباط است. کناره مکانی که دریا به خشکی می‌رسد را کناره گویند، و بخش بین پایین‌ترین و بالاترین جزر و مد کامل لب دریا است. ساحل تجمع ماسه و سنگ بر لب دریاست. گاه بخشی از خشکی به درون دریا پیش رفته و یک سنگپوز بزرگ به نام دماغه تشکیل می‌دهد. تورفتگی‌های خط ساحلی تشکیل خلیج می‌دهند. خطوط ساحلی تحت تاثیر تعدادی از عوامل شامل قدرت امواج که به لب دریا می‌رسند، شیب حاشیه خشکی، ساختار و سختی صخره ساحلی، شیب سرازیری رو به دریا، و تغییرات سطح خشکی می‌باشد. به‌طور معمول، با سرعت ۶ تا ۸ بار در دقیقه به درون لب دریا وارد می‌شوند. این‌ها امواج سازنده‌اند زیرا تمایل دارند که به بالای ساحل برسند و تاثیرات فرسایشی اندکی دارند. امواج طوفانی با توالی سریع به لب دریا می‌رسند و به امواج مخرب معروفند، زیرا بازگشت آن‌ها مواد ساحل را به درون دریا می‌کشند. تحت تاثیر آن‌ها، ماسه و سنگ روی ساحل در کنار هم جمع می‌شوند. در نزدیکی مد، قدرت موج طوفانی در پایه تخته سنگ مانند هوا تاثیری خردکننده بر شکاف‌ها و ترک‌ها دارد، آن را تحت فشار قرار می‌دهد و سپس با کاهش فشار انبساط می‌یابد. در همین زمان، ماسه و سنگریزه تاثیری فرسایشی دارند، زیرا به صخره‌ها برخورد می‌کنند. به تدریج، یک سطح موج شکن در پایه تخته‌سنگ ایجاد می‌شود و این تاثیر محافظتی دارد زیرا فرسایش موجی را کاهش می‌دهد. مواد فرسایش یافته از حاشیه خشکی نهایتا در دریا به پایان می‌رسند، این‌جا در معرض سایش قرار دارد زیرا جریان‌های موازی با ساحل کانال‌ها را صیقل می‌دهند و مواد را از مکان‌های اصلیشان جابجا می‌نمایند. رسوبی که به وسیله رود به دریا حمل می‌شود، بر روی بستر دریا مستقر می‌شود و دلتاها را پدیدمی‌آورد. تمام این مواد تحت تاثیر امواج، جزر و مد و جریان‌ها، جلو و عقب می‌روند. لایروبی مواد را جدا و کانال‌ها را عمیق‌تر می‌کند، اما ممکن است تاثیراتی غیرقابل پیش‌بینی بر خط ساحل داشته باشد. دولت‌ها می‌کوشند با ایجاد موج‌شکن، دیوار دریایی و سایر دفاع‌ها در دریا، از جاری شدن سیل جلوگیری کنند. در بریتانیا، سد تیمز از لندن در مقابل امواج خروشان محافظت می‌کند، درحالی که سقوط لنگرگاه در اطراف نیواورلئان، لوئیزیانا در طول توفند کاترینا یک بحران انسانی در ایالات متحده آمریکا ایجاد کرد. احیای زمین در هنگ‌کنگ با درست کردن و توسعه دو جزیره کوچک، اجازه ساخت فرودگاه بین‌المللی هنگ‌کنگ را فراهم ساخت. پیرو اتخاذ کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها، تحت قوانین بین‌المللی، خط ساحلی خط مبدا یک کشور مستقل است که به‌طور کلی ولی نه همیشه، هم‌ارز خط کم-آب خود می‌باشد. سطح دریا m (بنفش روشن) تا 1.0 m (صورتی روشن). در اکثر زمان زمین‌شناسی، سطح دریا از سطح امروزی آن بیشتر بوده‌است. عامل اصلی موثر بر سطح دریا در طول زمان، تغییر پوسته اقیانوسی و گرایش به سمت پایین در زمانی طولانی می‌باشد. در آخرین عصر یخبندان، در حدود ۲۰ هزار سال قبل، سطح دریا ۱۲۰ متر پایین‌تر از سطح فعلی خود بود. حداقل در ۱۰۰ سال گذشته، سطح دریا سالانه با حداقل سرعت ۱٫۸ متر افزایش یافته‌است. بیشتر این افزایش را می‌توان به افزایش دمای دریا و انبساط دمایی ۵۰۰ متر بالایی آب دریا نسبت داد. بقیه این سهم (یک چهارم کل) از منابع آبی درون خشکی مانند ذوب برف و یخچال‌های طبیعی و استخراج آب‌های زیرزمینی برای آبیاری و سایر نیازهای کشاورزی و انسان، نشات می‌گیرد. انتظار می‌رود حداقل تا پایان قرن ۲۱ام، افزایش ناشی از گرم شدن زمین ادامه یابد. چرخه آب دریا در چرخه آب نقش دارد، آب از سطح اقیانوس تبخیر به عنوان بخار آب از طریق جو جابجا می‌شود، میعان می‌گردد، به عنوان باران یا برف می‌بارد، و دوباره تا حدود زیادی به دریا بازمی‌گردد. حتی در بیابان آتاکاما، که بارندگی بسیار کم است، مه غلیظ کامانچاکا از سمت دریا می‌وزد و از زندگی گیاهی پشتیبانی می‌کند. در خشکی‌های بزرگ، عوارض زمین‌شناسی می‌توانند مانع از دسترسی برخی مناطق به دریا شوند. این حوضه‌های بسته، به ویژه در آسیای مرکزی، گاهی اوقات دریاچه‌های آب شور دائمی ایجاد می‌کنند، زیرا آب‌های ورودی به آن‌ها بخار می‌شوند و با مواد معدنی حل شده در آن‌ها با گذر زمان انباشته می‌گردند. بیشترین میزان آن در دریای خزر است، اگرچه گاهی این دریاچه به دلیل حوضه پوسته اقیانوسی خود، دریا به حساب می‌آید. سایر مثال‌های قابل توجه عبارتند از دریاچه آرال، در آسیای مرکزی و دریاچه نمک یوتا در غرب ایالات متحده آمریکا. آب این حوضه‌ها در پایان از طریق تبخیر، جریان آب‌های زمینی، و پیوستن حوضه به دلیل رانش قاره‌ای به دریا بازمی‌گردد. چرخه کربن اقیانوس بزرگترین میزان کربن چرخه فعال را در جهان دربردارد، و از نظر میزان کربن ذخیره شده در سنگ‌کره، در رتبه دوم جای گرفته‌است. لایه سطحی اقیانوس‌ها مقدار زیادی کربن آلی محلول را نگه می‌دارد که کربن را به سرعت با جو مبادله می‌کند. تمرکز لایه عمیق کربن غیرآلی محلول حدودا ۱۵ درصد بیشتر از لایه سطحی است و این لایه برای مدتی بسیار طولانی‌تر در محل خود باقی می‌ماند. گردش دماشوری کربن بین این دو لایه را مبادله می‌کند. کربن به عنوان کربن دی‌اکسید از جو وارد آب می‌شود و پس از حل شدن به کربنیک اسید، کربنات و بی‌کربنات تغییر می‌یابد. CO 2 (aq) H 2 O H 2 CO 3 HCO 3 − + H + CO 3 2− + 2 H + این فرایند یون‌های هیدروژن را آزاد می‌کند، و سبب کاهش پی‌اچ و افزایش خاصیت اسیدی آب می‌شود. همچنین کربن می‌تواند به عنوان حل‌شونده‌ای غیرآلی از طریق رودخانه‌ها وارد دریا شود و به وسیله موجودات زنده فتوسنتزی، به کربن آلی تبدیل شود. این کربن هم می‌تواند از طریق زنجیره غذایی مبادله شود و هم می‌تواند به عنوان کلسیم کربنات در صدف و استخوان یا بافت نرم به لایه‌های عمیق‌تر و سرشار از کربن نفوذ نماید. کربن برای مدتی طولانی هم به عنوان رسوب در این لایه‌ها نفوذ می‌کند و هم از طریق گردش دماشوری به سطح آب بازمی‌گردد. اسیدی‌کردن آب دریا اندکی قلیایی است و پی‌اچی در حدود ۸٫۲ دارد. اخیرا، فعالیت‌های انسانی به‌طور پیوسته میزان کربن دی‌اکسید جو را افزایش داده‌است؛ تقرابی ۳۰ تا ۴۰ درصد کربن دی‌اکسید اضافی جدب اقیانوس‌ها شده، کربنیک اسید را شکل داده‌اند و با استفاده از فرآیندی که اسیدی‌کردن اقیانوس‌ها نام دارد، پی‌اچ را کاهش داده‌اند (اکنون زیر ۸٫۱ می‌باشد ). انتظار می‌رود تا سال ۲۱۰۰ پی‌اچ اقیانوس‌ها به ۷٫۷ برسد، که در یک قرن تغییری قابل توجه به حساب می‌آید. یکی از عناصر مهم در استخوان‌بندی حیوانات دریایی کلسیم است، ولی کلسیم کربنات تحت فشار بیشتر حل می‌شود، لذا صدف‌ها و اسکلت‌های کربنات زیر حد تعادل آن حل می‌شوند. همچنین حل شوندگی کلسیم کربنات در پی‌اچ پایین افزایش می‌یابد، لذا اسیدی شدن اقیانوس‌ها احتمالا اثرات عمیقی بر موجودات زنده دریایی دارای غشای آهکی مانند صدف، مرجان و جوجه‌تیغی دریایی خواهد داشت، زیرا توانایی آن‌ها برای تشکیل غشا کاهش، و حد تعادل کربنات تا سطح دریا افزایش می‌یابد. موجودا زنده پلانکتونی تحت تاثیر، شامل نرم‌تنان حلزون‌مانندی با عنوان تیروپودها، و جلبک تک سلولی به نام کوکولیتوفور و روزن‌داران خواهد شد. تمام این‌ها، بخش مهم زنجیره غذایی‌اند و کاهش تعداد آن‌ها عواقب مهمی‌خواهد داشت. در مناطق استوایی، مرجان به دلیل ناتوانی در ایجاد اسکلت کلسیم کربناتی خود، در معرض خطر بیشتر ی قرار دارند، و این موضوع موجودات زنده‌ای را که در آب‌سنگ‌های مرجانی ساکنند، تحت تاثیر قرار می‌دهد. سرعت فعلی تغییر شیمیایی اقیانوس ظاهرا در تاریخچه زمین‌شناسی زمین بی‌سابقه بوده‌است، این موضوع سبب می‌شود که نتوان پیش‌بینی کرد اکوسیستم دریایی در آینده چگونه قادر به سازگاری با این تغییر شرایط خواهد بود. یکی از نگرانی‌های خاص، اینست که ترکیب اسیدی شدن با عوامل استرس‌زا اضافی پیش‌بینی شده از دماهای بالاتر و کمبود اکسیژن، دریا را تحت تاثیر قرار خواهد داد. زندگی در دریا نقشه میانگین کلروفیل آ در سطح دریا (۱۹۹۸–۲۰۰۶)، از ۰٫۰۳ (بنفش روشن) تا ۳۰ (قرمز تیره) میلی‌گرم در هر متر مکعب در مقیاس لگاریتمی. اقیانوس‌ها خانه مجموعه متنوعی از اشکال حیات می‌باشند که از آن به عنوان زیست‌گاه استفاده می‌کنند. از آن‌جا که نور خورشید تنها به لایه بالایی می‌تابد، بخش اعظم اقیانوس در تاریکی مطلق قرار دارد. از آن‌جا که اعماق و مناطق دمایی مختلف، هریک زیستگاهی را برای دسته واحدی از گونه‌ها فراهم می‌کنند، محیط دریا به عنوان یک دربرگیرنده جامع، دارای تنوع بسیار فراوانی از زندگی می‌باشد. زیستگاه‌های دریا طیف گسترده‌ای را از سطح دریا تا درازگودال‌های شامل می‌باشند، که از جمله آن‌ها می‌توان به آب‌سنگ‌های مرجانی، جنگل‌های کلپ، مراتع علوفه دریایی، استخر جزر و مد، بسترهای گل‌آلود، ماسه‌ای و سنگی، منطقه لجه اشاره کرد. موجودات زنده‌ای که در دریا زندگی می‌کنند، از نهنگ‌های ۳۰ متری تا فیتوپلانگتون‌ها و زئوپلانکتون‌ها، قارچ‌ها، باکتری‌ها، و ویروس‌ها میکروسکوپی متنوع‌اند. زندگی در دریا نقش مهمی در چرخه کربن بازی می‌کند، زیرا موجودات زنده فتوسنتزی کربن دی‌اکسید حل شده را به کربن آلی تبدیل می‌کنند، این موضوع از نظر اقتصادی برای انسان مهم است زیرا ماهی مورد نیاز بشر را تامین می‌کند. ریشه حیات به دریا بازمی‌گردد، و تمام گروه‌های اصلی حیوانات در آن نمود پیدا کرده‌اند. دانشمندان با توجه به جایی که به نظرشان حیات در آن آغاز شده‌است، از یکدیگر متمایز شده‌اند: آزمایش میلر-یوری یک «سوپ» شیمیایی رقیق شده را در آب آزاد پیش نهاد می‌کند، اما پیش‌نهادهای اخیر شامل بهارهای داغ آتشفشانی، رسوبات خاک رس دانه ریز، یا منافذ دودکش سیاه در دریای عمیق می‌باشند. تمام این موارد بیان‌گر ایجاد محافظی دربرابر تابش فرابنفشی است که در اوایل، توسط جو زمین مسدود نشده بود. زیست‌گاه‌ها زیست‌گاه‌های دریایی را می‌توان به‌طور افقی به زیست‌گاه‌های ساحلی و اقیانوسی تقسیم کرد. زیست‌گاه‌های ساحلی از خط ساحلی تا انتهای فلات قاره ادامه دارند. بیشتر حیات دریایی در این زیست‌گاه‌ها یافت می‌شود، اگرچه فلات قاره تنها ۷ درصد مکان‌های اقیانوسی را به خود اختصاص می‌دهد. زیست گاه‌های اقیانوسی در اعماق اقیانوس و دورتر از انتهای فلات قاره یافت می‌شوند. متناوبا، زیست‌گاه‌های دریایی را می‌توان به‌طور عمودی به لجه (آب‌های آزاد)، منطقه دمرسال (اندکی بالاتر از بستر دریا)، و منطقه ته دریایی (کف دریا) تقسیم کرد. سومین تقسیم‌بندی بر اساس عرض جغرافیایی است: از استوایی به معتدل و از معتدل به قطبی. آب‌سنگ‌های مرجانی، که به «جنگل‌های بارانی دریا» معروفند، کمتر از ۰٫۱ درصد سطح اقیانوس‌های جهان را اشغال می‌کنند، اما، اکوسیستم‌های آن‌ها شامل ۲۵ درصد تمام گونه‌های دریایی می‌شود. مشهورترین آن‌ها آب‌سنگ‌های مرجانی استوایی مانند دیوار بزرگ مرجانی استرالیا اند، اما آب‌سنگ‌های آب سرد، گونه‌های فراوانی شمال مرجان‌ها را در خود پناه می‌دهند (تنها شش عدد از آن‌ها به ایجاد آب‌سنگ کمک می‌کنند). جلبک‌ها و گیاهان تولیدکننده‌های اولیه دریایی (گیاهان و موجودات زنده میکروسکوپی در پلانکتون‌ها) گسترده و بسیار متنوع‌اند. جلبک‌های فتوسنتزی و فیتو پلانکتون‌های میکروسکپی نسبت به جنگل‌های روی خشکی، کمک بیشتری به خروجی فتوسنتزی جهان می‌کنند. در حدود ۴۵ درصد از تولیدات اولیه مواد زنده در دریا بر عهده دیاتوم‌ها است. جلبک‌های بزرگ که به جلبک دریایی مشهورند، از اهمیت بالایی برخوردارند؛ سارگاسوم اشکال شناور رویش را شکل می‌دهد، درحالی که کتانجک جنگل‌های بستر دریا را پدیدمی‌آورد. گیاهان گلدار به شکل علفزارهای دریایی در «علفزارهای» شور کم‌عمق رشد می‌کنند، کرناها در مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر در ساحل ایجاد می‌شوند، و گیاهان شورپسند در نمک‌زارهای سیلابی رشد می‌کنند. تمام این زیست‌گاه‌ها قادرند مقدار زیادی کربن را جدا و از طیف گسترده‌ای از حیات حیوانات بزرگ و کوچک حمایت کنند. نور تنها قادر است تا ۲۰۰ متر بالایی آب نفوذ کند، لذا این بخش تنها قسمتی از دریاست که گیاهان قادرند در آن رشد نمایند. لایه‌های سطح اغلب در ترکیبات نیتروژن فعال زیستی با کمبود مواجه‌اند. چرخه نیتروژن شامل دگرگونی‌های پیچیده میکروبی است که شامل تثبیت نیتروژن، جذب آن، نیتروفیکاسیون، آناموکس و ترکیب نیتروژن می‌باشد. برخی از این فرایندها در اعماق دریا اتفاق می‌افتند، لذا جایی که آب‌های سرد رو به بالا وجود دارند، یا نزدیک مصب، جایی که مواد معدنی از سوی خشکی تامین می‌شوند، رشد گیاهان بیشتر است. این بدان معناست که حاصل‌خیزترین مکان‌ها، غنی از پلانکتون و بنابرین غنی از ماهی، در اصل ساحلی‌اند. حیوانات و حیات‌های دیگر آب‌سنگ‌های مرجانی دارای تونع زیستی هستند که شامل ستاره‌های دریایی، مرجانها و ماهی می‌شود. در دریا طیف وسیع‌تری از آرایه‌های حیوانی نسبت به خشکی وجود دارد، بسیاری از گونه‌های دریایی هنوز کشف نشده‌اند، و تعداد گونه‌هایی که دانشمندان می‌شناسند، به‌طور سالانه افزایش یافته‌است. برخی مهره‌داران مانند مرغ دریایی، خوک دریایی و لاکپشت دریایی، برای تولید مثل به خشکی بازمی‌گردند، ولی ماهیان، آب‌بازسانان، دریاماران شیوه زندگی کاملا آبی دارند و بسیاری از شاخه‌های بی‌مهره کلا دریایی هستند. در واقع، اقیانوس سرشار از حیات است و میکرو زیست‌گاه‌های متنوعی را فراهم می‌کند. یکی از آن‌ها غشای سطحی است که (باوجود پرتاب شدن به اطراف با حرکت موج‌ها) محیطی غنی فراهم می‌کند و خانه باکتری، قارچ دریایی، ریزجلبک، پروتوزوآ ماهی، تخم مرغ، و لاروهای متنوع می‌باشد. لجه شامل زیاگان بزرگ و کوچک و زئوپلانکتون‌های بی‌شماریست که به همراه جریان‌ها جابجا می‌شوند. اکثر موجودات زنده کوچکتر لاروهای ماهی و بی‌مهرگان دریایی‌اند که تخم‌ها را با تعداد زیاد رها می‌کنند، زیرا شانس هر جنین برای رسیدن به بلوغ خیلی کم است. زئوپلانکتون‌هایی از فیتوپلانکتون‌ها و خودشان تغذیه می‌کنند، و پایه یک زنجیره غذایی پیچیده را شکل می‌دهند، که از طریق ماهیان مختلف و سایر موجودات زنده نکتونی گسترش می‌یابد، که به نوبت به وسیله ماهی‌های مرکب، کوسه‌ها، گرازماهی‌ها و دلفین‌ها و نهنگ‌ها خورده می‌شوند. برخی موجودات دریایی مهاجرت‌های عظیمی را انجام می‌دهند، یا بر پایه فصول به مناطق دیگر مهاجرت می‌کنند یا برای دست‌یابی به غذا در شب و در امان بودن از شکارچیان بزرگ، به لایه‌های بالایی یا پایینی دریا می‌روند. کشتی‌ها می‌توانند گونه‌های مهاجم را از طریق تخلیه آب توازن یا جابجایی موجودات زنده‌ای که به عنوان بخشی از جامعه رسوب کرده، بر روی پوسته کشتی انباشته شده‌اند، بیاورند و گسترش دهند. منطقه دمرسال، از بسیاری از حیواناتی حمایت می‌کند که از موجودات زنده اعماق دریا تغذیه می‌نمایند، یا به دنبال فرار از شکارچیان می‌باشند. بستر دریا روی کف یا زیر آن، طیف گسترده‌ای از زیست‌گاه‌ها را فراهم می‌کند، که موجودات سازگار با این شرایط از آن استفاده می‌کنند. منطقه جزر و مدی با آشکاری دوره‌ای خود، خانه کشتی‌جسبان، نرم‌تنان، و سخت‌پوستان می‌باشد. منطقه نریتیک دارای موجودات زنده فراوانی است که برای رشد کردن به نور نیاز دارند. در این منطقه، اسفنج‌های دریایی، خارپوستان، پرتاران، شقایق‌های دریایی و سایر بی‌مهرگان در میان سخره‌های جلبکی روکش‌دار زندگی می‌کنند. مرجان‌ها اغلب دارای هم‌زیستی فتوسنتزی می‌باشند و در آب‌های کم عمق که نور بدان‌ها نفوذ دارد زندگی می‌کنند. اسکلت‌های آهکی گسترده‌ای که آن‌ها بیرون می‌اندازند، به درون آب‌سنگ‌های مرجانی رخنه می‌کنند، این آب‌سنگ‌ها از عوارض مهم بستر دریااند. این‌ها زیست‌گاه‌های متنوعی را برای موجودات زنده آب‌سنگ‌ها فراهم می‌کنند. در کف دریاهای عمیق حیات کمتر به چشم می‌خورد، اما زندگی دریای در اطراف آبکوه‌هایی که از اعماق بالا آمده‌اند، نیز شکوفا پیدا کرده‌است. ماهی‌ها و سایر حیوانات برای تخم ریزی و تغذیه در این مکان‌ها جمع می‌شوند. در نزدیکی بستر دریا، ماهی کف‌زی زندگی می‌کند که به‌طور عمده از موجودات زنده لجه‌ای یا بنتوزها تغذیه می‌نماید. اکتشاف دریای عمیق با استفاده از شناورها، دنیای جدیدی از موجودات زنده بر بستر دریا را نشان داد که دانشمندان انتظار مشاهده آن را نداشتند. برخی مانند پوده‌خواران به مواد آلی فرود آمده بر کف دریا وابسته‌اند. سایرین، در اطراف منافذ گرمایی گرد هم می‌آیند، جایی که جریان‌های غنی از مواد معدنی ظاهر می‌شوند (جوامع پشتیبان که تولیدکنندگان اصلی سولفید اکسیدکننده باکتری‌های شیمی‌پروردی‌اند و مشتریانشان شامل صدف‌های مخصوص، شقایق‌های دریایی، بارناکل‌ها، خرچنگ‌ها، کرم‌ها و ماهیان می‌باشند). نهنگ مرده‌ای که به بستر دریا فرومی‌رود، غذای موجودات زنده فراوانی را فراهم می‌کند، که به‌طور گسترده بر فعالیت باکتری‌های کاهش‌دهنده گوگرد وابسته‌اند. این مکان‌ها از زیست‌گاهی واحد پشتیبانی می‌کند که بسیاری از میکروب‌ها جدید و اشکال دیگر حیات در آن‌جا کشف شده‌اند. انسان و دریا ناوبری و اکتشاف اکتشاف آمریکا به دست کریستف کلمب در ۱۲ اکتبر سال ۱۴۹۲، نشان می‌دهد که حتی مکتشفان تاریخی چگونه در اسطوره‌شناسی داخلی و خارجی نقش یافته‌اند. انسان از زمان پیشاتاریخ در دریا سفر کرده‌است، بدین منظور در ابتدا از کلک، دوگوت، قایق رید و کانو استفاده می‌کرد. اکثر مهاجرت‌های انسان‌های اولیه روی زمین اتفاق می‌افتاد: حتی مکان‌هایی مانند قاره آمریکا، ژاپن و بریتانیا که امروزه دریا بینشان فاصله انداخته‌است، به وسیله خشکی‌ها یا یخ در طول آخرین عصر یخبندان قابل دسترس بودند. اما، انسان فلورسی کوتاه، نیاز داشت احتمالا از تنگه سیپ به عمق ۱۹ کیلومتر عبور کند تا از ساندالند به جزیره کومودو برسد و اگرچه، جزئیات دقیق قطعی نیستند، اجداد بومیان استرالیایی، باید ده‌ها هزار سال قبل، از دریای پهن‌تر والاس لاین عبور کرده و به اقیانوسیه نزدیک رسیده باشند. با وجود نظریه‌های قبلی، اکنون ژرفاسنجی‌های مدرن اکنون پیشنهاد می‌کنند که حتی شهرک‌های اولیه فیلیپین نیازمند عبور از آب‌های عمیق تنگه میندورو یا گذرگاه سیبوتو بودند. مردم ارتوئیروئید شکارچی، در هزاره ششم قبل از میلاد، از طریق دریای کارائیب از رود اورینوکو در ونزوئلا شروع به پخش شدن کردند. در همان زمان، مردم بین‌النهرین برای درزبندی قایق‌های رید و مدتی بعد، برای بادبان‌ها از قیر استفاده می‌کردند. لوتال در هند اولین حوضچه خشک را در ۲۴۰۰ سال قبل از میلاد بنا نهاد. در حدود ۲۰۰۰ قبل از میلاد، مردم جزایر میکرونزی در تایوان، شروع به مهاجرت به آسیای جنوب‌شرقی دریایی کردند. از ۱۳۰۰ تا ۹۰۰ قبل از میلاد، مردم فرهنگ لاپیتا شاهکارهای ناوبری عظیمی را به نمایش گذاشتند، از مجمع‌الجزایر بیستمارک، خارج شدند و به سمت فیجی، تونگا و ساموآ حرکت کردند. فرزندان آنان، سوار بر کانو هزاران مایل به سفر خود در بین جزایر کوچک ادامه دادند. پیش از ۵۰۰، مردم جزایر میکرونزی از جزایر ساندا، در ماداگاسکار در جنوب شرقی آفریقا، و پولینزیایی‌ها پیش از ۸۰۰ در هاوایی، پیش از ۱۲۰۰ در جزیره ایستر، و اندکی بعد در نیوزلند، ساکن شدند. در حدود سال ۶۰۰ قبل از میلاد، نکوی دوم، فرعون مصریان، شروع به ساخت بنا در کانالی کرد که در نهایت به دریای مدیترانه و دریای سرخ متصل می‌شد. هرودوت گفته‌های مصریان را درباره سفر سه ساله که آفریقا را از دریای سرخ به دلتای نیل وصل می‌کرد، ثبت نموده‌است. در حدود سال ۵۰۰ قبل از میلاد، حنای دریانورد از کارتاژ، در رهنامه خود جزئیاتی درباره سفرش از طریق اقیانوس اطلس قید کرده که بیان می‌دارد او حداقل به سنگال و احتمالا به کوه کامرون رسیده‌است؛ و پوتئاس یونانی، در حدود سال ۳۲۵ قبل از میلاد، سفر اکتشافی دیگری را پیرامون بریتانیای کبیر انجام داده بود. فانوس اسکندریه که به قرن سوم پیش از میلاد بازمی‌گردد، یکی از عجایب هفت‌گانه جهان به‌شمار می‌رود. در قرن دوم پیش از میلاد، بطلمیوس اسکندرانی، نقشه جهان عصر خود را ترسیم کرد، که شامل جزئیاتی از خلیج تایلند بود. کلمب در سفرهای دریایی خود از آن نقشه سود برد. در عصر وایکینگ‌ها، آن‌ها برای مهاجرت به ایسلند، گرینلند، کانادا، و روسیه از کشتی‌های کلینکری استفاده می‌کردند. یک قطب‌نما که شمال مغناطیسی را نشان می‌دهد، در قرن اول در لانگهنگ چینی نمایان شد. اما اولین گواه استفاده از آن در سفرهای دریایی چینی به نوشته‌های ژو یو در سال ۱۱۱۵ بازمی‌گردد. «طبیعت از همه چیز» نوشته اسکندر از نکام، اولین اشاره را به کاربرد سوزن مغناطیسی در اروپا دارد، و به سال ۱۱۹۰ و استفاده از آن در میان دریانوردان بازمی‌گردد. عرض جغرافیایی (موقعیت کشتی که از صفر درجه در استوا تا ۹۰ درجه در قطب شمال و جنوب متغیر است) با استفاده از شیب‌سنج (شامل اسطرلاب، سکستانت، و چوبه یعقوب) قابل اندازه‌گیری بود، این وسیله زاویه بین افق و اجرام آسمانی مانند خورشید و ماه را اندازه‌گیری می‌کرد. اندازه‌گیری دقیق طول جغرافیایی (موقعیت کشتی از سمت غرب یا شرق نسبت به نقطه‌ای ثابت) بسیار دشوارتر بود. نقشه جهان گراردوس مرکاتور در سال ۱۵۶۹. خط ساحلی بر قدیم، به‌طور نسبتا دقیق نشان داده شده‌است، اگرچه عوج ترسیم این نقشه در مناطق قطبی است، و اطلاعاتی قطعی درباره قاره آمریکا وجود ندارد. در قرن ۱۵ام، دریانوردان اروپای غربی (آغاز از پرتغال)، با استفاده از دست‌آوردهای آن دوران شامل ترجمه جدول ستارگان از متون اسلامی، بر روی قایق‌های ماهی‌گیری آفریقایی متنوع با نام‌های کاراول، شروع به انجام سفرهای دریایی اکتشافی کردند. در سال ۱۴۷۳، لوپر گونچالوز از استوا عبور کرد و نظریه ارسطو را درباره وجود حلقه‌ای آتشین که مانع از کشف نیم‌کره جنوبی می‌شود، رد نمود. بارتولومئو دیاس در سال ۱۴۸۷، دماغه امید نیک را دور زد؛ در سال ۱۴۹۸، واسکو دو گاما به مالیندی، کنیا رسید و در آنجا یک ناخدا به او نشان داد که چگونه می‌تواند از طریق بادهای موسمی به هند برسد. در سال ۱۴۹۲، کریستف کلمب از جمهوری جنوا با تخمین غلط درباره محیط زمین، سفر دریایی خود را از کادیس به جزایر قناری آغاز کرد و بعد از آن در تلاش دستیابی به شرق امپراطوری اسپانیا، وارد اقیانوس اطلس شد. به جای آن، او در جزیره‌ای در دریای کارائیب بر روی خشکی فرود آمد. مبادله کلمبی حاصل موجب معرفی سیب‌زمینی، ذرت، و فلفل تند به جهان باستان شد، درحالی که آبله سرخپوستان آمریکایی را ویران کرد. این اختلال و کاهش جمعیت امکان فتوحات سریع را برای اسپانیایی‌ها فراهم کرد و و موجب اتخاذ گسترده برده‌های آفریقایی برای کشت در مزارع تنباکو، شکر، وسمه، و پنبه شد. در سال ۱۵۱۹، خوان سباستین الکانو، کار فردیناند ماژلان را برای گردش دور جهان کامل کرد. این سفر به همراه سایر سفرهای دریایی کمک کرد تا نقشه‌های اروپاییان نسبت به گذشته بسیار دقیق‌تر شوند. در سال ۱۵۳۸، گراردوس مرکاتور نقشه‌ای را طراحی کرد که یاطاقان‌های ثابت (خط هم‌گوشه) را مستقیم می‌نمود. در اقیانوس منجمد شمالی، در سال ۱۵۹۴، ویلیام بارنتز، ناخدای هلندی به سوالبارد و دریای بارنتز رسید، درحالی که در جنوبگان، آنتونی دلا روشه در سال ۱۶۷۵، از همگرایی جنوبگانی عبور کرد و سه سفر جدا (یکی بریتانیایی، یکی آمریکایی، و یکی روسی) هر سه ادعا کردند که در سال ۱۸۲۰ جنوبگان را کشف نموده‌اند. ریشه تمام سفرهای دریایی اکتشافی به اروپا بازنمی‌گردد. اگرچه ترسیم نقشه دقیق سواحل روسیه تنها در قرن ۱۸ام آغاز شد و مجمع الجزایر سورنایا زملیا تا سال ۱۹۱۰ کشف نشده بودند، نووگرودی‌ها حد اقل از قرن ۱۳ام در حال سفر کردن در دریای سفیداند. با وجود اولویت طولانی مدت خودبسندگی، چین بطور خلاصه تحت دودمان سونگ و دودمان مغول یوآن تاسیس شد. در اوایل قرن ۱۵ام، ناوگان کشتی‌های گنج چنگ هه، بارها و بارها با ۳۷۰۰۰ نفر سوار بر ۳۱۷ کشتی، از دودمان مینگ روانه دریا شد و تا سواحل قاره آفریقا پیش رفت. سفرهای چینیان، به زودی محدود شد و در نهایت غیرقانونی گشت. مردم آسیای شرقی شکل سایر قاره‌ها را از طریق نقشه‌های متئو ریسی شناختند. در همین حال، تعیین طول جغرافیایی شامل تقریب و حدس و گمان شد: اندازه‌گیری صحیح آن به یک ساعتی دقیق نیاز داشت که اجازه مقایسه بین ظهر کشتی و زمان دقیق یک نقطه ثابت مانند نصف‌النهار مبدا در گرینویچ را فراهم می‌کرد. جایزه طول جغرافیایی در بریتانیا در سال ۱۷۷۳ به خاطر ساعت دریایی ساخته شده در سال ۱۷۶۱، به جان هریسون اعطا شد. جیمز کوک، در سفر دوم و سوم خود از نمونه آن استفاده کرد، و موفق به مطالعه اقیانوس آرام شد به مطالعاتی در امپراتوری روسیه، فرانسه، هلند، و ایالات متحده آمریکا الهام بخشید. تکمیل کابل تلگرافی زیردریایی، در طول کانال مانش در سال ۱۸۵۰ و ارتباطات بعدی تمام خط قرمز موجب علاقه بیشتر به دریای عمیق شد. ایده‌های جدید مبنی بر این که هیچ حیاتی در زیر ۳۰۰ فاتوم (۵۵۰ متر) امکان‌پذیر نیست در سال ۱۸۶۰ رد شد، این اتفاق زمانی روی داد که خط مدیترانه خراب و از عمقی چهار برابر بیشتر بالا کشیده شد، این خط کاملا با حیات دریایی پوشیده شده بود. کشف زنبق دریایی توسط مایکل سارس در اعماق آبدره‌های نروژی به تلاش‌های نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا در طول دهه ۱۸۷۰ کمک کرد این به‌طور موثر اقیانوس‌شناسی مدرن را ایجاد کرد. از سال ۱۸۷۸ تا ۱۸۸۰، سفر وگا راه دریای شمال را تکمیل کرد و برای اولین بار تا اوراسیا ادامه یافت. در طول اواسط دهه ۱۸۹۰، فریتیوف نانسن با استفاده از کشتی طراحی شده ویژه، از یخ شمالی عبور کرد، و نشان داد که اقیانوس منجمد شمالی دریایی آزاد است. در سال ۱۸۹۸ و ۱۸۹۹، کارل چارن اشکال فراوانی از حیات را برای اولین بار در عمق ۴۰۰۰ متری از سطح اقیانوس اطلس جنوبی مطالعه نمود. در قرن ۲۰ام، گجوا اولین کشتی بود که در سال ۱۹۰۶ از گذرگاه شمال‌غرب عبور کرد. از سال ۱۹۲۱، سازمان آب‌نگاری بین‌المللی در موناکو نقشه‌برداری از دریا را استانداردسازی کرد و از سال ۱۹۲۴، تحقیقات اکتشاف نهنگ‌ها را مطالعه نمودند، و از دریاهای اطراف جنوبگان عکس‌برداری کردند. یک شناور مخصوص قادر بود در سال ۱۹۳۰، ۴۳۴ متر بر روی کابل به داخل دریا فرورود، در دهه ۱۹۴۰، ژاک-ایو کوستو به توسعه لوازم غواصی موفق و محبوبیت غواصی زیرآبی کمک کرد. جنگ سرد و اکتشاف نفت بعدها موجب ایجاد تحقیقات دریایی عمیق‌تری شد: در سال ۱۹۶۰، بتیسکف تریسته توانست خدمه خود را ۱۰۹۱۵ متر در درازگودال ماریانا به داخل برد، و در سال ۲۰۰۶، یک غواص نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا به ۶۱۰ متری سطح دریا رسید. امروزه، سامانه موقعیت‌یاب جهانی آمریکایی با استفاده از بیش از ۳۰ ماهواره، ناوبری دقیق را امکان‌پذیر ساخته‌است. تحقیقات اقیانوس‌نگرایی بعدی شامل اشکال حیات دریایی، محافظت، محیط دریا، شیمی اقیانوس، مطالعه و مدلسازی دینامیک آب‌وهوا، مرز هوا-دریا، الگوهای آب‌وهوایی، منابع اقیانوسی، انرژی تجدیدپذیر، امواج و جریان‌ها، و طراحی و توسعه ابزار و تکنولوژی‌های جدید برای بررسی اعماق دریا می‌باشد. محققان در بررسی سطح آب‌ها از سیستم سنجش از دور مبتنی بر ماهواره، به همراه کشتی‌های تحقیقاتی، رصدخانه‌های لنگری و ماشین‌های زیردریایی مستقل، استفاده می‌کنند تا تمام بخش‌ها دریا را مطالعه و بازبینی نمایند. تجارت راه عبور کشتی‌ها، که تراکم نسبی حمل‌ونقل تجاری را در سراسر جهان نشان می‌دهد. تجارت آبی حداقل از زمان ظهور تمدن، و زمانی که سومریان به تمدن در سند متصل بودند، رواج داشته‌است. شناوری امکان حمل‌ونقل آسان کالاهایی مانند غذا را فراهم می‌کند، و این عامل، از مهمترین موضوعات کارایی بیشتر شهرهای بزرگ جهان در کنار دریا یا رودخانه‌های متصل به دریا می‌باشد. همچنین دریا امکان حمل‌ونقل نسبتا ایمن کالاهای لوکس را در زمان رواج راه‌زنی، فراهم می‌کند. اما، با توجه به تکمیل نبودن دانش جغرافیایی، دشواری ناوبری در اوایل، و محدودیت تکنولوژی ساخت کشتی، تجارت‌های اولیه به کابوتاژ ساحلی محدود می‌شد. برای مثال، تجارت در اقیانوس هند قرن‌ها در دیلمان (بحرین امروزی) و عدن در یمن صورت گرفت. اگرچه در برخی نقاط از هزاره اول قبل از میلاد، هندی‌ها و اعراب مهار بادهای موسمی را آموختند و توانست با سرعت و امنیت بیشتری در دریا سفر کنند؛ دریانوردان کشتی شکسته این راز را در سال ۱۱۷ پیش از میلاد به ائودوکوس از سیزیکوس یاد دادند، و برای قرن‌ها امکان تجارت مستقیم و گسترده را بین امپراتوری بطلمیوسی و بعدها مصر (استان روم) و بنادر هند فراهم کردند. در حدود سال ۲۰۰۰ قبل از میلاد، مینوسی‌ها از کرت، اولین امپراتوری دریا را تاسیس کردند، امپراتوری دریایی که به شدت به تجارت و قدرت نیروی دریایی وابسته بود. دولت‌شهرهای فنیقی‌ها و یونانیان در نهایت استعمار دوره باستان را تاسیس کردند، که از دریای آزو تا ساحل مراکش در اقیانوس اطلس کشیده شده بود. تحت سلطه رومیان، بازرگانی به رشد کردن ادامه داد. در قرون اولیه قبل از میلاد، فاصله عشایر هندی از طلای سیبری سبب شد که آن‌ها راه‌های دریایی مالزی و اندونزی بگشایند، آن‌ها را ابتدا به هندوها و سپس مسلمانان معرفی کردند. با فروپاشی امپراتوری روم تجارت در اروپا کاهش یافت، اما در سایر مکان‌ها شکوفا پیدا کرد. قوم تامیل از دودمان چوله تجارت بین دودمان تانگ، امپراتوری سریویجایا، و خلافت عباسیان را رونق داد. به دنبال فتوحات مسلمانان، اعراب بر تجارت دریایی اقیانوس هند مسلط شدند و اسلام از طریق ساحل آفریقای شرقی توسعه یافت و در نهایت به آسیای جنوب شرقی رسید. تاثیر بزرگ عصر کاوش، تبدیل شبکه‌های منطقه‌ای تجارت جهانی به یک بازار واحد بود، این اتفاق حاصل امپراطوری‌های اروپا و تاجران اهل آمستردام، لندن و سایر بندرهای اقیانوس اطلس بود. از قرن ۱۶ام تا ۱۹ام، حدود ۱۳ میلیون نفر از طریق اقیانوس اطلس به آمریکا فرستاده و به عنوان برده فروخته شدند. جایزه هیلز مخصوص بازرگانی بود که سریع‌تر از همه از اقیانوس اطلس بگذرد و در سال ۱۹۵۲ به اس‌اس ایالات متحده رسید که در سه روز و ده ساعت و چهل دقیقه توانست این مسیر را طی کند. امروزه، حجم عظیمی از کالاها به ویژه در اطراف اقیانوس آرام و اطلس توسط دریا جابجا می‌شوند. یک مسیر اصلی تجارت از ستون‌های هرکول عبور می‌کند و با عبور از دریای مدیترانه و کانال سوئز به اقیانوس هند و تنگه مالاکا می‌رسد؛ برخی کشتی‌های تجاری نیز از کانال مانش عبور می‌کنند. مسیرهای دریایی مسیرهایی در دریای آزادند که وسایل حمل‌ونقل با روش‌های سنتی مانند بادها و جریان‌ها، از آن‌ها استفاده می‌کنند. بیش از ۶۰ درصد کانتینرهای حمل و نقل کالا در جهان از ۲۰ مسیر تجاری اصلی عبور می‌کنند. ذوب فزاینده یخ اقیانوس منجمد شمالی از سال ۲۰۰۷، کشتی‌ها را قادر ساخته‌است که در برخی ماه‌های تابستان از گذرگاه شمال‌غرب عبور کنند، و دیگر از مسیر طولانی‌تر کانال سوئز و کانال پاناما نروند. حمل‌ونقل بار به وسیله حمل‌ونقل هوایی تکمیل می‌شود، این روش فرآیندی گرانتر است که اغلب برای کالاهای ارزشمند و فاسد شدنی به کار می‌رود. تجارت دریایی سالانه کالایی به ارزش بیش از ۴ هزار میلیارد دلار را حمل می‌کند. دو نوع باربری اصلی وجود دارد، حمل بار فله یا حمل عمومی، که اکنون بیشتر در کانتینر حمل می‌شوند. کالاهای اقتصادی در شکل مایع، پودر یا ذرات در مخزن کشتی حمل می‌شوند و شامل نفت، غله، زغال‌سنگ، سنگ معدن، آهن قراضه، ماسه و شن می‌باشد. حمل معمولی اغلب شامل کالاهای تولیدی می‌شود و در بسته‌هایی حمل می‌شود که اغلب به بارکف بسته شده‌اند. قبل از کانتینرسازی در سال ۱۹۵۰، این کالاها خرد خرد بارگیری، حمل و خالی می‌شدند. استفاده از کانتینرها به‌طور قابل توجهی بهره‌وری را افزایش و هزینه حمل آن‌ها را کاهش داده‌است، همچنین اکنون در اندازه استاندارد حمل می‌شوند، و کانتینرهای دارای قفل در پایانه‌های اختصاصی، در کشتی‌های کانتینری تعبیه شده، بارگیری می‌شوند. گاراژداری حمل‌ونقل، قرارداد حمل را می‌بندد، تحویل و رسیدن آن را تنظیم می‌کند و مستندات را مدیریت می‌نماید. ایمنی حمل‌ونقل دریایی به وسیله سازمان بین‌المللی دریا تضمین می‌شود، این سازمان در لندن واقع و در سال ۱۹۵۹ تشکیل شده‌است. اهداف آن شامل توسعه و حفظ چهارچوب قانونی برای حمل‌ونقل، ایمنی دریا، نگرانی‌های محیطی، مسائل قانونی، همکاری فنی و امنیت دریایی می‌شود. ماهی‌گیری قایق‌های بریکسهام در قرن ۱۹ام در حال ماهی‌گیری. حدود ۴۰ هزار سال قبل، انسان در آسیای شرقی در حال فروش ماهی آب شیرین بود. ماهی‌گری با نیزه در کنار ساحل در دوران پارینه‌سنگی رواج داشت. در ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد، استخرهای ماهی معابد سومریان را احاطه کرده بود و متن کلاسیک چینی فان لی که به قرن پنجم قبل از میلاد نسبت داده می‌شود، اولین تلاش بر پرورش ماهی بوده‌است. یک تکه باقی‌مانده از برنامه سفر پارت‌ها در قرن اول غواصی‌های آزاد محلی برای شکار مروارید در خلیج فارس را توصیف می‌کند، و نوشته‌های اوپیان در قرن دوم به روش‌های چهارگانه اصلی ماهی‌گیری یونانیان و رومیان اشاره دارد که عبارتند از قلاب-و-طناب، ماهی‌گیری با تور، گرگور، و نیزه سه‌شاخ. قایق‌های ماه‌گریری سنتی در آب‌های نزدیک ساحل کار می‌کنند، اما در طول اواخر قرون وسطا و اوایل عصر مدرن، ماهی‌گیری در دریای آزاد (به ویژه کاد) برای توسعه‌های اقتصادی و نظامی اروپای شمالی، ایالت‌های نیو انگلند آمریکا، و کانادا اهمیت یافت. ماهی‌گیری بیش از حد در سراسر دریای شمال، موجب توسعه قایق‌های ماهی‌گیری دریای عمیق مانند قایق بریکسهام و قایق اوتر شده‌است، که به عنوان کشتی مادر کرجی‌های مخصوص ماهی‌گیری با طناب دراز می‌باشد. در قرن ۱۹ام، پیشرفت‌هایی مانند حمل‌ونقل ریلی، کنسرواسیون ماهی، و سردسازی، تا ماهی‌گیری به صنعتی کامل تبدیل شود. پیشرفت‌های سونار در طول جنگ‌های جهانی، به عنوان یابنده ماهی به کار بسته شدند، و در طول دهه ۱۹۵۰، کشتی‌های کارخانه‌ای بزرگ قادر گشتند در طول یک ساعت، برابر ماهی‌هایی که کرجی‌ها در یک فصل صید می‌کردند، صید نمایند. در دهه ۱۹۶۰، ماهیگیران اقیانوس اطلس شمالی و اقیانوس آرام شمالی به حداکثر بهره‌وری نزدیک بودند. بعد از این که صید ماهی‌گیران غیرمجاز از ۲۰ میلیون تن در سال ۱۹۵۰ به ۹۳٫۵ میلیون تن در دهه ۱۹۸۰ رسید، این میزان تاکنون ثابت مانده‌است. اصلاحات اقتصادی چین موجب افزایش تولیدات ماهی‌گیری از ۷ درصد کل جهان در سال ۱۹۶۱ به ۳۵ درصد در سال ۲۰۱۰ شد. مطالعه علمی پویایی جمعیت شیلات و ملی شدن آب‌های مشترک سابق، هر دو به کنار آمدن با بیش‌ازحد بهره‌برداری کردن کمک می‌کنند، اما موفقیت ماهی‌گیری تجاری مدرن به فعالیت‌های اصلاحی عظیمی نیاز دارد: سقوط شیلات کاد در اطلس شمال‌غربی به کمتر از ۱ درصد سطح تاریخی، در سال ۱۹۹۲ نیاز به یک توقف کامل از سوی کانادا داشت و چین نیز از سال ۲۰۰۰ در مناطق مورد جدال دریای جنوبی چین در حیطه ماهی‌گیری سیاست رشد صفر را اجرا کرده‌است. بندانگشتی در سال ۲۰۰۶ تقریبا ۴۳٫۵ میلیون نفر در صید و پرورش خوراک دریایی نقش داشتند، که ۸۵ درصد آن‌ها در آسیا زندگی می‌کردند. حدودا سه چهارم آن‌ها ماهی‌گیر و ما باقی آن‌ها آبزی‌پرور بودند. در سال ۲۰۱۲، تولید کلی ماهی، سخت‌پوستان، نرم‌تنان و سایر حیوانات آبی رکوردی در حدودا ۱۷۴ میلیون تن به جای گذاشت، که ۱۰۰ میلیون تن آن به‌طور غیرقانونی صید شده بود. اگر ماهی پروری را نیز در نظر نگیریم، باز هم یک رکورد است، جمعیت این ماهی به‌طور چشم‌گیری تحت تاثیر چرخه ال‌نینیو قرار دارد. تمایل سراسری در حال افزایش است، اما اکنون به جای صید غیرقانونی، توجه بیشتر به آب‌زی پروری در آب‌های داخلی و آبزی‌پروری در دریا می‌باشد. منطقه انحصاری اقتصادی اطراف کشورهای ساحلی تحت کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها به ایالت‌ها اجازه داده‌است که در مناطق بسیار حاصل‌خیز دریا که ۸۷ درصد برداشت سالانه را به خود اختصاص داده‌اند، سهمیه و سایر سیستم‌های مدیریتی را برقرار کنند. گاهی اوقات نتایج غم‌انگیزند (آرام در ماهی‌گیری پس از دوره جنگ جهانی اول موجب شد که در دریای شمال از سال ۱۹۱۳ تا ۱۹۱۹، میزان صید دو برابر شود. ) و گاهی نیز کمتر است، لذا: دو دهه بعد، تنها ده درصد میزان کاد حداکثر باقی خواهد ماند. در حال حاضر، گونه‌هایی که بیشتر در خطرند عبارتند از شاه‌ماهی، کاد، موتوماهی، ماهی تونایاتون، ماهی کفشک، ماهی کفال، ماهی مرکب، و ماهی آزاد. تعدادی از آن‌ها مانند ماهیان شکارچی بزرگ، زیر سطوح تاریخی به خوبی باقی‌مانده‌اند. ماهی‌گیری با تور بزرگ در حدود ۴۰۰ تن ماهی خال‌مخالی در شیلی. بیش از ۳ میلیون کشتی مشغول به ماهی‌گیری در دریا هستند. کشتی‌های ماهی‌گیری مدرن شامل کرجی‌های ماهی‌گیری، با خدمه اندک، کرجی ماهی‌گیری استرن، کشتی‌های کارخانه‌ای طولانی، و کشتی‌های کارخانه‌ای بزرگ می‌باشند، که برای ماندن طولانی (چند هفته) در دریا تعبیه شده‌اند، و تعداد زیادی ماهی را پردازش و منجمد می‌کنند. فرایند ماهی‌گیری ممکن است ماهی‌گیری با تور بزرگ، ترال، بیل هیدرولیکی، تور گیل و ماهی‌گیری با طناب طولانی باشد. سازمان فائو توسعه ماهی‌گیری‌های محلی را تشویق می‌نماید تا غذای جوامع ساحلی تامین شود و فقر کاهش یابد. کشتی‌های ماهی‌گیری به‌طور فزاینده با بهره بردن از سهم آب‌های بین‌المللی از آینده را به خطر می‌اندازند. اما، ماهی‌گیری صنعتی سبب تهی شدن سهم‌ها و مناطق درحال توسعه مانند دریای آفریقا شده‌است، و این موضوع آن‌ها را مجبور می‌کند تا غذای دریایی خود را از کشورهای توسعه یافته تهیه کنند. پرورش ماهی آزاد در وستمانا در جزایر فارو. ۸۷ میلیون تن از مواد غذایی و غیر خوراکی دریایی در سال ۲۰۱۰ از طریق کشاورزی دریایی حاصل شدند. حدود ۶۰۰ گونه گیاه و حیوان پرورش یافتند، و از برخی از آن‌ها به عنوان بذر جمعیت وحشی استفاده شد. حیوانات پرورش یافته شامل ماهی، خزندگان آبی، سخت‌پوستان، نرم‌تنان، خیارهای دریایی، توتیای دریایی و چتر دریایی می‌شد. آبزی‌پروری متمرکز در دریا این مزیت را دارد که در آن‌جا غذای پلانکتونی دست‌رس پذیر است و ضایعات به‌طور طبیعی حذف می‌شوند؛ در شرایطی که ضایعات زیان‌آورند، می‌توان از روش‌های چند-گونه‌ای استفاده کرد مثلا برای غذا دادن به صدف پرورشی از ضایعات حاصل از ماهی آزاد پرورشی استفاده کرد. روش‌های متنوعی مورد استفاده قرار می‌گیرند. می‌توان نرده‌های مشبک مخصوص ماهیان را در دریای آزاد قرار داد، در آب‌های محافظتی‌تر نیز می‌توان از قفس استفاده کرد، و در هر مد، استخر با آب تازه پر می‌شود. می‌توان پرورش میگوی دریایی را در استخرهای کم‌عمق متصل به دریای آزاد انجام داد. می‌توان در آب طناب آویزان کرد تا به رشد جلبک‌ها و صدف‌ها کمک شود. همچنینی صدف‌ها را می‌توان در سینی‌ها یا در لوله‌های مشبک پرورش داد. خیارهای دریایی نیز در بستر دریا کشت می‌شوند. برنامه‌های تولیدمثل گرفتاری، سبب پرورش لارو شاه‌میگو شده‌است تا نوجوانان در دریا رها شوند و در مکان‌هایی مانند ایالت مین سبب کشت شاه‌میگو گردد. حداقل ۱۴۵ گونه جلبک دریایی (جلبک قرمز، سبز و قهوه‌ای) در سراسر جهان خورده می‌شود، برخی در ژاپن و سایر کشورهای آسیایی پرورش یافته‌اند؛ همچنین پتانسیل فراوانی برای کشاورزی بیشتر وجود دارد. تعداد کمی گیاه گل‌دار دریایی به عنوان غذا استفاده می‌شود اما یک نمونه سالیکورنیای اروپایی است که هم خام و هم پخته مصرف می‌شود. یکی از مشکلات اصلی پیش روی آبزی‌پروری تمایل به کشت تک بعدی و خطر مرتبط با بیماری‌های ماهیان می‌باشد. در دهه ۱۹۹۰، بیماری سبب نابودی گوش‌ماهی چینی و میگوی سفید پرورشی در چین شد، و نیاز جایگزین کردن آن با سایر گونه‌ها به وجود آمد. کشت میگو، نیز در سراسر آسیای جنوب شرقی سبب نابودی جنگل‌های کرنا شده‌است. قانون قانون دریایی بخش مخصوصی از قوانین ملی است که در مسائل و جرم‌های مربوط به دریا به کار می‌رود، زیرا نامعلوم بودن سفرهای دریایی باعث شده‌است که دریا از عصر باستان به عنوان قلمرو قدرت واحد به حساب آید. قوانین رومی، بیزانسی، ترانی و آمالفیان تاثیر مهمی بر فرانسه، جمهوری جنوا، هانزا داشتند، که اولین دادگاه دریایی انگلیسی را تشکیل داده بودند. برخلاف سیستم کامل لا رایج انگلیسی دادگاه‌های دریایی به نظام حقوقی رومی-ژرمنی نزدیکتر بودند و آن‌ها را سواستفاده‌هایی که به انقلاب آمریکا مربوط می‌شد، ترک کردند. اتخاذ قانون اساسی ایالات متحده آمریکا قانون دریایی را دوباره وارد ایالات متحده کرد اما توجه بیشتری به محاکمه می‌شد. قانون دریا بخش مخصوصی از بدنه حقوق بین‌الملل است که در مسائل و جرم‌های دریایی به کار می‌رود. امپراتوری‌هایی مانند امپراتوری روم و چین باستان سال‌ها حوزه قضایی بین‌المللی را ادعا می‌کردند؛ در طول قرون وسطا، جمهوری‌های دریایی ایتالیایی مانند جمهوری ونیز و جمهوری جنوا وجود ایالت‌های رقیب را به رسمیت شناختند، اما حقوق نزدیک شدن به دریا برای رفت‌وآمد را ادعا نمودند. در طول عصر اکتشاف، پرتغال و اسپانیا از قوانینی مشابه پیروی کردند. در سال ۱۶۰۹، کمپانی هند شرقی هلند، یک حقوق‌دان را استخدام کرد تا در مقابل دزدان دریایی ایستادگی کند. در نهایت دورهای سه‌گانه کنوانسیون ملل متحد در مورد دریاها قانون بین‌المللی دریا را شکل داد، اما ایالات متحده آن را به تصویب نرساند، و به جایش سیاست‌های خود را یک به یک و با بیانیه‌های رئیس‌جمهور اتخاذ نمود. کنوانسیون حقوق دریاها در سال ۱۹۸۲ پیش‌نویس شد و در سال ۱۹۹۴ به اجرا درآمد. طبق آن، آب‌های آزاد به روی تمام کشورهای مستقل بازند، خواه ساحلی باشند و خواه محدود به خشکی، و لیستی جامع از آزادی شامل ناوبری، آزادی هوایی، قرار دادن کابل ارتباطی زیردریایی، ساختن جزایر مصنوعی، ماهی‌گیری، و تحقیقات علمی فراهم می‌کند. طبق آن آب‌های سرزمینی تا ۱۲ مایل آبی (۲۲٫۲کیلومتر) گسترش می‌یابند، که خط مبدا آن‌ها به‌طور معمول هم ارز آب‌های سرزمینی می‌باشد. این منطقه به قوانین بین‌المللی مربوط است اما برای عبور افراد معمولی و ترانزیت آزاد می‌باشد. منطقه به هم پیوسته دور‌تر از ۱۲ مایل در اختیار کشتی‌های تعقیب داغ است که موظف نقض آداب و رسوم، مالیات، مهاجرت، یا قوانین آلودگی می‌باشند. یک «منطقه اقتصادی ویژه» مکان بهره‌برداری از زندگی دریایی و مواد معدنی می‌باشد که تحت نظارت ملی تا فاصله ۲۰۰ مایل دریایی (۳۷۰ کیلومتر) از خط مبدا ادامه دارد. کشتی‌ها در طول سفر دریایی از مناطق زمانی مختلفی عبور می‌کنند، لذا زمان دریایی که در دهه ۱۹۲۰ معرفی شده‌است، در آب‌های آزاد به کار می‌رود. هر یک از این مناطق به‌طور مساوی ۱۵ درجه طول جغرافیایی‌اند، عقربه ساعت در سفر به سمت غرب، به ازای هر منطقه یک ساعت جابجا می‌شود. جنگ ارتش بیزانس، که در قرن ۹ام، در مقابل کشتی‌های شورشی از آتش یونانی استفاده می‌کند. از آن زمان که توسعه ناوگان هماهنگ کشتی‌ها قادر به حمله‌اند، جنگ دریایی به بخش مهمی از دفاع از کشورهای دریایی تبدیل شده‌است. اولین جنگ دریایی در تاریخ مکتوب به سوپیلولیوما دوم از هیتی‌ها بازمی‌گردد که در سال ۱۲۱۰ قبل از میلاد، ناوگان قبرسی را به آتش کشید. اندکی بعد، اشغال کل شرق مدیترانه توسط ناوگان‌های مردمان دریا روی داد: در طول دوره‌ای ۵۰ ساله، حملات و تهاجم‌ها تقریبا تمام شهرهای ساحلی بین پیلوس و غزه را نابود کردند. زمانی که امپراتوری‌ها گسترش یافتند و ارتش آنان توانستند خشکی را ترک کنند، شکستن ناوگان تدارکات تاکتیکی قدرتمند شد. نبرد سالامیس در ۴۸۰ قبل از میلاد نقش تعیین‌کننده‌ای در جنگ‌های ایران و یونان داشت علت آن آسیب دیدن طبیعی نبود (اگرچه قابل توجه بود) بلکه فریب تمیستتوکلس و استراتژی برتر آتنی‌ها آنان را قادر ساخت تا کشتی‌های تدارکات را در عبور از تنگه داردانل نابود کنند، و خط عقب‌نشینی ایرانیان را ببندند. اما در طول عصر کشتی‌های چوبی، حفاظت از ناوگان‌های بزرگ کار دشواری بود و همواره احتمال شکستن آن‌ها در شرایط جوی نامساعد وجود داشت، بیشتر آن‌ها در اثر دو طوفان کامیکاز آسیب می‌دیدند که در سال ۱۲۴۷ و ۱۲۸۱ حمله مغول به ژاپن را منحل کرد. دزد دریایی تا امروز به عنوان یک مشکل باقی‌مانده، و در محافظت ایمن هر کشتی تجاری یا پلیس خط ساحلی خسارت دیده‌اند. در گذر زمان، چین درمقابل دزدان دریایی داخلی و ژاپنی مقابله کرده‌است؛ سایر کشورها (از جمله امپراتوری روم، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا)، در عصر خود، با دزدان دریایی جنگیده‌اند تا مسیر تجارت داخلی و خارجی خود را ایمن سازند، امکان بازرسی کشتی‌های خارجی را ایجاد نموده و دزدان دریایی را تنبیه نموده‌اند. در تجارت برده نیز چنین مداخلاتی روی داده‌است. جنگ دریایی در جنگ دریایی مدرن: اژدری که در طول حمله به پرل هاربر از سوی ژاپن به یواس‌اس وست ویرجینیا برخورد کرد. در جهان باستان، علاوه بر نبرد سالامیس، درگیری‌های دریایی بزرگی مانند نبرد آکتیوم روی داد که موجب تاسیس امپراتوری آگوستوس شد. در عصر مدرن، جنگ‌های دریایی مهم عبارت بودند از پیروزی بریتانیا بر آرماندای اسپانیایی در سال ۱۵۸۸ و در نبرد ترافالگار، که سبب شکسته شدن تهدید حمله نیروهای جلو آمده اسپانیایی و فرانسوی شد. (برخی از مهمترین جنگ‌های تاریخ چین نیز دریایی بودند ولی همه آن‌ها در رودخانه اتفاق افتادند نه دریا) با ظهور ماشین بخار، ورقه فولادی گسترده، و مواد منفجره، کشتی‌های جنگی اروپایی در قرن ۱۹ام وارد امپریالیسم نو شدند، و امکان دسترسی آزاد به آفریقا، چین، کره و ژاپن به منظور تجارت فراهم شد. اگرچه سیاست‌های داخلی مانع مدرنیته شدن چین گشتند، نیروی دریایی آمریکا موجب ایجاد اصلاحات میجی در ژاپن شدند در طول نبرد تسوشیما در سال ۱۹۰۵ و زمانی که ژاپنی‌ها قادر به شکست قاطعانه روسیه بودند، ثمر داد. ارتش‌های بزرگ در داخل بر تلاش بر ساختن نبرناوهای غول‌پیکر تمرکز کردند، اما این کشتی‌ها در جنگ جهانی اول چندان به کار گرفته نشدند. در مقابل، یوبوت‌های آلمانی بسیار ارزان قیمت‌تر نشان دادند که زیردریاییها می‌توانند کشتی‌ها را حتی در آب‌های دشمن فلج کنند. در جنگ جهانی دوم، جنگ ضد زیردریایی در یک مبارزه سخت در نبرد آتلانتیک (۱۹۳۹-۱۹۴۵) به پیروزی رسید، اما توسعه در فیزیک کاربردی سبب شد که در دهه ۱۹۶۰ زیردریایی‌های موشک بالستیک هسته‌ای از تجهیزات پیشرفته‌ای بهره برند که قادر بود سری دوم دشمنان را نیز منهدم کند. در همین حال، در جنگ مدیترانه، اقیانوس آرام میدان نبرد نشان داد که نیرو هوایی توانایی غلبه بر قویترین کشتی‌ها را دارد. برنامه‌ریزی اولیه برای کاهش دائمی اندازه ارتش دریایی، در جنگ کرده امکان‌ناپذیر بود، که نیاز در حال ادامه برای جابجایی و محافظت از انسان و مواد در دریا را نشان داد. در حال حاضر، تنها، نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا، نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا، و نیروی دریایی فرانسه دارای ارتش دریای آبی صحیح می‌باشند، که قادرند به ساحل دشمن دست یابند، روسیه در طول فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، توانایی خود را از دست داد و چین به سرعت در حال پیشرفت است. سفر اگرچه استفاده از کشتی‌های شخصی کوچک در سفرهای شخصی بی‌شک به ما قبل تاریخ بر می‌گردد، کشتی‌های بزرگ قادر به آراستن اقیانوس به‌طور معمول برای تجارت و ماهی‌گیری بیشتر تاریخ بشر اختصاص داده شده بودند. حتی نیروهای نظامی نیز به سادگی از این ناوگان‌ها بهره می‌بردند تا از آن‌ها به عنوان کشتی سربازان استفاده کنند، همان‌طور که در عصر باستان و قرون وسطا برای بازرگانی، زیارت و گردشگری به کار می‌رفتند. جهانگردیسفرهای دریایی اکتشافی و استعمار اغلب از سوی سلطنت تدارک دیده می‌شدند، و خارج از بودجه نیروی دریایی بودند؛ در غیر این صورت، آن‌ها اغلب اجاره داده یا فروخته می‌شدند و برای حمل تدارکات به مناطق داخلی به کار می‌رفتند. خدمات اختصاصی و برنامه‌ریزی‌شده مسافران در قرون ۱۶ام یا ۱۷ام پیش‌بینی شد، اما در سال ۱۸۱۷، بلک بال اولین خط مسافرتی در اقیانوس اطلس بود. در عصر دریانوردی، طول این مسافرت‌ها بیشتر به بادهای بیش‌وز و آب‌وهوا بستگی داشت. قایق هی ساحلی در قرن ۱۸ام، موجب محبوبیت سفرهای تفریحی در بریتانیا شد در قرن بعد، استفاده از بخار سبب رونق بیشتر آن شد. در طول قرن ۱۹ام، کشتی‌های اقیانوس‌پیما دارای موتور بخار سبب اتصال شبکه ترابری ریلی جهانی شدند. در ۱۹۰۰، عبور از اقیانوس اطلس حدودا پنج روز به طول می‌انجامید، و خطوط مسافرتی برای بردن ریباند آبی رقابت کردند، این جایزه به سریع‌ترین کشتی اقیانوس‌پیما اهدا می‌شد. از سال ۱۹۰۹، به مدت ۲۰ سال این جایزه به آرام‌اس مائورتانیا رسید که سرعتش به‌طور میانگین ۴۸٫۲۶ کیلومتر بر ساعت بود. با ظهور حمل‌ونقل هوایی ارزان و سریع، این عصر رو به تاریکی گذاشت، مخصوصا مسیر نیویورک به پاریس در سال 1958. دریا هنوز مهد قایقرانی تفریحی و کشتی‌های گردشگری بزرگ است. همچنین دریا مسیر پناهندگان و مهاجرت‌های اقتصادی می‌باشد، برخی از روش‌های دریایی ناامن اقدام می‌کنند و برخی به‌طور قاچاقی وارد کشتی‌های حمل‌ونقل کالا می‌شوند. برخی از شکنجه و آزار فرار می‌کنند، درحالی که بسیاری از مهاجرت‌ها دلایل اقتصادی دارند، و می‌کوشند تا به کشورهایی رسند که در نظرشان چشم‌اندازی بهتر دارند. تفریح استفاده از دریا برای تفریح در قرن نوزدهم گسترش یافت و در قرن بیستم به صنعتی مهم تبدیل شد. فعالیت‌های تفریحی دریایی متنوع اند، و شامل سفرهای کروزینگ، قایق‌رانی، مسابقات قایق‌های موتوری، و ماهی‌گیری؛ سفرهای دریایی تجاری در کشتی‌های گردشی؛ و سفر بر کشتی‌های کوچک‌تر برای طبیعت‌گردی‌هایی مانند نهنگ‌نگری و پرنده‌نگری می‌باشد. غواص اسکوبا با ماسک صورت، باله، و دستگاه تنفس در زیر آب بسیاری از افراد از هیجان در دریا لذت می‌برند؛ کودکان در عمق کم، در آب درست و پا می‌زنند، درحالی که دیگران شنا یا در ساحل استراحت می‌کنند. همواره شرایط این‌گونه نبود، در قرن ۱۸ام، حمام دریایی به دلیل توصیه دکتر ویلیام بوچان در اروپا رونق یافت. موج‌سواری ورزشی است که در آن موج‌سوار بر روی موج سوار می‌شود، حال ممکن است تخته موج‌سواری داشته باشد، یا نه. سایر ورزش‌های آبی شامل موج‌سواری با کایت، که در آن یک کایت قدرتمند، تخته‌ای را که فردی بر آن سوار است در دریا به پیش می‌برد؛ بادسواری، که در آن نیرو از طریق بادبانی ثابت تامین می‌شود؛ و اسکی روی آب که یک قایق موتوری اسکی‌باز را می‌کشد. زیر سطح آب، غواصی آزاد ضرورتا به مناطق کم‌عمق محدود می‌شود. غواصان مروارید به‌طور سنتی پوستشان عاری از چربی بود، در گوششان پنبه قرار می‌دادند، بینی خود را محکم می‌گرفتند و درحالی که در دستشان سبد داشتند، تا عمق ۱۲ متری پایین می‌رفتند تا صدف‌های مروارید را جمع‌آوری کنند. چشم بشر به استفاده در زیر آب عادت ندارد، اما استفاده از ماسک غواصی می‌تواند سبب بهتر شدن بینایی شود. سایر وسایل مفید عبارتند از باله‌های غواصی و لوله تنفس. وسایل اسکوبا امکان تنفس در زیر آب و ساعت‌ها ماندن را فراهم می‌کنند. عمقی که یک غواص می‌تواند بدان برسد و زمانی که می‌تواند در آن باقی بماند با افزایش فشار کاهش محدود می‌شود و برای جلوگیری از بیماری ناشی از کاهش ناگهانی فشار لازم است غواص به سطح آب بازگردد. به غواصان تفریحی پیش‌نهاد می‌شود خود را به عمق ۳۰ متری محدود کنند زیرا پایین‌تر از ان خطر بیهوشی حاصل از نیتروژن افزایش می‌یابد. می‌توان غواصی‌های عمیق‌تر را با استفاده از تجهیزات تخصصی و تمرین انجام داد. تولید برق اولین نیروگاه برق دریا حجم عظیمی از انرژی را فراهم می‌کند که به وسیله امواج سطح دریا، جزر و مد، تفاوت‌های شوری، اختلاف دمای اقیانوسی اتفاق می‌افتد و می‌توان آن را برای تولید انرژی الکتریکی مهار کرد. اشکال انرژی پایدار شامل انرژی کشندی، انرژی جریان اقیانوسی، توان اسمزی، انرژی گرمایی اقیانوس و انرژی موج می‌باشد. ژنراتورها از انرژی کشندی استفاده می‌کنند تا با استفاده از جریان‌های جزر و مدی الکتریسیته تولید نمایند، گاهی اوقات سدی را به کار می‌گیرند تا آب دریا را در آن ذخیره و بعدا رها نمایند. سد رانس، به طول یک کیلومتر نزدیک سن-مالو در بروتاین که در ۱۹۶۷ افتتاح شد؛ این سد حدودا ۰٫۵ گیگاوات برق تولید می‌کند، اما از چند طرح مشابه پیروی می‌نماید. انرژی عظیم و بسیار متنوع امواج، توانایی نابودی را به آن‌ها می‌دهد، و ساخت ماشین‌های موجی مقرون به صرفه و قابل اعتماد را مشکل می‌کند. یک نیروگاه موج تجاری کوچک با تولید ۲مگاوات، به نام «اسپری» در سال ۱۹۹۵ در اسکاتلند شمالی ساخته شد، که ۳۰۰ متر با ساحل فاصله داشت. این نیروگاه اندکی بعد به دست امواج آسیب دید و به وسیله یک طوفان نابود شد. انرژی دریایی فعلی می‌تواند بخش عظیم برق مصرفی مناطق مسکونی اطراف دریا را تامین کند. در اصل، می‌توان آن را به وسیله توربین‌های جریان باز مهار نمود؛ سیستم‌های بستر دریا نیز وجود دارند، ولی تنها به عمق ۴۰ متری محدود می‌شوند. انرژی بادی دریایی نیز به وسیله توربین‌های بادی داخل دریا گرفتار می‌شود؛ مزیت این توربین‌ها اینست که سرعت باد در خشکی دریا بیشتر از خشکی است، اگرچه توربین‌های بادی دریایی هزینه بر ترند. اولین مزرعه توربین بادی دریایی در سال ۱۹۹۱ در دانمارک تاسیس شد، و در سال ۲۰۱۰ ظرفیت مزارع توربین بادی دریایی اروپا به ۳ گیگاوات رسید. نیروگاه‌های انرژی الکتریکی اغلب در ساحل یا کنار یک مدخل قرار دارند، لذا می‌توان از دریا به عنوان یک سینک گرما استفاده کرد. یک سینک گرمای خنک‌تر بازده را افزایش می‌دهد و این موضوع در نیروگاه‌های انرژی اتمی نقش بسیار مهمی دارد. صنعت استخراج اسمز معکوس در کارخانه نمک‌زدایی مقدار زیادی نفت خام (نفت و گاز طبیعی) در صخره‌های زیر بستر دریا وجود دارد. سکوهای نفت و دکل‌های حفاری نفت و گاز را خارج و برای انتقال به خشکی ذخیره می‌کنند. تولید و نفت و گاز در دریا به دلیل محیط دورافتاده و خشن، دشوار است. حفاری برای نفت می‌تواند تاثیراتی زیست‌محیطی برای دریا به همراه آورد. موج‌های لرزه‌ای در هنگام حفاری می‌توانند سبب شوند که حیوانات مسیر خود را گم کنند، و این موضوع احتمالا سبب حرکت نهنگ‌ها به سمت ساحل می‌شود. مواد سمی مانند جیوه، سرب و آرسنیک ممکن است آزاد شوند. ممکن است زیرساخت‌ها آسیب بینند و نفت در دریا منتشر شود. یک دودکش سیاه که سولفیدهای حل شده و سایر مواد معدنی را در میان آب فوق گرم آزاد می‌کند. دریا دارای مقادیر عظیمی از مواد معدنی حل‌شده ارزشمند می‌باشد. مهمترین آن‌ها، نمک دریایی است که برای موارد خوراکی و صنعتی به کار می‌رود و از زمان گذشته از طریق تبخیر آب در مناطق کم‌عمق به دست آمده‌است. برم که پس از شست و شوی خشکی جمع می‌شود، به‌طور اقتصادی از دریای مرده تامین می‌شود، جایی که به میزان ۵۵۰۰۰ بخش در میلیون (پی‌پی‌ام) می‌توان آن را یافت. سایر مواد معدنی در داخل یا روی بستر دریا را می‌توان با لایروبی استخراج کرد. این روش مزایایی نسبت به استخراج از معادن روی خشکی دارد، زیرا تجهیزات مورد نیاز در این روش در کارخانه‌های کشتی‌سازی تخصصی ساخته می‌شوند و هزینه زیرساختهای آن کمتر است. معایب این روش عبارتند از مشکلاتی که از طریق امواج و جزر و مد ایجاد می‌شوند، تمایل لجن بستن حفاری‌ها، و فرسایش کوه‌های زیر آبی. همچنین خطر فرسایش ساحل و صدمات زیست‌محیطی وجود دارد. منابع سولفید کف دریا منبع بالقوه نقره، طلا، مس، روی، سرب و فلزات کم‌یاب می‌باشند که در دهه ۱۹۶۰ کشف شدند. آن‌ها زمانی تشکیل می‌شوند که آب فوق گرم از منافذ زمین‌گرمایی موجود در آب عمیق به نام «دودکش سیاه» خارج می‌شوند: مواد معدنی در ارتباط با آب‌های سرد اقیانوس عمیق رسوب می‌کنند، و در اطراف منافذ فرود می‌آیند. سنگ‌های معدن بسیار با کیفیتند، ولی استخراج آن‌ها خیلی هزینه بر است. استخراج مقیاس کوچک از سطح دریای عمیق از ساحل پاپوآ گینه نو و با استفاده از ربات آغاز شده‌است، اما موانع دشوارند. نمک‌زدایی روشی خارج کردن نمک از آب دریا است تا آب آشامیدنی مناسب برای نوشیدن و آبیاری تامین شود. تقطیر خلا و اسمز معکوس دو روش اصلی هستند، که مقدار زیادی انرژی را به کار می‌گیرند. نمک‌زدایی به‌طور معمول تنها در مکانی انجام می‌گیرد که آب سایر منابع اندک یا انرژی فراوان است، مثلا مکانی که گرمای تولید شده در نیروگاه بدان راه دارد. آب شور به عنوان فراورده، دارای برخی مواد سمی است و به دریا بازمی‌گردد. مقدار زیادی آذریخ در کف دریا و اقیانوس وجود دارد که در دمای حدود ۲ درجه سانتی‌گراد رسوب می‌کند، و به عنوان منبع بالقوه انرژی به حساب می‌آید. برخی تخمین‌ها مقدار آذریخ در دسترس را بین یک تا ۵ میلیون کیلومتر مکعب برآورد می‌کنند. همچنین روی بستر دریا کلوخ‌های منگنزی وجود دارند که از لایه‌های آهن، منگنز، و سایر هیدروکسیدهای اطراف هسته تشکیل شده‌اند. در اقیانوس آرام، این مواد ۳۰ درصد سطح عمیق اقیانوس را تشکیل می‌دهند. مواد معدنی از آب دریا رسوب می‌کنند و به آرامی رشد می‌یابند. استخراج تجاری نیکل در دهه ۱۹۷۰ مورد توجه قرار گرفت اما، به دلیل وجود منابع مناسب‌تر رها شد. در مناطق مناسب، در بستر دریا، الماس با استفاده از لوله‌های مکشی به دست می‌آید که شن ساحل را بیرون می‌کشند. در آب‌های عمیق‌تر، از خزنده‌های متحرک بستر دریا استفاده می‌شود و مواد حاصل به یک کشتی در بالا پمپ می‌گردند. در نامیبیا، اکنون بیشتر الماس‌ها به جای روش‌های معمول روی خشکی، از منابع آبی جمع‌آوری می‌شوند. آلودگی بسیاری از مواد در اثر فعالیت بشر وارد دریا می‌شوند. مواد حاصل از احتراق سوخت‌ها، از طریق هوا جابجا می‌شوند و طریق بارندگی وارد دریا می‌گردند. خروجی‌های کشاورزی، صنعتی، فاضلابی شامل فلزات سنگین، آفت‌کش‌ها، مواد ضدعفونی‌کننده، مواد شوینده، و سایر مواد شمیایی سنتزشده می‌باشند. این مواد در پوسته سطحی و رسوب دریایی متمرکز می‌شوند. نتیجه تمام این آلودگی‌ها نامعلوم است زیرا مواد فراوانی هستند که این آلودگی را فراهم می‌کنند و تاثیر زیستی آن‌ها چندان مشخص نیست. فلزات سنگینی که بیشترین نگرانی را ایجاد می‌کنند عبارتند از مس، سرب، جیوه، کادمیم، و روی، در بدن بی‌مهرگان دریایی ذخیره می‌شوند. سپس در زنجیره غذایی به سمت بالا حرکت می‌کنند. در برخی مکان‌ها مواد زاید حاصل از کودهای کشاورزی، اصلی‌ترین منابع آلودگی‌اند و تخلیه فاضلاب‌ها نیز تاثیر مشابهی دارد. مواد مغذی بیشتری که از طریق این منابع فراهم می‌شوند، می‌توانند موجب خورگی شوند. نیتروژن اغلب عامل محدودکننده در سیستم‌های دریایی است و نیتروژن اضافی شکوفایی‌های جلبکی و کشندهای سرخ را از بین می‌برند، و در نتیجه ممکن است میزان اکسیژن آب به می‌رانی کاهش یابد که حیوانات دریایی بمیرند. چنین رویدادهایی در دریای بالتیک و خلیج مکزیک مرداب ایجاد کرده‌اند. برخی شکوفایی‌های جلبکی حاصل سیانوباکتر می‌باشند و سبب می‌شوند صدف‌ها بر رویشان موادی سمی قرار دهند که حیواناتی مانند سمورهای دریایی را شکار کنند. تجهیزات هسته‌ای نیز قادرند دریا را آلوده کنند. سزیم-۱۳۷ رادیواکتیو، در طی فرآیندهای هسته‌ای شلافیلد، موجب آلودگی دریای ایرلند شده‌است و گاهی حوادث هسته‌ای مانند حادثه فوکوشیما در سال ۲۰۱۱، موجب نفوذ مواد رادیواکتیو به دریا می‌شوند. ریختن ضایعات (شامل نفت، مایعات مضر، فاضلاب و زباله) در دریا تحت نظارت حقوق بین‌الملل است. کنوانسیون لندن (۱۹۷۲)، یک توافق در سازمان ملل متحد برای ریخت ضایعات در اقیانوس است که۸۹ کشور در ۸ ژوئیه ۲۰۱۰ آن را به تصویب رساندند. مارپل ۷۳/۷۸ کنوانسیونی برای کاهش آلودگی دریا توسط کشتی‌ها می‌باشد. در ماه مه ۲۰۱۳، ۱۵۲ کشور دریایی مارپل را به تصویب رساندند. بیشتر زباله‌های پلاستیکی شناور زیست‌فروسا نیستند، به جای آن نهایتا با گذر زمان تا سطح مولکولی متلاشی می‌شوند. پلاستیک‌های محکم سال‌ها شناور می‌مانند. در مرکز چرخه اقیانوس آرام، یک تجمع شناور دائمی از زباله‌های پلاستیکی ایجاد شده‌است و اقیانوس اطلس نیز مسیری مشابه را پیموده‌است. پرندگان دریایی مانند آلباتروس و مرغ طوفان در هنگام جست‌وجوی غذا به اشتباه از این زباله‌ها مصرف و پلاستیک غیرقابل هضم را در سیستم گوارش خود جمع می‌کنند. در شکم نهنگ‌ها و لاکپشت‌ها کیسه‌های پلاستیکی و طناب ماهی‌گیری یافت شده‌است. میکرو پلاستیک‌ها در آب فرومی‌روند و زندگی فیلتر فیدرهای بستر دریا را به خطر می‌اندازند. بیشتر آلودگی نفتی دریای از شهرها و صنعت حاصل می‌شوند. نفت برای حیوانات دریایی خطرناک است. می‌تواند بال‌های پرندگان دریایی را مسدود کند، تاثیر عایقی آن‌ها و شناورزی پرندگان را کاهش دهد، یا به وسیله آن‌ها خورده شود. پستانداران دریایی کمتر در خطرند، اما ممکن است با از دست دادن عایق پوستی خود، سردشان شود، کور، کم‌آب یا مسموم شوند. با گسترش نفت، بی‌مهرگان بنتوزی غرق، ماهی‌ها مسموم، و زنجیره غذایی مختل می‌شود. در مدتی کوتاه‌تر، نشت نفت موجب کاهش و بی‌تعادلی جمعیت حیات‌وحش می‌شود، فعالیت‌های تفریحی تحت تاثیر قرار می‌گیرند، و معیشت مردمی که زندگیشان به دریا وابسته است ویران می‌گردد. محیط دریای ویژگی پاک‌سازی خود را دارد و باکتری‌های طبیعی تلاش خواهند کرد که نفت را از دریا پاک کنند. در خلیج مکزیک، که هنوز باکتری‌های مصرف‌کننده نفت وجود دارند، در مدت چند روز نفت نشتی را مصرف می‌کنند. مردم بومی دریا چندین گروه از عشایر بومی در دریای جنوب‌شرق آسیا در قایق زندگی و در طول روز نیازهای خود را از دریا استخراج می‌کنند. مردم بومی موکن در سواحل تایلند و میانمار و جزایر دریای آندامان زندگی می‌کنند. مردم باجائو در اصل از مجمع‌الجزایر سولو، میندانائو و بورنئو شمالی هستند. برخی کولی‌های دریایی با انجام غواصی آزاد قادرند تا عمق ۳۰ متری در آب فروروند، اگرچه بیشتر آن‌ها روش مقرر و زمینی را انتخاب می‌کنند. مردم بومی اقیانوس منجمد شمالی به عنوان قوم چوکچی، اینوئیت، اینویالوئیت، و مردم یوپیک، پستانداران دریایی مانند نهنگ‌ها را شکار می‌کنند و جزیره‌نشینان تورس استریت ادعای مالکیت دیوار بزرگ مرجانی را دارند. آن‌ها به‌طور سنتی در جزایر زندگی می‌کنند و فعالیت‌هایشان شامل شکار، ماهی‌گیری و تجارت با همسایگان در پاپوآ گینه نو و استرالیا است. در فرهنگ اثری از آشوریه در قرن ۷۰۰ قبل از میلاد، که ماهیان و خرچنگ‌ها را در حال شنا در اطراف قایق نشان می‌دهد. دریا با نمادهای ضد و نقیضی در فرهنگ بشر وجود دارد، هم قدرتمند است و هم آرام، هم زیباست و هم خطرناک. دریا در اسطوره‌شناسی، مذهب، ادبیات، هنر، شعر، فیلم، تئاتر و موسیقی جایگاه ویژه‌ای دارد. باستانیان به آن شخصیت داده‌اند، و اعتقاد دارند که تحت کنترل خدایی است که نیاز به آرامش دارد. همچنین دریا محل سکونت مخلوقات فوق‌العاده می‌باشد: لویاتان در کتاب مقدس، اسکولا در اساطیر یونان، ایسناده در اساطیر ژاپن، و کراکن در اساطیر اسکاندیناوی. همچنین دریای در تصاویر مسیحی حایز اهمیت است، مثلا گفته می‌شود برخی از حواریون، در دریاچه طبریه ماهی‌گیر بودند. نقاشی هوکوسائی در سال ۱۸۲۹، به نام موج بزرگ کاناگاوا، اولین سی و شش چشم‌انداز کوه فوجی. دریا، حیات آن و کشتی‌هایش در نقاشی‌ها به تصویر کشیده شده‌اند، که شامل نقاشی‌های ساده بر روی دیوار غارها خارج لس ایزیس در فرانسه تا ماهی مسیح و از دوچ هندریک وروم تا اوکی‌یوئه هوکوسائی و مناظر دریایی وینسلو هومر می‌شود. در طول عصر طلایی نقاشی هلند، نقاشانی مانند جان پرسلیس، هنریک دوبلز، ویلیام ون ده ولد پدر، ویلیام ون ده ولد پسر و لودف باخوئیزن دریا و قدرت ارتش دریایی هلند را در نقاشی‌های خود ستودند. موسیقی نیز از دریا الهام گرفته‌است. دریانوردان نیمه‌خوانی می‌کردند تا وظایف دشوار را آسان کنند تاثیر بر موسیقی حاصل آب آرام، امواج توفنده، و طوفان‌های دریا هستند. موسیقی سنتی مربوط به دریا شامل اپرای مرد پرنده هلندی، اثر ریشارد واگنر، لا مر اثر کلود دبوسی، آهنگ دریا اثر چارلز ویلرز استنفورد (۱۹۰۴) و نواهای ناوگان (۱۹۱۰)، تصاویر دریا (۱۸۹۹) اثر ادگارد الگار، و سمفونی دریا (۱۹۰۳–۱۹۰۹) اثر رالف وان ویلیامز می‌باشد. گلف استریم اثر وینسلو هومر. دریا به عنوان یک نماد، قرن‌ها در ادبیات و شعر نقش ایفا کرده‌است. گاهی اوقات، تنها یک پس‌زمینه ملایم بوده‌است اما گاهی موضوعاتی مانند طوفان، شکستن کشتی، نبرد، مشکلات، فاجعه، دوری آرزوها، یا مرگ را بیان نموده‌است. در شعر حماسی ادیسه، که در قرن ۸ام پیش از میلاد نوشته شده‌است، هومر سفرهای دریایی ده‌ساله قهرمان یونانی، یعنی ادیسئوس را توصیف می‌کند، ادیسئوس پس از جنگی که در ایلیاد آمده‌است، مبارزات فراوانی انجام داد و با بسیاری از خطرات دریا مواجه شد. دریا موضوع اصلی اشعار هایکو شاعر ژاپنی ماتسوئو باشو (۱۶۴۴–۱۶۹۴) می‌باشد. در ادبیات مدرن، رمان‌های الهام گرفته از دریا توسط ملوانانی چون هرمان ملویل، ژوزف کنراد، و هرمان ووک نوشته شده‌است. کارل گوستاو یونگ روان‌شناس بیان کرد که در تعبیر خواب، دریا ذهن ناهشیار فردی و جمعی را نمادین می‌سازد. اگرچه ریشه حیات بر زمین هنوز ناشناخته است، راشل کارسون زیست‌شناس در کتاب جهان پیرامون ما نوشته‌است، «خیلی عجیب است دریایی که زمانی آغازگاه حیات بوده‌است، اکنون به وسیله فعالیت‌های یکی از اشکال آن زندگی تهدید می‌شود. اما دریا، اگرچه به روشی نادرست تغییر کرده‌است، به وجود داشتن ادامه خواهد داد: این خود حیات است که تهدید می‌شود.» فهرست دریاهای جهان تقسیم‌بندی بر پایه اقیانوس‌ها: جدول مساحت دریاها رتبه اسم دریا مساحت (sq.mi) مساحت (sq.km) ۱ دریای فلیپین ۲،۰۰۰،۰۰۰ ۵،۱۷۷،۷۶۲ ۲ دریای کورال ۱،۸۵۰،۰۰۰ ۴،۷۹۱،۰۰۰ ۳ دریای عرب ۱،۴۹۱،۱۳۰ ۳،۸۶۲،۰۰۰ ۴ دریای جنوبی چین ۱،۳۵۱،۹۳۶ ۳،۵۰۰،۰۰۰ ۵ دریای ودل ۱،۰۸۱،۵۴۸ ۲،۸۰۰،۰۰۰ ۶ دریای کاراییب ۱،۰۶۳،۰۰۰ ۲،۷۵۴،۰۰۰ ۷ دریای مدیترانه ۹۶۵،۰۰۰ ۲،۵۰۰،۰۰۰ ۸ دریای تاسمانی ۹۰۰،۰۰۰ ۲،۳۳۰،۰۰۰ ۹ دریای برینگ ۸۷۳،۰۰۰ ۲،۲۶۰،۱۰۰ ۱۰ خلیج بنگال ۸۳۸،۹۷۰ ۲،۱۷۲،۰۰۰ اقیانوس آرام آرال در آسیای میانه دریای اختسک دریای ژاپن دریای زرد دریای شرقی چین دریای جنوبی چین دریای فیلیپین اقیانوس اطلس دریای کارائیب دریای سارگاسو دریای شمال اقیانوس هند خلیج فارس دریای سرخ خلیج عدن خلیج پاراوان گستر شمال دریای هرمز (عمان) دریای عرب خلیج بنگال دریای جاوه اقیانوس منجمد شمالی دریای سیاه و سفید اقیانوس منجمد جنوبی دریای آمونسن نام دریانوردان مشهور موجودیت آب در کره زمین موج عظیم
[ "هنگ کنگ", "شنژن", "گوانگ ژو", "اقیانوس", "بدنه آبی", "آب‌های شور", "زمین", "اوکناگن", "آب‌وهواشناسی", "پیشاتاریخ", "سفر چلنجر", "پادشاهی بریتانیای کبیر و ایرلند", "اقیانوس آرام", "دریای مدیترانه", "زبان پهلوی", "سیستان", "سنگ‌نبشته بیستون", "امرداد (هفته‌نامه)", "جهان", "مدیترانه", "دریای برینگ", "دریای کارائیب", "دریای اختسک", "رانش قاره‌ای", "نیم‌کره شمالی", "نیم‌کره جنوبی", "نمک", "ماه", "خورشید", "حرکت وضعی زمین", "اثر کوریولیس", "فلات قاره", "صدف", "پستاندار دریایی", "جلبک دریایی", "ماهی‌گیری", "آبزی‌پروری", "آب‌سنگ مرجانی", "شکار نهنگ", "نهنگ", "کنوانسیون بین‌المللی تنظیم صید نهنگ", "کمیسیون بین‌المللی صید نهنگ", "لجه", "دریچه گرمایی", "شدت‌دوست", "آغاز حیات", "سفره میکروبی", "رویداد بزرگ اکسیژنی", "جو زمین", "فرگشت گیاهان", "جانوران", "فرگشت", "زمین‌لرزه", "آتشفشان", "گسل", "توفند", "طوفان", "چرخند", "لیست خدایان آب", "ادیسه", "هومر", "مبادله کلمبی", "دفن در دریا", "هایکو", "ماتسوئو باشو", "هنر دریایی", "نیمه‌خوانی", "شهرزاد (کورساکف)", "نیکولای ریمسکی-کورساکف", "شنا (انسان)", "غواصی اسکوبا", "موج‌سواری", "قایق‌رانی (ورزش)", "رشد جمعیت", "صنعتی‌سازی", "کشاورزی متمرکز", "کربن دی‌اکسید", "پی‌اچ", "تراژدی منابع مشترک", "صید بی‌رویه", "پوسته اقیانوسی", "سازمان آب‌نگاری بین‌المللی", "مونت‌کارلو", "اقیانوس اطلس", "اقیانوس هند", "اقیانوس منجمد شمالی", "اقیانوس منجمد جنوبی", "فرهنگ انگلیسی آکسفورد", "دریای سرخ", "زبان انگلیسی باستان", "انگلیسی میانه", "حرف تعریف", "دریای سارگاسو", "چرخاب اطلس شمالی", "دریاچه", "دریاچه طبریه", "دریاچه آب شیرین", "حقوق بین‌الملل", "کونوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها", "دماغه امید نیک", "سیاره", "آب", "مریخ", "یخ‌های قطبی مریخ", "سیاره‌های زمین‌سان", "سیاره فراخورشیدی", "ریشه آب روی زمین", "فضای بیرونی", "تیله آبی", "ناسا", "گستردگی آب در کره زمین", "ساینتیفیک آمریکن", "جنوبگان", "یخچال طبیعی", "آب‌های زیر زمینی", "چرخه آب", "آب شیرین", "جانوران خشکی‌زی", "بخار آب", "ابر", "باران", "رودخانه", "اداره ملی اقیانوسی و جوی", "آرتور سی. کلارک", "علم", "چرخه آبی", "آب‌شناسی", "دینامیک شاره‌ها", "فیزیک", "اقیانوس‌نگاری", "جریان‌های آبی", "اقیانوس‌نگاری فیزیکی", "دانشگاه تگزاس ای اند ام", "زیست‌شناسی دریایی", "اقیانوس‌نگاری شیمیایی", "عنصر (شیمی)", "مولکول", "جغرافیای طبیعی", "جغرافیای دریا", "ساختار زمین", "ته‌نشینی", "آب دریا", "لیتر", "گرم", "اونس", "محلول آبی", "درصد", "در هزار", "بخش در هزار", "ppt", "سنت پل، مینه‌سوتا", "سدیم", "کلرید", "یون‌های فلزی", "منیزیم", "کلسیم", "یون", "سولفات", "کربنات", "برمید", "شیرین‌سازی", "آبیاری", "گیاه", "آب مصنوعی دریا", "بارندگی", "یخ دریا", "تبخیر", "دما", "دریای بالتیک", "دریای شمال", "صحرای بزرگ آفریقا", "صحرای عرب", "کانال سوئز", "باب‌المندب", "دریای مرده", "تابش خورشیدی", "دمای ذوب", "کریستال‌های یخ", "نیلاس", "متر مکعب", "نور خورشید", "تأثیر زاویه خورشید بر آب‌وهوا", "سپیدایی", "کدری", "طیف الکترومغناطیسی", "قرمز", "زرد", "سبز", "فتوسنتز", "فیتوپلانکتون", "علف دریایی", "اندامگان بی‌هوازی", "برف دریایی", "سولفید هیدروژن", "ایالات متحده آمریکا", "آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده آمریکا", "گرم‌شدن زمین", "امواج سطح اقیانوس", "اصطکاک", "انرژی", "موج سطحی", "قله (فیزیک)", "پاهی موج", "طول موج", "موج مکانیکی", "وضعیت دریا", "سطح آزاد", "سرعت باد", "موجگاه", "موج مویرگی", "دسته موج", "بادهای چهلگان", "کشش سطح", "تداخل امواج", "موج عظیم", "بلمونت، کالیفرنیا", "دوون (شهرستان)", "سکوی نفت", "مونته‌ری، کالیفرنیا", "بستر دریا", "تایلند", "زمین‌لغزش", "فوران آتشفشانی", "سیستم هشدار سونامی", "شکست نور", "اداره هواشناسی استرالیا", "دولت استرالیا", "بور (جزر و مد)", "National Tsunami Warning Center", "گرانش", "هانگژو", "جمهوری خلق چین", "نیروی کشندی", "بدر (ماه)", "ماه نو", "لختی", "خلیج مکزیک", "تنگه یوریپوس", "کالسیس", "وابیه", "خلیج فاندی", "کانادا", "واچرخند", "خیزآب", "در گلوستون", "تگزاس", "چرخاب", "مکان‌نگاری", "پیش‌بینی وضع هوا", "لیست مدل‌های گردش اقیانوسی", "جو (هواشناسی)", "دینامیک ژئوفیزیکی سیالات", "گردش دماشوری", "رانش در طول ساحلی", "زبانه ماسه‌ای", "جریان شکافنده", "سد ساحلی", "آبشکن", "ژرفاسنجی", "ژرفاسنجی صوتی", "ژرفاسنج لیزری هوایی", "هسته (سیاره)", "گوشته", "سنگ‌کره", "پوسته", "پوسته قاره‌ای", "بازالت", "زمین‌ساخت بشقابی", "ماگما", "پشته میانی اقیانوس", "همرفت", "فرورانش", "درازگودال", "درازگودال ماریانا", "جزایر ماریانا", "مجمع‌الجزایر", "صفحه نازکا", "صفحه آمریکای جنوبی", "کناره", "لب دریا", "ساحل", "ماسه", "سنگپوز", "دماغه", "خلیج", "پسروی دریا", "سایش (هواشناسی)", "دلتا (جغرافیا)", "موج‌شکن", "دیوار دریایی", "بریتانیا", "سد تیمز", "لندن", "لنگرگاه", "نیواورلئان، لوئیزیانا", "توفند کاترینا", "بحران انسانی", "احیای زمین در هنگ‌کنگ", "فرودگاه بین‌المللی هنگ‌کنگ", "کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها", "خط مبدأ", "کشور مستقل", "سازمان ملل متحد", "United Nations Office of Legal Affairs", "متر", "آخرین عصر یخبندان", "افزایش سطح آب دریاها", "برف", "بیابان آتاکاما", "کامانچاکا", "حوضه بسته", "آسیای مرکزی", "دریاچه آب شور", "دریای خزر", "دریاچه آرال", "دریاچه نمک یوتا", "کربن آلی محلول", "کربن غیرآلی محلول", "کربنیک اسید", "بی‌کربنات", "یون هیدروژن", "اسید", "کلسیم کربنات", "قلیایی", "استخوان‌بندی", "حد تعادل کربنات", "Nature (journal)", "پلانکتون", "تیروپود", "جلبک", "کوکولیتوفور", "روزن‌داران", "زنجیره غذایی", "مرجان", "Science (journal)", "کمبود اکسیژن", "جنگل کلپ", "مراتع علوفه دریایی", "استخر جزر و مد", "آب‌بازسانان", "زئوپلانکتون", "چرخه کربن", "شیلات", "شاخه (زیست‌شناسی)", "آزمایش میلر-یوری", "منافذ گرمایی", "منطقه دمرسال", "منطقه ته دریایی", "عرض جغرافیایی", "دیوار بزرگ مرجانی", "تولیدکننده‌های اولیه", "دیاتوم", "کتانجک", "گیاهان گلدار", "علفزار", "کرنا (گیاه)", "گیاهان شورپسند", "چرخه نیتروژن", "تثبیت نیتروژن", "نیتروفیکاسیون", "آناموکس", "تونع زیستی", "ستاره دریایی", "ماهی", "آرایه (زیست‌شناسی)", "مهره‌داران", "مرغ دریایی", "خوک دریایی", "لاکپشت دریایی", "دریاماران", "قارچ دریایی", "ریزجلبک", "پروتوزوآ", "زیاگان", "بی‌مهرگان دریایی", "تخم (زیست‌شناسی)", "نکتون", "ماهی مرکب", "کوسه", "گرازماهی", "دلفین", "گونه‌های مهاجم", "توازن (کشتی)", "کشتی‌چسب", "نرم‌تنان", "سخت‌پوستان", "منطقه نریتیک", "اسفنج دریایی", "خارپوستان", "پرتاران", "شقایق دریایی", "هم‌زیستی", "تنوع زیستی", "آبکوه", "ماهی کف‌زی", "بنتوز", "پوده‌خوار", "منفذ گرمایی", "شیمی‌پرورد", "کلک", "دوگوت (قایق)", "قایق رید", "کانو", "مهاجرت انسان‌های اولیه", "برنجیا", "تنگه کره", "دراگرلند", "انسان فلورسی", "تنگه سیپ", "ساندالند", "جزیره کومودو", "استرالیای ماقبل تاریخ", "بومیان استرالیایی", "والاس لاین", "اقیانوسیه نزدیک", "شهرک‌های اولیه فیلیپین", "تنگه میندورو", "گذرگاه سیبوتو", "مردم ارتوئیروئید", "تاریخچه دریای کارائیب", "رود اورینوکو", "ونزوئلا", "بین‌النهرین", "درزبندی", "بادبان", "قیر", "چیچستر", "لوتال", "تمدن در سند", "حوضچه خشک", "Archaeological Survey of India", "مردم جزایر میکرونزی", "تایوان", "آسیای جنوب‌شرقی دریایی", "Proceedings of the National Academy of Sciences", "فرهنگ لاپیتا", "مجمع‌الجزایر بیستمارک", "فیجی", "تونگا", "ساموآ", "جزایر ساندا", "تاریخچه ماداگاسکار", "آفریقا", "پولینزیایی‌ها", "هاوایی باستان", "کمبریج", "جزیره ایستر", "تاریخچه نیوزلند", "نکوی دوم", "مصر باستان", "کانال فرعون‌ها", "هرودوت", "دلتای نیل", "تواریخ", "Cyzicus", "Eudoxus of Cyzicus", "Geography (Strabo)", "Strabo", "Gades", "Africa", "حنای دریانورد", "کارتاژ", "رهنامه", "سنگال", "کامرون (کوه)", "پوتئاس", "مارسی", "بریتانیای کبیر", "فانوس اسکندریه", "عجایب هفت‌گانه", "بطلمیوس", "اسکندریه", "جغزافیا (بطلمیوس)", "خلیج تایلند", "عصر وایکینگ‌ها", "وایکینگ‌ها", "زیست‌گاه ایسلند", "تاریخچه گرینلند", "استعمار نورس آمریکا", "روس کیف", "کشتی‌های وایکینگ‌ها", "کلینکر", "قطب‌نما", "شمال مغناطیسی", "لانگهنگ", "ژو یو (نویسنده)", "اسکندر از نکام", "استوا", "قطب شمال", "قطب جنوب", "شیب‌سنج", "اسطرلاب", "سکستانت", "چوبه یعقوب", "Dava Sobel", "Longitude (book)", "بر قدیم", "ترسیم نقشه", "کاراول", "عصر کاوش", "لوپر گونچالوز", "ارسطو", "بارتولومئو دیاس", "واسکو دو گاما", "مالیندی، کنیا", "کریستف کلمب", "جمهوری جنوا", "کادیس", "جزایر قناری", "سفرهای دریایی کریستف کلمب", "امپراطوری اسپانیا", "سیب‌زمینی", "ذرت", "فلفل تند", "آبله", "سرخپوست", "خوان سباستین الکانو", "فردیناند ماژلان", "گردش دور جهان", "گراردوس مرکاتور", "خط هم‌گوشه", "ویلیام بارنتز", "جمهوری هلند", "سوالبارد", "دریای بارنتز", "تاریخچه جنوبگان", "آنتونی دلا روشه", "ادوارد برانسفیلد", "ناتانیل پالمر", "فابین گوتلیب فن بلینگسهاوزن", "National Science Foundation", "روسیه", "سورنایا زملیا", "جمهوری نووگرود", "دریای سفید", "خودبسندگی", "دودمان سونگ", "فهرست دودمان‌های تاریخ چین", "امپراتوری مغول", "سلسله یوآن", "چنگ هه", "دودمان مینگ", "متئو ریسی", "کرونومتر دریایی", "نصف‌النهار مبدأ", "گرینویچ (منطقه)", "جایزه طول جغرافیایی", "جان هریسون", "جیمز کوک", "امپراتوری روسیه", "فرانسه", "هلند", "تلگراف", "کانال مانش", "تمام خط قرمز", "فاتوم", "کمبریج، ماساچوست", "زنبق دریایی", "مایکل سارس", "آبدره", "نروژ", "نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا", "اقیانوس‌شناسی", "سفر وگا", "راه دریای شمال", "اوراسیا", "فریتیوف نانسن", "کارل چارن", "گجوا", "گذرگاه شمال‌غرب", "موناکو", "تحقیقات اکتشاف", "ژاک-ایو کوستو", "جنگ سرد", "اکتشاف نفت", "بتیسکف تریسته", "نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا", "سامانه موقعیت‌یاب جهانی", "آمریکا", "BBC", "سنجش از دور", "تمدن", "سومریان", "حمل بار فله", "فهرست شهرهای بزرگ در تاریخ", "کالای لوکس", "تاریخچه جغرافیا", "کابوتاژ", "تجارت در اقیانوس هند", "دیلمان", "بحرین", "عدن", "یمن", "ائودوکوس از سیزیکوس", "امپراتوری بطلمیوسی", "مصر (استان روم)", "مینوسی‌ها", "کرت", "امپراتوری دریا", "دولت‌شهر", "فنیقی‌ها", "یونان باستان", "استعمار دوره باستان", "صویره", "مالزی", "اندونزی", "هندو", "مسلمان", "OF", "قوم تامیل", "دودمان چوله", "دودمان تانگ", "امپراتوری سریویجایا", "خلافت عباسیان", "فتوحات مسلمانان", "اسلام", "آمستردام", "اس‌اس ایالات متحده", "ستون‌های هرکول", "تنگه مالاکا", "مسیر دریایی", "کانال پاناما", "حمل‌ونقل هوایی", "کالای اقتصادی", "مخزن (کشتی)", "بارکف", "کشتی کانتینری", "گاراژدار حمل‌ونقل", "سازمان بین‌المللی دریا", "آسیای شرقی", "ماهی آب شیرین", "ماهی‌گری با نیزه", "پارینه‌سنگی", "استخر ماهی", "فان لی", "Fan Li", "پرورش ماهی", "دنورس، ماساچوست", "پارت", "غواصی آزاد", "شکار مروارید", "خلیج فارس", "ایزیدور خاراکسی", "Athenaeus of Naucratis", "Deipnosophistae", "اوپیان", "قلاب ماهی‌گیری", "طناب ماهی‌گیری", "تورماهی‌گیری", "گرگور", "نیزه سه‌شاخ", "Oppian", "قایق ماهی‌گیری سنتی", "اواخر قرون وسطا", "اوایل عصر مدرن", "کاد", "اروپای شمالی", "ایالت‌های نیو انگلند آمریکا", "قایق بریکسهام", "قایق اوتر", "کشتی مادر", "کرجی", "ماهی‌گیری با طناب دراز", "حمل‌ونقل ریلی", "ماهی کنسرو شده", "سردسازی", "صنعت ماهیگیری", "سونار", "جنگ جهانی", "کشتی کارخانه‌ای", "ماهی‌گیران غیرمجاز", "صنعت ماهی‌گیری در چین", "پویایی جمعیت شیلات", "سقوط شیلات کاد در اطلس شمال‌غربی", "دریای جنوبی چین", "خوراک دریایی", "آسیا", "ماهی‌گیر", "فائو", "حیوانات آبی", "ال‌نینیو", "آب‌زی پروری", "آبزی‌پروری در دریا", "منطقه انحصاری اقتصادی", "جنگ جهانی اول", "شاه‌ماهی", "موتوماهی", "ماهی تونایاتون", "کفشک (ماهی)", "ماهی کفال", "ماهی آزاد", "کرجی ماهی‌گیری", "ماهی‌گیری با تور بزرگ", "ترال", "تور گیل", "ماهی‌گیری با طناب طولانی", "وستمانا", "جزایر فارو", "خزندگان", "خیار دریایی", "توتیای دریایی", "پرورش میگوی دریایی", "لارو", "شاه‌میگو", "مین (ایالت)", "سالیکورنیای اروپایی", "بیماری‌های ماهیان", "گوش‌ماهی چینی", "میگوی سفید", "کشت میگو", "آسیای جنوب شرقی", "قانون دریایی", "قانون", "کشور", "سفرهای دریایی", "قلمرو قدرت", "حقوق رومی", "بدنه قاون مدنی", "قوانین آمالفیان", "هانزا", "کامل لا", "نظام حقوقی رومی-ژرمنی", "انقلاب آمریکا", "اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا", "John Dunlap", "قانون اساسی ایالات متحده آمریکا", "امپراتوری", "امپراتوری روم", "چین باستان", "حوزه قضایی بین‌المللی", "قرون وسطا", "جمهوری دریایی", "ایتالیا در قرون وسطا", "جمهوری ونیز", "عصر اکتشاف", "کمپانی هند شرقی هلند", "هوگو گرتیوس", "Mare Liberum", "Bynkershoek, Cornelius", "کنوانسیون ملل متحد در مورد دریاها", "آب‌های آزاد", "کشور محصور در خشکی", "آزادی ناوبری", "آزادی هوایی", "کابل ارتباطی زیردریایی", "آب‌های سرزمینی", "مایل آبی", "تعقیب داغ", "منطقه زمانی", "زمان دریایی", "جنگ دریایی", "سوپیلولیوما دوم", "هیتی‌ها", "مردمان دریا", "پیلوس", "غزه", "تدارکات", "نبرد سالامیس", "جنگ‌های ایران و یونان", "تمیستتوکلس", "داردانل", "8.97 VIII.  97.", "کامیکاز (طوفان)", "حمله مغول به ژاپن", "دزد دریایی", "باد پروتستان", "ناوگان اسپانیایی", "امپراتوری ژاپن", "یواس‌اس وست ویرجینیا", "نبرد آکتیوم", "آگوستوس", "آرماندای اسپانیایی", "نبرد ترافالگار", "امپریالیسم نو", "چین", "اصلاحات میجی", "نبرد تسوشیما", "نبردناو", "یوبوت", "زیردریایی", "جنگ جهانی دوم", "جنگ ضد زیردریایی", "نبرد آتلانتیک (۱۹۳۹-۱۹۴۵)", "زیردریایی موشک بالستیک", "جنگ کرده", "نیروی دریایی فرانسه", "ارتش دریای آبی", "اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی", "کشتی سربازان", "زیارت", "گردشگری", "جهانگردی", "استعمار", "خط مسافرتی", "عصر دریانوردی", "باد بیش‌ور", "قایق هی", "کشتی اقیانوس‌پیما", "موتور بخار", "ترابری ریلی", "ریباند آبی", "آرام‌اس مائورتانیا", "قایقرانی تفریحی", "کشتی گردشگری", "پناهنده", "مهاجرت اقتصادی", "کشتری گردشی", "طبیعت‌گردی", "نهنگ‌نگری", "پرنده‌نگری", "حمام دریایی", "ویلیام بوچان", "تخته موج‌سواری", "بادسواری", "اسکی روی آب", "قایق موتوری", "غواصی مروارید", "صدف مروارید", "ماسک غواصی", "باله‌های غواصی", "لوله تنفس", "اسکوبا", "بیماری ناشی از کاهش ناگهانی فشار", "بیهوشی حاصل از نیتروژن", "نیروگاه انرژی کشندی رینس", "بروتاین", "امواج سطح دریا", "جزر و مد", "شوری (آب)", "تبدیل انرژی گرمایی اقیانوس", "تولید انرژی الکتریکی", "انرژی پایدار", "انرژی کشندی", "انرژی جریان اقیانوسی", "توان اسمزی", "انرژی موج", "سن-مالو", "توربین بادی", "دانمارک", "Environmental and Energy Study Institute", "نیروگاه", "انرژی اتمی", "نمک‌زدایی", "نفت خام", "گاز طبیعی", "دکل حفاری", "موج لرزه‌ای", "جیوه", "آرسنیک", "سولفید", "نمک دریایی", "برم", "لایروبی", "کارخانه کشتی‌سازی", "زیرساخت", "منابع سولفید کف دریا", "نقره", "طلا", "مس", "روی", "سرب", "فوق گرم", "پاپوآ گینه نو", "ربات", "آب آشامیدنی", "تقطیر خلأ", "اسمز معکوس", "آذریخ", "آهن", "منگنز", "نیکل", "الماس", "تصفیه‌خانه فاضلاب", "فلز سنگین", "آفت‌کش", "سنتز شیمیایی", "کادمیم", "کود", "خورگی", "کشند سرخ", "شکوفایی جلبکی", "سیانوباکتر", "سمور دریایی", "سزیم-۱۳۷", "شلافیلد", "نیروگاه هسته‌ای شماره یک فوکوشیما", "مارپل ۷۳/۷۸", "زیست‌فروسایی", "زباله‌دان بزرگ اطلس شمالی", "آلباتروس", "مرغ طوفان", "عشایر", "دریای جنوب‌شرق آسیا", "مردم موکن", "میانمار", "دریای آندامان", "مردم باجائو", "مجمع‌الجزایر سولو", "میندانائو", "بورنئو", "قوم چوکچی", "اینوئیت", "اینویالوئیت", "مردم یوپیک", "جزیره‌نشینان تورس استریت", "استرالیا", "تاریخ باستان", "لویاتان", "کتاب مقدس", "اسکولا", "اساطیر یونان", "ایسناده", "اساطیر ژاپن", "کراکن", "اساطیر اسکاندیناوی", "حواریون", "موج بزرگ کاناگاوا", "سی و شش چشم‌انداز کوه فوجی", "لس ایزیس", "هنر مسیحی", "دوچ هندریک وروم", "اوکی‌یوئه", "هوکوسائی", "وینسلو هومر", "عصر طلایی نقاشی هلند", "جان پرسلیس", "هنریک دوبلز", "ویلیام ون ده ولد پدر", "ویلیام ون ده ولد پسر", "لودف باخوئیزن", "مرد پرنده هلندی (اپرا)", "ریشارد واگنر", "لا مر (دبوسی)", "کلود دبوسی", "چارلز ویلرز استنفورد", "تصاویر دریا", "ادگارد الگار", "سمفونی دریا", "رالف وان ویلیامز", "ادبیات", "شعر", "حماسه", "ادیسئوس", "ایلیاد", "هرمان ملویل", "Carl Van Doren", "ژوزف کنراد", "هرمان ووک", "کارل گوستاو یونگ", "روان‌شناس", "تعبیر خواب", "ذهن ناهشیار", "راشل کارسون", "زیست‌شناس", "جهان پیرامون ما", "دریای ژاپن", "دریای زرد", "دریای شرقی چین", "دریای فیلیپین", "خلیج عدن", "دریای عمان", "دریای عرب", "خلیج بنگال", "دریای جاوه", "دریای سیاه و سفید", "دریای آمونسن", "نام دریانوردان مشهور", "موجودیت آب در کره زمین" ]
[ "پهنه‌های آبی", "دریاها", "زمین‌چهره‌های ساحلی و اقیانوسی", "منابع آب", "نام‌های زنان ایران" ]
891
فهرست دریانوردان مشهور
0
12
0
[ "نام دريانوردان مشهور", "نام دریانوردان مشهور", "فهرست دريانوردان مشهور" ]
false
2
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نام دریانوردان نامدار جهان: لایف اریکسون پدرو آلوارز کابرال بارتولومئو دیاس کریستف کلمب فردیناند ماژلان پیری رئیس رابین ناکس-جانستون ژنگ هه جیمز کوک ساتاسپ هیدراسپ الن مک‌آرتور فرانسیس دریک فرانسیس چیچستر جیمز کوک فرانسیس ژویون ابن ماجد واسکو دا گاما تور هیردال جوانی سولدینی توما کوویل دریانوردان مشهور
[ "لایف اریکسون", "پدرو آلوارز کابرال", "بارتولومئو دیاس", "کریستف کلمب", "فردیناند ماژلان", "پیری رئیس", "رابین ناکس-جانستون", "ژنگ هه", "جیمز کوک", "ساتاسپ", "هیدراسپ", "الن مک‌آرتور", "فرانسیس دریک", "فرانسیس چیچستر", "فرانسیس ژویون", "ابن ماجد", "واسکو دا گاما", "تور هیردال", "جوانی سولدینی", "توما کوویل" ]
[ "دریانوردان", "فهرست‌ها" ]
893
نقرس
6
313
0
[ "نقرص" ]
false
64
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "Name", "Item2": "نقرس" }, { "Item1": "Image", "Item2": "ChronicGout.jpg" }, { "Item1": "Alt", "Item2": "A small creature with sharp teeth is biting into a swollen foot at the base of the big toe" }, { "Item1": "Caption", "Item2": "نقرس همراه با توفوس بر روی آرنج و زانو" }, { "Item1": "DiseasesDB", "Item2": "۲۹۰۳۱" }, { "Item1": "OMIM", "Item2": "۱۳۸۹۰۰" }, { "Item1": "MedlinePlus", "Item2": "۰۰۰۴۲۲" }, { "Item1": "eMedicineSubj", "Item2": "emerg" }, { "Item1": "eMedicineTopic", "Item2": "۲۲۱" }, { "Item1": "MeshID", "Item2": "D006073" } ], "Title": "disease" }
نقرس یا gout (که در صورت مبتلا شدن شست پا به آن نقرس پا نیز گفته می‌شود) نوعی بیماری است که حملات پیاپی آرتروز التهابی حاد —نوعی ورم مفاصل همراه با سوزش، التهاب و قرمزی— معمولا از ویژگی‌های آن است. مفصل متاتارسوفالانژیال در ابتدای شست پا متداول‌ترین ناحیه ابتلا به این بیماری است (حدود ۵۰٪ از موارد را شامل می‌شود). با این حال، این بیماری می‌تواند در قالب توفوس، سنگ کلیه، یا سنگ کلیه اوراتی نیز ظاهر شود. عامل این بیماری افزایش میزان اسید اوریک در خون است. اسید اوریک باعث ایجاد کریستال می‌شود، و کریستال‌ها در مفاصل، تاندون‌ها و بافت‌های اطراف رسوب می‌کند. در صورت مشاهده این کریستال‌های خاص در مایع مفصلی، از ابتلا به این بیماری اطمینان حاصل می‌شود. درمان با داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی (NSAID)، استروئید، یا کلشیسین باعث بهبود سندرم‌های بیماری می‌شود. پس از اینکه حمله حاد این بیماری فروکش کرد، میزان اسید اوریک را معمولا با ایجاد تغییراتی در سبک زندگی کاهش می‌دهند، و در مواردی که حملات پیاپی وجود دارد، مصرف آلوپورینول یا پروبنسید از افزایش آن جلوگیری می‌کند نشانه‌ها و علائم بیماری نمونه نقرس که در نقرس می‌تواند به شکل‌های مختلف ظاهر شود، گرچه متداول‌ترین آن حملات پیاپی آرتروز التهابی حاد (نوعی ورم مفصل همراه با سوزش، التهاب و قرمزی) می‌باشد. درد در محل اولین مفصل متاتارسوفالانژیال (محل اتصال شست پا به کف پا) اولین تظاهر بیماری در حدود نیمی از مبتلایان به نقرس است. این نشانه (درد در محل اتصال شست پا به کف پا) پوداگرا podagra نامیده می‌شود. مفاصل دیگر نیز مانند پاشنه‌ها، زانوها، مچ‌ها و انگشتان ممکن است به این بیماری مبتلا شوند. درد مفاصل معمولا پس از ۲ تا ۴ ساعت و در طول شب شروع می‌شود. دلیل شروع آن در شب این است که دمای بدن در آن زمان پایین‌تر می‌باشد. علائم دیگر ممکن است در موارد معدودی همراه با درد مفصل بروز کنند، مانند خستگی و تب شدید. افزایش طولانی مدت میزان اوریک اسید (هایپراوریسمی) می‌تواند باعث بروز علائم دیگری شود، از جمله رسوبات سفت و بی‌درد کریستال‌های اسید اوریک که به توفوس معروف‌اند. توفوس شدید می‌تواند به علت سائیدگی استخوان منجر به آرتروز مزمن شود. افزایش میزان اسید اوریک ممکن است منجر به رسوب کردن کریستال‌ها در کلیهها شود، و باعث ایجاد سنگ و سنگ کلیه اوراتی گردد. علل بیماری هایپراوریسمی علت اصلی نقرس می‌باشد، که می‌تواند به دلایل مختلفی رخ دهد، از جمله رژیم غذایی، استعداد ژنتیکی، یا دفع ناقص اورات، یعنی نمک‌های اسید اوریک. دفع ناقص اوریک اسید توسط کلیه‌ها عامل اصلی هایپراوریسمی است که حدود ۹۰٪ موارد را شامل می‌شود؛ از طرف دیگر، تولید بیش از حد آن حدود ۱۰٪ موارد را تشکیل می‌دهد. حدود ۱۰٪ از افراد دارای هایپراوریسمی در دوره‌ای از زندگی خود به نقرس مبتلا می‌شوند. با این حال، خطر آن بسته به درجه هایپراوریسمی متغیر است. وقتی میزان آن بین ۴۱۵ تا ۵۳۰ mol/l (۷ تا ۹/۸ میلی‌گرم در دسی لیتر) باشد، خطر ۵/۰٪ در سال است، در حالی که در موارد بالای ۵۳۵mol/l (۹ میلی‌گرم در دسی لیتر)، خطر ۵/۴٪ در سال است. سبک زندگی عوامل وابسته به رژیم غذایی حدود ۱۲٪ از موارد ابتلا به نقرس را شامل می‌شود، و ارتباطی خاص با مصرف الکل، نوشیدنی‌های حاوی فروکتوز، گوشت و غذاهای دریایی دارد. عوامل دیگر عبارتند از تروما و جراحی. مطالعات اخیر نشان داده است عوامل تغذیه‌ای که زمانی مرتبط دانسته می‌شد در واقع شامل مصرف سبزیجات سرشار از پورین (مانند لوبیا، نخود، عدس و اسفناج) و پروتئین کامل نمی‌شود. مصرف ویتامین ث و فراورده‌های لبنی، همراه با ورزش، ظاهرا خطر ابتلا به این بیماری را کاهش می‌دهد. تصور می‌شود دلیل آن تا حدودی به علت اثر آن‌ها در کاهش مقاومت به انسولین باشد. ژنتیک ابتلا به نقرس تا حدی ژنتیکی است، که حدود ۶۰٪ از تنوع ژنتیکی در میزان اسید اوریک را تشکیل می‌دهد. سه ژن با نام‌های SLC2A9، SLC22A12 و ABCG2 یافت شده‌اند که با نقرس ارتباط متداول دارد، و تنوع آن‌ها می‌تواند خطر ابتلا به آن را حدودا دو برابر کند. با از بین رفتن عملکرد ژن‌های SLC2A۹ و SLC22A۱۲، جذب اورات کاهش یافته و اورات اضافی ترشح می‌شود و سبب هایپراوریسمی وراثتی می‌گردد. تعدادی از اختلالات نادر ژنتیکی، مانند نفروپاتی هایپراوریسمی جوانی خانوادگی، بیماری کلیوی کیستی مدولاری، بیش فعالیت سنتتاز فسفوریبوزیل پیروفسفات، و نقص هایپوکزانتین-گوانین فسفوریبوزیل ترنسفرات چنان‌که در سندرم لش نیهان مشاهده می‌شود، با نقرس مرتبط هستند. بیماری‌ها نقرس غالبا همراه با بیماری‌های دیگر بروز می‌کند. سندرم متابولیک، ترکیبی از چاقی شکم، زیادی فشار خون، مقاومت به انسولین و میزان غیرعادی لیپید، در حدود ۷۵٪ از موارد ظاهر می‌شود. بیماری‌های دیگری که از عوارض نقرس می‌باشند عبارتند از: پلی سایتمی، مسمویت سرب، نارسایی کلیه، کم خونی همولیتیک، پسوریازیس و پیوند اندام. اگر شاخص توده بدنی در مردان بیش از ۳۵ یا برابر با آن باشد، خطر ابتلا به نقرس سه برابر می‌شود. قرارگیری در معرض سرب به‌طور مداوم و الکل آلوده به سرب به دلیل اثر مضری که روی عملکرد کلیه‌ها می‌گذارند، جزء عوامل خطرزای نقرس هستند. سندروم لش نیهان اغلب با آرتروز نقرسی همراه است. داروها داروهای ادرارآور با حملات نقرس در ارتباط بوده‌است. با این حال، به نظر نمی‌رسد هیدروکلروتیازید با دز کم باعث افزایش خطر ابتلا به آن شود. داروهای دیگری که با این بیماری در ارتباط بوده‌اند عبارتند از نیاسین و آسپیرین (اسید استیل سالیسیلیک). داروهای سرکوبگر سیستم ایمنی، سیکلوسپورین و تاکرولیموس نیز با خطر ابتلا به نقرس در ارتباط هستند، بخصوص زمانی که داروهای سرکوبگر سیستم ایمنی همراه با هیدروکلروتیازید مصرف شوند. در کنار داروهای شیمیایی، عصاره گیاه گزنه به دلیل داشتن ماده موثر کوئرسیتین، تولید و آزادسازی TNF- را که از مهم‌ترین عوامل ایجادکننده التهابدر آرتریت روماتوئید است را کاهش می‌دهد. همچنین وجود فلاونوئیدها و پلی فنول‌هایی که در عصاره این گیاه وجود دارد، با مهار رهاسازی هیستامین از ماست سل‌ها و مهار آنزیم ۵-لیپواکسیژناز دخیل در سنتز LTB4، سبب اثرات ضد دردی می‌شوند. این فلاونوئیدها از اتصال فاکتور NF–kB به DNA جلوگیری کرده و مانع از تشکیل کمپلکس NFkB–DNA می‌شوند. اثر دیگر آن‌ها، ممانعت از مهار فاکتور IkB– (فاکتور تخریبی NF–kB) است که در نتیجه آن مانع از ایجاد التهاب می‌شوند. پاتوفیزیولوژی اوریک اسید نقرس اختلالی از متابولیسم پورین است، و زمانی بروز می‌کند که متابولیت آخر آن، یعنی اوریک اسید، در قالب اورات منوسدیم به شکل کریستال در می‌آید، و در مفاصل، تاندون‌ها و بافت‌های اطراف آن‌ها رسوب می‌کند. سپس این کریستال‌ها واکنشی التهابی از طرف سیستم ایمنی را در یک ناحیه خاص برانگیخته می‌کنند، در حالی که یکی از پروتئین‌های مهم در آبشار التهابی اینترلوکین می‌باشد. از دست رفتن اوریکاز به‌طور پیش رونده در انسان و نخستی‌سانان بزرگتر، که باعث تجزیه اسید اوریک می‌شود، سبب متداول بودن این بیماری شده‌است. عوامل رسوب کردن اسید اوریک هنوز به خوبی کشف نشده‌است. گرچه هرقدر مقدار اسید اوریک بیشتر شود احتمال کریستال شدن آن هم افزایش می‌یابد، ولی ممکن است در مقادیر معمولی هم کریستال ایجاد شود. دیگر عواملی که تصور می‌شود در برانگیختن مرحله حاد آرتروز نقش مهمی دارند عبارتند از دماهای سرد، تغییرات ناگهانی در میزان اسید اوریک، اسیدوز، آب رسانی مفصلی، و پروتئین‌های بافت‌مانه برون‌یاخته‌ای، مانند پروتئین گلیکوزیل شده، کلاژن و کندرویتین سولفات. اینکه رسوب‌گذاری در دماهای پایین افزایش می‌یابد تا حدی توجیه می‌کند که چرا مفاصل پا متداول‌ترین نقاط بروز این بیماری است. تغییرات ناگهانی در میزان اسید اوریک ممکن است به دلایل مختلفی رخ دهد، از جمله تروما، جراحی، شیمی درمانی، داروهای ادرارآور، و شروع مصرف آلوپورینول یا دست کشیدن از مصرف آن. مسدودکننده‌های کانال کلسیم و لوزارتان در مقایسه با دیگر داروهای مخصوص زیادی فشار خون خطر کمتری را به همراه دارند. تشخیص Gout on رشته‌های کریستال‌های اوریک اسید از یک نمونه مایع مفصلی که با یک میکروسکوپ دارای نور پولاریزه عکسبرداری شده‌است. تشکیل کریستال‌های اوریک اسید در مفاصل با ابتلا به بیماری نقرس در ارتباط است. نقرس را می‌توان در افرادی که مبتلا به هایپراوریسمی و نقرس شست پا هستند بدون نیاز به بررسی‌های بیشتر تشخیص داد و دوره درمان را آغاز کرد. با این حال، اگر نسبت به تشخیص آن شکی وجود داشته باشد، باید آزمایش مایع مفصلی را انجام داد. گرچه استفاده از پرتو ایکس برای تشخیص نقرس مزمن مفید است، کارایی خاصی در حملات حاد ندارد. مایع سینوویال یک تشخیص قطعی برای بیماری نقرس بر پایه شناسایی بلورهای مونوسدیم اورات در مایع سینوویال یا یک توفوس می‌باشد. کلیه نمونه‌های مایع سینوویال بدست آمده از مفاصل متورمی که به این بیماری تشخیص داده نشده‌اند باید برای وجود این بلورها بررسی گردند. تحت میکروسکپی نور قطبیده، این بلورها دارای ریخت سوزنی‌شکل و یک شکست مضاعف منفی قوی می‌باشند. انجام این تست دشوار بوده و برای انجام آن اغلب به یک معاینه‌گر آموزش‌دیده نیاز است. همچنین این مایع باید به نسبت خیلی سریع پس از مکش از بدن مورد بررسی قرار گیرد چرا که دما و pH بر میزان حلالیت آن تاثیر می‌گذارد. آزمایش‌های خون هیپراوریسمی (بالا بودن اسید اوریک خون) یک ویژگی کلاسیک نقرس است، اما این بیماری در نیمی از موردها بدون هیپراوریسمی رخ می‌دهد، و اغلب افراد دارای سطوح بالای اسید اوریک هرگز به نقرس مبتلا نمی‌شوند. به همین علت، کاربرد اندازه‌گیری اسید اوریک در تشخیص این بیماری بسیار محدود می‌باشد. هیپراوریسمی (بالا بودن اسید اوریک خون) به حالتی گفته می‌شود که در آن سطح اورات پلاسما در مردان بالاتر از ۴۲۰ mol/l (7.0 mg/dl) و در زنان بالاتر از ۳۶۰ mol/l (6.0 mg/dl) باشد. سایر آزمایش‌های خونی که به صورت رایج انجام می‌گیرند عبارتند از شمارش تعداد گلبول‌های سفید خون، الکترولیت‌ها، عملکرد کلیه‌ها، و نرخ رسوب گلبول‌های قرمز (ESR). اما با این حال، هم گلبول‌های سفید خون و هم ESR می‌توانند در غیاب عفونت و در نتیجه نقرس در سطوح بالایی قرار داشته باشند. شمار تعداد گلبول‌های سفید خون برابر با میزان بالای ۴۰٫۰×۱۰ ۹ /l (۴۰،۰۰۰/mm ۳ ) ثبت شده‌است. تشخیص افتراقی مهم‌ترین تشخیص افتراقی در نقرس آرتروز عفونی می‌باشد. این موضوع باید در افراد دارای علایم عفونت یا بیمارانی که در امر درمان بهبودی‌ای از خود نشان نداده‌اند لحاظ گردد. برای کمک در امر تشخیص می‌توان رنگ‌آمیزی گرام و پرورش مایع سینوویال را انجام داد. از جمله شرایط دیگری که شبیه به این مورد به نظر می‌رسند شامل شبه‌نقرس و آرتروز روماتیسمی می‌باشند. توفوس نقرسی، به ویژه در مواردی که در مفصل واقع نشده‌است، می‌تواند با کارسینوم سلول قاعده‌ای، یا دیگر نئوپلاسم‌ها اشتباه گرفته شود. پیشگیری هم تغییرات در سبک زندگی و هم داروها می‌توانند به کاهش سطوح اسید اوریک منجر شوند. انتخاب‌های رژیم غذایی و سبک زندگی موثر شامل کاهش مصرف مواد غذایی نظیر گوشت و غذاهای دریایی، مصرف کافی ویتامین C، محدود کردن مصرف الکل وفروکتوز (شهد میوه)، و اجتناب از مرض چاقی می‌باشد. یک رژیم غذایی کم‌کالری در مردان چاق، سطوح اسید اوریک را به میزان ۱۰۰ mol/l (1.7 mg/dl) کاهش داده است. مصرف روزانه ۱،۵۰۰ mg ویتامین C، خطر ابتلا به نقرس را به میزان ۴۵٪ کاهش می‌دهد. مصرف قهوه، و نه چای، خطر ابتلا به نقرس را کاهش می‌دهد. نقرس ممکن است در نتیجه آزادسازی پورین‌ها از سلول‌های دچار قحطی اکسیژن، در درجه بعدی پس از آپنه خواب رخ دهد. دریافت پروتئین بدن از منابع کم چربی لبنی. درمان آپنه می‌تواند بروز حملات را کاهش دهد. درمان هدف اصلی از درمان، فرونشاندن علایم یک حمله حاد می‌باشد. از طریق مصرف داروهای مختلفی که به منظور کاهش سطوح اسید اوریک سرمی استفاده می‌شوند می‌توان از تکرار حملات جلوگیری نمود. اعمال یخ به مدت ۲۰ الی ۳۰ دقیقه و چندین مرتبه در روز باعث کاهش درد می‌شود. از جمله گزینه‌های موجود برای درمان شرایط حاد شامل داروهای ضد التهابی غیراستروئیدی (NSAIDها)، کلشیسین و استروئیدها می‌باشد، در حالی که گزینه‌های موجود برای پیشگیری شامل آلوپورینول، فبوکسوستات و پروبنسید می‌باشد. کاهش سطوح اسید اوریک می‌تواند این بیماری را درمان کند. درمان بیماری‌های همراه بیمار نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. NSAIDها NSAIDها، درمان معمول و درجه نخست برای نقرس به حساب می‌آیند، و هیچ‌کدام از عامل‌های NSAID خاص دارای تاثیر بسیار بیشتر یا بسیار کمتر از عامل‌های NSAID دیگر نمی‌باشد. بهبود شرایط بیمار ممکن است ظرف چهار ساعت اول پس از مصرف دارو مشاهده شود، و ادامه درمان به مدت یک تا دو هفته توصیه می‌گردد. اما با این حال، این داروها برای بیمارانی که دچار مشکلات پزشکی خاص دیگر نظیر خون‌ریزی معدی روده‌ای، عملکرد نامناسب کلیه‌ها، یا عملکرد نامناسب قلب می‌باشند، توصیه نمی‌گردد. با وجود آنکه از لحاظ تاریخی، ایندومتاسین رایج‌ترین NSAID استفاده شده بوده‌است، یک داروی جایگزین نظیر ایبوپروفن، می‌تواند در غیاب تاثیرگذاری بهتر، به دلیل عوارض جانبی کمتر آن ترجیح داده شود. برای آن دسته از بیمارانی که در معرض عوارض جانبی معدی NSAIDها قرار دارند، می‌توان یک مهارکننده پمپ پروتون اضافی را نیز تجویز نمود. کلشیسین کلشیسین برای آن دسته از بیمارانی که قادر به تحمل NSAIDها نمی‌باشند یک داروی جایگزین می‌باشد. عوارض جانبی آن (در درجه نخست، آشفتگی معدی روده‌ای) استفاده از آن را محدود می‌کند. اما با این حال، آشفتگی معدی روده‌ای به دوز مصرفی بستگی دارد، و احتمال دچار شدن به آن را می‌توان با استفاده از دوزهای مصرفی کمتر ولی همچنان موثر، کاهش داد. کلشیسین می‌تواند با برخی از داروهای تجویز شده رایج دیگر نظیر آتورواستاتین و اریترومایسین و برخی از داروهای دیگر برهمکنش داشته باشد. استروئیدها گلوکوکورتیکوییدها به همان میزان NSAIDها موثر تشخیص داده شده‌اند و در صورت وجود موارد منع استفاده برای NSAIDها قابل استفاده می‌باشند. این عامل‌ها در صورت تزریق به داخل مفصل نیز به بهبود منجر می‌شوند؛ با این وجود، یک مورد استثناء عفونت مفصلی می‌باشد چرا که استروئیدها این بیماری را حادتر می‌کنند. پگلوتیکاس پگلوتیکاس (Krystexxa) در سال ۲۰۱۰ در ایالات متحده برای درمان نقرس تایید شده‌است. این دارو برای ۳٪ از بیمارانی که تاب مصرف داروهای دیگر را ندارند یک گزینه به‌شمار می‌رود. پگلوتیکاس هر دو هفته یک بار به صورت یک تزریق درون‌وریدی استعمال می‌شود، و دیده شده‌است که در این گروه جمعیتی بیماران باعث کاهش سطوح اسید اوریک می‌شود. پروفیلاکسیس شماری از داروها برای پیشگیری از رخدادهای مجدد نقرس سودمندند، از جمله مهارکننده زانتین اکسیداز (شامل آلوپورینول و فبوکسوستات) و اوریکوزوریک‌ها (شامل پروبنسید و سولفین‌پیرازون). بنا بر دلایل نظری دال بر حادتر شدن حمله، تجویز این داروها معمولا تا قبل از گذشت یک تا دو هفته پس از بهبود یک حمله حاد آغاز نمی‌شود، و اغلب برای سه تا شش ماه اول به صورت ترکیبی با یک NSAID یا با یک کلشیسین مورد استفاده قرار می‌گیرند. تجویز این داروها معمولا تا قبل از آنکه بیمار دو حمله نقرس داشته باشد توصیه نمی‌شوند، مگر آنکه تغییرات مفصلی ویرانگر، تیفوس، یا نارسایی کلیوی اورات حاضر باشد، چرا که تا این تاریخ این داروها مقرون‌به‌صرفه تشخیص داده نشده‌اند. اقدامات مقتضی جهت کاهش سطوح اورات باید افزایش داده شوند تا جایی که سطوح اسید اوریک سرمی به پایین‌تر از ۳۰۰–۳۶۰ mol/l (5.0–6.0 mg/dl) برسد، و این اقدامات باید به صورت نامحدود ادامه یابند. اگر در زمان یک حمله، این داروها بطور دیرینه‌ای مورد استفاده قرار گرفته‌اند، توصیه می‌شود استفاده از آن‌ها را ادامه ندهید. اگر امکان پایین آوردن سطوح اسید اوریک به پایین‌تر از ۶٫۰ mg/dl وجود ندارد و حملات تکرارشونده‌ای دیده می‌شود، بدین صورت تلقی می‌شود که بیماری نقرس موجود در برابر درمان مقاوم است. بطور کلی به نظر می‌رسد اثربخشی پروبنسید کمتر از آلوپورینول باشد. نوعا داروهای اوریکوزوریک در صورتی ترجیح داده می‌شوند که ترشح ناقص اسید اوریک، به صورتی که جمع‌آوری ۲۴-ساعته مایع ادرار که در ظروف مخصوص خود طی شرایط خاص، مقدار اسید اوریک کمتر از ۸۰۰ mg منجر شود، مشاهده گردد. با این وجود، در صورتی که بیمار دارای سابقه سنگ کلیه باشد تجویز این داروها توصیه نمی‌گردد. در یک ترشح مایع ادرار ۲۴-ساعته بیشتر از ۸۰۰ mg، که بیانگر تولید بیش از حد می‌باشد، تجویز یک مهارکننده زانتین اکسیداز ترجیح داده می‌شود. مهارکننده‌های زانتین اکسیداز (شامل آلوپورینول و فبوکسوستات) تولید اسید اوریک را محدود می‌کنند، و درمان بلندمدت با آن‌ها ایمن بوده و توسط بدن بیمار مورد پذیرش قرار می‌گیرد، و در بیماران مبتلا به نارسایی‌های کلیوی و سنگ اوره قابل استفاده است، گرچه آلوپورینول در تعداد کمی از بیماران حساسیت شدید بوجود آورده است. در چنین مواردی تجویز داروی جایگزین، یعنی فبوکسوستات، توصیه می‌گردد. پیش آگهی یک حمله وخیم نقرس معمولا اگر درمان نشود، بین پنج تا هفت روز برطرف می‌شود. اما، ۶۰ درصد از افراد معمولا در طول یک سال دوبار دچار حمله نقرس می‌شوند. افرادی که دچار نقرس هستند، در معرض ابتلا به فشار خون، دیابت، سندروم متابولیک، و بیماری‌های کلیوی و قلب عروقی، بنابراین بیشتر در معرض مرگ هستند. این امر ممکن است تا حدی به خاطر ارتباطش با مقاومت انسلین و چاقی باشد، اما به نظر می‌رسد که قسمتی از این خطر به چیز دیگری وابسته نباشد. در صورتی که درمان نشود، قسمت‌های وخیم نقرس می‌تواند به حالت مزمن درآید و سطوح مفاصل را تخریب کند، موجب از شکل افتادگی مفصل شود یا موجب بروز توفی بدون درد می‌شود. این توفی‌ها در ۳۰ درصد از افرادی رخ می‌دهند که به مدت ۵ سال درمان نشده‌اند، و اغلب در قسمت مارپیچ گوش، در طول فرایندهای استخوان آرنج، یا بر روی تاندون‌های آشیل رخ می‌دهند. چنانچه درمان‌های مهاجمی انجام شود، ممکن است این بیماری برطرف شود. سنگ کلیه نیز اغلب موجب پیچیده‌تر شدن نقرس می‌شود، و بین ۱۰ تا ۴۰ درصد افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به دلیل پایین بودن ph ادرار به وجود می‌آید که ته‌نشین شدن اوریک اسید را تسریع می‌کند. سایر انواع نارسایی مزمن کلیوی نیز ممکن است رخ دهد. اپیدمولوژی تقریبا حدود ۱–۲ درصد از جمعیت ساکنان کشورهای غربی در طول عمر خود دچار نقرس می‌شوند و این بیماری در حال شیوع بیشتری است. میزان ابتلا به نقرس در بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ تقریبا دوبرابر شده‌است. این افزایش میزان ابتلا به نقرس به دلیل افزایش طول عمر، تغییر در رژیم غذایی و افزایش بیماری‌های مرتبط با نقرس، همچون سندروم متابلیک و فشار خون بالا می‌باشد. چندین عامل می‌تواند بر میزان ابتلا به نقرس تاثیر بگذارد، از جمله سن، نژاد و فصلهای سال. شیوع این بیماری در مردان بالای ۳۰ سال و زنان بالای ۵۰ سال به میزان ۲درصد می‌باشد. در کشور آمریکا، میزان ابتلا به نقرس در میان مردان آمریکایی آفریقایی-تبار دوبرابر میزان ابتلا به این بیماری در میان آمریکاییهای اروپایی تبار است. این میزان در میان ساکنان جزایر اقیانوس آرام و مائوری‌های نیوزیلند بالا است، اما در میان بومیان استرالیا علی‌رغم میانگین بالای تجمع اوریک اسید سرم در این افراد، میزان ابتلا نادر است. این بیماری در چین، پلی نزی، و مناطق شهری زیر مجموعه صحرای آفریقا بسیار رایج است. برخی مطالعات نشان می‌دهد که حملات نقرس در فصل بهار بیشتر است. این امر به دلیل تغییرات فصلی در رژیم غذایی، مصرف الکل، فعالیت بدنی و دما می‌باشد. تاریخچه آنتونی وان لیوونهوک ظاهر میکروسکوپی کریستالهای اوریک اسید را این چنین در سال ۱۶۷۹ توصیف کرده‌است. واژه "نقرس" یا "gout" ابتدا توسط راندولفوس باکینگی در حدود سال ۱۲۰۰ میلادی مورد استفاده قرار گرفت. این واژه از عبارت "gutta" در زبان لاتین به معنای "یک قطره" (از مایع) گرفته شده‌است. بر پایه تعریف واژه‌نامه آکسفورد، این واژه از humorism و «مفهوم چکاندن یک ماده بیمارگونه از خون در میان و اطراف مفاصل است». با این حال، نقرس از دوران عتیق نیز شناخته شده بود. در طول تاریخ، بیماری نقرس را به عنوان «پادشاه بیماریها و بیماری پادشاهان» می‌شناخته‌اند یا «بیماری ثروتمندان». نخستین نوشته مستند در مورد این بیماری مربوط به مصر باستان اسن که یک توصیف از آرتروز انگشت بزرگ پا و مربوط به سال ۲۶۰۰ قبل از میلاد می‌باشد. پزشک یونانی، بقراط در حدود ۴۰۰ قبل از میلاد در کتاب خود با عنوان کلمات قصار، ضمن توجه به عدم وجود این بیماری در میان خواجگان حرم و زنانپیش از یائسگی این بیماری را ارزیابی کرده بود. آئولوس کورنلیوس سلسیوس در سال ۳۰ میلادی ارتباط میان الکل، شروع بعدی یائسگی در میان زنان و مشکلات کلیوی وابسته را توصیف نموده است: مجددا ادرار غلیظ، که رسوبش سفید است، نشان می‌دهد که درد و بیماری قرار است در ناحیه مفاصل و امعا و احشا رخ دهد… مشکلات مفاصلی در دست و پا بسیار رایج و طولانی هستند، همچون نقرس پا و دست. این بیماریها به ندرت به سراغ خواجگان یا پسران قبل از رابطه جنسی با یک زن می‌آیند یا به ندرت به سراغ زنان می‌آیند به جز زنانی که قاعدگی شان سرکوب شده … برخی افراد با خودداری از شراب، شراب انگور و مقاربت تا آخر عمر خود را ایمن می‌کنند. در سال ۱۶۸۳، توماس سایدنهام که پزشکی انگلیسی بود، وقوع این بیماری را در ساعات آغازین بامداد توصیف کرده و وقوع آن را در میان مردان مسن چنین پیش‌بینی می‌کند: بیماران نقرسی عموما یا پیرمردها هستند یا مردانی که آنقدر در جوانی خود را فرتوت کرده‌اند که دچار پیری زودرس شده‌اند- از میان این عادتهای مخرب هیچ‌یک بیشتر از مقاربت بیش از حد و عواطف خسته‌کننده، مخرب نیست. قربانی با سلامت و خوبی به تخت خواب می‌رود می‌خوابد. حدود ساعت دو صبح با یک درد شدید در انگشت پا و گاهی در پاشنه، قوزک یا پشت پا یدار می‌شود. این درد شبیه یک دررفتگی اندام است و گاهی هم شبیه این است که آب سرد بر روی شخص بریزند. بعد با احساس سرما و لرز و کمی تب همراه است… شب در عذاب و بی‌خوابی و درد در ناحیه مبتلا و تغییر مداوم و پیوسته جا، از این دنده به آن دنده شدن مداوم بدن با هر درد در مفصل و این درد وقتی بدتر می‌شود که تشنج به سراغ بیمار می‌آید. دانشمند هلندی آنتونی وان لیوونهوک نخستین بار در سال ۱۶۷۹ شکل ظاهری کریستالهای نک اوریک اسید را توصیف کرد. در سال ۱۸۴۸، پزشک انگلیسی آلفرد بارینگ گارود تشخیص داد که این میزان بیش از حد اوریک اسید در خون عامل بروز نقرس بوده‌است. در سایر حیوانات نقرس در بسیاری از سایر حیوانات نادر است زیرا قادرند آنزیم یوری کیس تولید کنند که اسید اوریک را تجزیه می‌کند. انسان‌ها و دیگر میمونهای بزرگ دارای این قابلیت نیستند و بنابراین نقرس در آن‌ها رایج است. اما گفته می‌شود که گونه تیرانوساروس رکس که به عنوان «سو» شناخته می‌شوند، دچار نقرس شده بوده‌اند. تحقیق چندین داروی جدید برای درمان نقرس در حال مطالعه هستند، از جمله آناکینرا، کان اکینوماب و ریلوناسپت. یک آنزیم بازترکیب یوری کیس، (راسبوری کیس) در حال حاضر موجود است؛ اما استفاده آن محدود است زیرا یک واکنش ایمنی خودکار ایجاد می‌کند. داروهایی با همین ویژگی اما با خاصیت پادگنی کمتر در حال ساخت هستند. رژیم غذایی مطالعات جدیدمحققان نشان می‌دهد، رژیم غذایی DASH ازعودنقرس جلوگیری می‌کند. مصرف بالای گوشت و غذای دریایی خطر نقرس را افزایش داده ولی پروتئین گیاهی این اثر را ندارد لبنیات کم چرب و مکمل باری با ویتامین c و قهوه اثرات محافظتی دارند مصرف الکل و فروکتوز نیز با افزایش خطر نقرس در ارتباط اند
[ "بیماری", "آرتروز التهابی", "ورم مفاصل", "مفصل متاتارسوفالانژیال", "شست پا", "توفوس", "سنگ کلیه", "سنگ کلیه اوراتی", "اسید اوریک", "خون", "تاندون", "بافت (زیست‌شناسی)", "داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی", "استروئید", "کلشیسین", "آلوپورینول", "پروبنسید", "خستگی (پزشکی)", "تب", "اوریک اسید", "هایپراوریسمی", "آرتروز", "کلیه", "سنگ کلیه ناشی از اسید اوریک حاد", "فروکتوز", "تروما", "ویتامین ث", "فراورده‌های لبنی", "مقاومت به انسولین", "تنوع ژنتیکی", "ژن", "SLC2A9", "SLC22A12", "ABCG2", "پروتئین تام هورسفال", "بیماری کلیوی کیستی مدولاری", "سنتتاز فسفوریبوزیل پیروفسفات", "هایپوکزانتین-گوانین فسفوریبوزیل ترنسفرات", "سندرم لش نیهان", "سندرم متابولیک", "چاقی شکم", "زیادی فشار خون", "دیس‌لیپیدمی", "پلی سایتمی", "مسمویت سرب", "نارسایی کلیه", "کم خونی همولیتیک", "پسوریازیس", "پیوند اندام", "سندروم لش نیهان", "داروهای ادرارآور", "هیدروکلروتیازید", "نیاسین", "آسپیرین", "داروهای سرکوبگر سیستم ایمنی", "سیکلوسپورین", "تاکرولیموس", "داروهای شیمیایی", "گزنه", "التهاب", "آرتریت روماتوئید", "پلی فنول", "هیستامین", "ماست سل", "متابولیسم پورین", "اینترلوکین", "اوریکاز", "نخستی‌سانان", "اسیدوز", "بافت‌مانه برون‌یاخته‌ای", "پروتئین گلیکوزیل شده", "کلاژن", "کندرویتین سولفات", "شیمی درمانی", "مسدودکننده‌های کانال کلسیم", "لوزارتان", "قطبش (موج‌ها)", "پرتو ایکس", "اورات", "مایع سینوویال", "نور قطبیده", "شکست مضاعف", "هیپراوریسمی (بالا بودن اسید اوریک خون)", "B«ژورنال پزشکی (British Medical Journal)", "پلاسمای خون", "شمارش تعداد گلبول‌های سفید خون", "الکترولیت", "عملکرد کلیه‌ها", "نرخ رسوب گلبول‌های قرمز", "تشخیص افتراقی", "آرتروز عفونی", "رنگ‌آمیزی گرام", "شبه‌نقرس", "آرتروز روماتیسمی", "کارسینوم سلول قاعده‌ای", "نئوپلاسم", "ویتامین C", "الکل", "فروکتوز (شهد میوه)", "مرض چاقی", "رژیم غذایی کم‌کالری", "پورین", "آپنه خواب", "داروهای ضدّ التهابی غیراستروئیدی", "استروئیدها", "فبوکسوستات", "بیماری همراه بیمار", "خون‌ریزی معدی روده‌ای", "عملکرد نامناسب کلیه‌ها", "عملکرد نامناسب قلب", "ایندومتاسین", "ایبوپروفن", "مهارکننده پمپ پروتون", "National Library for Health", "U.S. Food and Drug Administration", "آتورواستاتین", "اریترومایسین", "گلوکوکورتیکویید", "تزریق مفصلی", "پگلوتیکاس", "مهارکننده زانتین اکسیداز", "اوریکوزوریک", "سولفین‌پیرازون", "نارسایی کلیوی اسید اوریک حاد", "فشار خون", "دیابت", "سندروم متابولیک", "قلب عروقی", "مقاومت انسلین", "چاقی (بیماری)", "مارپیچ (گوش)", "استخوان آرنج", "تاندون‌های آشیل", "نارسایی کلیوی", "tophus", "فشار خون بالا", "مردم مائوری", "زبان لاتین", "humorism", "یونان باستان", "بقراط", "کلمات قصار", "خواجگان حرم", "پیش از یائسگی", "آئولوس کورنلیوس سلسیوس", "رابطه جنسی", "توماس سایدنهام", "آنتونی وان لیوونهوک", "آلفرد بارینگ گارود", "یوری کیس", "میمونهای بزرگ", "تیرانوساروس رکس", "سو (دایناسور)", "آناکینرا", "کان اکینوماب", "ریلوناسپت", "بازترکیب دی ان آ", "راسبوری کیس", "ایمنی خودکار", "پادگنی" ]
[ "نقرس", "آرتریت‌ها", "اوریک اسید", "بیماری‌های پوستی ناشی از خطاهای متابولیسم", "بیماری‌های روماتولوژی", "بیماری‌های متابولیک", "خطاهای مادرزادی متابولیسم پورین-پیریمیدین", "روماتولوژی" ]
894
بیماری
0
283
0
[ "بيماري", "مریضی", "مريضي", "مرض" ]
false
251
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
بیماری (پارسی میانه: ویماری ) به ناهنجاری در بدن یا روان می‌گویند که به علت ناراحتی، اختلال عملکرد یا تنش دربیمار یا سایر افراد مرتبط با او ایجاد می‌گردد. البته باید میان بیماری و سایر حالت‌ها پزشکی مانند خستگی، ضعف، کسالت و اندوه تفاوت گذاشت. عامل ایجاد بیماری می‌تواند بیرونی (مانند باکتری، انگل، تغذیه ناکافی و…) یا درونی (مانند پرکاری تیروئید، دیابت و …) باشد. همچنین بیماری می‌تواند مادرزادی (مانند سندرم ترنر یا لب شکری) یا ژنتیکی مانند آلبینیسم باشد. بیماری تند (حاد) یا کهنه (مزمن)، واگیر دار یا ناواگیر نیز می‌تواند باشد. هر بیماری با شماری علائم و نشانه‌های ویژه شناخته و آشکار می‌شود. شناخت و درمان بیماری بر عهده پزشک است. طبقه‌بندی بیماری‌ها را به روشهای مختلف می‌توان طبقه‌بندی کرد: عامل ایجادکننده بیماری مانند بیماری‌های عفونی، بیماری‌های ژنتیکی، بیماری‌های شغلی، بیماری‌های روانی. ازمان بیماری مانند بیماری حاد، تحت حاد و مزمن. عضو درگیر شده مانند بیماری‌های قلبی، بیماری‌های گوارشی و ریوی. انواع عوامل بیماری‌های ناشی از سبک زندگی: بسیاری از بیماری‌ها ناشی از سبک زندگی نادرست می‌باشند، مثل غذای ناسالم، استعمال دخانیات، مصرف مواد مخدر یا الکل، عدم فعالیت فیزیکی . عوامل عفونی: بیماری‌هایی که عامل آن‌ها عفونت‌های باکتریایی یا ویروسی و یا قارچی می‌باشد . در موارد نادرتری گروه‌های دیگری از میکروب‌ها مثل آغازیان میتوانند بیماری زایی کنند. عوامل ژنتیک: بیماری‌هایی که ریشه وراثتی دارند، مثل کور رنگی، هموفیلی، … بیماری‌های خودایمنی: بیماری خودایمنی هنگامی رخ می‌دهد که دستگاه ایمنی بدن به اشتباه حمله به خود بدن را آغاز می‌کند. مثل روماتیسم مفصلی، فلج چندگانه، بیماری گریوز. در طب سنتی حالتی است که بدن از مجرای طبیعی خود خارج شده و به افعال ضرر می‌رساند. دسته‌بندی بیماری‌ها در طب سنتی به این شرح است: مفرد مرکب مرض مفرد مرض‌های مفرد یا مزاج موثر است یا نیست. اگر مزاج موثر نبود، به ۴ دسته تقسیم می‌شود: سوءمزاج: مادی (با خلط) و ساده (بدون خلط) مرض ترکیب انواع بیماری مفرد که مزاج در ایجاد آن‌ها نقشی ندارد: مرض خلقت: مرض شکل - مجاری و اوعیه - صفع مرض مقدار: بزرگ شدن یا کوچک شدن عضوی نسبت به حالت طبیعی مرض عدد: شامل دو حالت طبیعی و غیرطبیعی مرض وضع: نقش و جایگاه اعضا نسبت به یکدیگر مرض مرکب شامل بیماری‌هایی که از دو یا چند بیماری مفرد تشکیل شده باشد.
[ "زبان فارسی میانه", "بدن", "روان", "ناراحتی", "تنش", "باکتری", "انگل", "تغذیه ناکافی", "پرکاری تیروئید", "دیابت", "سندرم ترنر", "لب شکری", "آلبینیسم", "سیگار", "مخدر", "الکل", "ویروس", "قارچ", "آغازیان", "کوررنگی", "هموفیلی", "خودایمنی", "دستگاه ایمنی", "روماتیسم مفصلی", "ام‌اس", "بیماری گریوز", "فهرست بیماری‌ها", "نشانه‌های بیماری", "حدت بیماری" ]
[ "بیماری‌ها و اختلالات", "بیمسنجی", "همه‌گیرشناسی", "پزشکی در جامعه", "جمعیت‌شناسی", "مشکل‌های اجتماعی", "واژگان پزشکی" ]
896
دیابت
0
1,028
0
[ "ديابت", "بیماری قند", "بیماری دیابت", "دیابت ملیتوس", "دیابت نوع دوم", "بيماري ديابت", "بيماري قند", "ديابت مليتوس", "ديابت نوع دوم", "دیانیطس", "ديانيطس", "مرض قند", "دیابت شیرین", "ديابت شيرين", "دیابت قندی" ]
false
388
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "Name", "Item2": "دیابت شیرین" }, { "Item1": "Image", "Item2": "Blue circle for diabetes.svg" }, { "Item1": "Caption", "Item2": "نشان جهانی دایره آبی برای دیابتی‌ها" }, { "Item1": "MedlinePlus", "Item2": "۰۰۱۲۱۴" }, { "Item1": "eMedicineSubj", "Item2": "med" }, { "Item1": "eMedicineTopic", "Item2": "۵۴۶" }, { "Item1": "MeshName", "Item2": "Diabetes" }, { "Item1": "MeshNumber", "Item2": "C۱۸٫۴۵۲٫۳۹۴٫۷۵۰" } ], "Title": "بیماری" }
دیابت یا بیماری قند (یا Diabetes Mellitus), یک اختلال سوخت و سازی (متابولیک) در بدن است. در این بیماری توانایی تولید هورمون انسولین در بدن از بین می‌رود یا بدن در برابر انسولین مقاوم شده و بنابراین انسولین تولیدی نمی‌تواند عملکرد طبیعی خود را انجام دهد. نقش اصلی انسولین پایین آوردن قند خون توسط سازوکارهای مختلف است. دیابت دو نوع اصلی دارد. در دیابت نوع یک، تخریب سلول‌های بتا در پانکراس منجر به نقص تولید انسولین می‌شود و در نوع دو، مقاومت پیش رونده بدن به انسولین وجود دارد که در نهایت ممکن است به تخریب سلول‌های بتای پانکراس و نقص کامل تولید انسولین منجر شود. در دیابت نوع دو مشخص است که عوامل ژنتیکی، چاقی و کم‌تحرکی نقش مهمی در ابتلای فرد دارند. در دیابت، سرعت و توانایی بدن در استفاده و سوخت و ساز کامل گلوکز کاهش می‌یابد از این‌رو میزان قند خون افزایش یافته که به‌آن هایپرگلیسمی می‌گویند. وقتی این افزایش قند در دراز مدت در بدن وجود داشته باشد، سبب تخریب رگ‌های بسیار ریز در بدن می‌شود که می‌تواند اعضای مختلف بدن همچون کلیه، چشم و اعصاب را درگیر کند. همچنین دیابت با افزایش ریسک بیماری‌های قلبی عروقی ارتباط مستقیمی دارد؛ لذا غربالگری و تشخیص زودرس این بیماری در افراد با ریسک بالا می‌تواند در پیشگیری از این عوارض موثر باشد. تشخیص و همچنین غربالگری دیابت با انجام آزمایش قند خون میسر است. پایش قند خون پایش قند خون به دو روش انجام می‌گیرد. پایش قند خون توسط خود بیمار که به ان خود پایشی می‌گویند. پایش قند خون توسط پزشک در خود پایشی، قند خون توسط خود بیمار و با استفاده از یکی از انواع دستگاه‌های خانگی اندازه‌گیری قند خون انجام می‌گیرد در این روش گلوکز پلاسما اندازه‌گیری می‌شود و نمایانگر میزان کنترل قند خون در کوتاه مدت است. ارزیابی کنترل دراز مدت قند خون توسط پزشک انجام می‌گردد که از طریق درخواست آزمایش هموگلوبین A 1 C صورت می‌گیرد و نمایانگر میزان کنترل قند خون در دو تا سه ماه اخیر است. باید توجه داشت که این دو روش مکمل یکدیگرند و هیچ‌یک جای دیگری را نمی‌گیرد. پزشک در نهایت با مرور اندازه‌گیری‌های مکرر قند خون توسط بیمار و پاسخ آزمایشگاهی هموگلوبین A 1 C در خصوص نحوه ادامه درمان و مدیریت دیابت تصمیم می‌گیرد. خود پایشی قند خون یکی از وظایف بسیار مهم بیمار در کنترل بیماری دیابت، کنترل قند خون توسط خود بیمار با استفاده از دستگاه سنجش قند خون است. این روش به افراد دیابتی خصوصا بیمارانی که انسولین تزریق می‌کنند یا بیمارانی که قند خون کنترل شده‌ای ندارند، کمک می‌کند که نظارت دقیق‌تری بر وضعیت خویش اعمال کنند و مسئولیت بیشتری برای اداره امور خود بر عهده گیرند. کنترل قند خون، مزایای فراوانی دارد. برای مثال کنترل قند خون قبل و ۲ ساعت بعد از صرف غذا به بیمار کمک می‌کند تا میزان تاثیر مصرف غذا بر قند خون را دریابد، پی بردن به این مسئله، بیمار را در انتخاب وعده غذایی مناسب یاری می‌دهد. همچنین می‌توان با کنترل منظم قند خون در زمان فعالیت یا در زمان بیماری، میزان انسولین دریافتی را تنظیم کرد و بالاخره اینکه کنترل منظم قند خون، حس اعتماد به‌نفس را در بیمار افزایش می‌دهد که توانسته از خود به‌خوبی مراقبت کند. دستگاه سنجش قند خون انواع متعددی از این دستگاه‌ها در ایران وجود دارد. علاوه بر انواع خارجی، نوع داخلی ان نیز تولید شده‌است. این دستگاه‌ها دارای دو بخش الکترونیکی و نوار اندازه‌گیری قند خون هستند. نوارها یک بار مصرف و تنها در دستگاه مورد نظر قابل استفاده است در صورت عدم تولید هر کدام از این بخش‌ها توسط شرکت سازنده، دستگاهی که در اختیار بیمار است غیرقابل استفاده می‌شود؛ از طرف دیگر انواع تقلبی و تاریخ مصرف گذشته نوارهای دستگاه سنجش قند در بازار ایران موجود است لذا بهترین گزینه برای انتخاب نوع دستگاه، مراجعه به لیست دستگاه‌های سنجش قند خون مورد تایید وزارت بهداشت است. وزارت بهداشت دستگاه‌های مجوزدار و مورد تایید این وزارتخانه را به همراه نوع گواهی‌های معتبر آن‌ها اعلام می‌نماید. در هر صورت با توجه به تعداد زیاد پایشگرهای گلوکز در دسترس، حضور یک آموزش دهنده مجرب دیابت جهت کمک به بیمار برای انتخاب نوع پایشگر مناسب بیمار و یادگیری طرز صحیح استفاده از ان دستگاه، الزامی است. دسته‌بندی و سبب‌شناسی دیابت بیماری دیابت انواع مختلفی دارد که معمولا در هنگام تشخیص متمایز می‌شوند؛ بنابراین تعیین نوع دیابت وابسته به شرایطی است که بیماری خود را در هنگام نشان بروز می‌دهد. در خیلی از بیماران به راحتی در یکی از دسته‌های مشخص دیابت جای نمی‌گیرند، مثلا فردی که دچار دیابت بارداری شده ممکن است بعد از پایان بارداری کماکان دچار دیابت باقی بماند و لذا نوع دیابتش به نوع ۲ تغییر داده شود؛ بنابراین برای پزشک و بیمار برچسب زدن نوع دیابت نسبت به درک علت و سبب این بیماری و درمان موثر آن اهمیت بسیار کمتری دارد. تقسیم‌بندی قدیم دیابت به دو نوع وابسته به انسولین و غیر وابسته به انسولین که توسط NDDG در ۱۹۷۹ معرفی شد و در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ به‌طور گسترده به کار رفت مشکلاتی در درمان به وجود آورده بود که در نتیجه منجر به ارائه تقسیم‌بندی جدید دیابت توسط انجمن دیابت آمریکا به انواع: دیابت نوع یک، نوع ۲، سایر انواع و دیابت حاملگی در ۱۹۹۷ شد. این تقسیم‌بندی با وجودی که هنوز مشکلاتی دارد ولی مورد استفاده است. + مقایسه دیابت نوع یک و دو مشخصات دیابت نوع ۱ دیابت نوع ۲ بروز ناگهانی تدریجی سن بروز بیشتر کودکان بیشتر بزرگسالان وضع بدن لاغر یا طبیعی معمولا چاق کتواسیدوز دیابتی شایع نادر اتوآنتی‌بادی معمولا وجود دارد ندارد انسولین درون‌ساز کم یا هیچ طبیعی، کاهش‌یافتهیا افزایش یافته مطابقت ژنتیکی دردوقلوهای تک‌تخمی ۵۰٪ ۹۰٪ شیوع ~۱۰٪ ~۹۰٪ دیابت نوع یک (وابسته به انسولین) دیابت ناشی از واکنش ایمنی ، (Type 1A) یک اختلال ناهمگون ناشی از جهش‌های (اتوزومال مغلوب و وابسته به ایکس مغلوب) شناخته شده و همچنین توارث چندژنی/کم‌ژنی است. این نوع دربرگیرنده ۵–۱۰ درصد از انواع دیابت است، قبلا واژه دیابت وابسته به انسولین یا دیابت نوجوانی برای این نوع رایج بود. در این نوع از دیابت تخریب سلولی سلولهای بتا در پانکراس اتفاق می‌افتد. علت اصلی از دست رفتن سلول‌های ، تخریب سلولی ناشی از واکنش ایمنی سلولی است. در پی این تخریب مارکرهایی در خون رها می‌شوند که شامل آنتی‌بادی علیه انسولین، اتوآنتی‌بادیهای گاد (GAD۶۵)، اتوآنتی‌بادی تیروزین‌فسفاتاز IA-۲ و IA-۲ است. این مارکرها ممکن است در ۸۵–۹۰٪ از مبتلایان دیده شود. ارتباطی میان اچ‌ال‌ای‌های خاص و این نوع از دیابت هم مشاهده شده‌است. این نوع دیابت در افراد دارای HLA-DQA و DQB و همچنین افراد دارای ژن DRBبیشتر مشاهده می‌شود. شیوع این نوع از دیابت در افرادی که بیماری‌های خودایمن همچون بیماری گریوز، تیروئیدیت هاشیموتو، و بیماری آدیسون دارند بیشتر است. در پی تخریب سلول‌های بتا توسط لنفوسیت‌ها ترشح انسولین کاهش می‌یابد تا جایی‌که انسولین موجود نمی‌تواند قند خون را تنظیم کند. معمولا بعد از از دست رفتن ۸۰ تا ۹۰ درصد از سلول‌های بتا است که هایپرگلایسمی اتفاق می‌افتد و دیابت ممکن است تشخیص داده شود. در این مرحله است که بیمار نیازمند انسولین خارجی می‌شود تا از بروز کتوز جلوگیری شود و هایپرگلایسمی و همچنین متابولیسم چربی و پروتئین کنترل شود. در حال حاضر فاکتور اصلی ایجادکننده دیابت نوع یک واکنش خودایمنی شناخته شده‌است. شواهد قوی نیز وجود دارند که عفونت ویروسی سلول‌های بتای پانکراس را به عنوان اتیولوژی این واکنش ایمنی مطرح کرده‌است. به این ترتیب که ویروس باعث ایجاد آنتی‌بادی‌هایی علیه پروتئین ویروس می‌شود که شعله‌ورکننده یک واکنش خود ایمن علیه سلول‌های بتای مشابه است. , دیابت ناشی از ایمنی معمولا در کودکی و نوجوانی اتفاق می‌افتد اما ممکن است در هر سنی مشاهده شود. دیابت ایدیوپاتیک : در مواردی از دیابت نوع یک علت مشخصی برای بروز آن یافت نشده و در این گروه طبقه‌بندی می‌شوند. بعضی از این بیماران دچار کمبود انسولین دائمی و مستعد کتواسیدوز هستند ولی هیچ شواهدی از واکنش‌های خودایمن در آن‌ها مشاهده نمی‌شود. تعداد کمی از بیماران دیابت نوع یک ایدیوپاتیک هستند و این وضعیت شیوع بیشتر در نژاد آفریقایی و آسیایی دارد. این نوع بیشتر ارثی است و وابسته به اچ‌ال‌ای نیست. نیاز به انسولین خارجی در این بیماران پایدار نیست و می‌تواند گذرا و راجعه باشد. دیابت نوع دو (غیروابسته به انسولین) در دیابت نوع دو که ۹۰–۹۵٪ از بیماران دیابتی را شامل می‌شود ، بدن نسبت به عملکرد انسولین دچار مقاومت می‌شود. این بیماران حداقل در ابتدای بیماری نقص انسولین نسبی (و نه مطلق) دارند. به این معنی که بدن فرد مبتلا انسولین تولید می‌کند و حتی ممکن است غلظت انسولین در خون از مقدار معمول آن نیز بیشتر باشد اما گیرنده‌های یاخته‌ای فرد نسبت به انسولین مقاوم شده و در حقیقت نمی‌گذارند انسولین وارد سلولها شده و اعمال طبیعی خود را انجام دهد. این بیماران برای زنده ماندن نیاز به درمان دائم با انسولین خارجی ندارند. علل متعددی برای این وضعیت وجود دارد، مکانیزم‌های جزئی بروز این وضعیت شناخته نشده‌است ولی مشخص است که تخریب اتوایمیون نقشی در بروز این بیماری ندارد. دیابت نوع دوم در افراد چاق بیشتر دیده می‌شود و چاقی خود درجاتی از مقاومت به انسولین ایجاد می‌کند. درصد شیوع این بیماری در زنان بیش از مردان است. در این نوع از دیابت کتواسیدوز به ندرت خودبه‌خود ایجاد می‌شود بلکه در پی یک استرس همچون بروز یک بیماری یا عفونت ایجاد می‌شود. این نوع از دیابت معمولا سال‌ها تشخیص داده نشده باقی می‌ماند چرا که هایپرگلایسمی (افزایش قند خون) به تدریج ایجاد می‌شود و در اوایل در حدی نیست که علائم کلاسیک دیابت را نشان دهد. با این حال این بیماران در معرض عوارض ماکروسکولار و میکرووسکولار دیابت هستند. مقاومت به انسولین ممکن است با کاهش وزن و درمان دارویی کمتر شود ولی به ندرت به حد طبیعی بازمی‌گردد. با اینکه اخیرا افزایش شیوع این نوع در کودکان و نوجوانان و سنین پایین دیده شده ولی در بیشتر موارد ریسک بروز این نوع با افزایش سن، چاقی و نبود یا کمبود فعالیت بدنی بیشتر شده و بیشتر در زنان با سابقه قبلی دیابت بارداری و افراد دارای فشار خون بالا یا اختلال چربی خون دیده می‌شود. نوع دو زمینه ژنتیکی قویتری نسبت به نوع یک دارد، با این حال ژنتیک دیابت نوع دو پیچیده‌است و هنوز به خوبی تعریف نشده‌است. عوامل تاثیرگذار در بروز دیابت نوع 2 عوامل بسیاری در بروز این بیماری دخیل هستند که برخی از آن‌ها مانند وزن، کم تحرکی، فشار خون و میزان چربی خون تقریبا به دست خود شخص قابل کنترل است. اما موارد دیگری نیز ظاهرا با این بیماری در ارتباط هستند. به عنوان مثال اگر از خانواده شما شخصی به این بیماری مبتلا شود، نشان دهنده این است که ریسک ابتلای شما به این بیماری نیز وجود دارد (که البته این مسئله نشانه تاثیر ژنتیک در این بیماری است) امروزه برخی تحقیقات مشخص کرده‌اند گسترش این بیماری در نژادهای خاصی مانند سیاه پوستان، اسپانیایی‌ها و سرخپوستان آمریکایی نیز بیشتر است که نشان از تاثیر نژاد در ابتلا به این بیماری دارد. از طرف دیگر با بالا رفتن سن خطر ابتلا به این بیماری بیشتر می‌شود. در زنان نیز ابتلا به دیابت بین فرادی که دچار سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS)هستند بیشتر است. دیابت بارداری هر نوع افزایش گلوکز خون در طی بارداری که به حد بالا ۵–۱۰٪ جمعیت برسد دیابت بارداری خوانده می‌شود. مشخص شده‌است که بارداری خود می‌تواند یکی از عوامل ایجادکننده دیابت باشد. این اثر با افزایش مقاومت بدن به انسولین و افزایش انسولین برای جبران این مشکل ایجاد می‌شود. حاملگی می‌تواند حتی نواقص خفیف ترشح انسولین را آشکار کند، این منجر به ایجاد عدم تحمل به گلوکز و دیابت بارداری می‌شود. از طرفی بعضی از افراد که از قبل دچار اختلال خفیف قند خون هستند با آزمایش‌های غربالگری در طی بارداری تحت این گروه طبقه‌بندی می‌شوند. دیابت بارداری ۳–۸٪ از بارداری‌ها را درگیر می‌کند و همچنین یکی از عوامل خطر برای نتایج بد بارداری است. همچنین این وضعیت مستقلا می‌تواند باعث ایجاد دیابت نوع ۲ شود. تحقیقات نشان داده‌اند که ۵۰٪ از این زنان طی ۲۰–۳۰ سال بعد دچار دیابت خواهند شد. در سال‌های اخیر افزایش میزان ابتلا به دیابت بارداری مشاهده شده‌است. فاکتورهای ایجادکننده متعددی برای این افزایش مطرح شده‌اند. شامل شیوع بالای چاقی در جوانان، بهبود بقای کودکان مونثی که وزن تولدشان در دو انتهای طیف وزن طبیعی تولد است. در بزرگسالی این کودکان دچار اختلال در عملکرد انسولین یا توانایی ترشح انسولین هستند که می‌تواند آن‌ها را مستعد ابتلا به دیابت بارداری کند. دیابت بارداری می‌تواند منجر به عوارض جدی و گسترده برای مادر و نوزاد شود. این عوارض را می‌توان با تشخیص و درمان مناسب کاهش داد، زنان دارای ریسک بالای ابتلا با آزمون ۷۵ گرمی تحمل گلوکز(OGTT) در اولین ویزیت بعد از بارداری آزمایش می‌شوند و آزمایش مجددی نیز در ۲۴ تا ۲۸ هفتگی بارداری انجام می‌شود. درمان دیابت بارداری در ابتدا با رژیم غذایی و فعالیت بدنی است و در صورت عدم پاسخ برای کنترل قند از درمان با انسولین استفاده می‌شود. این زنان پس از اتمام بارداری هم به‌طور منظم مورد آزمایش قرار می‌گیرند. انواع دیگر دیابت نواقص ژنتیکی سلول‌های بتا انواع تک‌ژنی دیابت گروه ناهمگونی (هتروژن) از دیابتی‌ها را تشکیل می‌دهند که توسط یک جهش ژنتیکی ایجاد می‌شوند و با اختلال ترشح انسولین مشخص می‌شوند. تخمین زده می‌شود که ۵٪ از تمام انواع دیابت ناشی از این جهش‌ها است، با این حال تشخیص دقیق اهمیت زیادی در درمان، پروگنوز و ریسک در افراد خانواده دارد. شایعترین نوع معمولا با بروز افزایش قند در سنین پایین (زیر ۲۵ سال) مشخص می‌شود که دیابت بارز شده در بلوغ جوانان (MODY) نامیده می‌شوند. توارث این نوع اتوزومال مغلوب است، اختلالات در شش محل ژنی تاکنون برای این بیماری شناخته شده که شایعترین آن (۵۰–۷۰٪ موارد ) روی کروموزم ۱۲ در فاکتور رونویسی هپاتیک، معروف به جهش HNF-۱ است. شکل دوم مربوط به جهش ژن گلوکوکیناز روی کروموزوم ۷p است که منجر به تولید مولکول معیوب گلوکوکیناز که عامل تبدیل گلوکز به گلوگز-۶-فسفات و تحریک ترشح انسولین است می‌شود. به علت این جهش مقادیر بالاتری از گلوکز لازم است تا منجر به ترشح انسولین حد طبیعی شود. فرم نادرتر جهش در سایر فاکتورهای رونویسی ژنی است شامل HNF-۴، HNF-۱، IPF-۱ و NeuroD۱ است. آزمایش‌های ژنتیکی برای این نوع معمولا در مواردی که سن بروز دیابت پایین است و علایم غیرمعمول بسته به دیابت نوع یک و دو مشاهده می‌شود یا سابقه خانوادگی قوی از این نوع وجود دارد توصیه می‌شود. جهش‌های نقطه‌ای روی دی‌ان‌ای میتوکندریها که به‌طور انحصاری از مادر به ارث می‌رسد این اختلالNIDDM نامیده می‌شود و با بروز دیابت و ناشنوایی مرتبط است. شایعترین فرم جهش موقعیت ۳۲۴۳ در tRNA ژن لوسین است. ضایعه مشابهی در سندرم ملاس (MELAS) دیده می‌شود، با این حال دیابت بخشی از این سندرم نیست. اختلالات ژنتیکی که منجر به ناتوانی تبدیل پروانسولین به انسولین می‌شوند هم در خانواده‌های کمی مشاهده شده‌اند. یک صفت به صورت اتوزومال غالب به ارث می‌رسد. اختلال قند به وجود آمده در این حالت خفیف است. دیابت شیرین نوزادی گروه ناهمگون دیگری از دیابتی‌ها را تشکیل می‌دهد که تا ۶ ماهگی بروز پیدا می‌کند و یکی از هر ۲۰۰هزار تولد زنده را درگیر می‌کند. این اختلال با جهش‌های متعدد که فرایند ارگانوژنز پانکراس، ایجاد سلول‌های بتا و ساخت انسولین را مختل می‌کنند ایجاد می‌شود. این نوزادان برای سن بارداری کوچک(SGA) هستند و چربی زیرپوستی تحلیل یافته دارند. اختلال ژنتیکی عملکرد انسولین اختلالات ژنتیکی عملکرد انسولین شامل موارد نامعمولی از دیابت هستند. اختلال متابولیک ناشی از این جهش‌ها می‌تواند از هایپرانسولینوما و هایپرگلایسمی خفیف تا دیابت شدید را شامل شود. بعضی از افراد دچار این نواقص ممکن است آکانتوز نیگرنس داشته باشند. زنان ممکن است صفات بدنی مردانه را نشان دهند و تخمدان‌های بزرگ‌شده کیستی داشته باشند. در گذشته این سندرم یک نوع مقاومت به انسولین شمرده می‌شد. لپرچانیسم و رابسون‌مندلهال دو سندرم در کودکان هستند که جهش‌هایی در گیرنده‌های انسولین و در نتیجه مقاومت شدید به انسولین دارند. بیماری‌های پانکراس برون‌ریز دیابت یکی از عوارض دیررس پانکراتیت مزمن است. تفاوتی که در این نوع دیابت وجود دارد تخریب کل غدد درون‌ریز پانکراس است و لذا ترشح گلوکاگون هم کاهش می‌یابد، در نتیجه در این بیماران دیابتی احتمال بروز هایپوگلایسمی (افت قند خون) در پی درمان بیشتر می‌شود. غیر از پانکراتیت دیابت می‌تواند عارضه هر نوع صدمه وارد شده به پانکراس شامل عفونت‌ها، جراحی برداشتن پانکراس و سرطان پانکراس نیز باشد. اختلالات غدد درون‌ریز چندین هورمون با عملکرد انسولین می‌توانند مقابله کنند که ترشح بیش از حد هر یک از آن‌ها می‌تواند منجر به دیابت شود. معمولا این وضعیت در افرادی دیده می‌شود که از قبل به علت نواقص ترشح انسولین مستعد دیابت باشند. افزایش هورمون رشد و کورتیزول از اختلالات شایع هورمونی منجر به دیابت هستند که افزایش عوارض و مرگ و میر قلبی‌عروقی در این بیماری‌ها را به دیابت ناشی این اختلالات هورمونی نسبت داده‌اند. تخمین زده شده که در ۱۶–۵۶٪ از بیماران آگرومگالی دیابت وجود دارد و در کوشینگ شیوع دیابت به ۲۰–۵۰٪ می‌رسد. دیابت در اثر داروها یا مواد شیمیایی تخریب برگشت‌ناپذیر سلول‌های بتا در مواردی نادری در پی مصرف واکور (نوعی سم ضد موش) یا پنتامیدین وریدی ممکن است اتفاق بیفتد. برخی داروها هم می‌توانند عملکرد انسولین را مختل کنند. به عنوان مثال نیکوتینیک اسید و گلوکوکورتیکوئیدها از این دسته هستند. بیمارانی که اینترفرون-آلفا می‌گیرند هم در مواردی دچار آنتی‌بادی‌های ضد جزایر پانکراس یا نقص شدید انسولین شده‌اند. برخی از داروهای پر کاربرد و نسبتا بی‌خطر هم با افزایش ریسک بروز دیابت ارتباط دارند، شامل داروهای ضدفشار خون تیازیدی، استاتینها و بتابلاکرها. در مورد استاتین‌ها مطالعات نشان می‌دهد که این افزایش ریسک بسیار اندک است و در حال حاضر این افزایش ریسک توجیه‌کننده قطع یا کاهش مصرف استاتین‌ها نیست. انواع نادر عفونت‌ها : برخی عفونت‌ها همچون عفونت‌های سرخک و سایتومگالوویروس مادرزادی و عفونت با کوکساکی ویروسهای سابتایپ ۳ و ۴. انواع ناشی از ایمنی نادر : سندرم استیف‌من، آنتی‌بادی‌های ضد گیرنده انسولین سایر سندرم‌های ژنتیکی که با افزایش ریسک دیابت همراه هستند: سندرم داون، سندرم کلاینفلتر، سندرم ترنر، سندرم ولفرام، آتاکسی فردریک، بیماری هانتینگتون، سندرم لاورنس-مون-بیدل، دیستروفی میوتونیک، پورفیریا، سندرم پرادر ویلی دسته‌بندی‌های غیررسمی آخرین تقسیم‌بندی رسمی دیابت توسط انجمن دیابت آمریکا در ۱۹۹۷ بود و با وجود مشکلاتی که دارد هنوز توسط مراجع اصلی، مورد تاکید و استفاده است با این وجود مدتهای مدیدی است که مشخص شده دیابت یک بیماری هتروژن است و شاید نیاز به تقسیم‌بندی جدیدی باشد. در ذیل به چند دسته‌بندی پیشنهادی اشاره می‌گردد: دیابت نوع یک و نیم دیابت خودایمن نهفته بزرگسالان (Latent Autoimmune Diabetes in Adults LADA) که ان را زیرگروهی از نوع یک می‌دانند که خصوصیاتی از دیابت نوع دو را هم دارد و از این رو که در بین دو نوع یک و دو قرار دارد انرا یک و نیم گفته‌اند. اینان با سن کمتر از ۵۰، لاغرتر بوده، سابقه شخصی یا خانوادگی بیماری‌های خودایمن داشته و با احتمال بالا در عرض ۵ سال پس از شروع بیماری، نیازمند انسولین خواهند گشت. دیابت نوع ۳ شواهد اپیدمیولوژیکی و علمی نشانگر وجود ارتباط پاتوفیزیولوژی مشترک بین دیابت نوع 2 (T2DM) و بیماری آلزایمر (AD) می‌باشد. تا آنجا که این فرضیه مطرح شده‌است که AD ممکن است "دیابت نوع ۳" باشد. دانشمندان در پی تحقیقات خود دریافتند که مقاومت به انسولین که شاه علامت مکانیزم دیابت است، در مغز هم رخ می‌دهد. این نکته از آنجا مهم است که بر خلاف اعضای وابسته به انسولین یعنی عضله، کبد و بافت چربی، مغز جزو ارگان‌های غیر وابسته به انسولین است و جهت ورود گلوکز بدرون سلول‌های عصبی نیازی به وجود انسولین نمی‌باشد و در ادامه متوجه شدند که این مقاومت با بروز بیماری الزایمر همراه است. مطالعه دیگری نشان داد که الزایمر می‌تواند بدون بالا رفتن قند خون (هیپرگلایسمی) در مغز بروز کند. علاقمندی رو به رشدی در تشخیص نقش ژنهای انسولین و فاکتور رشد مشابه انسولین (IGF) و گیرنده‌های مرتبط با آن (T2DM) در بروز اختلالات شناختی، آلزایمر و ضایعات اسکلتی عصبی ناشی از آلزایمر و ضایعات A در مغز وجود دارد. این ارتباط نشان می‌دهد که انسولین و مکانیسم سیگنالینگ انسولین برای بقای نورونها بسیار مهم هستند و مطالعات نشان داد که کاهش رشد مغز و افزایش فسفوریلاسیون tau در موشهای دارای نقص در گیرنده انسولین ۲ و گیرنده انسولین عصبی وجود دارد. از سوی دیگر، مطالعات مختلف نشان داده‌اند که لیگاندهای قابل استخراج آمیلوئید بتا (ADDL) هم ممکن است مسئول بروز این پدیده باشد. ADDL الیگومرهایی مشابه در مورفولوژی و سایز به پریونهای مرتبط با بیماری‌های نورودژنراتیو هستند. ADDLها ممکن است باعث کاهش سطح انسولین و مقاومت به انسولین در مغز بیماران آلزایمری شوند. نتیجه‌گیری می‌شود که اصطلاح "دیابت نوع ۳" دقیقا نشان دهنده این واقعیت است که بیماری آلزایمر نوعی دیابت است که به صورت انتخابی مغز را درگیر می‌کند و دارای ویژگی‌های مولکولی و بیوشیمیایی است که با دیابت نوع ۱ و نوع ۲ همپوشانی دارد. دسته‌بندی پنج خوشه‌ای جدید در این تقسیم‌بندی دیابت به جای دو نوع یک و دو در تقسیم‌بندی انجمن دیابت آمریکا به پنج خوشه (Cluster) به عنوان زیرگروه‌های دیابت دسته‌بندی شده‌اند. هدف این است که بتوان برای هر خوشه درمان مناسب را در زمان مناسب شروع کرد تا به نتایج بهتری نایل شویم. در ۲ مارس ۲۰۱۸ گروهی از پژوهشگران در سوئد و فنلاند اعلام کردند که بر اساس تصویر پیچیده‌تری که آن‌ها از دیابت کشف کرده‌اند، دوره جدیدی در تجویز داروها برای دیابت آغاز شده‌است. این دانشمندان می‌گویند بیماری دیابت دارای پنج نوع مختلف است که درمان متناسب برای هر نوع می‌تواند جداگانه تهیه و تجویز شود. آن‌ها می‌گویند این نتیجه‌گیری آینده مراقبت از دیابت را دگرگون خواهد کرد اما تغییرات در درمان سریعا صورت نخواهد گرفت. این مطالعه توسط مرکز دیابت دانشگاه لوند در سوئد و موسسه پزشکی مولکولی فنلاند بر روی ۱۴٫۷۵۵ بیمار همراه با بررسی دقیق خون آن‌ها انجام شده‌است. نتایج منتشر شده در دیابت و اندوکرینولوژی لنست نشان می‌دهند که بیماران می‌توانند به پنج گروه متمایز تقسیم شوند: گروه اول: این گروه را دیابت خودایمنی شدید (severe autoimmune diabetes SAID) می‌نامند. اینان در سنین پایین مبتلا شده، شاخص توده بدنی انان(BMI) کم است، کمبود انسولین دارند و دارای اتو انتی‌بادی‌های ضد گلوتامیک دکربوکسیلاز (glutamate decarboxylase autoantibodies GADA) که شاخصه نوع یک کلاسیک است، می‌باشند لذا به دیابت نوع یک شبیه است و با آن‌که بدن بیمار خصوصیات یک بدن سالم را نشان می‌دهد، ولی به خاطر عارضه بیماری ایمنی توانایی تولید انسولین را ندارد. گروه دوم: این خوشه دیابت با کمبود شدید انسولین (severe insulin deficient diabetes SIDD) نام دارد. این بیماران به بیماران گروه اول بسیار شبیه هستند ولی با این تفاوت که شاخصه خودایمنی یعنی اتو انتی‌بادی‌های ضد گلوتامیک دکربوکسیلاز (glutamate decarboxylase autoantibodies GADA) را در سرم خود ندارند؛ لذا آنان توانایی تولید انسولین را ندارد ولی این اختلال از نقص در سیستم ایمنی بدن آن‌ها ناشی نمی‌شود. گروه سوم: این خوشه دیابت با مقاومت انسولینی شدید (severe insulin resistant diabetes SIRD) نام گرفته‌است. بیمارانی که در این گروه قرار می‌گیرند به‌طور کلی دچار عارضه اضافه‌وزن هستند؛ و هرچند بدن این بیماران انسولین کافی تولید می‌کند، اما به دلیل مقاومت انسولینی شدید، بدن دیگر قادر به واکنش‌دهی به این هورمون نیست. گروه چهارم: این خوشه دیابت خفیف مرتبط با چاقی (mild obesity related diabetes MOD) نام دارد که بیشتر در افرادی با اضافه‌وزن بالا مشاهده می‌شود، ولی این گروه، فاقد مقاومت واضحی نسبت به انسولین هستند و لذا از نظر متابولیک نسبت به بیماران گروه سوم به وضعیت معمولی نزدیک‌تر هستند. گروه پنجم: دیابت خفیف مرتبط با سن (mild age related diabetes MARD) است؛ این خوشه معمولا در افراد با سن بالا دیده می‌شود و جز سن بالا، مثل خوشه چهار، اختلال متابولیک واضحی ندارد و لذا علائم این گروه در مقایسه با بیماران سایر گروه‌ها خفیف‌تر است. علائم و نشانه‌ها در مراحل ابتدایی ممکن است دیابت بدون علامت باشد. بسیاری از بیماران به‌طور اتفاقی در یک آزمایش یا در حین غربالگری شناسایی می‌شوند. با بالاتر رفتن قند خون، علائم دیابت آشکارتر می‌شوند. پرادراری، پرنوشی، پرخوری، کاهش وزن با وجود اشتهای زیاد، خستگی و تاری دید از علایم اولیه شایع دیابت است. بسیاری از بیماران در هنگام تشخیص بیماری چندین سال دیابت داشته‌اند و حتی دچار عوارض دیابت شده‌اند. در کودکان دچار دیابت نوع یک علایم معمولا ناگهانی بارز می‌شوند، این افراد معمولا قبلا سالم بوده و چاق نبوده‌اند. در بزرگسالان این علایم معمولا تدریجی‌تر بارز می‌شوند. عارضه کتواسیدوز می‌تواند به عنوان علامت شروع‌کننده بیماری هم در دیابت نوع یک بارز شود. در دیابت نوع دو معمولا فرد تا سال‌ها بدون علامت است. علایم معمولا خفیف هستند و به‌طور تدریجی بدتر می‌شوند. در نهایت فرد دچار خستگی مفرط و تاری دید شده و ممکن است دچار دهیدراتاسیون شود. در این بیماران عارضه کتواسیدوز به علت تولید انسولین اندک کمتر دیده می‌شود. با این حال قند خون می‌تواند به مقادیر بسیار بالایی افزایش یابد و فرد دچار عارضه شوک هایپراوسمولار شود. نتیجه یک مطالعه نشان می‌دهد که استرس و افسردگی، احتمال سکته مغزی و مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی عروقی را در بیماران مبتلا به دیابت بیش از دو برابر افزایش می‌دهد. عوارض حاد کتواسیدوز دیابتی : این عارضه با سه مشخصه بیوشیمیایی کتوز، اسیدوز و هایپرگلیسمی متمایز می‌شود. کتواسیدوز دیابتی می‌تواند به عنوان علامت اولیه در دیابت نوع یک بارز شود ولی معمولا در بیماران تشخیص داده شده دیابت در موقعیت‌هایی که میزان انسولین خون کمتر از نیاز بدن است ایجاد می‌شود، همچون فراموش کردن دوز انسولین یا افزایش ناکافی دوز انسولین در وضعیت‌های استرس همچون بیماری و جراحی. کتواسیدوز دیابتی با علایم تنفس کاسمال، نفس با بوی کتون، تهوع و استفراغ، دهیدراتاسیون و درد شکم یا کاهش سطح هوشیاری خود را نشان می‌دهد. درمان این وضعیت درمانی تخصصی است که معمولا نیاز به بستری اورژانس در بخش مراقبت‌های ویژه دارد. رکن اصلی درمان هیدراتاسیون و کنترل قند و اسیدوز است. سندرم هایپراسمولار هیپرگلیسمیک که قبلا شوک یا کومای هایپراوسمولار نامیده می‌شد: مشخصه اصلی این عارضه هایپراوسمولاریتی خون است. این وضعیت شباهت‌هایی با کتواسیدوز دیابتی دارد با این تفاوت که وجود انسولین مانع از ایجاد کتون‌ها و اسیدوز شدید می‌شود. در این وضعیت هایپرگلایسمی می‌تواند بسیار شدید و گاه بالای ۱۰۰۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر باشد. این وضعیت معمولا در بیماران دیابت نوع دو دیده می‌شود، و معمولا با وجود مقادیر بالای قند و نبود کتوز قابل توجه در حضور سایر علایم بالینی تشخیص داده می‌شود. در این بیماران دهیدراتاسیون شدیدتر است و متناسب با افزایش اوسمولاریته پلاسما سطح هوشیاری کاهش پیدا می‌کند. در این عارضه علایم عصبی شامل تشنج و وضعیتی شبیه سکته مغزی مشاهده می‌شود که با تصحیح اوسمولاریتی بهبود می‌یابد. درمان این وضعیت مرگبار باید تهاجمی باشد و شامل تجویز مایعات و انسولین است. هیپوگلیسمی یا افت گلوکز خون: افت قند به مقادیر کمتر از مقادیر طبیعی (۳٫۳ میلی مول در لیتر) که در واقع عارضه ناشی از داروهای کاهش دهنده قند خون است. این عارضه می‌تواند در پی افزایش مصرف گلوکز در موقعیت‌هایی همچون ورزش زیاده از حد، کمبود دریافت غذایی یا مصرف مشروبات الکلی ایجاد شود، این وضعیت می‌تواند شدید باشد و به کما یا تشنج منجر شود. وجود احتمال بروز این عارضه پایین آوردن انتظارات درمانی برای کنترل گلوکز خون را الزامی می‌کند. همچنین بروز آن باعث ایجاد ترس در بیمار نسبت به تکرار عارضه و بی‌توجهی به کنترل قند می‌شود؛ لذا در درمان دیابت توجه جدی می‌شود که از این عارضه پیشگیری شود. در صورت بروز درمان بسته به شدت علایم می‌تواند با مصرف خوراکی یا تزریقی قند و انجام اقدامات تشخیصی و تعیین قند خون صورت گیرد. مزمن عوارض دیابت بطور عمده به دو دسته تقسیم می‌شود: عوارض میکروواسکولار شامل رتینوپاتی (نابینایی)، نفروپاتی (آسیب‌های گلومرول و دفع آلبومین) و نوروپاتی (کاهش یا ازدست دادن حس درد) است. نفروپاتی دیابتی و بیماری‌های کلیه : بیماری‌های کلیه از یافته‌های شایع در دیابتی‌ها است. حدود نیمی از بیماران دیابتی در طول عمر خود علایم صدمه کلیوی را نشان می‌دهند. بیماری کلیه عارضه جدی است که می‌تواند منجر با کاهش طول و کیفیت عمر شود. نفروپاتی دیابتی شایعترین عارضه کلیوی دیابت است. نفروپاتی دیابتی به افزایش پیشرونده دفع پروتئین از ادرار (پروتئینوری) گفته می‌شود که در بیماران مزمن دیابتی دیده شده و منجر به کاهش عملکرد کلیه و در نهایت نارسایی کلیه می‌شود. عوامل خطر نفروپاتی دیابتی عبارت است از: طول مدت ابتلا به دیابت، کنترل قند ضعیف، فشار خون بالا، جنسیت مذکر، چاقی و مصرف سیگار. نفروپاتی مراحلی دارد که برای غربالگری، تشخیص و تعیین پروگنوز بیماری کاربرد دارد. در ابتدا بیماران دیابتی دفع طبیعی آلبومین دارند. در مراحل اولیه بروز نفروپاتی دفع پروتئین آلبومین در مقادیر اندک (میکروآلبومینوری) از ادرار ایجاد می‌شود. میزان دفع به تدریج افزایش می‌یابد تا در طی پیشرفت نفروپاتی به دفع واضح پروتئین از ادرار منجر شود. عبور از هر یک از این مراحل حدود پنج سال به طول می‌انجامد. در اواخر این روند سرعت افت عملکرد کلیه افزایش می‌یابد و لذا نارسایی کلیه در مراحل آخر بیماری آشکار می‌شود. علاوه بر نفروپاتی دیابتی، این بیماران ممکن است سایر بیماری‌های کلیه همچون نفروپاتی ناشی از فشار خون و نفروپاتی ایسکمیک را دچار شوند. این بیماری‌ها به‌طور مستقل یا هم‌زمان با نفروپاتی دیابتی اتفاق می‌افتند. بعضی مطالعات مطرح کرده‌اند که در نیمی از بیماران دیابتی دچار نارسایی کلیوی آلبومینوری وجود ندارد. این مسئله اهمیت توجه به سایر ارزیابی‌های عملکرد کلیه علاوه بر آلبومین ادرار را مطرح می‌کند. رتینوپاتی دیابتی : دیابت می‌تواند باعث نابینایی شود، رتینوپاتی دیابتی شایعترین علت موارد جدید نابینایی در افراد مسن رتینوپاتی دیابتی است. کاهش بینایی همچنین با عوارض دیگری شامل افتادن، شکستگی استخوان ران و افزایش چهار برابر مرگ و میر همراه است. به‌طور کلی رتینوپاتی دیابتی به سه شکل دیده می‌شود: ۱-آدم ماکولا (نشت عروقی منتشر یا موضعی در ماکولا) ۲-تجمع پیشرونده عروقی (میکروآنوریسم، خونریزی‌های داخل شبکیه، خمیدگی عروقی، مالفورماسیون‌های عروقی (رتینوپاتی دیابتی غیر پرولیفراتیو) و ۳-انسداد شریانی شبکیه در مراحل آخر. نوروپاتی دیابتی: بیماران دیابتی ممکن است دچار طیف گسترده‌ای از اختلالات چندگانه اعصاب شوند که انواع اعصاب مختلف حسی و حرکتی را می‌تواند درگیر کند. این عارضه معمولا طی ۱۰ سال از بروز بیماری در ۴۰ تا ۵۰ درصد از دیابتی‌ها مشاهده می‌شود. افراد مبتلا شده به دیابت نوع یک تا پنج سال پس از بروز بیماری ممکن است دچار نوروپاتی نشوند اما در دیابت نوع دو ممکن است این عوارض از همان ابتدا وجود داشته باشند. فاکتورهای خطری که ریسک بروز نوروپاتی را در دیابتی‌ها افزایش می‌دهند عبارتند از: افزایش میزان قند خون، افزایش تری‌گلیسیرید خون، شاخص توده بدنی بالا، مصرف سیگار و فشار خون بالا. زخم پای دیابتی تا حدود زیادی وابسته به نقص حسی ناشی از نوروپاتی دیابتی است که خود عارضه جدی است و می‌تواند منجر به قطع عضو شود. از مشکلات دیگر در نوروپاتی دیابتی دردهای نوروپاتیک است که ناشی از اختلال در اعصاب سمپاتیک است و می‌تواند مشکلات بسیاری برای بیمار و درمانگر ایجاد کند که شامل انواع پلی نوروپاتی یا مونونوروپاتی می‌باشد. از پلی نوروپاتی‌ها می‌توان به پلی نوروپاتی دیستال متقارن، پلی رادیکولوپاتی اشاره کرد. تشخیص زودرس نوروپاتی اهمیت زیادی در پیشگیری از عارضه‌های آن دارد. عوارض ماکروسکولار بیماران دیابتی از افزایش قابل توجه ریسک ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی آترواسکلروزی رنج می‌برند. این شامل سکته مغزی، بیماری عروق کرونر و بیماری‌های عروق محیطی است. ریسک این بیماری‌ها در هر دو نوع اصلی دیابت و حتی در سنین پایین افزایش یافته‌است. مشخص شده‌است که در افراد دیابتی جوان ریسک بروز سکته زودرس بیشتر از افراد سالم است. بیماری عروق کرونر : علت اصلی مرگ و میر در بیماران دیابتی بیماری‌های قلبی است. ۶۵ تا ۸۰ درصد از دیابتی‌ها در اثر بیماری‌های قلبی می‌میرند. بیماران دیابتی در ریسک بالاتری از بیماری‌های قلبی هستند و این مشکلات در سنین پایینتری ایجاد می‌شود. بیماران دیابتی همچنین ریسک بالاتر ابتلا به ایسکمی قلبی ساکت دارند و یک سوم از سکته‌های قلبی در این بیماران بدون علایم شناخته شده سکته اتفاق می‌افتد. سکته مغزی : دیابت یکی از ریسک فاکتورهای قابل تغییر مهم در اولین سکته ایسکمی مغزی است. دیابت ریسک سکته مغزی را در مردان ۲–۳ برابر و در زنان ۲–۵ برابر افزایش می‌دهد. دیابت همچنین ریسک بروز مجدد سکته مغزی را دو برابر افزایش می‌دهد. عوارض سکته مغزی در دیابتی‌ها بدتر از سایر افراد است که این شامل هزینه‌های بیمارستانی، معلولیت‌ها و نواقص عصبی باقی‌مانده، و مرگ و میر در بلندمدت می‌شود. بیماری عروق محیطی:دیابت اولین علت قطع عضو غیرتروماتیک اندام تحتانی به حساب می‌آید. زخم پا در حدود۱۵٪مبتلایان به دیابت نوع دو ایجاد می‌گردد و شایع‌ترین محل آن شست پا می‌باشد. در جنس مذکر، دیابت طول کشیده بیشتر از ده سال، نوروپاتی محیطی، سیگارکشیدن، بیماری عروق محیطی و سابقه قطع عضو قبلی یا زخم بیشتر مشاهده می‌گردد. ریسک فاکتورها و غربالگری دیابت نوع یک ریسک بروز دیابت یک را می‌توان با بررسی سابقه خانوادگی این بیماری و توجه به سن بروز و جنسیت اعضا درگیر خانواده تخمین زد. همچنین راه‌های دیگری هم برای پیش‌بینی بروز دیابت نوع یک ارائه شده‌است ولی از آنجا که هنوز راهی برای پیشگیری یا متوقف کردن روند بیماری وجود ندارد استراتژی‌های مختلفی که برای تشخیص زودرس دیابت نوع یک وجود دارد ارزش زیادی ندارند. دیابت نوع دو دیابت نوع دو تشخیص داده نشده یکی از مشکلات رایج در سیستم‌های درمانی است. استفاده از آزمایش‌های ساده قند می‌تواند این افراد را که در معرض دچار شدن به عوارض قابل پیشگیری دیابت هستند تشخیص دهد. آزمون غربالگری مورد استفاده برای تشخیص دیابت آزمون قند ناشتای خون و هموگلوبین A1C است. در صورتی که میزان قند ناشتا یا A1C در حد نزدیک به دیابت باشد انجام آزمایش تحمل قند ۷۵ گرمی نیز توصیه می‌شود. افرادی که در پی این آزمایش‌ها قند بالایی داشته باشند ولی هنوز به میزان تشخیصی دیابت نرسیده باشند به عنوان اختلال تحمل گلوکز طبقه‌بندی می‌شوند. مشخص شده که این افراد هم در معرض عوارض ماکروسکولار دیابت به خصوص در زمینه سندرم متابولیک قرار دارند. ریسک فاکتورهای دیابت نوع دو سن بالای ۴۰ سال فامیل درجه اول مبتلا به دیابت نوع ۲ سابقه اختلالات قند پیش‌دیابتی (اختلال تحمل گلوکز، گلوکز ناشتای مختل ) سابقه دیابت بارداری سابقه به دنیا آوردن نوزاد ماکروزوم (وزن بالاتر از حد طبیعی) وجود عوارض انتهایی دیابت روی اعضا بدن وجود فاکتورهای خطر بیماری‌های قلبی عروقی (همچون چربی خون بالا، فشار خون بالا، چاقی) وجود بیماری‌های مربوط به دیابت (سندرم تخمدان پلی‌کیستیک، آکانتوز نیگریکانز، عفونت اچ.آی. وی، برخی اختلالات روانپزشکی همچون شیزوفرنی، افسردگی و اختلال دوقطبی) مصرف داروهای مربوط به دیابت: کورتیکواستروئیدها، آنتی‌سایکوتیکهای آتیپیک، درمان اچ‌آی‌وی/ایدز و غیره. تشخیص تجهیزات آزمایش میزان گلوکز خون شامل دستگاه تشخیص، نوار خون و لنست یا نشتر برای سوراخ کردن پوست بر اساس آخرین معیارهای انجمن دیابت آمریکا تشخیص دیابت با ثبت یکی از موارد زیر قطعی است: ثبت حداقل یک میزان قند خون تصادفی بالای ۲۰۰ میلی‌گرم بر دسی‌لیتر به همراه علایم کلاسیک دیابت (پرنوشی، پرادراری، پرخوری) قند ناشتای پلاسمای بالاتر یا مساوی ۱۲۶ میلی‌گرم بر دسی‌لیتر (ناشتا به معنای هشت ساعت عدم مصرف هر نوع کالری قبل انجام آزمایش است) هموگلوبین A1C بالای ۶٫۵٪ نتیجه آزمایش تحمل قند ۷۵ گرمی خوراکی دو ساعته بالای ۲۰۰ میلی‌گرم بر دسی‌لیتر اختلالات پیش‌دیابتی در بیماران دیابت نوع دو، بیماری دیابت به تدریج و در عرض چندین سال بروز می‌کند. بیماران قبل از رسیدن به دیابت آشکار و واضح از یک مرحله مقدماتی بدون علامت عبور می‌کنند. این گروه «پیش دیابتی» (prediabetes) را برخی از منابع تحت عنوان افراد با «خطر افزایش یافته دیابت»(increased risk of diabetes) نامگذاری می‌نمایند و WHO یا سازمان بهداشت جهانی آنان را افراد با «هیپرگلیسمی بینابینی»(intermediate hyperglycemia) می‌نامد. در این گروه از بیماران، معیارهای مربوط به تشخیص بیماری دیابت، یعنی قند خون ناشتا (fasting plasma glucose FPG) یا هموگلوبین A1C یا مقادیر تست تحمل خوراکی قند (oral glucose tolerance test OGTT) از یک طرف از مقادیر نرمال مربوطه بالاتر است و از طرف دیگر به حد لازم برای تشخیص بیماری دیابت شیرین نیز نمی‌رسد. بر این اساس در هر یک از روش‌های سه گانه تشخیص دیابت، ما با گروهی برخورد می‌کنیم که در بینابین مقادیر نرمال تا مقادیر دیابتی قرار دارند. در خصوص قند خون ناشتا، مقدار نرمال زیر ۱۰۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر است و حد لازم برای تشخیص دیابت ۱۲۶ میلی‌گرم در دسی‌لیتر است و از این رو بیمارانی که قند خون ناشتای آنان در مقادیر ۱۰۰ تا ۱۲۵ میلی‌گرم در دسی‌لیتر قرار دارد این گروه از بیماران اختلال پیش دیابتی، با عنوان «اختلال قند ناشتا» (Impaired fasting glucose IFG) نامیده می‌شوند. در هموگلوبین A1c مقادیر نرمال زیر ۵٫۶٪ است و حد نصاب تشخیص دیابت بزرگتر مساوی ۶٫۵٪ است و لذا افرادی که مقادیر بین ۵٫۷٪ تا ۶٫۴٪ را دارند، جزو گروه پیش دیابتی قرار می‌گیرند. در تست تحمل قند، مقادیر نرمال قند خون، دو ساعت بعد از خوردن ۷۵ میلی‌گرم قند، کمتر از ۱۴۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر است در حالیکه برای تشخیص دیابت این مقدار باید بزرگتر یا مساوی ۲۰۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر باشد و به همین سبب این زیرگروه از بیماران پیش‌دیابتی که مقادیر این آزمایش آنان بین ۱۴۰ تا ۱۹۹ میلی‌گرم در دسی‌لیتر باشد را به نام «اختلال تحمل قند»(impaired glucose tolerance IGT) می‌نامند. نکته مهم انست که افراد این سه گروه فوق لزوما برهم منطبق نمی‌باشند، به عبارتی ممکن است فردی قند خون ناشتای وی در حد نرمال باشد ولی با تست تحمل قند، در گروه پیش دیابتی قرار گیرد. نکته بعدی انست که در میدان عمل بالینی، استفاده از تست تحمل قند، هرچند ابزار دقیقی است، نه برای تشخیص دیابت و نه برای تشخیص پیش دیابتی بطور معمول توصیه نمی‌شود و از ان بیشتر برای انجام امور تحقیقاتی و اپیدمیولوژیک استفاده می‌گردد و معیارهای فعلی به استفاده از قند خون ناشتا یا هموگلوبین A1c به عنوان مناسب‌ترین تست در افراد بدون علامت تاکید دارند. اما مهم‌ترین موضوع در بیماران پیش دیابتی فرجام آنان و نحوه برخورد با این اختلال است. بیماران دیابت نوع دو قبل از ابتلا به بیماری دیابت باید از مرحله پیش دیابتی عبور نمایند و لذا این یک شانس را به این گروه در معرض خطر می‌دهد که با برخورد مناسب بتوانند جلوی پیشرفت دیابت را بگیرند. امروزه در خصوص درمان دارویی این بیماران اختلاف نظر وجود دارد. انجمن دیابت آمریکا ADA می‌گوید اگر فرد پیش‌دیابتی دارای معیارهای خطر بالا باشد، (شاخص توده بدنیBMI بالای ۳۵، سابقه خانوادگی دیابت در بستگان درجه اول یا خانمی که خود سابقه‌ای از دیابت بارداری دارد)، بهتر است با متفورمین برای جلوگیری از بروز بیماری دیابت درمان شوند. اما اکثر افراد این معیارها را ندارند و برای آنان این نکته مورد توافق همگان می‌باشد که باید سبک زندگی خود را تغییر دهند. لازم است این افراد برنامه مدونی برای کاهش وزن داشته باشند و همچنین افزایش فعالیت فیزیکی به صورت ورزش منظم حداقل ۵ بار در هفته را پیشه نمایند. این بیماران همچنین باید بطور سالیانه از نظر ابتلا به بیماری دیابت مورد آزمایش قرار گیرند و در عین حال این افراد علاوه بر دیابت، در خطر بالاتری برای بیماری‌های قلبی عروقی نیز قرار دارند و لذا لازمست که از نظر بیماری‌های قلبی عروقی مورد غربالگری منظم قرار گیرند. پیشگیری برای پیشگیری از تشکیل زخم‌های دیابتی راه‌های مختلفی وجود دارد که عبارتند از: پرهیز از سیگار، تحت کنترل داشتن قند و فشار خون و کلسترول، ورزش برای تحریک جریان خون، تمیز نگه داشتن پاها، بررسی کردن هر روز پاها به منظور یافتن خراش و ترک خوردگی پوست، خشک کردن پاها بعد از حمام. کنترل میزان قند خون از مهم‌ترین موضوع‌ها در برخورد با بیماری دیابت است. به تازگی محققان دانشگاه لیدز آمریکا با استفاده از فناوری لیزر موفق به تولید یک دستگاه غیرتهاجمی شده‌اند که قندخون دیابتی را کنترل می‌کند. این سیستم GlucoSense نام دارد و بدون هیچ سوزن یا جراحی، قندخون را به‌طور مداوم اندازه‌گیری می‌کند. در این روش، بیمار انگشت خود را روی حسگر شیشه‌ای کوچکی قرار می‌دهد. در این هنگام، یک پرتو لیزر کم توان به انگشت تابیده می‌شود. بخشی از این پرتو توسط گلوکز خون جذب و باقی‌مانده به حسگر شیشه‌ای بازتاب می‌شود. ورزش و دیابت ورزش به دیابتی‌ها کمک می‌کند که از شر حمله‌های قلبی و نابینایی و آسیب‌های عصبی در امان باشند. وقتی که غذا می‌خورید سطح قند خونتان افزایش می‌یابد. هر چه بیشتر سطح خون افزایش یابد قند بیشتری به یاخته‌ها می‌چسبد. وقتی که قند به یاخته بچسبد دیگر نمی‌تواند از آن جدا شود و تبدیل به ماده‌ای زیان‌آور به نام سوربیتول می‌شود که این ماده می‌تواند باعث نابینایی و ناشنوایی و آسیب‌های مغزی و قلبی و نشانگان پاهای سوزان و… گردد. وقتی که قند وارد بدن شما می‌شود فقط می‌تواند در یاخته‌های کبد و ماهیچه ذخیره گردد. اگر یاخته‌های کبد و ماهیچه از کربوهیدرات اشباع باشند، قندها دیگر جایی برای رفتن ندارند. اگر ذخیره یاخته‌های ماهیچه در پی ورزش کردن مصرف گردد پس از صرف غذا قندها به وسیله ماهیچه جذب می‌شوند و مقدار آن‌ها در خون افزایش نمی‌یابد؛ بنابراین اگر با یک برنامه ورزشی منظم بتوانیم ذخیره قند ماهیچه‌ها را کاهش دهیم مسلما می‌توانیم شاهد بهبود همه‌جانبه عوارض بیماری دیابت باشیم. زخم‌های دیابتی زخم‌های دیابتی، جراحت‌هایی در پوست، چشم، اعضای موکوسی یا یک تغییر ماکروسکوپی در اپیتلیوم نرمال افراد دیابتی تیپ ۱ و ۲ می‌باشد. بیش از ۷۵ ٪ افراد دیابتی، مبتلا به زخم‌های دیابتی هستند که در آمریکا بیش از ۸۰ ٪ آن‌ها منجر به قطع عضو می‌شوند که در صورت مراجعه به خوبی درمان می‌شدند. زخم‌ها در هنگام بروز، مستعد عفونت هستند (اگرچه عفونت به ندرت در اتیولوژی زخم‌های دیابتی دخالت دارد). این جراحت‌ها معمولا به دلیل زخم‌های اولیه، التهاب، عفونت یا شرایط دارویی ایجاد می‌شوند که سلامتی را به‌خطر می‌اندازند. به‌طور کلی افرادی با سابقه دیابت بیش از ۱۰ سال، جنس مذکر (مردها)، عوارض قلبی‌عروقی، عوارض کلیوی، بیشتر از دیگر بیماران دیابتی، در معرض خطر زخم پای دیابتی می‌باشند. دیگر دلایل ایجاد این زخم‌ها شامل عفونت ثانویه (باکتری، قارچ یا ویروس) و ضعف شدید بیمار می‌باشند. علایم زخم دیابتی علایم شایع در عفونت‌های پای دیابتی شامل موارد زیر است: میخچه، کالوس ناهنجاری‌های استخوان پا* تب، قرمزی، آدم یا دیگر علایم عفونت بافتی که روی محل جدید عفونت به وجود(scar) می‌آید زخم‌های پا که در ا ثر آسیب عصبی یا جریان خون ضعیف به وجود می‌آیند (زخم‌ها اغلب بالای قوزک یا زیر شست یا در محلی از پا که ناشی از نامناسب بودن کفش است، تشکیل می‌شود). تغییر شکل عضلات، پوست یا استخوان پا در اثر آسیب عصبی و گردش خون ضعیف کند بودن مراحل بهبود زخم پینه بستن پا و انگشتان چماقی درمان درواقع درمانی قطعی برای دیابت وجود ندارد و تنها می‌توان آن را کنترل کرد که در مراحل حاد قرار نگیرد. جایگزینی سلول‌های از دست رفته، نقش بسزایی در تنظیم قند خون و کاهش اختلالات دیابتی دارد. در طی دهه‌های گزشته استراتژی‌های مختلفی برای جایگزینی سلول‌های از دست رفته به کار گرفته شد. پیوند جزایر لانگرهانس پانکراس یکی از این راهکارها می‌باشد که به‌طور موفقیت‌آمیزی در کلینیک صورت گرفته‌است. اما در عمل به دلیل کمبود افراد دهنده پیوند و چالش بر سر سرکوب سیستم ایمنی فرد دریافت‌کننده محدود گشت. از راهکارهای دیگر، جایگزینی سلول‌های از دست رفته از طریق سلول‌های پانکراسی می‌باشد (تمایز سلول‌های به پانکراس). فاکتور رونویسی Arx، یکی از فاکتورهای مهمی است که در حین تشکیل پانکراس باعث تفاوت سرنوشت سلول‌های و پانکراسی می‌شود. بیان این فاکتور رونویسی باعث تبدیل سلول‌های پیش ساز اندوکراینی پانکراس به سلول‌های می‌گردد. این فاکتور با سرکوب بیان فاکتور رونویسی Pax4 باعث بیان فاکتورهای زیردست اختصاصی سلول‌های می‌گردد. عدم بیان Arx و بیان Pax4 باعث ایجاد سلول‌های پانکراسی می‌شود؛ بنابراین مطالعه بر روی حذف ژن Arx و در نتیجه بیان Pax4 زمینه مطالعاتی محققان را برای جایگزینی سلول‌های فراهم کرد. با این حال به نظر می‌رسد که فاکتورهای رونویسی تنها فاکتورهای دخیل در تمایز سلول‌های به نیستند. در مطالعه‌ای که در این راستا انجام شد از سلول‌های بنیادی برای ایجاد سلول‌های تولیدکننده انسولین استفاده شد. اما مشاهدات حاکی از این بود که این سلول‌ها توانایی پاسخ گویی به محرک خارج سلولی گلوکز را ندارند. با وارد کردن این سلول‌ها به بدن موش و بلوغ این سلول‌ها به مدت پنج ماه، این سلول‌ها توانایی بالانس قند خون را نسبت به محرک خارج سلولی گلوکز پیدا می‌کنند. به نظر می‌رسد که تغییرات اپی ژنتیکی نقش قابل ملاحظه‌ای در تعیین سرنوشت سلول‌های اندوکراینی و بلوغ کامل آن‌ها دارد. بعبارتی فاکتورهای رونویسی و تغییرات اپی ژنتیکی هردو با همکاری هم نقش در تعیین سرنوشت یک سلول و بروز ویژگی اختصاصی برای آن سلول دارند. متیلاسیون DNA از جمله تغییرات اپی ژنتیکی است که در بقای یک سلول نقش دارد. مطالعات اخیر نشان داده که نقش متیلاسیون در سلول‌های پانکراسی تنها در بقای سلولی خلاصه نمی‌شود. در این سلول‌ها متیلاسیون DNA باعث حفظ ویژگی اختصاصی سلول‌های و تمایز آن‌ها از سایر سلول‌های اندوکراینی می‌گردد. Dnmt1 یکی از آنزیم‌هایی است که در متیلاسیون DNA نقش دارد و محققان به مطالعه هم‌زمان این آنزیم و فاکتور رونویسی Arx برای تمایز سلول‌های به می‌پردازند. حذف فاکتور رونویسی Arx به تنهایی باعث تبدیل ۳۰٪ از سلول‌های به سلول‌های مشابه بعد از ۱۲ هفته می‌شود. اما سلول‌های جدید تولید شده مارکرهای اختصاصی بلوغ سلول‌های را ندارند. در مقابل با حذف Dnmt1، هیچ‌یک از فاکتورهای اولیه اختصاصی سلول‌های بعد از ۱۰ ماه مشاهده نشد. در مرحله بعد، حذف هردو فاکتور Arx و Dnmt1 صورت گرفت. در هفته ۱۲ ام از حذف این دو فاکتور بیش از ۵۰٪ از سلول‌های ، توانایی تولید انسولین را پیدا کردند و بیان فاکتورهای اختصاصی مرتبط با بلوغ سلول‌های مشاهده شد. نکته قابل توجه این است که سلول‌های جدید تولید شده از لحاظ خواص فیزیولوژی نیز مشابه سلول‌های اصلی می‌باشند. در نتیجه این تحقیقات اهمیت دو فاکتور Arx و Dnmt1 در حفظ ویژگی سلول‌های مشخص گردید و نشان داده شد که حذف این دو فاکتور در بروز ویژگی‌های اختصاصی سلول‌های دخیل است. برای زخم دیابت نیزمی‌توان درمان را درنظر گرفت. درمان زخم‌های دیابتی به طرق مختلف انجام می‌گیرد: مراقبت پا: که شامل مرطوب نگه داشتن محیط زخم با ا انتخاب ماده مناسب، همچنین خشک نگه داشتن لبه‌های زخم. در بیماران دیابتی وابسته به انسولین که مبتلا به زخم هستند، مراقبت‌ها حدود ۳ سال ادامه می‌یابد. آنتی‌بیوتیک‌ها: آنتی‌بیوتیک‌ها حتی زمانی که عفونت‌ها بروز نکرده‌اند (پروفیلاکتیک) تجویز می‌شوند تا از بروز عفونت جلوگیری شود. کنترل قند خون: یکی از عوامل ایجاد زخم‌های دیابتی، بالا بودن قند خون است. بالا بودن قند خون ایمنی را کاهش می‌دهد و بهبودی زخم را به تاخیر می‌اندازد. کنترل قند خون چه به صورت تجویز دارویی و چه به صورت غذایی و همچنین تجویز انسولین به صورت کوتاه مدت زخم را بهبود می‌بخشد و قند اولیه را کنترل می‌کند. پیوند پوست: پیوند پوست نیز می‌تواند زخم‌های دیابتی را درمان کند. جراحی: برداشت بافت مرده اطراف محل زخم معمولا برای تمیز کردن و بهبودی زخم‌ها انجام می‌شود. جراحی بای پس، جریان خون را در شریان پا بهبود می‌بخشد که ممکن است در التیام زخم و جلوگیری از قطع عضو کمک‌کننده باشد و در پایان قطع عضو برای متوقف کردن گسترش عفونت نیاز است. اکسیژن درمانی هایپر باریک: افزایش ۵ برابر غلظت O از ۲۰ ٪ تا ۱۰۰ ٪ و افزایش فشار آن از ۱ اتمسفر به ۲ اتمسفر در مجموع منجر به ۱۰ برابر شدن میزان اکسیژن می‌شود که یکی از اثرات آن به وجود آمدن رگ‌های خونی بیشتر در محل می‌باشد که منجر به کاهش جریان خون و مناسب‌تر شدن جریان به مناطقی که بلوک خونی دارند می‌گردد. به نظر می‌رسد درمان اکسیژن هایپر باریک به کاهش قطع عضو کمک می‌کند. محققان آمریکایی اعتقاد دارند درمان رایج دیابت می‌تواند با روند درمان پیری، به بزرگسالان کمک کند تا ۱۲۰ سالگی خوب زندگی کنند. بسیاری از افراد پس از آغاز درمان و استفاده از دارو حتی از قبل هم چاق‌تر می‌شوند و این بدان علت است که فرد دیابتی کنترلی بر روی عادت‌های غذایی خود ندارد و حتی داروهایی که برای درمان فرد استفاده می‌شود نمی‌توانند کارای مورد نظر را داشته باشند تا زمانی که عادت‌های غذایی درست دنبال شود و به همین علت فرد دچار اضافه وزن و چاقی می‌شود. لوزالمعده به منظور جلوگیری از افزایش ناگهانی قند خون پس از صرف غذا مقداری انسولین در خون وارد می‌کند و انسولین با راندن قندها به درون یاخته‌ها از وقوع این امر جلوگیری می‌کند. اما انسولین و تمام داروهایی که از آن ساخته می‌شوند باعث می‌شوند که شما همواره احساس گرسنگی کنید، بنابراین در تجویز انسولین سعی این است که با کمترین میزان مصرف انسولین بتوانیم از بالا رفتن قند خون جلوگیری به عمل بیاوریم. پرهیز غذایی بسیاری از افرادی که بعد از سن ۴۰ سالگی دچار دیابت می‌گردند با رعایت یک رژیم غذایی مشتمل بر مصرف سبزیجات، غلات کامل، حبوبات و ماهی و محدود کردن شدید فراورده‌های شیرینی‌پزی و شکر و محدود کردن دریافت کربوهیدرات می‌توانند حال خود را بهبود بخشند. بسیاری از کسانی که دچار دیابت شده‌اند انسولین مصرف می‌کنند آن‌ها توانایی کافی برای پاسخ دادن به انسولین را ندارند و این امر به علت وزن بالا و مصرف زیاد قندهای تصفیه شده از سوی آنهاست. اولین دستور برای برطرف کردن این حالت استفاده از غلات و دانه‌های کامل به جای فراورده‌های شیرینی و نان‌پزی (آرد سفید) است. این امر با کمک به احساس سیری و خوردن کمتر باعث محدود کردن دریافت مهم‌ترین منبع دریافت چربی‌ها خواهد گردید. طبق نظر پزشکی گیاهی برای کنترل دیابت می‌توان از عرقیات گیاهی همچون:۱- شنبلیله ۲- برگ زیتون ۳- ماستیک ۴- مارتیغال ۵- دارچین ۶- فلفل قرمز ۷- برگ گردو ۸- گزنه و… استفاده کرد؛ و موادی مانند نان سبوس دار و سیب و انار و گردو در درمان دیابت نقش دارند. برپایه پژوهش‌هایی که در اروپا انجام گرفته‌است نشان داده شده که دریافت مقادیر بسیار زیاد پروتئین به کلیه‌های یک فرد دیابتی آسیب وارد می‌کند بنابراین دیابتی‌ها باید از مقادیر کمتر گوشت و ماکیان و تخم مرغ استفاده نمایند. همچنین تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که کربوهیدرات‌های تصفیه شده میزان نیاز به انسولین را افزایش و چربی‌های غیر اشباع تک‌پیوندی و چندپیوندی موجود در سبزیجات و چربی‌های امگا-۳ موجود در روغن ماهی و همچنین استفاده از آرد کامل و دانه‌های کامل به جای آرد تصفیه شده نیاز به انسولین را کاهش می‌دهد. سطح بالای قند خون بعد از صرف غذا موجب می‌شود که قندها به یاخته‌ها چسبیده و تبدیل به ماده‌ای سمی (برای یاخته‌ها) به نام سوربیتول شوند که این ماده به اعصاب و کلیه و رگ‌ها و قلب آسیب خواهد رساند. نقش ویتامین‌ها در دیابت نقش ویتامین‌ها در دیابت از دیرباز مورد بحث بوده‌است و تاکنون برای آن‌ها نقش معینی مشخص نشده‌است. همواره سوال این بوده که اگر در مواردی همراهی دیابت با اختلالات ویتامینی دیده می‌شود، ایا این رابطه به صورت رابطه علت و معلولی است یا خیر و اگر فوایدی در مصرف ویتامین دیده می‌شود، ایا به دلیل آثار آنتی‌اکسیدان انهاست یا به دلیل اثر مستقیم آن‌ها در دیابت و اینکه ایا این اثر تنها در افراد خاصی ظاهر می‌گردد یا اینکه در تمام بیماران دیابتی مفید است. بسیاری از بیماران ویتامین‌ها را استفاده می‌نمایند و گروهی از پزشکان آن را پیشنهاد می‌دهند و بعضی از بیماران فوایدی نیز برای ان ذکر می‌کنند ولی این توصیه‌ها هنوز اعتبار قطعی علمی ندارد. مطالعات نشان داده که کمبود ویتامین دی (D) همراه ازدیاد خطر بروز دیابت است ولی در عین حال مصرف ویتامین دی (D) به صورت کمکی اثری در کاهش بروز دیابت نداشته‌است. متا آنالیز یکسری از مطالعات نشان داد که قدرت ویتامین د (D) در پیشگیری از دیابت نوع یک وابسته به دوز و مدت مصرف انست لذا مطالعاتی در این خصوص انجام شد. یک مطالعه نشان داد که مصرف روزانه ۲۰۰۰ واحد ویتامین دی (D) در طی اولین سال زندگی در شیرخواران با کاهش خطر بروز دیابت نوع یک همراه است ولی نتوانستند یک رابطه علت و معلولی را اثبات نمایند. در مطالعه دیگری مصرف ۲۰۰۰ واحد در روز ویتامین د3 (D3) با مصرف روزانه ۴۰۰ واحد که دوز معمول ان است مورد مقایسه قرار گرفت ولی در این بررسی کودکانی وارد مطالعه شده بودند که دارای استعداد ژنتیکی بالایی برای دیابت بودند و لذا قابل تعمیم به کودکان عادی نمی‌باشد. با این وجود بعضی منابع مصرف ویتامین دی (D) را توصیه ضمنی می‌کنند مثلا یکی از منابع اندوکرینولوژی (غدد درون‌ریز) می‌نویسد: «در بعضی مطالعات ثابت شده که ویتامین دی (D) مقاومت به انسولین را کم کرده و در کاهش وزن و کنترل اشتها نیز مفید است» هر چند که منابع این استدلال خود را ذکر نکرده‌است. ویتامین ب3 (B3) یا نیکوتین امید در یک مطالعه اروپایی به نام «آزمایش اروپایی مداخله در دیابت بتوسط نیکوتین‌امید»(European Nicotinamide Diabetes Intervention Trial ENDIT) مورد آزمایش قرار گرفت و هیچگونه اثر مفیدی از خود در دیابت نشان نداد. رابطه دیابت و ویتامین آ (A) مدت مدیدی مورد مجادله بوده‌است. اولین بار در سالهای ۱۹۲۹ و ۱۹۳۰ دانشمندان متوجه این رابطه شدند و تاکنون بحث در این خصوص ادامه داشته‌است. اخیرا یک مطالعه نشان داد که سلول‌های بتای پانکراس که محل تولید انسولین هستند، دارای گیرنده‌هایی برای یک متابولیت ویتامین آ (A) به نام all-trans retinoic acid ATRA هستند و لذا برای ویتامین آ (A) یک رابطه علی با دیابت فرض شده‌است هر چند این نظریه نیاز به ارزیابی و تایید دارد. در عین حال گاهی در مطالعات سوگیری یا تورش هم دیده شده‌است. مثلا یکسری از مطالعات فوایدی از آثار ویتامین ایی (E) یا ویتامین سی (C) در دیابت نشان داده‌اند و دلیل آن را کاهش هموگلوبین A1C ذکر نموده‌اند. هموگلوبین A1C ناشی از قنددار شدن یا گلیکاسیون (glycation) هموگلوبین است و هر چه قند خون بالاتر باشد، میزان هموگلوبین A1C نیز بالاتر می‌رود و بر عکس هر چه قند خون بهتر کنترل گردد، میزان هموگلوبین A1C پایین‌تر است به همین علت یکی از مهم‌ترین آزمایش‌ها در اثبات کنترل مناسب دیابت، میزان هموگلوبین A1C است. ویتامین ایی (E) یا ویتامین سی (C) هر دو از طریق واکنش شیمیایی و نه کم کردن قند خون، مانع گلیکاسیون (glycation) هموگلوبین می‌گردند لذا هر چند بظاهر مصرف آنان موجب کاهش هموگلوبین A1C شده و اینطور نتیجه گرفته شده که این ویتامین‌ها موجب کاهش قند خون شده‌اند ولی در حقیقت این امر ناشی از دخالت آنان در یک واکنش شیمیایی است و نه اثر بر قند خون و لذا این ویتامین‌ها اثری واقعی در کاهش قند خون نداشته‌اند. گاهی نیز موضوع برعکس است یعنی دیابت روی کاهش ویتامین اثر داشته‌است. مثلا مصرف دراز مدت متفورمین که یکی از داروهای دیابت است، گاهی موجب کاهش ویتامین ب12 (B12) می‌گردد. نکته‌ای که باید در مطالعات به ان توجه نمود انست که فواید احتمالی مصرف ویتامین‌ها، در افراد دارای کمبود ویتامین مورد نظر دیده شده‌است و این امر دلالتی بر توصیه به مصرف این ویتامین‌ها در تمامی افراد دیابتی بدون کمبود آن‌ها ندارد و به همین سبب است که معتبرترین مرجع دنیا می‌نویسد: «هیچ شواهد روشنی برای مفید بودن ویتامین‌ها در دیابت در افرادی که کمبود ویتامینی ندارند، وجود ندارد» و سپس می‌گوید: «کاربرد روتین ویتامین‌هایی مثل ایی (E)، سی (C)، دی (D) و آ (A) در دیابت توصیه نمی‌شود چون هنوز شواهد کافی برای کارایی آنان در دسترس نمی‌باشد و خطرات احتمالی مصرف دراز مدت این فراورده‌ها نیز نامعلوم است.» نقش شیرین‌کننده‌ها در دیابت شیرین‌کننده‌ها به صورت ذیل دسته‌بندی می‌شوند: شیرین‌کننده‌های مغذی قندهای غذایی؛ گروهی از کربوهیدرات‌های طبیعی هستند که طعم شیرین را در غذاها ایجاد می‌نمایند. این قندهای طبیعی در مواردی که حاوی گلوکز هستند، در دیابت نه تنها توصیه نمی‌شوند بلکه باید مصرف آنان محدود گردد. متابولیسم فروکتوز وابسته به انسولین نمی‌باشد و لذا ممکن است تصور گردد که در بیماری قند بی‌ضرر باشد، هر چند که باید توجه داشت که فروکتوز می‌تواند در کبد تبدیل به گلوکز و گلیکوژن شده و مطالعات، ضررهای زیاد دیگری از جمله اختلالات چربی را در مصرف فروکتوز فراوان مشاهده نموده‌اند و لذا مصرف زیاد ان در حال حاضر در دیابت توصیه نمی‌شود. گلوکز یا دکستروز فروکتوز یا قند میوه سوکروز که ۵۰٪ گلوکز و ۵۰٪ فروکتوز است قند ذرت که به ان شربت ذرت هم می‌گویند و حاوی مقدار زیادی گلوکز است مالتوز که قند موجود در جو و آبجو است عسل که ۳۵٪ گلوکز و ۴۵٪ فروکتوز دارد پلی اول‌ها یا الکل‌های قندی؛ این‌ها هر چند نوعی کربوهیدرات هستند ولی از نظر تکنیکی قند محسوب نمی‌گردند و از این رو به عنوان جایگزین قندهای طبیعی توصیه می‌شوند و به همین دلیل هم فراورده‌های حاوی آنان را با برچسب «بدون قند» روانه بازار می‌نمایند. با این وجود باید توجه داشت که این فراورده‌ها براحتی در کبد به قند تبدیل می‌شوند و اگر زیاد مصرف گردند، مضرات زیادی نیز دارند. این فراورده‌های شیرین‌کننده برای دیابت توصیه نمی‌شوند. سوربیتول زایلیتول ایزومالت مانیتول شیرین‌کننده‌های غیر مغذی؛ انواع متعددی از شیرین‌کننده‌های غیر مغذی در دسترس قرار دارند. مدت زیادی است که بحث بر سر دو مطلب دور می‌زند اول آنکه ایا این شیرین‌کننده‌های جایگزین قند، سالم هستند و برای مصرف در بیماران ایمن است؟ و دوم آنکه ایا اگر این فراورده‌ها به جای قند مصرف گردند، در کنترل بیماری دیابت و کاهش قند خون بیماران اثری دارد؟ برای پاسخ به این سوالات دو انجمن علمی آمریکا با اعتبار جهانی، یعنی انجمن قلب آمریکا و انجمن دیابت آمریکا در سال ۲۰۱۲ یک بیانیه مشترک در خصوص شیرین‌کننده‌های غیر مغذی با بررسی شش مورد از آن‌ها که توسط سازمان غذا و داروی آمریکا مجوز گرفته بودند، صادر نمودند که در دو مجله علمی چاپ گردید. نتیجه این بیانیه اینست که احتمالا مصرف این شیرین‌کننده‌ها برای بیماران دیابتی مفید باشد. این فراورده‌ها عبارتند از: اسپارتام آسه‌سولفام کا نئوتام ساخارین سوکرالوز استویا شک و تردید در مورد شیرین‌کننده‌های غیر مغذی همچنان در بین صاحبنظران ادامه دارد. گاردنر نویسنده اول بیانیه مشترک می‌گوید «ما فقط روی همین شش مورد تایید شده نظر دادیم و بقیه را بررسی نکرده‌ایم» و از طرف دیگر یکی از استادان دانشگاه هاروارد در ایمن بودن آن‌ها تردید دارد و می‌گوید «تاییدیه سازمان غذا و دارو لزوما به معنای ایمن بودن فراورده نمی‌باشد و بهتر است به این فراورده‌ها مثل برچسب نیکوتین نگاه شود یعنی آنکه این فراورده‌ها مسلما از شیرین‌کننده‌های مغذی بهترند ولی به عنوان بخشی از رژیم غذایی مناسب نباید در نظر گرفته شوند.» همین شک‌ها باعث شده که در بین معتبرترین کتب طب داخلی تنها هاریسون در یک نیم خط بگوید «کاهش کالری و استفاده از شیرین‌کننده‌های غیر مغذی در کنترل دیابت موثرند.» و کتاب سیسیل در این خصوص سکوت اختیار کند و در بین معتبرترین کتب اندوکرینولوژی (غدد درون‌ریز) کتاب اندوکرینولوژی (غدد درون‌ریز) ویلیام و کتاب اندوکرینولوژی (غدد درون‌ریز) – بزرگسالان و کودکان - نیز در مبحث دیابت خود چیزی از شیرین‌کننده‌های جایگزین بیان نمی‌کنند که بیانگر همان تردیدها در خصوص توصیه قاطع بر مصرف انانست. عسل و دیابت عسل محتوی گلوکز و فروکتوز است شکر سفید که نام علمی ان سوکروز می‌باشد نیز ترکیبی از گلوکز و فروکتوز است اما این‌دو با هم تفاوت‌هایی دارند. در هر ۱۰۰ گرم عسل شکر سفید شاخص گلایسمیک ۵۸ ۶۰ کالری ۳۰۰ ۳۸۷ چربی ۰ ۰ پروتیین ۰٫۳ گرم ۰ کلسیم ۶ میلی‌گرم ۱ میلی‌گرم اهن ۰٫۴ میلی‌گرم ۰٫۰۱ میلی‌گرم ویتامین سی ۰٫۵ میلی‌گرم ۰ ویتامین ب ۲ ۰٫۰۴ میلی‌گرم ۰٫۰۲ میلی‌گرم ویتامین ب ۳ ۰٫۱۲ میلی‌گرم ۰ ویتامین ب ۵ ۰٫۰۷ میلی‌گرم ۰ ویتامین ب ۶ ۰٫۰۲۵ میلی‌گرم ۰ ویتامین ب ۹ ۲ میکروگرم ۰ منیزیوم ۲ میلی‌گرم ۰ فسفر ۴ میلی‌گرم ۰ روی ۰٫۲۲ میلی‌گرم ۰ پتاسیم ۵۲ میلی‌گرم ۰ محتوای کربوهیدراتی عسل بسته به تغذیه، ژنتیک و محل زندگی زنبورها فرق می‌کند در یک مطالعه محتوای کربوهیدراتی عسل به صورت ذیل است: فروکتوز ۳۸٫۲٪ گلوکوز ۳۱٫۳٪ مالتوز ۷٫۱٪ سوکروز ۱٫۳٪ در مطالعه دیگری در المان بدین صورت بوده‌است: فروکتوز ۲۸–۴۱٪ گلوکوز۲۲–۳۵٪ علیرغم اینکه متون قدیمی در مورد فواید غذایی و درمانی عسل نوشته‌اند، علوم پزشکی مدرن چندان اعتقادی به ان در درمان دیابت ندارد. عسل نوعی کربوهیدرات است درست همانند نان و برنج و سیب زمینی و لذا بسیاری از منابع مصرف ان را در دیابت صلاح نمی‌دانند یعنی تفاوتی در مصرف عسل و شکر وجود ندارد حتی این احتمال وجود دارد که چون عسل شیرین‌تر است و در یک قاشق، محتوی کالری بالاتری است، فرد با اشتباه محاسباتی، علیرغم مصرف حجم کمتر، مقدار بیشتری کالری مصرف نماید. اخیرا نگاه‌ها به مصرف عسل در دیابت جلب شده‌است و علت ان تمایل عمومی به طب گیاهی و اقبال مردمی به درمان‌های تکمیلی از یک طرف و مطالعات روی جوندگان بود که فوایدی را نشان دادند. اینکه ایا این فواید در انسان‌ها نیز صدق می‌گند یا خیر و اینکه ایا این فواید مربوط به محتویات کربوهیدراتی عسل است یا ناشی از سایر موادی است که در عسل وجود دارد و در شکر موجود نمی‌باشد، نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. از جمله مواردی که عنوان شده‌است اینست که احتمال دارد که فوایدی که دیده شده‌است به دلیل وجود مواد آنتی‌اکسیدان در عسل باشد. هر چند در یک سری از مطالعات مزایای متابولیک در مصرف کنترل شده عسل در دیابت نوع یک و دو دیده شده‌است ولی در کل در مطالعات بالینی انجام شده، هنوز فواید روشنی برای توصیه به مصرف عسل در بیماران دیابتی یافت نشده‌است و در واقع شواهد علمی در مجموع به ضرر مصرف آزادانه انست. در دو مطالعه یکی در ایران و دیگری در عربستان نیز مشاهده شد که هر چند عسل فوایدی مثل کاهش وزن یا بهتر کردن چربی کلسترول LDL دارد و دارای شاخص گلایسمیک کمتری است ولی باعث بالا رفتن هموگلوبین A 1C شده که بیانگر کنترل بدتر قند است. انجمن دیابت آمریکا ADA نیز برای عسل مزیت خاصی قایل نشده‌است و آن را در کنار سایر شیرین‌کننده‌های طبیعی قرار داده و میزان مصرف ان باید بر اساس میزان کربوهیدرات مجاز برای هر فرد دیابتی محاسبه گردد. در مجموع می‌توان گفت اگر فرد دیابتی چاق است یا اضافه وزن دارد یا بنا به دلایل پزشکی دیگری نباید کربوهیدرات مصرف نماید، بهتر است از مصرف عسل خودداری نماید و در مقابل اگر فرد روی وزن مطلوب است و قند وی به خوبی تحت کنترل است و اجازه مصرف کربوهیدرات در حد معینی را دارد، در این صورت می‌تواند عسل را به جای هر یک از انواع دیگز کربوهیدرات‌ها و در حد مجاز مصرف نماید ولی این‌گونه نمی‌باشد که فرد مختار باشد عسل را بدون ضوابط مصرف کند یا اینکه برداشت نادرستی داشته و عسل را در دیابت مفید بداند و بیشتر از حد مصرف نماید. به عبارت دیگر اگر بیمار عسل دوست دارد و طعم آن را می‌پسندد، می‌تواند آن را مصرف نماید مشروط بر آنکه مقدار کربوهیدرات آن را بدرستی محاسبه نماید و از میزان کربوهیدرات مجاز روزانه خود کم نماید. طول عمر بیماران دیابتی بنیاد بین‌المللی دیابت آماری ارائه کرده‌است که براساس آن این بیماری خاموش در هر شش ثانیه یک قربانی می‌گیرد و تعداد مرگ‌های ناشی از آن بیش از مجموع ایدز، سل و مالاریا است. تغییر الگوی زندگی این بیماران و خود مراقبتی می‌تواند به طول عمر بالای این بیماران کمک کند و این بیماران می‌توانند با کنترل قند و استفاده از دارو عمری کاملا طبیعی داشته باشند. مطابق برخی تحقیقات مبتلایان به دیابت نوع یک «دیابت کودکی» بطور متوسط یک دهه از عمرشان کم می‌شود، نتایج یک تحقیق نشان داده‌است که مردان مبتلا به دیابت نوع یک بطور متوسط ۱۱ سال و زنان ۱۳ سال کمتر از افراد غیر مبتلا به دیابت عمر می‌کنند. این مطالعه بر روی ۲۵ هزار فرد مبتلا به دیابت نوع یک در سال‌های ۲۰۱۰–۲۰۰۸ انجام شده‌است. محققین دریافتند که طول عمر مردان مبتلا به دیابت نوع یک به‌طور متوسط ۶۶ سال است در حالیکه مردان سالم عمر متوسط ۷۷ سال داشته‌اند. این مطالعه نشان داده‌است که بیشترین عامل تاثیرگذار بر روی این کاهش طول عمر ناشی از تاثیر دیابت بر روی سلامت سیستم قلبی عروقی است که در ۳۶ درصد مردان و ۳۱ درصد زنان مبتلا به دیابت نوع یک وجود دارد. یکی از دلایل پایین آمدن یک دهه از عمر این بیماران عدم مراقبتهای دایمی و کافیست و مصرف دارو قطعا نمی‌تواند به اندازه تغذیه مناسب و به اندازه ورزش در کنترل دیابت موثر باشد. با اینحال عقیده راسخ پزشکان و محققان نشان گویاست که با رعایت موارد لازم فرد دیابتی می‌تواند بیش از ۸۰ سال عمر کند و طول عمری کاملا طبیعی داشته باشد و ورود داروها و روش‌های مراقبتی و کنترلی جدید نقش قبل توجهی در افزایش طول عمر طبیعی این بیماران در چند سال اخیر داشته‌است. پیش‌آگهی (پروگنوز) اپیدمیولوژی سازمان بهداشت جهانی دیابت را شایعترین بیماری غدد در جهان می‌داند که سالانه عامل ۴ میلیون مرگ در جهان است. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی و فدراسیون جهانی دیابت، در حالی که تعداد بیماران دیابتی در سال ۲۰۰۰ میلادی کمتر از ۲۰۰ میلیون نفر بوده‌است؛ این رقم در سال ۲۰۱۵ به بیش از ۳۸۲ میلیون نفر رسیده و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۵ بیش از ۳۰۰ میلیون بیمار دیابتی در دنیا وجود داشته باشد و تا سال ۲۰۳۵ این تعداد به رقم ۵۹۲ میلیون نفر برسد. دیابت در ایران از هر ۲۰ ایرانی یک نفر به دیابت مبتلاست و نیمی از این تعداد نمی‌دانند که دیابت دارند. هر ۱۰ ثانیه یک نفر در جهان به دلیل عدم آگاهی از دیابت و روش کنترل آن، جان خود را از دست می‌دهد. هر ۳۰ ثانیه یک نفر در جهان به علت عدم آگاهی از دیابت و روش کنترل آن، پای خود را از دست می‌دهد. بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده توسط متخصصان ایرانی به رهبری دکتر علیرضا استقامتی، از میان جمعیت ۲۵ تا ۷۹ سال ایرانی، ۴٫۵ میلیون نفر به دیابت مبتلا هستند و از هر ۴ فرد دیابتی یک نفر نمی‌داند که دیابت دارد. هر ۱۰ ثانیه یک نفر در جهان به دلیل عدم آگاهی از دیابت و روش کنترل آن، جان خود را از دست می‌دهد. هر ۳۰ ثانیه یک نفر در جهان به علت عدم آگاهی از دیابت و روش کنترل آن، پای خود را از دست می‌دهد. اسدالله رجب رئیس انجمن دیابت با بیان اینکه روند شیوع دیابت در ایران تحت کنترل نیست، ابراز داشت: شیوع این بیماری در منطقه خاورمیانه ازجمله ایران حدود ۹۷ درصد و این روند روز به روز درحال افزایش است. طبق برآورد فدراسیون بین‌المللی دیابت، ۴۸ درصد ساکنان منطقه خاورمیانه ازجمله ایران، دیابت بدون تشخیص دارند و به عبارتی از هر ۲ نفر یک نفر از بیماری خود بی‌خبر است. هرمز کیخان زاده موسس و مدیرعامل انجمن دیابت گابریک با ابراز نگرانی از نرخ بروز دیابت و اطلاق عنوان سونامی قرن به این بیماری، ترویج فرهنگ زندگی سالم و یادگیری اصول پیشگیری از را لازمه مدیریت این بیماری در آینده دانستند. انجمن‌های دیابت در ایران از سال‌ها قبل، پزشکان و دست‌اندرکاران بهداشت و سلامت در ایران، با راه اندازی انجمن‌های خیریه، مردم نهاد و دولتی در صدد برآمدند تا مراقبت از دیابت را بهبود بخشیده و پیشگیری از عوارض دیابت را ارتقا بخشند. و انجمن اطلاع‌رسانی دیابت گابریک دو نمونه از قدیمی‌ترین انجمن‌های دیابت در ایران هستند که گام‌های مهمی در زمینه آموزش دیابت به بیماران دیابتی ایران برداشتند. تاریخ تاریخچه بیماری به ۱۵۰۰سال قبل از میلاد مسیح و ۶۰۰ سال قبل از اسلام بر می‌گردد، که پی به این بیماری برده‌اند. در هندوستان از تجمع مورچه‌ها اطراف ادرار فرد دیابتی پی با این بیماری برده شد. در اوایل قرن ۱۹ با خارج کردن لوزالمعده یک سگ، علائم پرنوشی، پر ادراری و پر خوری نمایان شد و چند روز بعد منجر به اغما و مرگ سگ شد. در همین قرن ۱۹ بود که اولین دستگاه تست شیمیایی تشخیص قند در ادرار تولید شد. پس از آن در قرن ۲۰ برای اولین بار انسولین از لوزالمعده انسان توسط دو دانشمند کانادایی به نامهای، چارز پرتزو و بان تینگ استخراج شد. دیابت در فرهنگ و جامعه میزان ابتلا به بیماری دیابت در جهان با سرعت درحال افزایش است و این میزان در کشورهای درحال توسعه بیش از سایر کشورها است چراکه ساکنان این کشورها به رژیم غذایی مملو از قند و نشاسته روی آورده‌اند که سال‌ها است کشورهای توسعه یافته را دچار مشکل کرده‌است. طبق گزارش انجمن پزشکی آمریکا، فناوری اندازه‌گیری چربی در بدن نشان می‌دهد که آسیایی‌ها با شاخص توده بدنی (BMI) مساوی در مقایسه با اروپایی‌ها، چربی انباشته بیشتری در شکم خود دارند و این مسئله، احتمال ابتلا به دیابت را در آن‌ها افزایش می‌دهد. جمعیت‌های مخصوص در حال حاضر بعضی از انسان‌ها به نوع‌های ناشناخته‌ای از دیابت مبتلا هستند که از جمعیت‌های مخصوص این بیماری به‌شمار می‌روند واژگان
[ "فرهنگستان زبان و ادب فارسی", "دگرگشت", "انسولین", "پانکراس", "ژنتیکی", "سوخت و ساز", "گلوکز", "هایپرگلیسمی", "آزمایش‌های غربالگری", "دیابت بارداری", "چاق", "کتواسیدوز دیابتی", "اتوآنتی‌بادی", "جهش", "اتوزومال مغلوب", "سلول بتا", "واکنش ایمنی سلولی", "خودایمن", "بیماری گریوز", "تیروئیدیت هاشیموتو", "بیماری آدیسون", "کتوز", "سلول", "مقاومت به انسولین", "زن", "مرد", "کتواسیدوز", "هایپرگلایسمی", "کاهش وزن", "درمان دارویی", "فعالیت بدنی", "فشار خون بالا", "دیس‌لیپیدمی", "مجله فیت شیپ", "بارداری", "آزمایش تحمل گلوکز", "رژیم غذایی", "ورزش", "جهش ژنتیکی", "پروگنوز", "گلوکوکیناز", "دی‌ان‌ای", "میتوکندری", "ناشنوایی", "پروانسولین", "کوچک برای سن بارداری", "هایپرانسولینوما", "آکانتوز نیگرنس", "گیرنده انسولین", "پانکراتیت مزمن", "گلوکاگون", "هایپوگلایسمی", "سرطان پانکراس", "آکرومگالی", "سندرم کوشینگ", "پنتامیدین", "نیکوتینیک اسید", "گلوکوکورتیکوئید", "اینترفرون-آلفا", "استاتین", "بتابلاکر", "سرخک مادرزادی", "سایتومگالوویروس مادرزادی", "سندرم داون", "سندرم کلاینفلتر", "سندرم ترنر", "سندرم ولفرام", "آتاکسی فردریک", "بیماری هانتینگتون", "دیستروفی میوتونیک", "پورفیریا", "سندرم پرادر ویلی", "سوئد", "فنلاند", "دانشگاه لوند", "لنست", "بیماری خودایمنی", "پرادراری", "پرنوشی", "پرخوری", "خستگی", "تاری دید", "دهیدراتاسیون", "شوک هایپراوسمولار", "اسیدوز", "تنفس کاسمال", "تهوع", "استفراغ", "کاهش سطح هوشیاری", "بخش مراقبت‌های ویژه", "سندرم هایپراسمولار هیپرگلیسمیک", "هیپوگلیسمی", "داروهای کاهش دهنده قند خون", "کما", "تشنج", "گلومرول", "طول عمر", "دفع پروتئین از ادرار", "نارسایی کلیه", "چاقی (بیماری)", "سیگار", "دفع پروتئین", "نارسایی کلیوی", "رتینوپاتی دیابتی", "نابینایی", "شکستگی استخوان ران", "آدم ماکولا", "تری‌گلیسیرید", "شاخص توده بدنی", "پرفشاری خون", "زخم پای دیابتی", "قطع عضو", "اعصاب سمپاتیک", "سکته مغزی", "بیماری عروق کرونر", "بیماری‌های عروق محیطی", "ایسکمی قلبی ساکت", "سکته قلبی", "ایسکمی مغزی", "طبقه‌بندی", "سندرم متابولیک", "سندرم تخمدان پلی‌کیستیک", "آکانتوز نیگریکانز", "شیزوفرنی", "افسردگی", "اختلال دوقطبی", "کورتیکواستروئید", "آنتی‌سایکوتیکهای آتیپیک", "درمان اچ‌آی‌وی/ایدز", "خشک کردن", "دانشگاه لیدز آمریکا", "نشانگان", "یاخته", "جنس مذکر", "تغییر شکل", "بستن پا", "آنتی‌بیوتیک‌ها", "پیوند پوست", "اکسیژن درمانی", "لوزالمعده", "ماکیان", "تخم مرغ", "چربی‌های غیر اشباع", "سازمان بهداشت جهانی", "اسدالله رجب", "فدراسیون بین‌المللی دیابت", "هرمز کیخان زاده", "انجمن دیابت گابریک", "کشورهای توسعه‌یافته" ]
[ "دیابت", "پزشکی داخلی", "بیماری‌های مرتبط با چاقی", "علوم تغذیه", "غدد و متابولیسم" ]
897
اسید آمینه
0
389
0
[ "اسيدهاي آمينه", "اسيد آمينه", "آمینواسید", "آمینو اسید", "آمينو اسيد", "اسیدآمینه", "اسیدهای آمینه", "اسید امینه", "امينو اسيد", "امینو اسید", "آمينواسيد", "امینواسید", "اسيد امينه", "اسيدهاي امينه", "اسيدآمينه", "اسیدامینه", "اسیدهای امینه", "امينواسيد", "اسيدامينه", "امینو اسیدها", "امینواسیدها", "امينو اسيدها", "امينواسيدها", "آمینواسیدها", "آمينواسيدها" ]
false
343
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
آمینو در چپ و گروه کربوکسیل در راست اسید آمینه یا آمینو اسید در شیمی به هر مولکولی که شامل گروه‌های کاربردی آمینه و کربوکسیلیک اسید است گفته می‌شود. اسید آمینه واحد تشکیل دهنده پروتئین است. اسیدهای آمینه در هنگام ساخته شدن پروتئین‌ها از RNA پیامبر یا mRNA به یکدیگر می‌پیوندند. در زیست‌شیمی به اسیدهای آلفاآمینو یعنی آن اسید آمینه‌هایی که در آنها کارکردهای آمینو و کاربوکسیلات هر دو به کربنی یگانه چسبیده‌اند اسید آمینه می‌گویند. آنها فقط به یک دسته تقسیم می‌شوند. ساختار اسیدهای آمینه هر اسید آمینه، از یک کربن نامتقارن به نام کربن تشکیل یافته‌است که با چهار گروه مختلف کربوکسیل (COOH) اتم هیدروژن، گروه آمینه بازی (NH۲-) و یک زنجیره غیر جانبی (R-) پیوند برقرار می‌کند. ریشه R ممکن است یک زنجیره کربنی یا یک حلقه کربنی باشد. عوامل دیگری مانند الکل، آمین، کربوکسیل و نیز گوگرد می‌توانند در ساختمان ریشه R شرکت کنند. زنجیره جانبی خود چندین اتم کربن دارد و آنها را به ترتیبی که از کربن آلفا، فاصله می‌گیرند، با حروف بتا ()، گاما () و دلتا () نشان می‌دهند. اگر در حالی که عامل COOH روی کربن آلفا قرار داد عامل NH۲ روی کربن‌هایی غیر آلفا قرار گیرد. نوع اسید آمینه به ، یا تغییر خواهد کرد. اسیدهای آمینه آزاد به مقدار بسیار ناچیز در سلول‌ها وجود دارند. بیشتر اسیدهای آمینه آلفا در سنتز پروتئین شرکت می‌کنند، در صورتی که اسیدهای آمینه بتا، گاما و دلتا واسطه‌های شیمیایی هستند. بیشتر اسیدهای آمینه در pH هفت به صورت دو قطبی در می‌آیند یعنی گروه NH۲ پروتون می‌گیرد و گروه COOH هیدروژن خود را از دست می‌دهد و به صورت –COO- در می‌آید. زنجیره جانبی (گروه) R برای پروتئین‌ها می‌تواند یکی از ۲۰ حالت مختلف ممکن باشد و بدین ترتیب یک الفبای بیست حرفی برای ساخت پروتئین‌ها بوجود می‌آید. این بیست اسید آمینه می‌توانند با هر ترکیب و به هر تعداد در ساختار یک پروتئین دخالت کنند. ایزومری در اسیدهای آمینه دو ایزومر نوری آلانین مطابق قرار داد اگر ساختمان فضایی یک اسید آمینه را در نظر بگیریم، چنانچه عامل NH۲ که به کربن آلفا متصل است در طرف چپ باشد، می‌گوییم که این اسید آمینه از نوع L است و هرگاه عامل NH۲ در طرف راست کربن آلفا قرار گیرد، گوییم که این اسید آمینه از نوع D است. برخلاف قندهای طبیعی که از نوع D هستند، اسیدهای آمینه طبیعی همگی از نوع L هستند. این ایزومرهای نوری را ایزومرها را انانتیومر می‌گویند. ساختار و نماد تعدادی از اسید آمینه بیست نوع اسید آمینه در تشکیل پروتئین‌ها شرکت دارند. بر اساس گروه R متصل به آنها و در نتیجه خواص شیمیایی آنها، این بیست اسید به سه گروه تقسیم می‌شوند. این سه گروه عبارتند از: هیدروفوبیک قطبی باردار (مثبت و منفی) در هریک از این دسته‌ها می‌توان زیر دسته‌هایی با جزئیات بیشتر تعریف نمود. مانند آروماتیک یا الیفاتیک، کوچک یا بزرگ، و غیره. کارنیتین
[ "کربوکسیل", "شیمی", "پروتئین", "RNA", "زیست‌شیمی", "الکل", "آمین", "کربن آلفا", "پروتون", "آلانین", "ایزومر", "آروماتیک", "الیفاتیک", "آرژنین", "آسپارژین", "اسید آسپارتیک", "سیستئین", "اسید گلوتامیک", "گلوتامین", "گلیسین", "هیستیدین", "ایزولوسین", "لوسین", "لیزین", "متیونین", "فنیل آلانین", "پرولین", "سرین", "ترئونین", "تریپتوفان", "تیروزین", "والین", "سلنوسیستئین", "پیرولیزین", "کارنیتین" ]
[ "آمین‌ها", "اسیدهای آمینه", "زیست‌مولکول‌ها", "سوخت‌وساز نیتروژن" ]
898
کارنیتین
0
55
0
[ "كارنيتين", "کارنی تین", "ال كارنيتين", "ال کارنیتین", "كارني تين", "ال‌کارنیتین" ]
false
15
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کارنیتین یا ال-کارنیتین از اسیدهای آمینه لیزین و متیونین ساخته شده و موجب آزاد سازی انرژی از یاخته‌های چربی می‌شود. این ماده موجب انتقال اسیدهای چرب به داخل میتوکندری می‌شود. کارنیتین در بافت عضلات و کبد ساخته می‌شود و در برخی مواد غذایی مانند گوشت، گوشت طیور، ماهی، و برخی از فراورده‌های لبنی وجود دارد. کارنیتین نوعی مکمل غذایی است. کارکرد وظیفه اصلی کارنیتین در بدن کمک به سوخت و ساز وتبدیل غذا به انرژی می‌باشد. کارنیتین این عمل را از طریق انتقال اسیدهای چرب بلند زنجیره به داخل میتوکندری‌ها جهت بتااکسیداسیون آن‌ها انجام می‌دهد. از طرف دیگر مصرف چربی‌ها به عنوان منبع انرژی موجب صرفه جویی در مصرف گلیگوژن عضلات گردیده و با حفظ ذخایر گلیکوژن به تاخیر در بروز خستگی ورزش کار می‌انجامد. میتوکندری را می‌توان موتورخانه یاخته‌های بدن دانست. در واقع انرژی مورد نیاز بدن در این بخش از یاخته‌ها تولید می‌شود. برخی از شواهد نشان می‌دهد که میزان نیاز به ال-کارنیتین در دوران کودکی و همچنین در زمان‌های خاصی مانند بارداری و شیردهی که میزان نیاز بدن به انرژی افزایش می‌یابد کمی بالا می‌رود که این افزایش نیاز موجب به افزایش تولید این ماده غذایی از سوی بدن می‌شود. همچنین به‌نظر می‌رسد که وجود ال-کارنیتین برای بهبود کارکرد قلب نیاز است. برای نمونه یک پژوهش نشان داده است میزان کارکرد نابهنجار و تپش غیرعادی قلب بعد از ۴۵ هفته مصرف ۴ گرم ال-کارنیتین در روز در بیماران دیابتی که علاوه بر فشار خون بالا از ناراحتی‌های قلبی و رگی رنج می‌بردند به میزان زیادی کاهش یافته و بهبود پیدا نموده است. همچنین پژوهش دیگر نشان داده است که مصرف روزانه ال-کارنیتین در ورزشکاران می‌تواند حتی تا ۲۵٪ میزان توانایی و ظرفیت فعالیت بدنی را بالا ببرد. افرادی که از مکمل‌های ال-کارنیتین استفاده می‌نمایند بعد از انجام فعالیت‌های بدنی به میزان کمتری دچار خستگی و کوفتگی می‌شوند. این بررسی همچنان نشان داد که مصرف ال-کارنیتین دو ساعت پیش و پس از دویدن به مسافت ۲۰ کیلومتر موجب بروز خستگی کمتر و بازیابی سریعتر قوای بدنی گردد. همچنین بررسی‌ها نشان داده است که مصرف ۱۰۰ میلی گرم ال-کارنیتین به ازای هر کیلو وزن افراد و کودکان تالاسمی ماژور به مدت ۳ ماه موجب کاهش نیاز بدن این افراد به پالایش خون شود. منابع تامین ال کارنیتین در بدن از ترکیب دو اسیدآمینه لیزین و متیونین ساخته می‌شود. سلول‌های بدن برای سنتز کارنیتین به ویتامین‌های C، B۶ و B۳ (نیاسین) نیاز دارند. اما می‌توان آن را از منابع غذایی حیوانی مانند گوشت قرمز، لبنیات و آواکادو نیز دریافت کرد. غذاهای گیاهی منبع خوبی برای این ماده نمی‌باشند.L – کارنیتین یک دارو هم می‌باشد و برای درمان بیمارانی به‌کارمی‌رود که بدن آنها به اندازه کافی کارنیتین تولید نمی‌کند. اینک کاربرد آن را به‌عنوان راهی برای پیشگیری از صدماتی بررسی می‌کنند که در اثر کاربرد شیمی‌درمانی به بافت‌ها وارد می‌شود. موارد مصرف دارویی کمبود کارنیتین در برنامه‌های بدنسازی (تقویت عضلانی) جلوگیری از کرامپ عضلانی در همودیالیز و کمک به بهبود عملکرد قلب و عروقی. میزان مصرف: برای فرد ۵۰ کیلویی ۱ تا ۳ گرم همراه غذا به صورت قرص و شربت هم وجود دارد. مصرف ایزومر D کارنیتین بسیار محدود و فقط تحت نظز پزشک است. اثرات جانبی مصرف کارنیتین مصرف زیاد آن موجب شادی و سرخوشی نسبتا کمی می‌شود که می‌تواند گهگاهی برای پیشرفت وضعیت ذهن و فکر ما مفید باشد. از دیگر اثرات جانبی کارنیتین باید گفت، اگر این ماده بیش از ۳۰۰۰ میلی گرم در روز مصرف شود، ممکن است بدن فرد، بوی ماهی بگیرد. حالت تهوع، اسهال، استفراغ و سردرد نیز در برخی افراد دیده شده است.
[ "اسیدهای آمینه", "لیزین", "متیونین", "یاخته", "میتوکندری", "مواد غذایی", "فراورده‌های لبنی", "سوخت و ساز", "دوران کودکی", "ماده غذایی", "قلب", "مرض قند", "فشار خون بالا", "فعالیت بدنی", "تالاسمی ماژور", "گوشت قرمز", "اثرات جانبی", "حالت تهوع" ]
[ "اسیدهای آمینه", "اسیدهای هیدروکسی", "ترکیب‌های چهارتایی آمونیوم", "چربی سوزها", "مکمل‌های غذایی" ]
899
ارسطو
1
604
0
[ "معلم اول", "ارسطاطالیس", "ارسطاطاليس", "ارسطوطالیس", "ارسطوطاليس", "معلم یکم", "معلم يكم", "آریستوتلس", "آريستوتلس", "اریستوتلس", "اريستوتلس", "ارستو" ]
false
520
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "عنوان", "Item2": "''ارسطو''" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "250px" }, { "Item1": "نام کامل", "Item2": "ارسطاطالیس (Ἀ)" }, { "Item1": "لقب", "Item2": "معلم اول" }, { "Item1": "تاریخ تولد", "Item2": "۳۲۲ ق.م." }, { "Item1": "شهر تولد", "Item2": "[[استاگیرا]]" }, { "Item1": "کشور تولد", "Item2": "[[یونان]]" }, { "Item1": "تاریخ مرگ", "Item2": "۳۸۴ ق.م." }, { "Item1": "شهر مرگ", "Item2": "[[خالکیس]]" }, { "Item1": "کشور مرگ", "Item2": "یونان" }, { "Item1": "مکتب", "Item2": "[[مشائی]]" }, { "Item1": "تأثیرگذار بر", "Item2": "او کاشف قواعد منطق است" }, { "Item1": "استادان", "Item2": "[[افلاطون]]" } ], "Title": "فیلسوف" }
ارسطو یا ارسطاطالیس (; ، ، Aristotélēs؛ تلفظ: آریستوتلس، زاده ۳۸۴ ق.م. -درگذشته ۳۲۲ ق. م) از فیلسوفان یونان باستان بود. او یکی از مهم‌ترین فیلسوفان غربی به حساب می‌آید. در هجده سالگی به آکادمی افلاطون راه یافت و به مدت بیست سال در مکتب افلاطون کسب دانش کرد و آموزگار اسکندر مقدونی بود. نوشته‌های او در زمینه‌ها و رشته‌های گوناگون از جمله فیزیک، متافیزیک، شعر، زیست‌شناسی، منطق، علم بیان، سیاست، دولت و اخلاق بوده‌اند. ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تاثیر گذارترین و بزرگترین فیلسوفان یونان باستان بوده‌است. این سه تن فلسفه غربی را بر اساس فلسفه پیش از سقراط یونان بنیاد نمودند. ارسطو فلسفه را به‌عنوان «دانش هستی» تعریف می‌کرد. زندگی‌نامه ارسطو در سال ۳۸۴ ق.م. در خانواده‌ای ثروت‌مند از اهالی استاگیرا (استاگیروس)، شهری در شمال یونان، به دنیا آمد. در ۱۷ سالگی به آکادمی (فرهنگستان) افلاطون در آتن فرستاده شد و ۲۰ سال در آن‌جا درس خواند و تدریس کرد. پس از مرگ افلاطون در سال ۳۴۷، ارسطو ناکام از به اختیار گرفتن مدیریت فرهنگستان، به اسوس در آسیای کوچک رفت و با پایتیاس خواهرزاده فرمانروای وقت ازدواج کرد. در ۳۴۳ به دعوت فیلیپ مقدونی آموزش اسکندر مقدونی را بر عهده گرفت. پس از بازگشتش به آتن در ۳۳۵، آموزشگاه خود را به نام لایسیوم تاسیس کرد. در ۳۲۳ و پس از مرگ اسکندر، که آتن را ملحق شاهنشاهی خود کرده بود، آتش احساسات ضد مقدونی اوج گرفت و دامن‌گیر ارسطو شد. او به ناچار به خالکیس پناه برد و سال بعد (۳۲۲) در ۶۲ سالگی درگذشت. آثار ارسطو آثار ارسطو متنوع و شامل جمیع معارف و علوم یونانی (جز ریاضی) است و اصولا شامل منطق، طبیعی، الهیات و اخلاقیات است که از آن جمله باید از فن شعر، فن خطابه، کتاب اخلاق، سیاست و ما بعد الطبیعه نام برد. منطقیات: مقولات، جدلیات، آنالوطیقای اول و دوم، قضایا، ابطال مغالطات که در کل در کتاب ارغنون (ارگانون به معنی ابزار) جمع شده‌اند. کتب علمی: طبیعیات، درباره آسمان، در کون و فساد، علم کائنات جو، تاریخ طبیعی، De anima، Historia animalium، De generatione animalium، و De partibus animalium. کتب فلسفی: اخلاق نیکوماخوس، سیاست، مابعدالطبیعه فلسفه ارسطو را می‌توان از نخستین فیلسوفان تحلیلی دانست. وی همچنین واضع منطق نیز هست. او با در نظر گرفتن زمین در مرکز گیتی و قرار دادن فلکهای مختلف برای اجرام آسمانی (مثلا فلک خورشید، فلک ثوابت و…) الگویی از جهان را برای هم روزگاران خود ترسیم کرد. ارسطو چهار عنصر بنیادی کیهان را آب، آتش، خاک و هوا می‌دانست به‌علاوه عنصر پنجمی به نام اثیر که معتقد بود اجرام آسمانی از آن ساخته شده‌اند. ارسطو با انتقاد از فرضیه مثل (Idea) فلسفه خود را آغاز می‌کند. حقایق قابل ادراک وجود ندارند آنچه وجود دارد مثال نیست بلکه خرد و جزئی است. وی گفته‌است «علم جز بر کلیات تعلق نمی‌گیرد». ما هنگامی می‌توانیم درباره اشیاء قضاوت کنیم که نوع و جنس را بهتر بشناسیم. تعیین قواعدی که حافظ روابط صحیح قضایای کلی با قضایای جزئی و شخصی باشد خاص منطقی است که هیچ‌کس بهتر از ارسطو درباره آن تحقیق نکرده‌است. همین منطق است که یکی از هدایای ارزنده و گرانبهای این فیلسوف به عالم بشریت به‌شمار می‌آید. اشتباهات اساسی نفوذ اشتباهات اساسی ارسطو علی‌رغم دستاوردهایی که داشت، بطور فراگیری باعث رکود علمی برای سالیان و قرنها گردید. چرا که این اشتباهات اساسی، برای موخرین، بعنوان پایه‌های دانش مورد قبول قرار می‌گرفته‌اند؛ بصورتی که به پاسخ‌های غلط علمی منجر می‌گردیدند. چنان‌که برتراند راسل می‌گوید «تقریبا تمام پیشرفت‌های فکری می‌باید با جملاتی از سوی آموزه‌های ارسطویی شروع می‌شد». همچنین راسل به اخلاق ارسطویی با عنوان تنفرانگیز اشاره می‌کند و معتقد است منطق ارسطو بدون شک نسخه منسوخ شده بطلمیوس است. راسل می‌نویسد: «این اشتباهات ارسطو، قضاوت تاریخی در مورد او را سخت می‌کند، تا جایی که بخاطر می‌آوریم که بسیاری از پیشرفتهای او براساس دانسته‌های پیشینیانش بوده‌است.» ارسطو در دوران زندگیش اعتقادات علمی و غیرعلمی اشتباه فراوانی داشت، که امروزه ما به آنها آگاهیم. از آن جمله می‌توان به این اشاره کرد که ارسطو اطمینان داشت که اقیانوس هند مانند دریاچه‌ها محدود در خاک است. ارسطو بسیاری از مسائل فیزیک، متافیزیک، زیست‌شناسی، دولت، سیاست و اخلاق را برپایه اطلاعات پایه‌ای غلط بنیان نهاد و جانشینان وی با تمام سرسختی در مقابل دیدگاه‌های مخالف نظرات وی، تا قرن‌ها متعصبانه مقابله کردند. نامداران فلسفه غرب فیلسوفان یونان باستان فلسفه مشائی فهرست فیلسوفان متافیزیک مقوله سیاست (ارسطو) تراژدی
[ "استاگیرا (شهر باستانی)", "یونان", "خالکیس", "مکتب مشایی", "افلاطون", "Collins English Dictionary", "August Boeckh", "فلیکس جاکوبی", "فیلسوف", "یونان باستان", "جهان غرب", "اسکندر مقدونی", "فیزیک", "متافیزیک", "شعر", "زیست‌شناسی", "منطق", "علم بیان", "سیاست", "دولت", "اخلاق", "سقراط", "فلسفه غربی", "فلسفه", "آکادمی", "آتن", "ق.م. ۳۴۷", "اسوس", "آسیای کوچک", "پایتیاس", "ق.م. ۳۴۳", "فیلیپ مقدونی", "ق.م. ۳۳۵", "لایسیوم", "ق.م. ۳۲۳", "ق.م. ۳۲۲", "مغالطه", "ارغنون (کتاب)", "طبیعیات", "درباره آسمان", "در کون و فساد", "علم کائنات جو", "تاریخ طبیعی", "درباره نفس", "تاریخ جانوران (ارسطو)", "تولد جانوران (ارسطو)", "اعضای جانوران", "اخلاق نیکوماخوس", "سیاست (کتاب)", "مابعدالطبیعه (کتاب)", "فلسفه تحلیلی", "اجرام آسمانی", "اثیر", "برتراند راسل", "بطلمیوس", "اقیانوس هند", "دریاچه", "نامداران فلسفه غرب", "فیلسوفان یونان باستان", "فلسفه مشائی", "فهرست فیلسوفان", "مقوله", "سیاست (ارسطو)", "تراژدی" ]
[ "ارسطو", "پژوهشگران شوخی", "تاریخ علم", "تاریخ فلسفه", "تاریخ منطق", "تجربه‌گرایان", "جانورشناسان", "درگذشتگان ۳۲۲ (پیش از میلاد)", "ریاضیدانان یونان باستان", "زادگان ۳۸۴ (پیش از میلاد)", "فیزیک‌دانان یونان باستان", "فیلسوفان اخلاق", "فیلسوفان اهل خالکیدیکه باستان", "فیلسوفان ذهن", "فیلسوفان زبان", "فیلسوفان سده ۴ (پیش از میلاد)", "فیلسوفان سیاسی", "فیلسوفان فناوری", "فیلسوفان قانون", "فیلسوفان مشاء", "فیلسوفان و مربیان اسکندر مقدونی", "فیلسوفان یونان باستان", "فیلسوفان طبیعی", "کیهان شناسان", "متافیزیک‌پژوهان", "منطق‌دانان", "نویسندگان سده ۴ (پیش از میلاد)", "نویسندگان مرد اهل یونان", "نظریه‌پردازان بازیگری", "نظریه‌پردازان علوم بلاغی", "هواشناسان", "هواشناسان اهل یونان", "یونانیان باستان در مقدونیه باستان" ]
900
شهرستان ارومیه
2
929
0
[ "شهرستان اروميه", "شهرستان اورمیه", "شهرستان اورميه" ]
false
784
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "نام‌رسمی", "Item2": "شهرستان ارومیه" }, { "Item1": "تصویر", "Item2": "Urmia County.PNG" }, { "Item1": "اندازه‌تصویر", "Item2": "۱۵۰px" }, { "Item1": "استان", "Item2": "آذربایجان غربی" }, { "Item1": "نام‌های‌قدیمی", "Item2": "اورمو" }, { "Item1": "جمعیت", "Item2": "نفر" }, { "Item1": "مذهب", "Item2": "[[اهل تشیع]]\n[[اهل تسنن]] [[مسیحی]] [[اهل حق]]" }, { "Item1": "شهرها", "Item2": "[[ارومیه]]، [[قوشچی]]، [[نوشین‌شهر]]، [[سیلوانه]]، [[سرو]]" }, { "Item1": "بخش‌ها", "Item2": "[[بخش مرکزی]]، [[انزل]]، [[نازلو]]، [[سیلوانه]]، [[صومای برادوست]]" } ], "Title": "شهرستان ایران" }
شهرستان ارومیه به مرکزیت کلان‌شهر ارومیه با جمعیتی بالغ بر ۱،۰۴۰،۵۶۵ نفر در استان آذربایجان غربی در شمال غرب ایران واقع شده‌است. ارومیه از قرن‌ها پیش مهد تمدن و دانش بوده و بیش از سایر نقاط ایران مورد توجه ملل پیش از تاریخ قرار گرفته و از میان تپه‌های متعدد باستانی در ارومیه تپه‌های کوهی در چهار کیلومتری جنوب ارومیه است که جز قدیمی‌ترین تپه‌های بین‌النهرین آسیایی محسوب می‌شوند. موزه ارومیه با دارا بودن آثاری از دوره اورارتویی تا قاجار، دومین موزه غنی کشور محسوب می‌شود و دومین کلیسای تاریخی جهان نیز در ارومیه قرار دارد. بازار تاریخی ارومیه با معماری اصیل ایرانی- اسلامی یکی از بناهای مهم تاریخی شمال‌غرب کشور محسوب می‌شود و مسجد جامع ارومیه یادگاری از تمدن اسلامی و دوران امپراتوری سلجوقیان بوده و بزرگترین و مهم‌ترین محراب مسجد در ایران بعد از محراب مسجد جامع اصفهان به‌شمار می‌رود. این شهر یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های مذهبی و علمی در گذشته‌های دور بوده و پس از ظهور اسلام نیز ارومیه بعد از مراغه دومین شهر آذربایجان به‌شمار می‌رفته‌است. این شهرستان بر اثر حوادث تاریخی بارها ویران شده و دوباره عظمت خود را تجدید نموده‌است. مجموعه پارک ملی دریاچه ارومیه با جزایر و ۳۰ تالاب وابسته و اقماری آب شور و شیرین بزرگ‌ترین زیستگاه حیات وحش خاورمیانه بوده و یکی از مهم‌ترین ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره در ایران به‌شمار می‌رود. آذربایجان غربی و شهرستان ارومیه قطب برتر کشاورزی در کشور بوده و در تولید بسیاری از محصولات کشاورزی رتبه اول را دارا است. در تولید محصول سیب درختی کشور ایران در رتبه سوم جهان قرار دارد و قطب اصلی و اول تولید سیب کشور نیز استان آذربایجان غربی و شهرستان ارومیه می‌باشد. استان آذربایجان غربی در زمینه تولید عسل رتبه اول کشور را دارا است و شهرستان ارومیه نیز از مراکز اصلی تولید عسل در این استان قلمداد می‌شود. ارومیه یکی از خوش آب و هواترین شهرهای ایران است و پیشتر به عنوان یک باغ شهر در کشور مطرح بود، در سال‌های اخیر با برگزاری جشنواره‌های متعدد گل، به یکی از شهرهای مطرح در حوزه تنوع گل تبدیل شده‌است. آذربایجان غربی به سرزمین باغ‌های انگور معروف است و ارومیه یکی از مراکز اصلی تولید و فراوری محصول انگور می‌باشد. و فراورده‌های مختلف انگور شامل آب غوره، شیره انگور، کشمش، آب میوه در شهرستان اورمیه تولید می‌شود. استان آذربایجان غربی ۶۰ درصد کنسانتره میوه کشور را تولید می‌کنند و شهرستان ارومیه نیز با دارا بودن قدیمی‌ترین و استانداردترین واحدها در بخش دولتی، در تولید آبمیوه و کنسانتره میوه در سطح کشور پیشرو می‌باشد. استان آذربایجان غربی با داشتن ۳۱۷ واحد سردخانه فعال در ظرفیت بیش از ۸۵۰ هزار تن رکورد دار تعداد سردخانه‌ها در کشور بوده و از قطب‌های اصلی تامین میوه کشور قلمداد می‌شود. ارومیه در جلگه‌ای، در کنار دریاچه‌ای به همین نام گسترده شده‌است. زمین‌های بارور ارومیه با آب‌وهوای مساعد و واقع شدن آن در معبر قفقاز، ارمنستان، آسیای‌صغیر و بین‌النهرین از یک‌سو و قرارگرفتن آن در کنار دریاچه ارومیه از سوی دیگر وضع ویژه‌ای به چهره این شهرستان بخشیده‌است. از قرن پانزدهم که ترکان عثمانی جایگزین امپراتوری روم شرقی شدند باز ارومیه، به عنوان شهر سرحدی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده و دارای برج و باروی مهمی گردید، برج سه‌گنبد و مسجدجامع هر دو یادگار مجد و عظمت تمدن اسلامی به‌شمار می‌روند. زبان و قومیت جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۹۵ بالغ بر بیش از ۱،۰۴۰،۰۰۰ نفر بوده‌است که از این تعداد ۵۲۷،۲۷۸ نفر آنان مرد و ۵۱۳،۲۸۷ نفر آنان زن بوده‌اند. این منطقه از دیرباز محل زندگی اقوام و ادیان مختلف بوده‌است. اکثریت جمعیت شهرستان را ترک‌های آذری و کردها و اقلیتی را نیز مسیحیان آشوری و ارمنی تشکیل می‌دهند. با این حال اکثریت شهر ارومیه را ترک‌های آذری و اقلیتی نیز از کردها و مسیحیان آشوری و ارمنی تشکیل یافته‌است. ترک‌های آذری حدود ۹۰ درصد جمعیت شهرستان ارومیه و ۱۰ درصد را نیز بقیه اقوام تشکیل می‌دهند. زبان‌های رایج در میان مردم شهرستان ارومیه علاوه بر ترکی آذربایجانی عبارت است از: کردی و درصدی هم ارمنی و آشوری مذهب مردم ارومیه بر طبق آماری منتشره در سال ۱۳۷۶ ،۶۳ در صد شهرستان ارومیه را مسلمانان اثنی عشری، ۳۶ درصد را مسلمانان اهل تسنن شافعی و حنفی و همچنین ۱ درصد را مسیحیان آشوری و ارمنی تشکیل می‌دادند. اهل تسنن در شهرستان ارومیه شامل دو گروه ترک‌های اهل تسنن و کردها می‌باشد. در سال ۱۹۲۷ میلادی جمعیت ترک‌های اهل تسنن (کره سنی‌ها) در ارومیه و اطراف ان را بالغ بر ۱۰۰،۰۰۰ نفر تخمین زده بودند. برخی از ترک‌های اهل تسنن (کره‌سنی‌ها) در بعضی دهستان‌ها و روستاهای اطراف ارومیه، کرد زبان و کردیزه شده‌اند. اقوام در ارومیه کردها در گذشته‌های بسیار دور در ناحیه جزیره ابن عمر امروزی منطقه‌ای به نام قردو (منطقه‌ای در جنوب شرق آناطولی محل تلاقی سه کشور ترکیه، عراق و سوریه امروزی) وجود داشت و گروهای آریایی مهاجر با عبور از زاگرس به این منطقه قردو هجوم آورده و آن را تسخیر و نهایتا ساکن آن می‌شوند. طوایف آریایی (هندوایرانی) مهاجر بعد از اسکان در منطقه جدید که به قردو (یا کرده) شهرت داشته و با ترکیب شدن با طوایف بومی و قبلی ساکن در این مناطق با نام منطقه جدید خود (قردو یا کرده یا کورتی) شناخته می‌شوند. در استان آذربایجان غربی بیشتر گروه‌های کرد در قسمت جنوبی استان و در همسایگی کشور ایران با شمال عراق متمرکز هستند. گروه‌هایی از ایل‌های مختلف کرد در نوار کوهستانی و مرز ایران و ترکیه نیز پراکنده هستند. در شهرستان ارومیه از بخش‌ها و مناطق عمده و اصلی که ایل‌های کرد ساکن شده‌اند بخش صومای برادوست و بخش سیلوانا است که عمدتا محل اسکان ایل‌های مختلف کردزبان شکاک و هرکی می‌باشد. کردها به صورت پراکنده در بعضی از روستاها و دهستان‌های دیگر شهرستان ارومیه نیز ساکن هستند. مسیحیان درباره تعداد مسیحیان ساکن در ایران آمار دقیقی در دست نیست، اما برخی منابع داخلی تعداد آنان را ۱۵۰ هزار اعلام کرده و برخی منابع نیز تخمین می‌زنند ۲۰۰ الی ۳۰۰ هزار مسیحی در کشور ایران وجود دارد. از نظر قومی اکثر مسیحیان ایران را گروه‌های قومی ارامنه، آشوری‌ها و کلدانی‌ها تشکیل می‌دهند. غالب جمعیت آشوریان و کلدانیان مسیحی‌اند و به زبان «آرامی» صحبت می‌کنند. در زمان سرشماری سال (۱۹۷۶) حدود ۲۰۰،۰۰۰ هزار نفر آشوی در ایران وجود داشت. قبل شروع جنگ جهانی اول در سال ۱۹۰۰ میلادی، آشوری‌ها در شمال غرب ایران، جمعیتی بالغ بر بیش از ۷۶،۰۰۰ نفر بودند و بزرگترین گروه غیر مسلمان در ارومیه بودند و از ۳۰۰ روستای اطراف ارومیه، ۶۰ روستا کاملا آشوری نشین و ۶۰ روستا نیز ترکیبی با جوامع آشوری، ارمنی و آذری بودند. در طی جنگ جهانی اول منطقه آذربایجان محل تاخت و تاز دو امپراتوری روسیه و عثمانی بود. آشوری‌های عثمانی با حمایت‌های کشورهای مسیحی به ویژه شوروی به دولت عثمانی اعلام جنگ داده بودند و نهایتا نتوانستند در برابر سپاه مسلمانان عثمانی مقاومت کنند، بنابراین کشور خود را ترک و به خاک ایران و مناطق سلماس و ارومیه پناه آوردند. بندانگشتی این قوم ناخوانده در بحران جنگ جهانی به این مناطق پناهنده شدند ولی با تحریک بیگانگان و سوء استفاده از شرایط نامناسب کشور، جواب نودوستی مردم آذربایجان را با گلوله و قتل و غارت دادند، مسیحیان گریخته از عثمانی (جیلوها)، مسیحیان منطقه را نیز با خود همراه کردند و دست به نسل‌کشی و غارت مسلمانان در ارومیه و شهرها و روستاهای اطراف زدند. امروزه جمعیت آشوریان در ایران حدود ۵۰،۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود. بیشتر آشوریان ایران امروزه در تهران ساکن هستند ولی در شهر ارومیه و روستاهای پراکنده اطراف ارومیه اقلیت‌هایی از آن‌ها ساکن هستند. تقسیمات کشوری تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۹۵ کل کشور آمده‌است، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است بخش‌های شهرستان ارومیه بخش‌ها بخش مرکزی بخش مرکزی ارومیه به مرکزیت شهر ارومیه با جمعیتی بالغ ۸۷۹،۷۰۹ نفر، ۸۵ درصد جمعیت شهرستان را در خود جای داده‌است. ارومیه مرکز استان آذربایجان غربی در جلگه‌ای در کنار دریاچه لاجوردی به همین نام گسترده‌است. زمین‌های بارور ارومیه با آب و هوای مساعد و واقع شدن آن در معبر قفقاز، ارمنستان، آسیای صغیر و بین‌النهرین از یک سو و قرار گرفتن آن در کنار دریاچه ارومیه از سوی دیگر وضع ویژه یی به چهره این شهرستان بخشیده‌است. ارومیه از لحاظ جاذبه‌های پنهان شده در رتبه‌های نخست کشوری قرار دارد شهر ارومیه به دلیل دارای طبیعت بکر زیبا و تاریخ کهن خود که بناهای متعددی از گذشته به یادگار مانده‌است این شهر را به‌عنوان بهشت سرسبز و نماد تاریخی ایران مطرح کرده‌است. بخش انزل بخش انزل به مرکزیت شهر قوشچی ، در فاصله ۵۳ کیلومتری شمال شهر ارومیه واقع شده‌است. اولین دهکده سلامت کشور در این بخش و در نزدیکی شهر قوشچی با نام مجتمع باری قرار گرفته‌است. این طرح با یک هتل ۵ ستاره به نام «هتل دنیز» اولین و تنها طرح ملی عملی شده دهکده سلامت در سطح کشور است و تاکنون بخش‌های بزرگی از آن به بهره‌برداری رسیده‌است و با تکمیل‌تر شدن فازهای بعدی طرح می‌تواند پتانسیل و جایکاه بالایی در سطح منطقه داشته باشد. قلعه کاظم داشی یکی از مکان‌های دیدنی و تاریخی دریاچه ارومیه می‌باشد که بیشتر شبیه به جزیره سنگی و در حدود ۶۵ کیلومتری ارومیه و ۱٫۵ کیلومتری روستای گوئرچین واقع شده‌است. کاظم داشی در جنگ جهانی اول پناهگاه و سنگر اهالی روستاهای اطراف بود و نام آن به یاد «کاظم خان»، فرمانده افراد محافظ روستا که خود اهل قوشچی بوده نامگذاری شده‌است بخش سیلوانه ارومیه: طبیعت بهاری «سیلوانا» بخش سیلوانه به مرکزیت شهر سیلوانه در فاصله ۴۰ کیلومتری شهر ارومیه و در غرب شهرستان واقع شده‌است. سیلوانا کلمه‌ای با ریشه‌ای ایتالیایی و به معنی جنگل و بیشه سبز و نیز به معنی مکانی از بهشت است. منطقه مرزی سیلوانه در غرب شهرستان ارومیه و در مرز ایران با دو کشور ترکیه و عراق واقع شده‌است. این منطقه به عنوان یکی از ۱۹ منطقه دارای اکسیژن خالص در جهان به‌شمار می‌رود سیلوانا با داشتن یک چشمه آب معدنی گوارا به همین نام و داشتن کوهستان‌هایی مختص ورزش پاراگلایدر یک منطقه گردشگری نمونه در آذربایجان غربی به‌شمار می‌رود. منطقه سیلوانا با وجود دریاچه‌های کوچک و زیبا در پای کوه‌ها و رودخانه‌ها و آبشارهایی که در این منطقه سرازیر هستند، این سرزمین را به صورت تکه‌ای از بهشت درآورده است. وجود زمین‌های آبی و دیمی مستعد در منطقه، آب‌های فراوان زیرزمینی و جاری، اقلیم کوهستانی، بارندگی مناسب سالیانه، طبیعت زیبا و همیشه سرسبز و وجود راه‌های ارتباطی متعدد با شهرستان‌ها و کشورهای همجوار زمینه مناسبی برای تولید محصولاتی همچون گندم، نخود و جو و لوبیا، عدس، سیب زمینی و سیفی جات، پیاز، گوجه فرنگی ایجاد کرده‌است و اکثر مردم بخش سیلوانا به کشاورزی و دامپروری مشغول هستند از ویژگی‌های این منطقه تولید مرغوب‌ترین عسل طبیعی در ایران است که توسط زنبورداران این منطقه تولید می‌شود. وجود قله‌های پر برف، رودخانه‌ها و چشمه‌های متعدد، طبیعت بکر و چشم نوازی را در این منطقه بوجود آورده‌است. محصولات و صنایع دستی و دامی نیز در این بخش تولید می‌شود و شامل فرش، گلیم، جاجیم، کلاه و جوراب پشمی و تولیدات دامی نیز می‌توان یه انواع فرآورده‌های لبنی مانند ماست، پنیر، کره، روغن حیوانی و پشم اشاره نمود. بخش صومای برادوست بخش صومای برادوست به مرکزیت شهر سرو در فاصله ۴۹ کیلومتری از شهر ارومیه و در شمال غرب شهرستان واقع شده‌است. بخش نازلو بخش نازلو به مرکزیت شهر نوشین‌شهر در فاصله ۲۴ کیلومتری از شهر ارومیه و در شمال آن واقع شده‌است. شهرهای شهرستان ارومیه شهرستان ارومیه به جز شهر ارومیه که مرکز استان و شهرستان می‌باشد دارای ۴ نقطه شهری دیگر نیز می‌باشد. شهرهای قوشچی، نوشین‌شهر ، سیلوانه و شهر سرو به ترتیب مرکز بخش‌های انزل ، نازلو ، سیلوانه و بخش صومای برادوست در شهرستان ارومیه می‌باشند. +حمعیت شهرستان ارومیه به تفکیک بخش‌ها و شهرها(1395) جمعیت تعداد خانوار مرکز بخش جمعیت تعداد خانوار نام بخش ۷۳۶،۲۲۴ ۲۲۵،۰۵۰ شهر ارومیه ۸۷۹،۷۰۹ ۲۶۴،۷۶۰ مرکزی ۲،۷۸۷ ۹۳۵ شهر قوشچی ۲۵،۵۹۹ ۶،۸۲۵ انزل ۱،۶۱۴ ۴۳۶ شهر سیلوانه ۶۰،۳۶۸ ۱۴،۲۰۲ سیلوانه ۱،۸۰۰ ۴۶۹ شهر سرو ۳۵،۱۸۳ ۷،۸۳۱ صومای برادوست ۸،۳۸۰ ۲،۳۱۱ نوشین‌شهر ۳۹،۷۰۱ ۱۰،۶۸۳ نازلو دهستان‌ها شهرستان ارومیه شامل ۵ بخش و ۲۰ دهستان می‌باشد. ۷ دهستان باراندو ز، باراندوزچای جنوبی، باراندوزچای شمالی، باش قلعه، بکشلوچای، ترکمان، دول، بالو، نازلوی جنوبی، در بخش مرکزی شهرستان ارومیه قرار دارند. دو دهستان انزل شمالی و انزل جنوبی در بخش انزل واقع هستند. دهستان‌های نازلوچای، طلاتپه و نازلو شمالی در بخش نازلو واقع شده‌اند. دهستان‌های ترگور، مرگو و دشت تابع بخش سیلوانا بوده و ۳ دهستان صومای جنوبی و شمالی و دهستان برادوست در بخش صومای برادوست قرار دارند. روستای بالو بزرگ‌ترین روستای کشور با جمعیتی بیش از ۱۴۰۰۰ نفر در دهستان روضه چای ارومیه واقع شده‌است. +جمعیت دهستان‌های شهرستان ارومیه (1395) جمعیت بزرگترین روستای دهستان جمعیت خانوار بخش نام دهستان ۵،۱۹۲ قولنجی ۲۰،۵۶۰ ۵،۰۷۶ انزل انزل جنوبی ۱،۱۳۰ قره باغ ۲،۲۵۲ ۸۱۴ انزل انزل شمالی ۴،۷۶۹ بند ۱۲،۰۰۸ ۳،۲۹۲ مرکزی باراندوز ۳،۰۲۳ بالانج ۱۱،۴۰۸ ۳،۱۱۷ مرکزی باراندوزچای جنوبی ۲،۸۵۰ گوگ تپه ۸،۴۸۶ ۲،۶۶۰ مرکزی باراندوزچای شمالی ۲،۴۶۷ توپراق قلعه ۱۰،۰۴۳ ۳،۰۳۳ مرکزی باش قلعه ۱۰،۵۳۶ ریحان آباد ۳۴،۶۸۳ ۸،۸۹۰ مرکزی بکشلوچای ۶۳۴ بابارود ۱۰،۰۱۷ ۳،۰۸۸ مرکزی ترکمان ۷۶۸ دیزج دول ۷۴۸۷ ۲،۱۳۰ مرکزی دول ۱۴،۰۵۸ بالو ۴۱،۸۴۳ ۱۱،۰۷۳ مرکزی روضه چای ۷۷۷ عسگرابادتپه ۷،۵۱۰ ۲،۴۲۷ مرکزی نازلوی جنوبی ۵۴۷ طلاتپه ۲،۲۷۸ ۷۹۷ نازلو طلاتپه ۲،۸۴۴ قرالرطسوجی ۱۳،۷۲۷ ۲،۸۰۳ نازلو نازلوچای ۱،۷۸۹ خانقاه سرخ ۱۵،۳۱۶ ۴،۷۷۲ نازلو نازلوشمالی ۱،۳۱۴ موانا ۸،۳۸۱ ۱،۸۶۲ سیلوانه ترگور ۳،۷۸۳ راژان ۱۰،۱۹۹ ۲،۳۰۲ سیلوانه دشت ۴،۹۰۷ دیزج ۴۰،۱۷۴ ۹،۶۰۲ سیلوانه مرگور ۲،۴۸۸ گنگچین ۱۱،۳۶۱ ۲،۴۹۶ صومای برادوست برادوست ۱،۳۲۸ هورسین ۱۲،۴۵۲ ۲،۶۴۹ صومای برادوست صومای جنوبی ۱،۶۸۵ ممکان ۹،۵۷۰ ۲،۲۱۷ صومای برادوست صومای شمالی تعداد آبادی‌های دارای سکنه شهرستان ارومیه ۴۶۰ پارچه‌است. میانگین بلندای شهرستان از سطح دریاهای آزاد ۱۳۵۰ متر است. آذربایجان غربی فهرست شهرستان‌های ایران شهر ارومیه شهر قوشچی شهر سیلوانه شهر نوشین‌شهر شهر سرو
[ "اهل تشیع", "اهل تسنن", "مسیحیت", "اهل حق", "ارومیه", "قوشچی (شهر)", "نوشین‌شهر", "سیلوانه", "سرو (شهر)", "بخش مرکزی شهرستان ارومیه", "بخش انزل", "بخش نازلو", "بخش سیلوانه", "بخش صومای برادوست", "استان آذربایجان غربی", "میان‌رودان", "سلجوقیان", "اصفهان", "مراغه", "پارک ملی دریاچه ارومیه", "تالاب", "خاورمیانه", "ذخیره‌گاه زیست‌کره", "ترکان", "مرد", "زن", "ترکی آذربایجانی", "کردی", "ارمنی", "آشوری", "جزیره ابن عمر", "شکاک", "ایل هرکی", "شهرستان ارومیه", "Assyrian International News Agency", "شهرستان", "بخش (تقسیمات کشوری)", "شهر", "دهستان", "روستا", "قوشچی", "ترکیه", "عراق", "باراندوز", "باراندوزچای جنوبی", "باراندوزچای شمالی", "باش قلعه", "بکشلوچای", "دهستان ترکمان", "دول", "بالو", "نازلوی جنوبی", "انزل شمالی", "نازلوچای", "طلاتپه", "نازلو شمالی", "ترگور", "مرگور", "صومای جنوبی", "برادوست", "آذربایجان غربی", "فهرست شهرستان‌های ایران" ]
[ "شهرستان ارومیه", "شهرستان‌های استان آذربایجان غربی" ]
901
دهستان ترگور
2
57
0
[ "ترگور" ]
false
43
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
ترگور نام یکی ازدهستان‌های واقع در سیلوانه شهرستان ارومیه در استان آذربایجان غربی کشور ایران است. بخش سیلوانه در غرب شهر ارومیه مابین ایران و مرز ترکیه قرار گرفته منطقه‌ای سرسبز و خرم است. تا اوایل سده بیستم بخش بزرگی از جمعیت منطقه ترگور را آشوریان مسیحی تشکیل می‌دادند ولی امروزه دیگر هیچ مسیحی در این منطقه سکونت ندارد ولی کلیساهای آنان در بسیاری از روستاهای منطقه منجمله موانا و بالولان برپاست . امروزه ایل اصلی ساکن منطقه ترگور بیگزاده و هرکی که از عشایر بزرگ این منطقه می‌باشند و طوایف دیگری که در زمان ارباب و رعیتی برای کار به این منطقه مهاجرت کرده‌اند، ولی به صورت طایفه‌ای هستند ساکنان این منطقه هستند. زبان گفتاری مردم این منطقه گویش کرمانجی است که یکی از گویش‌های کردی به شمار می‌رود. دین مردم این منطقه دین اسلام از شاخه سنی است.
[ "بخش سیلوانه", "شهرستان ارومیه", "استان آذربایجان غربی", "ایران", "آشوریان", "کرمانجی", "زبان کردی", "اسلام", "سنی" ]
[ "دهستان‌های استان آذربایجان غربی", "دهستان‌های شهرستان ارومیه", "مناطق مسکونی نوچیا", "نسل‌کشی آشوری‌ها" ]
902
زبان‌های ایرانی شرقی
0
84
0
[ "زبان‌هاي ايراني تبار خاوري", "زبان های ایرانی تبار خاوری", "زبان‌های ایرانی تبار خاوری", "زبان‌های ایرانی‌تبار خاوری", "زبان‌های ایرانی‌تبار شرقی", "زبان ایرانی شرقی", "زبان‌هاي ايراني شرقي", "زبان های ایرانی شرقی", "زبانهای ایرانی شرقی", "زبان هاي ايراني شرقي", "زبان ايراني شرقي", "زبان هاي ايراني تبار خاوري", "زبانهاي ايراني شرقي", "زبان هاي ايراني تبار شرقي", "زبان های ایرانی تبار شرقی", "زبان‌های ایرانی جنوب شرقی", "زبان‌های ایرانی شمال شرقی", "زبان هاي ايراني جنوب شرقي", "زبان های ایرانی جنوب شرقی", "زبان هاي ايراني شمال شرقي", "زبان های ایرانی شمال شرقی" ]
false
59
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
تبارشناسی زبانهای ایرانی شاخه شرقی: هندواروپایی/هندوایرانی/ایرانی/شرقی/شمال شرقی/سغدی/یغنابی هندواروپایی/هندوایرانی/ایرانی/شرقی/شمال شرقی/سکایی غربی/آسی هندواروپایی/هندوایرانی/ایرانی/شرقی/شمال شرقی/سکایی شرقی/پشتو هندواروپایی/هندوایرانی/ایرانی/شرقی/شمال شرقی/سکایی شرقی/پامیری/زبان شغنانی، زغلامی هندواروپایی/هندوایرانی/ایرانی/شرقی/شمال شرقی/سکایی شرقی/پامیری/سنگلیجی،اشکاشمی هندواروپایی/هندوایرانی/ایرانی/شرقی/شمال شرقی/سکایی شرقی/پامیری/وخی پشتو در افغانستان و پاکستان رایج است. آسی در آستیا، یغنابی در مرکز و زبان‌های پامیری در شرق تاجیکستان رایجند. یکی از زبان‌های پامیری در گوشه غربی چین هم صحبت می‌شود. نمودار درختی خانواده زبان‌های هندواروپایی هندوایرانی ایرانی ایرانی شرقی ایرانی شرقی میانه سغدی خوارزمی سکایی میانه زبان باختری ایرانی شرقی نو آسی پشتو پامیری زبان شغنانی یزغلامی سنگلیجی اشکاشمی وخی سریکالی روشنی
[ "هندواروپایی", "هندوایرانی", "زبان‌های ایرانی", "زبان‌های ایرانی شمال شرقی", "سغدی", "یغنابی", "سکایی غربی", "آسی", "سکایی شرقی", "پشتو", "زبان‌های پامیری", "زبان شغنانی", "زبان یزغلامی", "سنگلجی-اشکاشمی", "زبان اشکاشمی", "زبان وخی", "زبان پشتو", "اوستیا", "زبان خوارزمی", "زبان سکایی", "زبان باختری", "شغنی", "سنگلیجی", "زبان سریکالی", "گویش روشنی" ]
[ "زبان‌های ایرانی شرقی", "زبان‌های ایرانی" ]
903
نت‌نویسی
0
48
0
[ "مبانی نت نویسی", "مبانی نت‌نویسی", "نت‌نويسي", "نت نویسی", "نت خوانی", "نت نويسي", "مباني نت نويسي", "نت خواني" ]
false
29
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
نت‌نویسی یا نوانشاننویسی (نت=نوانشان) به هرگونه روشی برای ثبت نوشتاری آثار موسیقایی گفته می‌شود. در موسیقی امروز برای نت‌نویسی روش و اصول ویژه‌ای تعریف شده که برای آشنایی با آن اصول، آموختن مبانی زیر گام نخست است: خطوط حامل (خطوط بردار) کلان خط‌های حامل (خط‌های بردار) کلان، نگاره‌ای است برای نوشتن و خواندن خط موسیقی و دقیق‌تر از آن برای تعیین زیر و بمی نت‌های موسیقی که متشکل از چند خط (در خط امروزی پنج خط) همراستا با فاصله‌های برابر. هر یک از خط‌ها و هر فاصله بین دو خط جایگاه یک نت معینی است و نام نت‌ها از روی نشانه‌ای به نام کلید معین می‌شود که در ابتدای سمت چپ بردار قرار می‌گیرد. نت‌ها هر چه در محل پایین‌تری از بردار قرار بگیرند، صوتشان بم‌تر است. خط میزان: (barline) خط میزان، خطی که عمود برخطوط بردار، همه پهنای بردار را قطع می‌کند و میزان‌ها را از یکدیگر جدا می‌کند. کلید: (clef): نشانه‌هایی که در آغاز خط‌های بردار جای می‌گیرند تا نام و سطح زیر و بمی نت‌ها را مشخص کند؛ که در پیانو دو کلید به نام‌های کلید فا و کلید سل وجود دارد که کلید سل زیر بودن و کلید فا بم بودن صدا را نشان می‌دهد. مایه‌نما (key signature): مجموعه نشانه‌هایی که پس از کلید می‌آیند و مایه (تن موسیقی) را مشخص می‌کنند. میزان‌نما (time signature): شماره‌هایی که پس از کلید و مایه‌نما نوشته می‌شوند و مشخص کننده تعداد ضرب در هر میزان و ارزش زمانی نسبی نت‌ها هستند. خطوط افزوده (ledger lines): خطهای کوتاه در بالا یا پایین بردار تا نت‌های خیلی زیر یا خیلی بم روی آنها نوشته شود. (برابرها برگرفته از فرهنگستان زبان فارسی هستند). مبانی موسیقی (سلفژ)
[ "موسیقی", "مبانی موسیقی (سلفژ)" ]
[ "نت‌نویسی", "نشانه‌گذاری ریاضی" ]
904
تک‌واژ
0
85
0
[ "تكواژ", "علامات", "واژک", "تکواژ", "واژَک", "تك واژ", "تک واژ", "واژَك", "واژك" ]
false
38
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
کوچک‌ترین یکای (واحد) زبان که دارای نقش دستوری و معنایی مستقل می‌باشد تکواژ یا علامت نام دارد. هجاها و طول آنها نمی‌توانند برای بازشناختن تکواژها ابزار سودمندی باشند. معیار و سنجه بنیادین این است که تکواژ را نمی‌توان به یکاهای دستوری کوچک‌تر بخش کرد. تکواژها از به هم پیوستن واج‌ها تشکیل می‌شوند و تکواژها را نمی‌توان به واحدهای دستوری کوچک‌تر بخش کرد. تکواژها را به دو دسته بخش می‌کنند: تکواژ آزاد و تکواژ وابسته در دانش زبان‌شناسی تکواژها را معمولا میان دو ابرو قرار می‌دهند. مانند: {کن، {من شمار تکواژهای یک زبان خیلی بیشتر از شمار واج‌های آن است. تکواژی که مفاهیمی همچون جمع و زمان و نمود و مانند آن را به سازه‌ای می‌افزاید که به آن می‌پیوندد تکواژ تصریفی نامیده می‌شود؛ این تکواژ مقوله دستوری سازه را تغییر نمی‌دهد. تکواژ آزاد به تکواژی می‌گویند که به‌تنهایی و به‌صورت مستقل در جمله به‌کار رود. تک‌واژ آزاد خود به دو بخش تقسیم می‌شود: تکواژ آزاد دستوری: تکواژهایی را گویند که معنی مستقلی ندارند؛ اما در ساخت دستوری جمله به صورت مستقل به کار می‌روند.این تکواژها عبارتند از: ۱)حروف اضافه متمم‌ساز مانند: از، به، تا، برای، ازبرای، در، با و… ؛ توجه: در واژه‌هایی مثل بنام(مشهور)، باادب و… به و با جزء تکواژهای وابسته اشتقاقی‌اند(مشتقسازند) نه تکواژ آزاد دستوری؛هرچند در شمارش تکواژ با هم تفاوتی ندارند. ۲)نشانه مفعولی «را»؛ ؛ ۳)حروف ربط همپایه‌ساز مانند: و، اما، ولی، یا ؛ ۴)حروف ربط وابسته‌ساز مانند: که، تا، چون، اگر، زیرا و… ؛ ۵)نقش نمای اضافه(در ترکیب‌های وصفی یا اضافی): کتاب من، خانه دوست ؛ نکته: اتصال این حروف(مخصوصا حروف اضافه ب) به اسم مانند بخانه، بدست، بوجود، بعلت و… با این که در رسم الخط توصیه نمی‌شود، اما در ساختار واژه اثر نخواهد گذاشت؛ گویی که آنها را به صورت جدا(مانند به خانه و…) نوشته‌ایم. تکواژ آزاد قاموسی (واژگانی): تکواژی است که دارای معنی مستقل است و در فرهنگ لغت برای آن معنی مشخصی می‌توان یافت.همچنین جهت یادآوری، بدیهی است که بن‌های ماضی و مضارع مصدرها و اسامی اشاره نیز در این دسته جای می‌گیرند؛ مانند: ابر، ماه، دست، اسب، رو(بن مضارع رفتن)، خواند(بن ماضی خواندن،این،آن و… نکته: « اینها » و « آنها » همچنین « اینان » و « آنان » از یک تکواژ آزاد قاموسی(این)و یک تکواژ وابسته تصریفی(ها/ان) ساخته شده‌اند. تکواژ وابسته به تکواژی می‌گویند که کاربرد و معنای مستقل در جمله ندارد و به تنهایی یک واژه به‌شمار نمی‌آید و بر دو نوع است: تکواژ وابسته تصریفی: تکواژهایی را گویند که واژه تازه‌ای نمی‌سازند؛ بلکه حالت واژه را تغییر داده و آن را برای قرار گرفتن در جمله تغییر می‌دهد.انواع تکواژهای تصریفی عبارت‌انداز: ۱)نشانه‌های جمع «‌ها » و « ان » ، نشانه‌های جمع عربی « ون/ین/ات » و همچنین«جات»: درختان،کوه‌ها،مومنون،مسئولین،انتقادات.کارخانجات و … ۲)نشانه یای نکره(ناشناس) « ی »: کتابی(یک کتاب)ارزشمند ۳)پسوند صفت‌های عالی و تفضیلی«‌ترین و‌تر »: بزرگ‌ترین، خوب‌تر و… ۴)پیشوندهای فعلی: ب،م،می،همی،ن: برو،مینداز،می‌خوان،همی خوان،ننویس و… ۵)شناسه‌های مضارع: - م/ - ی / - د / یم / ید / - ند : خوانم، خوانی، خواند، خوانیم، خوانید، خوانند ۶)علائم کمکی در ماضی نقلی: ام / ای / است+(تکواژ صفر) / ایم / اید / اند : گفته‌ام، گفته‌ای، گفته‌است، گفته‌ایم، گفته‌اید، گفته‌اند ۷)علامت‌های ماضی‌ساز: د / ید : رساند ، رسانید ۸)تکواژ گذراساز « ان »: بجهان (ب + جه + ان) ،رساند(رس + ان + د) نکته‌ای درباره تکواژ صفر() : این تکواژ در نوشتار دیده نمی‌شود.همچنین در گفتار نیز خوانده نمی‌شود؛ با وجود این، در محاسبه تعداد تکواژ یک جمله به‌شمار می‌آید. ۱)تکواژ صفر در شناسه‌های سوم شخص مفرد فعل‌های ماضی(به‌جز ماضی التزامی که در آن « د» شناسه است) دیده می‌شود: رفت = رفت+ ، رفته‌بود = رفت+ه+بود+ رفته‌است = رفت+ه+است+ ۲)تکواژ صفر در فعل «است(هست)» نیز به حساب می‌آید: است= است+ (۲ تکواژ) ۳)تکواژ صفر در فعل‌های امری دوم شخص مفرد نیز دیده می‌شود: بخوان = ب+خوان+ (۳ تکواژ) تکواژ وابسته اشتقاقی: تکواژهایی را گویند که باعث ایجاد واژه‌ای جدید با معنایی مستقل می‌گردند. مانند: «ار» در رفتار، «چه» در بازیچه ، «بان» در باغبان و… تکواژ چندوجهی برخی از وندهای تصریفی را تکواژ چندوجهی (portemanteau) می‌نامند، زیرا در آن واحد، به بیش از یک مفهوم دلالت می‌کنند، مانند شناسه در زبان فارسی که هم‌زمان به شخص و شمار دلالت می‌کند و نمی‌توان مشخص ساخت که کدام بخش تکواژ به شخص یا شمار مربوط می‌شود. تک‌واژشناسی تکواژگونه تک‌واژ آزاد تک‌واژ وابسته واج زبان‌شناسی
[ "نقش دستوری", "ابزار", "واج", "تکواژ آزاد", "تکواژ وابسته", "زبان‌شناسی", "مقولهٔ دستوری", "تک‌واژ آزاد", "فرهنگ لغت", "ویدا شقاقی", "تک‌واژشناسی", "تکواژگونه", "تک‌واژ وابسته", "زبان فارسی" ]
[ "تک‌واژشناسی", "واحدهای تک‌واژی" ]
905
سبک (هنرهای تجسمی)
0
35
0
[ "سبک نگارگری", "سبك‌هاي نگارگري", "سبك نگارگري", "سبک های نگارگری", "سبك هاي نگارگري", "سبک‌های نگارگری", "سبک‌ (هنرهای تجسمی)" ]
false
19
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
در نگارگری سبک‌های گوناگونی وجود دارد، از جمله: آبسکیور Obscure رئالیسم دریافتگری (امپرسیونیسم) هیجان‌نمایی (اکسپرسیونیسم) فرا انگاشت (ترانسپرسیونیسم) دوران‌گری حجم‌گری (کوبیسم) رومانتیسیسم راست‌خط‌کاری آینده‌گری مینیمالیسم نگارگری ایرانی هنر دیدگانی فوویسم کلاسیسیسم نئوکلاسیسیسم باروک جنبش‌های هنری گرافیک طراحی آرم پیکتوگرام هنرآرت دکو بیل بورد طراحی وب
[ "نگارگری", "آبسکیور", "واقع‌گرایی (هنر)", "دریافتگری", "امپرسیونیسم", "هیجان‌نمایی", "فرا انگاشت", "ترانسپرسیونیسم", "دوران‌گری", "حجم‌گری", "کوبیسم", "رومانتیسیسم", "راست‌خط‌کاری", "آینده‌گری", "مینیمالیسم", "نگارگری ایرانی", "هنر دیدگانی", "فوویسم", "کلاسیسیسم", "نئوکلاسیسیسم", "باروک", "جنبش هنری", "گرافیک", "طراحی آرم", "پیکتوگرام", "هنرآرت دکو", "بیل بورد", "طراحی وب" ]
[ "تاریخ هنر", "دیدگاه‌های زیبایی‌شناسی", "سبک", "نقاشی", "نظریه هنرهای تجسمی", "هنرهای تجسمی" ]
907
بیگ‌زاده
0
27
0
[ "بيگزاده", "بیگزاده", "بيگ زاده", "بیگ زاده" ]
false
6
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
بیگ‌زاده یا بگ زاده، نام یکی از ایل‌های کرد ایران پراکنده در شمال غرب ایران است که در منطقه ترگور یکی از سه دهستان واقع در سیلوانای شهرستان ارومیه در استان آذربایجان غربی کشور ایران است. حدود ۵ روستای واقع شده در منطقه ترگور معروف به منطقه بیگ‌زاده‌ها همگی کردنشین بوده و اغلب ساکنان آن کشاورز و دامدار هستند بیشترین محصولات کشاورزی منطقه بیگ‌زاده‌ها سیب است. بیگ‌زاده‌ها را همان‌طور که از اسمشان بر می‌آید را یکی از گروه‌های بزرگ و نجبای کرد دانسته‌اند و یکی از بزرگترین و ثروتمندترین طایفه‌های کردهای ایران واقع در ارومیه می‌باشد. به دلیل موقعیت جغرافیایی منطقه ترگور که بسیار سرد و کوهستانی می‌باشد افراد این طایفه خلق و خویی خشن و سرکش دارند. در زمان محمدرضا شاه پهلوی بیگ زاده‌ها به سر کردگی نوری بیگ بیگ زاده به صورت خود مختار در منطقه ترگور حکمرانی می‌کردند و به همین دلیل در تقسیم‌بندیهای ایلات زیر مجموعه هیچ ایلی قرار نگرفته و آن را به عنوان طایفه مستقل بیگ‌زاده شناسایی می‌کنند. نقش تاریخی: در اوایل دوره قاجار، بیگهای طوایف کرد حوالی ارومیه و دو سوی مرز ایران و عثمانی، برای عباس میرزا نایب‌السلطنه د ۲۴۹ق، در جنگ، سرباز سواره و پیاده تامین می‌کردند و از این‌رو، مورد حمایت او بودند. در ۳۲۱ش که آذربایجان در اشغال ارتش شوروی بود، برخی ایلات و عشایر، از جمله کردهای اطراف ارومیه، به تحریک روسها آشوب برپا کردند. در این میان، کردهای بیگ‌زاده نیز به سرکردگی نوری بیگ عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان در محال ترگور، واقع در منطقه غربی ارومیه، مشغول تاخت و تاز بودند. همچنین در شورش بارزانیها کردهای بیگ‌زاده از شورشیان حمایت میکردند و همواره در به هدف رساندن بارزانی‌ها عادل بیگ عباسی نژاد پسر نوری بیگ نقش تعیین کننده‌ای داشت.
[ "ایل‌های کرد ایران", "ترگور", "دهستان", "بخش سیلوانا", "شهرستان ارومیه", "استان آذربایجان غربی", "ایران", "محمدرضا شاه پهلوی", "ابراهیم یونسی" ]
[ "ایل‌های کرد ایران", "پراکنش کرد", "عشایر آذربایجان غربی", "عشایر ایران" ]
910
صنایع دستی
0
412
0
[ "صنايع دستي", "هنرهای صناعی", "صنايع ظريفه", "صنایع ظریفه", "هنرهاي صناعي", "هنرهای دستی" ]
false
392
{ "KeysAndValues": [], "Title": "" }
یک کارگاه-فروشگاه صنایع دستی در میدان نقش‌جهان 300px یک زن افغان بافنده گلیم در ایران؛ طرح گلیم بختیاری و شیوه بافت آن افغانستانی است. صنایع دستی یا کاردستی نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار ساده ساخته می‌شود. معمولا این کلمه به روش‌های سنتی ساختن کالاها اطلاق می‌گردد. استادکاری مخصوص هر یک از این موارد مهم‌ترین ملاک است. چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی یا مذهبی فوق‌العاده هستند. لوازمی که به صورت تولید انبوه یا با ماشین آلات مختلف ساخته می‌شوند جزء صنایع دستی نیستند. آنچه مقوله صنایع دستی را از هنر کاردستی متمایز می‌سازد، هدف از ساخته آنهاست. صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه، پوسیده و غیره شوند. مورد استفاده آن‌ها بیش از یک تزئین ساده‌است. صنایع دستی اغلب کارهای فرهنگی و رسومی‌تری تلقی می‌شوند زیرا به عنوان بخشی از ملزومات زندگی روزمره مطرح هستند. درحالی که هنر و کاردستی بیشتر یک فعالیت سرگرمی گونه و یک ارائه بی‌نقص از یک تکنیک خلاقیت است. از جنبه‌های عملی انواع مختلف صنایع دستی به دلیل شباهت مورد استفاده همپوشانی زیادی دارند. ۱۰ ژوئن روز جهانی صنایع دستی است. در ایران سازمان میراث فرهنگی متولی این بخش می‌باشد. صنایع دستی معروف ایرانی: گلیم، فرش، گبه، قلمزنی، شیشه‌گری، منبت کاری، مینا کاری، سفال، چوب صنایع دستی زندانیان صنایع دستی (هرمزگان) صنایع دستی شمال شرق ایران صنایع دستی اصفهان صنایع دستی استان مازندران صنایع دستی بختیاری‌ها صنایع دستی قزوین
[ "ابزار", "تولید انبوه", "هنر", "کاردستی", "سرگرمی", "گلیم", "صنایع دستی زندانیان", "صنایع دستی (هرمزگان)", "صنایع دستی شمال شرق ایران", "صنایع دستی اصفهان", "صنایع دستی استان مازندران", "صنایع دستی بختیاری‌ها", "صنایع دستی قزوین" ]
[ "هنر", "هنرها و مهارت‌ها", "هنرهای تزئینی" ]
911
شاهنشاهی ساسانی
6
4,847
0
[ "ساسانی", "دوره ساسانی", "ساسانيان", "ساساني", "دوران ساسانی", "شاهنشاهی ساسانیان", "سلسله ساسانی", "امپراتوری ساسانی", "امپراتوری پارس (ساسانیان)", "امپراتوری پارسی (ساسانیان)", "امپراتوری ساسانیان", "امپراتوری پارس ساسانی", "دوره ساسانیان", "امپراطوری ساسانی", "اکاسره", "امپراتوري ساساني", "امپراتوري ساسانيان", "امپراتوري پارس (ساسانيان)", "امپراتوري پارس ساساني", "امپراتوري پارسي (ساسانيان)", "امپراطوري ساساني", "اكاسره", "دودمان ساساني", "دوران ساساني", "دوره ساساني", "دورهٔ ساسانی", "دوره ساسانيان", "دورهٔ ساسانیان", "دورهٔ ساساني", "دورهٔ ساسانيان", "سلسله ساساني", "سلسلهٔ ساسانی", "سلسلهٔ ساساني", "شاهنشاهي ساساني", "شاهنشاهي ساسانيان", "ساسانیان", "پادشاهی ساسانی" ]
false
3,917
{ "KeysAndValues": [ { "Item1": "native_name", "Item2": "ایران‌شهرĒrānshahr" }, { "Item1": "conventional_long_name", "Item2": "شاهنشاهی ساسانی" }, { "Item1": "common_name", "Item2": "ایران" }, { "Item1": "continent", "Item2": "افرو-اورآسیا" }, { "Item1": "region", "Item2": "خاور نزدیک" }, { "Item1": "country", "Item2": "ایران" }, { "Item1": "era", "Item2": "[[دوران باستان متاخر]]" }, { "Item1": "government_type", "Item2": "[[پادشاهی (باستان)]]" }, { "Item1": "year_start", "Item2": "۲۲۴" }, { "Item1": "year_end", "Item2": "۶۵۱" }, { "Item1": "event_start", "Item2": "[[هرمزدگان]]" }, { "Item1": "date_start", "Item2": "۲۸ آوریل" }, { "Item1": "event1", "Item2": "[[بحرانی‌ترین نقطه جنگ‌های ایران و روم]]" }, { "Item1": "date_event1", "Item2": "۶۰۲–۶۲۸" }, { "Item1": "event2", "Item2": "جنگ داخلی" }, { "Item1": "date_event2", "Item2": "۶۲۸–۶۳۲" }, { "Item1": "event3", "Item2": "[[حمله اعراب]]" }, { "Item1": "date_event3", "Item2": "۶۳۳–۶۵۱" }, { "Item1": "event_end", "Item2": "[[فروپاشی شاهنشاهی]]" }, { "Item1": "p1", "Item2": "شاهنشاهی اشکانی" }, { "Item1": "flag_p1", "Item2": "Parthia 001ad.jpg" }, { "Item1": "p2", "Item2": "هندو-سکایی" }, { "Item1": "flag_p2", "Item2": "Indo-ScythiansMap.jpg" }, { "Item1": "p3", "Item2": "پادشاهی ایبری" }, { "Item1": "flag_p3", "Item2": "Georgian States Colchis and Iberia (600-150BC)-en.svg" }, { "Item1": "p4", "Item2": "شاهنشاهی کوشان" }, { "Item1": "flag_p4", "Item2": "Kushanmap.jpg" }, { "Item1": "p5", "Item2": "ارمنستان بزرگ" }, { "Item1": "flag_p5", "Item2": "Maps of the Armenian Empire of Tigranes.gif" }, { "Item1": "p6", "Item2": "لخمی‌ها" }, { "Item1": "flag_p6", "Item2": "LakhmidsVassal.png" }, { "Item1": "s1", "Item2": "خلافت راشدین" }, { "Item1": "flag_s1", "Item2": "black flag.svg" }, { "Item1": "s2", "Item2": "گاوباریان" }, { "Item1": "flag_s2", "Item2": "Tabaristan-EN.svg" }, { "Item1": "s3", "Item2": "مسموقان دماوند" }, { "Item1": "s4", "Item2": "باوندیان" }, { "Item1": "flag_s4", "Item2": "BavandDynastyIranian.png" }, { "Item1": "image_flag", "Item2": "Derafsh Kaviani flag of the late Sassanid Empire.svg" }, { "Item1": "flag_type", "Item2": "درفش کاویانی" }, { "Item1": "flag", "Item2": "درفش کاویانی" }, { "Item1": "image_coat", "Item2": "Senmurv.svg" }, { "Item1": "symbol_type", "Item2": "سیمرغ" }, { "Item1": "symbol", "Item2": "سیمرغ" }, { "Item1": "image_map", "Item2": "Sassanian Empire 621 A.D.jpg" }, { "Item1": "image_map_caption", "Item2": "شاهنشاهی ساسانی، در بالاترین گستره خود، حوالی ۶۲۰ میلادی، تحت شاهنشاهی [[خسرو پرویز]]" }, { "Item1": "capital", "Item2": "*[[استخر]] (۲۲۴–۲۲۶)\n* [[تیسفون]] (۲۲۶–۶۳۷)" }, { "Item1": "common_languages", "Item2": "[[پارسی]] (زبان رسمی) [[زبان آرامی]] (زبان میانجی) [[پارتی]][[یونانی]][[زبان‌های ناحیه‌ای]]" }, { "Item1": "religion", "Item2": "[[مزدیسنا]](<small>همچنین [[کیش بابلی]]، [[مسیحیت]]، [[آیین مانوی]]، [[یهودیت]]، [[مندائیان]]، [[پاگانیسم]]، [[مهرپرستی]]، [[هندوئیسم]]، [[آیین بودایی]]</small>)" }, { "Item1": "title_leader", "Item2": "[[شاهنشاه]]" }, { "Item1": "leader1", "Item2": "[[اردشیر]] <small>(نخستین)</small>" }, { "Item1": "year_leader1", "Item2": "۲۲۴–۲۴۱" }, { "Item1": "leader2", "Item2": "[[یزدگرد]] <small>(آخرین)</small>" }, { "Item1": "year_leader2", "Item2": "۶۳۲–۶۵۱" }, { "Item1": "stat_year1", "Item2": "۶۲۱" }, { "Item1": "stat_area1", "Item2": "۶۶۰۰۰۰۰" } ], "Title": "Former Country" }
طاق بستان، واقع در شهر کرمانشاه منسوب به ساسانیاندژ شاپورخواست، خرم‌آباد قلعه نظامی رودخان، واقع در استان گیلان منسوب به ساسانیان بلاد شاپور واقع در استان کهگلویه و بویراحمد - دوره ساسانیان. شاهنشاهی ساسانی یا ساسانیان (که ساکنینش به آن ایرانشهر می‌گفتند) آخرین شاهنشاهی ایرانی پیش از ظهور اسلام و حمله تازیان به ایران است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی (۴۲۷ سال) بر ایران فرمانروایی کردند؛ این شاهنشاهی یکپارچه را اردشیر بابکان با شکست اردوان چهارم، آخرین شاهنشاه اشکانی بنا کرد و ایران را مجددا پس از سقوط هخامنشیان برای نخستین بار یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی درآورد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته و در کنار امپراتوری روم-بیزانس، در طی دوره‌ای بالغ بر ۴۰۰ سال، ابرقدرت دنیای باستان محسوب می‌شدند. پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسپون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود. بر طبق افسانه‌ای، پرچم ایران در این دوره، درفش کاویانی بود. دوره ساسانی یکی از مهمترین، حساس‌ترین و تاثیرگذارترین دوره‌های تاریخ ایران شناخته می‌شود. شاهنشاهی ساسانی، آخرین شاهنشاهی ایرانی پیش از حمله اعراب به ایران و اسلام‌آوردن ایرانیان است. در دوره ساسانی، تمدن ایرانی از بسیاری جهات به نهایت شکوفایی و رونق خود رسید. ایران در دوره ساسانیان، تاثیر زیادی بر فرهنگ روم گذاشت. تاثیر ساسانیان تنها محدود به مرزهای ایران نبود، تاثیر آن‌ها به هند، چین، اروپای غربی و آفریقا هم می‌رسد. ساسانیان نقشی برجسته در شکل‌گیری هنر اروپایی و آسیایی در دوره‌های میانه داشتند. بخش عمده چیزی که امروزه به نام دوران طلایی اسلام در هنر، معماری، موسیقی و دیگر زمینه‌ها شناخته می‌شود، از ساسانیان به جهان اسلام منتقل شد. جامعه ساسانی به گونه طبقاتی اداره می‌شد. جامعه به چهار طبقه موبدان، جنگاوران، دبیران و پیشه‌وران تقسیم می‌شد. دین رسمی شاهنشاهی ساسانی، کیش زرتشتی بود و اوستا و زند منابع اصلی حقوقی و دینی حکومت ساسانی محسوب می‌شدند. دوره شاهنشاهی ساسانیان، در سال ۶۵۱، پس از کشته‌شدن یزدگرد سوم طی حمله اعراب به ایران، به پایان رسید و ایران تحت سلطه اعراب مسلمان درآمد. تاریخچه شکل‌گیری و تاریخ دوره آغازین (۲۰۵–۳۱۰) روایت‌های متناقضی از سقوط امپراتوری اشکانی و در پی آن خیزش شاهنشاهی ساسانی وجود دارد که جزئیات این دوره را در هاله‌ای از ابهام قرار داده‌است. شاهنشاهی ساسانی توسط اردشیر اول (اردشیر بابکان) در شهر استخر بنیان نهاده شد. پاپک در آغاز حکمران ناحیه‌ای بود که به آن «خیر» می‌گفتند. با این حال، در سال ۲۰۰ (بر طبق تورج دریایی ۲۰۵–۲۰۶)، او موفق به سرنگون کردن «گوچهر» از خاندان «بازرنگیان» شد. پاپک و بزرگ‌ترین پسرش شاپور، موفق شدند تا قدرت خود را به سرتاسر پارس گسترش دهند. به خاطر طبیعت گیج‌کننده منابع، رویدادهای بعدی ناواضح و گنگ است. با این وجود، با اطمینان می‌توان گفت که پس از مرگ پاپک، اردشیر که در آن هنگام حکمران دارابگرد بود، در نزاعی برای به قدرت رسیدن، وارد جنگی با برادر بزرگ‌ترش شاپور شد. منابع نشان می‌دهند که شاپور، که برای ملاقات کردن با برادرش رفته بود، بر اثر فروپاشی سقف بر سرش کشته شد. در سال ۲۰۸، اردشیر با خاموش کردن شورش‌هایی از طرف دیگر برادرهایش که اعدام شدند، خود را حکمران تمام پارس خواند. نمایشگاه تیسفون و هنر ساسانیان در موزه ملی آلمان در برلین. وقتی که اردشیر خود را شاهنشاه خواند، پایتخت خود را به بخش‌های جنوبی پارس منتقل کرد و شهر اردشیرخوره (سابقا گور، امروزه در فیروزآباد) را برپا کرد. این شهر که کوه‌های بلند از آن نگهداری می‌کردند و به آسانی از طریق گردنه‌های باریک قابل دفاع بود، تبدیل به مرکز قدرت‌گیری بیشتر اردشیر شد. این شهر توسط یک دیوار دایره‌ای‌شکل بلند احاطه شده بود که احتمالا از روی دیوار مشابهی در دارابگرد نمونه‌برداری شده بود و بر بخش شمالی آن یک کاخ بزرگ قرار داشت که بقایای آن هنوز هم پابرجاست. اردشیر پس از اینکه قدرت خود را در پارس پابرجا کرد، به سرعت قلمرو خود را گسترش داد، از شاهان محلی پارس خواست تا سوگند بخورند با او وفادار باشند و استان‌های مجاور خود از جمله کرمان، اصفهان، شوش و میشان را تحت کنترل خود درآورد. توجه اردوان پنجم، شاهنشاه اشکانی، خیلی زود معطوف به قدرت‌گیری اردشیر شد. او در ابتدا در سال ۲۲۴ به حکمران خوزستان دستور داده بود تا وارد جنگی علیه اردشیر شود، اما اردشیر در این جنگ پیروز شد. اردوان پنجم در دومین تلاش برای شکست دادن اردشیر، او را در جنگی در هرمزگان ملاقات کرد، که اردوان پنجم در این جنگ شکست خورد و کشته شد. پس از کشته شدن شاهنشاه اشکانی، اردشیر به استان‌های غربی حکومت حالا-سرنگون‌شده اشکانی هجوم برد و آن‌ها را تصاحب کرد. در آن هنگام دودمان اشکانی بین طرفداران اردوان پنجم و بلاش ششم تقسیم شده بود، که احتمالا اردشیر را قادر ساخت تا اقتدار خود در جنوب را با کمترین مداخله یا اصلا بدون مداخله اشکانیان، یکپارچه و مستحکم کند. جغرافیای استان فارس که از دیگر بخش‌های ایران جدا بود، به اردشیر یاری رساند. اردشیر که در سال ۲۲۴ میلادی در تیسپون به عنوان یگانه حکمران فارس تاجگذاری کرد، عنوان شاهنشاه یا «شاه شاهان» را برای خود برگزید (کتیبه‌ها از آذر-آناهید به عنوان Banebshenan banebshen یا شهبانوی شهبانوها ذکر به میان می‌آورند، اما پیوند او با اردشیر ثابت نشده‌است)، به امپراتوری اشکانی که ۴۰۰ ساله بود پایان داد و چهار قرن پادشاهی ساسانیان بر ایران آغاز گشت. در چند سال بعدی، شورشیان محلی گرداگرد امپراتوری سربرآوردند. با این وجود، اردشیر بابکان امپراتوری نوین خود را بیش از پیش به سمت شرق و شمال غربی گسترش داد، استان‌های سیستان، گرگان، خراسان، مرو (واقع در ترکمنستان امروزی)، بلخ و خوارزم را به تصاحب خود درآورد. او همچنین بحرین و موصل را هم به قلمرو ساسانی ضمیمه کرد. بعدها در سنگ‌نبشته‌های ساسانی ادعا شده‌است که شاهان کوشانی، تورانی و مکرانی سلطه‌پذیر اردشیر شده‌اند، هرچند که بر طبق شواهد سکه‌شناسی، به احتمال زیاد آن‌ها سلطه‌پذیر فرزند اردشیر، شاپور اول، پادشاه آینده شده‌اند. از سوی غرب، یورش‌هایی علیه هترا، ارمنستان، آدیابن، با موفقیت کمتری روبرو بود. در سال ۲۳۰، او تا ژرفای قلمروهای روم نیز پیش رفت که این حمله دو سال بعد در طی یک ضدحمله از طرف رومیان، بدون داشتن نتیجه قطعی پایان یافت، هرچند که امپراتور روم، الکساندر سوروس، در روم پیروزی خود را جشن گرفت. پس از مرگ سوروس در ۲۳۵، میان‌رودان، Dura، حران، نصیبین و در نهایت هاترا بدست ساسانیان افتاد. سپس اردشیر خودش را بازنشسته کرد و باقی عمرش را در پارس گذراند و پسرش جنگ‌های او را ادامه داد. پسر اردشیر بابکان، شاپور اول، که مدتی با پدرش به‌طور مشترک پادشاهی کرد، گسترش دادن شاهنشاهی ساسانیان را ادامه داد، باختر را تصاحب کرد و بخش غربی امپراتوری کوشان را هم به تصاحب خود درآورد، همچنین چندین لشگرکشی علیه امپراتوری روم را هم ترتیب داد. شاپور نخست در حمله به میان‌رودان روم، حران و نصیبین را تصاحب کرد، اما در سال ۲۴۳، سردار رومی Timesitheus، ایرانی‌ها را در نبرد راسائنا شکست داد و سرزمین‌های از دست رفته را پس گرفت. پیشروی‌های متعاقب امپراتور گردیان سوم (۲۳۸–۲۴۴) در پایین رود فرات در نبرد مسیخه شکست خورد (۲۴۴)، که منجر به قتل رسیدن گوردیان توسط نیروهای خودش شد و شاپور را قادر ساخت تا یک صلح‌نامه بسیار مقرون‌به‌صرفه‌تر را با امپراتور تازه، فیلیپ عرب منعقد کند، که به سبب آن او ۵۰۰،۰۰۰ دیناری غرامت دریافت کرد و خراجی را هم به صورت سالانه بر دوش رومی‌ها گذاشت. شاپور خیلی زود جنگ را از سر گرفت، رومی‌ها را در نبرد باربالیسوس شکست داد (۲۵۳) و سپس احتمالا انطاکیه را گرفت و تاراج کرد. نتیجه ضدحمله‌های رومی‌ها تحت امپراتوری والرین با مصیبت و فاجعه همراه بود که ارتش روم در ادسا محاصره و درهم شکسته شد و والرین توسط شاپور به اسارت گرفته شد و تا پایان عمرش زندانی شاپور باقی ماند. شاپور پیروزی خود را با کنده‌کاری کردن یک نقش برجسته شکوهمند در نقش رستم و بیشاپور جشن گرفت و همچنین در نزدیکی تخت جمشید هم یک سنگ‌نبشته یادبود به زبان‌های فارسی و یونانی حکاکی کرد. او از موفقیت خود برای پیشروی در آناتولی بهره برد (۲۶۰)، اما پس از شکست خوردن از رومی‌ها و هم‌پیمانان‌شان اذینه پالمیرایی، با آشفتگی عقب‌نشینی کرد و حرم‌سرای خود و تمامی قلمروهای رومی که اشغال کرده بود را از دست داد. مرزهای ایران و روم بر طبق موفقیت‌های نظامی یک طرف، دائما بین دجله و فرات در تغییر بود. رفت‌وآمد بین مرزها آزاد بود و بازرگانی و ازدواج و حتی جاسوسی را ممکن می‌ساخت. در این برهه از زمان، میان‌رودان در دست ایران بود، اما باید فکری به حال ارمنستان می‌شد که در مقابل اردشیر مقاوت کرده و دشمنش را شکست داده بود. ارمنستان همیشه یکی از نکات مورد اختلاف بین ساسانی‌ها و رومی‌ها بوده‌است. این منطقه برای هر دو مهم بوده، چرا که اهمیت استراتژیک و اقتصادی داشته و به عنوان سرزمین حایل بین ایران و روم بوده. از آنجا که یک شاخه از سلسله اشکانیان در ارمنستان حکومت می‌کردند و ساسانیان با اشکانیان دشمنی داشتند، برای شاپور مهم بود تا مشکل ارمنستان را حل و فصل کند. او ترتیب قتل خسرو را داد و شاهی وفادار به خودش، تیرداد را بر آنجا نشاند که از ۲۵۲–۲۶۲ فرمان‌روایی کرد. شاپور برنامه‌های آبادانی پرشماری داشت. او دستور به ساخت نخستین پل سدی در ایران را داد و شهرهای بسیاری را هم بنیان نهاد، که برخی از آن‌ها توسط مهاجرینی از قلمروهای روم اسکان داده شدند که از جمله این مهاجرین، مسیحیانی بودند که می‌توانستند تحت لوای شاهنشاهی ساسانی، آزادانه دین خورد را پرستش کنند. دو شهر، بیشاپور و نیشابور از روی او نامگذاری شده‌اند. او خصوصا کیش مانوی‌گری را مورد لطف خود قرار داد و از مانی (که یکی از کتاب‌هایش، شاپورگان را به او هدیه کرده) محافظت کرد و بسیاری از مبلغین مانوی‌گری را به خارج از مرزهای ایران به جهت تبلیغ دین خود فرستاد. او همچنین با یک خاخام بابلی به نام ساموئل دوستی برقرار کرد. این دوستی برای جامعه یهودیان پرسود بود و به آن‌ها مهلتی داد تا وضع قوانین طاقت‌فرسا علیه آن‌ها را به تعویق بیفتد. شاهان بعدی سیاست تحمل دینی شاپور را لغو کردند. بهرام اول تحت فشار مغ‌های زرتشتی و تاثیرگذاری‌های موبدموبدان، کرتیر، مانی را کشت و پیروان او را مورد آزار و اذیت قرار داد. بهرام دوم، همانند پدرش، تحت تاثیر خواسته‌های موبدان زرتشتی بود. در حیت پادشاهی او، پایتخت ساسانیان، تیسپون، مورد چپاول رومی‌ها، تحت امپراتوری کاروس قرار گرفت و بخش‌های عمده از ارمنستان، پس از نیم‌قرن استیلای ایرانیان بر آن، به دیوکلتیان واگذار شد. امپراتور Probus برای حمله به قلمرو ساسانیان طرح‌ریزی کرد، اما خودش مرد و Carus جنگ را شروع و به بین‌النهرین حمله کرد و تیسفون را محاصره کرد. در این زمان بهرام دوم در شرق بود. اما کاروس در بین‌النهرین درگذشت و امپراتور بعدی، دیوکلتیان، می‌بایست مشغول به حل مشکلات داخلی می‌شد و با بهرام دوم صلح کرد، که بر طبق آن ارمنستان بین دو کشور تقسیم شد و بخش غربی در دست تیرداد ماند و نرسه بخش بزرگ‌تر را گرفت (که از آن پس ارمنستان ایران نام گرفت). در ۲۹۳ بهرام دوم درگذشت و بهرام سوم که شاه سیستان بود بر تخت نشست، اما نرسه، برادر بهرام دوم، که در شرق بود، به میان‌رودان آمد و مورد استقبال جمعی از اشراف قرار گرفت و در نهایت شاه شد. نرسه، جانشین بهرام سوم (که مدت کوتاهی در سال ۲۹۳ فرمان راند)، جنگ دیگری را علیه رومی‌ها به راه انداخت. نرسه پس از موفقیت‌های اولیه علیه امپراتور گالریوس در رقه سوریه در فرات در سال ۲۹۶، محتمل شکست بزرگی شد. گالریوس نیروهای خود را احتمالا در بهار ۲۹۸، با دسته‌ای جمع‌آوری‌شده از زمین‌های اجاره‌ای دانوبی امپراتوری، تقویت کرد. نرسه از ارمنستان و میان‌رودان آن طرف‌تر نرفت، که به گالریوس اجازه داد تا در ۲۹۸ تعرضی را در شمال میان‌رودان از طریق ارمنستان انجام دهد. نرسه به ارمنستان عقب‌نشینی کرد تا با نیروهای گالریوس بجنگد، که عواملی به ضرر او بود، زمین‌های پر از پستی و بلندی ارمنستان به نفع پیاده‌نظام روم بود، اما نه به نفع سواره‌نظام ساسانی. کمک‌های محلی به گالریوس او را قادر ساختند تا بتواند نیروهای ایرانی را غافلگیر کند و در دو نبرد پیاپی، گالریوس بر نرسه پیروز شد. در حین دومین جنگ، نیروهای رومی کمپ نرسه، خزانه او، حرم‌سرای او و همسرش را محاصره کردند. گالریوس به سمت سرزمین ماد و آدیبانه پیشروی کرد و پیروزی‌های پیاپی‌ای به‌دست‌آورد، که مهم‌ترین آن‌ها در نزدیکی ارض روم بود، قبل از اول اکتبر ۲۹۸ امنیت را در نصیبین برقرار کرد. از دجله به طرف پایین رفت، تیسپون را گرفت. نرسه قبلا یک سفیر برای گالریوس فرستاده بود تا درخواست کند فرزندان و همسرانش را برگرداند. گفتگو برای صلح در بهار ۲۹۹ آغاز شد، که هم دیوکلتیان و هم گالریوس عهده‌دار آن شدند. شرایط صلح سنگین بودند: ایران قلمروهایی به روم تسلیم می‌کرد، به‌طوری‌که دجله مرز بین دو امپراتوری می‌شد. مفاد دیگری هم نوشته شده بود مبنی بر اینکه ارمنستان به روم برگردد و دژ Ziatha هم‌مرز آن باشد. ایبری قفقاز تحت یک گماشته رومی، به روم وفادار بماند، نصیبین که حالا تحت فرمان روم بود، تبدیل به تنها آب‌گذر برای تجارت بین ایران و روم شود، و روم که کنترل پنج ساتراپی بین دجله و ارمنستان را به دست می‌گرفت: Ingilene, Sophanene (Sophene), Arzanene (Aghdznik), کردوئنه، و Zabdicene (در نزدیکی حکاری در ترکیه امروزی). ساسانی‌ها پنج استان غربی دجله را واگذار کردند و موافقت کردند که در امورات ارمنستان و گرجستان مداخله نکنند. در پیامد این شکست، نرسه تخت را تسلیم کرد و یک سال بعد از دنیا رفت و تخت ساسانی را برای پسرش، هرمز دوم بر جای گذاشت. آشوب در سرتاسر کشور برپا گشت، و در هنگامی که هرمز شورش‌هایی را در سیستان و کوشان سرکوب می‌کرد، در کنترل اشراف‌زادگان ناتوان بود و در نهایت در سال ۳۰۹ توسط بادیه‌نشینان عرب در یک مسافرت شکارچی‌گری به قتل رسید. این شکست نفوذ ساسانیان در ایبری (گرجستان) را کم کرد، چرا که شاه گرجستان و اشراف در ۳۳۰ به مسیحیت گرویدند. این ضعف شاهنشاهی را می‌توان با افتادن واژه «انیران» از عناوین و سکه‌ها دید نخستین دوره شکوفایی (۳۰۹–۳۷۹) پس از مرگ هرمز، عرب‌ها از سوی شمال آغاز به ویران‌گری و به تاراج بردن شهرهای شرقی امپراتوری کردند، حتی به استان فارس هم حمله کردند که زادگاه شاهان ساسانی بود. در همین اوقات، اشرافیان ایرانی فرزند ارشد هرمز دوم را کشتند، دومین فرزند او را کور کردند و سومین را به زندان افکندند (که بعدها به قلمرو رومی‌ها پناهنده شد). تخت پادشاهی برای شاپور دوم رزرو شد. شاپور دوم فرزند هنوز-زاده۰نشده یکی از زن‌های هرمز دوم بود که «در رحم» مادر خود تاجگذاری کرد: تاج پادشاهی بر روی شکم مادرش گذارده شد. در حین جوانی او، مادرش و اشراف‌زادگان کشور را اداره می‌کردند. پیرو پا به سن گذاشتن شاپور دوم، او قدرت را به‌طور ظاهری در دست گرفت و خیلی زود ثابت کرد که یک حاکم فعال و کارا است. شاپور دوم در ابتدا ارتش کوچک اما منظم و کارآزموده خود را به طرف جنوب برای مبارزه با اعراب برد، که آن‌ها را شکست داد، امنیت را در نواحی جنوبی امپراتوری برقرار کرد. او همچنین دیواری برای جلوگیری از حمله اعراب ساخت (واری تازیگان) که به نظر می‌رسد نزدیک شهر حیره بوده‌است و بعدها به خورنق شاپور معروف گشت شاپور همچنین قبایلی از اعراب را در داخل مرزهای ایران اسکان داد. او سپس شروع به اولین لشگرکشی خود علیه روم در غرب کرد، که در آنجا نیروهای ایرانی یک سری جنگ‌ها را بردند، اما در تصاحب قلمرو ناتوان بودند، چرا که محاصره‌های مکرر شهر حساس و مرزی نصیبین با شکست مواجه می‌شد و روم در بازپس‌گیری شهرهای Singara و آمیدا که به دست ایرانی‌ها افتاده بودند هم موفق بود. نقشه شاهنشاهی ساسانی از ابتدا تا پایان این لشگرکشی‌ها با حملات ناگهانی قبایل بیابان‌گرد در مرزهای شرقی امپراتوری متوقف شدند، که فرارود را تهدید می‌کرد، ناحیه‌ای بسیار حیاتی از نظر استراتژیکی برای کنترل کردن جاده ابریشم. از این رو شاپور در شرق به طرف فرارود رفت تا با قبایل بیابان‌گرد شرقی روبرو شود، ولی فرماندهان محلی او توانستند یورش‌های گرفتارکننده‌ای را بر رومی‌ها وارد کنند. او قبایل آسیای مرکزی را در هم شکست، و آن ناحیه را به عنوان یک استان جدید به کشور ضمیمه کرد. او سپس سرزمینی را تصاحب کرد که امروزه به نام افغانستان شناخته می‌شود. به دنبال این پیروزی، گسترش فرهنگی هم نائل شد و هنر ساسانی در ترکستان نفوذ کرد، تا به چین هم رسید. شاپور در کنار پادشاه بیابان‌گردها، گرومبات، شروع به دومین لشگرکشی خود بر ضد رومی‌ها در ۳۵۹ کرد و خیلی زود موفق شد Singara و آمیدا را دوباره تصاحب کند. امپراتور روم ژولیان، در پاسخ، تا عمق قلمروهای ایران پیش رفت و نیروهای شاپور را در نبرد تیسپون شکست داد. با این حال او درگرفتن پایتخت ایران ناتوان بود، و وقتی که سعی می‌کرد تا به قلمروهای روم عقب‌نشینی کند، به قتل رسید. ژولیان ناوگان خود را نابود کرده بوت تا نیروهایش نتوانند از حمله دست بکشند، و در مقابل شاپور دوم سیاست زمین سوخته را در میان‌رودان در پیش گرفت که باعث گرسنگی نیروای روی شد. در ژوئن ۳۶۳ ایرانی‌ها که به فیل مجهز بودند رومی‌ها را شکست داده و ژولیان به سختی زخمی شد و درگذشت. جانشین او ژوویان، در ساحل رود شرقی دجله به دام افتاد، و مجبور شد تمام استان‌هایی که ایرانی‌ها در ۲۹۸ به روم واگذار کرده بودند را پس دهد، همین‌طور نصیبین و Singara هم به ایران واگذار کرد، تا در مقابل بتواند ارتشش را از ایران بیرون ببرد. سمت راست نقشه اوج قدرت ساسانیان و سمت چپ مرزهای سنتی ساسانیان. شاپور دوم یک سیاست دینی بی‌رحمانه را پی گرفت. در طی دوران پادشاهی او، جمع‌آوری اوستا، متون مقدس زرتشتی، به اتمام رسید، مرتدها و از دین برگشته‌ها مجازات شدند و مسیحیان هم مورد آزاد و اذیت قرار گرفتند. آزار و اذیت مسیحیان واکنشی بود به مسیحی‌سازی امپراتور روم توسط کنستانتین بزرگ. شاپور دوم، همانند شاپور اول، با یهودی‌ها با دوستی رفتار کرد، که در دوره او در آزادی نسبی زندگی می‌کردند و از امتیازات فراوانی هم برخوردار بودند (Raba را هم ببینید). در هنگام مرگ شاپور، امپراتوری ایران از همیشه قوی‌تر بود، با دشمنان شرقی در صلح و آرامش بود و ارمنستان هم تحت کنترل ایران قرار داشت. دوره میانی (۳۷۹–۴۹۸) اوج قدرت ساسانیان در زمان حمله خسرو پرویز به قسطنطنیه از مرگ شاپور دوم تا نخستین تاجگذاری قباد اول، یک دوره عمدتا همراه با صلح و آرامش بین ایران و روم برقرار بود (که در این هنگام به نام روم شرقی یا امپراتوری بیزانس شناخته می‌شد). تنها دو جنگ کوچک بین آن‌ها درگرفت که اولی طی سال‌های ۴۲۱ تا ۴۲۲ و دومی هم در سال ۴۴۰ بود. در تمام این دوره، سیاست دینی ساسانیان از یک پادشاه به پادشاه دیگر به‌طور قابل توجهی تغییر می‌کرد. باوجود یک سری حاکمان ضعیف، سیستم اداری که در دوران شاپور دوم مقرر شده بود، پابرجا باقی ماند و امپراتوری به شکل رضایت‌بخشی عمل می‌کرد. پس از اینکه شاپور دوم در سال ۳۷۹ از دنیا رفت، او یک امپراتوری قدرتمند را برای نابرادری خود اردشیر دوم (۳۷۹–۳۸۳ پسر بهرام کوشانی) و همین‌طور پسر خود شاپور سوم (۳۸۳–۳۸۸) برجا گذاشت، که هیچ‌کدام از آن‌ها استعداد نیای خود را نشان ندادند. اردشیر دوم که به عنوان نابرادری پادشاه رشد کرده بود، نتوانست جانشین خوبی برای برادر خود شود و شاپور سوم که یک شخصیت اندوهگین بود تا بتواند به چیزی برسد. بهرام چهارم (۳۸۸–۳۹۹) هرچند که مثل پدرش ناتوان نبود، نتوانست افتخار بزرگی برای شاهنشاهی کسب کند. در طی این دوره، ارمنستان طی یک موافقت‌نامه‌ای بین ایران و روم تقسیم شد. ساسانی‌ها حکمرانی خود بر ارمنستان بزرگ را بازیافتند و امپراتوری بیزانس یک بخش کوچک از ارمنستان غربی را در دست داشت. یزدگرد اول (۳۹۹–۴۲۱)، پسر بهرام چهارم، اغلب با کنستانتین اول، امپراتور روم مقایسه می‌شود. همانند او، هم به صورت فیزیکی و هم از نظر دیپلماسی قدرتمند بود. یزدگرد اول همانند همتای رومی خود، فرصت‌طلب بود. او مانند کنستانتین بزرگ، سیاست مصالحه دینی را در پیش گرفت و آزادی برای رشد اقلیت‌های مذهبی را فراهم کرد. آزار و اذیت مسیحیان را متوقف کرد و حتی اشراف و موبدان که به آزار آن‌ها می‌پرداختند را مجازات کرد. پادشاهی او یک دوره نسبتا صلح‌آمیز بود. او صلحی پابرجا با رومی‌ها برقرار کرد و حتی تئودئوس دوم (۴۰۸–۴۵۰) را هم تحت کفالت خود قبول کرد. او همچنین با یک شاهزاده یهودی ازدواج کرد که برای او پسری به نام نرسی به دنیا آورد. جانشین یزدگرد اول، پسر او، بهرام پنجم (۴۲۱–۴۳۸) معروف به بهرام گور بود، یکی از شناخته‌شده‌ترین شاهان ساسانی که قهرمان بسیاری از افسانه‌ها در ادبیات فارسی است. این افسانه‌ها حتی پس از نابودی شاهنشاهی ساسانی توسط اعراب هم پایدار ماندند. بهرام پنجم، که عمدتا با نام بهرام گور شناخته می‌شود، پس از مرگ ناگهانی یزدگرد اول (یا ترور او)، به رغم مخالفت‌های اشراف و با کمک المنذر، سلطان عربی حیره، تاج پادشاهی را تصاحب کرد. مادر بهرام پنجم شوشان‌دخت بود، دختر راس جالوت یهودی. در ۴۲۷، او در شرق با قبایل بیابان‌گرد هپتالیان مبارزه کرد و آن‌ها را درهم شکست و نفوذ خود را تا آسیای میانه گسترش داد که در آنجا تصویر او برای قرن‌ها بر روی سکه‌های بخارایی (در ازبکستان امروزی) نقش بسته بود. بهرام پنجم پادشاه دست‌نشانده ایران در ارمنستان را برکنار کرد و آنجا را به یکی از استان‌های ایران تبدیل کرد. بهرام پنجم در سنت و فرهنگ ایرانی یک سوگلی تمام‌عیار است، که داستان‌های زیادی از دلاوری‌ها و زیبایی او، از پیروزی‌های او بر رومی‌ها، مردمان ترک، هندی‌ها و آفریقایی‌ها و ماجراهای او در شکار و عشق روایت می‌شود. او همچنین بهرام گور هم خوانده می‌شود. واژه گور به معنای گور خر است که به دلیل علاقه او به شکار و به خصوص به شکار گور خر بر او نهاده شده‌است. او نماد شاهی در اوج دوران شکوفایی است. او تاج شاهی رادر رقابت با برادرش تصاحب کرد و با دشمنان خارجی هم مبارزه کرد، اما عمدتا خودش را با شکار و مهمانی‌های درباری با همسران و درباریان سرگرم نگه می‌داشت. او تجسم رونق و رفاه شاهانه بود. در این دوران، بهترین آثار از ادبیات ساسانی نوشته شدند، قطعات سرشناسی از موسیقی ساسانی تنظیم و ساخته شدند و ورزش‌های همانند چوگان تبدیل به سرگرمی شاهانه شدند، سنتی که تا به امروز هم در بسیاری از نظام‌های پادشاهی حفظ شده‌است. یزدگرد دوم (۴۳۸–۴۵۷) پسر بهرام گور، یک پادشاه متعادل بود، اما برخلاف یزدگرد اول، یک سیاست ظالمانه در برابر اقلیت‌های مذهبی در پیش گرفت، خصوصا برای مسیحیان. با این حال در سال ۴۵۱ در نبرد آوارایر، ارمنی‌های تابع شاهنشاهی تحت رهبری واردان مامیکونیان موفق شدند آزادی ارمنستان برای پرستش دین مسیحیت را برقرار کنند. که بعدها در ۴۸۴ پیمان‌نامه نورسک هم تایید شد. یزدگرد دوم در ابتدای سلطنتش ارتشی متشکل از ملیت‌های گوناگون از جمله متحدان هندی‌اش را جمع‌آوری کرد، و در سال ۴۴۱ به امپراتوری روم شرقی حمله کرد، اما خیلی زود پس از جنگی محدود، مجددا صلح و آرامش برقرار شد. او سپس در سال ۴۴۳ نیروهای خود را در نیشابور جمع کرد و یک لشگرکشی طولانی علیه کیداریان را ترتیب داد. در نهایت، پس از تعدادی جنگ، او کیداریان را شکست داد و در سال ۴۵۰ آن‌ها را به آنسوی رود آمودریا راند. در طی لشگرکشی یزدگرد دوم به غرب، به مسیحیانی که در لشکرش بودند مشکوک شد و آن‌ها را از حکومت و ارتش اخراج کرد. او سپس مسیحیان را مورد آزار و اذیت قرار داد و تا حد خیلی کمتری هم همین کار را در مقابل یهودیان انجام داد. به منظور دوباره زرتشتی‌سازی ارمنستان، او شورشی از طرف مسیحیان ارمنستان در ۴۵۱ در نبرد آوارایر را سرکوب کرد. با این حال، ارمنی‌ها، عمدتا مسیحی باقی ماندند. در سال‌های بعدی سلطنت او، او مجددا با کیداریان وارد نزاع شد تا اینکه در سال ۴۵۷ از دنیا رفت. هرمز سوم (۴۵۷–۴۵۹) فرزند جوان‌تر یزدگرد دوم، به تخت شاهنشاهی نشست. در طی دوران کوتاه شاهی او، او مرتبا با برادر بزرگتر خود پیروز اول جنگید، که پیروز ار حمایت اشراف‌زادگان هم برخوردار بود، و همین‌طور در باختر هم با هپتالیان جنگید. او در سال ۴۵۹ توسط برادرش پیروز کشته شد. در ابتدای قرن پنجم، هپتالیان (هون‌های سفید)، به همراه دیگر گروه‌های بیابان‌گرد به ایران حمله کردند. در ابتدا، بهرام پنجم و یزدگرد دوم شکست‌های قاطعانه‌ای بر آن‌ها وارد کردند و آن‌ها را به سوی شرق راندند. هون‌ها در انتهای قرن پنجم برگشتند و پیروز (۴۵۷–۴۸۴) را در سال ۴۸۳ شکست دادند. به دنبال این پیروزی، هون‌ها به مدت دو سال به بخش‌های شرقی ایران حمله می‌کردند و آنجا را مورد تاخت و تاز و تاراج قرار می‌دادند. آن‌ها تا چند سال پس از آن، خراج‌های سنگینی دریافت می‌کردند. این حملات بی‌ثباتی و هرج و مرج را برای شاهنشاهی به دنبال داشت. پیروز اول مجددا سعی کرد تا هپتالیان را بیرون براند، اما در راه هرات، او و ارتشش توسط هون‌ها در صحرا به دام افتادند. پیروز اول کشته شد و ارتش او معدوم شد. پس از این پیروزی، هپتالیان تا شهر هرات پیش رفتند، و امپراتوری را در هرج و مرج و بی‌نظمی قرار دادند. در نهایت، یک اشراف‌زاده ایرانی از خاندان کهن کارن، به نام زرمهر (یا سوخرا) تا حدودی نظم را برقرار کرد. او بلاش، یکی از برادران پیروز اول را شوراند تا به تخت پادشاهی بنشیند، هرچند که تهدید هون‌ها تا زمان سلطنت خسرو اول هم پابرجا ماند. بلاش (۴۸۴–۴۸۸) یک پادشاه ملایم و گشاده‌دست بود، او به مسیحیات امتیازاتی داد؛ با این حال، او کاری برای مقابله با دشمنان امپراتوری انجام نداد، خصوصا در قبال هون‌های سفید. بلاش، پس از چهار سال سلطنت، کور و برکنار شد (گفته می‌شود بزرگان کشور این کار را با او کردند)، و برادرزاده او قباد اول بر تخت نشست. قباد اول (۴۸۸–۵۳۱) پادشاهی نیرومند و اصلاح‌گر بود. قباد اول از فرقه‌ای که توسط مزدک، فرزند «بامداد» بنیان نهاده شده بود حمایت کرد. مزدک خواستار آن بود که ثروتمند باید ثروت و همسران خود را با فقرا تقسیم کند. نیت قباد ظاهرا این بود که با اتخاذ کردن آموزه‌های مزدک، نفوذ و تاثیر بزرگان و آریستوکراسی رو به رشد را در هم بشکند. این اصلاحات باعث شد تا او مخلوع و در «قلعه فراموشی» در شوش به زندان افکنده شود، و برادر کوچکتر او جاماسپ (زاماسپ) در سال ۴۹۶ به قدرت رسید. قباد اول، با این حال، در سال ۴۹۸ گریخت و پادشاه هون‌های سفید به او پناه داد. جاماسپ (۴۹۶–۴۹۸) پیرو برکناری قباد اول توسط اشراف، به تخت شاهنشاهی ساسانی نشست. جاماسپ شاهی خوب و مهربان بود، او مالیات‌ها را به منظور کمک به کشاورزان و فقرا کاهش داد. او همچنین به دین زرتشتی اصلی وفادار بود، همان چیزی که قباد اول با تغییر جهت و سرپیچی از آن باعث شده بود تخت و آزادی خود را در ازای آن از دست بدهد. پادشاهی او خیلی زود به اتمام رسید؛ قباد اول، به عنوان رهبر ارتش بزرگی که پادشاه هپتالیان به او داده بود، به پایتخت برگشت. جاماست از تخت سلطنت کناره‌گیری کرد و تخت را به برادرش داد. پس از روی کار آمدن مجدد قباد اول، هیچ ذکر دیگری از جاماسپ به میان نیامده است، اما باور رایج بر این است که برادرش با او رفتار مساعدی داشته‌است. دومین دوره شکوفایی (۴۹۸–۶۲۲) دوره دوم شکوفایی عصر ساسانی پس از دومین تاجگذاری قباد اول شروع می‌شود. قباد اول با پشتیبانی هپتالیان، یک لشگرکشی علیه رومی‌ها آغاز کرد. در سال ۵۰۲، او ارزروم در ارمنستان را گرفت، اما خیلی زود آن را از دست داد. در سال ۵۰۳، امیدا در دجله را گرفت. در سال ۵۰۴، هون‌های غربی از طرف قفقاز به طرف ارمنستان هجوم بردند که نتیجه آن یک آتش‌بس موقت شد، آمیدا مجددا تحت کنترل روم درآمد و معاهده صلح هم در سال ۵۰۶ درگرفت. قباد در سال ۵۲۱/۵۲ کنترل لازستان را از دست داد، که حکمرانان آن از آن پس به رومی‌ها وفادار بودند؛ در سال ۵۲۴/۵۲۵ تلاش مشابهی هم از طرف ایبریایی‌ها درگرفت که باعث درگرفتن جنگی بین ایران و روم شد. در سال ۵۲۷، رومی‌ها نصیبین را مورد تاخت و تاز قرار دادند که دفع شد و تلاش‌های رومی‌ها برای تقویت کردن مواضع خود در نزدیکی مرز دو کشور هم خنثی شد. در سال ۵۳۰، قباد لشکری تحت فرماندهی پیروز مهرانی را برای حمله به دارا، شهر مرزی مهم رومی ارسال کرد. این ارتش به مصاف سردار رومی، بلیساریوس رفت، و هرچند از نظر تعداد بیشتر بودند، در جنگ دارا شکست خورد. در همان سال، ارتش دومی از ایران تحت کنترل مهر-مهرو در Satala توسط نیروهای رومی تحت کنترل Sittas و Dorotheus شکست خورد، اما در سال ۵۳۱، ارتشی از ایران که دسته‌ای از لخمی‌ها به فرماندهی المنذر سوم هم آن را همراهی می‌کردند، بلیساریوس را در نبرد کالینیکوم شکست دادند، و در سال ۵۳۲، معاهده صلح ابدی منعقد شد. هر چند که قباد نمی‌توانست خودش را از زیر یوغ هپتالیان خلاص کند، موفق شد نظم را در مرزهای داخلی برقرار کند و در برابر روم شرقی نیز به‌طور کلی با موفقیت جنگید. چندین شهر را هم به وجود آورد که برخی از آن‌ها نام خود را از روی نام قباد گرفته‌اند، و همین‌طور قباد شروع به سامان دادن به مالیات‌ها و اداره داخلی کشور کرد. پس از قباد اول، فرزند او، خسرو اول، که به او «خسرو انوشیروان» یا «انوشه‌روان» (به معنی دارنده روح جاویدان) هم می‌گویند، بر ایران فرمان راند (۵۳۱–۵۷۹). او مشهورترین و نامدارترین شاه ساسانی است. خسرو اول برای اصلاحاتش در بدنه حکومتی سالخورده ساسانیان شهرت دارد. او یک سیستم معقول برای مالیات‌گیری معرفی کرد که بر طبق بررسی مالکان زمین‌دار بود، که از دوره پدرش شروع شده بود. او سعی کرد از هر جهت رفاه و درآمد شاهنشاهی‌اش را بهبود دهد. اربابان فئودالی سابق، تجهیزات نظامی، پیروان، و ملازمان خودشان را به میدان می‌آوردند. خسرو اول یک نیروی جدید از دهکان‌ها (دهقان‌ها) درست کرد، که توسط دولت مرکزی و اشراف‌زادگان تجهیز می‌شد و حقوق آن پرداخت می‌شد، این کار باعث شد تا ارتش و اشراف بیشتر به دولت مرکزی نزدیک شوند تا به اربابان محلی. امپراتور ژوستینین یکم (۵۲۷–۵۶۵) به خسرو ۴۴۰،۰۰۰ قطعه طلا پرداخت کرد که بخشی از همان معاهده صلح ابدی سال ۵۳۲ بود. در سال ۵۴۰، خسرو معاهده را شکست و به سوریه حمله کرد، انطاکیه را تاراج کرد و مبالغ بزرگی پول از چند شهر اخاذی کرد. موفقیت‌های دیگری هم برای او پدید آمد: در سال ۵۴۱ لازستان از ایران شکست خورد، و در سال ۵۴۲ یکی از یورش‌های رومی‌ها به ارمنستان در Anglon با شکست همراه شد. در همان سال، بر طبق درخواست شاه لازستان، خسرو به لازستان وارد شد، قلعه اصلی بیزانسی‌ها در پترا را تصرف کرد و باقی کشور را هم تحت‌الحمایه خود کرد، که جنگ لازی از همین‌جا شروع شد. یک آتش‌بس موقت پنج ساله که در سال ۵۴۵ منعقد شده بود در سال ۵۴۷ شکسته شد، آنگاه که لازستان مجددا جانب خود را تغییر داد و در نهایت با کمک بیزانسی‌ها گاریسون ایرانی خود را بیرون کرد؛ جنگ ادامه یافت اما محدود به لازستان ماند، در نهایت با بسته شدن معاهده صلحی در سال ۵۶۲، لازستان همچنان در دست رومی‌ها باقی ماند. در سال ۵۶۵ ژوستینین یکم درگذشت و ژوستین دوم (۵۶۵–۵۷۸) جانشین او شد، که تصمیم گرفت تا کمک‌های مالی به سردمداران عرب را متوقف کند تا آن‌ها را از تاخت و تاز به ممالک روم در سوریه بازدارد. یک سال قبل از آن، فرماندار ساسانی ارمنستان، چهر-ویشنسپ از خاندان سورن، یک معبد آتش در دوین در نزدیکی ایروان امروزی بنیان نهاد، و یکی از اعضای بانفوذ خانواده مامیکونیان را اعدام کرد، که این اعدام موجب یک شورش شد که در اثنای آن فرماندار ایرانی و پاسداران او در سال ۵۷۱ کشته شدند، و شورشیان هم به ایبری گریختند. ژوستین دوم از شورش ارمنی‌ها استفاده کرد و وجه پرداختی سالانه خود به خسرو انوشیروان را برای دفاع از معبرهای قفقاز متوقف کرد. ارمنی‌ها به عنوان متحدین مورد استقبال قرار گرفتند، و ارتشی هم به قلمرو ساسانی ارسال شد که نصیبین را در سال ۵۷۳ محاصره کرد. با این حال، اختلاف و عدم توافق در بین سرداران بیزانسی نه تنها باعث ناکام ماندن محاصره شد، بلکه باعث شد خود آن‌ها هم در شهر قلعه دارا محاصره شوند، که این شهر توسط ایرانی‌ها گرفته شد و سپس آن‌ها سوریه را نابود کردند، که باعث شد ژوستین دوم قبول کند که مبلغی به صورت سالانه در عوض یک آتش‌بس پنج‌ساله در جبهه میان‌رودان به ایران بدهد، هرچند که جنگ در نواحی دیگر همچنان ادامه یافت. در سال ۵۷۶، خسرو انوشیروان آخرین لشگرکشی خود را انجام داد، یورشی به آناتولی که باعث به تاراج بردن سیواس و ملطیه شد، اما با مصیبت و فاجعه پایان یافت: ایرانی‌ها که در بیرون از ملطیه شکست خوردند، در حین عبور از فرات در زیر حملات بیزانسی‌ها، تلفات سنگینی دادند. بیزانسی‌ها با استفاده از نابسامانی تا عمق قلمروهای خسرو انوشیروان پیشروی کردند، حتی نیروهای آب‌خاکی را در آنسوی دریای خزر هم تدارک دیدند. خسرو به دنبال عقد قرارداد صلح افتاد، اما پس از یک پیروزی در سال ۵۷۷ در ارمنستان توسط سردارش تهم‌خسرو، تصمیم گرفت تا جنگ را ادامه دهد، و به این ترتیب جنگ در میان‌رودان ادامه یافت. شورش ارمنی‌ها با عفو عمومی پایان یافت، که باعث شد ارمنستان به امپراتوری ساسانی برگردد. در سال ۵۷۰، Ma d-Karib، برادر ناتنی شاه یمن، از خسرو درخواست پادرمیانی کرد. خسرو یک ناوگان و یک ارتش کوچک تحت فرماندهی وهریز به منطقه‌ای در نزدیکی عدن امروزی فرستاد، و آن‌ها به طرف پایتخت Sanal راهپیمایی کردند، که به تصاحب آن‌ها درآمد. صیف پسر Mard-Karib که در یورش هم شرکت کرده بود، در مدت زمانی میان دوره ۵۷۵ و ۵۷۷ شاه شد. در نتیجه، ساسانیان قادر بودند تا مقری را در عربستان جنوبی برپا کنند تا بتوانند تجارت دریایی با شرق را اداره کنند. بعدها، عربستان جنوبی از اطلاعت از ساسانیان چشم‌پوشی کرد و یک لشگرکشی دیگر در سال ۵۹۸ از طرف ایران اتفاق افتاد که با موفقیت عربستان جنوبی را به عنوان یک استان جدید به شاهنشاهی ساسانی ضمیمه کرد، که تا دوران اغتشاش پس از خسروپرویز پابرجا بود. شاهنشاهی خسرو انوشیروان شاهد خیزش دهقانان (اربابان روستایی) بود، اشراف زمین‌دار خرده‌پا که بعدها ستون فقرات اداری استانی ساسانیان و سیستم جمع‌آوری مالیات آنان را تشکیل دادند. خسرو اول، آبادگری بزرگ بود، پایتخت خود را بهسازی و آذین کرد، شهرهای جدیدی بنیان نهاد، و ساختمان‌های جدیدی ساخت. او کانال‌ها را بازسازی کرد و زمین‌هایی که در جنگ‌ها نابود شده بودند را مجددا آباد کرد. دژهای مستحکمی در گردنه‌ها و معبرها ساخت و قبایلی مطیع را در شهرهای مرزی که به دقت انتخاب شده بودند، اسکان داد تا پاسدار آن‌ها از هجوم بیگانگان باشند. او نسبت به همه ادیان مصالحه داشت، هرچند که او آیین زرتشتی را آیین رسمی دولت ساخته بود و وقتی هم که یکی از فرزندانش مسیحی شد، به خود نگرفت. پس از انوشیروان، هرمز چهارم (۵۷۹–۵۹۰) بر تخت نشست. جنگ با بیزانس همچنان شدیدتر می‌شد، اما فاقد نتیجه قطعی بود، تا اینکه هرمز، سردار خود بهرام چوبین را برکنار و تحقیر کرد، که باعث شورش او در سال ۵۸۹ شد. سال بعد، هرمز توسط یک کودتای کاخی سرنگون شد و پسرش خسرو دوم (خسروپرویز، شاهنشاهی از ۵۹۰ تا ۶۲۸) بر تخت نشست. با این حال، این تغییر در تخت شاهی بهرام چوبین را آرام نکرد، او با خسرو جنگ کرد و او را شکست داد. خسرو مجبور شد تا به قلمرو بیزانس بگریزد، و بهرام چوبین تخت شاهنشاهی ساسانی را قصب کرد. خسرو از امپراتور روم موریس (۵۸۲–۶۰۲) درخواست کمک در برابر بهرام را کرد، به او پیشنهاد واگذار کردن قفقاز غربی به بیزانس را داد. برای تقویت کردن این وفاداری، خسرو با دختر موریس، مریم ازدواج کرد. ارتش جدید ایرانی-بیزانسی تحت فرمان خسرو و سرداران بیزانسی، نرسه و John Mystacon، علیه بهرام شورش کرد، او را در سال ۵۹۱ در جنگ Blarathon شکست داد. وقتی که خسرو به دنبال این پیروزی مجددا بر تخت نشست، به قول خود وفا کرد و کنترل ارمنستان غربی و ایبری قفقاز را به بیزانس داد. موافقت‌نامه صحل جدید به دو امپراتوری اجازه داد تا نظامی‌گری خود را در جای‌های دیگری دنبال کنند. خسرو قلمرو امپراتوری ساسانی را در مرزهای شرقی گسترش داد و موریس هم کنترل بیزانس بر روی بالکان را پس گرفت. در سال ۶۰۲، موریس توسط فوکاس (۶۰۲–۶۱۰) سرنگون و کشته شد. خسرو به خونخواهی ناجی خود برخاست و قتل او را بهانه کرد و یک حمله جدید علیه بیزانس ترتیب داد. در همان دوران یک جنگ داخلی در امپراتوری بیزانس درگرفته بود که به کمک خسرو شتافت و خسرو با مقاومت اندکی روبرو شد. سرداران خسرو به شکل سامان‌مندی شهرهای مرزی بسیار تقویت‌شده بیزانسی، میان‌رودان و ارمنستان را مغلوب کردند، تخم یک تهاجم بی‌سابقه را ریختند. ایرانی‌ها در سال ۶۱۱ سوریه را اشغال کردند و انطاکیه را گرفتند. در سال ۶۱۳، در خارج از انطاکیه، سرداران ایرانی، شهربراز و شاهین بهمن‌زادگان، یک ضدحمله سترگ که توسط شخص هراکلیوس، امپراتور روم رهبری می‌شد را شکست دادند. پس از آن، پیشروی ایرانی‌ها بی‌وقفه ادامه یافت. اورشلیم در سال ۶۱۴ سقوط کرد و صلیب راستین به دست ایرانی‌ها افتاد، شیئی که از نظر رومی‌های مسیحی، مقدس‌تر از آن در دنیا وجود نداشت. اسکندریه در سال ۶۱۹ سقوط کرد، و باقی‌مانده مصر هم در سال ۶۲۱ به دست ساسانیان افتاد. رویای ساسانیان مبنی بر بازگرداندن مرزهای ایران به دوران هخامنشیان تقریبا برآورده شده بود، در حالیکه امپراتوری بیزانس در آستانه فروپاشی بود. این اوج گسترش قلمرو ایران همراه بود با شکوفایی تمدن ایرانی در زمینه هنر ایرانی، موسیقی ایرانی و معماری ایرانی. زوال و فروپاشی (۶۲۲–۶۵۱) لشگرکشی‌های خسرو پرویز هرچند که در وهله اول موفق به نظر می‌رسیدند، در واقع باعث فرسوده‌شدن ارتش ایران و تهی شدن خزانه و گنجینه ایران شدند. خسروپرویز در تلاشی برای بازسازی خزینه ملی، مالیات‌ها را بالا برد. در نتیجه، هراکلیوس (۶۱۰–۶۴۱) فرصت غنیمت شمرده و تمامی منابع باقی‌مانده امپراتوری خراب و ویران‌شده خود را جمع کرد، ارتشش را سازماندهی کرد و یک ضدحمله چشمگیر را تدارک دید. در بین سال‌های ۶۲۲ تا ۶۲۷، او در آناتولی و قفقاز علیه ایرانی‌ها لشگرکشی کرد، در یک رشته از جنگ‌ها در برابر ایرانی‌ها که تحت فرماندهی خسرو، شهربراز، شاهین و شهرپلاکان بودند، به پیروزی رسید، معبد بزرگ زرتشتیان در گنزک را به تاراج برد و با خزرها و خاقانات غربی ترک هم هم‌پیمان شد. در سال ۶۲۶، قسقنطنیه، تحت محاصره نیروهای متحد ایرانی، اسلاوها و آوارها درآمد. ساسانی‌ها تحت فرماندهی شهربراز به شهر سمت شرقی تنگه بسفر حمله کردند، و آوارها و اسلاوها هم از سمت غربی حمله کردند، اما ناوگان بیزانس، از تمامی تلاش‌ها برای فری کردن ایرانی‌ها (که در جنگ‌های محاصره‌ای استاد بودند) به آن سوی تنگه برای کمک به آوارها و اسلاوها جلوگیری کرد و در نهایت محاصره با شکست پایان یافت و امپراتوری روم از فروپاشی نجات یافت. در سال ۶۲۷–۶۸، هراکلیوس یک لشگرکشی زمستانی به میان‌رودان انجام داد و با وجود عزیمت کردن هم‌پیمانان خزر خود، ارتش ایران تحت رهبری راهزاد را در نبرد نینوا شکست داد. سپس به طرف پایین دجله راهپیمایی کرد، آنجا را ویران کرد و کاخ خسرو در دستگرد را تاراج کرد. با تخریب کردن پلی بر کانال نهروان به او اجازه حمله به تیسپون داده نشد، او پیش از صرف نظر کردن از رود سیروان در شمال غربی ایران، تاخت و تازهای دیگری هم انجام داد. تاثیر پیروزی‌های هراکلیوس، ویران شدن ثروتمندترین قلمروهای ساسانیان، و تخریب شرمسارانه اهداف مهم و جالب توجه مثل گنزک و دستگرد، به طرز چشمگیری به شرافت خسرو و پشتیبانی اشراف ایرانی از او آسیب زد. در اوایل سال ۶۲۸، خسرو توسط فرزندش قباد دوم (۶۲۸) (یا شیرویه) سرنگون و کشته شد. قباد دوم بلافاصله پایان جنگ را با پس دادن تمامی قلمروهای گرفته شده از روم، اعلام کرد. در سال ۶۲۹، هراکلیوس چلیپای راستین را با برگذاری یک آیین شکوهمندانه به اورشلیم برگرداند. قباد در عرض چند ماه درگذشت، به دنبال آن جنگ داخلی و هرج و مرج ایران را فرا گرفت. در طی یک دوره چهارساله و جلوس کردن پنج پادشاه پیاپی، از جمله دو دختر خسرو دوم و سپهبد شهربراز، شاهنشاهی ساسانی به طرز قابل توجهی ضعیف شد. قدرت دولت مرکزی به سردارهای ارتش واگذار شد. چندین سال طول می‌کشید تا یک پادشاه قدرتمند از دل یکسری کودتاها سربرآورد، و ساسانیان هیچگاه مجال این را نیافتند که کاملا نیروی خود را بازیابند. در بهار ۶۳۲، یزدگرد سوم، یکی از نوه‌های خسرو نخست، که مخفیانه در استخر زندگی می‌کرد، به تخت شاهنشاهی نشست. در همان سال، نخستین قبیله‌های مهاجم عرب، که حالا تحت پرچم اسلام با هم متحد شده بودند، به قلمروهای ساسانی رسیدند. بر طبق گفته Howard-Johnston، سال‌ها جنگ و خون‌ریزی هم ایرانی‌ها و هم بیزانسی‌ها را ضعیف و فرسوده کرده بود. ساسانیان علاوه بر آن بر اثر زوال اقتصادی، مالیات‌ستانی سنگین از مردم، آشوب دینی، طبقه‌بندی اجتماعی سخت‌گیرانه، قدرت‌گیری فزاینده زمین‌داران ایالتی، و سرنگونی پی‌درپی شاهان، حتی ضعیف‌تر از پیش شدند، که باعث تسهیل شدن تسخیر ایران توسط اعراب شد. ساسانیان هرگز یک مقاوت تاثیرگذار علیه فشاری که ارتش‌های اولیه اعراب ایجاد کرده بودند، از خود نشان ندادند. یزدگرد که یک پسربچه بود و کاملا تخت لوای مشاورین قرار داشت و توانایی این را نداشت که یک کشور پهناور که به پادشاهی‌های فئودالی کوچک تجزیه شده بود را متحد کند، با وجود این حقیقت که بیزانسی‌ها که تحت فشارهای مشابه از سوی اعراب بودند، دیگر تهدیدی محسوب نمی‌شدند. فرمانده، خلیفه ابوبکر، خالد ابن ولید، عراق را در طی چندین جنگ برق‌آسا تسخیر کرد. او که در سال ۶۳۴ به جبهه سوریه برای جنگ علیه بیزانسی‌ها رفته بود، جانشینش او را به هنگام نیاز یاری نکرد و مسلمانان در جنگ پل در سال ۶۳۴ شکست خوردند، که با پیروزی ساسانیان به پایان رسید. با این حال، تهدید اعراب متوقف نشد و کمی بعد ارتش‌های منضبط خالد بن ولید مجددا سربرآوردند. خالد بن ولید یکی از صحابه‌های محمد، پیامبر اسلام و فرمانده ارتش اعراب بود. در سال ۶۳۷، یکی از ارتش‌های مسلمانان تحت فرماندهی خلیفه عمر بن خطاب یکی از ارتش‌های بزرگ ایرانیان تحت فرماندهی سرلشکر رستم فرخزاد را در دشت‌های القادسیه شکست داد و به سوی تیسپون پیشروی کرد، خود تیسپون پس از یک محاصره طولانی‌مدت سقوط کرد و به دست اعراب افتاد. یزدگرد از تیسپون به طرف شرق رفت، و عمده گنجینه‌های بزرگ شاهنشاهی خود را در تیسپون جا گذاشت. اعراب تیسپون را کمی بعد تسخیر کردند، یک منبع مالی بزرگ به چنگ آوردند و ارتش ساسانی را بی‌پول گذاشتند. تعدادی از فرمانروایان ساسانی سعی کردند نیروهایشان را ترکیب کنند تا مانع از پیشرفت مهاجمین عرب شوند، اما این تلاش‌ها بدون وجود یک نیروی مرکزی تاثیرگذار نبود، و فرمانروایان در جنگ نهاوند شکست خوردند. شاهنشاهی ساسانی، که دیگر ساختار نظامی نداشت، نیروهای مالیات‌ستانی غیراشرافی‌اش لت و پار شده بودند، منابع مالی‌اش نابود شده بودند و طبقه آزاتان آن به تدریج نابود شده بود، حالا تماما در برابر مهاجمین عاجز و درمانده بود. یزدگرد بلافاصله پس از شنیدن خبر شکست ایرانی‌ها در جنگ نهاوند، به همراه فرخزاد و تعدادی از اشراف ایرانی باز هم به سوی استان شرقی خراسان پیشروی کرد. طبق روایت بلاذری یزدگرد در گناباد مورد استقبال فرستاده مرزبان مرو (نیزک طرخان) قرار گرفت و مدتی نزد شاه بود اما به دلیل طلب خواستگاری از دختر یزدگرد برای مرزبان مرو، شاه خشمگین شد و گفت ما شاه شاهان باشیم و یک نوکر ما از دختر ما خواستگاری نماید؟! در نتیجه نیزک طرخان با یزدگرد به جنگ برخاست، نیزک طرخان فوجی را به گرفتن یزدگرد به گناباد (قلعه زیبد) فرستاد و در آنجا جنگی درگرفت و در نتیجه یزدگرد و افرادش شکست خورده و کشته شدند. برخی از اشراف ایرانی هم در آسیای مرکزی سکونت گزیدند که به طرز قابل توجهی به گسترش فرهنگ و زبان ایرانی در آن نواحی و همچنین به پابرجاسازی نخستین سلسله ایرانی اسلامی، سلسله سامانیان، کمک کردند، که به دنبال زنده کردن سنت‌های ساسانی بود. سقوط غیرمنتظره شاهنشاهی ساسانی در یک دوره پنج‌ساله به اتمام رسید و بیشتر قلمروهای آن ضمیمه خلافت اسلامی شدند، با این حال، بیشتر شهرهای ایرانی در برابر مهاجمین مسلمان مقاومت کردند و چندین بار در برابر آن‌ها جنگیدند. خلفای مسلمان مکررا شورش‌ها در شهرهی همدان، اصفهان و ری سرکوب می‌کردند. مردم ایران در ابتدا برای گرویدن به اسلام، به‌طور اندکی تحت فشار قرار داشتند، تحت لوای قانون ذمی در دولت اسلامی و پرداخت جزیه به دین خود باقی ماندند. جزیه در عمل جایگزین مالیات‌های سرانه‌ای شد که ساسانیان می‌گرفتند. به علاوه، «مالیات زمین» کهن ساسانیان (که در عربی به آن Kharaj می‌گویند) هم اتخاذ شد. گفته می‌شود خلیفه عمر گهگاه هیئتی تشکیل می‌داد تا مالیات‌ها بررسی شوند، تا داوری کند که آیا آن‌ها از مبلغی که زمین می‌توانست بهره دهد بیشتر هستند یا نه. گرویدن مردم ایران به اسلام به تدریج صورت گرفت، خصوصا با تلاش‌های نخبگان ایرانی برای بدست آوردن جایگاه ناموری تحت خلفای عباسی شدت یافت. آخرین سکونت گاه یزدگرد سوم نمای بیرونی قلعه ساسانی Castle of zibad from the top of shahneshin castle of the last shelter of yazdgerd3 ساسانیان اولین سلسله‌ای در ایران هستند که ایده «ایرانشهر» را به عنوان یک ایده سیاسی و هویت فرهنگی ایرانیان برپا می‌کنند. مهمترین میراث ساسانیان این است که مردم ایران اکنون ۱۸۰۰ سال است با این ایده زندگی می‌کنند. به گفته تورج دریایی، «ما مردم ایران پیدایش این ایده را مدیون ساسانیان هستیم». نوادگان باور بر این است که خاندان‌ها و رهبران مذهبی زیر از نوادگان شاهان ساسانی بودند. سلسله گاوبارگان (۶۴۲–۷۶۰) نوادگان زاماسپ پادوسپانیان (۶۶۵–۱۵۹۸) در مازندران، از نوادگان زاماسپ شروان‌شاهان (۱۱۰۰–۱۳۸۲) از شاخه هرمز چهارم بنو منجم (قرن نهم و دهم میلادی) نوادگان مهر گشنسپ، شاهزاده ساسانی خانواده کامکاریان (قرن نهم و دهم میلادی) خانواده‌ای دهقان از نوادگان یزدگرد سوم آل میکال (قرن ۹ تا ۱۱ میلادی) فرهنگ سیاسی نخستین شاهان ساسانی، خود را از تبار ایزدان می‌خواندند. در کتیبه‌ها و سکه‌هایشان، از دوران اردشیر بابکان تا قرن چهارم میلادی، این نکته را می‌توان فهمید. شاهان ساسانی از زمان اردشیر دوم (حکومت: ۳۷۹–۳۸۳ میلادی)، القاب دیگری برای خود برگزیدند که دیگر نشانی از پیوند آنان با خدایان نداشت. در پایان قرن چهارم میلادی، شاهان خود را فقط مزداپرست/مزدیسن (mzdysn) و شاهان شاه (MLKn MLK) می‌خواندند و نوشته‌های روی سکه‌هایشان، به علت نامعلومی، مختصرتر شد. همینکه دستگاه دینی زرتشتی در دوره ساسانیان سازمان‌دهی شد، قدرت سیاسی نشان داد و وزنه سنگین خود را در امور امپراتوری را محسوس ساخت. اعدام مانی به تحریک کرتیر در دوران بهرام دوم، نشانگر وابستگی حکومت به دستگاه دینی است. تعقیب و آزار منظم زندیکان، یعنی تجدیدنظر طلب‌ها (از جمله مانویان) و به ستوه آوردن مکرر یهودیان، بوداییان و مسیحیان گواه مساعی مستمر دستگاه دینی برای ادامه تسلط خود بر مردم است. با وجودی که دستگاه دینی و دولت ساسانی در ضروریات آشکار با یکدیگر متحد بودند، با اینهمه گه‌گاه کشاکشی میان آن‌ها ظاهر می‌گشت که مایه اصلی آن قدرت و منافع آن بوده‌است. در منابع فارسی میانه و در گزارش‌های عربی-فارسی، موبدان پیوسته در دربار حضور دارند و همواره مسموع القول هستند. امان چنین نفوذ و هماهنگی مستمری را باید اغراق‌آمیز دانست. باید به خاطر داشته باشیم که موبدان بر کلام مکتوب، شدیدا اعمال نفوذ می‌کردند و دخالت ساسانیان در خودای‌نامگ قطعا سوگیری دینی و روحانی داشته‌است. مثلا پادشاهانی که از روحانیت حمایت می‌کردند، با الحادها و ارتدادها مبارزه می‌نمودند، یا آتشکده‌ها می‌ساختند یا آن‌ها را توسعه می‌دادند (مانند شاپور دوم، بهرام پنجم، و خسرو یکم) مورد ستایش فراوان قرار می‌گرفتند. اما پادشاهانی که در برابر قدرت فزاینده دینی به سود دربار یا مردم می‌ایستادند از آن‌ها به بدی یاد می‌شده‌است. مثل نرسه (۲۹۳–۳۰۲ میلادی) که ظاهرا به کمک کرتیر که می‌کوشید تاج و تخت را تصاحب کند، چندین بار برای براندازی او توطئه کرد. وی تعقیب و آزار مانویان و مسیحیان را متوقف ساخته بود. دولت ساسانی در راس حکومت ساسانی شاه قرارداشت که دارای اختیارات کامل بود. نخستین مقام اداری پس از وی وزرگ فرمادار نام داشت که باید کشور را تحت نظارت شاه اداره می‌کرد. اداره کشور در زمانی که در سفر یا جنگ بود معمولا به نیابت از وی در اختیار وزیر اعظم یا وزرگ فرمادار بود. وی گاهی یه سرداری سپاه نیز گماشته می‌شد و در جنگ‌ها شرکت می‌کرد. مذاکرات سیاسی نیز از وظایف وزرگ فرمادار بود. از وزرای مشهور ساسانی می‌توان ابرسام وزیر اردشیر و مهرنرسه وزیر یزدگرد اول، سورن پهلو وزیر بهرام پنجم و بزرگمهر وزیر انوشیروان را نام برد. اعضای ثابت هیئت وزرا معمولا در دوره ساسانی دستخوش تغییر می‌شدند اما کسانی که همواره عضو هیئت وزرا بودند اینها بودند: وزرگ فرمادار موبدان موبد ایران سپاهبد ایران دبیربد واستریوش بد. امور مالیه دولت توسط شخصی ملقب به واستریوشان یا واستریوش بد و تحت نظارت وزیر اعظم اداره می‌شد. واستر یوشان در واقع وزیر مالیه و صنعت و تجارت و کشاورزی بود. آمارگران درجه اول کشور توسط وزرگ فرمادار منصوب می‌شدند اما تحت نظر واستریوشان به کار مشغول بودند و وظیفه آن‌ها برآورد مالی و تجاری از مناطق مختلف کشور بود. عواید دولت از مالیات ثابت و باجهای موردی و غنایم و حقوق گمرکی تامین می‌شد. بازمانده ایوان خسرو در تیسفون، ۱۸۶۴ امور اداری کشور توسط دبیران انجام می‌شد. دبیران در دوره ساسانی طبقه ویژه‌ای داشتند و معمولا رئیس دبیران ایران از مقربان شاه بود. مکاتبات اداری و سیاسی و نگهداری محاسبات مالی و نظامی به عهده دبیران بود. رئیس دبیران ایران دبیران مهست یا ایران دبیربد نامیده می‌شد. در رتبه بعدی پس از دبیران مهست و تحت نظر وی هفت دبیر کار می‌کردند: داد دبیر (دبیر عدلیه) شهر آمار دبیر (دبیر عواید شاهی) کدگ آمار دبیر (دبیر عایدات درباری) گنج آمار دبیر (دبیر خزانه) آخور آمار دبیر (دبیر اصطبل شاهی) آتش آمار دبیر (دبیر آتشکده‌ها) روانگان دبیر (دبیر امور خیریه) کاخ ساسانی در شهر سروستان مربوط به ساسانیان از دید پیروان آیین زرتشت شاه مکلف به انجام تکالیفی بود که از این قرارند: رعایت دستورهای دینی(دین زرتشت) پایبند بودن به دین رسمی کشور(زرتشت) اخلاق نیکو توان عفو و اغماض محبت به رعایا توانایی فراهم آوردن آسودگی رعایا شادی متذکر بودن به گذرا بودن جهان تشویق کاردانان و تنبیه نالایقان دادگری ابقای رسم بارعام گشاده‌دستی بی‌بیم کردن مردمان دقت در نصب کارگزاران از نظر دینی فره ایزدی شاه بدکردار را رها می‌کند و نشانه دور شدن شاه از فره ایزدی این است که مردم غالبا تنگدست شوند و شاه شایستگی اصلاح امور را نداشته باشد یا اینکه در غم مردم نباشد یا راه درمان را نداند. چنین شاهی توان دادگری نخواهد داشت و بر مردم است که به خاطر برقراری دادگری با وی درآویزند. آیین‌های درباری در مراسم درباری شاه بر تخت می‌نشست و پرده‌ای به فاصله ده زراع در پیش روی این تخت قرار داشت که شاه را از دید حاضرین پنهان می‌کرد. در موقع مقرر پرده دار که از فرزندان یکی از اسواران بود پرده را کنار می‌زد. در فاصله ده زراع از پرده شاهزادگان و اسواران از طبقه خاندان ساسانی می‌ایستادند و در فاصله ده زراع در پشت سر آن‌ها ندیمان و محارم پادشاه و استادان موسیقی می‌ایستادند و طبقه سوم در فاصله ده زراع از آن‌ها مطربها و مقلدان و بازیگران بودند. در مراسم درباری افراد ناقص‌العضو یا بیمار یا از طبقات پایین جامعه (پیشه وران و کشاورزان) راه نداشتند. در حضور شاه کسی صحبت یا زمزمه نمی‌کرد تا پرده دار (به اشاره شاه) نوازنده یا خواننده‌ای را فرمان می‌داد تا موسیقی مورد نظر شاه را اجرا کند. تازمان بهرام گور معمول بود که هر کس درخواستی از شاه داشت باید پیش از شراب نوشیدن شاه به صورت نوشته به شاه تقدیم کند و دستور این بود که هرکس جز این کند گردنش را بزنند. در زمان بهرام گور این رسم تغییر کرد و بهرام دستور داد در زمان مستی نیز درخواست‌ها را پرده دار دریافت کرده و برایش بیاورند. این رسم نا پسند که موجب صدور فرمانهای نادرست می‌شد بعد ازوی متروک یا اصلاح شد. در مراسم درباری جاسوسانی حضور داشتند و در رفتار افراد حاضر در مراسم و گفتگوی آن‌ها جاسوسی می‌کردند. به ویژه مراقب بودند که رفتار افراد در موقع عدم حضور شاه چگونه‌است. در دو جشن بزرگ‌سال نوروز و مهرگان افراد و بزرگان هدایایی به شاه تقدیم می‌کردند. هرکس از آنچه خود دوست داشت هدیه‌ای تقدیم می‌کرد. بازرگانان و توانگران سیم و زر، جنگیان شمشیر و نیزه و اسب راهوار، شعرا و ادبا نیز شعر و خطبه مناسب. در این بین دبیران هدایا را به دقت می‌نوشتند و هر هدیه آورنده‌ای اگر نیازمند به کمک می‌شد باید الزاما از شاه (دربار) درخواست کمک می‌کرد. در این‌گونه موارد دوبرابر ارزش هدیه وی از شاه به وی داده می‌شد و اگر هدیه ارزان قیمت بود مثلا یک میوه، همان میوه را پر از سکه‌های طلا کرده و به آورنده پرداخت می‌کردند. اگر هدیه آورنده در موقع نیاز به دربار رجوع نمی‌کرد بی‌حرمتی به شاه تلقی می‌شد و مجازاتی برای وی در نظر می‌گرفتند. در ابتدای هر فصل شاه جامه‌های فصل پیش را به درباریان می‌بخشید. در مواقعی که جنگی بزرگ پیش می‌آمد مهمانی‌های دربار تعطیل می‌شد و شاه به جز موبدان موبد، ایران دبیر بد و رئیس اسواران کسی را بر خوان نمی‌پذیرفت و غذای سفره نیز منحصر به نان و نمک و سرکه و سبزی و غذایی به نام بزم آورد می‌شد. شاه قدری از غذاها می‌خورد و به سرعت سفره را برمی‌چیدند و به کار ادامه می‌دادند. سپاه بازسازی سواره نظام ساسانی. تا زمان خسرو اول (انوشیروان) فرمانده کل سپاه ایران به نام ایران سپاهبد نامیده می‌شد از زمان خسرو انوشیروان کشور به چهار بخش نظامی تقسیم شد و برای هر یک سپاهبد در نظر گرفته شد. ایران سپاهبد در مورد جنگ و صلح و مذاکرات سیاسی اختیارات زیادی داشت. اگر شاه خود مایل به شرکت در جنگ‌ها بود معمولا از اختیارات سپاهبد کاسته می‌شد. مهمترین بخش سپاه ساسانی سواره نظام زره پوش سنگین بود (اسواران) که در جنگ‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای داشت به ویژه در مورد رویارویی با پیاده‌نظام رومی بسیار موثر بود و به سادگی آرایش جنگی پیادگان را به هم می‌زد و آن‌ها را آماج تیرهای تیر اندازان می‌نمود. تمام تن اسواران با تکه‌های فلس گونه آهن پوشیده شده بود و نقابی آهنین نیز صورت آن‌ها را می‌پوشاند به‌طوری‌که تنها سوراخی جلوی بینی و شکافی برای دیدن در آن قرار داشت. زره سواره نظام تکه‌تکه بود و آزادی عمل کافی برای عضلات سوار فراهم می‌کرد. پشت سر اسواران فیلهای جنگی بودند و در انتهای لشکر نیز پیادگان. پیادگان روستاییانی بودن که به اجبار به جنگ می‌آمدند و بابت این کار مزدی نیز نمی‌گرفتند به همین دلیل کم اثرترین بخش سپاه بودند. تیر اندازان در پشت سواره نظام قرار داشتند و از دور دشمن را مورد هدف قرار می‌دادند. درمیان سپاه ساسانی معمولا گروه‌هایی از اقوام و ملل تابع امپراتوری وجود داشت که در جنگ‌ها کمک موثری می‌کردند. از میان این اقوام سکستانی‌ها بیشتر مورد اعتماد شاهان ساسانی بودند. واحدهای بزرگ سپاه را گند و واحد کوچکتر از آن درفش و واحد کوچکتر از درفش را وشت می‌نامیدند. هر درفش پرچمی مجزا داشت و فرمانده گند را گند سالار می‌خواندند. در جنگ‌هایی که شاه حضور داشت معمولا در میان سپاه برای وی تختی در نظر می‌گرفتند و گروهی از زبده‌ترین سربازان گرد تخت شاه را فرا می‌گرفتند که تا پای جان از شاه حفاظت می‌نمودند. ساسانیان بر خلاف اشکانیان روش‌های نگهداری و گرفتن دژها را خوب می‌شناختند و ابزارهای لازم را نیز در دست داشتند و به خوبی به کار می‌بردند. سلحشورانی که روزگاری شکست‌های سختی بر ارتش و لژیونرهای رومی وارد آوردند و مانند سد مستحکمی مانع از تسلط آن‌ها بر جاده ابریشم شدند. در واقع این سپاه ساسانی بود که توانست انتقام حمله مقدونی‌های اروپایی را بازپس گیرد و از آن زمان به عنوان یک ابرقدرت هم‌طراز در برابر رومیان ظاهر شود. ساسانیان ابرقدرت دیگری در شرق امپراتوری روم بودند. تقریبا در هر جنگی که ایرانیان با رومی‌ها داشتند، سواران (سواره نظام) نیز حضور داشتند. ماشین نظامی و تجهیزات ساسانیان در تمامی جنبه‌ها هم‌طراز و حتی قوی‌تر از رومی‌ها بود؛ حقیقت تلخی که سرانجام رومیان به آن اعتراف کردند. سواره نظام نخبه و برگزیده ساسانی همانند دیواری مستحکم در برابر رومی‌ها بود تا آن‌ها نتوانند ایران را تسخیر کنند و به مرزهای هند و چین برسند. امروزه کمتر کسی ترس و وحشتی را درک می‌کند که این سواران در دل رقیبان خود برمی‌انگیختند. برای درک این موضوع بهتر است به لیبیانوس (مورخ رومی) مراجعه کنیم، جایی که در آن نوشته‌است:لژیونرهای رومی ترجیح می‌دهند تا هر سرنوشت و قضا و قدری را تحمل کنند اما با سواران ایرانی رو در رو نشوند!. جامعه ساسانی شهرسازی جامعه ساسانی یک جامعه شهرنشینی بود. ساسانیان طرح‌های شهرسازی و عمرانی مدون داشتند. در پایان دوره ساسانیان، میان‌رودان بیشترین چگالی جمعیت را داشت که این به خاطر پروژه‌های شهرسازی، سدسازی و راه‌سازی ساسانیان در قلب شاهنشاهی بود. بنیان نهادن شهرها اصلی‌ترین برنامه عمرانی ساسانیان بود که پیامدهای سیاست، اجتماعی و اقتصادی برای جامعه ایران در اواخر دوره باستان داشت. متن پهلوی شهرستان‌های ایران‌شهر شور شاهان ساسانی برای بنیان‌نهادن و بازسازی شهرها به نام خودشان را نشان می‌دهد. اردشیر یکم و شاپور یکم دو تن از شاهان شهرساز ساسانی هستند. شهرهای بسیاری وجود داشتند که ساکنین آن‌ها رومی‌ها، گوت‌ها، و اقلیت‌های دینی تحت فشار مثل مسیحیت و شاید هم بت‌پرستان و دیگر اسیرانی بودند که از جنگ‌های با روم گرفتار شده بودند. این اسیرگیری‌ها و اسکان آن‌ها در شاهنشاهی باعث سکونت جمعیتی از غیرایرانی‌ها در شاهنشاهی شد که بسیاری از آن‌ها کارگران ماهر و مهندسین بودند که از آن‌ها در کار ساخت و ساز شهرها و سدها و راه‌ها استفاده شد و باعث آشنایی ایرانی‌ها با تکنولوژی رومی گردید و باعث گسترش مسیحیت در ایران شد. در مورد عشایر و قبیله‌های بیابانگرد که در فارسی میانه به آن اصطلاحا «کرد» می‌گفتند (با قوم کرد اشتباه نشود)، شواهد کمتری وجود دارد. بر پایه گزارش ابن بلخی که اظهار داشته آن‌ها در ارتش ساسانیان به خدمت گرفته شدند، نشان می‌دهد که اقوام بیابان‌گرد در نهایت توسط دولت به عنوان نیروی کار به کار گرفته شده‌اند. از جمله آن‌ها می‌توان به دیلمیان، گیلانیان، کرمانی‌ها و کردها اشاره کرد که هم در دوره ساسانی و هم در دوره اسلامی در ارتش به کار گرفته شدند. شاهنشاه در راس کشور شاهنشاه قرار داشت. وقتی که کسی شانس حضور در محضر شاه را پیدا می‌کرد، شاه را پشت پرده‌ای می‌دید که از چشمان عوام دور بود. این ایده پنهان بودن شاه و عوام در روم و چین هم پیدا می‌شود، شاهان از همدیگر تقلید می‌کردند و سعی می‌کردند گوی سبقت را در تشریفات از هم بربایند. در محضر شاه فقط از طریق «پرده‌دار» (خرم‌باش) می‌شد با شاه ارتباط برقرار کرد و از طریق او بود که خواسته شاه گفته می‌شد. این موارد بخش خصوصی شاهنشاهی را تشکیل می‌دادند. در دور رویداد بزرگ، یکی نوروز و دیگری مهرگان که به فاصله شش ماه از هم قرار داشتند، شاه مردم را به حضور می‌طلبید. این جشن‌ها طبقات مختلف یا حداقل سردمداران آن‌ها را دور هم جمع می‌کرد و آن‌ها را تحت لوای شاه همبسته می‌کرد. با تبادل کردن هدایایی، یگانگی بین شاه و طبقات مختلف به شکل نمادین حفظ می‌شد. شاهان اولیه ساسانی خودشان را از نسل خدایان می‌پنداشتند و به این ترتیب یک شخص عادی نبودند و با او باید به شکل تقدس‌گونه احترام گذاشته می‌شد و دستوراتش اطاعت می‌شد. شاهان بعدی، این لقب را از روی سکه‌ها زدودند و خودشان را به تنهایی مزداپرست خواندند. طبقات در جامعه ساسانی چهار طبقه (پیشگ) وجود داشت که هر طبق آتش‌کده مخصوص به خود را داشت. کاهنان (آسرونان) طبقه‌ای را تشکیل می‌دادند که خود زیرمجموعه‌هایی داشت. سرکاهن (موبدان)، کاهنانی که آتش را نگه می‌داشتند (هیربدان)، الهی‌دانان متخصص (دستوران)، قاضی‌ها (دادوران) و کاهنان دانش‌آموخته (ردان). در قرن پنجم هر کدام از طبقات کاهنان یک رئیس داشتند. مهمترین آتش‌کده شاهنشاهی متعلق به این دسته بود که آذرفرنبغ نام داشت. جنگاوران (ارتشتاران) دومین طبقه از اجتماع را تشکیل می‌داند و وظیفه آن‌ها حفاظت از شاهنشاهی بود. در ابتدا کل ارتش توسط مقامی تحت عنوان «ایران-سپهبد» اداره می‌شد. بعدها در دوره قباد یکم و خسرو یکم، این مقام از بین رفت و ارتش به چهار قسمت (کوست) تقسیم شد که هر کدام توسط یک سپهبد اداره می‌شد. بالاترین مقام در ارتش ساسانی ارتشتاران-سالار بود. ارتش از حکام محلی (شهرداران)، شاهزادگان خویشاوند شاه (ویسپوران)، اشخاص عالی‌رتبه (وزرگان) و نجیب‌زادگان (آزاتان) تشکیل و حمایت می‌شد. دسته‌هایی در ارتش وجود داشت که از جمله آن‌ها سواره‌نظام (اسواران) و پیاده‌ها (پیگان) بود. بین جنگاوران و کاهنان رابطه وجود داشت که از ارزش خاصی برخوردار است، چرا که ایده «ایران‌شهر» به عنوان قلمرویی که توسط اشراف جنگجو حکمرانی می‌شد، توسط موبدان توسعه یافته بود. این باور وجود داشت که یک دسته بدون دیگری نمی‌توانست زنده بماند. در عمل، هر دسته سعی می‌کردند خواست خود را بر دیگری تحمیل کنند که این جنگ طولانی بین آن‌ها کشور را بخش کرد و موجب ضعف شاهنشاهی شد. ارتش که به آن «سپاه» می‌گفتند به بخش‌های کوچکتری تقسیم می‌شد. سواره‌نظام مهمترین بخش ارتش بود که معمولا از وزرگان یا آزاتان و آنهایی که استعداد جنگی از خود نشان داده بودند تشکیل می‌شد. بر طبق گفته آمیانوس مارسلینیوس، سواره‌نظام سراپا زره می‌پوشید و کلاه‌خودی بر سر می‌گذاشت که تنها سوراخ‌هایی برای چشمان داشت. اسب آن‌ها هم تماما زره‌پوش بود. بر طبق گفته طبری در دوره خسرو انوشیروان سلاح‌های آنان چنین بود: زره اسب، نیم‌تنه زرهی سرباز، زره سینه، زره پا، شمشیر، نیزه، سپر، گرز، کمربند، تبرزین یا چماق، جعبه تیر و کمان که حاوی دو کمان به همره زه آن‌ها بود، سی عدد تیر. دیگر گونه سواره‌نظام که در جنگ‌ها استفاده می‌شدند، فیل‌بان‌ها (پیل-بانان) بودند. این حیوانات را می‌توان تانک‌های دنیای باستان فرض کرد که نزدیک بودن ایران به هند آوردن آن‌ها را تسهیل می‌کرد. پیاده‌نظام توسط (پیگان سالار) اداره می‌شد. آن‌ها نیزه و سپر داشتند و پشت آن‌ها در خطوط جنگی، کمان‌داران بودند. دیگر بخش سپاه، ناوگان آن بود که از همان ابتدا در هنگام حمله اردشیر یکم به آن سوی خلیج فارس مورد استفاده بوده‌است. بر طبق طبری به نظر می‌رسد که کشتی‌های ایرانی ظرفیت ۱۰۰ نفر را داشته‌اند. رهبر نوگان را «ناوبد» می‌گفتند. پست‌های نظامی دیگری هم وجود داشت، مثل فرمانده دژها (ارگ‌بد)، سرپرست مرزها (مرزبان)، عنوان موروثی فرمانده توس در شرف (کنارنگ) و فرمانده ارتش (گوند-سالار). دومین آتشکده بزرگ کشور برای این طبقه بود که آذرگشنب نام داشت. سومین دسته برزگران (واستریوشان) و کشاورزان (دهگان) بودند که وظیفه آن‌ها کشت و کار در زمین‌های کشاورزی و شکوفا نگه داشتن شاهنشاهی بود و به رئیس آن‌ها واستریوشان سالار می‌گفتند. آن‌ها تولیدکننده موارد غذایی و قشر مالیات‌ده شاهنشاهی بودند. آذربرزین مهر سومین آتشکده بزرگ کشور مخصوص این طبقه بود. چهارمین طبقه که بسیار پرشمارتر از سه طبقه دیگر بود و در دین زرتشت به شکل متفاوتی با آن‌ها رفتار می‌شد، پیشه‌ورها بودند. در متون پارسی میانه، به آن‌ها به صورت منفی نگریسته شده‌است. به نظر می‌رسد که این طبقه در پایین‌ترین سطح بوده‌است. این دیدگاه نسبت به پیشه‌ورها و بازرگانان با توجه به تعداد پرشمار آن‌ها در اواخر دوره باستان در ایران، مهم می‌نماید. این دیدگاه منفی تعداد زرتشتیان این طبق را کاهش داده و باعث شده بود تا اقلیت‌ها بیشتر در این طبقه مشغول باشند. این دیدگاه منفی خصوصا آنجا مهم‌تر می‌شود که با ظهور اسلام، این طبقه خود را آماده پذیرش آن می‌دیدند، چرا که دین اسلام بسیار بیشتر تجارت‌پسندانه بود و محمد ابن عبدالله، پیامبر این دین، خود یک تاجر بود. در امپراتوری ساسانی، دین حکومتی زرتشتی تعیین‌کننده رابطه بین زن و مرد بود. این روابط شامل نقش زن و مرد، رسوم ازدواج و حقوق زنان در جامعه می‌شد. اصول اخلاقی، ساختار زندگی زناشویی و رسوم اجتماعی ساسانیان، توسط متون مذهبی و قوانین زمان تعیین می‌شدند. زنان گرچه از حقوق اجتماعی همچون صاحب ملک بودن بهره‌مند بودند ولی این امتیازات بسته به طبقه اجتماعی زن داشت (ممتاز، تحت انقیاد، یا مستقل). زنان چند همسری رایج بود و از دیدگاه حقوق مدنی بین همسر ممتاز و دیگر همسران که گاه از طبقات پایین‌تر بودند تفاوت کامل وجود داشت. زنانی که از طبقات پایین‌تر بودن به عنوان زن خدمتکار (چاکرزن) نامیده می‌شدند و تنها فرزندان پسر آن‌ها جزو خانواده محسوب می‌شد. ازدواج دختران معمولا در ابتدای جوانی و حدود پانزده سالگی صورت می‌گرفت اما دختران حق انتخاب همسر داشتند. ازدواج بین مادر و پسر و خواهر و برادر مجاز بود و موجب دوری دیوان شمرده می‌شد. وضع زندگی شهر نشینان نسبتا خوب بود و می‌توانستند از طریق صنعت و تجارت به دارایی زیادی دست یابند. شهر نشینان این امتیاز را نسبت به کشاورزان داشتند که از خدمات نظامی معاف بودند. روستاییان وضع بدی داشتند و تقریبا غلامان دهگانان محسوب می‌شدند. آن‌ها هم به شاه مالیات می‌داند و هم به دهگان‌های مالک. جایگاه زنان بستگی به طبقه اجتماعی آنان داشت. مادر و همسر شاهنشاه در بسیاری از فعالیت‌ها و تصمیم‌گیری‌ها آزاد بودند و مهرها و سنگ‌نگاره‌های بجا مانده از آن دوره که حضور آن‌ها در مراسم «بزم» را نشان می‌دهد، نشان از ارزش آنان دارد. آن‌ها به همراه مردان در شکار، می‌گساری و بزم‌ها شرکت داشتند، لباس‌های فاخر می‌پوشیدند و حتی دو زن از میان آن‌ها به مقام شاهنشاهی رسیدند. هرچند که روایات در مورد بوران‌دخت و آذرمی‌دخت این‌گونه است که هیچ فرزند پسری نبوده تا بر روی تخت شاهنشاهی بنشیند، همینکه این دو زن به عنوان شاهنشاه حکومت کردند، نشان از پذیرش آن‌ها توسط موبدان و روحانیان دارد. متون پارسی میانه زرتشتی که توسط موبدان مرد نوشته شده‌است، دیدگاه آنان را بازتاب می‌دهد. بر طبق گفته de Jong در یک کلمه می‌توان چیزی که موبدان از زنان می‌خواستند را تشریح کرد: «فرمان‌برداری». زنان عموم به چشم اموال مرد دیده می‌شدند و دارای قیمت بودند (۵۰۰ ستیر). بسیاری از ممنوعیت‌های مذهبی تنها در مورد زنان غیراشرافی اعمال می‌شدند. زنان به عنوان موجودهایی دیده می‌شدند که می‌توانستند شاهنشاهی را به خرابی بکشانند. در بندهشن آمده‌است که اهورا مزدا نتوانسته موجود دیگری را غیر از زنان برای بچه‌آوردن بیافریند، وگرنه آنان را خلق نمی‌کرد. این می‌تواند به این معنی باشد که زنان در ذهن موبدان و مردان «اهورامزدایی» نبودند. در متون پارسی میانه زرتشتی آمده‌است که زنان باید محجوبانه لباس بپوشند. آرایش کردن و کلاه‌گیس برای زنان احتمالا ممنوع بوده‌است، چرا که در ارداویراف‌نامه آمده‌است که زنی که بر صورتش «رنگ نهاده» و از موی دیگران استفاده کرده و چشم پاراسایان را به گناه کشیده، به جهنم افکنده شده. قوانینی وجود داشته که زنان را از مشارکت در فعالیت‌های روزانه همچون آشپزی، تمیزکاری و برقراری تماس با آتش مقدس در ایام قاعدگی بازمی‌داشته. زنانی که در دوره قاعدگی آمیزش برقرار می‌کردند، سزاوار مرگ بوده‌اند (مرگ‌ارزان). مردان می‌بایست از زنانی که در دوره قاعدگی بودند پرهیز می‌کردند، چرا که زنان در این هنگام خطرناک‌ترین چیز برای موجودات زنده بودند. بر طبق وندیداد، آن‌ها را باید در حصار (دشتانستان) زندانی می‌کردند تا دوره قاعدگی آن‌ها تمام شود. زنان همتراز با کوکان و برده‌ها بودند و کابین یک زن ۲۰۰۰ درهم بود که برابر با قیمت یک برده بود. وقتی که زنی به سن ۹ سالگی می‌رسید، باید ازدواج می‌کرد. این سن برای پسران ۱۵ سالگی بود. این سنین سن ایدئال محسوب می‌شدند و در پایان دنیا، زنان و مردان در این سن وارد بهشت می‌شدند. زنان در هنگام روز باید سه بار در جلو شوهران خود زانو می‌زدند و از آن‌ها می‌پرسیدند که چیزی می‌خواهند یا نه، یا چگونه می‌توانند او را خوشحال کنند. چند نوع ازدواج وجود داشت. زن اصلی یک مرد با اختیارات تام، زن «پادیخشای» نام داشت، که نسبت به دیگر زنان از حقوق بیشتری برخوردار بود. اگر یک شوهر (شوی) نازا بود، می‌توانست همسر خود را به عنوان «چگر» بدهد که در آن زن با یکی از خویشان نزدیک مرد ازواج می‌کرد تا فرزندی برای شوهر اصلی خود بیاورد. اگر مردی بدون داشتن یک فرزند پسر می‌مرد، وظیفه دخترش بود که «ستور» شود، به این معنی که باید با یکی از خویشاوندان مرد، فرزندی بیاورد که اموال مرد به او ارث می‌رسید و زنجیره خانوادگی را حفظ می‌کرد. زنان همچنان می‌توانستند تقاضای طلاق (هلشن یا ابیزاری) دهند و یک گواهی طلاق دریافت کنند. یک مرد می‌توانست زن خود را در صورت نازا بودن، زنا کردن (گاداری) سحر و جادو (جادوگی)، عدم انجام وظایف ضروری، عدم تمکین و رعایت نکردن دوره حبس در حین قاعدگی، طلاق دهد. قوانینی برای حفاظت از زنان وجود داشت، برای مثال اگر به‌طور غیرقانونی زنش را طلاق می‌داد، زن هنوز می‌توانست مقداری تاوان دریافت کند، حتی اگر مرد اموالش را خیرات کرده بود. قانون ایجاب می‌کرد که بخشی از آن ثروت به زن برسد. بر طبق مدیان هزار دادستان، به نظر می‌رسد که اگر زنی طلاق می‌گرفته، می‌توانسته املال یا جهازی که با خودش آورده بود را نزد خود نگه دارد، اما درآمدهای آن به شوهر می‌رسید. مردان دارای امتیاز بالاتر می‌توانستند دو زن داشته باشند (ابوگ یا به فارسی هوو) و شاهان ساسانی می‌توانستند تعداد بیشتری زن داشته باشند. پدر همه‌کاری بود و می‌توانست زن و فرزندان خودش را در صورت ناتوانی از فراهم کردن معاش خانواده، به فروش برساند. اگر به زن شوهرداری تجاوز می‌شد، او ۳۰۰ ستیر و ۵۰۰ ستیر دیگر برای ربوده شدن دریافت می‌کرد و اگر پیش از پا به سن گذاشتن به او تجاوز می‌شد، ۱۲۰۰ درهم به او داده می‌شد. آمیزش در خارج از ازدواج دزدی محسوب می‌شد. زنان یک نیروی بالقوه برای دور کردن مرد از عقاید مذهبی محسوب می‌شدند که خصوصا این‌طور پنداشته می‌شد که می‌توانستند با نیروی جنسی خود مردان را از مذهب دور کنند، اما نه تا حدی که جلوی بچه‌آوردن گرفته شود. آمیزش کردن یک مرد با زنی نازا، گناه محسوب می‌شد، چرا که منی خود را به هدر داده‌است. زن یا دختر جوانی که نمی‌خواست ازدواج کند سزاوار مرگ بود (مرگ‌ارزان). به مردان پیشنهاد شده که «زنانی که شرم دارند را دوست داشته باش»، «زن جوان را به زنی گیر». همچنین در متون پارسی میانه دیدگاه‌های منفی نسبت به زنان وجود دارد «زنان را خرد نیست»، «رازت را پیش زنان مبر»، «زنی که فرمان‌بردار شوی نیست را به زنی مگیر»، «به زنان اعتماد نکنید تا پشیمان و شرم‌گین نشوید» و به مردان جوان پیشنهاد شده که زن پیر نگیرند، که مجموع این موارد نشان از دیدگاه منفی مردان نسبت به زنان دارد. تنها یک چیز شایسته بود که «اثر اهریمنی لواط» را خنثی می‌کرد و آن «ازدواج با خویشان» یا خویدوده بود. در مورد این نوع ازدواج گمانه‌زنی‌های فراوانی شده‌است. اما بر طبق گفته تورج دریایی، در کنار گواهی منابع خارجی، هر کس که بتواند اوستایی یا پارسی میانه بخواند، که این خویدوده هرچه بوده، در دوره ساسانیان انجام می‌شده. بر طبق گفته فرای، ریشه این رسم اگر زرتشتی نباشد، احتمالا ایلامی بوده‌است که هخامنشیان از آن برای خالص نگه داشتن خون شاهی استفاده می‌کردند، اما انجام آن در بین عوام با شواهد کمتری همراه است. کرتیر ذکر می‌کند که بخشی از کارهای سودمندانه‌ای که کرده این بوده‌است که خویدوده‌های زیادی را ترتیب داده‌است. در متون پارسی میانه متاخر هم از مزایای این ازدواج گفته شده. در دینکرد سوم (فصل هشتاد) سه نوع از این ازدواج آورده شده، بین پدر و دختر، مادر و پسر و در نهایت بین برادر و خواهر. در کنار جنبه مذهبی آن، خویدوده روشی برای نگه داشتن ثروت و خانواده به صورت بی‌کم‌وکاست است، چرا که در ورت وصلت با خانواده‌ای دیگر، بخشی از ثروت از دست می‌رفت. مجازات‌ها مجازات ابزاری بود که توسط دولت برای کنترل جامعه استفاده می‌شد. تازیانه‌زدن، بریدن بخش‌هایی از بدن، داغ‌گذاری در ایران ساسانی استفاده می‌شد. برای مثال، عدم حضور در دربار در حین یک دزدی، یا اگر شوهر در دوران قاعدگی برای همسرش غذا فراهم نمی‌کرد یا دزدی می‌کرد، به او داغ گذاشته می‌شد و اگر یک شخص چهار بار برای جرم‌های گوناگونی داغ‌گذاری می‌شد، برای تمام عمر در حبس می‌ماند. یک مجازات دیگر که برای تحقیر بکار می‌رفت این بود که شخص را بر روی یک حیوان، معمولا یک میمون قرار می‌دادند و او را در خیابان‌ها رژه می‌بردند. بریدن درختان، آلوده کردن آبها و دریاچه‌ها و زمین، گناه محسوب می‌شد. به گفته تورج دریایی، این کار باعث شده بود تا آلودگی‌های محیطی و میزان آسیب‌پذیری طاعون نسبت به امپراتوری روم شرقی کمتر باشد. از آنجا که آب مقدس بود، موبدان زرتشتی روش‌های هوشمندانه‌ای برای دور زدن محدودیت آلودگی آن استفاده از آن برای شست‌وشو و نظافت پیدا کرده بودند. مثلا حمام‌ها در شهرها نزدیک به آتشکده‌ها و جاهایی بنا می‌شد که جشن‌های فصلی (گاهنبارها) انجام می‌گرفتند. دیگر گناه مهم دیگری که سزاوار مرگ بود، لواط (کون‌مرزی) بود. در مینوی خرد آمده‌است که اهریمن دیگر دیوان و پلیدان را با انجام عمل لواط با خودش بوجود آمرده است. اگر مردی ناخواسته لواط می‌کرد، سزاوار تازیانی و اگر به میل خویش چنین کاری می‌کرد، سزاوار مرگ بود. دفن کردن مردگان هم گناه شمرده می‌شد. اجساد مردگان در مکان‌های به نام دخمه در معرض دسترس کرکس‌ها و سگ‌ها قرار می‌گرفتند. دلیل این کار این بود که آن‌ها بر این باور بودند وقتی روح بدن را ترک می‌کند، بدن شروع به تجزیه می‌کند و آلوده می‌شود. غیر زرتشتیانی که در شاهنشاهی زندگی می‌کردند، مثل مسیحیان، قبرها را بالاتر از سطح زمین درست می‌کردند که برای زرتشتیان قابل پذیرش بود. اما با حمله مسلمانان، دیده می‌شود که آن‌ها اجساد را در زمین دفن می‌کردند که از نظر زرتشتیان آلوده کردن زمین بود. فولکلور در متن پهلوی خسرو و ریدگ برخی از غذاها، نوشیدنی‌ها، دسرها و بازی‌های اشرافی سخن رفته‌است. بر روی بشقاب‌هایی که از آن زمان به جا مانده، شاه را نشسته می‌بینیم که نوازندگانی دور آن مشغول نواختن هستند و دخترانی هم با آهنگ آن می‌رقصند. چندین گونه موسیقی‌دان و آلت موسیقی وجود داشته‌است که از جمله آن چنگ‌سرای، وین‌سرای، وین-کنار-سرای، سور-پیک-سرای، تنبور-سرای، بربوت-سرای، نای-سرای و دومبلگ-سرای است. از جمله شعبده‌بازی‌ها و کارهای نمایشی رایج در آن عصر می‌توان به رسن-وازیگ، زنجیر-وازیگ، دار-وازیگ، مار-وازیگ، چمبر-وازیگ، تیر-وازیگ، تاس-وازیگ، وندگ-وازیگ، اندروای-وازیگ، میخ و سپر-وازیگ، زین-وازیگ، گوی-وازیگ، سیل-وازیگ، شمشیر-وازیگ، ورز-وازیگ، شیشگ-وازیگ، کبیگ-وازیگ اشاره کرد که در جلوی دربار انجام می‌شدند، و آشپز (خوالیگر) با دقت در کنار آتش و غذا می‌ایستاد و دهانش را می‌بست تا غذای سلطنتی را آلوده نکند. برده‌داری تعداد زیادی برده وجود داشت که بر طبق کاربرد، اصل و جنسیت طبقه‌بندی می‌شدند. برده‌های زن (بندگ پریستار) رایج بودند و مردان خانه بر روی آن‌ها کنترل تام داشتند و می‌توانستند از آن‌ها بچه‌دار شوند. مردمانی که در قرض بودند یا تصمیم داشتند مقداری از زمان خود را در آتشکده‌ها خدمت کنند هم در دسته بردگان قرار می‌گیرند. برده‌ها به اجازه صاحب یا در حین مرگ او آزاد می‌شدند. برده‌ها مزد دریافت می‌کردند و قادر بودند خانواده خودشان را داشته باشند. هنر ساسانی هنر ساسانی اساسا با «جهان بینی مذهبی» همراه است و هر چند ادامه هنرهای قدیم ایران و هخامنشی و پارتی است و تحت تاثیر جریان‌های مختلفی که از سمت شرق و غرب به سوی این هنر سرازیر بود. شکل گرفته‌است، اما ویژگی‌های خاص خود را نیز دارد گچبری که پارت‌ها در کاخ‌ها و بناهای مذهبی استفاده کرده‌اند، در دوره ساسانی رونق ویژه‌ای یافت. بخش عظیمی از تزیینات وابسته به دوره ساسانی گچبری است. در بناهایی مانند طاق کسری در تیسفون نمونه‌های زیبایی از موتیف‌های گچبری یافت شده‌است؛ و همچنین در قلعه یزدگرد هم بهترین طرح‌های هندسی و گل و گیاه و موضوع نقوش گچبری هستند. در بناهای دیگر عهد ساسانی تاق کسری، تخت سلیمان، فیروزآباد و سروستان نیز طرح‌ها و نقش‌های فوق‌العاده زیبای گچبری استفاده شده‌است که این طرح‌ها نقش‌ها در معماری دوره اسلامی به شکل جالبی بدون استفاده از نقوش ذی‌روح به کار گرفته می‌شود. از تزیینات دیگر وابسته به دوره ساسانی استفاده از موزاییک کاری است؛ که به نحو شایسته‌ای در ایوان‌های شرقی و غربی کاخ بیشاپور در شهر بیشاپور استفاده شده‌است. موزاییک یعنی استفاده از قطعات کوچک سنگ رنگی که مهمترین نمونه‌های آن در مکان یادشده یافته شده‌اند. رویه حقوقی در دوره ساسانی مبنای اصلی حقوق اوستا و زند (تفاسیر اوستا) و اجماع نیکان به معنای مجموعه فتاوای موبدان بود. بالاترین مقام در دعاوی حقوقی را موبدان موبد می‌دانستند. در سیستم حقوقی ساسانی در جهت پرهیز از به درازا کشاندن دادرسی تدابیری وجود داشت از جمله اینکه برای ارائه و احضار شهود مهلتهایی پیش‌بینی شده بود. در مواردی طرفین می‌توانستند از قاضی پیش قاضی بالاتری شکایت کنند. اگر قاضی نمی‌توانست در مورد بیگناهی یا گناه کاری فردی به قطعیت دست یابد کار به آزمون می‌رسید. آزمون به دو گونه گرم و سرد بود. آزمون گرم عبور از آتش و آزمون سرد نوشیدن آب آلوده به ترکیبات گوگرد بود (واژه کنونی سوگند در فارسی به همین معناست). مجازاتها معمولا نسبت به مجازاتهای امروزی بسیار سنگین و سخت بود. مجازات ارتداد، خیانت، فرار از جنگ یا راهزنی مرگ بود. مجازات دزدی، هتک ناموس یا ستم بر دیگران نیز اعدام یا مجازاتهای بدنی سخت بود. برای دزدی لباس در سرما یا غذا در موقع قحطی یا در موارد نظیر آن تخفیفهای در نظر گرفته شده بود. زندان معمولا روشی برای از میان برداشتن بی‌سر و صدای مخالفین مهم سیاسی بود. اعدامها معمولا با شمشیر انجام می‌شد اما در مواردی چون خیانت به دین یا شاه اغلب فرد را مصلوب می‌کردند. اقتصاد شیوه اصلی تولید و منبع درآمد و امرار معاش مردم در ایران کشت و برز و کشاورزی بود. محصولات کشاورزی عبارت بودند از غلاتی نظیر جو، چاودار، ارزن، حبوبات، علوفه، الیاف برای ریسندگی، میوه‌هایی نظیر انگور، انجر، پسته و بادام، خرما و سبزی‌ها و نیز برنج و باغات زردآلو و زیتون. ساسانیان به توسعه کشاورزی بسیار علاقه داشتند و می‌دانیم که در خوزستان و عراق زمین‌های کشاورزی گسترده و قابل کشتی وجود داشته‌است. انقوزه، ریواس، پسته ایرانی و گردوی ایرانی (Persicum) از جمله گیاهان و درختانی بودند که رومی‌ها کشت آن را در سرتاسر اروپا گسترش دادند. فرای اعتقاد دارد که خصوصیات زمین‌دار یا فئودال در خاورمیانه تا حد زیادی با فئودالیسم اروپا فرق داشته‌است. این یافته‌ها را تحقیقات باستانشناسی در جنوب غربی ایران نیز تایید می‌کند که در کنار روستاها قصرها و قلعه‌ها و دژهایی وجود نداشته‌اند. در ایران انواع گوناگونی از زمین‌داری یا اجاره داری زمین نظیر «زمین‌های دولتی»، «زمین‌های وقفی»، «زمین با مالکیت جمعی»، وجود داشت و زمین را برای اهداف خیریه نیز وقف می‌کردند. اما مهم‌تر از چگونگی مالکیت زمین موضوع تسلط بر آب بود و از این رو مالکیت «قنات‌ها» امیت بسیار بیشتری داشت. بر خلاف جامعه فئودالی اروپای قرون وسطی، آب د ایران ساسانی ارزش بیشتری از زمین داشت. شغل‌هایی که در بازارها رایج بوده عبارتند از آهنگری، قالب‌کاری با آن (آهن-پیکر)، نقره‌کار (اسیم‌گر)، قالب‌کاری با نقره (اسیم-پیکر)، سازنده سقف (اشکوب-کردار)، ریسمان‌ساز (بندکار)، آنهایی که با هاون کار می‌کردند (دیگ‌ساز؟) (چاروگر)، چلنگر، خیاط (درزیگ)، سازنده لباس (وسترگ-کردار)، قوری چینی‌ساز (دوشین‌گر یا جامیگ-پز)، نجار (دورگر)، شوینده (گازر)، کفاش (کفش‌گر)، کفاشی که نوعی کفش با ریسمان می‌ساخت (سورگر)، کوزه‌گر (کولوارگر)، نانوا (نانباگ)، نگارگر کتاب‌ها (نیبیگان-نیگار)، نقاش (نیگارگر)، فنجان‌ساز (پیال‌گر)، دباغ (پوست‌گر)، (پولاود-پیکر)، رنگرز، سازنده‌های مختلف (رازان)، آرایشگر (ورس-ویرای)، خیمه‌ساز (ویان‌گر)، آشپز (خوالیگر)، سازنده سفره؟ (خوان‌گر)، زرگر، سازنده زین (زین‌گر). نظارت کردن بر فعالیت و قیمت‌های بازار بر عهده (وازاربد) بوده‌است که حداقل از قرن سوم وجود داشته‌است. فرهنگ تمدن غنی و بزرگی که در دوره ساسانیان در ایران پدید آمد در پیشرفت تمدن و فرهنگ ملل آسیا و اروپای شرقی تاثیر به سزایی داشت. این فرهنگ میراث دار فرهنگ هخامنشیان که آن نیز در سرزمین پارس پدید آمده بود شد و جانشینی برای سلوکیان و اشکانیان بود. در فرهنگ ساسانیان عناصر ملی ایران حتی بیش از دوره اشکانیان ظاهر می‌شوند و وسعت و گسترش بسیاری بلحاظ زمانی دارند. حتی پس از حمله اعراب نیز تاثیرات پر قدرت این فرهنگ ادامه یافت. ادیان در دوران ساسانیان آیین مانی در دوران پادشاهی شاپور اول مانی ادعای پیامبری و مذهبی تازه آورد که از اختلاط سایر ادیان و مذاهب فراهم ساخته شده و در شرق و غرب دنیای آنروز گسترش یافت. مانی در بابل زاده شد و یک پزشک بود. به نظر می‌رسد که در ابتدا با والدینش زندگی می‌کرده که در آنجا تحت تاثیر مسیحیت و گنوستیک بوده‌است. دین او از هر جهت یک دین دوگانه‌پرستی بود و خودش در شاپورگان آن را مبتنی بر دو اصل (دو بن) می‌شمارد. چون این سیستم دوگانه‌پرستی بود، از فرهنگ اصطلاحات زرتشتی برای تبلیغ دینش برای کسانی که با این اصطلاحات آشنا بودند استفاده می‌کرد که این می‌تواند خود نشانی باشد که دین زرتشتی در قرن دوم دینی مهم بوده‌است. مانی به هندوستان و چین سفر کرد و در آنجا با مفاهیم دین‌های غیرابراهیمی مثل هندوئیسم و بودیسم آشنا شد، که شاید همین اختلاط‌آمیز بودن و جهانی‌گرایی موجب علاقه شاپور یکم به آن دین شده باشد. چیزی که موجب محبوبیت مانی شد این بود که او در بابل زندگی می‌کرد که افراد مختلف با باورهای گوناگون در آن سکونت داشتند. شاپور یکم به او اجازه تبلیغ دینش را داد و مانی یکی از کتاب‌هایش که شاپورگان نام دارد را به او تقدیم کرده‌است. مانی دوباره به ایران بازگشت، در دوران پادشاهی بهرام یکم موبدان زرتشتی، همچون کرتیر از پیشرفت دین مانی بیمناک شده، مانی بازداشت و به زندان افکنده می‌شود. پس از مرگ مانی در زندان، توجه مانویان به آسیای میانه، قبایل ترکی و چین جلب شد و در آنجا پیروانی یافتند. این آیین در غرب به استثنای مصر، به علت محبوبیت و قدرت روزافزون مسیحیت خیلی موفق نبود. مسیحیت و یهودیت از سنگ‌نگاره‌ای که از کرتیر بجا مانده، آزار و اذیت یهودیان، بوداییان، هندویان، Nazarenes، مسیحیان، مندائیان و مانویان مشهود است. خط بعدی نشان می‌دهد که بت در شاهنشاهی وجود داشته یا پرستش می‌شده که شاید اشاره به تندیس‌های رهبران و معلمین بودایی/مسیحی باشد. بر طبق گفته تورج دریایی، واژه بت در زبان فارسی از واژه بودا گرفته شده‌است. مسیحیان هم در ابتدا مورد آزار و اذیت قرار داشتند، هم به خاطر نگرش جهانی آن‌ها (همچون مانویت)، و هم به این خاطر که ممکن بود جایگاه کیش زرتشتی را به خطر بیندازد. با یهودیان بسیار بهتر رفتار می‌شد. در متون پارسی میانه غیر دینی، رابطه نزدیک شاهنشاه و جمعیت یهودی مشهود است. برای مثال در شهرستان‌های ایران‌شهر گفته شده همسر یزدگرد اول و مادر بهرام گور، شیشین‌دخت یهودی و فرزند Resh Galut بوده. بر طبق گفته تلمود، یزدگرد اول رابطه نزدیکی با یهودیان داشته. زرتشتی‌ها می‌توانستند بهرام گور را یک شاه قانونی و یهودیان هم می‌توانست او را یک شاه یهودی بدانند، چرا که به هر حال مادر او یک یهودی بود. آیین مزدک چندی برنیامد که مزدک ظهور کرد و سخنانی تازه‌تر آورد. این مزدک، چنان‌که از اخبار برمی‌آید خود از موبدان بود و آیین تازه‌ای هم که آورد تاویلی از آرای زرتشت به‌شمار می‌آمد. در مسئله وجود شرور و آلام، که هم زرتشت و هم مانی بدان عنایتی خاص داشتند و محور عقاید ثنوی شمرده می‌شد، مزدک رایی تازه آورد و گفت تمام بدی‌ها و زشتی‌های جهان را باید از دیو رشک و دیو خشم و دیو آز دانست زیرا، چیزی که برابری و مساوات مردم را که مایه رضای هرمزد است نابود کرده و از میان برده‌است، قدرت و استیلای این دیوان تبهکار است؛ بنابراین تا هرآنچه مایه رشک و خشم و آز مردم است، از میان نرود مساوات و برابری که فرمان هرمزد و خواست اوست در جهان پدید نمی‌آید. با کشتار شگفت‌انگیز بی‌شفقتی که خسرو انوشیروان از پیروان مزدک کرد موبدان گمان بردند که آیین پسر بامداد یکسره از جهان برافتاد. اما این گمان درست درنیامد و آیین مزدک حتی پس از سقوط ساسانیان باقی ماند و یک چند نیز با نام خرم‌دینی به معارضه مسلمانان برخاست. زروانیان از محققان، بعضی گمان برده‌اند که این آیین بعد از عهد زرتشت به وجود آمده‌است و از صبغه تاثیر و نفوذ فلسفه یونان برکنار نیست. تاثیر یونان را، در توسعه و تکمیل این آیین، شاید نتوان انکار کرد ولیکن حقیقت آن است که ذکر زروان در اوستا نیز آمده‌است. احتمال است که این عقیده، از تاویل بعضی اقوال اوستا برآمده باشد و مایه‌هایی از عقاید کلدانیان و سپس از فلسفه یونانی نیز بر آن افزوده شده باشد. به هر حال موبدان و روحانیان زرتشتی، آیین زروان را نیز مانند عقاید مانی، نوعی رفض و بدعت می‌شمردند و با آن مخالفت می‌ورزیدند. نهایت آنکه در آخر دوره ساسانی، به سبب تحولی که در همه اوضاع زمانی پیش آمده بود، این آیین نیز رواج بسیار یافت و حتی به عقیده برخی از محققان درین دوره فرقه زروانی بر دیگر فرقه‌های زرتشتی برتری داشت. آیین بودا از سوی مشرق نیز آیین بودا هر روز گسترش می‌یافت. در بلخ و سغد و بلاد مجار چین و هند، همواره زاهدان و سیاحان بودایی به نشر و بسط تعالیم بودا اشتغال داشتند. در آخر دوره ساسانیان سرگذشت عبرت‌انگیزی از بودا تحت عنوان بوذاسف و بلوهر در بعضی از بلاد ایران انتشار داشت. گذشته از آن، چنان‌که از مآخذ برمی‌آید، بودا یا یکی از شاگردان او کتابی نیز به فارسی داشته‌است. علم، هنر و ادبیات شاهنشاهان ساسانی حامیان روشنگر ادبیات و فلسفه بودند. به دستور خسرو یکم آثار افلاطون و ارسطو به پهلوی ترجمه و در گندی‌شاپور تدریس شد و حتی گفته شده که خود او هم آن‌ها را مطالعه کرده‌است. در حین پادشاهی او رویدادنامه‌های تاریخی بسیاری تنظیم شد که از آن‌ها تنها کارنامه اردشیر بابکان باقی مانده‌است که مخلوطی از تاریخ و ادب است که بعدها زیربنایی برای حماسی ملی ایرانیان، شاهنامه شد. وقتی که ژوستینیان یکم درهای مکتب آتن را بست، هفت تن از استادان آنجا به ایران آمده و به دربار خسرو پناهنده شدند. در موقعی که دلتنگ وطن شده بودند، خسرو در عهدنامه ۵۳۳ با ژوستینیان قید کرد که فرزانگان یونانی باید مجاز به بازگشت به خانه باشند و مورد آزار و ستم قرار نگیرند. آکادمی گندی‌شاپور که در قرن پنجم بنیان نهاده شده بود، در دوران خسرو اول تبدیل به «بزرگ‌ترین مرکز اندیشه در جهان» شده بود و از تمام نقاط دنیا دانش‌آموزان و استادان جذب آن می‌شدند. مسیحیان نسطوری در آنجا پذیرفته می‌شدند و آثار یونانی درزمینه پزشکی و فلسفه را به آسوری ترجم کردند. نوافلاطون‌گرایان هم به گندی‌شاپور آمده و تخم عرفان‌گرایی صوفی‌گری را در آنجا کاشتند. دانش پزشکی هند، ایران، سوریه و یونان در آنجا به هم آمیخته شد و مکتب درمانی شکوفایی را ایجاد کرد. از منظر هنری، تمدن ایرانی در دوره ساسانیان از بعضی جهات به نهایت شکوفایی و رونق خود رسید. بخش عمده چیزی که بعدها به تمدن اسلامی در معماری و تحریر معروف شد، در واقع از فرهنگ ایرانی گرفته شده بودند. شاهنشاهی ساسانی در دوران اوج شکوفایی خود از غرب آناتولی تا شمال هند (پاکستان/افغانستان امروزی) کشیده شده بود، اما در فرسنگ‌ها دورتر از مرزهای خود نفوذ داشت. موتیف‌های ساسانی به آسیای مرکزی و چین، شاهنشاهی بیزانس و حتی مروونژی‌ها راه یافت. نگاشته‌ها و نوشته‌هایی که از روزگار ساسانیان برجای مانده، تنها به زبان پارسی میانه که از دیرباز زبان پهلوی خوانده شده، نیست. به زبان‌های پارتی یا زبان پهلوانیک و زبان سغدی و زبان خوارزمی و زبان ختنی و زبان طخاری نیز آثاری برجا مانده‌است. زبان‌ها در ابتدای شاهنشاهی ساسانی، شاهان از زبان‌های پارسی میانه، یونانی و پارتی برای سنگ‌نگاره‌ها استفاده می‌کردند. اردشیر هم از پارسی میانه و هم از یونانی استفاده کرده‌است. شاپور یکم علاوه بر پارسی میانه و یونانی، از پارتی هم استفاده کرده‌است. از دوران نرسه، دیگر یونانی منسوخ شد و مورد استفاده قرار نگرفت که ممکن است دلالت بر پیکار با فرهنگ یونانی و هلنیستی داشته باشد که روحانیان و دولت در پیش گرفته بودند. نرسه از پارتی و پارسی میانه استفاده کرده‌است. از دوران شاپور دوم، پارتی هم منسوخ و تنها پارسی میانه مورد استفاده قرار می‌گرفت. کرتیر سنگ‌نگاره‌های خود را تنها به زبان پارسی میانه کنده‌است، که یا می‌تواند به این خاطر باشد که او بر خلاف شاه، نیازی نداشته تا با غیرایرانیان و غیرزرتشتیان ارتباط برقرار کند. زبان‌های ناحیه‌ای هرچند که پارسی میانه زبان مادری ساسانیان بود، در قلمرو گستره ساسانیان یک زبان اقلیتی محسوب می‌شد و عمدتا در ایالت پارس و در حوالی ماد و نواحی اطراف آن گستره داشت. با این حال، چندین گویش فارسی در آن زمان وجود داشت. در کنار فارسی، آذری و همچنین یکی از گویش‌های آن تاتی، در آدوربایگان (آذربایجان) استفاده می‌شد. دیلمی و گیلانی در گیلان و مازندرانی که به آن طبری می‌گویند در طبرستان تکلم می‌شدند. به علاوه، زبان‌ها و گویش‌های بسیاری دیگری در این دو ناحیه تکلم می‌شدند. میان‌رودان جمعیتی اکثریت از اقوام سامی داشت و ایرانی‌ها در اقلیت بودند. این اقوام سامی، یهودیانی بودند که تلمود بابلی را نوشتند، و همین‌طور مردمانی بودند که به زبان آسوری و لهجه‌های گوناگونی از زبان آرامی را تکلم می‌کردند. اعراب در میان‌رودان سکونت داشتند و از سده سوم زمانی که اردشیر شمال عربستان را تسخیر کرد، عربی در شاهنشاهی شناخته‌شده بود. در قلمرو ساسانیان در قفقاز، زبان‌های پرشماری تکلم می‌شدند که گرجی و ارمنی غالب بودند و به خاطر اینکه محل سکونت اشراف پارتی بود، زبان پارتی هم نفوذ زیادی پیدا کرد. زبان‌های کارتولی گوناگون (خصوصا در لازستان)، پارسی میانه، آلبانی قفقاز، سکایی، یونانی و زبان‌های دیگر از جمله دیگر زبان‌های این ناحیه هستند. در خوزستان چندین زبان تلکم می‌شد. زبان نئو-ایلامی (که با دوره تاریخی نباشد اشتباه شود) در دوره ساسانی در این ناحیه وجود داشت. پارسی در شمال و شرق و آرامی در بقیه نواحی آنجا. در میشان، آرامی‌ها، به همراه اعراب (که به آن‌ها اعراب میشانی هم گفته می‌شد) و اعراب بیابان‌گرد، به همراه بازرگانان نبتی و پالمیرایی، جمعیت سامی آن استان را تشکیل می‌داد. ایرانی‌ها هم شروع به سکونت در این استان کرده بودند و جمعیتی از زط‌ها هم در آنجا بود که به هند اخراج شدند. دیگر اقوام هندی همچون مالایی‌ها در میشان اسکان داده شدند که یا برده بودند یا ملوانان به خدمت گرفته‌شده. در آسورستان یا دل ایران‌شهر، اکثریت مردم آشوری‌های آرامی‌زبان بودند، در حالی‌که پارسیان، یهودیان و اعراب اقلیت آن استان را تشکیل می‌دادند. به خاطر یورش سکاها و زیرگروه‌های آنها، آلان‌ها به آذربایجان، ارمنستان و دیگر نواحی قفقاز، این ناحیه جمعیت بزرگتری از ایرانی‌ها، هرچند اندک، به خد گرفت. پارتی و دیگر گویش‌های ایرانی در خراسان تکلم می‌شد، در حالی که در مناطق دوردست در شرق که همیشه در دست ساسانی‌ها نبود، سغدی، باختری و خوارزمی و پارتی تکلم می‌شد. در جنوب در سیستان، که در دورات اشکانیان جمعیتی از سکاها بدانجا رفته بودند، سیستانی تکلم می‌شد. کرمان جمعیتی از ایرانی‌ها را به خود داشت که شبیه پارسیان بودند، در شرق دوردست در پاراتان، توران، مکران، بلوچی و زبان‌های غیرایرانی تکلم می‌شد. در کلان‌شهرها اسیران جنگی رومی/بیزانسی و جماعتی از مردم سوریه که در شاهنشاهی اسکان داده شده بودند، به زبان لاتین، آسوری و یونانی تکلم می‌کردند. به علاوه، اسلاوها، گوت‌ها و ژرمن‌هایی که به عنوان اسیر جنگی از ارتش رومی/بیزانسی گرفته می‌شدند و در شاهنشاهی اسکان داده شده بودند، به زبان‌های خودشان در شاهنشاهی تکلم می‌کردند. این‌ها تنها زبان‌هایی هستند که ما امروزه از آن‌ها اطلاع داریم، زبان‌ها و لهجه‌های فراوان دیگری بوده‌اند که امروزه از دست رفته‌اند. زبان‌های مردم بیابان‌گرد بیشتر مشکل‌زا هستند. مسلما کردها وجود داشته و زبان کردی و لهجه‌های مختلف آن، به همراه زبان لری، و همین‌طور چند زبان دیگر که از دست رفته‌اند، وجود داشته‌اند. از قرن پنجم، قبایل ترکی وارد شاهنشاهی شدند (چه با یورش و چه اینکه دولت آن‌ها را برای خدمت در ارتش به کار گرفته باشد) که می‌توان نتیجه گرفت زبان ترکی هم وجود داشته، بخصوص در شمال شرق. ساسانیان باید ساختاری را برپا می‌کردند تا استان‌های مختلف را از نظر زبان به هم مرتبط کنند و یک راه ارتباطی عمومی ایجاد کنند. این کار ممکن است با گماشتن فرمانداران پارسی زبان و غیرپارسی زبان و بومیان دوزبانه صورت گرفته باشد. در حالی که شاهزاده‌های از خون پادشاهی بر نقاط گوناگون حکمرانی می‌کردند، دستگاهی حکومتی از دبیران، کاهنان و دیگر مناصب بر طبق شواهد موجود از سده چهارم در کتیبه شاپور سکان‌شاه، شاه سیستان وجود داشته‌است. سکه‌های ساسانی مسکوکات ساسانی طلا و نقره و مس بودند اما نسبت بین ارزش آن‌ها در تمام دوره ساسانیان ثابت نبود. درهم نقره معمولا به بین ۳٫۶۵ تا ۳٫۹۴ (سه و شصت و پنج تا سه و نود و چهار) گرم وزن داشت. این وزن بر اساس سکه‌های اشکانی و سکه‌های فنیقی است. در سکه‌های ساسانی نقش شاه همواره در یک طرف سکه حک شده‌است و در طرف دیگر معمولا یک آتشدان است. سکه‌های ساسانی از طلا و نقره و مس بود. سکه‌های نقره را زوزن می‌گفتند. تاریخ سکه‌ها مشخص سالهای سلطنت ساسانی است. خط و زبان سکه‌ها، پهلوی ساسانی می‌باشد. میراث و اهمیت نفوذ شاهنشاهی ساسانی مدت‌ها پس از فروپاشی آن دامه داشت. این شاهنشاهی، تحت حکمرانی تعدادی از شاهان توانا پیش از فروپاشی‌اش، به یک رنسانس ایرانی دست یافت که نیروی محرکه‌ای شد برای تمدنی تحت لوای دین نوظهور اسلام. شاهنشاهی ساسانی در ایران مدرن و نواحی حومه آن، به عنوان یکی از دوران شکوه و رونق تمدن ایرانی محسوب می‌شود. در اروپا فرهنگ ساسانیان و ساختار نظامی آن تاثیری شگرف بر تمدن روم گذاشت. ساختار ارتش روم تحت نفوذ روش‌های جنگاوری ایرانی قرار گرفت. نظام شاهی روم، به تقلید از رسوم دربار ساسانی در تیسپون پرداختند و خودشان هم به نوبه خود بر روی سنت‌های تشریفاتی دولت‌های اروپای مدرن تاثیرگذار بودند. ریشه تشریفات دیپلماسی اروپای مردن به روابط دیپلماسی بین دولت‌های ایران و شاهنشاهی روم نسبت داده شده‌است. در تاریخ یهودیت در شاهنشاهی ساسانی، تاریخ یهودیت رشد و توسعه شگرفی به خود دید. تلمود بابلی در قرون سه تا شش میلادی در ایران ساسانی تدوین شد و آکادمی‌های آموزشی بزرگی در صورا و پومبدیتا بنیان نهاده شد که تبدیل به زیربنای دانش‌پژوهی یهودی شد. اشخاصی از خاندان شاهی همچون ایفرا هرمزد ملکه مادر شاپور دوم و شهبانو شوشان‌دخت، همسر یزدگرد اول، به‌طور قابل توجهی به رابطه نزدیک بین یهودیان و دولت شاهنشاهی ساسانی در تیسپون کمک کردند. در هندوستان فروپاشی شاهنشاهی ساسانی باعث شد دین رسمی کشور از زرتشتی به اسلام تغییر پیدا کند. زرتشتیان به تدریج از یک دین اکثریت تبدیل به اقلیت شدند که تحت فشار قرار داشتند. تعداد زیادی از آن‌ها برای نجات دادن دین و جان خود، شروع به مهاجرت از آنجا کردند. بر طبق قصه سنجان، در جایی که امروزه به آن گجرات می‌گویند مهاجرت کردند و به آن‌ها آزادی بیشتری برای حفظ رسوم باستانی و آیین‌شان داده شد. نوادگان آن زرتشتی‌ها نقشی کوچک اما قابل توجه در توسعه هندوستان ایفا کردند. امروزه ۷۰،۰۰۰ زرتشتی در هند وجود دارند. زرتشتی‌ها هنوز از نوعی تقویم استفاده می‌کنند که در دوره ساسانی بنیان‌نهاده شده بود. مبدا این تقویم هنوز از زمان بر تخت نشستن یزدگرد سوم محاسبه می‌شود که در سال ۶۳۲ میلادی بود. شجره‌نامه و گاهشمار شاهنشاهان (ویدئو) امپراتوری پارس طبقات اجتماعی دوران ساسانی شهرهای ساسانی معماری ساسانیان تاریخ ساسانیان فهرست شاهنشاهان ساسانی منبع‌شناسی تاریخ ساسانی ارتش ساسانیان
[ "خط پهلوی", "زبان فارسی", "دوران باستان متأخر", "نظام ارباب رعیت", "نبرد هرمزدگان", "جنگ ایران و روم شرقی (۶۲۸–۶۰۲ میلادی)", "حمله اعراب به ایران", "سقوط امپراتوری ساسانی", "خسرو پرویز", "استخر", "تیسفون", "زبان پارسی میانه", "زبان آرامی", "Eisenbrauns", "زبان پارتی", "یونانی کوینه", "#زبان‌های ناحیه‌ای", "مزدیسنا", "کیش بابلی", "مسیحین نسطوری", "آیین مانوی", "یهودیت", "مندائیان", "پاگانیسم", "مهرپرستی", "هندوئیسم", "آیین بودایی", "فهرست شاهنشاهان ساسانی", "اردشیر بابکان", "یزدگرد سوم", "کرمانشاه", "خرم‌آباد", "استان گیلان", "استان کهگیلویه و بویراحمد", "ایران", "اسلام", "شاهنشاهی", "اردوان چهارم", "اشکانیان", "هخامنشیان", "پارس", "آسیا", "امپراتوری روم", "امپراتوری روم شرقی", "تیسپون", "بغداد", "عراق", "پرچم ایران", "درفش کاویانی", "شاهنشاهی ایران", "اسلام‌آوردن ایرانیان", "تمدن ایرانی", "هند", "چین", "اروپای غربی", "آفریقا", "دوران طلایی اسلام", "جهان اسلام", "کیش زرتشتی", "اوستا", "پادشاهی میشان", "اردوان پنجم", "هرمزگان", "بلاش ششم", "بحرین", "موصل", "شاهان کوشانی", "باختر (بلخ)", "نبرد راسائنا", "نبرد باربالیسوس", "انطاکیه", "والرین", "نبرد ادسا", "نقش رستم", "بیشاپور", "تخت جمشید", "آناتولی", "اذینه", "پالمیرا", "بند قیصر", "نیشابور", "مانوی‌گری", "مانی", "شاپورگان", "خاخام", "بهرام اول", "کرتیر", "بهرام دوم", "کاروس", "دیوکلتیان", "نرسه", "بهرام سوم", "گالریوس", "رقه (سوریه)", "سرزمین ماد", "ارزروم", "هرمز دوم", "بادیه‌نشینان عرب", "حیره", "جاده ابریشم", "ترکستان", "گرومبات", "ژولیان", "نبرد تیسفون (۳۶۳)", "ژوویان", "کنستانتین بزرگ", "قباد اول", "روم شرقی", "جنگ ساسانیان و رومی‌ها (۴۲۱–۴۲۲)", "اردشیر دوم (ساسانی)", "شاپور سوم", "بهرام چهارم", "یزدگرد اول", "تئودئوس دوم", "بهرام پنجم", "رأس جالوت", "هپتالیان", "ازبکستان", "گورخر آسیایی", "ادبیات ساسانی", "موسیقی ساسانی", "چوگان", "یزدگرد دوم", "نبرد آوارایر", "ارمنستان ایران", "واردان مامیکونیان", "دانشنامه ایرانیکا", "پیمان‌نامه نورسک", "کیداریان", "آمودریا", "هرمز سوم", "پیروز اول", "هرات", "خاندان کارن", "زرمهر", "بلاش (شاهنشاه ساسانی)", "خسرو اول", "مزدک", "قلعه فراموشی", "جاماسپ (ساسانی)", "امیدا", "قفقاز", "لازستان", "پادشاهی ایبری", "قلعه دارا", "بلیساریوس", "نبرد کالینیکوم", "معاهده صلح ابدی", "ژوستینین یکم", "جنگ لازی", "ژوستین دوم", "چهر-ویشنسپ", "خاندان سورن", "دوین (شهر باستانی)", "ایروان", "مامیکونیان", "سیواس", "ملطیه", "وهریز (فرمانده سواره‌نظام)", "عدن", "هرمز چهارم", "بهرام چوبین", "موریس (امپراتور)", "بالکان", "فوکاس", "شهربراز", "شاهین بهمن‌زادگان", "هراکلیوس", "اورشلیم", "صلیب راستین", "اسکندریه", "هنر ایرانی", "موسیقی ایرانی", "معماری ایرانی", "شهرپلاکان", "تخت سلیمان", "خزرها", "خاقانات غربی ترک", "سومین جنگ ایران و ترکان", "قسقنطنیه", "محاصره کنستانتینوپول", "اسلاوها", "آوارهای اوراسیایی", "تنگه بسفر", "راهزاد", "نبرد نینوا", "دستگرد", "کانال نهروان", "رود سیروان", "قباد دوم", "شیرویه", "ذمی", "جزیه", "بی‌بی‌سی", "سلسله گاوبارگان", "پادوسپانیان", "شروان‌شاهان", "بنو منجم", "احمد بن سهل", "آل میکال", "مزداپرست", "وزرگ فرمادار", "موبد موبدان", "اسپهبد", "خسرو انوشیروان", "ارتش ساسانیان", "ساسانیان", "خویدوده", "خسرو و ریدگ", "هندوستان", "بهرام یکم", "خرم‌دینان", "زروان (خدا)", "کلده (تمدن بابل)", "زروانیان", "آیین بودا", "بودا", "بوداسف", "کارنامه اردشیر بابکان", "شاهنامه", "صوفی‌گری", "مروونژی‌ها", "پارسی میانه", "زبان پهلوانیک", "زبان سغدی", "زبان خوارزمی", "زبان ختنی", "زبان طخاری", "امپراتوری پارس", "طبقات اجتماعی دوران ساسانی", "شهرهای ساسانی", "معماری ساسانیان", "تاریخ ساسانیان", "منبع‌شناسی تاریخ ساسانی", "سید علی حق‌شناس", "معماری ایران", "کاوه فرخ" ]
[ "شاهنشاهی ساسانی", "آناتولی قرون وسطی", "ابرقدرت‌ها", "ارمنستان قرون وسطی", "امپراتوری‌های پیشین آسیا", "امپراتوری‌های پیشین", "انحلال‌های ۶۵۱ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای بنیان‌گذاری‌شده در ۲۲۴ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای منحل‌شده در ۶۵۱ (میلادی)", "ایالت‌ها و قلمروهای منحل‌شده در سده ۷ (میلادی)", "بنیان‌گذاری‌های ۲۲۴ (میلادی)", "تاریخ آبخاز", "تاریخ ارمنستان", "تاریخ ازبکستان", "تاریخ افغانستان", "تاریخ باستان ارمنستان", "تاریخ باستان افغانستان", "تاریخ باستان پاکستان", "تاریخ باستان ترکیه", "تاریخ باستان عراق", "تاریخ باستان گرجستان", "تاریخ پاکستان", "تاریخ تاجیکستان", "تاریخ ترکمنستان", "تاریخ ترکیه", "تاریخ جمهوری آذربایجان", "تاریخ داغستان", "تاریخ سرزمین شام", "تاریخ عراق", "تاریخ قرقیزستان", "تاریخ قزاقستان", "تاریخ قفقاز", "تاریخ کردستان", "تاریخ گرجستان", "حکومت‌های ایران در سده ۳ (میلادی)", "حکومت‌های ایران در سده ۴ (میلادی)", "حکومت‌های ایران در سده ۵ (میلادی)", "حکومت‌های ایران در سده ۶ (میلادی)", "حکومت‌های ایران در سده ۷ (میلادی)", "سوریه باستان", "عراق در قرون وسطی", "کشورهای پیشین در آسیا", "کشورهای پیشین در آفریقا", "کشورهای پیشین در اروپا", "گرجستان در قرون وسطی" ]