line
stringlengths 5
329
|
---|
ابلیس: اهریمن، دیو، شیطان |
ابن: پسر، پور، ولد & اب |
ابواب: 1 بابها، بخشها، فصلها 2 درها، مدخلها |
ابوابجمعی: پرسنل، جزو، جمعی، عضو، کادر |
ابوی: اب، بابا، پدر، والد & والده |
ابهام: آمیختگی، پیچش، پیچیدگی، تاریکی، تعقید، تیرگی، شبهه، عدمصراحت & آشکاری، وضوح |
ابهامآمیز: پوشیده، پیچیده، تیره، مبهم، مرموز، مشکل، مغلق & روشن، صریح، واضح |
ابهت: اهمیت، بزرگی، جبروت، جلال، سطوت، شکوه، صولت، عظمت، فره، وقار |
ابیض: سپید، سپیدرنگ، سفید، سفیدپوست & اسود، سیاه |
اپیدمی: بیماریشایع، شیوع، عالمگیر، مسری، همهجاگیر |
اتابک: 1 آموزگار، اتالیق، لله، مودب، مربی، معلم 2 اتابیک، پدربزرگ، 3 وزیراعظم |
اتاق: بیت، حجره، خانه، سرا، منزل |
اتاقک: کابین، کلبه |
اتباع: 1 پیروان، وابستگان 2 تابعین، شهروند & بیگانگان |
اتحاد: ائتلاف، اتصال، اتفاق، پیوستگی، پیوند، توافق، وحدت، همبستگی، همدستی، همدلی، همراهی، یکدلی، یگانگی، & اختلاف |
اتحادیه: انجمن، سندیکا |
اتر: اثیر، سیاله، مادهسیال |
اتراق: اسکان، اقامت، بیتوته، توقف، جایدهی، جایگیری |
اتساع: 1 بسط، سعه، فراخی، گسترش، گشادگی، وسع 2 ثروت، مکنت & انقباض |
اتصال: التصاق، الحاق، پیوستگی، پیوستن، پیوند، چسبیدگی، رسیدن، وصل & انفصال |
اتفاق: 1 ائتلاف، اتحاد، وحدت، همآوازی، همدستی، همدلی، همزبانی، همسخنی، یکدلی 2 پیشامد، تصادف، تصادم، حادثه، رخداد، رویداد، سانحه، سرگذشت، عارضه، واقعه، وقوع 3 اجماع 4 تراضی، سازواری، & 1 اختلاف، نفاق |
اتفاقاتفاقی: 1 تصادفاً، تصادفی، غیرمترقب، غیرمنتظر، ناگهانی 2 حادثی |
اتقا: پارسایی، پرهیز، پرهیزکاری، تقوا، خویشتنداری، عفت، کفنفس، ورع |
اتکا: اتکال، اعتماد، پشتگرمی، تکیه، تکیهگاه، توکل، متکی |
اتلاف: افنا، تابودی، تباهی، تبذیر، تلف، ولخرجی، هدر |
اتمام: 1 تتمیم، تکمیل 2 اختتام، پایان، ختم & آغاز |
اتوبان: آزادراه، جاده، شاهراه |
اتوماتیک: اتومات، خودکار |
اتومبیل: خودرو، سواری، ماشین، موتور |
اتهام: افترا، بهتان، تهمت، فریه |
اتیکت: 1 برچسب 2 آدابدانی، تشریفات، دیسیپلین |
اثاث: ابزار، اثاثیه، اسباب، رخت، سامان، عقار، کالا، لوازم، متاع |
اثاثه: اثاثیه، اسباب، رخت، کالا، لوازم، متاع |
اثاثیه: اثاث، اثاثه، اسباب، بساط، لوازم |
اثبات: 1 تایید، ثبوت 2 ثابت، محرز، مدلل & نفی |
اثباتی: ایجابی، موجبه & سلبی |
اثر: 1 ایز، پی، جایپا، ردپا، رد، نشان، نشانه 2 تاثیر، خاصیت، فایده، واکنش، 3 تالیف، تصنیف، نوشته، 4 پی، رد، رگه، نشان، نشانه، 5 فعل، نقش، 6 حاصل، نتیجه 7 معلول |
اثربخش: اثردار، کارگر، کاری، موثر، مفید & بیاثر |
اثرپذیر: تاثیرپذیر، کنشپذیر، متاثر، منفعل & فاعل |
اثم: بزه، جرم، خطا، خطیئه، ذنب، سیئه، گناه، معصیت، منکر، ناشایست |
اثنا: بین، حین، خلال، ضمن، طی، هنگام |
اثیر: اتر، مادهسیال |
اثیم: بزهکار، تبهکار، خاطی، خطاکار، عاصی، عصیانگر، گناهکار، مجرم، مذنب، مقصر |
اجابت: 1 استجابت، برآوردن، پذیرش، پسند، تصویب، قبول، مستجاب، مقبول 2 تخلیه، دفع، قضایحاجت |
اجاره: 1 استجاره، دربست، کرایه 2 ربح، سود، منفعت |
اجارهنشین: اجارهدار، کرایهنشین، مستاجر & موجر |
اجازت: اجازه، اذن، دستور، رخصت |
اجازه: 1 اجازت، اذن، تجویز، دستور، رخصت 2 پروانه، تصدیق، جواز، مجوز، منشور 3 فتوا |
اجاق: 1 آتشگاه، تنور، دم، منقل 2 آل، خاندان، دوده، دودمان |
اجامر: اراذل، الواط، اوباش، غوغاطلبان، ولگردان |
اجانب: اغیار، بیگانگان، غریبهها، ناآشنایان، نامحرمان & آشنایان، یاران |
اجبار: اضطرار، اکراه، الزام، جبر، زور، قسر، کره & اختیار |
اجباری: 1 اضطراری، الزامی، جبری، زورکی، زوری، قسری، قهری 2 اجباراً، جبراً، قهراً & اختیاری |
اجتماع: 1 جامعه 2 ازدحام، تجمع، گردهمایی 3 دسته، گروه 4 محاق، & تفرق، تفرقه |
اجتماعی: 1 مدنی 2 جمعی، همگانی 3 معاشرتی & انفرادی |
اجتناب: احتراز، استنکاف، امتناع، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، حذر، خودداری، دوری، کنارهگیری |
اجتهاد: 1 فقاهت، مجتهدی، مرجعیت 2 استنباط 3 استادی 4 جهد، کوشش |
اجحاف: تجاوز، تخطی، تعدی، درازدستی، دستاندازی، ستم، ظلم، عدول |
اجداد: آباء، اسلاف، نیاکان |
اجر: اجرت، پاداش، ثواب، جایزه، حقالزحمه، دستمزد، عطیه، کارمزد، مزد |
اجرا: 1 ادا، ارتکاب، اعمال، انجام، ایفا 2 بهجریانانداختن، بهکاربستن |
اجرت: اجر، پاداش، پایمزد، حقالعمل، حقالقدم، دسترنج، دستمزد، کرایه، مزد |
اجل: 1 مرگ، موت 2 گاه، موعد، مهلت، وقت، هنگام |
اجلاس: اجلاسیه، انجمن، جلسه، کنفرانس، گردهمآیی، مجمع، میتینگ، نشست |
اجمال: اختصار، ایجاز، تلخیص، خلاصه & تفصیل |
اجمالا: بالاجمال، مختصر |
اجناس: 1 اقمشه، امتعه، کالا 2 اقسام، انواع، گونهها |
اجنبی: 1 بیگانه، خارجی 2 غریب، غریبه، غیر & آشنا، خودی |
اجنبیپرست: اجنبیپرور، بیگانهپرست، بیگانهپرور، مزدور، وطنفروش |
اجوف: 1 پوک، توخالی، کاواک، مجوف، میانتهی 2 بیمعنی، بیهوده، پوچ 3 علهدار |
اجیر: 1 جیرهخوار، خودفروخته، مزدبگیر، مزدور 2 اسیر، گرفتار |
احاطه: 1 تبحر، تسلط، مهارت، وقوف 2 محاصره |
احاله: 1 ارجاع، انتقال، محول، واگذار 2 چارهسازی، حیله |
احتراز: ابا، اجتناب، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، تحفظ، حذر، حزم، خویشتنداری، دوری، کنارهجویی، گریز |
احتراس: حراست، محافظت، مراقبت، نگهداری |
احتراق: آتشگرفتن، اشتعال، سوختن، سوختن، سوزانیدن |
احترام: آبرو، اعتبار، اعزاز، اکرام، بزرگداشت، پاس، تجلیل، تعظیم، تکریم، توقیر، حرمت، رعایت، عز، عزت، کرنش & احتقار، خوارداشت |
احتساب: 1 شمارش، محاسبه 2 لحاظ |
احتشام: بزرگی، جلال، حشمت، شکوه، شوکت، فره، مجد |
احتضار: 1 جانکندن، نزع 2 حضور 3 شهرنشینی |
احتقان: خفگی |
احتماء: پرهیز، رژیم |
احتمال: 1 حدس، ظن، گمان 2 تردید، شک |
احتمالا: احیانا |
احتیاج: 1 حاجت، نیاز 2 بینوایی، حاجتمندی، فقر، نیازمندی، وسن 2 اقتضا، ضرورت، لزوم، نیاز، وجوب |
احتیاط: پروا، حذر، حزم، دوراندیشی، عاقبتاندیشی، مالاندیشی، مبالات، ملاحظه، هشیاری & بیپروایی |
احتیاطکار: بااحتیاط، باحزم، دوراندیش، محتاط & بیپروا |
احد: 1 یکتا، یگانه 2 واحد، یک |
احداث: ایجاد، پیدایش، تاسیس، خلق، ساخت، ساختن |
احراز: 1 دستیابی، کسب 2 پناهدهی 3 تصرف |
احساس: 1 عاطفه 2 حس، درک، دریافتن |
احساساتی: پراحساس، پرهیجان، حساس، رقیقالقلب، سریعالتاثر، عاطفی، هیجانزده |
احسان: انعام، بخشش، خوبی، دهش، عطا، محاسن، مرحمت، منت، نواخت، نوال، نوعپروری، نوعدوستی، نیکخواهی، نیکوکاری، نیکویی، نیکی |
احسنت: آفرین، اینت، زه، مرحبا |
احشام: 1 رمه، گله 2 خدام، خدمتگزاران، نوکران |
احصا: آمار، آمارگیری، تعدید، حساب، سرشماری |
احصائیه: آمار، سرشماری، شمار |
احضار: جلب، دعوت، طلبیدن، فراخوانی |
احضاریه: جلب، دعوت، فراخوان |
احفاد: اخلاف، اولاد، اولادزادگان، نبیرگان، نوادگان |
Subsets and Splits